<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا بویری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@business.acc0unt1233</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 04:23:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>رضا بویری</title>
            <link>https://virgool.io/@business.acc0unt1233</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقش المان در تجهیز صدام به سلاح های کشتار جمعی</title>
                <link>https://virgool.io/@business.acc0unt1233/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-xortw9ee0ghj</link>
                <description>دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزاستاد مربوطه:علی اکبر حسنوندتهیه کننده:رضا بویریساعت و روز کلاس:یکشنبه 7.30 الی 9-جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون در شرایطی قرار گرفتهایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخش دیگر آن در دست 62 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند.مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراقتیمر من محقق و نویسنده امریکایی:شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 2 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد،محمد،عیسی، عانی، « مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد. اولین آنها در سال 3181 و آخرینشان در سال 3182 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید میشدند و در خمپارهها، ». راکتها و گلوله های توپ جاسازی میشدند. بی تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود .اشپیگلفنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکادB را به 211 کیلومتر افزایش دهد. با وجود ممنوعیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاحها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار میگرفت. اکنون روشن شده است دول غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث حمایت میکردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند. از جمله کشورهایی که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث پرداخت آلمان بود که حتی رسانهها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.به گزارش &quot;اشپیگل&quot;علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمانضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس میکند و از طریق این شرکت از&quot;کنسرن معروف فورستای آلمان&quot; وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری میکند. اینکارخانه قادر است سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل وتابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یکباره صورت نگرفته بلکه درقطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر میشد.مجله &quot;اشپیگل&quot;چاپ آلمان ذیل یکی از گزارشهای خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاحهای شیمیایی توسط آلمان نوشت:یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام میشود که با وساطت رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا میکند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاحهای شیمیائی به عراق داده میشود.مجله&quot;اشپیگل&quot;در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در &quot;سلمان پاک&quot; در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاههای تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر &quot;فلوجا&quot;مواد خام اولیه تهیه میشود و بالاخره در شهر &quot;سامره&quot;گازهای خردل و گاز عصبی تابون بهطور انبوه تولید میشود. بنابر این گزارش در هر سه شهر ،شرکتهای مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بودهاند.علاوه بر این، آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات &quot;سعد 32&quot;و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث قرار داده و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرده است. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره میگوید: یک پروژه نظامی موسوم به &quot;سعد - 32&quot; در عراق توسط شرکتهای آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.بنابر گزارش &quot;اشپیگل&quot;: شرکتهای تسلیحاتی آلمانی متعلق به گروه &quot;ام.بی.بی&quot;بیش از آنچه تصور میرفت در تقویت قدرت نظامی عراق دست داشتهاند. به طور مثال یک سلاح ساخته شده توسط &quot;ام.بی.بی&quot;که موج انفجاری آن مشابه با انفجار یک بمب کوچک اتمی است از طریق مصر به عراق فروخته شده است .&quot;ام.بی.بی&quot;همچنین از طریق شرکت فرانسوی &quot;اویرومیسایل&quot;حدود 31 هزار قبضه موشک ضدتانک سیستم میلان و هات و نیز 3131 موشک ضدهوایی رولاند به عراق فروخته است.بنابر گزارش همین مجله، اطلاعات تحقیقات محرمانه حاکی از آن است که تأسیسات شیمیایی ساخته شده توسط شرکتهای آلمانی در سامره عراق اخیرا موفق به تولید مواد شیمیایی بسیار مرگبار تابون و لاست هم شدهاند. کارشناسان آلمانی همچنین متوجه شدهاند که سه کارخانه فروخته شده آلمانی به عراق قادر به تولید اسید سیائیدریک غلیظ و فشرده است.ادو اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور &quot;فرانکفورتر آلگماینه&quot; که در دوران جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود میگوید: مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران به صدام دادهاند.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکاد B نبوده است.</description>
                <category>رضا بویری</category>
                <author>رضا بویری</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 23:54:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق از نظر قوانین بین الملل باید تروریست و جاسوس معرفی شود</title>
                <link>https://virgool.io/@business.acc0unt1233/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-yi4lpk19uwbz</link>
