<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بُن/basenotes</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bntehran</link>
        <description>بـُـن/‌basenotes یک برند مستقر در تهران است که با نگاهی ساده و کاربردی به طراحی و تولید انواع دفتر برای نیازهای روزمره و حرفه‌ای می‌پردازد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 18:10:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/784484/avatar/Ghxob9.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بُن/basenotes</title>
            <link>https://virgool.io/@bntehran</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دفترچه‌های لئوناردو داوینچی: از امانت‌گرفتن کتاب تا اندازه‌گرفتن خورشید</title>
                <link>https://virgool.io/@bntehran/%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86%DA%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-fmudzlq8thyz</link>
                <description> بخشی از نقاشی/ اثر لئوناردو داوینچیلئوناردو داوینچیِ نقاشِ دانشمندِ مجسمه‌سازِ معمارِ موسیقی‌دانِ ریاضی‌دانِ مهندسِ مخترعِ آناتومیستِ زمین‌شناسِ نقشه‌کشِ گیاه‌شناس ِ نویسنده را همه با مونالیزا و شام آخر می‌شناسیم. درست است که او یکی از بزرگ‌ترین نقاش‌ها در تمام دوران بود اما تا پایان عمرش تنها &quot;بیست&quot; نقاشی کشید. شاید شاهکارهای حقیقی دفترچه‌هایی باشد که از او به جا مانده است. دفترچه‌هایی که از راست به چپ نوشته شده‌اند و تنها در آینه قابل خواندن‌اند و پر اند از طراحی‌هایی که تجسم‌بخش افکار و اکتشافات او هستند.نابغه‌ی وارونه‌نویسآینه‌نویسی او حدس و گمان‌های بسیاری به دنبال داشته. آیا او می‌خواست مطمئن باشد که فقط خودش می‌تواند یادداشت‌هایش را رمزگشایی کند؟ یا فقط به این دلیل بود که چپ‌دست بود و شاید نوشتن از راست به چپ براش راحت‌تر بوده؟ «آینه‌نویسی بین استادان خوشنویسی آن زمان رایج بود اما شکل حروف در نوشته‌های او کاملا معمولی است. احتمالا این نوع نوشتن را از پدرش که در یک دفتر اسناد رسمی حقوقی کار می‌کرد آموخته است»[۱]. دست‌خط لئوناردو داوینچیدفترچه‌های داوینچی: پیش‌طرح‌های آیندهدفترچه‌های داوینچی پر از ایده‌هایی برای اختراعات جدیداند. از ماشین‌های پرنده گرفته تا سلاح‌های جنگی. پیش‌طرح‌هایی برای نقاشی، آزمایشات علمی، مطالعه‌ی بدن انسان و کلاه‌هایی با فرم‌های جالب، ایده‌هایی برای هواپیماها، هلی‌کوپترها، چترها، زیردریایی‌ها و اتومبیل‌ها، قرن‌ها قبل از اینکه ساخته شوند و به جهان ما بیایند. او به صراحت گفته بود که طراحی‌کردن برای او راهی برای درک بهتر تصویر و تجسم‌بخشیدن به ذهنیاتش بوده است، راهی برای رسیدن به هدف. او لباس و دستگاه غواصی را در دفترچه‌اش مثل یک شاهکار هنری طراحی کرده است، لیست‌های خرید و فهرست کارهای روزانه‌اش را لابه‌لای همین طراحی‌های خارق‌العاده و نظریات پیچیده نوشته است. او به روزانه‌نویسی عادت داشت اما انگیزه اصلی او از یادداشت‌برداری، تمایلی ذاتی‌اش به ثبت‌کردن، کشف و حل‌کردن مسائلی بود که به آن‌ها علاقه‌مند بود و برای همین همیشه دفترچه‌ای به همراه داشت. باری او در جایی نوشت «خیلی مفید است که همیشه مشاهده کنید، یادداشت کنید و به طور مداوم بررسی کنید.»