<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های چاپار نامه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@chapargashtparseh2000</link>
        <description>گردشگری ایران و جهان ( آدرس وب سایت :https://www.onlinebookingiran.com)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:56:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/572941/avatar/xgSSlZ.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>چاپار نامه</title>
            <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رازهای استوانه کورش بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-xgk5fpznatgu</link>
                <description>استوانه کوروشپیشگفتاردر سال 539 پیش از میلاد مسیح، کورش دوم، پادشاه ایران، شهر بابل، پایتخت امپراتوری بابل در میانرودان را تصرف کرد. بابل در آن زمان یکی از بزرگترین مراکز تمدن جهان بود و قلمرو آن تا مرزهای مصر گسترده بود .(طرح 1) با این پیروزی، یک امپراتوری تازه متولد گردید که جهان تا آن زمان حکومتی با چنین قدرت، ثروت و گستردگی به خود ندیده بود. با فتح بابل ،عصر نوینی در تاریخ بشر آغاز گردید.پس از فتح بابل به دست کوروش بزرگ، کاتبان بابلی آنچه کوروش پس از پیروزی در بابل انجام داده بود، به دقت روی یک استوانه گلی نوشتند و این استوانه را درون دیواری، نزدیک بنای اسگیلا، پرستشگاه خدای مردوک، خدای بزرگ بابل ، دفن کردند. بنابر یک سنت باستانی، این استوانه احتمالا به دست خود کورش یا با حضور وی درون یک دیوار قرار داده شد و صدها و هزاران سال در همان مکان با حضور وی درون یک دیوار قرار داده شد و صدها و هزاران سال در همان مکان باقی ماند. با یورش اسکندر مقدونی، بابل، شوش، و تخت جمشید سقوط کردند و شاهنشاهی هخامنشی پس از دو قرن از میان رفت.اما امپراتوری اسکندر نیز که قرار بود با مرکزیت بابل شکل گیرد، بیشتر از چند سال دوام نیاورد و حتی بیش از سرد شدن جسد اسکندر، فروپاشید و پاره پاره شد. سپس حکومت های دیگری همچون سلوکیان، اشکانیان و اعراب، یکی پس از دیگری بر منطقۀ میانرودان فرمانروایی کردند و هر یک جای خود را به حکومتی دیگر دادند. بنای پرستش گاه ویران شد و بابل از صفحۀ روزگار محو گردید و جای خود را به تپه های متروک و ویران داد، اما استوانه کوروش همچنان داخل دیوارنزدیک ویرانه های پرستشگاهی که زمانی بزرگترین پرستشگاه جهان باستان بود، مدفون باقی ماند. تا آنکه پس از نزدیک بیست و چهار قرن، این استوانه در اواخر سدۀ نوزدهم میلادی بار دیگر سر از خاک بیرون آورد.در آن زمان و پیش از تشکیل کشوری به نام عراق، بابل باستانی و منطقه میانرودان، بخشی از سرزمین های خلافت عثمانی بودند. در همین زمان بود که توجه اروپاییان به گذشتۀ باستانی این منطقه جلب شد و با نخستین کندو کاوهای باستان شناسی، شهرها و تمدن ها ی باستانی میانرودان، همچون بابل آشور یکی پس از دیگری سر از خاک بیرون آوردند. در آن زمان یافتن شواهد و آثاری از داستان های کتاب های مذهبی همچون عهد عتیق، هیجان بسیاری در اروپا برانگیخته بود. نخستین نسل از باستان شناسان به این منطقه رو آوردند و در بابل گروه هایی بریتانیا و آلمان دست به کاوش زدند.یافته ها به سرعت آشکار می شدند و جهان از دیدن آنچه سر از خاک بر می آورد، شگفت زده بود. در میان این یافته ها، استوانۀ کوروش، یافته ای بسیار پر اهمیت بود که توجه پژوهشگران جهان را به خود جلب کرد. اروپاییان پیش از آن تنها از طریق نوشته های عهد عتیق و نوشته های نویسندگان یونانی دوران کلاسیک با کوروش و کارهای آن آشنا بودند. کوروش همان شخصیتی بود که در کتاب مقدس با عنوان مسیح ، نجات دهنده، عقاب شرق و شبان خداوند خوانده شده بود و اسیران ساکن در بابل ، ازجمله یهودیان را از اسارت رهانیده بود. اما این نخستین بار بود که به اثری برخورد می کردند که در آن کورش به زبان خود از آنچه کرده بود سخن می گفت . این استوانه امروزه برای ایرانیان ارزشی نمادین پیدا کرده است که باورهای اصیل ایرانی و احترام به حقوق انسانی توسط نیاکانمان را به نسل امروز نشان می دهد.کاشف استوانه کورشکشف استوانۀ کورش بیش از هر چیز مدیون هرمزد رسام است. این کشف یکی از مهمترین و با ارزش ترین یافته های او در زندگی جالب و پرماجرایش به شمار می رود. هرمزد رسام با وجود اینکه نامی ایرانی داشت، اما ایرانی نبود و در یک خانواده مسیحی ـآشوری در موصل در سال 1826م به دنیا آمده که در آن زمان زیر نظر خلافت عثمانی اداره می شد. پدر او آنتون رسام، معاون اسقف اعظم در کلیسای شرق آشوری بود.هرمزد در نوزده سالگی با آستن هنری لیارد، باستان شناسی که در محوطه های باستانی آشور کاوش می کرد و در خانۀ برادر بزرگش کریستین اقامت داشت، آشنا شد. رسام همراه با او برای کاووش تپه های باستانی نمرود رفت . او حتی در غیبت لیارد برای تحصیل به انگستان رفت و در دانشگاه آکسفورد مشغول به تحصیل شد. پس از کناره گیری لیارد از کاوشها، هئیت امنای موزه بریتانیا از رسام خواست تا به جای لیارد به کاوش بپردازد. در همین کاوش ها  (1852تا1854م) بود که او نقش برجسته های شیرآشوری را که امروزه در موزۀ بریتانیا نگهداری می شوند، در کاخ آشور بانیپال در نینوا یافت.رسام برای مدتی از باستان شناسی کناره رفت و به عنوان مفسر سیاسی به استخدام دولت بریتانیا درآمد و به عدن ، زنگبار و مسقط رفت. او در سال 1866م پس از آنکه برای رساندن نامه ای برای درخواست آزادی چند گروگان به نزد تئودور دوم ، پادشاه آبیسینیا (اتیوپی کنونی) رفته بود ، به دستور تئودور بازداشت شد و دو سال در قلعه ماگدالا در غل و زنجیر به سر برد. همزمان با شکست و خودکشی تئودور، رسام آزاد شد و خاطرات خود را از این ماجرا در یک کتاب منتشر کرد. اما مشکلات جسمی ناشی از دو سال زندان در غل و زنجیر ، تا پایان عمر با او باقی ماند.رسام پس از آزادی از شغل سابقش کناره گرفت و با آن الیزا پرایس ازدواج کرد. آنگاه بار دیگر به باستان شناسی روی آورد. در این زمان لیارد که سفیر بریتانیا در عثمانی بود، توانست به نمایندگی از سوی هئیت امنای موزه بریتانیا«فرمان» یا مجوزی برای رسام از دولت عثمانی برای ادامه کاوش در آشور و بابل بگیرد. رسام به کمک این فرمان و با وجود کارشکنی های پاشای نماینده دولت عثمانی در منطقه سرانجام توانست مجوز های لازم را از مقامهای محلی از جمله خود پاشا دریافت کند. رسام بلافاصله کاوش را از سر گرفت و در فاصلۀ سالهای 1876 تا پیان 1882 م در مناطق آشوری همچون کویونجیک (نینوای باستانی)، نمرود (کالاه باستانی ) بالاوات و محوطه های بابلی همچون بابل، سیپر و تل ابراهیم به کاوش پرداخت. آنچه او در این کاوش ها یافت ، اهمیت بسیار داشت.از یافته های مهم رسام در این کاوش می توان به تزئینات مفرغی دروازۀ بالاوات ، مربوط به شلمانسر سوم پادشاه آشور اشاره کرد که نقش ونگارهای بسیاری بر آنها دیده می شود. همچنین، استوانه مربوط به نبونئید، یک سر گرز با نوشته ای به نام سارگون ، کتیبه های حاوی متن افسانۀ آفرینش، افسانه توفان و نزدیک به یکصد هزار سند نوشتاری باستانی که مجموعه مهمی از نوشته های جهان باستان را تشکیل می دهند. از جمله یافت های پر اهمیت رسام به شمار می روند. و سرانجام یکی از یافت های مهم او در این کاوشها، استوانه کورش بزرگ بود.یافته های مهم و ارزشمند رسام توجه جهانیان را به خود جلب کرد و آکادمی سلطنتی علوم در تورین ایتالیا، جایزۀ برازا شامل 12000فرانک برای ادامه کاوش ها به مدت چهار سال ، برای سال های 1879تا 1882م به رسام اهدا کرد.به کمک همین جایزه بود که رسام موفق به کشف شهر باستانی سیپر گردید.رسام پس از 1882 م بیشتر در برایتون، در جنوب انگلستان اقامت داشت وبه نوشتن کتاب هایی دربارۀ کاوش های آشوری و بابلی، مسیحیان خاورمیانه و زندگی نامۀ خود مشغول بود. اما زندگی نامه او هرگز انتشار نیافت و به صورت دست نوشته باقی مانده که از سرنوشت این دست نوشته ها خبری در دست نیست . رسام پس از یک زندگی پر ماجرا در روز 16 سپتامبر 1910 م برایتون در گذشت و همان جا به خاک سپرده شد.کشف استوانه کورش و محل کشف آنرسام استوانه کورش را در جریان کاوش های خود در بابل در مماه مارس سال 1879م (برابر با اسفند –فروردین 8/1257خورشیدی ) در تپۀ موسوم به عَمران یافت. کاوش های بعدی نشان داد که شمال تپۀ عمران، محل پرستشگاه اسگیلا ، پرستشگاه بزرگ بابل بوده است. اما از آنجا که در زمان کاوشها، ویرانه های اسگیلا همچنان مدفون بود، به درستی مشخص نیست استوانه در چه فاصله ای از این پرستشگاه یافت شده است. اما یه نظر می رسد کاوشگران استوانه را درون یک دیوار بزرگ در جنوب عمران یافته اند. همین نکته و همچنین شکل استوانه ای کتیبه نشان می دهدکه این استوانه به عنوان کتیبه پی بنا، درون دیوارها ، سنتی شناخته شده و رایج در شرق باستان بود و به نظر می رسد فرمانروایان و شاهان ، خود به طور مستقیم در طی مراسمی آن را به دست خود در محل پی بنا قرار می داده اند.چنین سنتی در دورۀ هخامنشی و پس از ان نیز ادامه یافت. کتیبه های گوناگون از شاهان هخامنشی در بنای کاخ ها قرار داده شد که از جمله می توان به کتیبه های پی بنا در تخت جمشید و شوش اشاره کرد. از آنجا که این کتیبه ها بنا بر یم سنت کهن، به دست خود پادشاه در محل ساخت بنا قرار داده می شدند، این احتمال وجود دارد که این استوانه را کورش خود، به دست خود ، درون دیوار نهاده باشد. از سوی دیگر ، وجود استوانه درون دیوار، نشان دهنده این نکته است که در زمان کورش ، همان گونه که در متن استوانه نیز بدان اشاره شده، بخشهایی از بابل در دست ساختمان بوده که این امر بدون دستور کورش و حمایت مالی او امکان پذیر نبوده است.رسام در کتاب خود در سال 1879م، یافتن این استوانه را ازمهمترین کشفیات دورانها به شمار آورده و نوشته است که یک استوانۀ گلی شکسته  در ویرانه های جمجمه (که رسام آن را جیمجیما نامیده) به دست آورده و سر هنری رالینسون با خواندن آن دریافته که این کتیبه ، یک متن رسمی از تصرف بابل به دست کورش است، او همچنین از این بخش بزرگی از استوانه شکسته و گم شده، ابراز تاسف کرده است.با اینکه رسام در کتابش در سال 1897 م، محل کشف استوانه را ویرانه های جمجمه در بابل معرفی کرده، پیش از آن در نامه ای که در سال 1897م یعنی بلافاصله پس از کشف استوانه به دستخط خود به ساموئل برچ، سرپرست بخش عتیقات شرقی موزۀ بریتانیا نوشته است، محل کشف عمران معرفی کرده است. این اختلاف ، مشکل چندانی ایجاد نمی کند، چرا که در نقش های آن زمان به روشنی دیده می شود که جمجمه ، همان بخش جنوبی تپۀ عمران است، اما هنوز به درستی مشخص نیست ، تا کدام بخش از تپۀ عمران با نام جمجمه شناخته می شده است. روستای جمجمه و منطقه ای که به نام جمجمه نامیده می شد. در جایی قرار داشتند که بخشی از دیوار ایمگور-انلیل، یکی از دیوارهای درونی بابل نیز به آنجا رسیده است. این همان دیواری است که کوروش بر این باروند که چون در متن کتیبه از بازسازی دیوار ایمگور- انلیل صحبت شده، استوانه می باید مربوط به همین دیوار باشد. اما از آنجا که محل دقیق دیواری که استوانه در آن به دست آمده هنوز به درستی مشخص نشده، بنابراین هنوز با اطمینان نمی توان گفت که کاوشگران گروه رسام، این استوانه را درون چه دیواری یافته اند. اما آنچه به خوبی مشخص است این است که استوانه درون دیواری در جنوب تپۀ عمران و نزدیک روستای جمجمه به دست آمده است.تا پیش از فرستادن استوانه به بریتانیا در سال 1879م رسام از محتوای متن کتیبه چیزی نمی دانست. پس از آنکه صندوق های حاوی الواح به موزه بریتانیا رسیدند، تئوفیلوس پینجز از موزه بریتانیا، به بررسی و مطالعه آن ها پرداخت . پینچز نخستین کسی بود که با هیجان بسیار دریافت ، این استوانه مربوط به کورش و فتح بابل است که بخشی از متن آن ، از زبان خود کورش بیان شده است. او این موضوع را به هنری رالینسون اطلاع داد و رالینسون نیز بلافاصله به مطالعه استوانه پرداخت.تملک استوانه کورشدر زمانه کاوشهای رسام، هنوز کشوری به نام عراق وجود نداشت، و بابل و منطقۀ میانرودان (بین النهرین) بخشی از خلافت عثمانی به شمار می رفتند. بنابراین تملک اشیاء در اخیتیار سلزان عثمانی در قسطنطیه بود. اما به دلیل اینکه موزه بریتانیا حفاری را ترتیب داده بود و هزینه آن را فراهم کرده بود. طی یک فرمان رسمی از سوی قسطنطیه ، اختیارات تملک اشیاء از سوی سلطان عثمانی به موزه بریتانیا واگذار شده بود. در این فرمان سلطان عبدالحمید دوم به رسام اجازه داده بود تا آثاری را که یافته است، به انگلستان بفرستد.همچنین رسام پیش از آغاز کاوش، هماهنگی های لازم را باحاکم حِلِه که منطقه بابل زیر نظر او اداره می شد، به عمل آورده بود. چون انتقال اشیاء به صورت قانونی انجام پذیرفته بود. بنابراین حکومت عثمانی دیگر اداعایی بر تملک اشیاء به دست آمده در کاوش ها ی رسام نداشت. بدین گونه بود که استوانه کورش به همراه گل نوشته و آثار دیگر در پایان قرن نوزدهم ، به تملک موزه بریتانیا درآمد.مشخصات استوانه کورشاستوانۀ کورش ، کتیبه ای است از جنس گل که در بابل ساخته شده است و در ازای آن 86/22 سانتیمتر است. امروزه این استوانه با شماره آ ان ای 90920 در موزۀ بریتانیا نگهداری می شود. متن استوانه دارای نوشته ای در 45 سطر است که حدود بیست سطر از آن کاملا شکسته شده و امروزه در دست نیست . این کتیبه به شکل یک استوانه است که دو انتهای آن باریک تر و در وسط کمی برآمده است و به اصطلاح شکل بشکه ای دارد. این شکل خاص ، در دوران بابل نو رایج بود و تنها برای گل نوشته هایی همچون متن های شاهی به کار می رفت مکه در پی بنا دفن می شدند.نوشته های مهمی که  پیش از کورش در بابل نوشته  شده اند کم و بیش به همین شکل ساخته شده اند. استوانه کورش نیز از نظر شکل، از همان رسم باستانی منطقه پیروی کرده و دستاوردهای کورش همانند کتیبه های شاهان پیش از او همچون نبوکدنصر و نبونئید ، بر روی استوانه گلین به همان شکل نوشته شده است. حتی پس از هخامنشیان یکی از کتیبه های مربوط به آنتیخوس، فرمانروای سلوکی بابل نیز به همین شکل ساخته شده است. این کتیبه های استوانه ای، از نظر شکل ، اندازه و قوس لوح، با یکدیگر تفاوت دارند. البته تعداد سطرهای آنها نیز با توجه به متن ان ها با هم متفاوت است. اما به طور کلی استوانه کورش از نظر ظاهر و محتوا بر اساس سنت گل نوشته هاس شاهی استوانه ای شکل در بابل ساخته شده است.نوشته های این لوح به موازات استوانه و یه صورت افقی از چپ به راست نوشته شده اند که از یک سر استوانه تا سر دیگر آن ادامه می یابد . به دلیل آسب دیدگی لوح ، بخش های آغاز و پایان کتیبه از میانۀ آن شکسته شده است. در واقعه حدود یک سوم از نوشته های این لوح به دلیل آسیب دیدگی در طی قرن ها از میان رفته یا تا کنون شناسایی نشده است.این استوانه اکنون از دو قسمت تشکیل می شود. قطعۀ الف و قطعه بقطعۀ الف همان قطعه اصلی کتیبه است که شکل استوانه دارد. این قطعه زیر خاک چند تکه شده بود و زمان کشف به صورت شکسته یافت شد که پس از انتقال به موزۀ بریتانیا ، به هم وصل گردید. این استوانه یکسال پس از کشف ، در سال 1880 میلادی به تملک رسمی موزۀ بریتانیا درآمد.( وبا شماره 90920وارد بخش خاورمیانۀ موزه بریتانیا گردید که در آن زمان به نام بخش عتیقات شرقی خوانده می شد.قطعه ب ، قطعه کوچکی است در اندازه های 6/8و 6/5 سانتیمتر که بخشی از سطرهای 36 تا 45 کتیبه را در بر می گیرد. این قطعه کوچک با شماره 2504ان بی سی در مجموعه دانشگاه ییل در نیوهیون در کانکتیکات  امریکا نگهداری می شد. (در سال 1971 میلادی پاول- ریچارد برگر با بررسی متن آن دریافت که این قطعه کوچک مربوط به بخشی از استوانه کورش است و از آن پس این قطعه به صورت امانت در موزۀ بریتانیا در لندن نگهداری می شود.زبان و خط کتیبهاین لوح در بابل ساخته شده و کتیبه آن به خط میخی بابلی نو نوشته شده است. زبان کتیبه نیز بابلی است که مردم بابل و آن منطقه از میانرودان ، به این زبان سخن می گفتند. تا پیش از فراگیری خط و زبان آرامی ، زبان بابلی مدتها یک زبان رایج در جهان باستان بود .و به سخن دیگر ، زبان بابلی در جهان باستان ، یک لینگوا فرانکا یا زبان مشترک میان مردمان گوناگون به شمار می رفت. بابلیان و مردمان بسیاری در شرق باستان با این خط و زبان آشنایی می رفت بابلیان و مردمان بسیاری در شرق با این خط و زبان آشنایی داشتند و در مکاتبات خود استفاده می کردند.بابلی یک گویش اکدی بود که شاخه ای از خانواده زبان های سامی، شامل عبری و عربی به شمار می رود. این زبان حدود 2400سال پیش از میلاد در منطقۀ میانرودان به کار می رفت. سنت نوشتاری بابلی و کتیبه های نوشته شده با این خط، تا سدۀ یکم میلادی ادامه یافت و سپس متوقف گردید آخرین متنی که به زبان بابلی نوشته شده، یک تقویم نجومی به تاریخ سال 75 میلادی مربوط به بابل دوران اشکانی است که امروزه در موزۀ بریتانیا نگهداری می شود. بابلی سومین زبان و خط رایج در شاهنشاهی هخامنشی بود و سومین نسخه از کتیبه های شاهی پس از پارسی باستان و ایلامی همواره به خط بابلی نوشته می شدند.متن بابلی این استوانه به احتمال زیاد توسط کاتبان یا کاهنان بابلی نوشته و تنظیم شده و محتوای متن آن نشان می دهد که به طور خاص برای مخاطبان بابلی نوشته شده است. متن ان کاملا به شیوۀ نگارش بابلی و بر اساس سنت  ونوشتاری بابل به نگارش درآمده است ، شیوۀ برخی جمله بندی های آن یادآور متن های پیشین مربوط به دوره بابل نواست. بنابراین نویسندۀ متن به خوبی با متن های ادبی و تاریخی پیش از خود آشنایی داشته است.نبونئید که بود؟استوانۀ کورش به نوعی بیانگر پیروزی بر نبونئید ، شاه بابل و رهایی مردم از حکومت اوست . نبونئید آخرین پادشاه دوران بابل نو، پیش از حکومت ایرانیان بر بابل بود. او پس از توطئه ای که در ان لاباشی – مردوک پادشاه خردسال بابل کشته شد، به عنوان پادشاه بابل بر تخت نشست. او از خاندان سلطنتی نبود و از اصل و نسب دقیق او اطلاع اندکی در دست است. مشخص است که مادرش ، کاهنۀ بزرگ پرستشگاه خدای ماه حران (در ترکیه امروزی و نزدیک مرز سوریه )بود. نبونئید به دلیل گرایش دینی مادرش به پرستش سین ، خدای ماه ، روی آورد و او را بالاتر از دیگر خدایان بابلی به ویژه مردوک ، خدای بزرگ بابلیان قرار داد. نبونئید اندکی پس از به قدرت رسیدن ، بابل را ترک کرد وبه تیمه عربستان رفت .آن شهر را اشغال کرد و در ان جا پرستشگاهی برای خدای ماه ساخت. او خود نیز در همانجا ماندگار شد و تا حدود ده سال به بابل باز نگشت. در این مدت او فرماروایی بابل را به پسرش بلشزر (بِل –شّرَ –اوصور) سپرده بود که نمی توانست وظایف یک پادشاه را انجام دهد. غیبت طولانی نبوئنید باعث شد تا مراسم سال نو که نیازمند حضور پادشاه در بابل بود برگزار نشود. منابع بابلی گزارش کرده اند که رفتارهای نبونئید باعث نارضایتی روز افزون اهالی بابل گردید. نبونئید در سال 554 پیش از لشکر کشی کورش ، از تیمه به بابل بازگشت . او همچنین دستور داد تا نماد های مقدس خدایان را از شهر دیگر برداشته و به بابل منتقل کنند. با این کار ، شهرهایی که زیر حمایت آن خدایان بودند، خدایان حامی را از دست دادند. نبونئید همچین از حمله کرزوس، پادشاه لودیه به ایران و نبرد با کورش حمایت کرده بود . نبونئید تا زمان لشکر کشی کورش به بابل ، همچنان در تیمه بود.سنگ یاد بود نبونئیدسالهای 554 تا 539 پیش از میلاد مسیحجنس: سنگ بازالتمحل کشف:بابلاندازه:25در46در58 سانتیمترپیکره نبونئید با جامه بلندی بر تن و عصایی حلقه دار در دست دیده می شود که رو به نماد خدایان ، شامل سین(خدای ماه) شمش(خدای خورشید) و ایشتر (الهه عشق و نماد سیارۀ زهره) می نگرد. نماد ماه بزرگتر و نزدیکتر به نبونئید تصویر شده که نشانۀ اهمیت فروان خدای ماه نزد وی است. این سنگ یادبود کتیبه ای داشته که پاک شده و تنها بخش های کناری آن باقی مانده است نبونئیددر این کتیبه شرح داده است که ختدایان به خاطر کارهای خوب وی ، به خشک سالی پایان داده اند.محتوای متنمتن کتیبه به طور مشخص از دوبخش اصلی تشکیل می شود.1بخش نخست کتیبه که در ان نبونئید ، شاه بابل و کورش سخن گفته شده است. در این بخش ، از آنان به صورت سوم شخص یاد می شود.2 بخش دوم که طولانی تر بوده و به طور مستقیم از زبان خود کوروش ، به صورت اول شخص بیان شده استنویسنده بخش نخست، به احتمال زیاد یکی از کاتبان یا کاهنان بابلی بوده است. اما بخش دوم که از زبان خود کورش بیان شده، به نظر می رسد از سوی یک مترجم یا کاتب یا فردی آشنا به هردوزبان ، در اختیار نویسندۀ بابلی قرار گرفته و آن نویسنده متن را به شیوۀ نوشتاری رایج در بابل تنظیم کرده است. متن 45 سطری کتیبه، با پیشگفتاری آغاز می شود که سطرهای نخست آن از میان رفته است. احتمالا این پیش گفتاری آغاز می شود که سطر های نخست آن از میان رفته است. احتمالا این پیش گفتار بر اساس الگوهای بابلی نوشته شده بود. متن به صورت یک بیانیه تنظیم شده است. و در آن تلاش نویسندگان برآن بوده تا هر جمله در یک سطر بیان شود و در پایان هر سطر، جمله به پایان برسد. تنظیم کنندگان متن تا حد امکان در این موفق بوده اند اما در چند مورد به دلیل نوع جمله بندی ، جمله در پایان سطر تمام نشده است.موضوع کتیبه در سطرها بدین ترتیب است:سطرهای –نامشخص به دلیل شکستگی، احتمالا مقدمه ای درباره بابل و خدای بزرگ آن مردوکسطرهای 3-8: توصیف کارهای ناشایست نبونئید .سطرهای 9-11: توجه خدایان به رفتارهای نبونئید و رحم آوردن بر بابلیان .سطرهای 12-15: معرفی کورش و گزینش او از سوی خدایان.سطرهای 16-17: تصرف بابلسطرهای 18-19: ستایش مردمان و بزرگان از کورش و شادی آنان.سطرهای 20-22: معرفی کورش ، عنوان هایش و نیاکانش از سوی خود او.سطرهای 26-27: حمایت خدای مردوک از کورش ، کمبوجیه و سپاهیانش .