<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهزاد سیفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bseyfi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:43:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/777026/avatar/VT6kkU.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهزاد سیفی</title>
            <link>https://virgool.io/@bseyfi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>علوم گرد و اهمیت آن در سرنوشت ملت‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@bseyfi/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7-if2lrwfsqnyp</link>
                <description>در زندگی روزمره، در محل کار، جمع‌های خانوادگی یا دوستانه، اماکن عمومی مثل تاکسی و غیره جملات مختلفی را می‌شنویم و نسبت به اونا عکس‌العمل‌های مختلفی از خودمون نشون می‌دهیم. معمولاً سه نوع واکنش نسبت به جملاتی که می‌شنویم داریم یا در همان جمع و همان لحظه جمله‌ای که شنیدیم رو تایید یا رد می‌کنیم و بالاخره یک چیزی در موردش میگیم یا کلاً نظر خاصی نداریم (که مثلاً به خاطر نداشتن تخصص لازم است) و یا اینکه در موردش فکر می‌کنیم و بعداً برای خودمون یا افراد دیگر در موردش یک چیزهایی میگیم. برای اینکه مطلب بهتر جا بیفته یه تست با هم انجام بدیم. جملات زیر رو یکبار بخونید و سعی کنید نظرتون رو در موردش یادداشت کنید و یا بگید:1- با افزایش فشار سیال در ورودی یک جریان پریستالتیک، نرخ بازدهی پمپ لزوماً افزایش نمی‌یابد.2- مشکل ایران این است که وقتی منابع زیرزمینی را خارج می‌کند بر روی مواردی که قابلیت تولید بالا دارند سرمایه‌گذاری نمی‌کند تا بتواند درآمد خوبی را از این طریق کسب نماید.3- روش جبرانسازی توزیع موازی برای کنترل یک سیستم گسسته تنها در یک بازه خطی کارآمد است.4- در فرایند رشد، خود کودک شرکت کننده‌ای فعال است و دست روی دست نمی‌گذارد تا رشد بیولوژیک یا محرک‌های خارجی، کار خودشان را بکنند.5- در مشخصه‌یابی مکانیکی بافت چربی، برای مدلسازی رفتار هایپرالاستیک بافت، مدل نئوهوکین نسبت به سایر مدل‌ها دارای عملکرد بهتری است.6- این درست نیست که هر چه از درآمدتان باقی می‌ماند را پس‌ انداز کنید. بلکه باید هر چقدر که بعد از پس انداز کردن باقی می‌ماند را خرج کنید.احتمالاً در مورد سوالات فرد (در صورتی که هم رشته با من نباشید) نظر خاصی ندارین و از این که نظر خاصی ندارین خیلی هم ناراضی نیستین. اما در مورد سوالات زوج می‌تونید کلی استدلال و نقد و پیشنهاد داشته باشید. برای اینکه بیشتر در جریان باشید، جملات فرد نتیجه تحقیقات منِ مهندس در دوران کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتراست. حال آنکه جملات زوج به ترتیب متعلق به جوزف استیگلیتز، ژان پیاژه و وارن بافت که جزو برترین اقتصاددانان، روانشناسان و سرمایه‌گذاران دنیا هستن که بعد از یک عمر مطالعه، آزمایش و کار علمی به یه نتیجه‌ای رسیدن که در قالب یک جمله به من و شما عرضه شد. از اونجایی که یک سر مباحث با شماره‌های زوج اصطلاحاً گرده، اسمشون رو گذاشتم علوم گرد یا Gerd Science . به طور کلی علوم گرد این ویژگی‌ها رو دارن: 1- همه فکر می‌کنن که بلدن و می‌تونن استدلال کنن و اگر بگن ما نمیتونیم یا بلد نیستیم خیلی زشته 2- این موضوعات چون گردن، وعده دادن، گزارش درست کردن و تز دادن در موردشون خیلی ساده است و در مقابل طراحی ابزاری برای اندازه گیری و ارزیابی یک سیستم که در این حوزه فعالیت می‌کند بسی دشوار است ۳- برای تشخیص اینکه یک موضوع گرده یا یک موضوع تخصصیه کافیه اونو داخل تاکسی مطرح کنین! 4- مهمترین عامل موفقیت یا شکست افراد سازمان‌ها شرکت‌ها استارتاپ‌ها اقوام خانواده‌ها و جوامع علوم گرد هستن.سوال اصلی و چالش بامزه این است که چرا با وجود این که دلیل موفقیت یا شکست این سازمان‌ها و شرکت‌ها و ... همین علوم گرد هستن و از طرفی همه افراد نسبت به موضوعات گرد اشراف کامل دارن و حداقل احساس می‌کنن که می‌تونن در آن موضوع صاحب‌نظر باشن، ولی با این وجود موفقیت خاص موفقیت حاصل نمیشه؟