<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های bamboo</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@blackpwnk2003</link>
        <description>عرق سعی محال است که گوهر نشود...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:17:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1094166/avatar/wzkCB0.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>bamboo</title>
            <link>https://virgool.io/@blackpwnk2003</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مُدرن اما مُرده</title>
                <link>https://virgool.io/@blackpwnk2003/%D9%85%D9%8F%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D9%87-lpzxhsgzouzh</link>
                <description>من هیچ احساسی به آدم های شتابزده به دنبال مدرن شدن ندارم.در نگاه من آن ها مرده اند. مرده ای شتاب زده!واقعا به دنبال چی اینقدر سراسیمه می‌دوند؟هی کمی سرعتت رو کم کن ادم.هنگامی که داری تمام ساعت های روزت رو برای به دست اوردنمقداری بیشتری از این دنیا میگذرانی!دنیا نیز از تو میگذرد...آدم ها زمانی مردن که فکر کردن پول و هر آنچه از پول بر می آیدزندگی است.اما نبود! پول تنها وسیله بود؛ ابزار بود، مسیری بود تا تو ای ادم کمی بیشتر بخندیکمی بیشتر شاد شوی کمی بیشتر آرامش را نفس بکشی...آدم های با تمام دارایی هایشان به این‌ها نرسیدند. باختند. مردند!و آدم هایی با حداقل دارایی به مقصد رسیدند.شاید بگید خب این یک کلیشه ای است بین تمام کلیشه ها؛نمی‌دانم. اما برای من نه ساعت های هوشمند نه گوشی های هوشمندو ویلا نه خونه نه ماشین و نه...شادی آور نیست!شاید من دیوانه باشم اما من عاشق زندگی های عمیق هستم.عمق! هرچیزی که عمق دارد... آرامشی که عمق دارد. خنده ای که عمق دارد.زندگی ای که عمق دارد!این چیزهایی که شما آدم‌ های مدرن بهش دل خوش کرده ایدو سراسیمه دنبالش می‌دوید و فکر‌میکنید اگر به دستش بیارید پس خوش بخت هستین.سراب است...</description>
                <category>bamboo</category>
                <author>bamboo</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 04:54:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهی پیش میاد...شاید هم بد نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@blackpwnk2003/%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rg7aimcew8xt</link>
                <description>روز های اول از بدون نت داشتم دیوانه میشدم.هوا رو از من بگیرآب رو از من بگیر عشق رو از من بگیراما نت رو از من نگیر!اما حالا که چند روزی گذشته؛ حس میکنمآرام تر شدم. ذهنم، قلبم و احساساتم...و شاید هم بد نیست!</description>
                <category>bamboo</category>
                <author>bamboo</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 03:28:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بامبوی سبز</title>
                <link>https://virgool.io/@blackpwnk2003/%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-yeqrdijbyxx2</link>
                <description>اگر ترتیب پست هام رو ببینم انگار هر دو سال میام یک چیزی مینویسم و سک سک میکنم میرم😂الان ترم ۷ هستم. غرق در روزمرگی ها و عادت ها.و در تلاش برای احساس عمیق زندگی حتی در روزمرگی های به ظاهر ساده.از دوسال پیش تا الان؛ هیچ اتفاق عجیب و غریبی در مسیر زندگیم نیفتاد. جز اینکه بامبوی وجود من، کمی بیشتر ریشه کرد کمی بیشتر رشد کرد و بیشتر قوی شد.و درحال تلاش و رشد کردن هست...</description>
                <category>bamboo</category>
                <author>bamboo</author>
                <pubDate>Tue, 02 Dec 2025 16:57:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلامی دوباره بعد قرنی...</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D9%86%DB%8C-g3gbbusx8kki</link>