سطرهای 28-30: اعلام اطاعت مردمان و سرزمین های دیگر از کورش.سطرهای 30-36: بازگرداندن مردمان و خدایانشان به سرزمین های خود.سطرهای 37-38: افزایش پیش کشی برای خدایان.سطرهای 38-43: شرح آبادگری های کورش در بابل.سطرهای 43-44: شکسته نامشخصسطرهای 45: شکسته نامشخص ، احتمالا دعا برای کورش و خاندانش.رویدادها و اهمیت تاریخی استوانهاستوانه کورش یکی از مهمترین و شناخته ترین اسناد نوشتاری جهان است. متن ان احتمالا در سال 538 پیش از میلاد در بابل نوشته شده است. اکنون دیگر شکی نیست که استوانه کورش تنها نسخه از بیانیه نبوده و نسخه های دیگری نیز از این کتیبه وجود داشته که به جزء دو قطعه یادشده، یا از میان رفته اند یا تا کنون اثری از آنها بدست نیامده است. متن استوانه به طور خلاصه شرح می دهد که چگونه مردم بابل از فرمانروای خود ناراضی بودند و کورش با روشی صلح امیز و بدون استفاده از زور و خشونت ، شهر را در سال 539پیش از میلاد گشوده است.این در حالی است که هردودت بیش از یکصد سال پس از این رویداد ، درباره فتح بابل گفته است که سپاهیان کورش ، بابل را محاصره کردند و سرانجام با خشک کردن رود فرات که از میان شهر می گذشت، توانسته وارد شهر شوند و پس از زد وخورد شهر را تسخیر کردند (هرودوت تواریخ کتاب یکم 191) استوانه کورش و دیگر اسناد بابلی به عنوان مدارک دست اول نشان می دهند که داستان هرودوت مانند بسیاری از داستان های دیگر او ساختگی است و ارزش تاریهی ندارد. بنابراین ، استوانه کورش به همراه دیگر اسناد و مدارک دست اول از بابل،مدارک مهمی هستند که به کمک آنها می توان تاریخ رایج را تصحیح کرد.استوانه کورش بیشتر یک بیانیه است تا یک رویداد نگاری ، بنابراین تاریخ رویداد های به روز و ماه و سال در ان نوشته نشده اند. اما متن استوانه تنها سندی نیست که دربارۀ فتح بابل به نگارش درآمده است. اسناد دیگری نیز در بابل از همین زمان یافت شده اند که به کمک این اسناد می توان رویدادهای زمان تسخیر بابل را بازسازی و به صورت روز شمار دنبال کرد.بنابراین این متن ها ، که برخی پیش از ورود کورش به بابل نوشته شده اند ، نبونئید با تحمیل باورهای دینی خود به مردم و عدم حضور در پایتخت ، باعث بروز نارضایتی در مردم و آشفتگی اجتماعی و سیاسی در بابل شده بود. او که سین . خدای ماه را پرستش می کرد، باورهای بابلیان بی اعتنا بود و تلاش می کرد تا خدای خود را جایگزین خدای مورد احترام مردم سازد. او جشن سال نو بابلیان را نیز عملا با غیبت طولانی خود به تعطیلی کشاند. در یک متن بابلی به نام «روایت منظوم» نبونئید دیوانه معرفی شده و در آن گفته شده است که او اندکی پس از به قدرت رسیدن ، به تیمه در شمال شرق عربستان و نزدیک دریای سرخ لشکرکشی کرد، شاه آن جا را کشت و در همان جا اقامت گزید.نبونئید حدود ده سال به بابل باز نگشت . طبق این متن، او به جای رسیدگی به بابل ، به ساخت و ساز در تیمه دست زد و برای این کار از مردم آنجا بیگاری کشید. همچنین در متن ، به کشتار مردم ، از جمله زنان و کودکان در تیمه اشاره شده است. این رفتارها و بی توجهی او به بابل باعث تنفر اهالی بابل از او شده بود و بدون شک افرادی از بابل این نارضایتی را به کورش منتقل کرده بودند. کورش و حکومت هخامنشی نیز به درستی زمان مناسب را برای اقدام تشخیص دادند.کتیبه های بابلی ، داستان سقوط شهر را چنین بیان می کنند که نبونئید ، به همراه سپاهش به جنگ کورش رفت. در اوپیس ، نبردی میان سپاه ایران و اکد (سپاهیان نبونئید ) روی داد که سپاه اکد شکست خورد و عقب نشینی کرد . نبونئید پس از شکست گریخت و به دنبال آن شهر سیپر شهر نزدیک بابل تسلیم شد. کورش بخشی از سپاهش را به فرماندهی گوبار ( به پارسی باستان گئوبَرووه ) به سوی بابل فرستاد و او بابل را در روز 12اکتبر(20مهر) بدون جنگ تسخیر کرد. نبونئید در بازگشت به سوی بابل دستگیر شد. احتمال دارد بابل سقوط کرده باشد و ظاهر آرام شهر نیز شکی در او و همراهانش ایجاد نکرده بود. کورش خود در 29 اکتبر(7آبان ماه) وارد بابل شد. در یکی از کتیبه ها بابلی به نام رویداد نگاری نبونئید) نوشته شده است که شاخه های سبز بر سر راه کورش گستراندند. صلح بر شهر حاکم گردید و کورش بر همۀ بابل درود فرستاد.با اینکه به نظر می رسد بابلیان پیشاپیش از جانب کورش آسوده خاطر بودند. اما احتمالا مردم شهر از ورود یک سپاه بیگانه و تصرف شهرشان نگران بوده اند. آن گونه که کورش در کتیبه بیان کرده است. از متن کتیبه روشن است که کورش به سپاهیانش اجازۀ خونریزی ، تاراج و بدرفتاری با مردم را نداده است و در آن از احترام به مردم و باورهای دینی آنها سخن گفته شده است. این نکته از آن جهت دارای اهمیت است که میدانیم دین و باورهای دینی کورش با دین بابلیان متفاوت بود ، اما کورش به همان اندازه ، با خدایان و دین بابلیان با احترام برخورد  کرد. در واقع کورش ، باورها و اعتقادات خود را به بابلیان تحمیل نکرد و پرستشگاه های آنان را ویران نکرد در کتیبه روایت منظوم » چنین آمده است. اکنون به ساکنان بابل قلبی شاد داده شده. آنان همچون زندانیانی ستند که (درهای) زندان به رویشان گشوده شده است . به کسانی که گرفتار ستم بودند ، بار دیگر آزادی اعطا شده، همگان از دیدن او به عنوان پادشاه دل شادند.نکته شایان توجه این است که سپاهیان کورش به خوبی به وظیفه خود مبنی بر پرهیز از کشتار و تاراج آگاه بودند و طبق دستور فرماندهانشان رفتار می کردند. آنان وظیفه حفاظت از مکان های مقدس و پرستشگاه را نیز بر عهده داشتند، و با اسلحه وارد آن محوطه نمی شدند. در کتیبه رویدادنگاری نبونئید آمده است که سربازان سپردار گوتی (مادی ) در سپاه کورش ، پس از سقوط بابل در محوطۀ مقدس اسگیلا مستقر شدند. اما هیچ یک با خود اسلحه به همراه نبردند. در نتیجه ، مراسم آیینی در زمان خود برگزار شد و اشغال شهر مانع برگزاری مراسم نگردید.این رفتار کورش به سربازانش ، اجازه نزدیک شدن به اِکور (خانه کوهستان ) پرستشگاه باستانی انلیل در نیپور را نداده است رفتار دوستانۀ کورش ، شامل نبونئید نیز گردید و جانش بخشیده شد. در کتیبه های بابلی آمده است که نبونئید را به کرمان فرستادند. در واقع یک پیام روش این استوانه ، پرهیز از خشونت از سوی فرمانروایی است که در اوج قدرت است.واژه هایی که در این کتیبه بیشتر به آن ها تکیه شده ، صلح ، شادی، و آرامش است. با چنین رفتاری بود بابلیان ، کورش و پس از او شاهان هخامنشی را به عنوان فرمانروایان خود پذیرفتند و آنان با به عنوان شاه بابل خطاب کردند. در صورتی که این عنوان را هرگز برای اسکندر به کار نبردند.در کتیبه روایت المنظوم آمده است که کورش همچنان یک فرمانروای بابلی، خود بیل و زنبیل آب به دست گرفت و کار ساخت دیوار بابل را آغاز کرد. با این شاهان بیگانه نیز بیش از کورش به بابل تاخته بودند و برخی در بابل دست به انجام ساخت  سازه هایی زده بودن ، اما بابل در طول تاریخ طولانی خود بیش از کورش هرگز چنین رفتاری را تجربه نکرده بودند. فرمانروایان و فاتحان پیش از کوروش و در صورتی که مردمان شکست خورده را کشتار نمی کردند همواره آنان را از سرزمین مادری خود به سرزمین های دور دست کوچ میدادند .کورش تنها فاتحی است که برخلاف فرمانروایان پیش از خود، نه تنها مردمان را از خانه هایشان کوچ نداد، بلکه کوج داده شدگان را به سرزمین های مادریشان باز گرداندکه این کار در تاریخ بی سابقه بود.او همچنین بر خلاف فاتحان گذشته که پرستشگاه ها و مکان های مقدس سرزمین های دیگررا تاراج و ویران می کردند و نمادهای مقدس را به سرزمین خود می بردند. پرستشگاه های آسیب دیده را باز سازی کرده و همان گونه که خود می گوید ، خدایان را به جایگاه هایشان بازگردانده است. به همین دلیل است که دین های دیگر از کورش با احترام یاد کرده اند.بنابراین با توجه به  آنچه در استوانه از زبان خود کورش بیان شده است، می توان دریافت که چرا کورش در متون کهن شخصیتی قابل احترام دارد . او رسم تازه ای در تاریخ بنیان نهاد که افتخار را نه در تاراج و ویرانی شهرها و کشتار مردم ، بلکه در رسیدگی به آنان و آزادی دادن به مردم برای ادامه راه روش زندگیشان به شمار می آورد.آنچه می توان از متن این استوانه به طور خلاصه برداشت کرد، این است که: کورش صلح را در منطقه برقرار کرده است.مردمان را آزاد کرده و کوچ داده شدگان را به سرزمین مادریشان بازگردانده است.برای دین ها  و مراسم مذهبی مردم احترام قائل شده است.باروی بابل را مستحکم کرده است.کارهای ساخت ساز ناتمام در بابل را به پایان برده  و دروازه های شهر را درست کرده است.به عنوان یک پادشاه بیگانه ، برای خدای بزرگ بابلیان و مراسم آیینی آنان، پیشکشی بیشتری مقرر کرده است.در دوران معاصر، استوانه کورش به نام منشور حقوق بشر نیز خوانده شده است. با اینکه این متن ، یک منشور حقوق بشر به معنی امروزی آن نیست، اما نکاتی در متن وجود دارد که نشان می دهد حقوق انسانی مردم توسط کورش و سپاهیان او بر مبنای آنچه امروزه به نام حقوق بشر شناخته می شود، رعایت شده است. اهمیت این متن آنجا بیشتر نمودار می شود که بدانیم این رفتاری است که کورش نه تنها با مردم خود، بلکه به عنوان یک پادشاه فاتح، با مردم شکست خورده در پیش گرفته بود. بنابراین به این استوانه  و متن آن می توان به عنوان نمادی از رفتار متمدنانه و همراه با احترام به حقوق انسان ها نگریست.میراث ماندگار کورشکورش بزرگ در جهان باستان و پس از آن تا زمان حال، شخصیت برجسته ای به شمار می رود. فرمانروایان ، شاهان و فاتحان بسیاری در تاریخ وجود داشته اند، اما آنچه او را از دیگران متمایز می سازد، رفتار انسانی او با دشمنان و شکست خوردگان ، بخشندگی ، ژرف نگری و مدارای او با مردمان است. او آغارگر رفتار احترام آمیز با مردمان ، فرهنگ ها و دین های دیگر بود. در عین حال ، او یک رهبر و جنگجوی بزرگ که نه تنها بزرگترین امپراتوری را که جهان به خود دیده بودبه وجود آورد، بلکه بنیانگذار ایران به عنوان یک کشور و ملت متحد به شمار می رود.شاید به دلیل همین ویژگی ها بود که کورش در میان مردمان جهان آن روزگار، بسیار محبوب بود. در منابع کلاسیک آمده است ایرانیان او را «پدر» می خواندند و یونانیان از او به عنوان یک رهبر بزرگ و «قانونگذار» یاد می کردند. گزنفون ، تاریخ نویس یونانی ، کتاب کوروپدیای خود را به زندگی کورش اختصاص داده و در آن کورش را به عنوان یک فرمانروای آرمانی معرفی کرده است. همین کتاب از جمله چند کتابی بود که بنیان گذاران ایالات متحدۀ امریکا از جمله تامس جفرسون،(بعدها سومین ریس جمهور آمریکا) آن را مطالعه کرده و از آن ایده گرفتند. جفرسون خود دو نسخه از این کتاب را در کتابخانۀ شخصی اش داشت.در اروپا ، شخصیت کورش همواره به عنوان یک شخصیت آرمانی و الگوی یک فرمانروای دادگر و نیرومند به شمار می رفت و در منابع لاتین از او با نام کورش بزرگ یاد می شود. حضور او در کتاب های دیدنی باعث شدتا کورش چهره مذهبی نیز بیابد و در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان شخصیتی برگزیده خداوند به شمار آید. کورش تنها کسی است که در کتاب عهد عتیق از او به عنوان مسیح یا نجات دهنده نام برده شده، همچنین مولانا ابوالکلام آزاد (1888-1958) سیاستمدار و فیلسوف هندی ، این نظر را ارائه داد که بر اساس آن فرمانروای دادگری که در قران از او به عنوان ذوالقرنین(دارنده دو شاخ ) یاد شده است، در واقع همان کورش است ونه اسکندر مقدونی . یکی از دلایل او برای این نظریه ، رویای دانیال در کتاب عهد عتیق و داستان قوچ دو شاخ بوده است. در این نظریه ، رویای دانیال در کتاب عهد عتیق و داستان قوچ دو شاخ بوده است. در اروپا گاه نیز کورش را با نماد یک قوچ دو شاخ نشان می دادند. چهره و نقوش کورش به عنوان یک چهره فرمانروای بزرگ جهان باستان و فرمانروای چهار گوشۀ جهان ، در کنده کاری ها، پیکر سازی ها و نقاشی های اروپایی نقش بست که نمایانگر احترام اروپائیان به شخصیت کورش است.حکومتی که او به وجود آورد بر پایۀ احترام به فرهنگ مردمان دیگر بنا شد. فرمانروایان هخامنشی پس از کورش ، با داشتن کشوری با نژادها ، زبان ها و فرهنگ های گوناگون به خود می بالید و در کتیبه هایشان با افتخار از آن یاد می کردند.برگرفته از کتاب استوانه کورش بزرگ &quot; دکتر شاهرخ رزمجو &quot;</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 11:46:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موزه رضا عباسی تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-hvvukqef9xmr</link>
                <description>موزه رضا عباسیساختمان موزه رضا عباسی در واقع نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون خانگی بوده است اما به دلیل معماری زیبا و موقعیت جغرافیایی خوب مورد توجه مسئولین وقت قرار گرفت . در همین راستا نمایشگاه مذکور در شهریور ماه .سال 1356خورشیدی توسط فرح پهلوی خریداری و به موزه تبدیل شد اما هنوز یک سال نگذشته بود که در آبان سال 1357تا 1358خورشیدی مدیریت این موزه را به عهده داشت.این موزه در سال 1358خورشیدی به دلیل مرمت و نوسازی تعطیل شد فضای موزه بزرگ تر شد و همراه با تغییر دکوراسیون داخلی و افزادش فضای نمایشی مجددا گشایش یافت .اما برای بار چندم در سال 1363خورشیدی به دلیل مشکلات داخلی موزه به مدت یک سال تعطیل شد دوباره باز و در همان سال 1364دوباره تعطیل شد سرانجام پس از این همه گشایش و تعطیل شدن ( موزه ایران ) در 15 بهمن ماه سال 1379خورشیدی بعد از مرمت و نوسازی برای 5بار افتتاح و بازگشایی شد و همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد .این موزه در بزرگداشت یکی از نگارگران عصر صفویه نامگذاری شده است، هدف از تشکیل آن گردآوری پاس داشتن مطالعه کردن و شناساندن دستمایه های به یادگار مانده از هنرمندان چیره دست این مرز بوم می باشد که به روی عموم شیفتگان هنر و فرهنگ والای ایران گشوده است، آثار این موزه مربوط به هزاره 2 قبل از میلاد تا قرن سیزده هجری را در بر می گیرد و متعلق به دوره قاجار است .مراکز و تالارهای این موزه هنری عبارتند از :تالار پیش از اسلام تالار هنرهای اسلامی ( آثار هنری و صنعتی ، نگارگری ، خوشنویسی ) و کتابخانه اشیای به نمایش درآمده و در موزه شامل مصنوعات ساخته از گل پخته فلز و سنگ مربوط به دوران ماقبل تاریخ تا ظروف سفالی و اشیای فلزی منسوجات و نقاشی های لاک الکلی متعلق به دوره اسلام است . این موزه شامل اداره حفظ و نگهداری با دارا بودن دو آزمایشگاه و کارگاه به منظور حفظ نقاشی ها و اشیای فلزی کتابخانه با دارا بودن بیش از 1000جلد کتاب فارسی ، انگلیسی ، فرانسوی و آلمانی بخش انتشارات با دارا بودن منابع با ارزشی در زمینه مبراث فرهنگی نمایشگاه است .موزه دارای 5 تالار است .تالار پیش از اسلام – تالار اسلامی 1- تالار اسلامی 2 – تالار نگارگری  - تالار خوش نویسیطبقه اول : این طبقه به نمایش آثار نگارگری و خطاطی اختصاص دارد اثر برگزیده این بخش کهن ترین نمونه برگی از شاهنامه  دموت مربوط به به میانه سده 8 هجری است.طبقه دوم :این طبقه مربوط به نمایش آثار دوره اسلامی در دو تالار اختصاص دارد.طبقه سوم : در طبقه سوم کتابخانه و تالار آثار پیشاز اسلام قرار دارد در تالار پیش از اسلام ریتون های زرین دوره هخامنشی و ظروف سیمین دوره ساسانی خود نمایی می کنند .تالار پیش از اسلامدر این تالار آثار ایرانی و دوره های ماقبل تاریخ و پیش از اسلام مراحل گسترش تدریجی فنون و تطابق مصالح مادی با نیاز های روزمره انسان به نمایش درآمده است.همچنین آثار از دور هخامنشی اشکانی و ساسانی در این تالار عرضه شده است .اشیایی که در تالار پیش از اسلام به تماشا گذاشته شده اند به دو دوره معروف پیش از تاریخ و عصر تاریخی مربوط میباشند.دوره پیش از تاریخ درایران با پیدایش بشر آغاز می شود و تا حدود هزاره سوم پیش از میلاد مسیح یعنی هنگام ظهور نخستین نمادهای نگارش در سیلک کاشان ادامه می یابد .در فلات ایران از حدود 6000 الی 6500سال قبل از میلاد سفالگری و فلزکاری دستی رواج یافته بود و مردمان علاوه بر درک خواص گل رس که ماده اولیه مورد نیاز سفالگری است قادر شده بود که فلزات را از کانی هایشان استخراج کند و پس از تصفیه به آنها شکل مطلوب ببخشد .مس ، طلا و نقره نخستین فلزاتی بودند که بکار گرفته شدند . آمیخ ها یعنی اشکال مختلط فلزات که رایجترینشان مفرغ بوده است  بتدریج ساخته شدند.اختراع چرخ سفالگری در اواخر سال 4000قبل از میلاد تحول عمده گردند در حدود سال 1500قبل از میلاد همزمان با ورود اقوام آریایی به فلات ایران ظروف سفالین خاکستری رنگ و نیز ظروف اداری شکل های انسان و حیوان از قبیل بز ، گاو نر کوهان دار ، سگ و گوزن بدست ایشان ساخته شود .نقاطی چون شوش در جنوب غربی ایران تپه حصار در دامغان ، سیلک در فلات ایران ، مارلیک در منطقه سفید رود در کرانه دریای خزر همه شواهد کافی درباره فرهنگ و تاریخ کهن ایران بدست داده اند .در طی سده هشتم قبل از میلاد مادها و پارسیها در منطقه اطراف همران و کرمانشاه مستقر شده بودند و رشد عمده ای در هنر آنها شده بود یکی از اقوامی که اشیای مستقر شده بودند و رشد عمده ای در هنر آنها شده بود یکی از اقوامی که اشیائی بس نفیس از خود به جا گذاشته اند در منطقه لرستان می زیسته اند .در فاصله سالهای 2500و 600 قبل از میلاد اقوام مختلفی از جمله کاسی ها ، آشوری ها سیمیریها و سیتی ها از لرستان گذر کرده اند و اشیائی که از خود برجای نهاده اند که امروز بنام مفرغ های لرستان شهرت یافته است. مس و قلع که اجزاء متشکله عمده مفرغ هستند در کوههای لرستان فراوان است.دوره تاریخیاین دوره جکومت های ماد ، هخامنشی ، اشکانی و ساسانی را در بر می گیرد و با طلوع اسلام در طی سده هفتم میلادی ( سال 621) به پایان می رسد .هخامنشیان در سال 550قبل از میلاد وحدت ایران آن زمان را تحقق بخشیدند اشیاء متعلق به دوره های هخامنشیان در مقایسه با مفرغ های لرستان که با زندگی روزمره را در بر می گرفت زیبایی و جنبه تشریفاتی را می توان در این آثار احساس کرد .حجاری ، فلزکاری و سفالگری در این دوره به سبب تشویقی که از صنعتگران شد و همچنین در اثر تماس هایی که به مناسبت وحدت کشور بین آنها پدید آمد به پیشرفت های مهمی از دانش فنی رسید.مهارت های دیگر یعنی تندیس پردازی در عصر اشکانی رواج یافت .در مقابل ساسانی ها که در فاصله سال های 226و 633میلادی در ایران حکومت کردند هنری پدید آوردند که از چین تا اقیانوس اطلس تاثیر گذار شد گچبری و دیوارنگاری رنگین در این دوران رواج یافت آثار فلزی عصر ساسانی شهرت جهانی دارند . بشقاب ها ، فنجان ها ، جامعه ها ، گلدان ها ، دیس ها و رزم ها افزارها از این دوره به جا مانده اند.تالارهای دوره اسلامیظروف سفالین ف اشیای فلزی ، عناصر معماری جواهرات و منسوجات دوره های سلجوقی ، تیموری و صفوی در دو تالار اسلامی 1و 2 عرضه شده است .آثار دوره قاجار نیز در این بخش به وسیله قلمدان ها و جلدهای کتاب و حعبه های روغنی معرفی شده است .تالار خوش نویسیخوشنویسی یکی از ولاترین دستاوردهای دوره اسلامی است در این تالار به نمایش گذاشته شده است در این تالار می توان مراحل مختلف تحویل خطاطی را از خلاال نوشته ها که به خطوط ثلث و محقق و نسخ و نستعلیق است مشاهده کرد و با هنر کتابسازی نیز آشنا شد.تالار نگار گریگنجینه مفصلی در باب سنت نقاشی دوره اسلامی در این تالار به نمایش گذاشته شده است این تالار از مراحل تحول و رشد این هنر را تا سده ی چهاردهم هجری در بر می گیرد می توان تابلوهایی در مکتب ف شیراز ، تبریز و هرات  را در این مجموعه دنبال کرد عمده تابلوهای موجود در این سالن مربوز به داستان های شاهنامه است که به دستور شاه اسماعیل اول و دوم از خاندان صفویه کشیده شده اند کهن ترین نمونه برگی از شاهنامه ی « دموت» مربوط به اواسط سده ی هشتم هجری است و صحنه بدار آویختن مانی نقاش معروف به دموت که ادعای پیامبری داشت را نشان می دهد .کتابخانه موزهکتابخانه موزه در برگیرنده بیش از ده هزار جلد کتاب به زبان های پارسی ، انکلیسی ، فرانسه و آلمانی است همچنین کتابخانه مشترک بیش از 50 مجله داخلی و 60 مجله خارجی است این کتابخانه برای کارکنان موزه ها ، کارمندان ، سازمان میراث فرهنگی ف استادان و دانشجویان و پژوهشگران فرهنگی قابل استفاده است.بخش مرمت و نگهداری موزهبخش مرمت و نگهداری موزه با دو آزمایشگاه و کارگاه به مرمت و بازسازی نقاشی ها ، اشیای فلزی و کتاب های خطی اختصاص دارد و یکی از پیشرفته ترین کارگااه های مرمت در کشور است . بنابراین این کارگاه نه تنها  به مرمت اشیای موجود در موزه رضا عباسی می پردازد  بلکه ترمیم آثار ارسالی از موزه های دیگر کشور را نیز به عهده دارد .نشانی موزه » تهران - خیابان شریعتی - نرسیده به پل سیدخندان</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Wed, 22 Dec 2021 15:42:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای اخذ ویزای تایلند</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%B0-%D9%88%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%AF-s6iwq4jwt4bv</link>