حل مشکلات و چالشهای ناشی از/ مرتبط با علوم گرد، دارای دو سطحه. سطح اول آگاهی به اون و پذیرفتنشه و سطح دوم یافتن راهکار. شاید در نگاه اول یافتن راهکار یا روش حل مسئله مهمتر یا دشوار تر به نظر برسه. ولی واقعیت اینه که معمولاً این طور نیست و گیر اصلی خیلی‌ها در شناسایی و آگاهی از میزان اهمیت اونه. به عبارت دیگه مشکل جهل مرکب است!. یعنی یک سازمان فرد خانواده کشور جامعه یا گروه خیلی وقتا نمیدونه که از کجا میخوره. یعنی نمیدونه که چی رو نمیدونه! مثلاً خیلی از کسب و کارها مخصوصاً کسب و کارهایی که بنیانگذاراش آدمهای صرفاً فنی هستن، خیلی سخت و با هزینه زیاد یاد می‌گیرن و متوجه میشن که دلیل کیفیت پایین محصولات یا خدمات و پشتیبانی مشتریان با وجود استخدام بهترین نیروهای فروش، فنی و بازاریابی، فرهنگ سازمانی غلط در مجموعه است. یعنی مسئله فرهنگ سازمانی جزو گردترین علوم گرد است که میزان اهمیت و تأثیر آن در یک استارتاپ یا بنگاه اقتصادی بزرگ بیشتر از اهمیت کیفیت محصول، قدرت چانه‌زنی وضعیت رقابت بازار و هر موضوع دیگری نباشد، کمتر نیست. بله! دقیقاً به خاطر گرد بودن موضوع است که این میزان اهمیت در چشم بسیاری از بنیان گذاران تازه کار اساساً دیده نمیشه یا میشه گفت که جزو نقاط کور فرد محسوب میشه. اگر مدیر یک مجموعه در وهله اول متوجه اهمیت این موضوعات گرد باشه یا حداقل ملتفت باشه که یه موضوعاتی که به ظاهر خیلی ساده‌ان، خیلی مهمن و موضوعات گرد زیادی هستن که اساساً او نمی‌داند که باید بداند. رسیدن به این درک یک مقام ارزشمندیه که میشه گفت بیش از نصف مسیر غلبه بر مشکلات گرد که مهمترین مشکلات هستن، در این جایگاه طی شده فرض میشه. پس از کشف نقاط کور و فهمیدن اهمیت موضوعات گرد، پیدا کردن راه برای حل این مشکلات مرتبط، دشوار نیست. اصلاً علوم گرد برای همین وجود دارن و متخصصین این علوم برای همین روی زمین راه میرن. موضوع علوم گرد به قدری مهمه که از زاویه نگاه خیلی از مفاهیم و نظام‌ها میشه بهش نگاه کرد و به اهمیتش پی برد.  از دیدگاه ادیان، کسب و کارها، حکومت‌ها، دولتها، نظام سلامت، نظام سیاسی، نظام اقتصادی، خانواده و ... .  پرداختن به اهمیت علوم گرد در هریک از این مقوله ها از حوصله این نوشته خارجه و در عین حال خیلی هم سخت نیست. ولی بد نیست یک اشاره‌ای به چند تا از این مفاهیم بامزه بکنیم:مثال اول، نظام سلامت: مثلاً تو همین کرونا واقعاً حل چالش کنترل بیماری یا جلوگیری از شیوع آن با استفاده از ابزارهای مرتبط با علوم گرد، به مراتب موثرتر و البته دشوارتره. خیلی از دولت‌ها و مقامات مسئول پدرشون در اومد که مسئله رعایت پروتکل‌های بهداشتی رو فرهنگ‌سازی کنن. یا مثلاً در موضوع خودکشی رزیدنتها، وزارت بهداشت متوجه نمیشه که چالش اصلی چالش منابع انسانیه که خودش یک علمه و باید متخصص علم بیاد برای حل مسئله چاره‌ای بیندیشه و مثال دیگر اینکه با اینکه طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی سلامت دارای ۷  تا مولفه است، ولی آدما وقتی صحبت سلامت میشه عمدتاً ذهنشون سلامت جسم یا سلامت فیزیکی رو تداعی میکنه. چون سلامت روان، سلامت معنوی سلامت اجتماعی و ... جزو علوم گردن و با اینکه مهمترین و اصلاً دلیل خیلی از مشکلات سلامت جسم هم همونا هستن، ولی دیده نمیشن.مثال دوم، ادیان و امور معنوی: اصلاً فلسفه وجودی و هدف ادیان هم، رشد انسان در مسائل گرده. اگر یکم دقت کنیم، اساساً نظام تنبیه و تشویق در اسلام هم بر همین اساسه. ولی چون موضوعات گردن افراد سخت متوجه نقطه ضعف شون میشن. مثلاً هر جا صحبت از حق الناس باشه، افراد اولین چیزی که به ذهنشون میرسه چیزهایی مثل بدهی یا دین مالیه که ممکنه به کسی داشته باشن. در صورتیکه تعداد و شدت گناهانی که که مربوط به مسائل غیر مادی میشه، بسیار بیشتره. خیلی از آدمها اصلاً متوجه ارتکاب به چنین معصیتی نمی‌شن و عذاب وجدان هم نمی‌گیرن.