<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سینا سیابانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@cnaw</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:41:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سینا سیابانی</title>
            <link>https://virgool.io/@cnaw</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیش‌بینی برندگان اسکار ۲۰۲۱</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1-rxx4odohdo3j</link>
                <description>آکادمی علوم و هنر‌های سینما سرانجام اسکار ۲۰۲۱ را کمی دیرتر از زمان معمول برگذار خواهد کرد. در این سال عجیب و پر از تاخیر برای صنعت سینما، چه کسانی برنده جوایز اسکار خواهند بود؟اسکار ۲۰۲۱ امسال حال و هوایی متفاوت با سال‌های گذشته دارد؛ از تاخیر در تاریخ مراسم تا کم بودن تعداد فیلم‌های اکران شده که همگی حاصل ویروس کرونا و همه‌گیری جهانی آن است. عدم حضور فیلم‌های شاخص و تاخیر‌های مکرر در زمان اکران برخی آثار باعث شد تا اسکار امسال خلوت‌تر و شاید کمی متفاوت‌تر باشد. البته آکادمی اسکار با تغییر برخی قوانین و شرایط حضور فیلم‌ها در اسکار امسال، زمینه حضور آثار بیشتری را فراهم ساخت. امسال فیلم‌های کوچکتر و آثار افراد نوظهور امید بیشتری برای دیده و شناحته شدن دارند و به همین دلیل جذابیت اسکار ۲۰۲۱با وجود تمام مشکلات سال ۲۰۲۰، همچنان حفظ شده است. ۲۵ام اسفند ماه سال گذشته بود که نامزد‌های هر بخش به صورت رسمی اعلام شد و در این مطلب قصد داریم در ۱۱ بخش، شانس‌های اصلی کسب  اسکار امسال را پیش‌بینی کنیم.بهترین موسیقی متن اورجینالدر اولین بخش از قسمت‌های مختلف جوایز اسکار به سراغ بهترین موسیقی متن می‌رویم. با وجود فیلم Soul (روح) در مراسم امسال که در اصل در مورد یک موسیقی‌دان است؛ شانس اول اسکار را نیز این فیلم می‌دانیم زیرا موسیقی در بطن تک به تک لحظات فیلم رخنه کرده و موسیقی‌های ساخته شده توسط ترنت رزنر، آتیکوس راس و جان باتیسته برای این انیمیشن روح‌نواز و شگفت‌انگیز است. سازندگان موسیقی این فیلم برای خلق موسیقی‌هایی پویا‌تر و بهتر، با افراد زیادی از حوزه موسیقی در سراسر دنیا مشورت کرده‌اند؛ استاد کیهان کلهر از ایران نیز به عنوان مشاور در کنار سازندگان حضور داشته و نام او در تیتراژ پایانی فیلم به چشم می‌خورد.فیلم‌های Minari (میناری) و Mank نیز از گزینه‌های دیگری است که موسیقی قابل توجهی دارند و توانسته‌اند حس خوبی را در حین تماشا به بیننده القا کنند. در صورتی که هیئت داوری اسکار اتفاق غیر‌منتظره‌ای رقم بزنند، این فیلم‌ها شانس برنده شدن را خواهد داشت اما به احتمال زیاد برنده اصلی «روح» خواهد بود.بهترین فیلم‌برداریامسال بخش بهترین فیلم‌برداری شاهد آثار خارق‌العاده‌ای نبود و بسیاری از فیلم‌ها از نظر کیفیت فیلم‌برداری در سطحی برابر قرار داشتند؛ اما می‌توان چند فیلم‌ را، یک درجه بالاتر از سایر آثار طبقه‌بندی کرد. فیلم Mank (مانک) ساخته دیوید فینچر یکی از آن آثار است. این فیلم که فیلم‌برداری آن توسط اریک مسراشمیدت انجام شده محصول نتفلیکس است. فینچر سال‌ها در فکر ساخت این فیلم بود اما استدیو‌های بزرگ حاضر به سرمایه‌گذاری برای این طرح نبودند تا اینکه نتفلیکس با سودای برنده‌ شدن در جشنواره‌های مختلف و کسب اعتبار، هزینه‌های ساخت این فیلم را متقبل شد.از فیلم‌ها دیگری که می‌توانند برنده جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری شوند می‌توان به درام- بیوگرافی ضد پلیس Juddas and the Black Messiah ساخته کارگردانی ناشناخته به نام شاکا کینگ اشاره کرد که نقد‌های مثبت زیادی را کسب کرده است.بهترین انیمیشن۲۰۲۰ همانند بخش بهترین فیلم‌برداری، سال چندان خوبی برای دنیای انیمیشن‌ها هم نبود و بسیاری از آثاری که امسال منتشر شدند کیفیت چندان بالایی نداشتند و نتوانستند نظرات مثبت زیادی از منتقدان و مردم کسب کنند که به توان آن‌ها را شانس بزرگ کسب اسکار دانست. انیمیشن‌هایی مثل Onward ،Trolls Word Tour و Scoob! از جمله آثار شاخصی بودند که در طول سال ۲۰۲۰ به بازار آمدند؛ اما نتوانستند آن‌چنان که باید نظر عموم مردم و منتقدان را کسب کنند و با واکنش‌های ضد و نقیضی مواجه شدند. برخلاف این فیلم‌ها، دیگر اثر ساخته استدیوی محبوب پیکسار، یعنی Soul «روح» با داستانی عمیق و رویکردی متفاوت در مفهوم زندگی و مرگ و هستی، حسابی سر و صدا کرد. به نظر می‌رسد شانس اول اسکار ۲۰۲۱نیز همین فیلم باشد.البته یک انیمیشن نه‌چندان شناخته شده ایرلندی، محصول اپل پلاس به نام Wolfwalkers  با کسب نمره ۸۷ از متاکریتیک و ۹۹ از راتن تومیتوز باعث شد روح چندان هم بی رقیب نماند و در صورت وجود شگفتی در جوایز، این فیلم را هم می‌توان دارای شانس برنده شدن دانست.بهترین فیلم‌نامه اقتباسیدر این بخش، همچون بخش‌های بهترین  فیلم و کارگردان شاهد رقابت جذابی خواهیم بود. مدعیان جایزه فیلم‌نامه اقتباسی امسال دست پر هستند؛ اما شاید Nomadland (سرزمین آواره‌ها) که اقتباسی مستقیم از کتابی به همین نام است، گوی سبقت را از بقیه‌ی مدعیان برباید. فیلم‌نامه این فیلم توسط کلویی ژائو نوشته شده و داستان زنی را روایت می‌کند که در اثر اتفاقاتی، تصمیم گرفته است به صورت عشایری زندگی خود را ادامه دهد.از شانس‌های مسلم دیگر کسب اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی The Father (پدر) است که با نویسندگی فلوریان زلر و کریستوفر همپتون در طول سال گذشته منتشر شده است. «پدر» اقتباسی از یک نمایشنامه به نام Lee pere است و همین مطلب باعث می‌شود آن را پشت سر «سرزمین آواره‌ها» بخت دوم کسب جایزه بدانیم. چون در سال‌های قبل اسکار معمولا توجهی به اقتباس‌های نمایشنامه‌ای نداشته است و بیشتر جایزه‌ها را فیلم‌هایی برنده شده‌اند که اقتباسی مستقیم و وفادار از یک کتاب بوده‌اند.بهترین فیلم‌نامه غیر اقتباسیآرون سورکین نویسنده برنده جایزه اسکار برای فیلم  The Social Networkبا نویسندگی و کارگردانی فیلم The Trial of the Chicago 7 (دادگاه شیکاگو هفت) شمشیر ر ا برای سایر مدعیان از رو بسته است و شانس اصلی اسکار ۲۰۲۱ برای بهترین فیلم‌نامه غیر اقتباسی(اورجینال) به حساب می‌آید.سورکین که سابقه چندین بار نامزدی را در کارنامه دارد؛ لحن تند، سیاسی، ضد تبعیض، درام و گاهی کمدی را در این فیلم ترکیب کرده و نوشته‌ای خلق کرده است که بر اساس نظر برخی از منتقدان نه‌تنها بهترین فیلم‌نامه امسال است، بلکه بسیار اسکار پسند هم است. البته سورکین بی‌رقیب نیست و در راه کسب جایزه  فیلم‌های خوبی مثل Minari و Promising Young woman  هم حضور دارند که شانس بالایی برای کسب این جایزه در مراسم امسال خواهند داشت.بهترین فیلم خارجی زبان (بین‌المللی)با وجود اینکه «میناری» در مراسم گلدن گلوب در دسته فیلم‌های بین المللی قرار گرفته بود؛ اما اسکار رویه‌ی متفاوتی در پیش گرفته و میناری را در بخش فیلم‌های اصلی حساب کرده است. با این اتفاق، یکی از بخت‌های اصلی کسب اسکار فیلم خارجی زبان از این دسته کنار رفت و راه برای فیلم‌های دیگری که کمتر شناخته شده‌اند باز شد. از جمله‌ی از این فیلم‌ها Another Round (یک دور دیگر) ساخته توماس وینتربرگ است. این فیلم که همکاری دیگری بین وینتربرگ و مد میکلسن پس از فیلم بسیار موفق The hunt محسوب می‌شود، نماینده‌ی کشور دانمارک در این بخش است. «یک دور دیگر» روایت‌گر رابطه چند دوست است که در بحران میا‌ن‌سالی به سر می‌برند.