<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بیگانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@biganeh</link>
        <description>این ایمان وی بود و اگر روزی در آن شک می کرد دیگر زندگیش معنی نداشت.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:59:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42767/avatar/mVuvPQ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بیگانه</title>
            <link>https://virgool.io/@biganeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انتخاب های زیاد</title>
                <link>https://virgool.io/@biganeh/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-z4tttnbpsaaj</link>
                <description>یه مطلب جالب دیدم و اومدم بگمو برمیه بزرگی میگفت دلیل اصلی اضطراب های ما انسان های امروزه انتخاب های زیادیه که جلو رومون هست تو زندگی! میری مغازه یه جنس بخری فروشنده اینقدر انواع مختلفش رو میذاره جلوت آدم دست و پاشو گم میکنه! چه خبرتونه! تو زندگی هم همینه میبینی فرصت و امکانات واسه رفتن سمت هر شغل و حرفه ای هست. موقع زن گرفتن مثل قدیم نیست واست یکیو نشون کنن و توهم بری دختر عمو جان رو عقد کنی و بیای! اینقدر کیس مناسب میاد و میره که ازدواج هم شده یه کار ترسناک! خلاصه سخت نگیرین و سعی کنین انتخاب های زندگیتون رو به حداقل برسونین. افرین:)</description>
                <category>بیگانه</category>
                <author>بیگانه</author>
                <pubDate>Fri, 10 Sep 2021 22:30:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بولت ژورنال</title>
                <link>https://virgool.io/@biganeh/%D8%A8%D9%88%D9%84%D8%AA-%DA%98%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%84-bkil3qj57ih5</link>
                <description>میخواستم تجربیاتم رو از کار کردن چند ماهه با بولت ژورنال باهاتون به اشتراک بذارم.چرا به برنامه ریزی نیاز داریم؟ میدونی چیه اینقدر که همه چیز داره با سرعت پیش میره انگار قدرت کنترل زندگیمون از دستمون در رفته!یکی از راه های رام کردن و کنترل کردن زندگی برنامه ریزیه. با برنامه ریزی سرعت زندگی کُند میشه چون ساعت ها و روزها واست معنی پیدا میکنن. وقتی هر روزت رو کامل زندگی کرده باشی گذر عمر رو بهتر متوجه میشی.کم کردن دغدغه و استرسوقتی ببینی یه تیکه کاغذ کنارت هست که همه کار ها و برنامه های روزت روش نوشته شده دیگه خیالت راحته که همچی سر جاشه.چیزی فراموشت نمیشه. دیگه انگار تو یه آدم معروفی و اون تیکه کاغذ مدیربرنامه هات! و همیشه همراته که بهت بگه الان باید چکار کنی و نگران هیچی نباشی.قسمت شیرین ماجراخب میدونی این کار هم مثل خیلی کارهای دیگه یه عادت و سبک زندگیه و توقع نداشته باش اولش راحت باشه. ولی ماجرا وقتی شیرین میشه که دیگه برنامه ریزی شده جزوی از زندگیت. پس شروع کن و صبر داشته باش.</description>
                <category>بیگانه</category>
                <author>بیگانه</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 15:08:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا این مطلب رو نخونید شخصیه</title>
                <link>https://virgool.io/@biganeh/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%D9%88-%D9%86%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D9%87-o2kor0bbpjf9</link>
                <description>من ارزشمندم چوندر دانشگاه خوبی درس خوندم و تفاوتش رو الان که فارغ التحصیل شدم میفهمم که اون محیط چه تاثیر هایی روم داشته.ادم با منطقی هستم و میتونم با استدلال توی بحث کردن جواب کسی رو بدم و کم نیارم.در عین حال ادم احساساتی هم هستم و میتونم راحت اعتماد کنم یا حتی عاشق شدم .میتونم احساساتم رو با جزییات و جوری که قابل فهم باشه بیان کنم و بخاطر همین مسئله ادم پیچیده ای نیستم.میتونم از خودگذشته باشم و معمولا کسایی باهام در ارتباطن رنجی نمیبینن چون تلاشم بیشتر رضایت ادماییه که برام مهمن تا خودم.از رهبری کردن خوشم نمیاد و بیشتر دوست دارم هرکاری رو گروهی انجام بدم.من ارزشمندترم اگردر مواقعی احساساتی نشم و عجول تصمیم نگیرم.قدر خودمو بیشتر بدونم و بفهمم رضایت خودم ارجحیت داره تا بقیه.تو جمع معمولی باشم نه اینکه یا ساکتم یا خیلی پرحرفی میکنم.دقتم رو روی حرفام و کارام بیشتر کنم تا کنترل اوضاع رو بیشتر در دست داشته باشمسلیقه بیشتری بخرج بدم و لباسای مرتب تری بپوشم به فضای اتاقم بیشتر اهمیت بدم و شخصی ترش کنم من ارزشمند نیستم چوناراده زیادی واسه تغییر دادن ویژگی های شخصیتی خودم ندارم و معمولا سریع تسلیم میشم از تلاش کردن واسه تغییرش.چون گاهی بدون اینکه بدونم از مشکلاتم فرار میکنم ولی باید حواسم رو بیشتر جمع کنم و بجای بررسی مشکلاتم تو ذهنم دست به کار شم و یکار واقعی انجام بدم جای یسری تخیلات بدرد نخور.</description>
                <category>بیگانه</category>
                <author>بیگانه</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2019 17:11:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی نیچه گریست!</title>