مثال سوم، کسب و کار: همونطور که بالا هم گفتم، اگر کسب و کارهایی که با هم رقابت می‌کنن رو تحلیل کنیم، خیلی وقتا می‌بینیم که بعضی کسب و کارها با اینکه کیفیت و قیمت محصول یا خدمت‌شون به مراتب مناسبتر از رقیبه ولی در رقابت عقب می افتن. در اینجا مهمترین چالش اینه که مدیران کسب و کار اول باید متوجه بشن که دلیل اساساً چیه و بعد چاره کنن. خیلی وقتا انگیزه ناکافی کارمندان، عدم شناخت جنبه‌های روانشناسی مشتری و مباحثی از این دست ریشه مسائله ولی مدیران به جای حل ریشه‌ای مسئله به روش‌هایی برای حل سطحی مانند بازاریابی اگرسیو کد تخفیف و غیره رو میارن.اقتصاد، سیاست، بازاریابی، جامعه شناسی، مدیریت، رهبری و اخیراً استارتاپ، نوآوری، کارآفرینی و ... جزو موضوعات گردی هستن که باید شدیداً برحذر بود!</description>
                <category>بهزاد سیفی</category>
                <author>بهزاد سیفی</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 16:44:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا استارتاپ‌های سلامت در ایران شکست می‌خورند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bseyfi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-q1w41ja3nxhh</link>
                <description>صنعت سلامت یکی از صنایع پایدار و رو به رشد است که توسعه فناوری های مختلف همواره این صنعت را تحت تأثیر جدی قرار داده و منجر به خلق ایده­های خلاقانه و نوآورانه می­شود. با وجود اینکه حوزه سلامت یکی از اصلی­ترین حوزه­هایی است که نوآوری در آن منجر به تغییر قابل توجه در شاخص نوآوری و رتبه کشورها از نظر شاخص نوآوری می­شود، این صنعت یکی از سخت­ترین حوزه­ها برای راه اندازی کسب و کارهای مبتنی بر راهکارهای نوآورانه است. دلایل مختلفی باعث دشواری طی کردن مسیر موفقیت در راه­اندازی این نوع کسب و کارها می­شوند. حساسیت ذاتی حوزه سلامت – از نظر مرتبط بودن با جان افراد- اصطکاک زیاد با سیستم­های رگولاتوری و اینرسی نسبتاً زیاد جامعه پزشکی برای استفاده از تکنولوژی­های نوظهور، سه عامل اصلی دشواری راه­اندازی و توسعه دادن کسب و کار نوآورانه در حوزه سلامت است. در کنار عوامل مختلف دیگری که منجر به شکست کسب و کارهای نوپای نوآورانه می­شوند، این سه عامل، پیچیدگی مسیر رشد و احتمال شکست کسب وکارهای نوپای حوزه سلامت را افزایش می­دهند. در این مقاله، علاوه بر اشاره به دلایل شکست استارتاپ­های حوزه سلامت-به طور خاص سلامت دیجیتال- یکی از دلایل شکستی که از تحلیل ناقص یا غیردقیق صنعت و پوزیشنینگ نادرست ناشی می­شود، مورد بررسی قرار گرفته است. مطابق گزارش­های مختلفی که منابع معتبر منتشر کرده­اند، موارد زیر جزو مهم­ترین عوامل شکست استارتاپهای حوزه سلامت هستند:                                    مهم‌ترین عوامل شکست استارتاپ‌های حوزه سلامت در ایرانمدل کسب و کار و مدل درآمدی ناکارآمدعدم انطباق و ناسازگاری محصول/خدمت با روال کاری موجود در نظام سلامتشناخت ناکامل ساختار صنعت و در نظر نگرفتن اهمیت و نقش ذینفعان مختلفترکیب نامناسب تیم و تجربه ناکافی در حوزه سلامتکم‌حوصلگی و کم‌صبری بنیان‌گذاران برای رشد صحیح با در نظر گرفتن اینرسی ذاتی در حوزه سلامتنگاه به بیمار صرفاً به عنوان مشتری و عدم درک نیازهای واقعیزمان‌بندی نادرست و عدم توانایی در اخذ مجوزهای لازمنداشتن ارزش پیشنهادی مشخص که برای بیمار پرداخت هزینه در قبال آن بیارزد.حساب کردن بیش از حد روی تکنولوژی بدون داشتن شواهد علمی کافیهر یک از موارد فوق بهتر است در مجالی مناسب، بیشتر و دقیقتر مورد بررسی قرار گیرد. اما علاوه بر عوامل فوق، اگر مقداری پایه ­ای تر مسأله را تحلیل کنیم، به این نتیجه می­رسیم که در مرحله ایده ­پردازی اساساً بسیاری از ایده ­هایی که استارتاپها با محوریت آن شکل گرفته ­اند- یا می­ گیرند- در قسمتی از زنجیره ارزش صنعت سلامت دیجیتال نقش­ آفرینی می­کنند که اساساً مقیاس­ پذیر نیست و یا مقیاس­ پذیری در آن قسمت بسیار پرهزینه و دشوار است. برای روشن شدن بحث، بد نیست، زنجیره ­ی ارزش صنعت سلامت را ترسیم و مرور کنیم:شکل 1- زنجیره