<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کاکتوس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@cactuscast</link>
        <description>زندگی برای همه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:06:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15704/avatar/GO9GeA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کاکتوس</title>
            <link>https://virgool.io/@cactuscast</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وقتی زندگی برای همه می‌شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-sqxkyfvnotrl</link>
                <description>واژه «فراگیرسازی» چه مفهومی را به ذهن‌تان می‌آورد؟واژه «فراگیر» در لغت‌نامه دهخدا مترادف با: جامع، جهان‌شمول و عام، بیان شده است.اما «فراگیرسازی» معنایی به مراتب زیباتر و انسانی‌تر از آن دارد: همه افراد صرف‌نظر از تنوع، تفاوت‌ها (سن، جنسیت، نژاد، مذهب) و توانایی‌هایشان (محدودیت‌های جسمی-حرکتی) حق دارند، به‌عنوان عضوی از جامعه مورد احترام قرار گرفته و در فعالیت‌ها مشارکت کنند و از فرصت برابر در پیشرفت شغلی و مالی و در اصطلاح خودشکوفایی بهره‌مند شوند.این رویکرد یقینا برای همه دلنشین است و اولین قدم برای «فراگیرسازی»، «پذیرش» تفاوت‌های انسانی است. باور کنید که شما منحصربه‌فرد هستید و تنها شاخصه هر کدام‌تان صرفا اثر انگشت‌ نیست!هر یک مجموعه‌ای از صفات بد، خصوصیات خوب، توانمندی‌ها، ناتوانی‌ها و محدودیت‌ها هستید و از این بابت منحصربه‌فرد و یگانه‌اید! پس مانعی برای حضور هیچ‌کس در جامعه و استفاده از امکانات عرضه شده، نباید وجود داشته باشد، چون «فراگیرسازی» زندگی با کیفیت را حق همه می‌داند.اصلا به این موضوع فکر کرده‌ایدکه به‌عنوان یک کارفرما، در مجموعه شما یک فرد دارای معلولیت هم می‌تواند استخدام شود؟!اگر شما یک برنامه‌نویس هستید، به این فکر کرده‌اید، اپلیکیشنی که طراحی می‌کنید را برای سالمندان و یا نابینایان مناسب‌سازی کنید؟اصلا «فراگیرسازی» کجای افکار و زندگی شما است؟اما شاید بهتر باشد، از شما بپرسیم، با تمام زیبایی‌هایی که از دنیای «فراگیرسازی» برای‌تان تداعی کردیم، چه‌قدر ظرفیت رویایی با افراد متفاوت و پذیرش آن‌ها را دارید؟تا به‌حال واژه «تاب‌آوری» را شنیده‌اید؟روان‌شناسان Resilienceیا «تاب‌آوری» را ظرفیتی براي مقاومت در برابر استرس و فاجعه تعریف کرده‌اند.اما بیایید با یک مثال ساده «تاب‌آوری» را بررسی کنیم، آیا در طوفان و برف و بوران، درختان را دیده‌اید، که چه‌طور به خود می‌پیچند، برف روی شاخه‌های‌شان سنگینی کرده، آن‌ها را خم می‌کند، تا مرز شکسته شدن پیش می‌روند اما با آرام شدن طوفان و آب شدن برف‌ها، استوارتر از قبل، می‌ایستند!به زبان ساده، «تاب‌آوری» به معنای توانایی سازگاری و انعطاف‌پذیری با سختی‌ها و مشکلات زندگی است!شما چه‌قدر انعطاف‌پذیر هستید؟ تا به‌حال از خودتان پرسیده‌اید در برابر ناملایمات زندگی، استرس‌ها و ... چه‌قدر تاب‌آوری دارید؟وقتی انعطاف‌پذیر هستید، قدرت درونی خود را تقویت می‌کنید و این به شما کمک می‌کند، از یک شکست و یا چالش بزرگ مثل: از دست دادن شغل، بیماری، از دست دادن عزیزان، عبور کرده و قوی‌تر از گذشته به زندگی ادامه دهید!«تاب‌آوری» مشکل پیش آمده را برطرف نمی‌کند، اما می‌تواند به شما توانایی مقاومت، کنترل استرس، ادامه زندگی و لذت بردن از آنچه در اختیار دارید را ارائه دهد!«تاب‌آوري» محصول تعامل ويژگي‌هاي شخصيتي ما با عوامل محيطي است که مسلماً در شرايط پر مخاطره، دشوارتر مي شود اما خوشبختانه چون بُعد اکتسابی آن پررنگ‌تر است، قابل يادگيري است.حضور انسان در جهان هستی، با تنوع و تفاوت‌ها همراه بوده و زندگي، مجموعه‌ای از همین تفاوت‌ها است. زندگی، همیشه در حال تغییر است، اگر نسبت به تغييرات زندگي منعطف نباشيد، همیشه در هراس خواهید بود و یا از ترس مواجهه با آن هرگز قدمی برنداشته و پیشرفتی نخواهید داشت!با «تاب‌آوریِ» بیشتر «پذیرش» در شما آسان‌تر و ساختن دنیایی «فراگیر» با سرعت بیشتری دنبال می‌شود.انعطاف‌پذیری، شما را به انسان‌های بهتری تبدیل می‌کند، تا با کنترل خشم، دریچه‌های اندیشه را همیشه باز نگه‌دارید!به خودتان بازگردید، در اطراف‌تان افرادی را می‌شناسید که به‌رغم شرایط سختی که با آن درگیر هستند، اما همچنان با امید و قدرت، به زندگی ادامه می‌دهند و بسیار موفق هستند؟از خودتان پرسیده‌اید، چرا شما نمی‌توانید مثل آن‌ها باشید؟!به نظر می‌رسد، بد نیست این روزها «تاب‌آوری» را برای خود بازآفرینی کنید!منبع:https://www.mayoclinic.org</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2020 20:56:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورود آقایان ممنوع!</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/nurse-day-cwzoop9uydnd</link>
                <description>در تقویم کشور ما روز میلاد حضرت زینب (س)، به‌عنوان روز «پرستار» نامگذاری شده است. روزی که معمولاً با هدف تقدیر از مقام و زحمات عزیزانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، با بیلبوردهای شهری، تبلیغات تلویزیونی، پیامک‌های تلفنی، وعده‌های دلنشین و احتمالاً کارت‌های هدیه، گرامی داشته می‌شود.با شنیدن نام «پرستار» اولین چیزی که به ذهن اغلب ما می‌رسد، تصویر یک بانو است! آیا همه پرستارها، زن هستند؟ یا پرستاری در اصطلاح، شغلی «زنانه» است؟!ایرج حریرچی سخنگوی وزارت بهداشت در سال ‌‌‌۹۷ اعلام کرده بود: تعداد پرستاران فعال در بخش دولتی، مجموعا ۱۲۵۳۶۹ نفر هستند که  ۷۸% کادر پرستاری را زنان و ۲۲% را مردان تشکیل می‌دهند.دلائل بسیاری وجود دارد که تعداد پرستاران مرد در مقایسه با زن کمتر هستند، مثلاً تامين نشدن از نظر مالي، که آن‌ها را مجبور می‌کند به مشاغلی غیر از پرستاری روی آورند.اما مشکل اساسی، نوع نگاه جامعه به شغل پرستاري است! همان تصوری که در ابتدا به آن اشاره کردیم: «پرستاری یک شغل زنانه است!»با این ذهنیت، کمتر کسی به سمت این شغل می‌رود! بسياري از دانشجویان پسری که در این رشته پذیرفته می‌شوند، یا ثبت‌نام نمی‌کنند و یا پس از مدتی انصراف می‌دهند. نوع نگاه جامعه به پرستاران مرد موجب كاهش گرايش مردان به تحصيل و كار در اين رشته شده است.خوشبختانه یا متاسفانه مشکل کمبود پرستار مرد صرفاً مربوط به ایران نیست، این یک معضلی جهانی است به‌طوری که در کشورهای پیشرفتهای مثل آمریکا، کانادا، ایرلند و انگلستان کمتر از ۱۰% از جمعیت پرستاران را مردان تشکیل می‌دهند! اما تفاوتی که بین ما و آن‌ها وجود دارد، این است که در کشورهای توسعه‌یافته درحالی که مردان هنوز در مشاغلی مثل پرستاری دراقلیت هستند، اما در طول زمان بر تعداد مردانی که پرستار شده‌اند، افزوده شده است. در دهه ۱۹۷۰، پرستاران مرد تنها حدود ۲/۷% کل جمعیت را تشکیل می‌دادند و امروز چیزی در حدود ۹%!در این کشورها به مرور زمان، با فرهنگ‌سازی و آموزش درست، تعداد پرستاران مرد در حال افزایش است.نگاه جنسیتی به حرفه پرستاری به عنوان عامل آشکار و پنهان، خواسته یا ناخواسته بر بروز این مشکل تأثیرگذاشته است. در هر حال، مردان شغل پرستاری را انتخاب می‌کنند، به‌رغم رفتارهای کلیشه‌ای که معتقد است: پرستاری شغلی «زنانه» است. چون علاوه بر علاقه افراد به این رشته، حرفه پرستاری به مردان نیاز دارد و با رشد در حوزه بهداشت و درمان، اهمیت این مسئله بیش از همیشه احساس می‌شود که باید نیروی کار متنوعی داشته باشیم. نگاه برابر و بدون برچسب به افراد با درک تنوع و تفاوت‌ها و ایجاد فرصت برابر برای بروز توانمندی‌ها، تعریف ساده‌ای از زندگی برای همه است!آیا هنوز هم فکر می‌کنید پرستاری یک حرفه زنانه است؟آیا پرستاری ناشنوا یا نابینا دیده‌اید؟آیا به نظر شما افراد دارای معلولیت، نمی‌توانند شغل پرستاری را انتخاب کنند؟</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 20:58:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۹ روش برای پیاده‌سازی «تنوع و فراگیرسازی» در سازمان، که باید در سال ۲۰۱۹ با آن‌ها خداحافظی کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/9-diversity-and-inclusion-r3ox0hdl3xlw</link>
                <description>مسئله «تنوع» و «فراگیرسازی» سال‌هاست در کشورهای توسعه‌یافته، مطرح و اجرایی شده است. سازمان‌ها با استفاده از این فرصت، به دستاوردهای بسیاری در زمینه خلاقیت، بهره‌وری و افزایش سود و تاب‌آوری دست یافته‌اند. برخی هم با اجرای نادرست سیاست‌های فراگیرسازی، با شکست مواجه شده‌اند!در کشور ما، تاکنون واژگان «تنوع» و «فراگیرسازی» به شکل اساسی مطرح نشده و در سطح سازمانی نیز کمتر مجموعه‌ای را می‌توان یافت که فرهنگ منابع انسانی آن، بر مبنای اصول فراگیرسازی بنا شده باشد. مطالعه این مقاله، فرصتی است برای اینکه با تجربه کشورهای توسعه‌یافته در زمینه استراتژی‌های پیاده‌سازی «تنوع» و «فراگیرسازی» آشنا شوید.ما به شما کمک می‌کنیم راهکارهای جدیدی برای افزایش تنوع، برابری و فراگیرسازی به کارگیرید.اکنون که به پایان سال ۲۰۱۹ میلادی نزدیک می‌شویم و دهه جدیدی پیش روی ماست، وقت خوبی است که ببینیم کدام یک از راهکارهای سازمانی برای پیاده‌سازی (Diversity, Equity and Inclusion) یا (DEI) تنوع، برابری و فراگیرسازی موثر بوده و کدام روش‌ها را باید در همین دهه رها کنید و به‌دنبال یافتن جایگزین برای آن باشید!امروزه «تنوع» کلیدواژه مهمی برای مدیران شرکت‌هاست و آن‌ها میلیاردها دلار صرف می‌کنند تا سازمانی فراگیرتر، با تنوع انسانی و در نتیجه سود بیشتر داشته باشند؛ ولی طبق تحقیقات انجام شده، اغلب این تلاش‌ها بی‌نتیجه بوده است.به نظر شما در دهه بعدی، باید با کدام یک از شیوه‌های قدیمی فراگیرسازی در محیط کار خداحافظی کرد؟۱. تظاهر به تنوع‌: تقریبا هر شرکتی در وب‌سایت خود صراحتاً اعلام می‌کند که به «تنوع» در محیط کار اهمیت می‌دهد و فرصت‌های برابر در اختیار کارمندانش قرار می‌دهد. اما این موضع، اغلب اوقات فقط حرف و گزافه‌گویی است. اگر مجموعه‌ای نمی‌تواند آن‌چه را ادعا دارد عملی کند، هرگز نباید خود را این‌گونه معرفی کند و این تصور را ایجاد کند که تمامی فعالیت‌هایش در مسیر رشد کارکنان و در نهایت سود بیشتر مجموعه است. اگر شرکت شما نمی‌تواند DEI را به‌طورکامل اجرا کند، بهتر است از عنوان آن هم استفاده نکنید!۲. ارائه نکردن گزارش در خصوص «تنوع»: غول‌های تکنولوژی مثل فیسبوک و گوگل، سالانه گزارشی در مورد «تنوع» در مجموعه خود منتشر می‌کنند و در آن به بررسی پیشرفت‌هایی می‌پردازند که در مورد گروه‌های مختلف کارمندان شرکت داشته‌اند. آن‌چه شرکت‌ها موفق به ارزیابی آن نمی‌شوند، میزان احتمال نگهداری همین گروه‌های متنوع در سازمان است! مثلا: اگر نیمی از رهبران ارشد شرکت شما در سال ۲۰۱۸ خانم بودند، چند درصد از آن‌ها موفق شدند ترفیع بگیرند، در شرکت بمانند و به کار خود ادامه دهند؟ معمولاً این اعداد و ارقام در دسترس نیستند، اگر هم باشند، به صورت کلی و جامع گزارش می‌شوند. فرض کنید ۵۰ درصد از رهبران ارشد در مجموعه شما خانم باشند و شما بتوانید تنها ۵ درصد از آن‌ها را در سال ۲۰۱۹ در شرکت نگه‌دارید. با تهیه گزارش از میزان «تنوع» در محیط کار، می‌توانید به مسایل دیگری نیز برخورد کنید که در ارزیابی‌های سطحی، قابل تشخیص نیستند.۳. آموزش قواعد DEI: در سال 2019، پس از اینکه مطبوعات واکنش‌های منفی خود را بابت  راهکارهای ضد و نقیض شرکت‌ها به آن‌ها گوشزد کردند، شرکت‌ها تصمیم گرفتند آموزش قواعد DEIرا به فعالیت‌های‌شان اضافه کنند. این در حالی است که اگر اصول DEI و فعالیت‌های شرکت‌ها باهم هم‌خوانی نداشته باشند، کارگاه‌های آموزشی DEI کاملاًجنبه تشریفاتی پیدا می‌کنند. بسیاری از متخصصان DEI بر این باور هستند که به‌کارگیری مداوم برخی قواعد ساده، از آموزش‌های پیچیده موثرتر است.درسال 2020 به این فکر باشید که چطور روش‌های DEI را عملی کنید.۴. تنوع را با فراگیرسازی اشتباه گرفتن: تنوع و فراگیرسازی واژه‌هایی هستند که گاهی به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، ولی دو معنای کاملا مشخص و متمایز دارند و نباید به اشتباه استفاده شوند یا مترادف یکدیگر قرار بگیرند. مدیران شرکت‌ها معمولا تصور ‌می‌کنند چون کارمندان‌شان از اقلیت‌ها هستند، پس تلاش آن‌ها در زمینه DEI به ثمر نشسته است. اما متاسفانه، این مسئله اصلاً درست نیست. تنوع در بسیاری از شرکت‌ها، لزوماً به معنی دسترسی به فرصت رشد برابر نیست و کارمندانی که از گروه‌های در اقلیت هستند، سهواً یا عمداً از انواع فرصت‌ها محروم می‌شوند.