                <description>سلام به تمام کسانی که صدام رو میشنون.دوسال از پستم میگذره!دوسال پر از ماجرا.همین اول کاری بگم که جریان اون پشت کنکور بودن و از دست دادن ۳۶۵ روز چی شد.من الان پزشکی ترم سه هستم?به اون چیزی که میخواستم رسیدم؟!تقریبا اون جایی که میخواستم و اونجوری که میخواستم بشه نشد.حالا کم کم درباره ی پزشکیم و اتفاقات قشنگش هم مینویسم.فعلا یه برگشت نصف و نیمه زدم تا در ادامه ببینیم خدا چی میخواد.پی نوشت۱: حالا در کل دو سه نفر بیشتر پستام رو نمیخونن?پی نوشت۲: من دلی مینویسم. اون چیزی که در درونم جریان داره و اون چیزی که باعث میشه قلبم بگیره و مچاله بشه.پی نوشت۳: پس پست های من کاملا ساده از روزمرگی یک دانشجوی ساده است :) ممنون میشم که در مشکلات زندگی ای در ادامه باهاشون روبه رو میشم ایده ها و روش های جذابی بهم بدین.خب مرسی فعلا! روزتون پر از گرمای قشنگی و سرمای کولر!</description>
                <category>bamboo</category>
                <author>bamboo</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 14:02:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی ادامه دارد...</title>
                <link>https://virgool.io/@blackpwnk2003/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-wsrnh8ynmejz</link>
                <description>سلام :)امروز...همه چی خیلی خیلی عادی بودخیلی بیشتر از خیلی! انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود.افتاده بود؟!مادرم به کار هاش میرسید پدرم هم مشغول کار های خودش...و...تنها من بودم من بودم که برایم هیچ چیز عادی نیستبرای کسی فرق نمیکنه! زندگی کسی نمی ایسته!کسی نابود نمیشه.همه هم خیلی سریع فراموش میکنن.ولی این خودتی که میمونی.این که این 300 روز رو تلاش کنماز خوابم باز بزنم. از فیلمم. از تفریحم. از ادما...برای خودمه! همه برای خودشونه. امسال میخوام برای خودم تلاش کنم. پس هیچ زوری درکار نیست. هیچ خستگی نباید باشه. هیچ نا امیدی ای نه من، همه.هرکاری که میکنیم برای خودمونه! پس چرا عقب بکشم؟! وقتی دارم برای حس خوب خودم میجنگم!درسته همه روزای سختی رو برای هدفشون میگذرونن. ولی همش خیلی شیرینه. چون دارن برای اون حس خوب خودشون اون روزارو میگذرونن...همه میگن پشت کنکور موندن سختهترسناکههر روزش یک سالهچرا؟منم میگم نه! من پشت کنکور نیستممن یه دختر قویم که اطمینان دارم بعد از 300 روز سخت!...زندگیم قشنگ تر ادامه داره...</description>
                <category>bamboo</category>
                <author>bamboo</author>
                <pubDate>Sat, 07 Aug 2021 01:32:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته های یک پشت کنکوری...</title>
                <link>https://virgool.io/@blackpwnk2003/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-gnttq6d26xi5</link>
                <description>راستش... اول سلام.دوست دارم چیزایی که دوست دارم بنویسم رو بنویسم.من 18 سالمه! و رشته ی تجربی...18 ساله های الان معمولا توی یه سه راهین.یا انتخاب رشته میکنن یا اونقدر رتبشون خوبه که انتخاب شهر میکنن یا بعضی ها هم...سر یه کنکور دیگه و 365 روز از زندگیشن دوئل میکنن...من، اخرین گروهم!به نظرم هدفم ارزش اینو داره که 365 روز دیگه از زندگیم رو براش بذارم.اما فقط وقت گذاشتن نیست.من باید زندگیمو بذارم!و من میترسم...از اینکه اشتباهات پارسالو دوباره انجام بدم!پس اینارو مینویسم...تا یه وقتی اگه خسته شدمبدونم چرا اینجام.میخوام دلنوشته های یک پشت کنکوری رو بنویسم :)نمیدونم کسی این نوشته رو میخونه یا نه...ولی امیدوارم اگرم خوندینش با کامنتاتون بهم انرژی بدین:)پی نوشت:گیاه بامبو نشانه ی سرسختیهفقط 5سال طول میکشه تا از زیر خاک جوونه بزنهمثل بامبو برای ارزوهاتون بجنگین#بامبو</description>
                <category>bamboo</category>
                <author>bamboo</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 10:45:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>