با این‌که تصور می‌شد دو فیلم  Charlatan نماینده جمهوری چک و Two of Us  نماینده فرانسه‌، در گزینه‌های بعدی کسب جایزه باشند؛ اما در کمال تعجب آکادمی اسکار آن‌ها را در فهرست‌ نامزد‌های این بخش قرار نداده‌است. به این ترتیب شانس بعدی کسب جایزه به احتمال زیاد Qou vadis,Aida از کشور بوسنی باشد که نمرات بسیار خوبی از منتقدان و تماشگران خود دریافت کرده‌ است.بهترین بازیگر نقش اول زنرقابت در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن در این دوره اسکار بسیار سخت، پیچیده و بحث برانگیز است. فرانسیس مک دورمند بازیگر برنده دو جایزه اسکار برای فیلم‌های Tree Billboard Outside Ebing Missori و Fargo، امسال نیز با بازی تحسین شده‌ی نقش فرن در  «سرزمین آواره‌ها»  یکی از بخت‌های اصلی اسکار است؛ اما در مقابل کری مولیگان را هم داریم که با بازی خود در فیلمYoung Woman Promising  توانست نظرات اهالی سینما را به سمت خود جلب کند و خود را بخت اول این جایزه معرفی کند.اگر آکادمی اسکار جایزه این بخش را به مک‌دورمند بدهد، او پس از کاترین هپبورن با چهار اسکار، در رتبه دوم دارندگان جایزه اسکار با سه بار برنده شدن قرار خواهد گرفت. اما با توجه به اینکه فیلم سرزمین آواره‌ها در بخش‌های دیگری هم شانس کسب جایزه دارد، شاید سیاست‌های اسکار برای راضی نگه‌داشتن همه باعث شود مولیگان این جایزه را با خود به خانه ببرد. البته در حالت عادی و بدون در نظر گرفتن سیاست‌های اسکار هم مولیگان شانس بسیار بالایی برای کسب این جایزه دارد. به نظر می‌آید که آکادمی اسکار چالش سختی برای انتخاب برنده در این بخش خواهد داشت.به غیر از این دو، ویولا دیویس برای بازی در Ma Rainey’s Black Bottom نیز می‌تواند از دیگر گزینه‌های کسب اسکار باشد. البته با وجود مولیگان و مک‌دورمند،  انتخاب دیویس به عنوان برنده باعث تعجب خواهد شد.بهترین بازیگر نقش اول مردیکی از غم‌ انگیز‌ترین صحنه‌های ممکن در اسکار، برنده شدن توسط کسی است که دیگر در قید حیات نیست. این اتفاق تلخ برای هیث لجر فقید در میان اشک و بهت همگان روی داد و حالا بعد از چند سال احتمال دارد این اتفاق تکرار شود. چادویک بوزمن بازی تحسین برانگیزی در Ma Rainey’s Black Bottom به نمایش گذاشت اما متاسفانه چندی پیش در اثر بیماری در گذشت تا علاوه بر این‌که این رویداد و کسب اسکار احتمالی را از دست بدهد، کارش در مارول و نقش بلک پنتر نیز نیمه‌کاره بماند. بوزمن نقش یک نوازنده به نام لی را به زیبایی هرچه تمام‌تر ایفا کرد و به نظر می‌رسد گزینه اصلی آکادمی اسکار برای بخش بهترین بازیگر مرد، این بازیگر فقید باشد.آنتونی هاپکینز با بازی درخشان خود در نقش یک پدر ناتوان در «پدر» یکی دیگر از کسانی است که شانس بردن اسکار را دارد. هاپکینز نقش پدری فرتوت و سالمند که دچار مشکلات حافظه و عقلی است را به گونه‌ای به نمایش درآورده است که اسکار نمی‌تواند به‌راحتی از آن چشم‌پوشی کند.بهترین کارگردانیسابقه جوایز اسکار نشان می‌دهد کسانی که برنده جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز در بخش بهترین کارگردانی شوند، می‌توانند از مدعیان اصلی کسب اسکار نیز باشند. پیش‌تر آلفونسو کوارون توانسه این اتفاق را رقم بزند و امسال هم کلویی ژائو با فیلم Nomadland می‌تواند پس از کسب شیر طلایی بهترین کارگردانی، اسکار بهترین کارگردانی را نیز از آن خود کند. ژائو با به تصویر کشیدن زندگی عشایری یک زن، نگاهی متفاوت و زیبا به زندگی داشته و لایق این جایزه خواهد بود.پشت سر ژائو، کارگردان سرشناسی به نام دیوید فینچربا فیلم «مانک» و لی ایزاک چونگ با فیلم «میناری» از دیگر کسانی‌اند که می‌توانند برنده اسکار باشند. فینچر با به تصویر کشیدن سیاه و سفید زندگی هرمان منکوویکزو داستان ساخت فیلم Citizen Kane (هم‌شهری کین) توانسته بار دیگر کارگردانی خود را به رخ بکشد. چونگ نیز با ارائه یک داستان از یک خانواده مهاجر و تصویرسازی‌های به یادماندنی از آن می‌تواند رقیبی برای ژائو در کسب عنوان بهترین کارگردان باشد.بهترین فیلمدر نهایت به بخش بهترین فیلم می‌رسیم؛ این بخش شاید مهم‌ترین، جنجال برانگیز‌ترین و جذاب‌ترین بخش اسکار باشد. اسکار این بخش همواره تحت تاثیر تنش‌های سیاسی اجتماعی بوده و گاهی اوقات همین تنش‌ها منجر به انتخاب‌های عجیبی شده است. امسال به دلیل وجود کرونا و گرفتاری‌های فراوان آن برای تمام مشاغل؛ فیلم‌های زیادی شانس حضور در اسکار را نداشته‌اند. اما همین تعداد کم و کمی گمنام هم گزینه‌های جذابی را پیش روی آکادمی اسکار برای انتخاب بهترین فیلم گذاشته است.فیلم Nomadland یا سرزمین آواره‌ها ساخته کلویی ژائو با ارائه یک اثر زیبا همراه با بازی‌های درخشان و فیلم‌‌نامه دقیق و منسجم، شانس اصلی کسب اسکار خواهد بود؛ اما در این راه رقیبان زیادی خواهد داشت. برخلاف بخش‌های قبل در این بخش آثار زیادی را به ترتیب شانس کسب اسکار معرفی می‌کنیم. «میناری» شانس بعدی کسب این جایزه است که با برداشتی جالب و تصویر‌سازی شخصی از یک خانواده مهاجر در آمریکا، کاملا اسکار پسند است و می‌تواند برنده جایزه اسکار شود. «دادگاه شیکاگو۷» هم از فیلم‌هایی است که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد. ساخته آرون سورکین جذابیت و کشش کافی برای کسب این جایزه را دارد و باید ۵ام اردیبهشت ماه با امیدواری مراسم را دنبال کند. فیلم‌های «مانک» آخرین ساخته دیوید فینچر هم که رکورد‌دار کسب نامزدی در اسکار امسال است، در رتبه بعدی شانس کسب عنوان بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۱ حضور دارد.هیئت داوران اسکار با انتخاب هر کدام از فیلم‌های بالا به عنوان بهترین فیلم امسال، گروهی از سینما دوستان را خوشحال کرده و گروهی دیگر را ناراحت و حتی شاید عصبانی بکند. به هر حال فقط یک فیلم باید برنده جایزه نهایی شود، پس منتظر تصمیم آکادمی اسکار می‌مانیم تا متوجه شویم در کدام دسته قرار می‌گیریم، خوشحال یا ناراحت.با تمام این تفاسیر، همه‌ی گزینه‌های معرفی شده به عنوان برند‌گان اسکار ۲۰۲۱ تنها پیش بینی و گمانه‌زنی بوده و امکان دارد نظر آکادمی اسکار بر‌خلاف تمامی پیش‌بینی‌های انجام شده باشد. باید تا پنجم اردیبهشت منتظر ماند و دید امسال چه کسانی و برای چه فیلم‌هایی جوایز اسکار را با خودشان به خانه خواهند برد. آیا برای دومین سال پیاپی یک آسیایی جایزه بهترین فیلم را دریافت می‌کند؟ آیا فرانسیس مک‌دورمند تبدیل به دومین بازیگر دارنده بیشترین جایزه اسکار می‌شود؟ برای گرفتن پاسخ این سوالات باید دو روز منتظر بمانیم.</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Apr 2021 22:09:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بودجه فیلم و تاثیر آن روی کیفیت آثار سینمایی و تلویزیونی</title>
                <link>https://virgool.io/filmic/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-invoizeuy2jh</link>
