<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های به مهربانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bemehrbani</link>
        <description>سامانه آنلاین معرفی و حمایت از دانش‌آموزان مستعد و فاقد سرپرست موثر bemehrbani.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 22:34:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/106411/avatar/gFKsV8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>به مهربانی</title>
            <link>https://virgool.io/@bemehrbani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سخنرانی محمدرضا جلائی‌پور در دومین نشست خیر و خرد</title>
                <link>https://virgool.io/@bemehrbani/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-ifg8opsmy4b9</link>
                <description>متن سخنرانی محمدرضا جلائی‌پور در نشست دوم خیر و خرد به نام خدای مهربان وعادلسلام وعرض ادب خدمت حضار گرامی وسپاس ازبرپا دارندگان این نشست انشاالله نیک اثراین روزها همه ما سوگوار مرگ فرهاد و آزاد خسروی و تحت  تاثیر این داستان غم بار این دو برادر هستیم که به نظرم اگر تعداد شهروندان  بیشتری در ایران دیگر دوستانه و موثر برای امثال اینها مداخله می  کردندچنین سرنوشتی پیدا نمی کردند شاید زبان حال بسیاری ازما این باشد که  سینه مالا مال درد است دریغا مرهمی اما اگرچه سینه همه ما مالا مال این درد  است ولی به نظرم از قضا مرهمی هم هست واحتمالا نشر ایده وفعالیت های فردی  وجمعی دیگر دوستانه موثر هم از این نوع مرهم ها است.در همین مورد خاص درباره مسایل مرتبط با کول بران، بورسیه کردن کودکان  کول بر که خیریه دارالااکرام در این زمینه قدمهایی می خواهد بردارد وکمکهای  شما به نحوی موثر وشفافی به اونها تعلق خواهد گرفت از جمله اقدامات دیگر  دوستانه موثری است که همه ما میتوانیم انجام بدهیم یا فعالیتهای حمایتگری  یا ادوکیسی برای اجرای سیاستهایی که به نحو ریشه ای این مسئله رو حل می  کنند از جمله برای پیمان تجارت آزاد بین ایران وعراق یا طرح کارانه یا  اشتغال عمومی که پیشنهاد شده بیمه کول بران وانواع دیگری از سیاست های رفاه  عدالت گستر که توسعه را عادلانه ومتوازن می کنند در ایران از جمله  اقداماتی هستند که ما با مداخله های جمعی ونهادی در این زمینه می توانیم  جلوی قربانی شدن فرهاد وآزاد ها را بگیریم .اما حالا به موضوع همین نشست بپردازمدیگردوستی موثرهم یک فلسفه هست هم یک جنبش یا پویش اجتماعی استاد عزیزم  جناب آقای ملکیان در جایگاهی هستند که به بعد فلسفی اش بسیار بهتر می  توانند بپردازند تخصص شان هست من دیگه به این بعد نخواهم پرداخت ودر اجابت  امر دعوت کنندگان بیشتر در مورد پویش دیگر دوستی موثر تا جایی که به چشم من  آمده در کشورهای در حال توسعه یافته لااقل قویترین جنبش خیریه ای بوده که  در دهه گذشته شاهد بودیم من این پویش را معرفی می کنم که در مقدمه کتاب هم  انجام دادم واگر احیانا فرصتی باشد چند ارزیابی انتقالی در باره این فلسفه  وپویش را در انتها عرض می کنم .ایده ایی که این فلسفه و پویش دیگر دوستی موثر مبتنی بر اون هست خیلی  ساده است اینکه همه باید تلاش کنیم بیشترین خیر ممکن را برسانیم پیتر سینگر  هم اینجا توضیح داد و برای اینکه چه کار خیری بیشترین تاثیر خیر را داره  باید سنجش گری عقلانی بکنیم مبتنی برشواهد تجربی به تعبیر دیگه ازنظر  حامیان این ایده و پویش دزدی نکردن و آزار نرساندن و نکشتن دروغ نگفتن و  اجتناب از باورها و رفتارهای غیر اخلاقی برای زندگی اخلاقی کافی نیست ما  علاوه بر اینها باید تا جای ممکن خیر رسانی هم بکنیم.خود این عنوان دیگردوستی موثراولین بار توسط ویلیام مک… در سال ۲۰۱۲  استفاده شد یعنی خود سینگر اولین بار این تعبیر را استفاده نمی کرد سال  ۲۰۱۳ که من در کلاس اخلاق عملی ایشون شرکت می کردم در پرینستون از این  عنوان استفاده نمی کرد ولی در کتابی که در سال ۲۰۰۹ منتشر کرده بودند به  عنوان زندگی که می توانید نجات دهید اونجا ایده های محوری این جنبش دیگر  دوستی موثر را طرح کردند وقبل از اون هم در سال ۱۹۷۲ در مقاله ای تحت عنوان  قحطی فراوانی و اخلاق به نظرم مبنای اصلی این نظریه را لااقل در عرصه  آکادمیک طرح کردند جمله ای که در این مقاله گفتند این بود که :اگر می توانیم جلو اتفاق بدی را بگیریم {بیماری وگرسنگی و…} بدون اینکه  خودمان چیزی که اخلاقا مهمتر است را فدا نکنیم اخلاقا موظفیم چنین کنیماما به هر حال از سال ۲۰۱۲ ویلیام مکسکیل که استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد  بود خیلی هم جوان بود متولد سال ۱۹۸۷ بنیادی را درست کرد که فعالیتهای دیگر  دوستانه موثر و نهادهای مرتبط با این نوع فعالیت ها را سامان بدهد وبعد از  اون خود سینگر هم شروع کرد از این تعبیر استفاده کردن.پرسش دیگر دوستی موثر در درجه اول این هست که چطور می توانیم از  منابعمون اعم از پول وقت توانمون… بیشترین خیررسانی ممکن انجام بدیم که دو  پیش فرض اصلی داره یکی اینکه ما وظیفه داریم بعد از تامین نیازهای غیر  تجملاتی مان از درآمد و وقت و توانمون برای تامین نیازهای دیگران استفاده  کنیم ودوم اینکه همه کمکها وخیررسانی ها ارزش برابر ندارند وما موظفیم به  اهداف نیکی کمک کنیم که به شکلی موثر بیشترین خیر ممکن را می رسانند تا  جایی که حالا می توانیم سنجش گری عقلانی بکنیم خوب خیلی از مکاتب اخلاقی  روی ضرورت نیکی کردن تاکید داشتند ولی ضرورت سنجش گری عقلانی برای رتبه  بندی این اهداف خیر بیشتر از میوه های این جنبش خیریه است که در دهه گذشته  رشد قابل توجهی داشته در دفاع از این پیش فرض اول اینکه ما موظفیم خیر  رسانی بکنیم و حتی از هزینه های به تعبیر اون تجملاتی خودمان هم بگذریم  علاوه بر استدلالهایی که سینگر میاره در کتابهایش دو آزمایش ذهنی به طور  خاص خیلی فراگیر شدند و توان اغنایی قابل توجهی داشتند خیلیها الان سینگر  واین جنبش فکری رو با اون دو آزمایش ذهنی می شناسند.در همان کتاب سال ۲۰۰۹ طرح شده من خیلی سریع مرور میکنم احتمالا شنیدید  اولیش این است که میگه فرض کنید دارید در پارک قدم میزنید می بینید کودکی  در حال غرق شدن هست در دریاچه کم عمق پارک اگر شما زود تصمیم بگیرید وبپرید  در آب نجاتش بدید او نجات پیدا می کند و هیچ خطری هم براتون نداره اما کفش  گران قیمتی که پوشیدید خراب می شه. بعد سوال میکنه که آیا ما در اینجا  وظیفه داریم اون کودک رو نجات بدیم یا نه؟ دوستانی که در اینجا فکر میکنند  که ما وظیفه داریم علی رغم اینکه کفشمون خراب میشه بپریم تو آب و بدون  اینکه خطر خاصی کنیم اون بچه نجات پیدا کنه دستاشون بالا… به نظر میاد  تقریبا همه حضار همنظر هستند با سینگر که ما وظیفه داریم اینچنین کنیم.سوال بعدی که میپرسه اینه که چه تفاوت ماهوی وجود دارد بین اون کودکی که  جلوی چشم شما افتاده توی آب و شما به راحتی می توانید نجاتش بدید با  کودکان دیگری که ما می دانیم با هزینه بسیار کمتر از اون کفش لوکسمون  میتوانستیم جانشون نجات بدیم. الان خیریه های موثری هستند هم در ایران هم  در سطح جهانی که میدانیم این کار را می کنند. اگر نجات نمیدیم در واقع  انتخاب کردیم که کفشمون خراب نشه. و بعد جغرافیایی و اینکه جلوی چشممان  نیستند و تاثیر عاطفی روی ما نمی گذارند دلایل کافی و عقلانی نیست برای  اینکه این مسئولیت از روی دوش ما برداشته شود.آزمایش ذهنی دومی که بیان می کند و آن هم به نظرم قدرتمند هست می گوید  فرض کنید که قطاری با سرعت در حال حرکت است و شما می بینید که به چند کودک  اصابت خواهد کرد که در حال بازی روی ریل قطار هستند. شما کنار سوزن قطار  هستید. شما عامل کشته شدن آنها نیستید ولی میتوانید این سوزن را حرکت بدهید  و قطار به جای اصابت به آن چند کودک و کشتن آنها، به ریل جانبی می رود و  به ماشین لوکس شما اصابت می کند که روی ریل قطار است. در این وضعیت وظیفه  شما چیست؟ دوستانی که فکر می کنند در این وضعیت ما وظیفه داریم سوزن ریل را  جا بجا کنیم و به جای کشته شدن کودکان، ماشینمان را از دست بدهیم دستاشون  بالا. خوب، این تبعات بسیار سنگینی دارد. اگر شما این را قبول دارید آن وقت  پیتر سینگر از شما می پرسد که چه فرقی می کند با بقیه هزینه های لوکس شما.شما هر بار که ماشین، خانه لوکس، بلیط صف اول کنسرت، بلیط بیزینس کلس  هواپیما و هر نوع هزینه تجملاتی، جواهرات، ماشین و خانه های گران قیمت می  خرید در واقع انتخاب کردید که آن کودکان بمیرند، چون با هزینه بسیار کمتر  از آن ماشین لوکس می شود دهها بلکه صدها کودک را از طریق شیوه های مداخله  موثر که الان در دسترس ماست نجات داد. از جمله این شیوه ها خیریه های چند  دلاری است که بسیاری از کودکان را نجات می دهند. علاوه بر این آزمایش های  ذهنی مثال های ملموسی که در کتاب مورد اشاره قرار گرفته است در کنار  استدلال هایی که به کار می برند در مجموع خیلی روی مخاطب تاثیر می گذارند. و  برای من همیشه سوال بوده که چرا چنین استدلال هایی و کتاب هایی که شما نمی  توانید بخوانید و تغییر نکنید در ایران توسط مترجمان و فلاسفه چندان طرح  نمی شود.بسیاری از کتاب هایی که به فارسی ترجمه می شود در حوزه اخلاق عملی و  هنجاری چندان تاثیری روی مخاطب نمی گذارند، من ارزشش را منکر نیستم ولی  برایم سوال است که چرا کتابهایی که اولا پر مخاطب تر است و ثانیا نشان داده  شده که در کشورهای دیگر تاثیر بیشتری در تغییر رفتار مخاطب داشته ترجمه  نمی شوند. و این کتاب یکی از آن کتاب هاست. خود سینگر در فلسفه اخلاق حامی  فایده گرایی عمل محور است. و به تمام نتایجش هم شجاعانه تن می دهد ولی اگر  شما هم مثل امثال من با فایده گرایی عمل محور یا نظریه های نتیجه گرایی محض  همراه نیستید و احیانا به انواعی از فضیلت گرایی، فایده گرایی قاعده محور و  نظریه های ترکیبی دیگر و وظیفه گرایی تمایل دارید باز می توانید از ادعای  اصلی سینگر دفاع کنید و از جنبشی که برآمده از این ایده هاست هم حمایت  کنید.