[۲] طراحی دستگاه غواصی طراحی ماشین پرنده(هواپیما) طراحی هلیکوپترمطالعه‌ی داوینچی روی برد بمب‌افکن‌ها و خط سیر انداختن بمب‌ها به آن سوی دیوارهای قلعهبیست‌وچهار ساعت داوینچی، بیست‌وچهار ساعت ما!در مقایسه با لیست کارهای روزانه‌ی داوینچی در دفترچه‌اش احتمالا لیست ما کمی کسل‌کننده است. رابرت کرولویچ[۳]، خبرنگار تلویزیون امریکایی، یکی از این لیست‌ها را که داوینچی در ۳۸سالگی در دفترچه‌اش نوشته، ترجمه و منتشر کرده است[۴]:-[محاسبه] مساحت میلان و حومه شهر- [خرید] کتابی درباره میلان و کلیساهای حومه‌ی آن از کتاب‌فروشیِ میدان کُردوسیو[۵]- [محاسبه] اندازه‌ی حیاط خلوت کاخ دوک میلان- [محاسبه‌] اندازه‌ی قصر دوک- از استاد علم حساب بخواهم تا توضیح دهد چگونه می‌توان یک مثلث را مربع کرد- از استاد فازیو [استاد پزشکی و حقوق در پاویا] بخواهم تا نسبت و تناسب را برایم توضیح دهد.- از برِرا فریار[۶] [در صومعه بندیکتین میلان] بخواهم تا De Ponderibus [متنی از قرون وسطی درباره مکانیک] را برایم توضیح دهد.- [صحبت] دوباره با جیانینو بمباردیر[۷] درباره‌ی وسیله‌ای که با آن برج فرارا بدون هیچ روزنه‌ای دیوارسازی شده است (هیچ کس واقعاً نمی داند منظور داوینچی از این حرف چیست)- از بندیتو پورتیناری[۸] [تاجر فلورانس] درباره‌ی چگونگی عبور و مرور از روی یخ در فلاندر بپرسم.- طراحی‌کردن از شهر میلان- از استاد آنتونیو بپرسم که چگونه خمپاره‌ها را روز و شب در سنگرها جاسازی می‌کنند.- بررسی‌کردن تیرکمان استاد جِنّیتو[۹]- یک استاد هیدرولیک [زیرشاخه‌ای از مهندسی رودخانه و مکانیک کلاسیک به طور اخص مکانیک سیالات] پیدا کنم و او را راضی کنم تا روش تعمیر قفل، کانال و آسیاب آبی را به روش لومبارد بگوید- پرسیدن سوالاتم درباره‌ی اندازه‌گیری خورشید از استاد جیووانی فرانسوی، طبق قولی که داده بود.- سعی کنم متن ویتولون[۱۰] [نویسنده قرون وسطایی متنی درباره فیزیک نور] را که به ریاضیات مربوط است از کتابخانه پاویا امانت بگیرم. لیست کارهای روزانه داوینچی در دفترچه‌اش دفترچه راهنمای جهانبعضی موارد لیست برای ما کاملا روشن نیست چراکه ۵۰۰ سال قبل، داوینچی فکرش را نمی‌کرد روزی، مردم دنیا در صفحات وب، روی گوشی و تبلت و لپ‌تاپشان لیست کارهای روزانه او را بخوانند. بخش قابل توجهی از لیست کارهای داوینچیِ کنجکاو و پرسش‌گر به یادگیری فن و نظریه‌ از متخصصان علوم گوناگون مربوط می‌شود. به قول جاناتان جونز در روزنامه‌ی گاردین، ذهن لئوناردو داوینچی «بی‌حدومرز» است و او به راستی «عاشق تکنولوژی» بوده است. دفترچه‌ بعدی داوینچی (حدود سال ۱۵۱۰ میلادی) این تنوع را ندارد و پیداست که مشخصا روی آناتومی متمرکز است. دفترچه پر است از طراحی‌های استادانه استخوان‌ها. لیست کارهای نوشته‌ شده در این دفترچه هم شامل گیرآوردن یک استخوان جمجمه، توصیف فک تمساح و زبان دارکوب و اندازه‌گیری جسد با انگشتش به عنوان واحد اندازه‌گیری ست.مطالعه درون جمجمه/لئوناردو داوینچیمطالعه اندام‌های داخلی/لئوناردو داوینچیمطالعه ساختمان قلب/ لئوناردو داوینچیمطالعه جنین داخل رحم و ساختمان رحم/ لئوناردو داوینچینوک کوه یخچرا داوینچی هیچ‌گاه یادداشت‌هایش را چاپ نکرد؟ در آن دوران چاپ کتاب با حروف چاپی متحرک توسط گوتنبرگ آلمانی اختراع شده بود و لئوناردو هم صاحب کتاب‌های چاپی بسیاری بود. آیا منتظر لحظه‌ی مناسبی بود که هرگز فرا نرسید؟ او پیش از مرگش دفترچه‌ها، نوشته‌ها و نقاشی‌هایش را به شاگرد وفادار خود فرانچسکو ملزی[۱۱] سپرد و وارثان ملزی که نمی‌دانستند این نسخ تا چه حد ارزشمند هستند، بسیاری از نوشته‌ها و یادداشت‌های او را از بین بردند. با گذشت زمان، دفترچه‌ها به مجموعه‌داران سلطنتی و ثروتمندان فروخته شدند و راه خود را به سراسر اروپا باز کردند. موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت در لندن صاحب پنج دفترچه‌ی ارزشمند است که آن‌ها را در غالب دو کتابچه دیجیتال‌ کرده است. کتابخانه‌ی بریتانیا نیز با کمک شرکت مایکروسافت، دیجیتال‌کردن دفترچه‌هایی که از لئوناردو داوینچی در دست داشت را از سال ۲۰۰۷ آغاز کرد و حالا که این پروژه کامل شده، همه می‌توانیم آزادانه این یادداشت‌ها را روی صفحه کامپیوتر یا گوشی، هر کجا که هستیم ورق بزنیم. ترجمه‌ی متن را بشنویم یا بخوانیم و اَشکال و طراحی‌ها را با کیفیت بالایی ببینیم و همین کار کافیست تا بفهمیم لئوناردو داوینچی چه درک خارق‌العاده‌ای از جهان داشته است. دفترچه‌های داوینچی در موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت / لندن پانویس۱. https://www.vam.ac.uk۲. https://www.openculture.com۳. Robert Krulwich۴. https://www.openculture.com۵ـ Cordusio۶. Brera Friar۷.Giannino Bombardier۸. Benedetto Potinari۹. Giannetto۱۰. Vitolone۱۱. Francesco Melzi https://www.vam.ac.uk/articles/explore-leonardo-da-vinci-codex-forster-i#?c=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;m=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;s=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;cv=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;xywh=-867%2C-111%2C3209%2C2211&amp;m=&amp;s=&amp;cv=&amp;xywh=-865%2C-111%2C3204%2C2211  https://www.vam.ac.uk/articles/explore-leonardo-da-vincis-notebook-codex-forster-ii#?c=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;m=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;s=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;cv=&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;xywh=-1197%2C-319%2C9242%2C6367&amp;m=&amp;s=&amp;cv=&amp;xywh=-735%2C0%2C8318%2C5730  http://www.bl.uk/manuscripts/Viewer.aspx?ref=arundel_ms_263_f001r </description>
                <category>بُن/basenotes</category>
                <author>بُن/basenotes</author>
                <pubDate>Wed, 28 Apr 2021 12:15:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دفترچه‌های جیبی چه‌طور همه‌گیر شدند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bntehran/%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF-wtteymue4qjj</link>
                <description>ارنست همینگویارنست همینگوی، مارک تواین، بروس چاتوین، هنری ماتیس، اسکار وایلد، پابلو پیکاسو، ونسان ون‌گوگ، چارلز داروین، توماس جفرسون... این تنها بخشی از لیست طولانی افراد نامداری است که دفترچه‌های جیبی زیادی از آنان به جا مانده. هر دفترچه، دنیاییست پر از شگفتی، برای ما که کتاب‌هایشان را خوانده‌ایم و نقاشی‌هایشان را دیده‌ایم. این دفترچه‌ها ما را به پشت‌صحنه و لحظات رنج و لذت این شاهکارها می‌برند.