                <description>کشور تایلند که با القاب سرزمین لبخندها و سرزمین فیل سفید نیز شناخته می شود، به لحاظ برخورداری از جاذبه های طبیعی زیبا و منحصر به فرد امروزه یکی از مقاصد مهم گردشگری آسیا و جهان به شمار می رود.سواحل وسیع و رویایی با درختان نخل سربه فلک کشیده و نواحی مرجانی دیدنی، آن را به بهشت دوستداران طبیعت و گردشگری ساحلی تبدیل کرده است.مردمان خونگرم و میهمان نواز این سرزمین،همواره نقش پررنگی در شهرت موطن خود نزد جهانیان داشته اند.معابد بی شمار کشور تایلند و عقاید مذهبی پرشور مردمان آن که به خوبی از مجسمه ها و سبک معماری بناها مشهود است،گردشگران علاقه مند به آیین ها و مراسم بودایی را به این سرزمین شگفت انگیز جذب می کنند.تایلند به یکی از مقاصد گردشگری ایرانیان نیز تبدیل شده است که آنها را به تماشای جاذبه های طبیعی و تاریخی،فرهنگ،رقص،موسیقی و عادات غذایی خود فرا میخواند.برای سفر به کشور تایلند نیاز به اخذ ویزای تایلند دارید.با ما همراه شوید تا با مراحل دریافت ویزای تایلند در شرایط کنونی آشنا شوید.انواع ویزاهای کشور تایلند عبارتند از:ویزای توریستیویزای تجاری (کاری)ویزای تحصیلیویزای مهاجرتیویزای ترانزیتویزای پزشکیویزای نمایشگاهیویزای توریستی تایلندزمانیکه با هدف گردشگری به کشور تایلند سفر می کنید نیاز به اخذ ویزای توریستی تایلند دارید.سفارت پادشاهی تایلند برای مسافران ایرانی که قصد اخذ ویزای توریستی این کشور را دارند، در حالت عادی ویزای یک ماهه یکبار ورود صادر میکند. ویزای توریستی تایلند تا سه ماه بعد از صدور معتبر است و از زمانی که وارد خاک این کشور شوید، میتوانید یک ماه در آنجا اقامت داشته باشید.در صورت اقامت بیشتر از زمان ویزا باید به اداره مهاجرت مراجعه کنید و درخواست تمدید ویزا بدهید در غیر اینصورت شامل جریمه خواهید شد.مدت زمان صدور ویزای تایلند 3 الی 10 روز کاری است.در شرایط کنونی به خاطر شیوع بیماری کرونا ، قوانین اخذ ویزای تایلند نیز دستخوش تغییراتی شده است :شما باید در ورود اولیه خود به این کشور 7 روز اقامت در یک شهر و در هتل هایی اقامت داشته باشید که شامل قوانین sandbox باشند و بعد از اتمام 7روز میتوانید مقصد خود را در این کشورتغییر دهید.تایلند اکنون از مسافران هر کشوری در جهان با توجه به برنامه Sandbox استقبال می‌کند. برنامه sandbox از اول جولای آغاز شد و برای گردشگران کشورهای مختلف به گونه ای متفاوت تعریف شده است. برای گردشگران ایرانی قوانین Sandbox شامل افرادی است که کامل واکسینه شده اند و تنها در هتلهایی که در لیست  قرار دارند می توانند اقامت داشته باشند.مدارک مورد نیاز جهت اخذ ویزای توریستی تایلند :اصل گذرنامه با حداقل ۷ ماه اعتباریک قطعه عکس 3*4 رنگی (تمام رخ، بدون عینک )کپی گذرنامه، کپی کارت ملی و کپی شناسنامهواچر هتل ( اقامت 7 روزه در شهر اول ضروری است )بلیط رفت و برگشت هواپیماتکمیل فرم درخواست ویزای تایلندبیمه مسافرتی با پوشش کرونا به سقف 50 هزار دلار برای مدت 2 ماهپرداخت هزینه‌های مربوط به ویزا (فقط پول نقد و به یورو )تست منفی PCR ( برای سوار شدن به هواپیما )گردش 3 ماهه بانکی به زبان انگلیسی با مانده 50 میلیون تومانکارت واکسن دیجیتال دارای QR کدداشتن گواهی Thai Pass                                                                         Thailand Pass چیست؟سیستم تایلند پاس یک سیستم رایگان مبتنی بر وب است که به منظور کارآمدتر کردن فرآیند مستندسازی مسافرانی که وارد تایلند می شوند نسبت به برنامه گواهی ورود طراحی شده است. درست مانند گواهی ورود، داده‌ها را برای فرم‌های ورودی مورد نیاز جمع‌آوری می‌کند، اما چیزی که آن را بهتر از گواهی ورود (COE) می‌کند این است که هم اطلاعات سفر و هم اطلاعات بهداشتی مانند گواهی‌های واکسن را جمع‌آوری کرده و به تسهیل تشکیل پرونده کمک می‌کند.هدف از گذرنامه جدید تایلند کمک به پشتیبانی سیستم &quot;سهولت سفر&quot; این کشور پس از بازگشایی و تسریع فرآیند تکمیل اطلاعات و بارگذاری اسناد سفر است.نحوه درخواست تایلند پاسشما می‌توانید مستقیماً در وب‌سایت تایلند پاس وارد شده و مرحله به مرحله مدارک سفر را آپلود کنید و در نهایت کد رجیستری را جهت پیگیری دریافت نمایید. زمان رسیدگی به درخواست تایلند پاس  5 تا 7 روز به طول می انجامد. توصیه می شود زودتر از زمان سفر ، برای تایلند پاس اقدام کنید .در نهایت به شما کد ورودی QR یا شناسه عبور تایلند داده می شود که برای ورود به این کشور ضروری است.لازم به ذکر است کلیه مراحل فوق توسط بخش ویزای چاپارگشت پارسه در کمترین زمان برای شما انجام می شود. برای دریافت مشاوره جهت اخذ ویزای توریستی تایلند می توانید با بخش ویزای چاپارگشت پارسه تماس حاصل فرمایید. 22022700 - 22026400</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Mon, 20 Dec 2021 10:31:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با برخی از اسطوره های ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-bfdtyy5bd7ey</link>
                <description>میترامیترا(میثره) ایزد خورشید و روشنایی است که گردش فصول و تغییر شب وروز را در کنترل خود دارد. ایزد خورشید علاوه بر ایران، در میان سایر ملل باستانی همچون روم و هند نیز پرستش می شده است. میترا نماد مهر ورزی ، محبت ، صمیمت، و دوستی است. مهر و دوستی و دانایی را در قلب انسان ها تقویت و آن ها را به راه راست هدایت می کند و از پلیدی ها و دشمنی ها دور نگاه می دارد. یکی از خصوصیات متعدد میترا مفهوم داوری است. او وفاداران را حفاظت و پیمان شکنان را مجازات می کند.میترااژی دهاک (ضحاک)در فرهنگ اساطیران ایران، ضحاک نماد تمامی پلیدی ها و زشتی های این دنیا است که با اهریمن پیوندی ناگسستنی دارد. در متون اوستایی ضحاک اژدهایی سه سر، سه پوزه وشش چشم با هزاران چالاکی است که با پنج عیب بزرگ (یعنی ، آز، پیلیدی، جادو، دروغ و بی قیدی) شناخته می شود. اهریمن آن را برای نابودی آفریدگان راستی و درستی آفریده است. اما در شاهنامه ضحاک، پسر مرداس عرب، پادشاه ستمگری است که از هردو کتفش مارهایی روییده اند که به روایت فردوسی از جای بوسه های ابلیس برشانه هایش سر بر آورده اند. مارهایی که فقط با خوردن مغز انسان آرام می گرفتند. هنگامی که ضحاک با فکرو اندیشه ناپاکش بر جهان حاکم می شود، نبرد سختی میان نیکی ها و بدی ها در می گیرد که به نفع ضحاک خاتمه می یابد و تیرگی و تباهی سراسر جهان را می پوشاند و دانایی وفرزانگی در برابر نیرنگ و دیو صفتی رنگ می بازد. سرانجام ضحاک خواب آشفته ای می بیند که در آن گروهی او را از تخت پادشاهی به زیر می کشند. موبدان خواب او را به فروپاشی حکومتش تعبیر می کنند و می گویند نوجوانی تو را به بند اسارت می کشد و تاج و تخت تورا صاحب می شود. بعدها نوجوانی به اسم فریدون، که پدرش به دست ضحاک کشته شده بود. به همراه کاوۀ آهنگر برای نابودی ظلم و ستم ضحاک قیام کردند، ضحاک به کوه دماوند گریخت و در همان جا به دست فریدون به بند کشیده شد.ضحاکلیلی و مجنونلیلی و مجنون روایت عاشقانه ای است از نظامی گنجوی که داستان عشق دو دلداده عرب را دوران کودکی تا به هنگام مرگشان باز گو می کند. قصه از اینجا شروع شد که یکی از بزرگترین طایفه بنی عامر از تبار عدنانی دیر زمانی از داشتن فرزند بی نصیب بوده تا اینکه صاحب پسری زیبا و نیرومند می شود و نام او را قیس می گذارد. قیس بنی عامر که بعدها آوازه عشقی او به نام مجنون بر سرزبان ها می افتد در مکتب خانه به دختری لیلی نام دل می بندد و رفته رفته آتش توان سوز و جانکاه این عشق زود رس در وجود او برافروخته می شود.عشق قیس و لیلی در آغاز دور از چشم اغیار است، اما سرانجام علنی می شود و باعث می شود که پدر لیلی از رفتن او به مکتب خانه و لاجرم ملاقات با قیس جلوگیری کند. اما در این میان عاشق و معشوق پنهانی به ملاقات همدیگر می روند» عشق قیس به لییلی چنان شور و شعفی در او ایجاد می کند که عنان صبر و اختیار را کف می دهد تا آنجا که پدرش با مشورت بزرگان قوم تصمیم می گیرد به خواستگاری لیلی بروند، اما پدر لیلی به این بهانه که قیس دیوانه و سبک سر است با این وصلت موافقت نمی کند. بعد از آن، مجنون آشفته وپریشان می شود. پدر قیس برای راهایی از این سرگشتگی او را عازم حج می کند به این امید که عشق جانکاه لیلی را فراموش کند. اما در این سفر مجنون به خانۀ کعبه متوسل می شود و از خداوند می خواهد که عشق او به لیلی را افزون تر کند. « قیس همچنان آوازه دشت و بیابان است تا این که روزی نوفل که بزرگی از عرب بود و درد عشق را تجربه کرده بود بر میخورد و از درد درون، اورا آگاه میکند نوفل به او وعده می دهد که این کار را به انجام رساند. نوفل از پدر لیلی می خواهدکه با خواستگاری قیس موافت نماید. د رغیر این صورت لشکری را مهیا کرده و با قبیله آن ها خواهد جنگید. اما پدر لیلی قبول نکرده، جنگ سختی میان دو قبیله در می گیرد، اما سرانجام با خواهش قیس از نوفل جنگ به پایان می رسد. پس از آن جوانی از قبیلۀ بنی ثقیف به خواستگاری لیلی می آید و به اجبار قبیله با او ازدواج می کند. اما لیلی به عشق مجنون، احازه نمی دهد همسرش از وی کام بگیرد. در این مدت لیلی و مجنون از طریق نامه به یکدیگر ارتباط دارند تا اینکه شوهر لیلی با ناکامی از دنیا می رود. ملاقات لیلی و مجنون پس از این نیز به دیدارهایی مختصر و ابراز عشق و دلدادگی به یکدیگر خلاصه می شودتا آن زمان که لیلی بیمار می شود و بر اثر بیماری از دنیا می رود. مجنون با شنیدن این خبر جان باختن لیلی به واقع دیوانه می شودو خود را بر سر مزار لیلی می رساند. او با در آغوش گرفتن مزار لیلی در دم جان میدهد.لیلی و مجنونرستم و سهرابداستان های رستم و سهراب یکی از شاهکارهای ارزندۀ ادب پارسی و از معروف ترین روایت های حماسی شاهنامه فردوسی است. رستم پهلوان نام آور ایران در زمان پادشاهی کی کاووس، در دلاوری و جنگ آوری شهرۀ آفاق بود. روزی رستم به همراه اسبش رخش به شکارگاهی نزدیک مرز ایران و توران رفته و رخش را بدون افسار راها کرد و خودش به خواب رفت . در این هنگام چند تن از ترکان تورانی رخش را به بند کشیده، با خود بردند. پس از مدتی رستم از خواب بیدار شد و اثری از اسب خود ندید. او در جستجوی رخش از مرز ایران خارج شده، وارد شهر سمنگان شد. حاکم شهر از ورود رستم به شهر آگاه شده، به استقبال او رفت و به یمن حضور رستم در شهر سمنگان برای او جشنی ترتیب داد. پس از پایان جشن، رستم که مهمان حاکم سمنگان بود به خانۀ او رفت و در جایگاهی که برای او مهیا کرده بودند، خوابید. نیمه شب بنده ای شمع بدست آرام آرام به همراه تهمینه، دختر شاه سمنگان وارد خوابگاه رستم شد(کشور دوست و بلوری 1368: 9) با ورود این دو رستم از خواب پرید و از دیدن تهمینه در اتاقش متعجب شد. رستم از نام و نسب تهمینه پرسید و با یکدیگر گفت و گو کردند. تهمینه که بیش از این از جنگ آوری و جوان مردی رستم بسیار شنیده بود. فرصت را مغتنم شمرد و از او درخواست ازدواج کرد. « رستم که سخنان تهمینه را نغز و دلپسند دید، موبدی را به خواستگاری نزد شاه سمنگان فرستاد و پس از موافقت شاه عقد زناشویی میان آن دو بسته شد و دلداده به وصل دلدار رسید. آن زمان که رستم عزم بازگشت به ایران کرد، مهره ای گران بها به تهمینه داد گفت اگر دختری زادی، به یاد پدر این مهره را به گیسوی او ببند و اگر پسری آوردی، به بازوی او بند کن. آنگاه با اندوه بسیار از یکیدیگر جدا شدند و رستم بر رخش نشست و به سوی ایران روانه شد و از این واقعه با هیچ کس سخنی نگفت» (دبیر سیاقی 396: 76و77)پس از بازگشت رستم، تهمینه پسری شبیه پدرش نیرومند و شجاع به دنیا آورد و او را سهراب نهاد. روزی سهراب نزد مادرش آمد و از نام و نشان پدر پرسید. تهمینه در پاسخ به او گفت تو از نژاد رستم پهلوان ایرانی هستی، جوان مردی که در جنگ آوری نظیر ندارد. او سهراب را آگاه کرد که این راز باید میان ما پوشیده بماند و اغیار، به ویژه افراسیاب پادشاه توران زمین، نباید از آن آگاه شوند که ممکن است از روی دشمنی به تو آسیب بزنند. آنگاه مهره ای که رستم به او داده بود بر بازوان سهراب بست.«ولی سهراب در جواب مادرش گفت چرا باید پدرم که قهرمانی بی همتاست در ایران زمین تابع پادشاهی کوچک تر از خود باشد. من از جنگ آوران و دلاوران سپاهی فراهم می سازم و کاووس شاه ضعیف ایران را از تخت شاهی که به ناحق بر آن تکیه زده است. پایین می کشم و پدرم رستم را به جای او می نشانم و همچنین ای مادر تو را بانوی ایران خواهم کرد. بعد از فراغت از این کار، به توران زمین نیز حمله می کنم و افراسیاب را به بند می کشم. تا زمانی که رستم پدر باشد و من پسر، کسی نمی تواند با مقابله کند» هنگام حرکت سپاه سهراب، افراسیاب به دو سردار خود «هومان» و بارمان» دستور داد که به سهراب بپیوندند و بکوشند تا سهراب رستم را نشناسد و این گونه پدر به دست پسر کشته شود تا تورانیان بتوانند به آسانی بر ایران زمین حاکم شوند. « سهراب با سپاهش به جانب ایران رو کرد و در برابر دژ سپید، هجیر، نگاهبان دژ را به اسارت گرفت و با گردآفرید که خود را در زره پوشانده بود در آویخت و چون دریافت با زنی هماورد شده است او را رها کرد. در این هنگام گژدَهم، پدر گردآفرید، نامه ای به کاووس شاه نوشت و او را از آمدن سپاه توران به همراه پهلوان جوان و نیرومندی به نام سهراب مطلع کرد. « بامدادان سهراب به قصد تسخیر قلعه و به دست آوردن گردآفرید با لشکریان به دژ حمله برد، اما دژ را خالی از سکنه دید، شباهنگام بیشتر مردم از آنجا رفته بودندو آنان که مانده بودند از سهراب امان خواستند. سهراب که دل به مهرگردآفرید بسته و شیفته او شده بوداز رفتن او سخت اندوهگین گشت. اما از این دلدادگی با کسی سخن نگفت »با رسیدن نامه گژدهم به کاووس شاه، او سفیری را همراه نامه ای به سیستان نزد رستم فرستاد و از او خواست بی درنگ به سوی او رهسپار شود. « روزی که دو لشکر روبه رو شدند، سهراب نشان سراپرده ها و خداوندان آن ها را یکایک از هجیر پرسید تا شاید رستم را بیابد و خود را به او بشناساند و چون به رستم رسید، گفت که او مردی چینی است که به تازگی نزد کی کاووس آمده است و نام او را به یاد ندارد.با آغاز نبرد، سهراب به میدان تاخت و رستم را به هماوردی طلبید. رستم نیز سوار بر رخش شد و به کارزار شتافت. هنگامی که به سهراب نزدیک شد و هیبت او را دید، از او خواست به دور از چشم لشکریان به نبرد یکدیگر بروند و سهراب پذیرفت. پیش از نبرد، سهراب نام و نشان رستم را جویا شد، اما رستم خود را ناشناساند. آن ها یک روز تا شامگاه جنگیدند و شب هنگام به سوی لشکریانشان باز گشتند. فردا بار دیگر دو پهلوان به مصاف یکدیگر رفتند. سهراب که نشان های پدر در دست می دید. از او خواست تا جنگ را به سپاهیان واگذارد، اما رستم نپذیرفت. پس هر دو از اسب پیاده شدند و با یکدیگر به نبرد پرداختند. از بامداد تا وقتی که خورشید از نیمۀ آسمان گذشت، دو حریف بر یکدیگر زور آوردند. سرانجام سهراب کمربند رستم را گرفت و با زورمندی و قدرت بسیار او را از زمین برداشت و بالای سر برد و بر زمین زد و بی درنگ خنجری بران از میان برکشید و خواست سر وی را از تن چدا سازد. رستم به چاره گفت در رسم و آیین ما این استکه بار اول اگر کسی حریف را بر زمین افکند او را نکشد، نوبت دوم که او را مغلوب سازد حق کشتن او را خواهد داشت و بدین ترتیب خود را از خنجر سهراب رهانید»بعد رستم دگر باره به مصاف سهراب رفت و این بار بر وی غلبه کرد و بی درنگ خنجرش را بر پهلوی او فرو برد. در این میان سهراب فریاد زد که اگر پدرم رستم بشنود که پسرش به دست تو کشته شده، تو را خواهد کشت، رستم با شنیدن این سخن، بر زمین افتاد و از هوش رفت. چون هوشیارب خود را بازیافت، از سهراب پرسید که از پدر چه نشانی به یادگار داری؟ سهراب مهره ای را که تهمینه بر بازوانش بسته بود به رستم نشان داد.« رستم چون مهره را دید سخت به گریه و ناله افتاد و گودرز را نزد کی کاووس فرستاد تا از او نوش دارو بخواهد، اما سهراب گفت که دیگر امیدی به زندگی ندارد و از رستم خواست که نگذارد کاووس شاه با تورانیان، که به پشتیبانی او به ایران آمده اند، کارزار کند. کی کاووس از دادن نوش دارو خودداری کرد. گودرز بازگشت وبه رستم گفت که خود به نزد شاه برود رستم سراسیمه به راه افتاد، اما در نیمه راه بود که سهراب جان سپرد.»رستم و سهرابدوال پادوال پا از جمله موجودات افسانه ای در داستان های اساطیری ایران است که وجهی اهریمنی و ابلیس گونه دارد. او در شمایل پیرمردی زلیل و ناتوان پیش روی انسان ها ظاهر شده، عجزولابه می کند که نمی تواند راه برود و از آن ها می خواهد که او را بر دوش خود سوار کنند، اما زمانی که بر دوش آدمی سوار می شود، پاهایش از شکمش درآمده و همچون تسمه بر دور کمر آدمی می پیچد و تا سرحد مرگ از اوکار می کشد. تنها راه رهایی انسان از دست دوالپا مست کردن اوست.دوال پا</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sat, 30 Oct 2021 12:08:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با نمایشگاه اکسپو دبی 2020</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D9%88-%D8%AF%D8%A8%DB%8C-2020-djpow0zscuob</link>
                <description>نمایشگاه اکسپو در کشورهای مختلف هر چند سال یک بار برگزار می شود، که در سال 2020 کشور امارات و شهر دبی میزبان آن است. نمایشگاه اکسپو دبی 2020 میزبان موسسات آموزشی، شرکت های چندجانبه و مشاغل مختلف خواهد بود. در ادامه این مقاله، ابتدا با نمایشگاه اکسپو و سپس با نمایشگاه اکسپو دبی 2020 آشنا خواهیم شد.نمایشگاه اکسپو چیست؟نمایشگاه اکسپو یکی از نمایشگاه های بزرگ جهانی است که هر چند سال یک بار در یک کشور برای نمایش دستاوردهای ملل مختلف برگزار می شود. این رویداد به قدری مهم است که به عنوان سومین رویداد مهم دنیا بعد از جام جهانی و المپیک شناخته شده است. به علاوه، این نمایشگاه که نمایشگاه فرهنگ ملل نیز نام دارد، زیر نظر موسسه بین المللی نمایشگاه ها  (Le Bureau international des expositions)قرار دارد. نمایشگاه مذکور اولین بار در سال 1844 در پاریس برگزار شد. آخرین بار نیز در سال 2017 شهر آستانه قزاقستان میزبان این رویداد بود که در آن برای دوره بعدی برگزاری نمایشگاه، دبی به عنوان میزبان انتخاب شد.نمایشگاه اکسپو دبی 2020 چگونه است؟نمایشگاه اکسپو دبی 2020  به مدت شش ماه در تاریخ 20 اکتبر 2020 تا 10 آوریل 2021 معادل ۰۹ مهر ۱۴۰۰ تا ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ که مصادف با پنجاهمین سالگرد تاسیس کشور امارات متحده عربی است، برگزار خواهد شد. این نمایشگاه در تمام روزهای هفته از ساعت 10 صبح تا 01 بامداد و در روزهای آخر هفته تا 2 بامداد ادامه دارد. لذا تمامی افراد، فرصت کافی برای شرکت در نمایشگاه را خواهند داشت. برگزاری این رویداد در امارات و دبی، اتفاق مهمی به حساب می آید چرا که مطرح شدن این کشور در سطح بین المللی و نیز سود بی شمار آن را به دنبال دارد.با توجه به این که برنامه ریزی های دولت امارات در راستای این است که این کشور در لیست بهترین کشورهای جهان قرار گیرد، میزبانی این نمایشگاه و در نتیجه افزایش محبوبیت این کشور، توسعه کسب و کارهای داخلی و نیز افزایش انفجاری گردشگران خارجی، امارات را برای رسیدن به این هدف کمک می کند. کشورهای مختلفی نظیر اسلوونی، تونس، آلمان، ایتالیا، بریتانیا، اندونزی، یونان، هلند، نیوزلند، شیلی، لوکزامبورگ، قزاقستان، نیجریه، فرانسه و ایرلند در این رویداد بزرگ جهانی اعلام حضور کرده اند.کارشناسان برای طراحی لوگوی رسمی اکسپو دبی 2020 از حلقه ای طلایی که در منطقه تاریخی ساروق الحدید کشف شده، الهام گرفته اند و طراحی بر این اساس انجام شده است. این لوگو نماد ارتباط بین دنیای غرب و شرق می باشد که دبی نماینده آن به حساب می آید.هدف از برگزاری نمایشگاه اکسپو دبی 2020موضوع اصلی نمایشگاه اکسپو دبی 2020، &quot;ارتباط ذهن ها و خلق آینده&quot; می باشد که پیش بینی می شود این نمایشگاه بستری مناسب برای ارائه ایده های خلاقانه از کشورهای مختلف باشد. به علاوه انتظار می رود که این نمایشگاه اکسپو بستری برای ظهور ایده ها و نیز برندهای جدید باشد. چرا که بسیاری از اختراعات معروف مانند اولین تلویزیون، ماشین تایپ، سازه هایی مانند برج ایفل و حتی سس کچاپ هانز برای اولین بار در این رویداد معرفی شده است.موضوعات فرعی اکسپو ۲۰۲۰ دبیموضوعات فرعی مطرح شده در این اکسپو در قالب سه غرفه نمایشگاهی مجزا ارائه خواهد شد. در همین راستا، موضوع &quot;فرصت ها&quot; با هدف تحقق پتانسیل های بالقوه جوامع و نیز افراد برای شکل دهی آینده برگزار خواهد شد. موضوع &quot;تحرک و پویایی&quot; در ارتباط با &quot;پویایی سازنده تر و خلاقانه تر ایده ها، افراد و هدف ها&quot; است. موضوع &quot;پایداری&quot; نیز در ارتباط با طریقه خودکفایی ساختمان ها از نظر مصرف آب می باشد. در واقع، این بخش از طریق به دست آوردن آب از هوا و نیز استفاده از انرژی خورشیدی فعالیت دارد. در همین راستا، فعالیت نیمی از محوطه نمایشگاه با به کارگیری انرژی های پایدار خواهد بود و 80 درصد زیرساخت های نمایشگاهی بعد از اتمام برگزاری رویداد، مجددا قابل استفاده می باشد.غرفه های نمایشگاه اکسپو دبی 2020دولت امارات از زمان انتخاب رسمی به عنوان میزبان اکسپو 2020، ساخت محیط نمایشگاه را شروع کرده است که پیش بینی می شود این کار را به صورت باشکوه انجام دهد. محل برگزاری این نمایشگاه در جنوب شهر دبی و نزدیک فرودگاه بین المللی آل مکتوم است که امکانات و زیرساخت های ضروری برای دسترسی راحت بازدیدکنندگان از ترمینال های کشتی کروز ابوظبی و نیز فرودگاه بین المللی ابوظبی فراهم شده است.گنبد مدرن و عظیم الوصل پلازا و ساختمان های اطراف آن، فضای مورد نیاز برای مشارکت 180 کشور مختلف را در اختیار قرار می دهد. در این محیط، هر کشور دارای یک غرفه و پاویون است که در محیطی به مساحت بیش از 38/4 کیلومترمربع واقع شده اند. لازم به ذکر است که نیمی از این سطح به غرفه های مختلف اختصاص خواهد یافت و نیمی دیگر برای ساخت امکانات و خدمات دیگر مانند مسیرهای ارتباطی، هتل ها و محل اقامت پرسنل و کارکنان، و حتی یک پارک عمومی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 15:51:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باغ ایرانی در دوره باستان</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-m9w0xfmehvuc</link>