۵. ارزیابی نکردن تلاش های DEI:درسال2004 ،دکتر «مورین جیووانینی» مقاله ای با موضوع «هرچیزی که که اندازه‌گیری شود، پس انجام شده است: دستیابی به نتایج مربوط به تنوع و فراگیرسازی» منتشر کرد. در این مقاله جیووانینی مطرح کرد که چرا مشاغلی که امیدوارند بتوانند برای DEIبرنامه‌ریزی موفقی داشته باشند، باید تغییرات را رصد و اندازه‌گیری کنند تا از روند دست‌یابی به نتایج دلخواه، مطلع شوند. برای مثال اگر شما گروهی از کارمندان جدید را معرفی می‌کنید، باید بدانید اهداف گروه چیست و چطور هدف، رشد و ماحصل آن را ارزیابی خواهید کرد؟ کدام سنجه‌های کمی و کیفی به شما نشان می‌دهد که در مسیر درست هستید؟ قبل از اجرای هر برنامه‌ای از DEI ، شاخص‌های اندازه‌گیری را مشخص کنید و سیستم اندازه‌گیری را برای پی‌گیری نتیجه ارتقاء دهید.۶. نادیده گرفتن رویدادهای شایع که کارمندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد: در فضای سیاسی و اجتماعی امروز، مسایل زیادی وجود دارد که می‌تواند روی کارمندان تأثیرگذار باشد. برخی شرکت‌ها با این که پیوند سیاست با زندگی و تجربیات داخلی و خارجی محیط کاری ما غیرقابل انکار است، تصور می‌کنند باید از جوّ سیاسی و اجتماعی دور بمانند. در عین‌حال که  برخی می‌گویند شرکت‌ها باید خارج از فضای سیاسی و اجتماعی فعالیت کنند، تحقیقات نشان می‌دهد کارمندان ترجیح می‌دهند برای شرکت‌هایی کار کنند که در مورد مسائل سیاسی فعال هستند و همچنین به مسئولیت اجتماعی شرکت نیز اهمیت می‌دهند. موضع عمومی مدیر یک شرکت نیز می‌تواند با صحبت کردن راجع به مسایل مختلف و یا انتشار یک بیانیه ساده از طریق ایمیل برای کارمندان صورت پذیرد.۷. درس گرفتن از اشتباهات گذشته: به نظر می‌رسد که در سال‌های اخیر، خطاها و اشتباهات موجود در DEI بارها تکرار شده‌اند. زمانی که هر شرکت فهرستی از خطاهای خود تهیه می‌کند، فرصتی طلایی برای رشد و درس گرفتن از آنها فراهم می‌شود. صرف نظر از هر مشکل مشابهی که در صنعت وجود دارد، همیشه در این موقعیت‌ها چیزهای تازه‌ای برای یادگیری وجود دارد.جمله‌ای قابل تأمل در این‌باره وجود دارد: «یک فرد باهوش از اشتباهات خودش درس می‌گیرد، یک فرد دانا از اشتباهات دیگران». بیایید و فهرستی از خطاهای بزرگ تهیه کنید و روش‌ها، سیاست‌ها و رویه‌هایی را برای جلوگیری از تکرار آن‌ها پیش‌بینی کنید!۸. اجباری کردن آموزش‌های DEI: شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد اجبار در آموزش‌های DEIموثر واقع نمی‌شود. گرچه، اجبار کارمندان به شرکت در آموزش‌های DEI وسوسه‌کننده است، ولی می‌تواند نتیجه‌ای خلاف نتیجه مدنظر شما داشته باشد. کارمندان شما کارهای زیادی برای انجام دارند و این اجبار موجب نارضایتی و خشم آن‌ها می‌شود. اینکه به کارمندان اجازه دهید داوطلبانه در آموزش‌های DEI شرکت کنند، باعث می‌شود به نتایج مثبت‌تری برسید، همچنین احتمال مقاوت آن‌ها در این مسئله کاهش می‌یابد.۹. اعمال کردن یک شیوه DEIبرای همه: هیچ روش DEI یکسانی برای همه وجود ندارد.برای مثال، اگر یک شرکت بزرگ و فعال در زمینه تکنولوژی و یا کافی‌شاپ مورد علاقه شما ناخودآگاه و با تعصب آموزش‌های 3 ساعته DEIرا اعمال کرده است، بدین معنا نیست که این راهبرد برای شرکت شما نیز موثر باشد! با در نظر گرفتن این نکته، دو مسئله مهم پیش می‌آید: اگر گزینه‌ای برای یک شرکت، خوب عمل می‌کند، به این معنا نیست که در شرکت شما نیز همان نتیجه را دارد. به علاوه، اگر شرکتی در یک شیوه و یا آموزش خاص DEI ، ابتکاری به خرج داده است، به این معنا نیست که در آن شرکت موثر بوده است!در اغلب اوقات، روش‌های خلاقانه DEI، نتیجه‌ها و شکست‌ها تکرار می‌شوند. زمانی که یک کارشناس DEI وارد شرکت شما می‌شود، باید به ارزیابی نیازهای شما برای بهره‌برداری از مسئله DEI شرکت بپردازد تا بفهمد چطور می‌توان مشکلی را تشخیص داد و به بهترین شکل ممکن حل کرد.منبع:www.forbes.com</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 21:02:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوجوان دارای اتیسم در شرف گرفتن جایزه نوبل</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/autism-m2qljjquktlv</link>
                <description>وقتی پدر و مادرش برای اولین بار جیکوب بارنت را در مدرسه ثبت‌نام ‌کردند، به آن‌ها گفته شد که او را فراموش کنند و پسرشان هرگز قادر به یادگیری چیزی در مدرسه نخواهد بود. آن‌ها نگران شدند و جیکوب را به پزشکی بردند که به آن‌ها گفت نوعی اتیسم به نام Aspergers دارد که می‌تواند فقط کارهای ساده‌ای مثل بستن بندهای کفش خود را یاد بگیرد.ولی آن‌ها کشف کردند که جیکوب حافظه فوق‌العاده‌ای دارد که به او امکان می‌دهد تا بعد از یادگیری کامل برنامه‌درسی دبیرستان در دو هفته، در کلاس‌های دانشگاه شرکت کند. وقتی  جیک یازده ‌ساله بود، مادرش ویدئویی از او ساخت که مهارت‌های قابل ‌توجه او را نشان می‌داد.در فیلم، پسری در آشپزخانه نشسته است و ساندویچ می‌خورد و یک گرم‌کن قرمز ساده و یک کلاه بیسبال مثل یک مرد معمولی دارد و شروع می‌کند به توضیح این که چرا نظریه انیشتین او را به هیچ وجه قانع نمی‌کند.این ویدیو یک دقیقه و ۴۷ ثانیه‌ای که در یوتوب منتشر شد توسط اسکات تریماین، یک استاد مشهور در موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون در نیوجرسی مورد توجه قرار گرفت، جایی که فیزیک‌دانانی مانند آلبرت انیشتین، رابرت اوپنهایمر و کورت گودل در آن تدریس کرده‌اند.جیکوب در حال حاضر در رشته اخترفیزیک تحصیل می‌کند و در شرف تکمیل دکترای فیزیک کوانتوم است. او در حال حاضر محقق دانشگاه پوردو در ایندیاناپولیس است و چندین انتشارات علمی در برنامه‌درسی خود دارد. میزان IQ او ۱۷۰ (بالاتر از ضریب هوشی آلبرت انیشتین) است. در سخنرانی‌هایش اغلب طعنه‌آمیز، با صندل‌های تسمه‌دار می‌گوید دکترها گفتند که من قادر به انجام کاری نیستم و پیش‌بینی کردند من نمی‌توانم حتی کفش‌هایم را ببندم، به همین دلیل است که من امروز دمپایی دارم.اکنون بارنت جوان وقت خود را صرف یک پروژه بسیار بلندپروازانه می‌کند که یک نسخه توسعه یافته از نظریه نسبیت است.</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 22:14:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نجات جهان در خواب</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/slacktivism-vw6ivxozv9hy</link>
                <description>فرد کلارک و دوایت ازارد، اولین کسانی بودند که واژه « Slacktivism» را ابداع کردند.آنها در سال ۱۹۹۵ دو واژه Slacker به معنی فرد تنبل، سست و بیحال و Activism به معنی فعالیت را با هم تلفیق کرده و «اسلکتیویسم» را در مورد جوانانی به کار بردند که می‌خواستند با کارهای کوچکی مثل کاشت یک درخت به مقابله با تخریب محیط‌زیست بپردازند. البته منظور آن‌ها از به کار بردن این واژه، صرفاً جنبه منفی نداشت!اما امروزه Slacktivism، که به «مبارزه از زیر لحاف» معروف است در واقع کنایه‌ای به فعالیت‌های مجازی‌ است که توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی انجام می‌شود و پس از آن هم احساس رضایتی کاذب از آن پدید می‌آید، در حالی که تاثیر واقعی آن کار، هیچ یا بسیار ناچیز است.با فراگیرشدن شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از شیوه‌های تبلیغاتی و جذب مشتری دستخوش تغییر شد. به‌طبع کمپین‌های تبلیغاتی هم شکل جدیدی به خود گرفت. اولین و بدیهی‌ترین تاثیر اجرای کمپین‌ها در شبکه‌های اجتماعی این است که باعث می‌شود تا اطلاع‌رسانی در سطح وسیعی صورت گرفته و با توجه به موضوع، می‌توان گروه موردنظر را جذب کرده و برایشان دغدغه فکری ایجاد کرد.حالا به این سوال پاسخ بدهید، آیا تا به حال اتفاق افتاده که در حین گشت زدن در اینستاگرام با تبلیغی روبه‌رو شوید که شما را تحت تأثیر قرار بدهد؟ آیا با تصویری مواجه شده‌اید که تا مدت‌ها از خاطرتان بیرون نرود؟حتما شده! متاسفانه یا خوشبختانه، این موضوع اتفاقی نبوده، بلکه حاصل یک تلاش برنامه‌ریزی شده است و شانسی در کار نیست.در واقع این هنر تبلیغات است که طوری طراحی می شوند که فکر و احساس مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهند. براساس عملکرد کمپین‌های تبلیغاتی، ۳۱ درصد تبلیغات با محتوای احساسی موفق بودند. این رقم برای محتوای منطقی ۱۶ درصد بوده است.دو نوع واکنش احساسی وجود دارد که معمولا از هر دو در روانشناسی تبلیغات استفاده می‌شود و نتایج هر دو هم موفقیت‌آمیز است. اولی بر پایه همدلی و دومی براساس خلاقیت است.چند سال پیش، فیس‌بوک در همکاری با پژوهشگرانی از دانشگاه‌های کورنِل و کالیفرنیا، آزمایشی انجام داد که در آن، عمدا با احساسات ۶۸۹ هزار نفر از کاربران بازی شد. در این آزمایش، بخش اخبار این کاربران، به صورتی تغییر داده شد که بعضی از کاربران، فقط خبرهای منفی را می‌دیدند و کاربران دیگر، فقط خبر‌های مثبت را مشاهده می‌کردند. وقتی این کاربران، در فیس‌بوک مطالب خود را ارسال می‌کردند، تا حد زیادی تحت تأثیر مطالبی بودند که در قسمت اخبار، به آنها نشان داده شده بود.فیس‌بوک به دلیل انجام این آزمایش، با انتقادهای فراوانی مواجه شد و دلیل بیشتر این انتقادها این مسئله بود که هیچ‌یک از «شرکت‌کنندگان» در این آزمایش، برای شرکت در آن، رضایت خود را اعلام نکرده بودند. شاید آنچه بیش از این خطا و لغزش فیس‌بوک، نگران‌کننده است، این مسئله است که به‌سادگی می‌توان احساسات مردم را به بازی گرفت.این روزها شبکه‌های اجتماعی به بستری مناسب برای جلب توجه و ترحم از سایرین تبدیل شده است، تا با به اشتراک گذاشتن یک تصویر همراه با هشتگ که در صحت آن هم شک داریم، ابتدا احساسات مخاطبان را به بازی گرفته و بعد با ارائه اطلاعات غلط و شماره حساب از دیگران بخواهند تا کمک کنند. این کار در مقیاس‌های کوچک تا بزرگ که بعضاً اسم «کمپین» را هم یدک می‌کشند به وفور دیده می‌شود!گاهی هم متاسفانه این به ظاهر کمپین‌های حمایتی به نام برخی موسسات خیریه در شبکه‌های اجتماعی، استوری می‌شود و هشتگ می‌گیرد اما بعد معلوم می‌شود موسسه مربوطه از همه جا بی‌خبر است!مصداق بارز و مخرب این مدل کمپین‌ها، همان اتفاقی است که دو روز گذشته در اینستاگرام روی داد. فردی با اهداف شخصی، ادعا کرد که به‌خاطر حمایت از کودکان سرطانی (به این کلمه دقت کنید)، این کمپین را به راه اتداخته و با هر بار که که کاربران اینستا تصویر موردنظر را استوری کنند، مبلغی به حساب کودکان سرطانی واریز می‌کند!به چند نکته دقت کنید:۱- استفاده از عبارت «کودکان سرطانی»، اصلا درست و مؤدبانه نیست. انگار این فرد دغدغه‌مند اجتماعی متوجه نیست که خطاب قراردادن کودکان با این لفظ، چه بار روانی بدی را به آن‌ها تحمیل کرده است.۲- این به ظاهر کمپین، هیچ هشتگ عمومی یا اختصاصی نداشت، که این فرد به ظاهر خیّر بتواند با شمارش تعداد دفعات استوری شدن تصویر، مبلغ موردنظر را به حسابی که می‌گوید واریز کند!۳- به نظر شما اگر این‌کار، با هماهنگی موسسه‌ای مثل محک انجام شده بود و در حد و اندازه یک کمپین بود، صفحه محک در اینستاگرام، درباره این موضوع اطلاع‌رسانی نمی‌کرد؟۴- و در آخر این فرد ادعا می‌کند چون در این کار از وجود اینفوینسرها استفاده نکرده، از سمت همه متهم به جذب و افزایش فالوور شده!به نظر شما بزرگ‌ترین آسیب این بازی احساسی چیست؟افرادی که با احساسات شمابازی می‌کنند، اعتقاد شما به درک‌ِ واقعیت را تخریب می‌کنند و فرآیند اعتمادسازی را در شما به راهی دشوار می‌کشانند.خوب، فکر می‌کنید مشکل از کجاست؟ شبکه‌های اجتماعی بد هستند؟! یا ما قوانین بازی را نمی‌دانیم؟!مهم‌ترین مسئله، آگاهی است. واکنش‌های هیجانی و احساسی را به حداقل برسانید و اطلاعات برگزاری رویدادها و کمپین‌ها را از صفحات معتبر موسسات خیریه در شبکه‌های اجتماعی پیگیری کنید.بیشتر مردم فکر می‌کنند، به این دلیل که با این افراد مختلف در جامعه کار یا زندگی می‌کنند و یا در شبکه‌های اجتماعی سروکار دارند، هیچ راهی برای کنترل این آشفتگی‌های احساسی ندارند، ولی اینطور نیست! همیشه آگاهانه رفتار کنید.نمونه‌های بسیاری هستند که نشان می‌دهد کمپین‌های تبلیغاتی وقتی به کمک کمپین‌های خیریه می‌آیند، نتیجه جالب توجهی به دست می‌آید.یکی از این نمونه‌های قابل توجه، کمپین «مراقب تو» است. این کمپین با حمایت برند «سینره» و با همکاری پنج موسسه‌ خیریه‌ معتبر شکل گرفت.در این کمپین همگانی، سینره ضمن دعوت از مردم برای حمایت از این کمپین و مشارکت نقدی در این پروژه، به ازای هر مبلغ جمع‌آوری شده، همان مبلغ را به کمپین اضافه کرد. در واقع مخاطبان این کمپین، در کنار یک برند، قدرت حمایت خود را دو برابر کرده‌اند. سینره در کنار فعالیت انسان‌دوستانه و تبلیغاتی خود، فرهنگی را به مخاطب منتقل می‌کند که او را نه فقط به انتشار یک پست، بازنشر یک محتوای خاص تبلیغاتی محرک یا ترند کردن یک هشتگ، که به انجام یک عمل واقعی فرامی‌خواند و جایگاه برند را در کنار مردم به نمایش می‌گذارد.آنچه گفتیم به این معنی نیست که تبلیغات و استفاده از کمپین‌های تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی با اهداف انسان‌دوستانه یا تجاری، ارزش‌آفرین نیستند. اما از زیر لحاف، به دنبال تغییرات بزرگ نباشیم!تنها با فشردن یک دکمه و به اشتراک گذاشتن یک تصویر، اتفاق خاصی نمی‌افتد.با اشتراک گذاشتن تصویر یک درخت، نمی‌توانید با روند قطع بی‌رویه درختان مبارزه کنید!منابع:سایت داناسایت چطورسایت نجماسایت انجمن حامیویرگول کاکتوس</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2019 19:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودکی بدون فقر</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/international-day-for-the-eradication-of-poverty-bntpqnzqinfc</link>
