<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مدرسه روانشناسی روان بنه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@centerehya</link>
        <description>مدرسه روانشناسی مجموعه ای است که تلاش می کند محیطی فراهم کند تا بتوانید آموزشی منحصر به فرد و متناسب با نیازهای تخصصی شما ارائه نماید و از آموزش و شناختی که حاصل می شود لذت ببرید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:37:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3367600/avatar/fjEGpP.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مدرسه روانشناسی روان بنه</title>
            <link>https://virgool.io/@centerehya</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روان درمانی پویشی کوتاه مدت یا ISTDP چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-istdp-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cayucb1bcosj</link>
                <description>شاید برای خیلی از افراد سوال پیش بیاید که بین روانکاوی و روانپویشی کوتاه مدت (ISTDP) کدام رویکرد و روش درمانی انتخاب بهتری است ؟ قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدیم توضیح مختصری درباره رویکرد رواندرمانی پویشی کوتاه مدت (ISTDP)خواهیم داد .رواندرمانی پویشی کوتاه‌مدت(ISTDP) چیست ؟نخستین بار توسط روانپزشک حبیب دوانلو در دهه 1960 توسعه یافت. او به دنبال روشی برای غلبه بر مقاومت بود که آن را تجلی دفاع‌های هشیار و ناخودآگاه می‌دید. با ناامیدی از طولانی و غیرقابل اعتماد بودن روانکاوی سنتی، او به دنبال مداخله‌ای کوتاه و فعال برای دسترسی به ناخودآگاه بود. از طریق مطالعه فشرده جلسات درمانی ضبط شده، او روشی یافت که معتقد بود در کوتاه‌ترین زمان ممکن بر مقاومت غلبه می‌کند.رواندرمانی پویشی کوتاه مدت ISTDP این رویکرد، برداشتی مدرن از روانکاوی کلاسیک است که می‌تواند سال‌ها به طول بیانجامد. دوانلو معتقد بود که احساسات سرکوب‌شده در ناخودآگاه منجر به علائم منفی و مشکلات شخصیتی می‌شوند. این احساسات ناخودآگاه عمدتاً نتیجه ترومای دلبستگی پردازش نشده هستند. هدف اصلی ISTDP کمک به بیمار برای غلبه بر مقاومت و رویارویی با احساسات درونی خود است. با رهایی از مقاومت، آن‌ها می‌توانند شروع به شناخت تضادهای روانی خود کرده و برای غلبه بر مشکلات خود تلاش کنند.مفاهیم اصلی در رواندرمانی پویشی کوتاه مدت ( ISTDP)بررسی اولیه یا آزمایشیبخش اول ISTDP یک مرحله ارزیابی ۲ تا ۳ ساعته است، که در آن درمانگر بر مداخله تمرکز کرده و پاسخ بیمار را با تمرکز بر ماهیت و درجه مقاومت آن‌ها بررسی میکند. سپس درمانگر می‌تواند جهت‌گیری‌های درمان را تعیین کند.فشارفشار تکنیک اصلی مورد استفاده توسط درمانگر است. این تکنیک برای سوق دادن مراجع به خارج شدن از منطقه امنش استفاده می‌شود. به این ترتیب، به مراجعین کمک می‌کند تا موقعیت هایی  را که از آن‌ها اجتناب کرده‌اند، پیدا کنند. به عنوان مثال، یک درمانگر ممکن است از بیمار افسرده‌اش بپرسد، &quot;بیایید ببینیم چه افکار و احساساتی غم شما را هدایت می‌کنند&quot;.تکنیک فشار احتمالاً اضطراب را راه اندازی میکند و مکانیسم‌های دفاعی به دنبال آن فعال میشود . هدف از تکنیک فشار، بسیج احساسات انتقال پیچیده (یعنی احساساتی که نسبت به درمانگر تجربه می‌شود که مربوط به احساسات حل نشده در مورد ترومای دلبستگی است) است. کشف این احساسات کلید درمان است.توضیح یا بینش دهیتوضیح راهی است که درمانگر به مراجع نشان می‌دهد که در چه موقعیت هایی از مقاومت استفاده می‌کند و چگونه از خود دفاع می‌کنند. این بینش دهی ضروری است زیرا مراجعان اغلب از این موضوع آگاه نیستند که از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال: درمانگر ممکن است بگوید: &quot;آیا متوجه شده‌اید که هر وقت عصبی هستید می‌خندید؟ آیا فکر می‌کنید از خنده برای پوشاندن اضطراب استفاده می‌کنید؟&quot;چالشپس از شناسایی،  مقاومت باید به چالش کشیده شود. یک چالش تلاش می‌کند تا مراجع را وادار کند تا دفاع‌های خود را کنار بگذارد تا به احساسات ناخودآگاه ترومای دلبستگی خود دست یابد. یک درمانگر ممکن است بگوید: &quot;اگر وقتی عصبی هستید نخندید، چه احساساتی را تجربه میکنید ؟&quot;باز کردن قفل ناخودآگاهبا استفاده از فشار، بینش دهی  و چالش، درمانگر تلاش می‌کند به مراجع کمک کند تا به احساسات ناخودآگاهی که پشت دفاع‌های آن‌ها پنهان شده‌اند، دست پیدا کند. هنگامی که یک بیمار می‌تواند دفاع‌های خود را کنار بگذارد و اجازه دهد احساساتش به سطح بیاید، این به عنوان باز کردن قفل ناخودآگاه شناخته می‌شود.این یک مرحله دشوار اما ضروری برای هر دو طرف، مراجع و درمانگر است. بیمار احساسات دردناک پیچیده‌ای را تجربه خواهد کرد و آن‌ها را به سمت درمانگر هدایت خواهد کرد. این احساسات که اکنون هشیار هستند ، می‌توانند مورد بررسی قرار گرفته و با مشکلات فعلی آن‌ها مرتبط شوند. این فرآیند هسته اصلی درمان با استفاده از رویکرد روانپویشی کوتاه مدت ISTDP را تشکیل می‌دهد.بازخوانیبازخوانی را به‌عنوان تثبیت فرآیند روانپویشی کوتاه مدت ( ISTDP )در نظر بگیرید. یک درمانگر ISTDPتا زمانی که ناخودآگاه باز نشود، یافته‌ها را تفسیر نمی‌کند. اما هنگامی که آن‌ها موفق به شکستن این سد شدند، با مراجع همکاری می‌کنند تا ارتباط بین احساسات درونی، مکانیسم‌های دفاعی و مشکلات فعلی مراجع را پیدا کند . بازخوانی درک آن‌ها را تقویت می‌کند، اتحاد با درمانگر را تقویت می‌کند و به تضعیف مقاومت مراجعین ادامه می‌دهد.حالا به بررسی سوال اصلی این مقاله میپردازیم که تفاوت بین روانکاوی و روان درمانی پویشی کوتاه مدت( ISTDP ) در چیست؟تفاوت روانکاوی و رواندرمانی پویشی کوتاه مدت در چیست ؟روانکاوی و روان درمانی پویشی کوتاه مدت (ISTDP) هر دو ریشه در نظریه های فروید دارند و بر اهمیت ناخودآگاه، تعارضات درونی و تجربیات گذشته در شکل گیری شخصیت و رفتار تاکید می کنند. با این حال، تفاوت های قابل توجهی بین این دو رویکرد وجود دارد.دوره اصول بالینی روانکاویروانکاویمدت      زمان: روانکاوی معمولاً یک درمان طولانی مدت است که می      تواند چندین سال طول بکشد.فرکانس      جلسات: جلسات روانکاوی اغلب چندین بار در هفته      برگزار می شود.تمرکز:     روانکاوی به دنبال درک عمیق ناخودآگاه و ریشه های اولیه مشکلات روانشناختی      است.تکنیک      ها: تکنیک های روانکاوی شامل تفسیر رویاها، تحلیل      انتقال و مقاومت است.هدف:     هدف اصلی روانکاوی، ایجاد تغییر اساسی در شخصیت و ساختار روان است.روان درمانی پویشی کوتاه مدت (ISTDP)مدت      زمان: ISTDP معمولاً یک درمان کوتاه مدت است که معمولاً کمتر از دو سال      طول می کشد.فرکانس      جلسات: جلسات ISTDP معمولاً یک یا دو بار در هفته برگزار      می شود.تمرکز: ISTDP بر روی      مشکلات فعلی و علائم بالینی تمرکز دارد و به دنبال تغییر سریع و موثر در      رفتار و احساسات است.تکنیک      ها: ISTDP از تکنیک های مستقیم و رو در رو برای مقابله با مقاومت و      تسریع روند درمانی استفاده می کند.هدف:     هدف اصلی ISTDP، کاهش علائم و بهبود عملکرد در زندگی روزمره است.چه زمانی از کدام روش استفاده کنیم؟روانکاوی:     برای افرادی مناسب است که به دنبال درک عمیق از خود و ریشه های مشکلات خود      هستند و حاضرند به یک فرآیند درمانی طولانی مدت متعهد شوند.رواندرمانی پویشی کوتاه مدت: برای      افرادی مناسب است که به دنبال تغییر سریع و موثر در علائم خود هستند و تمایل      به یک رویکرد فعال‌تر در درمان دارند.در نهایت، انتخاب بین روانکاوی و ISTDP به عوامل مختلفی از جمله شدت مشکلات، ترجیحات شخصی، و توصیه‌های درمانگر بستگی دارد.</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2024 02:21:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرزهای روانشناسی و روانپزشکی در کجا از هم جدا میشوند ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-sn7xycckfn1n</link>