                <description>دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزاستاد مربوطه:علی اکبر حسنوندتهیه کننده:رضا بویریساعت و روز کلاس:یکشنبه 7.30 الی 9-سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی است. رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است. از سال ۱۳۸۲ زنده بودن مسعود رجوی در پرده ابهام قرار دارد و در غیاب وی همسرش مریم رجوی عملاً رهبری این سازمان را برعهده دارد.از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.این سازمان در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد؛ اما بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، عبدالرضا نیک‌بین از فهرست رسمیِ بنیان‌گذاران، حذف شد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان –که از سال ۱۳۴۵ به سازمان پیوسته بود– جایگزین او شد.سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی است که با تغییر ایدئولوژی به مارکسیست، علیه نظام حکومت اسلامی، قیام مسلحانه انجام داد.رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است. از سال ۱۳۸۲ زنده بودن مسعود رجوی در پرده ابهام قرار دارد و در غیاب وی همسرش مریم رجوی عملاً رهبری این سازمان را برعهده دارد. از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.مریم رجویاین سازمان در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ توسط چهار تن از طرفداران جبهه ملی و نهضت آزادی به رهبری محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد؛ اما بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، عبدالرضا نیک‌بین از فهرست رسمیِ بنیان‌گذاران، حذف شد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان که از سال ۱۳۴۵ به سازمان پیوسته بود جایگزین او شد. مدتی بعد افراد دیگری مانند مسعود رجوی و رضا رضایی نیز به عضویت کمیتۀ مرکزی آن درآمدند.سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت. در سال ۱۳۵۱ سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک ) ، موفق به دستگیری رهبران اولیه این سازمان شده و به حکم دادگاه نظامی وقت، به جُرم «اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی (ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)»، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند.در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، برخی به رهبریِ تقی شهرام و بهرام آرام، اقدام به ترور و حذف اعضای مذهبی، از جمله، مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند و با به‌دست گرفتن بخشی از سازمان، بیانیه ي اعلام تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را منتشر کردند. پس از آن، اعضای سازمان به دو دسته: مارکسیست به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام و نیز مسلمان به رهبری مسعود رجوی و موسی خیابانی، تقسیم شدند.تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین در سال ۱۳۵۴ کمی بعد از فرار تقی شهرام از زندان ساری صورت گرفت. در آن زمان اکثریت اعضای مرکزیت «سازمان مجاهدین خلق» که خارج از زندان بودند، تحت تأثیر تقی شهرام و بهرام آرام به مارکسیسم گرویدند.اما اکثریت اعضای سازمان در داخل زندان که در راس آن‌ها افرادی چون مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی و موسی خیابانی قرار داشتند در اصول خود و پایبندی به اسلام باقی ماندند. مسعود رجوی اعلام گرایش سازمان به مارکسیسم را یک حرکت فرصت‌طلبانه اعلام نمود و آن را زمینه‌ساز رشد تمایلات راست ارتجاعی خواند. بخش خارج از کشور نیز به‌طور جداگانه مخالفت خود را با این حرکت فرصت طلبانه با صدور اعلامیه‌ای با امضای «تعدادی از اعضای سازمان» اعلام نمودند.پس از انقلاب اسلامی ایران سازمان مجاهدین خلق با نام رسمی جنبش ملی مجاهدین فعالیت خود را آغاز کرده و در تراکت‌های رسمی نیز خود را به همین نام می‌خواند.چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان تروریستی و جاسوسی است؟این سازمان به وسیله حکومت پهلوی سابق و جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده‌است.برخی دولت‌های غربی نیز برای حدود یک دهه این سازمان را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده بودند اما بعداً این سازمان را از این فهرست خارج کردند.در دوران حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی از لقب «مارکسیست اسلامی» برای این سازمان استفاده می‌شده‌است.در ادبیاتِ حکومتی ایران از سازمان مجاهدین خلق با عناوینی چون «سازمان منافقین» یاد می‌شود. بسیاری از اعضای جدا شده و همچنین محققان این سازمان را دارای ماهیت فرقه‌ای دانسته و از عنوان فرقه رجوی برای اشاره بدان استفاده می‌گردد.طبق گزارش سال ۱۳۸۸ مؤسسه بروکینز این سازمان به نظر غیر دموکراتیک است و محبوبیت ندارد اما به عنوان یک پروکسی در داخل ایران علیه حکومت تهران حضور عملیاتی دارد.یگانه ترابی خبرنگار رویترز و جاناتان وایت استاد علوم سیاسی مؤسسه اروپا گفته‌اند که این گروه هنوز هم میان ایرانیان نامحبوب است.بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامیدر روز ۷ تیر ۱۳۶۰ در حالی که در دفتر حزب جمهوری اسلامی، اجلاسی از سران آن در حال برگزاری بود، بمب قدرتمندی منفجر شده و بیش از هفتاد تن از مقامات بلندپایه حکومتی از جمله، دبیرکل حزب و رئیس دیوان عالی کشور بهشتی، چهار تن از وزرای کابینه ي دولت، ۲۳ نماینده ي مجلس و چندین تن از دیگر مقامات ترور شدند. مدتی بعد کرسی ریاست جمهوری به محمدعلی رجایی سپرده شد و به سمت دبیرکل حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد. هم چنین وی محمدجواد باهنر را به مقام نخست‌وزیری خویش برگزید. رجوی و بنی‌صدر به همراه برخی گروه‌های دیگر، آغاز فعالیت شورای ملی مقاومت را برای مبارزه با نظام جمهوری اسلامی اعلام کردند.بمب‌گذاری در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایراندو ماه پس از حادثه ي بمب‌گذاری ماه تیر، در انفجار مهیب دیگری در دفتر نخست‌وزیری به تاریخ ۸ شهریور، رجایی و باهنر ترور شدند. گرچه هیچ گروهی مسئولیت بمب‌گذاری‌ها را برعهده نگرفت، اما جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق را عامل این اقدامات اعلام نمود. با این وجود مجاهدین مسئولیت دیگر ترورها را پس از عزل بنی‌صدر پذیرفتند. از جمله ترورهایی که در فاصله چند ماه اتفاق افتاد، می‌توان به ترور امام جمعه ي شهرهای تبریز، کرمان، شیراز، یزد و باختران، یک استاندار، سرپرست زندان اوین، تنی چند از قضات دادگاه‌های انقلاب، نمایندگان مجلس، مقامات پایین رتبه دولتی و اعضای سازمان‌های انقلابی اشاره کرد.