<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بابک رزمجو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@boby63ai</link>
        <description>متولد ۱۳۶۳ از پدری یاسوجی و مادری کازرونی. دارای کارشناسی ریاضی محض. تحلیلگر نرم‌افزار و برنامه نویس.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:44:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2898778/avatar/bLoGi1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بابک رزمجو</title>
            <link>https://virgool.io/@boby63ai</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وطنم تو هستی!</title>
                <link>https://virgool.io/@boby63ai/%D9%88%D8%B7%D9%86%D9%85-%D8%AA%D9%88-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-i95h5ahgwctu</link>
                <description>ایران در Open Street Mapوطنم! از تو نوشتن دستی لرزان و چشمی گریان می خواهد که انگار در این سالیان طولانی هر دو را برایم فراهم کرده‌ای.وطنم! می‌خواستم به زندگی در خاک تو و به شهروند تو بودن افتخار کنم، ولی وقتی نام تو جنگ و خشونت و تروریسم را برای دنیا تداعی می‌کند چگونه؟وطنم، چگونه به زندگی در خاک تو سرخوش باشم وقتی همه جا و همه وقت موجباتی برای گریه و سوگواریمان فراهم می‌کنند؟وطنم! تو را آباد می‌خواهم ولی نمی توانم برای آبادی‌ات قدمی بردارم چون آزادم نمی گذارند. چگونه تو را آباد کنیم وقتی سرمایه و دسترنجمان صرف آبادی سرزمین‌های بیگانه می شود؟وطنم! تو را جلوی چشمانم ویران می کنند، جنگلهای باستانی‌ات را به یغما می‌برند، نیزارهایت را به آتش می‌کشند، رودها و دریاچه‌ها و تالابهایت را می‌خشکانند و نمی توانم جلویشان را بگیرم چون همه‌ی این جنایتها را در سایه‌ی قانون مرتکب می شوند.وطنم، ما ساکنان خاکت دقیقاً در کدام لحظه از تاریخ تو را و خودمان را به دست دشمن سپردیم و خودمان به یک زندگی بی‌هدف و بی‌معنا مشغول شدیم؟در پایان جنگ دوازده روزهٔ ایران و اسراییل، آیت الله خامنه‌ای از هوادارانش خواست ترانهٔ وطن را بخوانند. آنها هم متن ترانه را عوض کردند و عناصر دینی، مذهبی و ایدئولوژیک خود را جایگزین کلمات اصلی ترانه کردند. این ترانهٔ ناقص الخلقه و دست‌کاری شده هرگز مورد قبول عموم مردم قرار نگرفت، و شاید تنها متعصب‌ترین هواداران خامنه‌ای آن را گوش می‌کردند و بازخوانی می‌کردند. شاید آن میزان از میهن پرستی که متن اصلی ترانه تداعی می‌کند برای هواداران خامنه‌ای پذیرفتنی نبود. شاید تنها یک میهن پرستی سطحی و مبهم مورد نظرشان بود. در هرحال نتیجهٔ کارشان به هیچ وجه رضایت‌بخش نبود، و نمی‌توانست باشد. آنها فراموش کرده‌ بودند که «هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد».بنابر این اجازه دهید من صدهزارمین نفری باشم که متن اصلی آن ترانهٔ زیبا را به شما نشان می‌دهد:در روح و جان منمی‌مانی ای وطنبه زیر پا فتد آن دلیکه بهر تو نلرزدشرح این عاشقیننشیند در سخنکه بهر عشق والای توهمه جهان نیارزدای ایران ایراندور از دامان پاکت دست دگرانبدگهرانای عشق سوزانای شیرین‌ترین رویای منتو بمان، در دل و جانای ایران ایرانگلزار سبزت دور از تاراج خزاندور زمانای مهر رخشانای روشنگر دنیای من به جهانتو بمانسبزی صد چمنسرخی خون منسپیدی طلوع سحربه پرچمت نشستهشرح این عاشقیننشیند در سخنبمان که تا ابد هستی‌امبه هستی تو بستههموطنان! ایران را دوست داشته باشیم. میهن را هرگز با هیچ چیز عوض نکنیم. هرگز میهن خود را در مقابل هیچ مقداری از شهرت، قدرت، ثروت یا تابعیت، که ممکن است بیگانگان پیشنهاد دهند نفروشیم؛ چون روزی که ایران ویران شود، هر کجای دنیا که باشیم،آنچه در ازای فروشش به دست آورده‌ایم بی‌درنگ بی‌ارزش می‌شود. ایران هویت ملی ما را در این دنیا تعریف می‌کند و شکل می‌دهد. ما ایرانیان بدون ایران موجودات بی‌هویتی بیش نیستیم.در پی آبادی میهن باشیم، نه در پی ویرانی‌اش. ایران را قدرتمند بخواهیم، نه ضعیف. ایران را پیروز بخواهیم، نه شکست خورده. هرگز نگذاریم نمایش ها و بازی های سیاسی یک عده بیگانهٔ خارجی، و عده‌ای بیگانه‌پرست داخلی، از مهمترین مسالهٔ دنیای امروز، یعنی کشور باستانیمان ایران و بحرانهایی که به آنها گرفتار است حواسمان را پرت کند. ایران تنها سهم ما ایرانیان از این دنیا، و تنها پناهگاه ما در این دنیای بی‌رحم و مروت است.به یاد داشته باشیم که هیچ کشور خارجی، به هیچ دلیلی جز منفعت‌طلبی حاضر نیست ما را به عنوان مهاجر یا پناهنده در خاک خود بپذیرد. هرگز گمان نبریم که مثلاً مردم ترکیه با شما همزبان یا هم‌نژادند، مردم عراق با ما هم‌کیش و هم مذهبند، افغانستان و پاکستان به دلیل کارهایی که به زیان ایران و در جهت منافع آن دو کشور انجام داده‌اید به ما مدیونند، و غیره. همین که شرایط محیط زیست ایران به حدی وخیم شود که برای اکثر مردم قابل سکونت نباشد، و ایرانیان شروع به مهاجرت به طرف مرزهای هریک از این کشورها کنند، کشور مزبور نیروهای نظامی‌اش را در پشت خطوط مرزی خود مستقر خواهد کرد و با پناهجویان ایرانی بدتر از حیوانات رفتار خواهند کرد. این پنبه های پنجاه ساله و صد ساله و دویست ساله را از گوش خودمان بیرون بیاوریم. بیدار شویم، ایرانیان! بیدار شوید که دیگر خواب بس است.</description>
                <category>بابک رزمجو</category>
                <author>بابک رزمجو</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 15:21:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترور اسماعیل هنیه در تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@boby63ai/%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D9%87%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-oby0yl9tds9x</link>
                <description>در بامداد روز چهارشنبه، ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ اسماعیل هنیه رهبر سیاسی حماس در محل اقامتش در تهران ترور شد. سپاه پاسداران در بیانیه ای عامل قتل هنیه را «مورد اصابت قرار گرفتن» وی اعلام کردند، ولی نگفتند چه چیزی به او اصابت کرده است. آیا اسماعیل هنیه با نارنجک، گلوله توپ، موشک یا پهباد انتحاری کشته شده است؟ یا راکتی از یک راکت انداز دوش پرتاب به سمتش شلیک شده است؟