                <description>روانشناسی و روانپزشکی دو حوزه مرتبط هستند که با مطالعه و درمان سلامت روان سروکار دارند، اما تفاوت‌های قابل توجهی  نیز دارند. اگرچه تمرکز هر دو بر سلامت روان است، درک تفاوت بین روانشناسی و روانپزشکی برای تصمیم‌گیری آگاهانه در هنگام جستجوی کمک برای خود یا عزیزان بسیار مهم است.تعریف و دامنه کاری روانشناسی و روانپزشکیدر اینجا تعریفی مختصر از هر دو نقش و همچنین دامنه فعالیت آن‌ها در حوزه پزشکی و سلامت روان ارائه می‌شود:روانشناسی: درک ذهن انسانروانشناسی مطالعه علمی ذهن و رفتار انسان است.این رشته شامل طیف گسترده‌ای از نظریه‌ها، روش‌شناسی‌ها و رویکردها برای درک چگونگی درک، تفکر، احساس و تعامل افراد با محیط اطراف خود است. روانشناسان جنبه‌های مختلفی از جمله شناخت، احساسات، شخصیت، رشد و تعاملات اجتماعی را بررسی می‌کنند.روانشناسی شامل زیرشاخه‌های متنوعی از جمله روانشناسی شناختی، روانشناسی رشد، روانشناسی بالینی و روانشناسی اجتماعی است که هر کدام بر جنبه‌های خاصی از عملکرد انسان تمرکز دارند.روانپزشکی: تخصص پزشکیروانپزشکی یک تخصص پزشکی است که بر تشخیص، درمان و پیشگیری از اختلالات روانی تمرکز دارد.روانپزشکان، پزشکان آموزش دیده‌ای هستند که تحصیلات تخصصی در روانپزشکی را گذرانده‌اند.آن‌ها با نگاهی پزشکی به سلامت روان می‌پردازند و عوامل بیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی موثر بر بیماری‌های روانی را در نظر می‌گیرند. آن‌ها همچنین دارو تجویز می‌کنند و از سایر مداخلات درمانی برای مدیریت شرایط سلامت روان استفاده می‌کنند. روانپزشکی اغلب شامل همکاری با سایر متخصصان مراقبت‌های بهداشتی برای ارائه مراقبت جامع به افراد دارای مشکلات سلامت روان است.رویکردهای تشخیص و درمان در روانشناسی و روانپزشکیاگرچه روانپزشکان و روانشناسان هر دو هدف مراقبت از سلامت روان شما را دارند، اما رویکردهای آن‌ها می‌تواند متفاوت باشد. در ادامه تفاوت‌های کلیدی بین روانشناسی و روانپزشکی آمده است.روانشناسی: ارزیابی و درمانروانشناسان از رویکردهای متنوعی برای تشخیص و درمان مشکلات سلامت روان استفاده می‌کنند. آن‌ها بر درک افکار، احساسات و رفتارهای فرد برای انجام یک ارزیابی جامع تمرکز می‌کنند. ارزیابی‌های روانشناختی شامل ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه، پرسشنامه و آزمون‌های روانشناختی برای جمع‌آوری اطلاعات و ارزیابی عملکرد شناختی، ویژگی‌های شخصیتی و سلامت عاطفی است.بر اساس یافته‌های ارزیابی، روانشناسان از رویکردهای درمانی مبتنی بر شواهد استفاده می‌کنند. روانشناسان ممکن است از تکنیک‌های درمانی مختلفی از جمله درمان شناختی- رفتاری (CBT)، روانکاوی، درمان انسان‌گرا و خانواده‌درمانی استفاده کنند که متناسب با نیازها و اهداف فرد باشد.روانپزشکی: تشخیص و دارو درمانیروانپزشکان از یک رویکرد پزشکی برای تشخیص و درمان اختلالات سلامت روان استفاده می‌کنند. آن‌ها از تکنیک‌های تشخیصی مانند مصاحبه‌های بالینی برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد علائم فرد، سابقه پزشکی و عوامل روان‌اجتماعی استفاده می‌کنند. روانپزشکان جنبه‌های بیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی موثر بر بیماری‌های روانی را برای تشخیص دقیق، ارزیابی می‌کنند.روانپزشکان پاسخ فرد به دارو را تحت نظر می‌گیرند، دوزها را تنظیم می‌کنند و ارزیابی و حمایت مداوم دارند. در برخی موارد، روانپزشکان با روانشناسان و سایر متخصصان سلامت روان همکاری می‌کنند تا یک رویکرد درمانی جامع را ارائه دهند که شامل دارو درمانی و رواندرمانی باشد.در نتیجه، روانپزشکان و روانشناسان معمولاً با هم همکاری می‌کنند و نقش‌های مکمل در درمان افراد ایفا می‌کنند و اغلب در مورد پیشرفت مراقبت با هم ارتباط برقرار می‌کنند. برخی روانپزشکان علاوه بر دارودرمانی، روان‌درمانی نیز ارائه می‌دهند.چگونه بفهمم که باید به روانپزشک مراجعه کنم یا روانشناس؟برخی شرایط پیچیده وجود دارند که معمولاً نیاز به مراقبت روانپزشکی، از جمله دارو درمانی، دارند. روان‌پریشی، اختلال دوقطبی و اختلال طیف اوتیسم از جمله آن‌ها هستند، اگرچه این شرایط ممکن است نیاز به روان‌درمانی را نیز داشته باشند. بسیاری از شرایط دیگر، از جمله فوبیا، حملات پنیک و سایر اشکال اضطراب، و همچنین افسردگی، به خوبی به روان‌درمانی پاسخ می‌دهند. پس از ارزیابی اولیه که شامل تاریخچه مشکل فعلی است، روانشناس یا روانپزشک در مورد بهترین روش مراقبت تصمیم‌گیری خواهد کرد؛ گاهی اوقات، دارو برای آماده‌سازی مسیر برای درمان تجویز می‌شود.هم روانشناسان و هم روانپزشکان به طور فزاینده‌ای آنچه را که تحقیقات نشان می‌دهند، در نظر می‌گیرند - که اختلال روانی پیچیده است و از تعامل عوامل بسیاری از جمله مستعد بودن ژنتیکی، وضعیت فیزیولوژیکی، واکنش به استرس، حافظه و سایر فرایندهای ذهنی، تجربه اجتماعی، عوامل سبک زندگی مانند تغذیه، خواب و فعالیت بدنی، و شرایط عمومی محیطی مانند شرایط اقتصادی اجتماعی و نژادپرستی ناشی می‌شود.چگونه یک روانشناس یا روانپزشک متخصص پیدا کنیم؟برای یافتن بهترین روانشناس باید زمان بگذاریدیکی از مطمئن‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن یک ارائه‌دهنده درمان، پرسیدن از دوستان یا اعضای خانواده است که با موفقیت یک دوره‌ی درمان برای مشکل خود داشته اند و همینطور میتوانید با مراجعه به سایت مرکز مشاوره احیا از روانشناسان و متخصصین مجرب سلامت روان اطلاع پیدا کنیدنتیجه‌گیرییادگیری تفاوت بین روانشناسی و روانپزشکی به شما امکان می‌دهد، رویکردهای متمایز برای درمان سلامت روان را درک کنید. در حالی که روانشناسان بر ارزیابی و درمان تمرکز دارند، روانپزشکان تخصص پزشکی و مداخلات دارویی را به همراه می‌آورند. همکاری بین این حوزه‌ها همراه با سایر مشاغل سلامت روان برای ارائه مراقبت جامع و رسیدگی به نیازهای متنوع افراد مبتلا به چالش‌های سلامت روان ضروری است.</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2024 00:56:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانکاوی وینیکات</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AA-icv2ap8m8kmx</link>
                <description>نگاهی مختصر به زندگینامهدونالد وودز وینیکات پزشک کودکان و جزو اولین کسانی بود که در اواخر دهه 1920 آموزش روانکاوی دید. سهم وینیکات در تکامل روانکاوی، یک گسست چشمگیر از نظریه کلاسیک فرویدی را نشان می‌دهد. از سال ۱۹۴۵ به بعد، پس از مباحثات جنجالی، مقالات علمی وینیکات رویکردی روانکاوی خاص را شکل داد که با سنت مستقل مرتبط است.در حالی که تمرکز فروید بر جنسیت‌پذیری و عقده ادیپ بود، وینیکات بر سال‌های اولیه زندگی  تاکید کرد و با یافته‌های بالینی روانکاوی خود اهمیت نقش والدین در روابط ابژه‌ای اولیه را روشن ساخت. در نتیجه، محور اصلی دیدگاه وینیکات رابطه والد-کودک است.وینیکات در ۷ آوریل ۱۸۹۶ در پلیموث متولد شد.  خانواده وینیکات مرفه و ظاهراً شاد بودند، اما در پشت این ظاهر، وینیکات خود را تحت فشار مادرش که مستعد افسردگی بود و همچنین توسط دو خواهر و پرستارش سرکوب شده می‌دید . تأثیر پدرش به‌عنوان یک آزاداندیش مبتکر بود که خلاقیت پسرش را تشویق می‌کرد.وینیکات خود را یک نوجوان آشفته توصیف کرد که در واکنش به «خوب بودن» خود، محدودکننده بود که از تلاش برای تسکین خلق و خوی تاریک مادرش به دست آمده بود. او برای اولین بار هنگام تحصیل در مدرسه شبانه‌روزی لای در کمبریج، پس از شکستن ترقوه و ثبت این موضوع در دفتر خاطرات خود که آرزو داشت بتواند خودش را درمان کند، به فکر تحصیل پزشکی افتاد.او در سال ۱۹۱۴ تحصیلات پیش‌بالینی خود را در رشته زیست‌شناسی، فیزیولوژی و آناتومی در کالج جیسوس کمبریج آغاز کرد، اما با شروع جنگ جهانی اول، تحصیلاتش با تبدیل شدن او به یک کارآموز پزشکی در بیمارستان موقت کمبریج قطع شد. در سال ۱۹۱۷، او به عنوان افسر پزشکی در ناو شکارچی اچ‌ام‌اس لوسیفر به نیروی دریایی سلطنتی پیوست.پس از فارغ‌التحصیلی از کمبریج با مدرک درجه سوم، تحصیلات خود را در پزشکی بالینی در کالج پزشکی بیمارستان سنت بارثولومئو در لندن آغاز کرد. در طول این مدت، او از مربی خود هنر گوش دادن دقیق، هنگام گرفتن سابقه پزشکی از بیماران را آموخت، مهارتی که بعداً آن را به‌عنوان پایه و اساس کار خود به‌عنوان یک روانکاو شناسایی کرد.