<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@cdstt</link>
        <description>CDSTT.IR</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:08:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2942109/avatar/SM2WIN.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</title>
            <link>https://virgool.io/@cdstt</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بی دفاع گذاشتن سیاست فرهنگی در مقابل منطق بازار یعنی تناقض!</title>
                <link>https://virgool.io/@cdstt/%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-lirnl9wsrzjn</link>
                <description>نشست بیستم از سلسله‌نشست‌های اندیشه‌ورزی «راه‌نشان» به‌همت اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه و اندیشکده حکم‌روایی فرهنگی (حرف) با موضوع «سیاست‌های فرهنگی دولت چهاردهم» روز دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳ در خانه اندیشه ورزان برگزار شد. در این میزبان کیومرث اشتریان؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه، میثم مهدیار؛ معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، سیدمجید امامی؛ دبیر سابق شورای فرهنگ عمومی کشور و سرکار خانم تینا امین؛ متخصص رتوریک سیاسی و تحلیل گفتمان انتقادی بودیم.در سیاست‌گذاری فرهنگی نیازمند فهم بالاتری از فرهنگ هستیمدر ابتدای این نشست، کمیل قیدرلو عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با اشاره به تعاریف گوناگون فرهنگ گفت: مواجه با سیاست فرهنگی نیازمند فهم مداخله حاکمیت در امر فرهنگ است. یک وجه و تعریف از فرهنگ به امور فرهنگی مانند هنر ها، سینما، تئاتر و موسیقی برمی‌گردد و در لایه‌ای دیگر اقتصاد فرهنگ بروز پیدا می‌کند. وزرات فرهنگ و ارشاد باید خودش را مسئول سیاست‌گذاری فرهنگ به مثابه هنرها بداند.قیدرلو گفت: یک تعریف دیگر از فرهنگ، فرهنگ به مثابه آموزش و تربیت است. از این رو سیاست فرهنگی باید به مسائل تربیت جوانان مربوط باشد. مسئله هویت نیز در حوزه تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان قرار دارد و با این تعریف از فرهنگ می‌تواند از موضوع سیاست فرهنگی باشد. تعریف دیگری از فرهنگ، فرهنگ عمومی است. منظور از این فرهنگ عمومی، آن نظام معنایی است که همه افراد خودشان را با آن تعریف و درک می‌کنند. فرهنگ عمومی نظام فهم و تجربه زیسته در حوزه عمومی است. این حوزه از فرهنگ عمومی شامل ابعاد متفاوتی از اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع است.وی افزود: در سیاست‌گذاری فرهنگی نیازمند فهم بالاتری از فرهنگ هستیم. در دولتمردان، فهم فرهنگ نباید به یک امر پسینی و پیوستی تقلیل یابد. وقتی در مورد سیاست‌گذاری فرهنگی صحبت می‌کنیم، سیاست‌گذار با سیاست‌گذاری در جامعه دخالت می‌کند. پس در اینجا تعریف جامعه مهم است‌. جامعه نظام معنایی متفاوتی دارد. جامعه ایران در طول زمان جامعه به دو گروه و دو قله تبدیل شده است. بین دو بخش از جامعه، دو دسته ارزش و هنجار و با دو نظام معنا، نظام تربیت شکل می‌گیرد. این جامعه به نوعی جامعۀ دو قله‌ای است. سیاست‌گذاری در امر اجتماعی و فرهنگی مداخله می‌کند. این دو قله‌ای بودن باعث می‌شود مداخله در امر فرهنگی دچار چالش شود و سیاست‌گذار باید به این امر توجه کند.‌ماهیت سیاستگذاری عمومی، امتیاز دادن و یا امتیاز گرفتن از عده‌ای استدر ادامه کیومرث اشتریان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به تعریف فرهنگ گفت: معنای فرهنگ، فاصله گرفتن از غریزه بدوی آدمیزاد است. این فاصله گرفتن از رفتار بدوی و ابراز خویشتن و خودنمایی نام دارد. این ابراز خویشتن بروز بیرونی و درونی فرهنگ است. ریشه سیاست فرهنگی در درجه اول مربوط به سازماندهی خلاقیت است. از زاویه دیگر سیاست فرهنگی مربوط به مسئله تربیت است. دست‌کاری در فرهنگ می‌تواند خلاقیت‌ها را کور کند یا به آن‌ها میدان بدهد. این مسئله مقدمه ورود به سیاست مداخله فرهنگی دولت است. هرجایی نیز سیاست‌ناگذاری فرهنگی نیز رخ بدهد به نوعی مداخله صورت گرفته است.او افزود: هرگونه سیاست‌گذاری در دولت باعث تبعیض یا ارتقا گروهی می‌شود. ماهیت سیاست‌گذاری عمومی، امتیاز دادن و یا امتیاز گرفتن از عده‌ای است. سیاست فرهنگی می‌تواند اساساً در راستای سیاست آزادی (تقویت خلاقیت) و سیاست تربیت باشد. توازن برقرار کردن میان این دو سیاست کار سختی است‌. بدین معنی که فرد هم آزاد باشد و هم تربیت شود.او افزود: معنویت، عالی‌ترین وجه فرهنگ است. انسان در پی کشف معنا و معنویت است. اما در سیاست‌گذاری فرهنگی کشف معنا و معنویت می‌تواند ما را دچار چالش کند. یکی از بزرگان می‌گوید اندیشه‌های عرفانی وقتی در سطح عوام می‌آید تبدیل به خرافات می‌شود. در اجرای سیاست‌گذاری نیز معنویت وقتی به سطح پایین می‌آید و اجرا می‌شود دچار دگرگونی و تحول می‌شود. سیاست‌گذاری به معنی این نیست که حتماً باید کاری کنیم. سیاست‌گذاری فرهنگی به نوعی کشف انسان است. اینکه انسان چگونه انسان شد. درسیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی، خلاقیت و انسان به رسمیت شناخته نشده است. همین دلیل باعث شده است مداخله اغلب نهادها و سیاست‌ها نتیجه عکس بدهد. این مداخله به حاشیه کشاندن عرف است. در این نوع سیاست فرهنگی جوانان و زنان نادیده گرفته شوند.قانون اساسی امکان ایستادن در فراز سیاست زندگی و سیاست ایدئولوژیک را داردسیدمجید امامی دبیر سابق شورای فرهنگ عمومی و رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا با اشاره به گونه‌شناسی سیاست فرهنگی گفت: سیاست فرهنگی نباید به سیاست حمایتی تقلیل داده شود. گونه‌شناسی سیاست فرهنگی نیز باید در راستای آن تکمیل و تقویت شود. ما باید بین سیاست فرهنگی و تربیت فرهنگی تفکیکی قائل باشیم. تربیت فرهنگی، راهبر و متولی دیگری دارد ولی مسئول سیاست فرهنگی دولت است. البته این به معنای عدم مداخله دولت در مسئله تربیت نیست.او گفت: ما در سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی با دو موضوع مواجه هستیم. در مقام زیست‌سیاست در جهان فعلی، مفهوم دولت به یک نیروی مسلط و چپاول‌گر محدود نمی‌شود بلکه دولت‌های جدید تامین کننده زندگی مردم‌اند و این زنده ماندن مردم است که به دولت معنا می‌دهد.وی افزود: از سوی دیگر در سیاست فرهنگی با ایدئولوژی مواجه هستیم که هم به معنای مثبت آن و هم به معنای منفی آن رادر نظر می‌گیرم. نظم ارزشی پیشینی در نظام اجتماعی ایران وجود دارد که باعث می‌شود سیاست فرهنگی در جمهوری اسلامی خاص بشود چرا که باید در مواجه با زیست‌سیاست از ارزش‌ها سخن بگوید و در عین تاکید بر ارزش‌ها از زندگی سخن بگوید. سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه می‌شود در عین ثابت بودن به استقبال تغییرات رفت؟ من معتقدم در جمهوری اسلامی قانون اساسی با همه نقص‌ها و کاستی هایش امکان ایستادن در فراز سیاست زندگی و سیاست ایدئولوژیک را دارد. سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی، سیاست فرهنگی معطوف به ارزش است. این سیاست فرهنگی نه زیست‌سیاست مطلق است و نه سیاست ایدئولوژیک به معنای منفی آن.بی‌دفاع گذاشتن جامعه در مقابل منطق بازار در سیاست فرهنگی تناقض ایجاد می‌کندمیثم مهدیار، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به نسبت دولت و فرهنگ گفت: در یک تعریف بسیط، سیاست‌گذاری فرهنگی، بالفعل کردن منابع فرهنگی در جهت ماموریت‌هایی است که یک نظام سیاسی دارد. دو گرایش عمده در نسبت دولت و فرهنگ وجود دارد. نگاه اول معتقد است بین دولت و فرهنگ منطق جداگانه‌ای تعریف نمی‌شود و جامعه و فرهنگ ذیل دولت تعریف می‌شوند. در این نگاه، بین دولت و جامعه نوعی این‌همانی وجود دارد و سیاست دولت همان سیاست فرهنگی است. هر نظمی در آپاراتوس دولتی، به نفع جامعه و فرهنگ نیز هست. 📷 او گفت: در نقطه مقابل، نگاه دیگری وجود دارد که می‌گوید بین دولت و جامعه و فرهنگ منطق متفاوتی در جریان است. دولت به مثابه تجلی عقلانیت بوروکراتیک با منطق فرهنگ و جامعه که منطق اجتماعی، مراقبتی و ارتباطی است در تضاد است. در این نوع سیاست گذاری هر گونه سیاست گذاری فرهنگی باعث ایجاد تضاد و چالش می‌شود. جامعه به‌مثابه هستی مستقل به صورت ارگانیک تغییر می‌کند و مداخله در این تغییر ارگانیک باعث چالش می‌شود. منطق بازار آزاد که در حوزه اقتصاد قائل به دست پنهان تنظیم‌گر است که این منطق در جامعه نیز می‌تواند دارای دچار نظمی خودانگیخته باشد. در این ادبیات عرف جامعه، نقطه تعادل است و دولت تنها می‌بایست از این عرف مراقبت کند.