متهم اصلی این ترور یعنی دولت اسراییل سکوت کرده و مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است. این ترور درست در زمانی رخ داده که دولت اسراییل به آن نیاز داشت. درست روز اول شروع به کار دولت مسعود پزشکیان که وعده کرده بود تعامل ایران با سایر کشورهای جهان را گسترش دهد، همزمان با مذاکرات آتش بس میان اسراییل و حماس برای جنگ غزه رخ داد. این ترور حداقل چهار مزیت برای نتانیاهو نخست وزیر اسراییل و دولت وی به دنبال داشت: مذاکرات صلح میان اسراییل و حماس متوقف شدسیاست مسعود پزشکیان مبتنی بر تعامل با جهان و به ویژه با آمریکا از همان اول به چالش کشیده شداحتمال بروز یک جنگ گسترده منطقه ای به شدت بالا رفته و نتانیاهو می‌تواند آمریکا را وادار کند وارد این جنگ شود و به واسطه‌ی جنگ از زیر بار مشکلات و بحران‌های داخلی اسراییل شانه خالی کند انتخابات آتی آمریکا به جهتی که مطلوب اسراییل است تغییر جهت می‌دهداسماعیل هنیه درست در پایتخت ایران کشته شد. ترور او با دقت بسیار زیادی انجام شد طوری که تنها خود هنیه و یک محافظ شخصی در این حمله کشته شدند. اگر چیزی که به هنیه اصابت کرد چند سانتی متر آن طرف تر می‌خورد یا چند ثانیه زودتر یا دیرتر شلیک می‌شد احتمالا محافظ شخصی اش زنده می ماند. هر فرد یا گروهی که مسئول این ترور بوده دقیقا می‌دانسته ۱) هنیه در کدام طبقه و کدام اتاق چه ساختمانی اقامت دارد، ۲) چه ساعتی در اتاقش حضور دارد ۳) با چه ابزاری به او شلیک کنند که کسی متوجه نشود و هیچ آژیر خطری به صدا در نیاید. این ترور اعتبار جمهوری اسلامی را هم نزد مردم ایران و هم نزد نیروها و گروه های تشکیل دهنده‌ی «محور مقاومت» از میان برد. جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند ادعا کند ما در ایران هرچه نداریم در عوض امنیت داریم. همچنین از این پس تقریباً هیچ سیاستمدار و چهرهٔ دیپلماتیک و رهبر هیچ گروه خارجی جرات نمی‌کند پایش را در ایران بگذارد چون از نظر آنها جمهوری اسلامی نمی‌تواند از جان مهمانان خارجی‌اش محافظت کند. یعنی در عمل دستگاه دیپلماتیک دولت مسعود پزشکیان بلااستفاده می‌شود. گروه های تشکیل دهنده‌ی محور مقاومت شامل خود حماس، حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و حشد‌الشعبی و سایر گروه‌های عراقی دیگر به جمهوری اسلامی اعتماد نمی‌کنند چون «می‌دانند» که حفره‌ی بزرگی در ساختار اطلاعاتی و امنیتی این حکومت وجود دارد که به راحتی اطلاعات حساس و محرمانه را در اختیار دشمن مشترکشان، دولت اسراییل، قرار می‌دهد.حال جمهوری اسلامی برای جبران این فاجعه و کسب مجدد اعتبار به عنوان مرکز محور مقاومت چه می‌تواند بکند؟ ظاهراً تنها راه حکومت ایران حمله‌ی مستقیم به خاک اسراییل و کشتن عده‌ای از مقامات نظامی یا سیاسی این کشور است. لشکرکشی و استفاده از نیروی زمینی جوابگو نیست چون اسراییل و متحدانش تسلیحات و سامانه‌های موثری برای دفع حملات نیروی زمینی ارتش ایران یا سپاه پاسداران در اختیار دارند. تنها ابزاری که هم اکنون جمهوری اسلامی برای این حمله‌ی احتمالی در دست دارد موشک و پهباد است. دقیقا همانطور که چند ماه قبل برای انتقام حمله اسراییل به کنسولگری ایران در سوریه از موشک و پهباد استفاده کرد. با این تفاوت