وینیکات نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری نظریه‌های رشد روانی کودک ایفا کرده است. وی با تمرکز بر اهمیت روابط اولیه کودک با مادر و مراقبین، به درک عمیق‌تری از چگونگی شکل‌گیری شخصیت و هویت فرد رسید. در ادامه این مقاله به برخی از مهم ترین  مفاهیم در نظریه وینیکات میپردازیممفاهیم کلیدی در نظریه وینیکاتمادر &quot;به اندازه کافی خوب&quot;وینیکات تشخیص داد که &quot;مادر فداکار معمولی&quot; کامل نیست و بنابراین، به طور اجتناب‌ناپذیری در مراقبت از نوزاد خود اشتباهاتی خواهد کرد.   ایده‌ی &quot;مادر به اندازه کافی خوب&quot; از زمان ابداع آن توسط وینیکات تاکنون به والدین آرامش بخشیده است.با در دسترس گذاشتن سینه (یا شیشه شیر) خود در زمان مناسب، مادر (یا جایگزین مادر) به نوزاد امکان می‌دهد باور کند که او &quot;جهان خود را از نیاز خود خلق کرده است&quot;. سپس نوزاد این &quot;توهم&quot; را تجربه می‌کند که : &quot;من سینه را خلق کردم!&quot;، &quot;من دنیا را خلق کردم!&quot;در رشد سالم، مادر، پدر و سایر افراد که &quot;به اندازه کافی خوب&quot; هستند ، همه در انتقال و سازگاری کودک با واقعیت دنیای بیرون کمک خواهند کرد. وینیکات این رشد را &quot;ناامیدی ضروری&quot; توصیف می‌کند.همچنین وینیکات بر اهمیت نقش مادر در فراهم کردن محیطی امن و پاسخگو برای کودک تاکید می‌کند.او معتقد است که مادر خوب به اندازه کافی، نیازهای کودک را به طور کامل برآورده می‌کند و به او اجازه می‌دهد تا احساس امنیت و اعتماد به نفس کندعشق فداکارانه معمولی مادر… برای حس اعتماد و تداوم کودک اهمیت زیادی دارد.شیء انتقالیشاید شناخته‌شده‌ترین ایده وینیکات توضیح عادت کودک به وابستگی شدید به یک پتو یا اسباب‌بازی مورد علاقه باشد. تعامل با این شیء مادی، تمایل به کاهش اضطراب و همچنین کمک به کودک در سازگاری با تغییر دارد.بسیاری از والدین تأیید خواهند کرد که چیزی که برای آن‌ها یک تکه پتوی بدبو است، ممکن است برای کودک بسیار مهم شود. هرگونه تغییر در این شیء ممکن است باعث اضطراب و ناراحتی کودک شود.وینیکات تأکید می‌کند که خود شیء ارزشمند کودک «انتقالی» نیست، بلکه شیء انتقالی نشان‌دهنده دستاوردی در رشد است که آغاز درک نوزاد از مادر به عنوان کسی خارج و جدا از خود است.ورود شیء انتقالی به زندگی عاطفی کودک بسیار مهم است، زیرا نشانه‌ای از «رشد شخصی» و «زندگی خلاق» است. به این ترتیب، برای مثال، یک پتوی خاص توسط کودک هم به عنوان یک پتوی معمولی و هم به عنوان چیزی خاص و تقریباً جادویی در نظر گرفته می‌شود. مراقبت کافی از کودک شامل درک و قدردانی بزرگسال از این ایده است.خود کاذب و خود حقیقیوینیکات در کنار نظریه‌های خود درباره پرورش «کافی‌مآبانه»، به آنچه او شکست محیطی در مراحل مختلف رشد (عاطفی) کودک می‌نامد، می‌پردازد. در ابتدایی‌ترین مرحله نوزادی، زمانی که کودک در حالت «وابستگی مطلق» به مادر است، چنین ناکامی می‌تواند تأثیرات بسیار جدی بر رشد بعدی داشته باشد.او وضعیت «مادرگری ناکافی» را به عنوان وضعیتی توصیف می‌کند که در آن مادر (آگاهانه یا ناخودآگاه) قادر به پاسخگویی مناسب به رفتار خودجوش نوزاد (خود حقیقی) نیست، بلکه تمایل به تحمیل خواسته‌ها و آرزوهای خود (مثلاً برای یک کودک «ایده‌آل») دارد. این ممکن است منجر به سازگاری نوزاد بر اساس «تطابق» (خود کاذب) و بعدها در بزرگسالی، به از دست دادن احساس خودمختاری و تمامیت شخصی شود.با این حال، درجه‌ای از خود کاذب در همه افراد با خود حقیقی همزیستی دارد. مانند همه دفاع‌ها، احساس کاذب می‌تواند از خود حقیقی محافظت کند، اما همچنین می‌تواند به شدت آسیب‌زننده شود و در مواقع استرس، منجر به فروپاشی و نیاز به کمک روان‌درمانی شود.خود حقیقی شاید پیچیده‌ترین ایده وینیکات باشد. او آن را به عنوان بخشی ضروری پنهان، خصوصی و سری شخصیت توصیف می‌کند. این با «زندگی» در «فرد» مرتبط است و چیزی است که «احساس واقعی» را ایجاد می‌کند. او اضافه می‌کند که این خود  باید توسط هر فردی برای خودش کشف شود.از طریق بیان هنری ما می‌توانیم امیدوار باشیم که در تماس بمانیم با خودهای بدوی ما که از آن شدیدترین احساسات و حتی حساسیت‌های ترسناک دقیق سرچشمه می‌گیرند و ما واقعاً فقیر هستیم اگر فقط عاقل باشیم.ظرفیت دلسوزیدر زندگی اولیه نوزاد سالم، مرحله بسیار مهمی از رشد با آغاز «ظرفیت دلسوزی» مشخص می‌شود. بین حدود پنج ماهگی تا دو سالگی، کودکان به تدریج حس مسئولیت شخصی نسبت به اعمال خود را توسعه می‌دهند.وینیکات می‌گوید که دلسوزی «به عنوان یک تجربه بسیار پیچیده در زندگی نوزاد ظاهر می‌شود». منظور او این است که نوزاد توانایی تجربه گناه را به شیوه‌ای کودکانه توسعه داده است. در این مرحله، نوزاد به تدریج از «من» به عنوان چیزی جدا از «غیر من» و از مادر به عنوان فردی با نیازها و خلق‌وخوی خاص خود آگاه می‌شود.نوزاد همچنین متوجه بیان «عشق پیچیده با نفرت» نسبت به مادر شده است. با غنی‌سازی و پالایش این آگاهی، «منجر به ظهور دلسوزی می‌شود». ظرفیت جدید نوزاد برای تجربه «گناه» ابتدایی با «آسیبی که احساس می‌شود به فرد محبوب در حالت‌های هیجان وارد می‌شود» مرتبط است.با عشق و مراقبت مادر در طول زمان است که نوزاد سالم می‌تواند «میل شخصی به دادن، ساختن و ترمیم» را کشف کند.دستیابی به دلسوزی نیاز دارد که دو جنبه از مادر در ذهن نوزاد با هم ترکیب شوند. اولی توانایی مادر در پذیرش و تحمل انگیزه‌های طبیعی دوست‌داشتنی و پرخاشگرانه نوزاد است. دومی توانایی مادر برای مراقبت عاشقانه عمومی و مدیریت روزمره نوزاد است.برخی از روانشناسان برجسته‌ای که به طور مستقیم به نظریات وینیکات پرداخته‌اند و آن را توسعه داده‌اند:مکتب      بریتانیایی روانکاوی: بسیاری از اعضای این مکتب، از جمله همکاران و      شاگردان مستقیم وینیکات مانند مری آینزورث و جان بالبی، به طور گسترده به      توسعه نظریات او پرداخته‌اند.روانشناسان      مطالعه کننده پیوستگی و دلبستگی: مری آینزورث به عنوان یکی از شاگردان وینیکات،      با انجام مطالعات مشهور خود بر روی پیوستگی و دلبستگی، تأثیر بسزایی بر      روانشناسی کودک گذاشت.روانکاوان      شی‌ء: روانکاوانی مانند هانا سگال و ملانی کلاین، با      تمرکز بر روابط اولیه و تأثیر آن‌ها بر شخصیت، به طور قابل توجهی از نظریات      وینیکات در مورد اشیاء انتقال و فرایندهای انتقال داخلی بهره برده‌اند.دوره آموزشی روانکاوی وینیکات در مدرسه روانشناسی ران بنه</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Sat, 17 Aug 2024 23:37:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگینامه فروید خالق روانکاوی</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-ktjapyrvuitg</link>
                <description>برای درک میراث فروید یعنی روانکاوی، مهم است که ابتدا نگاهی به زندگینامه زیگموند فروید بیندازیم. تجربیات او بسیاری از نظریه‌هایش را شکل داد، بنابراین یادگیری بیشتر درباره زندگینامه فروید و زمانه‌ی  او می‌تواند به درک عمیق‌تری از ریشه‌های نظریه‌ی او منجر شود.شرحی از زندگینامه فرویدزیگموند فروید در سال ۱۸۵۶ در شهری به نام فرایبرگ در موراویا - که اکنون جمهوری چک شناخته می‌شود - متولد شد. او بزرگترین فرزند از هشت فرزند بود. خانواده او چند سال پس از تولدش به وین نقل مکان کردند و او بیشتر عمر خود را در آنجا گذراند.فروید مدرک پزشکی گرفت و به عنوان پزشک در وین مشغول به کار شد. او در سال ۱۸۸۵ به عنوان مدرس بیماری‌های عصبی در دانشگاه وین منصوب شد.پس از گذراندن زمانی در پاریس و شرکت در سخنرانی‌های ژان-مارتن شارکو، نورولوژیست فرانسوی، فروید بیشتر به نظریه‌هایی علاقه‌مند شد که ذهن انسان را توضیح می‌دادند (که بعدها با کار او در روانکاوی مرتبط شد).فروید سرانجام پس از اینکه جامعه پزشکی وینی نظریه‌هایی را که او از پاریس آورده بود (به ویژه آنچه در آن زمان هیستری نامیده می‌شد) رد کرد، از دانشگاه کناره گیری کرد. فروید به انتشار آثار تاثیرگذار خود در زمینه نورولوژی از جمله &quot;درباره آفازی: یک مطالعه انتقادی&quot; پرداخت که در آن اصطلاح آگنوزی را ابداع کرد که به معنای ناتوانی در تفسیر احساسات است.در سال‌های بعد، فروید و همکارش یوزف بروئر &quot;گزارش مقدماتی&quot; و &quot;مطالعات هیستری&quot; را منتشر کردند. زمانی که دوستی آن‌ها پایان یافت، فروید به انتشار آثار خود در مورد روانکاوی ادامه داد.