<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شکسته کیبورد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@broken.keyboard</link>
        <description>نمی دانم چه بگویم ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:57:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/239610/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شکسته کیبورد</title>
            <link>https://virgool.io/@broken.keyboard</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شبکه اجتماعی صوتی(صدا) NarVoice</title>
                <link>https://virgool.io/@broken.keyboard/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-narvoice-gohzlxg4nujt</link>
                <description>narvoice.com هر صدایی با تمام لهجه ها و تلفظ ها منحصر به فرد است. آیا راوی - گوینده (narrator) هستید یا داستان سرا(Storyteller) و یا خواننده (Singer) هستید؟ این وب سایت فکر می کند هستید. به این وب سایت سری بزنیدhttps://narvoice.comشبکه اجتماعی برای شنیدن صدای منحصر به فرد شما اون هادی فرهادی من هستم. فالو و لایک یادتون نره. خیلی ممنونشعار این سایت جالبه: می گه صدای هر کسی با تمام کاستی ها و پستی و بلندی هاش منحصر به فرد هست.  منم اینو خیلی قبول دارم. به نظرم حتی  چهره و رفتار آدما منحصر به فرد است.سایت چگونه کار می کند؟در ابتدا بایستی وارد سایت بشید. عملا گزینه ی ثبت نام نداره یعنی شما باید یه حساب جیمیل (ایمیل گوگل) داشته باشید و با اون وارد شید و در مرحله بعد یه یوز نیم و پسورد ازتون میگیره و از اینجا به بعد کارِتون شروع میشهعضویت یا ورودبزارید با یه مثال براتون توضیح بدم که سایت چگونه کار می کنه: فرض کنید من برای یک ویدیوی اینستاگرام یا یوتیوب یا یک ویدیوی تبلیغاتی  می خوام یه متنی (کمتر از ۵۱۲ کاراکتر - در این جا بهش می گن استوری)  خونده بشه، پس به یک راوی یا گوینده یا ناریتور نیاز دارم. این متن  را در سایت درج می کنم و منتظر می مونم که دیگران اونو بخونند. شما تعمیمش بدید به بازی، انیمیشن، خواندن خلاصه کتاب، خوانندگی، تعریف کردن جوک، …سیستم دستاورد (achievements)سایت دارای سیستم دستاورد (achievement) هست که من خیلی ازش خوشم میاد. سیستم دستاورد اینجوری کار می کنه که برای فعالیت های مختلف به شما سکه می ده مثلا اگه سه نفر رو فالو کنید ۶۰ سکه دریافت می کنید یا اگه ۱۰ روز پشت سر هم وارد سایت بشید ۱۲۰ سکه به شما اختصاص پیدا می کنه و .…  البته اگه در زمینه صدا می خواهید رزومه جم کنید این بخش می تونه بهتون کمک زیادی بکنه. این سیستم دستاورد حس بازی call of duty رو بهم میده … همچنین سایت دارای سیستم سکه هست و اونجور که در آموزشش نوشته: درنهایت پلتفرمی ساخته می شه که بعدا بتونید صداتون رو بفروشید و مسابقات برگزار بشهنکته: روی هر استوری فقط یک صدا می توانید اضافه کنیددستاورد هابرندگان (صدا، استوری، کاربر)شاید بهترین بخش این سیستم که خودم خیلی درگیرش هستم و دوسش دارم تلاش کاربران برای برنده شدن هفتگی است. این سایت در سه بخش صدا (Voice)، استوری (Story) و کاربر (User) هر هفته به صداها و استوری ها و کاربران برتر سکه می ده و اونارو در صفحه اول سایت به مدت یک هفته نشون میده و به تعداد برنده شدن هاشون یک واحد به اون آیتم مربوطه اضافه می کنه که می تونید اونو در کنار اطلاعات کاربر ببینید یه چیزی تو مایه های stackoverflow برای برنامه نویس ها.لیست برندگان هفتگینکته: در این جا صدا از اهمیت خیلی بالاتری برخورداره و  اگه لیست دستاوردها (achievements) رو در صفحه پروفایل تون ببیند متوجه می شید. یعنی اینکه گذاشتن یک صدا (حتی فقط با پلی شدن اون) امتیاز بیشتری خواهید گرفتمی تونید کاربران رو فالو کنید استوری ها، صداهاشون رو لایک کنید که این در جمع بندی امتیازات آخر هفته لحاظ میشهچیزی که فعلا مشهوده تمرکز روی نسخه وب هست و شاید روی کامپیوتر راحتتر کار کنید اما خودم با تبلت راحت باهاش کار می کنمو نکته ی دیگه اینکه برای آپلود عکس و آپلود صدا باید یک وی پی ان داشته باشید. یا شاید مشکل از سیستم من باشه اگه شما بدون وی پی ان تونستید لطفا در کامنت ها راه حلتون رو بگیداگه منو فالو کنید و صداها و استوری هامو لایک کنید ممنون میشم من هم شما رو فالو و استوری ها و صداهاتون رو لایک می کنم</description>
                <category>شکسته کیبورد</category>
                <author>شکسته کیبورد</author>
                <pubDate>Wed, 12 Apr 2023 06:56:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدوم زبان برنامه نویسی را انتخاب کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@broken.keyboard/%DA%A9%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-bzy9ovkyxhka</link>
