<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Charmer</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@charmer</link>
        <description>...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:34:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1702623/avatar/ssDD3C.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Charmer</title>
            <link>https://virgool.io/@charmer</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۴ روز در صف برای تماشای جنگ ستارگان</title>
                <link>https://virgool.io/@charmer/%DB%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%81-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-lzbns2e9nefe</link>
                <description>۴ روز در صف برای تماشای جنگ ستارگانچهار روز در صف برای تماشای جنگ ستارگانوقتی تصمیم می‌گیری چهار روز توی صف جنگ ستارگان بایستی ، قراره سال دیگه بری دانشگاه اما شبیه بچه ها به نظر می‌رسی... مامانی که مثل جاسوس ها دور و برت می‌چرخه و سعی دار منصرفت کنه... گوشی‌ای که باید برای ۴ روز شارژش رو نگه‌داری...&quot;النا&quot; همون کسی ئه که این تصمیم رو گرفته. این براش یه اتفاق مقدس ئه ...وقتی النا به صف می‌رسه فقط دو نفر توی صف ایستاده ان ، یک مرد درشت سفید پوست با ریش بور(که یه ریز حرف می زنه و احتمالاً دوست داشتنی ئه) به اسم &quot;تروی&quot; و یک پسر مو فرفری و رنگ پریده با گونه های صورتی (که زیاد حرف نمی‌زنه و به نظر میاد تو هر شرایطی می‌تونه کتاب بخونه.) به اسم &quot; گیب&quot; ... البته که النا توقع داشت آدمای بیشتری توی صف باشن!با هوای ماه دسامبر ، مامان جاسوس‌ات، سر‌ رفتن حوصله ات و هزار یک مشکل دیگه، تو صف می‌مونی یا نه؟این کتاب توسط انتشارات پرتقال چاپ و توسط خانم نگار عباس پور ترجمه شده است.به نظر من این کتاب پر از خوش‌بینی (یا شاید خوشبختی) ئه... برای من چیزی بود که از روزمرگی خارج‌ام کرد. کوتاه و دلنشین (احتمالا بتونین تو زمان کوتاهی تمومش کنید.) شاید مثل یه تیکه پیتزا باشه (مثلا آخریش) یا حتی شبیه دوست و کهکشان! اصلاً ممکنه از کتاب خوشتون نیاد، شاید براتون کسل کننده به نظر بیاد، یا مزخرف ترین کتابی که خوندین... اونموقع نمی‌دونم چی بگم ?...برای خوندن این کتاب حتما باید جنگ ستارگان رو دیده باشیم؟به نظر من نه (خودمم ندیده بودم) ، اولاً این کتاب حدوداً ۷۰ صفحه داره و توش زیاد بحث تخصصی از جنگ ستارگان نمیشه . (کسی چه می‌دونه شاید شما هم تصمیم گرفتید ببینید). ولی شاید اگه دیده باشید یا طرفدارش باشید بیشتر بتونید با کتاب همراه بشید (?‍).دوست دارم بگم من این کتاب رو همینجوری که هست دوست دارم!!درباره نویسنده کتاب:این کتاب نوشته ی نویسنده ی دوست داشتنی ، رینبو راول (Rainbow Rowell) است. رینبو راول (متولد ۲۴ فوریه ی ۱۹۷۳) نویسنده ای آمریکاییه که رمان های بزرگسال و نوجوان می نویسه.راول رینبو از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ ، ستون نویس و مسئول تبلیغات روزنامه ی اوماها ورلد-هرالد بود.او پس از ترک شغل خود، کار خود را برای شرکتی تبلیغاتی شروع کرد و همزمان نوشتن اولین رمان خودش رو آغاز کرد. راول در این حین اولین پسرش را بدنیا آورد و کار روی رمانش را به مدت دو سال متوقف کرد.