<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کارلوس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@carlos</link>
        <description>یه آدمی که دنبال ماجراجویی توی زندگیش هست و همیشه خواستار چیزای جدید برای یادگیریه.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-29 22:41:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/59381/avatar/0cPjmo.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کارلوس</title>
            <link>https://virgool.io/@carlos</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اوضاع کار داخل ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/%D8%A7%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-qwmwxbpeezwa</link>
                <description>دلم پره از هرچی بازار کار تو ایران هست.اصلاً بنظره من، بازار کار داخله ایران هیچ معنی نداره...! طرف شمارو استخدام میکنه اونم با یه شرایط فوق العاده خاصی که خوده مایکروسافت اگه این شرایط رو ببینه برگاش میریزه!میخوای داخل یه جایی که اصلاً هنوز بین مردم شناخته نیست، شروع به کار کنی، ازت میپرسن که چند سال سابقه کار داری؟ نمونه کارات چقدر با کیفیت هست؟ و فلان فلان فلان...حالا شرایط استخدام و کار به کنار... اینکه چقدر بهت قراره حقوق بدن یه دغدغه دیگه میشه...! طرف تا قطره آخره مهارتتو میکشه بالا اونم به یه قیمت خیلی مُفت! الان که فکر کنم داخله ایران یه آدم با 7 - 8 میلیون حقوق بتونه به زور یه زندگیو اداره کنه...یه مهندس... یه برنامه نویس... توی ایران چقدر درآمد داره مگه؟الان خیلی از برنامه نویسای ایرانی رو آوردن به کار فریلنسری... که میرن داخله وب سایتایی مثله freelancer و قصد پروژه گرفتن دارن... که باید اینجا بگم که شاید 80 درصد از این نوع برنامه نویسا و طراحا، بیخیال فریلنسری میشن... اونم به دلایل خاص خودش؛ مثلاً طرف زیاد زبان انگلیسیش خوب نبوده، نتونسته جزئیات پروژه ای که می خواسته رو متوجه بشه... یا شایدم پروژه یه چیز جدید واسش بوده که دانش کافی رو واسش نداشته... حالا کاری به این جزئیات نداریم.چیزی که من می خوام بگم اینه که، داخله ایران با شرایط سنگین و سنگی تورو استخدام می کنن (اونم به زور) و آخرشم یه حقوق میدن که آدم تصمیم میگیره بره یه شغل ساده دیگه انجام بده، که بیشتر واسش میصرفه تا اینکه بخواد کار تخصصی انجام بده و این مقدار از حقوق رو دریافت کنه.البته بماند که برنامه نویسا و مهندسایی هم تو ایران داریم که بازار کارشون خیلی گرفته و حسابی درآمد دارن. معمولاًهم این نوع مهندسا و برنامه نویسا از قبل خودشون رو ثابت کردن و با جاهای بزرگ کار کردن...ولی الان میشه با یه جای بزرگ کار کرد؟ شما الان بخوای بری (مثلا داخله دیجیکالا) به عنوان یه اپراتور استخدام بشی، باید هفت خان رستم رو رد کنی تا بتونی کارتو شروع کنی. حالا شرایط کاری دیجیکالا رو هم خودتون می تونین برین ببینین... :)پیشنهاد من اینه که اگه هم خواستین داخله ایران شروع به کار کنین، یه جای رسمی کار کنین که لااقل نصفه راه ردتون نکنن برین ...</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 01:35:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش های سئو و بهینه سازی | اطلاعات دروغ یا درست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/seo-academy/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D9%88-%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-tox2rjxdivnq</link>
                <description>سلام رفقا چطورین.یه چند وقتی هست که خیلی رفتم تو فکر. تو فکر اینکه آیا تمام این آموزش های سئو و بهینه سازی و اونایی که ادعا می کنن با آموزش هاشون ما می تونیم به یک سئو کار حرفه ای تبدیل شیم، درست هست یا نه؟حالا من بابت چند تا موضوع نامطمئن هستم.اول اینکه، تو ایران (البته این نظر شخصی خوده منه و ممکنه نظرات بقیه متفاوت باشه) هیچ کسی نمیاد از پله هایی که به موفقیت رسیده، اطلاعات تهیه کنه و برای دیگران به اشتراک بذاره تا دیگران هم بتونن به جایگاه اون شخص برسن! دلیلش هم خیلی سادس، چون خوده اون شخص دوست نداره کسی بتونه جایگاهشو فتح کنه؛ پس من فکر می کنم که کلاً اکثر این آموزش های سئو و بهینه سازی، اطلاعات درست و مستقیمی در اختیار ما قرار نمیده. چون اگه قرار بود یک وب سایتی که رنکینگ گوگلش فوق العاده هست، بیاد از روش های موفقیت آمیز و موثر بهینه سازی خودش با دیگران، صحبت کنه.