خیلی از بصیرت ها و استدلال های سینگر حتی از منظر فضیلت گرایان و وظیفه  گرایان و نتیجه گرایان قاعده محور هم قابل دفاع و ارزشمند است و لااقل می  توانیم یکی از عواملی باشید که در داوری و تصمیم اخلاقی ما مورد توجه قرار  بگیرد برای همین هم خیلی از فلاسفه ای که مبانی فکریشان متفاوت است با  سینگر از جمله نیگل و درک پارفیلد هم از این کتاب و این جنبش استقبال کردند  با این که حامی فایده گرایی نیستند.این ایده دیگر دوستی موثر از حول و حوش ده سال پیش تبدیل می شود به یک  جنبش که از دلش نهاد های زیادی برآمده و رو به گسترش هم هست. و با همین  شیوه ادامه پیدا کند احتمالا در اغلب کشورهای دنیا دیگر نهاد هایی خواهد  داشت الان بیشتر در دانشگاه کشورهای توسعه یافته و پاره ای از شهر های پر  جمعیت اروپای غربی و آمریکای شمالی فعاله و ده ها هزار حامی جذب کرده ولی  همین الان در بسیاری از پایتخت های کشورهای توسعه یافته هم در حال گسترش  است و می شود امید داشت که به ویژه پس از انتشار این کتاب در ایران و برای  شروع در تهران هم بشود نهاد هایی را برای گسترش و نشر این ایده و تقویت و  هماهنگی دیگر دوستانه موثر آغاز کرد کسانی که به این جنبش پیوستند روی سبک  زندگی دیگر دوستانه موثر هم خیلی تاکید دارند در این سبک زندگی ساده زندگی  کردن خیلی مورد تاکید است این که بخش بزرگی از درآمدتان را به یکی از این  اهداف خیر در اولویت که با سنجش گرایی های عقلانی انتخاب شده اند بپردازید  خیلی مهم است.اینکه اگر این کار را نمی توانید بکنید لااقل تلاش بکنید خودتان شغلی  داشته باشید که خودش خیر زیادی می رساند و یا درآمد زیادی دارد برای کمک به  آن اهداف خیر و اینکه بخشی از بدنتان را برای دیگر دوستی موثر هزینه بکنید  از جمله بخشش خون یا مغز استخوان هم از جمله مواردی است که در این سبک  زندگی بسیار به آن توجه می شود. یک سری مطالعات تجربی هم نشان داده شده که  اغلب فعالان این جنبش گزارش می کنند که معناداری و شادکامی زندگیشان هم بعد  از پیوستن به این جنبش افزایش پیدا کرده است. به تعبیر سعدی “نعیمان از  طعام لذت برند و کریمان از اطعام”.از بین نهاد ها و سازمانی هایی که از دل این جنبش برآمده من شخصا به چند  موردش خیلی رجوع می کنم و می خواستم پیشنهاد بکنم تا حتی الامکان اینها را  گوگل بکنید و سایت هایشان را ببینید خیلی به کار می آید و عملا در تقویت  سبک زندگی دیگر دوستانه موثر در شما خیلی می توانند کمک بکند. یکیش خود درس  دیگر دوستی موثر توسط خود پیتر سینگر که خوشبختانه در سایت کورسرا رایگان  در اختیار همگان است اگر احیانا آن کلاس را آنلاین بگذرانید خیلی تشویق می  شوید برای اینکه این تغییرات را در سبک زندگی روزانه تان اعمال کنید.یک سازمانی به نام “زندگی که می توانید نجات دهید” پیرو انتشار همان  کتاب ۲۰۰۹ سینگر و توسط خودش ویک سری از شاگردانش راه اندازی شد که تا الان  ۲۰ هزار نفر از طریق این سایت تعهد دادند که بخشی از درآمدشان را به طور  منظم به اون اهدافی در اولویتری که همین سایت معرفی کرده تعلق بدهند یک  محاسبه گر داره که من شخصا خیلی پیشنهاد کردم به دوستانم که شما میرید به  سایت و می گوئید که چه درآمدهایی ومنابعی دارید وخود محاسبه گر یک مبلغی را  پیشنهاد میده یک درصدی را پیشنهاد میکند برای بخشش منظم هر چه درآمدتان  بیشتر باشه درصد بیشتری رو پیشنهاد میکنه مشابه این نظام های مالیاتی  تصاعدی ویک بازیهای بخشش هم داره که آنها را می شود در دانشگاه ها و  باشگاهها اجرا کرد در کشورهای اروپایی وآمریکایی خیلی شایع شدهشما این بازیها را می کنید به طور طبیعی در پایان بازی میلتان برای  پیوستن به این جنبش وانتخابهای دگر دوستانه موثر افزایش پیدا میکنه وخیلی  انگیزه بخش هست.سازمان سنجیده ببخش به نظرم بهترین سازمانی است که از دل این جنبش بر آمده برای اولویت بندی اهداف خیر.همه خیریه های مشهورتر به تاثیر گذاری خیر توسط این نهاد مورد مطالعه  قرارگرفته اند واز بین خیریه های شفاف وموثر آنهایی که براساس آزمونهای  خیلی سخت گیرانه ای عملا خیر بیشتری می رسانند معرفی شده اند .بیشترشان یا دارند به کاهش بیماریهای پر رنج و اجتناب پذیر کمک کنند مثل  کرم زدایی از بدن کودکان وپیشگیری از نابینایی ومالاریا که با هزینه خیلی  کمی میشه از آنها پیشگیری کرد و یا درمانشون کرد یا از خیریه هایی کمک می  گیرند که مستقیم پولی که شما میدید را به دست فقیرترین انسان ها می رسانند و  همه آنها شفافیت کامل مالی دارند واگر احیانا حساب غیر ریالی دارید به  نظرم توجه به پیشنهادات این سایت خیلی قابل تجویز هست .یک سازمان دیگه هست به نام بخشیدن آنچه می توانید که علاوه بر خود سینگر  توماس پروگه هم از حامیان جدی اش هست خود درک بارفیلد هم در کتاب آن وات  مترز (در مورد آنچه اهمیت دارد) استدلال می کند که لااقل ده درصد درآمدمان  را باید ببخشیم واین سایت تلاش میکنه این را عملی کند وکسانی که عضو این  سایت می شوند ده درصد کل درآمدشان به طور منظم از حسابشون خارج میشه وبه  اهدافی که همین سایت تعیین میکنه اختصاص میده تا حالا بیش از ۵۰ هزار نفر  به این سایت پیوستند وبه طور منظم ده درصد از درآمدشان از طریق این سایت به  آن اهداف اختصاص پیدا میکنه؛ سازمان ۸۰ هزار ساعت از سایتهایی که من خودم  شخصا به سوال خیلی از دوستان جوان پیشنهاد میکنم ببینند هر کسی سوال کند چه  کاری کنم بیشترین خیر برسونم یا چه رشته ای بخونم من پیشنهاد میکنم به این  سایت سر بزنید شما یک پرسش نامه پر می کنید از بین هزاران شغلی که این  سایت بررسی کرده آن مواردی که از نظراین سایت خیررسانی شده هر کدوم یک  پروفایل دارند بر اساس این تست که شما پاسخ میدید میگه که کدومش مناسبتره  برای شما ومسیر انتخاب هر شغل چیه .ایده هم اینه که ما ۸۰ هزار ساعت کار میکنیم ودرطول زندگیمون براساس  فلسفه دیگر دوستی موثر موظفیم ۸۰ هزار ساعت را صرف کاری کنیم که خیر بیشتری  برساند واین سایت تلاش کرده ازبین هزاران شغل ۳۰۰ یا ۴۰۰ شغل که خیررسان  موثر هستند شناسایی کند وکمک کند اگر می خواهیم این شغلها را داشته باشیم  مسیر را پیدا کنیم هزاران نفر از طریق این سایت مسیر شغلشان را عوض کردند  حتی در دهه های۲۰ و ۳۰ و ۴۰ یا۵۰زندگیشان جالبه که براساس پژوهش های سخت  گیرانه این سایت که با همکاری صدها متخصص انجام شد خیر رسانترین شغلها بدون  توجه به علایق و سوابق واستعدادهای شما این موارد هست اولش خود پژوهش  درباره این که کدام اهداف خیر رسان تر هستند.دو سازماندهی پویش گری یا کمپینی برای تقویت جنبش دگر دوستی موثر چون نشان  دادند که کمی تلاش جمعی در این زمینه منجر به افزایش قابل توجهی کمک به خیر  دیگران می شود برای همین که شما کمک می کنید همین ایده بیشتر نشر بشودو در  این زمینه کمپین بکنید از موثرترین شغل ها خواهد بود.سوم بروکرات موثر شدن یا رهبر سیاسی در جهت کمک به افزایش ظرفیت سیاست  گذاری تصمیم گیری خادم خیر همگانی هم در دولت ها و هم نهاد های بین المللیبعدی پژوهش و سازمان دهی در حوزه ریسک های وجودی که خود انقراض بشر رو شاید  باعث شوند از جمله هوش مصنوعی کاهش ریسک های زیستی و ویروسی امنیت هسته ای  و تغییرات زیست محیطی بعدی فعالیت برای بهبود سلامت در کشور های فقیر  بسیار فقیر خیلی موثره و فعالیت برای کاهش مصرف گوشت و کاهش رنج خیوانات در  همه کشورها به ویژه در پرورش گاه های صنعتی که متاسفانه در ایران هر دوش  بسیار ضعیفه ما فعالان حقوق محیط زیست و حیوانات داریم ولی فعالان حقوق  حیواناتمون هم بیشتر روی حیوانات خانگی توجه دارند نه کاهش مصرف گوشت و  کاهش رنج حیوانات پرورشی در پرورش گاه های صنعتی و آخریش هم فعالیت در جهت  کاهش مصرف سیگار در کشورهای در حال توسعه که یکیش هم ایران است در این  زمینه هم ما فعالیت چندان موثری در ایران نداریم.مجموع مطالعاتی که پژوهش گران این سایت داشتند نشان می دهد که این اهداف  بیش از بقیه شغل ها خیر موثری می رساند پیشنهاد میکنم اگر که خودتان یا  دوستان و آشنایانتان هستند که فکر میکنید چه مسیر شغلی و تحصیلی انتخاب  میکنید به این سایت رجوع کنید.یک نهاد دیگه ای که شخصا می پسندم سازمان سنجش گران خیریه حیوانات است  که تلاش میکنه بهترین فعالیتها و خیریه هایی که رنج حیوانات را کاهش می دهد  را شناسایی و معرفی بکنند حتی اگه تو ایران ما نداریم نمونه های خوب غیر  ایرانی آن هست و در حالی که ما ۶۰ میلیارد خوک و گاو و گوسفند و مرغ رو  سالانه میکشیم برای اینکه از گوشتشون استفاده کنیم آن هم در شرایط پرورشی  پر رنج بسیاری از فعالان دیگر دوستی موثر معقدند کاهش این میزان رنج از هر  هدف خیر دیگری در اولویت تر است حتی از کاهش رنج انسان ها سازمان بی واسطه  ببخش هم یکی از سازمان هایی است که کمک می کند که پولی که شما می دهید به  دست فقیرترین انسان ها در جهان که در سه کشور کنیا اوگاندا و روندا زندگی  می کنند برسد.بر اساس مطالعات دیگر دوستانه موثر و بر خلاف تصور خیلی ها در ایران  اینکه شما به فقیرترین شهروندان پول بدید از هر نوع مداخله حکومتی رنج  بیشتری رو می کاهد و بیشتر به زندگیشون کمک میکند حتی کاراترین دولت ها هم  به اندازه خود فقیر ترین سهروندان نمی دانند که کجا این پولو هزینه کنند  بهتره و از این جهت این نهاد راه افتاده و پولی که شما می دهید مستقیم به  فقیرترین ها میرسه و هیچ بخشیش صرف بروکراسی و خیریه نمی شود می دانید که  بخش بزرگی از کمک های خیریه ای که ما می کنیم صرف بروکراسی خیریه ها می  شود.مرکز دیگر دوستی موثر هم همون ویلیام مکسویل مدیریتش می کند و تمام این  فعالیت ها از جمله کنفرانس سالیانه و خبرنامه و همین سایت هشت هزار ساعت رو  مدیریت میکنه من وقتم تموم شده به نقد ها نمی رسم اگر احیانا در بخش پرسش و  پاسخ فرصت شد چهار پنج نقدی که به این جریان وارد شد و البته اصلش رو زیر  سوال نمی بره برای افزایش اثربخشی اونجا طرح میکنم اینجا در این حد بگم که  ما در ایران متاسفانه با اینکه میزان کمک های خیریه ای که می کنیم قابل  توجه است با استاندارد های جهانی به سنجش گرایی عقلانی برای انتخاب خیریه  وهدف خیر چندان توجهی نداریم و مجموعه خیریه ها محلی و خانوادگی و ملی که  داریم اغلب شفاف نیستند و به این اهداف موثر به موثرترین شکل نمی پردازند  خیریه دارالاکرام به نظرم یکی از خیریه موثر هست در ایران که به شکل شفاف  پولی که شما می پردازید را صرف یکی از اهدافی میکند که طبق همین مطالعات  دیگر دوستانه موثر از در اولویت ترین اهداف خیریه هست یعنی کمک به تحصیل  کودکان بازمانده از تحصیل این کار حتی از مدرسه سازی هم موثرتر هست طبق این  مطالعات و امیدوارم با توجه به اینکه دفتر کردستان هم در حال بازگشایی است  برای کمک به تحصیل مجدد لااقل نوجوانان و کودکانی که الان کولبری می کنند  دوستان این جمع و کسان دیگری که باهاشون در ارتباطید به کمک به دارالاکرام  برای این هدف کمک بکنند.خیلی متشکر</description>