وی افزود: علوم انسانی، علوم تاریخی‌اند ما تا اکنون چیزی به عنوان سیاست‌گذاری فرهنگی به مثابه شناخت ابعاد مختلف فرهنگ نداشته‌ایم. ما تنها با یکسری از احکام و گزاره‌های فرهنگی مواجه هستیم که در هر دولت این تناقض‌های گزاره‌ها مشخص می‌شود. در دولت‌ها، چیزی به عنوان گفتمان فرهنگی وجود نداشته است. در حوزه پوشش همان نهادی که گشت ارشاد را جلوی مال‌ها می‌برد، خودش در تهران در مکانی دیگر مال می‌سازد.مهدیار اضافه کرد: بنابراین یک گفتمان نظام بخش در سیاست فرهنگی نداشته‌ایم و درک فرهنگ و لایه‌های مختلف و عوامل شکل‌دهنده و تغییر جهت دهنده آن نداریم. بی‌دفاع گذاشتن جامعه در مقابل منطق بازار تناقض ایجاد می‌کند. سیاست‌فرهنگی لیبرال به اسم سیاست انتخاب و سیاست آزادی‌بخش، یک شکافی در حوزه اقتصادی ایجاد می‌کند که تبعات آن در تولید صنعت فرهنگ باعث تحمیل یک سبک زندگی و فرهنگ یک طبقه خاص به دیگر اقشار جامعه است. این تناقض سیاست فرهنگی لیبرال است که به اسم انتخاب چیزی را تحمیل می‌کند و سوژه لیبرال فکر می‌کند که انتخاب می‌کند اما این فرآیند و صحنه برای او طراحی شده است.منبع خبر: خبرگزاری ایبناگزارش تصویری 📷📷📷📷📷📷 </description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jul 2024 21:58:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صداوسیما با ارائه اخبار توسعه و سازنده در گفتمان‌سازی سیاست‌های تحولی نقش محوری دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@cdstt/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-mdgtoqokuccq</link>
                <description>سیاست خبر و خبرگزاری صداوسیما در پیش‌برد سیاست‌های تحولی کشورخبر و خبررسانی از جمله ابزارهای مهم در راستای تببین سیاست‌های تحولی و توسعه‌ای نزد افکار عمومی جامعه به‌شمار می‌آید. در همین راستا در اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه با دکتر هادی البرزی، مدیرکل اخبار داخلی خبرگزاری صداوسیما و مدرس ارتباطات و رسانه در دانشگاه در خصوص نقش خبر در سیاست‌های تحولی کشور به گفت‌وگو پرداختیم.خبر چه نقشی در پیشبرد سیاست‌های تحولی کشور دارد؟خبر و اطلاع‌رسانی در موضوعات مختلف پیشران است و می‌تواند موتور محرکه در عملیاتی‌شدن سیاست‌ها هم در جهت اطلاع‌رسانی، هم در حوزه گفتمان‌سازی و هم در حوزه مطالبه‌گری باشد. رسانه با افکار عمومی سروکار دارد و می‌تواند موضوعات را منتقل کند تا بسیج اجتماعی ایجاد کند. بنابراین نقش خبر در سیاست‌های تحولی نقش محرک، پیش‌‎ران و متصل‌کننده سیاست‌گذار به افکار عمومی است و می‌تواند نقش خیلی مهمی در این حوزه ایفا کند.در دوره تحولی خبر رویکرد کلی به سیاست‌ها چه تغییراتی داشت؟ما الآن براساس اسناد بالادستی عمل می‌کنیم و جریان‌سازی در رسانه ملی بر همین اساس انجام می‌شود. اسناد بالادستی که ممکن است انجام نشده باشد و معطل مانده باشد. همانطور که واقف هستیم اسناد بالادستی و قوانین یک نگاه کارشناسی داشته‌اند که قبلاً انجام شده و به تصویب مراجع قانون‌گذاری رسیده است. پس ما در دوره جدید به دنبال پیگیری اسناد بالادستی هستیم و بر اساس نظرات یک شخص عمل نمی‌کنیم چون می‌دانیم اگر اسناد بالادستی عملیاتی شوند مشکلات زیادی حل شده و اثرات آن در زندگی مردم دیده خواهدشد. یک مثال آن تسهیل صدور مجوزهاست. مثال دیگر آن اتصال دولت الکترونیک است که می‌بایست همه دستگاه‌ها به پنجره واحد دولت متصل بشوند. یک نمونه فرهنگی آن هم منع استفاده از کلمات بیگانه است. در حوزه انرژی نیز رایگان شدن قیمت برق، آب و گاز برای اقشار آسیب‌پذیر است. در حوزه روستایی پیگیری وام خانه‌های روستایی مثال پیگیری اسناد بالا دستی است. به طور کلی هر گروهی که در خبرگزاری صداوسیما داریم متولی پیگیری اسناد بالادستی است و در گروه خودش قوانینی احصا کرده که به دنبال پیگیری عملیاتی شدن این قوانین باشد. حاصل عملیاتی شدن این قوانین در زندگی مردم نمود دارد. اگر از رویکرد کارکردگرایی هم به رسانه نگاه کنیم، رسانه رکن چهارم است و این رسانه است که سایر قوا را به حرکت در می‌آورد و وظیفه پیگیری قوانین و انجام آن را بر عهده دارد.دکتر هادی البرزی؛ مدیرکل اخبار داخلی صدا و سیماآیا صداوسیما را به‌عنوان رسانه در خدمت توسعه می‌توان قلمداد کرد؟ چرا و چگونه؟چگونگی و تاریخ شکل‌گیری اخبار توسعه به‌لحاظ تاریخی از سبک‌ها و پاردایم‌های قدیمی اخبار است که تاریخچه آن به دهه 50 و 60 میلادی بازمی‌گردد. در راستای توسعه بعد از جنگ جهانی نسخه توسعه غربی به کشورهای دیگر صادر شد، که چیزی جز وابستگی نبود. اما رسانه ملی برای پیگیری اینکه موضوعات مختلف به پیشرفت برسد باید در مطالبه‌گری، اطلاع‌رسانی و گفتمان‌سازی وظیفه خود را انجام دهد. ضمن اینکه مفهوم پیشرفت در کشور ما درون زا بوده و با توسعه غربی که وابستگی به‌دنبال می‌آورد متفاوت است.امروزه علاوه بر سه کارکرد سنتی و معمول رسانه یعنی آموزش، سرگرمی و اطلاع‌رسانی کارکردهای جدیدی ایجاد شده است. از بسیج اجتماعی گرفته تا مطالبه‌گری، امیدآفرینی و گفتمان‌سازی که تمامی این‌ها در راستای اهداف کلان و توسعه‌ای کشورقرار دارد. بنابراین رسانه با توسعه و پیشرفت ارتباط مستقیم دارد.سه مولفه اصلی خبر توسعه که فرایندمحور، نتیجه‌محور و انتقادی است چقدر در خبرگزاری صداوسیما پیاده می‌شود؟ما در خبر به دنبال انجام همین سه مولفه هستیم. وقتی ما یک کارخانه را از زمان افتتاح و راه‌اندازی تا به نتیجه رسیدن پیگیری می‌کنیم، هم فرایند، هم مطالبات و خواست کارگران و مردم را منعکس می‌کنیم و هم نتیجه‌ای که برای مردم دارد را بازگو می‌کنیم. ما امروز فراتر از اخبار توسعه عمل می‌کنیم؛ جدیداً نوعی از خبر در دنیا مطرح شده به اسم خبر سازنده و راه‌حل گرا. Constructive news یا خبر سازنده از سال 2010 به بعد در دنیا رایج شده است. در این نگاه، خبر صرفاً وظیفه‌اش در بازگویی مشکلات و بازتاب آن‌ها نیست؛ بلکه باید در فرایند به نتیجه رساندن آن‌ها مشارکت کند و حتی راه حل نیز ارائه کند. ما فراتر از مطالبه به‌عنوان رسانه باید راه حل‌ها را بگوییم. گفتن این راه حل‌ها از زبان کارشناسان است و وظیفه ما ایجاد بستری است که کارشناسان در رسانه ملی حاضر شوند و راه حل موضوعات و مسائل را بگویند. یکی از مثال‌هایی که دقیقاً ذیل تعریف خبر پیشرفت‌محور قرار می‌گیرد برنامه کارگاه ایران است. ذیل این برنامه در شبکه خبر، یک و دو پروژه‌های ملی که در سراسر کشور وجود دارد را به‌طور زنده پخش می‌کنیم تا مردم مطلع شوند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این پروژه می‌تواند بیمارستان، کارخانه، محور مواصلاتی و هر موضوعی باشد که می‌توان آن را توسعه نامید. همین فرایندمحوری که در خبر توسعه وجود دارد در اینجا اجرا می‌شود. ما کلنگ‌زنی و فرایند ساخت را تا حصول نتیجه و بیان کاربردها برای مردم نشان می‌دهیم.علاوه بر مواردی که مطرح شد، نقش صداوسیما در دولت سیزدهم چیست؟از آنجایی که سیاست‌های دولت سیزدهم هم اتمام کارهای نیمه‌تمام است، رسانه هم همین فرایند را اجرا می‌کند. گاهی اوقات بوده پروژه‌ای که چندسال است متوقف شده باشد و ما با مطالبه‌ای که می‌کنیم باعث فعال شدن و ادامه کار می‌شویم. ما در اینجا با دولت در کنار هم قرار داریم، یک جای دیگر ما از دولت مطالبه‌گری می‌کنیم و علت عدم انجام کارها را جویا می‌شویم. یک جای دیگر نظرات و خواسته‌های مردم را انعکاس می‌دهیم و ما این سه‌گانه را باهم جلو می‌بریم.همچنین در سفرهای استانی گزارش‌های متعددی از خود دیدار، حاشیه‌ها و اقداماتی که اتفاق می‌افتد تهیه می‌کنیم و سفر را پوشش می‌دهیم. حتی بعضاً به‌طور زنده فعالیت‌ها در سفر را منعکس می‌کنیم. یعنی ما از نگاه کارکردی سه نقش اصلی را ایفا می‌کنیم تا کارها به ثمر برسند.در خصوص توجه به مقولات فرهنگی-اجتماعی در دوره تحولی چه اقداماتی صورت گرفته است؟در دوره تحولی 5 گروه مرسوم در رسانه‌ها (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و فرهنگی) به 45 گروه تقسیم شد. برای مثال گروه اقتصادی ما تبدیل شد به گروه کشاورزی، اقتصاد کلان، بانک و بیمه، صنعت، معدن، تجارت، مسکن، انرژی، برق و آب، بورس و… . ما در دوره جدید نقطه‌ای به مسائل نگاه می‌کنیم و این طور نیست که هر وقت سوژه‌ای پیش آمد و یا دلمان خواست به سراغ موضوعات برویم. بلکه با تشکیل کارگروه تخصصی پیشرفت را در هرکدام از آن‌ها جداگانه بررسی کردیم و مطالبه کردیم. در حوزه فرهنگی نیز ما 10گروه فرهنگی داریم و گروه‌های قرآن و معارف، میراث فرهنگی، ایثار، سینما، رسانه و … از هم جدا شدند تا با تخصصی و نقطه‌ای دیدن موضوعات دیگر نگاه معمولی و  مرسوم را ادامه ندهیم. داخل هر گروه یک‌سری میزهایی هست که تخصصی کار می‌کنند مثلاً مبحث قانون جوانی جمعیت میز ویژه داریم که زیر مجموعه گروه فرهنگی است. همین تخصصی نگاه کردن باعث تربیت نیروی انسانی متخصص در این حوزه شده و خبرنگار موضوع را پیگیری می‌کند، چراکه کارش این است و باید از این پروسه کاملاً مطلع باشد.