موضوع دوم اینکه، آموزش ها بنظرم یکم مباحثشون قدیمی هست! همونطور که آموزش های برنامه نویسی و طراحی وب، قدیمی هستن اینا هم همینطورین! البته بعضی هاشون طبق الگوریتم های جدید گوگل هم درس میدن ولی خدا میدونه اونا چی می تونه باشه!داخل یوتیوب رو دیدم، بازم از خارجیا انتظار نداشتم :) طرف از انگلیس اومده یه ویدیو آموزش کامل سئو رو منتشر کرده، بعد برای عنوانش نوشته &quot;Best SEO techniques of 2019&quot; حالا نکته جالبش اینه که وقتی تاریخ انتشار ویدیو رو نگاه می کنی می بینی زده سال 2017. یعنی این شخص فقط اومده هرسال این عنوان ویدیوش رو عوض کرده تا همینجوری بازدید کننده جذب کنه.حالا من واقعاً نمیدونم، این تکنیکای سئو که اکثر وب سایت های حرفه ای استفاده می کنن، چجوری هست!البته باید بگم که تیم های سئو کار حرفه ای هم وجود دارن که کارشون رو به صورت کاملاً حرفه ای انجام میدن، اما بازم خوده آدم بتونه سئو وب سایتش رو تقویت کنه یه حس و حال دیگه ای داره...نظر شما چیه؟ خوشحال میشم نظرات شمارو هم بخونم :)</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 18:29:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سی دی کی های رندوم استیم چی و چجوری هست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-%DA%86%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-jbntqgfnqjht</link>
                <description>خب تقریبا هرکی که توی کار گیم یا به اصطلاح گیمر باشه، با استیم آشنایی کامل داره. حالا برای اینکه قضیه یکم شفاف تر بشه بهتره بگم که استیم یه پلتفرم فروشگاهی هست که به کاربرا و همچنین توسعه دهندگان اجازه میده تا بتونن بازی بخرن یا بازیایی که ساختن رو بفروشن.حالا چیزی که تا پارسال زیاد سرو صدا کرد، سی دی کی های رندوم استیم بود. سی دی کی های رندوم استیم به این صورت عمل می کنه که شما یه سی دی کی می خری و اون رو داخل اکانت استیمت فعال می کنی، زمانی که فعالش می کنی یه گیم به صورت شانسی میده.حالا اینجاس که باید بگم سی دی کی های رندوم استیم نوع های مختلفی داره. مثلا سی دی کی معمولی یا همون برنز استیم، پایین ترین سطح CD KEY هست که بازیایی بین 20 تا 30 دلار با شانس 10درصد به آدم میده.سی دی کی های دیگه مثل سی دی کی Diamond یا MegaPro بازیایی با قیمتای بیشتری به آدم هدیه میده. مثلا من خودم قبلا یه MegaPro خریداری کردم و بهم گیم Gta V رو داد که موقع تخفیفات قیمتش 19 دلار بود. سی دی کی هایی مثل MegaPro گیم هایی با قیمت بالای 10 دلار میده، یعنی اگه شما این نوع سی دی کی رو خریداری کنی، یه گیم به ارزش 10 تا 80 دلار بهت هدیه میده.البته اینجا باید به این نکته اشاره کنم که گیمایی که قراره آدم هدیه بگیره کاملا به شانس بستگی داره. مثلا ممکنه یکی بدترین شانس رو داشته باشه و یه گیم بیخود گیرش بیاد یا یکی یه شانس محشر داشته باشه و یه گیم گرون قیمت گیرش بیاد.ولی بنظر خودم این سی دی کی ها ارزش حداقل یکبار خریدن رو داره، چون شانس شانسه، می تونه بعضی مواقع خوب باشه و بعضی مواقع بد.من خودم یکسری از انواع سی دی کی هارو خریداری کردم و دوستانی که علاقمند هستن می تونن از بنده خریداری کنن. لیست انواع سی دی کی ها:سی دی کی Bronze : شانس دریافت بازیای 20 تا 30 دلار 10% درصد.سی دی کی Silver : شانس دریافت بازیای 20 تا 30 دلار 18% درصد.سی دی کی Gold : شانس دریافت بازیای 20 تا 30 دلار 23% درصد.سی دی کی Gold PLUS : شانس دریافت بازیای 20 تا 40 دلار 28% درصد.سی دی کی Diamond : شانس دریافت بازیای 20 تا 40 دلار 34% درصد.سی دی کی Platinum : شانس دریافت بازیای 20 تا 50 دلار 42% درصد.سی دی کی Mega : شانس دریافت بازیای 30 تا 70 دلار 53% درصد.سی دی کی MegaPro : شانس دریافت بازیای 40 تا 80 دلار 58% درصد.دوستان باید به این نکته هم اشاره کنم که دریافت بازی ها کاملاً به شانس بستگی داره. البته تمام این سی دی کی های رندوم یکسری الگوریتم دارن که فعلا کسی از این الگوریتم دریافت بازی خبری نداره.و باید در آخر بگم که ممکنه بازیای تکراری براتون بیفته. مثلا اگه گیم Doom دارین، ممکنه دوباره براتون Doom بیفته البته جای نگرانی نیس چون درصورت دریافت یه بازی تکراری به راحتی میتونین اون سی دی کی رو بفروشین.اگه علاقمند بودین می تونین از طریق آیدی Me_who_g@ داخل تلگرام از بنده خریداری کنین.</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2019 22:08:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر بار که از خواب بلند میشی، یه روز تازه‌س!</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%B3-gmpw15lp1rut</link>