                <category>به مهربانی</category>
                <author>به مهربانی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 17:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنرانی استاد ملکیان در نشست دوم “خیر و خرد” با موضوع: خیراندیشی و خردورزی</title>
                <link>https://virgool.io/@bemehrbani/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-dfs7fnzcjise</link>
                <description>فایل صوتی http://www.darolekram.com/wp-content/uploads/2019/12/mostafa-malekian.com_.mp3 متن سخنرانی استاد ملکیان در نشست خیر و خردعرض سلام و ادب خدمت خانم ها و آقایان و خوشحالی از اینکه در این مجلس که برای یک امر به تمام معنا خیر انعقاد پیدا کرده سهم اندکی خواهم داشت.از همه دست اندر کاران انعقاد و تشکیل این جلسه، نشر نی و جناب آقای همایی رئیس محترم و فرهنگ دوست این نشر و موسسه دارالاکرام جناب آقای جلیالیان و همه همکاران و دوستدارانشان بسیار بسیار سپاسگزارم از این که بنده را هم دعوت کردند که در اینجا در خدمت سروران باشم. من واقعا بدون مبالغه بدون غلو بدون اغراق و انصافا گواهی میکنم که بهترین موسسه ای که در ایران مصداق همین دیگر گزینی موثر است فعلا موسسه دارالاکرام است.من واقعا بدون سر سوزنی سوگیری عرض میکنم که تا الان موسسه ای با این درجه از پاکی و پیراستگی و پالودگی و با این همه از عقلانیت ورزی در امر خیر و در کمک رسانی به مردم ندیده ام واقعیت این است که من در عمر 63 ساله ام امروز اول بار است که از اینکه به موضوع سخنرانی خودم وفادار ماندم پشیمان شدم. من عنوان کرده بودم که درباره نیک خواهی و خرد ورزی سخنرانی خواهم کرد اما به دو جهت که یکی از این دو جهت خیلی مهمتر است پشیمان شدم از اینکه این موضوع را اعلام کردم یکی به این جهت که به گفته شاعر رستم چه کند در صف دسته گل و ریحان را در صف و در میدان جنگ یک دسته گل و ریحان بدست گرفتن مضحکه است در کشور من سخنان کاملا عقلانی و کاملا خیر خواهانه و اخلاقی گفتن به چیزی شبیه به مضحکه نزدیک شده.در کشوری که دومین منبع گاز و جهان را دارد و چهارمین منبع نفت جهان را دارد در این کشور ما کارتن خواب داریم در این کشور ما گور خواب داریم. و در این کشور ما کول بر داریم. در کشوری که سرشار است از منابع عظیم زیر زمینی و روی زمینی ما هنوز فرهاد داریم و آزاد داریم و اگر کسی این واقعیت صریح و آزاد را به زبان آورد فورا گفته میشه که یا مسئول و مامور سازمان سیا است یا مامور سازمانی سری است یا مامور سازمان موساد است من نمیدونم در این کشور چه باید کرد به کی باید گفت به چی باید گفت که این کشور نباید کول بر داشته باشه اصلا و نباید گور خواب داشته باشه و نباید کارتن خواب داشته باشه خوب در این وضع سخن از عقلانیت و سخن از اخلاق به شوخی شبیه تر نیست؟ این اولا و ثانیا هر چه تامل کردم دیدم که مطالبی که در باب نیک خواهی و خرد ورزی میتوانستم بگم خود نویسنده پیتر سینگر دراین کتاب گفته و در سه یا چهار مقدمه ای هم که بر این کتاب افزوده شده آنچه سینگر نگفته افزوده شده و بنابراین چیز چندانی برای گفتن در اینجا نداشتم علی الخصوص که یکی از مقدمه ها را هم خود من نوشته ام و آنچه که گفتنی بوده در آنجا گفته ام به این لحاظ تصمیم گرفتم که خودم موضوع سخنرانی را عوض کنم و عوض هم کردم ولی قبل از اینکه اینجا در خدمت سروران باشم مسئولان و دست اندرکاران موسسه گرانقدر دارالاکرام به صلاح دیدند که من هم آن موضوع خرد ورزی و نیک خواهی را دنبال کنم و آن موضوع بعدی را ازش صرفنظر کنم خوب بنده هم اطاعت کردم و صرف نظر کردم.خوب همونطور که عرض کردم چیز گفتنی که نگفته باشند خود نویسندگان و مقدمه نویسان این کتاب بسیار زی قیمت که از مترجمش و از آقای جلائی پور باید بسیار سپاسگذار بود که معرف و گرداننده این کتاب به زبان فارسی بوده اند. من در این کتاب چیزی که به نظرم میاد که بهش توجه کمتر شده رو فقط بهش می پردازم و سخنرانیم را به همون مختصر می کنم. یک نکته مهم در مسئله دگرگزینی یا دیگر گزینی موثر یا به تعبیر دیگر بیشترین خیر موثر را رساندن و نه فقط خیر رساندن این نکته است که اگر بنا براین است که خیر رساندن ما به دیگران از عقلانیت برخوردار باشه و واقعا بیشترین خیر موثر را به دیگران برسانیم تفکیک نیاز از خواسته بسیار مهم است اینکه انسان ها خواسته هایی دارند و اینکه انسان ها نیازهایی دارند سخن دوم است.چنین نیست که من هر چه نیاز داشته باشم بخواهم و هر چه میخواهم بهش نیاز داشته باشم فراوانند انسان هایی چون من که چون به بلوغ روحی و فکر لازم نرسیده اند چیز هایی را میخواهند که بهش نیاز ندارند و چیزهایی را که بهش نیاز دارند نمی خواهند خلاصه خواسته ها و نیازهاشون بر یکدیگر انطباق ندارد این تفکیک نیاز از خواسته به نظر من در فلسفه اخلاق و اساسا در همه علوم انسانی امر بسیار مهمی است اینکه ما باور کنیم و تصدیق کنیم به اینکه چنین نیست که هر چه را بخواهیم بهش نیاز داشته باشیم و هر چه را بهش نیاز نداشته باشیم نخواهیم، نه خیلی وقت ها چیزی را بهش نیاز داریم و نمی خواهیم و خیلی وقت ها به چیزی نیاز نداریم و اون چیز را می خواهیم از اون طرف هم خیلی وقت ها پیزی را میخواهیم که بهش نیاز نداریم و خیلی وقت ها چیزی را نمیخواهیم که بهش نیاز داریم عقلانیت اقتضا می کنه که به سه جهت ما وقتی که بنا به این است که به هم نوعان خود کمک کنیم و البته اینجا کمک مادی و مالی محل بحث است چون اینجا همانطور که همه دوستان استحضار دارند ما اینجا به طور کلی در مورد قلمروی اخلاق سخن نمیگیم ما اخلاق انفاق را داریم بحث میکنیم فقط به سایر قلمروهای اخلاق کاری نداریم.فعلا در قلمروی اخلاق مال بخشی اخلاق ایثار مالی اخلاق انفاق در این قلمرو به سه جهت باید توجه کرد که ما نیاز های طرف مقابلمون رو در نظر بگیریم یکی به این جهت که خواسته های آدمی انتها ندارد و بنابراین اگر که من متعهد و متکلف این بشم که خواسته های انسان دیگری رو برآورده کنم با دارایی های مالی که دارم هیچ وقت نمی تونم خواسته های اون انسان رو به صورت مستوفی و به صورت مثبت و کاملبرآرده کنم چون خواسته های آدمی بی انتها هستند فرقی نمیکنه که اون آدمی فقیر باشه یا غنی، فرهیخته باشه یا نافرهیخته، خواسته های ما بی نهایت هستند و بنابراین من هیچ وقت نباید متعهد و متکلف این باشم که خواسته های دیگری رو برآورده کنم.اما نیازهای یک انسان بی نهایت نیستند نیازها چیزهایی هستند که اگر برآورده نشوند ساختار جسمانی ذهنی و روانی شخصی که نیازهاش برآورده نشده دیر یا زود دستخوش اختلال خواهد شد حالا بدون اینکه بخواهم وارد مباحث دقیق دراین باب بشوم که در جاهای دیگر گفته شده میخواهم عرض یکنم که این نیازها منتها دارند نیازها ته دارند و ما باید متکلف برآرودن نیازهای دیگران بشویم و نه متکلف برآوردن خواسته های دیگران که این خواسته ها حد یقف نخواهند داشت این نکته اول نکته دوم اینکه اساسا خواسته های دیگران را برآوردن خدمتی به دیگران لزوما نیست خیلی وقت ها هست که اگر من خواسته های دیگران را برآورده کنم نه فقط خدمت نکردم که خیانت کردم به او به زبان ساده تر به او کمک کرده ام ولی خدمت نکرده ام و کمک خیلی تفاوت دارد با خدمت.چنین نیست که من هرکسی را در هر مقطع سنی که باشه و با هر درجه از فرهیختگی که باشه اگر تسلیم خواسته هاش باشم به او خدمت کرده باشم بسیاری از این خواسته اگر برنیاورده بمانند بهتر اند تا برآورده بشوند. و بنابراین دلیل ندارد بر این که من به ظاهر عمل انسان دوستانه ای انجام بدهم با این که با اینکه در واقع دارم تخطی میکنم از احکام و قواعد اخلاقی چون احکام و قواعد اخلاقی اقتضاشون اینه که اگر خوشایند کسی با مصلحتش ناسازگاره من حتما خوشایند او را فدای مصلحتش بکنم یعنی اگر خواسته هاش با نیازهاش سازگاری ندارند من باید حتما خواسته هاش رو قربان کنم به پای نیازهاش و تسلیم خواسته های او نشوم این تفکیک از این جهت هم مهمه اما نکته سومی وجود دارد و آن نکته سوم اینکه اساسا نه تنها کسی که از من کمک میکنه حتی خود من هم که کمک کننده هستم اگر به نیازهای خودم اکتفا میکردم و تسلیم خواسته های خودم نمیشدم اساسا چه بسا کمک گیرنده به اون وضع فقر دچار نمی شد اکثر قریب به اتفاق فقری که نوع بشر در طول تاریخ بهش گرفتارو مبتلا شده اند به جهت این بوده که کسانی به خواسته های خودشون تسلیم شده اند و به نیازهای خودشون اکتفا نکرده اند.وقتی من به نیازهای خودم اکتفا نمیکنم و به دنبال خواسته هام میرم اون وقت زیاده طلب می شوم اون وقت در سرمایه گذاری میشوم طماع سرمایه گذاری میشوم سود جو رو میارم به کم کاری رو میارم به بد کاری رو میارم به احتکار رو میارم به اختلاس رو میارم به کم فروشی رو میارم به گران فروشی رو میارم به تقلب رو میارم فریب کاری و رو میارم به هزار کار دیگه و اون کارهای دیگه شما رو فقیر میکنه اون کارهایی که منی که می خواسته ام به نیازهای خودم اکتفا نورزم و میخواستم خواسته های خودم رو برآورده کنم به اقتضای اینکه میخواستم خواسته های خودم رو بر آورده کنم تبعا به زیاده طلبی کشیده شدم که اون زیاده طلبی برآورده نمی شده است مگر اینکه من از موازین اخلاقی عدول کنم و رو بیارم به کم فروشی و گران فروشی و اختلاس و تقلب و کلاهبرداری و این چیزها و اینها بوده که شما را فقیر کرده شما مقصر نبوده اید که فقیر شده اید من سرمایه دار زیاده خواه من ثروتمند زیاده طلب که نمیخواستم به حد ضروریات خودم اکتفا کنم منم که شما را به این وضع انداختم.