                <description>این کلمه را در فرهنگ لغت فارسی جستجو کنید!«فقر»خوب نتیجه چه بود؟بگذارید به شما کمک کنیم، با جستجوی این کلمه، با این نتایج روبه‌رو می‌شوید:فقر: تنگ‌دستی؛ تهیدستی؛ ناداری؛استیصال≠ غنا«فقر» از نظر شما چه معنایی دارد؟جهان هر روز با چالش‌های مختلفی روبه‌رو است که «فقر» احتمالا بزرگ‌ترین آن‌ها است. حتی می‌توان گفت «فقر» عامل به‌وجودآورنده‌ی بسیاری از مشکلاتی‎ست که بشر با آن دست به گریبان است.انواع بیماری‌ها، بحران‌های زیست محیطی، مهاجرت، امکانات آموزشی و تحصیلی و ... همه از پیامدهای فقر و نبود منابع مالی در کشورها است.سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۲، روز ۱۷ اکتبر را برای افزایش آگاهی عمومی به نام «روز جهانی ریشه‌کنی فقر» نامگذاری کرد. ریشه‌کنی فقر مطلق تا سال ۲۰۳۰ به عنوان یک هدف، کمی جاه‌طلبانه به نظر می‌رسد که به عوامل مختلفی بستگی دارد.در سال ۱۹۹۰، میزان جمعیتی که در فقر مطلق زندگی می‌کردند، ۳۶ درصد کاهش یافت، در سال ۲۰۱۰ این میزان به ۱۶ درصد و در سال ۲۰۱۵  به ۱۰ درصد رسید. خوشبختانه این نرخ در سال ۲۰۱۸ به ۸/۶ درصد کاهش یافته است.اما پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که برخلاف آرزوی سازمان‌های جهانی برای ریش‌کنی فقر، در سال ۲۰۳۰ شش درصد از جمعیت جهان همچنان در فقر مطلق زندگی خواهند کرد و هدف پایان‌بخشی به فقر ناتمام باقی می‌ماند.بانک جهانی، فقر را با شرایط سخت اقتصادی تعریف می‌کند؛ یعنی درآمد کم‌تر از ۱/۹۰ دلار در روز!اما فقر چیزی بیش از فقدان پول است. فقر شامل گرسنگی و سوء تغذیه، کمبود سرپناه، بی‌سوادی، عدم دسترسی به مراقبت‌های پزشکی، تبعیض اجتماعی و ناتوانی در تامین نیازهای شخصی و خانوادگی است. اما امروز یک مناسبت مهم دیگر هم دارد. امروز سی‌امین سالگرد تصویب کنوانسیون حقوق کودکان است این پیمان حقوقی نشان‌دهنده‌ی حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر کودک، بدون توجه به نژاد، مذهب یا توانمندی‌های او است.نکته‌ی قابل توجه، تم امسال یا شعار فعالیت کنوانسیون حقوق کودکان است که با رویداد روز جهانی ریشه‌کنی فقر هم‌راستا است و هدفی عالی را دنبال می‌کند.کنوانسیون حقوق کودکان می‌گوید: ما باید برای توانمندسازی کودکان، خانواده‌های آن‌ها و جوامع جهت پایان دادن به فقر اقدام کنیم.همچنین این کنوانسیون، تمامی کودکان را مستحق برخورداری از شرایط مطلوب زندگی و رشد جسمی، روحی و اجتماعی می‌داند.فقر، از جمله عواملی است که به‌طور مستقیم روند رشد کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.کودکی دوره‌ی خاصی در زندگی است. زمانی است که کودکان باید ضمن بازی به یادگیری تشویق شوند، به همین دلیل بسیار آسیب‌پذیر بوده و در عین‌حال به خانواده‌ و حمایت آن‌ها وابسته هستند.در حالی که کودکی، دوره‌ای شیرین و رویایی است، میلیون‌ها کودک از داشتن خانواده و یا امکان داشتن دوران کودکی سالم محروم هستند. در خانواده‌هایی که در فقر شدید زندگی می‌کنند، اغلب کودکان برای کمک به خانواده، مجبور به کار هستند و از تحصیل بازمی‌مانند! واقعیت این است که پایان دادن به فقر، چیزی فراتر از کمک به مردم فقیر است.در این حالت مهمترین کار، تدوین قوانین بازدارنده و حمایتی از سوی کشورها و دولت‌ها است، تا با درک نیازهای کودکان و نوجوانان و کمک به برطرف کردن آن، احتمال هرگونه سوءاستفاده از کودکان را به صفر برسانند.ریشه‌کن کردن فقر می‌تواند منجر به تحول زندگی تمامی انسان‌ها شود.منابع:https://worldpoverty.iohttps://sustainabledevelopment.un.orghttps://drop4drop.orghttps://www.atd-fourthworld.orghttps://www.un.orghttps://www.impactpool.orghttps://www.compassion.comhttp://overcomingpoverty.org</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 18:56:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز جهانی عصای سفید یا روز استقلال!</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/whitecaneday-o33ihxtp5ity</link>
                <description>فردی که نابینا به دنیا آمده، هیچ تجربه‌ای از رنگ سیاه ندارد! پس نمی‌توانیم بگوییم که او همه جا را سیاه می‌بیند! رویا و خواب‌هایش هم، تصویر ندارد!بعضی دیگر که در طول زندگی بینایی خود را از دست می‌دهند، وضعیت متفاوتی دارند. در مقابلِ آن‌ها تاریکی مطلق ظاهر می‌شود یا نشانه‌هایی از نور البته بسیار ناواضح!در طول سالیان، نابینایان از عصا استفاده کرده‌اند و این کار را بنا به دلایل مختلفی انجام داده‌اند. بعضی‌ از آن‌ برای دفع سگ‌ها استفاده می‌کردند و برخی برای هشدار دادن به مردم! تاریخچه‌ی استفاده از عصای سفید به زمان جنگ جهانی دوم می‌رسد.به همین دلیل روز 15 اکتبر (23 مهر ماه) برای توجه بیشتر به کیفیت سلامت زندگی نابینایان، به نام «روز جهانی عصای سفید» نامگذاری شده است. ماموریت روز جهانی «عصای سفید»، آموزش به افراد در مورد نابینایی است و این که چگونه افرادی با اختلالات بینایی می‌توانند به طور مستقل کار و زندگی کنند.پوستر جهانی روز جهانی عصای سفید«عصای سفید» نماد آزادی، استقلال و اعتماد به نفس ‌است. استفاده از این عصا، به فرد نابینا کمک می‌کند تا با آزادی بیشتری در محیط اطراف حرکت کند. برای افراد نابینا «عصای سفید» ابزاری ضروری است که به آن‌ها امکان و توانایی رسیدن به یک زندگی کامل و مستقل را می‌دهد. «عصای سفید» در دست یک فرد نابینا، به چشمان بینای او تبدیل می‌شود و از آن برای کشف آنچه در محیط اطرافشان می‌گذرد، استفاده می‌کنند. این نکته را فراموش نکنید: «عصای سفید» برای یک نابینا ابزاری است که با آن می‌تواند ایمن و مستقل در محیط تردد کند.شاید به همین دلیل است که روز «عصای سفید» به مرور از روزی برای ایمنی نابینایان، به روزی برای استقلال و برابری تغییر کرده است.این افراد باید با پذیرش شرایط و درک توانایی‌های خود، شجاعت حضور در جامعه را پیدا کنند و به عنوان عضوی از آن پذیرفته شوند، چرا که همه انسان‌ها از حقوقی یکسان برخوردار هستند.تا سال ۲۰۵۰ میلادی، تعداد نابینایان در جهان به حدود ۱۱۵ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و همچنین تعداد کسانی که دچار اختلالات بینایی (استفاده از عینک، لنز و ابزارهای کمک‌بینایی) هستند نیز به ۵۸۸ میلیون نفر خواهد رسید. پیر چشمی نیز حدود ِ۱ میلیارد نفر از افراد بالای ۵۵ سال را درگیر خواهد کرد.نابینایی یک تراژدی نیست، اگر در خانواده یا در جمع دوستان خود با فردی مواجه شدید که به تازگی بینایی خود را از دست داده است، احتمال دارد با خود فکر کنید که چه چیزی می‌توانید به او بگویید تا او را آرام کرده و نگرش جدیدی برایش ایجاد کنید.واقعیت این است که بسیاری از افراد نابینا با پذیرش این موضوع یک زندگی عادی دارند.در اولین قدم، برای این افراد یک شنونده خوب باشید و از کمک مشاوران متخصص استفاده کنید.همچنین می‌توانید با معرفی او به مراکز حمایتی، کمک کنید تا با سایر نابینایان و گروه همسالان خود آشنا شده و از خدمات مراقبتی، آموزشی و درمانی هم بهره‌مند شود.یک فرد نابینا باید:· به خاطر داشته باشد که با انگیزه و آموزش درست، می‌تواند تقریبا هر کاری را انجام دهد؛ کتاب خواندن، رفتن به دانشگاه، پیدا کردن شغل و تشکیل خانواده· نحوه تردد با وسایل حمل‌و‌نقل عمومی را یاد بگیرد· در انجام وظایفی در خانه با نظارت خانواده مشارکت کند، تا با افزایش مها‌رت‌های فردی‌اش، بتواند کارهای شخصی خود را انجام دهد· ورزش را جزو برنامه روزانه خود بگذارد· با تکنولوژی و فناوری روز آشنا باشد· با دوستان قدیمی خود در ارتباط بوده، به آن‌ها نشان دهد که مثل قبل است. اجتماعی و فعال بودن، بهترین راه برای پیدا کردن دوستان جدید است· علاقه‌مندی‌های خود را دنبال کند«کاکتوس» سال گذشته به مناسبت روز جهانی «عصای سفید» در پادکستی شنیدنی با یک زوج نابینا گپ‌و‌گفتی داشت و آن‌ها از تجربیات جالب و متفاوت‌شان در جامعه گفتند، پیشنهاد می‌کنیم حتما آن را بشنوید و به دوستان‌تان هم معرفی کنید.پادکست کاکتوس: این قسمت عصای سفیدمنابع:NATIONAL FEDERATION OF THE BLIND: https://www.nfb.orgWorld Blind Union: http://www.worldblindunion.orgwikiHow: https://www.wikihow.comhttps://parstoday.com</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2019 19:43:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی برای ستایش زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/mentalhealthday-rhczrrzrrylm</link>
                <description>درست هنگامی که شروع به خواندن این متن می‌کنید، یک نفر در گوشه‌ای از سیاره زمین دست به خودکشی می‌زند!هنگامی که به پایان این متن می‌رسید، 4 نفر در اثر خودکشی مُرده‌اند!هر 40 ثانیه، یک نفر در جهان در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهد.فدراسیون جهانی بهداشت روان (WFMH) 10 اکتبر را به نام «روز جهانی سلامت روان» نام‌گذاری کرده و این کار را با هدف افزایش آگاهی از مسائل بهداشت روانی در سراسر جهان و تخصیص امکانات جهت حمایت از سلامت روانی تمامی انسان‌ها انجام داده است. امسال تمرکز WFMH در روز جهانی سلامت روان بر پیشگیری از خودکشی است.این روز توسط سازمان بهداشت جهانی، انجمن بین‌المللی پیشگیری از خودکشی و سازمان بهداشت جهانی حمایت می‌شود.هر ساله نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر در جهان به علت خودکشی می‌میرند و خودکشی دومین دلیل اصلی مرگ افراد بین ۱۵ تا ۲۹ ساله در سطح جهان است.خودکشی یک پدیده جهانی است و به دلایل مختلفی روی می‌دهد، اما طبق آماری که در سال ۲۰۱۶ ارائه شد، ۷۹ % از خودکشی‌ها در کشورهایی با درآمد کم و متوسط رخ داده است.خودکشی ۴/۱ درصد از کل مرگ و میر در سراسر جهان را به خود اختصاص داده و باعث شده جزو ۱۸ دلیل اصلی مرگ در سال ۲۰۱۶ قرار بگیرد.تخمین زده می‌شود که برای هر خودکشی منجر به مرگ، احتمالا فرد بیش از ۲۰ خودکشی ناموفق انجام داده است.بنا بر گفته‌های دکتر احمد حاجبی، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، در ایران شیوع اختلالات روانی با درصدی به میزان ۲۳.۶ روبه‌رو است که ۸۸ درصد این آمار مربوط به شهر تهران است.سلامت روانی مادرانشاید برای‌تان جالب باشد که بدانید در حدود ۱۰درصد زنان باردار و ۱۳درصد از زنانی که تازه زایمان داشته‌اند، دچار اختلالات روانی هستند که افسردگی در صدر این اختلالات قرار دارد.این میزان در کشورهای در حال توسعه به نسبت بالاتر است، یعنی ۱۵.۶ درصد در دوران بارداری و ۱۹.۸درصد پس از تولد کودک. در موارد حاد حتی ممکن است مادر مرتکب خودکشی شود. علاوه بر این، مادران آسیب‌دیده اغلب نمی‌توانند به درستی عمل کنند و این ناتوانی در انجام وظایف مادرانه، رشد کودکان را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.سلامت روانی کودکان و بزرگسالاندر سراسر جهان ۱۰ تا ۲۰ درصد از کودکان و نوجوانان اختلالات روانی را تجربه می‌کنند. نیمی از تمامی بیماری‌های روانی از سن ۱۴ سالگی آغاز می‌شود و تا اواسط 20 سالگی ادامه می‌یابد.در صورت عدم رسیدگی به این شرایط، اختلالات روانی تاثیرات مخربی بر رشد شخصیتی و تحصیلی کودکان و نوجوانان باقی می‌گذارد.کودکان مبتلا به اختلالات روانی با چالش‌هایی مانند احساس ننگ، انزوا و تبعیض مواجه هستند.برخورداری از سلامت روانی و ارتقاء آن در افراد، علاوه بر ایجاد حس خوب می‌تواند باعث بهبود سایر عملکردهای زندگی فردی و اجتماعی وی گردد. از مهم‌ترین نکات مربوط به سلامت روانی بحث پیشگیری، بهبود و ارتقاء است که هدف آن کاهش بروز، کاهش طول مدت و کاهش ناتوانی ماندگار اختلالات روانی است.پیشنهاد می‌کنیم برای بهبود سلامت روان‌تان:ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود را بپذیرید و توقع بیشتر نداشته باشیداسترس‌های زندگی را مدیریت کنید و با آن‌ها کنار بیاییدرابطه‌های دوستانه و هدف‌مند را بهبود بخشید درباره احساسات خود صحبت کنیددیگران را دوست داشته باشیدهمچنین برای ارتقاء سلامت روان خود:چنان‌چه با مشکل یا مساله‌ای برخورد کردید با مشاور صحبت کنیدهمیشه جنبه مثبت موقعیت‌های مختلف را در نظر بگیریدورزش کنیدبه دیگران کمک کنیدخواب منظم و کافی داشته باشیدمطالعه کنیدو در حرفه مورد علاقه‌تان فعالیت کنید.</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 10 Oct 2019 20:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به مناسبت روزی که کمتر دیده شده است</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/visionfirst-r29pc9nzmabg</link>