فروید و خانواده‌اش به دلیل تبعیض علیه یهودیان وین را ترک کردند. او در سال ۱۹۳۸ به انگلستان مهاجرت کرد و در سال ۱۹۳۹ درگذشت.زیگموند فروید و روانکاویایده‌های فروید تأثیر بسیار زیادی بر روانشناسی داشت تا جایی که یک مکتب فکری کامل از کار او ظهور کرد: روانکاوی.روانکاوی تأثیر ماندگاری بر مطالعه روانشناسی و عمل روان درمانی داشته است. روانکاوی به دنبالِ آوردن اطلاعات ناخودآگاه به آگاهی هوشیار برای القای کاتارسیس بود. کاتارسیس آزادسازی احساسی است که می‌تواند منجر به تسکین ناراحتی روانی شود.تحقیقات نشان داده است که روانکاوی می‌تواند یک درمان موثر برای تعدادی از اختلالات سلامت روان باشد. خودکاوی که در فرآیند درمان وجود دارد می‌تواند به افراد کمک کند تا رشد و بهبود طولانی مدت کسب کنند.نظریه‌های فرویدنظریه های فروید تأثیرگذار بودند اما در طول زندگی فروید و پس از آن مورد انتقادهای زیادی قرار گرفتند. با این حال، ایده‌های او به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ ما تبدیل شده‌اند و اصطلاحاتی مانند &quot;لغزش های فرویدی&quot;، &quot;سرکوب&quot; و &quot;انکار&quot; به طور منظم در زبان روزمره استفاده می‌شوند.کارگاه فرویدخوانینظریه‌های فروید عبارتند از:ناخودآگاه: این یکی از ماندگارترین ایده‌های اوست که ذهن مخزنی از افکار، خاطرات و احساساتی است که خارج از آگاهی ذهن خودآگاه قرار دارند.شخصیت: فروید  پیشنهاد کرد که شخصیت از سه عنصر اصلی تشکیل شده است: اید، ایگو و سوپر ایگو .  ایگو حالت خودآگاه، اید ناخودآگاه است و سوپر ایگو چارچوب اخلاقی یا اخلاقی است که      نحوه عملکرد خود را تنظیم می‌کند. تعارضات و تعاملات بین این بخش‌ها شخصیت فرد را تشکیل می‌دهند.غریزه‌های زندگی و مرگ: فروید ادعا کرد که دو دسته غریزه، زندگی و      مرگ، رفتار انسان را تعیین می‌کنند.      غریزه‌های زندگی شامل تولید مثل جنسی، بقاء و لذت      است؛ غریزه‌های مرگ شامل پرخاشگری، خودآزاری و تخریب است.رشد روان‌جنسی: نظریه فروید در مورد رشد روان‌جنسی بیان می‌کند      که پنج مرحله رشد وجود دارد که شخصیت‌ها و خود جنسی افراد در آن تکامل می‌یابند. این مراحل عبارتند از مرحله      دهانی، مرحله مقعدی، مرحله آلت تناسلی، مرحله نهفته و مرحله تناسلی.مکانیسم‌های  دفاعی: فروید پیشنهاد کرد که افراد از مکانیسم‌های      دفاعی برای اجتناب از اضطراب استفاده می‌کنند.      این مکانیسم‌ها شامل جابجایی، سرکوب، تصعید، واپس      روی و بسیاری دیگر است.بیماران زیگموند فرویدفروید ایده‌های خود را بر اساس مطالعات موردی بیماران خود و همکارانش بنا نهاد. این بیماران به شکل دادن نظریه‌های او کمک کردند و بسیاری از آن‌ها شناخته شده‌ هستند. برخی از این افراد عبارتند از:آنا او (با نام واقعی برتا پاپنهایم)دورا (با نام واقعی یدا بائر)هانس کوچک (با نام واقعی هربرت گراف)مرد موش (با نام واقعی ارنست لانزر)مرد گرگ (با نام واقعی سرگئی پانکجف)آنا او در واقع هرگز بیمار فروید نبود. او بیمار یوزف بروئر، همکار فروید بود. این دو مرد اغلب در مورد علائم آنا او مکاتبه می‌کردند و در نهایت کتاب مطالعات هیستری را درباره مورد او منتشر کردند. این تکنیک به نام گفتاردرمانی از طریق کار و مکاتبات آن‌ها ظهور کرد.آثار مهم فرویدنوشته‌های فروید بسیاری از نظریه‌ها و ایده‌های اصلی او را تشریح می‌کنند. کتاب مورد علاقه‌ی شخصی او «تعبیر خواب» بود. او در این باره نوشت: «[این کتاب] حاوی ارزشمندترین تمام اکتشافاتی است که خوش‌شانس بودم آن‌ها را انجام دهم. چنین بینشی تنها یک بار در طول عمر نصیب آدمی می‌شود.»برخی از کتاب‌های مهم فروید عبارتند از:«تمدن و نارضایتی‌های آن»«تعبیر خواب»«روان‌پریشی زندگی روزمره»«توتم و تابو»دیدگاه‌های فرویدفروید در خارج از حوزه روانشناسی، در مورد طیف وسیعی از موضوعات نوشته  و نظریه‌پردازی کرده است . او همچنین در مورد موضوعاتی از جمله سکس، خواب، دین، زنان و فرهنگ نوشت و نظریه‌هایی را در این زمینه‌ها توسعه داد.فروید هم در طول زندگی خود و هم پس از آن، به دلیل دیدگاه‌هایش در مورد زنان، زنانگی و جنسیت زنانه مورد انتقاد قرار گرفت. یکی از مشهورترین منتقدان او روانشناس کارن هورنای بود، که دیدگاه او مبنی بر اینکه زنان از «حسادت آلت تناسلی» رنج می‌برند را رد کرد. طبق گفته فروید، حسادت آلت تناسلی پدیده‌ای بود که زنان با دیدن بدن برهنه مرد تجربه می‌کردند، زیرا احساس می‌کردند که خودشان باید «پسران اخته ‌شده» باشند و آرزوی داشتن آلت تناسلی خود را داشتند. هورنای در عوض استدلال کرد که مردان دچار «حسادت رحم» می‌شوند و به دلیل ناتوانی در بچه‌دار شدن احساس حقارت می‌کنند.· فروید یهودی متولد و بزرگ شد، اما خود را در بزرگسالی آتئیست توصیف کرد. او در مورد دین نوشت: «تمام این موضوع آنقدر کودکانه و بیگانه با واقعیت است که برای هر کسی که نسبت به بشریت نگرش دوستانه‌ای دارد، فکر کردن به اینکه اکثریت قریب به اتفاق فانیان هرگز نمی‌توانند از این دیدگاه زندگی فراتر روند، دردناک است.»روانشناسان تحت تأثیر فرویدعلاوه بر نظریه‌های بزرگ و گسترده‌ی او درباره‌ی روانشناسی ، فروید بر تعدادی از افراد تأثیر گذاشت که بعدها به برخی از بزرگ‌ترین متفکران روانشناسی تبدیل شدند. برخی از روانشناسان برجسته‌ای که تحت تأثیر زیگموند فروید بودند عبارتند از:آلفرد      آدلرآنا      فرویدکارل      یونگاریک      اریکسونارنست      جونزملانی کلایناتو رانکدر حالی که کارهای فروید امروزه اغلب به عنوان غیرعلمی رد می‌شود، هیچ شکی نیست که او تأثیر بسزایی نه تنها بر روانشناسی بلکه بر فرهنگ گسترده‌تر نیز داشته است. بسیاری از ایده‌های فروید آنقدر در روان عمومی نهادینه شده‌اند که اغلب فراموش می‌کنیم که ریشه‌های آن‌ها در سنت روانکاوی او است.سخن پایانیاگرچه نظریه‌های فروید همواره موضوع بحث و جدل‌های فراوانی بوده است، اما تأثیر او بر روانشناسی، درمانگری و فرهنگ غیرقابل انکار است. همانطور که ویلیام باتلر ییتس در شعر معروف خود در سال ۱۹۳۹ به نام &quot;در یادبود زیگموند فروید&quot; نوشت:برای کسی که این همه سال در میان دشمنان زیسته است، اگرچه اغلب اشتباه می‌کرد و گاهی مضحک بود، اما برای ما دیگر فردی نیست بلکه کلّیتی از افکار است که زیر سایه‌ی آن زندگی‌های متفاوت خود را می‌گذرانیم... دوره اموزشی روانکاوی مدرسه روانشناسی روان بنه </description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Sat, 17 Aug 2024 00:56:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه کنترل اضطراب خودم را به دست بگیرم  ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-o8bmuwp4sozm</link>
                <description>اضطراب بخشی از زندگی است -- همه ما هر از گاهی آن را احساس می کنیم. اما چند چیز وجود دارد که با آن می توانید سعی کنید به آکنترل اضطراب خود کمک کنید. اگر اغلب مضطرب هستید و به نظر می رسد هیچ چیز کمکی نمی کند، با پزشک خود در مورد راه های دیگر مدیریت آن صحبت کنید.اضطرابراه حل هایی برای کنترل اضطراب خود ورزش برای کنترل اضطرابلازم نیست برای المپیک تمرین کنید - یک پیاده روی 10 دقیقه‌ای می‌تواند به خوبی به خوبی یک تمرین 45 دقیقه‌ای انجام دهد. هر دو می توانند برای چند ساعت احساس بهتری داشته باشید، مانند آسپرین برای سردرد. و اگر به طور منظم - حداقل 3 بار در هفته - ورزش کنید، در وهله اول کمتر احساس اضطراب می کنید.فضای باز بزرگحتی یک گیاه در اتاق، یا تصاویری از طبیعت، می تواند باعث شود کمتر احساس اضطراب، عصبانیت یا استرس داشته باشید. اما بهتر است از آنجا خارج شوید. شما خلق و خوی خود را تقویت می کنید و می تواند فشار خون، ضربان قلب، تنش عضلانی و هورمون های استرس را کاهش دهد، که همگی هنگام مضطرب بالا می روند.باغبانی میتواند در کنترل اضطراب موثر باشدبرو بیرون و دستت را در خاک فرو ببر. باغبانی باعث می شود مغز شما مواد شیمیایی تقویت کننده خلق و خو را آزاد کند که می تواند به آرام کردن اضطراب شما کمک کند. به علاوه، کمی ورزش خواهید کرد و زمانی را در خارج از منزل سپری خواهید کرد، که هر دوی این موارد می تواند برای شما نیز مفید باشد. اگر لکه خاک خود را ندارید، با یک باغ محلی تماس بگیرید -- آنها از کمک خوشحال خواهند شد.