<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بِنو کامیونیتی فارسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bennucommunity</link>
        <description>بِنو کامیونیتی، پلتفرمی است برای به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها و دسترسی به شبکه‌های حمایتی برای مواجهه‌ی بهتر با چالش‌های جهانی که سرشار از نوسان و افت و خیز مداوم، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:28:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/794393/avatar/cuYgXM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بِنو کامیونیتی فارسی</title>
            <link>https://virgool.io/@bennucommunity</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماجرای بنیانگذارهایی که کسب‌وکارشان را تعطیل کردند!</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-wi4sxkjhux7n</link>
                <description>زمانی می‌رسد که هر چیزی به تمام شدن نزدیک می‌شود. «لحظه‌ی پایانی» کلمه‌ی‌ به ظاهر ساده اما در واقع سختی است که می‌تواند تا مدت‌ها هم ادامه پیدا کند.آپاپتوز به تعبیری آن زمانی است که طبیعت، دنیای پیرامون‌ ما و حتی بدن‌مان، بارها و بارها از چیزی دست می‌کشند برای ادامه دادن چیزی مهم‌تر؛ مهم‌تر مثل زندگی... در دنیای کسب‌وکار هم لحظه‌ی گرفتن تصمیمات سخت برای خیلی از ما فرا می‌رسد. در آن لحظه، نیاز داریم تا بدانیم درست است که تجربه‌ی منحصربه‌فردی را از سر می‌گذرانیم ولی تنها نیستیم.در ادامه‌ی رویدادهای آنلاین بِنو کامیونیتی از سری برنامه‌های روبه‌رشد (دوشنبه، ۳ بهمن ۱۴۰۱) با حضور عماد قائنی، نیکو جاویدپور و اسما کروبی، درباره‌ی سه تجربه از سه تصمیم برای توقف یا خروج از کسب‌وکار که در زمان‌ها و شرایط متفاوتی رخ داده‌اند، یعنی وب‌یاد، لین‌دیزاین و Weembee گفتگو کردیم که در ادامه می‌توانید چند نکته از مباحث مطرح شده در این رویداد را بخوانید.? به گفته‌ی عماد قائنی، بنیانگذار وب‌یاد، گاهی آدم با آن چیزی که ساخته، هم‌هویت می‌شود و در نتیجه وقتی کسب‌وکارش خوب پیش نمی‌رود انگار پیامش این است که من خوب نیستم و من کافی نبوده‌ام. به نظر وی آن‌چه مهم است پذیرش خود و نیز مهربان بودن با خود است که در کنار تجربه‌های شکست، می‌تواند منجر به رشد کردن و نیز حال خوب شود.عماد قائنی همچنین به دو دلیل جدی و مهم یعنی لذت بردن از انجام دادن کارها در استارتاپی که راه انداخته‌ایم و نیز مواجهه‌ی بهتر با سختی‌ها از سر شوق و معناداری برای ادامه دادن تجربه‌ی کارآفرینی اشاره کرد.به گفته‌ی وی در این مسیر تجربه‌ی تغییر و یاد گرفتن برخی مهارت‌های کلیدی و مهم مثل مدیریت تیم، مهارت‌های کسب‌وکار، مدیریت تعارضات، تفکر طراحی و... نیز اتفاق می‌افتند.? اسما کروبی در این رویداد از تجربه‌ی راه‌اندازی Weembee در کشور پرتغال گفت که همراه شد با پاندمی و وضعیتی نامطمئن نسبت به آینده در دنیا. به نظر وی علاوه بر پاندمی، زبان‌محور بودن آدم‌ها در اروپا و فرهنگ قناعتی که وجود داشت، سبب شد که Weembee به نتیجه‌‌ی مطلوب نرسد. از طرف دیگر مهاجرت و تلاش بسیار  اما بدون نتیجه برای جذب سرمایه‌گذار، به تجربه‌ی فرسودگی (Burnout) برای وی ختم شد که در نهایت همه‌ی اینها موجب تغییر تفکرش شد؛ این‌که در مسیر کارآفرینی، نیابد دو ماراتن را با دو سرعت اشتباه گرفت یا منتظر نتیجه بود بلکه باید از مسیر هم لذت برد.اسما کروبی ضمن اشاره به تجربه‌های قبلی که در استارتاپ‌های مختلف مثل دیجیکالا و علی بابا داشت، گفت: «کانتکست، فرهنگ سازمان را تعریف می‌کند و در نتیجه کپی کردن فرهنگ سازمان بدون توجه به کانتکست اشتباه است و این نکته‌ای بود که من دیر متوجه شدم. همچنین مهم‌ترین درسی که من گرفتم، شجاعت رها کردن کسب‌و‌کارم بود، آن هم زمانی که دیگر رؤیا‌ی من نبود.»وی همچنین از زندگی راحت داشتن، زندگی بدون استرس و اضطراب داشتن و یا این‌که بتوانیم در ساختار یا شرکتی دیگر مفید باشیم، به عنوان مهم‌ترین دلایل برای بیزینس نداشتن نام برد.? نیکو جاویدپور با اشاره به این‌که در حدود پنج سال، سه بار خود لین دیزاین را بازطراحی کردند، به این نکته اشاره کرد که در واقع اولین مشتری خدمات لین‌دیزاین خودشان بودند و در این مسیر از دیگران هم کمک می‌گرفتند. هر بار هم با این تغییرات این سؤال را از خود می‌پرسیدند که «اگه کار نکنه چی؟ آیا تعطیل می‌کنیم؟» و در این مسیر همه‌ی راه‌هایی را که فکر می‌کردند می‌تواند به موفقیت منجر شود امتحان کردند. یکی از درس‌هایی که نیکو از این تجربه گرفت این بود که «زودتر شکست بخور و بیشتر شکست بخور!» که آن را از مسیر یافتن تفاوت بین صبر کردن، تعلل کردن و نادیده گرفتن یاد گرفته است.نیکو جاویدپور همچنین به اهمیت مشورت کردن با دیگرانی که برای پیش‌بینی آینده‌ی توسعه‌ی کسب‌وکارشان بینش عمیقی داشتند اشاره کرد و گفت: بعد از این تجربیات، سؤال‌های بهتر و متفاوتی پیدا کردم که در کارهای دیگرم به کار می‌گیرم مثل اینکه: «به چی دارم خدمت می‌کنم؟» در واقع ما گاهی به تصویری از خودمان خدمت می‌کنیم، نه به حقیقت خودمان! رهایی از این تصویر ذهنی، به ما کمک می‌کند تا تصمیم‌های واقعی‌تر و به موقع‌تری بگیریم.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 12:29:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنرِ ظریفِ رسیدگی به ضروریات زندگی در جهان پرمشغله</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%90-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81%D9%90-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%87-ttazt0mtekbp</link>
                <description>در ادامه‌ی رویدادهای آنلاین بِنو کامیونیتی از سری برنامه‌های #روبه‌راه (شنبه، ۲۴ دی‌ماه ۱۴۰۱) با تسهیلگری جواد محمدی با عنوان «هنرِ ظریفِ رسیدگی به ضروریات زندگی در جهان پرمشغله» درباره‌ی کتاب «اصل‌گرایی» نوشته‌ی گرگ مک کیون گفت‌وگو کردیم. ? اصل حرف نویسنده‌ی این کتاب این است که همه چیز بی‌اهمیت است مگر آن‌که خلافش ثابت شود. یعنی همه چیز در زندگی ما حاشیه محسوب می‌شود جز چند چیز محدود که اصل زندگی ماست و ما باید بگردیم و همین‌ها را پیدا کنیم و روی آن‌ها متمرکز شویم.? نویسنده برای تشخیص اصل و فرع زندگی هم پیشنهاداتی دارد. به نظر او فرعیات را با یک روش ساده می‌توان شناسایی کرد. زمانی که با چند گزینه رو به رو هستیم، اولین سؤالی که باید از خود ‌بپرسیم این است که «اگر گزینه‌ای را در زندگی نداشته باشیم، چه‌قدر حاضریم هزینه کنیم تا آن را به دست آوریم؟» اگر معیار پاسخ را از صفر تا صد در نظر بگیریم، باید به تمام گزینه‌هایی که نمره‌ی کمتر از ۹۰ می‌گیرند، با صراحت و قاطعیت «نه» بگوییم. به هنگام نه گفتن نیز نباید خود را گرفتار قید و بندهای اجتماعی کنیم.? باید توجه داشته باشیم که اصل‌گرایی، چگونگی انجام کارهای بیشتر نیست، بلکه به معنای انجام کارهای درست است. به معنای انجام کارهای کمتر فقط محض کمتر بودن‌شان هم نیست. بدین معناست که برای فعالیت در بالاترین سطح اثربخشی‌مان تا می‌توانیم عاقلانه زمان و انرژی‌مان را فقط روی انجام کارهای ضروری سرمایه‌گذاری کنیم.اصل‌گرایی یعنی خلق سیستمی برای رسیدگی به کمد زندگی‌مان. اصل‌گرایی فرآیندی نیست که مثل مرتب کردن کمد، یک‌بار در سال، یک‌بار در ماه یا حتی یک‌بار در هفته زیر بارش برویم. اصل‌گرایی نظمی است که همیشه وقتی قرار است درباره‌ی بله گفتن یا مؤدبانه نه گفتن تصمیم بگیریم، از آن استفاده می‌کنیم.? با خواندن کتاب «اصل‌گرایی» یاد می‌گیریم آن‌طور که واقعاً دوست داریم زندگی کنیم، نه آن طوری که دیگران از ما توقع دارند. این کتاب روشی را به ما می‌آموزد تا در هر دو قلمروی شخصی و حرفه‌ای کارآمدتر، بهره‌ورتر و مؤثرتر باشیم. روشی نظام‌مند برای تشخیص موضوعات مهم، حذف موضوعات غیرمهم و انجام هر چه راحت‌تر کارهای ضروری را به ما آموزش می‌دهد. به‌طور خلاصه، به ما می‌آموزد تا روش پیگیری منظم و منضبط انجام کارهای کمتر را در همه‌ی حوزه‌های زندگی‌‌مان به‌ کار بگیریم.? زمانی را برای خود و با خود اختصاص دهید.نویسنده همچنین تأکید می‌کند که ما باید گاهی فضای مناسب برای فرار از مشغله‌های روزمره را در زندگی خود ایجاد کنیم تا در آن فضا به این سؤال بپردازیم که چه مسایلی برای ما واقعاً مهم‌اند یا اهمیت خاصی ندارند. داشتن چنین فضایی بهره‌وری ما را به شدت افزایش می‌دهد و باعث می‌شود که روی خلاقیت خودمان بیش از پیش کار کنیم. در واقع آزادی خلاقانه با داشتن چنین فضایی فراهم می‌شود.? هدف‌تان در زندگی چیست؟افرادی که اصل‌گرا نیستند تصور می‌کنند که همه چیز در زندگی اهمیت دارد اما شخصی که اصل‌گراست به خوبی می‌داند که به جز هدف اصلی هیچ چیز دیگری مهم نیست. بنابراین یکی از مهارت‌هایی که پس از مطالعه‌ی کتاب «اصل‌گرایی» به آن پی می‌بریم تعیین هدف است.اگر هدف خودمان را تعیین کنیم و به آن بچسبیم، متوجه خواهیم شد که بقیه مسائل در زندگی هیچ اهمیتی ندارند. وقتی به این باور برسیم که جز هدف اصلی، مسائل دیگر هیچ اهمیتی ندارند، عادت می‌کنیم که کارهای مهم را انجام دهیم و کارهای غیرضروری را کنار بگذاریم.? «نه گفتن» را یاد بگیرید.یکی از مسائل مهمی که باید در زندگی و کسب و کار خود به آن دقت کنیم این است که «نه گفتن» را یاد بگیریم. گاهی پیش می‌آید که به خاطر بله گفتن به همه، تمام وقت‌مان صرف کارهای بیهوده و وقت‌گیر می‌شود و هیچ حاصلی هم برای ما ندارد. ما باید دیر بله گفتن و زود نه گفتن را یاد بگیریم وگرنه هیچ گاه نمی‌توانیم در زندگی خود به یک شخصیت اصل‌گرا تبدیل شویم.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:58:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه‌طور با بحران‌های اقتصادی بهتر مواجه شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-nkxsh0a7avt6</link>