ترورهاسازمان مجاهدین خلق از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، اعلام مبارزهٔ مسلحانه کرد. مسعود رجوی در گزارشی گفته‌است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱، ۱۲ هزار نفر کشته شده‌اند. به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری اسلامی ایران سازمان تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر عملیات‌های مسلحانه‌ای که سازمان مسئولیت آن را پذیرفته‌است، برخی ترورها و عملیات‌های نظامی دیگر هم به سازمان نسبت داده شده‌است:کشته شدگان سرشناس (محمد کچویی؛ ۸ تیر ۱۳۶۰) (حسن آیت؛ ۱۴ مرداد ۱۳۶۰) (اسدالله مدنی؛ ۲۰ شهریور ۱۳۶۰) (عبدالکریم هاشمی‌نژاد؛ ۷ مهر ۱۳۶۰) (سید عبدالحسین دستغیب و ۱۲ نفر دیگر از همراهان وی در نماز جمعه؛ ۲۰ آذر ۱۳۶۰) (محمد صدوقی؛ ۱۱ تیر ۱۳۶۱) (عطاءالله اشرفی اصفهانی؛ ۲۳ مهر ۱۳۶۱) (اسدالله لاجوردی؛ ۱ شهریور ۱۳۷۷) (علی صیاد شیرازی؛ ۲۱ فروردین ۱۳۷۸)ترورهای ناموفق (عباس واعظ طبسی؛ در سال ۱۳۶۱) (صادق احسان‌بخش؛ امام جمعهٔ رشت در سال ۱۳۶۱) (سید احمد خمینی؛ ۲۵ خرداد ۱۳۶۱)ترورهای منتسبانفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران که در آن محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و هوشنگ وحید دستجردی به همراه یک‌نفر دیگر کشته شدند.سید علی خامنه‌ای؛ ۶ تیر ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران که منجر به صدمه دیدن دست راست وی شد.بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی؛ ۷ تیر ۱۳۶۰، که در آن سید محمد بهشتی و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی کشته شدند.سایر فعّالیت‌هاافشای فعّالیت‌های مخفی هسته‌ای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۰۲ به بعد که در نهایت منجر به صدور چهار قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و اعمال تحریم‌های مختلف علیه دولت جمهوری اسلامی شد.حمایت و همراهی در گروگان‌گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)عملیات ۱۲ بهمن در سال ۲۰۰۰ که طی آن ۱۲ عملیات علیه ایران انجام گرفتحمله تقریباً هم‌زمان به سفارت ایران در ۱۳ کشور خارجی در ۱۹۹۲قتل کارمندان غیرنظامی و نظامی آمریکایی مشغول در پروژه‌های دفاعی ایران در ۱۹۷۰خروج از فهرست سازمان‌های تروریستی و واکنش‌هادر تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹، یک دادگاه استیناف در واشینگتن دی سی آمریکا حکم کرد که نگه داشتن سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا اشتباه بوده‌است و اینکه وزارت خارجه آمریکا می‌باید در این نامگذاری تجدید نظر کند. این موضوع برای این سازمان که ۱۳ سال برای خارج شدن از لیست تروریستی آمریکا تلاش می‌کرد یک پیروزی بزرگ محسوب می‌شود.روز دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۸۷، شورای وزیران اتحادیه اروپا با خارج شدن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی اتحادیه اروپا موافقت کرد. مریم رجوی در اطلاعیه‌ای که از سوی شورای ملی مقاومت صادر گردید گفت:با لغو برچسب تروریستی سیاست استمالت اروپا درهم شکست و چرخ های تغییر در ایران با شتاب مضاعف شروع به حرکت خواهند نمود.پیش از آن نیز در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۷، دادگاه ویژه‌ای در بریتانیا رأی داد که دولت این کشور، بایستی نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از فهرست گروه‌های تروریستی حذف و فعالیت‌شان را در بریتانیا قانونی اعلام کرد. بیش از ۱۰۰ عضو پارلمان اروپا از باراک اوباما خواستند که نام مجاهدین خلق را از لیست سازمان‌های تروریستی آمریکا حذف نماید. قانون‌گذاران در نامه‌ای گفتند که سازمان مجاهدین خلق ایران به‌وضوح نشان داده‌است که دشمن بنیادگرایی اسلامی است.اقدام اتحادیه اروپا با اعتراض جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. قشقایی سخنگوی وقت وزارت خارجه ایران گفت: این مسئله برخورد کاملاً دوگانه و گزینشی با موضوع تروریسم را نشان می‌دهد. اتحادیه اروپا که در راستای سیاست تروریسم خوب و تروریسم بد، حرکت می‌کند، علاوه بر جنایاتی که منافقین در ایران و عراق انجام داده‌اند کاملاً واضح و روشن است که این گروهک فرقه‌گرا، جزئی از تروریسم هستند و دستشان به خون ۱۶ هزار ایرانی آغشته‌است.الیزابت روبین در مقاله‌ای در روزنامهٔ نیویورک تایمز بر این نکته تأکید کرده بود که حذف این گروه از سازمان‌های تروریستی اقدامی اشتباه خواهد بود. وی در مورد توضیح در مورد این گروه نوشت:می‌دانید، آن‌ها گروهی از شیعه‌های مارکسیست در زمان آیت‌الله خمینی بودند که علیه محمد رضا پهلوی در ایران به پاخاستند. اما از زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹ علیه حکومت ایران فعالیت کردند. آن‌ها بخشی از گروهی بودند که دیپلمات‌های آمریکایی را در سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفت. ۷ آمریکایی را کشتند. پس از انقلاب به فرانسه پناهنده شدند امّا پاریس آن‌ها را در سال ۱۹۸۶ اخراج کرد و به این ترتیب این گروه در عراق مستقر شد و در جنگ ایران و عراق در کنار صدام حسین علیه مردم ایران قرار گرفت. سپس به گمان من مریم و مسعود رجوی به دلایل مذهبی با یکدیگر ازدواج کردند. اما آن‌ها همگان را به طلاق وامی‌دارند و شما در این گروه نمی‌توانید روابط دوستانه داشته باشید. نمی‌توانید ازدواج کنید و به‌طور کلی تمامی انرژی و عشق شما به مسعود و مریم رجوی منتقل می‌شود که قصد تغیر رژیم در ایران را دارند.هم‌اکنون این سازمان تنها در دو کشور عراق و ایران به عنوان سازمان تروریستی شناخته می‌شود و هیچ کشور دیگری این سازمان را به عنوان تروریست ذکر نکرده‌است.سازمان مجاهدین خلق از طریق لابی‌ها و آکسیون‌های برنامه‌ریزی شده و صرف هزینه‌های هنگفت، سعی در جلب شخصیت‌های پرنفوذ سیاسی به عنوان «حامی» خروج نام این گروه از «فهرست گروه‌های تروریستی» در اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا کرده‌است.