داستان اولین دفترچه‌های جیبی دقیقا از جایی که به پایان رسیده ‌بود شروع می‌شود. در سال ۱۹۸۶، بروس چاتوین، نویسنده‌ و روزنامه‌نگار مشهور بریتانیایی، به همان نوشت‌افزارفروشی کوچک در پاریس رفت که  دفترچه‌های جیبی‌اش را از آن‌جا می‌خرید. دفترهایی با جلد روغنی(یا چرم مصنوعی) مشکی‌رنگ ۱۴ در ۹ سانتی‌متری با کشی که برای بستن به دور دفتر می‌افتاد. یک مستطیل سیاه ساده با گوشه‌های گرد، کاغذهای عاجی‌رنگ و روبانی به عنوان چوب الف.عکاس: Peter Tan اما این‌بار فروشنده به او گفت کارگاهی که دفترها را می‌ساخت بسته شده است. این دفترچه‌ها یازده سال و برای نسل‌های متمادی افرادی چون پابلو پیکاسو، ونسان ون‌گوگ، اسکار وایلد، ارنست همینگوی را وابسته‌ی خود کرده بودند و حالا دیگر خبری از آن‌ها نبود. چاتوین تمام یادداشت‌هایش در طول سفرهایش را، در این دفترچه‌ها می‌نوشت: «در طول حدود بیست سال سفر، فقط دو تا از دفترچه‌هایم را دست دادم. یکی از آن‌ها در اتوبوسی در افغانستان ناپدید شد. دیگری توسط پلیس مخفی برزیل توقیف شد. گم‌شدن پاسپورت می‌تواند بدترین نگرانی یک فرد باشد اما از دست‌دادن دفتریادداشت فاجعه است». چاتوین در کتابش«The Songlines» داستان این دفترچه‌ها را نوشت و از عشق و وابستگی خود به آن‌ها گفت و به تبعیت از محلی‌ها‌ی پاریس این دفترچه‌ها را مولسکین[۱] نامید.مولسکین‌های بروس چاتویندفترچه‌ مولسکین  ارنست همینگوی/یادداشت‌هایی درباره دهکده کابو بلانکو برای شروع رمان &quot;پیرمرد و دریا&quot;دفترچه مولسکین مرلین مونرودو برگ از دفترچه مولسکین پابلو پیکاسودر سال ۱۹۹۵ معلمی ایتالیایی به نام ماریا سبرگُندی[۲] با خواندن رمان چاتوین، تصمیم گرفت استفاده از دفترچه‌های مولسکین را دوباره رونق ببخشد و بلاخره در سال ۱۹۹۷، با کمک یک شرکت نوشت‌افزار ایتالیایی (Modo &amp; Modo) برند مولسکین را رسما تاسیس کرد. ساخت دفترها در ابتدا کند پیش ‌رفت و تعداد آن‌ها اندک بود. در اولین سالی که دفترچه‌ها به بازار آمدند، تنها هفت درصد از مردم ایالات متحده از وجود آن‌ها اطلاع داشتند. این رقم حد فاصل سال‌ها ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ به ۵۷درصد رسید. دو سال پس از آن یعنی در سال ۲۰۱۴، این شرکت ۱۷ میلیون دفترچه در سراسر جهان فروخت.مولسکین‌ها علاوه‌بر جمع‌وجور بودن و صمیمیت‌شان، میراث‌دار دفترچه‌هایی هستند که روزگاری همدم و همراه همیشگی نویسندگان و هنرمندان و جهانگردان و سیاستمداران  بودند. خاطرات و طرح‌ها و یادداشت‌های بسیاری در آن‌ها ثبت شده و به یادگار مانده است. روزنامه‌ی گاردین می‌نویسد: «به نظر می‌آید ون گوگ، پیکاسو و همینگوی از این دفترچه‌ها استفاده می‌کردند و این تاریخچه اکنون در دستان شما است تا بتوانید در کافه Nero جایی پیدا کنید و به کار مشغول شوید. استفان بیلی، منتقد دیزاین و نویسنده و استفاده کننده از مولسکین، می گوید این [دیزاین] کاوشی استادانه در روان انسان است...مطالبی که در آن می‌نویسید ممکن است چیزهایی بی‌اهمیت باشند، اما باعث می‌شود شما با همینگوی ارتباط برقرار کنید.»پا‌نوشت:۱_ (Italian pronunciation: [moleˈskiːne]) Moleskine۲_ Maria Sebregondiمنابع:https://literaturadeviajes.com/https://www.adweek.com/https://www.theguardian.com/</description>
                <category>بُن/basenotes</category>
                <author>بُن/basenotes</author>