                <description>بی‌شک شما نیز تاکنون بارها با چالش‌ها یا بحران‌هایی در زندگی خود مواجه شده‌اید یا همین حالا با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنید که متأثر از بحران‌های اقتصادی‌اند؛ بحران‌هایی که به نظر می‌رسد گذر از آن‌ها به این معنا نیست که در آینده باز اتفاق نمی‌افتند. در ادامه‌ی رویدادهای آنلاین بِنو کامیونیتی از سری برنامه‌های #روبه‌رو (چهارشنبه، ۲۱ دی ۱۴۰۱) میزبان اردشیر ظهرابی، معاون سرمایه‌گذاری گروه مالی فارابی بودیم و با وی درباره‌ی این پرسش که «چه‌طور با بحران‌های اقتصادی بهتر مواجه شویم؟» گفت‌وگو کردیم. در ادامه می‌توانید برخی از نکاتی را که در این رویداد از سوی میهمان یا شرکت‌کنندگان مطرح شده‌اند، بخوانید.برخی چیزها هست که به وفور وجود ندارند و اگر همه بخواهند آن‌ها را داشته باشند، امکان‌پذیر نیست. در چنین شرایطی است که بازار معنادار می‌شود و داستانِ عرضه و تقاضا اتفاق می‌افتد. بحران اقتصادی هم زمانی رخ می‌دهد که مکانیزم‌های بازار و نیز تعادل عرضه و تقاضا به شدت به هم می‌خورد. یکی از چالش‌های اصلی علم اقتصاد این است که چگونه حداقل منابع به حداکثر افراد منفعت برساند. در نتیجه آن‌چه در این شرایط اهمیت پیدا می‌کند، بهینه کردن امور است. در واقع برای حل بحران‌هایی که ناشی از کمبود منابع است سه گزینه وجود دارد: می‌توان تا حد ممکن بیشتر از منابع موجود استفاده کرد، یا بهره‌وری را افزایش داد، یا با نوآوری، منابع جدید خلق کرد.در شرایطی که به نظر می‌رسد بحران‌ اقتصادی دامن‌گیر بسیاری از کشورها و مردم جهان شده است، سؤال مهم و کلیدی این است که «چه باید کرد؟» و «چه طور می‌توانیم با کمترین هزینه، با این بحران‌های اقتصادی مواجه شویم؟» و در نهایت «چه‌طور بعد از گذار از این وضعیت، می‌توانیم حتا توانمندتر هم بشویم؟»✅ چند پیشنهاد:? سؤال‌های مهم و دقیق از خودمان بپرسیم. مثلاً این‌که: «چه‌طور مدت زمانی بیشتر و با کیفیتی بهتر زنده بمانم و زندگی کنم؟» و «در حالت گذار چه‌طور می‌توانیم بیشتر به خودمان و اطرافیان‌مان کمک کنیم؟»? علی‌رغم وجود تورم، داشتن کمی پس‌انداز نقد، مهم است به دلیل ریسک‌های احتمالی در نقد شوندگی سایر دارایی‌ها ? به این نکته توجه کنیم که وضعیت فعلی و کیفیت زندگی ما هنوز بخش‌های خوبی هم دارد و در نتیجه به داشته‌های فعلی‌مان بیشتر آگاه باشیم.? روی توسعه‌ی فردی خود سرمایه‌گذاری کنیم و مهارت‌های جدیدی را یاد بگیریم که قابل انتقال هم باشند یعنی هر جایی که باشیم بتوانیم با آن‌ها درآمد کسب کنیم. ? سعی کنیم برای خودمان کانال‌های درآمدی غیرفعال  (Passive Income) ایجاد کنیم.? سعی کنیم به وضعیت سلامتی خود بیشتر توجه کنیم و استقامت روانی خود را در مواجهه با ناملایمات افزایش دهیم.? تا حد ممکن قابلیت انعطاف‌پذیری، تاب‌آوری (Resilience) و پادشکنندگی (Antifragility) را در خود ارتقاء دهیم.? ایجاد پورتفولیوی متنوع، هم در سرمایه‌گذاری‌های مالی و هم در سایر حوزه‌های زندگی، می‌تواند کمک کند تا ریسک‌ها را بهتر مدیریت کنیم یا آن‌ها را تاب بیاوریم.? در شرایط بحرانی، یکی از مهم‌ترین چیزهایی که وجود دارد دوام آوردن است. یعنی همین که بتوانیم قبل از هر چیز، بقای خود را حفظ کنیم و طوفان را سپری کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که در آینده و پس از گذر از بحران نیز، توانمندتر، تاب‌آورتر و پادشکننده‌تر شویم.? برای بسیاری از افراد در شرایط بحرانی، مهاجرت یکی از گزینه‌های جدی است. حقیقت مهاجرت ساده است: نیروی کار از یک جایی به بعد وقتی ببیند شرایط برایش مناسب و مساعد نیست، محل زندگی‌ و کارش را تغییر می‌دهد و مهاجرت می‌کند. به عبارت دیگر خود همین مهاجرت هم یکی از موضوعاتی است که مشمول قاعده‌ی عرضه و تقاضا می‌شود، تا زمانی که باز تعادلی حداقلی در بازار کار ایجاد شود.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:50:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا گفت‌وگو مهم است و چرا به گفت‌وگو نیاز داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-mr8pfxaofxzy</link>
                <description>? گفت‌وگو یک نیاز است اما نه نیاز به صحبت کردن. ما نیاز داریم که شنیده شویم. این نیاز عمیقی است که کمتر به آن توجه می‌شود. حس شنیده شدن در تعاملِ مبتنی بر گفت‌وگو برطرف می‌شود. این نیاز به شنیده شدن در همه جا وجود دارد و هدف از گفت‌وگو این است که نه فقط گوینده باشیم، بلکه شنونده‌ی خوبی هم باشیم.? خود واژه‌ی گفت‌وگو نشان دهنده‌ی این است که شنونده بودن اولویت بالایی دارد. واژه‌ی «گفت» در «گفت‌وگو» در ابتدا ذکر شده و به این معناست که نخست باید به طرف مقابل فرصت صحبت کردن و شنیده شدن داد و در ادامه «گو» به معنی سخن گفتن آمده که یعنی باید امکان شنیده شدن به خودمان توسط دیگری را هم بدهیم. ? در شنیدن، کنجکاو بودن بسیار مهم است. کنجکاو بودن علاوه بر این‌که گام نخست در همه‌ی یادگیری‌هاست، همچنین باعث می‌شود طرف مقابل بیشتر از خودش بگوید و با این تجربه‌ی شنیده شدن، احساس امنیت بیشتری کند.? در شنیدن فعال و عمیق، ما اول سخنان طرف مقابل را می‌شنویم و اطلاعاتی درباره‌ی وی به دست می‌آوریم. در ادامه علاوه بر فهمیدن منظور وی، می‌توانیم نکات دیگری درباره‌ی او را درک یا برداشت کنیم. (مثلاً از طریق ارتباطات غیرکلامی، زبان بدن، تن صدا، حالت چهره و...) و در نهایت می‌توانیم پتانسیل‌های پنهان در صحبت‌های وی را که می‌تواند اتفاقات بیشتری را در آینده رقم بزند، دریابیم.? در گفت‌وگو همیشه حس خوب قرار نیست منتقل شود. شاید حس خوب در گوینده به وجود بیاید به دلیل ارضای نیاز به شنیده شدن اما لزوماً شنونده چنین تجربه‌ای نخواهد داشت و برای همین است که شنیدن فعالانه کار بسیار سختی است. هر چند هنر گوینده نیز در داستان‌سرایی است و این‌که مدام باید با شنونده چک کند که آیا شنونده صحبت‌هایش را دنبال می‌کند و با وی همراه هست یا نیست.? در نهایت نباید فراموش کنیم که بی‌شک شنیدن عمیق، کار بسیار سختی است و نیازمند این است که قبل از هر چیز از پیش‌داوری یا قضاوت گوینده پرهیز کنیم و بکوشیم تا حد ممکن همدلانه به سخنان وی گوش دهیم. این محتوا بر اساس مباحثی تهیه و تنظیم شده است که در رویداد آنلاین بِنو کامیونیتی با عنوان «تأملاتی درباره‌ی گفت‌وگو و توجه» در گفت‌وگو با میهمان برنامه، آیدین حبیبی (راهنمای درونگردی، نویسنده و معلم از نو یادگیری) در روز چهارشنبه، ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۱ مطرح شده‌اند.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:43:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه طور مرز بین کار و زندگی را مدیریت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-q8lcimzyqnsj</link>
                <description>شاید برای شما هم پیش آمده باشد که احساس کنید مرز بین کار و زندگی برای‌تان کمرنگ شده و فشار ناشی از این عدم تعادل موجب فرسودگی و خستگی مفرط شما شده است.تعادل بین کار و زندگی عبارت است از داشتن زمان کافی هم برای کار و هم برای فعالیت‌های شخصی، بدون این‌که یک حوزه بر دیگری تسلط داشته باشد. دستیابی به تعادل بین کار و زندگی می‌تواند یک چالش باشد، به ویژه در دنیای پرشتاب و تکنولوژی محور امروزی که در آن قطع ارتباط با کار دشوار است. در این مطلب که محتوای آن بر اساس گفت‌وگوها و مباحثی تهیه و تنظیم شده است که در رویداد آنلاین بِنو کامیونیتی با عنوان «چه طور مرز بین کار و زندگی را مدیریت کنیم؟» با تسهیلگری فاطمه حیدری (دوشنبه، ۱۲ دی ۱۴۰۱) مطرح شده‌اند، به نکاتی مهم درباره‌ی این موضوع اشاره شده است.? مفهوم انسجام در «کار و زندگی»این مفهوم در سال ۱۹۹۱ توسط فریدمن (Stew Friedman)  استاد دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا مطرح شد. فریدمن، معتقد بود که هدف واقعی‌تر تعادل، ایجاد ادغام و هماهنگی بین جنبه‌های مختلف زندگی و به گفته‌ی خود او چهار جنبه‌ی کار، خانه، جامعه و خود فرد است.? برای دستیابی به انسجام در «کار و زندگی» باید به این موارد توجه داشت:- درک مفهوم انسجام به معنی درک شرایط زندگی آن گونه که هست نه آن گونه که می‌خواهیم باشد.- وضوح بخشیدن به اولویت‌بندی‌های‌تان را فراموش نکنید.- محدودیت‌های خود را برای ایجاد این تعادل بشناسید.- بررسی مداوم وضعیت خود در رابطه با تعادل بین کار و زندگی (Monitoring)- صبر و پذیرش در رابطه با فرآیند ایجاد تعادل بین کار و زندگی و توجه به این نکته که این تعادل یک شبه اتفاق نمی‌افتد.? چه‌طور تعادل بینِ کار و زندگی را پیدا کنیم؟نایجل مارش در سخنرانی‌اش در TEDxSydney مشاهدات خود در رابطه با تعادل بین کار و زندگی‌ را  در چهار بخش خلاصه می‌کند. اول: شرایط واقعی را که در آن قرار داریم، بشناسیم و بپذیریم.بسیاری از ما ساعت‌های طولانی کار می‌کنیم و سر کاری می‌رویم که از آن متنفریم، تا بتوانیم چیزهایی را بخریم که واقعاً به آن‌ها نیازی نداریم و از این طریق موجب خرسندی کسانی بشویم که علاقه‌ای به آن‌ها نداریم. دوم: خودمان دست به کار شویم و منتظر دیگران نباشیم!بپذیریم که دولت‌ها و شرکت‌ها قصد ندارند مشکل عدم تعادل بین کار و زندگی ما را حل کنند. ما باید از چشم دوختن به بیرون دست بکشیم و خودمان مسئولیت کنترل و تعیین چگونگی زندگی‌مان را به عهده بگیریم. اگر ما خودمان زندگی‌مان را طراحی نکنیم، دیگران آن را برای ما طراحی خواهند کرد و شاید ما با نظر و سلیقه‌ی آن‌ها برای ایجاد این تعادل موافق نباشیم.