                <description>من خودم به شخصه هر شب قبل از خواب به این فکر می کنم که فردا قراره چیکار کنم و چه کار هیجان انگیزی انجام بدم. خب گفتنش شب قبل آسونه ولی انجام دادن اون کاری که با خودت می گفتی، سخته!مثلا من خودم همین چند سال پیش، یه موقعیت کاری فوق العاده داشتم همراه با حقوق و مزایای عالی. ولی خیلی کم کاری کردم به طوری که اصلا یه روز در میون یا شاید 2 روز یه بار، کار انجام می دادم. (اینم میشه گفت که از تنبلی خودم بوده D: )حالا مسئله ای که اینجا پیش میاد اینه که فردا صبحش آدم تنبلیش میاد اون کاری که قول داده بود رو انجام بده. ولی خب اراده و همت تنها راه حل این مشکلات هستن. من کتاب 11 ستون موفقیت رو خوندم و درواقع بیشتر به اراده و همت و علاقه اشاره می کرد برای موفق شدن.درواقع هر آدمی برای اینکه بتونه توی کاری که تازه استارتشو زده، موفق بشه، باید در اولویت اول به اون کار عشق و علاقه داشته باشه. یعنی باید از انجام دادن اونکار لذت ببره. اینجوری درصد موفقیت به 99 درصد می‌رسه! چون اونجوری هرچقدرم که توی کارش مشکلی بوجود بیاد، با شوق و ذوق کامل به دنبال راه حلی برای حل مشکل کارش می گرده.حالا وقتی که آدم اراده داشته باشه، اون تنبلی صبحی که تازه شروع کرده از بین میره!یه چند تا نکته من بگم که شاید شما با رعایتش بتونید مثله من، تنبلی صبح جدید رو از بین ببرید.من هر روز که از خواب بلند میشم، اولین کاری که می کنم اینه که صورتم رو با آب خنک می شورم و بعدشم یه لیوان قهوه یا کاپوچینو می خورم. اینکار باعث میشه که خستگی صبح کامل از بین بره.و اون قهوه ای که می خورم یه احساس خوبی درونم ایجاد می کنه که باعث میشه بچسبم به کاری که قراره انجام بدم.حالا اگه زیاد با قهوه و کافئین میونه خوبی ندارین، می تونین با یه چای ساده شروع کنین :)همیشه قبل از کار به موزیک مورد علاقم گوش میدم. این باعث میشه که شوق و ذوق برای کارم چند برابر شه! همیشه سعی کنید برای شادابی خودتون، به موزیک مورد علاقتون حداقل یک بار در روز گوش کنین.و نکته مهمی که اینجا باید بهش اشاره کنم اینه که هیچ وقت نباید اول صبح به بدبختیامون فکر کنیم :) ! من خودم قبلنا هرموقع که از خواب بلند می شدم، هی به بدبختیام و اینکه چجوری می خوام با این همه سختی زندگی رو به رو شم فکر می کردم و همین باعث میشد که یه تنبلی خاصی داخلم ایجاد شه. پس کلاً اول صبح ذهنتون رو از افکار منفی پاک کنین و اصلا بهشون فکر نکنین.حرف زدن با کسی که می دونید حالتون رو خوب می کنه، می تونه قدم خیلی خوبی برای شروع یک روز عالی باشه. سعی کنین با کسایی حرف بزنین که همیشه حالتون رو خوب کنن و بخندوننتون. هیچ وقت اول صبح با افراد منفی باف و اینجور چیزا، حرف نزنین که روزتونو سیاه می کنن :)خب اینم دو کلام حرف بود که می خواستم با شما رفقا درمیون بذارم D:امیدوارم که هر صبح جدیدتون، پر از انرژی و موفقیت باشه :)</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 12:44:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگه حالت بیشتر اوقات خوب نیست، اینستاگرام رو پاک کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DA%A9-%DA%A9%D9%86-n0yaxkirp4fl</link>
                <description>دیگه غیرممکنه که کسی از اینستاگرام سر در نیاره. امروزه تقریباً تمام مردم می دونن اینستاگرام چی هست و چی کار می کنه!اما مسئله ای که اینجا پیش میاد اینه که اینستاگرام برای خیلیا سرگرم کنندس، حتی برای ماها، ولی از عواقبی که برامون داره بی خبریم.شاید توی خیلی از جاها مثله کانالای تلگرام یا حتی خود پیجای اینستاگرام هم دیده باشین که میگن اینستا باعث افسردگی میشه. خب این نظریه تا یه جایی درست هست.مثلا وقتی که یه فرد معمولی وارد اینستا میشه، با کلی عکس و تیپ های لاکچری رو به رو میشه، و همین موضوع باعث میشه احساس بدی نسبت به خودش داشته باشه. شاید با خودش بگه که: &quot;واو یا خدا، اینارو ببین. زندگی به این میگن. اینی که ما داریم زندگی نیست که&quot;. همین حرف باعث میشه که امیدش از زندگیش کم بشه و انگیزه کمتری برای بهبود زندگیش پیدا کنه.پس کلا پیشنهاد من اینه که اگه یه فرد معمولی یا رو به پایین هستیم، بهتره که اینستاگرام رو کلا پاک کنیم. چون تنها چیزی که از ما میگیره، وقت و زمان هست و اینکه همش فکر و ذهنمون میره سمت زندگیای لاکچری.