                <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 13:36:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;نوشتن&quot;: راه‌حل بی‌‌رقیب کنترل استرس</title>
                <link>https://virgool.io/@bntehran/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-l3cnbhkeg5g8</link>
                <description>در روزگار اکنون ما، زندگی‌مان با شبکه‌های اجتماعی گره خورده است و هیچ چیز به اندازه‌ی وسواس مدام چک کردن شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، نظم ذهنی و تمرکز فکری ما را به هم نمی‌ریزد. تاکنون چقدر به تاثیر این وسواس مدام بر ذهن و زندگی‌مان توجه کرده‌ایم؟ روزنامه‌ی تایمز در سال۲۰۱۷ گزارشی منتشر کرد از نتیجه‌ی تحقیقاتی که تاثیر اینستاگرام را بر ذهن ۱۵۰۰ جوان و نوجوان بررسی کرده بود. این افراد از سطح بالایی از اضطراب، افسردگی و ترس ازدست‌دادن رنج می‌بردند. اگرچه استفاده‌نکردن از شبکه‌های اجتماعی به امری امکان‌ناپذیر در زندگی ما تبدیل شده است، می‌توان با نوشتن، یادداشت‌برداری و کنترل ساعات مصرف، حد زیادی از این اضطراب را کاهش داد.بخشی از اثر/ اراسموس در حال نوشتن/ هانس هلبایننوشتن، راه‌حل بی‌‌رقیب کنترل استرسروزانه‌نویسی یا  Journaling را نیویورک تایمز  «تاثیرگذارترین و ارزان‌ترین شیوه‌ی مراقبت از سلامت روان‌مان» می‌داند و ابزار قدرتمندی برای کنترل استرس. وقتی به یک عادت تبدیل شود، بهترین نتیجه را دست می‌دهد. مدرسه پزشکی هاروارد، در مقاله‌ای توضیح می‌دهد که استرس، ضربه‌ی روحی و تحولات غیرمنتظره در زندگی، می‌تواند ما را از نظر روحی پریشان کند و نوشتن درباره افکار و احساسات ناشی از تجربه‌ای آسیب‌زا یا استرس‌زا ممکن است به برخی کمک کند تا با مشکلات عاطفی چنین حوادثی کنار بیاییم اما به نظر می‌رسد نوشتن برای افرادی که با چالش‌های مداوم یا شدید روحی مانند افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، موثرتر است.دکتر پن‌بیکر[۱] مدیر مرکز مطالعات روان‌شناختی دانشگاه تگزاس (که از پیشگامان نوشتن‌درمانی است) و همکارانش دریافتند «تفکر کردن» درباره یک تجربه و ابراز احساسات بسیار مهم است. بدین ترتیب، نوشتن به ما کمک می‌کند تا افکار را مرتب کرده و به یک تجربه آسیب‌زا «معنا» دهیم و از نشخوار فکری حوادث و وقایع خلاص شویم. روند نوشتن ممکن است ما را در کنترل احساساتمان توانا سازد. نوشتن در مورد موضوعی، می‌تواند باعث «رشد یک فرآیند فکری»  شود و سرانجام بیشتر احتمال دارد که بتوانیم در مورد آن با دیگران صحبت کنیم. عاملی که در میزان تاثیرگذاری نوشتن بسیار اهمیت دارد، زمان‌بندی است. این مطالعات نشان داده افرادی که بلافاصله پس از وقوع یک واقعه آسیب‌زا می‌نویسند، ممکن است پس از نوشتن، احساس بدتری داشته باشند. احتمالاً به این دلیل که هنوز آماده رویارویی با آن نیستند و به یک یا دو ماه زمان برای بیان این دست از احساسات نیاز دارند.