                <description>بودجه از مهم‌ترین فاکتور‌های ساخت یک اثر هنری محسوب می‌شود. به بررسی این نکته می‌پردازیم که آیا داشتن لقب پرهزینه ترین، می‌تواند ضامن موفقیت باشد؟ در انتها نیز به معرفی فیلم و سریال‌هایی کمتر شناخته شده با محوریت بودجه ‌آن‌ها خواهیم پرداخت.هر بیننده فیلم و سریالی، حداقل یک‌بار در مورد بودجه ساخت آثار روز دنیا شنیده‌ است. بودجه‌های کم، زیاد و حتی بودجه‌های سرسام‌آور، یکی از اصلی‌ترین سنگ‌ بنا‌های موفقیت و همچنین از عوامل اصلی برای حضور بازیگران ستاره، کیفیت تصاویر CGI، طراحی صحنه‌های زیبا و به صورت کلی، تعیین کیفیت یک اثر است. برای درک بهتر و بیشتر بودجه و اثر آن روی تولید‌های سینمایی و تلویزیونی، ابتدا باید بدانیم بودجه چیست و چه چیز‌هایی در راه تولید یک اثر، از مقدار بودجه تعریف شده توسط شرکت‌ها تاثیر می‌گیرند؛ هزینه‌های ساخت یک فیلم یا سریال چقدر است؟گر تا به حال در مسائل اقتصادی شرکت‌ها، پروژه‌ها یا مواردی از این قبیل درگیر نبوده‌اید، پس نمی‌دانید که بودجه پول نیست. بودجه در اکثر مواقع یک دفتر چند برگ‌ است که در آن جزئیات تمام کار‌ها و برنامه‌هایی که قرار است اجرا شود پیش‌بینی شده و هزینه احتمالی آن برآورد می‌شود. مثلا در بخش بازیگران، در بودجه ذکر می‌شود که با توجه به تعداد نقش‌های اصلی و میزان حضور آن‌ها در سریال یا فیلم، چه مقدار هزینه باید برای بازیگران خرج شود و با توجه به ردیف بودجه به انتخاب بازیگران مناسب با هزینه‌های پیش‌بینی شده می‌پردازند.بودجه توسط تهیه‌کننده یا مدیر‌تولید یک پروژه با مشاوره و همکاری حسابدار‌های شرکت‌های فیلم‌سازی یا شبکه‌های تلویزیونی در پیش‌نویس‌های متعددی تهیه می‌شود. پس از ویرایش‌ها و کسر هزینه‌های اضافی و صرفه‌جویی تا حداکثر میزانی که مورد قبول عوامل ساخت از جمله کارگردان یا تهیه‌کننده اجرایی پروژه قرار بگیرد، نسخه نهایی آن بدست می‌آید. هزینه‌های ساخت معمولا شامل چهار مرحله پیش‌تولید(نوشتن فیلمنامه‌، انتخاب بازیگران، تست‌گیری، پیدا کردن لوکیشن‌های فیلمبرداری و...)، مرحله تولید (هزینه‌های تولید مثل دست‌مزد عوامل و بازیگران‌، هزینه‌های اجرایی و ...)، مرحله پس از تولید(جلوه‌های ویژه بصری نظیر ‌CGI، تدوین و موسیقی و بیمه ...) و مرحله چهارم، هزینه‌های تبلیغاتی و بازاریابی است. سه مرحله اول هزینه‌های یک پروژه شامل ردیف بودجه می‌شود؛ اما در مورد مرحله چهارم یعنی تبلیغات ماجرا کمی متفاوت است. معمولا هزینه‌های تبلیغاتی یک پروژه خارج ‌از ردیف بودجه و توسط شرکت پخش کننده اثر تامین می‌شود، این هزینه‌ها می‌تواند پوستر، انتشار تیزر‌ها و مواردی از این قبیل باشد. اما در برخی فیلم و سریال‌ها که به سفارش یک شبکه خاص ساخته شده و از آن شبکه نیز پخش ‌می‌شود، هزینه‌های تبلیغاتی نیز بر عهده آن شبکه خواهد بود، پس می‌توان در مورد آن‌ها، مرحله چهارم را هم وارد ردیف بودجه کرد.تبلبغات شهری فیلم Frozen 2میزان بودجه معمولمیزان هزینه‌های انجام شده برای هر شبکه و هر سیتمی متقاوت است. در دنیای سریال‌ها، شبکه‌های تلویزیونی به‌ ‌طور میانگین۳ تا ۵ میلیون دلار برای هر اپیزود از یک سریال خرج می‌کنند؛ اما استثنا‌هایی نیز وجود دارند. شبکه Cw به ساخت سریال‌های نوجوان پسند با بودجه پایین شهرت دارد و اکثر سریال‌های این شبکه با بودجه‌هایی ۲-۳میلیون دلاری برای هر اپیزود ساخته می‌شوند. برخلاف رویه این شبکه، سریال The100«صد نفر» که پرطرفدار‌ترین و با کیفیت‌ترین سریال این شبکه هم محسوب می‌شود با هزینه حدود ۶-۷ میلیون برای هر اپیزود فصل پایانی آن ساخته شد و نشان داد صرف هزینه بیشتر می‌تواند موفقیت‌های بیشتری هم به همراه داشته باشد.سریال The100از شبکه‌های معروف در ساخت سریال با هزینه زیاد، می‌توان HBO را نام برد که با پرداخت هزینه ۱۰-۱۵ میلیون دلاری برای هر اپیزود از سریال Game of Thrones «بازی تاج و تخت» رکورد هزینه برای ساخت سریال را شکست. سریال Westworld«غرب وحشی» نیز از دیگر سریال‌های پر هزینه این شبکه محسوب می‌شود که با ۷-۸ میلیون دلار هزینه ساخته شده است.در مورد فیلم‌های سینمایی هم با توجه با ژانر، صرف هزینه ۱۰۰تا ۱۵۰ میلیون دلاری برای فیلم‌های اکشن، فانتزی، و علمی تخیلی امری معمولی به حساب می‌آید. برای فیلم های درام نیز بودجه‌های ۲۰-۳۰ میلیون دلاری عادی است. مثلا فیلم  Marriage story«داستان ازدواج» یا Uncut Gems«الماس‌های نتراشیده» هردو با ۱۸ میلیون دلار ساخته شده‌اند. با پیچیده‌تر شدن ژانر‌ فیلم، افزایش استفاده از جلوه‌های کامپیوتری و بصری هزینه ساخت فیلم‌ها نیز به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد. همچنین افزایش بودجه و صرف هزینه زیاد توسط استدیو‌ها، حساب و کتاب‌های خاص خود را دارد. از عملکرد فیلم‌های قبلی کارگردان گرفته تا محاسبه شرایط اکران فیلم‌ها، رقیبان احتمالی آن‌ها و اطمینان از کیفیت فیلمی که قرار است ساخته شود؛ همه این‌ها در میزان بودجه‌ای که استدیو در اختیار عوامل قرار می‌دهد تاثیر گذار است.marriage storyاما امروزه با ورود سرویس‌های استریم آنلاین که با گرفتن حق اشتراک از مخاطبان سود‌های زیادی به دست می‌آورند، اوضاع تا حدودی تغییر کرده است. سرویس‌های آنلاین با توجه به نوع سیستم خود، تعداد بیشتر محتوا را به کیفیت بیشتر ترجیح می‌دهند. آن‌ها هراسی از خرج کردن هزینه‌های بسیار زیاد برای پروژه‌های خود ندارند، زیرا آن‌ها فیلم‌های خود را اکران نمی‌کنند که از میزان اقبال مخاطبان و فروش آن‌ها ترسی داشته باشند. در دنیای سریال‌ها نیز ارائه لیست بلند بالایی از سریال‌ها بدون توجه به کیفیت آن‌ها، مخاطبان را ترغیب به خرید اشتراک از آن‌ها می‌کند. چون رقابت در این سرویس‌ها بر پایه میزان محتوایی است که شما با پرداخت‌ مبلغی به آن دست‌رسی خواهید داشت.به عنوان مثال شبکه نتفلیکس ۲۵۰ میلیون دلار را برای ساخت The Irishman«مرد ایرلندی» اثر جدید مارتین اسکورسیزی هزینه کرد؛ این در‌حالی‌ است که استدیو‌های فیلم‌سازی زیر بار پرداخت چنین بودجه‌ای برای این فیلم نمی‌رفتند، چون آینده‌ای برای اکران آن و کسب سود از آن نمی‌دیدند. یا می‌توان شبکه آمازون را مثال زد که با صرف هزینه‌های وحشتناک، مجریان معروف Top Gea«تخته گاز» را به شبکه خود آورد و برای کارهای دیوانه‌وار آن‌ها در مستند سریالی ورزشی The Grand Tour«تور بزرگ» بودجه‌های چندین میلیونی تصویب کرد. این شبکه در یکی دیگر از کار‌های دیوانه‌وار خود ۲۵۰ میلیون دلار برای به‌دست آوردن حق پخش ارباب حلقه‌ها هزینه کرد و طبق اطلاعات منتشر شده برای ۵ فصل از این سریال ۱ میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته است.تاثیر بودجه بر کیفیت اثرقبل از تهیه نسخه نهایی بودجه، عوامل پروژه باید موارد حیاتی و تاثیر‌گذار در میزان هزینه‌ها را در اختیار حسابداران قرار دهند. این هزینه‌ها شامل مواردی از قبیل مدت فیلمبرداری، لوکیشن‌ها، بازیگران مد نظر برای هر نقش، تعداد نقش‌ها و بازیگران اصلی، ژانر اثر و... است. با طولانی شدن پروسه فیلم‌برداری، هزینه‌ها نیز بالاتر خواهد رفت. اکثر فیلم‌هایی که با بودجه کم تولید ‌می‌شوند، در مدت زمان کوتاهی و در لوکیشن‌های محدود تولید شده‌اند. یکی دیگر از مهم‌ترین موارد تاثیر‌گذار در میزان‌ هزینه‌ها ژانر پروژه است. مثلا یک سریال‌ درام با یک هزینه پایین و متوسط می‌تواند تبدیل به یک اثر با کیفیت شود، عمده هزینه محصولات این ژانر صرف دست‌مزد بازیگران می‌شود. زیرا غالب این آثار در لوکشین‌های ثابت و تکراری فیلم‌برداری می‌شوند؛ همچنین به دلیل نداشتن‌ صحنه‌های اکشن و غیر واقعی هزینه جلوه‌های کامپیوتری زیادی ندارند.