البته نمی خوام مثله این آدمای فهمیده و مشاوره ها حرف بزنم که یعنی خیلی چیز سرم میشه D: ولی کلا منظورم این بود که اگه اینستا رو واسه سرگرمی نصب کردین، اشکال نداره. ولی اگه دیگه خیلی کنجکاو زندگی دیگران تو اینستا شدین، بدونین که اوضاع داره بد میشه.خودمم از سال 2012 اینستا رو نصب کردم و تا سال پیش هم ازش استفاده می کردم ولی خب حذفش کردم.حالا چرا دروغ بگم، واقعا زندگیم راحت تر شده. به معنای واقعی دارم میگم. اصلا انگار یه احساس راحتی دارم تو زندگیم. و اینکه احساس می کنم وقت اضافه بیشتری برای گذروندن کارایی که علاقه‌مندم، دارم!حالا شما نظرتون درمورد این غول بزرگ مجازی چیه؟ البته می دونم خیلیا دارن ازش کسب درآمد می کنن، اینم درست ولی خودمون می دونیم که اینستاگرام کم کم داره نمایش تعداد لایک هاش رو جمع می کنه به طوری که شما دیگه نمی تونی ببینی مثلا یک پست اینستا، چند تا لایک خورده. همین موضوع هم باعث میشه که یکم از شاخای مجازی کاسته شه :)</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 12:06:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری یک نویسنده ماهر بشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%85-gfgiv2itvmxd</link>
                <description>نویسنده شدن تو این روزا، یکی از معدود کار هایی هستش که کاربران می تونن با استفاده از اون، درآمد خیلی خوبی کسب کنن.اما مسئله ای که این وسط مطرح هست اینه که نویسندگی فقط این نیست که ما یه محتوا تولید کنیم و یه عکس همینجوری براش تعیین کنیم و بزنیم انتشار بشه و پول به جیب بزنیم.نویسندگی مثله همه کارای دیگه، اصول و قواعد خودشو داره که رعایت اون ها در کیفیت محتوای تولید شده می تونه بسیار موثر باشه!نویسندگی چون یه شغلی هست که خیلی از اوقات نیاز به حضور در محل کار نیست، خاطر خواه های زیادی داره! ولی باید بگم که شوق و ذوق نویسندگی شاید در ابتدای کار خیلی زیاد باشه ولی زمانی که جلو میریم و با اصول و قواعد جدیدی از اون آشنا میشیم، به مراتب این شوق و ذوق کمتر میشه. چون دردسر کار افزایش پیدا می کنه!البته یه سری افراد هم هستن که کلا با نوشتن و تولید محتوا لذت میبرن و هرچقدرم که سختی کار بر اونها بیشتر شه، از این شوق و ذوقشون کم نمی کنه!پس باید در ابتدای همین مطلب به این نکته اشاره کنم که اگه شما واقعا به نویسندگی علاقه داری کارتو شروع کن. چون اگه علاقه نداشته باشی ممکنه همون اول راه دِلِت رو بزنه و وسط کار ول کنی و پشیمون شی!نویسنده شدن در دنیای اینترنت می تونه خیلی پول ساز باشه اما اگه توش مهارت خوبی داشته باشیم.اولین چیزی که باید در ابتدای نویسندگی یاد بگیریم، قواعد و رعایت قوانین استفاده از علائم نگراشی در زبان و ادبیات فارسی هستش! پیشنهاد می کنم که کتاب هایی درمورد اصول نگراشی و قواعد زبان فارسی رو مطالعه بکنید تا با نحوه نگارش بیشتر آشنا بشین.سعی کنیم اولین جملمون رو جوری بنویسیم که هرکاربری با خوندنش کنجکاو شه! مثلا اگه داریم مقاله ای درمورد نقد و بررسی یک موبایل جدید می نویسیم، باید در اولین جملمون اون موبایل رو طوری تعریف کنیم که کاربر با خودش بگه: &quot;عجب موبایلی هست! خیلی جالب میشه اگه درموردش بیشتر بخونم!&quot;. یه همچین جمله ای می تونه نظر خیلی از کاربران رو جذب کنه. جمله ای که به طور مثال می تونم برای یک موبایل جدید بنویسیم به این صورت هستش:&quot;بالاخره کمپانی فلان از آخرین تلفن همراه جدید خود رونمایی کرد که قابلیت های منحصر بفردی مثله فلان و فلان داره!&quot;سعی کنیم در جملاتمون از فعل &quot;می‌باشد&quot; استفاده نکنیم! شاید بگید چرا ولی ما توی ادبیات فارسی فعلی به اسم &quot;می باشد&quot; نداریم! شاید در برخی سایت ها این فعل رو مشاهده کرده باشین اما به طور رسمی این فعل در زبان فارسی وجود نداره.