                <description>باغ سازی در ایران ریشه ای کهن دارد نشان های آن را میتوان در تاریخ روایی آثار و مدارک تاریخی کتیبه ها و بقایای معماری جستجو کرد منابع کهن روایی شاهان اسطوره ای پیشدادی ایران را اولین سازندگان باغ دانسته اند . نمونه های فروانی از این توضیح ها را می توان در شاهنامه ،متن ها ی پهلوی ، اوستا و متون دینی زرتشتی پس از اسلام مشاهده کرد .این موضوع در متون تاریخی و جغرافیایی نیز بازتاب داشته و باغ های ساخته شده به دست شاهان پیشدادی و کیانی توصیف شده اند چنان که در فارسنامۀ ابن بلخی درباره منوچهر هشتمین پادشاه پیشدادی آمده است « آثار او (منوچهر) آنست کی اول کسی که باغ را ساخت او بود و ریاحین گوناگون کی بر کوهسار ها و دشته ها رسته بود جمع کرد و بکشت فرمود تا چهار دیوار گرد آن در کشیدند و آن را بوستان نام کرد یعنی معدن بوها »در نگارگری ایرانی آنجا که صحنه های تاریخ روایی پیشدادیان و کیانیان نشان داده است رزم ها و بزم ها سورها و سوگ ها در باغ نمایش داده شده اند . درخت در پیوند با عناصر چهارگانه آب ،باد ،آتش و خاک، جلوه آرمانی باغ را نشان داده است از این گذشته در آثار سفالین ، قلمزنی های فلزی ،مفرق ،مس ، طلا ونقره حکاکی بر سنگ های صابونی به دست آمده از تمدن های کنار سندل جیرفت ،شهداد سیلک کاشان و... درخت از مهمترین نقش .مایه ها به شمار می رودباغ در دوره ایلامی هاتمدن ایلام در محدوده خوزستان و بر جریان رودهای آن از میان کارون در هزاره سوم تا یکم پیش از میلاد به شکوفایی رسید شهر شوش در این دوره به عنوان پایتخت آنها شهر دورانتاش در نزدیکی شوش و معبد چغازنبیل در این شهر ساخته شد. معبد چغازنبیل در ابتدا دارای یک حیاط مرکزی بزرگ و محل اجرای مراسم عمومی بود در قرن هفتم قبل از میلاد آشور  بانیپال به شهر های ایلام حمله و آنها را نابود کرد . وی در قسمتی از کتیبه ای که از خود به جای گذارد در خصوص زیگوارت چغازنبیل می گوید ؛سپاهیان من وارد بیشه های مقدسی شدند که هیچ بیگانه ای از کنارش نگذشته بود اسرار آن را دیدند و با آتش سوختندش »ویژگی های جلگه خوزستان باعث می شد ایلامیان بتوانند مزرعه ها و باغ های خود را به خوبی توسعه دهند اما باغ سازی و باغ آرایی در پیکره شهر ها از دور ۀ مادها رونق بیشتر گرفت .پردیس های مادهااز بررسی های شهر ـ دژهای مادی بر می آید که باروهای گرد شهر مهم ترین عامل تدافعی بودند قاعدتا روستاها و مزرعه ها  در پیرامون این حصارها قرار داشتند هگمتانه همدان به دلیل بهره مندی از آب و هوی مطلوب قاعدتا باغ های مفرحی داشته است چنان که بخت والنصر دوم ،پادشاه بابل ، برای راضی کردن همسر ش سمیرامیس که دختر پادشاه ماد بود باغ های معلق بابل را به شیوۀ باغ ایرانی برای تجدید خاطره او و رفع دلتنگی اش از دوری سرزمین ایران احداث کرد این باغ ها بر صفحه مسطح بلندی بر ستون های سنگی قرار داشتند که با خاک دستی پوشیده شده بود و در نتیجه باغ ها معلق به نظر می رسیدند .تجلی پردیس آرایی در معماری هخامنشیسنگ نگاره های هخامنشیان به روشنی نشان دهنده نظم هندسی باغ های ایرانی هستند درختان راست قامت موزون سرو و گل های لوتوس (نیلوفر آبی ) در نقش برجسته ها که از نظم لشکری سبق می برند ، هم ریشگی و همسانی پلان ها ی باغ و بنا را نمایان می کنند گذشته از کاوش های باستان شناختی در منابع مکتوب توصیف هایی از باغ در این دوره ارائه شده است .گزنفون به باغی اشاره میکند که کورش صغیر در گذشت 401ق.م  در سارد احداث کرده بود و لوساندر ، زیبایی درختان و نظم دقیق فواصل آنها و مستقیم بودن ردیف ها و عطر ها و رایحه هایی را هنگام گردش به مشام او و کوروش می رسیده تحسین و از مهارت و دقت باغبان در اندازه گیری یاد می کند . این شاید کهن ترین وصف از شکل باغ سازی ایرانی باشد و در آن به طرح های هندسی و شبکه بندی ها و خیابان های مستقیم و زاویه های منظم که اساس باغ سازی در قرون بعدی است اشاره شده است .کاخ های کوروش در پاسارگاد با ایوان های طویل و فضای باز اطراف خود به عنوان بخشی از طرح های مفصلی به کار رفته اند که در آن به تعبیری باغ به صورت اقامتگاه در می آید . در داخل محدودۀ پاسارگاد تعدادی آب کذر سنگی وجود دارد که نه تنها نشان دهنده یک چهار باغ رسمی است بلکه به ترکیب بخش های مختلف محدودۀ باغ به صورت واحد کمک می کند کوروش به نحوی بی سابقه می خواست که یک پایتخت پر باغ بسازد که در آن باغ های وسیع و مکمل قرار گیرنددر این باغ جوی های سنگی به عرض 25سانتی متر و آب نماهایی به اندازه 85در85سانتی متر باغ ها را در چهار قسمت تقسیم می کرد برخی از پژوهشگران بر این نکته اتفاق نظر دارند که چهار باغ طرح ابداعی هخامنشیان است که نخستین بار در پاسارگاد به اجرا در آمد (نوروز زاده چگینی کرت بندی چهار گانه باغ به تاثیر از باغ آرایی پاسارگاد به توسط یا با نظر کوروش کبیر پس از دوره هخامنشیان نیز در ایران رواج یافت و این تداوم تا به امروز بر پای مانده است نمونه های دیگر از این باغ در نزدیکی نقش رستم در تخت رستم (تخت گوهر)باغ کوروش صغیر در سارد و باغ وکاخی در شوش مربوط به دوره اردشیر دوم بی گمان بنای کاخ در باغ و پیوند چهار باغ با آند در سرزمین چهار فصل ایران از آرمانی ترین جلوه های هنری با همراهی اندیشه های متعالی در باغ سازی بوده که از دوره هخامنشیان و از ایران زمین به دیگر سرزمین ها نفوذ کرده است .باغ های عصر ساسانیاگر چه از دوره اشکانیان آثاری که نشان دهندۀ باغ در آن دوره باشد برجای نمانده اما ازبررسی آثار باستانی در تیسفون بر می آید که این شهر را مجموعه ای از باغ ها در کنارۀ دجله در بر گرفته بوده است این امر در باغ آرایی دورۀ ساسانی تاثیر گذار بود در برخی از متون اولیه اسلام در ضمن شرح عظمت دربار ساسانیان بهفرش های باشکوهی از آن دوران اشاره شده است که طرح اصلی آنها باغ بوده است . معروفترین آنها قالی بهارستان یا بهار خسرو منقش به باغی با حوض ها ، جوی ها ، درختان و گل های زیبای بهاری است . از عکس های هوایی گرد شهر در مرکز تقاطع دو محور باغ مستطیل شکلی قرار داشته است که با شبکه ای از جوی ها آبیاری می شده است.کاخ قصر شیرین که گویا بزرگترین گنبد دوره ساسانی را داشته است دارای حیاط های تودرتو بوده و کل بنا همانند تخت جمشید بر صفحه ای بنا شده است برخی متعقدند که ظاهرا تمام این بنا در وسط باغ های عظیمی با چشم انداز طبیعی بر پا شده بود و حیاط های تو در تو در سبکی از باغ سازی ایرانی که بیش تر در باغ مقبره به کار می رفته استقرار یافته است.با این همه استقرار مجموعه بنای مذکور در وسط باغ های عظیم را می توان با استقار بناها در باغ های بعد از اسلام مقایسه کرد طاق بستان در کرمانشاه نیز در اصل یک پردیس و شکار گاه سلطنتی است که خسروپرویز ساخت در این جا نقش آناهیتا و عنصر آب و نیز درخت مقدس مهم می نمایند چنان که معبد آناهیتا نیز در آنجا قرار داشته است .هرچند که طراحی طاق بستان یک پردیس است ولی نقش برجسته آن یک شکارگاه سلطنتی را معرفی می کند در دوره ساسانیان ساخت کاخ ها در کنار چشمه ها ، دریاچه ها و رودخانه ها به دلیل بنای معابد آناهیتا در آن جا گسترش یافت کاخ ادشیر یکم در شهر گور فیروز آباد معبد کاخ ها و شهر بیشاپور در تنگه چوگان طاق بستان در کرمانشاه ، آتشکده آذرگشنسب در تخت سلیمان (شیز)و... از این نمونه آثار به شمار می روند . رسمیت یافتن دین زرتشتی و تدوین مبانی اعتقادی در احترام به چهار عنصر آب ،باد ، خاک و آتش (نور)و ارتباط هنر باغ آرایی با این چهر عنصر تردیدی در باغ آرایی در مکان های مقدسی که البته چشمه ، رودخانه و دریاچه ای داشته .باشند نمی گذارند . حجاری ها و گچ بری ها در آثاری مانند طاق بستان که با درخت گل و عناصر تشکیل دهنده باغ تزیین شده اند دست کم دلیلی بر این مدعا هستندباغ آرایی در ایران اسلامیجهان اسلام دو سبک باغ سازی را از ایران اقتباس کرد و در طی قرون کم و بیش در سرزمین های گوناگون رواج یافت یکی باغ های محدود به ایوان ها و حیاط های مشجر و دیگری املاک خارج شهر با وسعتی به اندازه .تفرجگاهایی که جای جای آن به عمارت کلاه فرنگی (عمارت شاهانه آراسته بودمعماری و شهر سازی و به تبع آنها باغ سازی در دو سه سدۀ نخستین اسلامی دستخوش تحولات بسیاری شد شهرهای نامدار چندان که باید توسعه نیافتند و از آنجا که باغ آرایی با سلیقه شهرنشینان جدید (عرب ها) سازگاری نداشت این امر تا مدت ها در جریان شهر سازی قرار نگرفت ساخت دژ شهرهای نظامی و سیاسی مانند کوفه ، بصره و دیگر شهرهای بدون باغ دلیلی بر این مدعاست با این همه گزارش شده است که در عهد عمر ابن عبدالعزیز باغ شیرجانی در کرمان (گواشیر)بنا شد با این همه در دورۀ عباسیان با انتقال حکومت به بغداد معماری و باغ سازی ایرانی به تدریج الگوی ساخت و ساز حکومتی شد.معتصم و متوکل کاخ هایی در کرانه های دجله پی افکندند و بر گونه باغ های ساسانی به باغ سازی پرداختند از باقی مانده کهن شهرها و حتی در نوشته ها ی مورخان آگاهی چندانی درباره باغ سازی در سده های نخستین دورۀ اسلامی به دست نمی آید اما تقریبا از سدۀ چهارم اطلاعات به نسبت مناسبی در دست است که از آن میان می توان به باغ های شهرهای نیشابور و شیراز اشاره کرد . برای نمونه عضدالدوله دیلمی باغستانی بزرگ در کرد فناخسرو بنا نهاد.در دوران غزنوی باغ سازی هم چنان به شیوۀ باغ های ساسانی و اوایل اسلام بنا میشد باغ پیروزی ،باغ محمودی ، کوشک دولت و کوشک سپید از آثار معروف عهد غزنوی بوده است باغ عدنانی هرات نیز جهت کوشکی که به فرمان مسعود غزنوی در آن ساخته بودند مشهور استفرخی درباره نو سلطان محمود و کاخ مجلس دریاچۀ آن وصف جالبی دارد و ویژگی های این باغ را به گونه ای که در میان دیگر سروده های آن عصر نظیر ندارد بیان می کند در سراسر حکومت سلجوقیان با توجه به فعالیت های گسترده شهر سازی و ایجاد مجموعه ها و آثار معماری وسیع و بنای مساجد ها ،مدرسه ها ،کاروانسرا ها و کاخ ها هنر باغ سازی به ویژه در شهر اصفهان پیشرفتی نظیر داشت چنان که تا پیش از حمله مغول در بیش تر نوشته ها از طراوت و سرسبزی فضای شهرها سخن می رود باغ بکر ،باغ فلاسان ،باغ احمد سیاه ،باغ کاران ،باغ دشت گور و بیت الما از جمله باغ های ساخته شده،در .اصفهان عصر سلجوقی بودند که از همه مشهورتر باغ کاران بود حافظ شیرازی در باره این باغ سروده استگرچه صد رود است در چشمم مدام            زنده رود وباغ کاران یاد بادپس از آن شهرهایی چون هرات و خوارزم در دوره خوارزم شاهیان در سده ششم قمری در باغ /ارایی به شکوفایی رسدند چنان که شهرت شهر هرات به برخورداری از باغ های بسیار و آب فراوان در آستانه یورش مغولان مشهوربودباغ ایرانی در دوره مغولانبا یورش مغولان بسیاری از شهرهای نامدار مانند بخارا ،خوارزم و نیشابور ویران شدند و باغ ها و بستان های آن ها نیز تا مدت ها از رسیدگی محروم ماندند با این همه شیوه های نگارگری چینی به همراه مغولان و دورۀ ایلخانان توسط کاروان های بازرگانی به ایران رخنه کرد و تصویرگران ایرانی آن را با فرهنگ ایرانی اسلامی وفق داده و این هنر را به کار گرفتند.از مهمترین موضوعاتی که در نگارگری این دوره مورد توجه واقع می شد جنگ های مغولان و تسخیر شهرها بود با این همه به تدریج تصویرها با عناصری از باغ کشیده می شدند به گونه ای که در دورهای بعد مانند تیموری و صفوی نگارگری همسان با تصویر سازی باغ تجلی می یافت نگارگری دوره ایلخانان در شهر تبریز پایتخت آن زمان به ظهور رسید و به نام مکتب تبریز شهرت یافت.در همان شهر غازان خان از نامدارترین فرمانروایان مغول در ایران به ساخت ربع رشیدی توسط خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی وزیر نامدار آن زمان و باغی با ساختمان های گوناگون عام المنفعه به نام شنب غازانی دست زد چنان که بر اساس همین باغ بعد ها باغ هشت بهشت از باغ های معروف تبریز شکل گرفت و توسعه یافت در دورۀ آق قوینلوها نیمه دوم سده نهم قمری نیز در تبریز بیش از پیش کاشت درخت و بنای باغ مورد توجه قرار .گرفتباغ ایرانی در دوره تیموریدورۀ تیموری سده نهم قمری از مهمترین دوره ها در تاریخ باغ سازی و باغ آرایی ایرانی است و باغ های تیموریان از نامدارترین باغ های جهان به شمار می روند تیمور در شهر های سمرقند و کِش «شهرسبز» سرابستان های بی شمار و کاخ های بلند به ترتیب شگفت و وصفی شگرف ساخته و بهترین نهال را در آن نشانده بود باغ های معروف سلطنتی سمرقند عبارت بود از باغ شمال باغ بلند ، باغ خلوت ،باغ میدان، باغ ارم، باغ بهشت، باغ چنار، باغ دلگشا، باغ نو ، باغ جهان نما ، باغ نقش جهان ،باغ تخت قراچه باغ داز و باغ قراتوپه علاوه بر اینها باغ های بزرگی با نام شهرهای معروف زمان همچون بغداد ، دمشق قاهره ، سلطانیه و شیراز نیز به صورت کمربندی پیرامون شهر ایجاد شده بود .سمرقند در یک فلات وسیع واقع شده بود در نزدیکی شهر منطقه وسیعی از جنگل مرکب از باغ های سیب و باغ های انگور قرار داشت و بعد از آن نیز چراگاه ها و مرغزارهایی بود. در داخل این کمربند سبز باغ ها و کاخ های سلطنتی و باغ ها و قصر های افراد ثروتمند و مالکان و حاکمان قرار داشت هنگامی که کلاویخو به سمرقند  رفت مشاهده کرد که تعداد باغ های انگوری که سمرقند را احاطه کرده به قدری زیاد است که مسافری که به شهر نزدیک می شود فقط کوهی از درخت می بیند  وخانه هایی که در داخل باغ ها احداث شده به چشم نمی خورد باغ های سمرقند نمونه اصلی باغ هایی است که در قرون بعد ایجاد و احداث شده که صفات مشخص آنها به قرار زیر است فضایی محصور با دیوارهای بلند تقسیم فضا به چهار قسمت استفاده از یک نهر اصلی وجود کوشک یا قصر در مرکز فضا انتخاب یک قطعه زمین که به صورت طبیعی سراشیب است و یا ایجاد یک تپۀ مصنوعی به منظور حصول اطمینان از این که آب جریان پیدا می کند.بعضی از جنبه های باغ های سمرقند به نظر غریب می آید مانند در نظر گرفتن فضای زیادی برای باغ واستفاده از یک فضای چهارگوش و سردرهای عالی که با رنگ های آبی و طلایی زینت داده شده است.استفاده از ایوان در طبقه بالا که مشرف به باغ های گل است جنبه ای است که در سمرقند معمول و مرسوم بوده است.در سال 799قمری تیمورفرمان داد باغی در مرغزاری که آن را خانه گل می خواندند بنا شود این باغ باغ دلگشا نامیده شد . هنرمندان طرح هایی تهیه کرده بوده ند تا طبق آن خیابان های باغ را منظم و مرتب کنند و همچنین مکانی برای ایجاد تپه گل در نظر بگیرند . فضای باغ را باتناسب بسیار طراحی کردند در آن خیابان ها و باغچه های مستطیل شکل و جنگل های کوچک به شکل گوناگون به وجود آوردند .در دو طرف خیابان های باغ درختان نارون کاشتند و بقیه فضای باغ را با درختان میوه و بوته های گل زینت دادند هنگامی که طرح ریزی و گل کاری باغ از هر حیث کامل شد یک نفر مهندس سردرهای بلندی در وسط هر دیوار احداث کرد . در گوشه هر قسمت از فضای باغ کوشکی احداث کردند ونمای آن را با کاشی پوشاندند در وسط باغ نیز کاخی ساختند که از سه طبقه تشکیل یافته بود .هرگاه باغ های سمرقند و هرات مورد توجه قرار گیرد یک نکنته برجسته  می شود و آن این است که این باغ ها تاثیر ونفوذ فراوانی در هنر باغ سازی در سایر مناطق و هم چنان در اطوار بعدی داشته است . به طور مسلم نوع معمولی این باغ ها به مشرق و مغرب هردو رسوخ کرد باغ های سلطان حسین بایقرا در هرات از شهرت بسیاری برخوردار ند و باغ زاغان ،باغ جهان آرا ،باغ سفید ، باغ نو ، باغ نظر گاه ، باغ طربخانه و.... از آن میان هستند . بی تردید این باغ های مصفا الهام بخش نگارگران دوره تیموری مانند بهزاد و شاه مظفر بوده اند که در نقاشی های خود باغ را مهمترین عنصر قرار داده اند باغ آرایی ایران در دوره ی تیموری در باغ آرایی تیموریان هند (مغولان کبیر )در مناطقی مانند کشمیر (باغ های شالیمار =شالمار ، نشاط باغ  و دریاچه ولر و... )و شبه قاره هند به ویژه آرامکاه و چهار باغ تاج محل با طرح ایرانی اسلامی تاثیر مستقیم برجای گذاشت . باغ آرایی دورۀ تیموری تلفیق همه جانبه باغ آرایی ایرانی بود که به ویژه در دوره صفویه و حتی تا دوره کنونی تاثیر به سزایی داشته است .باغ و باغ شهر در دوره صفویدر اکثر شهرهای ایران در دورۀ صفویه کار باغ سازی ودر مساحت های وسیع و هماهنگ با بافت و شبکه شهر اهمیت فراوان داشت در این دوره باغ هایی در نهایت زیبایی و شکوه پدید آمد که شماری از آنها به همان صورت و برخی با تغییراتی هم چنان بر جای مانده است برخی از مشهورترین باغ های آن دوره عبارتنداز باغ فین کاشان ، باغ هزار جریب ،باغ چهلستون ،باغ آینه خانه و باغ هشت بهشت اصفهان ،چهلستون و باغ اشرف ، باغ صفی آباد اشرف ، باغ جهان نمای فرح آباد و باغ شاه و بار فروش در شمال ایران .سفرنامه نویسان اروپایی به تداوم تاریخی باغ های اصفهان بر مبنای باغ سازی کهن ایرانی اشاره کرده اند که اکر چه شاه عباس عامدانه آن را تقلید نمی کرد اما از آن آگاه بود . چنان که در طراحی چهارباغ اصفهان ،  شاه عباس خطوط طرح را با دست های خودش ترسیم کرد و بدین ترتیب خود را به عنوان جانشین شایسته و حقیقی کوروش بزرگ مطرح کرد و بدین ترتیب خود را به عنوان جانشین شایسته و حقیقی کوروش بزرگ مطرح کرد که طراحی باغ هارا یک حرفۀ شاهانه می پنداشتند و گاه درختان و اندازه گیری ردیف آنها را با دست های خویش انجام می داد.باغ های دوره صفوی در چرخۀ استدلای خود از سنت های باغ ایرانی پیش از اسلام و ایده های اسلامی و قرآنی درباره بهشت وام گرفتند و توسعه یافتند . باغ های ساخته شده در دوره تیموری به جای اشاره مفهومی نگاهی ظاهری به بهشت اسلامی داشتند به این معنا که آنها شکل باغ های بهشت را اقتباس کرده اند نه معنای آن را . اما در دوره صفوی علاوه بر ظاهر به معنای بهشت هم پرداخته شد صفویان نخستین تجربه باغ سازی خود را در قزوین ودر عصر شاه طهماسب به نمایش گذاشتند و آن احداث باغ و کاخ عالی قاپو بود که خود سرآغاز احداث باغ هایی دیگر  در این شهر و دیگر شهرها بود .مجموعۀ باغ و کاخ چهلستون اصفهان که طرح که طرح آن مهارت و استادی ایرانیان را در ترکیب طبیعت و معماری نشان می دهد فضای خارج از عمارت را بافصای داخل آن چنان مربوط و هماهنگ نی سازد که نمی تون تشخیص داد کجا یکی پایان میابد ودیگری آغاز می شود در مقابل این کوشک ایوان بزرگی با بیست ستون چوبی قرار دارد و به استخر بزرگی مشرف است .ستون ها در آب استخر منعکس شده و بدین صورت چهل ستون دیده می شود . در نزدیکی چهل ستون مجموعه ای از  فضاهای معماری و باغ ها ساخته شدند که زیباترین پهنه باغ ،کاخ،آب ،بستان، طبیعت و جامعه را ایجاد کردند . این فضا ها عبارتند از کاخ  و باغ چهلستون ، هشت بهشت ، چهار باغ مجموعۀ نقش جهان شامل مساجد شاه و شیخ لطف الله ، کاخ عالی قاپو ، قیصریه و میدان ، چهار باغ ، باغ های هزار جریب در کنارهای زاینده رود و پل های الله وردی خان (سی وسه پل)وخواجو مدرسه چهار باغ و....یکی از اقدامات دوره صفوی احداث خیابان چهارباغ بوده است این خیابان برای اولین بار طرح نوینی از ساخت فضای طبیعی برای گردش و تفرج را به نمایش گذاشت. منظور از احداث چهار باغ این نبوده که به عنوان یکی از خیابان های شهر مورد استفاده واقع شود بلکه خیابان مذبور چون در خارج از منطقۀ پرجمعیت واقع بوده حالت یک تفرجگاه و گردشگاه را داشته است در اطراف این تفرجگاه هشت ردیف درخت تبریزی و چنار و در میان آنها بوته های گل سرخ و یاس پرگل کاشته شد در سطح خیابان نیز استخر ها و فواره هایی دیده می شد که همه دارای طرح های ویژه ای بود .در اطراف چهار باغ بناهای زیبایی احداث شده بود مثلا باغ هشت گوش ،باغ بلبل ، باغ توت و باغ انگور . هر یک از باغ ها دارای دو کوشک و یک ساختمان کوچک بود که آنها را در بالای سر در باغ می ساختند و یک ساختمان بزرگ داشت که در وسط باغ بنا می شد چون دیوارها مشبک بود عابران می توانستند داخل باغ را ببینند و قالی های زیبایی را که بر زمین گسترده بودند و یا دسته هایی از گل را کهبر سطح آب استخر شناور می ساختند تماشا کنند از تمام کاخ های با صفا و کلاه فرنگی هایی که درکنار چهار باغ احداث شده بود تنها کاخ هشت بهشت باقی مانده است .ملاحضه دقیق دربارۀ طرح اصفهان دوره صفوی حاکی از یک نظم درونی است که در امتداد الگوی چهارگانه محوری یک چهار باغ ، با دو محور زاینده رود و خیابان چهل باغ شکل گرفته است . این طرح ترکیب شهری اصول شکل های شهر های اسلامی ـ ایرانی و الگو های تیموری باغ را به هم پیوند می دهد و ارتباط منظمی بین شهر و باغ مبتنی بر وابستگی متقابل محیط طبیعی و نماد گرایی معماری خلق می کند . کاخ ها و باغ های شاه عباس در شمال با وجود اختلاف آب  وهوای این ناحیه با دیگر مناطق ایران با مشخصات و طرح کاخ ها و باغ های اصفهان شباهت دارد. تنها تفاوتی که میان این باغ ها وجود دارد این است که  در باغ های فلات ، چشمه ها از تپه به یک استخر خیلی بزرگ می ریزد در حالی که چون در ساحل دریای مازندران آب فراوان است در باغ های مشابه این استخر به صورت یک دریاچۀ حقیقی در می آید .در سال 1020قمری به فرمان شاه عباس در حوالی ساری در نطقه ای که آب رودخانه به دریای مازندران می ریزد ساختمان هایی ساخته شد که مجموعه آنها را فرح آباد (اسلام آباد )نامیدند . با تقریرات و توضیحات جیمز فریزر که دویست سال بعد به رشته تحریر در آمده می توان به وسعت این ساختمان و باغ آن پی برد . از توصیف آن چنین بر می آید که این ناحیه از حیث طرح و شکل به میدان نقش جهان اصفهان و ساختمان هایی که آن را احاطه کرده شباهت داشته است .