انتقال به عراقپس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بخش مذهبی سازمان مجاهدین خلق به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی، فعالیت خود را تحت عنوان جنبش ملی مجاهدین، اعلام کردند؛ ولی دربارهي اختلاف نظر با روحانیان وقت، از جمله روح‌الله خمینی، به مخالفت بر ضد نظام جمهوری اسلامی روی آورد. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و برکناری ابوالحسن بنی‌صدر، این سازمان، هدف خود را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد. اعضای سازمان مجاهدین، دو سال بعد از جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۱ به عراق رفتند .پس از بازگشت مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق، در سال ۱۳۶۶ مجاهدین، ارتش آزادی‌بخش ملی را به منظور سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، تأسیس کرده و در سراسر مرز ایران و عراق، با همراهی با ارتش عراق در جنگ عراق علیه ایران، دست به تهاجم علیه نیروهای نظامی ایران زدند و تا مرداد ۱۳۶۷ بیش از صد رشته عملیات نظامی علیه سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی انجام دادند. مهم‌ترین عملیات نظامی سازمان در سال ۱۳۶۷ تحت عنوان فروغ جاویدان انجام شد.مسعود رجوی و رئیس‌جمهور سابق عراق صدام حسینمسعود رجوی و رئیس‌جمهور سابق عراق صدام حسیناین سازمان هم چنین متهم به همکاری با صدام در سرکوب و قتل‌عام کردها و شیعیان عراق در انتفاضه شعبانیه است. هرچند که سازمان این اتهام را رد می‌کند.عملیات نظامی مستقیم علیه ایرانچندی پس از انتقال اغلب نیروهای سازمان به عراق و تغییر استراتژی جنگ چریکی به جنگ کلاسیک، در آخرین سال جنگ ایران و عراق و در شرایطی که توان نظامی ایران در پی چندین سال جنگ فرسایشی و توان اقتصادی و روحی ایرانیان با کاهش بسیار شدید درآمدهای نفتی شدیداً تحلیل رفته‌است، سازمان مجاهدین، رویارویی علنی با نیروهای ایرانی در جبهه‌ها را آغاز می‌کند.عملیات آفتاباین عملیات برای اول فروردین سال ۱۳۶۷ در اطراف شوش برنامه‌ریزی شده بود، امّا درگیری دو تن از نیروهای شناسایی سازمان و دستگیر شدن آن‌ها توسط نیروهای ایرانی، منجر به تردیدهایی پیرامون لو رفتن احتمالی عملیات و تعویق یک هفته‌ای آن شد. نهایتاً این عملیات در ۸ فروردین آغاز شد. در جریان این عملیات و بر اساس ادعای مجاهدین، تلفات وارده به لشکر ۷۷ خراسان ۳۵۰۰ تن کشته و مجروح و ۵۰۸ اسیر، بیان می‌شود و مقدار زیادی تجهیزات جنگی به غنیمت آنان درآمد. مجاهدین تعداد تلفات خود را ۱۲۳ نفر گزارش داده و پس از اجرای عملیات منطقه را ترک و به خاک عراق بازگشتند.عملیات چلچراغسه ماه پس از عملیات آفتاب که مجاهدین را در موقعیت سیاسی و تبلیغاتی مناسبی قرار داد، در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷، سازمان عملیات چلچراغ را اجرا می‌کند. هدف از این عملیات تصرف شهر مهران است که محقّق می‌شود. این عملیات در ابتدا به صورت مشترک بین تیپ‌های زرهی عراق و پیاده سازمان مجاهدین شروع شد. این تهاجم در چهار محور به‌طور ۵۰ کیلومتر و عمق ۲۰ کیلومتر صورت گرفت. گفته می‌شود شب قبل از آغاز عملیات، ارتش عراق اقدام به آتش بر روی محورهای منطقه می‌کرد . مجاهدین برای حمله و تصرف مهران از از چهار محور به شهر مرزی مهران هجوم برده و شهر را تصرف کردند.بنا به ادعای سازمان مجاهدین در عملیات چلچراغ لشکر ۱۶ زرهی قزوین، لشکر ۱۱ سپاه پاسداران و گردان‌های مختلف توپخانه و کاتیوشای حکومت اسلامی به‌طور کامل از بین رفته و ۸ هزار تن از نیروهای نظامی کشته و زخمی شدند. ۱۵۰۰ نفر نیز در داخل این عملیات اسیر شدند.پس از انجام عملیات و تصرف مهران، نیروهای سازمان اقدام به جمع‌آوری تجهیزات و وسایل خود کرده و در ظرف دو روز به پشت مرزهای عراق برگشتند.منابع ایرانی ضمن پذیرش شکست در مهران، اعلام کردند که پیروزی مجاهدین ناشی از پشتیبانی ارتش عراق و استفاده از تسلیحات شیمیایی بوده‌است.عملیات فروغ جاویدانشش روز پس از قبول قطعنامهٔ آتش‌بس توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با بهره‌برداری از ضعف شدید روحیهٔ نیروهای ایرانی، مجدداً به خرمشهر حمله کرده و تا آستانهٔ تصرّف آن پیش می‌روند، سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را آغاز می‌کند.هدف مجاهدین از این عملیات تصرف تهران اعلام شد امّا بر خلاف دو عملیات قبلی، به شکست گسترده و تلفات شدید سازمان منتهی می‌شود. مطابق اعلام رسمی مجاهدین ۱۳۰۴ نفر از اعضای آن طی این عملیات کشته شدند.این آخرین فرصتی بود که از سوی صدام به مجاهدین برای تجزیهٔ بخشی از خاک ایران و ایجاد یک منطقهٔ خودمختار داده شده بود.قرار گرفتن در فهرست سازمان‌های تروریستیبعد از آن که محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران انتخاب گردید، سیاست‌مداران آمریکایی در دولت وقت آمریکا، یعنی دولت کلینتون که سالیان به دنبال جناح میانه‌رویی درون نظام جمهوری اسلامی بودند، از انتخاب محمد خاتمی استقبال کرده و برای نزدیک شدن به وی و بنا به درخواست وی به منظور نشان دادن حسن نیت خود، نام سازمان مجاهدین را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار دادند. در همان اوان، مارتین ایندیک، معاون وزارت خارجهٔ آمریکا در امور خاور نزدیک، به این واقعیت اذعان نمود. این واقعیت توسط مقامات دیگری از ایالات متّحده نیز اذعان شده‌است. بار دیگر در تاریخ ۱۲ ژانویه سال ۲۰۰۹ وزارت امور خارجه آمریکا، مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی شناخت.</description>
                <category>رضا بویری</category>
                <author>رضا بویری</author>
                <pubDate>Fri, 13 Jan 2023 20:30:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه امیرمسعود بختیاری با صدا و سیما درباره 2 سال اول جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@business.acc0unt1233/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-2-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-gr8fucgye2mv</link>