در نوشتن جملات، همیشه باید نقش مخاطب رو رعایت کنیم. مثلا اگه داریم محتوا رو به صورت دوم شخص جمع می نویسیم، تا آخر مقاله به صورت دوم شخص جمع ادامه بدیم. به طور مثال: &quot;اگر شما خیلی در تولید محتوا علاقه دارید، می توانید به آخرین مطالب این سایت رجوع کنید&quot;. این جمله یک جمله ای هستش که مخاطب، مخاطب دوم شخص جمع هست. حالا اگه بخوایم اول شخص جمعش کنیم اینجوری میشه: &quot; اگر ما در تولید محتوا علاقه داریم، می توانیم به آخرین مطالب این سایت رجوع کنیم&quot;. حالا نکته ای که باید بگم اینه که ما نباید بیایم هم در جملاتمون، افعال دوم شخص جمع و هم اول شخص جمع بکار ببریم، مثلا: &quot;اگر شما در تولید محتوا علاقه دارید، می توانیم به آخرین مطالب این سایت رجوع کنیم&quot;. مثال های بسیار زیاد دیگه ای هم میشه برای این نکته بکار برد که دیگه من بهشون اشاره ای نمی کنم :)در جملاتی که می نویسید، باید غلط املایی اصلاً نداشته باشید! حتی یک غلط املایی در متون می تونه کلا کاربران رو زَده کنه و با خودشون میگن که این نویسنده حتی از اصول نگارشی چیزی زیاد نمی دونه، پس محتواش هم ارزشی نداره!رعایت علائم نگارشی در متون خیلی موثر هست. مثلا استفاده از علامت تعجب در آخر جملاتی که ممکنه هیجان انگیز باشه یا کاربر رو سورپرایز کنه، می تونه خیلی پرکاربرد باشه. همچنین استفاده از علامت هایی مثله کاما، علامت سوال، دابل کوتیشن و سینگل کوتیشن در متون می تونه کیفیت محتوا را چندین برابر کنه! مثلا اگه در حال نوشتن یک متن هستیم و یک اسم خاصی در متن بکار می بریم، بهتره که اون رو در داخل دابل کوتیشن قرار بدیم، یعنی به این صورت: &quot;بالاخره آخرین آلبوم از خواننده معروف فلان با عنوان &quot;سیاه چاله&quot; منتشر شد&quot;. همونطور که دیدید، عنوان سیاه چاله رو در داخل دو علامت &quot;&quot; که دابل کوتیشن نام دارن، قرار دادیم.اگه درحال ترجمه مقاله ای هستیم، بهتره که عبارت های خاص انگلیسی رو همونطور به زبان فارسی ترجمه نکنیم! چون زبان انگلیسی عبارات و مثل های خاصی دارند و معانی آن ها با اون چیزی که ما ازشون میفهمیم فرق دارن، بهتره که بیشتر درمورد اونها تحقیق کنیم. به طور مثال عبارت &quot;I&#x27;m full of bean&quot; یعنی من خیلی انرژی دارم، ولی اگه بخوایم همونطور به زبان فارسی ترجمش کنیم، ترجمش میشه &quot;من پر از لوبیا هستم&quot;.! پس اگه دیدید ترجمه یک عبارت انگلیسی در زبان فارسی عجیب غریب هست، بهتره که در مورد اون داخل اینترنت تحقیق بیشتری کنیم.همچمنین ترجمه کلمه به کلمه یا همون ترجمه ماشینی هم به هیچ دردی نمی خوره! چون اگه ما فقط بخوایم متن انگلیسی رو به فارسی تبدیل کنیم، محتوای جدید کیفیت خاصی نداره! پس بهتره خودمون متون انگلیسی رو یک دور بخونیم و اون معانی که ازش دریافت کردیم رو بنویسیم.اگر قصد تولید محتوا در اینترنت را دارید، پیشنهاد می کنم حتما با اصول سئو (SEO) آشنایی پیدا کنید! اصول سئو درواقع یکی از مهم ترین اولویت هایی هست که می تونه در جذب مخاطب و همچنین رتبه سایتتون در موتور های جستجوگر، موثر باشه!اصول سئو درواقع به شما کمک می کنه که سایتتون رو بهینه کنید و سرعتش رو افزایش بدید. البته اگر بخوام با جزئیات دقیق راجب سئو حرف بزنم، مقاله خیلی طولانی میشه پس زیاد وارد جزئیات نمیشم.تیتر یا همون عنوان یک مطلب، می تونه مهم ترین چیز برای جذب مخاطب باشه! قرار دادن یک عنوان جذاب و کاربرپسند می تونه نظر خیلی از کاربران رو به خودش جلب کنه و کاری کنه که اونها کنجکاو بشن و ادامه مطلب رو بخونن. همیشه باید سعی کنیم که عناوین رو به صورت سوالی بنویسیم. مثلا بجای &quot;10 تا از بهترین لپ تاپ های دنیا&quot; می تونیم بنویسیم &quot;10 تا از بهترین لپ تاپ های دنیا چیست؟&quot;. این می تونه خیلی موثر تر از اولی باشه!اگر درحال نوشتن یک مطلب آموزشی هستیم، بهتره که قبل از انتشار، حتما اونچه که آموزش دادیم رو خودمون هم یک بار امتحان کنیم! مثلا اگه درحال ترجمه یک مقاله آموزش برنامه نویسی هستیم، باید قبل از انتشار مطلب، خودمون یک دور کد هایی رو که آموزش دادیم رو امتحان کنیم تا اگر مشکلی در اونها وجود داشت برطرفشون کنیم تا کاربران به مشکلی بر نخورن.همیشه سعی کنیم در آخر مقالاتمون جملاتی مثله &quot;نظر شما درمورد این مطلب یا این موضوع چیست؟&quot; رو قرار بدیم تا کاربران هم تشویق به انتشار نظراتشون بشن! این کار باعث میشه که رابط کاربری کاربر با سایت درحالت تعادل قرار بگیره و بهتر شه!حالا مهم ترین چیزی که می خوام راجبش حرف بزنم، تصاویری هست که در مطالبمون بکار می بریم، مخصوصا تصویر اصلی یا تصویر شاخص مطلبمون که در ابتدای کار، کاربران اون رو مشاهده می کنن!استفاده از تصاویر جذاب و مرتبط با مطلبمون می تونه خیلی در دریافت بازدید و بالا بردن سطح کیفیت مقالمون موثر باشه. همیشه سعی نکنیم که داخل اینترنت، یک سری تصاویر بی معنی و بی مربوط رو در مطالبمون بکار ببریم.