                <description>برنامه نویس بکند و فرانت که بیش از ۲ مانیتور داره. برنامه نویس خوبی نیست. از ما گفتن بودسلامی چو بوی خوش زندگانی به تمامی آنان که در راستای ارتقای شخصی خود گام بر می دارند. پول که چرک کف دسته. .والابسته به تصمیمی که  از برنامه نویس شدن دارید قضیه فرق می کنه. اما یک قاعده کلی وجود داره و اونم اینه که: اگه تو هر کاری حرفه ای و متخصص باشی و صبر هم داشته باشی به همه چی می رسی. میگی نه ۳ رو بفرست به انجمن برنامه نویسان خفن و اینازبان هایی که با آن ها پروژه نوشتم چه به صورت تیمی و چه به صورت فردی:Python:‌ شروع سال ۸۹ - هنوزم دارم کار می کنمC#: شروع سال ۹۲ از سال ۹۷ دیگه کار نمی کنمJava: شروع سال ۸۷ هر از چند گاهی برای پروژه های اندروید از اون استفاده می کنمو فرانت (بخش کد نویسی)AngularJS, Angular2.0: از سال ۹۳ تا ۹۹ دیگه استفاده نمی کنمVueJS: از سال ۱۴۰۰البته  اینا رو به صورت تکی انجام نمی دم و تیم داریم و به عنوان یک تیم لید تجربیاتم رو باهاتون به اشتراک می زارمیه اصلی هست که همیشه باید مد نظر داشته باشین و اون هم عمر آدمی هست که سریعا می گذره و از یه زمانی به بعد: رویابافی و یادگیری و اینا کم و کند میشه. پس سعی کنید در یک فیلد - یا یک زبان، خیلی حرفه ای بشیدPythonدر مورد پایتون اگه بگم، به شدت سرعت تولید محصول بالاست چه در زمینه وب و چه در سایر زمینه ها. خیلی زبان سطح بالاییه. بزارید با یه مثال براتون بگمفرض کنید بخوایم تو یه آرایه دنبال یه آیتم بگردیم:کد پایتونif value in array:     print(&#x27;yes&#x27;)کد C#foreach(var item in array)     if(value == item)         Console.WriteLine(&quot;yes&quot;);همون طور که مشاهده کردین زبان پایتون خیلی به زبان انسان ها نزدیک تره و کدهای کمتری نوشته میشه. اما و اونم یه امای بزرگ:‌ به شدت زبان کندی هست. اما خیالتون راحت باشه که هیچ بیزنسی انقد بزرگ نیست که پایتون نتونه از پسش بر بیاید. و یه اما که این اما خیلی مهمتره. خیلی زبان خطرناکی هست چون تعریف نوع نداره و در هر جایی می تونین نوع و مقدار متغییر رو تغییر بدین و علی برکت الله. و اینجاست که تست نوشتن نقش خیلی پر رنگی رو ایفا می کنهخب بریم سراغ انتقادات خودم. مثه همه زبان های دیگر یه سری استایل کد براش تعریف کردن که مثلا متغییرها رو اینجوری تعریف کنید و انجوری نباشه اما ماژول داخلی خودش هم اینو رعایت نکردن به عنوان مثالgetsizeof()متد overloading نداره. به نظرم اینو باید می داشتکلمه def برای تعریف متد و تابع گذاشتن یعنی چیبرای اونایی که از C# , Java میان پایتون، اینو در نظر داشته باشین که a++ نداره به نظرم این یکی از بهترین کارهایی که کرده. به نظر من حالت بی منطقی هست مثه تخم مرغ عید پاک. گفتم یه کم غارجی بنویسم حال کنیدخیلی چیزاش میشه گفت خوبه. مثلا GIL در کل تصمیم خوبیه که نمی زاره دو thread هم زمان یه کد رو اجرا کنن چون سرعت اجرا خیلی بهتر میشه برای اجرای IO بهتر از asyncio استفاده کنیددر کل برای استارت آپ ها به شدت توصیه می شه.هنگام استفاده از پایتون باید دانش عمیقی از طراحی الگوریتم داشته باشید چون زبان کندی هست و برای preformance بهتر، بایستی کدهای بهتری بنویسیدC#با C# خیلی خاطره دارم و یادمه اوایل که داشتم asp.net mvc رو یاد می گرفتم کتاب pro asp.net mvc از apress رو خوندم خیلی دانش عمیقی بهم داد هر چند در مورد برنامه نویسی وب بود اما دانش برنامه نویسی من را هم افزایش داد. یادمه بخش dependency injection رو که ۱۰ صفحه بود یک ماه داشتم هی می خوندم و با سعی و خطا پیش می رفتم تا یاد بگیرم. در کل کتاب خوبی بود.اما در مورد C# اگه بگم بهترین زبان برنامه نویسی بعد از جاوا از دید من هست، دروغ نگفتم اما چرا دیگه با اون کار نمی کنمنکته:‌ اصول و قواعد پایه اش خیلی حرفه ای طراحی شدهچرا دیگه با اون کار نمی کنم چون برای یه کار ساده خیلی درگیر یادگیری اصول و قواعد و دانش زیادی می شین. در مورد زبان بگم: ساختارهای in, out, ref اینا چیه گذاشتن(می دونم چیکار می کنن نیاید تو کامنت برام توضیح بدین:) ) سطح دسترسی ها زیادی internal protected اینا چیه اضافه کردن. یا کلاس sealed که چی. برات انقد دانش اضافی گذاشتن اگه استفاده هم نکنی هیچ اتفاقی برات نمی افته. pinterest رو با پایتونی که اینا رو نداره ساختن گوگل از پایتون استفاده می کنه ...و موارد بالا و سعی در اثبات خود به عنوان بهترین برنامه نویس جهان و ایران و زور چپون کردن اصول مارتین و فاولر برای کارهای پیش پا افتاده. دیگه علاقه ای به کار کردن با زبان C# در شرکت ها نداشتمبزارید با یه مثال توضیح بدم. سال ۹۳ تو یه پروژه DDD شرکت کردم که تقریبا ۲ سال با اون تیم همکاری کردم. برای یک نمایش دادن آیتم های یک dropdown ۱۸ تا فایل ایجاد می کردیم و کدهای زیاد هم برای جنریک ها می نوشتیم دیگه بماند unit_of_work های اضافی (دیالوگ مزخرف که همیشه می گن شاید فردا از orm دیگه ای استفاده کنیم) و پابلیش تغییرات در یک eventbus و اینا و در نهایتش هم پروژهایی که می نوشتند درست حسابی کار نمی کردبعد ها، یک سال نشستم و همه اون دانش ها را خودم از صفر بروز کردم و فهمیدم اون شخص تصمیم گیرنده دانشی که به ما انتقال داد همش اشتباه بود و اسرار هم به درست بودن کارش داشتهر جایی هم می رفتم دانش ها همه نصفه نیمه بود