ارزش در صنعت سلامت دیجیتال و میزان   تأثیرپذیری هر قسمت از فاکتورهای سه‌گانه حساسیت (اهمیت و حساسیت ذاتی حوزه سلامت   که با جان افراد سروکار دارد)، اصطکاک (تداخل زیاد با سیستم­های رگولاتوری) و   اینرسی (اینرسی زیاد جامعه پزشکی برای استفاده از تکنولوژی­های نوظهور)همانطور که در شکل فوق نشان داده شده است میزان تاثیر هر یک از عوامل سه گانه حساسیت موضوع سلامت اصطکاک با سیستم رگولاتوری و اینرسی جامعه پزشکان در هر یک از حلقه های زنجیره ارزش متفاوت است که این تفاوت با سه سطح متوسط پایین و بالا مشخص شده است. بدیهی است که یک ایده نوآورانه برای تبدیل شدن به یک کسب و کار و در ادامه توسعه در مقیاس بزرگ، می­ بایست در زنجیره ارزش فوق خلق ارزشی کند که نسبت به روش­های فعلی دارای مزیتی باشد. این مزیت همان است که در نظر مشتری شما را متمایز می­ کند و منجر به انتخاب و پرداخت پول می­شود. پس یک پیشنیاز اساسی برای یک ایده نوآورانه این است که در زنجیره ارزش فوق، یک نقطه­ ی درست که دارای نارکارآمدی و نقص شناسایی شده و با توجه به مسأله، راه­کار نوآورانه، طراحی و ارائه شود. پرواضح است که در ادامه مسیر رشد، توسعه و اسکیل­ آپ کسب و کار، یکی از استراتژی­ های مرسوم تجمیع طولی و/یا عرضی در زنجیره ارزش است. به عنوان مثال یک استارتاپ که زمینه پایش سلامت نوزادان فعالیت می­ کند، می­تواند در ادامه علاوه بر پایش سلامت، خدمات مشاوره پزشکی یا محصولات سلامت ­محور مرتبط به نوزاد نیز به مشتریان خود ارائه کند. یا اینکه برای توسعه کسب و کار خدمات مربوط به پایش­ سلامت مادران یا سالمندان را نیز ارائه دهد. نکته بسیار مهمی که اغلب، بنیانگذاران در شناسایی نقطه درست برای ورود- نقطه دارای ناکارآمدی در زنجیره ارزش- در نظر نمی­گیرند، تحلیل دقیق حلقه قبل و بعد در زنجیره است. دوباره سه عاملی که راه ­اندازی و توسعه کسب و کارهای نوآورانه در صنعت سلامت را مرور می­ کنیم: حساسیت حوزه سلامت، اصطکاک زیاد با سیستم­های رگولاتوری و اینرسی زیاد جامعه پزشکی برای استفاده از تکنولوژی­های نوظهور. در انتخاب جایگاه مناسب در زنجیره ارزش، علاوه بر در نظر گرفتن ناکارآمدی، میزان مؤثر بودن این سه عامل نیز باید سنجیده شود. بدیهی است که هر چه درگیری و اصطکاک با سیستم رگولاتوری یا جامعه پزشکی بیشتر باشد، مسیر دشوارتر و پرهزینه­ تر پیش روی کسب و کارها خواهد بود. بنابراین برای شروع یک کسب و کار نوپا در حوزه سلامت بررسی دو موضوع بسیار مهم است اولاً ایده محوری کسب و کار می‌بایست یک ناکارآمدی و چالش واقعی را حل کند و ثانیاً باید در نظر داشت که هرچه این ناکارآمدی یا چالش در زنجیره ارزش در نقطه ای باشد که میزان اصطکاک با سیستم رگولاتوری حساسیت موضوع و نقش آفرینی جامعه پزشکی در آن بیشتر باشد احتمال موفقیت کمتر و مسیر رشد دشوارتر خواهد بود البته ناگفته نماند که منظور از انتخاب نقطه ورود مناسب عبارت است از شروع کسب و کار و بدیهی است که پس از ارزش آفرینی و توسعه در یک حلقه از زنجیره ارزش فوق تسری به حلقه‌های قبل و بعد و توسعه کسب و کار در سایر قسمتهای زنجیره ارزش به مراتب ساده تر و دارای سرعت رشد بیشتری خواهد بود برای توضیح بهتر این موضوع بد نیست به چند مثال اشاره کنیم موضوع نوبت دهی زمان انتظار در مطب یا مرکز درمانی یکی از چالش های بسیار جدی در در حوزه سلامت محسوب می شود پر واضح است که روش های سنتی مانند نوبت دهی حضوری و یا تلفنی در مقایسه با روش های آنلاین بسیار ناکارآمد و دارای چالش است بداهت این موضوع به حدی بوده است که استارتاپ های نوبت دهی آنلاین و مدیریت مطب جزو اولین و بیشترین استارتاپ های حوزه سلامت محسوب می شوند همانطور که در شکل فوق نشان داده شده است در حلقه پذیرش از زنجیره ارزش میزان اینرسی پزشکان در مورد استفاده از روش های نوع بالاست از طرفی پلتفرم های نوبت دهی که در در این قسمت فعال هستند با یک پلتفرم نامتقارن سر و کار دارند سمت تامین پلتفرم عبارت است از پزشکانی که تعداد آن ها بیش از صد هزار نفر نیست اما سمت تقاضا که