                <description>دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزاستاد مربوطه:علی اکبر حسنوندتهیه کننده:رضا بویریساعت و روز کلاس:یکشنبه 7.30 الی 9-امیر مسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت. بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او از طراحان عملیات بیت‌المقدس بود.توضیحات مصاحبه آقای امیر مسعود بختیاری با صدا و سیما شبکه یک در رابطه با سال اول جنگ:مجری: آیا گرفتاری و ضعف ارتش بود که باعث ناکامی و عدم موفقیت سال اول جنگ شد؟پاسخ جناب آقای مسعود بختیاری: چه کسی فرموده که ما در سال اول جنگ موفق نبوده ایم؟ ما ظرف ۲ تا ۶ ماه اول جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم .این اسمش موفقیت نیست! این موفقیت نیست که توانستیم ارتش عراق را قبل از اینکه به اهداف خود برسد ،در بیابان های خوزستان در کوه های ایلام و کردستان متوقف کنیم!؟ارتش عراق آیا آمده بود پشت کرخه و کارون بایسته یا در بیابان بایسته یا سر کوه های بازی دراز بایسته؟ .بلکه ارتش عراق در سال اول جنگ اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ، بهبهان ، دوکوهه در خوزستان و خوزستان را جدا کند اما نتوانست. چرا که در مقابلش مقاومت شد.اگر این موفقیت نیست پس چیست ؟یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی می شود، این است که مانع شویم از اینکه دشمن به اهداف استراتژیک خود برسد و ارتش ایران مانع از این شد.و اینکه من می گویم (ارتش)و روی آن تاکید می کنم ،برای این است که نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و فاقد مهارت برای این کار هستند، سپاه پاسداران هم در آغاز این راه است.در واقع در آغاز جنگ، دو یا سه ماه است که سپاه سازمان فرماندهی ،خود را کامل کرده و تا قبل آن سپاه بصورت شورایی بوده.در ماه شهریور یا مرداد ۱۳۶۰ است که آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه انتقاد می شود و مدارک منسجم است.در آن زمان تعدادی از آن پنچ شش نفر اولی که شورای فرمانده داشتند،مخالف این بودند که سپاه وارد جنگ خارجی شود و می گفتند سپاه طبق قانون اساسی ،مامور امنیت داخلی است (طبق اساس نامه خودشان و قانون اساسی).و لذا کسی که جلوی ارتش عراق را گرفت ،ارتش ایران بود.و یک نکته ای که وجود دارد این است که ایثار و فداکاری و روحیه و انگیزه و هر چیز دیگری سر جای خودش ،اما آیا در مقابل تسلیحات مدرن تنها سینه ی باز و پر از احساس و دست خالی جواب گو است؟یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و بمب باران می کند و توپخانه ی عراق آتش واری می کند و نیروی زرهی عراق وارد می شود ،آیا تنها با انگیزه خالی میشه کار کرد؟ نه ،بلکه نیروی مشابه خودش را می خواهد ،نیروی هوایی می خواهد که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد،توپخانه ای می خواهد که جواب توپخانه را بدهد ،زرهی می خواهد که جواب زرهی بدهد و لذا کی این رو داشته؟ارتش،و مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی چهار ساعت بعد هواپیما های ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند و روز بعدش در یک مهر ماه ایران با ۳۰۰ سورتی پرواز یعنی ۱۴۰ فروند به عراق حمله می کند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود باعث می شود اساسا تمرکزشان از هم فرو بپاشد و این مقاومت باعث می شود که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس بکند. مگر به اهداف خود رسیده بود؟نه،بلکه فهمیده بود جنگ را نمی برد.بنابراین اینکه شما می گویید عدم موفقیت ایران در سال اول جنگ درست نیست بلکه ما می گوییم عدم موفقیت نداریم زیرا:1.کاملا موفق بوده چون ارتش عراق را وایسانده .2.برتری نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق و نیروی دریای ایران در ۶۷ روز اول جنگ ،نیروی دریایی عراق را در صحنه ی جنگ از خلیج فارس خارج کرده و اسکله ی البکر و الامیه را منهدم کرده وصدور نفت عراق را قطع کرده ،در کنار این فتح تپه های الله الکبر ،فتح ارتفاعات میمک،فتح سر پل هایی در غرب رود خانه ی کرخه که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود آیا این ها پیروزی نیست؟!مجری:این با نقشه های خود ارتش پیروزی نیست،یعنی ارتش نقشه طراحی کرده که تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟پاسخ :زنده باد. چرا طراحی کرده تا بصره؟برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ ایران و عراق، فضای انقلابی حاکم بر کشور ،اگر آن شور انقلابی و فضای هیجان زده را در تحلیل هایتان دخالت ندهید ،تمام تفسیرات و تعبیرهایتان یک پایش لنگ است ،بنابراین من زیر بار فشار افکار عمومی روی نقشه ام طرحی می کشم که سر فلش من می رود تا سر بصره اما فلش من از کرخه کور تا بصره خط چین شده که اینا همه معنی دارد ،یعنی اگر شد تا آنجا می روم.مجری:آقای امیر عبدالحسین مفید فرمودند که قبل از جنگ ایراد رو به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما الان می گویید ما در سال اول جنگ موفق بودیم ،در صورتی که فرماندهی تغییر نکرده یعنی همان فرماندهی است.پاسخ آقای امیر مسعود بختیاری: من حرف ایشان را نقض نمی کنم من می گویم در آن شرایطی که ایشان به درستی تصویب کردند ما سال اول جنگ را بسته به شرایط موفق می دانیم .شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد !</description>
                <category>رضا بویری</category>
                <author>رضا بویری</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jan 2023 21:30:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویراستاری جزوه دفاع مقدس</title>
                <link>https://virgool.io/@business.acc0unt1233/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%D9%88%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-lslijx2ibjdh</link>