رهبر انقلاب در سخنرانی اخیر خود به مسئله امید در رسانه ملی اشاره کرده‌اند، خبرگزاری صداوسیما چه تلاشی در این راستا انجام داده است؟رهبری یک صحبتی دارد که خبرباید مثمر ثمر، امیدآفرین و مفید باشد. یعنی نگاه ویژه‌ای به اطلاع‌رسانی و اخبار دارند. برای اینکه مردم مطلع شوند که کارگزاران نظام دارند چه کار می‌کنند و چه وقایعی اتفاق می‌افتد. در ادبیات نظری اخبار غربی خبر بد را خبر خوب می‌داند و تأکیدش بر این است که ما همیشه باید به دنبال خبر بد باشیم. در صورتی که خبر امیدبخش می‌تواند محرک جامعه باشد. در کشوری که این تعداد رسانه‌های معاند دنبال برجستگی کاستی‌های آن هستند و با تکنیک دروغ به‌دنبال ایجاد ناامیدی و یأس هستند، امید چگونه حاصل می‌شود؟ وقتی مردم پیگیری‌های رسانه و نتایجی را که به ثمر نشسته است مشاهده کنند. وقتی ما اقدامات دستگاه‌ها را نمایش بدهیم و آینده روشنی به نسل جوان نشان دهیم باعث ایجاد امید می‌شود. ما در کتابی به نام خبر امیدآفرین، در سال 1395 موضوع امید و رابطه آن را به‌عنوان ارزش خبری در این کتاب بررسی کردیم و با مصاحبه عمیق با کارشناسان مختلف، ادبیات نظری در این حوزه تولید کردیم.ما نتایج پیگیری سندمحورمان به امید منجر می‌شود. به‌عنوان نمونه وقتی مردم راحت مجوز کسب و کار بگیرند، ما این نتیجه خوب را نقطه امید می‌دانیم. دو نوع امید در خبرگزاری مدنظر است؛ امید زودبازده و امید بلندمدت. امید زودبازده با بازتاب دستاوردها، نتایج و آثار اقدامات دولت انجام می‌شود و امید بلندمدت نیاز به گفتمان‌سازی و تلاش طولانی مدت دارد.چه تلاشی برای جریان‌سازی خبری در فضای مجازی در دوره تحولی انجام شده است؟در دوره جدید باشگاه خبرنگاران با نیروهای جوان‌تری که دارد بر روی فضای مجازی تمرکز کرده است. بحث‌های شبکه‌های اجتماعی که توسط باشگاه دنبال می‌شود بال فضای مجازی خبرگزاری صداوسیماست. پیگیری و انتشار موضوعات در فضای مجازی به عهده خبرنگاران باشگاه است و این امر با مختصات فضای مجازی صورت می‌گیرد.از شهروندخبرنگاری و موجو (روزنامه‌نگاری موبایلی) در دوره تحولی چه استفاده‌هایی شده است؟یکی از موضوعاتی که خبرگزاری صداوسیما ورود کرده بحث موجو (روزنامه‌نگاری موبایلی) است. ما اولین تجاربمان را در اربعین داشتیم. در اربعین دیگر تیم تصویری و خبری نمی‌فرستیم و خبرنگار با موبایل گزارش گرفته و ما همان را پخش می‌کنیم. برخی از رویدادها که امکان روزنامه‌نگاری موبایلی دارد را ترجیح می‌دهیم. مثلاً در سفر حج آزمایش شد و چند دوره است که در اربعین اجرایی شده است. در این موارد هم به لحظه گزارش تهیه می‌شود، هم صرفه‌جویی مالی و زمانی در پی دارد. نکته دیگر اینکه در بحران‌ها موجو بسیار کاربرد دارد. موجو در دستور کار خبرگزاری صداوسیما قرار گرفته و کلاس‌های آموزشی آن برگزار شده است. ما اولین ثمرات آن را در اربعین دیدیم و امیدواریم این نوع روزنامه‌نگاری در کشور پا بگیرد.به‌عنوان جمع‌بندی شما چه الزامات و نیازهایی برای همسویی کلان‌روندهای خبرگزاری و دولت نیاز است؟یکی از الزاماتی که ما داریم همکاری متنوع دستگاه‌ها با ماست. دستگاه‌ها از ما برای مطالبه‌گری و گفتمان‌سازی درخواست کمک دارند و با برگزاری جلسات کارشناسی بین دستگاه‌ها و خبرگزاری می‌توان پیوست رسانه‌ای طرح‌ها را نیز مهیا ساخت. ما از صفر تا صد موضوع را بررسی کرده و چگونگی و کم‌وکیف عملکرد را مشخص می‌کنیم. امکان جلسات کارشناسی در دوره تحولی برای اولین بار است که در خبرگزاری صداوسیما انجام می‌شود. الزام اصلی برای همسویی بیشتر در سیاست‌ها، همکاری بیشتر دستگاه‌های مختلف با رسانه ملی است. برگزاری جلسات کارشناسی با گروه‌های مختلف و همسویی روند هر دستگاه با سیاست گروه‌های مختلف خبرگزاری مهم‌ترین کاری است که می‌توان در جهت پیشرفت و امیدافرینی انجام داد.با ما همراه باشید: اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Sat, 09 Dec 2023 15:03:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلسطین و آینده ایران؛ آیا جامعه ایرانی نسبت به مسئله فلسطین بی‌تفاوت و بی‌کنش شده است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/FreeFreePalestine/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dbwke0k4epck</link>
                <description>اولین جلسه از سلسله‌نشست‌های فلسطین و آینده ایران در تاریخ 8 آذرماه 1402 به همت انديشكده حكمروايي فرهنگي (حرف) و انديشكده مطالعات فرهنگ و توسعه در خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد. در این نشست که با موضوع جایگاه فلسطین در فرهنگ جامعه معاصر ایران برگزار شد، سبحان یحیائی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، کمیل قیدرلو مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه، محمد اصغری مدیر مرکز رصد فرهنگی کشور و محمدجواد مهرپور فعال فلسطین در حوزه کودک و نوجوان حضور داشتند. در این جلسه مهمانان ابتدا به بیان مسئله و واکاوی موضوع پرداختند و بخش پایانی نشست به پرسش‌وپاسخ و جمع‌بندی پرداخته شد.نشست فلسطین و آینده ایراندر ابتدا اکبرزاده دبیر نشست به ارائه مقدمه‌ای درباره موضوع پرداخت: یکی از علت‌هایی که امروز مردم نسبت به فلسطین احساس قرابت، همدردی و حساسیت کمتری دارند این است که آگاهی جامعه ایرانی از فلسطین همیشه با واسطه صورت گرفته است و مستقیم موضوع را لمس نکرده‌اند. قبل از انقلاب تجربه مردم از فلسطین مربوط می‌شد به سخنان واعظان و سخنرانان. به همین خاطر است که ما مانند بعضی از کشورها مانند الجزایر حافظه مشترک تاریخی با فلسطین نداریم و مسئله فلسطین بر خلاف الجزایر که درون حتی قصه‌ها و لالایی مادران هم نفوذ کرده است با جامعه ایرانی ارتباط مستقیم برقرار نکرده است. امتداد همین موقعیت بعد از انقلاب نیز تکرار شد و مسئله فلسطین تبدیل به یک نماد حاکمیتی شد که معنای خود را نزد عموم مردم از دست داد یا اگر مسئله فلسطین در جامعه مطرح می‌شد به صورت موسمی بوده و در ایام و مناسبات خاصی بدان پرداخته شده است. اما طوفان‌الاقصی نقطه تغییری بود که فلسطین تبدیل به مسئله واقعی در میان مردم شد و مردم این بار از طریق رسانه‌های جمعی مستقیم با مسئله فلسطین مواجه شدند.در ادامه کمیل قیدرلو به تشریح مسئله فلسطین از بعد فرهنگی پرداخت: ما باید اول این سوال را بپرسیم که نسبت واکنش متناسب مردم ما با مسئله فلسطین چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ به جز سال 1981 که مسئله فلسطین توانست با مردم ارتباط عاطفی برقرار کند و اسرائیل را به‌عنوان طاغوت جهانی معرفی کند و توانست امتداد فرهنگی داشته باشد، همیشه امر سیاسی بر امر فرهنگی غلبه کرده و نسبت مسئله فلسطین با جامعه ما را بهم زده است. ما الان جزء معدود کشورهایی هستیم که در آن بخشی از جامعه از اسرائیل حمایت می‌کنند. بر اساس تحلیل محتوای رسانه‌های فضای مجازی در سطح بین‌الملل، 95 درصد از محتوای این فضا به نفع فلسطین است. این درصورتی است که در کشور ما حمایت از اسرائیل بیش از 5 درصد است. ما حتی اگر با معیار جهانی‌بودگی نیز مسئله فلسطین را مبنای تحلیل قرار دهیم، می‌بایست اکثریت مطلق در حمایت از فلسطین باشد در حالی که در جامعه ما اینطور نیست و تعلقی به آرمان‌هایی که از سمت حاکمیت ارائه می‌شود وجود ندارد.قیدرلو افزود: این همراهی نکردن بدنه اجتماعی ناشی از دو دلیل است: 1- تغییرات جامعه ایرانی در قبال جهانی‌شدن 2- ایجاد شکاف فرهنگی بین حاکمیت و اجتماع و شکل‌گیری تقابل با حاکمیت. امروزه جامعه ما دوفرهنگی شده است و نزدیک به 30 تا 40 درصد از جامعه هم‌راستا با ارزش‌ها و رویکرد رسمی حاکمیت نیستند. در همین خصوص وجوه نمادین را به حاکمیت پیوند زده و سعی در تقابل با آن دارند و مسئله فلسطین نیز از همین جنس است و از بُعد صرفاً فرهنگی فراتر رفته و تبدیل به یک موضوع تقابلی با حاکمیت شده است.قیدرلو در خصوص ابعاد سیاسی بیان داشت: توجیه حاکمیت در مسئله فلسطین اغتشاش مفهومی دارد. حاکمیت ادله‌های خود را یکپارچه نکرده تا بتواند موضع روشن خود را اعلام کند. به‌سبب همین ادله سیاسی، جامعه ما نمی‌تواند به صورت یکپارچه برای این کار استدلال کند و بیشتر فضا به سمت احساسات رفته و حاکمیت سعی در تهییج و برانگیختگی احساس مردم داشته است. همچنین به علت تکرار، مسئله فلسطین دست‌خورده شده و تاحدی برانگیزانندگی خود را از دست داده است. جامعه ما دیگر درک مشترکی با فلسطین حس نمی‌کند، چراکه اخبار و تغییرات همیشه به مردم داده شده و همین تکرار جامعه را نسبت به این مسئله بی‌حس کرده است.