بریده هایی از کتاب:اگر قلب النا می‌شکست، از تویش جنگ ستارگان می ریخت بیرون.یادش نمی‌آمد اولین بار کی فیلم جنگ ستارگان را دیده بود... درست همانطور که یادش نمی‌آمد اولین بار کی پدر و مادرش را دیده . انگار جنگ ستارگان از همان اول بود.گفت:《النا! فکر میکنم این احمقانه ترین کاریه که تا حالا تو عمرت انجام دادی.》تروی گفت:《 همه ی حرکتای خوب دنیا غیر‌ضروری‌ان. حالا دَرا رو باز کن الانه که بترکم.》در ضمن این کتاب برای مثبت ۱۲ ساله هاست.این پست برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است.منابع:راول رینبواز کجا بخریم؟ https://taaghche.com/book/83097 </description>
                <category>Charmer</category>
                <author>Charmer</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 09:25:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب &quot;ربکا&quot; : چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A8%DA%A9%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-d5szyokvwbrp</link>
                <description>کتاب ربکا نوشته ی دافنه دو موریه است. که دو فیلم به اقتباس از آن ساخته شده اند. یکی در سال 1940 و دیگری سال 2020 میلادی. بی تردید نمی توان برای خوشبختی قیمتی تعیین کرد، چون حسی درونی است.کتاب ربکا اثر دافنه دو موریهدرباره ی نویسنده:دافنه دو موریه ، نمایشنامه نویس و رمان نویس بریتانیایی ، متولد ۱۳ مه ۱۹۰۷ لندن است.اولین رمان او در سال ۱۹۳۱ به نام روح دوست داشتنی منتشر شد . (که نام کتاب برگرفته از یکی از اشعار امیلی برونته است).کتاب ربکا در سال ۱۹۳۸ چاپ و منتشر شد و بیشتر شهرت نویسنده به خاطر این کتاب یعنی ربکا است.از جمله آثار دیگر او می توان به : مهمان خانه جامائیکا ، دختر عموی من ریچل ، بلاگردان و... اشاره کرد. دافنه دو موریهربکا  &quot;Rebecca&quot;:یه نفس عمیق بکشید ، چون قرار نیست به این سادگیا تموم بشه!!  میشه بوی دریا رو حس کرد،  شایدم بوی گلای آزالیا ( هر چند نمیدونم چه بویی می دن .)خوندن این رمان مثل فرو رفتن تو اعماق دریاست از ساحل تا عمیق ترین بخشش... اون رو دست کم نگیرید! خوندن این کتاب به نظر تجربه ی خوبی میاد...  کی میدونه شاید این کتاب زنده باشه، میتونید همراه راوی بپرسید :&quot;فرانک ، ربکا خیلی زیبا بود؟&quot; تا حالا شده رنگ یه کتاب رو حس کنید؟ به نظر من این کتاب می‌تونه یه جور آبی کدر باشه یا حتی آبی دریایی، اصلا هر رنگی که راز آلود بودن رو نشون بده... دوست ندارم رازهاشو فاش کنم ، چون نوبت شما است تا کارآگاه بشید، باید بگم این پرونده به این سادگی ها حل نمیشه! خانم وان هاپر هر سال برای تعطیلات به هتل ساحلی مونت کارلو ( monte carlo) میره . او معمولا روی کاناپه ای که بین پذیرش هتل و رستوران قرار دارد قهوه می نوشد . در نتیجه کسی نمی تونه از کنجکاوی اش در امان بمونه.قصه گوی داستان بانوی جوانی است که زمانی همراه خانم وان هاپر به مونت کارلو رفته بود. کسی که خودش رو کمی بی اعتماد بنفس و خجالتی می دونه و گاهی سناریو های عجیب و غریبی می بافه... (و به نظرم این میتونه از جذابیت هایی باشه که داره). نقطه ی مقابل ، آقای دووینتر مالک خانه ی مجللی به نام ماندرلی - خانه ای که میشه تصویرش رو روی کارت پستال ها دید - کسی که به تازگی همسرش رو در اثر یه سانحه از دست داده و به نظر گوشه گیر و مرموز میاد...