که این بار حجم عملیات دو یا سه برابر بیشتر است، و دیگر تخریب سامانه ها و زیرساختهای دفاعی اسراییل برای جمهوری اسلامی کافی نیست بلکه باید طوری به اسراییل حمله کند که حداقل یکی از مقامات ارشد نظامی یا سیاسی این کشور کشته شود. پس به ناچار موشکهای ایرانی روی نقاطی نزدیک یا درست روی مراکز جمعیتی اسراییل هدف گیری می‌شوند. اسراییل می‌تواند از این موقعیت استفاده کند و با تنظیم سامانه‌های دفاعی خود، کاری کند که سه چهار تا از موشکهای ایرانی به مناطق مسکونی اسراییل برخورد کند و بین بیست تا چهل شهروند عادی اسراییلی کشته شوند. این اتفاق به معنی حمله‌ی مستقیم و اعلان جنگ ایران با اسراییل است و آمریکا مجبور است برای دفاع از اسراییل وارد جنگ با ایران شود. به این ترتیب اسراییل به یکی از بزرگترین اهداف خود که همان حمله‌ی آمریکا به ایران و سایر عناصر محور مقاومت است می‌رسد، و پروسه‌ی نابودی و تخریب گسترده‌ی سرزمین و زیرساخت‌های ایران به دست نیروهای آمریکایی و اسراییلی کلید می‌خورد.حمله‌ی آمریکا به ایران با شروع جنگ مستقیم میان متحدان اسراییل با سایر بخشهای محور مقاومت همراه است. همچنین سایر کشورهای خاورمیانه که به دلیل منافع خودشان نمی‌توانند در این جنگ بی‌طرف بمانند به یکی از دو طرف نبرد می‌پیوندند. این یعنی شروع یک جنگ گسترده‌ی منطقه‌ای که می‌تواند تا حد یک جنگ جهانی پیش رود.راه دومی که جمهوری اسلامی با ساختار سیاسی فعلی پیش رو دارد این است که به طور کلی بی‌خیال محور مقاومت شود و رسماً  از این بازی خطرناک خارج شود و دیگر اسراییل را دشمن شماره‌ی یک خودش نداند. در این صورت حاکمیت ایران در موقعیت فعلی دولت ترکیه قرار می‌گیرد و شاید بتواند با تظاهر به حمایت از فلسطین طیفهای مذهبی ایرانی را طرفدار خودش نگه دارد.راه سوم آن است که جمهوری اسلامی اعلام کند اسماعیل هنیه یکی از اعضای حماس است و تشکیلات حماس بیش از هر کشور یا نهاد دیگری حق دارد انتقام قتل او را بگیرد. به این دلیل جمهوری اسلامی در فرایند انتقام خون هنیه دخالتی نمی‌کند اما هر طور که حماس بخواهد انتقام بگیرد با حماس همراهی و از این تشکیلات حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کند. این راه  هم عقلانی و هم کم هزینه است و با استفاده از آن نه سیخ می‌سوزد و نه کباب ولی در عین حال فقط در کوتاه مدت جواب می‌دهد.یک راه دیگر و شاید تنها راه عقلانی برای جمهوری اسلامی این است که در ساختارها و سیاستهای کلان خودش یک بازنگری کلی صورت دهد و دست به یک تصفیه‌ی اطلاعاتی بزند، و عوامل نفوذی اسراییل را در هر سطح از نظام و دارای هر مقامی که هستند شناسایی و دستگیر کند. آن‌وقت می‌تواند طرح‌های عملیاتی را تنظیم کند که برای اسراییل هزینه‌ی استراتژی واقعی به دنبال داشته باشند و برای صهیونیسم تهدید وجودی محسوب شوند.با احتمال زیاد جمهوری اسلامی برای اجرای این طرح آخری به سرمایه‌ی اجتماعی و پشتیبانی مردمی زیادی نیاز داشته باشد چون قطعاً دستگاه‌های اطلاعاتی اسراییل احتمال چنین رویدادی را پیشبینی کرده‌اند و ابزارهای موثری برای جلوگیری از انجام چنین طرحی تدارک دیده‌اند. ابزارهایی از جنس اسناد و مدارک، عکس‌ها و فیلم‌هایی که مقامات جمهوری اسلامی نمی‌خواهند چشم کسی به آنها بیافتد.