سوم: قالب‌های زمانی‌ای را برای خودمان انتخاب کنیم که بتوانیم در آن‌ها به تعادل بین کار و زندگی دست پیدا کنیم.ما باید واقع‌گرا باشیم. نمی‌توانیم همه چیز را در یک روز داشته باشیم و نمی‌توانیم آن قدر طولانی‌مدت نگاه کنیم که برسیم به دوران بازنشستگی و تازه بخواهیم به علایق یا اولویت‌های‌مان رسیدگی کنیم. ما نیاز به چهارچوب زمانی‌ درست و حد وسطی داریم که بتوانیم این تعادل را در زندگی‌مان ایجاد کنیم.چهارم: ما باید به تعادل به شیوه‌ای متعادل برسیم و به همه‌ی جوانب زندگی خود توجه کنیم.برای ایجاد تعادل بین زندگی و کار، نیازی نیست اقدامات بزرگ یا خاصی انجام دهیم بلکه برای این تعادل، کمترین کارها نیز اهمیت دارند. برای متعادل بودن با کمترین هزینه در درست‌ترین زمان و مکان می‌توانیم به طور رادیکال کیفیت روابط و کیفیت زندگی خود و نیز جامعه‌مان را بهتر کنیم.? چند توصیه‌ برای مرزبندی بین کار و زندگی- مشخص کردن ساعت پایان کار در هر روز- اختصاص دادن زمانی کوتاه به استراحت- درباره‌ی مرزهای زندگی شخصی خود با مدیرمان صادق باشیم.- اولویت بندی را فراموش نکنیم.- از دیگران کمک بگیریم. (ایجاد شبکه‌ی حمایتی)-  یافتن منابع آسایش - جدا کردن فیزیکی محیط کار و محیط زندگی شخصی- توجه بیشتر به فعالیت فیزیکی و خواب و خوراک</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:36:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج راز آرامش بعد از سی‌سالگی</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-ouufoznpjbkj</link>
                <description>شنبه، ۱۰ دی ۱۴۰۱ در رویداد آنلاین بِنو کامیونیتی با عنوان «پنج راز آرامش بعد از سی‌سالگی» با تسهیلگری گل‌آرا شریعت‌زاده به گفت‌وگو درباره‌ی کتابی با همین عنوان نوشته‌ی دیوید ریکو پرداختیم که با ترجمه‌ی ناهید سپهرپورو از سوی بنیاد فرهنگ زندگی منتشر شده است.پنج چالش در زندگی وجود دارد که ممکن است با آن‌ها مواجه شویم؛ چالش‌هایی که اغلب اوقات آن‌ها را انکار می‌کنیم و طوری رفتار می‌کنیم که گویی این واقعیت‌ها همیشه وجود ندارند و در مورد همه‌ی ما صدق نمی‌کنند!در ادامه این پنج چالش را به نقل از کتاب «پنج راز آرامش بعد از سی‌سالگی» می‌توانید بخوانید. ۱. همه چیز تغییر می‌کند و پایان می‌پذیرد.ممکن است آن‌چه را داریم از دست بدهیم و در ادامه این ترسی را که داریم پنهان کنیم. می‌توانیم واکنش سالم را این طور در نظر بگیریم که طبیعی است غمگین شویم اما  باید وابستگی‌های خود را  رها کنیم و به زندگی کردن ادامه دهیم. ۲. رخدادها همیشه براساس نقشه پیش نمی‌روند.گاهی انتظارات‌مان برآورده نمی‌شوند و ما فقط می‌خواهیم با برنامه‌ریزی دقیق و اساسی، بر امور کنترل بیشتری داشته باشیم. اما آن‌چه مهم است این است که پذیرفتن اتفاق‌ها و درس گرفتن از آن‌ها،  می‌تواند در این مسیر کمک‌کننده باشد.۳. اتفاق‌ها همیشه منصفانه نیستند.ما معمولاً اصرار داریم که عدالت را در همه جا برقرار کنیم. اما نگرش کاربردی‌تر این است که هر انسانی در زندگی مقداری می‌بَرَد و مقداری می‌بازد! ۴. رنج بخشی از زندگی است.ما در بیشتر مواقع سعی می‌کنیم برای اجتناب از رنج، حالت تدافعی داشته باشیم اما نکته این است که هرچقدر تلاش کنیم بیشتر شرایط را کنترل کنیم، رنج‌ها هم شدیدتر می‌شوند.۵. مردم همیشه مهربان و وفادار نیستند.با انتخاب این رویکرد نسبت به دیگران، کمتر احساس آسیب دیدن را تجربه می‌کنیم و در نتیجه سعی می‌کنیم در آینده روابط خود را با دیگران بهتر مدیریت کنیم. </description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:30:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه‌طور بهتر بخوابیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%85-ihkj8cd0zbvg</link>
                <description>خوب خوابیدن مهم است زیرا به بدن ما اجازه می‌دهد تا خود را ترمیم و بازیابی کند. خواب کافی ‌می‌تواند به ما در حفظ وزن سالم، بهبود سیستم ایمنی بدن و کاهش خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها مانند دیابت، بیماری قلبی و چاقی کمک کند.به ویژه در شرایط بحرانی یا موقعیت‌هایی که همه چیز با نوسان و پیچیدگی و عدم قطعیت و ابهام بسیار همراه است و محیط پیرامون‌مان سرشار از اضطراب و ناآرامی است توجه به این موضوع اهمیت دو چندان می‌یابد.در ادامه می‌توانید بخشی از نکات مهمی را که در رویداد آنلاین  بِنو کامیونیتی، با عنوان «چه‌طور بهتر بخوابیم؟» (پنج‌شنبه، هشتم دی‌ماه ۱۴۰۱) و با تسهیلگری علیرضا مرآتی مطرح شده است، بخوانید. ? هر چند بهتر خوابیدن کلاً نقشی کلیدی در بهبود کیفیت زندگی ما دارد اما بی‌شک در موقعیت‌های بحرانی، اهمیتی دو چندان می‌یابد زیرا بدون روان و جسم سالم، نمی‌توان شرایط بحرانی یا دشوار را تاب آورد.اما چرا این موضوع در موقعیت‌های بحرانی، اهمیت بیشتری دارد؟ جواب ساده است: چون خواب، از اولین چیزهایی است که در موقعیت‌های بحرانی به هم می‌ریزد.? طبیعتاً هدف این نیست که از فردا ساعت ده شب بخوابیم و ساعت شش صبح بیدار شویم و در طول روز هم کارهای زیادی را انجام دهیم و ناگهان همه چیز تغییر کند؛ بلکه هدف اول این است که تا جای ممکن، شرایط را برای خودمان فراهم کنیم تا کمی بهتر بخوابیم و در قدم بعدی هم هدف این است که بتوانیم شب‌های بیشتری را بهتر بخوابیم و خواب با کیفیت‌تری داشته باشیم.? بهتر خوابیدن بستگی زیادی به محیط و رفتارهای هر فردی دارد. مثلاً تصور کنید آماده شده‌اید برای خوابیدن و همه‌ی چراغ‌ها را خاموش کرده‌اید، موبایل‌تان را گذاشته‌اید کنار و به مغزتان این سیگنال را می‌دهید که روز تمام شده و وقت استراحت است. بعد ناگهان چراغ را روشن می‌کنید! با این کار انگار به مغزتان این سیگنال را می‌دهید که همچنان وقت فعالیت است. ? به آداب خواب هم باید توجه ویژه داشت. وقتی شروع می‌کنیم به یک سری کار مشخص و مخصوص، مغزمان شرطی می‌شود که می‌خواهیم بخوابیم یا داریم آماده می‌شویم برای خوابیدن.بنابراین  اولین کاری که به‌نظر می‌رسد باید انجام داد این است که ببینیم قبل از خواب و بعد از بیدار شدن چه کارهایی می‌کنیم و ببینیم آیا این کارها ربطی به خوابیدن دارند یا ندارند. مثلاً اگر با گوشی به رخت خواب می‌رویم که احتمالاً  خیلی ها کم و بیش  این عادت را دارند، بهتر است این عادت را ترک کنیم. بنابراین یکی از اقدامات مؤثر این است که چیزهایی را که خواب ما را مختل می‌کنند، حذف کنیم.? حذف عادت‌هایی مثل پرخوری قبل از خواب، ورزش کردن قبل از خوابیدن، به صفحه نمایش خیره شدن و فکر کردن در مورد روز شلوغی که گذشته یا روز شلوغی که فردا خواهد آمد نیز از موارد دیگری است که می‌تواند در خوب خوابیدن ما مفید و مؤثر باشد.? برخی پیشنهادات دیگری که می‌توانند به خوب خوابیدن منجر شوند، عبارتند از مدیتیشن، خاموش کردن هر چراغی، دوش آب گرم قبل از خواب، نظم در ساعت خوابیدن و بیدار شدن، رعایت آداب خوابیدن، نوشتن افکار منفی و نوشتن افکار مثبت.? بسیار مهم است که در مورد اختلالات خواب مثل بی‌خوابی مزمن و طولانی‌مدت حتماً به متخصص مراجعه کنیم.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:23:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی‌های رومیزی به چه دردی می‌خورند؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-kkihaohaor0x</link>
                <description>وقتی بُرد گیم بازی می‌کنیم، مجبور می‌شویم به قوانین و اصول اخلاقی پای‌بند باشیم چون هر بازی قوانین خود را دارد.در برد گیم‌های مدرن، همیشه تعدد گزینه داریم؛ پس تحلیل گزینه‌های پیش رو مهم است و یاد می‌گیریم چه طور این کار را انجام دهیم.در برد گیم یاد می‌گیریم که که برای چند حرکت بعدی از پیش برنامه‌ریزی کنیم و در نتیجه به دلیل محدودیت منابع و گزینه‌ها، برنامه‌ریزی کردن را یاد می‌گیریم. همچنین یاد می‌گیریم که هر حرکتی و هر تصمیمی عواقبی دارد.در برد گیم یاد می‌گیریم که بازنده‌ی خوبی باشیم و می‌فهمیم که مثل زندگی واقعی، هزاران فرصت دیگر برای بازی کردن وجود دارد.برد گیم به ما یاد می‌دهد که حتا اگر شانس و احتمالات به یاری ما نمی‌آیند باز ممکن است فرصتی پیدا کنیم. بنابراین خیلی مهم است که کوتاه نیاییم و پا پس نکشیم.در مواجهه با تجربه‌های فرسودگی (Burnout) حضور در کامیونیتی‌ها، داشتن فعالیت و داشتن حس خوب بسیار کمک کننده است. با توجه به اینکه پیچیدگی‌های زیادی در زندگی و در دنیای کسب‌وکار وجود دارد، برد گیم می‌تواند بهانه‌ی خوبی باشد برای این‌که کامیونیتی خود را داشته باشیم و احساس کنیم که تنها نیستیم. در برد گیم یاد می‌گیریم که منصف باشیم و بپذیریم که هیچ کسی، برتری خاصی نسبت به دیگران ندارد و در نتیجه منصفانه‌تر با افراد برخورد می‌کنیم.گیم برد به ما یاد می‌دهد که صبور باشیم، به قوانین احترام بگذاریم و این موضوع می‌تواند موجب آرامش بیشتر ما شود.محتوای این اسلایدها بر اساس محتوای دورهمی‌ آنلاین بِنو کامیونیتی، روز جمعه، نهم دی‌ماه ۱۴۰۱ و با حضور مهدی بهزاد، حامد شیدائیان و امیر عباس داوودی برگزار شد، تهیه و تنظیم شده است.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 13:11:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت اصل هنر ظریفِ زندگی در لحظه</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81%D9%90-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-rhsi4hpad0ps</link>