ستاره‌های هالیوود بابت بازی در سریال‌های تلویزیونی برای هر قسمت مبلغ قابل توجهی دریافت می‌کنند که این هزینه‌ها بسیار بیشتر از سایر مخارج ساخت فیلم است. مثلا یکی از پرخرج‌ترین‌ سریال‌های تاریخ Freinds «دوستان» است که برای بازیگران اصلی خود در فصل‌های پایانی برای هر اپیزود ۱ میلیون دلار پرداخت می‌کرد؛ این در‌حالی است که دیگر هزینه های ساخت این سریال حتی یک سوم دست‌مزد بازیگران هم نمی‌شود.ستارگان سریال Friendsاما در مقابل برای ساخت یک سریال علمی تخیلی یا تاریخی نمی توان با همان اندازه از بودجه که برای درام یا کمدی در نظر گرفته می‌شود به اثری با کیفیت دست یافت. علت آن‌هم مشخص است، جلوه‌های ویژه بصری یا کامپیوتری. جلوه‌های بصری از جمله موارد بسیار پرخرج در صنعت فیلم‌سازی محسوب می‌شود. تکنولوژي CGI با اینکه راه را برای ارائه یک تصویر ناب و قابل باور از دنیا‌های فانتزی، پساآخرالزمانی، تاریخی و اکشن باز می‌کند اما در مقابل، هزینه‌های سرسام آوری را بر دوش سازندگان آن نیز می‌گذارد. بنابراین هزینه این جلوه‌ها هم به دست‌مزد بازیگران و ستارگان اثر اضافه می‌شود و به طبع آن، بودجه مورد نظر برای تولید این پروژه‌ها بسیار بیشتر، و بزرگ‌تر است.Tenetجالب است بدانید در برخی موارد ظبط یک صحنه به صورت واقعی و طبیعی بسیار کم خرج‌تر از ساخت آن صحنه با CGI است. به عنوان مثال در فیلم Tenet«انگاشته» در صحنه‌ای که هواپیما به فرودگاه برخورد می‌کند، از یک هواپیمای واقعی و یک انفجار واقعی استفاده شده است، زیرا علاوه بر این که صحنه‌های واقعی کیفیت و باورپذیری بیشتری دارند، هزینه انفجار یک هواپیما و بر خورد آن به ساختمان خرج کمتری نسبت به ساخت آن توسط جلوه‌های ویژه روی دست تهیه‌کنندگان کار گذاشته است. با وجود این مسائل کمتری کارگردانی حاضر به ساخت صحنه‌ها به صورت واقعی است، علت آن‌هم سختی بیش‌از حد کار و خطرات ناشی از انجام آن‌هاست که عوامل ساخت را تهدید می‌کند.اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا همیشه بودجه بیشتر، کیفیت بیشتر را به همراه دارد؟ برای پاسخ دادن به این سوال بهتر است چند سوال فرعی از خودمان بپرسیم. چند مورد به‌یاد داریم که علارغم داشتن بازیگران ستاره که حتی در برخی از آن‌ها با بازی بسیار خوب بازیگران همراه بوده است، کار متوسط رو به پایینی از آب در آمده است؟ احتمالا پاسخ خیلی زیاد خواهد بود. از نمونه‌های جدید و قابل درک می‌توان به حضور آرون پال در سریال «وست ورلد» اشاره کرد، ستاره دنیای Breaking Bad با وجود ارائه بازی خوب، نتواست به تنهایی مانع سقوط این سریال در فصل سوم خود شود که در دوران پسا «گیم آف ترونز» عنوان پرخرج ترین سریال این شبکه را یدک می‌کشد. در مثالی دیگر سراغ پروژه‌ دنیای DC برویم؛ برادران وارنر با بودجه‌‌ی بالایی سعی در الگو قرار دادن مارول برای ساخت دنیای سینمایی خود داشتند اما آیا این بودجه هنگفت سبب ایجاد یک دنیای موفق شد؟ در مقابل این نمونه‌ها Avengers: Infinity War «انتقامجویان: جنگ بی‌نهایت» را بدون داشتن بودجه عظیم در نظر بگیرید؛ جلوه‌های ویژه سطحی و ضعیف با کاهش تعداد ستارگان فیلم. یا فرض کنید اگر اژدهای غول‌پیکر دنریس تارگرین در سریال «بازی تاج و تخت» به دلیل نبود بودجه کافی حذف می‌شد؛ چه اتفاقی برای داستان پیش می‌آمد؟ با مرور این مثال‌ها و شاید صد‌ها مثال دیگر متوجه می‌شویم که بودجه مناسب با سبک پروژه یکی از عوامل موفقیت است اما تنها عامل نیست. برای ساخت یک فیلم یا سریال موفق، باید هنر کارگردان با درخشش بازیگران، بودجه کافی و فیلمنامه منسجم یک ترکیب ایده‌آل به‌وجود آورد، در صورتی که هرکدام از موارد لنگ بزند، اثر آن روی کل کار به وضوح نمایان می‌شود.Game of Thronesبعد از اینکه با بودجه‌های معمول آشنا شدیم و دریافتیم که  بودجه معیار مناسبی برای قضاوت کیفیت یک اثر نیست، بهتر است چند مورد از عناوین فیلم و سریال با  بودجه بالا و کیفیت پایین و بودجه پایین و کیفیت بالا در قرن جدید را معرفی کنیم که کمتر در بین همگان شناخته شده‌اند. در این لیست هر بخش به دو قسمت فیلم و سریال تقسیم شده است. با توجه به اینکه فیلم و سریال‌های با بودجه بالا معمولا بسیار پر سر و صدا و با تبلبغات و بیننده زیاد همراه است، معرفی عناوین کمتر دیده شده از آن‌ها کاری سخت و غیر ممکن است؛ با این حال سعی شده در این لیست مواردی معرفی شود که تا حد امکان کمتر بین بینندگان شناخته شده‌‌اند.بودجه کم، کیفیت بالاعناوین معرفی شده در این بخش کم ‌هزینه ترین فیلم و سریال‌های موفق بعد از سال ۲۰۰۰ میلادی نیستند، بلکه عناوینی هستند که با بودجه‌ای کم ولی متناسب با جریان پروژه، موفق ظاهر شده و کیفیت بالایی از خود نشان دهند ولی چندان دیده نشده‌اند.بخش اول: فیلم‌هافیلم  Coherence ۲۰۱۳کارگردان:   جیمز وارد بایورکی    بازیگران:  امیلی بالدونی، نیکلاس برندون   نمرات:   IMDB:۷/۷     Ratten Tomatoe : ۸۸     Metacritic: ۶۵در سال ۲۰۱۳،  Coherence  و Interstellar دو فیلم علمی تخیلی ناب بودند که هر دو در یک سال منتشر شدند اما این فیلم درآتش تندی که «میان ستاره‌ای» کریستوفر نولان به پا کرده بود سوخت و به نوعی قربانی این فیلم شد در حالی‌که خود نیز اگر اثری قوی‌تر نبود، اثری ضعیفی نیز به شمار نمی‌رفت. داستانی پیچیده همراه با شگفتی های فراوان که در انتها ما را با انبوهی از سوالات و جواب‌هایی بی‌پایان رها می‌کند. این فیلم به دور از هر گونه ستاره سینمایی با بودجه‌ی فقط ۵۰هزار دلاری، در خانه خود کارگردان فیلمبرداری شده است. داستان فیلم روایتی جذاب از گربه شرودینگر و دیدگاه‌های فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتوم درباره آن است که توسط هشت جوان که در شبی دور هم جمع شده‌اند به وقوع ‌می‌پیوندد.فیلم  Buried ۲۰۱۰کارگردان : رودریگو کورتس               بازیگران: رایان رینولدز نمرات:   IMDB: ۷     Ratten Tomatoes: ۸۷      Metacritic: ۶۵فیلم Buried«مدفون» با بازی رایان رینولدز در ژانر درام، تریلر، روانشناسانه است که ماجرای یک راننده کامیون را روایت می‌کند که درون تابوتی به هوش آمده و باید تلاش کند خود را از داخل تابوت نجات دهد. بودجه فیلم با وجود داشتن یک بازیگر ستاره فقط 3 میلیون دلار است. تمام نود و پنج دقیقه فیلم در داخل یک تابوت و در فضای بسیار تنگ روایت می‌شود اما این شیوه روایت به لطف بازی بسیار خوب رینولدز و فیلم نامه دقیق و جذاب، حوصله سر بر نمی‌شود و فیلم شما را کامل با خود همراه می‌کند. بیننده همراه شخصیت قصه به تکاپو افتاده و استرس را در اعماق وجود خود حس خواهدکرد. فیلم جوایز متعددی را نیز برنده شده که می توان به جایزه هیئت ملی بازبینی فیلم اشاره کرد .با این وجود تماشای Buried برای کسانی که تنگنا هراسی یا کلاستروفوبیا دارند اصلا توصیه نمی‌شود.فیلم  Half Nelson ۲۰۰۶کارگردان: رایان فلک        بازیگران: راین گاسلینگ، شریکت ایپز، آنتونی مکینمرات:    IMDB: ۷/۲        Rotten Tomatoes : ۹۰      Metacritic : ۸۵ این فیلم به عنوان اولین ساخته کارگردان خود اثری با بودجه ۷۰۰ هزار دلاری است که در کمتر از یک ماه فیلم‌برداری شد. فیلم با توجه به فیلم‌نامه خوب خود، توانست موفق ظاهر شده و نظر منتقدان را به خود جلب کند. ساخته رایان فلک فیلمی در ژانر درام اجتماعی با بازی رایان گاسلینگ است که داستان فردی باهوش را روایت می‌کند که به تدریس علاقه‌مند است اما اعتیاد وی به مواد مخدر مشکلاتی را ایجاد می‌کند. گاسلینگ برای ایفای نقش در این فیلم نامزد جایزه اکادمی ملی فیلم‌سازی نیز شد.