اگر همه کسانی که امکان های مالی دارند چه این امکان ها را از طریق کشاورزی بدست آورده باشند چه از طریق دامپروری چه از طریق صنعت چه از طریق تجارت چه از طریق خدمات از هر کدوم از این پنج طریق بدست آورده باشند اگرکسانی که از این پنج طریق به ثروتی رسیده اند به ضروریات زندگی خودشون اکتفا می کردند و به نیازهای خودشون اکتفا می کردند چه بسا این قدر موجب فقر و فلاکت دیگران نمی شدند تا بعد بخواهند به این دیگرانی که خودشون مسبب فقیر کردنشون بوده اند بخواهند دست کمک دراز کنند به طرفشون و بهشون کمک کنند و ازشون به حسب ظاهر دست گیری کنند.عنایت می کنید خوب این بحث البته دارای مخالفی هستند کسانی گفته اند که اتفاقا زیاده طلبی انسان ها و حرص انسان ها و طمع انسان هایی است که قافله بشریت رو به اینجا رسونده این فرهنگ و تمدن رو ایجاد کرده که البته بر این سخن بنده کاملا مخالفم و من معتقدم که اگر همه کسانی که دستشون به دهنشون میرسه و بیش از اینکه دستشون به دهنشون میرسه می توانند دارایی داشته باشند اگر اینها به نیازهای خوشون اکتفا می کردند مجبور نبودند برای بدست آوردن این دارایی این همه ظلم و تعدی و تجاوز بکنند که بر اثر اون ظلم و تعدی و تجاوز اخلاقی پدیده ی اقتصادی و پدیده اجتماعی به نام فقر بوجود بیاد به این سه جهت من معتقدم که خیلی مهمه که ما به لحاظ عقلانی ببینیم فقرا و مستمندان جامعه ما به چه چیزهایی نیاز دارند اون چیزها را برآورده کنیم ممکن است.واقعا کمک هایی که من به دیگری میکنم اون دیگری به جهت توجه نکردن به این نکته کمک های من رو صرف خواسته هایی بکنه که اصلا به صلاحش نیست اون خواسته ها برآورده بشود و نیازهاش کماکان برنیاورده بماند مسلم است که یک کودک شیر را و یک دونه سیب را به اندازه یک پفک دوست نداره اما من اگر شفیقش و مشفقش باشم حتما پیگیری میکنم که کمکی که من به این کودک کرده ام صرف سیب یا شیربشود نه پفک اما خوب مسلما این تفکیک دیگه نمیتونه فردا فرد انجام شود باید به صورت جمعی یک عقلانیتی در این جهت سامان بگیرد و گفته بشود که ما آمده ایم که نه فقط نیازهای فقرا را حتی نیازهای خودمون را هم فقط در حد نیاز اکتفا کنیم و نه در حد برآورده کردن خواسته ها که حد یقف ندارد.از همین جا به نکته بعدی انتقال پیدا میکنم و اون اینکه متاسفانه واقعیت اینه که فقر مادی فقر فرهنگی هم کمابیش ایجاد میکنه و از این لحاظ بسیاری از کسانی که فقر مادی دارند از لحاظ فرهنگی هم اون فرهیختگی را ندارند که بهترین استفاده را از کمک جامعه به خودشون بکنند این هم یک فرهیختگی میخواد به قول قدما یک عقل معاشی میخواد که من بدونم که کمکی که شما به من مستمند کرده اید خودم باید صرف چه اموری بکنم و صرف چه اموری نکنم خرج چه چیزهایی بکنم و به مصرف چه چیزهایی نرسونم این ی فرهیختگی می خواد یک عقل معاشی میخواد که اگر من فقیر باشم به لحاظ مادی علل قاعده اون فرهیختگی فرهنگی را هم ندارم عنایت می کنید.از این لحاظ ما فراوان دیده ایم به چشم خودمون که کسانی بوده اند که کمکی هم دریافت می کردند اما این دریافت کمک بالمعال به سودشون تموم نمیشده چون خودشون کمکی که دریافت کرده بودند در وجه بی محلی مصرف میکردند خوب از این لحاظ میخواهم به نکته دومی هم انتقال بکنم و اون اینکه یکی از بزرگترین کارهای خیریه ای که ما میتوانیم بکنیم بعد از اینکه کمک مالی کردیم روش از استفاده از مال روش استفاده از مایملک روش استفاده از کمک هایی که از دیگران را می گیرند را به مستمندان یاد بدهیم به حال خودشون رهاشون نکنم به جهت اینکه وقتی به حال خودشون رهاشون میکنیم یک پیش فرضی داریم و اون پیش فرض اینه که خودشون بهتر از ما میدانند صرف چه چیزی باید بکنند ولی این پیش فرض مسلم نیست این به این معنا نیست که مداخله جز به جز بکنیم عنایت می کنید؟اصلا و ابدا این با عزت نفس اون شخص فقیر منافات داره نه به این معنا که یک آموزش هایی باید دید که به فقیر و حتی به من کمک کننده به فقیر گفته بشود که تو از غذا و خوراک و نوشاک به بیش از این نیاز نداری تو از پوشاک به بیش از این احتیاج نداری تو از خواب به بیش از این نیاز نداری که بدونه که هرچه بیش از این صرف کرد تا ی حدی داره دیگه بیش از حد نیازش صرف میکنه واز یک حدی که دیگه بالاتر رفت داره درست خلاف جهت نیازهاش عمل می کنه در واقع اگر من از حد ضروریات زندگی خودم بالاتر رفتم تا ی مدتی که از حد نیازها رفتم بالاتر فقط دارم مالم رو از بین می برم چون دارم صرف چیزی میکنم که نیازی بهش نیست اما اگه پیش روی کردم و بازهم رفتم بالاتر دیگه کم کم دارم مالم رو صرف چیزی میکنم که نه فقط بهش نیاز ندارم که درست در خلاف جهت نیازهای من است عنایت می کنید.این فرهیختگی متاسفانه در مستمندان جامعه نیست و این فرهیختگی چیزی است که باید همیشه الغا شود که بهترین مکان لزوما شیک ترین مکان نیست متخصصان مکان و مسکن میدانند که مکان و مسکن مناسب چه ویژگی هایی باید داشته باشد این ویژگی ها چندان بستگی ندارد به مصالحش و زیبایی و تجملاتی که داره همونطور که یک متخصص تغذیه به من میگه تو با توحه به سنت و با توحه به جنسیت، طول قد و وزنی که داری در هر شبانه روز این مقدار کلسیم پروتئین و ویتامین نیاز داری و این معناش اینه که هرچه قدر بیش از این مصرف کنی داری بی جهت مالت رو از دست میدی والبته اگر این مصرف دیگه بیشتر از این هم شد کم کم داری دیگه به خودت ضربه میزنی و این نکته از نکاتی بود که به نظر من پیتر سینگر در این نوشته بهش توجه نکرده است که این فرهیختگی هم باید وجود داشته باشد به تعبیر دیگری آنچه به من می دهید روش بهتر وبهینه مصرفش رو هم باید به من فقیر بیاموزید این هم نکته بعدی نکته سومی که میخواهم عرض کنم:اینه که خود من هم برای اینکه بتوانم کمک کنم به دیگران و هم برای اینکه اصلا دیگران به این وضع دچار نشوند باید ساده زیستی رو تمرین کنم بیاموزم عنایت می کنید؟ آقای جلائی پور اشاره ای کردند به این نکته ساده زیستی دو ویژگی بزرگ داره وقتی که نهضت ساده زیستی و خصوصا سورو در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا پیشنهاد شد و یک جنبشی پدید آورد اونجا مقصود کسانی مثل سورو از ساده زیستی این بود که اگر تو ساده زیست نباشی نمیتونی به نیازهای عمیق ذهنی روانی و روحانی خودت برسی نمیتوانی.چون وقتی من ساده زیست نیستم و اهل زندگی تجملاتی و اشرافی هستم خود تبعا این زندگی تجملاتی و اشرافی رو کسی به رایگان به من نمیده من باید درآمد داشته باشم تا بتوانم این زندگی را اداره کنم برای درآمد باید کار کنم و چون مصرفم زیاده پس درآمد زیاد میطلبم و چون درآمد زیاد می طلبم باید بیشتر اوقات شبانه روزم را صرف شغل و حرفه خودش میکنه دیگه مطلقا نمی تونه به نیازهای ذهنی خودش بپردازد نمیتواند به نیازهای روانی و روحانی و معنوی خودش بپردازد.می گفت برای اینکه نیازهای ذهنی و روانی و معنوی و روحانی شما مغفول واقع نشوند و عملا برنیاورده باقی نمانند بیایید و در مورد نیازهای بدنتون به حد ضروریات اکتفا کنید به حد ضروریات بیولوژیک و فیزیولوژیک اکتفا کنید بدونید چقدر مسکن، خواب، خوراک، نوشاک، پوشاک و چقدر ارضای غریزه جنسی و چقدر استراحت و تفرج میخواهید به حدش اکتفا کنید چون تو فقط جسمت نیستی تو نیازهای ذهنی روانی و روحانی و معنوی هم داری اونا غرضشون این بود می گفتند ساده زیستی اگر بهش التزام جدی عملی نداشته باشیم فقط و فقط یک جسمی یعنی یکی از ساحت های وجود خودمون رو فربه کردهیام ولی دیگر ساحت های وجود خودمون را به دست فراموشی سپرده ایم اما ما بعد از این جنبش مخصوصا از 1924 به این طرف که یک جنبش عمومی شد در دنیا و کسانی طرفداری از سورو رو در پیش گرفتند.کم کم به نکته دومی توجه پیدا کردیم و آن اینکه فارغ از اون مطلب ی بحث دیگه وجود داره ساده زیستی فقر زدا هم هست به چه جهت ساده زیستی فقر زدا است نه به جهت فقط اینکه اگر من ساده زیست باشم اضافه درآمدم رو میتوانم به فقرا بدم این که هست اما به جهت دومی و اون اینکه من اگر ساده زیست باشم اصلا نمی گذارم فقر در جامعه پدید بیاد نه اینکه فقر پدید میاد و من کمک می کنم اونایی که ساده زیست هستند چنان سبک زندگی در پیش می گیرند که نفس سبک زندگی اونها جلوی پیدایش طبقه ای قشری لایه ای به نام فقرا رو میگیره اینم باید بهش توجه بکنیم این توحه کردن به این نکته که ساده زیستی علاوه بر نکته ای که امثال سورو بهش توجه کردن یک وظیفه اخلاقی است نه در جهت فقر زدایی بالاتر از اون در جهت جلوگیری از پیدایش فقر انسانی که ساده زیست است چنان سبک زندگی در پیش می گیره که لااقل به اندازه ای که خودش در جامعه تاثیر داره کسانی از قبل او به فقر نمی افتند توجه می کنید کسانی از قبل او به گرفتاری های مادی و معیشتی دچار نمی شوند این هم یک نکته بود که میخواستم عرض کنم و اما نکته آخری که می خواهم عرض کنم اینه ما ظرفیت خودمون رو در اخلاق همیشه باید در نظر بگیریم.همیشه من باید اخلاقی زیستنم ظرفیت میخواد حالا من بقیه بخش های اخلاقی رو می گذارم کنار می خواهم اخلاق انفاق رو بگم اخلاق انفاق هم ظرفیت میخواهد و من باید ظرفیت اخلاق انفاق خودم رو نظر بگیرم یعنی چه؟ یعنی ممکن است من از لحاظ روانی و ذهنی آمادگی پرداخت فلان تومان مبلغ را به فلان موسسه خیریه داشته باشم و چون این توانایی را به لحاظ ذهنی و روانی دارم ولو ده ان تومان ثروت دارم که می توانم به این موسسه بپردازم اما توانایی و قابلیت ذهنی روانیم بیشتر از ان تومان نیست.خوب اگر این ان تومان را من بپردازم برای کمک به فقرا از لحظه ای که این پرداخت را می کنم تا لحظه ای که زندگی می کنم و تا لحظه ای که هستم و حیات دارم سود معنوی می برم از این کمکی که به مستمندان کردم اما اگر من ظرفیت انفاق مالم ان تومن باشد ولی به جهتی بیام سه ان تومان ببخشم مثلا به جهت اینکه شما ناظر عمل من هستید به جهتی که دیگران باخبر می شوند که من چقدر پرداخته ام یا بر هر جهت دیگه منی که پتانسیل و ظرفیت روانی انفاق ان تومان را دارم اومدم سه ان تومان پرداختم از لحظه ای که اون سه ان تومان را پرداختم دارم تدنی معنوی پیدا می کنم چرا؟ چون از اون لحظه پرداخت نیست دو ان تومانش فوق ظرفیت من بوده اون وقت از اون لحظه من به این موسسه فحش میدم به فقرایی که من کمکشون کردم فحش میدم به خودم فحش میدم خودم رو تف و لعن می کنم سرزنش و نکوهش می کنم.ما فراوان دیده ایم افرادی که ظرفیت و قابلیت یک عمل اخلاقی را نداشته اند و کرده اند و به زیان خودشان عمل اخلاقی تمام شده عمل اخلاقی باید در آزادی هر چه تمام تر صورت بگیرد من بارها گفته ام بر خلاف عمل حقوقی و قانونی که باید در کانتکس و زمینه جبر و قوه قهریه عمل بگیرد یعنی قانون همیشه باید یک قوه قهریه ای مدافعش باشه بر عکس اخلاق و اخلاقی زیستن باید در کانتکس آزادی مطلق صورت بگیرد وقتی در کانتکس آزادی مطلق صورت می گیرد من ارتقای معنوی پیدا میکنم با عمل اخلاقی توجه میکنید؟ خیلی ساده برای شما بگم من همیشه از این مثال استفاده کرده ام من اگر فقیری در خیابان دستشو دراز کنه و من پتانسیل و ظرفیت پرداخت هزار تومان را داشته باشم و هزار تومان بهش بدم از وقتی که این عمل را انجام بدم از خودم شادم از این فقیر هم شادم که یک فرصت و امکانی برای انفاق برای من فراهم کرده و خوشم شادم از اینکه این عمل را انجام دادم اما چون شما دنبال من بوده اید و نگاه می کرده اید.من چقدر می خواهم بدهم به فقیر خودم اگر شما نبودید می خواستم هزار تومان بدهم ولی چون شما می بیند به جای هزار تومان ده هزار تومان می دهم نه هزار تومان اضافه بر ظرفیت روانی و ذهنیم می دهم از اون لحظه که این ده هزار تومان را میدهم به شما فحش میدهم به فقیری که از من کمک گرفت فحش میدهم به خودمم فحش میدهم به شما فحش می دهم که خوب نمیشه چشمتو اون طرف بکنی حتما باید زل بزنی به دست من که دست من که تو جیبم میره چقدر در میاره فلان فلان شده خوب نگاهتو اون طرف کن به اون فقیر فحش میدم که حالا نمیشد دو دقیقه صبر کنی تا این همراه من از من جدا بشه بعد تنها بشم بیای جای من دستتو دراز کنی به خودم فحش میدهم که خوب حالا اونا نگاه می کردند تو باید کار خودتو می کردی چرا کار خودتو نکردی؟ببینید من نه هزار تومن اضافه داده ام اما هیچ حض معنوی نبرده ام چون پتانسیل خودمو بهش توجه نکرده ام ما متاسفانه چون به این پتانسیل توجه نمی کنیم و بعضی وقتها به جهاتی که معمولا جلوه فروشی ها و خود نمایی ها یکی از علل عمده آن است میام کارهایی می کنیم در جهت کمک به دیگران که فوق پتانسیل ماست فوق ظرفیت ماست نه فوق ظرفیت مالی و امکانات مالیمون نه، امکانات مالی داریم فوق ظرفیت روانی و ذهنی مان است ما اینقدر ایثارگر نیستیم اینقدر از خود گذرنده نیستیم خوب به اندازه ای که ایثارگر هستم و می توانم از خودم بگذرم باید کمک بکنم وقتی کمک می کنم.ارتقا معنوی پیدا میکنم رشد و استکمال معنوی پیدا می کنم ولی وقتی به این توحه نمی کنم اون وقت از خودم بیزار می شم یواش یواش میلم به عمل اخلاقی کم می شود چون اون حض معنوی را از عمل اخلاقی نبرده ام که اون حض معنوی انگیزه مند می کرد برای عمل اخلاقی بعدی و بعدتری و الخ عنایت می کنید؟ از این لحاظ این نکته خیلی مهمه که ما هر کداممان در عین حال که آنا باید ظرفیت اخلاقی خودمون رو بالا ببریم اما در هر آنی به ظرفیت اخلاقی که در اون لحظه داریم باید اعتنا کنیم.این مثل این می ماند که من به شما بگویم که در عین حال که آدم باید لحظه به لحظه به علم و معلومات خودش اضافه کنه ولی در هر لحظه به اندازه معلوماتت حرف بزن دوست دارم که معلوماتت افزایش پیدا کنه تو هم باید دائما معلوماتت رو افزایش بدی اما به خاطر معلوماتی که در آینده داری الان نمی تونی دهن وا کنی و حرف بزنی الان دهن باز می کنی به اندازه معلومات کنونیت حرف بزن به همین ترتیب من میتوانم اینو بگم که خوبه آدم قابلیتش رو از لحاظ انفاق چنان بکنه که به گفته حضرت عیسی می گفت چنان ببخشی که دست راستتون که می بخشه دست چپتون با خبر نشه از بخشیدنتون اونقدر من باید قابلیت پیدا کنم که اصلا دست چپم با خبر نمیشه که دست راستم چه کرده.باید به اونجا برسم ولی تا وقتی که به اونجا نرسیدم در هر لحظه قابلیت اون مختصه زمانی ومکانی ووضع و حالی رو باید در نظر بگیرم و گرنه آهسته آهسته تلخ کام می شوم و دیگر انگیزه مند برای فعالیت های بعدی نیستم از این لحاظ می خواستم این را عرض بکنم که موسسات باید دقت بکنند که دیگران را در اوضاع و احوالی قرار ندهند که دیگران فوق پتانسیلشان داوطلب بشوند وقتی فوق پتانسیلشون داوطلب میشوند امر مال اضافه ای از دامن و دستشون خارج شده هیچ ارتقا معنوی هم پیدا نکرده اند میشه با مال کمتر ارتقا معنوی پیدا کرد و با بخشیدن مال بیشتر اتفاقا انحطاط و سقوط معنوی پیدا کرد.این نکته را به این جهت عرض می کنم که به حق کسانی گفته اند که اگر با خبر شوند دیگران از بذل و بخشش های دیگران خود این تشویقشون میکنه و خوبه که ما نیکوکاران بزرگ رو در منظر و مرا دیگران قرار بدهیم و بگیم که این آقا و خانم این بذل و بخشش را انجام داده و به حق هم این نکته درسته این آدم را انگیزه مند می کند ولی به شرط اینکه این روی صحنه آوردن باعث نشود که شخص فوق پتانسیلش داوطلبی بکنه و این فوق پتانسیل داوطلبی کردن به او ضرر برسونه. این یعنی اخلاقی زیستن فقط برای بهبود یک زندگی اجتماعی نیست برای آبادان کردن روح خود شخص اخلاقی زینده هم هست من اگر ده برابر کمک کنم چامعه را بهتر کردم اما چه بسا روح خودم رو در جهت آبادانیش کمک نکردم در جهت ویران کردنش قدم برداشتم اخلاق یک اخلاق دیگر گزینانه است و یک اخلاق خود شکوفایانه همین طور که فیلسوفان اخلاقی اشاره کرده اند بارها که در اخلاق ما فقط نمی خواهیم دیگر گزینی کنیم می خواهیم خودمون هم شکوفا بشویم بنابریان دیگر گزینی باید به صورتی شکل بگیره که با خودشکوفایی من منافات نداشته باشه.همانطور که شما احساس کردید من فقط چند نکته ای رو اشاره کردم که احساس کردم در کتاب پیتر سینگر بهش توجه نشده وگرنه همه نکات به عالمانه ترین صورت دقیق ترین صورت و انسانی ترین و خیر خواهانه ترین صورت در نوشته های پیتر سینگر وجود داره واقعا پیتر سینگر کتاب هایش فقط کتاب های فلسفه اخلاق نیست اولا یک صداقتی یک انسان دوستی در این کتاب ها موج می زند که در کتاب لزوما یک فیلسوف آکادمیک نیست و نکته دوم هم اینکه شما دیگه نمی توانید کتاب را بخوانید و دیگر عوض نشوید بنابریان اگر میخواهید عوض نشوید باید کتابش رو نخوانید اگر خواندید دیگه کم کم از ارزش زندگی کنونی تان احساس شرم می کنید و چقدر خوبه که کتاب هایی ما در دسترسمون قرار بگیره که وقتی تمام می کنیم یک کمی از زندگی کنونی خودمون حالت تهوع بهمون دست بده بلکه به سوی یک تحولی پیش برویم تا تهوعی نباشه به نظر من تحولی نیست کتاب های پیتر سینگر نه فقط این کتاب کتاب های دیگرش هم همینطور است آدم وقتی تمام می کند از خودش بدش می آید میگه اگر اینها آدم هستند ما چی هستیم؟کانال تلگرام خیر و خرد: @kheir_o_kheradکانال تلگرام دارالاکرام:@darolekram</description>
                <category>به مهربانی</category>
                <author>به مهربانی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 17:13:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دومین نشست از سلسه نشست های خیر و خرد : رونمایی از کتاب دیگر دوستی موثر</title>
                <link>https://virgool.io/@bemehrbani/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-khoj1sz7ousg</link>
                <description>خلاصه نشست دوم خیر و خرددومین نشست از جلسات خیر و خرد با عنوان رونمایی از کتاب دیگر دوستی  موثر در روز دوشنه دوم دی ماه در پژوهشگاه فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی  برگزار گردید. نشست های خیر و خرد که با همت موسسه دارالاکرام و نشر نی  برگزار می گردند در پی توسعه ادبیات امر خیر و واکاوی وجوه گوناگون این امر  می باشند. این جلسه با نمایش کلیپ کوتاهی از استاد شفیعی کدکنی که تصیح  تذکره اولیا عطار را به موسسه دارالاکرام تقدیم می کنند شروع گردید.در ادامه فیلم کوتاهی که به جهت ترجمه و رونمایی از کتاب توسط نویسنده  (پیتر سینگر) برای نشست ارسال شده بود پخش گردید. پس از آن دکتر محمد رضا  جلایی پور سخنان خود را با یادی از دو کولبر نوجوان ایرانی شروع نمودند. در  ادامه ایشان با طرح این نکته که دیگر دوستی موثر هم یک فلسفه هست و هم یک  پویش اجتماعی، بحث فلسفی دیگر دوستی موثر را بر عهده استاد ملکیان گذاشتند و  از وجه پویش اجتماعی دیگر دوستی موثر به شرح زیر سخن به میان آوردند.ایده ایی که این فلسفه و پویش دیگر دوستی موثر مبتنی بر اون هست خیلی  ساده است اینکه همه باید تلاش کنیم بیشترین خیر ممکن را برسانیم. ازنظر  حامیان این ایده و پویش دزدی نکردن و آزار نرساندن و نکشتن دروغ نگفتن و  اجتناب از باورها و رفتارهای غیر اخلاقی برای زندگی اخلاقی کافی نیست ما  علاوه بر اینها باید تا جای ممکن خیر رسانی هم بکنیم.پیتر سینگر در سال ۱۹۷۲ در مقاله ای تحت عنوان قحطی فراوانی و اخلاق به  نظرم مبنای اصلی این نظریه را لااقل در عرصه آکادمیک طرح کردند جمله ای که  در این مقاله گفتند این بود که :اگر می توانیم جلو اتفاق بدی را بگیریم {بیماری وگرسنگی و…}بدون اینکه  خودمان چیزی که اخلاقا مهمتر است را فدا نکنیم اخلاقا موظفیم چنین کنیمپرسش دیگر دوستی موثر در درجه اول این هست که چطور می توانیم از منابع مون  اعم از پول وقت توان مون …بیشترین خیررسانی ممکن انجام بدیم که دو پیش فرض  اصلی داره یکی اینکه ما وظیفه داریم بعد از تامین نیازهای غیر تجملاتی مان  از درآمد و وقت و توان مون برای تامین نیازهای دیگران استفاده کنیم ودوم  اینکه همه کمکها وخیررسانی ها ارزش برابر ندارند وما موظفیم به اهداف نیکی  کمک کنیم که به شکلی موثر بیشترین خیر ممکن را می رسانند.