                <description>نیاکان ما به واسطه‌ی سبک زندگی و امکانات زمان‌های قدیم، آدم‌های زندگی در لحظه بودند، شکار می‌کردند و غذا را در لحظه مصرف می‌کردند و ابزاری برای ذخیره نداشتند. هرچه گذشت، ما کمتر در لحظه زندگی کردن را در پیش گرفتیم و بیشتر به فکر اندوختن و آینده افتادیم و در نتیجه از این اجداد فردا-نیندش‌مان دور شدیم.آن‌ها در لحظه #بودن را زندگی می‌کردند ولی ما سمت #شدن رفتیم. در واقع فردا-اندیش‌تر شدیم و مدام می‌خواهیم در آِینده به چه چیزی برسیم.اصل یک: همه چیز در گذار و تغییر است.به هیچ احساس خوبی نباید زیاد اشتیاق نشان بدهیم؛ از هیچ احساس بدی نباید خیلی متنفر باشیم و هیچ احساسی را هم نباید نادیده‌ بگیریم. مهم این است که به وجود احساسات خود آگاه باشیم.اصل دو: مرگ-آگاهی و خُرده-مرگ-آگاهیتا مرگ نباشد، زندگی معنا پیدا نمی‌کند. به جای این‌که از مرگ بترسیم، لازم است نسبت به آن آگاه باشیم. ترس از مرگ زندگی را زهر می‌کند ولی آگاهی باعث می‌شود تا قدر زندگی را بیشتر بدانیم، چرا که می‌دانیم ممکن است فردا نباشیم و در نتیجه تلاش می‌کنیم در لحظه‌هایی که هستیم لذت ببریم.خرده-مرگ-آگاهی باعث می‌شود تا قدر چیزی را که داریم، بدانیم و به این از دست دادن آگاه باشیم. (مثل مرگ یک عزیز یا از دست دادن چیزی مانند پول و …) در واقع زندگی مجموعه‌ای از دردها و رنج‌هاست و خوشبختی فاصله بین چیره شدن از یک رنج تا رنج بعدی است.اصل سه: من چیز خاصی نیستم!ما جزئی از یک کل خیلی بزرگ هستیم و در جهان هستی هیچ هستیم. تصور اهمیت ما از خودمان، از خود واقعیت، خیلی بزرگ‌تر است. بعد از مرگ ما هیچ اتفاقی برای جهان هستی نمی‌افتد و همان مسیر قبلی‌اش را ادامه می‌دهد. در نتیجه از تحسین و پذیرش دیگران خیلی شاد نشویم و از نقدشان هم خیلی ناراحت نشویم.اصل چهار: اصالتِ «فرآیند و مسیر» به جای رسیدن به هدفارزش‌های مزخرف (به معنای بیهوده‌ی آراسته شده) مثل ثروت اندوزی، شهرت و … آدم را از لذت مسیر دور می‌کنند. البته باید توجه داشته باشیم که این ارزش‌های مزخرف می‌توانند عامل پیشرفت و حرکت‌ باشند اما نه لزوماً عامل رضایت و خوشبختی. ارزش‌های مزخرف، توجه ما را بیشتر می‌برند روی اعداد و ارقام و انگیزه‌های بیرونی.اصل پنج: وابستگی کمتر و رویکرد مینیمالیستیوابستگی و چسبیدن به یک چیز باعث درجا زدن می‌شود و ماکسیمالیست بودن (در زمینه‌های محتلف مالی، روابط و …) تعصب می‌آورد. هرس کردن، چه در رابطه‌‌هامان باشد، یا وسایل یا هر چیز دیگری، بسیار مهم است. هر چیزی را که باعث چنین وابستگی‌هایی می‌شود، باید بی‌رحمانه دور ریخت.اصل شش: تمرکز کمتر روی گذشته و آینده (فردا نیندیشی)گذشته، گذشته است و آینده هم ممکن است اصلاً فرا نرسد. ارزش لحظه‌ها نه لزوماً به عنوان سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای که خواهد آمد، بلکه به عنوان سرمایه‌ای که هم اکنون از دست می‌رود، مهم‌ است. پس باید برای لحظه‌ها ارزش قائل شویم و کاری کنیم که آینده‌ی بهتری داشته باشیم.اصل هفت: بی امیدی به جای امیدواری و ناامیدیامید مثل مخدر عمل می‌کند. مخدر، موجب ترشح دوپامین می‌شود و دوپامین لذت آنی ایجاد می‌کند. امید می‌تواند پارامترهای نامعلوم و نامشخص را وارد زندگی ما کند که گاهی دستاوریزی موهوم برای سلب مسئولیت و خودگول‌زنی است. بنابراین امید ممکن است بیشتر از آن‌که موجب حرکت و عمل شود، با وعده‌ی روزهای بهتر، ما را غیر عملگراتر کند.پس شاید بهتر است «بی‌امید» باشیم، به این معنی که به جای امید داشتن به آمدن زندگی بهتر، همین الان تلاش کنیم تا آن «زندگی بهتر» را زندگی کنیم.این محتوا، برخی از نکات مهم گفت‌وگو با امین کریمی است در اپیزود هشتم از فصل اول پادکست کافه بیست‌تاسی با موضوع «هنر ظریفِ زندگی در لحظه» که در پادگیرهای مختلف در دسترس است.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:59:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه طور کمی بهتر تصمیم بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-kjydhboyvrnl</link>
                <description>در روزگار حاضر، ما روزانه در معرض تصمیم‌گیری‌های مختلف و متنوعی هستیم. اگه یه سرچ ساده کنید با عددهای عجیب و غریبی در مورد تعداد تصمیماتی که یه فرد بزرگسال در طول روز می‌گیره برخورد می‌کنید. البته که بخش قابل توجهی از این تصمیمات رو به صورت ناخودآگاه می‌گیریم، اما بازم در طول شبانه‌روز زمان و انرژی زیادی برای انتخاب از بین چند تا گزینه و تخصیص منابع محدودی که داریم صرف می‌کنیم.مشخصاً بعضی از این تصمیمات مهم‌تر از بقیه هستند و با وسواس بیشتری تلاش می‌کنیم تا تصمیمات بهتری بگیریم. مثل خرید یه محصول گرون‌قیمت، انجام یه پروژه‌ی مهم کاری، انتخاب مقصد سفر و... برای چنین تصمیماتی سعی می‌کنیم تا جایی که امکانش رو داریم تحقیق کنیم و دیتا جمع کنیم. مشورت و کمک بگیریم از دیگران و گزینه‌های مختلف رو سبک و سنگین کنیم. با این حال ممکنه با تمام دقت و تلاشی که در افزایش کیفیت تصمیم‌گیری‌مون داشتیم، نتیجه‌ی لازم و مطلوب رو به دست نیاریم.درسته که نقش شانس و احتمالات همیشه پر رنگه و ما روی تمام عوامل کنترل نداریم، اما ممکنه فقط شانس باعث ناکامی ما در رسیدن به نتیجه دلخواه‌مون نشده باشه. ممکنه مسأله ریشه‌ای‌تر باشه و خودمون یه جاهایی در فرآیند تصمیم‌گیری اشتباه کرده باشیم و اصلاً متوجه‌ش نبوده باشیم.در دورهمی آنلاین بِنو کامیونیتی که روز یک‌شنبه، چهارم دی‌ماه ۱۴۰۱ و با ارائه‌ی احمد زنده‌دل برگزار شـد، به موضوعی پرداختیم که در عین مهم بودن، اکثراً یادمون می‌ره وجود داره یا بعضاً اصلاً شناختی ازش نداریم. این موضوع به طور ویژه روی کیفیت تصمیمات‌مون تأثیر مستقیم می‌ذاره و می‌تونه ما رو از رسیدن یه نتایج دلخواه‌مون دور کنه.تمایل به طرفداری از یک نظریه یا قضیه است بدون بررسی درستی یا نادرستی آن. سوگیری غالباً به طورناآگاهانه در داوری شخص اثر می گذارد.برخی از سوگیری‌های رایج:- سوگیری تأییدگرایش به جستجو در اطلاعات یا تعبیر کردن آن به نحوی که باورها یا فرضیه‌های خود شخص را تأیید کند.چه باید کرد؟- بررسی و ارزیابی پیش‌فرض‌های اصلی- ارزیابی و تحلیل سایر فرضیات- سوگیری اعتماد به نفساین خطا یکی از قدرتمندترین و شایع‌ترین خطاهای شناختی است و به حالتی اطلاق می‌شود که اعتماد به نفس ذهنی فرد در قضاوت‌ها، بیشتر از میزان واقعی آن تصور می‌شود.چه باید کرد؟- بررسی و تحلیل سناریوهای شکست- سوگیری تثبیت عملکرداین سوگیری به این معنی است که مغز ما عادت دارد به یک چیز خاص به روشی خاص فکر کند، که توانایی ما را برای فکر کردن به آن به روشی جدید یا نوآورانه محدود می‌کند.چه باید کرد؟- در نظر نگرفتن محدودیت‌های مسأله- بررسی مسأله از زاویه دیدهای مختلفاین محتوا بر اساس مباحث دورهمی‌ آنلاین بِنو کامیونیتی که روز یک‌شنبه، چهارم دی‌ماه ۱۴۰۱ و با ارائه‌ی احمد زنده‌دل برگزار شد، تهیه و تنظیم شده است.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:45:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه طور روبه‌راه باشیم؟ و چه طور رو‌به‌راه بمانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-uwtsm26p6xgj</link>
                <description>وقتی حال دیگران رو جویا می‌شیم و می‌پرسیم «روبه‌راهی؟» احتمالاً بیشتر از هر چیز می‌خواهیم حال و احوالشون رو بدونیم و در پاسخ هم جواب‌هایی می‌شنویم مثل این‌که «خوبم!» «بد نیستم!»، «بهترم!»، «خوب نیستم!» «افتضاحم» و... اما #روبه‌راه بودن یا نبودن، جز حال خوش داشتن یا نداشتن، می‌تونه یه معنای دیگه هم داشته باشه؛ این‌که: #راه ما چیه؟ در زندگی دنبال چی هستیم؟ چی به زندگی‌مون معنا می‌ده؟ و آیا #رو به #راهِ خودمون هستیم یا نیستیم؟در ادامه بخشی از نکاتی رو که شرکت کنندگان در دورهمی آنلاین بِنو کامیونیتی که روز شنبه، سوم دی‌ماه ۱۴۰۱ برگزار شد، می‌تونید بخونید. این نکات، حاصل گفت‌وگوهای گروهی شرکت‌کنندگان در گروه‌های کوچک‌ سه یا چهار نفره به صورت آنلاین در این دورهمیه که شاید به کار شما هم بیاد، به ویژه اگه شما هم بخواهید روبه‌راه باشید و روبه‌راه بمونید.✅ بدونیم در زندگی دنبال چه چیزی هستیم، و چه چیزهایی ما رو به آینده وصل می‌کنند. هرکسی انگیزه‌ها یا دلایلی شخصی برای وصل بودن به آینده داره که پیدا کردن اون‌ها و متعهد بودن بهشون خیلی اهمیت داره.✅ به کیفیت رابطه‌ی خودمون با اطرافیان‌مون توجه ویژه داشته باشیم. ✅ رؤپردازی و تخیل کمک می‌کنه فراتر از وضعیت موجود و محدودیت‌های فعلی فکر کنیم.✅ هر جایی که هستیم، می‌تونیم نقشی مؤثر در قبال خودمون یا اطرافیان‌مون ایفا کنم، فارغ از این‌که کجا و در چه شرایطی هستیم.✅ احساسات‌مون را بپذیریم و اون‌ها رو ابرازکنیم. نوسانات در هیجان‌ها و احساسات‌مون در شرایط سخت و پیچیده و در دنیای ووکا (VUCA) کاملاً طبیعیه. ✅ دو بال نیک‌زیستی، واقعیت‌پذیری و مسئولیت‌پذیریه. تا جایی که می‌توانیم واقعیت‌پذیر و مسئولیت‌پذیر باشیم. ✅ خودشناسی کمک می‌کنه که در مسیر و راه خودمون بمونیم و به مسیر خودمون ادامه بدیم.✅ فعالیت‌هایی مثل راه رفتن، ورزش کردن، مدیتیشن، مطالعه کردن، فیلم و سریال دیدن، شنیدن پادکست، به موسیقی گوش کردن و... رو جدی بگیریم.✅ حواس‌مون به خبرهایی که در معرض اون‌ها قرار می‌گیریم باشه. یکی از مهارت‌های کلیدی برای رو‌به‌راه بودن، مدیریت مواجهه با اخبار و رویدادهاییه که یا فقط منفی‌اند یا ربط مستقیمی به ما ندارند. ✅ ایجاد روتین کمک می‌کنه تا به زندگی روزمره‌ی خودمون نظم بدیم.✅ از فیدبک دادن و فیدبک شنیدن فعالانه استقبال کنیم.✅ بیشتر به اخبار مثبت و خوش، هر قدر هم کوچک باشند توجه کنیم. خبرهای بد، زودتر راه خودشون رو پیدا می‌کنند و قدرت اثرگذاری‌شون هم برای ایجاد حال بد، خیلی بیشتره.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:34:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم‌یار (Buddy) کیست وچرا مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D9%87%D9%85-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-buddy-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-y0l5kidgpwyt</link>