این میدان دویست متر دارزا و بیش تر از صد متر پهنا داشت در قسمت شمال نزدیک دریای مازندران محوطه وسیعی بود که به وسیله دیوارهای مرتفع تقسیم شده بود مجموعه باغ هایی که در شمال و در کنار دریای مازندران در محل اشرف (بهشهر)توسط شاه عباس بنا نهاده شدند از مهمترین اقدامات در ساخت باغ به شمار می روند . باغ چهل ستون (دیوانخانه) باغ خلوت، باغ صاحب الزمان،باغ تپه ، باغ چشمه، باغ شمال ، و باغ صفی آباد هر کدام با طرح های زیبا آراسته شدند که همراه تحسین سیاحان و بازدیدکنندگان را بر انگیخته اند اما اکنون از بین رفته اند و تنها باغ معروف به باغ شهرداری بهشهر برجای مانده است . از دیگر باغ های عصر صفوی که حتی به دوران اساطیری (گشتاسب )منتسب می شود باغ فین است که با طرح چهارباغ ساخته شده و در دورۀ قاجاریه امیرکبیر را در آن کشتند گذشته از انسجام طرح در باغ های شمالی و باغ های کویری و کوه پایه ای عناصر باغ .ایرانی در آن به تناسب با شرایط اقلیمی آن منطقه نمایان استباغ و کاخ خورشیداز سال 1135تا1209قمری ایران بیش تر متاثر از آشوب سیاسی بود در این دوره به جزچهار باغ نادرشاه در کلات نادری که کاخ و عمارت خورشید را در بر می گرفت و باغ های شیراز که توسط حکمران زندیه ساخته شد ند در دیگر مناطق ایران باغ های چندانی ساخته نشد باغ نادر شاه یادآور باغ هندوستان بود با طرح های تزیینی آن و آراستگی شاهانه ای که در چهارباغ ایرانی تجلی می یافت طرح کاخ و باغ متاثر از طرح معمارانه با برداشت های نجومی بود و خورشید در پیوند با باغ و آب قرار میگرفت که به همین سبب به این نام خوانده شد .باغ سازی در دورۀ زندیهدر دورۀ زندیه باغ سازی تقریبا متاثر از دوره صفویه بوده اما با توجه به مدت کم دوران حکومت آنها تعداد باغ ها احداث شده کم است ازجمله باغ های احداث شده می توان باغ دلگشا ، باغ هفت تنان و باغ جهان نمای شیراز را نام برد باغ دلگشا در ناحیه آرمگاه سعدی قرار دارد و از کارهای کریم خان زند است . در دوطرف خیابان های آن درختان نارنج و پرتقال و دیگر انواع مرکبات کاشته شده بود . در باغ هفت تن کوشکی در قسمت شمال باغ احداث شد که مشرف به عرض باغ بود استخری نیز در جلوی کوشک احداث شد از دیگر باغ های مهم این دوره باغ دولت آباد یزد از ساخته های محمد تقی خان بافقی است که بادگیر شش ضلعی آن بلند ترین بادگیر جهان است طرح کلی باغ شامل ک.شک . سردر است که میان آنها حوضچه و دو ردیف درخت ماج قرار گرفته و در اطراف آن باغ های میوه و مزرعه بوده است .باغ و باغ شهر در دوره قاجاریهدر این دوره به تدریج مظاهر تمدن غربی بر امور زندگانی دربار تاثیر گذاشت که بالطبع معماری و هنر باغ سازی هم از آن بی تاثیر نبود به طور کلی تاثیر این فرهنگ به ویژه در شهر تهران به شکل احداث خیابان و میدان در معماری به شکل نماسازی به تقلید از تزیینات غربی در امتداد بدنه ها و در باغ سازی با احداث باغ ـ قصر با ابعاد وسیع در خارج از شهر و دامنۀ کوه های البرز مشاهده می شود .یکی از ویژگی های باغ سازی این عهد که از غرب الگو گرفته شده ، آرایش گیاهان با برش شاخه ها و ایجاد نظمی شبه هندسی در آنهاست قرار دادن مجسمه در باغ نیز از ویژگی های برخی از این دوران است معروف ترین باغ ها در تهران عبارتند از باغ بهارستان ، باغ نظامیه ، باغ نگارستان، باغ لاله زار ، باغ اتابک ، باغ و کاخ گلستان، باغ مسعودیه ، باغ کامرانیه، باغ شعاع السلطنه ، باغ شاه ، دوشان تپه فرح آباد ، عشرت آباد ، سلطنت آباد ، باغ فردوس ، باغ و کاخ صاحب قرانیه ؛ در تبریز باغ مشهور ال گلی (ائل کلی ،شاه گلی)در ماهان کرمان باغ مشهور شاهزاده ؛ در طبس باغ های متعددی که بر اثر آنها این شهر را باغ شهر می خوانند ، مانند باغ نسترن ، باغ نظر ، باغ مستوفی ، باغ محمدتقی خان ، باغ شاهزاده و ده ها باغ که دانشدوست که آنها را تا 57باغ بر می شمارد و مهمترین آنها باغ های نو ، امیر وگلشن بوده است ؛ باغ های اکبریه ، شوکت آباد ، مود، امیر آباد شیبانی ، معصومیه و رحیم آباد در بیرجند ؛ باغ های امیریه ف امانیه ، چهار باغ ف و خسرو آباد در سنندج ؛ باغ های ارم ، عفیف آباد و نارنجستان قوام در شیراز و...بررسی این باغ ها نشان می دهد که باغ سازی در دوره قاجاریه به دو دوره قابل تقسیم است یکی در قرن سیزدهم قمری که باغ آرایی در تداوم باغ آرایی زنیده و صفویه بود ؛ دیگر از اواخر دورۀ ناصرالدین شاه تا پایان دورۀ قاجاریه که باغ آرایی و ساخت کوشک به تاثیر از باغ آرایی غربی با تحولاتی روبرو بود .در عصر قاجاریه علاقه و توجه به باغ آرایی در حدی بود که عیان وبزرگان در کاشتن و آراستن گل وگیاه با یکدیگر رقابت می کردند و هرجایی که با گیاهی مواجه می شدند امکان انتقال آن را به باغ شخصی خود فراهم می کردند از این زمان به بعد با استفاده از چمن وگیاهان زینتی فضاهای باز مقابل بنای اصلی ساماندهی شدند ا افزایش باغ های درباری و امر نگهداری از آنها ، سازمانی تحت عنوان اداره باغات دولتی ایجاد شد که مسئولیت آن در ردیف امور مهم دولتی قرار گرفت وظیفه این اداره عبارت بود از مدیریت و نگهداری باغ ها ، غرس اشجار ، حفاظت از گیاهان تنظیم قنوات تعمیر و انجام سایر امور مورد نیاز در باغ . در تهران انواع باغ ها احداث شد ؛ بال=غ های شخصی اعیان و اشراف ، باغ های سلطنتی ، باغ هایی که سفارتخانه ها در آن احداث شدند باغ های میوه در اطراف پایتخت و ...محور اصلی باغ عنصر اصلی ساختار آن در بخش بیرونی به شمار می رفته و عامل اصلی منظر سازی باغ شناخته می شود در صورتی که در بخش اندرونی باغ بناها از طریق حیاط باغ ها به یکدیگر مرتبط می شوند این نوع ترکیب بندی فضا در دو باغ موجود دوران قاجار یعنی باغ فرمانیه و باغ مسعودیه به خوبی مشاهده می شود دوستعلی خان معیرالممالک از رجال نامدار در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار  به مانند بیش تر کسانی که در آن عصر خاطرات ، سفرنامه ها ، یاداشت ها ی روزانه و نوشته های تاریخی از خود به جایی گذاشته اند ، به تشریح ویژگی های باغ ها در دورۀ قاجاریه پرداخته است ؛ ازجمله آن که در کتاب یاداشت هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه شرحی از باغ های شاهی » مانند باغ شاه ، عشرت آباد ، عیش آباد، قصر قاجار ، باغ دوشان تپه ، سلطنت آباد ، صاحبقرانیه سرخه حصار ، قصر فیروزه و دیگر باغ ها ارائه کرده است باغ های این دوره برای استفاده از خصوصی مالک باغ طراحی شده و به همین علت توسط دیواره های بلند محصور بودند . به دلیل شرایط اقلیمی سعی می شد باغ پوشش گیاهی ابنوه و سایه انداز فراوان داشته باشد تا بتواند خنکی لازم را در تابستان ایجاد کند کاشت گیاهانی همانند چنار و سوزنی برگ ها چون کاج تهران و سرو زربین بسیار متداول است .باغ ـ پارک های پهلویدورۀ پهلوی دورۀ قطع باغ سازی سنتی و آغاز ایجاد پارک های عمومی به سبک غربی در شهرهای مختلف ایران است این روند در واقع در اواخر دورۀ قاجاریه آغاز شده بود چنان که برای مثال پارک امین الدوله در واقع باغی بدین نام بود در این دورۀ قاجاریه آغاز شده بود چنان که برای مثال پارک امینالدوله در واقع باغی بدین نام بود در این دوره به علت وضعیت جدید اقتصادی و روابط گسترده ایران با غرب و رشد مهاجرت به شهرها ، تعداد زیادی از باغ های داخل شهرها به ساختمان های مسکونی تبدیل شدند استفاده از محوطه های وسیع چمن کاری شده و باغچه های گل در میان آنها اصلی ترین ویژگی پارک ها در این دوره است .ساخت باغ هایی به نام باغ ملی در بیشترین شهرها از اواخر دورۀ قاجاریه آغاز شد شهرداری ها (بلدیۀ عصر قاجاریه ) متولی ساخت و آباد کردن پارک ها و غرس درختان در خیابان ها بودند . این روند در دورۀ پهلوی به صورت منظم ادامه  یافت . کاخ های گلستان و صاحبقرانیه در شهر تهران بیش تر مورد توجه قرار گرفتند و باغ و کاخ سعد آباد نیز بازسازی شد در این باغ ها و کاخ های جدیدی ساخته شد و فضای باغ ها تزینات بیشتری یافت . ماخ نیاوران در مجموعه صاحبقرانیه . کاخ ها و باغ های متعدد به همراه پارک های گوناگون در شهرها از آن دوره برجای مانده اند.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 15:47:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاخ ال‌ اسکوریال مادرید</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%DA%A9%D8%A7%D8%AE-%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF-tmwubej5auqp</link>
                <description>کاخ ال‌ اسکوریال (San Lorenzo de El Escorial) با نام کامل سن لورنزو د ال اسکوریال، که صومعه دل اسکوریال نیز نامیده می‌شود، قصری مجلل و شکوهمند است که در ۴۵ کیلومتری شهر مادرید و بر روی دامنه ای به نام گرونه گوادارا ما سیرا قرار دارد. ال اسکوریال در واقع به عنوان اقامتگاه‌ تابستانی پادشاهان اسپانیا مورد استفاده بوده است.این مجموعه با عظمت مابین سال‌های 1563 تا ۱۵۸۴ میلادی و به دستور شاه فیلیپ دوم ساخته شده است، موقعیت مکانی آن در آن دوره به گونه‌ای بوده که قلب مرکز سیاسی امپراطوری اسپانیا به شمار می‌رفت و هم اکنون یکی از مهم‌ترین بناهای مسیحیت و معماری دورة رنسانس اسپانیایی و همچنین یکی از معروف‌ترین مراکز گردشگری این کشور به حساب می‌آید. این کاخ زیبا و تاریخی در سال 1984 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. جالب است بدانید که کاخ ال اسکوریال به عنوان هشتمین عجایب دنیای دراماتیک و مرموزترین جاذبه گردشگری مادرید نیز شناخته شده است.در سال 1559 شاه فیلیپ از معمار مشهور و برجسته آن دوران، یعنی باتیستا د تولدو، شاگرد میکل آنژ، را برای طراحی و ساخت ال اسکوریال انتخاب کرد. در واقع تاریخچه ساخت سن لورنزو د ال اسكوریال به سال 1557 و نبرد سنت كوئنتین برمی‌گردد، در طول این جنگ ارتش شاه فیلیپ دوم نه تنها دشمن فرانسوی را به زانو درآورد، بلکه صومعه سنت لورنس را نیز تقریباً با خاک یکسان کرد. در نتیجه پادشاه که فردی مذهبی بود تصمیم گرفت به نشانه این پیروزی صومعه‌ای زیبا و بی نظیر برپا کند. هر چه پروژه ساخت و ساز جلوتر می‌رفت، بلند پروازی‌های این شاه اسپانیایی بیشتر می‌شد که نتیجة آن کاخ با شکوهی بود که خود شاه فیلیپ دوم آن را «کاخی برای خدا و کلبه ای برای یک پادشاه» می‌نامید.مجموعه وسیع ال اسکوریال شامل کلیسا، صومعه، مدرسه، کالج، کتابخانه، مقبره خانواده سلطنتی و موزه می‌باشد. تزئینات داخلی با شکوه این قصر سلطنتی که آثار نقاشان و مجسمه‌سازان بزرگی هستند همواره مورد توجه هنرمندان دوره رنسانس و باروک بوده است با این حال چیدمان داخلی این قصر نسبت به قصرهای سلطنتی دیگر بسیار ساده است و تزئینات داخلی آن ترکیبی از دیوارهای سفید و صاف و کف آجری ساده است.بازدید کنندگان می توانند در محوطه قصر حیاط پادشاهان را ببینند که با مجسمه‌های پادشاهان صالح کتاب مقدس تزئین شده است. همچنین در مرکز این حیاط مخزنی مصنوعی وجود دارد که چهار استخر اطراف آن با سنگ‌های مرمر چند رنگ تزئین شده‌اند. اما به اعتقاد بسیاری محراب کلیسا با داشتن سنگهای قیمتی و گریتو چند رنگ مهم ترین و زیباترین بخش این کاخ است. کتابخانه نیز متون دست نویس مادر ترزا، آلفونسو خردمند و سنت آگوستین، بزرگترین مجموعه دست نوشته های شرقی باستانی، آثاری درباره تاریخ و نقشه برداری  و همچنین آثار حجاری مصور ایجاد شده در قرون وسطی را در خود جای داده است.دو موزه در این مجموعه وجود دارد. در یکی از آنها نقشه‌ها ، مدل‌های سه بعدی، ابزار ساخت و سایر نمایشگاه‌های مربوط به تاریخ این سازه قابل بازدید هستند. در موزة دیگر، بیش از 1500 نقاشی از تیتان، ال گرکو، گویا، ولازکز و دیگر هنرمندان مشهور اسپانیایی و بین المللی به نمایش گذاشته شده اند که گفته می‌شود بیشتر آنها را خود شاه فیلیپ دوم جمع‌اوری کرده است.ساعات بازدید از مجموعه: اکتبر - مارس: از ساعت 10:00 تا 18:00 و آوریل - سپتامبر: از ساعت 10:00 تا 20:00</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 15:44:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلیسای سکره کر پاریس</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-adt9rncs7wcd</link>
                <description>کلیسای سکره کر در مرکز شهر پاریس فرانسه از پر بازدیدترین جاذبه‌های دیدنی  شهر است که سالانه میلیون‌ها بازدیدکننده دارد. سکره کر بر فراز تپه مونتمار بنا شده که از گذشته محلی مقدس برای عبادت و نیایش بوده است. (سکره کر) در لغت به معنی قلب مسیح مقدس است که بیانگر عشق بی پایان او به انسانیت می‌باشد. در ابتدا رومیان در این مکان پرستشگاهی ساخته بودند. سپس در سال ۲۷۰ بعد از میلاد مسیح  لویی چهارم قدیمی‌ترین کلیسای شهر را در اینجا ساخت. اولین اسقف پاریس سنت دنیس نامیده می‌شد که رومی ها او را سر بریده بودند. میان مردم این منطقه افسانه‌ای وجود دارد که بیان می‌کند، پس از اعدام این اسقف، سرش را به دست گرفت و در حالی که ذکر می‌گفت آن را بالا نگه داشته بود، سپس در محلی که به طور کامل جان باخت یک حرم کوچک ساخته شد. این حرم همان سنت دنیس است که قبلا در محل سکره کر قرار گرفته بود.بنای کنونی سکره کر کنونی بین سال‌های ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۴ میلادی ساخته شد. برای ساخت این کلیسا چاه هایی با عمقی بیش از ۳۰ متر حفر شده است. مخارج ساخت کلیسا را دولت وقت فرانسه بر عهده داشت. شکل کلیسا از دور شبیه به صلیب است که در چهار طرف گنبد مرکزی آن، چهار گنبد کوچک تر وجود دارد. گنبد اصلی ۸۳ متر ارتفاع دارد و از فراز آن می توان منظره‌ای بینظیر از شهر پاریس و اطرافش را تماشا کرد.ظاهر سفید و تمیز بنای این ساختمان به دلیل سنگی است که از معادن Château-Landon استخراج شده است. وجود این سنگ با کلسیت درونش با توجه به آب و هوای مرطوب، از نقاط ضعف کلیسا است. این سنگ در برابر هوا تغییر رنگ داده و کمی مایل به قهوه ای به نظر می‌رسد.کلیسای سکره کر دومین کلیسای پربازدید فرانسه است. ورود به این کلیسا رایگان است، اما برای ورود به خزانه و صعود به گنبد باید هزینه جداگانه بپردازید. کلیسای قلب مقدس هر روز از ساعت ۶ صبح تا ۱۰:۳۰ شب برای بازدید عموم باز است.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 15:41:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارچه‌پیچی «طاق پیروزی» پاریس</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-oibdclwkpukg</link>
                <description>پارچه‌پیچی «طاق پیروزی» آغاز شدپروژه هنری طراحی‌شده توسط «کریستو ولادیمیروف جاواچف» برای پوشاندن «طاق پیروزی» از روز گذشته آغاز شد. به گزارش ایسنا و به نقل از خبرگزاری فرانسه، روز یکشنبه نخستین بخش از پارچه آبی ـ نقره‌ای برای پوشاندن «طاق پیروزی» در احترام به «کریستو» هنرمند فقید، بر روی این بنا آویخته شد.پس از گذشت چندین هفته برای آماده‌سازی اجرای پروژه پارچه‌پیچی «طاق پیروزی»، نخستین مرحله از این پروژه آغاز شد.در چند روز آینده، تمامی قسمت‌های «طاق پیروزی» در پاریس با ۲۵هزار مترمربع پارچه برای اجرای طراحی «کریستو»، هنرمند بلغاری پوشانده خواهد شد.این هنرمند رویای پوشاندن «طاق پیروزی» ۵۰ متری را از دهه ۶۰ میلادی در ذهنش پرورانده بود، اما به رغم اجرای پروژه‌های عمومی عظیم در طول عمرش، از جمله پارچه‌پیچی قدیمی‌ترین پل پاریس در سال ۱۹۸۵ و پارلمان آلمان در سال ۱۹۹۵، «کریستو» پارچه‌پیچی «طاق پیروزی» را در زمان حیاتش ندید.اجرای پروژه «طاق پیروزی»، با نظارت برادرزاده «کریستو» و با همکاری مقامات فرانسه و موزه پمپیدو صورت می‌گیرد.با تکمیل پارچه‌پیچی، «طاق پیروزی» تا سوم اکتبر به همین صورت باقی خواهد ماند.البته این پروژه مخالفانی هم دارد. برای مثال «کارلو راتی» که یک معمار است در مقاله‌ای که در نشریه «لوموند» منتشر شد بیان کرد استفاده از حجم زیادی از پارچه در زمانی که صنعت مد برای ایجاد مقادیر زیاد کربن مسوول شناخته می‌شود، تصمیم درستی نیست.اما این پروژه برای «کریستو» که طراحی‌هایی برای پروژه بسته‌بندی کردن «طاق پیروزی» به جای گذاشته است، حرکتی برای تبدیل کردن این بنا به چیزی شبیه به یک شی‌ء زنده بوده است. او معتقد بود با این کار مردم دوست خواهند داشت که به «طاق پیروزی» دست بزنند.برای این پروژه علاوه بر پارچه‌های پلی‌پروپیلنی بازیافت‌پذیر از سه‌هزار متر طناب قرمز بازیافت‌پذیر نیز استفاده خواهد شد.«کریستو» و همسرش «ژان کلود» بیشتر برای بسته‌بندی کردن موقتی ساختمان‌ها و سازه‌های مشهور شناخته می‌شوند.منبع: خبرگزاری فرانسه</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 15:38:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیباترین آمفی تئاترهای باستانی یونان و روم</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D9%85-fhqnimpykcqn</link>
                <description>بقایای آمفی تئاترهای یونان و روم باستان در سراسر مدیترانه پراکنده شده اند. آمفی تئاترهای بزرگ یونان سازه هایی باز بودند که اغلب در دامنه تپه ها ساخته می شدند. تئاترهای رومی اگرچه به شدت تحت تأثیر سازه های ساخته شده توسط یونانیان قرار دارند ، اما تفاوت هایی نیز با هم دارند ، به عنوان مثال آمفی تئاترهای رومی برروی  پایه هایی ساخته می شدند.این آمفی تئاترها از آتن نشات می گیرند، جایی که جشنواره های افتخار ، فجایع آتنی و کمدی ها و همچنین جنگ های انسانی در آنها برگزار می شده است. رومیان روحیه فلسفی کمتری نسبت به یونانی ها داشتند ، بنابراین آنها بیشتر به سرگرمی های مهیج و خنده دار علاقه مند بودند. سرگرمی های محبوب در زمان رومی ها شامل نمایش های آکروباتیک ، دعوا با حیوانات و مسابقات گلادیاتورها بود. در ادامه قصد داریم تا شما را به سفری به روم و یونان باستان ببریم و شما را با تعدادی از بهترین و زیباترین آمفی تئاترهای باستانی یونان و روم آشنا کنیم، پس با چاپارگشت همراه شوید.آمفی تئاتر جراش ؛ Jerash Theatresجراش پس از پترا به عنوان یک سایت باستان شناسی محبوب در اردن شناخته می شود. این شهر در دوران طلایی خود تحت حاکمیت روم قرار گرفت و اکنون این سایت به عنوان یکی از بهترین شهرهای رومی در جهان شناخته می شود. جراش شامل دو آمفی تئاتر شمالی و جنوبی بوده است. آمفی تئاتر باستانی جبهه شمالی که در سال ۱۶۵میلادی ساخته شده دارای ظرفیت ۱۶۰۰ نفری بوده است و معمولا بعنوان مجالس شورا مورد استفاده قرار می گرفته است. اما آمفی تئاتر جنوبی بزرگتر بوده و می توانسته حدود ۳ هزار تماشاچی را در خود جای دهد.آمفی تئاتر رومی مریدا ؛ Roman Theatre of Meridaشهر &quot;مریدا&quot; در استان &quot;باداخوس&quot; در كشور اسپانیا قرار گرفته است.  اسپانیا در گذشته قسمتی از امپراتوری روم باستان بوده است. بر اساس یک کتیبه، آمفی تئاتر رومی مریدا حدود 20 سال قبل از میلاد مسیح(ع) به سفارش آگریپا که دوست امپراتور آگوستوس بوده است ساخته شد. این سازه که از آمفی تئاترهای باستانی مشهور می باشد می تواند 6 هزار تماشاگر را درون خود جای دهد. این آمفی تاتر كه با گذشت بیش از 2 هزار سال همچنان پای برجاست. طی سالیان گذشته و به دلیل عواملی همچون آتش سوزی قسمت هایی از این مجموعه تخریب شده و مجددا بازسازی گردیده است و آخرین بار در سال 1970 به شكل كنونی خود در آمده است.آمفی تئاتر یونانی رومی ؛ Greco-Roman Theatreتورمینا (Taormina)  یک مستعمره یونانی است که در ساحل شرقی جزیره سیسیل واقع شده است. آمفی تئاتر تورمینا در قرن دوم قبل از میلاد توسط یونانی ها ساخته شده و بعدها توسط رومیان بازسازی و گسترش یافته است. این بنا که یکی از زیباترین آمفی تئاترهای باستانی یونانی می باشد منظره ای از خلیج ناکسوس و کوه اتنا دارد. امروزه از این مکان به عنوان مرکز جشنواره فیلم تورمینا استفاده می شود.آمفی تئاتر هرودس آتیکوس ؛ Odeon of Herodes Atticusهرودس آتیکوس، یک آمفی تئاتر روباز وسیع در آتن پایتخت یونان است. آمفی تئاتری چند هزار ساله که سال ها محل برگزاری دورهمی ها و فستیوال های کوچک و بزرگ مردم آتن بوده است شما را در زیر نورماه میهمان یک اپرای یونانی اصیل می کند. شاید جالب باشد که بدانید دلیل ساخت این بنا نیز بهانه ای عاشقانه بوده است. آسپاسیا رگیلا همسر یکی از ثروتمندترین و با نفوذترین مردان آتن ، هرودوس آتیکوس بود که در سال 160 میلادی درگذشت. هرود فیلسوف ، معمار و سیاستمدار آتنی بود. از آنجا که هرودوس بسیار عاشق همسر خود بود ، تصمیم گرفت یک بنای یادبود دائمی برای همسر خود بسازد تا این عشق را برای سالهای سال زنده نگه دارد. ساخت و ساز در سال 161 آغاز شد و تا سال 174 میلادی ادامه داشت.آمفی تئاتر رومی امان ؛ Roman Theatre of Ammanآمفی تئاتر رومی امان که در اردن امروزی واقع شده است در زمان حکومت مارکوس اورلیوس در قرن دوم میلادی ساخته شده است. آمفی تئاتر رومی در امان بین سالهای 138 تا 161 میلادی در دوران سلطنت امپراطور رم، آنتونیوس پیوس، ساخته شد. آمفی تئاتر از سه بخش افقی (diazomata) تشکیل شده است. حاکمان در نزدیکترین مکان به صحنه، نیروهای ارتش در بخش های میانی این سالن و افراد عادی در جایگاه های بالا می نشستند. آمفی تئاتر گنجایش 6000 تماشاگر را بر روی پله های شیب دار خود دارد و تا امروز نیز به منظور میزبانی وقایع خاص فرهنگی مورد استفاده قرار می گیرد. مقامات اردن از این آمفی تئاتر نیز همانند سایر اماکن تاریخی اردن به شکل بینظیری محافظت کرده اند.آمفی تئاتر رومی اورنج ؛ Roman Theatre of Orangeتئاتر رومی اورانژ (به زبان فرانسوی(Théâtre antique d&#x27;Orange تئاتری در اورانژ ووکلوز فرانسه است که در اوایل قرن اول میلادی ساخته شده است. این بنا که کاربری فرهنگی داشته بنایی واقع در قاره اروپا و جزء میراث جهانی یونسکو می باشد و امروزه متعلق به شهرداری اورانژ است. پس از آنکه امپراتوری روم از بین رفت آمفی تئاتر در سال 391 میلادی به دستور کلیسا بسته شد زیرا اعمال انجام شده در ان را غیرمتعارف تلقی می کرد. آمفی تئاتر باستانی اورنج در قرن نوزدهم بازسازی شد و امروزه میزبان جشنواره های اپرای تابستانی Chorégies d’Oran می باشد.آمفی تئاتر بزرگ افسوس ؛ Great Theatre of Ephesusویرانه های افسوس یکی از جاذبه های توریستی  در ساحل غربی ترکیه می باشد. شهر افسوس در ابتدا برای وجود عبادتگاه آرتمیس که یکی از عجایب هفتگانه جهان بوده است شهرت داشت که  سرانجام در سال 401 میلادی توسط مردمی به رهبری اسقف بزرگ نابود گردید. آمفی‌تئاتر افسوس در جنوب غربی ترکیه، ۳ کیلومتری شهر سلجوک در استان ازمیر واقع شده است. این آمفی تئاتر به قدری بزرگ است که همزمان می تواند 25 هزار تماشاچی را در خود جای دهد. در ابتدا  این آمفی تئاتر برای برگزاری نمایش های دراماتیک مورد استفاده قرار می گرفت اما بعد از ظهور روم برای مبارزات گلادیاتورها نیز استفاده می شده است.آمفی تئاتر آسپندوس ؛ Aspendos Theatreدر میان ویرانه های باستانی شهر آسپندوس، یک بنا آنقدر نو و سالم برجای مانده که شما را حیرت زده خواهد کرد. این آمفی تئاتر سالم ترین تئاتر باستانی برجای مانده از تاریخ در تمام کره زمین است که با  20 و اندی متر ارتفاع ، تماشاچیان را از دنیای بیرون جدا می کند. یک نیم دایره بزرگ که بیشتر به نعل اسب می ماند و چیزی در حدود 96 متر قطر دارد و آن طور که گفته می شود این آمفی تئاتر چیزی در حدود 12000 نفر ظرفیت دارد. از آنجا که قسمت صحنه این آمفی تئاتر بعدها به عنوان یک کاروانسرا در دوراه سلجوقیان مورد استفاده قرار گرفته است، این بنا به طور مداوم تعمیر و نگهداری شده است.آمفی تئاتر دلفی ؛ Delphi Theatreتئاتر دلفی که امروزه به تنهایی گردشگران بی شماری را از سراسر جهان به سمت خود می کشاند، به عنوان یکی از مهمترین سایت های یونانیان به شمار رفته و به عنوان محلی برای جایگاه و الهام شوندگی آپولو بوده است. آمفی تئاترهای دلفی باستان در یونان بر روی تپه ای بنا شده اند و منظره ای تماشایی از محوطه و مناظر زیر پای آنها را به بینندگان می دهد. این سازه در اصل در قرن چهارم ساخته شده است و می تواند 5000 نفر را در خود جای دهد.آمفی تئاتر سیده ؛ Theatre of Sideسیده (Side) یک شهر سطح بالا در سواحل مدیترانه ای در جنوب ترکیه می باشد. این شهر توسط یونانیان بومی در قرن هفتن پیش از میلاد تاسیس شده و به عنوان یکی از مهمترین مراکز تجاری در این منطقه شناخته می شده است. در اواسط قرن دوم بعد از میلاد و در دورانی که بعدها در طول تاریخ به هلنیستی شهره شد، یک آمفی تئاتر وسیع و بزرگ در میانه شهر ساخته شد. رومی ها با کشف بتن توانستند تا برخلاف یونانی ها که آمفی تئاترهایشان را در دامنه تپه ها و دور از شهر می ساختند ، آن را درست در میانه شهر و وسیع تر بسازند. این آمفی تئاتر باستانی می تواند بین 15 تا 20 هزار نفر را در خود جای دهد.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 15:35:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای گردشگری ابیانه</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-r38lrjuneziy</link>