عبارت است از از همه افراد جامعه بیش از ۸۰ میلیون نفر هستند بنابراین معادلات و استراتژی‌های اسکیل کردن در دو طرف پلتفرم کاملا متفاوت است اسکیل کردن در سمت تامین یا عرضه خدمات علاوه بر اینرسی بالای پزشکان در استفاده از روش های جدید مانع جدی دومی هم دارد که عبارت است از وجود و حضور رقبای بسیار زیاد این دو مورد جزو عوامل اصلی هستند که مانع رشد و اسکیل کردن استارتاپ هایی هستند که در این قسمت از زنجیره ارزش فعالیت می کنند. از طرفی اگر نگاهی به استارت آپ هایی بیندازیم که در قسمتهای دیگری از این زنجیره ارزش در حال فعالیت هستند می توانیم به اهمیت موضوع پی ببریم. به عنوان مثال در قسمت پیشگیری و تجربه بیمار میزان اثر فاکتور حساسیت و همینطور فاکتور اینرسی بسیار پایین است. از طرفی پلتفرم های فعال در این قسمت از زنجیره ارزش کاملاً مقیاس پذیر است. به همین دلیل است که در اکوسیستم ایران و همینطور جهان شاهد رشد نسبی بسیار بالای استارتاپهای فعال در این قسمت ها نسبت به بقیه قسمتهای زنجیره ارزش هستیم. استارتاپ هایی که در موضوع سبک زندگی یا شبکه‌های اجتماعی مانندی که که مربوط به اشتراک تجربه بیماران هستند، جزو این دسته از کسب و کار ها محسوب می شوند.</description>
                <category>بهزاد سیفی</category>
                <author>بهزاد سیفی</author>
                <pubDate>Tue, 06 Apr 2021 10:49:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای سرمایه‌گذاری در صنعت سلامت دیجیتال ایران؛ 10  سوالی که قبل از سرمایه‌گذاری باید پاسخشان روشن شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@bseyfi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-10-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%AF-i2uqvdcgogq4</link>
                <description>سرمایه‌گذاری در صنایع مختلف حوزه سلامت، همواره مورد توجه بوده است. با توجه به اینکه اندازه بازار صنایع مختلف در حوزه سلامت مانند خدمات سلامت شامل پیشگیری تشخیص و درمان به تعداد افراد جامعه است و نیاز افراد در جامعه در حال تغییر بوده و سطح انتظار از خدمات افزایش می‌یابد، این بازار دائماً رو به رشد است. در آمریکا هزینه های سلامت از 2.8 تریلیون دلار در سال ۲۰۱۴ به 4.01 تریلیون دلار در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است که این عدد معادل 19.1 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور است. در ایران نیز هزینه های سلامت در سال‌های اخیر همواره دارای رشد بوده است. هزینه های سلامت مردم از 26.6 میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ به  حدود ۴۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است. در میان صنایع مختلف در حوزه سلامت افزایش سهم صنعت سلامت دیجیتال نیز قابل تامل و البته مورد انتظار است. اندازه بازار صنعت سلامت دیجیتال در جهان در سال ۲۰۱۹ برابر 140 میلیارد دلار بوده است که پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۴ به عدد 4۰۰ میلیارد دلار برسد. آمار و اعداد دقیقی از اندازه فعلی بازار صنعت سلامت دیجیتال در ایران در دسترس نیست. ولی بر اساس آمار جهانی مطابق با جدول زیر می‌توان به صورت تخمینی این عدد را برابر با حدود 400 میلیون دلار برآورد کرد که پیش بینی می‌شود در چهار سال آینده این مقدار به 750 میلیون دلار برسد.چشم انداز کلی تخمین اندازه بازار سلامت دیجیتال ایرانمتناسب با میزان جذابیت این صنعت و همینطور میزان بکر ماندن نسبت به جذابیت آن، حجم سرمایه گذاری های خطرپذیر هم رو به رشد و افزایش بوده است. به طوری که میزان سرمایه گذاری خطرپذیر در آمریکا در صنعت سلامت دیجیتال از ۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ به میزان 9.5 میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ رسیده است البته ناگفته نماند که شیوع ویروس کرونا تاثیر قابل توجهی در نمایش اهمیت این صنعت و همینطور تسریع فرآیندهای سرمایه گذاری شده است. مطالعه روندهای