بخشی از اثر/ نقاش ناشناسدفترچه‌های جیبی، امانت‌دارهای کوچکداشتن یک دفترچه جیبی، که می‌تواند همیشه همراهمان باشد، در کاهش فکرهای پراکنده و مزاحم بسیار موثر است. دفترهای جیبی به ما کمک می‌کنند بیشتر متمرکز باشیم. مهم نیست که در چه حرفه‌ای مشغول کاریم، دفترهای جیبی این امکان را برای ما فراهم می‌کنند که ایده‌هایی که در طول روز به ذهن ما می‌رسد را در آن‌ها ثبت کنیم. ممکن است یک ایده‌ی تجاری داشته باشیم یا پیش‌طرحی از ساخت یک اثر هنری به ذهنمان برسد، گزارشی، متنی، نکته‌ای از مواجهه‌مان با لحظه‌ای یا تجربه‌ای که می‌خواهیم در خاطرمان نگه داریم. فکرهای مزاحمی که می‌خواهیم از ذهنمان دور کنیم. می‌توانیم لیست کارهای روزانه مثل لیست خرید، کارهایی که نباید فراموش کنیم و یا برنامه‌ریزی ماهانه یا هفتگی‌مان را در آن‌ها بنویسیم. آن‌ها همراهمان هستند تا هر وقت و هرکجا که به یادداشت‌ها و اتودهای‌مان نیاز پیدا کردیم، سری به آن‌ها بزنیم.بخشی از اثر/ مرد سیاه‌پوش/  Agnolo Bronzio چطور از دفترچه جیبی استفاده کنیم؟۱_ ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که وقتی به رخت‌خواب می‌روید تمام ایده‌ها و فکرهای ناب به ذهنتان می‌رسد یا تمام آنچه باید درموردشان تصمیمی بگیرید را به خاطر آورید. کارهایی را که فراموش کرده بودید انجام دهید، یا مرور کشمکش‌های کاری و زندگی اجتماعی باعث شود از این پهلو به آن پهلو بچرخید و خواب به چشمتان نیاید. دست‌بردن به تلفن همراه نه تنها این کشمکش‌ها و دغدغه‌ها را از ذهنتان دور نمی‌کند، بلکه نور آن در تاریکی اتاق برای چشمتان و امواج آن برای مغزتان بسیار آسیب‌زاست. راه حل، داشتن یک دفترچه کوچک با قلم در کنارتان است تا اراده کنید و تمام این فکرها را روی کاغذ بنویسید تا بتوانید فردا راجع‌به آن‌ها تصمیم بگیرید.۲_ اگر اهل کتاب‌خواندن باشید، می‌توانید بخش‌هایی از یک شعر یا متن مورد علاقه‌تان را در دفترچه جیبی‌تان یادداشت کنید و از مرور و خواندن آن‌ها لذت ببرید۳_ «موبایل‌ها»  مسئولیت حفظ‌کردن شماره تلفن‌ها و اطلاعات ضروری زندگی را از دوش ما برداشته‌اند. اما همه ما دست‌کم یک بار با شرایطی مواجه شده‌ایم که در شرایط اضطراری به کمک و راهنمایی نیاز داشته‌ایم و تلفن‌همراهمان خاموش شده و شارژری هم همراه نداشته‌ایم. در این شرایط، داشتن بخشی از این اطلاعات و شماره تماس‌های ضروری در دفترچه جیبی‌مان می‌تواند بسیار راهگشا باشد.۴_ اگر اهل نوشتن باشید، معمولا زمانی که صرف نوشتن اثرتان نمی‌کنید، مثلا در خیابان قدم می‌زنید یا در مهمانی هستید، ناگهان ایده‌ای برای نوشتن ادامه‌ی اثر به ذهنتان می‌رسد. چه چیز بهتر از همراه‌داشتن یک دفترچه جیبی می‌تواند به دادتان برسد؟۵_ اگر به ساخت یک اثر هنری فکر می‌کنید، دفترچه‌های جیبی می‌توانند حکم یک «Artist book» کوچک و جمع‌وجور را داشته باشند که در هر شرایطی بتوانید روی ایده‌ها و پروژه‌هایتان کار کنید.۶_ اگر قصد سفر داشته باشید یا باید در جلسه‌ای حاضر شوید که مدارک و یادداشت‌هایتان را باید با خود ببرید، می‌توانید تمام آنچه را باید به خاطر بسپرید در دفترچه جیبی‌تان بنویسید.۷_ اطلاعاتی که ممکن است در ذهن داشته باشید اما نوشتن‌شان روی کاغذ باعث می‌شود ذهن خود را از فکر کردن مدام به آن‌ها خلاص کنید و بتوانید دقیق‌تر به آن‌ها فکر کنید: برنامه‌ریزی برای اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، برنامه‌ی کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی، تاریخ تولد دوستان و آشنایان، تاریخ و زمان جلسات، مدیریت مالی و پس‌انداز...برای هر کدام از ما بسته به شخصیت و شرایط زندگی‌مان، الویت‌ها و اهدافی که داریم و آنچه دغدغه ماست یا از آن لذت می‌بریم این موارد می‌توانند متنوع و گوناگون باشند  و شیوه‌های مختلفی برای نوشتن در دفترچه جیبی‌مان به کار ببندیم. دفترچه‌های جیبی امانت‌دار لحظه‌های اضطراب و تنهایی و پرمشغله‌ی ما هستند و می‌توانند از هر راهی ساده‌تر و از هر کسی به ما نزدیک‌تر در نظم‌دهی ذهن و فکر و تصمیمات ما موثر عمل کنند.پا‌نوشت:۱ـDr. James W. Pennebaker</description>