و با کلماتی مانند autofac, structuremap, windsore, ... سر هم دیگه رو شیره می مالیدن. بماند در کل دنیا همین قوانین حاکمه اما تو ایران اوضاع داغون تر بود. چون همه می خواستن به نحوی خودشون رو ثابت کنن. به عنوان مثال یکی از ساختارهای اشتباهی که دیدم:schedule رو گذاشته بودن داخل whileاین شخص الان مربی و مشاور استفاده از microservice , DDD اینا هست. تو یه مصاحبه می خواست منو رد کنه که مدیر عامل نزاشت. اما خودم نرفتمبعد هر جایی هم می رفتم همه یه سری سوال مشابه می پرسیدن. یه بار از یکی از اونها پرسیدم این کد خیلی آشناست گفت نه خیر اینو خودم نوشتمبرای مصاحبه یه شرکت بزرگ ایرانی رفتم ازم پرسیدن اگه یه سیستم پرواز رو به شما بدین از چه الگوهایی استفاده می کنین. منم گفتم اگه براساس تجربه جلو برم از همون تمپلیت mvc استفاده می کنم. هر جا نیاز باشه خودمون رو اصلاح می کنیم و نیرو هم به راحتی براش پیدا میشه. یه عقیده ای دارم که برنامه نویسی حرفه ای است که بخواهد و علاقه داشته باشد که مداوما کدهایش را بهبود بخشد. رد شدمدر کل سرعت c# نسبت به پایتون خیلی بیشتره اما دانش بیشتری نسبت به پایتون برای یکسری کار می خواد که در بحث بیزنس مخصوصا بیزنس های استارت آپی خیلی بهینه نیست اما برای پروژه بانکی حتی الامکان از C# یا جاوا استفاده کنیدخیلی طولانی شد بعدا در یه مقاله ی دیگه در مورد زبان های دیگه ای که باهاشون کار کردم می نویسم. اگه آپدیتی هم داشتم اضافه می کنم</description>
                <category>شکسته کیبورد</category>
                <author>شکسته کیبورد</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 01:55:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر كتاب کیمیاگر</title>
                <link>https://virgool.io/@broken.keyboard/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1-nz7rfpa3wcbs</link>
                <description>این کتاب معروف که توسط پائولوکوئلیو نوشته شده، کتابی  زیبا و امید دهنده است که در دوره پر از استرس و حسابگر کنونی، بسیار امید دهنده است. دوره ای که همه چیز براساس فرمول های ریاضی حساب می شود. عشق ۲ هزاری - عشق ۳ هزاری - عشق آهن، عشق مدرک، عشق ظاهر، عشق به خدا، محاسبه بیمه عمر، محاسبه تعداد سلام کردن، محاسبه تعداد عیادت رفتن.داستان از جایی شروع شد که یک داستان از کتاب مثنوی را خواندم. من شخصا داستان های مثنوی را خیلی می پسندم. این داستان را یک دوست به بنده معرفی کرد و چون جزییات داستان را دوست داشتم رفتم و نشستم و کتاب مثنوی بیاوردمی و آن داستان را پیدا کردمی و شروع به خواندن آن داستان کردمی.داستان از این قرار است که یک نفر در بغداد ارثی بهش میرسه و او حیف می کنه بعد میل می کنه مال میراثی ندارد خود وفا  ********** چون بناکام از گذشته شد جدابعد شروع به گریه کردن می کنهمرد میراثی چو خورد و شد فقیر ********** آمد اندر یا رب و گریه و نفیربعد می خوابه و یه خوابی می بینه که تو خواب یک هاتف (آوازکننده‌ای که صدایش شنیده شود و خودش دیده نشود؛ آوازدهنده.) رو می بینه و بهش می گه برادر من برو مصر که گنجت اونجاستخواب دید او هاتفی گفت او شنید ********** که غنای تو به مصر آید پدیدبلاخره به مصر می رسه و می بینه که اونجا حکومت نظامیه. یه فرد نظامی بهش می گه  اینجا چیکار می کنی مگه نمی دونی اینجا حکومت نظامیه و اینا. مرد اهل بغداد داستانش رو می گه که یه خوابی دیدم و اومدم اینجا.ماموره تعجب می کنه و می گه من هی خواب می بینم که در بغداد در چنین آدرسی یه گنجی نهفته است. مخم تاب برداشته که به خاطر یه خواب پاشم و برم بغداد.مرد اهل بغداد وقتی آدرس رو می شنوه خیلی تعجب می کنه چون آدرسی که مامور گفته بود آدرس خونه اش در بغداد بود. و برمی گرده بغداد.خیلی داستان حکمت آموزی است که مرد اهل بغداد، گنج اول را بدون رنج به دست آورده بود و اونو بر باد داد. برای گنج دوم آزمایشش سخت شد تا قدر گنجش رو بدونهو اما داستان کیمیاگراین داستان رو برای هر کی تعریف کردم گفتن این که داستان کتاب کیمیاگرهو من هم رفتم كتاب صوتی کیمیاگر رو خریدم و گوش دادم. كتاب خوبی بود و یک اقتباس کامل اما نسبتا ضعيف از همین داستان مولانا بود. درس های خوبی به آدم میده. اما اندکی نامرتب و داستان زیاد حرفه ای نیست. طرف می ره کیمیا گر میشه با خورشيد حرف میزنه و باد رو تحت کنترلش گرفته برای یک گنج زپرتی انقد کتک می خوره که نگوواقعا نتیجه گیری که مولانا از داستان می کنه خیلی خیلی خیلی حرفه ای تر و پخته تر از کتاب کیمیاگر هست. هر چند که اصل داستان از خود مثنوی است و خود پائولو خودش هم به اقتباس اعتراف کرده استو اینک داستان زندگی مایه مدتی انقد تو گوشم خونده بودن کتاب فقط کیمیاگر، نخوندیش نصف عمرت بر فناست و بی سوات تشريف دارين و اینا. سوای اقتباس کاملی که از داستان مولانا بود داستان کیمیاگر کودک طور و غیر حرفه ای نوشته شده است (حداقل نسبت به داستان مثنوی).ما قدر داستان هایی که به زبان فارسی گفته و نوشته شده و خیلی عمیق و پر معنا هستن رو نمی دونیم بعد همین داستان ها را به زبان انگلیسی و اسپانیایی می نویسن و دوباره به زبان فارسی ترجمه می کنن اون موقع قدرشون رو میدونیم. داستان ما هم همين داستان مثنوی مولاناست</description>