ارتباط جنسی در کنترل اضطراب نقش داردممکن است زمانی که مضطرب هستید این آخرین چیزی باشد که به ذهنتان می رسد، اما رابطه جنسی می تواند پاسخ استرس بدن شما را کاهش دهد. و یک زندگی جنسی سالم، به ویژه با یک شریک متعهد، می تواند به شما کمک کند شادتر و سالم تر شوید، و همچنین می تواند به دور کردن اضطراب کمک کند.مراقبه کردن و درمان اضطراباین یکی از راه‌هایی است که می‌توانید نگرانی‌هایتان را کم‌کم کنید تا از آن‌ها آگاه باشید اما مانعی برای شما ایجاد نکند. مدیتیشن به شما کمک می کند تا روی نفس خود تمرکز کنید و ذهن خود را از افکار دور نگه دارید. وقتی یک نگرانی پنهانی وارد می شود، سعی می کنید به سرعت آن را رد کنید و سر خود را پاک کنید.یوگااین نوعی مدیتیشن است: بدن خود را در موقعیت های خاصی قرار می دهید که می تواند عضلات و سایر بافت های شما را تقویت و کشش دهد. در عین حال سعی می کنید نفس خود را آرام نگه دارید. می تواند ضربان قلب و فشار خون شما را کاهش دهد و شما را کمتر مضطرب کند. اما برخی از پوزیشن‌های یوگا وجود دارد که اگر شرایط خاصی دارید نباید انجام دهید، بنابراین قبل از شروع با پزشک خود صحبت کنید.طب سوزنیاین می تواند به شما کمک کند تا آرامش داشته باشید - تا زمانی که از فکر سوزن زدن خیلی مضطرب نباشید. یک متخصص طب سوزنی سوزن های بسیار ظریفی را در نقاط خاصی از بدن شما قرار می دهد. گاهی اوقات از تحریک الکتریکی نیز برای کاهش تنش عضلانی و عصبی استفاده می شود.رایحه درمانیبوهای ساده مانند اسطوخودوس، بابونه و گلاب ممکن است به آرامش شما کمک کند. آنها از روغن های غلیظی می آیند که می توانید تنفس کنید یا روی پوست خود بمالید. دانشمندان فکر می کنند که پیام های شیمیایی را به بخش هایی از مغز ارسال می کنند که بر خلق و خو و احساسات تأثیر می گذارد.ماساژ به شدت در کنترل اضطراب موثر استدرمانگران با دست، انگشتان، ساعد، آرنج و گاهی اوقات حتی پاها، ماهیچه‌ها و سایر بافت‌های نرم را فشار می‌دهند، می‌مالند، می‌فشارند و فشار می‌دهند. می تواند به درد عضلات و سایر مسائل کمک کند و ممکن است به کاهش اضطراب و استرس کمک کند.بیوفیدبک یک روش درمانی غیر تهاجمی قطعییک درمانگر آموزش دیده شما را راهنمایی می کند تا به چیزهایی فکر کنید که شما را مضطرب می کند، در حالی که یک کامپیوتر امواج مغزی شما را می خواند و به شما بازخورد می دهد. با درمانگر خود، استراتژی‌های آرام‌بخش را تمرین می‌کنید و بازخوردها را در رایانه تماشا می‌کنید تا ببینید چگونه کار می‌کنند. با گذشت زمان، این می تواند به شما در کنترل اضطراب کمک کند.خوابمغز شما را شارژ می کند و خلق و خو و تمرکز شما را تقویت می کند، و اگر به اندازه کافی از آن استفاده کنید، کمتر مضطرب خواهید شد. هر روز 7 تا 9 ساعت را مسدود کنید. برای خواب بهتر، همزمان به رختخواب بروید و از خواب بیدار شوید. اتاق خود را خنک، تاریک و ساکت نگه دارید و قبل از خواب تلویزیون تماشا نکنید و از کامپیوتر استفاده نکنید. ورزش منظم همچنین می تواند به خواب کمک کند، اما سعی کنید آن را صبح ها و بعدازظهرها انجام دهید - تمرینات شبانه می تواند خواب شما را مختل کند.مصرف الکل را محدود کنیدممکن است چند نوشیدنی برایتان آرامش‌بخش باشد، اما مصرف بیش از حد آن می‌تواند مغز شما را دوباره سیم‌کشی کند و شما را مضطرب‌تر کند. نوشیدن زیاد مشروبات الکلی همچنین می تواند بر زندگی کاری و خانگی شما تأثیر بگذارد و باعث مشکلات سلامتی دیگری شود که می تواند بر اضطراب شما بیفزاید. بیش از یک نوشیدنی در روز برای زنان، 2 نوشیدنی برای مردان، یک قانون کلی است.اولویت ها بندی کنیدمشخص کنید که باید فوراً چه کاری انجام دهید و چه چیزی می تواند منتظر بماند. لیست کارهایی که باید انجام دهید می تواند به شما کمک کند پروژه های بزرگ را به کارهای کوچکتر تقسیم کنید و شما را روی کارهای بعدی متمرکز نگه دارد. در صورت نیاز از کمک بخواهید و چیزهایی را که چندان مهم نیستند رها کنید.برای مشاوره درمان اضطراب کلیک کنید</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2024 23:58:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضطراب امتحان یا استرس آزمون چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nel37nkpmu2v</link>
                <description>اضطراب امتحان و آزمونتجربه اضطراب امتحان یا آزمون در همه سنین به عبارت دیگر، سطح معینی از اضطراب امتحان یا آزمون در واقع یک پاسخ معمول و اغلب طبیعی به امتحانات است. درجاتی از انرژی عصبی و تنش به طور کلی برای ایجاد انگیزه در ما برای مطالعه، تکمیل امتحانات و عملکرد خوب در امتحانات مورد نیاز است - مهم است که به یاد داشته باشید که اضطراب امتحان بد نیست.بنابراین، پاسخ کوتاه این است که اکثر مردم سطحی از اضطراب مربوط به امتحانات را دارند که طبیعی است، اما زمانی که اضطراب توانایی ما را برای حضور، مشارکت یا انجام امتحانات به دلیل اثرات و علائم آن مانع شود، می تواند مشکل ساز شود.علل بالقوه ابتلا اضطراب امتحاندلایل زیادی می تواند وجود داشته باشد که یک فرد ممکن است در رابطه با امتحانات به سطوح بالایی از اضطراب مبتلا شود. گاهی اوقات فشارهایی که از طرف خود فرد وارد می‌شود (مانند کمال‌گرایی)، یا حتی خانواده یا دوستان آنها نیز می‌تواند به میزان اضطراب تجربه شده در امتحانات کمک کند.اضطراب امتحان همچنین ممکن است پس از یک تجربه منفی امتحان تشدید شود که اعتماد به نفس ایجاد شده باشد. عدم آمادگی یا کمبود مطالعه نیز می تواند احساس درماندگی و استرس ما را افزایش دهد.مانند هر مسئله سلامت روانی - زیست شناسی، شخصیت ما و تجربیات زندگی ما نقش دارند. برخی از افراد نگران هستند یا ممکن است بیشتر مستعد ابتلا به اضطراب امتحان باشند، اما این بدان معنا نیست که با تمرین و حمایت نمی توان آن را مدیریت و بهبود بخشید.علائم اضطراب امتحانعلائم زیادی وجود دارد که افراد ممکن است در هنگام تجربه اضطراب امتحان داشته باشند و ممکن است قبل، در حین و/یا بعد از امتحانات رخ دهند. در زیر برخی از علائم شایع گزارش شده آورده شده است.علائم عاطفیاحساس عصبی بودن، بی قراری یا غرق شدناحساس هراس یا تجربه حملات پانیکاحساس ناراحتی یا درماندگیاحساس شرم یا گناهعلائم فیزیکیافزایش ضربان قلبتنش عضلانی در سراسر بدنحالت تهوع و/یا تغییرات گوارشیخستگی بدون فعالیت بدنیافزایش تعریقدشواری در تنفس یا سفتی در قفسه سینهاز دست دادن اشتها یا پرخوریسبکی سر یا احساس سرگیجهتغییرات خواب (بیش از خواب یا کم خوابی یا اختلال در خواب).علائم شناختیمشکلات در تمرکز و/یا توجهمشکلات در یادآوری یا پردازش اطلاعات کلیدی (خالی شدن)افکار غیر منطقی یا غیر مفیدمشغول شدن به افکار شکستنگرانی در مورد محدودیت زمانی یا نتیجه امتحانمقایسه با دیگران در هنگام تستقادر به یادآوری پاسخ های امتحان پس از پایان امتحان.علائم رفتاریقدم زدن یا بی قراری (لرزش پا، افزایش فعالیت).بیدار ماندن از شب قبل به این امید که به بهبود نمرات شما یا کاهش اضطراب کمک کند.کناره گیری از دیگران یا وسواس در مورد مطالعهبه تعویق انداختن و اجتناب از نشانه های مربوط به امتحانات از جمله مطالعهاشتباهات ساده در امتحان با وجود دانستن مطالبعدم حضور در امتحاناتترک امتحان در اسرع وقت یا قبل از اتماماستفاده از الکل یا مواد دیگر برای منحرف کردن تمرکز از استرس/مطالعه.چه چیزی می تواند به کاهش اضطراب امتحان کمک کند؟1. انتظار داشته باشید بپذیرید که سطحی از اضطراب رخ خواهد داد و این در واقع بخشی عادی از تجربه دانش آموز است.2. آماده باشیدمکان و زمان را بررسی کنید، به موقع باشید و مطمئن شوید که آنچه را که نیاز دارید (به عنوان مثال، چند مداد و خودکار، ماشین حساب، خط کش و غیره) به همراه دارید. اگر مفید بود یک چک لیست تهیه کنید.3. ورزش کنیدغذایی بخورید که برای شما مفید است و به شما کمک می کند که سرحال و پر انرژی بمانید. استراحت کنید و از مصرف بیش از حد کافئین بپرهیزید زیرا این می تواند اضطراب را افزایش دهد.4. لذت ببریدلذت بردن از چیزها و ارتباط با دیگران می تواند به کاهش اضطراب کمک کند.5. یاد بگیریدعلائم اضطراب خود را شناسایی کنید و به خودتان اذعان کنید که احساس اضطراب می کنید (به عنوان مثال، من کمی احساس ناراحتی می کنم. حدس می زنم در مورد امتحان کمی عصبی هستم.