<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Bentolhoda Rahnama</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bentolhodarahnama</link>
        <description>نوشتن، بخش بزرگی از من و زندگی من است! در مسیر رسیدن به روزهایی که داستان برندهای بزرگر بنویسم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:59:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3794153/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Bentolhoda Rahnama</title>
            <link>https://virgool.io/@bentolhodarahnama</link>
        </image>

                    <item>
                <title>#صبحانه_با_زرافه_ها؛ روایت فانتزی از رهایی یا فروپاشی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@bentolhodarahnama/%D8%B5%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C-tdfo4tkh3xvw</link>
                <description>صبحانه با زرافه‌ها ساخته سروش صحت از زمان اکران تا امروز که بالاخره فرصتی برای نوشتن دست داد، افراد زیادی را دیدم که فیلم صبحانه با زرافه‌ها را دیدند و به دیگران توصیه کردند. سال ۹۰، وقتی برای دیدن فیلم «#یه_حبه_قند» به سینما رفته بودم؛ آدم‌های زیادی را دیدم که فیلم برایشان روایت جذابی نداشت. اتفاقا نفر کناری‌ام هم همین نظر را داشت و حدود ۱۰ دقیقه در مورد نشانه‌هایی که در فیلم می‌شناختم و حدس می‌زدم توضیح دادم و او را خرسند از انتخاب #فیلم #رضا_میرکریمی برای دیدن، تا بیرون سینما همراهی کردم. فیلم «صبحانه با زرافه‌ها» ساخته #سروش_صحت، تجربه‌ای کم‌نظیر در #سینمای_ایران است. سفری به اعماق ذهن، مرگ و اضطراب جمعی که در دل فضایی به ظاهر دوستانه و عادی رخ می‌دهد. در ظاهر، با جمعی از دوستان در ویلایی دورافتاده روبه‌رو هستیم؛ اما در باطن، با ساختاری آبزورد، نمادین و سرشار از اضطراب مواجهیم که مدام مرز واقعیت، خیال و رویا را درمی‌نوردد. ۱. عنوان فیلم؛ «صبحانه با زرافه‌ها»زرافه حیوانی است که با گردن درازش، وسعت دید زیادی دارد و نمادی از دورنگری، تأمل و فاصله گرفتن از زمین و مسائل پیش‌پاافتاده است. در این‌جا، شاید اشاره‌ای باشد به نیاز شخصیت‌ها برای دیدن افق‌های دورتر، فراتر از دغدغه‌های روزمره و بی‌معنایی‌های زندگی‌شان.صبحانه نماد آغاز یک روز است، ولی در فیلمی با لحن طنز تلخ و رویدادهای تراژیک، این آغاز، سردرگمی و نابودی را نوید می‌دهد. پس می‌تونیم بگوییم «صبحانه با زرافه‌ها» یعنی آغاز روزی عجیب با دیدگاهی متفاوت یا غریب. ۲. عنکبوت؛ آغازگر فاجعهمرگ یک عنکبوت در اوایل فیلم به‌عنوان یک اتفاق ظاهراً ساده، نقطه شروع زنجیره تراژدی است.در فرهنگ نمادین، عنکبوت گاهی نماینده سرنوشت، شبکه‌های پیچیده و حتی خدایان مونثِ حافظ زندگی است. نابودی‌اش می‌تواند استعاره‌ای از برهم زدن تعادل کیهانی یا اخلاقی باشد.وقتی شخصیت‌ها به جای توقف و تأمل، همچنان به مسیر و کار خود ادامه می‌دهند، انگار فیلم می‌خواهد بگوید: «جهان؛ پاسخ اشتباه‌های کوچک ما را می‌دهد، حتی اگر آنها را جدی نگیریم.»