نکته آخر اینکه مسئله امروز فلسطین اولین موردی است که موضع بخشی از جامعه ما که اتفاقاً حاکمیت از آن‌ها حمایت می‌کند همسو با جامعه جهانی است و این دلبستگی که در بخشی از جامعه ما برای جهانی‌بودگی و همسویی با جامعه جهانی وجود دارد می‌تواند فرصت جدیدی برای سیاست‌گذاری فرهنگی در کشور ما به وجود آورد.نشست اول فلسطین و آینده ایرانسبحان یحیایی به واکاوی هستی‌شناسانه و مسئله‌شناسی موضوع فلسطین پرداخت و گفت: مهمترین نکته این است که بفهمیم مسئله فلسطین در جامعه ما چگونه درک می‌شود. آیا مسئله فلسطین برای ما یک مسئله انسانی است و ما نگرانیم که ظلمی در دنیا اتفاق می‌افتد. اگر اینطور است آیا اگر روسیه مهدکودکی در اوکراین بزند باز هم صدای تظلم‌خواهی ما بلند خواهدشد؟ صورت‌بندی مواجهه ما از فلسطین با کدام کلان‌روایت انجام می‌شود؟ اگر مسئله اسلامی است و برای پاره تن اسلام است، پس چرا برای یک میلیون مسلمانی که در سین‌کیانگ توسط چین به زندان می‌روند و مورد شکنجه قرار می‌گیرند دردمان نمی‌آید؟ چون دولت برادر چین است؟ ظلمی که در فلسطین هست کاملاً مشهود است اما چه اتفاقی برای جامعه ایرانی افتاده که بخش قابل توجهی از آن‌ها در توئیتر، این ظلم را نادیده گرفته و از اسرائیل حمایت می‌کند؟ چرا چون کلان‌روایت ما یک‌دست نیست و مخدوش است و مصلحت آن را از یکپارچگی درآورده است. در سطح هستی‌شناسی، مسئله فلسطین متمایز نیست.حال چرا اسرائیل برای ما مسئله است؟ آیا دولت نامشروع است؟ بله چون سرزمین نداشته و ارکان دولت-ملت را نداشته است. حالا اسرائیل تنها دولت غاصب روی زمین است؟ چرا در آفریقای جنوبی کسی حرف نمی‌زند. چرا اسرائیل الان مسئله شده است؟ برای همین مخدوش بودن روایت حاکمیت است که جامعه ما همدلی نمی‌کند. زیرا کلان‌روایت محکوم کردن اسرائیل سویه ایدئولوژیک دارد و هرچیزی که بخواهد محکوم می‌کند و چیزی که نخواهد را اصلاً نمی‌بیند.اصغری نیز از علل جدایی مردم از مسئله فلسطین سخن گفت: عدم آمادگی مردم ما برای مسئله فلسطین را باید تبارشناسی کرد. مهمترین مسئله این است که ما فاقد یک حافظه تاریخی با فلسطین هستیم و بر خلاف برخی ملت‌ها که مسجد‌الاقصی برایشان حس دارد، در جامعه ما احساسی برانگیخته نمی‌شود. نکته بعدی باید به عرب‌ستیزی و سنی‌ستیزی در جامعه اشاره کرد. همچنین آریایی‌گرایی که در زمان پهلوی اول با یهودستیزی پیوند خورده و در مرحله دوم با یهودستایی گره می‌خورد نیز علت دیگر است. این موضوع را باید در جدایی انسان از مسئله فلسطین در جامعه بررسی کرد. تصویری که حتی غرب دارد، یک خاک مقدس است و انسان درون آن را جدا می‌کند. بعد از دهه 70 در جامعه ما اسرائیل مسئله می‌شود و انسان فلسطینی از روایت ما حذف می‌شود. روایت مبتنی بر انسان از ذهن ما حذف شده و در هر دو سویه خاک است که اهمیت دارد یا می‌خواهیم برویم خاک را بگیریم یا اینکه خودشان خاکشان را فروخته‌اند و اینجا انسان فلسطینی از یاد رفته است. حتی در آثار هنری مثل موسیقی و نقاشی شاهد آن هستیم که از سال 60 به بعد به مرور عاملیت انسان در حال حذف شدن است.امروز جامعه ما به دلیل آنکه هیچ واکنش و فعالیتی شاهده نمی‌کند پس حسی هم نمی‌گیرد. کنش رو به جلو در کشور ما تعریف نمی‌شود، بنابراین در ایران احساسی برای مسئله فلسطین برانگیخته نمی‌شود. حتی جامعه دانشگاهی ما به صورت کنش‌مند دنبال حل مسئله عینی فلسطین نیست، مثلاً برای مشکل تصفیه آب راه حل بدهند یا مشکل تأمین و خودکفایی برق فلسطین را حل کنند. ایجاد اختلال میان ما و دیگر کشورهای اسلامی سبب شد اسرائیل مسئله شود و فلسطین از یاد برود. ما اسرائیل را در قامت یک دشمن منطقه‌ای طرح کرده‌ایم و دیگر غده سرطانی نیست که باید نابود شود، بلکه یک دشمن منطقه‌ای است که باید کنترلشود. با این تغییر فلسطین تنها درگاهی برای کنترل رقیب است. در لایه مردمی احیای انسان فلسطینی راه حل مسئله است. در لایه سیاست‌گذارانه نیز اغتشاش در مواجهه با مسئله سبب شده فلسطین برای ما حساسیت‌زا نباشد.نشست اول فلسطین و آینده ایرانمهرپور نیز به واکاوی مسئله فلسطین در میان نوجوانان و جوانان پرداخت: من می‌خواهم از چالش‌های ما در مسئله فلسطین بین نوجوانان و جوانان بحث کنم. چیزی که بیشتر در رابطه با فلسطین در نسل آینده دیده می‌شود، نگاه «به من چه» است. مثلاً این نگاه که فلسطینیان زمین‌های خود را فروخته‌اند و دیگر ارتباطی با ما ندارد بسیار رایج شده است. چیزی که در آینده جامعه ما می‌گذرد اتفافات و نظرات امروز بچه‌های دبیرستانی ماست. خطرناک‌تر از کسانی که از اسرائیل دفاع می‌کنند، نگاه بی‌تفاوت نسبت به قضیه است. چالش دیگر ما کمبود اطلاعات درستاست. همه مواردی اعم از این تفکر که خودشان زمین را فروخته‌اند، از آنجا نشأت می‌گیرد که اطلاعات درست نداده‌ایم و تصویر مغشوش است. بحث دیگر در میان چالش‌های ما نگاه احساسی به مسئله فلسطین و قدس است. این تمرکز بر موضوع احساسی چند نتیجه دارد: یک اینکه این احساسی‌سازی عادی شده و به‌مرور وارد فضای عادی‌انگاری می‌شود. از طرف دیگر این تفکر در نسل نوجوان و جوان شکل گرفته که فلسطینی‌ها چندین سال است مبارزه می‌کنند درحالی‌که اتفاق جدیدی رخ نداده و ثمره‌ای نداشته است. ما یا به صورت احساسی وارد موضوع شده‌ایم و یا اطلاعاتمان ناقص است و چیزی را که خودمان بلد نبودیم، می‌خواستیم به بقیه منتقل کنیم. موضوع دیگر لحن و واکنش متفاوت حاکمیت نسبت به مسئله‌هاست. به‌عنوان مثال ابتدای عملیات طوفان‌الاقصی شیرینی پخش می‌کنید اما از فردایش وامصیبتا می‌گویید و این رفتار متناقض است. نکته پایانی این که همه چیز از کانال حاکمیت عبور کرده است و مردم هیچ نقشی نداشته‌اند. اگر حضوری هم در راهپیمایی هست به خاطر حساسیت مسئله نیست، بلکه به خاطر احساس وظیفه قشر انقلابی در قبال حاکمیت است.در بخش پایانی نشست مدعوین به جمع‌بندی نکات مطرح‌شده پرداختند:مدیر مرکز رصد در پایان صحبت‌های خود افزود: از 2015 تحولی که در فلسطین اتفاق افتاده است درک نشده است. در 2021 و در جریان انتفاضه‌ای که شکل گرفت مرکز مطالعات فلسطین لندن 3 جلد کتاب درباره ابعاد فرهنگی، رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مسئله منتشر کرد. ما در آکادمی‌های ایرانی اندازه یک کاغذ پاره محتوا درباره فلسطین نداریم. اهالی علم و دانشگاه ما هنوز هم دور از مسئله هستند. نتایج 30 پیمایش جهانی درباره فلسطین بیان می‌دارد که هرچقدر مردم از اینستاگرام، توئیتر و فیس‌بوک استفاده می‌کنند، بیشتر حامی فلسطین هستند. ما هنوز مسئله فلسطین را حتی در میان دانشگاه‌ها و روشنفکرانمان درست نمی‌شناسیم.یحیائی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در باب عدم واکنش جامعه علمی نسبت به مسئله فلسطین بیان داشت: آکادمی ما هنوز نمی‌تواند آزادانهحرف بزند. چرا موضع نمی‌گیرند؟ چون آنقدر بدنامی از موضع گرفتن ایجاد شده که اگر کسی موضع بگیرد می‌گویند تو حکومتی هستی. روشنفکر در جامعه ایرانی چون حاکمیت را بد می‌داند، نقطه مقابل حکومت را، هرچه که باشد، خوب تلقی می‌کند و این امر نشان از شکاف بین دولت و ملت دارد. هرکس فلسطین را ببیند قطعاً دردش می‌گیرد، اما چرا نمی‌گوید؟ چرا هنرمند شما چیزی نمی‌گوید؟ نکته این است که مسئله فلسطین برای مردم اصالتندارد و صرفاً مردم به چشم یک راهبرد حاکمیتی به آن می‌نگرند.کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه در پایان بحث خود بیان کرد: وقتی فلسطین نماد حاکمیت شده است، عده‌ای بی‌قید و شرطاز آن حمایت می‌کنند و عده‌ای دیگر دقیقاً با آن مخالفت می‌کنند. ما موفق نبوده‌ایم که امتداد فرهنگی مسئله فلسطین را بعد از انقلاب در میان مردم نگه داریم. نظام تکرار هم به بی‌حس شدن مردم انجامیده است. فلسطین یک ویژگی دارد که سایر مناطق ندارد. مسئله فلسطین تنها سیاسی و نظامی نیست بلکه مسئله فلسطین کاملاً فرهنگی است. در ایران این مسئله مرتبط با اسلام بوده ولی در جوامع عرب فلسطین مسئله‌ای است عربی یا مارکسیستی. این‌ها بافت‌هایی است که فلسطین را متمایز از سایر کشورهایی مثل میانمار و ... می‌کند، زیرا جامعه ما احساس اولیه نسبت به آن داشته‌است. همچنین اولین باری است که نسل جدید این امکان را دارد که کنشی همراه با جامعه جهانی داشته باشد و این به نفع جمهوری اسلامی است.CDSTT.IR</description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Thu, 30 Nov 2023 22:07:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست‌گذاری، کاری است که دولت آگاهانه انجام می‌دهد یا نمی‌دهد!</title>