                <description>? جمعه، دوم دی ماه، ما در بِنو کامیونیتی، رویدادی آنلاین با همین موضوع برگزار کردیم که برخی از نکات مهم رو که در این برنامه مطرح شد، منتشر کرده‌ایم.در بسیاری از شرکت‌ها و دانشگاه‌های بین‌المللی، از مفهوم هم‌یار (Buddy) که معمولاً کارمند یا دانشجوی باتجربه‌تری است استفاده می‌کنند تا با یک کارمند یا دانشجوی جدید همراه شود و کمک کند تا این افراد جدید در محیط جدید خود جا بیفتند و با سازمان یا شرکت یا دانشگاه جدید خود سازگار شوند. همیاران به عنوان یک منبع و نقطه تماس مؤثر برای کارمند یا دانشجوی جدید عمل می‌کنند و به آنها راهنمایی، پشتیبانی و اطلاعاتی در مورد فرهنگ سازمانی یا دانشگاهی، سیاست‌ها و نیز رویه‌های سازمان یا دانشگاه را ارائه می‌دهند.داشتن یک هم‌یار (Buddy) به ویژه می‌تواند برای کارمندان جدید یا دانشجویانی که در حال انتقال به یک کشور یا فرهنگ جدید هستند مفید باشد، زیرا به آنها کمک ‌می‌کند در طول فرآیند سازگاری احساس ارتباط و حمایت بیشتری در رابطه با محیط جدید داشته باشند. هم‌یاران همچنین می‌توانند به کارمند یا دانشجوی جدید در یافتن مسکن، گزینه‌های حمل و نقل و سفر شهری یا سایر منابع ضروری، کمک‌های عملی و پیشنهادهای کاربردی ارائه دهند.به طور کلی، هم‌یاران با کمک به کارمندان یا دانشجویان جدید در هنگام شروع وظایف یا تحصیلات جدیدشان و نیز حمایت از آنها، نقش کلیدی و ارزشمندی در شروع حضور افراد در شرایط جدید را ایفا می‌کنند.با این اوصاف همان طور که داشتن یک هم‌یار (Buddy) یا یک سیستم پشتیبانی (Support System) در زندگی کاری و تحصیلی افراد، آنگونه که تا اینجا شرح دادیم، بسیار کلیدی و مهم است، همچنین این راه‌حل، راهکاری بسیار مؤثر و کاربردی در زندگی روزمره‌ی یک یک ما نیز می‌تواند باشد. در واقع هم‌یار (Buddy) می‌تواند یک دوست، یک عضو خانواده یا فرد مورد اعتماد دیگری باشد که در چالش‌ها و گذارهای زندگی، و در تجربه‌های تغییر کوچک یا بزرگ از جمله تجربه‌های لبِ مرزی (Crucible Experience) فرد دیگری را حمایت، تشویق و راهنمایی  کند.داشتن یک هم‌یار، ‌می‌تواند به ویژه در زمان استرس یا تغییر بسیار مفید باشد، زیرا موجب می‌شود امنیت و حمایت را تجربه کنیم. هم‌یاران همچنین می‌توانند کمک‌های عملی، مانند کمک در حل مسئله یا تصمیم‌گیری ارائه دهند و به عنوان شبکه‌ای حمایتی، هزینه‌های تصمیم‌گیری را برای ما کاهش دهند.به طور کلی، داشتن یک هم‌یار می‌تواند منبع ارزشمندی از حمایت باشد و به افراد کمک کند در شرایط پیچیده یا نامطمئن، احساس امنیت و داشتن پشتیبان را تجربه کنند.قبل از آنکه در جستجوی هم‌یار (Buddy) باشیم مهم است به چند نکته توجه کنیم:- تا حد ممکن توصیفی دقیق از وضعیت موجودِ نامطلوب خود و نیز وضعیت‌های مطلوب ناموجود همچون سناریوهای مختلف محتمل برای آینده داشته باشیم.- یافتن و دسترسی به منابع به نحوی که بیشترین کارایی را برای ما داشته باشند را جدی بگیریم و توانایی یافتن راه‌های سریع و هوشمندانه برای غلبه بر مشکلات را در خود تقویت کنیم. (Resourcefulness)- هم مسئولیت زندگی و تصمیمات‌مان را بپذیریم و هم حواس‌مان باشد همه چیز دست ما و در کنترل ما نیست.- به پارادایم‌های فکری خودمان و محیط و نیز به بستری که در آن‌ زندگی کرده‌ایم و به نقطه فعلی رسیده‌ایم آگاهی و توجه ویژه داشته باشیم. (Context)- دسترسی به امکان‌ها را در اولویت قرار دهیم (Access) و تا حد ممکن با توجه به اولویت‌ها، ارزش‌ها و سناریوهای مطلوب‌ان برای آینده، خود را در معرض امکان‌های نو قرار دهیم. (Exposure)از سوی دیگر توجه به چند نکته در رابطه با فرد دیگری که قرار است نقش هم‌یار (Buddy) را برای ما ایفا کند، مهم است از جمله: - روحیه‌ی حمایتگری و انگیزه برای کمک و یاری مؤثر- هنر کاهش ریسک و هزینه‌های مالی، روانی و عاطفی و... در فرآیند تغییری که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.- توانایی خلق فرصت و افق‌گشایی در فرآیندهای تغییر و تصمیم‌گیری- هم‌یاران، همراهی‌شان را با نکات کوچک کاربردی شروع می‌کنند و با نکات کوچک کاربردی ادامه می‌دهند اما در نهایت این نکات کوچک کاربردی در کنار هم، منجر به اتفاقات بزرگ در زندگی طرف مقابل می‌شوند.- هم‌یاران، به شدت نتیجه‌گرا هستند و دقیقاً چون نتیجه‌گرا هستند، می‌توانند هم‌یار خوبی هم باشند.در نهایت باید گفت علاوه بر اینکه می‌توان به نکات بالا موارد بسیار دیگری را نیز افزود، باید توجه داشت که هم‌یاری، ویژگی بالقوه‌ی هر فردی می‌تواند باشد و بنابراین در هم‌یاری می‌توانیم شبکه‌ای پیچیده از روابط را تصور کنیم که هر فردی در زمینه‌ای و حوزه‌ای فارغ از سن و سال و تجربه و تحصیلات و سمت و ثروت و... می‌تواند نقش هم‌یار (Buddy) را برای فرد دیگری ایفا کند.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:13:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با فرسودگی و خستگی مفرط چه باید کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/bennucommunity/%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%B7-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-r4xyzyjrwnep</link>
                <description>چهارشنبه‌، ۲۳ آذر، رویدادی آنلاین با همکاری مشترک بِنو‌ کامیونیتی و مارنو آکادمی درباره‌ی فرسودگی (#burnout) برگزار کردیم. در این پست خلاصه‌ای از موضوعاتی را که در این رویداد درباره‌ی آن‌ها گفت‌وگو کردیم می‌توانید بخوانید.فرسودگی (Burnout) حالتی از خستگی مفرط عاطفی، جسمی و ذهنی است که در اثر استرس زیاد و طولانی‌مدت ایجاد می‌شود. این وضعیت  زمانی اتفاق می‌افتد که شما احساس می‌کنید به شدت تحت فشار هستید و از نظر عاطفی به طور کامل تخلیه شده‌اید. با ادامه‌ی این استرس و فشار، شروع می‌کنید به از دست دادن علاقه و انگیزه‌‌های خود، انرژی و بهره‌وری شما در زندگی و کار کاهش می‌یابد و باعث می‌شود به‌طور فزاینده‌ای احساس درماندگی، ناامیدی، بدبینی و رنجش را تجربه کنید و در نهایت، ممکن است احساس کنید که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارید.? عوامل مؤثر در ایجاد حس فرسودگی:- فقدان کنترل بر شرایط و وضعیت موجود- فقدان شفافیت و وضوح شرایط فعلی و آینده - فقدان حمایت از سوی شبکه‌های ارتباطی و محیط پیرامون- فقدان انگیزه و امید به آینده? پیشنهاداتی برای مواجهه‌ی بهتر با فرسودگی (Burnout)۱. فرسودگی، یک طیف است و از همین روی، بهترین زمان برای آماده شدن برای مواجهه با تجربه‌های حاد فرسودگی، زمانی است که هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. پس در هر نقطه‌ای از این طیف که هستید، سعی کنید خودتان را توانمندتر کنید، مهارت‌های جدید بیاموزید و روابط معنادار و همراه با حمایت متقابل با دیگران ایجاد کنید. همواره ارزش‌های زندگی‌تان را سبک سنگین کنید و خودتان و نیز این ارزش‌ها را همیشه در اولویت قرار دهید.۲. در هر بحرانی، فرصت‌هایی نیز وجود دارد که افق‌های جدیدی را برای ما به همراه می‌آورند. سعی کنید تا حد ممکن، نوع مواجهه‌ی خود را با بحران‌ها تغییر دهید یا سؤالات متفاوتی بپرسید یا با مدل ذهنی متفاوتی به مسایل بپردازید.در این راستا هنر توجه نکردن و اهمیت ندادن به هر چیزی، پذیرش شکننده بودن‌مان به عنوان یک انسان و در نهایت تمرین و نهادینه کردن دو مهارت کلیدی #تاب‌آوری و #پادشکنندگی بسیار مفید و کاربردی‌اند.۳. ارزش‌های زندگی‌تان  را همواره  سبک سنگین کنید و خودتان و این ارزش‌ها را همیشه در اولویت قرار دهید. در طولانی‌مدت این شمایید که باید بتوانید دوام بیاورید و از طوفان‌های زندگی‌تان گذر کنید.۴. مراقب خودتان و سلامتی جسمی و روانی‌تان باشید. بعضی چیزها را بسیار جدی بگیرید، مثلاً: غذای خوب، موسیقی  خوب، کتاب خوب، فیلم و سریال خوب، دوست خوب، ورزش کردن، تمرینات ذهن‌آگاهی، انجام دادن فعالیت‌های کوچک لذت‌بخش، یادگیری چیزهای نو،  جلوگیری از هدر رفت بیهوده‌ی همان اندک انرژی‌ای که دارید، مدیریت مواجهه با داده‌ها و اطلاعاتی که در فضای مجازی و حقیقی با آنها بمباران می‌شوید، مدیریت ارتباط با آدم‌های سمی و منفی‌گرا و...۵. کوچک، زیباست! لیستی از ایده‌ها و کارهای کوچک که می‌توانند به تغییرات کوچک مداوم در زندگی‌تان منجر شوند درست کنید. نیازی نیست معجزه‌ای اتفاق بیفتد. گاهی در شرایط فرسودگی، تغییرات بسیار کوچک معجزه می‌کنند و نه لزوماً تغییرات یا  اتفاقات بزرگ. ۶. حد و مرزهای خود را مشخص کنید چه در رابطه با محیط کار باشد، یا در روابط دوستی و خانوادگی. تا حد ممکن اجازه ندهید همه‌ی چیزهای زندگی‌تان، کارتان، دوستی‌های‌تان و... با هم قاطی شوند.۷. زندگی اجتماعی خود را جدی بگیرید و از این‌که از دوستان و اطرافیان  خود کمک بخواهید، شرمگین نباشید. درخواست کمک و یاری از دیگران، بخشی مهم از هنر زندگی کردن باکیفیت است.شبکه‌های حمایتی برای خود ایجاد کنید و از کمک مشاورها، منتورها یا کوچ‌ها غافل نشوید. یکی از اولویت‌های اصلی ما در بنو کامیونیتی ایجاد همین فضای حمایت متقابل توأم با اعتماد برای به اشتراک‌گذاری تجربه‌هاست.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 11:20:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بِنو‌ کامیونیتی (فارسی): راهی نو</title>
                <link>https://virgool.io/@bennucommunity/%D8%A8%D9%90%D9%86%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D9%88-esnxto3murip</link>