                <description>دومین پنج‌شنبه اکتبر، روز جهانی بینایی نامگذاری شده است. این رویداد سالانه با هدف جلب توجه بیشتر مردم به سلامت بینایی در سطح جهان برگزار می‌شود.آژانس بین‌المللی پیشگیری از نابینایی، سازمان بهداشت جهانی و بسیاری از سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی، از مجموعه‌هایی هستند که در برگزاری این رویداد نقش دارند. هدف این نامگذاری و فعالیت‌های آگاهی‌بخش مرتبط با آن، از بین بردن نابینایی در اثر بیماری‌ها یا رعایت نکردن موارد بهداشتی است که در اکثر مواقع قابل پیشگیری هستند.در واقع روز جهانی بینایی، تلاشی روشنگرانه است تا توجه عمومی را به این نکته جلب کند که 80% از موارد نابینایی قابل پیشگیری یا قابل درمان هستند و با تشویق دولت‌ها، موسسات و سایر سازمان‌ها و شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری در طرح‌های اطلاع‌رسانی و اجرایی، می‌توان عواقب آن را (که در بسیاری از موارد غیرقابل‌برگشت هستند) به حداقل رساند.امسال روز جهانی بینایی با شعار: «اول بینایی» (Vision First)، اهداف خود را دنبال می‌کند. روز جهانی بینایی، مهم‌ترین روز در تقویم سلامت چشم است. روزی که باید از خودتان بپرسید آخرین باری که چشم‌تان را معاینه کرده‌اید، چه زمانی بوده است؟ آخرین باری که قند خون‌تان را چک کرده‌اید چه؟در سال‌های اخیر و با افزایش جمعیت سالمندان، میزان ابتلا به عارضه‌هایی مانند نزدیک‌بینی، اختلالات شبکیه و دیابت نیز افزایش یافته است. هر کدام از این بیماری‌ها یک عامل پرخطر هستند که ممکن است فرد را در معرض اختلالات جدی در بینایی قرار دهد.بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان، نمی‌توانند به خوبی ببینند، چون به عینک دسترسی ندارند.تقریباً از هر 4 نفر، 3 نفر به دلیل ابتلا به نوعی از اختلالات بینایی رنج می‌برند. در سراسر جهان ۳۶ میلیون نفر نابینا هستند و این رقم می‌تواند تا سال ۲۰۵۰ به ۱۱۵ میلیون نفر افزایش یابد. آمار مربوط به کودکان تکان‌دهنده‌تر است: در حدود ۱۹ میلیون کودک، نابینا یا کم‌بینا هستند.سطح درآمد و زندگی مردم هم، نسبت مستقیمی با میزان از دست دادن و اختلالات بینایی دارد. طبق آمار، حدود ۹۰ درصد از افرادی که دچار اختلالات بینایی هستند، در کشورهایی با سطح درآمد پایین زندگی می‌کنند.بیماری‌های چشم مانند آب‌مروارید و آب‌سیاه و بیماری دیابت در میان شایع‌ترین علل نابینایی قرار دارند. در اغلب موارد می‌توان با استفاده از راهبردهای ساده و مراقبت‌های بهداشتی، از به‌وجود آمدن اختلالات بینایی جلوگیری کرد، با این وجود، اغلب گروه‌های آسیب‌پذیر به این نوع خدمات درمانی دسترسی ندارند.هر روزه بر اثر فقر، عدم دسترسی به امکانات پزشکی، عدم آگاهی و اطلاعات کافی، عدم رعایت نکات و اصول بهداشتی، جنگ و بلایای طبیعی، گروهی از افراد دچار اختلالات موقت یا دائمی بینایی می‌شوند، اما با اتخاذ سیاست‌های حمایت‌گرایانه، می‌توان هر روز از میزان افزایش آمار مبتلایان به اختلالات بینایی کم کرد.خبر خوب این‌که، شیوع نابینایی و اختلالات بینایی در مجموع از ۴.۵۸ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۳.۳۷ درصد در سال ۲۰۱۵ کاهش‌یافته است.آژانس بین‌المللی پیشگیری از نابینایی و سازمان بهداشت جهانی، با همکاری کشورهای عضو، استراتژی‌های راهبردی را در این زمینه تدوین می‌کنند. سیاست‌های حمایت‌گرایانه در قالب‌های کلی زیر دسته‌بندی می‌شوند:· مشارکت و توانمندسازی مردم و جوامع· تغییر ساختار مجدد مدل مراقبت مبتنی بر پیشگیری· ایجاد یک محیط توانمند با افزودن مراقبت از چشم در برنامه‌های استراتژیک ملی بهداشت· آموزش و برنامه‌ریزی نیروی‌کار برای انجام خدمات مراقبتی با توجه به نیاز جامعهپیشنهاد می‌کنیم با اندازه‌گیری میزان قندخون و انجام دوره‌ای معاینه چشم‌های‌تان، از سلامت بینایی خود محافظت کنید.</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 10 Oct 2019 10:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها جایی که افراد دارای معلولیت اول بودند</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/disabledfirst-v9teauop9vku</link>
                <description>حقیقتی بسیار ناشناخته: افراد دارای معلولیت اولین قربانیان رژیم نازی بودند.واقعیت این است که ما خیلی کم درمورد تاریخ می‌دانیم و آنچه می‌دانیم نیز نادرست یا ناقص است.در طول این سال‌ها داستان‌های زیادی در مورد چیزی گفته‌ایم که برای بسیاری از مردم به‌عنوان یک حقیقت ناشناخته تاریخی باقی مانده است؛ یعنی همان «پاکسازی کردن» سیستم مرگبار نازی‌ها با برنامه اوتانازی عملیات ننگین تی4.همان‌طور که پیتر ساندرز به شیوایی می‌نویسد: «کشتار جمعی هولناک شش میلیون انسان یهودی درواقع تنها بخش آخر داستان هولوکاست نازی بود.»ابتدا در سال ۱۹۳۹ تعداد سیصدهزار نفر از افراد دارای معلولیت به‌وسیله گاز یا تزریق مرگبار در شش پایگاه آلمان و اتریش کشته و سوزانده شدند. مایکل کوک می‌نویسد: «این به رژیم نازی‌ کمک کرد تا به‌جای هزاران نفر، برای پاکسازی میلیون‌ها قربانی از این سیستم استفاده کند.»یکی از بهترین مقاله‌هایی که تا به‌حال خوانده‌ام مقاله‌ای با عنوان «افراد دارای معلولیت، اولین قربانیان نازی‌ها» در نیویورک تایمز نوشته کنی فرایز است. فرایز که خود یک فرد یهودی دارای معلولیت است درباره رابطه میان عملیات تی4، برنامه اوتانازی و انهدام افراد داری معلولیت نوشته و این‌گونه شرح داده است که:«من ابتدا وقتی فهمیدم افراد دارای معلولیت توسط نازی‌ها سترون و کشته شدند که یک نوجوان بودم. سال ۱۹۷۸ بود و من داشتم یک مینی‌سریال تلویزیونی به نام هولوکاست می‌دیدم. اما این سال‌ها قبل از این بود که رابطه میان کشته شدن افراد دارای معلولیت، افراد یهودی و دیگر چیزهایی که «نامطلوب» خوانده می‌شد را دریابم؛ تمام آنچه که به شکلی «نامناسب» به شمار می‌رفت.عصب‌شناس آلمانی ]که فرایز پژوهش خود را برای او شرح می‌دهد[ خیلی درمورد آنچه من به او می‌گویم نمی‌داند. اگرچه می‌داند تقریبا سیصدهزار فرد دارای معلولیت در طی عملیات تی‌4 و در پیامد آن کشته شدند، درمورد رابطه مستقیم بین آن و هولوکاست نمی‌داند. او نمی‌داند که در اولین پایگاه عملیات تی‌4 در برندن‌بورگ، جایی که شیوه‌های کشتارجمعی در آن آزمایش می‌شد، اولین قربانیان کشتار جمعی نازی، افراد دارای معلولیت بودند و این که کارکنان آن به تاسیس و راه‌اندازی اردوگاه‌های انهدام تربلینکا، بلزک و سوبیبور ادامه دادند.ساندرز اضافه می‌کند:«جزئیات آن که این فرایند چطور اتفاق افتاد و خصوصا نقش پزشکان در آن اصلا برای کسی شناخته شده نیست».آنچه که در دهه ۱۹۴۰ به اتاق‌های گاز آشوئیتز، داخاو و تربلینکا ختم شد، شروع بسیار زبون‌تری در دهه ۱۹۳۰ در آسایشگاه‌ها، بیمارستان‌های سالمندان و مراکز روانپزشکی در سراسر آلمان داشت.درواقع وقتی نازی‌ها رسیدند، مراکز پزشکی آماده و منتظر بودند.فرایز به کتاب تاثیرگذار ۱۹۲۰ «مجاز برای نابودی افراد ناشایست برای زندگی» نوشته آلفرد هوخ روانپزشک و کارل بایندینگ حقوقدان که دستور کاری برای انهدام افراد دارای معلولیت شد و رایش سوم آن را اجرا کرد اشاره می‌کند که بازتاب‌های شوم معاصری هم از آن به‌وضوح شنیده می‌شود.فرایز می‌گوید بررسی کتاب هوخ و بایندینگ شباهت میان آنچه آن‌ها می‌گویند و آنچه نمایندگان اخلاق کاربردی مانند پیتر سینگر امروز درباره افراد دارای معلولیت می‌گویند را نشان می‌دهد.مثلا اخیرا در سال ۲۰۱۵ سینگر در گفتگویی رادیویی که در برنامه آرون کلاین داشت گفت «من نمی‌خواهم حق بیمه درمانی‌ام بالا رود تا نوزادانی که می‌توانند کیفیت زندگی صفر را تجربه کنند، بتوانند درمان‌های گران داشته باشند»فرایز پژوهش خود را با یک هشدار پایان می‌دهد:ما چه نوع جامعه‌ای می‌خواهیم باشیم؟ آن تعداد از ما که با معلولیت زندگی می‌کنیم در جلوی صف چالش وسیع‌تری هستیم که به آنچه یک زندگی ارزشمند را می‌سازد می‌پردازد. چه چیز به زندگی ارزش زندگی کردن می‌دهد ؟ اغلب زندگی آن تعداد از ما که با معلولیت زندگی می‌کنیم بی‌ارزش و پرهراس است.ریشه این هراس، سوءتفاهم، سوءبرداشت و عدم آگاهی در مورد تاریخ معلولیت و به تبع آن، زندگی افراد دارای معلولیت است.نویسنده: Dave Andrusko ترجمه: تیم کاکتوسمنبع: https://www.nationalrighttolifenews.org</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 16:07:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش یک شادی (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/reportn2-iu9mvozdmcwv</link>
                <description>روایت نگاررفیعی/ پرده دومدر منطقه ۱۵، محله مسعودیه ریتم خاصی در تشویق‌­ها جریان داشت، کنجکاو شدم که دلیل این شدت تشویق چیست. در میان صدای تشویق­‌ها، ناگهان کسی با تمام وجود سوت می­‌زد و بلندتر تشویق می­‌کرد. در رفتار تشویق­‌کننده‌­ها دقت کردم. این هیجان به خاطر حضور یک زوج در میان جمع بود. هروقت یک نفرشان برای بازی جلو می‌­رفت، نفر دیگر با تمام وجود تشویق می­کرد. این تشویق­ها توجه همه را جلب کرده بود و باعث شادی بچه­‌های کاکتوس شد. همراهانم می­‌گفتند: «کاش توی همه گروه­‌های دیگر هم شرکت‌­کننده زن و شوهر داشتیم.»در همان منطقه، محله مینابی مسوولین منطقه همه چیز را خیلی عالی برای اجرای مسابقه تهیه کرده بودند؛ از سالن اجرا تا پذیرایی، اما شرکت­‌کننده­‌ها همکاری نمی­‌کردند و خیلی راغب به انجام بازی­‌ها نبودند. با خودم گفتم با این انرژی پایین، برنامه خوب پیش نخواهد رفت. رو به جمعیت توضیح دادم: «شما شرایط خیلی بهتری نسبت به محله­‌های دیگه دارین، وقتی اینقدر مسوولینتون دوستتون داشتن و بهتون احترام گذاشتن، چرا شما همکاری نمی­‌کنید؟ از فرصت پیش اومده برای شاد بودن استفاده کنید.»شروع که کردیم، وضع بهتر شده بود. داشتم پشت بلندگو روند بازی را می­‌گفتم که یکی از مادربزرگ­ها جلو آمد، بغلم کرد و گفت: «من از صبح حالم خیلی بد بود، با شوهرم دعوا کرده بودم، وسایل غذا رو گذاشتم خودش درست کنه و از خونه اومدم این‌جا، شما بهم هیجان دادین، حالم رو خوب کردین، ازتون ممنونم». بعد هم رو به جمعیت کرد و گفت: «به افتخار این دخترم دست بزنین.»روز سختی بود، سر زدن به ۳ سرای محله، کنترل اوضاع و اجرای برنامه خسته­‌ام کرده بود ولی با این تشویق دوباره سرحال شدم. آخر بازی دوباره همان خانم آمد کنارم، بغلم کرد و باز برای اینکه حالش نسبت به صبح بهتر شده بود، تشکر کرد.پرده اول روایت نگار را از این‌جا بخوانید.در آخر از همه خداحافظی کردم، وارد دفتر سرای محله شدم تا کمی استراحت کنم، همان خانم سرش رو داخل آورد، برای من با دست بوس فرستاد بعد هم دست تکان داد و رفت.خودم هم باورم نمی‌­شد به جای خستگی از کار، این‌قدر خوش بگذرد. در تمام طول برنامه من و هم تیمی­‌هایم فکر می­‌کردیم این برنامه نشاط سالمندی است، در حالی که انتقال نشاط نه فقط به سالمندان که دوطرفه بود، ما هم پا به پای آن‌ها لبخند زدیم و شادی را حس کردیم. خسته می­‌شدیم اما شیرین بود.نگار درست می­‌گوید. شادی پخش می­شود، از آدمی به آدم دیگر، از روح به دل و از دل به چهره، از شنیدن خاطرات نگار  بر روی صورت من هم خنده نشسته. شادی برای همه ماست.تیم کاکتوس</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 16:57:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش یک شادی (1)</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/report1-bpqtelauzhg1</link>