پیتر سینگر دو آزمایش ذهنی مطرح می کند اولیش این است که میگه فرض کنید  دارید در پارک قدم میزنید می بینید کودکی در حال غرق شدن هست در دریاچه کم  عمق پارک اگر شما زود تصمیم بگیرید وبپرید در آب نجاتش بدید او نجات پیدا  می کند و هیچ خطری هم براتون نداره اما کفش گران قیمتی که پوشیدید خراب می  شه. بعد سوال میکنه که آیا ما در اینجا وظیفه داریم اون کودک رو نجات بدیم  یا نه؟ دوستانی که در اینجا فکر میکنند که ما وظیفه داریم علی رغم اینکه  کفشمون خراب میشه بپریم تو آب و بدون اینکه خطر خاصی کنیم اون بچه نجات  پیدا کنه دستاشون بالا… به نظر میاد تقریبا همه حضار هم نظر هستند با سینگر  که ما وظیفه داریم اینچنین کنیم.سوال بعدی که میپرسه اینه که چه تفاوت ماهوی وجود دارد بین اون کودکی که  جلوی چشم شما افتاده توی آب و شما به راحتی می توانید نجاتش بدید با  کودکان دیگری که ما می دانیم با هزینه بسیار کمتر از اون کفش لوکسمون  میتوانستیم جانشون نجات بدیم. الان خیریه های موثری هستند هم در ایران هم  در سطح جهانی که میدانیم این کار را می کنند. اگر نجات نمیدیم در واقع  انتخاب کردیم که کفشمون خراب نشه. و بعد جغرافیایی و اینکه جلوی چشممان  نیستند و تاثیر عاطفی روی ما نمی گذارند دلایل کافی و عقلانی نیست برای  اینکه این مسئولیت از روی دوش ما برداشته شود. آزمایش ذهنی دومی که بیان می  کند و آن هم به نظرم قدرتمند هست می گوید فرض کنید که قطاری با سرعت در  حال حرکت است و شما می بینید که به چند کودک اصابت خواهد کرد که در حال  بازی روی ریل قطار هستند. شما کنار سوزن قطار هستید.شما عامل کشته شدن آنها نیستید ولی میتوانید این سوزن را حرکت بدهید و  قطار به جای اصابت به آن چند کودک و کشتن آنها، به ریل جانبی می رود و به  ماشین لوکس شما اصابت می کند که روی ریل قطار است. در این وضعیت وظیفه شما  چیست؟ دوستانی که فکر می کنند در این وضعیت ما وظیفه داریم سوزن ریل را جا  بجا کنیم و به جای کشته شدن کودکان، ماشینمان را از دست بدهیم دستاشون  بالا. خوب، این تبعات بسیار سنگینی دارد. اگر شما این را قبول دارید آن وقت  پیتر سینگر از شما می پرسد که چه فرقی می کند با بقیه هزینه های لوکس شما.  شما هر بار که ماشین، خانه لوکس، بلیط صف اول کنسرت، بلیط بیزینس کلس  هواپیما و هر نوع هزینه تجملاتی، جواهرات، ماشین و خانه های گران قیمت می  خرید در واقع انتخاب کردید که آن کودکان بمیرند، چون با هزینه بسیار کمتر  از آن ماشین لوکس می شود دهها بلکه صدها کودک را از طریق شیوه های مداخله  موثر که الان در دسترس ماست نجات داد. از جمله این شیوه ها خیریه های چند  دلاری است که بسیاری از کودکان را نجات می دهند.علاوه بر این آزمایش های ذهنی مثال های ملموسی که در کتاب مورد اشاره  قرار گرفته است در کنار استدلال هایی که به کار می برند در مجموع خیلی روی  مخاطب تاثیر می گذارند. و برای من همیشه سوال بوده که چرا چنین استدلال  هایی و کتاب هایی که شما نمی توانید بخوانید و تغییر نکنید در ایران توسط  مترجمان و فلاسفه چندان طرح نمی شود. بسیاری از کتاب هایی که به فارسی  ترجمه می شود در حوزه اخلاق عملی و هنجاری چندان تاثیری روی مخاطب نمی  گذارند، من ارزشش را منکر نیستم ولی برایم سوال است که چرا کتابهایی که  اولا پر مخاطب تر است و ثانیا نشان داده شده که در کشورهای دیگر تاثیر  بیشتری در تغییر رفتار مخاطب داشته ترجمه نمی شوند. و این کتاب یکی از آن  کتاب هاست.این ایده دیگر دوستی موثر از حول و حوش ده سال پیش تبدیل می شود به یک  جنبش که از دلش نهاد های زیادی برآمده و رو به گسترش هم هست. و با همین  شیوه ادامه پیدا کند احتمالا در اغلب کشورهای دنیا دیگر نهاد هایی خواهد  داشت الان بیشتر در دانشگاه کشورهای توسعه یافته و پاره ای از شهر های پر  جمعیت اروپای غربی و آمریکای شمالی فعاله و ده ها هزار حامی جذب کرده ولی  همین الان در بسیاری از پایتخت های کشورهای توسعه یافته هم در حال گسترش  است و می شود امید داشت که به ویژه پس از انتشار این کتاب در ایران و برای  شروع در تهران هم بشود نهاد هایی را برای گسترش و نشر این ایده و تقویت و  هماهنگی دیگر دوستانه موثر آغاز کرد کسانی که به این جنبش پیوستند روی سبک  زندگی دیگر دوستانه موثر هم خیلی تاکید دارند در این سبک زندگی ساده زندگی  کردن خیلی مورد تاکید است این که بخش بزرگی از درآمدتان را به یکی از این  اهداف خیر در اولویت که با سنجش گرایی های عقلانی انتخاب شده اند بپردازید  خیلی مهم است.اینکه اگر این کار را نمی توانید بکنید لااقل تلاش بکنید خودتان شغلی  داشته باشید که خودش خیر زیادی می رساند و یا درآمد زیادی دارد برای کمک به  آن اهداف خیر و اینکه بخشی از بدنتان را برای دیگر دوستی موثر هزینه بکنید  از جمله بخشش خون یا مغز استخوان هم از جمله مواردی است که در این سبک  زندگی بسیار به آن توجه می شود. یک سری مطالعات تجربی هم نشان داده شده که  اغلب فعالان این جنبش گزارش می کنند که معناداری و شادکامی زندگیشان هم بعد  از پیوستن به این جنبش افزایش پیدا کرده است. به تعبیر سعدی “نعیمان از  طعام لذت برند و کریمان از اطعام”.از بین نهاد ها و سازمانی هایی که از دل این جنبش برآمده من شخصا به چند  موردش خیلی رجوع می کنم و می خواستم پیشنهاد بکنم تا حتی الامکان اینها را  گوگل بکنید و سایت هایشان را ببینید خیلی به کار می آید و عملا در تقویت  سبک زندگی دیگر دوستانه موثر در شما خیلی می توانند کمک بکند. یکیش خود درس  دیگر دوستی موثر توسط خود پیتر سینگر که خوشبختانه در سایت  www.coursera.orgرایگان در اختیار همگان است اگر احیانا آن کلاس را آنلاین بگذرانید خیلی  تشویق می شوید برای اینکه این تغییرات را در سبک زندگی روزانه تان اعمال  کنید.نهادها و سازمان های پیشنهادی دکتر جلایی پور عبارتند از :سازمان: زندگی که می توانی نجات دهی www.thelifeyoucansave.org سازمان: سنجیده ببخش www.givewell.org سازمان: بخشیدن آنچه نمی توانیم www.givingwhatwecan.org سازمان: ۸۰ هزار ساعت www.80000hours.org سازمان: بی واسطه ببخش www.givedirectly.orgبا اتمام سخنرانی ایشان، فیلم کوتاهی از مترجم کتاب(آرمین نیاکان) که در  ایران ساکن نیستند و به جهت این جلسه نکاتی در خصوص کتاب و ترجمه اثر  ارایه و ارسال نموده بودند پخش شد. در ادامه برنامه استاد قریشی به همراه  فرزند خود دوقطعه حزین به نام های کاروان عشق و فراق عشق را به یاد و خاطره  آزاد و فرهاد خسروی نواختند.در ادامه استاد ملکیان ضمن گلایه از وضع موجود کولبران و بی خانمان ها به  طرح بحث خویش پرداختند.در ابتدای سخنرانی ایشان فرمودند که انصافا گواهی می  کنم بهترین موسسه ای که در ایران مصداق همین دیگر گزینی موثر هست فعلا  موسسه دارالاکرام هست و ادامه دادند که من موسسه ای با این درجه از پاکی و  پیراستگی و پالودگی و با این همه از عقلانیت ورزی در امر خیر و در کمک  رسانی به مردم ندیده ام.استاد ملکیان در ادامه فرمودند که عقلانی نمودن خیر رسانی و یا به عبارت  دیگر رساندن بیشترین خیر به دیگران در گرو یک تفکیک بسیار مهم است. تفکیک  نیاز از خواسته. در واقع این چنین نیست که ما هر آنچه می خواهیم را نیاز  داشته باشیم و یا اینکه هر آنچه نیاز داریم را می خواهیم بلکه گاهی اوقات  برعکس است و ما خواهان آن چیزهایی هستیم که به آنها نیازی نداریم و یا  خواهان نیازهای واقعی خود نیستیم. لذا توجه به این تفکیک از سه جهت اهمیت  پیدا می کند . اولین جهت این مساله است که خواسته های آدمی انتها ندارد اما  نیازهای انسان محدود است و نیازها اگر برآورده نشود ساختار جسمانی، ذهنی و  روانی شخص که نیازش برآورده نشده دیر یا زود دستخوش اختلال می شود لذا ما  در کمک کردن به دیگران باید نیازهای آنها را مد نظر قرار دهیم و نه خواسته  های آنها را که حد یقفی ندارند.دومین جهت آن است که اساسا برآوردن خواسته های دیگران لزوما خدمتی به  دیگران نیست بلکه گاهی خیانتی هست. در واقع بسیاری از خواسته ها اگر  برآورده نشوند بهتر است تا برآورده شوند. سومین نکته نیز این امر است که  اگر من کمک کننده به تامین نیازهای خود اکتفا می کردم و با زیاده طلبی و  حرص در پی برآوردن خواسته های خود نمی رفتم چه بسا از قبل این قناعت به  ضروریات و نیازها فرد یا افرادی دچار فقر نمی شدند.واقعیت این است که اغلب فقر مادی فقر فرهنگی هم ایجاد می کند. و آن  میزان از فرهیخگی که کمک کند تا فقیر بتواند به نحوصحیح از کمک دریافت شده  استفاده کند وجود ندارد. از این لحاظ یکی از بزرگترین کارهای خیر این است  که پس از کمک مادی فقیر را رها نکنیم و روش استفاده از اموال و کمک ها را  به فقرا آموزش دهیم.نکته دیگر این مساله است که خود من برای اینکه بتوانم هم به دیگران کمک کنم  و هم اینکه دیگران به این وضع دچار نشوند باید ساده زیستی را تمرین کنم.  ساده زیستی دو ویژگی بزرگ دارد اول اینکه اگر ساده زیست نباشی نمی توانی به  نیازهای عمیق، ذهنی و معنوی خودت برسی چرا که زندگی تجملی نیاز به درآمد  بالا دارد و برای درآمد بالا نیز مدام باید کار کنی و اساسا فرصتی برای  پرداختن به نیازهای روانی و معنوی خویش نمی یابی و دوم اینکه ساده زیستی  فقرزدا هم هست چرا که اگر من ساده زیست باشم و به ضروریات زندگی خود اکتفا  کرده باشم این نوع سبک زندگی سبب خواهد شد افراد کمتری به دام فقر گرفتار  آیند.نکته آخر اینکه ما باید در اخلاق به طور کلی و در اخلاق انفاق ظرفیت  ذهنی و روانی خود را در نظر بگیریم به این معنا که اگر توانایی کمک مادی  فراوانی هم داریم اما به میزان ظرفیت روانی و معنوی خود دست به انفاق  بزنیم. در این حالت فرد از دیگرگزینی که اثری اجتماعی دارد به خودشکوفایی  که اثری درونی و فردی دارد نائل می شود اما اگر فرد از ظرفیت معنوی و ذهنی  خود فراتر رود و به جهات مختلف دست به انفاقی زند که ظرفیت معنوی متناسب با  آن را ندارد این فرد نه تنها رشد درونی ندارد بلکه تنزل معنوی نیز می  یابد.@darolekram@kheir_o_kheradنمایی از سالن همایش امضا کتاب و گفتگوی دوستانهاساتید و بزرگانسخنرانی محمدرضا جلائی پورسخنرانی استاد ملکیان پیام ویدئویی پیترسینگر</description>
                <category>به مهربانی</category>