                <description>بیست‌تاسی در زمستان ۱۳۹۳ متولد شد و در طول این ۸ سال با بیش از ۲۲۰ رویداد حضوری، بیش از ۱۰۰ رویداد آنلاین، بیش از ۹۰ اپیزود منتشر شده در پادکست کافه بیست‌تاسی، و با همراهی و یاری ارزشمند مخاطبان و همراهانش، به سهم خود کوشید به جوانان ایرانی کمک کند تا به فرصت‌های بیشتر برای تجربه کردن، رشد، یادگیری، توسعه‌ی فردی و نیز توانمند شدن دسترسی داشته باشند. اگرچه ما قصد داشتیم از پاییز ۱۴۰۱ فعالیت‌های متنوع‌تر و متفاوتی را در «بیست‌تاسی» و نیز «بِنو کامیونیتی» و «آکادمی روبه‌راه» آغاز کنیم، اما به دلیل شرایطی که پیش آمد، در نهایت تصمیم گرفتیم تمام انرژی و وقت‌مان را بر یکی از این سه متمرکز کنیم و از این رو، از این به بعد «بیست‌تاسی» به عنوان بخشی از مجموعه‌ی «بِنو کامیونیتی» به فعالیت خود ادامه خواهد داد.«بِنو کامیونیتی» (Bennu Community) اجتماعی است از کسانی که پذیرفته‌اند دنیای امروز، «جهان ووکا» (VUCA World#) است یعنی جهانی سرشار از نوسانات و تغییرات شدید (Volatility)، عدم قطعیت (Uncertainty)، پیچیدگی (Complexity) و ابهام (Ambiguity). در نتیجه در چنین جهانی، هر فردی بالقوه در معرض تجربه‌های چالش‌برانگیز کوچک و بزرگ #تغییر است.برای مواجهه‌ی بهتر و کاراتر با این تجربه‌های گاه پیش‌بینی‌ناپذیر تغییر، یکی از خوش‌شانسی‌های هر فردی، دسترسی به شبکه‌های حمایتی و نیز فرصت‌هایی برای به اشتراک‌ گذاشتن تجربه‌ها به صورت فردی و گروهی است. و این دقیقاً همان ارزشی است که «بِنو کامیونیتی» می‌کوشد به مخاطبانش ارایه کند. احتمالاً بپرسید بِنو (Bennu) یعنی چه؟پاسخ مختصر و مفید این است که بنو نام پرنده‌ای است مشابه ققنوس که از خاکسترش پس از سوختن، پرنده‌ای نو متولد می‌شود و در واقع «بِنو» نیز نماد #تولد_دوباره و خلق کردن است. در جهانی که ما ناچاریم مدام با تغییرات بسیار و گاه «تجربه‌های لبِ‌مرزی» (Crucible Experience) دست و پنجه نرم کنیم، برای آن‌که بتوانیم از عهده‌ی این چالش‌ها برآییم، نه آنکه از پا در آییم، هم نیازمند دسترسی هر چه بیشتر به حمایت‌ها و تجربه‌های دیگرانیم، و هم متقابلاً نیازمند حمایت کردن از دیگران و به اشتراک گذاشتن تجربه‌های خویش با دیگرانیم تا در نهایت با این حمایت‌های متقابل بتوانیم با مسایل «دنیای ووکا» بهتر مواجه شویم.امیدواریم که همچنان با همراهی شما در «بِنو کامیوینتی»، بتوانیم فرصت‌هایی ارزشمند برای به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها و نیز فضایی اثربخش برای حمایت متقابل از یکدیگر در مواجهه با چالش‌ها و تغییرات در دنیای پرچالش امروز ایجاد کنیم.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 11:09:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کارایی از هجده سالگی به بعد باید انجام بدیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/20ta30/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%85-kq4jajj3fwvu</link>
                <description>نوشته‌ی سرگی فالدین، ترجمه‌ی فاطمه حیدریاگر تو هجده سالگی عقل درست درمون یا یه راهنما داشتم، چندتا کار متفاوت رو انجام می دادم. اینجا چندتایی‌شون رو برای مثال می‌گم براتون:یاد بگیرید قدر پول رو بدونید!خودتون رو آموزش بدید و سعی کنید عادت‌های مالی سالم بسازید. هیچ کس این رو به من یاد نداد، اما ای کاش خیلی زودتر اهمیت پس‌انداز و مصیبت‌های ناشی از قرض و قوله رو می دونستم. کاش می‌دونستم این‌که چه‌قدر درمی‌آرم مهم نیست، این مهمه که چه‌قدر از درآمدم رو  پس‌انداز می‌کنم.بهترین راه برای یادگیری ارزش پول در هجده سالگی، کار کردن و کار کردنه.اما دنبال چیزای تفننی نباشید. فقط هرچه سریع‌تر دنبال کسب درآمد باشید تا بتونید زندگی مستقل خودتون رو بسازید و بزنید بیرون.نیازی نیست کتاب‌های مربوط به «امور مالی» را بخونید؛ می‌دونید، مهم‌ترین چیزهای زندگی اغلب ساده‌ترین‌ها هستند. اگه می‌خواین وزن کم کنید، کالری بیشتری از اونچه مصرف می‌کنید، بسوزونید. برای ثروتمند شدن هم کاری که باید بکنید اینه: تا جایی که می‌تونید پول در بیارید، بخشیش رو پس‌انداز و مقداریش رو سرمایه‌گذاری کنید. این پول نیست که شما رو ثروتمند می‌کنه؛ بلکه عاداتی که به واسطه‌ی پول درآوردن بدست می‌آرید، ثروتمندتون می‌کنه.یک مهارت ارزشمند برای خودتون دست و پا کنید!یه چیزی رو که بهش علاقه دارید پیدا کنید ودر اون ماهر بشید. چیزی  رو یاد بگیرید که آدم‌ها مایل باشند بابتش پول پرداخت کنند. هر روز و هر روز در اون بهتر بشید و تا می‌تونید براش هزینه کنید. منتها مراقب باشید برای پیدا کردن این اشتیاق بیش از حد وسواس به خرج ندید، چون ممکنه از پا درتون بیاره.وقتی تو سن هجده سالگی کالج رو رها کردم، به عنوان مدیر سوشال مدیا برای شرکت پدرم شروع مشغول به کار شدم. چهار سال بعد ( یعنی امروز)، من از این مهارت‌ها برای کسب و کار خودم، به عنوان نویسنده‌ی آنلاین و تولیدکننده‌ی محتوا تو یک استارتاپ استفاده می‌کنم. شما هرگز نمی‌تونید حدس بزنید که چی، کجا به کارتون می‌آد و ممکنه شما رو به کجاها ببره. اما داشتن مهارتی که به خاطرش یه شما پول پرداخت می‌کنند، یه شما انگیزه می‌ده که بیشتر و بیشتر یاد بگیرید و دراون مهارت بهتر و بهتر بشید. همچنین به شما در ایجاد احترام و استقلال کمک می‌کنه.در کار کردن وسواس به خرج ندید!نیمی و شاید بیشتر از نیمی از وقت خودتون رو صرف انجام کاری غیرکاربردی کنید.خودتون رو در پروژه‌ای که هیچ سود مالی براتون نداره، غرق کنید. کتابی رو با یه موضوع نامربوط بخونید. چند ماه در یه جای دیگه زندگی کنید. در واقع زندگی رو زندگی کنید.من به تازگی کارهایی را انجام دادم – و فکر می‌کنم هنوز هم باید بیشتر خودم رو تحت فشار قرار بدم و از این دست کارها انجام بدم. ما آدم‌ها زیادی درگیر این هستیم که هرکاری انجام می‌دیم کاربردی باشه به این معنی که منفعت و سود مالی برامون داشته باشه. اما با انجام کارهای معناداره که پیشرفت‌های واقعی رخ می‌ده.من دو نقطه‌نظر رو در مورد این موضوع دوست دارم:کوین کلی (Kevin Kelly) می‌گه: «در سنین میانسالی وقت برای فکر کردن به بهره‌وری هست‌، جوان باید فقط به اکتشاف بپردازه. شما باید این زمان رو فقط صرف آرامش کنید.»بیشتر آدم‌هایی که ما به عنوان الگوی موفق می‌شناسیم و یا به‌عنوان انسان‌های درجه یک ازشون یاد می‌کنیم، دوره‌های متعددی تو زندگی‌شون زمان زیادی رو صرف خودشناسی کردند. اما بیشتر افراد، زندگی خودشون رو در دنبال کردن هدفی به هدف دیگه سپری می‌کنند، چیزی شبیه از این شاخه به شاخه دیگهپریدن. در کتاب باغبان پولدار (Wealthy Gardener)، نویسنده استعاره‌ی زیر رو بیان می‌کنه: زندگی ما هم درست مثل طبیعت شامل بهار‌، تابستان و پاییز و زمستانه. وقتی کمتر از سی سال دارید، هنوز در مرحله‌ی بهار (مقدماتی) خود هستید. برای ساختن اساس و پایه زندگی‌تون از این دوره‌ی زمانی استفاده می‌کنید تا بعداً – در مرحله‌ی تابستان (۳۰-۶۰ سال) شروع کنید به ساخت و ساز. اگه همه چیز رو تا حد ممکن به درستی انجام دهید، بعد تا زمان میانسالی و پیری می‌تونید پاداش تلاش‌ها و ثمره‌ی اون چیزی رو که تو این مرحله ساختید، برداشت کنید.دور خودتون رو پر کنید از آدم‌هایی که دوستتون دارند!یادمه وقتی هجده سالم بود یکی از دوستان پدرم منو نصیحت می‌کرد که دور خودت رو با آدم‌های درست حسابی پر کن! من می‌گفتم فهمیدم ولی الآن که نگاه می‌کنم می‌فهمم اونقدرها هم متوجه اهمیت موضوع نشده بودم. شخص مناسب دیگه چه کوفتیه!؟ برچسب توضیحات روشون نیست که آدم بفهمه! تازگی فهمیدم که ملاک درست بودن یک آدم اینه که آیا دوستمون داره یا نه؟ آیا اون‌ها شما رو به عنوان دوست، دوست دارند؟ یا مثل عضوی از خانواده؟ یا به عنوان شریک زندگی؟ آیا اون‌ها ازتون حمایت می‌کنند؟ آیا وقتی به بهشون احتیاج دارید، هستند؟ آیا از اینکه کنارتون باشند، احساس خوبی دارید؟برای هر نوع ارتباط و تعهدی مثل دوستی، رفاقت و ازدواج لازم نیست خیلی عجله کنید، بعداً کلی وقت دارید براش! منتها موضوع اینه که خودتون رو با آدم‌های درست درمون محاصره کنید. خودتون رو از شرّ افراد سمّی و بدبین خلاص کنید. اون‌ها با خودبینی‌هاشون زندگی شما رو مسموم می کنند.تعریف خودتون رو از موفقیت تا حد ممکن شفاف کنید!تعریف دقیق موفقیت بهتون تو برقراری ارتباط با کیفیت‌تر با آدم‌ها و توصیه‌هایی که ممکنه بهتون بکنند، کمک می‌کنه. از وقتی به عنوان بزرگسال خودم رو شناختم -که خب زمان طولانی‌ای هم نیست!- دائم بهم توصیه می‌شد که متمرکز  باشم، و من هم سعی می‌کردم این توصیه رو به گوش جان بشنوم و عمل کنم و همین باعث شد که کلی از کارایی رو که دوست داشتم رها کنم، اونم فقط برای این‎که مثلا متمرکز باشم! اما یه روز که از خواب بیدار شدم گفتم گور پدر تمرکز، من اصلاً حال می‌کنم چند کار رو با هم انجام بدم. اگه متمرکز بودنه که موفقیت رو تعریف می‌کنه چطوره از تعریف سنتی موفقیت کلاً خلاص بشیم؟!بیایید این‌طوری موفق باشید: اگه شما هم مثل من شوق و شور انجام همزمان چند کار رو دارید، خب چه اشکالی داره، بذارید این خودِ شما این‌طوری باشه!یک پلتفرم بسازید!وقتی هجده ساله بودم، دیوانه‌ی گری واینرچک (Gary Vaynerchuk) بودم. شب و روز برنامه‌ها و صحبت‌هاش رو پیگیری می‌کردم. یادمه یک توصیه‌ جالب برای جوونا داشت:تا ۲۹ سالگی چشم‌هاتون رو ببندید، هنوز خیلی جوون هستید و کلی وقت دارید.می‌خواد هجده سالتون باشه یا همسن و سال من باشید، معنیش اینه که ما هنوز کلی وقت داریم. بهترین و مهم‌ترین کاری که در این دهه می‌تونیم برای آینده‌مون انجام بدیم اینه که روی ساخت یک پلتفرم متمرکز بشیم که بتونه مبنای به درد بخوری برای موفقیت‌مون در آینده باشه.پلتفرم من همین وبلاگمه. من مخاطبین خودم رو دارم، آدم‌هایی که می‌تونم دیدگاهام رو باهاشون در میون بذارم. اعتمادی که به واسطه‌ی این پلتفرم با مخاطبینم دارم، اهمیت ویژه‌ای داره. خب ممکنه این برای شما متفاوت باشه. شاید شما بخواهید مثل وارن بافِت باشید – و درطول بیست سال پس‌انداز کنید و به شکل دیگه‌ای سرمایه‌گذاری کنید. شاید شما در حال ایجاد یک کسب و کار هستید که می‌خواهید تمام زندگی‌تون رو بهش اختصاص بدید. خلاصه‌ این‌که اون چیزی رو پیدا کنید که برای شما جواب می‌ده -به این معنی که دوسش دارید و مفید و معنی‌دار هم هست.اصل مطلب رو در اینجا می‌تونید بخونید. </description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 17:49:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هشت کاری که روزهای ما رو معنادارتر می‌کنه!</title>