                <category>شکسته کیبورد</category>
                <author>شکسته کیبورد</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 22:44:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی هایی که بیش از ۱۰۰۰ ساعت بازی کردم</title>
                <link>https://virgool.io/@broken.keyboard/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-bojown58wgfk</link>
                <description>سلام مجدد خدمت همه عزیزان و برنامه نویسان و بازیکنان(گیمرها) و مدیران. در این مقاله می خواهم بازی هایی که بیش از ۱۰۰۰ ساعت بازی کردم رو براتون لیست کنم. مطمن باشید که این مقاله در مورد برنامه نویسی و مدیریت و اینا نیست. بازم خدارو شکر که الحمدالله وگرنه والا به خدا 1. Rainbow six siege serverنگو که دلم از این بازی خونه. فک کنم ۱۲۰۰ ساعت بازی کردم اما هیچوقت نتوسنتم درست حسابی همه رو بکشم. اپراتورهایی که خیلی استفاده کردم. lession, frost, kapkan, jagger, finka, dokkaebi, ash, blackbeardتو این بازی که دوتا تیم ۵ نفره با هم بازی می کنند و باید کاملا همدیگه رو بکشند یا بمب رو خنثی کنند یا از یه منطقه ای محافظت کنند. اگه زوتر از بقیه بمیرید بایستی بازی هم تیمی هاتو ببینی تا راند تموم بشه(خیلی از بازی دیگران چیز میز یاد می گیرین)این بازی از اون نوع بازی ها ست که حتی بیش از ۱۰ نفر رو هم اگه بکشی، بازم حس خوبی نداری (دلیل این حس نمی دونم چیه). به شدت اعتیاد اور است. رنکش خیلی سخته من تا برنز ۳ رفتم. kill/death 0.82تو کامنت ها بنویسید ببینم شما چیکار کردین؟ سطح تون چیه؟ kill/death چنده؟2. FIFA 2016 ... 2019بازی fifa خیلی بازی خوبی هست. بزارین دلیل این که بیش از ۱۰۰۰ ساعت بازی کردم رو بهتون بگم. یه تیم از دست ۴ انگلیس می اوردم و اون تیم را پرورش می دادم تا به لیگ برتر برسه. وقتی این سبک رو بازی می کنین (career mode) تفکر آرسن ونگر را بیشتر درک می کنید و به بازیکنای جوون بیشتر اهمیت می دین. یه بخشی داره که دنبال نوجوون های با استعداد می گردین. البته این کار رو مربی هایی انجام می دن که شما باید اونا رو بخرین(youlth team). این نوجوون ها بازیکن های واقعی نیستن و سنشون از ۱۵ سال تا ۱۸ سال هست. یه بازیکن جوون پیدا کردم که has potential بود و در نهایت اورال (overal) 92 شد.فیفا یک شبیه ساز فوتبال واقعی هست که می تونین دونفره آفلاین یا آنلاین بازی کنیددر مورد آنلاین بازی کردن هم اگه بگم، زیاد بازی نکردم. روی ps4 به مدت ۳ ماه که اشتراک داشتیم بازی کردم اون خیلی کم.  ابتدا باید بازی رو  بخری و اگه بخوای آنلاین بازی کنی،  باید اشتراک بخری - اون موقع و الان هم اینو نفهمیدیم که چرا باید پول اضافی باید پرداخت کرد. کامپیوتر از این بابت خیلی بهتره.نظرتون رو در مورد فیفا بگین ببینیم چقد بازی کردین؟ با چه تیمی بیشتر بازی می کنین؟ بهترین بازیکنی که خریدن کی بوده؟‌ خودم: فیفا ۱۶ یه بازیکنی جوون و سرعتی به اسم  campbell3. Civilization Vبه شدت توصیه میشه. خیلی بازی خوبیه. بهتون اصول و سیاست رو یاد میده. اما خیلی زمان بره. من بیشتر داریوش رو انتخاب می کردم. داریوش خیلی ویژگی های خوبی داره. مصر هم خوبه. روم هم خوبه. اما وقتی خیلی بازی کنید متوجه می شید خیلی تفاوت چندانی باهم ندارن. بردن از طریق علم نسبتا راحتره اما بردن از طریق فرهنگ خیلی سخته. از لحاظ جنگی، ژاپن خیلی خطرناکه. shaka بازی شروع نشده حمله می کنه اما چون علمش زیاد پیشرفت نمی کنه به مرور ضعیفتر می شه.  واشنگتن و الیزابت خیلی نامردی می کنن. الکساندر  دشمن قابل احترامی هست. هارون خیلی پولداره. اتیوپی از لحاظ مذهب و از لحاظ جنگی قدرتمنده. برزیل هم از لحاظ فرهنگ عالیهاین بازی یک بازی استراتژیک و ترن بیس هست یعنی اینکه یه بار شما بازی می کنید و حریف های شما نگاه می کنن و منتظر می مونن که نوبتشون بشه سپس نوبت حریفان میشه و ...برد می تونه براساس علم باشه یعنی ماهواره ها رو به فضا بفرستین، براساس دیپلماسی باشه یعنی رهبر جهان بشید، براساس فرهنگ که بر دیگر حریفان تاثیر فرهنگی بزارین کشف بناهای تاریخی، تولد هنرمندان و ...، کل پایتخت ها رو تصرف کنین و یا براساس زمان باشه اگه زمان به ۲۵۰۰ رسید بازی تموم بشه و بازیکنی که بیشترین امتیاز رو گرفته پیروز میشه.سخت ترین سطحی که بازی کردم و تونستم ببرم emperor بود اونم تو یه جزیزه ای تنها بودم و الکساندر اورده بود و از طریق دیپلماسی بازی رو بردم :)شما بگین چیکار کردین؟ کدوم اپراتور یا پادشاه رو بیشتر انتخاب کردین؟ سخت ترین سطحی که بازی کردین و بازی رو بردین چه سطحی بود؟</description>
                <category>شکسته کیبورد</category>
                <author>شکسته کیبورد</author>
                <pubDate>Tue, 26 Oct 2021 16:07:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک تیم نرم افزاری را مدیریت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@broken.keyboard/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-x9gjsrods0ld</link>