سرمایه‌گذاری در سال های اخیر و میزان موفقیت استارتاپ های این صنعت در دنیا از یک سو و همینطور با بررسی پیش‌بینی‌های مربوط به آینده این صنعت با در نظر گرفتن میزان تاثیرپذیری آن از فناوری های افقی (Horizontal Technologies) چهارچوب فکری و استراتژیک مدونی را به عنوان یک ابزار کمک تصمیم برای سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌های فعال در صنعت سلامت دیجیتال فراهم می‌کند. البته قابل ذکر است که معیارهای ذکر شده در این نوشتار تنها شامل جنبه استراتژیک موضوع سرمایه گذاری و استارتاپ است. به عبارت دیگر ایده اصلی کسب و کار مدنظر است و سایر فاکتورهای موثر بر نظر سرمایه‌گذار شامل کیفیت تیم، بازدهی مالی زودهنگام، میزان سرمایه مورد نیاز و... مورد بحث نیست. بدیهی است این عوامل جزو عوامل بسیار مهم و تعیین کننده در فرایند سرمایه گذاری و موفقیت یک کسب و کار است که بررسی و ارزیابی آنها از مجال این نوشتار خارج است. در ادامه چند فاکتور اصلی در سرمایه‌گذاری ذکر شده است که گاهاً در قالب سوالاتی است که سرمایه گذار قبل از سرمایه گذاری می‌بایست به پاسخ آنها دست یابد.1. ایده محوری استارتاپ در کدام قسمت از زنجیره ارزش سلامت نقش و ارزش‌آفرینی می‌کند؟ میزان اصطکاک ایده اصلی کسب و کار با الزامات رگولاتوری و  یا حل شده بودن چالش های رگولاتوری چقدر است؟حساسیت ذاتی حوزه سلامت – از نظر مرتبط بودن با جان افراد-، اصطکاک زیاد با سیستم‌های رگولاتوری و اینرسی نسبتاً زیاد جامعه پزشکی برای استفاده از تکنولوژی‌های نوظهور، سه عامل اصلی دشواری راه‌اندازی و توسعه دادن کسب و کار نوآورانه در حوزه سلامت است. در نقاط مختلف از زنجیره ارزش صنعت سلامت دیجیتال میزان تأثیرپذیری کسب و کار از این سه فاکتور متفاوت است. هر چه میزان تأثیر این سه فاکتور کمتر باشد، احتمال موفقیت بالاتر است. ایده‌هایی که در قسمت پیشگیری، اشتراک تجربه بیمار و سبک زندگی هستند از این ویژگی برخورداند.2. آیا خلق ارزش ودلیوری خدمت با جمع آوری داده همراه است؟ آیا برنامه مشخصی برای استفاده از داده ها وجود دارد یا صرفا جمع آوری می‌شود که بشود؟!مشابه بسیاری از کسب و کارهای دیگر در صنایع مختلف صنعت سلامت نیز به دلیل فناوری های نوظهور داده محور مانند هوش مصنوعی در حال گذار از یک مدل سنتی به یک مدل هوشمندی است است که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران به نوعی انقلابی اساسی در صنایع مختلف حوزه سلامت محسوب می شود در چنین شرایطی در رقابت با بازیگران اصلی این صنعت برنده رقابت مجموعه‌ای است که دسترسی به داده های بیشتری داشته باشد البته با توجه به اهمیت موضوع و روندهای جهانی این روزها بسیاری از کسب و کارهای نوپا در زمان ارائه محصول یا خدمت خود به سرمایه‌گذاران ادعاهای جدی و گاهاً ناممکنی را در خصوص استفاده از فناوری هوش مصنوعی ارائه می کنند یکی از مهمترین پارامترهای تشخیص یک تیم توانمند داشتن برنامه مشخص و مدون برای جمع آوری داده های کلاس بندی شده و استفاده از آن ها داشته باشد3. میزان تطابق ایده محوری کسب و کار با نظام سلامت بیمار-محور و مردم-محور چقدر است؟ اگر نیست آیا توسعه کسب و کار و آینده آن این تطابق را نشان می‌دهد یا خیر؟در دنیا سیستم‌های سلامت مختلف، با کشف و شناسایی ناکارآمدی‌های موجود در حال تغییر به سمت نظام سلامت بیمار-محور هستند. در نظام سلامت بیمار-محور، معیار تمام تصمیماتی که برای ارائه خدمات بهداشت و سلامت به بیمار داده میشود نیاز های خاص فرد و بازدهی مطلوب از فرآیند درمان است در این نوع تعامل بین بیمار و پزشک یا یک مرکز درمانی بیمار از مرحله اول پیشگیری تا تشخیص و درمان در کنار کادر درمان بوده و مداخله می‌کند. بر این اساس تجویزهای انجام شده برای درمان کاملاً مختص بیمار و شخصی سازی شده است. از طرف دیگر هزینه های قابل پرداخت توسط بیمار بر اساس ارزش خلق شده توسط تامین کننده خواهد بود به عبارت دیگر بیمار بر اساس میزان بازدهی یا خروجی که از فرآیند درمان گرفته است پرداخت را انجام می دهد ظهور فناوری های نو و زیرساخت های مختلف در حوزه ارتباطات و اطلاعات پیاده‌سازی این نوع نظام سلامت را ساده تر خواهد کرد بدیهی است پس از ظهور و بروز چنین سیستم سلامتی میزان رضایتمندی بیمار از خدمات درمانی افزایش پیدا می کند به کسب و کارهایی که در افق توسعه خود این نوع نظام سلامت متصور نباشند غافلگیر خواهند شد.4. ساختار فعلی و آینده رقابت و بازار در موضوع فعالیت کسب و کار چگونه است؟