                <author>به مهربانی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 15:01:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلسله نشست های خیر و خرد (نشست دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@bemehrbani/%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-uptuc1bdwiof</link>
                <description>موسسه دارالاکرام با همکاری نشر نی رونمایی از کتاب دیگر دوستی موثرسلسله نشست های «خیر و خرد»هم نشینی نظر و عمل محوری است که غفلت از آن زیانی دوسویه دارد. انجام امور بی توجه به اندیشه ها و ایده های اهل نظر و متفکرین، به عقیم شدن کارها و یا کم اثری آن ها می انجامد. از سوی دیگر جدا افتادن اهالی تفکر از مسائل و مشکلات کارهای اجرایی و عملی، آن ها را در محاسبات و تفکرات خود به خطا می اندازد. این مساله البته به تازگی گریبان مارا نگرفته است.موسسه دارالاکرام، برای حمایت از تحصیل کودکان و نوجوانان واجد شرایط و فاقد سرپرست موثر با رعایت اصل احترام به کرامت ذاتی انسان ها تاسیس گردیده است. این موسسه با همکاری نشرنی، یکی از معتبرترین ناشران داخلی، قصد دارد تا با فراهم کردن بستری برای تبادل اندیشه ها و ایده ها به رویکرد و راهکار تازه ای در امر خیر عمومی دامن بگسترد. ما امیدواریم تا از آن هزارگونه سخن اهل نظر چندتایی را به سپهر عمومی آورده و در گفت و گویی جمعی به فهم ایده ها بپردازیم و در نهایت در عرصه ی عمل به محک تجربه بیازماییم. یافته ها و ایده ها با دیگر سمن ها و سازمان های غیردولتی که در راه امر خیر و نیکوکاری قدم برمیدارند به اشتراک گذاشته میشود. سپس حاصل این جلسات به همت &quot;نشر نی&quot; در قالب متناسب منتشر خواهد شد. همچنین بازخورد ایده ها در عمل و اجرا نیز به صاحب نظران داده میشود تا ضمن ارتباط دوسویه، به نتایج مفید و مطلوبی نایل شویم.و نیز امیدوارم در این سلسله نشست ها با همفکری و گفتگو با صاحب نظران به اصلی ترین سوالات در امر خیر بپردازیمامر خیر و نیکوکاری چگونه می‌تواند با استفاده از خرد، موثر باشد؟ موجب تشدید چرخه فقر نگردد؟ کم هزینه باشد؟ اصل کرامت جامعه هدف خدشه دار نگردد؟ شفاف و قابل اندازه گیری باشد؟ و دهها سوال دیگراز این رو از شما فرهیخته گرامی دعوت میشود تا در دومین جلسه از سلسله جلسات &quot;خیر و خرد&quot;، ما را همراهی بفرمایید.تلگرام &quot;خیر و خرد&quot;: https://t.me/kheir_o_kheradتلگرام &quot;دارالاکرام&quot;: https://t.me/darolekram</description>
                <category>به مهربانی</category>
                <author>به مهربانی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2019 18:51:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن سخنرانی اقای موحد در جشن ۱۸ سالگی دارالاکرام</title>
                <link>https://virgool.io/@bemehrbani/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AD%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%DB%B1%DB%B8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-j9ms4b6wzu9m</link>
                <description>اقای موحد در جشن ۱۸ سالگی دارالاکرامسخنرانی آقای دکتر موحدمن با توجه به محدودیت ها و وضع بیماری خودم ترجیح دادم دو سه سطر نوشته اگر بتوانم بخوانم مشکل من فقط حرف زدن نیست خواندن هم یک مشکله. گذشتن از مال یا انفاق کلید رستگاریست که در سرتاسر قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته است. در جزء آخر قرآن، سوره¬هایی داریم که محتوای آن کلاً یا عمدتاً ناظر به انفاق است. در سوره بقره که بلندترین سوره قرآن است سفارش انفاق از صدر تا ذیل چون ترجیع بندی به فواصلی اندک تکرار می¬شود. انفاق وقتی موجب ارتقاء معنوی انسان است که متضمن معنی ایثار باشد و ایثار در اصطلاح قرآنی بر شبه نفس غالب آمدن و دیگری را بر خود ترجیح دادن است و این در حالی تحقق تواند یافت که انفاق در طول مدت عمر و نه در پایان عمر صورت گیرد یعنی در زمانی که تو خود نیز علاقه به مال داری انفاق کنی اینکه مال داری و در آخر عمر وصیت کنی که فلان قدر از اموالت را در راه کار خیر مصرف کنند؛ البته خوب است و اجر آن نزد خدا ضایع نمی¬شود اما در ارتقاء معنوی و تطهیر و تزکیه نفس تو موثر نمی¬افتد. آیا انفاق باید در پرده صورت گیرد؟ که اگر دست راست می¬دهد دست چپ را از آن خبر نباشد؟ آری اینگونه انفاق فضیلتش بیشتر است. اما اعلان انفاق و افشای نام انفاق کننده هم به ویژه همایش¬هایی از این قبیل که ما امروز در آن شرکت داریم موجب تشویق دیگران و ترویج خیر می¬گردد. آیه 271 سوره بقره چنین است  &quot; إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ۖ &quot; اینکه مشارکت در امر خیر اعلام خوب است و سود اجتماعی دارد اما &quot; وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۚ &quot; انفاق به تنهایی که کسی از آن آگاه نشود برای خود انفاق کننده سودمندتر است و &quot;وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ&quot; تاکید روح و پالایش باطن او موثر می¬باشد. در 4 بخش از قرآن کریم انفاق سرّی و انفاق علنی تواُما و باهم سفارش شده است از جمله در آیه 274 سوره بقره یعنی تقریباً بلافاصله بعد از آیه 271 که از آن یاد کردیم &quot; الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ &quot; در &quot;موسسه دارالاکرام&quot; که افتخار شرکت در آن داریم راه به هر دو صورت باز است کسانی که نیت خیر دارند می¬توانند به هر یک از دو شیوه یا تواُما به هر دو شیوه عمل کنند بانی دارالاکرام و چند تن از همراهان ایشان از دوستان دیرین من هستند که دوران خدمت خود را در مدیریت¬های حساس صنعت نفت با صداقت و خوشنامی به سر برده و پس از بازنشستگی، طرح خجسته چنین موسسه مهمی را که امروز 18امین سالگرد آن را جشن گرفتید، ریختند. دست خدا به همراهشان و همت خیراندیشان گشاده دست یارشان </description>
                <category>به مهربانی</category>
                <author>به مهربانی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 11:57:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن سخنرانی دکتر ملکیان در جشن ۱۸ سالگی دارالاکرام</title>
                <link>https://virgool.io/@bemehrbani/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%DB%B1%DB%B8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-j5ontfvlngnv</link>
                <description>آقای ملکیان در حال سخنرانی در جشن ۱۸ سالگی موسسه دارالاکرامطفیبه مهربانیسلام و درود بر خانم ها آقایان و کسب اجازه از محضر استاتیدم آقایان  دکتر محمدعلی موحد و دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی  که افتخار شاگردی شان همیشه برای من هست و خواهد بود و با سپاس از همه مسئولان و دست اندرکاران موسسه خیریه و عام المنفعه دارالاکرام.در این تقریبا پانزده دقیقه ای که در محضر سروران خواهم بود بحثی مربوط به حوزه روانشناسی اخلاق طرح خواهم کرد با اختصار هرچه تمام تر و امیدوارم با شفافیت.شکی نیست که به لحاظ نظری انفاق یعنی انفاق مالی یعنی گذشت از مال خود در راه خدمت به همنوع یکی از وظایف مهم اخلاقی ماست هیچ مکتب هیچ نظام وهیچ نظریه اخلاقی تا الان قائل نشده است به این که یکی از وظایف اخلاقی انسان انفاق مالی نیست. گذشتن از مال و ایثار از حیث مال برای بهروزی و خوشی همنوعان محل اجماع است که یکی از وظایف عمده اخلاقی ماست اما سوال بر سر این است که چرا با این که به لحاظ نظری انفاق مالی را همه انسان ها کمابیش وظیفه اخلاقی تلقی می کنند ولی به لحاظ عملی آن مقدار که از لحاظ نظری مورد قبول واقع شده به لحاظ عملی معمول واقع نمی شود یعنی چرا با این که من کاملا واقفم که این کمک مالی  وظیفه اخلاقی من است ولی عملا این وظیفه اخلاقی را کمتر انجام می دهم و چه بسا اصلا انجام ندهم. این نکته ای است در روانشناسی اخلاق. فقط بحث من در این جلسه منحصر است به انفاق مالی بقیه وظایف اخلاقی از شمول بحث من بیرون اند . سخن بر سر این است که ممکن است من انسان اخلاقی باشم یعنی نیکخواه همنوعان خودم باشم و عقیده داشته باشم به اینکه انسان وظیفه نیک خواهی در حق همنوعان خودش را دارد و در این مورد نیک خواهی مالی اما عملا به این نیک خواهی ترتیب اثر ندهم یعنی به زبان ساده تر چرا همیشه نیک خواهی به نیکوکاری تبدیل نمی شود. نیک خواهی هست اما تبدیل به نیکوکاری نمی شود. در ذهن من در ضمیر من در درون من نیک خواهی نسبت به همنوع وجود دارد( که در بحث ما نیک خواهی مالی مدنظر است) ولی چرا تبدیل به نیکوکاری مالی نمی شود؟ یعنی چرا آنچه در عالم درون من در عالم ذهن و  ضمیر من در عالم روان من می گذرد این در دست و پای من جاری نمی شود؟ علت این شکافی که در این میان هست چیست؟ چه چیزی  شکاف بین نیک خواهی و نیکوکاری ایجاد می کند؟ فقط البته  در اینجا یعنی در مساله انفاق مالی در سایر مباحث اخلاقی  بحث های علایق روانشناسان اخلاق انجام داده اند. به زبان ساده تر کسانی که نیک خواه بشر نیستند به کنار، اما فرض را بر آن بگیریم که ما کسانی باشیم نیک خواه بشر باشیم و بنابراین اساسا به چیزی به عنوان وظیفه و تکلیف اخلاقی در جهت ایثار مالی قائل باشیم. چرا این ایثار مالی که به لحاظ درونی به ارزشمندی اخلاقیش قایلیم لزوما در مقام عمل انجام نمی گیرد این در همه وظایف اخلاقی قابل بحث و گفت و گو است ولی من فقط در باب نیک خواهی از لحاظ ایثار عرض می کنم. در اینجاست که من می خواستم به این عوامل که موثرند که تبدیل نشود نیک خواهی به نیکو کاری و من فقط در عالم درونم بمانم فقط می خواستم به این عامل اشاره کنم عواملی که در اینجا قابل بحث هستند شش عامل هستند؛ همه این شش عامل از مقوله توهمات ماست از مقوله خطاهای شناختی ماست ولی با این همه احتمال دارد که این خطاها و توهمات شناختی پیش بیاید و باعث شود که من نتوانم نیک خواهی ام را تبدیل به نیکوکاری بکنم. اولین عامل این است: ممکن است ما انسان های به شدت عاطفی باشیم. انسان عاطفی دست به نیکوکاری می زند ولی وقتی که صحنه ای رقت انگیز پیش چشم داشته باشد وقتی من یک گدای پیرمرد یا پیرزن ژنده پوش بیمارگونه را می بینم این صحنه اگر انسان عاطفی باشم شدیدا من را تحت تاثیر قرار می دهد و وقتی از من استمداد کرد یا نیاز مالی اش را به من گفت ، امکان این که کمک مالی کنم فراوان است به دلیل این که انسان عاطفی هستم. اما گدایانی را که نمی بینم این حالت ها را نسبت به آنها ندارم انسان های عاطفی در برابر صحنه هایی که در منظرشان هست به شدت حساس اند اما صحنه هایی که از منظرو مرئی و از تیررس حواس شان بیرون است دیگر نسبت به آن ها حساسیت ندارند این انسان ها کسانی هستند که به لحاظ عاطفی به دیگران کمک می کنند اما به لحاظ اخلاقی این کمک ها را نمی کنند انسانی که اخلاقی است برایش فرقی نمی کند که کمک گیرنده یک صحنه رقت انگیز پیش چشم او ایجاد کرده باشد یا صحنه رقت انگیزی پیش چشم او ایجاد نکرده باشد فراوان دیده اید که ما نمی توانیم بر سر چهارراه ها در کوی و برزن به گداها نمی توانیم جواب رد بدهیم اما می توانیم گداهایی را که نمی بینیم در اندیشه کاروبارشان در اندیشه روز و روزگارشان نباشیم عاطفی بودن فرق داره با اخلاقی بودن عاطفی بودن اگر تبدیل شود به عاطفی بودن تحت الشمول عقلانیت تبدیل می شود به اخلاقی بودن اگر من فقط عاطفی باشم و عاطفی بودن من تحت شمول عقلانیت نباشد در آن صورت فقط به آنچه که در پیش چشمم می بینم واکنش مناسب نشان می دهم ولی به همه فقرها و فلاکت ها و رنج ها و تلخی ها و محنت ها و مرارت هایی که در پیش چشم من نیست حساسیت نشان نمی دهم انسان اخلاقی چنین نیست برای انسان اخلاقی مهم نیست که صحنه ای پیش چشم داشته باشد یا نداشته باشد بنابراین اولین عامل این است که به جای این که من انسانی اخلاقی باشم صرفا انسانی عاطفی باشم  و عاطفی بودن ام  را تحت شمول و حاکمیت عقلانیت نبرده باشم اگر چنین باشد فقط صحنه های تاثربرانگیزمرا تحریک می کند و صحنه هایی که مفقودند و پیش چشم من نیستند من را به هیجان نمی آورند و به عمل و کنش وانمی دارند. این نکته اول. حالا این که چگونه می شود که عاطفی بودن تبدیل به اخلاقی بودن شود یعنی چگونه می تواند عاطفی بودن زیر شمول حاکمیت عقلانیت قرار بگیرد و انسان عاطفی در عین عاطفی بودنش تبدیل به انسان اخلاقی شود داستان دیگری است که از محل بحث من بیرون است.عامل دوم این است که ممکن است کسی گمانش براین باشد که کمک های  مالی مهم ترین کمک هایی نیستند که انسان به همنوع خود می تواند بکند. من نیک خواهم خیلی می خواهم بهروزی و خوشی همنوعان خود را ببینم اما عقیده ندارم که برای بهروزی و خوشی همنوع خودم مهم ترین کار کمک مالی باشد یعنی گمان می کنم کمک های غیرمالی مهم ترند مثلا ممکن است گمان کنم کمک های سیاسی مهم ترند کمک های فرهنگی مهم ترند کمک های آموزشی پرورشی مهم ترند و توجه به این نکنم که در عین اهمیت  آن کمک ها کمک های مالی به جهت این که ضرورت های معیشتی یعنی ضرورت های بیولوژی و فیزیولوژی را برآورده می کنند حتما تقدم دارند بعد کمک های دیگر. آن وقت می بینید که نیک خواهی من در قلمروهای دیگر تبدیل به نیکوکاری می شود اما در قلمرو امور مالی چون برای امور مالی گویی اهمیت طراز اول قایل نمی شوم در اینجا نیک خواهی من همان نیک خواهی می ماند و تبدیل به نیکوکاری نمی شود. این عامل دوم.عامل سوم این است که ممکن است من اعتماد نداشته باشم به کسانی که بین من و فقرا واسطه گری می کنند اعتماد نداشته باشم که سازمان های که به نام  موسسات خیریه و موسسات عام المنفعه و موسساتی که به هر نوعی از انواع دارند فقرزدایی می کنند این موسسات ممکن است به صداقت شان اعتماد نداشته باشم و معتقد باشم من کمک مالی می کنم اما کمک مالی چنان که من کرده ام به دست مستحقانش نمی رسد. اگر من به این واسطه ها اعتماد نداشته باشم و معتقد باشم هیچ موسسه ای در جامعه من وجود ندارد که بتواند باصداقت باامانتداری دقیقا آنچه را که من می دهم به دست مستحقان و درخورانش برساند در آن صورت نیک خواهی من تبدیل به نیکوکاری نخواهد شد ولی چون در جامعه های توده ای امروز کمتر امکان این هست که من بی واسطه کمک مالی بکنم و همیشه کمک های مالی در اهم اغلب موارد نیاز به یک واسطه هایی دارند خب اگر من به این واسطه ها شک داشته باشم یا اگر ظن بد داشته باشم به این موسسات و معتقد باشم که هیچ موسسه ای نیست که از بدگمانی من بتواند معاف و مستثنی باشد در ان صورت چه بسا که دیگر کمک نمی کنم چون قایلم که این کمک نمی رسد به جایی که باید برسد در محل خودش قرار نمی گیرد در موضع خودش به جا مصرف نخواهد شد این هم یک توهم است. چنین نیست که در جامعه همه موسساتی که موسسات خیریه اند شفافیت کاری نداشته باشند و انسان نتواند به صداقت شان و به امانتداری شان اعتماد عقلایی بکند و بجا داشته باشد این هم در واقع یک توهم است. دیدگاه چهارمی هم می تواند در اینجا دخیل باشد و آن این که موسسات واسطه موسساتی هستند مورد اعتماد مردم همه مسئولان و دست اندرکاران شان از خرد تا کلان همه انسان های امین و درستکاری هستند و بنابراین حتما کمک های مالی من به دست فقرا می رسد ولی چیز دیگری در کار است: کسانی هستند و دیگرانی که از این کمک های مالی ممکن است سوء استفاده کنند مثلا دولت ها ممکن است سوء استفاده کنند از کمک های مالی موسسات خیریه چون موسسات خیریه فقر را کم می کنند پس نارضایی مردم را کم می کنند و از نارضایی کم مردم رژیم های سیاسی سوء استفاده می کنند ممکن است گمان من بر این باشد که این کمک ها سوپاپ اطمینانی اند برای رژیم های سیاسی جائر رژیم های سیاسی که به وظلیف خودشان عمل نمی کنند و رژیم های سیاسی که سوء نیت دارند آن وقت ممکن است من بگویم به این موسسه اعتماد دارم اما چون می دانم از حاصل کار این موسسات سوء استفاده هایی دیگران می کنند من کمک نمی کنم من آن قدر کمک به این موسسات نمی کنم تا نارضایی عمومی از فقر افزایش پیدا بکند و رژیم های سیاسی سرشون به عقل و توجه شان به ملت بیشتر شود و بدانند اگر این وضع ادامه پیدا بکند امکان سقوط شان امکان افول شان هست و به خود بیایند درواقع انگار در این تصور افراد همه فکر می کنند که  خود کمک کردن من کار درستی است کمک من هم به دست فقرا می رسد ولی از این فرایند کمک من و کمک رسانی موسسات وابسته کسان دیگری سوء استفاده می کنند و برای جلوگیری از سوء استفاده های آنها من این کمک ها را نمی کنم. کم نیستند کسانی که متاسفانه گمان می کنند که این تصور درستی است ولی این تصور تصور درستی نیست. ما چه سوء استفاده هایی رژیم سیاسی بکنند از کمک های ما لی به مردم و کاهش سطح نارصایتی مردم به لحاظ فقر و چه چنین سوء استفاده هایی صورت نگیرد ما نمی توانیم وظایف اخلاقی خودمان را فراموش کنیم؛ وطیفه اخلاقی هیچ کس در عیچ اوضاع و احوالی ساقط نمی شود به جهت سوء استفاده که دیگری یا دیگرانی ممکن است از این انجام وظیفه اخلاقی انجام دهند.نکته بعدی ممکن است که فردی به هیچ یک از این دیدگاه ها قایل نباشد ولی قائل باشد که در جامعه ما به قدر کفایت کمک صورت می گیرد دیگر نیاز به کمک اندک من نیست می گوید به اندازه کافی کمک صورت می گیرد و دیگر این اندک پشیز کمکی که من می کنم دیگر کاری برای کسی نخواهد کرد. کمک آن قدر فراوان است و خلا های معیشتی مردم با آن ها پر می شود که دیگر نیازی به این نیست که من کمکی بکنم. خب این هم توهمی بیش نیست حتی در کشورهای پیشرفته غرب حتی در در کشورهایی که هم اقتصاد پیشرفته و سالمی دارند و هم به لحاظ سیاسی رژیم های عاقل و رژیم های خیرخواه و رژیم های وظیفه شناسی بر کشورشان مسلط هستند حتی در آن کشورها هم فقر همچنان می تواند وجود داشته باشد و حتی در آن کشورها هستند کسانی که نمی توانند نیازها و ضرورت های زندگی خودشان را برآورده کنند هیچ وقت نباید گمان کنم کسانی هستند که کمک بکنند که دیگر کمک من ارزشی ندارد واین هم یک توهم است.اما توهم آخری که وجود دارد این است که کسی بگوید ما هم در جهات دیگر نیازمند به کمک هستیم و چون آینده ما مبهم است من چرا چیزی را که پس انداز کرده ام به فقرا بدهم ممکن است فردا فرزندان من جزو فقرا باشند در کشورهایی که آینده مبهم دارند در کشورهایی که آدم اصلا اعتماد ندارد به آینده کشورش به لحاظ اقتصادی به لحاظ سیاسی به لحاظ حقوقی آن وقت ممکن است کسی چنین فکر کند که بله من الان چیزی مازاد بر نیازی در هر ماه درآمد دارم که مازاد بر احتیاجم است ولی فردا را چه دیدی؟ ممکن است فردا همین من بر اثر یک سیاست غلط اقتصادی بر اثر یک سیاست غلط سیاسی براثر یک خط مشی غلط حقوقی خود من محتاج کمک دیگران بشوم و خانواده خود من محتاج دیگران شوند بهتر نیست به جای این که مازاد بر درامد کنونی را صرف فقرای کنونی کنم بگدارم صرف فقرای آینده بکنم که آن فقرای آینده ممکن است فرزندان خود من باشند در همه کشورهایی که آینده را سرشار از ابهام است و متاسفانه کشور ما یی از شاخص ترین کشورها که سرشار از ابهام در آن وجود دارد ممکن است کسانی نیکخواه بشرند ولی می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است من نیک خواه دیگرانم اما چه بکنم که فردا خودم آیا محتاج این نخواهم بود بنابراین گویا به صلاح من است که این پس انداز را بگذارم برای کسانی که خویشاوندان خود منند از نزدیکان خود منند خانواده هسته ای من را تشکیل می دهند و نیک خواهی را دایره شمولش را تنگ کنم و به خانواده و خویشاوندان خودم اختصاص دهم این هم توهمی بیش نیست ما نمی توانیم وقتی در جامعه ای  کسانی هستند که از گرسنگی و بی بهداشتی و بی آموزشی رنج می برند به خاطر یک آینده ای که شاید بیاید و شاید نیاید نمی توانیم وظیفه اخلاقی مان را به تعویق بیندازیم به تعبیر دیگری  ما یقینیات را به خاطر انچه که مظنونات است نباید رها کنیم.خدایا چنان کن سرانجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار</description>
                <category>به مهربانی</category>
                <author>به مهربانی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 17:20:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>