                <description>Photo by Austin Distel on Unsplashدر این مقاله به بررسی راهکارهای مدیریت  یک تیم نرم افزاری برای رسیدن به محصول نهایی می پردازیم. می توان از این تکنیک ها برای مدیریت تیم های غیر نرم افزاری هم استفاده کرد. اما چون تجربه بنده بیشتر نرم افزاری هست، عنوان این مقاله را بر این اساس قرار دادم.این مقاله حاصل تجربه هایی است که از موفقیت ها و شکست ها  در پروژه ها مختلف در شرکت های مختلف اعم از پتروشیمی، مواد غذایی، موبايل و … و مخصوصا پروژه هایی که خود در آن ها مدیر تیم بوده ام، هست. امیدوارم موردعنایت خوانندگان قرار بگیرید و مهمتر از همه مورد استفاده قرار گیرد. در نهايت خوشحال خواهم شد اگر پیشنهادات شما را در زمینه بهبود بخشیدن به این پروسه مهم یعنی مدیریت یک تیم، بشنونم یا بخوانم.پیشاپیش عذرخواهی می کنم بابت این که نوشته های من عکس ندارندویژگی ها یک مدیربیاید سريعا برویم سر اصل مطلب. مهم ترین و اصلی ترین چیزی که سبب پیشرفت هر تیمی می شود یک مدیر خوب هست و بر عکس. مدیری که نداند چه چیزی می خواهد چگونه می تواند تیم را در جهت دست یافتن به هدف رهبری کند. با مدیران زیادی کار کردم می خواهم یک حقیقت نا نوشته را برای شما بیان کنم که یک مدیر خوب ذاتی است یعنی ویژگی است که از دوران کودکی پرورش می یابد. مديران زیادی را می بینم که هزاران مدرک مدیریت گرفته اند اما قدرت مدیریت و رهبری تیم را ندارند.متاسفانه به وفور شاهد مديران زیادی هستیم که به خاطر بله قربان گویشان مورد تایید مديران بالاتر یا سرمايه گذاران یا موسسان شرکت هستیم. چنین مدیرانی چون قدرت نه گفتن به مدیران بالا رتبه را ندارند و می ترسند که این سمت مهمی که به دست اورده اند را از دست بدهند سبب می شوند که نه تنها خود این سمت را از دست بدهند بلکه بهترین برنامه نویسان تیم را هم از دست بدهند. چنین مدیرانی دائما دنبال نیروهایی می گردند که آن ها تایید کنند یا چابلوسیشان را بکنند. اگر در تیم برنامه نویسان حرفه ای وجود داشته باشند تیم به چند دسته تقسیم می شود و فروپاشی تیم قطعی است.در ادامه چند ویژگی مهم از یک مدیر خوب را باهم بررسی می کنیم.قدرت نه گفتناین ویژگی برای همه انسان ها خیلی مهم است: چیزی را که قبول ندارید را نپذیرید. مثلا به شما می گویند تعطیلات نوروز را در شرکت بمانید تا مدیر محترم شما بيشتر دیده شود. اینجا جایی هست که شما بایستی نه بگویید حتی اگر نتیجه اش اخراج شما باشد. چون این خواسته معقولی نیست. به فرض این که شما این خواسته را قبول کردید چه تضمینی وجود دارد قرارداد بعدی شما را تمدید یا تجدید کنند. پس به قول نیما: چایت را بنوش، نگران فردایت نباشاگر یک مدیر این ویژگی را داشته باشد سبب می شود افراد تیم به شما اعتماد کنند و این یعنی نیمی از موفقیت. مدیران ضعیف فقط برای نیروهای تحت مدیریت خود چنین رفتاری را دارند و آن هم به شیوه ارباب رعیتی.قاطع بودنوقتی شما از یک نفر خواسته ای را دارید بایستی آن را با قاطعیت درخواست کنید و در گرفتن نتیجه مورد نظر قاطع باشید. البته درخواستتان باید منطقی باشد. بعضی وقتا به خاطر ارتباطات رفاقتی مدیر با بعضی از برنامه نویسان درخواست به شیوه ضعیف و لحن ضعیف بیان می شود.خودم از نزدیک شاهد این قضيه بودم که یک مدیر، کاری را به یک برنامه نویس انتساب کرده است، این کار نهایتا با فرجه ۲ هفته زمان می برد بعد از چهارهفته جلو همه با یک لحن شل و ول و طنز  به برنامه نویس می گه ببینیم بالاخره آقای فلان این کار رو کی تموم می کنه. این کار چند مشکل داره ۱. جلو همه نبايد چه با خنده و چه با ناراحتی کسی را باب انتقاد قرار دهید ۲. این حالت شل و ول بودن این حس رو به بقیه انتقال میده که چرا دارم خودمو خسته می کنم و زحمت می کشم اینا که همینجوری دارن حقوق می دن.بهتر است ساكت بمانم تا این که شیوه بیان ضعیفی را به کارگیرم.پس در درخواست و پیگیری کارها قاطع باشید.عادل بودنمهمترین و مهمترین و مهمترین ویژگی یک مدیر است. به وفور این مورد را در شرکت ها مشاهده می کنیم کسی که ۲۰ میلیون حقوق میگیره کارهاش به مراتب کمتر و سبک تر از کسی هست که کاراموز هست یا ماهی ۸ میلیون حقوق می گیره.نحوه تخصیص کارها بایستی براساس میزان حقوق نیرو باشد. افرادی که توانایی بالایی دارند و حقوق پایینی درخواست کرده اند، پیوسته بایستی حقوق آن ها بیشتر شود تا با سایر نیروها در یک توازن قرار گیرند. چون وقتی مشخص شود (که می شود) که نیرویی که کار بیشتر و حقوق پاینتری می گیرد امیدش را از دست می دهد و انسان است ممکن است کارهای عجیب غریبی از او سر بزند.راه حل دیگر این است که در مصاحبه اگر مشخص شد که توانایی خیلی بالایی دارد و حقوق کمی درخواست کرده است او را رد کنید و اگر او را متوجه اشتباهش کنید لطف بزرگی در حق او انجام داده اید. تا حالا در ایران موردی گزارش نشده است که انقدر با معرفت باشد :)عدم تبعیضبه هیچ وجه نبايد با برخی افراد خیلی صمیمی باشید و با برخی خیر. این کار سبب می شود که اعتماد ها از بین برود و اعضای تیم سست شوند. رحیم پاشو بیا تو اتاقم کارت دارم پسر. چطوری با مرام دیروز منتظرت بودم بیای، نیومدی. خارج شرکت هر رفتاری داشتید مهم نیست اما داخل شرکت همه را با یک چشم ببینید.