                <description>روستای ابیانه (1)ابیانه یادآور روزگاریست که نیاکان ما به پراکندن تخم راستی و باور های سه گانه گفتار نیک، پندار نیک، و کردار نیک می پرداختند. اکنون نیز گفتار های مردم این روستا از دروغ نشانی ندارد، کردار آنها با کژی همراه نیست و پندارشان بر پایه نیک خواستن برای دیگران نهاده شده است.مردم ابیانه سرزمین باستانی خود را قدر می شناسند و شایسته ترین پاسدار فرهنگ ایران زمین هستند. بیایید آسان پای بر هویت تاریخی نگذاریم و این مردم را در حفظ این پیشینه یاری رسانیم.معرفی روستابا شروع سفر بی صبرانه در انتظار دیدار روستایی هستی که می گویند دیرینه اش به چهار هزار سال پیش می رسد. این آبادی دیر پا در 40 کیلومتری شمال غربی نطنز و در 22 کیلومتری غرب جاده نطنز کاشان با ارتفاع 2220 متر از سطح قرار دارد.پس از پیمودن  52 کیلومتر از طرف کاشان به نطنز یا 17 کیلومتر از جانب نطنز به کاشان راهی از جاده اصلی جدا می شود به طول 22کیلو متر که بعد از عبور از کنار روستای هنجن، برز و طره به دره زیبای و آرامی می رسد که روستای بکر و دست نخورده ابیانه در آن جای گرفته است. سیر و سیاحت در کوچه های کج و معوج این روستای پیر و پر خاطره که براحتی مردم آن را به هم پیوند می دهد و می آمیزد، بی اختیار انسان را به اعماق اندیشه خود فرو می برد. ابیانه روستایی در دامنه کوه با نماهای کاه گلی قرمز با زیر طاقی های سفید و پنجره های مشبک زیبای چوبی است که هر چه در آن دیده می شود، جلوه هایی از گذشته دور دارد.پیشینهدر مورد قدمت این روستا، اختلاف نظر بسیار است. گروهی آنرا هم عصر سیلک کاشان می دانند و شاید هم یکی از انشعابات ناشی از فرو پاشی سیلک باشد. در قسمت شرقی رودخانه های روستا در کنار راهی که به دروازه پایین می رسد، تپه ای خاکی بنام قلعه نزا تون قرار دارد. دز آتون در گویش محلی به معنای جام آتش یا کوره گداخته می باشد. شاید بهمرور زمان این واژه به صورت نزاتون در آمده است. با وجه تشابهی که بین سفالهای این روستا و سیلک کاشان وجود دارد به نظر می رسد که نام آتون  از انتقال هنر سفالسازی، به این محل مایه گرفته باشد.آب و هوااقلیم دره ابیانه ترکیبی از آب و هوای معتدل کوهستانی است که در بیشتر فصول سال دارای آب و هوای سرد و خنک می باشد. میانگین درجه حرارت 6/11 درجه سانتی گراد، میانگین سالانه نزولات آسمانی 1/182 میلیمتر، میانگین رطوبت نسبی 46% و درجه خشکی 43/8 (خشک)وجه تسمیه و زبانگویش مردم ابیانه ریشه اوستایی دارد و ترکیبی است از واژه های پهلوی اشکانی و هخامنشی.نام ابیانه از واژه ویونا به معنی بیدستان گرفته شده است. در لهجه محلی درخت بید را  ( وی) می نامند و در زمانهای گذشته در این منطقه جنگلی از درختان بید وجود داشته استجمعیتجمعیت ابیانه طبق سر شماری عمومی سال 1375 شمسی 345 نفر متشکل از 176 خانوار بوده که نسبت به آمار سال 1335 که جمعیت آن 1603 نفر بوده کاهش چشمگیری را نشان می دهد. این کاهش جمعیت مانند سایر روستا ها نتیجه مهاجرت مردم به شهرهای بزرگ است.مذهبمردم روستا مسلمان شیعه هستند. دین اسلام پس از فتح ایران توسط اعراب به ایران آورده شد و از آن زمان است که اهالی ابیانه نیز اسلام آورده اند. وجود تاریخ حک شده در روی محراب مسجد که در سال 477 هجری قمری را نشان می دهد دلیلی بر این مدعا ست. مذهب بیشتر مردم ابیانه از گذشته های دور تا دوران صفویه دین زرتشت بوده که این امر را وجود آتشکده ها ثابت می نمایدویژگیهای معماریبافت ابیانه موازی با خط الراس تپه کشیده شده و راشتا یا راه اصلی ورود به آنرا همراهی و مسیر های فرعی را به هم مرتبط می کند. چشمه دو آبی نیز یکی از عوامل  تاثیر گذار در شکل روستا است..خانه های خشتی و گلی مربوط به چهار دوره ساسانی، سلجوقی، صفوی و قاجار می باشد. بیشتر خانه ها به شکل مکعب با درب و پنجره مشبک چوبی ساخته شده که به صورت پلکانی بر روی هم قرار گرفته است.روستا در گذشته از سه محله اصلی تشکیل می شد. محله هرده ( پایین ده) محله پل (بالا ده) و محله یسمان، امروزه دو محله زیارتگاه و پنجه علی به این سه محل اضافه شده است.اقتصاد روستاشغل بیشتر مردم روستا زراعت و تا چند سال پیس گله داری نیز از رونق بسزایی بر خور دار بوده است. از جمله محصولات روستا سیب، آلو، گردو، سا واله ( برگه سیب خشک) و لواشک است که کلیه محصولات پس از تامین نیاز داخل به شهرهای اطراف صادر می شود.پوشاکلباس زنانه ابیانه از گیوه دستبافت، جوراب ساقه بلند، تنبان (شلواری شبیه شلیته به رنگ مشکی که دارای چین های زیاد است)، پیراهن، کرتی (نیم تنه یا کت مخمل، شال یا ترمه است که با حاشیه دوزی از عهد صفوی تا حال مرسوم بوده است)، چارقد (روسری که دارای زمینه سفید با گلهای رنگی به ابعاد 5/1 × 5/1 متر که به صورت سه گوش در زیر زنخ  سنجاق می شود) تشکیل شده  و لباس مردان شلواری گشاد و مشکی است ک در قسمت پایین با طرحهای هندسی گلدوزی شده است. این گلدوزی ها در مردان با خط های ساده و در جوانها به شکل لوزی است. در زمانهای قدیم به جای کت از لباسی بنام سرداری و قبایی تا زیر زانو استفاده می کردند که اکثرا&quot; جنس آن شال یا ترمه بود.روستای ابیانه (2)مراسم عزاداریاز مهمترین مراسم های مذهبی روستا محرم، ماه رمضان، عید فطر و ... است که تنها به شرح مراسم محرم می پردازیم.محرممردم ابیانه هر ساله در دهه محرم، به ویژه در روز تاسوعا و عاشورا، برای شرکت در مراسم به ابیانه می آیند.محرم با جغجغه زنی آغاز می شود که مختص محله یسمان است. مراسم تاسوعا و عاشورا را آداب خاصی دارد و شامل مراسم زیر است:جغجغه زنی، طلوع، نخل برداری و شده برداری، به دور زدن در محله ها پرسه می گویند.جغجغه دو چوب استوانه ایست که مردان در دو صف منظم آنرا به هم می زنند و در مسی معینی به حرکت در می آیند. شده علامتی است فلزی که سر آن حالت فنری دارد و به صورت خمیده بر پایه ای چوبی نصب است. بر نوک آن که حالت لرزانی دارد پارچه ای ابریشمی آویخته شده و بر روی آن پارچه های نفیس می پوشانند. بعد از ظهر تاسوعا به مراسم نخل گردانی اختصاص دارد. نخل، تابوتی چوبین است که با پارچه های رنگین و زیور آلات نذری توسط بابای نخل تزیین می شود. هر محله دسته ها و نخل هایی جداگانه دارد. در روز تاسوعا نخل در کوچه ها گردانده می شود و در کنار خانه های عزادار نمی نشیند ولی در روز عاشورا و دسته های عزا داری برای خانواده های عزادار توقف کرده و مردم فاتحه می خوانند.شخصی نیز بر روی نخل می نشیند و او کسی است که محرم  آن سال باید اهالی را مهمان کند. حق و امتیاز بلند کردن و نشستن بر روی نخل تنها منحصر به چند طایفه است.صبح روز عاشورا پیش از طلوع مردم در کوچه ها جمع می شوند و آهنگ حزن انگیزی را می خوانند و به این مراسم عرفانی طلوع خوانی گویند.مردم ابیانه معتقدند که نخل از هر کوچه ای که عبور داده شود نبایستی از همان کوچه باز گردد. بنا بر این عقیده است که نخل محله پایین را از یک شیب تند به بالا می کشند. شاید عبور دادن نخل از مسیر های سخت و پر فراز و نشیب کوهستان یادآور شدایدی باشد که بر خاندان عصمت و طهارت گذشته است.مراسم ازدواجدر گذشته ازدواج، بر پایه خویشاوندی بوده است و مراسم به دو صورت عادی و تشریفاتی (میان بامی) برگزار می گردید. مراسم تشریفاتی بیشتر از آن خانواده های اربابی بوده است. این مراسم از حنا بندان و تهیه هیزم تا بردن جهیزیه عروس بر روی طبق ها و یرگزاری مراسم چند روز طول می کشید و همه اهالی در این مراسم شرکت می کردند. این عروسی بسیار مفصل، امروزه متروک شده است.مکان های دیدنی روستای زیبای ابیانهمسجد جامعاین مسجد در محله ای هرده یا میان ده قرار دارد.  سه در ورودی با طاق گنبدی ضربی و در های منبت کاری  آن با گل و بوته و خطوط بر جسته، از ویژگی های معماری این مسجد است. درب ورودی آندر سال 1311 هجری قمری توسط استاد صفر علی بیدگلی ساخته شد.مسجد دارای دو شبستان است و دری سیاهرنگ دو لنگه ی کوتاهی ما را به سمت شبستان قدیمی هدایت می کند. کف شبستان چوبی است و جلوی در ب ورودی آن پا گردانی وجود دارد که محل کفش کن است. محراب چوبی آن متعلق به سال 477 هجری قمری است. روی محراب نقش گل و بوته کنده کاری و با خطوط بر جسته کوفی ساده و گلدار سوره مبارکه ی (یس )حک شده است این محراب چوبی نفیس با طول 2 متر و پهنای 1 متر و 8 سانتی متر با تزئینات بسیار زیبا به دستور ابو جعفر محمد فرزند علی ساخته شده است. شبستان جدید حدود 180 متر مربع وسعت دارد. بر روی این سقف وقایع تاریخی و تاریخ  هر نوبت تعمیر، ثبت شده است. باز سازی سقف مسجد توسط دو برادر به نام های ملا مهدی و ملا ابوالقاسم انجام گرفته است و نوشته های صحن مسجد از تعمیر آن به وسیله ی مولانا محمد بهاء الدین در سال 477 هجری قمری حکایت می کند.منبر چهار پله ی چوبی کنده کاری شده از آثار دوره ی سلجوقیان است که با تاریخ محرم 466 هجری قمری مشخص شده است. دسته منبر به شکل سر ستون ساخته شده و بر روی آن گل هشت پر لوتوس، نظیر  آن چه بر روی سنگهای تخت جمشید از عصر هخامنشیان بر جای مانده  دیده می شود.روستای ابیانه (3)مسجد پرزلهاین مسجد از دوره ایلخانیان بجای مانده و در محله ای و در محله ای به همین نام قرار دارد. این مسجد با ایوان مشرف به کوچه مجاور در دو طبقه ساخته شده که طبقه دوم یادگار عصر صفویه است. در مجاورت  آب انبار درب دو لنگه ای با تاریخ 1058 به راهرو کوچکی متصل می شود. از سمت چپ راهرو دری یک لنگه ما را به شبستان همکف می رساند دری که با تاریخ 701 هه .ق قدیمی ترین دری است که در ابیانه موجود است و بسیار شبیه درب مقبره با یزید بسطامی است.مسجد حاجتگاهاین مسجد در جوار آسیاب در محله بالا بنا گردیده است. برای ورود به شبستان اصلی مسجد، باید از دری که تاریخ 953 هه. ق را بر روی خود دارد وارد شد. احتمالا&quot; مردمی که برای بیان حاجت خویش در این محل معتکف می شده اند نیاز خویش را بوسیله خطاطان در قسمت بالای این بنا نوشته و در خواست حاجت می کرده اند. در قسمت شمالی این مسجد محل دخمه مانندی وجود دارد که سالهای گذشته جنازه کسانی را که وصیت می کردند، آنها را به نجف یا کربلا ببرند موقتا&quot; در آنجا به امانت می گذاشتند تا در فرصت مناسب به اماکن مورد نظر حمل کنند. در گویش محلی به این مکان ( هوله حاجی کریم) می گویند.آتشکده هارپاکدر طول مسیر راشتا به چند سقف بر می خوریم که به این راهروهای سر پوشیده ساباط می گویند. آتشکده هارپاک در اولین ساباط مسیر اصلی قرار دارد.این بنا در زمان هخامنشیان (2500 سال پیش) بنا شده و در زمان ساسانیان (1500 سال پیش) به اوج معماری خود رسیده است. کورش هخامنشی به پاس صبوری، جوانمردی و همت بلند هارپاک فرمان داده بود در سراسر قلمرو امپراطوری،  آتشکده هایی به نام وی بنا شود. احتمال میرود این آتشکده یکی ار آنها باشد.. از آنجا که در هیچ جای ایران  آتشکده ای به این نام وجود ندارد میتوان به اهمیت ابیانه در دوران گذشته پی برد. این بنا تا دوره صفویه (حدود 400 سال پیش) به عنوان آتشکده رونق داشته و در این زمان که اوج بی احترامی به معابد بود به صورت معبر در آمده است.هینزادر دامنه های سر سبز کرکس کوه که در جنوب ابیانه واقع است. زیارتگاه متروکه یی هست که با نام  (بی بی زبیده خاتون) از آن یادکی کنند. اما نام واقعی آن (هینزا) است که شاید تحریف شده ی (میترا) باشد.بنای مکعب شکل رو باز  آن که در دامنه ی کوه ساخته شده محل نیایش (ایزد مهر) بوده است. اما سنگهای عظیم  آن را از نظر ها پنهان می دارند که حاکی از اشکال نمادین و پر راز و رمز نیایش مهر و آناهیتاست.امامزادهزیارت یا امامزاده که نام شریف دو تن از فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام را با خود دارد. مامنی است برای دلگشایی و اظهار حاجت و نیاز مومنان آرزومند و امیدوار. بنای مذکور، احتمالا&quot; متعلق به قرن هشتم هه ق است. گنبد هشت وجهی فیروزه ای زیارت نمای زیبایی را در روستا ایجاد کرده است.خانقاهاین بنا از دوره شاه عباس صفوی به یادگار مانده است. بر سر درب ورودی آن نقاش های بسیار ظریفی مشاهده می شود که از نظر هنری بسیار جالب و دیدنی است. سبک نقاشیها که به شاگردان رضا عباسی نسبت داده میشود بر خانقاه بودن این مکان تاکید دارد.قلعه هاابیانه به واسطه ی حضور در مسیر ارتباطی شمال به جنوب کشور، از یغما و تاراج اقوام مهاجم در امان نبوده است. قلعه های سه گانه ی باز مانده در سه محله ی اصلی ابیانه حکایت این واقعیت است که این مردم همواره در معرض هجوم غارتگران بوده اند.حسینیه ابیانهدر کنار زیارت در سر اشیبی کوه مجموعه ای مجهز و زیبا در سال 1381 ساخته شده است. این بنا با چشم اندازی بدیع و زیبا مجموعه ای از هنر های معماری ابیانه را در خود جای داده است.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 09:26:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با سوغات تبریز</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-lmglkqhctuiz</link>
                <description>تبریز، کلانشهری در شمال غرب ایران، که یکی از قطب‌های صنعتی و اقتصادی کشور است. اگر تا به حال این شهر زیبا و تمیز را ندیده‌اید، حتما آن را در لیست سفرهای آیندة خود قرار دهید. تبریز از گذشته‌های دور اهمیت تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی بینظیری داشته و مهد پرورش بزرگان و قهرمانان ملی بسیاری بوده است، به واسطة این اهمیت و جایگاه ویژه آثار فرهنگی و تاریخی بسیاری در این شهر وجود دارد که در کنار جاذبه‌های طبیعی و همچنین میراث مادی و معنوی شهرستان‌های دیگر آذربایجان شرقی این استان را به یکی از پربازدیدترین استان‌های کشور تبدیل کرده است. و اما بازدید از تبریز بدون چشیدن خوراکی‌های خوشمزه یا خرید صنایع دستی زیبای آن کامل نخواهد شد. در ادامه لیستی از بهترین ومعروف‌ترین سوغاتی‌های تبریز را برایتان آماده کرده‌ایم پس با ما همراه باشید:خوراکی‌های تبریزنوقااین شیرینی که با نام لوکا نیز شناخته می‌شود شباهت زیادی به گز اصفهان دارد. در تهیة شیرینی نوقا از سفیدة تخم‌مرغ، شکر یا عسل، گردو، وانیل و گاهی نان میکادو استفاده می‌شود. نوقا در تبریز ارزش و اهمیت خاصی دارد و تقریبا در تمامی جشن‌ها و اعیاد تهیه می‌شود.باقلواباقلوا در اصل متعلق به کشورهای آسیای میانه است و از این کشورها وارد شهر تبریز شده است. باقلواهای تبریز به روش کشور ترکیه درست می‌شوند و طعم آنها در تمام ایران بی همتاست. مواد تشکیل دهندة باقلوا شامل آرد، شکر، تخم‌مرغ، کره، مغز گردو، پسته و هل است که پس از آماده شدن در شربتی که  از آب، شکر، آب‌لیمو و گلاب درست شده قرار می‌گیرند. باقلوا در شکل‌های لوزی، مربعی و لوله‌ای و طعم‌های پسته‌ای، نارگیلی و بادامی تهیه می‌شود.قرابیهشیرینی سنتی و گران قیمت تبریز که ترکیبی از آرد، شکر، وانیل، تخم‌مرغ است و روی آن مغز پسته و بادام قرار دارد. این شیرینی خاص و خوشمزه را می‌توانید در طعم‌های مختلفی مانند گردویی و پسته‌ای تهیه کنید.اریسیکی از قدیمی‌ترین شیرینی‌های تبریز که از شیر، شکر، وانیل، پسته و .... درست می‌شود. نام دیگر این شیرینی سوت شیرنی سی است. شیرینی اریس را می‌توانید در دو طعم کاکائوی و پرتقالی تهیه و نوش جان کنید.چورتمه(ریس خشک)این شیرینی کمیاب تبریزی که تنها در بازارهای قدیمی پیدا می‌شود شباهت بسیاری به اریس دارد با این تفاوت که بافت آن سفت‌تر و خشک‌تری است.شکلات تسبیحیشکلات خوش طعم و پرطرفدار شهر تبریز که به شکل تسبیح و در دو رنگ سفید و قهوه‌ای درست می‌شود. شیر، شکر، گلوکز، شیر خشک، بکینگ پودر، وانیل، کره و پودر کاکائو ترکیبات اصلی شکلات تسبیحی هستند.ایشلی کوکه (نان روغنی)نانی خوشمزه و پر طرفدار به خصوص برای وعدة صبحانه. ایشلی کوکه را می‌توانید از نان‌پزی‌های سطح شهر تبریز تهیه کنید. به شما پیشنهاد می‌کنیم صبح زود را برای خرید این نان انتخاب کنید تا بتوانید طعم آن را وقتی داغ و تازه است بچشید.شیرینی لطیفهاین شیرینی خامه‌ای خوشمزه را در تمام شهرهای ایران می‎‌توانید پیدا کنید اما عطر و طعم آن در تبریز فوق العاده و متمایز است. این شیرینی از دو نان دایره‌ای شکل با بافتی سبک تشکیل شده که در میانشان خامه قرار دارد.حلوا بَزَرَک (زَرَه حلواسی)حلوایی با رنگ تیره که از دانه‌های روغنی بزرک درست می‌شود. گفته می‌شود که مصرف این حلوا در بهبود برخی دردهای مفصلی و استخوانی موثر است. زره حلواسی را می‌توانید در شیرینی‌فروشی‌ها و همچنین برخی از عطاری‌های شهر تبریز پیدا کنید.آجیلاز سالیان دور فروش، تجارت و صادرات آجیل از فعالیت‌های پررونق اقتصادی در این منطقه بوده است. بیشتر مغزهای آجیل مانند بادام و فندق و غیره در خود استان آذربایجان شرقی کاشته و برداشت می‌شوند، البته به جز پسته که با کیفیت‌ترین نوع آن از شهرهای دیگر به استان وارد می‌شود. در کنار این محصول معروف، میوة خشک تبریز نیز از سوغاتی‌های خوشمزة این منطقه است.پنیرفراورده‌های لبنیاتی یکی از مهم‌ترین محصولات استان آذربایجان شرقی و شهر تبریز است آوازة پنیر لیقوان در تمام شهرهای ایران پیچیده و این پنیر خوشمزه جز ثابت سفرة صبحانة اکثر خانواده‌های ایرانی است.از دیگر سوغاتی‌های خوشمزة تبریز می‌توان عسل، لوز، شیرینی پیچ انگشتی، شیرینی کنجدی مربای گل و رشتة ختایی را نام برد.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Tue, 24 Aug 2021 10:01:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاصله تهران تا رشت</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-afbl8mtpnblh</link>