                <link>https://virgool.io/@biganeh/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ksxr3emmh8qd</link>
                <description>انتخاب! این واژه به ظاهر ساده که ممکنه هرجایی اونو شنیده باشیم از معلم دبستان که &quot;انتخاب&quot; رو برامون هجی میکرد تا کتاب های انگیزشی ولی به راحتی از کنارش رد شدیم!این کلمه موقعی که کتاب وقتی نیچه گریست  رو تموم کردم واسم معنی تازه ای پیدا کرد! اونجایی که یه پزشک با ثروت زیاد و زن زیبا و خلاصه هرچیزی که تو اجتماع برای انسان خوشبخت و زندگی ایده آل معیار محسوب میشه رو یکجا داره ولی در آستانه میانسالی از زندگیش اصلا راضی نیست و هنوز گاهی افکار خودکشی به سراغش میاد! مشکل این شخص دقیقا انتخاب بود چون حس میکرد در تمام مراحل زندگیش خودش انتخاب کننده اصلی نبوده و یجورایی خودشو به دست سرنوشت سپرده و ادما و محیط اطرافش اونو به اینجا رسوندن.میدونی چیه زندگی مثل یه رودخونه پرخروشه که ما توش شنا میکنیم! اینکه در جهت اب حرکت کنیم یا خلافش مهم نیست مهم اینه که خودمون انتخاب کنیم به چه جهتی حرکت کنیم. ممکنه حتی انتخاب کنیم که در جهت جریان اب بریم و به خشکی هم برسیم ولی اگه به انتخاب خودمون نباشه باز احساس خوبی نداره رسیدن به خشکی!خلاصه که مهم نیست تو زندگی چه جهتی حرکت میکنیم مهم اینه با اگاهی کامل تصمیم بگیریم و اجازه ندیم جریان زندگی مارو با خودش هرجا که خواست ببره.</description>
                <category>بیگانه</category>
                <author>بیگانه</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2019 16:45:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارباب و برده</title>
                <link>https://virgool.io/@biganeh/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87-skrduxfszlyb</link>
                <description>ارباب و برده یک موضوع قابل بسط دادن به خیلی از رابطه های اطرافمون هست! حالا چه رابطه انسان با انسان باشه چه رابطه انسان با اشیاء.من البته رابطه ارباب و برده ای بین بشر و اشیاء بنظرم جالب اومد. ما با وسیله های اطرافمون در ارتباطیم ولی خب تو این رابطه ارباب کیه؟ مثلا رابطه من با گوشی موبایلم! من دارم از موبایلم واسه نیاز هام استفاده میکنم یا اون داره منو مجبور به استفاده ازش میکنه؟اگه دقت کنیم تو خیلی از موضوعات اطرافمون بشر حد و مرز رو رعایت نمیکنه و به مرور زمان خودش رو تبدیل به برده ای میکنه که در خدمت اشیاء قرار میگیره. مثلا سیگار رو که یکی ازش به عنوان برده استفاده میکنه تا بهش حال خوب بده و یکی معتادش شده و اگه نکشه حالش بد میشه! و چقدر ترسناکه که حال خوب ما در گرو اشیاء قرار بگیره. اره بابا میدونم مصرف سیگار مضره ولی مگه همه کارهای اطراف ما برامون مفیدن؟مگه وقتی فست فود میخوریم نمیدونیم پر از ضرره ولی خب بازم اون لحظه ای که یه گاز از پیتزای پپرونی میزنی به همه اون صداهای تو مغزت که بهت کالری اون غذا رو یاداوری میکنن میگی خفه شو! البته که گاهی ادم لازمه به صداهای تو مغزش بگه خفه شو در صورتی که حد و مرزش رو رعایت کنی و مثلا بعد خوردن اون پپرونی تا خونه پیاده روی کنی و به اون خانم خوشکله توی فست فودی فکر کنی که وقتی گفت&quot;رمز کارتتون لطفا&quot;دلت میخواست رمز تموم کارتای دنیا رو بهش بدی تا هرچقدر که میخواد کارت بکشه و تو هم نگاش کنی!خلاصه که مواظب ارباب های زندگیتون باشید که ممکنه یهو به خودت بیای و ببینی اون اربابه از تو به عنوان برده تقاضا های بیشرمانه داره:)</description>
                <category>بیگانه</category>
                <author>بیگانه</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2019 15:21:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دست آورد</title>
                <link>https://virgool.io/@biganeh/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-jorarcag4vls</link>
                <description>چند روزیه سر میزنم به این سایت و مطلب های خیلی جالبی رو هم میخونم ولی داشتم فکر میکردم چی میشه ادما تصمیم میگیرن اطلاعاتی رو که دارن با بقیه به اشتراک بذارن؟ احساس خوبی بهشون میده؟ یا هدف خاصی دارن؟ به این نتیجه رسیدم که همه مون دنبال دست آوردیم.شاید در نگاه اول عجیب باشه ولی همه ما گاهی تو زندگی برامون اتفاق افتاده که یهو به عقب نگاه کنیم و ببینیم چه دست آوردی داشتیم! اینجور مواقع خیلی خطرناکن چون ممکنه ادم یهو تو دلش خالی بشه و به اینکه هیچ غلطی تو زندگیش نکرده پی ببره! البته بگذریم از اینکه بشریت معمولا سیری ناپذیرِ و در جستجوی بیشتر پیش میره.خلاصه این میتونه دلیل خوبی باشه واسه اینکه ما میایم اینجا و سعی به تولید محتوی داریم که شاید در آینده به عقب نگاه کردیم و وقتی دیدیم تونستیم مفید و تاثیرگذار باشیم حتی واسه لحظه ای حالمون خوب بشه.و مگه منشا تمام فعالیت های ما همین نیست؟ همین حال خوب که همیشه دنبالشیم</description>
                <category>بیگانه</category>
                <author>بیگانه</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2019 14:28:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>