مدیر بایستی هدف داشته باشد و همه را برای رسیدن به آن هدف تشويق کنداگر مدیر با این دید به قضیه نگاه کند که بریم جلو ببینیم ببینیم چی میشه و هیچ گونه نقشه ی اولیه ای نداشته باشد هیچ کس نمی تواند وظایف خود را به درستی انجام دهد چون که هدف مشخصی وجود ندارد. برای مثال، ما می خوایم یک باشگاه مشتریان پیاده سازی کنیم و بریم ببینیم خدا چی می خواد. این نکته را خاطر نشان کنم که اصلا نیازی نیست که برنامه نویس ها از جزییات تمام کارها با خبر باشند، بلکه این قضیه برای خود مدیر مهم است که بداند چه می خواهد تا دیگران را در مسیر درست قرار دهد. بارها پیش أمده است که برنامه نویسی از یک مدیر در مورد کاری که می خواهد انجام دهد سوالی می پرسد و مدیر نمی تواند جواب درستی ارایه دهد تا این که خود برنامه نویس یک راه حل ارایه می دهد و پیاده سازی می کند و در نهایت تغییر هم می کند. این امر سبب از دست دادن زمان زیادی می شودمدیر بایستی برنامه نویسان را درک کنداگر مدیر یک تیم، خودش برنامه نویس بوده باشد به احتمال زیاد برنامه نویسان را به راحتی می تواند درک کند. برنامه نویسان معمولا انسان های درونگرایی هستند و ارتباط برقرار کردن با ان ها نسبت به برونگراها سخت تر است. بعضی وقت ها با یک تشکر ساده، در آن انگیزه ای ایجاد می کنید که به راحتی از پس سخت ترین کارها بر می آیند در حالی شاید با حقوق بيشتر هم نتوانید چنین انگیزه ای را در آن ها ایجاد کنید. اگر کارمندی ناراحت است باید به او زمان داد تا مشکلش را حل کند نه اینکه چرا امروز سلام نکرد الان حالشو می گیرم.مدیر حرف آخر را می زندمدیر همیشه باید تصمیمات نهایی را بگیرد و نتایج را به بقیه اعلام کند. نباید یک برنامه نویس برای برنامه نویس دیگر تعیین تکلیف کند. بعضی وقت ها یک تصمیم اشتباه است اما به نفع تیم و پروژه است و مدیر نباید از این تصمیم صرف نظر کند و باید با قاطعیت آن را اعلام کند.قدرت مدیریت بحرانهمه ما روزهای سخت و طوفانی را در زندگی تجربه کرده ایم. وقتی پروژه روی اینترنت می رود یا پابلیش می شود و  مشتریان زیادی پشت در هستند و باگ دارد یا مشکلی دارد، نباید دنبال مقصر بگردیم. در مرحله اول بایستی مدیر آرامش خود را حفظ کند چون مدیر نگران، در تیم استرس ایجاد می کند و به جای اینکه کارها خوب پیش برود بدتر هم خواهد شد. حتی اگر لازم باشد، مدیر می تواند کل روز را داخل اتاقش به مدیتیشن بپردازد یا با یک نفر دردودل کند یا گریه کند، اما نباید نگرانیش را به تیم منتقل کند.مدیر بودن واقعا مسولیت بزرگی هست که متاسفانه همه دنبال پولش هستند و عدالت را فدای پول می کنند اگر واقعا می دانید که نمی توانید مدیر خوبی باشید به خاطر تیم کناره گیری کنید. موضوع فقط حقوق نیست بلکه به افراد تیم ضربه ها جبران ناپذیری را وارد می کنیددر ادامه به چند نکته در مورد کار و برنامه نویسان اکتفا می کنم و بیشتر از این وقت شما نمی گیرمچگونه یک کار را از یک برنامه نویس بخواهیم که انجام دهدبهترین روش بورد هست سعی کنید یک بورد داشته باشید که همه کارها با درجه اهمیتشان در ان درج شده باشند.اگر از اسکرام استفاده می کنید می توانید از تسک بورد های gitlab، trello، jira و … استفاده کنید.مهم نیست از کدام یک از این ها استفاده می کنید مهم این است که مدیریت خوبی داشته باشید. مدیرهای خوبی را دیده ام که از excel استفاده می کردن.  مدیران بدی را هم دیده ام که از بهترین ابزارها استفاده می کردند. اما یک مدیر خوب در نهایت برنده است.کارها را زمانبندی کنید برخی از کارها امکان زمانبندی ندارند اما بنویسید برای بررسی اولیه این کار، ۱ روز زمان لازم است تا مشخص شود کل کار چقدر زمان می خواهد.وقتی زمانبندی ها مشخص شد دیگر نیازی نیست چپ و راست بیفتید دنبال برنامه نویس ها، چی شد چی شد راه بیاندازید. شما می توانید با خیال راه راحت بروید داخل اتاقتان بنشنید و به تسک های اسپرینت بعدی فکر کنید.جلسات را تا حد امکان کاهش و در صورت نیاز حذف کنیدمدیران فقط باید در صورت نیاز جلسه برگزار کنند نه این که به طور مداوم جلسه بگذارد با برنامه نویس با آبدارچی با پیک موتوری و …  . یک مدیر بایستی فقط در صورت لزوم و جایی که برنامه نویسان یا کارمندان از مسیر خارج می شوند با آن ها جلسه بگذارد، اگر با یک پیام متنی آن را رفع و رجوع کرد بهتر است که جلسه هم حذف شود. برنامه نویسان بهتر است کنسول یا فوتبال دستی بازی کنند تا اینکه مدام در جلسه باشند. یک برنامه نویس بایستی خودش را با کاری که انجام می دهد اثبات کند نه با حرف زدن.در یک جلسه شرکت داشتم که موضوع بحث كلمه “گذاردن “بود که با “ز” نوشته می شود یا “ذ”، که دو ساعت طول کشید.اگر تسک های اسپرینت یک برنامه نویس زودتر از موقع مقرر تمام شد، چه کنیماگر یک برنامه نویس تسک هایش را زود تر از موعد مقرر تمام کرد می تواند به حساب شرکت به خانه برود. اما مدیر محترم زیر سوال می رود، خدایا با این قضيه چه کنیم؟