                <link>https://virgool.io/@cdstt/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-zxjnffxt7vgz</link>
                <description>کمیل قیدرلو، در نشست اول از سلسله نشست‌های سیاست‌گذاری فرهنگی با عنوان «مسائل، موضوعات و انتظارات در سیاست‌گذاری فرهنگی» که در دانشکده علوم‌انسانی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال برگزار شد، «سیاست‌گذاری» را آن عملی از سوی حکمرانی تلقی کرد که عامدانه یا انجام می‌شود و یا انجام نمی‌شود.قیدرلو در ابتدا به واکاوی مفهومی «سیاست‌گذاری فرهنگی» پرداخت: «ابتدا باید دو مفهوم «سیاست‌گذاری» و «فرهنگ» را روشن کنیم تا بتوانیم مبحث خود را آغاز کنیم؛ زیرا خودِ فرهنگ ذاتاً ابهام‌زاست و تعاریف متفاوتی را در برمی‌گیرد که حتی گاهی این تعاریف باهم تباین دارد. بنابراین فرهنگ، خوانش‌ها و معانی متفاوتی دارد و فهم موارد مرتبط با آن از قبیل سیاست‌گذاری را مبهم و متکثر می‌کند. بنابراین ما در ابتدا باید فهم خود را از سیاست‌گذاری تبیین کنیم که ما آن را «مداخله‌ی آگاهانه دولت» تعریف می‌کنیم.»در فهمی دیگر، «سیاست‌گذاری»؛ آن کاری است که عامدانه یا انجام شود و یا انجام نشود. و بسیاری از برنامه‌های ما در سیاست‌گذاری‌ها، هیچ‌گاه محقق نمی‌شوند. شاخص توانمندی حکومت برای حکمرانی (یعنی توان به ثمررساندن اراده‌ی سیاسی حاکمیت)، در کشور ما  از 4.6 در سال 2012 به عدد 3.8 در سال 2022 رسیده است. این یعنی امروزه از هر 10 تصمیم تنها 3.8 تصمیم اجرایی می‌شوند. در عمل نیز میزان تحقق برنامه توسعه 30 درصد است. لذا مسئله اصلی این است که؛ آیا اصلاً دولت توانایی کلی اجرای سیاست‌گذاری را دارد یا خیر؟در فهمی دیگر، «سیاست‌گذاری»؛ آن کاری است که عامدانه یا انجام شود و یا انجام نشود. و بسیاری از برنامه‌های ما در سیاست‌گذاری‌ها، هیچ‌گاه محقق نمی‌شوند. شاخص توانمندی حکومت برای حکمرانی (یعنی توان به ثمررساندن اراده‌ی سیاسی حاکمیت)، در کشور ما  از 4.6 در سال 2012 به عدد 3.8 در سال 2022 رسیده است. این یعنی امروزه از هر 10 تصمیم تنها 3.8 تصمیم اجرایی می‌شوند. در عمل نیز میزان تحقق برنامه توسعه 30 درصد است. لذا مسئله اصلی این است که؛ آیا اصلاً دولت توانایی کلی اجرای سیاست‌گذاری را دارد یا خیر؟مدیر اندیشکده مطالعات فرهنک و توسعه، در خصوص «فرهنگ» اینگونه بیان داشت: حالا به همه موارد قبل موضوعی مانند فرهنگ را هم اضافه کنید که خود دارای ابهام است و وفاقی هم در موردش نیست، که کار را سخت‌تر می‌کند. برداشت‌های مختلفی از فرهنگ در کشور ما وجود دارد، یکی از مهم‌ترین برداشت‌ها یکسان‌انگاری فرهنگ با هنر است. به‌عنوان نمونه وزارت فرهنگ و ارشاد مصادیقی که ذیل وظایف خود می‌داند جمله‌گی جنبه هنری دارند؛ مانند موسیقی، تئاتر، شعر فیلم و … .او ادامه داد: تعبیر دیگر از «فرهنگ»، به معنای امر مشهود در شیوه‌ی زیست جمعیتی است که به صورت بالفعل به واقعیت تبدیل شده است. این معنا از فرهنگ قابل ارزش‌گذاری و قیاس نیست و بودنش نمود مشترک یک جامعه‌ی انسانی است. اما یک تعریف دیگر از فرهنگ، جای‌گذاری مفهومی آن به عنوان وضعیت مطلوب عقاید، هنجارها، ارزش‌ها، نمادها و… است، که به صورت آرمانی، برای یک جامعه یا اجتماع ترسیم می‌شود. این نگاه همان چشم‌اندازی است که ما به دنبال رسیدن به آن نقطه هستیم. در بسیاری از موارد، ما تعریف و برداشت آخر را در نظر می‌گیریم و نسبت خود را با «سیاست‌گذاری فرهنگی» در همین برداشت آخر ترسیم کرده و توضیح می‌دهیم. اما همین برداشت نیاز به یک نظریه دارد که ما بتوانیم مدل مطلوب خود را طراحی کرده و به سمت آن پیش برویم. علت اینکه ما نتوانسته‌ایم در این زمینه موفق باشیم، این است که ما در مورد نظریات وفاق نداشته‌ایم. همین تفاوت رویکرد دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقی ما با حاکمیت، باعث شده دغدغه‌ها، مسائل و راه‌حل‌ها بین حاکمیت و دانشگاه‌ها شکاف زیادی داشته باشد. همین شکاف باعث شده مسائل سیاست‌گذاری فرهنگی ما حل ناشدنی باشند.قیدرلو راهکار حل این تعارض را این‌گونه بیان کرد: با وجود اینکه تصویر جامعه توسط نخبگان ساخته و ترسیم می‌شود، اما از دل مردم بیرون می‌آید. در مرحله اول باید از خود بپرسیم آیا یک جامعه با «فرهنگِ همگن» هستیم؟ این سوال را با ترسیم تصویر درست از جامعه باید پاسخ داد. بیش از 20 سال است که فرهنگ دوم یا جدیدی در کشور ما به وجود آمده است؛ این فرهنگ دوم محدود به عده کمی نیست که آن را خرده‌فرهنگ بنامیم و در بخش قابل‌توجهی از مردم وجود دارد و این نگاه جدید در تقابل نگاه سنتی و مرسوم است. از همین رو آرمان و جامعه مطلوب این دو گروه نیز متفاوت شده است. در چنین وضعیتی، واکنش سیاست‌گذار فرهنگی ما به این تقابل، سیاست‌گذاری ما را رقم می‌زند.عضو هیئت علمی دانشگاه با طرح این سوال که «آیا سیاست‌گذار ما، برای گروه دوم نقش و اهمیتی قائل است یا این گروه را در سیاست‌گذاری فرهنگی خود لحاظ می‌کند؟» دیدگاه خود را بسط و گسترش داد: «وقتی ما واقف به این موضوع باشیم که این دوگانگی فرهنگی وجود دارد، باید در سیاست‌گذاری خود به دنبال تعامل این دو گروه باشیم. از مهم‌ترین معضلات و مسائل چند سال اخیر ما در این حوزه از دست‌دادن محیط گفت‌وگوی این دو گروه است. علت اینکه امروزه جامعه ما دو پاره شده و دو گروه از یکدیگر دورتر می‌شوند، فقدان محیط گفت‌وگوست.وی در خصوص تشدید مشکلات تصریح کرد: «مشکلات ما امروز طوری است که گروه‌ها، مسائل خود را در تقابل با یکدیگر می‌فهمند. چون ارزش‌های برخی از جامعه به بخش سیاسی گره خورده در حالیکه بخش سیاسی ضعف‌ها، ناکارامدی‌ها و کاستی‌هایی دارد که در فرهنگ نفوذ کرده و نقد فرهنگ به مثابه نقد سیاست تلقی می‌شود. این وضع وقتی بدتر می‌شود که بین سیاست‌گذاران نیز دوپارگی وجود دارد و این دوگانگی دوقطبی را در میان مردم تشدید می‌کند. این تقابل باعث قفل‌شدگی تقنین و سیاست‌گذاری می‌شود، زیرا اصولاً نمی‌دانی که باید برای کدام گروه سیاست‌گذاری کنید. حتی در موقعیتی مثل این دوره، که همگرایی میان مسئولان ما وجود دارد، مشکل این است که اکثریت مردم لزوماً همراهی نمی‌کنند و همراهی مردم با حاکمیت و نمایندگی کردن حاکمیت از مردم است که سیاست‌گذاری فرهنگی را ممکن می‌کند. پس کلید حل مسئله اصلی ما مشخص‌کردن نسبت خودمان با فرهنگ رقیب و بدیل‌مان است.» زهرا سادات مشیر، دبیر نشست، در همین خصوص افزود: پیش‌شرط اولیه‌ی سیاست‌گذاری، فراهم‌کردن زمینه‌ی برقراری ارتباط و گفت‌وگو است. موضوع دیگر که از فقدان گفت‌وگو ناشی شده، شکاف نسل‌ها است. زاویه‌ی دید امروز ما با زاویه‌ی دید نسل جدید به مسائل تفاوت بسیاری دارد، برای همین نمی‌توانیم سیاست درستی را در رابطه با آنان تنظیم کنیم. تعریف بنده از فرهنگ اینگونه است: «آنچه هستیم و آنچه می‌نمائیم.» پس، ما باید اول هستن جامعه خود را با توجه به مختصات و خواست شرایط فعلی فهم کرده و بعد برای آن و مطابق با خواست و میل آن، سیاست‌گذاری کنیم.قیدرلو در پاسخ به پرسش یکی از حاضرین مجازی در مورد علت پایداری جامعه‌ی ایرانی با وجود این ناکامی‌ها و فشارهای بیرونی گفت: «این جامعه، نهادها و ظرفیت‌های درونی دارد که با وجود هجمه‌های بسیار زیاد بیرونی و ناکارامدی‌های داخلی، همچنان زنده است. یکی از این ظرفیت‌ها، خانواده است؛ نهاد دیگر، دین است. 92 درصد از ایرانی‌ها خود را دین‌دار می‌دانند. حتی 95درصد از افراد بی‌حجاب کارشان را مخالف با دین نمی‌دانند. این یعنی جامعه‌ای وجود دارد که در صلح با دین است، همین ریشه‌ها است که جامعه ایرانی را سرپا نگه می‌دارد. این ریشه کار حاکمیت نیست و باید آن را در بطن جامعه جست‌وجو کرد. اما نکته حائز اهمیت اینکه، نسل جدید و نو با مواردی که من گفتم سازگار نیست. تغییرات نسل جدید می‌تواند همین امیدواری که گفته شد را به چالش بکشد. اما این نسل چون تازه است قابل مدیریت و قابل بهبود است.رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال در مورد سخنان قیدرلو به نکته‌ای اشاره داشت و افزود: در بحث جوان، نوجوان و نسل جدید به نظر می‌رسد که ما زاویه نگاه‌مان به موضوع زاویه‌ی صحیحی نیست. ما فرض‌مان بر این است که آن‌چیزی که من داشته‌ام و در گذشته، جامعه تجربه کرده، بهتر است؛ بنابراین آیندگان هم باید مطابق با آن چیزی که من به عنوان نسل قبلی آن را درک کرده‌ام، حرکت کنند. ولی ما اگر نگاه دینی هم داشته باشیم امام‌علی می‌فرمایند که : «فرزندان خودتان را برای زمان خودشان تربیت کنید.» یعنی ما فرزندمان را معطوف به آینده تربیت کنیم.در نهایت قیدرلو در زمینه بی‌ثمر بودن برخی سیاست‌ها افزود: واقعیت دیگر در خصوص سیاست‌گذاری این است که در حل بعضی مسائل مانند؛ حاشیه‌نشینی، طلاق، مسائل‌اخلاقی، اعتیاد و کودکان کار، حتی با وجود توافق‌های به دست آمده، بازخوردگیری نداریم. و علت این است که شاخص علمی در این حوزه‌ها نداریم و این ناشی از ضعف برنامه‌ریزی ماست. وقتی برنامه‌ریزی نباشد، در نتیجه سیاست‌گذاری نیست و آنها یک‌سری توصیه است که در نهایت هم بی‌ثمر خواهد ماند. همچنین فرهنگ امروز در جامعه همگن نیست و تقابلی میان دو گروه وجود دارد و نظریات سیاست‌گذاری در ساختار حاکمیت و دولت نیز متفاوت است که باعث شده جمع‌بندی درستی از سیاست‌گذاری در کشور ما اتفاق نیافتد.</description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Tue, 14 Nov 2023 14:49:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلسه داده خوانی مهاجرین افغانستانی برگزار شد</title>