استفاده از تصاویر جذاب و خوب و مرتبط، می تونه سطح ui و ux سایتتون رو افزایش بده. (اگه با ui و ux آشنایی ندارید حتماً پیشنهاد می کنم که راجبشون مطالعه کنید)در اینجا باید سعی کنیم که واترمارک یا امضای خودمون رو بر روی تصاویر قرار بدیم. مثلا اگه درحال تولید محتوا برای وب سایتمون هستیم، بهتره که امضا یا یک واترمارکی از وب سایتمون رو داخل تصویر قرار بدیم.اگر مقالاتی را که می نویسیم، از منابع خارجی یا داخلی دریافت می کنیم، بهتره که آخر هر مقالمون منابع استفاده شده رو ذکر کنیم! این کار هم باعث میشه که حقوق کپی رایت حفظ بشه و هم باعث میشه که سطح کیفیتی وب سایت افزایش پیدا کنه.مثلا اگه مقاله ای رو از وب سایت فلان، ترجمه و منتشر کردیم بهتره که آخر اون مقالمون نام وب سایت رو به عنوان منبع قرار بدیم و به اون نام لینک وب سایت رو بدیم.هیج وقت داخل مقالاتی که می نویسیم، نظرات خودمون رو قرار ندیم! مثلا اگه در حال نوشتن یک نقد و بررسی درمورد یک محصول دیجیتالی هستیم، نباید در بین مقالات چیزایی مثله: &quot;بنظر خودم این محصول فلانه و بدرد فلان چیز میخوره&quot; بنویسیم! اینجوری ما فقط سطح کیفیتی مقالمون رو کاهش دادیم!اگه درحال نوشتن یک مقاله ای درمورد چیزای تخصصی هستیم (حالا تخصصی هم نه، مثلا چیزایی که فکر کنیم بعضی از کاربرا با خوندنش گیج میشن) بهتره که در ابتدای کار توضیحی درمورد موضوع اصلی بدیم. به طور مثال اگه درحال نوشتن مقاله ای درمورد واقایاع سیاه چاله هستیم، بهتره که در ابتدای کار کی توضیح کوتاهی درمورد سیاه چاله بنویسیم. البته لزومی هم نداره که توضیحات رو از خودمون بنویسیم. می تونیم توضیحاتی رو از وب سایت های بزرگ مثل ویکی پدیا، دریافت کنیم و قرار بدیم. البته من این راه رو پیشنهاد نمی کنم و بهتره که لینک اون صفحه توضیحات ویکی بدیا رو در داخل سایتمون قرار بدیم تا اگه کاربران تمایل داشتن، وارد لینک بشن و توضیحات رو بخونن.در آخر این مقاله می خوام به این نکته هم اشاره کنم که هیچ وقت نباید محتویاتی رو از وب سایت های دیگه توی محتوای خودمون کپی برداری کنیم. کپی برداری اشتباهی هست که ممکنه هر فرد جدیدی مرتکبش بشه! کپی برداری از محتویات دیگر وب سایت ها، نه تنها رتبه وب سایت مارو در موتور های جستجوگر کاهش میده، بلکه از کیفیت محتوا هم کم می کنه!خب دوستان مطلب بنده همینجا به پایان می رسه و خوشحال میشم که نظرات خودتون رو با من مطرح کنین :)موفق و موید باشید.</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jul 2019 12:46:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری محتوای تمیز و مناسب تولید کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ndryrqgdlhxt</link>
                <description>چند وقت پیش دیدم چند نفر داخل سالن انتظارات دارن باهمدیگه بحث می کنن، یکیشون میگفت : &quot;من اصلا نمیدونم محتوا از کجا و چجوری تولید کنم&quot;.این سوال رو هم خیلی از دوستانم ازم می پرسیدن. اما آیا واقعا راهی برای تولید یک محتوای کاملا جذاب و تمیز وجود داره؟ مسلماً خیر! هرچقدر هم که روی محتوا کار کنیم و کیفیتش رو ببریم بالا، هنوز می تونه جای کار داشته باشه!حالا اگه بخوایم با محتویاتی که در اینترنت تولید می کنیم، تو چشم بیایم و منحصر بفرد بشیم چی؟ راه ها و روش های بسیار زیادی برای انجام این کار وجود داره که ما می تونیم با استفاده از اونا، محتوایی تولید کنیم که حتی از محتوای رقبای بزرگ هم بهتر باشه! البته نیاز به زمان و تلاش زیادی هم داره!!!اولین شرطی که یه محتوای مناسب باید داشته باشه، رعایت علائم و اصول نگارشی هست. ما باید داخل محتوایی که تولید می کنیم، توجهمون رو به املا، نکات نگارشی و امثالش بیشتر کنیم. چون یه محتوایی که هم غلط املایی داشته باشه و هم اصول نگارشی به خوبی داخلش رعایت نشده باشه، می تونه چشم یک کاربر خواننده رو بزنه و اون کاربر شاید دیگه سراغ بقیه محتویات سایت شما نیاد!سعی کنیم زیاد داخل محتویاتی که تولید می کنیم، خودمونی نباشیم :) یعنی مثلا عامیانه حرف نزنیم جوری که کاربر حس کنه نویسنده مقاله رفیقش هست! باید همیشه سعی کنیم ادبی حرف بزنیم و منظورمون رو به طور واضح به کاربر برسونیم. اینجا باید بگم که نباید از کلمات خیلی سخت که بیشتر داخل شعرها پیدا میشه استفاده کرد. باید کلمات جوری باشند که هر کاربری بتونه بخوبی اونا رو درک کنه.در محتویاتمون، برای اینکه بتونیم منظور رو به طور کامل و واضح به کاربر برسونیم، بهتره که با یه مثال یا یه داستان شروع کنیم. اینجوری کاربر می تونه درک بهتری از اونچه که داره میخونه، پیدا کنه!