وگرنه اگر نظام اسلامی بخواهد با همین دست فرمان پیش رود تنها می‌تواند به اسراییل ضربات تاکتیکی وارد کند، و در عین حال در زمان و مکانی و به شکلی ضربه بزند که برای دولت اسراییل سود راهبردی و استراتژیک داشته باشد و دقیقاً همان چیزی که صهیونیست‌ها برای بقای خودشان و پیشبرد نقشه‌های شومشان نیاز دارند را به آنها بدهد.پس می‌بینید که ما ایرانیان در نقطه‌ی بحرانی تاریخ قرار گرفته‌ایم. اگر نتوانیم حکومت را به اتخاذ یک تصمیم عقلانی وادار کنیم باید منتظر آوار بمب و موشکهای آمریکایی و اسراییلی بر سر شهرها، پلها، جاده‌ها، راه‌آهن، نیروگاه‌ها، مزارع، معادن، چاه های نفت، مخازن گاز، سدها و سایر زیرساختهایمان باشیم. مهمترین سامانه‌ی پدافندی ایران سامانه‌ی اس-سیصد (S300) است که نیروی هوایی آمریکا و اسراییل می‌توانند از عهده‌اش برآیند. برای مثال اینجا و اینجا را ببینید. کارشناسان مختلف پیشبینی کرده‌اند حمله‌ی احتمالی آمریکا به ایران موجب می‌شود ایران وارد قرون وسطی شود و سالهای طولانی نتواند به عصر مدرن بازگردد. فردا دیر است. ما باید همین امروز اقدام کنیم.منابعی که برای این تحلیل از آنها استفاده کرده‌ام به شرح زیر هستند:۱. روزنامه های چاپ پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳۲. انتقام ترور هنیه چه نباشد؟ - سایت انصاف نیوز۳. تحلیل فواد صادقی از «نفوذ کاترین»  -  سایت انصاف نیوز۴. کتاب جاسوسی که از اسراییل آمده بود، سرگذشت الی کوهن، به قلم بن دان - دریافت از کتابناک۵. کتاب MOSSAD - The greates missions به قلم Michael Bar-Zohar و Missim Mishal - دریافت از کتابناک۶. کتاب قمار هسته‌ای آیت الله نوشته‌ی خسرو سمنانی</description>
                <category>بابک رزمجو</category>
                <author>بابک رزمجو</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2024 18:32:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نخستین پرسشها</title>
                <link>https://virgool.io/@boby63ai/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%87%D8%A7-fyiy5vdxkc80</link>
                <description>با عرض سلاماین اولین مقاله ای است که در ویرگول منتشر می‌کنم. می‌خواهم این مقاله را به طرح پرسشهایی اختصاص دهم که دایماً از خودم می‌پرسم و مدتی است ذهن مرا درگیر کرده است. برای اینکه تکلیفم حداقل با خودم روشن باشد باید پاسخ مناسبی برای هرکدام بیابم.من حدس میزنم برخی از این موارد برای سایر هموطنان و به ویژه کاربران ویرگول هم جای سوال باشد. همچنین من نمی‌خواهم فقط برای دل خودم اینجا چیزی بنویسم. من ترجیح می‌دهم کاری که در حوزه عمومی انجام می‌دهم فایده‌ی عمومی داشته باشد و عده‌ای مخاطب آن باشند. به این دلایل ابتدا سوالات یا صورت مسائل را اینجا مطرح می‌کنم. از شما درخواست دارم سوالات را بخوانید و به آنها فکر کنید، و اگر خودتان هم درگیر این سوالات هستید، اگر جوابی برای آنها دارید یا هر نظری که در موردشان دارید، در بخش نظرات همین مقاله بنویسید.