                <description>« غلط های جزوه دفاع مقدس »دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزاستاد مربوطه:علی اکبر حسنوندتهیه کننده:رضا بویریساعت و روز کلاس:یکشنبه 7.30 الی 9-صفحه ۲ انواع جنگ ها : ناهمتراز صفحه ۲ خط اخر : جزئی صفحه ۴ خط ۱ : ژئوپولتیکیصفحه ۵ خط ۱۰ : امپراطوری صفحه ۷ خط ۶ : اختلافات صفحه ۸ خط ۱۲ : بیکران صفحه ۹ خط ۱: نابسامانصفحه ۹ خط ۴ : عبارت است از صفحه ۹ خط ۵: توأم صفحه ۹ خط آخر : حاصلخیز صفحه ۱۰ خط آخر : به ویژه صفحه ۱۳ خط ۱۵ : یک سو صفحه ۱۶ خط ۴: توپخانه ای صفحه ۱۷ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط ۱۴: تصرف صفحه ۱۸ خط آخر : به طور کامل صفحه ۱۹ خط مورد ۸: قابل . اینچیصفحه ۲۰ خط ۸: متعاقبصفحه ۲۰ خط ۱۵: شد صفحه ۲۰ خط ۱۷ : پل صفحه ۲۲ خط ۴: به گور صفحه ۲۴ خط ۳: شلمچه صفحه ۲۴ خط ۵ : شمال غرب صفحه ۲۴ خط ۹: آن را صفحه ۲۴ خط ۱۰ : جابه جاییصفحه ۲۴ خط ۲۷: ژئوپولتیکیصفحه ۲۴ خط ۳۱: اعدام صفحه ۲۵ مورد ۸: قطعنامه صفحه ۲۵ مورد ۹ : سلاح ها صفحه ۲۵ . خط آخر : قطعنامه صفحه ۲۶ خط سوم : راه حل صفحه ۲۶ خط پنجم : مسائل صفحه ۲۶ مورد سوم : خاکمانصفحه ۲۶ مورد ۵: دکوئیار صفحه ۲۸ خط اول : سلاح هاصفحه ۲۸ خط دوم : کنوانسیونصفحه ۲۸ خط اخر : وحشی گری صفحه ۲۹ خط دوم : می شود صفحه ۲۹ خط ۱۰ : نیروگاه ها صفحه ۳۰ خط ۳ : فرانسوی ها صفحه ۳۱ خط۹ : بمباران ها صفحه ۳۲ خط ۶ : برگشتند _ می گویند صفحه ۳۳ خط اول : همه صفحه ۳۳ خط ۹: به خاکصفحه ۳۴ خط ۱۰ : حسنی صفحه ۳۴ خط ۱۴: نمی کرد صفحه ۳۴ خط ۱۸ : باز هم صفحه ۳۴خط ۲۰ : متعادل تریصفحه ۳۵ خط ۱۶: مجروحان صفحه ۳۵ خط اخر : کمک های صفحه ۳۶ خط دوم : اعلام صفحه ۳۷ خط سوم : فناوری صفحه ۳۷ خط اخر : فرهیخته</description>
                <category>رضا بویری</category>
                <author>رضا بویری</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jan 2023 21:20:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@business.acc0unt1233/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-qjea0rz5n5sf</link>
                <description>دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزاستاد مربوطه:علی اکبر حسنوندتهیه کننده:رضا بویریساعت و روز کلاس:یکشنبه 7.30 الی 9وقتی چهارم آبان ۱۳۵۹، خرمشهر پس از مقاومت 35 روزه از سوی عراق اشغال شد، کسی نمی‌دانست چقدر زمان می‌برد تا بار دیگر در این بخش از خاک سرزمین‌مان، پرچم ایران به اهتزاز درآید. عراق پس از اشغال این شهر، هر آن‌چه در آن بود به غارت برد ، شهر را ویران و دستگاه جنگی گسترده‌ای را با نیروی نظامی بسیار در آن مستقر کرد چرا که می‌اندیشید این اشغال ماندگار است. سوم خرداد ۱۳۶۱، اما به دنیا نشان داد که رویای ورود و ماندن در خاک ایران، پایدار نمی‌ماند و خرمشهر پس از 578 روز اسارت، به آغوش میهن بازگشت. اگر چه صدام برای رسیدن به رویای خونین تسخیر بخش‌هایی از ایران، از سال 1347 دست به کار شده بود، با این حال در هیچ کدام از حمله‌ها نتوانسته بود کاری از پیش ببرد. او در سال‌های 1348 و 1353 نیز دست‌اندازی‌هایی به خاک ایران انجام داد که مجبور به عقب‌نشینی شد. دلیل این دست‌اندازی‌ها نارضایتی عراق از خط مرزی (خط تالوگ در اروندرود) با ایران بود که در قرارداد 1975 الجزایر، تعیین شده بود. با وقوع انقلاب 57 و پس از آن، درگیری‌هایی که در غرب ایران رخ می‌دهد، عراق با استفاده از اطلاعاتی که در اختیارش قرار گرفته بود، همچنین نبود ارتشی منظم، به ویژه پس از جریان کودتای نقاب (کودتای نوژه)، گمان می‌برد که زمان مناسبی است تا با استفاده از شعارهای ضدایرانی و استفاده از متحدان عرب در منطقه، آرزوی دیرین خود را تحقق بخشد. به گفته بسیاری از ارتشی‌ها، آنها کاملا از این تحرکات آگاه بودند و بارها نیز این را به تهران اطلاع داده بودند. حرف های تنها بازمانده دژ خرمشهر علی قمری، فرمانده و تنها بازمانده دژ خرمشهر که به گفته خودش، تنها کسی است که 3100 روز حضور در جبهه به صورت داوطلبانه دارد، می‌گوید: در سال 1347 وقتی نخستین حمله از سوی عراق به ایران آغاز شد، ارتش به این فکر افتاد که در صورت بروز اتفاق مشابهی، پاسگاه‌های مرزی، قدرت مقابله با ارتش عراق را نخواهند داشت، بنابراین تصمیم به ساخت گردان مرزی دژ می‌گیرد. همین گردان بود که در روزها و حتی ماه‌های اولیه شروع حمله عراق در سال 1359، جلوی پیش‌روی سریع عراق را با جانفشانی نیروهایش گرفت. عراق که البته برای جلوگیری از اقدام ایران در شکل‌دهی به دژ خرمشهر به سازمان ملل شکایت برده بود، به دلیل قدرت و نفوذ ایران در آن دوران نتوانسته بود راه به جایی ببرد، بنابراین عراق نیز در سال 1354 اقدام به ساخت رودخانه پرورش ماهی مقابل ایران کرد که همین رودخانه نیز دلیل سقوط نکردن بصره در عملیات رمضان شد. این فرمانده جنگ، درباره ساختمان سنگر دژ توضیح می‌دهد: این ساختمان‌ها، پیش‌ساخته بود که سقف آن با کف زمین یکسان است و داخل هر کدام 14 نفر جا می‌گرفت. دژ را یک اسرائیلی به نام میرزا مسعود در طرحی 6 ماهه ساخت و مکان آن از خرمشهر به طرف شلمچه، به فاصله دو کیلومتری از مرز عراق قرار داشت. گردان دژ، چهار گروهان پیاده و یک گروهان ارکان داشت. در ارتش استعداد گردان دژ 1200 تا 1250 نفر بود، با این حال این گردان 1560 نفر نیروی سازمانی‌اش بود یعنی بیشتر از دو گردان، چرا که مسیری را که دربر می‌گرفت 90 کیلومتر بود، بنابراین در هر سه کیلومتر، یک دژ داشتیم و به ازای 90 کیلومتر، 33 دژ قرار داشت. ماجرای نرسیدن تسلیحات به ارتش چه بود؟ قمری که از فروردین 1359 به عنوان فرمانده شلمچه به خرمشهر رفته بود، درباره روزهای آغاز جنگ و نبرد خرمشهر می‌گوید: عراق از 15 و 20 فروردین 59 حمله به پاسگاه‌های ما را در غرب و جنوب شروع و برخی از آنها را نیز تصرف کرد. این حمله‌ها و ورود به خاک ایران در ماه‌های بعد نیز ادامه داشت. در این مدت، ما بارها از مسئولان خواستیم که تسلیحات در اختیار ما قرار دهند اما این اتفاق نمی‌افتاد چرا که اختیار دست نظامیان نبود بلکه به دست سیاسی‌ها به ویژه بنی‌صدر بود. در واقع تا زمانی که بنی‌صدر در مصدر امور بود، ما دچار مشکلات بسیاری شدیم. بار دیگر در 15 تیر ماه گزارش دادیم که عراق جاده‌سازی می‌کند اما بی‌فایده بود. باید حرف ما رو قبول می‌کردند، 93 گزارش داده بودیم اما قبول نمی‌کردند. از یک سال قبل کشتی تجاری از پشت جزیره مینو می‌آمد و به بندر بصره می‌رفت اما بار آنها اسلحه بود. با این حال کاری از دستمان برنمی‌آمد چون با کوچکترین تحرکی ممکن بود جنگ شروع شود. در یکی از بازدیدهایی که سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد از منطقه داشت، به او گفتم نیاز به تانک داریم