همیشه باید محتوایی تولید کنیم که خودمون از اون صد در صد مطمئن باشیم! من خیلی از افرادی رو دیدم که محتویات سایتشون بر هیچ پایه‌ای نیست و زمانی که ازشون پرسیدم دقیقا منبع خبریتون کجاست، هیچ جوابی ندادن یا اونایی هم که جواب دادن، منبع خبری معتبری نداشتن! پس باید اعتماد کاربر خواننده رو در محتویات، به خودمون جلب کنیم. یعنی جوری نشه که کاربر مقاله رو بخونه، دو روز بعد بفهمه تمام چیزایی که خونده بود، صحت نداشتن! اینکار باعث میشه که کاربر دیگه سراغ محتویات شما نیاد.سعی کنیم بیش از حد فضای خالی رو با کلمات اضافه پر نکنیم! جملات طولانی باعث میشه که کاربر از اون چیزی که داره میخونه خسته بشه و شاید ممکنه که کلاً صفحه مقاله رو ببنده و بره! باید سعی کنیم تا جایی که می تونیم محتویاتمون رو در قالب جملات خلاصه شده و واضح بیان کنیم تا کاربر هم احساس خستگی نکنه.در محتویاتی که تولید می کنیم، باید توجه داشته باشیم که به هیچ کدوم از ادیان الهی، اشخاص مهم و گروه های خاص، توهینی نکنیم. رعایت ادب و حفظ حقوق افراد در محتویات، شرطی هست که می تونه نظر یه کاربر رو به نویسنده و بقیه محتویات جلب کنه.سعی کنیم آخر هر محتوای متنی که تولید می کنیم، یک محتوای ویدیویی یا یک پادکست از اونچه که نوشتیم هم تهیه کنیم تا اگه کاربر خواست بتونه راحت تر به مطالعه مقاله بپردازه.باید در محتویاتمون سعی کنیم از یه چیزی زیاد تعریف نکنیم! مثلا اگه درمورد یک محصولی درحال تولید محتوا هستیم، نباید خیلی زیاد بگیم &quot;آره این محصول فوق العاده عالی هست، اصلا بهترین محصول داخل بازار و جهانه&quot;. همچین جملاتی اونم به صورت تکراری و پشت سر هم می تونه شک و شوکه‌ای داخل کاربر ایجاد کنه. مثلا اگه کاربر همچین جملاتی رو بخونه، با خودش میگه که، این طرف خیلی داره از این محصول تعریف می کنه، حتما یه کاسیه‌ای زیر نیم کاسه هست!اگه درحال تولید محتوای نقدی و تحلیلی هستیم، سعی کنیم هم به نکات مثبت یک کالا اشاره کنیم و هم به نکات منفی. چون داخل یه نقد و بررسی مناسب و خوب، هم باید به نکات منفی و هم به نکات مثبت اشاره بشه.همیشه سعی کنیم آخر مقالاتمون، یه &quot;سخن آخر&quot; هم قرار بدیم تا نتیجه بندی موضوعی که راجبش نوشتیم رو به کاربر نشون بدیم. ممکنه خیلی از کاربران پس از خوندن یک مقاله، گیج بشن و سوالاتی براشون ایجاد بشه. با قرار دادن بخش کلام آخر یا سخن آخر در پایان هر مقاله، می تونه به سوالات و مشکلات کاربران کمک زیادی کنه!زمانی که شروع به نوشتن یه مقاله می کنیم، سعی کنیم منظور و کلام اصلیمون رو در اولین جمله محتوا ذکر نکنیم. چون اینجوری کاربر ممکنه از تمام ماجرا باخبر بشه و دیگه ادامه محتوا رو نخونه. همیشه باید در اولین جملات محتوا، از کلمات و جملاتی استفاده بشه که حس کنجکاوی در کاربر ایجاد کنه که کاربر تمایل به خوندن ادامه مقاله، پیدا کنه.اگر پس از نوشتن یک مقاله، فکر می کنید که کاربران با خوندنش، سوالات زیادی براشون بوجود میاد، می تونید آخر مقاله یا بین محتوای مقاله، سوالاتی که فکر می کنید برای کاربران بوجود میاد رو قرار بدید و جواب اون رو هم در ادامه‌ش بنویسید. اینجوری محتوا می تونه واضح تر و کامل تر برای کاربر بشه.برای اینکه بتونیم در کنار رقبا، بهترین باشیم، باید محتویاتی تولید کنیم که تهیه اونا کار سختی باشه. مثلا اگه محتوامون، یک محتوای ترجمه شده تخصصی باشه، خیلی بهتر مخاطب جذب می کنه تا یه محتوای غیرتخصصی که ترجمه شده. چون محتویات آسون، در بیشتر وب سایت ها قابل دسترس هستند اما این محتویات سخت و تخصصی هست که دسترسی بهشون سخته و کم پیدا میشه!خب دوستان عزیز امیدوارم که این مطلب مورد استفادتون قرار گرفته شده باشه :)خوشحال میشم نظراتتون رو با بنده در قسمت نظرات، مطرح کنید.موفق و موید باشید...</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jul 2019 18:56:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارت آپ و مشکلاتی که با اون داریم</title>
                <link>https://virgool.io/@carlos/start-up-and-the-problems-that-we-have-wbc4ayw1oexx</link>