                <description>میدان شهرداری رشتهمه چیز درباره فاصله تهران تا رشتشهر رشت، پایتخت استان زیبا و همیشه سبز گیلان، بزرگترین کلان شهر شمال ایران است که به دلیل باران‌های شدیدش به «شهر باران‌های نقره ای» نیز مشهور است. از هر ایرانی که سوال کنید، کلی برایتان از غذاهای لذیذ و طعم فراموش نشدنی آنها می‌گوید.از کباب ترش و باقلا قاتوق و میرزا قاسمی‌اش گرفته تا سیر قلیه و اناربیج و ترش تره اش. البته در فاصله تهران تا رشت هم چشمتان به رستوران‌هایی که غذاهای گیلانی دارند، خواهد افتاد. رشت، این نگین سرسبز ایران، ارزش هزاران بار دیدن را دارد و اگر هنوز قسمت نشده سری به این شهر زیبا و نوستالژیک بزنید، به شما پیشنهاد می کنیم هر چه زودتر دست بجنبانید. شهر رشت، سومین شهر گردشگرپذیر ایران است، حیف است اگر زودتر آن را نبینید.به هر حال ما اینجاییم تا اگر تصمیم به سفر گرفتید، فاصله تهران تا رشت را با شما طی کنیم و راه و چاه را به شما نشان دهیم تا لذت سفرتان دو چندان شود. پس با ما همراه باشید.بهترین فصل برای سفر به شهر رشتاهداف و روحیات افراد در سفر به این شهر بسیار از هم متفاوت است. اما اگر تفریحی و به قصد رشت گردی به این شهر می روید، حتماً رطوبت هوای شهر را مد نظر قرار دهید. رشت آب و هوایی معتدل و مرطوب دارد اما تابستان‌ها رطوبتش بسیار بالا می‌رود.بهترین فصل سفر به این شهر، برای کسی که نمی‌خواهد در تابستان از شدت رطوبت شر شر عرق کند یا تمام لباس‌هایش به بدنش بچسبد، از اواسط شهریور ماه است تا اوایل خرداد. با این حال جالب است بدانید، این شهر آنقدر بین ایرانیان مقصد محبوبیست که تابستان‌ها هم حتی با وجود رطوبت بالای هوا، درست مثل ایام نوروز مملو از جمعیت است. مسلماً در نوروز و تابستان قیمت‌های اقامتی نیز کمی بالاتر می رود اما اگر در پاییز و زمستان به این شهر سفر کنید، بسیار برایتان به صرفه تر خواهد بود.فاصله تهران تا رشت را چگونه برویم؟راه‌های زیادی برای رفتن به شهر زیبای رشت از مبدا تهران وجود دارد. اگر عجله دارید و دنبال راهی کوتاه و سریع هستید، بهترین گزینه برای شما این است که فاصله تهران تا رشت را با هواپیما برای خود کوتاه کنید. با هواپیما در کمتر از یک ساعت در رشت خواهید بود. اگر هم از سفرهای زمینی با قطار لذت می‌برید، چند سالی هست که از شانس خوبتان راه آهن رشت مسیرهای خود را پیش گرفته است.سفر با اتوبوس هم یکی از راه‌های دیگر است. در واقع اتوبوس و قطار راه‌های امن‌تری هستند و شما با اطمینان به مهارت و تجربه راننده در طول سفر آسوده خاطر خواهید بود. برای سفر با اتوبوس که از لحاظ زمانی تقریباً با سفر به وسیله خودرو شخصی یکسان است، باید به یکی از پایانه‌های مسافربری غرب یا بیهقی رفته و از آنجا اتوبوس های مسیر رشت را سوار شوید.اما اگر قصد دارید فاصله تهران تا رشت را با خودروی شخصی تان طی کنید، حتماً باید به مسیر آشنا باشید تا بدون اتلاف وقت و انرژی به شهر زیبا و بارانی رشت برسید. برای این منظور بهتر است حول و حوش ساعت 4.30 – 5 صبح قبل از طلوع آفتاب و در خنکی بامداد سفرتان را آغاز کنید. دو مسیر پیش روی شماست:راه اول از مسیر قزوین – رشت است که کوتاه‌ترین مسیر ممکن برای شماست و فاصله تقریبی شما تا رشت چیزی حدود 328 کیلومتر یا از لحاظ زمانی حدوداً 4 ساعت خواهد بود و از سمت منجیل و رودبار وارد رشت می‌شوید. حتماً یادتان باشد در راه برگشت از رشت، کلی زیتون‌های خوشمزه از رودبار بگیرید و به عنوان سوغاتِ راه با خود به تهران بیاورید. راه دوم، مسیر چالوس – رشت است که نهایتاً از سمت لاهیجان وارد رشت می‌شوید. البته اگر مسیر چالوس را انتخاب کنید، چند کیلومتری مسیرتان طولانی‌تر خواهد شد، اما در عوضش مناظر جاده به مراتب زیباتر و دلچسب‌تر خواهد بود.اگر از جاده قزوین – رشت رفتید، صبحانه‌تان را صبح اول صبح در رستوران «آفتاب درخشان صحرا» در اتوبان قزوین – زنجان میل کنید. سپس به مسیر خود ادامه دهید. به دو راهی زنجان و رشت که رسیدید، از خروجی رشت بروید. کمی بعد حال و هوای شمالی گیلان را استشمام خواهید کرد. سد زیبای منجیل را می‌گذرانید و وارد رودبار می‌شوید.همانطور که گفتیم زیتون‌های اینجا بسیار معروف است و این شهر به «شهر زیتون ایران» شهرت دارد. در مسیر، توربین‌های بادی رودبار را خواهید دید، اینجا اولین نیروگاه بادی ایران است. زیاد با رشت فاصله ندارید، خیلی زود تابلوی ورودی شهر را می‌بینید. به رشت زیبا خوش آمدید! شما درست به موقع و قبل از ظهر وارد این شهر شده‌اید. به هتل و یا هر اقامتگاه بومگردی که رزرو کرده اید یا ویلایی که اجاره کرده اید، بروید. وسایل خود را در آنجا بگذارید.اما اگر از راه چالوس می‌روید، صبحانه مفصلی در هتل گچسر که در مسیرتان قرار دارد، میل کنید و قبل از ظهر از راه لاهیجان زیبا، که چای و کلوچه‌هایش معروف است، وارد شهر رشت شوید. من اگر جای شما بودم وقت بیشتری را برای مسیر اختصاص می‌دادم. مثلاً اگر از قزوین رد می‌شدم چند ساعتی را در قزوین می‌گذراندم یا حال که از لاهیجان می‌آیم، چرخی هم در شهر لاهیجان زده و موزه تاریخ چای را می‌دیدم. به هر حال انتخاب با شماست. حال که به شهر زیبای رشت رسیده‌اید و وسایل خود را در محل اقامت‌تان گذاشته‌اید، دوش آب گرمی بگیرید و نیم ساعتی استراحت کنید تا خستگی راه از تن‌تان بدر رود.رشت گردیحال که خستگی سفر از تن تان در رفته و حاضر و آماده هستید تا رشت گردی خود را آغاز کنید، اول از همه به رستوران معروف «شور کولی» رفته و خود را به ناهاری دلپذیر و فراموش نشدنی در یکی از خوشمزه‌ترین رستوران‌های سنتی شهر مهمان کنید. غذاها و کباب‌های محلی و معروف این رستوران را سفارش داده و حسابی دلی از عزا در آورید. جدا از غذا، دورچین‌های اطرافِ غذاهای رشتی هستند که کلی دلبری می‌کنند. بله، منظورم دقیقاً همان اشپل ماهی، گردو، باقلای خام، سیرترشی و ده‌ها چیز دیگر است.بعد از آن گشتی در شهر بزنید و میدان شهرداری شهر را ببینید. مطمئنم که باورتان نمی‌شود اینجا ایران است. در مدت اقامت‌تان، علاوه بر تمام اماکن گردشگری که در شهر می‌بینید، حتماً سری هم به بازار بسیار معروف رشت بزنید و از آن همه رنگ و برکت، خدا را شکر کنید. اطراف شهر رشت هم کلی جای دیدنی معروف دارد که ساعت‌ها وقت شما را پر خواهند کرد، دریاچه‌ها، جنگل‌ها و آبشارهای زیبا. به موزه جنگلی سراوان هم حتماً حتماً سری بزنید و با فرهنگ مردم بومیِ استان گیلان در این پارک جنگلی زیبا بیشتر آشنا شوید. سوغاتی‌های شهر را هم فراموش نکنید با خود به تهران بیاورید، از برنج و چای و زیتون گرفته تا رشته خشکار و ماهی سفید و رب انار.مطمئنم به محض اینکه به تهران برگردید، زودِ زود دلتان برای این شهر زیبا و مردمان خونگرم و مهمان نوازش لک خواهد زد و بعد از آن بارها و بارها به رشت زیبا باز خواهید گشت.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jul 2021 13:46:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاصله تهران تا یزد</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-ysc6pvurkver</link>
                <description>اگر تصمیم گرفته‌اید به شهر بادگیرها و خانه‌های خشتی، یعنی شهر یزد سفر کنید، باید به شما بگوییم که یکی از بهترین و خاص‌ترین شهرهای ایران را برای سفر انتخاب کرده‌اید. این شهرِ تاریخی، در واقع دومین شهریست که در جهان به ثبت جهانی یونسکو رسیده است و جای جای آن نشان از تاریخی کهن و فرهنگی اصیل دارد. این شهر مذهبی نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای زرتشتیان عزیزِ سراسر جهان بسیار حائز اهمیت است و مرکز دینی آنها محسوب می‌شود. تمام مراسم و آیین‌های باستانی آنها در این شهر و استان انجام می‌گیرد. در فاصله تهران تا یزد هم کلی جاهای دیدنی وجود دارد که اگر برای رسیدن به یزد عجله نداشته باشید، می‌توانید در آرامش آنها را نیز ببینید.اگر ماه‌ها هم در این شهر باشید، باز دلتان از آن سیر نمی‌شود. آنقدر جاهای دیدنی و تاریخی و باستانی در شهر یزد و اطراف آن هست که باید ساعت‌ها وقت برای هر کدامشان بگذارید تا تاریخ ایران را بهتر و بیشتر درک کنید. از همه این‌ها که بگذریم باقلوا و حاجی بادام‌های معروفش آدم را دیوانه می‌کند. اینجا که هستید لااقل چند روزی دور رژیم را خط بکشید و هر چقدر دلتان میخواهد از غذاها و خوراکی‌های خوش طعم شهر لذت ببرید.با ما همراه باشید تا راه و چاه سفر به شهر باستانی یزد را به شما نشان دهیم.بهترین فصل برای سفر به یزدشهر یزد بخاطر مجاورتش با کویر، آب و هوای خشک و کویری دارد. گاهاً درست مثل کویر تفاوت دمای زیادی را بین شب و روز آن احساس می‌کنید. مثلاً روزها شاید از گرما هلاک شوید و شبها در بعضی مناطق پتو روی خودتان بکشید. اما هر چه باشد همین حال و هوای کویری است که این شهر را زیباتر کرده است.به هر حال اگر می خواهید از شدت گرمای زیاد آرامش‌تان در روز بهم نریزد، بهتر است فصل تابستان کمتر به یزد سفر کنید و سفرتان را به اواسط مهر تا اواسط اردیبهشت موکول کنید تا از هوای عالی و بهشتی شهر لذت ببرید و در طول سفر آرامش کامل داشته باشید. مگر می‌شود یزد رفت و سری به کویرهای اطرافش نزد. مثلاً همین کویر زیبا و بکر بافق که زیاد هم با شهر فاصله ندارد. مطمئنم دلتان نمی خواهد در گرمای تابستان در دل کویر کباب شوید. اما اگر پاییز و زمستان باشد می‌توانید از محیط کویر و شن‌های روانش حسابی لذت برده و به آفرود و یا شترسواری بپردازید.شاید برایتان جالب باشد که بدانید این شهر با این که یک شهر کویری محسوب می‌شود و آب و هوایش کاملاً گرم و خشک است، اما خانه‌های یزد هیچ کدام کولر ندارند. اکثر خانه ها بادگیرهای زیبایی دارند که فضای خانه را در تابستان‌ها خنک و در زمستان‌ها گرم می‌کند و این همه به خاطر نبوغ زیاد ایرانیان در عرصه‌های معماری است که از دیرباز برای نسل امروز ما باقی مانده است.فاصله تهران تا یزد را چگونه طی کنیم؟برای اینکه به یزد بروید، چهار گزینه پیش رو دارید:از سریعترین روش، یعنی هواپیما استفاده کنید و یک ساعته در فرودگاه شهید صدوقی باشید;از اتوبوس استفاده کنید و در صندلی تان لم دهید و فاصله تهران تا یزد را 7-8 ساعته طی کنید;از ماشین شخصی خود استفاده کنید و بسته به مسیری که انتخاب می کنید، فاصله تهران تا یزد را تقریباً 7 الی 10 ساعته طی کنید و در راه مسیرهای اطراف را نیز یک دل سیر ببینید.برای این نوع سفر، بهتر است حول و حوش 4.30 – 5 صبح، در خنکی هوا راه بیفتید تا گرمای جاده زیاد اذیت‌تان نکند. به طور معمول دو مسیر متفاوت برای رسیدن به یزد از مبدا تهران وجود دارد. اول اینکه از آزاد راه کاشان به سمت بزرگراه نائین – اردکان بروید که این مسیر تقریباً 623 کیلومتر است و 6 ساعت و نیم تا 7 ساعت از شما زمان می‌گیرد.دوم اینکه از آزاد راه قم مستقیم به جاده نائین بزنید. این مسیر البته کمی طولانی‌تر است و چیزی حدود 735 کیلومتر تا یزد فاصله دارد. صبحانه‌تان را صبح الطلوع در مجتمع لوکس مهر و ماه در اتوبان قم میل کنید و کمی در این مجتمع تجاری بسیار شیک و مدرن بگردید و بعد به سمت یزد راهی شوید.و اما آخرین روش و شاید بهترین روش برای سفر به شهر یزد، استفاده از قطارهای شبانه یا تندروی روزانه است. هم ایمنی بیشتری دارند، هم خستگی کمتری در مسیر احساس می‌کنید. سفر با قطار یکی از راحت ترین و خاطره انگیزترین سفرهای ممکن به یزد است. برای اینکار (برای قطارهای شبانه) باید شبانه از طریق راه آهن تهران سوار قطارهای یزد شده و به سمت این شهر زیبا راه بیفتید.در طول راه در تخت‌های راحت قطار یک دل سیر بخوابید و بدون هیچ دغدغه‌ای فاصله تهران تا یزد را طی کنید تا فردا صبح برای یزدگردی خسته نباشید. حول و حوش 7 صبح به یزد می‌رسید. بلافاصله به سمت یکی از هتل‌های زیبای سنتی که از قبل رزرو کرده‌اید بروید، چمدان‌هایتان را آنجا بگذارید، دوش آب گرمی بگیرید و در بوفه هتل صبحانه مفصلی نوش جان کنید تا برای یک روز کامل یزدگردی سرحال و قبراق باشید.یزدگردیاگر برای اقامت‌تان، قصد اجاره خانه‌ای را در این شهر دارید، به شما پیشنهاد می‌کنیم صرف نظر کرده و یکی از ده‌ها هتل سنتی شهر را برای اقامت خود انتخاب کنید. در اکثر این هتل‌ها، صبحانه برای شما رایگان است. فضای این هتل‌های سنتی آنقدر خاص و آرامش بخش است که حتماً بعدها از اینکه فرصت اقامت در آنها را از دست دادید، حسابی پشیمان خواهید شد.کمِ کم یک روز و نیم تا دو روز را به گردش در خود شهر یا به قول معروف همان یزدگردی اختصاص دهید. به برج سکوت زرتشتیان رفته و گوش به هیاهوی مردگان در برج خاموشان بسپارید. ببینید چطور ایرانیان باستان خاک را عنصری پاک دانسته و اجساد خود را بر فراز بلندی ها می‌گذاشتند تا خوراک پرندگان شده و استخوان های مانده آنها در استودان‌های گبرها ریخته شود تا زمان آنها را از بین برد.به آتشکده معروف ورهرام بروید و آتش جاوید را در آنجا از نزدیک ببینید و با رسوم زرتشتیان بیشتر آشنا شوید. به مسجد جامع زیبای شهر، باغ دولت آباد، خانه لاری ها، زندان اسکندر، موزه آب و آب انبار شش بادگیر نیز سری بزنید که یکی از دیگری زیباتر است. در کوچه پس کوچه های شهر و محله قدیمی فهادان قدم بزنید و ساباط‌های شهر را نیز از نظر بگذرانید. بعد از آن حتماً سری به میدان امیرچخماق بزنید و از حاجی خلیفه کلی شیرینی و باقلوا‌های خوش طعم و تازه به عنوان سوغات بخرید. یزدگردی‌تان که تمام شد، وقت بگذارید و شهرهای اطراف را هم ببینید. خرانق زیبا و باستانی و یا میبد تاریخی، با آن نارین قلعه استوار و کبوترخانه زیبایش را به هیچ عنوان از دست ندهید.این شهر آنقدر زیباست که روزها وقت می خواهد تا یک دل سیر جاهای مهم آن را دید. یک دل نه صد دل عاشق شهر یزد، خانه‌های خشتی، بادگیرهای بلند و خوراکی‌های خوشمزه‌اش خواهید شد و بارها و بارها به این شهر تاریخیِ زیبا باز خواهید گشت.می‌توانید با رزرو هتل‌های یزد بهترین خاطرات سفر خود را در این شهر زیبا رقم بزنید.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jul 2021 11:48:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناگفته های مسجد کبود تبریز</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-e2zufwofudoz</link>
                <description>مسجد کبود یا گوی مسجد (فیروزه اسلام)مسجد، کتابخانه و خانقاه، مجموعه‌ای دل فریب از بناهایی با شکوه است که روزگاری در تبریز در کنار یکدیگر صف کشیده بودند و شکوهی بی مثال برای آن روز و روزگاران آفریده بودند .تلالو آبی رنگ کاشی‌های معرقی که به رنگ کبود و فیروزه ای چشم نوازایرانی آذین یافته‌اند نشان از عمارت باشکوه دارد «فیرزه اسلام»فیروزه اسلام نامی بر مسجد کبود است و تنها بازمانده این مجموعه مسجد و کتابخانه و خانقاه. این اثر یکی از پرارزش‌ترین آثار باستانی کشور و کاشی کاری های آن جالب ترین نمونه از قدرت اعجاب انگیز هنرمندان این رشته در سراسر جهان است که به بدست سحرآفرین استادکاران تبریزی بوجود آمده و با همه ویرانی که در ارکان آن روی داده است هنوز هم شکوه هنری خود را حفظ کرده و پس از قرن های متمادی باز هم تماشگران خود را غرق حیرت و تعجب می سازد .می‌گویند این فیروزه و آن جواهرات که در کنار آن خودنمایی می کردند و غارت دست روزگار شدند در زمان ابوالمظفر جهانشاه بن قرایوسف قراقویونلو ، سومین پادشاه از پادشاهان این طایفه ساخته شد .بازهم می‌گویند که بنای آن به صالحه خاتون و بیگم خاتون ، دختر و همسر جهانشاه منسوب است اما آنچه بر سر در این عمارت باشکوه جلوه‌گر است این جمله است .«العماره المبارکه المظفریه»شاید همین کفایت می‌کند که این مجموعه آباد و ویران را مظفریه بنامند.صحنی مربعی گونه و حوضی برای وضو، شبستان هایی برای درس پناهگاهی برای مستمندان پناه گرفته در روحانیت مسجد، نشان هایی برجای مانده است. و اما بنای اصلی مسجد روبه قبله محوطه ای محصور پوشیده و مربع شکل است و شبستان های بزرگ و سه پهلو گنبد‌هایی برفراز شبستان ها و کلاس های درس و همه و همه حاصل مرمت‌ها و نوسازی‌های اخیر می‌باشد .شاردن مورخ عهد صفوی در وصف مسجد کبود چنین می گوید «مسجد کبود 878 هجری قمری 1473میلادی ، توسط یکی از پادشاهان ایران به نام جهان شاه یا شاه جهان بنا شده است. مسجد دارای دو مناره کوچک می باشد ولی این دو مناره دارای ساختمان خاص و بسیار دقیق و صنعتی است. چنان که یکی بر روی دیگری افراشته شده است و مناره های بالایی از حیث ارتفاع و قطر خیلی بیشتر و بزرگتر از پایینی است که پایه آن می باشد»مادام دیولافوا که در زمان ناصرالدین شاه از ایران دیدار کرد در توصیف این اثر گفته است «شهر تبریز ساختمان های کهن فراوانی ندارد آما انچه بازمانده شایان توجه است و بهترین نمونه های آن مسجد کبود است که در سده پانزدهم میلادی در زمان جهان شاه از خاندان قراقویونلو ساخته شده است.»هشت سال پس از او تاورنیه این مسجد را ستود «در اطراف میدان بزرگ تبریز و مجاورت آن بناهای عالی دیده می شود و چهار پنج مسجد را که در عظمت بنا بی نظیر هستند، به خرابی واگذارده‌اند. یکی از آن مساجد که بهتر و عالی‌تر از سایر مساجد تبریز است در خارج شهر سر راه اصفهان واقع شده ایرانی‌ها آن را متروک گذارده مثل معبد کفار در آن نظر می کنند، زیرا که سنی ها یعنی پیروان عمر آن را بنا کرده‌اند بنای این مسجد بسیار عالی و نمای آن که پنجاه قدم ارتفاع دارد و از خارج دیوارهای آن همه از کاشی اعلی به رنگ‌های مختلف پوشیده شده و از طرف داخل با نقوش و نگارهای عالی به سبک معماری اعراب و کلمات بسیار به خط عربی از طلا و لاجورد زینت یافته.»و البته جهانگردان بسیاری در وصف مسجد سخن‌ها گفته‌اند و حرف‌هایی نغز بر زبان آورد‌ه‌اند اما اوج شکوه این مسجد که زبان زد خاص و عام شده است در عظمت شکوه و زیبایی معماری آن است چیزی که در نمای مسجد و نقش‌های آن به خوبی به نمایش درآمده است و تحسین هر بازدید کننده‌ای را بر می‌انگیزد .این مجموعه را که در نهایت زیبایی بر پیشانی تبریز آباد آن زمان نشسته است بسیاری در توصیف های آن روزگاران آورده‌اند. حافظ حسین کربلایی که در نیمه دوم سده دهم هجری مسجد را دیده است در وصفش چنین می‌نویسد .«عمارتی است در کمال لطافت و نیکویی موسوم به مظفریه گویا این عمارت به سعی و اهتمام حرم محترم ابوالمظفر جهانشاه خاتون جان بیگم بنا شده و مشارالیها بسیار بسیار خیره و صالحه عفیفه بوده در همان بقعه مدفون است و میرزا جهان شاه در دوازدهم ربیع الثانی 872 هجری قمری  1467میلادی به دست پادشاه کشته گشت و با اکثر اولاد در آن مقبره مدفونند.کاتب چلبی نیز که جهانگردی ترک از دیار عثمانی است در کتاب تاریخ جهان نما می‌آورد «درون و بیرون سردر مناره آن با کاشی آرایش یافته. یک گنبد و یک گلدسته دارد مشبک که روزنهایش از بلغمی به گونه‌ای استادانه و دیدنی کنده شده است. از مسجد سلطان حسن کوچکتر لیک از آن ظریف تر و زیباتر است.» پنج سال پس از او اولیا چلبی به تبریز آمد و از مسجد کبود دیدن کرد. ایوان سردر مسجد جهانشاه بلندتر از طاق کسری است بنیادی عالی است که با کاشی‌های زیبا آراسته شده و گنبد های بلند دارد. همه در دیوار آن با کاشی های رنگارنگ آرایش گردیده و جامع دل انگیزی است که هر کس به درون آن درآید دلش اجازه بیرون شدن نمی دهد.»در هر حال شکوه و زیبایی مسجد متعلقات آن روزگاری دستخوش بی رحمی روزگاران قرار گرفت. زلزله ای شدید در سال  1193هجری قمری 1779 میلادی تبریز را به ویرانی کشید و حیف از آن بناهایی که در کنار مردمانش اسیر دست تقدیر شدند.حاج ملا هادی همدانی در توصیف ویرانه های این بنا می گویند:«در اواخر قوس یک ساعت از شنبه شب سلخ «روز آخر ماه» ذیحجه گذشته زلزله شدیدی در تبریز رخ داد این هشتمین زلزله‌هایی بود که بعد اظهر صداهای رعد آواز را چنان تکانی داد که گویی زمین را به آسمان برده و دوباره به زمین انداختند. همه جا ویران شد اثری از بناها محکم و عمارت های بلند نماند گنبد شنب غازان، رشیدیه، علائیه، دمشقیه مقصودیه، مظفریه، نصیریه، سلیمانیه، عمارت شیخ اویس تکیه‌های متعدد و مخصوصا تکیه سید مفتول بند و مساجد و مدارس خصوصاً مقصوده مسجد جامع مسجد علیشاه، مسجد استاد شاگرد، مسجد جهان شاه «مسجد کبود» مسجد حسن پادشاه که همگی در استحکام ضرب المثل بودند فرو ریخت ...»تخریب رسم طبیعت است و هیچ چیز همواره پایدار نیست مگر ذات اقدس الهی که همواره هست و نظاره گر بر هر تلاشی است. ذاتی که بزرگترین هنرمندان است و هیچ دستی با وی در به صنع کشیدن و آفریدن برابری نمی‌کند. و عجیب نیست اگر فیروزه با آن همه شکوه و جلال و تخریب گراید و عجیب تر آنکه تخریب این مسجد بی نظیر و با شکوه زمانی آغاز می‌شود که هنوز چند صباحی از فوت بنیانگزار آن نگذشته است و گویی آن آثاری را که بر جایی گذارده است نیز قرار است همراه خود ببرد تا چندان نشانه‌ای از خود در تاریخ برجای نگذارد .اما از این خرابه که خود گویای شکوه آبادانی در عصر خود بوده است نشانه های بسیاری باقی مانده است که خود نشان از وحدانیت این اثر در آن عصر دارد .نقش ها و نگارهادر دیدار نخست و البته از نزدیک، تقسیم بندی منطقی سطح بدنه به اشمال مختلف و سطوح متفاوت و ستون‌های گرد و مقرنس و تخصیص هر قسمت به نقوشی کاملا متمایز از هم از حیث طرح و نقش و رنگ ظاهری می‌گردد ولی مقام و مرتبه غیر قابل رقابت هنری و ریزه‌کاری و رنگ آمیزی آن به دقت و بیننده بی اختیار کلماتی را مه نشان حیرت و تعجب باشد بر زبان می‌راند و دست مریزاد بر معرق‌گران آن می‌گوید به دست هایی که یک بار برای همیشه شاهکار دیباچه‌ای از هنر و صنعت آفریدند که در آن روزگار این دیباچه را مظفریه گنبد یا فیروزه اسلام نامیدند و امروز مسجد کبود می‌نامند و البته در ورودی آن نیز که بسیار نفیس بوده است غارت دست نابکارن شده.....همة رنگ‌ها در این مسجد آبی است اما هلاله‌ای از رنگ سرخ آن در برگرفته است اگرچه چنین رنگی اصلا وجود ندارد رنگ‌ها چنان به تناسب و زیبایی به کار رفته‌اند که در ترکیب نورها و بازتاب آنها رنگ بنفش را به وجود می‌آورند اما فقط رنگ نیست که اعجاز می‌کند .دستان هنرمند هنرمندانی که این بنا را آراسته‌اند شاهکار آفریده است که در کاشی‌کاری‌های معرق و نقش‌های هندی شکل این بنا و البته مرمرهای ضخیم و موج دار آن نیز پدیدار است این شکل از بناهای دوره صفویه و حتی قبل از آن به چشم نمی‌خورد .معرق‌کاری کنج شاه نشین در      متن آجری و حاشیه زنجیره‌ای اسلیمی‌دار، ترنج بسیار ظریف با متن آبی و حاشیه      با اسلیمی‌های فیروزه ای و گل‌های سفید و طلایی در داخل لوح کلام‌های      استغفرالله العظیم، یا دائم الاحسان، یا غافر‌السئات در شاه نشین‌ها مقابل      معرق کاری شده است .