فیلم  Fruitvale Station ۲۰۱۳کارگردان: رایان کوگلر     بازیگران: مایکل بی جوردن، ملونی دیاز، اکتیویا اسپنسرنمرات:     IMDB: ۷/۵         Rotten Tomatoes: ۹۴          Metacritic: ۸۵درام بیوگرافی  رایان کوگلر که با ۹۰۰ هزار دلار هزینه ساخته شد و توانست به فروش خوبی دست یافته و بیش از ۱۷ میلیون دلار در گیشه داخلی و خارجی کسب کند. داستان این فیلم براساس زندگی اسکار گرانت است، فردی مواد فروش که تصمیم به تغییر زندگی خود و خانواده‌اش می‌گیرد اما توسط پلیس در ایستگاه فرونتویل کشته می‌شود. فیلم موفق به کسب جایزه نگاهی نوع از جشنواره کن شده و در همان جشنواره در رشته‌های متعدد دیگری نیز نامزد شده بود.فیلم  Another Earth ۲۰۱۱کارگردان: مایک کیهیل       بازیگران: بریت مارلینگ، ویلیامز ماپودرنمرات:   IMDB: ۷      Ratten Tomatoe: ۶۶     Metacritic: ۶۶یکی از کمتر شناخته شده‌ترین فیلم‌های علمی تخیلی، با هزینه بسیار کم ۱۰۰ هزار دلاری ساخته شده است که برای یک فیلم درام علمی تخیلی چیزی نزدیک به غیر ممکن محسوب می‌شود. با این حال مایک کیهیل فیلم را با این هزینه کم طوری ساخته است که کمبود بودجه متوجه آن نمی‌شود و توانسته تا حدودی نظر منتقدان و تماشاگران را هم به‌دست بیاورد. فیلم با ایده جذاب کشف یک سیاره جدید و قابل سکونت، ما را در مقابل این سوال می‌گذارد که اگر همچین سیاره‌ای در دنیای واقعی کشف شده بود، زمین خودمان را ول می‌کردیم تا به آن‌جا برویم؟ نقش اصلی فیلم هم در تمام مدت فیلم در حال کلنجار رفتن با خود برای پیدا کردن پاسخ این سوال است.بخش دوم: سریال‌هاسریال   Spiral - (۲۰۰۵-۲۰۲۰)امتیاز: IMDB:  ۸/۵        تعداد فصل: ۸ فصل- ۸۶ اپیزود ژانر : جنایی – درام – معماییسریال Spiral محصول فرانسه اثری جذاب و با بودجه تولیدی به نسب پایین در مقایسه با سایر هم ژانر‌های خود است که از سال ۲۰۰۵ پخش اولین قسمت آن شروع شده و با استقبال خوب مخاطبان تا فصل هشتم ادامه یافته است. سریال یک سری از تحقیقات ویژه پلیس پاریس و مکالمه‌های اتاق بازجویی را از زوایای گوناگون و متفاوت به تصویر می‌کشد.سریال  (۲۰۱۳-۲۰۰۹)- Misfitsامتیاز:  IMDB: ۸/۲            تعداد فصل: ۵ فصل- ۳۷ اپیزود ژانر: درام – فانتزی - کمدیسریال Misfits محصول شبکه E4 انگلیس است که بودجه‌ای کم و در ۵ فصل پخش شده است. بودجه سریال برای هر اپیزود در فصل آخر ۲۵۰ هزار دلار عنوان شده است. این سریال فصل اول خود را با بودجه‌ای ۱۰۰ هزار دلاری برای هر اپیزود آغاز کرد و پس از مورد استقبال قرار گرفتن توسط شبکه تمدید شد. Misfits در ژانر علمی-تخیلی و کمدی است که داستان ۵ جوان خلافکار را روایت می‌کند، جوانانی که برای گذراندن محکومیت خود مجبور به کار در سرویس‌های اجتماعی شده‌اند.یکی از نقاط قوت این سریال، داشتن نگاهی متفاوت به داشتن قدرت‌های ماورایی و انجام کار‌های ماورایی است به نحوی که نمونه آن را تا کنون ندیده‌اید.سریال  (۲۰۱۲-۲۰۱۴) - Lilyhammerامتیاز:    ‌IMDB:۸          تعداد فصل : ۳ فصل- ۲۴ اپیزود  ژانر: جنایی – دراماین سریال نروژی-آمریکایی که عنوان اولین سریال اورجینال نتفلیکس را با خود یدک می‌کشد، داستان یک رئیس مافیا را با بازی استیوی ون زانت به نمایش می‌گذارد که تصمیم بر شهادت علیه هم‌صنف‌های خود می‌گیرد. پیش از این نیز  ون زانت در سریال Sopranos نقشی مشابه را بر عهده داشت. سریال با تلفیق خلاقانه‌ی داستان‌های مافیایی با کمدی توانست خیلی زود جایش را میان منتقدان و تماشاگران باز کند و علارغم داشتن بودجه‌ی ۱۰۰هزار دلاری برای هر اپیزود، موفق ظاهر شود.یکی نکات منفی این برای تماشای این سریال عدم تمدید شدن آن برای فصل چهارم بود که حسابی تماشاگران خود را نا امید کرد. اما با این حال هنوز گزینه مناسبی برای تماشا محسوب می‌شود.بودجه زیاد، کیفیت پایینبخش اول: فیلم‌هافیلم  Justice Leauge- ۲۰۱۷کارگردان: جاس ویدون      بازیگران: بن افلک، گل گدوت، هنری کویل، جیسون مومآنمرات:  IMDB: ۶/۳           Ratten Tomatoes: ۴۰        Metacritic: ۴۵فیلم پر سر و صدای برادران وارنر به عنوان اولین فیلمی که بخشی از ابرقهرمانان DC را کنار هم جمع می‌کند، آنقدر بد و پر‌حاشیه بود که با وجود بودجه ۳۰۰ میلیونی و فروش ۶۵۰ میلیون دلاری، که در ظاهر فروش خوبی محسوب می‌شود، نتوانست انتظارات طرفداران خود را رفع کند و با نقد‌های بسیار منفی منتقدان نیز رو‌به‌رو شد. Justice league«لیگ عدالت» در ابتدا قرار بود توسط زک اسنایدر ساخته شود اما در میانه راه با مشکلاتی که برای اسنایدر پیش آمد او از کار کناره‌گیری کرد و جاس ویدون سکان هدایت این پروژه بزرگ را به‌دست گرفت. حالا بعدد از گذشت ۴ سال و خوابیدن تب انتقاد‌های تند از این فیلم، اسنایدرقرار است نسخه ویژه خود را به زودی منتشر کند.فیلم  John Carter -۲۰۱۲کارگردان: اندرو استانتون    بازیگران: تیلور کیچ، لین کالینز، ویلیام دافونمرات:  IMDB: ۶/۶      Ratten Tomatoes: ۵۲      Metacritic: ۵۱فیلم John carter یکی از عجیب‌ترین ساخته‌های دیزنی است که تقریبا همزمان با «Avengers» با بودجه‌ی هنگفت ۲۵۰ میلیون دلاری بر اساس داستان‌ «شاهزاده‌ای از مریخ» ساخته شد. فیلم از همان ابتدا با اعلام ساخته شد توسط استدیو و بودجه بزرگ آن، درگیر حواشی متعددی شد. اوج حواشی زمانی بود که در میان تعجب همه‌ی اهالی سینما، تیلور کیچ برای نقش اصلی فیلم انتخاب شد. به گفته منتقدین واضح بود که کیچ قادر به ایفای نقشی به این مهمی در فیلمی با این بودجه و مقیاس نخواهد بود و همان‌طور نیز شد. فیلم برای فرار از رقابت با محصول مارول زمان اکران خود را به بدترین ماه برای فیلم‌های بزرگ، یعنی ماه می انتقال داد. حتی حواشی تا چند روز پیش از اکران نیز ادامه داشت و اعلام شد که نسخه اصلی فیلم به سرقت رفته است. تمام این حواشی در کنار زمان‌بندی اکران بد، کیفیت نه چندان خوب و ایفای نقش ضعیف بازیگران باعث شد این پروژه گران‌قیمت با شکست مواجه شود.فیلم  X men: Dark Phoenix- ۲۰۱۹کارگردان: سایمون کینبرگ      بازیگران: سوفی ترنر، جیمز مک اووی، جسیکا چاستیننمرات:     IMDB: 7/5            Ratten Tomatoes: ۲۲         Metacritic: ۴۳فیلم Dark Phoenix قرار بود پایانی با شکوه برای سری پرطرفدار مردان ایکس رقم بزند اما در عمل این چنین نشد. اولین تجربه کارگردانی کینبرگکه پیش‌تر او را به عنوان نویسنده و تهیه‌کننده می‌شناختیم،  با بودجه ۲۰۰ میلیون دلاری خود ۲۵۲ میلیون دلار فروش کرد و نه‌ تنها به سختی توانست هزینه ساخت خود را برگرداند بلکه برای بازاریابی و تبلیغات گسترده‌، ضرری هنگفت را نصیب فاکس کرد. تماشاگران و منتقدان فیلم را خسته‌کننده خوانده و تنها نکته مثب فیلم را بازی خوب جیمز مک‌آوویو سوفی ترنر عنوان کردند.فیلم  Batman Vs Superman: Down of Justice - ۲۰۱۶کارگردان: زک اسنایدر          بازیگران: بن افلک، هنری کویل، امی آدامزنمرات:   IMDB:۶/۴      Ratten Tomatoes:۲۸      Metacritic: ۴۴دنباله فیلم «Man Of Steel» که می‌شود آن‌را دومین فیلم‌ برادران وارنر در راستای ساخت دنیای سینمایی خود نامید، دومین فیلم از این شرکت در لیست ما هم به حساب می‌رود. این فیلم با بودجه‌ای ۳۰۰ میلیون دلاری ساخته شد که با فروش ۸۲۷ میلیون دلاری خود، به سازندگان خود سود رساند اما در جلب نظر و رضایت بینندگان و منتقدان ناتوان بود. داستان فیلم از کینه‌ای که بروس وین در پی نابود شدن ساختمان وین در متروپلیس از سوپرمن به دل می‌گیرد سر چشمه گرفته است و به گفته کارگردان منبع الهام آن «بازگشت شوالیه تاریکی» اثر فرانک میلر بوده است.