                <description>سلام وقت همه شما دوستان عزیز بخیر.امروز دوست داشتم درمورد یک موضوعی که خودمم چند سال پیش درگیرش بودم صحبت کنم.همه ما مخصوصا جَوونا دوست دارن که یه استارت آپ راه اندازی کنن و سریع پولدار شن. این رویا، شامل من هم میشه :)میدونم خیلی از شماها سعی کردید که بیزنس خودتون رو توی اینترنت راه اندازی کنید اما با مشکلات خیلی زیادی رو به رو شدید. حتی مشکلاتی که گفتنش هم ممکنه خنده دار باشه!مثلا یکی از همین مشکلات خنده دار، می‌تونه اراده و پشت کار باشه! مثلا یه روز تصمیم میگیری استارت آپتو راه اندازی کنی و با کلی ذوق و شوق میری وسط. ولی وقتی یکی دو هفته می‌گذره سریع خسته میشی و ازش میکشی بیرون. و توی همین زمان ها هم با خودت میگی : &quot;این استارت آپی که من راه اندازی کردم هیچ آینده‌ای نداره و هیچ پولی هم توش نیست&quot;. که درواقع اول راه با خودت میگفتی : &quot;این استارت آپی که می خوام راه بندازم قطعا یکی از بهترینا میشه&quot;.خب بیایم یکم درمورد اراده و پشت کار حرف بزنیم. تقریبا بیشتر کسانی که وارد یه بیزنس و کسب و کار جدید(حالا چه اینترنتی می خواد باشه، چه سنتی) میشن، توقعات خیلی زیاد و بیش از اندازه‌ای دارن! مثلا دوست دارن همون اول راه موفق شن و کلی پول تو حسابشون بیاد!دقیقا همین موضوع هم برای من نقص میکنه. یادم میاد یازده سالم بود که اولین سایتمو با وردپرس راه اندازی کردم، و زمانی که سایتم راه افتاد با خودم کلی ذوق کردم و گفتم از این به بعد قراره کلی پول بیاد تو حسابم! که درواقع اون موقعها اصلا حسابشو نمی کردم که راه اندازی یه سایت نیاز به یه طرح و قالب حرفه ای داره، نیاز داره تا سئو تقویت شه و... ! همون زمانا خیلی رو سایتم کار می کردم و مطالب زیادی قرار می دادم ولی چون نتیجه ای نگرفتم یکم زده شدم از کار با اینترنت. برای همین یه مدتی دورش رو خط کشیدم و رفتم دنبال خوش گذرونیام. یکی دو سال بعدش دوباره شوق و ذوق کار با وردپرس و راه اندازی یه سایت جدید داخلم ایجاد شد ولی ایندفعه واقعا رفتم دنبالش و کار کردن با وردپرس رو تا حد خوبی بلد شدم.بعد یک سال که سیزده سالم شد، به سرم خورد که برم داخل یه سایت ایرانی مشغول به کار شم. و همون سال با یه اعتماد بنفس کاملی وارد عمل شدم و به مدیر سایت میهن دانلود که اون موقع رنکینگ 15 ایران رو داشت پیام دادم و گفتم می خوام باهاتون در زمینه تولید محتوا همکاری کنم. اوناهم قبول کردن و من استخدام شدم که درواقع هیچی از تولید یک محتوای تمیز و با سئوی مناسب نمیدونستم! اما خب کم کم رفتم داخل اینترنت و مباحث سئو رو یاد گرفتم و حدوداً یکی دو سال بعد، شروع کردم به تولید محتوای حرفه‌ای!جدا از داستان من، می خواستم بگم که راه اندازی یه استارت آپ و رسیدن به موفقیت میتونه خیلی طولانی باشه! حتی بیشتر از اون چیزی که ما فکرشو می کنیم! شاید یه سال، دو سال یا حتی پنج سال تا موفقیت طول بکشه اما نباید دست از کار بکشیم. البته پشت کار داشتن هم تو اینجا خیلی موثر هست. مثلا اگه شما فقط منتظر این بمونی که موفق بشی و پشت کار زیادی توی کارت نداشته باشی، مطمئن باش به اون چیزی که می خوای نمیرسی!حالا مسئله دومی که پیش میاد اینه که دقیقا پول توی کدوم بیزنس و استارت آپی هست؟! این سوالیه که همه ما موقع راه اندازی یه بیزنس از خودمون می پرسیم. جواب این سوال هم خیلی سادس! پول توی همه بیزنس ها وجود داره! فقط باید خودمون رو بسنجیم و ببینیم دقیقا تو چه کاری مهارت داریم!الان اکثر افراد معروف و پولداری که توی اینترنت میشناسم، از هیچی کارشون رو شروع کردن! مثلا یوتیوبر معروف &quot;پیودی پای&quot; که داخل یوتیوب حدودا 97 میلیون سابسکرایبر داره و واقعا هم به ازای هر ویدیوش کلی پول به جیب میزنه! این فرد چند سال پیش با ویدیو های گیم و تحلیل های خودش داخل یوتیوب فعالیت کرد و تونست چشم بسیاری از کاربران رو به خودش جلب کنه.حالا اینجاست که باید مهارت های خودمون رو توی استارت آپ بکار ببریم. مثلا اگه توی آشپزی مهارت داریم، محتوای آموزشی در رابطه با آشپزی تولید کنیم (فرقی نداره محتوا رو کجا قرار بدیم، می تونیم یه وبلاگ شخصی درست کنیم و داخل اون قرار بدیم یا داخل یه سرویس اشتراک ویدیو مثل یوتیوب یا آپارات).تو کلام آخر می خوام بگم که پول توی هر کسب و کاری هست فقط باید صبر و حوصله + پشت کار داشت :)دوستان امیدوارم که مورد استفاده‌تون قرار گرفته باشه این مقاله. در آینده، مقاله های بیشتری در رابطه با یه استارت آپ موفق خواهم گذاشت... D:              &quot;موفق و موید باشین&quot;</description>
                <category>کارلوس</category>
                <author>کارلوس</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jul 2019 17:28:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>