&quot;).6. تکنیک های تمدد اعصاب را تمرین کنید کارهایی را انجام دهید که شما را آرام می کند (مانند تنفس، تمرکز حواس، تجسم، موسیقی نشاط آور و غیره).7. مطالعهبا مطالعه هر روز مطالب را به طور کامل بیاموزید، حتی اگر فقط برای مدت زمان کمی باشد تا از محتوا اطمینان داشته باشید.8. با کسی صحبت کنید کسی که می داند که شما احساس اضطراب می کنید، مانند شریک زندگی، دوست یا یکی از اعضای خانواده، همچنین می تواند جلسه ای با یک مشاور تنظیم کنید.9. برای خود حد و مرز تعیین کنید.وقتی متوجه افکار منفی یا مضطرب شدید، به خود بگویید، «ایست کن»، نفس عمیقی بکشید و توجه خود را دوباره روی چیزی در محیط خود متمرکز کنید.10. عملکرد گذشته را فراموش کنید از فکر کردن به عملکرد ضعیف گذشته در امتحانات خودداری کنید و بر مدیریت زمان حال تا جایی که می توانید تمرکز کنید زیرا این چیزی است که در کنترل شماست.11. تکیه گاه داشته باشیدصحبت های مثبت و دلگرم کننده با خود/تأییدات ایجاد کنید و بهترین دوست/مربی خودتان باشید (مثلاً «شما می توانید این کار را انجام دهید» «شما این مطالب را می دانید»).12. دیدگاه خود را داشته باشیدبه خود یادآوری کنید که این تنها یکی از ارزیابی‌هایی است که در طول دوره کاری خود تکمیل خواهید کرد و تنها مدت کوتاهی برای عبور از طرح کلان حرفه/زندگی‌تان است.13. افزایش مهارتهامهارت های مطالعه عمومی خوب را توسعه دهید (یک مشاور یادگیری می تواند در این مورد کمک کند).14. تفکر نقاد و تمرین یادگیریدر مورد محتوای دوره با دوستان بحث کنید، یک گروه مطالعه ترتیب دهید یا یک معلم خصوصی برای تثبیت یادگیری پیدا کنید.15.  از مدرس/ استاد راهنما بپرسیدکه چه نوع سؤالاتی در امتحان وجود دارد و در صورت عدم اطمینان روی چه موضوعاتی تأکید می شود. و امتحانات گذشته را برای تمرین یا درک قالب/سوالات مرور کنید.16. تمرین تمرکز و ارامشبه جای تلاش برای مطالعه در لحظه آخر، روی آرامش خود در راه امتحان تمرکز کنید، زیرا وقتی استرس زیاد است این کار موثر نخواهد بود.اگر احساس می‌کنید که صحبت کردن با همکلاسی‌ها قبل از امتحان مفید نیست یا واقعاً اضطراب شما را افزایش می‌دهد، میزان صحبت کردن با همکلاسی‌هایتان را کاهش دهید.برای تکمیل امتحان برای خود پاداش تعیین کنید - به عنوان مثال. خوردن ناهار در رستوران مود علاقه یا دیدن یک دوست یا همکلاسی، دیدن یک فیلم و غیره تا چیزی که منتظر آن باشید.برای درمان اضطراب میتوانید به سایت احیا مراجعه کند</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2024 15:29:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای اختلال اضطراب فراگیر</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%DB%8C%D8%B1-xmtgp0d2u0pv</link>
                <description>اضطراب فراگیر در برابر اضطراب عادیطبیعی است که در مواقع استرس زا نگران باشید. اما برخی از مردم هر روز احساس تنش و اضطراب می کنند، حتی با کمی نگرانی. وقتی این 6 ماه یا بیشتر طول بکشد، ممکن است اختلال اضطراب فراگیر باشد. بسیاری از مردم نمی دانند که آن را دارند. بنابراین ممکن است درمان هایی را که منجر به زندگی بهتر و شادتر می شود، از دست بدهند.اختلال اضطراب فراگیر چه حسی دارد؟علامت اصلی احساس تنش و اضطراب مداوم و اغراق آمیز است. ممکن است نتوانید دلیلی را مشخص کنید که چرا احساس تنش می کنید. یا ممکن است بیش از حد نگران چیزهای معمولی، مانند صورت حساب ها، روابط، یا سلامتی خود باشید. می تواند خواب شما را بر هم بزند و افکار شما را تیره و تار کند. همچنین ممکن است به دلیل خواب ضعیف یا خود اضطراب احساس تحریک پذیری کنید.علائم فیزیکی ابتلا به اضطراب فراگیر :مشکلات بدن معمولاً همراه با نگرانی است. آنها می توانند شامل موارد زیر باشند:تنش یا درد عضلانیسردردحالت تهوع یا اسهاللرزیدن یا تکان خوردنوقتی که متوقف نمی شودمشکلات شما به طور طبیعی نگران شما خواهد بود. چیزی که اختلال اضطراب فراگیر را متمایز می کند، این احساس است که نمی توانید نگرانی را متوقف کنید. ممکن است برای شما بسیار سخت باشد که آرام شوید، حتی زمانی که کاری را انجام می دهید که از آن لذت می برید. موارد شدید می تواند کار، روابط و فعالیت های روزانه را مختل کند.چه کسی دچار اختلال اضطراب فراگیر می شود؟افراد در هر سنی ممکن است دچار اختلال اضطراب فراگیر شوند، حتی کودکان. اختلال اضطراب فراگیر به تدریج ظاهر می شود و اولین علائم به احتمال زیاد بین دوران کودکی و میانسالی رخ می دهد. دو برابر تعداد زنانی که مردان به آن مبتلا هستند.علت ابتلا به اضطراب فراگیر چیست؟ژن‌هایی که از طریق خانواده منتقل می‌شوند ممکن است برخی از افراد را در معرض خطر بیشتری برای اضطراب قرار دهند، اما این تمام تصویر نیست. سابقه و تجربیات شما نیز مهم است. به نظر می رسد مواد شیمیایی مغز به نام انتقال دهنده های عصبی و همچنین یک جفت ساختار در داخل مغز به نام آمیگدال درگیر هستند.تشخیص اختلال اضطراب فراگیرهیچ آزمایش آزمایشگاهی وجود ندارد، بنابراین تشخیص بر اساس توصیف شما از علائم شما است. پزشک شما ممکن است بپرسد، نگران چه چیزی هستید؟ چند وقت؟ آیا اضطراب شما با هر فعالیتی تداخل دارد؟ اگر حداقل به مدت 6 ماه بیش از حد احساس اضطراب یا نگرانی کرده اید، ممکن است اختلال اضطراب فراگیر باشد.آیا روان درمانی به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟یکی از انواع گفتار درمانی در درمان اضطراب بسیار موثر است. به آن رفتار درمانی شناختی می گویند. یک مشاور به شما کمک می کند تا افکار و اعمال منفی خود را شناسایی کنید. شما ممکن است تکالیف خود را انجام دهید، مانند نوشتن افکاری که منجر به نگرانی بیش از حد می شود. همچنین یاد خواهید گرفت که چگونه خود را آرام کنید.داروی ضد اضطرابداروها ممکن است بخشی از برنامه درمانی شما باشند. برخی از داروهای ضد افسردگی جدیدتر برای کاهش اضطراب به خوبی عمل می کنند. ممکن است حدود 4 هفته طول بکشد تا احساس بهتری داشته باشید. پزشک ممکن است در این مدت یا برای مدت کوتاهی بنزودیازپین تجویز کند. برخی از این داروها خطر وابستگی دارند. گاهی اوقات، اگر علائم شما شامل افسردگی یا وحشت باشد، انواع قدیمی‌تر داروهای ضد افسردگی می‌توانند اختلال اضطراب فراگیر را درمان کنند. با پزشک خود در مورد مزایا و معایب صحبت کنید.مراقبت از خودچند تغییر ساده می تواند کمک کننده باشد. از کافئین، داروهای غیرقانونی و حتی برخی داروهای سرماخوردگی که می توانند علائم اضطراب را تقویت کنند، خودداری کنید. سعی کنید استراحت کافی داشته باشید و غذاهای سالم بخورید. از تکنیک های آرامش بخش مانند مدیتیشن استفاده کنید. همچنین، ورزش کنید! تحقیقات نشان می دهد که فعالیت بدنی متوسط ​​(مانند پیاده روی سریع) می تواند آرامش بخش باشد.داروهای گیاهی: احتیاطاگر به آزمایش مکمل فکر می کنید، ابتدا با پزشک خود صحبت کنید تا مطمئن شوید که آیا این مکمل ایمن است یا خیر. به عنوان مثال، گزارش شده است که کاوا باعث آسیب کبدی می شود. خار مریم می تواند بر داروهای دیگر، از جمله داروهای ضد افسردگی و قرص های ضد بارداری تأثیر بگذارد.وقتی اضطراب بیش از حد استافرادی که دارای اختلال اضطراب فراگیر هستند ممکن است به افسردگی، اعتیاد به الکل یا اعتیاد به مواد مخدر نیز مبتلا شوند. همچنین برای افراد مبتلا به GAD ابتلا به یک اختلال اضطرابی دیگر رایج است. اینها می تواند شامل اختلال هراس، اختلال استرس پس از سانحه، اختلال وسواس فکری-اجباری و فوبیای اجتماعی باشد.اختلال هراسافراد مبتلا به اختلال پانیک حملات ناگهانی وحشت دارند. علائم می تواند شامل تپش قلب، تعریق، سرگیجه، حالت تهوع یا درد قفسه سینه باشد. ممکن است فکر کنید در حال حمله قلبی، مرگ یا از دست دادن عقل خود هستید. این یکی از قابل درمان ترین اختلالات اضطرابی است.اختلال استرس پس از سانحهبرخی از افراد پس از زندگی در یک رویداد وحشتناک دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می شوند. علائم شامل فلاش بک های واضح و از دست دادن علاقه به فعالیت هایی است که زمانی لذت بخش بودند. افراد ممکن است در محبت بودن نیز مشکل داشته باشند. آنها ممکن است احساس تحریک پذیری یا حتی خشونت کنند. درمان شامل دارو و مشاوره است.