                <description>روایت نگار رفیعی/ پرده اولبرای آموزش شرکت­‌کنندگان مسابقه نشاط سالمندی، در هر روز یک یا دو نفر از تیم اجرایی کاکتوس، آموزش سرای محله را برعهده می­‌گیرد. شرکت‌­کننده‌­ها، داستان­‌ها و تجربه‌هایشان متفاوت است اما حس آموزش‌دهندگان و جریان روشن زندگی در روایت‌­ها مشترک است؛ جریان سیالی از شادی که غم را در خود حل می­‌کند.نگار رفیعی یکی از افراد تیم کاکتوس و مسوول اجرایی این رویداد است. ۱۰ سال در منطقه ۸ (دردشت-مدائن) فعالیت اجتماعی داشته، ۸سال دبیر کانون جوانان منطقه بوده و ۲ سال است قائم‌­مقام کانون جوانان شهر تهران شده، با این حال روایتش از بازی سالمندان حالی متفاوت با همیشه دارد، خودش می­گوید: «دنیای جدیدی را تجربه کردم.»به دلیل مسوولیتم بیش از همه به سراهای محله سر زدم و با شرکت‌کننده‌­ها برخورد داشتم، یکی از روزها در منطقه ۳، محله امانیه قرار بود آموزش مسابقات بعد از جشن هرماهه­ سرای محله (شعرخوانی، موسیقی زنده و...) برای سالمندان برگزار شود. وقتی من و همراه دیگرم کار را شروع کردیم، با اعتراض و ناراحتی سالمندان حاضر در سالن مواجه شدیم، از جای‌جای سالن صدای اعتراض می­آمد، یک نفر می‌گفت: «مگه ما دو ساله‌ایم که بازی کنیم ؟» از یک طرف دیگر صدا می‌آمد: « این بی‌احترامی به ماست، مگه ما ناتوانیم چهارتا توپ رو پرت کنیم؟» و حرف‌هایی از این قبیل. فکر کردم اگر شروع کنیم خواهی نخواهی به بازی‌ها جذب می‌شوند. به بازی سطل و آب که رسیدیم، اعتراض‌ها شدت گرفت، سر و صدای این‌که «ما نمی‌خواهیم خیس شویم» از هر گوشه سالن به گوش‌ می‌رسید.با خودم گفتم اینطور نمی‌شود، بلندگو را برداشتم و با حالتی جدی و متفاوت از دقایقی قبل، رو به جمعیت گفتم: «شما می‌دونین کودک درون چیه ؟ والد و بالغ رو می‌شناسین؟ من اگر می‌خواستم با قسمت والد وجودم با شما برخورد کنم باید مدام با بکن و نکن صحبت می‌کردم، اما همه ما با کودک درونمون زنده هستیم، فعالیت می‌کنیم و شاد هستیم، من هم با کمک اون بازی‌ها رو براتون توضیح دادم، من ۲ ساله نیستم ولی یاد گرفتم به کودک درونم بها بدم، شما چه مادر و پدربزرگ‌هایی هستین که دلتون نمی‌خواد با نوه‌هاتون بازی کنین؟ یعنی تا حالا نشده نوه‌هاتون بخوان با شما بازی کنن؟»عکس‌العمل‌ها تا حدودی نرم شد، از میان سالن چند نفری حرف‌های من را تایید کردند و بعد از حدود ۱ ساعت که برایشان بی‌وقفه از نقش شادی در زندگی حرف زدم، بالاخره یخشان باز شد و با رغبت اجازه دادند بازی‌ها را آموزش دهیم. در آخر، حتی برای بازی سطل و آب هم چند نفری داوطلب شدند.از اینکه قدمی هرچند کوچک برای شادی این افراد برداشته بودم، حالم خوب شد و خستگی از تنم بیرون رفت.ادامه دارد ... تیم کاکتوس </description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2019 16:52:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تماشای بال‌های مادربزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/seniors-hi7injgrcbw2</link>
                <description>در جدول زمان‌بندی آموزش سرای محله‌ها، جلوی اسم من نوشته شده بود «سرای محله علایین»، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، به‌علاوه یک نشانی که پیدا کردنش حتی در نقشه هم برایم سخت بود. از نگرانی این که مبادا دیر برسم و با صدایی که مدام توی گوشم می‌پیچید و تاکید می‌کرد «حتما زودتر از زمان تعیین شده در محل حاضر باش و پدربزرگ مادربزرگ‌ها را منتظر نگذار»، ساعت شش و نیم صبح به سمت محله‌ میثم شهرری‌ حرکت کردم، تا آن روز حتی یک بار هم گذارم به آن‌جا نیفتاده بود. هر چقدر اتوبان‌ها را می‌رفتم، باز هم راه زیادی در پیش بود و به مقصد نمی‌رسیدم. بعد از دوبار رد کردن خروجی و چندبار چرخیدن، در حالی که حس می‌کردم فقط چند قدم مانده از تهران بیرون پرت شوم ، به نقطه‌ای که روی نقشه مشخص شده بود، رسیدم . از خانمی که پیاده‌روی جلوی خانه‌اش را آب و جارو می‌کرد پرسیدم سرای محله کجاست، با دست انتهای پارک را نشانم داد، انتهای پارک کلانتری.ساعت ۹ شده، در یکی از کلاس‌های سرای محله «علایین»، مادربزرگ‌ها، پدربزرگ‌ها و نوه‌ها نشسته‌اند بازی‌ها را یاد بگیرند، در چهره‌های‌شان مخلوطی از تعجب، ناباوری و بی‌تفاوتی را می‌بینم. انگار می‌خواهند بگویند بازی به درد ما نمی‌خورد، مگر بازی‌ای هست که من و نوه‌ام بتوانیم با هم آن را انجام دهیم؟ چهره اکثرشان شبیه سر پیری و معرکه‌گیری بود.بیشتر خانم‌ها چادر به سر دارند، دو نفر از آقایان با تسبیح ذکر می‌گویند، کمی که درباره بازی‌ها توضیح می‌دهم خانم‌ها شروع می‌کنند به صحبت کردن با هم. از لابه‌لای صحبت‌هایشان، «زشته» و «ای‌‌ وای» را تشخیص می‌دهم. یکی هنوز شروع نشده می‌خواهد انصراف بدهد، خواهش می‌کنم تا آخر کنارمان باشد و به این زودی‌ها عقب نکشد. برایشان توضیح می‌دهم ما (کاکتوس) و‌ شهرداری با هم این بازی‌ها را برای نشاط سالمندان و خارج شدنشان از خانه اجرا می‌کنیم، یکی از خانم‌ها آرام ولی طوری که شنیده شود، می‌گوید «این همه گل حالا چرا کاکتوس؟» برایشان معنای اسم کاکتوس را توضیح می‌دهم، درخواست می‌کنم برای گروهشان اسم بگذارند که مسوول سرای محله می‌گوید از قبل اسم‌ها انتخاب شده، «شهدای علایین»، «سیدالشهدا» و «ولیعصر».بازی‌ها را در پارک شروع کردیم، یک تیم از مادربزرگ‌ها، پدربزرگ‌ها و نوه‌ها فارغ از تفاوت سنی و توانایی جسمی. بعد از آموزش خواهش کردم چند نفری داوطلب شوند، از آقایان سه نفر آمدند، دو نفر دیگر به روی خودشان نیاوردند. یکی از خانم‌ها روبه‌روی صف آقایان ایستاد، آرام زیر گوشم گفت: «خب مردن دیگه خجالت می‌کشن، حق دارن.»، می‌گویم «اتفاقا برای خانم‌ها که سخت‌تره»، سر بالا می‌اندازد که نه. بعدتر متوجه می‌شوم اسمش خانم مقدسی است، مسوول سرای محله می‌گوید «خانم مقدسی از همه راحت‌تره و برای همین هم زود به زود برای همه کارها داوطلب می‌شه».سه نفر از آقایان، دو نفر از خانم‌ها و یکی از بچه‌ها زیگزاگ ایستادند، توپ‌ها را دست به دست می‌کنند، پدربزرگ‌ که انگار دوباره ۱۳ ساله شده از افتادن توپ حرص می‌خورد: «حاج خانم چادر رو گره بزن، توپ رو بگیر دیگه»، مادربزرگ بالاخره چادر را با دندان می‌گیرد و نمی‌گذارد توپ بیافتد، دخترک توپ را درون سبد آخر می‌اندازد و با خوشحالی می‌پرد بغل مادربزرگش، حالا دیگر مادربزرگ «آدم‌بزرگ» نیست، هم‌بازی‌ و هم‌تیمی اوست. دیگر توجهی به حرف‌ من نمی‌کنند، انگار نه انگار که امروز روز آموزش است و نه مسابقه؛ خودشان بازی را دست گرفته‌اند و تا آخرین توپ ادامه می‌دهند.یکی از خانم‌ها اجازه می‌گیرد به خانه برود و زود بازگردد، قرصش را جا گذاشته، دور می‌شود اما خیلی سریع بازمی‌گردد.خانم‌ها به صف می‌ایستند، چادر یک نفرشان را باد بلند می‌کند، سریع زیر چانه گره می‌زند تا از بقیه عقب نماند، «مامانی یه دوش حسابی گرفت»، سطل آب را بی‌هوا برگردانده و چادر مادربزرگش خیس شده. برخلاف خانه، اینجا آب‌بازی مجاز است و از ته دل به قیافه مادربزرگ می‌خندد. مادربزرگ هیجان‌زده هم قصد دارد باقی‌مانده آب را بریزد داخل سطل نفر پشتی که باز می‌ریزد روی سر خودش و همه با هم می‌خندند، یکی می‌گوید «حاج خانم دستت را پایین‌تر بگیر» چشم‌غره می‌رود و به کتفش اشاره می‌کند. برایشان توضیح می‌دهم اگر دستشان درد می‌گیرد، می‌توانند به جای بالای سر، آب سطل را از کنار بدن‌شان خالی کنند. دوباره از اول شروع می‌کنند، سطل آب را پر می‌کنند و این بار تمام حواسش جمع رساندن آب بیشتر است، تلاش‌های تیم نتیجه می‌دهد و بالاخره چند سی‌سی آب به مقصد می‌رسد.برای بازی بعد، از آن چند نفری که دورترند می‌خواهم داوطلب شوند. خانم مقدسی می‌گوید «اونا که شرکت‌کننده نیستن»، آنقدر با اشتیاق به بازی‌ها نگاه می‌کردند که من را به اشتباه انداخته‌اند.سن و سال در هیاهوی خنده‌ها‌ گم شده، کسی یادش نمانده متولد چه دهه و چه سالی است، پدربزرگ‌ سر پرتاب کردن سنگ با نوه‌اش رقابت می‌کند، سنگ‌ها را تند بر‌می‌دارد و با هیجان پرتاب می‌کند، سنگ که در خانه پر امتیاز می‌افتد دست‌هایشان را به هم می‌کوبند، باد صدای زندگی را از لابه‌لای درخت‌ها با خود به شهر می‌برد.ظرف‌های پر از توپ را بر سرشان گذاشته‌اند و حرکت می‌کنند، «تو که کله‌ات تاسه، الان همه توپ‌ها می‌ریزن»، درست مانند نوجوانان کُری می‌خوانند، خانه و مشکلات روزمره فراموش شده، غرق لذت کودکی شده‌اند، یکی از آقایان ادعا می‌کند که می‌تواند توپ بیشتری به مقصد برساند. باد یاری نمی‌کند و ادعایش به هوا می‌رود، توپ‌ها نقش زمین می‌شوند. خانم‌ها ریز ریز می‌خندند، یکی از بچه‌ها دست مادرش را می‌گیرد و برای بازی کوزه به سر جلو می‌آورد. مادر خجالت می‌کشد اما برای خوشحالی دخترش ظرف را برمی‌دارد، با قدم‌های مورچه‌ای کل راه را طی می‌کند، دختر از برنده شدن مادرش بالا می‌پرد.خانه‌ رویایی‌ را کنار هم قطعه به قطعه می‌سازند، قرار است در سه دقیقه به یک سازه با شمایل خانه برسند، بچه‌‌ها با لگوها آشناترند و بزرگ‌ترها را راهنمایی می‌کنند، یکی می‌خواهد قشنگ‌تر بسازد، یکی بلندتر. دست‌های چروک و کوچک در هم می‌پیچند، رویای رنگی زمان‌‌های دور را در قالب لگو روی هم می‌چینند. یکی از آقایان می‌خندد:«حالا همه شبیه همون خونه‌ی شما می‌سازن»، می‌گویم: «حاج آقا خودتان دست به کار بشید»، شانه بالا می‌اندازد، می‌خندد و دور می‌شود.یک ساعت گذشته، اما چشم‌ها به اندازه‌ کِیفی چندساله برق می‌زند. یکی از خانم‌ها که کمتر در بازی‌ها شرکت داشته و از همه خجالتی‌تر است، کنارم می‌ایستد و با خوشحالی می‌گوید: «بریم خونه همینا رو با نوه‌هامون بازی می‌کنیم، حوصله‌شون سر نره.» چندبار این جمله را برای من و مسوول سرای محله تکرار می‌کند، ته دلم خوشحال می‌شوم، در جوابش می‌گویم: «اصلاً هدف این بازی‌ها همینه که شما باز هم تکرارشون کنید.» از خاطرم می‌گذرد که قطعه‌های رنگی زندگی همینقدر راحت پیدا می‌شوند.سر رنگ لباس تیم‌هایشان بحث می‌کنند. روحشان رنگ­های تیره را دور انداخته، بنفش و زرد پیشنهاد می‌دهند. می‌گویند «خودتون لباس نمی‌دین؟» می‌گویم «اختیاریست، می‌تونید به جای لباس همه با هم قرار بذارین کلاه یا روسری یک‌رنگ سر کنید»، یکی از آن میان می‌گوید«روبان‌های سفر مشهد که هست، همون رو ببندیم» تایید می‌کنم که فکر خوبی است، نوه‌ها غر می‌زنند «پس ما چی؟»خوشحالی متصاعد شده، از پارک فراتر رفته و بین بازی اول تا آخر دو خانم و یک آقا به جمع اضافه می‌شوند.می‌گویم «کنار هم بایستید عکس بگیریم»، یکی از خانم‌ها خواهش می‌کند عکس نگیریم تا چادر رنگی‌اش را عوض کند و برای عکس برگردد، فرصت موافقت پیدا نکرده‌ام که او به‌دو دور می‌شود.خنده مسری است، از یک نفر سرایت می‌کند به دیگری، از لب‌های یک نفر سُر می‌خورد به لب‌های نفر بعدی و همینطور کم‌کم، شادی و خنده کل شهر را می‌گیرد.«روایت ساره محمودیان از یک جلسه آموزشی دور دوم رقابت‌های نشاط سالمندی»، تیم کاکتوس</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2019 13:25:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهایی برای برطرف کر‌دن تبعیض مضاعف</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/solution-sxurakootdps</link>