فیلم  Pirates of the Caribbean: Dead Men Tell No Tales - ۲۰۱۷کارگردان: یوآخیم رونینگ، اسپن سندبرگ      بازیگران: جانی دپ، اولاندو بلوم، کایا اسکودلاریونمرات:   IMDB: ۶/۵             Rotten Tomatoes: ۲۹            Metacritic: ۳۹سری فیلم‌های «دزدان دریایی کارائیب» با قدرت کار خود را آغاز کرد اما هرچقدر تعداد قسمت‌های بیشتری از جک اسپارو و داستان‌های او ساخته شد، کیفیت‌ کار‌ها نیز کمتر و کمتر شد. پس از این‌که فیلم چهارم این مجموعه نقد‌ منفی منتقدان و انتقاد‌های زیادی را به سمت سازندگان روانه کرد، آن‌ها فیلم پنجم را برای جبران اشتباهات فیلم قبلی روانه کردند. این فیلم که در برخی بازار‌ها با نام «Salazar’s Revenge» هم اکران شد، با بودجه ۳۲۰ میلیونی خود توانست ۷۹۵ میلیون دلار فروش داشته باشد اما این فروش خوب هم نتوانست مانع از این شود که منتقدان و طرفداران چشم خود را بر روی داستان و روایت مشکل دار فیلم ببندند. البته در مجموع این فیلم آنقدر بد نیست که نتوان آن را مشاهده کرد ولی، برای طرفداران این مجموعه که منتظر فیلمی به مراتب بهتر بودند، ناامدیدی بزرگی به‌وجود آورد. نکته دیگر فیلم پنجم این مجموعه حضور خاویر باردم و گلشیفته فراهانی در جمع بازیگران آن است.بخش دوم: سریال‌هاسریال  (-See - ( ۲۰۲۰امتیاز:  IMDB: ۷/۶        تعداد فصل: ۱ فصل- فصل دوم در دست تولید ژانر: علمی تخیلی – اکشنسریال See«دیدن» با بازی جیسون موموآ، یک ایده جذاب و بودجه‌ای ۲۶۰ میلیون دلاری برای دو فصل از سوی Apple+ به بازار شلوغ دنیای سریال‌ها آمد. سریال با وجود استقبال خوب مخاطبان، نتوانسته در فصل اول نظرات مثب زیادی بگیرد. ایرادات فراوان در گارگردانی صحنه‌های اکشن و دوگانگی‌ قانون‌های تعریف شده در طول سریال و عدم پای‌بندی به آن قانون‌ها به همراه بازی ضعیف برخی بازیگران از عمده دلایل عدم رضایت منتقدان از فصل اول این سریال محسوب می‌شود که باعث شد نمره ۳۷ را از آن‌ها دریافت کند. اما با این حال این سریال هنوز در اول راه خود قرار دارد و با هزینه سنگینی که شبکه ‌روی آن انجام داده، امکان بهبود وضعیت در فصل‌های بعدی وجود دارد.سریال  ( -Cursed - (۲۰۲۰امتیاز: IMDB: ۵/۸        تعداد فصل: ۱ فصل- فصل دوم در دست تولید   ژانر: فانتزی –درامدر روزگار پس از «بازی تاج وتخت» سریال‌های فانتزی طرفداران زیادی پیدا کردند و شبکه‌های تلویزیونی و شبکه‌های استریم نیز علاقه بیشتری به ساخت این آثار دارند. شبکه نتفلیکس برای ساخت سریال Cursed«نفرین» هزینه زیادی کرده و با بودجه ۸-۱۰ میلیون دلاری برای هر اپیزود، سعی در خلق یک دنیای فانتزی جذاب داشته است. این سریال داستان نیمو، از دنیای شاه آرتور را با نگاهی متفاوت به تصویر می‌کشد، نیمو بعد از مرگ مادرش با آرتور آشنا شده و وارد ماجراجویی‌هایی می‌شود که او را به نماد شجاعت تبدیل می‌کند. نفرین هم همانند «See» فصل اول خود را پشت سر گذاشته است، با این تفاوت که این سریال که کاترین لانگفورد را به عنوان ستاره در اختیار دارد، حجم بسیار بیشتری از کپی‌کاری‌ها و الگو‌برداری‌های ضعیف را در خود جا داده است و برای تغییر این وضعیت و جلب نظر بینندگان و منتقدان باید شیوه خود را به کلی تغییر دهد.به‌غیر از موارد معرفی شده، عناوین بی‌شمار دیگری هم وجود دارند که می‌توانستند در این لیست قرار بگیرند. هر سال تعداد بسیار زیادی فیلم و سریال با هزینه‌های متفاوت و از شبکه‌های و شرکت‌های مختلف سفارش تولید ‌می‌گیرند، اما همه آن‌ها را نمی‌توان با میزان بودجه قضاوت کرد، بودجه‌ی یک اثر، آن‌را محکوم به شکست یا پیروزی نمی‌کند و موارد مختلفی می‌تواند سرنوشت آن‌ها تغییر دهد، هرچند که واضح است، هرچقدر اثری پر خرج‌تر باشد، میزان تبلیغات و سر و صدای رسانه‌ای آن هم بیشتر است، پس شانس موفقیت بیشتری هم دارد. </description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jan 2021 15:47:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی یکی از بهترین سبک‌های کمدی؛ سیتکام‌</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85-pfkr7tfai3or</link>
                <description>کمدی یکی از متنوع‌ترین ژانر‌های جهان محسوب می‌شود. می‌خواهیم به طور خلاصه کمدی را بررسی کرده و به معرفی سیتکام به عنوان بخش مهمی از کمدی بپردازیم. همچنین چند سریال از بهترین کمدی‌‌های ژانر سیتکام‌ را که تاکنون ساخته شده، معرفی می‌کنیم.دنیای سرگرمی، به‌خصوص حوزه‌های بازی، سینما و تلویزیون از گذشته تا به امروز و به احتمال بسیار زیاد تا آینده‌ دور نقشی عمده و اساسی در سرگرم کردن بشر و تفریحات انسان‌ها خواهند داشت. سریال‌ها به عنوان یکی از بازو‌های سرگرمی همیشه مورد توجه قشر فیلم‌دوست بوده است؛ این توجه با پیشرفت روز افزون شبکه‌ها در گذشته، سرویس‌های استریم در زمان حال و اقبال تماشاگران به آن‌ها بیشتر نیز شده است. همه ساله سریال‌های متعددی  با سبک‌ها و ژانر‌های مختلف تولید و پخش می‌شوند اما در میان همه ژانر‌های موجود، شاید بتوان از سیتکام به عنوان متفاوت‌ترین آن‌ها نام برد. نگاهی کوتاه و اجمالی به این سبک می‌اندازیم تا ببینیم این سبک چیست، از کجا آمده، و چه مولفه‌هایی دارد؟ در انتها نیز چند مورد از بهترین سیتکام‌های تاریخ تلویزیون را معرفی می‌کنیم.کمدی و انواع کمدیکمدی از قدیمی‌ترین ژانر‌های تاریخ به حساب می‌آید. از قرن‌های پیش کمدی به عنوان بخشی مهم از نمایش‌هایی بود که در تئاتر روی صحنه می‌رفت. کمدی‌های سیاه، فارس، هجو و ... از گونه‌های مختلف کمدی بودند که بر روی صحنه‌های نمایش و به مرور زمان بر روی پرده‌های سینما به نمایش درآمدند. با روی کار آمدن رادیو و تلویزیون، کمدی هم در سبک‌های متفاوت وارد این فضا شد. از اولین سال‌های تاسیس رادیو و تلویزیون، این ژانر همواره به عنوان بخشی جدایی ناپذیر و پر‌طرفدار از برنامه‌ها بوده است. کمدی یک ژانر ویژه محسوب می‌شود و دارای زیر‌ ژانر‌های متعددی است. انواع کمدی نمایشی را برحسب نوع اجرای آن می‌توان به کمدی درام، کمدی‌های آیتم محور، سیتکام و استندآپ کمدی تقسیم بندی کرد که توضیح هرکدام از این زیر ژانر‌ها نیازمند یک مقاله جداگانه است و نکات ریز و درشت فراوانی دارد. ما در این مطلب به سراغ گونه پرطرفدار سیتکام‌ها رفته‌ایم.سیتکام چیست؟پیش از هر توضیحی در مورد سیتکام، ابتدا باید به سراغ معنی کلمه آن برویم. سیتکام «Sitcom» اسمی کوتاه شده و مخفف عبارت Situation Comedy است که از دو کلمه موقعیت و کمدی تشکیل شده است. به همین دلیل سیتکام در ایران با نام کمدی موقعیت نیز شناخته می‌شود.