اختلال وسواس فکری عملیافراد مبتلا به اختلال وسواس فکری (OCD) افکار نگران کننده ای دارند که نمی توانند کنترل کنند. آنها ممکن است احساس کنند که نیاز به تکرار آیین هایی مانند شستن دست ها یا بررسی قفل بودن در دارند. آنها ممکن است به ترتیب خاصی لباس بپوشند یا اشیاء را بدون دلیل موجه بشمارند. اغلب با دارو و روان درمانی درمان می شود.اختلال اضطراب اجتماعیافراد مبتلا به فوبیای اجتماعی در موقعیت های اجتماعی معمولی احساس وحشت و خودآگاهی می کنند. علائم عبارتند از احساس ترس قبل از رویدادهای اجتماعی و عرق کردن، سرخ شدن، حالت تهوع یا مشکل در صحبت کردن در طول رویدادها. در موارد شدید، ممکن است از مدرسه یا کار اجتناب کنند. با روان درمانی و دارو قابل درمان است.سایر فوبیاهافوبیا یک ترس شدید از چیزی است که به احتمال زیاد به شما آسیبی نمی رساند. موارد معمول شامل ارتفاعات، فضاهای بسته مانند آسانسور، سگ، پرواز و آب است. بسیاری از مردم به دنبال کمک نیستند زیرا اجتناب از هر چیزی که می ترسند آسان است. اما فوبیا قابل درمان است.از کجا کمک بگیریم؟با صحبت با پزشک خانواده خود شروع کنید. اگر اختلال اضطرابی محتمل به نظر می رسد، احتمالاً شما را به یک متخصص سلامت روان که در زمینه روان درمانی آموزش دیده است ارجاع می دهند. مهم این است که فردی را انتخاب کنید که راحت با او صحبت کنید.مرکز مشاوره و رواندرمانی احیا</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2024 01:17:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افزایش خطر آلزایمر در سالمندان مضطرب</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A8-n7odjvyikzso</link>
                <description>مطالعات نشان می دهد که اضطراب خطر پیشرفت شناختی بعدی را در سالمندان فاقد مشکلات شناختی افزایش می دهد.در مطالعه‌ای که اخیراً درeBioMedicine منتشر شده است، محققان تأثیرات اضطراب را بر انحطاط شناختی در سالمندان غیر دمانس بررسی کردند. برای این منظور، یک رویکرد multi-omics برای روشن کردن مکانیسم های بیولوژیکی کمک کننده به اختلال شناختی استفاده شد.مطالعه حاضر نشان داد که اضطراب باعث تسریع اختلال شناختی در سالمندان غیر دمانس می شود. به طور خاص، اضطراب به عدم تعادل انرژی میتوکندری و تغییر مخرب مسیرهای آکسون / سیناپس کمک کرد، در نتیجه منجر به پیشرفت شناختی در اواخر عمر شد.اضطراب خطر پیشرفت شناختی را افزایش می‌دهد و با دژنراسیون آکسون/سیناپس در میان سالمندان بدون اختلال شناختی مرتبط است.ارتباط آلزایمر ، اضطراب و زوال عقلزوال عقل یک اصطلاح کلی است که برای توصیف شرایط شناختی استفاده می شود که حداقل دو عملکرد مغز، به ویژه حافظه و قضاوت را مختل می کند. تا سال 2020، تقریباً 55 میلیون نفر در سراسر جهان به زوال عقل مبتلا بودند که انتظار می رود این تعداد هر 20 سال دو برابر شود. بیماری آلزایمر (AD) شایع ترین شکل زوال عقل در سالمندان است، زیرا 60 تا 70 درصد از بیماران زوال عقل بالای 65 سال را تحت تاثیر قرار می دهد.بیماری آلزایمر (AD) با افزایش فسفریله پروتئین تاو (p-tau) و افزایش رسوب آمیلوئید خارج سلولی بتا (Aβ) شناسایی می شود. تا به امروز هیچ درمانی برای بیماری آلزایمر (AD) وجود ندارد.ارتباط بین سلامت روان و بیماری آلزایمر (AD) پیش بالینی به طور فزاینده ای مورد بررسی قرار گرفته است، زیرا مطالعات قبلی نشان داده اند که افسردگی خطر ابتلا به زوال عقل را افزایش می دهد. افسردگی و اضطراب اغلب همزمان رخ می دهند. با این حال، ارتباط مستقل اضطراب با زوال عقل به طور کامل ارزیابی نشده است.مطالعات قبلی نشان می دهد که ارتباط خاصی بین اضطراب و اختلال شناختی خفیف (MCI) وجود دارد. به عنوان مثال، نشان داده شده است که اضطراب رسوب Aβ را تنظیم می کند و مقدار پروتئین تاو کلی (t-tau) مایع مغزی نخاعی (CSF) را در سالمندان غیر دمانس تغییر می دهد.در حالی که مطالعات قبلی محدود به متاآنالیزها یا مطالعات مقطعی کوچک و کم حجم بوده است، مطالعه کوهورت طولی بزرگ حاضر از یک رویکرد multi-omics برای روشن کردن ارتباط بین اضطراب و بیماری آلزایمر (AD) و همچنین مکانیسم‌های بیولوژیکی استفاده می‌کند. مسئول این فرآیندها هستند.در مورد مطالعهدر مطالعه حاضر، محققان افرادی را از نظرسنجی طول عمر سالم چینی (CLHLS)، طرح تصویربرداری عصبی بیماری آلزایمر (ADNI) و مرکز سلامت روان شانگهای (SMHC) به عنوان شرکت کنندگان در این مطالعه انتخاب کردند.مشارکت ADNI در ابتدا شامل 2272 فرد بین 55 تا 90 سال بود که 1070 نفر از آنها پس از غربالگری شناختی برای مطالعه انتخاب شدند. گروه به دو گروه تقسیم شد که 260 نفر از آنها علائم اضطراب و 810 نفر بدون علائم اضطراب را گزارش کردند که به ترتیب به عنوان گروه اضطراب و بهنجار معرفی شدند.همه شرکت کنندگان تحت یک پرسشنامه فعالیت های عملکردی (FAQ)، آزمون وضعیت ذهنی کوچک (MMSE)، آزمون حافظه ADNI (ADNI-MEM) و مقیاس ارزیابی بیماری آلزایمر آزمون شناختی(ADAS-cog) قرار گرفتند. این آزمایش طولانی مدت شامل بازدیدهای بعدی با اعضای کوهورت تا 168 ماه بود که در طی آن جمع‌آوری‌های دوره‌ای CSF و خون برای تحقیقات multi-omics انجام شد.گروه CLHLS مجموعه داده اعتبارسنجی این مطالعه را تشکیل می‌دهد. از 6389 شرکت کننده در این گروه، 737 نفر اضطراب مزمن را گزارش کردند و گروه &quot;اضطراب&quot; را تشکیل دادند، در حالی که 5652 نفر باقی مانده در گروه &quot;عادی&quot; قرار گرفتند.برای اعتبار سنجی شناختی، 732 مضطرب و 1464 سالمند عادی آزمون وضعیت ذهنی کوچک چینی (CMMSE) انجام شد. مشابه مطالعه ADNI، بازدیدهای بعدی با تا 204 ماه انجام شد.شرکت کنندگان SMHC مجموعه داده تصویربرداری عصبی را تشکیل دادند و شامل 99 شرکت کننده بودند. از این تعداد 37 نفر در گروه اضطراب و 62 نفر در گروه عادی قرار گرفتند.یافته های مطالعه درباره افزایش خطر ابتلا به آلزایمر در سالمندان مضطربمطالعه حاضر ارتباط بین اضطراب و پیشرفت شناختی را در میان سالمندان روشن کرد. شرکت کنندگان مرد نسبت به زنان بیشتر مستعد ابتلا به اضطراب بودند و اختلال شناختی قابل توجهی و کاهش کیفیت زندگی را نشان دادند. در هر دو گروه آزمون و اعتبارسنجی، افراد در گروه های اضطرابADNI و CLHLS به ترتیب در معرض خطر 158 و 123 درصد بیشتر از شرکت کنندگان در گروه عادی قرار داشتند.تجزیه و تحلیل پروتئومیکس نشان داد که اضطراب مسیرهای سیناپس مرتبط با سیگنال دهی، سازماندهی، تنظیم حمل و نقل و توسعه آکسون را فعال می کند. اضطراب همچنین مکانیسم‌های بیولوژیکی را برانگیخت که با بیماری‌های دژنراتیو مختلف، از جمله اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS)، بیماری هانتینگتون (HD) و اسکیزوفرنی مرتبط است. نتایج ترانس کریپتومیکس با نتایج پروتئومیکس یکسان بود، بنابراین بر همبستگی بین اضطراب و افزایش خطر زوال شناختی در سالمندان غیر زوال عقل تأکید می‌کرد.تجزیه و تحلیل مشترک ترانسکریپتومیکس و پروتئومیکس تأثیرگذارترین متغیرها را شناسایی کرد، از جمله ژن ATP6V1G2، پروتئین‌های CYP1A2 و APOB که در متابولیسم انرژی نقش دارند، و ژن‌های MYNN، WARS2، و CAMP، پروتئین‌های BASP1 و NGF که در عملکرد مغز نقش دارند.نتایج متابولیسم انرژی از گروه ADNI نشان داد که اضطراب می تواند باعث عدم تعادل قابل توجهی در عملکرد طبیعی دستگاه میتوکندری شود. اضطراب برای سرکوب فسفوریلاسیون اکسیداتیو، مجموعه زنجیره تنفسی میتوکندریایی پیچیده، تنفس هوازی، و فعالیت ریبوزوم میتوکندری، از جمله بیوژنز، پردازش ریبونوکلئیک اسید (RNA) و ترجمه مشخص شد.نتیجه:در مطالعه طولانی مدت و چند کوهورتی حاضر، محققان ارتباط بین اضطراب و پیشرفت شناختی را، به ویژه در افراد مسن غیرمثبت، بررسی کردند. تجزیه و تحلیل های multi-omics نشان داد که اضطراب به طور قابل توجهی خطر انحطاط ذهنی را از طریق مسیرهای بیولوژیکی که به عملکرد طبیعی آکسون / سیناپس آسیب می زند یا سرکوب می کند، افزایش می دهد.درمان اضطراب و هدف قرار دادن اختلال عملکرد میتوکندری ممکن است راهی موثر برای پیشگیری از زوال عقل باشد.مدرسه روانشناسی روانبنه</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jul 2024 22:57:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استرس و افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@centerehya/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ddvjo1y3gssi</link>