                <link>https://virgool.io/@cdstt/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-pyqinjxox8d9</link>
                <description>دومین جلسۀ داده‌خوانی مهاجرت با محوریت وضعیت مهاجرین افغانستانی در ایران و مادرایرانی‌ها به همت مرکز رصد فرهنگی کشور و اندیشکدۀ مطالعات فرهنگ و توسعه برگزار شد.به گزارش روابط‌عمومی اندیشکدۀ مطالعات فرهنگ و توسعه، دومین جلسۀ داده‌خوانی مهاجرت با محوریت وضعیت مهاجرین افغانستانی در ایران، در 18 مردادماه 1402 به همت مرکز رصد فرهنگی کشور و اندیشکدۀ فرهنگ و توسعه در خانۀ اندیشه‌ورزان برگزار شد. در این نشست کمیل قیدرلو، مدیر اندیشکدۀ مطالعات فرهنگ و توسعه؛ محمد اصغری، مدیر مرکز رصد فرهنگی کشور؛ سینا شیخی، پژوهشگر حوزۀ علوم اجتماعی و کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس؛ قمر تکاوران، پژوهشگر مرکز رصد فرهنگی کشور؛ پیمان حقیقت‌طلب، مدیر پژوهش انجمن دیاران؛ محمد وجدانی، پژوهشگر اندیشکدۀ مطالعات فرهنگ و توسعه؛ طالقانی، پژوهشگر افکارسنجی مرکز پژوهش‌های مجلس؛ سیدعسکر موسوی، استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبایی به تحلیل و بررسی داده‌های مهاجرین افغانستانی پرداختند.در ابتدای نشست، تکاوران به خوانش داده‌ها حول محور مهاجرین افغانستانی پرداخت: در سرشماری سال 1395 یک میلیون 583 هزار مهاجر افغانستانی در ایران وجود داشت. آمار سال 2022 مهاجرین افغانستانی که تحت حمایت کمیسریا بوده‌اند، جمعاً نشانگر حضور 3 میلیون 486 هزارنفر است. آخرین آمار وزارت کشور مجموع تعداد مهاجرین افغانستانی در ایران را نزدیک 4 میلیون و 500 هزارنفر اعلام کرده است. همچنین آمار سازمان جهانی مهاجرت از آوریل 2021 تا مارس 2022، نشان می‌دهد 1 میلیون و 634 هزارنفر از افغانستان وارد ایران شده‌اند که در همین بازه یک میلیون و 196هزارنفر از ایران خارج شده‌اند و به افغانستان بازگشته‌اند.وی در خصوص حضور مهاجرین در دانشگاه‌ها و مدارس کشور افزود: از سال 1398 حضور دانشجویان خارجی در ایران رشد داشته ‌است که مطابق آمارهای منتشرشده، در سال 1400 حدود 130 هزار نفر در دانشگاه‌های ایران تحصیل می‌کردند و بیشتر آن‌ها عراقی، افغانستانی و پاکستانی بوده‌اند. از این تعداد 56 درصد در دانشگاه‌های وزارت علوم، 39 درصد دانشگاه آزاد و حدود 5 درصد در دانشگاه‌های وزارت بهداشت مشغول به تحصیل هستند. براساس داده‌های سال 1402 مرکز امور بین‌الملل وزارت آموزش و پرورش نیز 670 هزار دانش‌آموز افغانستانی در مدارس ایران حضور دارند.در ادامه به پاره‌ای از مشکلات دانش‌آموزان افغانستانی در ایران اشاره شد: بعضی از مشکلات ناشی از اطلاع‌رسانی دیرهنگام وزارت آموزش پرورش برای ثبت‌نام دانش‌آموزان با برگۀ سرشماری بود که بسیاری از مدارس ظرفیت خود را تا قبل از آن تکمیل کردند. ازسوی‌دیگر فشار اولیاء بر مدرسه است که برخی مدیران را از پذیرش دانش‌آموزان افغانستانی منصرف می‌کنند. نکتۀ دیگر اینکه بعضی مدارس در برخی مناطق به مدیر مدارس افغان‌پذیر مبنی بر عدم‌پذیرش آن‌ها فشار وارد می‌کنند.اصغری دربارۀ انگاره‌های آماری ساخته‌شده در این خصوص گفت: برخی از تخمین‌ها حضور افغانستانی‌ها در ایران تعداد را خیلی بالاتر از اعداد رسمی اعلام می‌کنند. این اعداد انگاره‌های سرگردان حوزۀ داده است که شبیه به انگارۀ تمایل به مهاجرت ایرانیان است که به‌صورت اغراق‌شده‌ای در میان افراد شایع شده است و زمانی که ما این ارقام را با داده‌های رسمی مقایسه می‌کنیم، کذب بودن این ادعاها ثابت می‌شود و فاصلۀ اعداد واقعی با اعداد رایج بسیار زیاد است.در ادامۀ نشست، تکاوران با خوانش داده‌ دربارۀ نگرش ایرانیان به مهاجرین افغانستانی افزود: آخرین دادۀ رسمی ما پیمایش سال 1398 است که شهرداری تهران با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در شهر تهران انجام داده است و این داده قدیمی است و تغییرات درخورتوجهی در این چندسال رخ داده است. در این پیمایش 43درصد از افراد موافق ممنوعیت ورود افغانستانی‌ها به تهران بوده‌اند. ازسوی‌دیگر 46درصد از شهروندان موافق همسایگی با افغانستانی‌ها بوده‌اند و بیشتر مخالفین کسانی هستند که در زندگی خود مشکل جدی معیشتی دارند.اصغری در این خصوص گفت: برخی شهرها مثل تبریز و برخی استان‌های شمالی و بعضی از شهرهای استان بوشهر به‌طورقانونی ورود افغانستانی‌‌ها ممنوع است. همچنین اصغری به پذیرش اجتماعی عمومی مردم دربارۀ حضور افغانستانی‌ها در کشور اشاره داشت. این پذیرش ناشی از نقاط اشتراکی است که میان دو ملت در جریان است.استاد موسوی در همین خصوص و با تأکید بر اهمیت زبان فارسی در افغانستان گفت: با وجود تفاوت قومیتی در افغانستان زبان جاری در این کشور زبان فارسی است. باوجوداینکه حکومت‌های 140 سال اخیر در افغانستان همگی پشتون بوده‌اند، سیاست حاکمیت نخبگان نیز تأکید بر زبان پشتو و تلاش برای اهمیت مضاعف آن بود. درحالی‌که در میدان عمل زبان فارسی است که میان مردم رایج است. زبان فارسی نه‌تنها در افغانستان، بلکه در منطقۀ ما حکم زبان مشترک و بین‌المللی را دارد. همچنین درحال‌حاضر خدمات فارسی‌زبانان افغانستانی در کشورهای اروپایی برای زبان فارسی بسیار درخورتوجه است.تفاوت فرهنگی دو کشور هم زیاد نیست و فقط جایی برجسته می‌شود که بر غرور ناسیونالیستی افراد دست گذاشته شود. درهمین‌راستا و براساس آمار نیز در مناطقی که تماس میان افغانستانی‌ها و ایرانیان وجود داشته است 40 درصد افراد معتقدند فرهنگ میان ایران و افغانستان بسیار نزدیک است؛ این درحالی است که در مناطقی که افغانستانی‌های کمتری وجود دارد، این عدد به 23درصد کاهش می‌یابد.قسمت دوم نشست با موضوع تابعیت فرزندان مادرایرانی‌ دنبال شد. در این خصوص تکاوران به توضیح شرایط تابعیت فرزندان مادرایرانی‌ها پرداخت: تنها 7 کشور هستند که زنان نمی‌توانند از بدو تولد تابعیت خود را به فرزندان منتقل کنند که ایران هم یکی از این 7 کشور است. آخرین قانون قابل‌اجرا در خصوص تابعیت مادرایرانی‌ها مربوط به سال 1398 است که مشکلاتی همراه دارد. یکی از آن‌ها این است که با وجود پذیرش ازدواج شرعی برای دریافت تابعیت در متن قانون، در آئین‌نامۀ اجرایی تنها ازدواج ثبتی را ملاک درنظرگرفته‌اند. همچنین در آخرین شیوه‌نامۀ اجرایی شرط مهلت زمانی برای دریافت استعلام از نهادهای امنیتی حذف شد و به‌همین‌خاطر بعضی از افراد نزدیک 3 سال است که منتظر تأیید نهادهای امنیتی هستند.محمد اصغری در این خصوص گفت: در طول 3 سال گذشته در سیستان و بلوچستان از 62 هزار درخواست تنها 4 عدد از آن‌ها پذیرفته شده است. تبعات فرهنگی این نادیده‌انگاشتن درخورتوجه است؛ زیرا ما الان با نسل سوم فرزندان مادرایرانی‌ مواجه هستیم. این افزایش باعث می‌شود شما با زنجیره فربه‌شده‌ای مواجه شوید که وقتی آن‌ها را به رسمیت نشناسید، دغدغه‌های امنیتی بیشتری داشته باشید. حتی در زمان تصویب و اصلاح قوانین ما شاهد موج جدی افغان‌هراسی در رسانه‌های کشور هستیم. اگر برای این مشکل چاره‌اندیشی نشود، به معضل همیشگی و معلق تبدیل خواهد شد که حتی توان سیاست‌گذاری را از ما خواهد گرفت.