یکی از الزامات اساسی راه اندازی کسب و کار و توسعه آن لزوم تحلیل دقیق صنعت و بازیگران اصلی در بازار مرتبط با آن صنعت است.در راستای تحلیل صنعت، یکی از المان های اساسی، تحلیل رقبا و مهمتر از آن، مطالعه ساختار رقابت در بازار آن صنعت است که پیشتر در مقاله‌ای در مورد آن صحبت کرده ایم. صنایع مختلف بازار هایی با ساختارهای مختلفی می‌توانند داشته باشند. به عنوان مثال ساختار رقابت در بعضی از بازارها به صورت مونوپلی است. به این معنا که رهبری بازار مربوط به تنها یک بازیگر کلیدی است که سهم قابل توجهی از بازار را داشته و این سهم در مقایسه با بقیه بازیگران به صورت قابل توجهی بزرگتر است. در برخی از بازارها ساختار رقابت به صورت دئوپلی است. در این ساختار سهم عمده بازار مربوط به دو بازیگر اصلی و بقیه بازار بین تعداد زیادی از بازیگران توزیع شده است. ساختار های دیگری مانند ساختار آلیگوپلی هم اشاره به تعداد زیادی از بازیگران در بازار دارد. در مورد بازار مربوط به صنایع سلامت می‌بایست تحلیل دقیقی در مورد ساختار رقابت در بازار انجام شود. در صورتی که ساختار بازار به صورت مونوپلی باشد، به عبارت دیگر برنده رقابت صاحب همه بازار شود، بدیهی است که در این شرایط استراتژی های مربوط به رشد و توسعه کسب و کار در مقایسه با حالت های دیگر ساختار رقابت متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی بنیانگذاران و سرمایه گذاران کسب و کارها می‌بایست اشراف کامل به ساختار فعلی و ساختار نهایی رقابت در بازار مورد نظر را داشته باشند.5. آیا مکانیزم مشخصی برای ساختن موانعی برای ورود رقبای جدید مانند ساختن اثر شبکه‌ای، قابل تعریف و پیاده سازی است؟یکی از تفاوتهای اساسی صنعت سلامت با سایر صنایع، میزان حساسیت موضوع است. در چنین بازاری جلب اعتماد مشتری یا بیمار از اهمیت دو چندانی برخوردار است. یکی از دلایل سرعت رشد و اسکیل آپ پایین مربوط به کسب و کارهای صنعت سلامت دیجیتال، این است که اساساً مردم نسبت به یک موضوعی که با سلامت آن ها سر و کار دارد، در مقایسه با سایر صنایع مانند تاکسی آنلاین یا حوزه فین تک حساسیت بیشتری از خود نشان داده و به سختی به آن اعتماد می‌کنند. از طرفی در صورتی که به یک مجموعه یا برند خاص اعتماد داشته باشند، تغییر نظرشان برای استفاده از یک برند یا محصول دیگر دشوار خواهد بود. در کنار مسئله اعتماد سازی به وسیله ساخت برند، با توجه به موضوع فعالیت کسب و کار در حوزه سلامت می‌بایست تحلیل دقیقی صورت گیرد که آیا ابزارهای دیگری مانند اثر شبکه ای یا پیچیدگی فناوری برای آن کسب و کار جهت دشوار سازی یا ناممکن سازی ورود رقیب دیگر چقدر ممکن است.6. آیا منافع ذینفعان مختلف سلامت تا حد امکان در کسب و کار طراحی شده دیده شده است؟همانطور که قبلاً نیز در مقاله‌ای اشاره شد، یکی از عواملی که تحلیل صنعت سلامت را دشوارتر می‌کند، وجود ذینفعان متعدد و متنوع، با زاویه دیدهای کاملاً متفاوت است و بر اساس برخی از تحلیل‌ها، یکی از دلایل عدم موفقیت کسب و کارهای حوزه سلامت عدم درک درست از صنعت و ذینفعان مربوط به آن است. درست است که صنعت سلامت فعلی در حال گذار از یک ساختار سنتی به یک فرآیند شفاف‌تر دقیقتر و ارزش محورتر است و در ساختار جدید در آینده تعداد و تنوع ذینفعان احتمالاً متفاوت خواهد بود، اما به منظور گذشتن از این فاز می بایست نقش تمامی ذینفعان موجود به صورت دقیق ارزیابی و تحلیل شده و منافع همه آنها به نوعی در ایده اصلی کسب و کار مورد توجه قرار گرفته باشد. البته بسته به موضوع کسب و کار و در نظر گرفتن فاکتورهای مختلفی مانند کلاس خطر محصول یا خدمت، میزان فناوری محور بودن و محل ارائه خدمت/محصول در زنجیره ارزش سیستم سلامت، ممکن است نقش برخی از ذینفعان کمرنگ تر یا پررنگ تر شود. اما به هر حال نقش همه ذینفعان می بایست مورد تحلیل و بررسی دقیق قرار گیرد.7. آیا به طور کلی از نظر بیمار و پرداخت کننده، با استفاده از محصول یا خدمت ارائه شده توسط استارتاپ، هزینه‌های درمان کمتر و یا کیفیت خدمت افزایش پیدا می‌کند؟