                <description>آیا ارتباطی بین افسردگی و استرس وجود دارد؟وقتی به استرس فکر می کنید، احتمالاً احساسات منفی را به ذهن می آورد. اما مقداری استرس برای شما خوب است، مانند انتظاری که هنگام شروع یک رابطه یا شغل جدید احساس می کنید. این می تواند هیجان را تقویت کند و شما را به انجام کارهای بیشتر و دستیابی به آن ترغیب کند. استرس همچنین می تواند به شما کمک کند تا برای رویارویی با چالش ها یا پاسخ به موقعیت های خطرناک آماده شوید.استرس خوب خلق و خوی شما را برای ملاقات با لحظه تقویت می کند، سپس از بین می رود. اگر برای مدت طولانی تحت استرس هستید، این استرس می‌تواند طاقت‌فرسا شود و هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی شما را تحت تأثیر قرار دهد.دیوید پرسکات، PhD، دانشیار مدیریت بهداشت و سلامت عمومی در دانشگاهHusson در بانگور می‌گوید: «پاسخ به استرس ما در کوتاه‌مدت بسیار خوب است، اما اگر آن را در بلندمدت فعال کنید، خیلی خوب نیست.&quot;اگر تحت استرس مزمن بمانیم، پاسخ استرس فیزیولوژیکی ما فراتر از آن چیزی است که برای انجام آن طراحی شده است، و شروع به آسیب رساندن به ما می کند.&quot;اثرات استرس مزمن یا طولانی مدت می تواند به خودی خود مضر باشد، اما همچنین می تواند به افسردگی کمک کند، یک اختلال خلقی که باعث می شود نسبت به چیزهایی که معمولاً از آنها لذت می برید احساس غمگینی و بی علاقگی کنید. افسردگی می تواند بر اشتها، عادات خواب و توانایی شما برای تمرکز تأثیر بگذارد.اثرات افسردگی می تواند باعث استرس شود.کارول لاندو، دکترا، استاد بالینی در دانشگاه براون، می‌گوید: «تاثیر استرس بر افسردگی، و برعکس، یکی از مهم‌ترین مشکلات دوران ماست.ارتباط استرس و افسردگیپرسکات می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم که رابطه علی بین استرس و افسردگی همان چیزی است که «دو طرفه» نامیده می‌شود. &quot;یکی می تواند باعث دیگری شود و دیگری می تواند باعث اولی شود و هر دو می توانند یکدیگر را بدتر کنند.&quot;راه هایی که افسردگی می تواند منجر به استرس شود کاملاً واضح است.پرسکات می گوید: «افسردگی زندگی شما را مختل می کند، بنابراین اغلب منزوی تر هستید. &quot;گاهی اوقات شبکه بین فردی خود را کوچک می کنید و از انجام بسیاری از فعالیت ها، مانند کار، مدرسه یا چیزهایی که از آنها لذت می برید، دست می کشید. ما می دانیم که نوع انزوا باعث می شود سطح استرس درک شده شما بالا برود، بنابراین می دانیم که افسردگی می تواند باعث استرس شود.یک استرس شدید، مانند طلاق یا یک تغییر مالی بزرگ، یک عامل استرس‌زای بزرگ است و روان را به نوعی از تعادل خارج می‌کند. لاندو می‌گوید: اگر سطح استرس را افزایش دهید، چیزی اتفاق می‌افتد و اغلب افسردگی است.اما دلایلی که استرس به افسردگی کمک می کند کمتر مشخص است.پرسکات می گوید: کاملاً واضح است که استرس مزمن سطح بروز افسردگی را افزایش می دهد. بر اساس گزارش بررسی سلامت روان از موسسه سلامت روان، سطح افسردگی در میان اعضای ژنرال Z بین قبل و بعد از همه گیری حدود 4 درصد یا 5 درصد افزایش یافته است.«ما فکر می‌کنیم انزوای اجتماعی، اختلال در فعالیت‌های عادی، و استرس کلی ناشی از اختلال در دانشگاه یا کارتان باعث افزایش سطح افسردگی می‌شود. اما من می‌توانم بگویم که ما نمی‌دانیم دقیقاً چگونه این اتفاق افتاده است.»ایجاد تغییرات در سبک زندگیگاهی اوقات چند تغییر کوچک می تواند چرخه استرس-افسردگی را بشکند و با ذهنیت مثبت تر شروع شود.پرسکات می‌گوید: «اگر استرس دارید و احساس می‌کنید که شروع به افسردگی کرده‌اید، بزرگ‌ترین چیز این است که استراتژی مقابله‌ای فعال‌تری در راه مقابله با استرس خود داشته باشید. &quot;فقط فکر نکنید که باید &quot;آن را بمکید و بگیرید.&quot;یک استراتژی مقابله فعال تر می تواند شامل موارد زیر باشد:ورزش.فقط 30 دقیقه فعالیت بدنی 5 روز در هفته برای ایجاد تفاوت کافی است. فعالیت هایی مانند یوگا و تای چی که سرعت کار را کاهش می دهند و به شما کمک می کنند تا آرامش داشته باشید، برای کاهش استرس مفید هستند.از پرخوری یا نوشیدن پرهیز کنید.اینها ممکن است به طور موقت احساس بهتری در شما ایجاد کنند، اما مفید نیستند. آنها علاوه بر اینکه از نظر جسمی مضر هستند، می توانند احساس گناه و بدتر شدن خود را در شما ایجاد کنند. مصرف بیش از حد الکل می تواند بر خواب شما تأثیر بگذارد و روز بعد شما را تنبل کند.کافئین را محدود کنید.مصرف بیش از حد می تواند شما را خسته کند و استرس را حتی شدیدتر کند. سعی کنید قهوه، نوشابه و سایر نوشیدنی های کافئین دار را کاهش دهید.ترک سیگار.این ایده که کشیدن سیگار می تواند به شما در کنترل استرس کمک کند، یک افسانه رایج است. در حالی که نیکوتین بلافاصله به آرامش شما کمک می کند، این احساس کوتاه مدت است و می تواند استرس بیشتری را از طریق هوس یا کناره گیری ایجاد کند.برای خودت وقت بگذارکارهایی را انجام دهید که دوست دارید انجام دهید یا احساس خوبی در شما ایجاد می کند. راحت باشید و روی کارهایی که به خوبی انجام می دهید تمرکز کنید.از عوامل استرس زا دوری کنید.اگر می دانید چیزی یا شخصی شما را به راه انداخته است، هر کاری می توانید انجام دهید تا از آن موقعیت یا شخص دوری کنید.خوب بخوابیداطمینان از استراحت کافی ذهن و بدن شما می تواند کمک زیادی به کاهش استرس کند. بنیاد ملی خواب 7 تا 9 ساعت برای بزرگسالان در هر شب توصیه می کند.پرسکات می گوید: «اگر افسرده هستید و سعی می کنید تأثیر استرس را بر زندگی خود به حداقل برسانید، مهم است که بر این باور غلبه کنید که «هیچ کاری که من انجام می دهم واقعاً اهمیتی ندارد». «این فقط در بیشتر موارد درست نیست. ممکن است همه چیز را تغییر ندهد، اما غلبه بر این نوع باور ناامیدکننده چیز بزرگی است.»راه دیگر برای کاهش اثرات استرس و افسردگی این است که سعی نکنید به تنهایی با آنها مقابله کنید. روابط قوی و حمایتی می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.لاندو می گوید: «افسردگی حالت قطع ارتباط است. بنابراین یکی از مهمترین چیزها یافتن راهی برای اتصال است. اضافه کردن چند نفری که از گذشته می‌شناسید و یافتن راهی برای ارتباط بسیار مهم است.»صحبت با دوستان و خانواده می تواند به شما کمک کند تا بهتر بفهمید چه چیزی باعث استرس شما می شود، که می تواند گام بزرگی به جلو باشد.پرسکات می‌گوید: «اگر استرس و افسردگی با یکدیگر بازی می‌کنند، می‌تواند به بیان و مشخص کردن عوامل استرس‌زا در زندگی‌تان که بیشترین آسیب‌ها را ایجاد می‌کنند، کمک کند. «در نهایت همه ما به طور کلی احساس می‌کنیم «من تحت استرس هستم»، اما این واقعاً مفید است که به‌طور دقیق مشخص کنیم که چه چیزهای خاصی به شما می‌رسند.این مفید است که از کسی بخواهیم جملاتی مانند: «در مقابل استرس خود چطور کنار می‌آیید؟» یا «به من در مورد خلق و خوی خود بگویید؟» یا «روحیه شما چطور است؟» و فقط گوش کنید.اغلب اوقات، چیزی که به مردم کمک می‌کند توصیه‌های خاصی مانند این نیست که «این کار را انجام بده یا آن کار را انجام بده»، بلکه فقط فرصتی برای صحبت کردن با کسی است که توجه دارد. یک سوال باز مثل آن بپرسید و سپس لب پایین خود را گاز بگیرید و مدتی گوش دهید.اگر صحبت کردن با دوستان یا خانواده به اندازه کافی خوب کار نمی کند، می توانید با یک متخصص صحبت کنید. درمان شناختی رفتاری (CBT) یکی از راه‌های تغییر دیدگاه و رویکرد شماست.لاندو می گوید: «درمان رفتار شناختی مهم است زیرا ما می خواهیم بتوانیم کنترل را به دست آوریم. &quot;CBT به شما کمک می کند تا روی کارهای کوچکی که امروز می توانید انجام دهید تمرکز کنید، چگونه می توانید آن را اجرا کنید، چگونه می توانید آن را ارزیابی کنید. بنابراین این یک ابزار آموزشی عالی و همچنین یک ابزار درمانی است.&quot;مدرسه روانشناسی روان بنه</description>
                <category>مدرسه روانشناسی روان بنه</category>
                <author>مدرسه روانشناسی روان بنه</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2024 19:21:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>