                <category>بُن/basenotes</category>
                <author>بُن/basenotes</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 14:39:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;دفترچه‌&quot;های طراحی جان کانستبل: نبض تپنده‌ طبیعت</title>
                <link>https://virgool.io/@bntehran/%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D9%84-%D9%86%D8%A8%D8%B6-%D8%AA%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-jvtrfnltyarx</link>
                <description>رفیق وفادار و همراه همیشگی کانستبل، دفترهای طراحی کوچکی بودند، خوش‌دست و نه چندان پر ورق که به راحتی در جیب او جا می‌شدند. از تعداد بی‌شمار آن‌ها، تنها سه دفتر طراحی مربوط به تابستان سالهای ۱۸۱۳ و ۱۸۱۴ به جا مانده است با اندازه‌ی یکسان (حدود۸.۹ در۱۲ سانتی‌متر) که در موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت در لندن نگهداری می‌شوند.پیش‌طرحی‌ در دفترچه جیبی جان کانستبلجان کانستبل نقاش معروف منظره‌پرداز کیست؟جان کانستبل درباره زادگاهش، روستایی در انگلستان، می‌گوید: «جنگل‌ها، الوار کهنه و پوسیده، دیرک‌های لجن‌گرفته، چینه‌های آجری، من عاشق این‌ها هستم. این‌ها بودند که مرا نقاش کردند و من سپاسشان می‌گذارم»[۱]. کانستبل اعتقادی راسخ به بازنمایی «واقعیت» طبیعت داشت. به مواجهه‌ی بی‌واسطه با موضوع و برداشت آنی و مستقیم از آن به شکل پیش‌طرح‌هایی متعدد و کوچک در دفترهای طراحی جیبی‌اش. او بیشتر وقت خود را در تابستان به «‌پیش‌طرح‌برداری از مناظر روستایی» می‌گذراند و آن‌ها را در آتلیه خود تکمیل می‌کرد.دفترهای طراحی کانستبل: «همراهان همیشگی او»رفیق وفادار و همراه همیشگی کانستبل، دفترهای طراحی کوچکی بودند، خوش‌دست و نه چندان پر ورق که به راحتی در جیب او جا می‌شدند. از تعداد بی‌شمار آن‌ها، تنها سه دفتر طراحی مربوط به تابستان سال‌های  ۱۸۱۳ و ۱۸۱۴ به جا مانده است با اندازه‌ی یکسان (حدود۸.۹ در۱۲ سانتی‌متر) که در موزه‌ی «ویکتوریا و آلبرت» در لندن نگهداری می‌شوند. حدود ۸۴ تا ۹۰ ورق دارند و از طراحی‌های ورق‌ورق‌شده‌ی دفتر سوم تنها چندی شناسایی و پیدا شده‌اند. کانستبل موضوع پیش‌طرح‌هایش را نه از برنامه‌ی قبلی بلکه تصادفی انتخاب می‌کرد و پیش‌طرح‌ها را نه هم‌اندازه بلکه «متنوع» طراحی می‌کرد. این دفترها پر از پیش‌طرح‌های شاهکار بسیار کوچک‌اند.پیش‌طرحی‌ در دفترچه جیبی جان کانستبلممکن است با خود فکر کنیم که چطور از پس سختی‌های طراحی در آن اندازه‌ی کوچک برآمده است؟ یا ممکن است تصور کنیم او جایی در طبیعت می‌نشسته و ضمن استراحت، در دفتر کوچکی که روی زانوانش می‌گذاشته طراحی می‌کرده درحالی‌که بیشتر پیش‌طرح‌هایش را، ایستاده می‌کشیده و دفتر طراحیش را کف دست چپش نگه ‌می‌داشته. پیش‌طرح‌های کوچک کانستبل، از بابت روان‌بودن، بی‌واسطگی و جسارت، یکه و بی‌بدیل‌اند و شاید هیچ کم از بوم‌های او نداشته باشند: «اغلب از کارهای تمام‌شده‌اش جسورانه‌تر بودند، ولی هنوز زمان آن نرسیده بود که امپرسیون (یا برداشت) سریع از طبیعت بتواند به‌عنوان یک اثر، ارزش عرضه‌شدن در یک نمایشگاه را داشته باشد»[۲]. گویی فضای هنر هنوز جسارت و آمادگی رودرو شدن با خلوص خام و شجاعانه‌ی طرح‌های او را نداشت.