خطوط کوفی محمد داخل مربع در متن آبی و حاشیه فیروزه‌ایلوح حاشیه شاه نشین‌ها و رواق‌های بزرگ      واقع در وسط چهار دیوار صحن بزرگنیم ستون‌های معرق‌کاری طاق‌نمای شاه نشین‌های چهار      گوشه صحن بزرگ به طور مارپیچی و متناوبحاشیه اسلیمیگل و آیات قرانیکی ازسوره های قران با خط ریحان و در بالای ازاره و کاشی معرق سفید در متن آن و برگ های اسلیمی. پایه ازاره ها به رنگ فیروزه با اشکال فیروزه‌ی چند ضلعی و خطوط مشکی بادمجانی و لوزی‌های طلایی معرق‌کاری شده. کتیبه بدیع آزاره در متن آجری معرق‌کاری با متن آبی و گل‌های سفید و اسلیمی فیروزه‌ای و طلایی در میان ترنج‌ها کلمه الله و اکبر به خط کوفی سفید رنگ و حاشیه فیروزه‌ای داخل لوزی معرق‌کاری شده است.دیوارهای طاق نما واقع صحن بزرگ و شبستان‌های شرقی و غربینقش و نگارها را در همه جای مسجد می‌توان دید محراب ها نیز زیبایی خاص خود را دارد در طرفین طاق نمای مسجد در سمت راست کلمه الله و در سمت چپ نام محمد با شکوه فروان خودنمایی می‌کند .کلمه الله در داخل لوزی مربعی به خط کوفی مقعلی«بنایی» است و در داخل آن سوره توحید که بر یگانگی آن حکم می‌دهد به زیبایی به چشم می‌خورد. اما محمد کلمه‌ای است قرینه الله که درست به همان اندازه در سمت چپ قرار دارد و سوره کوثر که اشاره‌ای به حضرت فاطمه (س) است در آن گنجانده شده است .مقرنس‌ها هم در این محراب زیبایی خاص خود را دارند. پایین مقرنس‌های بالای محراب و باز هم به قرینه در هر طرف سه ستاره هفت پر تزیین شده که در داخل دوستاره بالایی با خط کوفی نوشته شده «حسن و حسین»از نوشته‌های پایینی چیزی برجای نمانده اما می‌گویند شاید علی (ع) زینت گر آن بوده است .کتیبه‌ها و نوشته‌های بسیاری نیز با خط ثلث بر در و دیوار مسجد خودنمایی می‌کند که با کاشی معرق زینت یافته است و از جمله آن سوره حمد با کاشی بسیار عالی بر حاشیه یکی از دیوارهاست اما میانه محراب به کتیبه‌ای زیبا آراسته است با خط ثلث جلی. کتیبه ای که به سوره کهف مزین است الکهف در قرآن نیز درست در میانه قران قرار دارد و تنها سوره ای که 110 آیه دارد و بر اساس حروف ابجد «علی» نام می‌گیرد .متن دیوار طاق بلند – آجری و گل‌ها در متن آبی و اسلیمی فیروزه‌ای با ترنج طلایی با متن سبز چمنی اسماء مبارکه داخل گل‌ها یا فرد و یا وتر و یا ستار یا صبار یا احد و یا غفار به خط کوفی – بر بالای ازاره مضرس‌کاری با کاشی معرق با گل‌های سفید و ترنج مشکی در متن آبی با آجر برجسته کامات شکور حکیم – صلدقمقیم – رووف علیم به طور متناوب .دیوار غربی سر در مسجد کبودکتیبه بالای طاقچه دیوار غربی سر در قال اله تعالی ادخلو مساجد اله ... بسلام آمنین به خط کوفی تزئینی به رنگ سفید سایه دار تو پر مشکی که در نوع خود از ظریف‌ترین کاشی کاری‌های موجود می‌باشد در متن آبی اسلیمی و برگ سبز فیروزه‌ای با گل‌های طلایی. نظیر همین کتیبه در سمت چپ و بالای طاقچه با همین رنگ و تزئینات و ظرافت وجود دارد : سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین.دیوار غربی طاق نمای سردر مسجد کبوداز گوشه سمت راست بالای دیوار غربی سردر حاشیه متن آبی اسلیمی سبز وگل‌های طلایی نوشته ها : البقاالله سفید تو پر مشکی اسلیمی سبز متن آبی داخل مربع واله یقدر به خط کوفی طلایی متن آبی الحکم لله سفید توپر مشکی اسلیمی سبز متن آبی العبد یدبر خط کوفی طلائی من آبی الملک لله سفید توپر مشکی اسلیمی شبز متن آبی .متن لچک : آبی اسلیمی و برگ سبز فیروزه‌ای با گل های بزرگ سفید و کوچک طلایی دو نوع خط کوفی داخل کتیبه‌ها الحکم لله و الملک لله به خط کوفی و حاشیه طلایی در متن مشکی .کتیبه سردر مسجد با خط ثلث بسیاری عالی از کاشی سفید که متن آن آبی رنگ است. چنین نوشته شده:السلطان العظم المطاع الخاقان الاعلم الازم (افتاده) ابو المظفر (سلطان جهانشاه) بن شاه یوسف نویان رفع الله العلی الاعلی بدوام خلافته لواء الدین (افتاده ) الافاضه مراته مبانی الملک و دائم قباب الحق المبین آمین .طاق نمای جنوبی صحن بزرگ که ورودی صحن کبود هم حساب می شود و از حیث تنوع رنگ نقش و خطوط معرق از بدایع صنعت کاشی‌کاری است .مقرنس‌ها و معرق‌کاری فوق در متن آبی و اسلیمی ساده فیروزه‌ای با گل‌ها و حواشی طلایی است که در سطح افقی آن چهار ستاره هفت پر دیده می‌شود .در پایین مقرنس‌کاری و درون حاشیه طاق نما رده بندی زیبا با رنگ آبی اسلیمی فیروزه‌ای و طلایی لچک‌های مشکی داخل ترنج با گل‌های سفید .شبستان‌ها نیز از شاهکارهای هنر معماری است تلالو رنگ‌ها در میان شبستان حکایت عجیبی از دلداگی رنگ بر نقش دارد رنگ‌ها نقش را می‌سازند و نقش‌ها در انعکاس تلفیق رنگ‌ها بیننده را مدهوش می‌کنند و تصویر و تصوری بی دلیل از فرش‌های اصفهان عصر صفوی در بیننده زنده می‌کند .در شبستان‌های کوچکتر نشان‌های شکل‌های دیگری دارد و البته چندان اثری از آنها باقی نمانده است ....این بنای مخروب که در گوشه شهر در انتظار دستان مرمتگران هنرشناسان بود در سال1376مرمت آن آغاز شد و هنوز نیز ادامه دارد .در بالای کتیبه به خط کوفی سایه‌دار حدیث «من فارق الجماعه شبر مات میته جاهلیه» با کاشی معرق بسیار ظریف آورده شده است .خطوط تعبیه شده در متن:الف – مربع وسط در چهار سبحان الله معرقی کوفی سفید رنگ در متن آبی و حاشیه طلایی که به گل شباهت داردب- مثلث های لبه از دو الحمدالله معرق کوفی سفید رنگ در متن آبی و حاشیه طلاییج – اسماء مبارکه یا رئوف یارزاق – یا شافی یا کافی یا باقی یا وتر یا سبوح یا بر یا قدیر یا ستار یا غافر یا خلاق یا وهاب – یا رحیم یا عزیز – یا قائم یا قدیر یا فرد یا باری – یا حنان یا منان یا مرسل یا مرشد یا نور یا قدیر یا فرد یا محب یا قریب یا باعث یاوارث به خط ثلث طلایی. متن مشکی و حاشیه طلایی.د- الله اول، حمد نور، احد، مجید به خط کوفی طلایی معرق کاری شده است .دو طاق نمای کوچک در طرفین طاق نمای درب ورودی مابین صحن بزرگ و کبود که رد رواق آنها کلام «قل کل یعمل علی شاکله» به خط ثلث و کاشی سفید در متن سیاه معرق‌کاری شده است و متن رواق آبی با اسلیمی فیروزه‌ای و طلائی و گل‌های سفید طلائی می‌باشد .کتیبه بدیع بالای ازاره در متن آجری معرق‌کاری با متن آبی و گل‌های سفید و اسلیمی فیروزه‌ای و طلائی در میان ترنج‌ها.کلمه الله اکبر به خط کوفی سفید رنگ و حاشیه فیروزه‌ای داخل لوزی معرق‌کاری شده است .در کنار ستون مارپیچ سمت چپ قسمتی از کتیبه مقرنی و معرق‌کاری سردر ورودی مسجد به خط ثلث از آجر برجسته آیات  17 و 19 سوره توبه به شرح زیر:بسم الله الرحمن الرحیم انما یعمر السماجد الله من آمن بالله والیوم الخر واقام صلوه و اتی الزکوه و لم یخش الا الله (افتاده) ان یکونو من المتهدین (افتاده ) و بالای درگاه قسمت فوقانی تماما ریخته و از بین رفته بقیه :المبین والصوه علی نبیه محمد و صحبته « افتاده » العماره المبارکه المظفریه فی رابع ربیع الاول من سنته سبعین و ثما نمائه اقل العباد نعمته الله بن محمد البواب » البواب خطاط و معرق‌کار مسجد کبود بوده است.اسلیمی برجسته آجری و گل‌های سفید با برگ‌های سبز فیروزه‌ای در متن آبی خط کوفی داخل مربع القدرت الله سبز فیروزه‌ای و حاشیه فیرروزه‌ای در متن مشکی و در کنار متن معرق و مقرنس‌کاری در مثلث‌های کنار .لا اله الا الله و حد فاصل آنها یا حنان یا منان و یا دیان به خط ثلث فیروزه ای در متن مشکی در مربع وسط.مرمت مسجد کبودمرمت این بنا بی بدیل زمانی آغاز شد که پیش از دو قرن به صورت مخروبه ای در گوشه ای از شهر مظلومانه چشم انتظار توجه مردانی بود که دیگر بار کمر همت به بازسازی آن بسته و شکوه دیرینه آن را به آن باز گردانند و درنهایت با همیاری گروهی از هنرمندان و فرهنگ دوستان این سرزمین مقدمات بازسازی آن فراهم شد .در این مرمت آن قسمتی که همواره هدف اصلی و اساسی مرمت است زیر کاری و سفید کاری شد طرح‌ها و کتیبه‌ها و نقش و نگارها نیز بازآفرینی شدند و بر روی دیوار جای گرفتند. اطراف خطوط بعد از شیار زنی رنگ آمیزی شد و در انتها با لایه پارالویید ثابت شد از سال 1376مرمت نقش و نگارها و از سال 1377 مرمت کتیبه‌ها آغاز شده است. در شبستان اصلی نیز چهار پایه کتیبه‌‌های هفت پایه تکمیل و دوباره نویسی شد. حالا طرح‌های گره بندی اضلاع طرح‌های لچک و ترنج چهارگوشه شبستان و کتیبه‌های فوقانی لچک و ترنج مراحل نهایی مرمت را می‌گذرانند. کاشی‌های شش گوشه لانه زنبوری به کار رفته در شبستان کوچک نیز به صورت نقاشی مرمت شده‌اند مابقی کار به صورت کادربندی انجام می‌شود .&quot; برگرفته از کتاب مسجد کبود &quot; غلامرضا سحاب</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jul 2021 11:26:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنای پانتئون پاریس</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A6%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-hzqnigmynvii</link>
                <description>بنای پانتئون به دستور لوئی پانزدهم و برای ادای نذرش ساخته شده است، داستان از این قرار است که پادشاه بسیار بیمار بوده و پزشکان از او قطع امید کرده بودند. لوئی پانزدهم به پیشنهاد یک کشیش نذر می‌کند هنگامی که بهبود یافت کلیسایی برای سن ژنویو بنا کند. در نتیجه پس از شفا یافتن پادشاه و در سال 1758 در مکانی که از قبل هم مقدس و محل دفن سن ژنویو بوده است کلیسایی با شکوه ساخته می‌شود. طراحی و ساخت کلیسای جدید بر عهدة “ژاک ژرمن سوفلوت” معمار معروف فرانسوی بود. به دلیل مشکلات مالی اواخر دوران پادشاهی لوئی پانزدهم، کار ساخت نزدیک به سه دهه طول کشید و در زمان تکمیل شدن نه پادشاه و نه معمار زنده نبودند.در طول تاریخ از این ساختمان استفاده‌های گوناگونی شده است. زمانی کلیسایی بوده برای تقدیس و بزرگداشت قدیسه حامی و نگهبان پاریس، در دوره‌ای آرامگاه مفاخر فرانسه بوده و پس از آن به عنوان محل عبادت تغییر کاربری داده و پس از انقلاب فرانسه تبدیل به مکانی برای گرامیداشت شخصیت‌های مهم انقلاب شده است.ظاهر بنا و قسمت ورودی اصلی کاملا شبیه به نمای اصلی معبد پانتئون رم است. در بالای ستون‌های در ورودی، سنتوری مثلث شکل با مجسمه های بسیار زیبا مشاهده می‌شود. در وسط این سنتوری مجسمه ماریان (زنی که نماد کشور فرانسه است) قرار دارد که در حال گذاشتن تاج افتخار بر سر  قهرمانان ملی فرانسه است. در سمت چپ این بخش مجسمه‌های دو فیلسوف و نویسنده معروف فرانسوی یعنی “وُلتِر” و “روسو” وجود دارد.گنبد بزرگ پانتئون بر اساس طرح سازه های رنسانسی ساخته شده و روشی هوشنمندانه برای تامین نور داخل ساختمان در آن به کار رفته است. بر روی دیواره‌های فضای داخلی می‌توانید نقاشی‌های شگفت انگیزی ببینید.یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های داخل ساختمان وجود آونگ فوکو است که دقیقا در مرکز پانتئون قرار گرفته است. این آونگ که گردش وضعی زمین به دور خودش را به اثبات می‌رساند توسط لئون فوکو دانشمند فرانسوی اختراع شده است. در چهار طرف آونگ فوکو، چهار مجسمه از صحنه‌های انقلاب فرانسه وجود دارد که مربوط به اوایل قرن بیستم میلادی است. مجسمة میثاق ملی نیز در صحن اصلی پانتئون قرار گرفته که ماریان، سربازان وطن و اعضای پارلمان بعد از انقلاب را نشان می‌دهد و در زیر آن نوشته شده: یا آزاد زندگی کن یا بمیر!</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jul 2021 14:13:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دریاچه زیبای ملیسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%86%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-wf763mdmutnb</link>
                <description>غار ملیسانی در غرب کشور یونان و جزیره کفالونیا (Kefalonia)  قرار گرفته است. جزیره کفالونیا 781 کیلومتر مربع مساحت دارد و با مناظر زیبا و جذابش یکی از محبوب‌ترین جزیره‌های این کشور است. طبیعت گردی، گشت و گذار با پای پیاده یا قایق موتوری، اسب سواری و دوچرخه سواری از فعالیت‌های پرطرفدار این جزیره هستند.اما مهم‌ترین دلیل معروف شدن کفالونیا غارهای زیرزمینی و دریاچه‌های آن است که جذابیت خاصی به جزیره بخشیده‌اند. مشهورترین این دریاچه‌ها ها، دریاچه ملیسانی (Melissani)  است که البته به عنوان غار نیز شناخته می‌شود، این دریاچه کم عمق در قسمت شرقی جزیره واقع شده است. غار را جنگل‌های کوهستانی و صخره‌های پرشیب دربرگرفته‌اند و مساحت آن بسیار زیاد و درونش پر از آبی زلال و شفاف است.ملیسانی در سال ۱۹۵۱میلادی کشف و طی اولین دوره کاووش‌ها در غار یک لامپ باستانی یافت شد که هم اکنون در موزه باستان شناسی مرکز جزیره است. در سال ۱۹۶۲ و در ادامه کندوکاوها در غار بقایا و آثار مهمی از تمدن میتوان به دست آمد، که ثابت می‌کرد در عصر برنز نیز ساکنان جزایر دریای اژه این غار را کشف کرده بودند. غار ملیسانی در سال ۱۹۶۳ بر روی گردشگران باز شد.هنگامی که وارد غار می‌شوید، نخستین چیزی که می‌بینید، تونلی تاریک و شیبدار است، پس از آن باید از پله ها پایین بروید. در انتهای تونل، دریاچه ای درخشان و زیبا ظاهر خواهد شد، گشت و گذار در این دریاچه و تماشای پدیده‌های طبیعی و عجیب زمین‌شناسی موجود در آن تنها از طریق قایق‌ها امکان پذیر است. به تدریج که در غار پیش می‌روید کاهش درجه حرارت و خنک تر شدن هوا را به خوبی احساس خواهید کرد.غار دو دالان بزرگ B شکل دارد که در میان آنها جزیره‌ای قرار گرفته است، این دو دالان هزاران سال پیش به وجود آمده‌اند. یکی از دالان‌ها، یک روزنه بزرگ بیضی شکل دارد که نور خورشید را وارد غار می‌کند، به شما پیشنهاد می‌کنیم هنگامی که هوا آفتابی است به غار ملیسانی بروید تا از تماشای ورود نور خورشید از این روزنه و تشعشع آن لذت ببرید.دالان دیگر، غاری بزرگ است که سقفی هلالی شکل دارد، در اینجا می‌توانید چکنده سنگ‌های غار را مشاهده کنید و غرق در زیبایی‌های طبیعی غار شوید. این دو دالان را کانالی باریک به یکدیگر متصل می‌کند، این کانال در بخش‌هایی به قدری باریک است که به سختی می‌توان در آن‌ها پارو زد و قایق را پیش راند. در قسمت بین دو دالان آثاری هنری به چشم می‌خورد که نشان می‌دهند در دوران باستان در اینجا مراسم و مناسک مذهبی انجام می‌شده است.هر قایق هشت نفر ظرفیت و یک راهنما دارد که قسمت های دیدنی غار را به شما نشان و توضیح خواهد داد. همچنین در بالای غار سکویی  تعبیه شده که گردشگران می‌توانند پس از قایق سواری روی آن بایستند و مناظر دیدنی غار را از بالا تماشا کنند. بازدید از غار ملیسانی حدود یک ساعت و نیم به طول می‌انجامد و از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۷:۳۰ عصر امکان پذیر است. البته در فصول سرد سال بازدید از غار با محدودیت‌هایی انجام می‌شود.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jul 2021 14:09:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جزیره زیبای رودس</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%B3-fguq7adtahws</link>
                <description>جزیره رودس (Rhodes) بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین جزیره دودکانیز است که در امتداد دریای اژه و در نزدیکی ترکیه قرار دارد. مرکز این جزیره شهر رودس می‌باشد که از جاذبه‌های دیدنی کشور یونان و میراث جهانی یونسکو است. جزیره رودس در قرن چهاردهم میلادی و به دستور شوالیه سنت جان ساخته شده است.این جزیره زیبا در طول سال ۳۰۰ روز آفتابی دارد و به خاطر شهر قدیمی و استراحتگاه‌های ساحلی بینظیرش مشهور شده است. شهر قدیمی جزیره، از بهترین شهرهای به جای مانده از قرون وسطی اروپاست که با دیواره‌های مستحکم، قلعه، مسیرهای هموار، کلیساهای بیزانسی و قصرهای زیبایش گردشگران بسیاری را به خود جذب می‌کند.مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری جزیره عبارتند از:قصر استاد بزرگقصر استاد بزرگ یکی از جالب ترین و دیدنی‌ترین بناهای این شهر است. این کاخ زیبا در واقع متعلق به قرون وسطی است و یکی از بهترین قلعه‌های حفظ شده از آن دوران در نوع خودش محسوب می‌شود.ساحل سنت پائولمعروف ترین ساحل در منطقه لیندوس ساحل سنت پائول است. وجود آب سبز آبی و شفاف در این ساحل زیبا و آرامش‌بخش یکی از ویژگی‌های خاص و متمایز سنت پائول است.آکروپلیس لیندوسیکی از آکروپلیس‌های کشور یونان که بر روی تپه‌های بالای روستای لیندوس قرار گرفته است، ویرانه‌های این آکروپلیس باستانی و قرون وسطایی چشم‌اندازی منحصر به فرد به دریای اژه بخشیده است.چشمه‌های کالیته آچشمه‌های کالیته آ نزدیک به ساحل کالیته آ در رودس قرار دارند. این چشمه‌ها با ساختار قابل توجه‌شان یکی از نمونه‌های فوق العاده سبک معماری ایتالیایی هستند. در طول سال تعداد زیادی مراسم ازدواج، در این مکان برگزار می‌شود.دره پروانهدره پروانه نزدیک به روستای تئولوگوس قرار گرفته است و با زیبایی‌های طبیعی بینظیرش یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری رودس است. این دره در طول بهار و پاییز مملو از گونه‌های مختلف پروانه‌ها می‌شود.همچنین در بازدیدتان از شهر رودس حتما سری به خیابان شوالیه ها و بندر ماندراکی بزنید.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jul 2021 14:04:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دریاچه زیبای کامارگ</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%86%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF-sqkayr6pw6r9</link>
                <description>کشور فرانسه به دلیل جاذبه های فرهنگی و تاریخی شهرت بسیاری دارد اما جاذبه های طبیعی بسیار زیادی نیز در این کشور وجود دارد، یکی از این جاذبه‌های طبیعی زیبا دریاچه کامارگ (Camargue ) است که پدیده‌ای شگفت انگیز و از مقاصد محبوب گردشگری در فرانسه و کل اروپاست. منطقه طبیعی کامارگ در جنوب آرلس فرانسه و بین دریای مدیترانه و دو بازوی دلتای رودخانه رون قرار دارد.دریاچه کامارگ با مساحت 930 کیلومتر مربع در حقیقت بزرگترین دلتای رودخانه در غرب اروپا است و رودخانه رون هنگامی که به دریا می‌ریزد، این پدیده شگفت انگیز طبیعی را ایجاد کرده است. به اعتقاد بسیاری، بلورهای زیبا و درخشان نمک کامارگ طعم و بوی نسیم دریا را دارند و طعم ‎دهنده مناسبی در آشپزی هستند.این دلتا سرزمینی پوشیده از بلورهای نمک است که به خاطر وجود آب صورتی و قرمز رنگش در نگاه اول به صورت دریاچه‌‌ای از خون به نظر می‌رسد و شگفتی های بسیاری را در خود جای داده است. این دشت نمک زیستگاه حیوانات مختلفی است که می‌توانند خود را با آب وهوای خاص آن تطبیق دهند. در فصل زمستان، باد سرد شمالی در این منطقه می‌وزد و تابستان‌های آن بسیار گرم است.، نیش پشه‌ها و خرمگس‌های کامارگ، زیست را برای همه موجودات زنده دشوار کرده است.یکی از مهمترین گونه جانوری این تالاب اسب‌های نیمه وحشی کامارگ هستند، اسب‌های کوچک و سفید رنگی که از مقاومترین گونه اسب در تمام دنیا به شمار می‌آیند. حدود یک سوم دشت کامارگ شامل دریاچه ها و تالاب هاست. این مکان خاص طبیعی یکی از بهترین و مناسبترین مکان ها برای تماشای پرندگان در قاره اروپا است و حوضچه آب نمک آن یکی از زیستگاه های نادر اروپا برای زندگی فلامینگوها و حدود 500 گونه پرنده دیگر است. از تالاب بزرگ آب شور این دشت وسیع توسط دیواره‌های شنی از دریا جدا و محاصره شده و با باتلاق نی پوشیده شده‌ است.در دسامبر سال ۱۹۸۶ میلادی کنوانسیون رامسر، تالاب منطقهٔ طبیعی کامارگ را به عنوان تالاب با اهمیت بین‌المللی اعلام کرد.</description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jul 2021 13:59:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسجد جامع بروجرد</title>
                <link>https://virgool.io/@chapargashtparseh2000/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF-nn6lwu3qgjgk</link>
                <description>یکی از مساجد منحصر به فرد ایران در شهر بروجرد واقع شده و از اماکن دیدنی این شهر است. طبق گفته های باستان شناسان مسجد جامع بروجرد  در سده های دوم و سوم قمری و با تغییر کاربری و ساختار یک آتشکده بزرگ ساسانی بنا شده است. به طور کلی پس از حمله اعراب به ایران و رسمی شدن دین اسلام، تعداد زیادی از اماکن مذهبی زرتشتیان و آتشکده‌ها تبدیل به مسجد شدند و احتمالا مسجد جامع بروجرد نیز به همین ترتیب بر پا شده است. البته همچنان نقاط مبهمی در مورد تاریخچه این مسجد وجود دارد. طبق چیزهایی که از مسجد به کشف شده و به دست آمده است قدمت آن را به دوره آل بویه باز می گردد. برخی از کارشناسان نیز بر این باورند که قبل از مسجد کنونی، مسجدی قدیمی تر که ستوندار بوده در این مکان وجود داشته است.مجموعه مسجد جامع بروجرد  شامل مسجد، آب‌انبار، ساختمان غریب‌خانه، میدان و غیره بوده که اکنون دیگر وجود ندارد. این از نوع مساجد تک ایوانی است و دو در ورودی در قسمت‌های شرقی و غربی دارد. بنای مسجد شامل یک حیاط مرکزی، ایوان، گنبدخانه و شبستان‌ است. به نطر می رسد که در دوران صفویان، زندیان و قاجاریان مسجد بازسازی و بخش‌هایی به آن اضافه شده است. مسجد در زمان حمله مغول، جنگ ایران وعراق و همچنین زمین لرزه های مختلف آسیب دیده و مجدد بازسازی شده است.مسجد جامع بروجرد  یکی از آثار ارزشمند و از شاهکارهای معماری است، چرا که هم عناصر معماری اسلامی و هم معماری باستانی ایران را داراست. گنبدخانه مسجد که در ضلع جنوبی واقع شده،از بخش‌های قدیمی‌تر مجموعه است و معماری آن به چهارطاق‌های ساسانیان شباهت دارد. مصالح به کار رفته در تزیینات مسجد آجر است و کاشی‌کاری و تزیینات گچ‌کاری  مختصری در آن به کار رفته است. کتیبه‌ای آجری نیز از این دوره سلجوقیان باقی مانده است.مسجد جامع بروجرد که از با ارزش ترین آثار معماری و تاریخی ایران می باشد در سال ۱۳۱۴  به عنوان اثر ملی ثبت شده است.برگرفته از سایت : onlinebookingiran.com </description>
                <category>چاپار نامه</category>
                <author>چاپار نامه</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jun 2021 11:31:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>