همانطور که اشاره شد، سیتکام یا کمدی موقعیت بخشی از انواع کمدی محسوب می‌شود. اما تعداد کمی از منتقدان کمدی موقعیت را سبکی کاملا جدا از کمدی می‌دانند؛ همچنین در سال‌های اخیر به‌خصوص بعد از پخش سریال‌های انیمیشنی موفق، عده‌ای این مجموعه‌ها را از گونه سیتکام‌ها دانسته‌اند؛ ولی برخی دیگر، انیمیشن‌ها را جدا از ژانر سیتکام کمدی به حساب می‌آورند. ما نیز همراه با نظر اکثر منتقدان امروزی، این قبیل سریال‌های انیمیشنی را سیتکام شناخته و آن‌ها را از این دسته به شمار می‌آوریم.Rick and Morty Vs BoJack Horsemanدر مجموعه‌های سیتکام، داستانی طنز حول شخیت‌هایی ثابت که در همه اپیزود‌ها حضور دارند در جریان است و در مکان‌هایی ثابت و یکنواخت مثل خانه یا دفتر کار روایت می‌شوند. به صورت کلی در این سبک سریال‌ها شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی خنده‌دار و حتی به دور از واقعیت قرار می‌گیرند. واکنش‌ آن‌ها نیز به این موقعیت‌ها، عجیب، گاهی مسخره و خنده‌دار است اما همین مسخرگی و به دور از واقعیت بودن است که باعث جذابیت و محبوبیت سیتکام‌ها شده است.محبوبیت، گستردگی و هویتی که سیتکام‌ها در طول سال‌های وجود خود به دست آورده‌اند باعث شده تا برخی از منتقدان آن‌را به عنوان یک ژانر مستقل نیز بیان کنند. هویت مهم‌ترین مولفه در شناخت و دانستن تفاوت‌ها بوده است؛ عمده ترین دست‌آوردی است که باعث شناخته شدن سیتکام‌ها و تفاوت زیاد آن‌ها با سایر کمدی‌ها هویت منحصر‌به فرد آن است. برای شناخت یک سیتکام کافی است تنها چند دقیقه به تماشای آن بنشینید، نوع رفتار‌ها، طراحی صحنه‌‌ها، رنگ بندی، میزانسن و کادربندی دوربین بلافاصله به شما می‌گوید که با یک سیتکام طرف هستیم. اما برای شناخت مثلا کمدی درام، اگر از روی توضیحات و اخبار رسانه‌ها متوجه ژانر فیلم نشویم، شاید به تماشای کامل آن نیاز داشته باشیم تا بفهمیم دقیقا با چه ژانری سر و کار داریم. این هویت سیتکام‌ها هرچند در طول سال‌‌های زیادی که از عمر آن‌ها گذشته تغییراتی داشته‌اند اما هنوز هم ثابت، مستقل و آشنا است.صحنه ٍثابت یک سریال سیتکامطبق اطلاعات و شواهد اولین سیتکام تاریخ در انگلیس ساخته شده و به نوعی محل تولد این سبک اینگلیس بوده است. اما قبل از آن‌که سریالی در این سبک ساخته شود، در رادیو برنامه‌ای با شکل و شمایل شبیه به سیتکام کنونی پخش می‌شدند. در سال ۱۹۴۶ اولین سریالی که در نیم ساعت و به سبک سیتکام کنونی تولید و از شبکه BBC پخش شد، Pinwright&#x27;s Progress نام داشت که در ۱۰ اپیزود تا سال ۱۹۴۸ پخش شد و به این ترتیب برای اولین بار یک مجموعه تلویزیونی در این سبک زاده شد. در آمریکا نیز ویلیام آشر که او را به عنوان پدر سیتکام‌ها می‌شناسند، بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ بیش از ۱۲ سریال سیتکام را ساخت تا به این طریق نامش در تاریخ تلویزیون جهان ثبت شود.مولفه‌های سیتکامهویت مستقلی که اشاره شد هیچ‌گاه به یک‌باره پدید نیامده است. از ابتدا برخی ویژگی‌ها به عنوان پای ثابت سیتکام‌ها مطرح بود؛ مثل برداشت با تعداد دوربین‌های کم. با مرور زمان این ویژگی‌ها گسترش پیدا کرده و ضمن حفظ موارد قدیمی‌تر، ویژگی‌های جدیدی هم به این ژانر اضافه شد. در زمان حال با گذشت بیش از ۷۰ سال از عمر سیتکام‌ها می‌توان مولفه‌هایی را دسته‌بندی کرد و سیتکام‌ها را با آن مولفه‌ها شناخت.۱-اولین مولفه‌ی سیتکام‌ها داشتن شخصیت‌های اصلی محدود به یک گروه چند نفره است. این گروه از شخصیت‌ها اکثرا باهم روابط صمیمانه‌ای دارند. این قبیل سریال‌ها شخصیت‌های زیادی ندارند و کاراکتر‌های فرعی در بیشترین حالت تنها برای چند قسمت حضوری کوتاه دارند.۲-دومین مولفه اصلی سیتکام‌ها داشتن لوکشین محدود و ثابت است. مکان‌هایی که زندگی‌ عادی در آن‌ها جریان دارد مثل خانه‌، محل کار وکافی‌شاپ. این لوکشین‌ها در تمام اپیزود‌ها و حتی شاید در تمام سکانس‌ها ثابت است و تغییرات شاید فقط محدود به طراحی صحنه‌ها باشد و تغییر لوکیشن‌ زیادی در طول سریال‌ مشاهده نمی‌شود.۳-مولفه سوم این سبک از سریال‌سازی داشتن دقایق کمتر است. هر اپیزود از یک سریال کمدی موقعیت بسته به کشوری که در آن ساخته می‌شود متفاوت است . مثلا در انگلیس سیتکام‌ها اپیزود‌های ۳۰ دقیقه‌ای دارند، درحالی‌که این زمان در آمریکا بین۲۰ تا ۲۲ دقیقه است که با احتساب زمان تبلیغات میان‌برنامه به ۳۰ دقیقه می‌رسد. در استرالیا قضیه کاملا برعکس دو کشور قبلی است، سیتکام‌های استرالیا معمولا اپیزود‌های کمتری با زمانی کمتر دارند، ولی تعداد فصل‌هایشان خیلی بیشتر است.۴-تعداد دوربین‌های کمتر، زوایا و کادربندی‌های تکراری را می‌توان یک نکته اصلی دیگر در تمام سیتکام‌های ساخته عنوان کرد. صدای خنده تماشاگران هم به عنوان بخشی از هویت اصلی سیتکام‌ها است و شاید خیلی از بینندگان سیتکام‌ها را با صدای خنده‌ای بشناسند که در صحنه‌های مختلف پخش می‌شود اما به عنوان مولفه اصلی شناخته نمی‌شود و نبود صدای خنده دلیل بر سیتکام نبودن آن سریال نیست.آخرین مولفه مهم سیتکام‌ها داشتن داستان حول شخصیت‌های اصلی و زندگی روزمره آن‌هاست. حوادث این سریال‌ها هیچ‌گاه فراتر از شخصیت‌های خود نمی‌رود. عشق، دوستی، غم، شادی، شغل و احساسات شخصیت‌های اصلی است که داستان سریال را تشکیل می‌دهد نه چیز دیگر.هرگاه با موارد گفته شده در یک سریال مواجه شدید بدانید که احتمالا با یک سیتکام طرف هستید. گاهی ممکن است همه موارد بالا در کنار هم قرار بگیرند ولی امکان این‌که فیلم‌ساز بسته به خلاقیت خود و همچنین نیاز داستان به هر کدام، موارد بالا را تغییر داده و کمرنگ، پر رنگ و یا حتی حذف کند.معروف‌ترین سیتکام‌هاحالا که با کمدی موقعیت و اصول آن‌ آشنا شدیم، بهتر است چند نمونه از بهترین سیتکام‌های‌ تاریخ را که تا کنون ساخته شده‌اند معرفی کنیم. هر سال در سراسر جهان سریال‌هایی متنوع در انواع ژانر‌ها‌ ساخته می‌شوند اما فقط تعداد کمی از آن‌ها باکیفیت از آب درمی‌آید و از آن تعداد کم، موارد انگشت‌شماری وجود دارد که یادها مانده و عقل و قلب ما را با خود درگیر می‌کند. این وضعیت در مورد سریال‌های سیتکام به مراتب بیشتر است. معمولا چند سالی طول می‌کشد تا سیتکامی متولد شود و آنقدر خوب باشد تا در قلب‌ها بنشینید و طرفداران را مشتاق دیدن دوباره آن نگه دارد. در ادامه سه سریالی را که می‌شود دید و در یاد‌ها نگه‌شان داشت معرفی ‌می‌کنیم. سریال‌هایی که هر یک از آن‌ها لحظاتی ناب را برایتان به وجود می‌آورند.سریال The Office سریال The Office«اداره» یکی از بهترین و بامزه‌ترین سریال‌های سیتکام است که شاید در لیست ما کمترین بیننده ‌را هم داشته باشد و کمتر شناخته شده است. سریال اداره از روی نسخه اینگلیسی این سریال ساخته شده و در ۲۰۱ قسمت ۲۰ دقیقه‌ای بین پخش شد.داستان سریال به صورت کاملا متفاوت و مستند‌وار روایت شده و درباره کارمندان که یک شرکت فروش کاغذ است. تمام شخصیت‌های سریال به عنوان نماد و سمبلی از افرادی هستند که ما در طول روز با آن‌ها معاشرت داریم و حس کاملا آشنایی را به بیننده القا می‌کند، با این تفاوت که آن‌ها را در موقعیت‌های کمدی قرار می‌دهد. این سریال در فصل آول نقد های منفی زیادی دریافت کرد و عده‌ای آن‌را یک نسخه ضعیف از سریال انگلیسی می‌دانستند، اما به مرور و با پخش فصل‌های بعدی نمرات منتقدان و بازخورد‌ها روز به روز بهتر شد و هم اکنون به عنوان یکی از بهترین سریال‌های کمدی که می‌توان آن‌را تماشا کرد، در هر لیستی حضور دارد.        تعداد فصل: ۹            تعداد قسمت: ۲۰۱             سال: ۲۰۰۵-۲۰۱۳        امتیاز:۸/۹                شبکه : NBCسریال BoJack Horseman همانطور که گفته شد در بین منتقدان اختلاف نظر‌هایی در مورد حضور انیمیشن‌ها در ژانر سیتکام وجود دارد اما به حر حال ما آن‌ها را سیتکام می‌دانیم و به معرفی یکی از بهترین انیمیشن‌های تاریخ میپردازیم.