۳. مرگ در قاب طنزبیان فیلم در مورد مرگ، نه با خشونت مستقیم و صحنه‌های خون و خونریزی و خشونت‌بار، بلکه در بستری از توهم، مواد روان‌گردان، بازی‌های ذهنی و مکالمات معمولی است.این موضوع مرگ را یک تجربه ذهنی مطرح می‌کند. چیزی که آدم‌ها درک درستی از آن ندارند و شاید باور بر این باشد که نمی‌دانیم چطور وارد آن لحظه خاص می‌شویم. ۴. فضای ابزورد و غیرخطیروایت پرش دارد؛ موقعیت‌ها درهم‌اند؛ واقعیت و خیال با هم ترکیب می‌شوند؛ این همان ابزوردیسم است! بی‌معنا بودن زندگی و در عین حال، انسان در جستجوی معنا! صحت با فضای آشفته و پر از جزئیات بی‌ربط (مثل زرافه، عنکبوت، مواد توهم‌زا، شوخی‌های بی‌منطق)، ما را به دنیای بی‌معنا می‌برد که آدم‌ها سعی دارند در آن خوش باشند، با علم به اینکه این خوشی، سرابی بیش نیست! ۵. سه دوست؛ سه تیپ انسانی!هر شخصیت نماد یکی از ابعاد ذهن انسان هستند.پویا: رویاپرداز، ساده، اهل شوخی (هر چی شاهین میگه رو می‌پذیره فقط با یک خطاب شدن مهندس!)مجتبی: خسته، سردرگم، تجربه‌گرا (من تو اسنپ کار می‌کنم، همه جا رو بلدم٫ آرزو داره ولی حتی قرار نیست بهش برسه!) شاهین: منطقی‌تر، محافظه‌کارتر (تصمیم‌گیرنده و پیشنهاددهنده لحظه‌هایی که پیش آمده)ارتباطشان با هم مثل درگیری‌های درونی ماست، در زمان تصمیم‌گیری، پشیمانی، فرار از خودمان! مرگ‌های زنجیره‌ای شخصیت‌ها، به‌جای ایجاد ترس، نوعی بی‌حسی روانی تولید می‌کنند؛ گویی مرگ، یک رویداد روزمره یا حتی نجات‌بخش است.۶. گاوی که یک پا ندارد، به‌عنوان «omen» یا پیش‌نشانه‌هایی از بحران و مرگ عمل می‌کند. این حیوان که حضورش تکرار می‌شود، بازتاب ناخودآگاه جمعی است. همان بخشی از روان انسان که در برابر واقعیت مقاومت می‌کند.۷. صحنه عروسی در فیلم به‌جای شادی؛ لحنی سرد و دلهره‌آور دارد. عروسی در اینجا نه وصال، بلکه شاید پذیرش مرگ یا بازگشت به دایره تکرار است. همه‌چیز شبیه تئاتری‌ست که بازیگرانش فراموش کرده‌اند چرا روی صحنه‌اند.۸. کودک و برادر عروس نمادهایی از آینده آلوده و گذشته فروخورده‌اند. آن‌ها ساکتند، اما از همه چیز آگاه! حضورشان مثل یادآوری است که جمع، سعی در نادیده‌گرفتنش دارد. (بچه به همه می‌گوید، رضا مرده ولی کسی وقعی نمی‌نهد!)صحت در این فیلم، بیش از روایت، به فضا متکی است. چیزی میان سوررئالیسم بونوئل، ابزوردیسم بکت و فروپاشی روانی آثار کافمن.«صبحانه با زرافه‌ها» پرسشی بی‌پاسخ پیش روی مخاطب می‌گذارد:در جهانی که مرگ، معنا و هویت فروپاشیده‌اند، آیا بیداری ممکن است؟ یا صرفاً توهمی دیگر است؟اگر علاقه‌مند به سینمای معاصر، روایت‌های ابزورد و تحلیل نشانه‌شناسانه هستید، این فیلم و لایه‌های پنهانش را از دست ندهید.</description>
                <category>Bentolhoda Rahnama</category>
                <author>Bentolhoda Rahnama</author>
                <pubDate>Fri, 16 May 2025 12:25:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باشگاه محتوا؛ باشگاه تناسب دانش</title>
                <link>https://virgool.io/@bentolhodarahnama/%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-u5k6dk2olas8</link>