طرح‌های کانستبل از «دفتر تا بوم» چه مسیری طی می‌کردند؟۱۸۱۳ و ۱۸۱۴ سال‌هایی کلیدی در پیشرفت کانستبل به عنوان یک نقاش منظره‌پرداز بود. پرده‌های بزرگ نقاشی‌اش مبتنی بر تعداد بی‌شماری پیش‌طرح‌های مدادی و رنگ‌روغنی بودند که در دامان طبیعت اجرا می‌شدند. «او در وهله‌ی نخست، در چند پیش‌طرح کوچک رنگ روغنی به ثبت سطح‌های عمده‌ی نور و سایه می‌پرداخت؛ سپس با پیش‌طرح‌های مدادی شکل‌های منظره را مشخص می‌نمود. در مرحله‌ی بعد، طرح‌واره‌های رنگ روغنی بزرگ‌تری می‌ساخت که در آن‌ها جزئیات بیشتری را نشان می‌داد. سرانجام در پرده‌هایی به ابعاد حدود دو متر منظره مورد نظر را اجرا می‌کرد و از نو جزئیاتی بر تصویر می‌افزود یا از آن می‌کاست تا کار را به پایان رساند»[۳].پیش‌طرحی‌ در دفترچه جیبی جان کانستبلدر دوره‌ای که منظره‌پردازی بر اساس قوانین دست‌وپاگیر به بن‌بست رسیده بود و منظره‌پردازان باب روز از الگوی نقاش فرانسوی، «کلود لورن»، برای نقاشی استفاده می‌کردند و چند شگرد ساده را پیدا کرده بودند که هر فرد غیرحرفه‌ای می‌توانست به‌وسیله‌ی آن‌ها تصویری دلچسب خلق کند، کانستبل روی خود «طبیعت» پای فشرد. او می‌خواست آنچه را با چشم خود می‌دید نقاشی کند نه آنچه را می‌توان از چشم کلود لورن نگریست. «نقل است یکی از دوستان به کانستبل اعتراض می‌کند که چرا رنگ قهوه‌ای گرم یک ویولن قدیمی را در پیش‌زمینه به کار نبرده است، و کانستبل بعد از شنیدن این سخن ویولنی را برمی‌دارد و جلوی او در چمنزار می‌گذارد تا تفاوت بین سبز تروتازه‌ای که مستقیم در طبیعت دیده می‌شود و مایه‌رنگ‌های گرمی که در دستورالعمل قراردادی توصیه شده است آشکار گردد»[۴]. او معتقد بود نقاشی باید فهم شود، نه اینکه با شگفتی کور به آن نگریسته شود و آثارش را بر همین اساس خلق می‌کرد. بر اساس ادراک و مشاهده‌ی آنچه در طبیعت با آن مواجه می‌شد. «اگر پیش‌طرح‌های کانستبل این‌چنین نبض تپنده‌ی طبیعت را می‌نمایانند، از آنروست که محصول سال‌ها مشاهده‌ی پرمرارت طبیعت در شرایط متغیر فصل‌ها و هوا هستند»[۵]. سال‌ها پیش از آنکه امپرسیونیست‌ها در فرانسه بوم‌های نقاشی‌شان را به دامان طبیعت ببرند و نور و رنگ‌های حقیقی را ثبت کنند، کانستبل غرق ثبت نور در طبیعت (تلألو و پراکندگی نور، شبنم‌ها، شکوفه‌ها، طراوت طبیعت) شد، آنچه تا پیش از او در نقاشی آن‌طور که باید، ثبت نشده بود: تاریخ نقاشی این طراوت و سرزندگی را مدیون اوست.منبع تصاویر: مجموعه‌ی آنلاین موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت، لندنارجاعات:۱ـ در جست‌و‌جوی زبان نو، تحلیلی از سیر تحول هنر نقاشی در عصر جدید/ تألیف رویین پاکباز/ چاپ پنجم ۱۳۹۴/ نشر نگاه۲ـ همان۳ـ همان۴ـ تاریخ هنر گمبریج/ نوشته‌ی ارنست گمبریج/ ترجمه‌ی علی رامین/ چاپ هشتم ۱۳۹۵/ نشر نی۵ـ در جست‌و‌جوی زبان نو، تحلیلی از سیر تحول هنر نقاشی در عصر جدید/ تألیف رویین پاکباز/ چاپ پنجم ۱۳۹۴/ نشر نگاه</description>
                <category>بُن/basenotes</category>
                <author>بُن/basenotes</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 12:33:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>