هتل ساحلی مونت کارلو همون جایی ئه که این دو نفر باهم آشنا می شن .این آقا ، ماکس دووینتر است . مالک ماندرلی . حتماً اسمش را شنیده ای . به نظر مریض می رسد ، نه ؟ می گویند نمی تواند مرگ زنش را فراموش کند ...شما برای دیدن ماندرلی هیجان زده نیستید؟برداشت من از کتاب:بعضی وقتا ما برای خودمون یه سری الگو های ذهنی داریم که خودمون رو نسبت به اون ها می سنجیم ، فکر کنم باید آدم ها رو با تفاوت هاشون بپذیریم ( حتی اگه اون کسی که باید بپذیریم خودمون باشیم...) ، یاد بگیریم زیبایی هایی رو که درونمون هست ببینیم و حتی بپذیریم چیزایی که فکر میکنیم ضعف محسوب می شن همون چیزایی ان که ما رو خاص می کنه . خودت رو دست کم نگیر..!این پست برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است.بریده هایی از کتاب:در ذهنم مدام تکرار می‌شد :موقع جزر و مد ، انتظار هیچ انسانی را نمی‌کشند.ربکا دیگر هرگز به این اتاق باز نمی گشت.برای نخستین بار از زمان ورودم به این اتاق، احساس کردم پاهایم می لرزد و مثل پر کاه شکننده شده ام.منابع:دافنه دو موریه: ویکی‌پدیااز کجا بخریم ؟ دانلودوخریدکتابربکا|دافنهدوموریه|طاقچهرمانربکانوشتهدافنهدوموریه،یکیازبرجسته‌ترینآثارکلاسیکجهاناست.بسیاریازمنتقدینایناثررا،کهازجینایرتأثیرگرفتهاست،بهتریناثردوموریهمی‌دانند....taaghche.com  https://taaghche.com/book/79056 کتابی که من خوندم با ترجمه خانم صدف محسنی از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه بود ؛ که من از ترجمه راضی بودم.</description>
                <category>Charmer</category>
                <author>Charmer</author>
                <pubDate>Thu, 04 Aug 2022 16:13:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب&quot;خودشناسی&quot;: چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-ecyqccje61xy</link>
                <description>کتاب خودشناسی نوشته ی آلن دوباتن ئه و حدود ۹۰ صفحه داره و تقریبا باید به طور عملی باهاش پیش برید .می دونستین که سقراط کل حکمت فلسفه رو تو همین یه جمله خلاصه کرده که :خودت را بشناس!!درباره نویسنده:آلن دوباتنآلن دوباتن(Alain de botton) ۲۰ دسامبر سال ۱۹۶۹ در زوریخ سوئیس بدنیا آمد. ( که الان ساکن لندن ئه) آقای دوباتن نویسنده ی کتاب هایی ئه که اونا رو به عنوان &quot;فلسفه زندگی روزمره&quot; می شناسن. ( و درباره ی عشق، معماری، ادبیات و سفر نوشته)وی در لندن مدرسه ای به نام&quot; مدرسه ی زندگی&quot;(The school of life) راه اندازی کرد . که کتاب خودشناسی هم کتابی از همین مجموعه است. تو که هستی؟                                                                       اگه کتاب دنیای سوفی رو خونده باشین می دونید تو اولین نامه ای که از یه فرد غریبه دریافت کرد ، این پرسش مطرح شد که&quot; تو که هستی&quot;؟              شاید تو جواب به این پرسش بگیم : اسم من سوفی ئه به زودی ۱۵ ساله میشم و...                                      ولی واقعا جواب دادن به این سوال به همین پیش پا افتادگی و سادگی ئه؟آیا عجیب نبود که او نمی دانست که هست؟دنیای سوفی: یوستاین گاآردرتو، چه کسی هستی؟آقای نویسنده بهمون توصیه میکنه که نباید خودمون رو برای اینکه از ذهنمون زیاد سر در نمیاریم سرزنش کنیم. یا اینکه بیشتر از اون چیزی که برای یک آدم خوب ، عادی محسوب میشه ، حسود و سنگدل باشیم... شاید این آسودگی رو به کنکاش درون خودمون ترجیح بدیم اما تقریبا هر بار که برای  انجامش تعلل میکنیم عواقب سخت تری در انتظار مونه... مثلا شاید به اعتیاد روی بیاریم‌ و...