                <link>https://virgool.io/20ta30/%D9%87%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-ryfedphanpls</link>
                <description>این روزها به‌خصوص با شلوغی‌های آخر سال و نگرانی‌های کرونایی، ممکنه گاهی، با وجود کارهای فراوونی که در طول روز انجام می‌دیم، احساس بی‌معنا بودن بهمون دست بده. براتون هشت تا راه پیشنهادی داریم که روزهاتون رو معنادارتر می‌کنه:1. اولویت بندی کنید. یادتون باشه که مهمترین کارها رو برای خودتون و خانواده انجام بدید.خودتون رو گرفتار چیزایی مثل نوتیفیکیشن‌های موبایل که توجه فوری شما رو می‌خوان، نکنید.2. اون کتاب‌هایی رو برای خواندن انتخاب کنید که باعث می‌شن عمیقاً درگیرشون بشید.3. غذای خودتون رو آروم‌تر بخورید و ازش لذت ببرید، به‌جای این‌که طوری با غذا رفتار کنید که انگار فقط سوخت بدنتونه. وقتی دارید غذا می‌خورید اخبار رو تماشا نکنید، با موبایل ور نرید؛ فقط بخورید!4. برید پیاده روی و از طبیعت لذت ببرید. تو پارک بشینید و به حرف پرنده‌ها گوش بدید. اگه می‌تونید به ساحل برید و به موج‌هایی که به ساحل برخورد می‌کنند گوش بدید، هر صدایی در طبیعت می‌تونه به نوع نگاهتون به زندگی معنا بده‌.5. یک برنامه‌ی خنده‌دار تماشا کنید. نه فقط یک چیز ملایم خنده‌دار. مثلا یک قسمت از کمدی مورد علاقه‌تون، یا هر چیز دیگه‌ای که باعث خنده‌ی شما می‌شه.6. پروژه‌ای رو که مدت‌هاست می‌خواستید شروع کنید، اما اون رو به تعویق انداختید رو شروع کنید. وقتشه قدم اول رو بردارید.7. با آدم‌هایی که دوستشون دارید و برای شما مهم هستند وقت بگذرونید، انرژی بودن باهاشون به معنابخشی زندگی‌تون کمک زیادی می‌کنه.8. به دیگران تا جایی که می‌تونید کمک کنید، و متوجه انجام این کارهای خوب باشید.ترجمه: فاطمه حیدریمنبع: Medium</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 17:43:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه درس از ۷۵سالگی به ۲٠ سالگی!</title>
                <link>https://virgool.io/20ta30/%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B7%DB%B5%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%B2%D9%A0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-xmevehlihc5j</link>
                <description>این یادداشت نوشته‌ی ملیسا متیو، که به عنوان یک زن سیاه پوست در زندگی، به دنبال عشق، علاقه‌مند به غذا و کاوش در جهان هستی است. او در یادداشتی از تجربه‌ی بیست سالگیش این‌طور تعریف می‌کنه: وقتی که در ۲۰ سالگی به شهر خودم بروکلین برگشتم، خسته و کوفته از، از این شاخه به اون شاخه پریدن بودم. احساس می‌کردم که بالاخره در حال تبدیل به یک بزرگسال هستم، یک بزرگسال پریشان، عصبی و خسته.در این زمان با زنی به نام جکی آشنا می‌شه، او می‌گه: جکی هفتاد و پنج سالش بود، چیزی حدود سه برابر سن من. او به من کمک کرد تیکه‌های خودمو به شکل یک کل منسجم جمع کنم. نه تنها از نظر شغلی، بلکه در زندگی شخصی هم منتور من شد.در طول دوستی ما، او سه درس مهم به من آموخت که به من کمک کرد تا ۲۰ تا ۳۰ سالگی خودمو یه جورایی نجات بدم.درس اول، وکیل مدافع خودت باش!او اغلب به من می‌گفت: “اگر یاد نگرفته باشی از خودت و رؤیاهات خوب دفاع کنی، نمی‌تونی برای شخص دیگه‌ای هم کاری انجام بدی و مفید باشی!”این یعنی چی؟ یعنی اون‌چه رو که می‌خوای، دقیقاً همون چیزی رو که می‌خوای، رو دنبال کن، نه یک نسخه‌ی تحریف شده ازش رو. تا زمانی‌که اون رو به دست نیاوردی به تقلا کردن و تلاش ادامه بده. چیزی برای از دست دادن وجود نداره. هر چه‌قدر نه می‌شنوی انقدر بگرد تا به جواب آره برسی. این یعنی تو قبل از هرچیز مسئول رویاها و مسیر خودتی.همین باعث شد ملیسا در سن ۲۷ سالگی به یک کشور جدید نقل مکان کنه، یک شرکت جدید تاسیس کنه و در یک رابطه جدید قرار بگیره.من هیچ پولی نداشتم اما روی خودم شرط‌بندی کردم و بی‌وقفه از خودم، راهم، و شرکت جدیدم دفاع کردم.درس دوم این بود:راز نگهدار خودت باش!جکی می‌گفت: «مشکل نسل شما اینه که احساس می‌کنید همه باید همه چیز رو درباره‌ی شما بدونند! اما واقعیت اینه که تنها کسی‌که باید همه چیز رو در مورد شما بدونه، فقط شما هستید. انقد اسیر دنیای سوشال مدیا نشید. لازم نیست هر قدمی که برمی‌داری و تمام لحظاتت رو به نمایش بگذاری. همیشه بخشی از خودت رو، فقط برای خودت نگه دار!»و اما توصیه سوم:آدم‌های دور و برت رو آگاهانه انتخاب کن!«افرادی که باهاشون در ارتباط هستی، با چیزایی که بهشون اعتقاد داری و اون‌چه رو که برای زندگی خود می‌خوای باید همسو باشند. هرچیزی که ذره‌ای باعث اتلاف وقت و انرژیت و منحرف شدن از مسیرت می‌شه رو حذف کن.»مشاوره‌های جکی، بهم یاد داد که چالش‌های زندگی رو شجاعانه و با تمام وجود به آغوش بکشم، و از مسیر رشد خودم بیشترین لذت رو ببرم.ترجمه: فاطمه حیدریمنبع: Medium</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 17:39:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شش راه برای این که حس بهتری نسبت به شغلت داشته باشی!</title>
                <link>https://virgool.io/20ta30/%D8%B4%D8%B4-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%B3-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%BA%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-ydxkt6sg4gs4</link>
                <description>اگه هر روز صبح خودتون رو با ترس از رفتن به محل کار-چه حضوری چه آنلاین- شروع می‌کنید، این می‌تونه آسیب جدی برای سلامتی‌تون در پی داشته باشه.ما تعدادی پیشنهاد براتون داریم که با استفاده از اون می‌تونید حس بهتری به شغل‌تون داشته باشید:– تمرکزت رو بگذار رو بخش‌های خوب شغلت!حتی اگه جنبه‌هایی از شغل‌تون وجود داشته باشه که از نظر ذهنی شما رو اذیت می‌کنه، با تمرکز روی مواردی که دوست دارید می‌تونید احساس بهتری در مورد شغل‌تون داشته باشید.ببینید از انجام چه کارهایی بیشتر لذت می‌برید؟آیا موارد خاصی وجود داره که دلتون می‌خواد بیشتر اون کار رو انجام بدید؟– روزتو با روی خوش شروع کن!کارکنانی که روزشون رو با خلق و خوی خوب آغاز می‌کنند، در طول روز مثمرثمر و مثبت‌تر عمل می‌کنند. بنابراین اگه روز رو با ترس یا با ترش‌رویی شروع کنید، احتمال داشتن عملکرد پایین خیلی زیاده.– از گفتگوهای مسموم فاصله بگیر!حتی اگه از نوع کاری که انجام می‌دید لذت هم ببرید، بودن در یک محل کار با فضایی سمی می‌تونه احساس نارضایتی و اضطراب در شما ایجاد کنه. ممکنه تغییر کامل فرهنگ شرکت به دست شما ممکن نباشه، اما مواردی وجود دارند که می‌تونید انجام بدید تا اطمینان پیدا کنید که فضای کار شما مکان مثبت‌تریه.مثلاً دنبال شایعات رو در محل کار نگیرید، به جای شکایت و پشت دیگران حرف زدن، روی گفتگوی سالم و پیدا کردن راه‌حل متمرکز بشید. از آدم‌هایی که دائم منفی‌بافی می‌کنند دوری کنید.– هر جا و به هر شکلی که می‌تونی، تغییر ایجاد کن!اگه وظایفی که هر روز انجام می‌دید با شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شما مطابقت نداره، خوشحال بودن در شغل خود دشواره. به عنوان مثال، اگر فردی هستید که ترجیح‌تون مستقل کار کردنه، همیشه ملزم شدن به کار در گروه‌های مشترک، می‌تونه ناامید کننده بشه. وقتی بین شخصیت فرد و شغل او عدم تطابق وجود داشته باشه، احتمال فرسودگی بالا می‌ره.گرچه ممکنه نتونید ماهیت شغل‌تون رو تغییر بدید، اما می‌تونید به دنبال راه‌هایی باشید تا شغل خودتون رو با ترجیحات‌تون هماهنگ کنید. به عنوان مثال، اگه معمولاً به تنهایی کار می‌کنید اما با تعاملات اجتماعی احساس بهتری دارید، ممکنه به دنبال راه‌هایی برای کار در پروژه‌های گروهی بیشتر یا انتقال فضای کاری‌تون به بخشی باشید که فرصت صحبت بیشتر با دیگران را در آن خواهید داشت.فضای کاری‌تون رو شخصی‌سازی کنید!شخصی‌سازی کردن محل کارتون می‌تونه تأثیر روانی مثبتی روی شما داشته باشه. حتی انجام تغییرات کوچک می‌تونه به شما تو داشتن فضایی که قسمت عمده‌ی روز رو در اون می‌گذرونید، احساس بهتری بده.– برای شغلت یک معنی دست و پا کن!یکی از روش‌های احساس بهتر داشتن در مورد شغل، جستجوی راه‌هاییه که تلاش‌های شما باعث ایجاد تغییراتی بشه. تحقیقات نشون داده افرادی که احساس می‌کنند کارشون معناداره مشارکت و بهره‌وری بیشتری هم دارند.ترجمه: فاطمه حیدریمنبع: verywellmind</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 17:32:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر ظریف زندگی در لحظه!</title>
                <link>https://virgool.io/20ta30/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-uvvj4n1605cq</link>