تکاوران در خصوص آمار مادرایرانی‌ها افزود: براساس تنها پیمایش در زمینۀ مادرایرانی‌ها که وزارت رفاه در سال 1396 انجام انجام داده است، بیشترین ملیت شوهران از افغانستان، عراق و پاکستان بوده است. همچنین بیشترین استان‌های محل سکونت مادرایرانی‌ها خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، تهران و قم بوده است. کمتر از نیمی از این افراد موفق به اخذ شناسنامه برای فرزندان خود شده‌اند. در خصوص اجرای قانون سال 1398 نیز براساس آمار وزارت کشور تا پایان سال 1401 تعداد 109 هزار نفر در سامانه ثبت‌نام کرده‌اند که از این تعداد 51 هزار نفر پروندۀ خود را تکمیل کرده و ثبت‌نام را نهایی کرده‌اند که از این تعداد تنها 15هزار شناسنامه صادر شده است. در استان‌های خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان که تعداد مادرایرانی‌ها بیشتر است، روند دریافت شناسنامه کندتر است و در تهران سرعت بیشتر است.اصغری در زمینه پیمایش مادرایرانی‌ها بیان داشت: این عدد تنها برای افرادی است که تمایل داشتند در روند حاکمیتی و رسمی جمهوری اسلامی ایران شرکت کنند. ما در گزارش تابعیت مادرایرانی‌ها سعی کردیم روایتی مردم‌نگارانه از زیست مادرایرانی‌ها بدهیم که مشکلاتی که ناشی از عدم‌صدور شناسنامه و تابعیت است، بسیار جدی است و ابعاد فرهنگی جدی‌تری بر جای می‌گذارد.شیخی در خصوص نیاز به تحلیل و تفسیر داده‌ها افزود: بسیاری از مشکلات آمارگیری‌های جدید و سنتی باعث‌شده در اعتبار و درستی آمار در علوم اجتماعی تشکیک شود؛ اما حتی اگر بهترین داده را به دست بیاوریم، تنها 30 درصد از کار را انجام داده‌ایم. سؤال مهم‌تر این است که باید بفهمیم چرا این اتفاق افتاد و آمارها این‌طور شده است تا بتوانیم سیاست‌گذاری صحیحی داشته باشیم. برای سیاست‌گذاری باید ابتدا چند مشکل عمده را لحاظ کنیم: اول اینکه ما توان بستن مرزها را در حوزۀ مهاجرت نداریم. دوم، موارد منفی که برای دو طرف این ارتباط زیاد اتفاق افتاده است. همچنین در عمدۀ مسائل بین سیاست‌گذاران ما گفت‌وگویی میان مخالفان و موافقین صورت نمی‌گیرد.حقیقت‌طلب نیز افزود: ما باید در تصمیم‌ها و تحلیل خود نقاط بحرانی را لحاظ کنیم. بسیاری از مواردی که رسانه‌ای می‌شوند نیز دربارۀ همین نقاط بحرانی است. همچنین مرکز رصد امکان انتشار نتایج داده‌های روندی را دارد تا بتوانیم باتوجه‌به اتفاقات در طول زمان داده‌های مختلف را مقایسه و بررسی کنیم.طالقانی بیان داشت: آمارهای ما در مرکز پژوهش‌های مجلس نیز با این موارد مشابهت زیادی داشت، برای مثال ما انتظار داشتیم در مناطقی که تعداد افغانستانی‌ها بیشتر است و تماس و ارتباط بیشتری برقرار می‌شود، نگرش منفی‌تر باشد؛ اما ما رابطۀ معناداری در این خصوص نیافتیم. بیشترین نگرانی ایرانیان از حضور افغانستانی‌ها در کشور در خصوص اشتغال و وضعیت مالی است.وجدانی نیز در خصوص اهمیت داده‌های اقتصادی افزود: بیشتر آمارهای مطرح‌شده در حوزۀ مهاجرین جنبۀ فرهنگی و اجتماعی داشت؛ اما ضرورت دارد به آمارهای اقتصادی به‌خصوص داده‌های بازار کار و اشتغال توجه شود. به‌عنوان نمونه برخی آمارها بیان می‌دارند که چند درصد از بازار کار ایران به نیروهای افغانستانی اختصاص دارد که منبع مشخصی ندارد؛ اما اگر این مورد و موارد اقتصادی مشابه در پیمایش‌های بعدی به‌صورت دقیق سنجیده شود، امکان قضاوت و تصمیم‌گیری بهتری فراهم می‌شود.در انتهای نشست محمد اصغری، مدیر مرکز رصد فرهنگی کشور اظهار داشت: امیدواریم این بحث‌ها به بهبود شرایط برادران و خواهران افغانستانی ما منجر شود و ما بتوانیم نگاه آرمانی خود را در سطح واقع محقق‌شده ببینیم.با ما همراه باشید:کانال اندیشکده در پیامرسان بله | اینستاگرام |  تارنمای اندیشکده</description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Sat, 04 Nov 2023 18:22:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش نشست داده‌خوانی مهاجرت</title>
                <link>https://virgool.io/@cdstt/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-pojf8tkxxjj6</link>
                <description>نشست داده‌خوانی مهاجرت به همت مرکز رصد فرهنگی و اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه برگزار شد.به گزارش روابط‌عمومی اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه، اولین جلسه از سلسله‌نشست‌های داده‌خوانی فرهنگی و اجتماعی با محوریت مسئله «مهاجرت» در 21 تیر 1402، با موضوع بررسی داده‌ها، آمار و ارقام پیمایش‌ها در خصوص مسئله مهاجرت در کشور به ابتکار مرکز رصد فرهنگی و اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه برگزار شد.در این جلسه کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه، محمد اصغری؛ مدیر مرکز رصد فرهنگی کشور، میثم مهدیار؛ معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، آرش وکیلیان؛ مدیر فرهنگی اجتماعی مرکز ملی فضای، فرشاد کرمی، پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس، قمر تکاوران؛ پژوهشگر مرکز رصد فرهنگی مجازی، مریم جان‌قربان و محمد وجدانی پژوهشگران اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه به بررسی تحلیل و تفسیر داده‌های مختلف مهاجرت پرداختند.محمد اصغری در خصوص برگزاری نشست گفت: از مهم‌ترین اهداف برگزاری این نشست  تحلیل و تفسیر داده‌های خام پژوهش‌ها و پیمایش‌ها برای رسیدن به فهم درستی از موضوع است. همچنین با اغتشاش قابل‌توجهی از داده درباره این موضوع مواجه هستیم که باعث شده نتوانیم به‌درستی ابعاد بحث مهاجرت را بفهمیم، مطالعه کنیم، بسنجیم و پیشنهادهای سیاستی را در اختیار سیاست‌گذاران قرار دهیم.وی افزود: داده‌های مسئله مهاجرت مستعد داده هیجانی است و گزارش‌های بعضی از مراکز نظرسنجی در همین راستا، گزارش‌های مبتنی بر داده‌های غیرقابل تعمیم است. این اعداد متفاوت به علت فقدان روایت رسمی است که این داده‌ها را به ملاک اصلی برای تحلیل وضعیت مهاجرت تبدیل می‌کند. در این وضعیت بسیاری از تحلیل‌گران داده‌هایی را مبنای تحلیل خود قرار می‌دهند که روایی و اعتبار مناسبی ندارند.در ادامه تکاوران به خوانش داده‌های وضعیت مهاجرت در ایران پرداخت. وی با اشاره به برخی داده‌ها در این خصوص گفت: داده‌های بانک جهانی حکایت از این دارد که نسبت مهاجرین ایرانی در 30 سال اخیر نزدیک 2.2 برابر بیشتر شده است. مجموع مهاجرهای ایرانی در وضعیت فعلی نیز حدود 4 میلیون نفر است. کشورهای اصلی مقصد مهاجرین ایرانی ترکیه، امارات، کانادا و آمریکا هستند. در پیمایش داخلی 1401 نیز نرخ تمایل ایرانیان به مهاجرت به عدد 24 درصد رسیده است و شاهد رشد تمایل به مهاجرت در ایران بوده‌ایم که این عدد در میان جوانان بیشتر است.اصغری در خصوص نحوه مهاجرت گفت: نوع خروج از کشور بستگی به شرایط داخلی دارد. مهاجرین ایرانی معمولاً دو دسته هستند؛ بعضی از آن‌ها با حفظ هویت اصلی خود به دنبال تشکیل اجتماع ایرانی هستند، اما بعضی از آن‌ها برای هویت خود بعد از مهاجرت اهمیتی قائل نیستند.در ادامه بررسی و تحلیل داده‌ها در خصوص عوامل مهاجرت به نظام دانشگاهی و تربیت دانشجویان اشاره شد. نزدیک 80 درصد از محصلان دانشگاه‌های برتر کشور (شریف، علوم پزشکی امیرکبیر و..) از دهک‌های 8 تا 10 جامعه هستند که که نخبه نامیده می‌شوند. این افرادکه به صورت بالقوه مستعد مهاجرت هستند، به فرار مغزها شناخته می‌شوند.در همین خصوص مهدیار افزود: علت این پتانسیل بالقوه مهاجرت، تصویری است که ما از خودمان در موضوع مهاجرت و در مواجهه با کشورهای دیگر داریم. با فراگیر شدن شبکه اجتماعی ما خودمان را با خوبی دنیا به‌صورت گزینشی و انتخابی از هر کشور (مثلاً درامدسرانه عربستان یا میزان تعهد ژاپن و…) مقایسه می‌کنیم. علت جامعه‌شناختی این امر نیز تصویر آرمانی ساخته شده از هویت ایرانی است که همواره با تصویر فعلی فاصله زیادی دارد و این موضوع باعث تزریق عدم اعتماد به نفس به جامعه ایرانی شده است؛ به طوری که اتفاقات و حوادثی که به‌صورت عادی و طبیعی در بسیاری از کشورهای دنیا نیز اتفاق می‌افتد، در کشور ما به یک معضل و ماتم بزرگ تبدیل شده و به نماد ناتوانی ما بدل می‌شود.کمیل قیدرلو در خصوص ساخت این تصویر گفت: رسانه‌های ذی‌نفع مبلغ این تصویرند. در میان گروه‌های مختلف، توزیع اصلی رسانه‌ای در اخیار قشر روشنفکری و دانشگاهی ماست که گروه‌های سیاسی متفاوت وابسته به خلق این تصویر هستند و در اشاعه این تصویر از جامعه و هویت ایرانی نقش فعالی دارند. پس طبیعی است که این افراد، ذی‌نفع سیاسی این تصور از جامعه ایرانی باشند.در ادامه این تصویر از بعد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت که علت اصلی آن وضعیت «اقتصاد سیاسی کشور» عنوان شد. وکیلیان در این باره افزود: وجود طبقه واسطه‌گر که ذی‌نفع اقتصاد سیاسی موجود هستند از علل اصلی ایجاد این تصویر است. این طبقه واسطه‌گر، سود خود را در فروش نفت خام و واردات کالاها می‌داند. با افزایش واردات کالا، اعتماد به نفس و خلاقیت در میان تولیدکنندگان کاهش یافته و ما با کاهش تولید مواجه می‌شویم. بنابراین طبقه اقتصادی واسطه‌گر به دنبال حفظ این تصویر در داخل کشور است.مریم جان‌قربان با اشاره به نقش اقتصاد سیاسی در نهادینه کردن این تصویر در دانشگاه‌ها گفت: به علت تسلط اقتصاد سیاسی بردانشگاه، این تصویر در میان دانشجویان نهادینه می‌شود. همچنین بیشتر خروجی‌ دانشگاه‌های ما از طبقه متوسط هستند؛ بنابراین قشر متوسط حتی اگر خود مهاجرت نکند، انگیزه بالقوه مهاجرت را به فرزندان و نسل‌های بعدی منتقل می‌کند. لذا ما شاهد این هستیم که حتی دانش‌آموزان ما به دنبال مهاجرت و خروج از کشور هستند.در نهایت این نشست با ارائه داده‌های تکمیلی در خصوص ابعاد مختلف مهاجرت و جزئیات آن و تحلیل و تفسیر داده‌ها به پایان رسید.تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Wed, 01 Nov 2023 14:19:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاص بودگی امر سیاستگذاری صنایع فرهنگی و خلاق در جمهوری اسلامی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@cdstt/%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ayq2kdx8wxsu</link>