و او هم 10 روز بعدش در مرداد ماه، 8 عراده تانک چیفتن از لشکر 37 زرهی شیراز برای ما فرستاد. پس از آن، دور ستاد سنگر کندیم و تانک‌ها را در آن مکان‌ها مستفر کردیم. این اتفاق 75 روز پیش از جنگ بود. نخستین روز حمله به خرمشهر در جنگ 8 ساله او با اشاره روز 26 شهریور و سخنرانی صدام در مجلس عراق که قرارداد با ایران را پاره کرد، توضیح داد: دیگر می‌دانستیم که حمله رخ می‌دهد. روز 31 شهریور، پس از سرکشی به ستاد برگشتم که ناهار بخورم، هنوز قاشق اول غذا را در دهان نگذاشته بودم که سروان بهمنی از ژاندارمری یادمان تلفن زنگ زد و گفت که تانک‌ها دارند می‌آیند. با دوربین نگاه کردم دیدم تمام منطقه گرد و خاک شده بود. ساعت 12:40 آمدند، 70، 80 متری مرز بودند و هر 50 متر به 50 متر یک لودر آمده بود جلو. دستور دادم که 106ها را از ضامن خارج کنند و به توپخانه شهرضا زنگ زدم و گفتم آماه باشید تمام خط آتش روی سیم خاردار و وقتی صدای اولین 106 را شنیدید، تمام خط را به آتش بکشید. لودرها می‌خواستند معبر را از زیر باز کنند تا تانک‌ها از زیر معبر بیایند داخل. اولین بیلی که لودر زیر سیم خاردار زد اولین تانک را زدم. این جانباز جنگ ادامه می‌دهد: بچه‌ها شروع کردند به زدن لودرها و آنها فرار می‌کردند، این روند همین طور ادامه داشت تا 8 شب که حتی نتوانستند یک میلی‌متر وارد خاک ایران شوند. 8 تانک چیفتن ما تا شب 18 تانک عراق را زد اما متاسفانه ما هم تانک‌هایمان را از دست دادیم. آن شب دیگه فقط توپخانه عراق کار می‌کرد. حقیقت این بود که هیچ نیروی احتیاطی پشت سر ما نبود و اگر خط ما شکسته می‌شد، تا تهران هیچ نیرویی سر راه عراق نبود. فکر کردم در این شرایط نمی‌توان به سبک کلاسیک جنگید، بنابراین به جنگ چریکی روی آوردیم. از سوی دیگر حمله‌ها به مرزهای ایران از شمال‌غرب صورت نگرفته بود چرا که عراق به منافقان و ضدانقلاب در آن مناطق دل‌بسته بود. به گفته قمری، ماموریت گردان دژ این بود که اگر نیروی کامل داشت تا 48 ساعت مقاومت کنند بعد نیروها عوض شوند اما ما تنها 40 درصد نیرو داشتیم. روز دوم، عراقی‌ها ساعت 7:50 وارد پادگان شدند و دقیقا می‌دانستند انبار مهمات کجاست و طوری موشک زدند که هر 6 انبار مهمات را منهم شد و مردم وحشت‌زده شده بودند. آن روز چند تا ماشین شخصی رسید که دو تا شورلت بودند و تا روز هفدهم آنها را داشتیم. بعدها باز هم ماشین رسید و 106‌ها را سوار ماشین کردیم. البته به بچه‌ها گفتم که اگر نزدیک رسیدند 106ها را منهدم کنند که دست عراقی‌ها نیفتد و این‌طور بود که حدود 60 تا 65 تا 106ها را خودمان به دلیل نبود مهمات نابود کردیم. تا روز سوم، چهارم و هشتم، به ترتیب 7 کیلومتر در خاک ما آمدند که هر بار آنها را تا نوار مرزی برگرداندیم. روز اول یا دوم مهر اولین واحدی که رسیدند برای کمک تکاورها بودند، 400 تکاور با ناخدا یکم هوشنگ صمدی، فرمانده وقت گردان یکم تکاوران دریایی ارتش رسیدند از شلمچه و خین بودند که 44 شهید دادند. روز هفتم دژ مرکزی داشت سقوط می‌کرد که دانشجویان دانشکده افسری آمدند. اگر ما جای عراقی‌ها بودیم، ظرف 40 دقیقه خرمشهر را می‌گرفتیم اما خیلی ترسو بودند. یک نفر از ما که شهید می‌شد تا 34 روز جایگزین نداشتیم. مانع تراشی بنی صدر برای ورود نیروی کمکی به خرمشهر قمری می‌افزاید: روز پنجم تیپ قوچان آمد و گفتیم تیپ آمد اما بنی‌صدر آنها را در فولی‌آباد نگه داشت و گفت تا من دستور ندادم نمی‌توانید جایی بروید و آنها تا 34 روز یعنی 8 روز بعد از سقوط خرمشهر آن‌جا بودند. شب هفتم 150 متر نیروهای عراق را عقب‌تر توی خاک خودشان بردیم و زارعیان پرچم ما را نصب کرد و صدام دستور آتش بس داد. سرهنگ سروان محمود کاظم، که عراقی است کتابی درباره این روزها نوشته و نام 8 نفراز فرماندهان گردان را که صدام اعدام کرد، آورده است چون گفته بودند در عرض 5 ساعت خرمشهر را می‌گیرند. پس از آن صدام، عبدالرحمان رشید را فرمانده نیروها کرد و گفت فقط به پیش، عقب اعدام. با این حال تا روز شانزدهم، تا پل نو هم نتوانستند برسند. روز شانزدهم هنوز پل نو بودیم که آیت‌الله اراکی آمد و دادوبیداد کرد که چرا عراق تا این‌جا آمده است؟ او را سوار جیپ کردم و 50 متر بردم سمت پل نو و تانک ها را نشانش دادم، وقتی دید 150 تانک شمرد. گفتم تا الان عراق باید به شیراز رسیده بود. گفت چه کاری از دست ما برمی‌آید؟ گفتم بچه‌های ما 50 روز است نخوابیده‌ و چیزی نخورده‌اند. رفت و برایمان خوراک آورد. بعد از آن هم TNT خواستیم که پل را منهدم کنیم. رفت اهواز و برایمان آورد. او ادامه می‌دهد: روز نهم، 175 نفر از هوانیروز آمدند؛ 33 نفر از روز سیزدهم تا بیست‌وهفتم برای کمک به ما آمدند، 13 افسر، 20 نفر درجه‌دار ارتشی از گرگان، همدان، زاهدان و قزوین خودسرانه آمده بودند و هیچ کسی اطلاع نداشت که هر 33 نفر هم شهید شدند و تا عملیات بیت‌المقدس جسدهاشان را پیدا نکردند. بعد از چهار ماه فهمیدیم حقوق آنها را قطع کرده بودند و نامه زدیم که شهید شدند. 150 نفر از ژاندارمری و شهربانی بودند و برادران سپاه 72 نفرشده بودند از شوشتر، ماهشهر، آبادان، امیدیه و چند نفر هم از اصفهان رسیدند؛ نیروهای مردمی هم حدود 400 تا 500 نفر بودند که کمک می‌کردند مجروح و شهیدها را جابه‌جا می‌کردند و غذا و آب می‌آوردند. حدود 100 خانم بودند در جنت‌آباد شهیدان را دفن می‌کردند و چند نفرشان هم شب‌ها دور مسجد جامع با تفنگ گشت می‌دادند تا ما بخوابیم. عروس و دامادی به کمک ما آمدند که 15 شهریور ازدواج کرده بودند با لباس سفید و کفش قرمز آمدند و شهید شدند یا مادری که سه پسر و شوهرش را دفن کرده بود. از این دست افراد زیاد بودند. ستون پنجم عامل اصلی سقوط قمری با اشاره حضور نیروهای ستون پنجم و آسیبی که از آنها به نیروهای ایران وارد شد، بیان می‌کند: روز شانزدهم آتش بس دادیم و اگر ستون پنجم نبود، با همان استعداد تا یک ماه دیگر ایستادگی می‌کردیم. ستون پنجم به عراقی‌ها گفت ما از 5 مسیر نیرو نداریم و ما را دور زدند. 4 روز آتش بس دادند، اما توپخانه کار می‌کرد تا روز بیستم و ناگهان شروع کردند؛ از این‌جا به بعد، برد با عراق بود و باخت با ما. از شرق خرمشهر، یعنی خیابان عشایر که پل خرمشهر به سمت آبادان است، دیدیم که پرچم عراق بالا رفته، فکر کردیم منافقان هستند اما عراق بود. با این حال