تسک ها بایستی کار مورد نظر را انجام دهند و کاملا تست شده باشند اگر شخص تست کننده، تاییده را داد برنامه نویس می تواند به خانه برود. یا اگر خود برنامه نویس هم مایل باشد می توانید تسک های جدیدی را وارد اسپرینت کنید و به ازای آن به او پاداش بدهیداگر تسک های اسپرینت یک برنامه نویس تمام نشد چه کنیمدر تخصیص تسک ها دچار اشتباه شده ایم یا یک مشکل پیش بینی نشده ای پیش امده است که بایستی در اسپرینت بعدی آن را ادامه دهیم، اما تسکی که این مشکل را ایجاد کرده است را به برنامه نویس دیگری می دهیم که تسک های اسپرینت قبلی را زوتر تمام کرد البته با در نظر گرفتن میزان حقوق. توجه داشته باشید تسک های نصفه انجام شده را نبايد به برنامه نویس دیگری انتساب کرد. اگر برنامه نویس ۲ روز زمان گذاشته باشد و متوجه کاری که انجام می دهد، نشده باشد در توضیحاتی که ارایه می دهد می توان این قضیه را متوجه شد. انگاه می توان آن تسک را در اسپرینت بعدی به برنامه نویس دیگری انتساب کرد.نکته: ميزان حقوق فرد و تخصیص تسک را می توان اینگونه بیان کردیک تسک داریم: که عملیات حساب کردن امتیاز کاربر را در یک scehdule سیستم انجام می دهداین تسک برای برنامه نویسی که ۲۰ میلیون حقوق می گیرد بایستی در یک هفته انجام شوداما برای برنامه نویسی که ۱۰ میلیون حقوق می گیرد قضیه متفاوت است حتی اگر نسبت به برنامه نویس فوق حرفه ای تر باشد او می تواند آن را در ۲ هفته انجام دهد.پس اگر تسک های اسپرینت یک برنامه نویس تمام نشد می توان از این حالت برای بررسی نیروها استفاده کرد و نقاط قوت و ضعف نیروها در عمل را می توان پیدا کرد. مثلا این نیرو در انجام تسک های چالش دار بهتر است و ان نیرو در انجام تسک های روتین. قاعدتا نیروی که تسک های چالشی انجام می دهد بایستی حقوق بیشتری هم بگیرد.مدیریت افراد باهوش - حرفه ایشما نمی توانید چند فرد باهوش را در یک تیم گرد هم آورید. مدیریت چنین افرادی به شدت سخت است. من در اینجا بین افراد باهوش و افراد حرفه ای تمایز قایل می شوم. افراد باهوش مسایل را به راحتی درک می کنند و برای آن راه حل پیدا می کنند. اما افراد حرفه ای یک سطح بالاتر هستند به این نوع افراد در تیم بيشتر از افراد باهوش اعتقاد دارم. افراد حرفه ای شاید باهوش نباشند اما دارای ساختار و اصول هستند. شما مطمن هستید که کدی که افراد حرفه ای می نویسند به راحتی قابل نگهداری هست. کدی که قابل نگهداری باشد، برد تیم را در تغییرات، حتمی می کند.در چه پروژه های از افراد باهوش بهره ببریماز افراد باهوش برای پروژه های چالشی و معمایی می توان خیلی بهره برد مثلا طراحی یک سیستم برای خرید و فروش هوشمند سهام، بدست آوردن حالت روحی فرد از روی عکس، اکثر پروژه های هوش مصنوعی …. بهتر است از افراد باهوش برای پروژه های انفرادی بهره برد که تعامل کمتری با دیگران وجود دارددر چه پروژه هایی از افراد حرفه ای استفاده کنیماز افراد حرفه ای در پروژه های تیمی به خوبی می توان بهره برد. چون اصول را در تیم رواج می دهند. و با حوصله و صبري که در انتقال دانش دارند در تیم ناراحتی ایجاد نمی کنند. می توان از آن ها در پروژه های بانکی، پروژه های ملی مانند پست، مهاجرت، هوشمند سازی کارت ملی، … بهره برد</description>
                <category>شکسته کیبورد</category>
                <author>شکسته کیبورد</author>
                <pubDate>Wed, 14 Apr 2021 17:43:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا برنامه نویسی ارزش یادگیری را دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/cheyab-blog/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-dttegvbx5jks</link>
                <description>Photo by Jantine Doornbos on Unsplash
  سلام به همه خوانندگان، برنامه نویسان، رانندگان، دروازه بانان، پزشکان، معلمان و ... . این مقاله حاصل ۱۱ سال تجربه بنده در زمینه برنامه نویسی هست. امیدوارم راهنمای خوبی برای افرادی باشد که می خواهند برنامه نویسی را انتخاب و شروع کنند.اگر دنبال جملات پر زرق و برق مانند جاوا کارا میلیاردر هستند اونو یاد بگیرید و یا پایتون بخونید که خداست و اینا. چنین جملاتی را در این مقاله نخواهید یافت.چه افرادی نمی توانند برنامه نویسی را یاد بگیرند؟با پشتکار همه انسان ها می توانند هر کاری را انجام بدهند. اما نکته ای که به آن پی بردم این هست که آیا هر کاری ارزش انجام دادن را دارد یا نه. آیا من استعداد انجام آن را دارم یا نه. و مهمتر از همه آیا من به کاری که انجام می دهم علاقه دارم یا نه. آیا این وقتی که می گذارم به هدر می رود.اگر برون گرا هستید و حوصله فکر کردند هم ندارید و زیاد به ظاهرتان می رسید و همیشه دوست دارید سریعا به جواب سوالاتون برسید، اصلا دنبال برنامه نویسی نروید چون به کار شما نمی آید و سریعا ناامید می شوید پس همین الان ترمز و پیاده شوید. چرا می خواهید زندگی ذهنی سختی را تجربه کنید.