                <description>علی‌رغم تصویب کنوانسیون بین‌المللی حقوق افراد دارای معلولیت و توجه ویژه به برابری زنان و مردان، همچنان زنان دارای معلولیت در شرایط نابرابر شغلی، اجتماعی، تحصیلی و درمانی قرار دارند. برای برطرف کردن مشکلات این قشر و رسیدن به شرایط مطلوب جهت ارائه توانایی آن‌ها در جامعه‌ای برابر، پیشنهادهای­­ کمیته مشورتی برابری میان زنان و مردانCDEG[i]  را مورد بررسی قرار می­‌دهیم که وظیفه دفاع، تحریک و ارائه مشورت به اتحادیه اروپا را برای ارتقای برابری بین زن و مرد بر عهده دارد.پنل گفتگوی رویداد شکفتن بر سنگ با موضوع بررسی و آسیب‌شناسی زنان دارای معلولیت در ایران معاصر و پدیده تبعیض مضاعفاین پیشنهادها بر دو محور اصلی راهکاری عمومی و راهکارهای فردی تعریف می­شوند.1. راهکار‌های عمومی:نظارت بر قوانین: در ابتدا باید شوراهایی برای نظارت بر قوانین تصویب شده و اجرای آن‌ها تشکیل شود؛ این شوراها موظف‌اند در بازه‌های زمانی مشخص بر عملکرد سازمان‌ها و نهادهای مختلف در اجرای قوانین حمایت از افراد دارای معلولیت نظارت کنند (برای مثال هر ۴سال یک‌بار)، پیشنهادهایی برای جبران کمبودها ارائه کنند و در صورت تذکر به سازمان‌ها و تخطی آن‌ها، دادگاه رسیدگی تشکیل دهند. زنان دارای معلولیت همانند دیگر افراد جامعه دارای حقوق زیستی و شهروندی هستند؛ در نتیجه باید به بعد برابری جنسیتی این زنان نیز توجه شود.آگاهی‌بخشی: اجرای برنامه‌های اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی در تمام سطوح الزامی است؛ این اطلاع‌رسانی‌ها و آموزش‌ها باید عموم مردم را هدف قرار دهد. خود زنان و دختران دارای معلولیت، خانواده، دوستانشان و گروه‌های اجتماعی مانند پزشکان، پرستاران و دیگر اعضای کادر درمانی، معماران، پلیس‌ها، پرسنل مراکز آموزشی، مسوولین استخدام در شرکت‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات اجتماعی و در آخر و مهم‌تر از همه، جامعه مدیران کسب‌وکارها و مسوولین سیاسی باید جزو مخاطبین این آگاهی‌بخشی قرار گیرند. این اطلاع‌رسانی باید توسط گروهی از خود زنان دارای معلولیت و با مشارکت‌ آن‌ها صورت گیرد. نکته‌ مهم‌ در این اطلاع‌رسانی، توضیح درست و جامع درباره توانایی زنان دارای معلولیت و زندگی مستقل آن‌ها هم‌زمان با آموزش عموم مردم در مورد مشکلات این افراد است.2. راهکار‌های فردی:تحصیلات و آموزش: در قدم اول، کلیه اساتید و کارکنان مراکز آموزشی باید برای چگونگی رفتار با زنان دارای معلولیت آموزش ببینند تا با رفتارها و روش‌های مناسب به این زنان آموزش دهند و از نتایج آموزش در راستای شکوفایی فردی، افزایش آگاهی و استقلال زنان دارای معلولیت، مطمئن شوند. موسسات آموزشی باید تمام امکانات و تسهیلات را برای دسترسی زنان دارای معلولیت به امکانات آموزشی و تحصیل آن‌ها فراهم کنند. این تسهیلات می‌تواند شامل اختصاص دادن بورسیه تحصیلی مخصوص این افراد، مناسب‌سازی ساختمان‌های این موسسات و اختصاص زمان بیشتر به این افراد برای انجام تکالیف و امتحانات باشد. همچنین این افراد ممکن است نسبت به یک فرد بدون معلولیت، به زمان بیشتری برای یادگیری احتیاج داشته باشند که نباید از آن‌ها دریغ شود و مهم‌تر از همه، باید به آموزش جنسی این افراد توجه ویژه شود.اشتغال: مقامات دولتی ملزم به تلاش ویژه در جهت ارائه و معرفی توانایی زنان دارای معلولیت به شرکت‌ها و سازمان‌ها هستند تا به استخدام هرچه بیشتر این افراد کمک شود. باید توجه داشته باشیم از توانایی زنان در طیف گسترده‌‌ای از مشاغل استفاده شود، نه فقط در کارهای غیرتخصصی و کم‌درآمد. زنان دارای معلولیت نیازمند آموزش‌های لازم جهت پر کردن فرم‌های استخدامی، روند تقاضای کار و مهارت ارائه توانایی‌های‌شان هستند.از طرفی، کارفرمایان باید برای این افراد تسهیلاتی تدارک ببینند. تسهیلاتی چون فراهم کردن شرایط کار در خانه، زمانِ کاری انعطاف‌پذیر یا اشتغال به صورت پاره‌وقت. همچنین این افراد به پشتیبانی در زمینه‌های مختلف مانند سرویس‌ رفت و آمد به محل کار، محیطی برای نگهداری فرزندان‌شان و پشتیبانی‌های شخصی نیاز دارند.خشونت: اعمال خشونت‌های خانگی و اجتماعی علیه این افراد، بسیار بیشتر از افراد عادی است. باید قوانینی طرح و تصویب شود تا در صورت بروز خشونت، فرد متجاوز به شدت مجازات شود. همچنین نظارت مستقیم توسط سازمان‌های حامی حقوق افراد دارای معلولیت بر موسسات اجرا کننده قوانین مربوطه الزامی است. در آخر، برگزاری کلاس‌های روان‌شناسی برای بهبود شرایط روحی این افراد، از ملزومات اجرایی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان دارای معلولیت است.برای بهبود شرایط زنان دارای معلولیت در ایران، تنها الگوبرداری و همسان­‌سازی این برنامه‌­ها و انطباق‌شان با قوانین ایرانی-اسلامی کافی نیست؛ بلکه نیاز به اقدامات موثر، پیوسته و مستمر در این زمینه است. این برنامه‌ها نه تنها در سطح جامعه، که باید در خانواده‌­ها و محیط­‌های فردی زنان دارای معلولیت هم اجرا و رعایت شود. به یاد داشته باشیم برطرف شدن نیازهای زنان دارای معلولیت، قدمی بزرگ در حذف تبعیض‌های اجتماعی علیه دو گروه افراد دارای معلولیت و زنان است.[i] The Steering Committee for Equality between Women and Menتوضیح عکس: رویداد شکفتن بر سنگ در تاریخ 13 مرداد 1398 با مشارکت اداره کل سلامت شهرداری تهران و کاکتوس برگزار شد. این رویداد نخستین نشست از سلسله جلسات بررسی تبعیض مضاعف بود که به بررسی و آسیب‌شناسی وضعیت زنان دارای معلولیت پرداخت. از سمت راست: مهرنوش طلعت مترجم زبان اشاره، وحید حجه‌فروش مدیرعامل کاکتوس و سرکاکتوس‌بان (مدیریت پنل)، پرستو ولدخان مسوول بخش نابینایان کتابخانه حسینیه ارشاد، مهناز صوفی نویسنده رمان عشق آهنی و محبوبه حلاجیان حامی حقوق ناشنوایان (اعضای پنل)تیم تولید محتوای کاکتوس</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2019 11:19:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سالمندان، آمار و ارقام</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/sstat-ssy5moaksx3c</link>
                <description>سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است تا سال ۲۰۵۰، جمعیت سالمندان جهان به ۲ میلیارد نفر خواهد رسید؛ از هر ۵ نفر انسان زنده روی زمین، ۱ نفرشان سالمند خواهد بود.مبنای تعریف سن سالمندی توسط سازمان بهداشت جهانی در کشورهای در حال توسعه ۶۰ سال تعریف شده است؛ با توجه به این تعریف و طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران، جمعیت کل سالمندان ایران ۷میلیون و ۴۱۴هزار و ۹۱ نفر بوده که نزدیک به ۹درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد. از این تعداد، ۱میلیون و ۳۸۵هزار و ۵۴۵ نفر ساکن تهران هستند. گیلان با ۱۱ درصد پیرترین و سیستان و بلوچستان با ۹ درصد، جوان‌ترین استان‌های کشور هستند. جمعیت سالمندان در ایران رو به افزایش بوده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ به بالای ۲۶ میلیون (۲۶ درصد کل جمعیت آن زمان) برسد، این افزایش جمعیت در عین نشان دادن افزایش امید به زندگی و کاهش مرگ و میر نیازمند رسیدگی و پیش‌بینی شرایط مهیا سازی امکانات رفاهی برای سالمندان است.در ایران با توجه به نرخ رشد جمعیت سالمندان اقداماتی در راستای رفاه سالمندی صورت گرفته که شروع خوبی است، اما کافی نیست. از اتفاق‌­های خوب سالهای اخیر در حوزه بهزیستی و رفاه سالمندان، راه‌اندازی دبیرخانه شورای ملی سالمندان است. این شورا با همکاری سازمان بهزیستی کشور، صندوق بیمه بازنشستگی، وزارت بهداشت و درمان، کمیته امداد امام خمینی و... اقدام به اجرای پروژه‌های رفاهی برای سالمندان نموده است؛ برای مثال کمیته امداد امام خمینی در طرح شهید رجایی، سالمندان نیازمند بالای ۶۰ سال در عشایر را تحت پوشش قرار داده است.هم‌اکنون حدود ۲۳۰ مرکز نگهداری سالمندان در ایران فعالیت می‌کنند. در تهران نیز ۷۰ مرکز شبانه روزی برای سالمندان وجود دارد که ۴هزار و ۸۱۰ سالمند (۴۰ درصد از کل سالمندان تهران) از آن استفاده می‌کنند. با این حال طبق اظهارات سازمان بهزیستی، مرکز جامعی برای خدمات‌دهی به سالمندان وجود ندارد و در سطح شهر پراکنده است. از طرفی مشکلات دیگری هم بر سر راه سالمندان وجود دارد؛ نیمی از سالمندان درآمد ندارند و از هر ۱۰۰ سالمند، ۱۳ نفر تنها زندگی می‌کنند.با توجه به رشد نرخ جمعیت سالمندان در سالهای اخیر و پیش‌بینی‌های صورت گرفته، جامعه ایران نیازمند اجرای برنامه‌ای مدون برای فراهم‌سازی شرایط مطلوب جامعه‌ سالمند است که شامل امنیت اقتصادی، امکانات رفاهی و تفریحی، دسترسی به شرایط درمانی و بهداشتی مطلوب، حمل و نقل آسان و بیمه می‌شود. برای رسیدن به این راه‌کارها می­توان جوامع پیشرفته را در زمینه رفاه سالمندی مورد بررسی و مطالعه قرار داد.کشور سوئد از سال ۱۹۵۲ با پدیده سالمندی جمعیت روبه رو شد و از همان سالها اقداماتی انجام داد که هم‌ اکنون آن را جزو موفق‌ترین کشورها در این زمینه کرده است. سوئد با ۲.۱۸ درصد جمعیت بالای ۶۵ سال جزو ۸ کشور سالخورده جهان قرار دارد.دولت سوئد با هدف ارتقای سطح کیفی زندگی سالمندان سیاست‌هایی را در پیش گرفت: نخست این که سالمندان باید در هر سنی حضور فعال خود را در جامعه احساس کنند. دوم، امنیت آن‌ها در کنار حفظ استقلال کامل تامین شود. سوم، با رعایت احترام، خدمات اجتماعی و بهداشتی مناسب برایشان فراهم شود و چهارم این که شرایط حمل و نقل و منازل استاندارد فراهم شود که در صدر تمام این موارد، تاکید بر این است که تا حد امکان از سالمندان در خانه نگهداری شود.دولت سوئد طراحی و فضاسازی مناسب برای دستیابی به این اهداف را صورت داد: شهرداری وظیفه ایجاد امکانات حمل و نقل و رفت و آمد سالمندان را بر عهده دارد، اگر سالمندی توانایی استفاده از وسیله نقلیه عمومی را نداشته باشد، شهرداری تسهیلاتی را فراهم کرده تا آنها از تاکسی یا وسیله نقلیه مخصوص سالمندان با همان هزینه وسیله نقلیه عمومی استفاده کنند.در مورد مراقبت‌های بهداشتی و پزشکی سالمندان، مبنا بر نگهداری از سالمندان در خانه است، حتی اگر هزینه بیشتری برای دولت در بر داشته باشد. این موضوع باعث می‌شود از تعداد سالمندان بستری در بیمارستان کاسته شده و روحیه و نشاط سالمندان حفظ شود. البته در صورت لزوم بستری شدن، فرد بالای ۸۰ سال در اتاق‌های معمول بیمارستان بستری نمی‌شود، بلکه در آپارتمان‌هایی که زیرمجموعه بیمارستان بوده و به منزل‌ها مسکونی شبیه‌سازی شده­اند، بستری می‌شوند. به‌طور کلی، برای هر سالمند بالای ۶۵ سال هفته‌ای یک بار معاینه پزشکی در خانه جهت انجام مراقبت‌های درمانی صورت می‌گیرد.مستمری سالمندان سوئدی شامل دو نوع مستمری اصلی و در کنار آن دو نوع مستمری مکمل است؛ این روش موجب بهره‌مندی تمام سالمندان می‌شود، حتی آن‌هایی که کمتر از ۴۰ سال در سوئد ساکن بوده‌اند. در رابطه با امکانات تفریحی و گذران اوقات فراغت، دولت سوئد در دو زمینه مطالعه و ورزش، طرحی کاربردی را به مرحله اجرا رسانده است. برای سالمندانی که امکان مراجعه به کتابخانه ندارند، سیستم ارسال کتاب در منزل و دریافت پس از مطالعه و برای آن‌هایی که مطالعه کتاب برای‌شان دشوار است، دسترسی به فایل‌های صوتی و لوح‌های فشرده در نظر گرفته شده است. در سراسر مسیر پارک­‌ها، محل‌های استراحت مناسب وجود دارد، مراکز ارائه غذا به صورت چرخشی در مسیر بوده و خدمات پزشکی به آسانی در دسترس است. از طرفی برگزاری مسابقات ورزشی برای سالمندان در راستای ایجاد حس حضور در اجتماع، نشاط سالمندان و انجام فعالیت‌های بدنی مناسب سن و وضعیت جسمی به صورت روزانه، صورت می‌گیرد.در ایران و در راستای ایجاد حس فعالیت برای سالمندان نیز می­توان از قابلیت­های آنها در زمینه­‌های مختلف بهره جست. قابلیت­هایی مثل استفاده از تجارب و به کارگیری قوه­ مهرورزی آنها. برای مثال تجربه و مهارت سالمندان در نگهداری از کودکان و حس عشق‌­ورزی بی­‌اندازه‌­شان، ایده تاسیس مهدکودکی با کادری از سالمندان در کانادا شده است که تا مدت‌ها سوژه داغ شبکه‌های اجتماعی بود.بهبود شرایط رفاهی برای سالمندان، محیط کار و ایجاد حس مفید در آن‌ها، مشروط به شکل‌گیری حس درک و همدلی در خود ماست؛ باید همواره به یاد داشته باشیم اگر اکنون و امروز، ما در این قشر و این گروه قرار نمی‌گیریم، روزی فرا خواهد رسید که قدم به سالخوردگی بگذاریم. با این آگاهی، چه‌قدر برای فراهم آوردن شرایط مطلوب و آسایش خودمان در آینده، پدران و مادران و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های‌مان تلاش کرده‌­ایم؟ این روزها چه‌قدر برای برداشت آن دوران کاشته­‌ایم؟ و تا چه حد زمینه را آماده کرده‌­ایم؟یادمان نرود رسیدن به هر هدف و آرمانی نیازمند سال‌ها تلاش و پرداخت بهاست. برای ساخت این راه، تلاش ما چه بوده است؟تیم تولید محتوای کاکتوسعکس: دوره آموزشی دور دوم رقابت‌های نشاط سالمندی اداراه سلامت شهردارای تهران با اجرای کاکتوس</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 18:37:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوارهای بلند و درهای بی‌کلید</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/dawwd-dhnrwtw89e1e</link>