دانشجو، هوانیروز و مردم از شمال پادگان بیرونشان کردند و مهران محمدی، پسر 13 ساله خرمشهری از مدرسه پروین اعتصامی پرچم ایران را می‌آورد و آن را بالا می‌برد که تا بعد از سقوط خرمشهر و 18آبان ماه هنوز همان جا بود.30 گردان مکانیزه دور ما ریخته بودند و تا روز بیست‌وچهارم موفق شدند جنگ را در دست بگیرند. روز بیست‌وهفتم مسجد جامع را جمع کردیم. اول آبان ماه فقط 150 نفر زنده بودند و روز دوم آبان، محاصره شدیم که 70 نفر شهید 80 نفر اسیر شدند اما یک نفر اسیر هم در خرمشهر نداریم چون عراقی‌ها دست و پایشان را با بند پوتین بستند و همه را کشتند. با تمام این جانفشانی‌ها، تا عملیات بیت‌المقدس 45 درصد خرمشهر دست ما بود. از روز نوزدهم به دلیل این‌که منافقان و بعضی از مردم روز هشتم مهر ماه وارد پادگان دژ شدند و اسلحه را بردند، تیر از پشت به بچه‌ها می‌زدند و برای ما دردسر درست کرده بود. به جلیلی گفتم شهید جهان‌آرا را پیدا کن و ببین کی ما را از پشت می‌زند، هر کسی را پیدا کردید در جا تیر بزنید. پس از این‌که حدود 10 نفر را زدیم، این مشکل حل شد. حتی مواردی بود که سربازان عراقی با لباس سربازان ما وارد آبادان می‌شدند و نان می‌خریدند، در حالی که بچه‌های ما چیزی برای خوردن نداشتند. اعتراض به «کیمیا»... این فرمانده جنگ به سریال کیمیا نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: بسیاری چون سرهنگ هوشنگ صمدی به سریال «کیمیا» اعتراض کردند و گفتیم به 2021 شهیدی که در آنجا جانشان را از دست دادند توهین کردید. در گردان دژ از 19 افسر، 18 نفر شهید شدند، 297 افسر درجه‌دار در 34 روز شهید شدند،320 نفر مجروح، 59 مفقودالاثر و 85 نفر اسیر شدند. یعنی از کل گردان 75 نفر باقی ماندند که فقط چهار نفرشان سالم هستند و بقیه هر کدام معلول و مجروح دارند. 44 تکاور، 16 نفز از هوانیروز، 16 دانشجوی افسری، 33 نفر از ارتشی‌ها که خودشان آمده بودند، 27 نفر از شهربانی و ژاندارمری و 17 نفر سپاهی شهید شدند. از 500 نفر مردم عادی هم حدود 300 نفر از مردمی که آمده بودند بر اثر بمباران و توپخانه شهید شدند. متاسفانه این فیلم‌ها همه ساختگی هستند. پایان روایت فتح قمری با اشاره به عملیات سه مرحله‌ای بیت‌المقدس که سوم خرداد ما ه منجر به فتح وآزادی خرمشهر شد، توضیح می‌دهد: بعد از این‌که خرمشهر سقوط کرد، همه بی‌تاب بودند تا دوباره شهر را از عراق پس بگیریم. برای عملیات بیت‌المقدس سه قرارگاه نصر، فتح و قدس درگیر بودند. ما با قرارگاه فتح باید از کارون می‌آمدیم تا جاده خرمشهر ـ اهواز که بعد از هویزه بیایند ایستگاه حسینیه و ملحق شویم و پس از آن 14 کیلومتر بریم تا نوار مرزی. بنابراین باید پل می‌زدیم که بچه‌های نیروی دریایی آن را آماده کردند. قرارگاه نصر لشکر 21 حمزه بود که مسافتشان حدود 30 کیلومتر بود اما آنهایی که از سوسنگرد می‌آمدند باید حدود 100 کیلومتر پیاده می‌آمدند. این‌که می‌گویند خرمشهر آزاد شد، به حرف خیلی ساده است اما برای همین کار افرادی بودند که 100 کیلومتر هم پیاده آمدند. ما زودتر از زمان موعود رسیدیم و در 50 متری نیروهای عراقی مستقر شدیم به طوری‌که صدای حرف زدنشان را می‌شنیدیم. مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس ساعت 12:30 شروع شد و ما به سنگرهای آنها حمله کردیم و با این‌که از عملیات ایران اطلاع داشتند اما غافلگیر شدند. 20 دقیقه بعد خاکریز دوم را گرفتیم و 5 ساعته رسیدیم به جاده خرمشهر. در روزهای بعد نوار مرزی را ظرف چند ساعت جلو رفتیم و ادامه دادیم و 5 کیلومتر هم در خاک عراق پیش رفتیم که امام(ره) دستور دادند برگردیم. البته ما باید شبانه برمی‌گشتیم عقب اما اشتباه کردیم و روز این کار را کردیم. پس از آن ما از ایستگاه حسینیه تا زیر پل آمدیم که مقر استراحت ما از گردان دژ و یکی ازگردان‌های دیگر بود. روز هشتم مرحله دوم عملیات مهمات داشت تمام می‌شد که ناگهان یک وانت نیسان آمد و آدرس یکی از تیپ‌ها را خواست و گفت نخود و لوبیا آوردم. آن تیپ، 20 کیلومتر آن‌طرف‌تر از ما بود، برای همین گفتم که ما را چند ساعت معطل کردی و مهمات را تحویل گرفتم در حالی‌که راننده 8 کیلومتر اشتباهی آمده بود و بعد شروع کردیم به زدن تانک‌ها. تا اولین تانک را زدیم بخشی از تانک‌های عراقی‌ها فرار کردند. حدود 150تانک منهدم شدند چون برخی از آنها موقع فرار به هم می‌خوردند و حدود 75 تانک نو هم گرفتیم. شب بعدش که مرحله دو داشت تمام می‌شد، دیدیم نمی‌توانیم جلو برویم، در همین میان 5 نفر را دستگیر کردیم که با کارت جعلی از شیراز آمده بودند در جبهه و وسایل بچه‌ها را دزدیده بودند. این‌جا بود که فهمیدیم نفوذ به نیروهایمان راحت است. او ادامه می‌دهد: تا مرحله سوم پیش رفتیم و رسیدیم به 10 کیلومتری شلمچه، یگان‌های ‌دیگر هم از سپاه و ارتش بودند اما پیش رفتن در این قسمت از شلمچه کار خیلی سنگینی بود و اگر می‌خواستیم این‌جا بجنگیم نمی‌توانستیم تا خرمشهر پیش برویم و تلفات زیادی می‌دادیم. برگشتیم سمت چپ، به طرف پل نو از این‌طرف هم قرارگاه قدس و هم فتح به هم رسیدیم و نصر هم از آن طرف می‌آمد پایین. رسیدیم پل نو، آن طرف ارایض، پلی بود که عراق زده بود و بین نخل‌ها بود که از روی زمین نمی‌شد این پل را دید و سرهنگ اسکندری همان روز زدش که وقتی عراقی‌ها می‌خواستند از پل عبور کنند نمی‌توانستند و برمی‌گشتند داخل خرمشهر، فرمانده‌شان هم با هلپکوپتر قصد فرار داشت که دم هلکوپتر را زدیم و سقوط کرد. روز سوم ساعت 8:30، تقریبا ما اولین واحدی بودیم که از سمت پل نو وارد خرمشهر شدیم، از پلیس، تیپ المهدی بود و لشکر 23 حمزه و حدود ساعت 9 یا 10 همزمان خرمشهر را گرفتیم و عراقی‌ها اعلام اسارت کردند و با زیرپوش بیرون می‌آمدند و حدود 16500 اسیر گرفتیم. حدود 16، 17 نفر کشته دادند. 50000 انفرادی گرفتیم. انبارهای اسلحه، مهمات، نفربر و تانک‌ها که می‌گرفتیم می‌دادیم به سپاه که تیپ زرهی تشکیل بدهد. خودروها را هم سپاه و ارتش هر کدام آرمی درست کرده بودند و با اسپری روی ماشین‌ها می‌زدند که البته سپاه غنائم بیشتری جمع کرد.</description>
                <category>رضا بویری</category>
                <author>رضا بویری</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jan 2023 21:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>