                <description>تصمیم من برای مسیر باشگاه محتواتصمیم خودم رو گرفته بودم. قصد داشتم از کارم انصراف بدم و در مسیر  دقیق رشد و توسعه خودم که همون #استوری_تلینگ، مدیریت و #استراتژی_محتوا  بود، تجربه و پیشرفت کنم. با وجود اینکه روی قرون به قرون پولی که داشتم،  حساب و کتاب میکردم به خودم اجازه ریسک دوباره رو دادم. دوره #لحن_برند و  نوشتن برای برند رو ثبتنام کردم تا ارتباطات برندی که سال گذشته در موردش  یاد گرفته بودم و مطالعاتی که کرده بودم به سمت تکمیل شدن، بره! همزمان با  شروع دوره، صفحه لندینگ آکادمی باشگاه محتوا، روی کروم گوشی باز بود و عمدا  نبسته بودم. سوار اتوبوس رشت شده بودم تا مثل هر هفته در کلاس ویولونم  شرکت کنم. از طرفی برند نوری تازه و ساکورا ازم خواسته بود یه #برند_استوری  برای بروشور جدیدشون بنویسم! نوت گوشی رو باز کردم و شروع کردم به نوشتن.  به خاطر عدم تمرکزی که به خاطر شغلم تمام ذهنم رو درگیر کرده بود، چندین  پاراگراف بنویسم و هیچکدوم رو دوست نداشته باشم. کلاس ویولن تموم شد و برای  نیم ساعت اجرا، به اندازه یک روز کاری 9 ساعته، مغز مصرف کرده بودم.  اتوبوس تهران رو سوار شدم. قطعه جدید که یاد گرفته بودم رو چند بار گوش  دادم و رفتم سراغ پلی لیست کلاسیک! دوباره اپهای بانک و ماشین حساب! تصمیمم  رو گرفتم و به جای برند استوری ساکورا و نوریتازه، متن استعفا رو آماده  کردم. روز بعد، استعفا رو دادم و قرار شد آخرین ماه کاریام باشه. از  خوشحالی تو مترو شروع به نوشتن کردم و بقیه چیزی که میخواستم بنویسم رو ضبط  کردم تا به محض رسیدن به خونه متن رو تکمیل کنم.با عشق و علاقه شروع به نوشتن برای باشگاه محتوا کردم  و امیدوار بودم، این عشق دوطرفه باشه و سخنی کز دل براومده بود، لاجرم بر  دل بنشینه! پیامی  باشگاه محتوا که اومد در مسیر کلاس ویولن بودم! مرحله  اول گذشته بود و قرار شد مصاحبه داشته باشم. کی؟ دقیقا در مسیر برگشت از  رشت (کلاس ویولن)! اون روز کلی دعا کردم که برای اون چند دقیه اینترنتم قطع  نشه و مصاحبه به سلامت بگذره. پیام بعدی پذیرفته شدن برای دوره پانزدهم  باشگاه محتوا بود و نفر چهارم شده بودم!شروع کلاس همزمان با قطع همکاری من با محل کارم بود! 6 هفته با عشق  یاد گرفتم و مشق نوشتم در کنار بچه هایی که گاهی سوالات عجیبشون از منتور،  منو کلافه میکرد ولی هر بار منتور جوابشون رو با حوصله میداد. کلاسهای  زیادی رو به خاطر برق، آفلاین دیدم ولی همه آماده بودند که سوالات احتمالی  بی جواب نمونه! من سالها ورزش حرفهای کردم. معتقدم باشگاه یا کلاسی که مربی  نداشته باشه، مثل کودک بی پدر مادر (بی سرپرست) میمونه! این باشگاه با همه  باشگاههایی که بازیکن و مربی بودم، فرق داشت! نه تنها مربی و منتور داشت،  یه پدر ومادر کاردرست و حواسجمع، حواسشون بود همه چیز درست و اصولی پیش  بره!الان هفت هفته از روزی که شروع کردیم، گذشته و مطمئنم مسیر پیشرو خیلی روشنه و قراره اتفاقهای خوبی بیفته...</description>
                <category>Bentolhoda Rahnama</category>
                <author>Bentolhoda Rahnama</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2025 22:54:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>