                <description>زنان دارای معلولیت آلمانی ساکن شهر بن، روز دوشنبه 7 ژوئن 1999، بیستمین سالگرد تصویب «کنوانسیون بین‌المللی رفع تبعیض علیه زنان» را در انستیتو گوستاو جشن گرفته‌اند. سالن مملو از زن‌هایی است که بر روی صندلی چرخدار نشسته‌اند. خبری از تریبون‌های مرتفع سخنرانی نیست، ناشنوایان با زبان اشاره سخنرانی می‌کنند و نابینایان بر روی دستگاه‌های لمسی خود یادداشت برمی‌دارند.عنوان مراسم این است: «زنان دارای معلولیت، در راه تعیین سرنوشت خود». به نظر می‌رسد زنان گام‌های بلندی در راستای دست یافتن به فرصت‌ها و حقوق برابر در جامعه برداشته‎اند، اما واقعیت این است که با وجود گذشتن 5 سال از تصویب قانون «برابری زنان و مردان و ممنوعیت تحقیر و بی‌اعتنایی نسبت به افراد دارای معلولیت در هر وضعیتی» و برگزاری چنین رویدادهایی، هنوز هر دو گروه بهره‌مند اصلی این قانون (زنان و افراد دارای معلولیت)، در جامعه پیشرفته آلمان دچار مشکلات فراوان هستند و چه کسی این مشکلات را به اندازه زنان دارای معلولیت درک خواهد کرد؟ جنسیت و معلولیت دو عاملی هستند که زندگی معمولی را، برای این افراد به شکلی باورنکردنی غیرمعمولی کرده‌اند.در تمام جوامع توسعه یافته و در حال توسعه، زنان دارای معلولیت تحت مراتب مختلفی از تبعیض قرار دارند. در ایران اقداماتی برای بهبود زندگی این زنان صورت گرفته، اما تا دست یافتن به فرصت‌های برابر با شهروندان دیگر، راه بسیاری در پیش است. با وجود پیوستن ایران به «کنوانسیون جهانی حقوق افراد دارای معلولیت» و تصویب متن کنوانسیون در سال ۱۳۸۷ توسط مجلس شورای اسلامی، در هیچ یک از مفاد قانون ملی «حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» اشاره‌ای به حمایت از این افراد در برابر خشونت و تبعیض نشده و حتی اقدامی هم برای شناسایی این موضوع به عنوان یکی از مشکلاتی که این افراد همواره با آن روبه‌رو هستند، صورت نگرفته است. به این نکته دقت کنیم که زنان دارای معلولیت، بیش از باقی زنان در معرض آزار و اذیت جنسی قرار دارند، در نتیجه به طور مستقیم مورد تبعیض قرار می­گیرند.از سوی دیگر، انواع تبعیض‌های غیرمستقیم نیز، زندگی این زنان را تحت تاثیر قرار داده است. زنان دارای معلولیت در زمینه‌های مختلف و به دلیل عدم مناسب‌سازی، دسترسی‌پذیری و فراگیرسازی دچار مشکلات فراوان هستند؛ آن‌قدر که حتی تعداد زنان دارای معلولیتی که به دکتر مراجعه می‌کنند و علل بیماری‌های خود را شرح می‌دهند، نسبت به مردان دارای معلولیت بسیار کمتر است.به طور مثال اکثر این زنان حتی برای معاینه‌های سالیانه هم به دکتر زنان مراجعه نمی‌کنند، زیرا هنگام مراجعه به پزشک با مشکلات متعددی مواجه هستند: ساختمان‌های نامناسب و مطب‌های دسترسی‌ناپذیر پزشکان در این ساختمان‌ها، مجهز نبودن مطب به تخت‌ مناسب برای افراد دارای معلولیت، مشکل در ارتباط‌گیری پزشک و عدم آگاهی او در چگونگی رفتار با افراد نابینا و ناشنوا، نبودن دستگاه‌ ماموگرافی مناسب برای افراد دارای ویلچر و بسیاری از معضلات دیگر، تنها گوشه‌ کوچکی از این کمبودهاست که موجب نگرانی درباره احتمال شیوع بیماری‌های زنان و بارداری‌های ناخواسته می‌شود.گاهی حتی مادر کودک دارای معلولیت برای استخدام و اشتغال به مشکل برمی‌خورد، بهانه‌های کارفرما و عدم درک متقابل باعث می‌شود این مادران بیکار بمانند. طبق گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه، در سال ۱۳۹۰ تعداد مردان دارای معلولیت نیازمند کار ۱۹۰۸۱ و تعداد زنان ۳۹۳۷۲ نفر بوده است. تعداد زنان دارای معلولیت بیکار بسیار بیشتر از مردان است و آن عده از زنان دارای معلولیت هم که مشغول به کارند، در شرایطی تبعیض‌آمیز، حداقل دستمزد ماهیانه را دریافت می‌کنند.در واقع دو مساله باعث این اتفاق شده است، نخست نبود نگرش درست و به دنبال آن، زمینه‌سازی و امکانات مناسب برای حضور و اشتغال این زنان در جامعه و دوم باورهای نادرست، نگاه تحقیرآمیز و بی‌اعتماد جامعه نسبت به این افراد. وضعیت به گونه‌ای پیش رفته است که شوربختانه بخش بزرگی از زنان دارای معلولیت هم به حقوق بدیهی، توانایی‌ها و قابلیت‌های‌شان واقف نیستند و مصداق این ضرب‌المثل‌اند که خفته را خفته کی کند بیدار؟ در نتیجه تمایلی هم به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی نداشته و مطالبه‌ای هم برای دست یافتن به حقوق انسانی‌شان نمی­کنند.طبق ماده ۶ کنوانسیون بین‌­المللی حقوق افراد دارای معلولیت، حقوق زنان و مردان دارای معلولیت با هم برابر است؛ اما در بوروکراسی پر از مدعی و بدون متولی ایران، سازمان‌هایی که وظیفه حمایت از افراد دارای معلولیت را دارند مشکلات خاص زنان دارای معلولیت را به سازمان‌هایی که وظیفه حمایت از زنان را دارند ارجاع می‌دهند و برعکس!مورد بحث برانگیز و جالب توجه دیگر، ازدواج زنان دارای معلولیت است. ۸۵ درصد از زنان دارای معلولیت هیچ‌وقت ازدواج نکرده‌اند. در پی این آمار، دولتمردان قانون «معافیت از سربازی برای سرپرست (همسر) زن دارای معلولیت» را تصویب کردند که جنجال‌ زیادی بر پا کرد. بیشتر جامعه‌شناسان نظر مثبتی به آن ندارند، بر این قانون خرده می‌گیرند و آن ‌را سوءاستفاده محرز از وضعیت زنان دارای معلولیت می‌دانند. آن‌ها معتقد هستند این قا‌نون نه تنها به زن دارای معلولیت کمک نمی‌کند، بلکه باعث خدشه‌دار شدن عزت نفس او می­شود، در واقع این قانون باعث خودناباوری بیشتر زن دارای معلولیت شده و فرصت ازدواج با علاقه را از او می­گیرد و همواره ابر تردید بر زندگی مشترک او سایه خواهد افکند.شوربختانه بیشتر قوانین تصویب شده برای افراد دارای معلولیت، نه تنها راهکارهای بنیادی نیستند بلکه صرفاً درمان‌های سطحی با عوارض جانبی کشنده به حساب می‌آیند.افراد دارای معلولیت و در صدر آن، زنان دارای معلولیت، نیازمند اقداماتی فراگیر جهت نشان دادن توانمندی‌های‌شان به جامعه هستند؛ تا وقتی نپذیریم و باور نکنیم این افراد نیز درست مانند مردم عادی، شهروندان جامعه و دارای حقوق شهروندی و انسانی برابر هستند، امیدی به باز شدن این گره‌های کور نخواهد بود و بیش و پیش از هر چیز، یادمان باشد تغییر نگرش جامعه نسبت به این افراد، نخستین و ضروری‌ترین قدم در شروع این راه طولانی است.وحید حجه‌فروش (سرکاکتوس‌بان)، تیم کاکتوسعکس: http://legal.un.org</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2019 10:58:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن سوی دیوار</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/divar-frdxe3yhmiuq</link>
                <description>  حقیقت محتوم این است که برای عقب نماندن از رقابت در بازار امروز -حتی در سطح ملی- باید نگاه فراملی و بین‌المللی داشت و از استانداردهای جهانی بازار در حوزه کسب‌وکاری خود آگاه بود. شرکت‌های بزرگ دنیا دریافته‌اند درک و پیاده‌سازی تنوع و فراگیرسازی (Diversity and Inclusion) رمز ماندگاری‌شان در نبردهای اقتصادی است. نکته این‌جاست که بیشتر شرکت‌ها تنها نیمی از راه را می‌روند و در مرحله تنوع متوقف می‌شوند، به گفته برنارد کلمن، رئیس بخش تنوع و فراگیرسازی اوبر، «اگر فراگیرسازی نباشد، می‌توان تنوع داشت اما پایدار نخواهد بود.»خوشبختانه اخیرا در کشورمان تلاش‌هایی برای قدم برداشتن در مسیر فراگیرسازی دیده می‌شود. کسب‌وکارهایی که به دلایل و با انگیزه‌های مختلف (با رویکرد اقتصادی، در راستای مسوولیت اجتماعی یا صرفاً به دلیل جذابیت رسانه‌ای موضوع)، تلاش می‌کنند خدمات و محصولات‌شان را برای همه افراد، سازگار و قابل استفاده کنند.  در این میان، گاهی اخباری هم شنیده می‌شود که نشان می‌دهد برخی از شرکت‌ها درک درستی از مفهوم فراگیرسازی ندارند و از همین رو، به‌جای آن که استانداردسازی خدمات و محصولات خود را یک اصل بدیهی و جزو وظایف ذاتی کسب‌وکار خود بدانند، آن را نوعی اقدام نیکوکارانه و خیریه‌ای قلمداد می‌کنند. یکی از مصادیق استاندارد بودن خدمات و محصولات در چارچوب نگاه حقوق بشری، سازگار کردن آن‌ها با نیازها و شرایط تنوع‌های مختلف بشری است؛ به نحوی که همه افراد بتوانند از آن استفاده کنند.اپلیکیشن دیوار به تازگی با انتشار یک ویدئو، از دسترسی‌پذیر شدن آن برای افراد نابینا و کم‌بینا خبر داده است که متاسفانه هیچ نشانی از مسوولیت اجتماعی در آن دیده نمی‌شود. توییت حسام آرمندهی به این شرح است: «بچه‌های ‎#دیوار داوطلبانه وقت خود را برای رفع مشکلات اپلیکیشن اندروید برای کاربران با نیازهای خاص اختصاص دادند و در ‎#الکامپ امسال هم خروجی کارشان را در ‎#توان‌تک ارائه کردند. برای معرفی گسترده‌تر این ویژگی در میان ‎#توانیاب ها و تشویق دیگر اپها، لطفا با اطلاع‌رسانی ازشون حمایت کنید.»می‌خواهم از منظر زبان‌شناسی و با رویکرد حقوق بشری به معلولیت این توییت را تحلیل کنم. از این توییت چنین برداشت می‌شود که کارکنان دیوار به‌طور «داوطلبانه»، یعنی بدون برنامه‌ریزی شرکت و احتمالاً بدون دریافت حقوق برای انرژی‌ای که صرف این کار کرده‌اند و در نبود یک مدل اقتصادی-تجاری تعریف شده، وقت ارزشمند خود را برای رفع «مشکل کاربران»، به این عبارت بیشتر دقت کنید، «مشکل کاربران» نه مشکل خود اپلیکیشن که قابل استفاده برای همه افراد نبود، اختصاص داده‌اند. در واقع این همان نگاه از بالا به پایین و خیریه‌ای است که در تعارض کامل با نگاه حقوق بشری قرار دارد؛ حقوقی که صراحتا بیان می‌کند استفاده از امکانات و فرصت‌ها، حق بدیهی همه افراد است.فراگیرسازی مانند تمام ابعاد دیگر یک کسب‌وکار موضوعی است تخصصی که انجام دادن آن، نیاز به آگاهی، دانش و برنامه‌ریزی دارد نه اقدامات داوطلبانه غیرمنسجم، مگر یک کسب‌وکار مسائل فنی یا مالی خود را به شکل داوطلبانه و بدون بهره‌گیری از دانش تخصصی پیش می‌برد؟ حتی در ادامه توییت، آرمندهی با درخواست انتشار این خبر، امیدوار است اپ‌های دیگر هم به اجرای این مدل تشویق شوند.نکته دیگر این که دیوار در ویدئویی که منتشر کرده و در آن از یک فرد نابینا به عنوان مجری و گوینده استفاده کرده است، مانند بسیاری از کسب‌وکارهای در تمنای «در چیزی، مهم نیست هر چه باشد، ترین بودن» ضمن توضیح قابلیت‌ اضافه شده، ادعا می‌کند که برای نخستین بار است که ارائه خدمات به افراد دارای معلولیت بدون رایزنی افراد اثرگذار یا انجمن‌های فعال در حوزه معلولیت صورت گرفته است و این «اولین بودن» را به رخ می‌کشد.و نکته آخر این که به همه کسانی که می‌خواهند در حوزه معلولیت فعالیتی بکنند توصیه می‌کنم دست کم یک بار متن «کنوانسیون بین‌المللی حقوق افراد دارای معلولیت» را بخوانند تا دیگر شاهد استفاده از کلمات مجعول و نامطلوبی چون توانیاب در بیانیه‌ها و اطلاع‌رسانی رسمی شرکت‌ها و افراد مختلف نباشیم.منیژه امیر ، تیم کاکتوس</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 20:30:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبعیض مضاعف  چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/dd-uqx0a9csgley</link>