با وجود تفاوت‌های زیادی که در سیستمهای سلامت بسیاری از کشورها وجود دارد، همه سیستم‌های سلامت در راستای بهینه کردن فرایندهای خود دو هدف اصلی را دنبال می کنند: الف: افزایش کیفیت خدمات و بازدهی فرآیند پیشگیری تشخیص و درمان و ب: کاهش هزینه‌ها. بنابراین ایده اصلی کسب و کار هرچه که باشد می‌بایست حداقل یکی از این دو امر را محقق سازد. در صورتی که هیچ یکی از این دو مسئله به عنوان ارزش نهایی کسب و کار وجود نداشته باشد، قطعاً در ارائه به بازار به مشکل خواهد خورد .حال این مشتریان بیمار باشد، مراکز درمانی باشد، پزشکان باشند و یا هر سگمنت دیگری.8. آیا مسئله شفافیت در تعریف خدمت، خلق ارزش و پرداخت رعایت شده است؟مطابق گزارش های جهانی یکی از دلایل اصلی شکست استارتاپ های حوزه سلامت دیجیتال این است که ارزش واقعی که برای مشتری و بیمار خلق می‌شود، دارای شفافیت کافی نیست. به عبارت دیگر مشتری یا بیمار مشخص نیست که دقیقا چه ارزشی را دریافت می کند که بابت آن قرار است پول پرداخت کند. علاوه بر شفافیت در تعریف خدمت، تعریف دقیق ارزشی که به واسطه آن خدمت خلق می‌شود و همینطور شفافیت در مسئله پرداخت نیز جزو چالش‌های اساسی است. به عبارت دیگر باید دقیقاً مشخص شود که چه کسی، بابت چه خدمتی، به چه کسی و به چه میزان قرار است که پول پرداخت بکند. در این مورد نقش پیشگیری، بیمه های هوشمند، تشخیص درست و پرداخت بر اساس بازدهی درمان جزو موضوعات بسیار مهم روز محسوب می شود.9. میزان انطباق ایده محوری کسب و کار با فرآیندهای فعلی نظام سلامت چقدر است؟ایده اصلی کسب و کار هر چقدر هم که خوب باشد و بسیاری از پارامترهای اساسی مانند افزایش میزان بازدهی یا کیفیت و کاهش هزینه ها را در برداشته باشد، در صورتی که در جریان کاری فعلی سیستم سلامت نتواند جا بیفتد و یا انطباق پیدا کند، پیاده‌سازی آن بسیار دشوار و گاهاً ناممکن خواهد بود. البته بسته به موقعیت فعالیت کسب و کار در زنجیره ارزش سلامت، میزان اصطکاک ایده محوری با ساختارهای فعلی، قاعدتاً متفاوت خواهد بود. اما در صورتیکه مشتری محصول یا خدمت، مراکز درمانی، پزشکان و بیمارستان ها هستند و یا به نوعی در قسمتی از فرآیندهای ارائه خدمت به مشتری یا بیمار نقش بازی می‌کنند می بایست کلیه فرایندهای فعلی نظام سلامت مورد بررسی دقیق قرار گرفته و میزان انطباق آنها با ایده محوری کسب و کار مورد سنجش قرار گیرد.10. در صورتی که مدل درآمدی یا ساختار کسب و کار، پلتفرم یا مارکت پلیس است آیا هر دو یا هر چند طرف کسب و کار قابل مقیاس هستند آیا مکانیزم برای ساختن fly wheel طراحی شده است؟بسیار مهم است که ساختار محصول در کسب و کار مورد نظر مشخص و ابعاد آن شناخته شده باشد. در صورتی که ساختار ارائه خدمت یا سرویس به صورت پلتفرم یا مارکت پلیس است، استراتژی و سناریوهای مختلف برای اسکیل پذیری در طرف‌های مختلف پلتفرم یا مارکت پلیس باید مشخص باشد. در صورتی که ایده محوری پلتفرمی را می‌سازد که از طریق آن ارائه دهندگان خدمت یا پزشکان به بیماران یا مردم ارائه خدمت می‌کنند، باید در نظر داشت که این نوع پلتفرم به صورت نامتقارن بوده و مقیاس پذیری در سمت بیماران قابل مقایسه با مقیاس پذیری در سمت مراکز درمانی و پزشکان نیست. همینطور ابزارهای راه اندازی اثر شبکه‌ای در دو سمت این نوع پلتفرم ها کاملاً متفاوت خواهد بود.</description>
                <category>بهزاد سیفی</category>
                <author>بهزاد سیفی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 17:16:05 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>