اگر از کسی شنیده اید که برنامه نویسی خیلی راحته و پول خوبی هم میدن احتمالا یا طرف برنامه نویس نیست یا جدیدا برنامه نویسی را یاد گرفته و با چند ده ساعت اضافه کاری ۳ میلیون تومن میگیره نسبت به کسی که اونو الگو (کسی که برنامه نویس هم نیست) قرار داده ۱ میلیون تومن بیشتر میگیره. تو برنامه نویسی خیلی ذهنتون درگیر میشه. من قبل از اینکه برم دانشگاه و کامپیوتر و برنامه نویسی بخونم تو یک فروشگاه پروتئین کار می کردم روزی ۱۰ ساعت. شنبه تا پنجشنبه. بوی نامطبوع ماهي و مرغ هم بماند. دست هام مدام عفونت می کرد. اما ذهنم درگیر نبود همین که می رفتم خونه شب راحت خوابم می برد. اما توی برنامه نویسی اینجوری نیست ذهنت خیلی درگیر میشه بعضی وقتا با وجود اینکه خیلی هم خسته ام اما چون ذهنم درگیره، خوابم نمی بره.در کل برنامه نویسی برای افرادی که چالش فکری دوست دارند عالیه.چه افرادی می توانند برنامه نویسی را یاد بگیرند؟همه می توانند برنامه نویسی را یاد بگیرند اما افراد با ویژگی های فوق سختی بیشتری خواهند کشیدافرادی که نمی توانند برنامه نویسی را یاد بگیرند چه کار کنند؟برای برنامه های وب می توانند از cms استفاده کنند. تقریبا بیش از ۶۰ درصد از نیازهای کاربران را پاسخ می دهد. از کلمات قلمبه سلمبه استفاده شد.ببخشید می توان از ابزارهای که سایت می سازند و نیازی به برنامه نویسی ندارند استفاده کرد مثلا دروپال، وردپرساگر می خواهید برنامه نویسی را یاد بگیرید تا یک وبلاگ بسازید تصمیم کاملا اشتباهی است.  به جای یادگیری برنامه نویسی کتاب چگونه کمال گرا نباشیم را مطالعه بفرماییداگر برای حرف این و آن می خواهید برنامه نویس شوید تا موقعیت اجتماعی بهتری داشته باشید تصمیم کاملا اشتباهی است. برای این مورد کتابی مدنظرم نیستآیا من می توانم یک برنامه نویس حرفه ای شوم؟اول از همه حرفه ای بودن یک توهم است. زمانی شما حرفه ای می شوید که به حرفه ای بودن فکر نکنید و برایتان اهمیت نداشته باشد. یک برنامه نویس حرفه ای بایستی دائما در فکر بهبود کدهایش باشد. مهم نیست در ابتدا کدهای بدی بنویسد اما باید بخواهد و علاقه داشته باشد که کدهایش را بهبود بخشد. کسی که در ابتدا کدهای خوبی می نویسد یا خیلی حرفه ای است یا یک برنامه نویس مبتدی هست که با کپی پیست کردن کدها از stackoverflow در پی جلب توجه استنکته: منظور از کد در برنامه نویسی همان متن های تایپ شده در یک ساختار مشخص و دارای اصول که قراره کار خاصی انجام بدن.درامد برنامه نویس ها چقدر هست؟به تخصص و مهمتر از همه خود باوری و در نهایت هم قدرت مذاکره بستگی دارد. برنامه نویس های متوسطی دیدم که حقوق ۲۰ میلیون می گیرند و برنامه نویس های حرفه ای هم دیدم که ۹ میلیون می گیرند. خود باوری خیلی مهم است.پس هنگام مصاحبه خیلی دقت کنید.تجربه: اگر می خواهید به عنوان برنامه نویس در یک شرکت استخدام شوید انتخاب بدی هست. برنامه نویسی بدترین شغل کارمندی دنیاست چرا که به نسبت شغل های دیگر درگیر ذهنی بیشتری دارید. توجه داشته باشید که پایه های یک شرکت را می سازید (نرم افزاری).کدام زبان آینده خوبی دارد؟از آینده خبر ندارم پس جواب این سوال را نمی دانم.زبان های زیادی برای یادگیری وجود دارند مانندjavascript, python, c#, java, php, go, …برخی از زبان ها خیلی راحت هستند مانند پایتون اما هنگام بهینه سازی باید وقت زیادی گذاشت چون زبان کندی هست که برای استارت آپ ها فوق العاده است و برخی زبان های دیگر سخت هستند که زمان زیادی صرف یادگیری می شود مانند سی پلاس پلاس.اگر تازه کار هستید بهتر است با پایتون شروع کنید. برای پردازش داده و بورس، از پایتون استفاده کنید اگر سرعت بالا می خواهید از سی پلاس پلاس یا go استفاده کنید، برای پردازش زبان جاوا و …بستگی به شخصیت فرد هم دارد. بعضی ها با جاوا راحت تر هستند و برخی ها هم با پایتون. البته این به درجه اشراف شما به زبان مورد نظر هم بستگی دارد.چگونه یک زبان برنامه نویسی را یاد بگیریم؟اصول و ساختارهای همه زبان های برنامه نویسی تقریبا یکسان هست بعضی ها باید برای یک کار کدهای بیشتر بنویسید و برخی هم کمتر. نحوه یادگیری بستگی به شخصیت افراد دارد بعضی ها با ویدیو راحت هستند بعضی ها با مستندات سایت زبان برنامه نویسی مورد نظر و برخی هم با کتاب (البته نه کتاب های دزدی از apress , oreilly و …). من خودم کتاب رو ترجیح می دم.حس تکلیف:‌ لطفا همیشه مستندات یک زبان یا ماژول را به طور امل بخوانید تا مشکلات را به خوبی حل کنید. یک برنامه نویس خوب باید به نحوه استفاده  و جستجو در مستندات زبان یا ماژول مورد نظر اشراف داشته باشد نه اینکه ساده ترین سوال ها را از stackoverflow بپرسد و یا جواب آن ها را در انجا پیدا کند.در این مقاله در مورد جزییات کمتر حرف زدم. در مقالات بعدی سعی می کنم در مورد مصاحبه  و روش های مذاکره در مصاحبه، مدیریت یک تیم نرم افزاری، قدرت نه گفتن در کار، نحوه پیدا کردن افراد مناسب برای تیم و ... بیشتر حرف می زنم</description>
                <category>شکسته کیبورد</category>
                <author>شکسته کیبورد</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 18:15:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>