                <description>در اپیزود هشتم کافه بیست‌تاسی با حضور امین کریمی، درباره‌ی هنر طریف زندگی در لحظه گفت‌وگو کردیم. در ادامه مروری بر مباحث این گفت‌وگو را می‌توانید بخوانید.اجداد ما به واسطه‌ی سبک زندگی و امکانات زمان‌های قدیم، آدم‌های زندگی در لحظه بودند، شکار، غذا و … رو در لحظه مصرف می‌کردند و ابزاری برای ذخیره نداشتند. هرچه گذشت، ما کمتر در لحظه زندگی کردن رو در پیش گرفتیم و بیشتر به فکر اندوختن و آینده شدیم و از اون اجداد فردانیندش دور شدیم.اون‌ها در لحظه بودن را زندگی می‌کردند ولی ما سمت شدن رفتیم. در واقع فردا اندیش‌تر شدیم. مثلا اینکه می‌خوایم در آِینده به چه چیزی برسیم.«اروین یالوم» زندگی رو به یک مهمانی تشبیه می‌کنه که چند دسته آدم‌ در اون هستند. یک دسته درگیر مشکلات هستن و دنبال ایراد گرفتن. دسته‌ی دوم، کسانی هستند که توجه به خود مهمونی دارند. دسته سوم کسانی هستند که می‌ترسند از مهمانی لذت ببرند چون می‌دونند تموم می‌شه. (مثل کسانی‌که بیمار و یا مرگ هراس هستند.) دسته چهارم با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند از هر لحظه‌اش لذت می‌برند.علاوه بر یالوم، شاعران و نویسندگان دیگری هم به زندگی در لحظه در آثارشون اشاره کردند که در ادامه متن به تعدادی از آنها اشاره می‌کنم.از دی که گذشت هیچ از اون یاد مکن               فردا که نیامده است فریاد نکنبرنامده و گذشته بنیاد مکن                              حالی خوش باش و عمر بر باد نکن                                  خیامدر کافه بیست‌تاسی هشتم، امین کریمی در خصوص اصول زندگی به روش دسته چهارم برامون صحبت کرد و اصول پیشنهادی رو که با تجربه و مطالعه به دست آورده بود را با ما به اشتراک گذاشت. در ادامه به برداشت خودم از این گفت‌وگو می‌پردازم.هفت اصل زندگی در لحظه:اصل یک: آنی چاه؛ همه چیز گذارست.اینکه باور داشته باشیم همه چیز گذارست و بتونیم احساساتمون رو ورای اشتیاق، نفرت و نادیده گرفتن نظاره کنیم. آقای کریمی از تجربه دوره‌ای ده روزه در نپال به نام ویپاسانا توضیح داد. اینکه در این دوره تمرین میشه که همه چیز در حال گذر است و حول سه اصطلاح، اشتیاق، نفرت و نادیده گرفتن پیش میره. اینکه به هیچ احساس خوبی نباید زیاد اشتیاق نشان بدیم. از هیچ احساس بدی نباید خیلی متنفر باشیم و نباید هم نادیده‌اش بگیریم و تنها لازم است به وجودش آگاه بشیم.اصل دوم: مرگ و خرده مرگ آگاهیتا مرگ نباشه، زندگی معنا پیدا نمی‌کنه. به جای اینکه از مرگ بترسیم، بهش آگاه باشیم. ترس از مرگ زندگی رو زهر می‌کنه ولی آگاهی باعث می‌شه تا قدر حیات رو بیشتر بدونیم و زندگی شیرین می‌شه. چون می‌دونیم ممکن فردا نباشیم تلاش می‌کنیم در لحظه‌هایی که هستیم لذت ببریم.خرده مرگ آگاهی باعث می‌شه تا قدر چیزی که داریم رو الان بدونیم و به این از دست دادن آگاه می‌شیم. (مثال: مرگ یک عزیز تا از دست دادن چیزی از دست دادن پول و …). باید بپذیریم که زندگی مجموعه‌ای از درد است، بین این دردها فاصله‌هایی وجود دارد. که اون فواصل باعث خوشبختی، خوشحالی و رضایت ما می‌شود. در واقع خوشبختی فاصله بین چیره شدن از یک رنج تا رنج بعدی است.در پایان پیشنهادهایی برای تمرین این اصل ارائه شد: خروج از ناحیه امن، آگاهانه چیزهایی رو از دست بدیم، به شکست‌های زندگی آگاه بشید، ریسک پذیری، قراردادن خود در وضعیتی که ازش می‌ترسیم.اصل سوم: من چیز خاصی نیستمما جزئی از یک کل خیلی بزرگ هستیم و در جهان هستی هیچ هستیم. بعد از مرگ ما هیچ اتفاقی برای جهان هستی نمی‌افته و همون مسیر که داره ادامه می‌ده. در نتیجه از تحسین و پذیرش دیگران خیلی شاد نشیم و از نقدشون هم خیلی ناراحت نشیم.اصل چهارم: اصالت به فرایند و مسیر به جای رسیدن به هدفارزش‌های مزخرف (بیهوده‌ی آراسته شده) مثل ثروت اندوزی، شهرت و …  آدم رو از لذت مسیر دور می‌کنند. البته باید توجه داشته باشیم که این ارزش های مزخرف می‌تونند عامل پیشرفت و حرکت‌ باشند اما نه عامل رضایت و خوشبختی.در پایان پیشنهادهایی برای تمرین این اصل ارائه شد: شناسایی ارزش مزخرف، ادامه تحصیل، پول و … . ارزش‌های مزخرفتون رو پیدا کنید و عامدانه خلافش عمل کنید.اصل پنجم: وابستگی کمتر و رویکرد مینیمالیستوابستگی و چسبیدن به یک چیز باعث درجا زدن می‌شه. اکثر ما دچار ماکسیمالیست مالی، روابط و … هستیم. خوبه که این ماکسیمالسیت‌های زندگی رو هرس کنیم. روابط زیاد، وسایل زیاد، هر وابستگی بشه بی‌رحمانه دور ریخت.اصل ششم: تمرکز کمتر روی گذشته و آینده: فردا نیندیشیگذشته گذشته، آینده هم ممکنه اصلا نیاد.ارزش لحظه‌ها نه لزوماً به عنوان سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای که خواهد آمد، بلکه به عنوان سرمایه‌ای که هم اکنون از دست می‌رود. پس برای لحظه‌ها ارزش قائل بشیم و کاری کنیم که آینده‌ی بهتری داشته باشیم.اصل هفتم: بی امیدی به جای امیدواری و ناامیدیامین کریمی معتقد بو د که امید مثل مخدر عمل می‌کنه، مخدر دوپامین ترشح می‌کنه و دوپامین یه لذت آنی می‌ده. امید یه پارامتر نامعلوم و نامشخص رو وارد زندگی می‌کنه که گاها یک دستاوریز موهومیه برای سلب مسئولیت و خودگول زنی. بیشتر از اینکه حرکت و عمل بده با وعده روزهای بهتر آدم رو غیر عملگراتر می‌کنه.پس بی امید باشیم به این معنی که به جای اینکه امید به آمدن زندگی بهتر داشته باشی، همین الان اون بهتر رو زندگی کن.پیشنهادهای پایانی امین کریمی:کتاب‌های مارک منسن، کیمیاگر، کتاب مردی به نام اوه، روان درمانی اگزیستانسالیسم- پادکست رواق، فیلم روح – Soul، روانکاوی، ویپاسانه در شکل مراقبه، سفر، کار داوطلبانه، تجربه‌های جدید و خلق معناهای جدید، موسیقی Anniccha (متن و موسیقی در قسمت بخش نظرات همین گفت‌وگو در کانال تلگرامی بیست‌تاسی)بخشی از کتاب کیمیاگر در خصوص زندگی در لحظه: «از آن به بعد کاروان شب و روز حرکت می کرد. پیک های چهره پوشیده هر لحظه ظاهر می‌شدند و ساربان که با جوان دوست شده بود توضیح داد که جنگ میان قبایل آغاز شده است. اگر به واحه می‌رسیدند بخت یارشان بود. جانوران خسته بودند و مسافران روز به روز ساکت تر می‌شدند. سکوت در شب خوفناک‌تر می‌شد و صدای جیغ یک شتر که فراتر از جیغ یک شتر نبود, اینک همه را می‌هراساند و می‌توانست نشانه‌ی حمله باشد اما ساربان چندان از تهدید جنگ ترسان نمی‌نمود. یک شب بدون آتش و بدون ماه در حال خوردن یک ظرف خرما به جوان گفت: زنده هستم. وقتی دارم می‌خورم, به چیزی جز خوردن نمی‌اندیشم. اگر در حرکت باشم, فقط راه می‌روم. اگر روزی ناچار شوم بجنگم, آن روز هم مثل هر روز دیگری برای مردن خوب است. چون نه در گذشته زندگی می‌کنم و نه در آینده. تنها اکنون را دارم و اکنون است که برایم جالب است. اگر بتوانی همواره در اکنون بمانی انسان شادی هستی. آن وقت می‌فهمی که در صحرا زندگی هست. که آسمان ستاره دارد و جنگجویان می‌جنگند. چون این بخشی از نوع بشر است. زندگی یک جشن است. جشنی عظیم. چون همواره در آن لحظه‌ای است که در آن می‌زییم و فقط در همان لحظه.»</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 17:28:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس‌هایی که از جوامع محلی یاد گرفته‌ام</title>
                <link>https://virgool.io/20ta30/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%85-ojdeyaocbcix</link>
                <description>در قسمت نهم کافه بیست‌تاسی با حضور افسانه احسانی، در خصوص تجربه‌هایش از جوامع محلی و داستان اکوتوریسم و دغدغه‌مندی برای طبیعت گفت‌وگو کردیم.در ابتدا گفتگوی فاطمه حیدری به عنوان میزبانT از دغدغه‌های سنین نوجوانی خانم احسانی که دوره‌ی آغاز انتخاب مسیر آینده است صحبت کردند. مسئله‌ای که در همین بخش توجه من رو به خودش جلب کرد، در مورد برنامه‌ی آقای میرفخرایی در رادیو بود. افسانه احسانی برامون گفت که چطور آرزو داشته که روزی به عنوان یک پژوهشگر و یا فردی تاثیرگذار که اتفاقا مدتی رو خارج از ایران زندگی کرده به رادیو و تلویزیون دعوت بشه و در نتیجه فکر می‌کرده که برای اثرگذار بودن حتما باید خارج رفته باشی!آروم آروم فهمیدم چقدر دنیا بزرگ‌تر از چیزی هست که فکر می‌کردم.افسانه احسانی در سال‌های دانشجویی با اساتید و پژوهشگران متفاوتی به صورت داوطلبانه کار کرد و سفرهای مختلفی رو تجربه کرد. در یکی از همین سفرها نقطه عطف زندگیش رقم خورد و متوجه شد که لازم سال‌ها سکوت کنه، مشاهده‌گر باشه و یاد بگیره. از جمله موارد مهم دیگه‌ای که در اون سال‌ها به اهمیتشون پی برد، اهمیت کار میدانی بود.در دهه‌ی هفتاد، در یکی از سفرهایی که با فعالان محیط زیست به مازندران داشتند با بومی‌هایی مواجه شدند که از حضور حافظان محیط زیست ناراضی بودند. سوالی که در ذهن من به عنوان نقطه عطف ایجاد شد: چالش بین مردم بومی و طبیعت رو چطور می‌شه رفعش کرد؟ این سوال نقطه شروع فعالیت‌های خانم احسانی بود.از جمله مواردی که کمک کرد تا در مسیر تجربه‌گری و پیگیری علایق قدم برداره:واگذاری تصمیم‌گیری‌های مهم از طرف خانوادهعدم اجبار خانواده برای موفقیت در کنکوردوستی با افراد متفاوت در محیط دانشگاه و تعویض هم خوابگاهی‌ها در سال‌های مختلف زندگی دانشجوییتجربه‌ی کارهای داوطلبانهدر بخش پایانی هم در خصوص اکوتوریسم برامون گفتند. اینکه اکوتوریسم با طبیعت‌گردی تفاوت دارد. در اکوتوریسم ما خودمان را برای حضور درست در طبیعت آماده می‌کنیم. یعنی به گونه‌ای در این سفر حضور پیدا می‌کنیم که کمترین آسیب رو به محیط زیست و فرهنگ آن جامعه بومی داشته باشیم و بیشترین منفعت اقتصادی و فرهنگی را در جامعه مقصد داشته باشیم. وقتی که گردشگر برای دیدن ارزش‌های یک جامعه حضور پیدا می‌کنه باعث بهبود معیشت اون جامعه می‌شه و همین ارتقا معیشت وابستگی به طبیعت رو کمتر می‌کنه. مثل تولید صنایع دستی و یا گردشگری.</description>
                <category>بِنو کامیونیتی فارسی</category>
                <author>بِنو کامیونیتی فارسی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 15:56:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>