من تا مدتی پس از انتشار این اولین مقاله، برای یافتن پاسخ سوالات کار جدی نخواهم کرد، مگر اینکه از اینجا و آنجا منابعی را برای تحقیق پیرامون این سوالات جمع آوری کنم. بعد بسته به بازخوردی که شما عزیزان داده‌اید تصمیم می‌گیرم که در مرحله‌ی بعد چه کنم.سوالات من از خودم۱- بی اعتمادی به صدا و سیماالان حدود هفت سال است که اخبار و برنامه های خبری و تحلیلی صدا و سیما را تماشا نکرده‌ام، و پنج سال است که به طور کلی هم صدا و سیما را کنار گذاشته‌ام و هم دیگر هیچ فیلم و سریال ایرانی تماشا نمی‌کنم. اگر بر حسب اتفاق در جایی باشم که تلویزیون روشن باشد و برنامه‌ای از صدا و سیمای ایران را پخش کند، واکنش من خودداری آگاهانه و پرهیز عامدانه از تماشای آن برنامه است. چرا به چنین تصمیمی رسیده‌ام؟ چرا دیگر به صدا و سیما و اصولا به هیچ رسانه‌ی رادیویی، تلویزیونی و سینمایی وطنی اعتماد ندارم؟۲- مشارکت نکردن در انتخاباتمن در انتخابات اخیر مجلس (اسفند ۱۴۰۲) شرکت نکردم و رای ندادم. اصولا از سال ۱۳۹۶ در هیچ انتخاباتی مشارکت نکرده‌ام. البته تا ۱۳۹۸ هیچ علاقه‌ای به مسائل سیاسی نداشتم و طبیعی بود که شرکت در انتخابات برایم مهم نباشد. ولی بعد از آن سال که به سیاست علاقه‌مند شدم و درک سیاسی پیدا کردم، بازهم هیچ‌وقت پای صندوق رای نرفتم. چرا این اتفاق افتاد و چگونه به این تصمیم رسیدم که رای ندهم؟۳- حمایت نکردن از جنبش حماس و محکوم نکردن اسراییل در جریان جنگ اخیر غزهمن از منابع خبری مختلف، حتی منابعی که به آنها اعتماد کامل دارم در جریان جنگ غزه قرار گرفته‌ام و به وضوح می‌بینم که اسراییل درحال تخلیه‌ی غزه از جمعیت مسلمان و در عین حال تلاش برای نسل‌کشی مسلمانان غزه است. من در این مورد تردیدی ندارم. همچنین می‌دانم که متفکران و طراحان راهبردی صهیونیست برای نابودی سرزمین ایران و تمدن و فرهنگ ایرانی، تغییر نقشه‌ی خاورمیانه، ایجاد حکومتهای یهودی در نقاط مختلف دنیا، تصفیه حساب تاریخی با اروپاییان و شاید حتی تسخیر دنیا، نقشه‌های طولانی مدت پنجاه، صد و دویست ساله دارند. با این وجود تاکنون یکبار هم در ویرگول یا در فیضبوک، سایت دیگری که عضو آن هستم، اسراییل را محکوم نکرده‌ام و از حماس که در واقع به شکل مستقیم با اسراییل وارد درگیری نظامی شده حمایت نکرده‌ام. غیر از تنبلی، بی‌غیرتی و بی‌عرضگی، چه دلایل دیگری می‌تواند پشت این خودداری و تاخیر باشد؟--- (خط افقی، امیدوارم این امکان به ویرایشگر ویرگول اضافه شود)اینها فعلا مهمترین سوالاتی هستند که من از خودم دارم و به حوزه‌ی عمومی مربوط می‌شوند. قطعا سوالات دیگری هم هست که بیشتر مربوط به امور شخصی و خانوادگی است و جایشان پرسیدنشان در ویرگول نیست. حال نوبت شما است. اگر شما هم با این پرسشها درگیر هستید یا مشابه این رفتارها را در اطرافیانتان می‌بینید، و جوابی برایشان دارید یا ندارید و به دنبال جواب می‌گردید لطفا با اعلام نظر در پایین همین نوشتار مرا نیز آگاه کنید.با سپاس</description>
                <category>بابک رزمجو</category>
                <author>بابک رزمجو</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2024 19:49:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>