                <description>حدود ۲۹ سال پیش، برای اولین بار، خانم کیمبرلی کرنشاو از اصطلاح تقاطع[1] به‌عنوان توصیفی برای پدیده تبعیض مضاعف[2] علیه زنان اقلیت در جامعه آمریکا استفاده کرد، اقلیتی که مصداق اصلی‌اش در آن زمان، زنان سیاه‌پوست آفریقایی-آمریکایی در جنبش فمنیست آمریکا بودند.بر اساس نظریه‌ تقاطع، زنان اقلیت از ۳ جنبه جنسیت، نژاد و طبقه اجتماعی -که بعد‌ها محورهایی مانند تمایلات جنسی و ناتوانی‌های جسمی مختلف نیز به آن اضافه شد- مورد تبعیض قرار می‌گیرند و زنان اقلیت، در تقاطع این تبعیض‌ها قرار دارند.این اصطلاح، تنها بر یکی از ابعاد محرومیت فردی در جوامع، مانند مرد نبودن، سفید نبودن، کارگر بودن یا دارای معلولیت بودن دلالت نمی‌کند؛ زیرا معتقد است در جنبش‌های رهایی‌بخش، با پرداختن به صرفاً یکی از این موضوعات، بررسی و مشکل‌گشایی بقیه‌ی لایه‌های در هم تنیده‌ آن به فراموشی سپرده می‌شود.حال آن‌که در جوامع امروز، تعداد افرادی که تنها تحت تاثیر یکی از این زمینه‌های محرومیت قرار دارند، بسیار کمتر از آن‌هایی است از که در تقاطع چندوجهی محرومیت زندگی می‌کنند و موقعیت اجتماعی‌شان تحت سلطه‌ این عناوین تبعیض‌آمیز تعریف می‌شود.در سال ۱۹۸۲ مقاله‌ای توسط هال، اسکات و اسمیت با مضمون وضعیت زنان اقلیت سیاه‌پوست و عمق نابرابری این زنان با جامعه آمریکا نوشته شد با عنوان «همه‌ زنان سفید هستند، همه‌ سیاهان مرد هستند، اما برخی شجاع هستند»، عبارتی که امروز می‌تواند نماد تمام زمینه‌های نابرابری و تبعیض‌های چندگانه باشد.تبعیض مضاعف، بیانگر هم‌پوشانی و هم‌زمانی اهمیت نژاد، جنسیت و طبقه است که بررسی آن در همه جوامع برای یافتن علل فرودستی یک قشر و حل این مشکل الزامی است.سال ۲۰۱۲ دولت انگلیس با رویکردی جدید تصمیم گرفت مستمری و مزایای مربوط به جامعه‌ افراد دارای معلولیت را قطع کند و آن را در قالب بودجه‌ای برای دست یافتن به استقلال فردی هزینه کند. نتیجه جالب توجه بود؛ طبق آمار، این قانون که بر هر دو جامعه‌ زنان و مردان دارای معلولیت اعمال شد، به زنان ضربه‌ بیشتری وارد کرد.در سال ۱۳۹۵ دبیر کل خانه کارگر ایران اعلام کرد نرخ بیکاری در زنان کارگر ۲ برابر شده است. قانون‌‌هایی همچون مرخصی زایمان، حق شیردهی، ایجاد شیرخوارگاه و مهدکودک در محل کار، که به نظر می‌آمد باعث بهبود شرایط زنان در محل کار شود، بیشتر از قبل موجب عدم به کارگیری زنان در مشاغل شد، به طوری که کارفرما برای رعایت نکردن این قوانین، قید استخدام زنان را از بیخ و بن می‌زند.این در حالی است که آن دسته از زنانی هم که مشغول به کار هستند، بیشتر در کارگاه‌هایی با ظرفیتِ کارگر زیر ده نفر استخدام می‌شوند؛ کارگاه‌هایی که با این شرط، از رعایت قوانین کار مستثنی هستند. در نتیجه، این زنان از مزایای ابتدایی مثل بیمه درمانی، حقوق بازنشستگی، مرخصی سالانه و زایمان نیز محروم‌ هستند.برای حل مساله تبعیض در هر زمینه، باید بیش از پیش به موضوع تبعیض مضاعف پرداخت. خطر تصادف و آسیب برای یک فرد ایستاده در میانه چهارراهی متقاطع از چند خیابان، بسیار محتمل‌تر است تا فردی ایستاده در وسط خیابانی یک طرفه.تیم تولید محتوای کاکتوسعکس: سایت دانشگاه باث[1] intersectionality[2] Double Discrimination</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 17:33:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاه‌چاله و صندلی چرخ‌دار</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/blackhole-w0ftgczqv8c4</link>
                <description>«سیاهچاله‌ها نیز می‌توانند تابش‌های خاصی داشته باشند تا زمانی که به مرور از جرم‌شان کاسته شده و به اصطلاح تبخیر شوند.»این نظریه، انقلابی بزرگ در علم کیهان‌شناسی به وجود آورد؛ نظریه‌ای که هاوکینگ زمانی ارائه‌اش کرد که ALS توان حرکت را از او گرفته بود، اما پذیرش این نظریه از سوی دانشمندان دیگر، ارتباطی به وضعیت جسمانی و معلولیت استیون هاوکینگ نداشت. نظریه هاوکینگ بر دانشی استوار بود که معلولیت او بر آن دانش و اطلاعات کیهان‌شناسی چیزی نیافزوده بود و کسی هم نظریه او را صرفاً به این دلیل که «مبتلا به ALS شده و توان حرکتی‌اش را از دست داده»، نپذیرفت. نظریه تابش هاوکینگ پذیرفته شد، جنجال برپا کرد و دنبال شد چون او توانایی و علمِ اثبات نظریه را داشت. دنیا به سمت برابری آدم‌ها و برتری ناشی از تفکرات و توانمندی‌های‌شان حرکت می‌کند، برابری در فرصت‌های در اختیار، رشد و شکوفایی تمامی اقشار، فارغ از تفاوت‌های نژادی، جنسیتی و جسمی‌شان.از چند روز مانده به انتخابات شورایاری شهر تهران، فهرستی با عنوان «کاندیداهای دارای معلولیت» ارائه می‌شود، فهرستی که تنها اسامی این افراد را داراست و در آن نامی از بقیه‌ی کاندیداهای شورایاری (که ممکن است دغدغه بهبود زندگی افراد دارای معلولیت را داشته باشند) به چشم نمی‌خورد.این مرزبندی با معلولیت، بیشتر به یک پیام تبلیغاتی محض شبیه است تا اطلاع رسانیِ اتفاقی درست مبنی بر اهمیت دادن به نقش افراد دارای معلولیت در ساختن آینده شهر و توجه به توانمندی‌های آن‌ها و استفاده از ظرفیت علمی و عملی‌شان در بهبود زندگی همه افراد جامعه.گویا در ذهن‌مان چنین حک شده که کسی که معلولیت دارد، لاجرم دانش معلولیت هم دارد و فارغ از این که فرد چه افکار، ایده‌ها و سابقه اجرایی و عملیاتی‌ای دارد و این عوامل چه میزان با فعالیت موثر به عنوان یک عضو شورایاری شهر تهران منطبق است، صرفاً به دلیل معلولیت، باید به این افراد رای بدهیم.درست است که در نگاه اول، حضور و نقش‌آفرینی افراد دارای معلولیت در مدیریت شهر امری مطلوب و مبارک است، اما از این نکته هم غافل نشویم که اگر افراد انتخاب شده، کیفیت و کارایی لازم را نداشته باشند و نتوانند در مدت حضور خود، انتظارات بهره‌مندان، ذی‌نفعان و ناظران را برآورده کنند، همین امر باعث می‌شود کار برای افراد دارای معلولیت در دوره و دوره‌های بعدی سخت‌تر شود. همان‌طور که در این دوره دچار خطای تعمیم هستیم (رای دادن به فرد به دلیل معلولیت او)، در دوره‌های بعد نیز می‌توانیم دچار خطای تعمیم دیگری شویم (رای ندادن به دلیل معلولیت).صحبت نکردن از توانمندی‌ها، برنامه‌ها و ایده‌ها و توجه صرف به معلولیت یک فرد برای رای دادن، پیامدهایی به بار خواهد آورد که نه تنها در راه اثبات برابری این افراد و کارآیی‌شان با افراد بدون معلولیت قدم برنمی‌دارد، بلکه در صورت عدم توانایی یک فرد در مقام شورایار که ناشی از «نداشتن ویژگی‌ها و خصوصیات لازم برای یک عضو شورایاری» است و نه ناشی از معلولیت او، باعث دامن زدن بر افکار نادرست و رایج جامعه مبنی بر ناکارآمدی افراد دارای معلولیت می‌شود.اگر هدف بهبود زندگی افراد دارای معلولیت است، بهتر است فهرستی از متخصصان و دغدغه‌مندان و فعالان این حوزه را فارغ از تفاوت جسمی‌شان منتشر کنیم و از سوی دیگر، همه اعضای شورایاری‌های تهران را در مورد نیازها و بایدها و نبایدهای «شهری برای همه» توجیه کنیم. یک فرد دارای معلولیت بخش عمده‌ای از نیازهای خود را می‌داند و می‌شناسد (از نقش نوآوری غافل نشویم که هر لحظه می‌تواند طرحی نو درافکند که حتی خود فرد هم از وجود آن نیاز بی‌خبر بوده است)، اما آیا همین فرد راه برآورده کردن آن نیاز و حل آن مشکل را هم می‌داند؟اگر تهران قرار است شهری برای همه باشد، همه باید در ساختن آن سهیم شوند. همه باید دغدغه همه را داشته باشند، جزیره افراد دارای معلولیت قرار نیست جزیره جدیدی در تهران باشد. قرار است افراد دارای معلولیت برای بهبود زندگی همه (شامل افراد بدون معلولیت) و افراد بدون معلولیت برای بهبود زندگی همه (شامل افراد دارای معلولیت) تلاش کنند. این، شهری است برای همه.وحید حجه‌فروش ، کاکتوسعکس: سایت رویداد 24</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2019 14:05:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد سخن می‌گوید</title>
                <link>https://virgool.io/@cactuscast/di-d4sr9rmkovis</link>
                <description>  «ما به نیروی تحول‌آفرین تنوع و فراگیرسازی باور داریم. تنها با مشارکت دادن فعالانه به نگرش‌های متفاوت است که می‌توانیم افکارمان را به چالش بکشیم و گسترش دهیم، تجربه نیروی کار را غنی کنیم و هر فرد و سازمانی را در این سیاره توانمند سازیم.»این‌ جمله‌ها می‌توانستند بر زبان یک فعال حقوق بشر یا یک رهبر عدالت‌خواه جاری شده باشند، می‌توانستند شعارهای انتخاباتی خوبی باشند که یک سیاستمدار با آن‌ها طرفداران‌ش را تهییج و ترغیب به رای دادن کند یا می‌توانستند آرزوی افراد بسیاری باشند که دنیا را محل بهتری برای زیستن می‌خواهند. می‌توانید در اینترنت دنبال نقل قول‌ها و اظهارنظرهایی مانند این بگردید، اما عین این کلمات را در نامحتمل‌ترین جای ممکن خواهید یافت: سایت شرکت مایکروسافت.«فراگیرسازی» در دنیای امروز تنها یک موضوع فرهنگی، اخلاقی و انسانی نیست، بلکه صاحبان صنایع، از آن برای تقویت شرکت و اقتصاد خود استفاده می‌کنند. در واقع حذف یا نادیده گرفتن گروهی از افراد جامعه، به دلیل داشتن معلولیت یا تفاوت‌های دیگر، به‌معنی از دست دادن بخشی از دانش، صنعت و شاید مهم‌تر از آن، بازار است.مراکز علمی، دانشگاه‌ها و شرکت‌های بزرگ دنیا، روز به‌روز بیشتر به اهمیت استفاده از این ظرفیت، هم به عنوان بازار مصرف و هم به عنوان نیروی مولد و موتور محرک پی می‌برند. نکته جالب توجه این است که با حضور هرچه بیشتر افراد دارای معلولیت در جامعه و به‌ویژه در محیط کار، نیازها، لوازم و ابزار مورد نیاز آن‌ها بیشتر و بهتر مشخص می‌شود و همین امر موجب طراحی و ساخت محصولات جدید و خلاقیت در صنعت و بازار می‌شود. امروز دیگر تنها کارخانه‌های خاص به تولید محصولات خاص برای افراد دارای معلولیت، مانند ویلچر، واکر و سمعک نمی‌پردازند، بلکه تمام شرکت‌ها و صاحبان تکنولوژی‌های برتر دنیا، هر کدام خط تولید ویژه‌ای در حوزه‌ کاری خود تعریف کرده‌اند و هر روز با ارائه‌ محصولی جدید، متناسب با نیاز افراد دارای معلولیت، از پوشاک و اسباب بازی گرفته تا نرم‌افزارهای کامپیوتری، همه را شگفت‌زده می‌کنند.شرکت‌ها تلاش می‌کنند همه‌ افراد دارای معلولیت را، از کودکان تا بزرگسالان و سالمندان مد نظر قرار دهند، زیرا نادیده گرفتن هر کدام از آن‌ها، در واقع نادیده گرفتن بخش مهمی از نیازهای مخاطبانی است که با استفاده از این امکانات می‌توانند به رشد جامعه کمک کنند؛ کودکی که با در اختیار داشتن وسایل سرگرمی متناسب با شرایط خود، می‌تواند مانند دیگران شاد و خلاق باشد. دانش‌آموز و دانشجویی که با محیط و وسایل آموزشی مناسب، به رشد علم کمک می‌کند و سالمندی که برای انجام کارهای روزانه خود نیازمند مراقبت‌های خاص نیست.کنترل‌های بازی مایکروسافت و ایکس‌باکس برای کودکانی که نقص عضو دارند، دسترس‌پذیر کردن نرم‌افزارهای کامپیوتری مایکروسافت برای افراد نابینا و کم‌بینا، دسترس‌پذیر کردن شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام و توییتر برای افراد نابینا و کم‌بینا، تولید پوشاک سازگار برای افراد دارای معلولیت توسط شرکت‌هایی مانند تامی و تولید ساعت‌های مخصوص افراد نابینا توسط شرکت‌هایی مانند سیکو تنها نمونه‌هایی از تلاش شرکت‌ها در جهت فراگیرسازی در طراحی و عرضه محصولات و خدمات است.این خدمت متقابل افراد دارای معلولیت و جامعه است. از سویی، افراد دارای معلولیت مانند همه افراد جامعه باید لوازم و امکانات مناسب با وضعیت خود را در اختیار داشته باشند تا بتوانند در آسایش بیشتری زندگی کنند و از سوی دیگر، شرکت‌ها با در اختیار قرار دادن امکانات و خدمات به این افراد و همچنین با به‌کارگیری آن‌ها به عنوان نیروی انسانی متنوع، به رشد و شکوفایی اقتصاد خود کمک می‌کنند. جوامع برای رشد خود نیاز به افراد توانمند و مستقل دارند و فراگیرسازی به استقلال و توانمندی همه افراد جامعه کمک می‌کند. جامعه‌ای که در آن افراد دارای معلولیت برای انجام کوچکترین کارهای روزمره‌ی خود دچار مشکل باشند، قطعا نمی‌تواند از تمام توانمندی‌های این افراد استفاده کند و به همین راحتی بخش مهمی از دانش، صنعت و اقتصاد کشور نادیده انگاشته می‌شود. با پیشرفت دانش و فناوری، دیگر بهانه‌ای برای طرد افراد از جامعه به‌دلیل تفاوت‌های‌شان وجود ندارد و کشورهای پیشرفته به‌خوبی دریافته‌اند که به‌جای باور اشتباهی که قرن‌ها افراد دارای معلولیت را باری بر دوش جامعه می‌دید و فراهم کردن امکانات برای آنان را هزینه‌ای مضاعف و بیهوده برای دولت می‌انگاشت، امروز می‌توان در دنیای فراگیر، شرایطی را ایجاد کرد که تمام افراد با داشتن ویژگی‌های متفاوت، هم از زندگی فردی خود لذت ببرند و هم برای جامعه سودمند باشند.این موضوع در سال‌های اخیر، محل رقابت گسترده‌ای بین شرکت‌های مطرح دنیا شده است و شرکت‌ها برای کسب اعتبار از آن بهره می‌برند. دریافتن این حقیقت که داشتن زندگی مطلوب حق همه‌ی افراد جامعه است، ما را به سوی یافتن راه‌های موثر برای رسیدن به آن پیش می‌برد و همین امر موجب خلاقیت‌هایی می‌شود که هم در آسوده‌تر شدن زندگی افراد و هم در شکوفایی صنعت و رشد اقتصادی خود را نشان می‌دهد.وحید حجه‌فروش ، سرکاکتوس‌بانعکس: مایکروسافت</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 21:49:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>