خلاصه که کمال گرایی رو کنار بزارید و شروع کنید . در ادامه چند تا از مباحث کتاب رو بررسی می کنیم:تعمق فلسفی:اول از همه تعمق فلسفی برای زمانی ئه که پاهاتون رو هم بندازین و کار دیگه ای نداشته باشین ، یه جورایی شبیه به مراقبه است( و حتی بهتر) یکی از روش هایی که شاید بتونیم باهاش ذهن &quot;میمون وار&quot;مون ( بودائیان ذهن رو به یه سیستم پر مشغله تشبیه میکنن که انگار کلی میمون ها توش کلی سر و صدا راه می اندازن ، شاید نتونیم اون ها رو بیرون کنیم ولی شاید بتونیم کمی آرومشون کنیم.) رو آروم کنیم.این روش شامل سه پرسش ئه ، در ادامه برای هر کدوم از پرسش ها تمرینی در نظر گرفته شده.تنها چیزایی که نیاز دارین : دفتر یا کاغذ ، مداد یا خودکار و یکم زمان ئه..(ویکی پدیا)پنجره‌های شیشه‌ای در یک ساختمان دولتی در لودویگسهافن آلمان با نوشته ی یونانی γνῶθι εαυτόν &quot;خودت را بشناس&quot;هویت عاطفی:هویت عاطفی ما به چهار دسته کلی و اصلی تقسیم می شن:{عشق به خویشتن}{صداقت و راستی}{ارتباط}{ توکل}شدت و نظم ترتیب هر کدوم از این مضامین هویت عاطفی ما رو تشکیل می دن.در ادامه هر کدوم کمی توضیح داده شدن ، و پرسشنامه ای طراحی شده تا شدت هر کدوم رو بفهمیم . ( البته درباره ی میراث عاطفی هم بحث شده ، به علاوه ی یه پرسشنامه ی دیگه) روراستی و طفره روی:ما گاهی به خودمون دروغ میگیم ، شاید چون می خوایم تصور خوبی از خومون داشته باشیم، یا دوست داشتیم چیزی رو داشته باشیم ولی نداریمش... به هر حال راه های مختلفی وجود داره تا به خودمون دروغ بگیم و کتاب ، این راه ها رو دسته بندی کرده ..مثلا سرخوشی دیوانه وار، زود رنجی و...                  و بعد میخواد که خودمون دروغ هایی که به خودمون میگیم رو دسته بندی کنیم ( که شاید کمی گیج کننده باشه ) یا کنار دوستانمون بشینیم و اینکار رو باهم انجام بدیم...سر فصل های دیگه ی کتاب عبارتند از : &quot;قضاوت در باب خویشتن &quot; و &quot;شک گرایی عاطفی&quot;امیدوارم با خوندن این کتاب بتونیم به شناخت بهتری نسبت به خودمون برسیم ، ( احساس میکنم نیازه چند بار دیگه کتاب رو بخونم، خوشحال میشم اشکالاتم بدونم... این مطلب برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده)منابع:وبلاگ آلن دو باتنآلن دو باتن :ویکی پدیاخودت را بشناس: ویکی پدیااز کجا بخریم؟ https://amp-taaghche-com.cdn.ampproject.org/v/s/amp.taaghche.com/book/82349/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C?amp_gsa=1&amp;_js_v=a9&amp;usqp=mq331AQKKAFQArABIIACAw%3D%3D#amp_tf=%D8%A7%D8%B2%20%251%24s&amp;aoh=16583944733074&amp;referrer=https%3A%2F%2Fwww.google.com&amp;ampshare=https%3A%2F%2Ftaaghche.com%2Fbook%2F82349%2F%25D8%25AE%25D9%2588%25D8%25AF%25D8%25B4%25D9%2586%25D8%25A7%25D8%25B3%25DB%258C  https://taaghche.com/book/82349/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C </description>
                <category>Charmer</category>
                <author>Charmer</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jul 2022 15:43:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>