                <description>مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه:در سیاستگذاری صنایع فرهنگی و خلاق باید خاص‌بودگی سیاستی-موقعیتی «فرهنگ» در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گیرد.دکتر کمیل قیدرلو، مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه، در اولین هم‎‌اندیشی مجموعه‌ «ایران خلاق»، دقت و توجه همزمان به دو محور عرضه و تقاضا در عرصه اقتصاد صنایع فرهنگی و خلاق را در کنار یکدیگر امری ضروری برشمرد و بیان داشت در سیاستگذاری این صنایع باید خاص‌بودگی سیاستی-موقعیتی فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گیرد.دکتر قیدرلو در مقدمه سخنانش، نگاه به حوزه صنایع فرهنگی را منظری سیاست‌گذارانه قلمداد کرد و در جایگاه سیاست‌گذاری، حاضران را به وابسته‌بودن وضعیت صنایع فرهنگی به دیگر شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره توجه داد و اینگونه بحث را آغاز کرد: «وقتی در حیطه صنایع فرهنگی قصد تدبیر امور را داریم، نمی‌توانیم مستقل از شرایط واقعی داخلی کشور به این حیطه نظر بیاندازیم. موصوف و صفت پیش چشم ما که ترکیب دوواژه‌ی «صنایعِ فرهنگی» است، یعنی مواجهه ما با عبارتی مشتمل از واژه‌های «صنعت» و «فرهنگ» که هرکدام اقتضائات خاص خود را دارد.او که درباره «فرهنگ» در جامعه‌ای با چنین خصوصیتی بیان داشت: باید به این نکته اشاره کنم که جامعه ما شامل دو جامعه و دو قله است و در واقع دو دسته «فرهنگ» در آن وجود دارد و این مسئله جدی، واقعیتی است که وقتی در آن دقیق می‌شویم، درمی‌یابیم که اتفاقاً آن فرهنگی که امروز مرجع و رشد یابنده شده، روی نسلی می‌نشیند که یک نسل جهانی است و ما باید به اثر آن فرهنگ توجه کنیم.عضو هیئت علمی دانشگاه امام‌صادق (ع)، در ادامه سخنان خود، برای روشن‌تر شدن ذهن حاضران و همچنین محقق‌شدن نظرگاهش در دسته‌بندی از فرهنگ امروز جامعه، درباره جملات پیشین‌اش، شرح و بسط بیشتری داد تا مبادا برداشت ناصوابی از ارزش‌گذاری در دسته‌بندی او از فرهنگ در جامعه دوقله‌ای، صورت گیرد و افزود:«منظور بنده از نسل جهانی، دربرگیرنده‌ی غرضی مثبت و منفی نیست، ولی آن فرهنگی که در حال حاضر مرجع است، ریشه هویتی ندارد. در مورد واژه دوم نیز باید بگویم که وقتی از «صنعت» صحبت می‌کنیم، اقتصاد نیز اهمیت پیدا می‌کند و با محیطی روبرو هستیم که دو محور عرضه و تقاضا را در کنار یکدیگر شامل می‌شود و باید ملاحظه داشته باشیم که این واقعیت اقتصاد است. بنابراین، توجه به هردوی این محورها، امری ضروری است و تمرکز به روی عرضه، نباید ما را از محور مهم تقاضا غافل کند».دکتر کمیل قیدرلو در باب عرضه و تقاضا در جامعه فرهنگی امروز، دو مسئله را مطرح کرد: «دو مسئله پیشِ‌ روی ما موجودیت دارد؛ اول اینکه «صنعت» از تقاضا و بازار شروع می‌شود و ما با بحران تقاضا مواجه هستیم. چون با توجه به جامعه‌ی فرهنگی که در حال شکل‌گیری و گسترش است، برخی از محصولاتی که ما در مورد آنها دغدغه داریم، بازار قابل قبولی ندارد. مسئله دوم، این است که اگر صنعت فرهنگ را بخواهیم در موردش کاری انجام دهیم، بسط و توسعه صنعتی آن روی پادفرهنگ جمهوری اسلامی می‌نشیند و ما هرکار بکنیم، با توجه به فرهنگ مرجع و رشدیابنده‌ی در حال‌حاضر، توسعه صنعت فرهنگ، توسعه پادفرهنگ خواهدبود و باید برای این مسئله تدبیر کنیم.مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه ادامه داد:«من طرح این مسئله را از آنجا مهم می‌دانم که «فرهنگ» در جمهوری اسلامی، مسئله‌ای امنیتی و از جنس بقاء است. به این معنی که درحقیقت وجه ممیزه نظام نسبت به دیگران، همین تمایز فرهنگی و هویت خاصی است که در بطن خود دارد. پس آن فرهنگ مرجع با عینیت رویکرد منطقی در اقتصاد که باید سودآور باشد، روی پادفرهنگ نظام می‌نشیند. اینجا این سوال پیش می‌آید که آیا اصلاً ما می‌توانیم مثل دیگران صنعت فرهنگ داشته باشیم یا نه؟ یا در مورد صنعت فرهنگ، خطای لفظی رخ داده و ما آن را دنبال می‌کنیم؟ همچنین با توجه به مواردی که ذکر کردم، رشد مثبت و افزونه رفاه اینجا چگونه تعریف می‌شود؟ از سوی دیگر، وقتی بخشی از جامعه با دلالت بر وضع معیشت و مشکلات اقتصادی، زیر خط فقر هستند و اولین عنصری که در سبد اقتصادی آنها کوچک‌تر می‌شود، صنایع فرهنگی است، باید چگونه سیاست‌گذاری کنیم که بتوانند از آن بهره‌مند شوند؟»کمیل قیدرلو در پاسخ به پرسش‌های مطروحه‌ی خود برای فهم بیشتر سخنان‌اش بیان داشت: «ما باید به خاص‌بودگی سیاستی-موقعیتی و همچنین محدودیت‌هایی که با آنها روبه‌رو هستیم، توجه کنیم».وی افزود: با همه‌ی اینها، نظام جمهوری اسلامی، نیازمند تولید محصولات فرهنگی است و باید به اقتصاد تولید محصولات فرهنگی توجه خاصی صورت گیرد و درنتیجه حمایت از آن ضروری است. ولی اگر بگوییم که این حوزه جنسش صنعتی است، این برای مدیران کشور خطای راهبردی ایجاد می‌کند، زیرا جنس صنایع فرهنگی و خلاق موردنظر از نوع جنس بازار فرهنگ‌های دیگر نیست و این محصولات نمی‌تواند در هماوردی محصولات بقیه کشورها رقابت داشته باشند، چون با این فرهنگ، جلب‌نظر بازار جهانی کار دشواری است و این امر یک ‌نهاد بازارساز می‌خواهد.وی همچنین با بیان مصادیقی از بازار محصولات فرهنگی امروز جهان در مورد خاصیت مقایسه‌ناپذیری فرهنگ مطلوب و وجه ممیزه‌ی جمهوری‌اسلامی چنین گفت: «در حال حاضر، کی‌دراما و کی‌پاپ بازار جهانی دارد و تفاوت چندانی نیز با محصولات فرهنگی بازارهای پرمخاطب غربی ندارد؛ ولی شما با این ارزش‌های فرهنگی که دارید، چگونه می‌توانید بازار جهانی را متوجه خود کنید؟ لذا واقعیت‌هایی وجود دارد که مقایسه‌پذیری را از بین می برد. اتفاقاً سیاست‌گذار باید دقت کند که جنس این حوزه صنعتی، شکست‌بازار است و در این شرایط پیچیده اگر محصول باکیفیتی متناسب با فرهنگ مطلوب ارائه می‌شود، باید از آن حمایت کند».دکتر کمیل قیدرلو به منظور توجه سیاست‌گذار به مقوله‌ی انفکاک بین فرهنگ و پادفرهنگ، با ذکر یکی از تجربه‌های بخش فرهنگی نظام چنین صحبت‌های خود را به پایان رساند: «اگر فهم اقتصادی به معنی بهره‌ورانه از ضرورت سرمایه‌گذاری نداشته باشیم، کارها و فعالیت‌ها با توجه به واقعیت‌ها، سازگاری نخواهدداشت. بنابراین، باید به‌دقت در موضوع توجه کنیم، وگرنه به‌جای محصولات فرهنگی، محصولات پادفرهنگی تولید خواهیم کرد. برای نمونه در دوره‌ای به افزایش صندلی سینما توجه شد، اما آنچه رخ داد، حکایت از آن داشت که به‌جای گسترش فرهنگ، به گسترش پاد فرهنگ کمک کرده‌ایم.»مدیر اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه در پایان، با بیان نقادانه‌ای به شیوه پرداختن دولت‌ها به بخش فرهنگی اظهار داشت: «مشکل دیگری که داریم، این است که شکست دولت‌ها یک واقعیت است. پس بعضی مواقع پول به بخش فرهنگ داده می‌شود، ولی متاسفانه انگار قرار نیست که در بخش فرهنگی کاری صورت گیرد و عهده‌داران مسئولیت در بعضی مواقع فقط دوستان‌شان را جمع می‌کنند و تقسیم کاری نمادین می‌شود که در انتخابات و غیره، دیده شود و در نهایت معلوم نیست که این بودجه صرف چه اموری شد! »با ما همراه باشید:تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</description>
                <category>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</category>
                <author>اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه</author>
                <pubDate>Wed, 01 Nov 2023 14:11:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>