این سریال کمدی آمریکایی ساخته شبکه نتفلیکس است که در آن داستان یک انسان حیوان‌نمایی را می بینیم که در گذشته به عنوان یک بازیگر مطرح یکی از سیتکام‌های معروف دهه ۸۰ میلادی شناخته می‌شد، اما اکنون زمان خود را به بطالت می‌گذراند و کاری جز افسوس خوردن ندارد. این سریال از صداپیشگی فرد معروفی چون آرون پال نیز بهره می‌برد. مباحث BoJack Horseman کاملا بزرگ سالانه است‌، چون بسیار عمیق، روشنفکرانه، پر از جزئیات ریز و درشت و بعضا بسیار دردناک است. اما برخلاف دیگر انیمیشن‌های این سبک سعی نمی‌کند با حجو و استفاده از کلمات رکیک ذهن‌ها را در دست بگیرد. اگر تا به حال این سریال را ندیده‌اید و دل‌تان کمی فکر و تعقل در کنار خنده‌ را می‌خواهد حتما سراغ این اسب مهربان بروید.         تعداد فصل: ۶               تعداد قسمت:۷۷               سال: ۲۰۱۴-۲۰۲۰         امتیاز: ۸/۷                 شبکه : Netflix سریال Friendsشاید نباید این سریال را معرفی کرد، شاید حتی نباید آن‌‌را دسته بندی کرد. Friends «دوستان» نه تنها مدعی مقام بهترین کمدی‌ تاریخ در ژانر سیتکام است، بلکه یکی از بهترین سریال‌های تاریخ تلویزیون نیز به شمار می‌رود. حتی می توان این سریال را برای کسانی که از افسردگی رنج می‌برند تجویز کرد. این سریال دوست داشتنی و نسبتا پر سابقه یکی از معروف‌ترین سیتکام‌های تاریخ بوده و نقش عمده‌ای در شناخته شدن و هویت یابی این سبک داشته است. دوستان داستانی در مورد 6 دوست دارد که در منطقه منهتن در نیویورک زندگی‌ می‌کنند و حوادث در هر قسمت در یک ساختمان، پیرامون این افراد شکل می‌گیرد. سبک کمدی موجود در دوستان به گونه‌ای است که به جرعت می‌توان گفت تاریخ مصرف ندارد و بعد از گذشت بیش از ۱۵ سال از اتمام آن هنوز هم کشش لازم برای تماشای چندباره را دارد وعلاوه بر جذب مخاطبان نسل جدیدی که تازه با این سریال آشنا شده‌اند، طرفداران قدیمی خود را هم به سمت خود می‌کشد. حال و هوای دوستانه سریال سبب ایجاد حس همزاد پنداری و ارتباطی فراتصویری با سریال می‌شود که بیننده را در دنیای سریال زندانی می‌کند. به شخصه من هنوز هم در مواقعی که احوال مناسبی ندارم سری به چند اپیزود آن می‌زنم. «فرندز» جوایز متعددی در جشنواره‌های مختلف کسب کرده است و پرافتخارترین سریال‌های کمدی محسوب می‌شود.         تعداد فصل : ۱۰                   تعداد قسمت: ۲۳۶               سال: ۱۹۹۴-۲۰۰۴         امتیاز:۸/۹                           شبکه: NBCانتخاب تنها سه مورد از سریال‌های طول تاریخ برای این لیست کار دشواری است؛ چندین سریال دیگر وجود دارد که علارغم خوب بودن در لیست ما حضور نداشتند. مجموعه‌های با ارزش دیگری همچون Rick and Mortey Modern Family، The Big Bang Theory از جمله آن‌ها هستند. سیتکام‌ها به عنوان یکی از محبوب‌ترین ژانر‌های دنیا همواره طرفداران پر و پا قرصی داشته‌اند. شما هم اگر تا کنون سریال‌های اشاره شده را ندیده‌اید یا قبلا دیده و فراموش کرده‌اید، بد نیست سری به آن‌ها بزنید و حال دل خود را با تماشا کردنشان خوب کنید.</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 13:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیم وکسلر چگونه ساول گودمنِ درون  خود را نشان خواهد داد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D9%88%DA%A9%D8%B3%D9%84%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%AF%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%86%D9%8D-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-uc8npukn34ad</link>
                <description>کیم وکسلر، شخصیت جذاب، مهم و همراه همیشگی جیمی سریال Better Call Saul«بهتره با ساول تماس بگیری» در فصل ششم بالاخره ساول گودمن درون خود را پیدا خواهد کرد؛ اما این شخصیت جدید کیم وکسلر چگونه خواهد بود؟شخصیت قانون شکن کیم وکسلر در فصل ششم بهتره با ساول تماس بگیری«Better Call Saul» چگونه خواهد بود؟ شخصیتی که نماد قانون مداری و همچنین ترمز حرکات ساول بود در فصل جدید چه چیزی برای ما خواهد داشت؟ سریال پیش درآمد Breaking Bad «بریکینگ بد» در طول پنچ فصل گذشته خود در اعماق شخصیت وکیل خوش‌قلب خود کاوش فراوانی کرده و نحوه تحول او از جیمی مک‌گیل دوست داشتنی به ساول گودمن حیله‌گر  را به تصویر کشیده است. اما این تغییر تحولات در عیاری خیلی بیشتر و مهم‌تر از تغییر اسم او است.می‌توان گفت جیمی شخصیت ساول را خلق کرد تا به وسیله آن از مشکلات و ناامیدی‌های شغلی، احساس گناه از دست دادن چاک و همینطور از پیامد‌های ناشی از فعالیت‌های غیر‌اخلاقی و قانون‌شکنانه خود در حوضه وکالت فرار کند. هر فصلی که از سریال گذشت، جیمی بیشتر و بیشتر در باتلاق شخصیت فرضی ساول گیر کرده و سیر تحول او آنقدر عمیق‌تر ‌شد که ساول از یک کاراکتر فرضی و پنهانی به شخصیت غالب جیمی تبدیل شد. اما با توجه به این نکته که به احتمال زیاد همه‌ی بینندگان، سریال اصلی مجموعه، «بریکینگ بد» را تماشا کرده‌اند، آینده نه چندان خوش جیمی و اتفاقات پیرامون وی را می‌دانند؛ پس همه منتظر آن لحظه‌‌ی تغیر اساسی بودند تا با قاطعیت بگویند بله، بالاخره ساول گودمنی که ما آن را از قبل می‌شناختیم متولد شد. این  تحول و سیر تغییر جیمی تا آن لحظه، پس از مقدمه چینی‌های طولانی در قسمت آخر فصل پنجم اتفاق افتاد.ما نکته ماجرا اینجاست که آن لحظه چیزی نبود که بینندگان انتظارش را داشته باشند. ضربه نهایی به پیکر بی‌جان شخصیت جیمی توسط کیم زده شد؛ شخصی که تصور بر این بود در نهایت به واسطه علاقه‌ای که به جیمی دارد، دست از اصول خود بردارد و در مسیر ساول گودمن پا بگذارد و وارد دنیای مافیایی شود. اما وینس گیلیکان، سازنده سریال، سرنوشت دیگری برای او در نظر داشت و این کیم بود که آخرین سنگر اخلاقی جیمی مک‌گیل را شکست و علاوه بر اینکه راه او را را در مسیر تبدیل شدن به ساول گودمن هموار کرد، خود را هم به عنوان هم‌مسیر ساول به بینندگان معرفی کرد. حالا دیگر می‌توان گفت ساول گودمن در مسیر خود تنها نیست.کیم در طول سریال همواره به عنوان ترمز نگه‌دارنده و صدای عقل، در کنار جیمی حضور داشت؛ اما گاهی اوقات دیده می‌شد که او هم به دنیا و روش‌های ساول بی تمایل نیست و به طور فزاینده‌ای به سمت زندگی شخصیت ساول و روش‌های نامتعارف، غیرقانونی و آزاد جیمی جذب می‌شود. در اپیزود پایانی فصل پنجم مهم‌ترین اتفاق شخصیت کیم رخ داد؛ کیم از کار خود استعفا داد و پیشنهاد پایین کشیدن هوارد هملین از قدرت و اقدام علیه او را ارائه کرد که حتی باعث تعجب و ناراحتی جیمی نیز شد. حال کیم و جیمی آماده می‌شوند تا در فصل جدید «بهتره با ساول تماس بگیری» جدیدترین جرم و قانون‌شکنی خود را انجام دهند. اخیرا نیز ریا سیهورن بازیگر نقش کیم اعلام کرده بود، شخصیت او در جدید‌ترین فصل سریال راه و روش ساول گودمن را در پیش خواهد گرفت. با این حساب احتمالا او نیز برای فعالیت قانون‌شکنانه در دنیای جرم و جنایت به عنوان وکیل، یک اسم مستعار همچون ساول گودمن اختیار کنداگر با دقت بیشتری به این موضوع فکر کنیم می‌بینیم سریال قبلا برای این مورد هم مقدمه چینی کرده است. محتمل‌ترین نام برای کیم متحول شده جیزل سنت کلیر است. نام مستعاری که کیم برای همکاری با جیمی برای اولین بار از آن در فصل دوم استفاده کرد. شاید بتوان گفت آغاز تحول و سیر تغییر کیم از همان اپیزودی آغاز شد که با همکاری جیم، خود را جیزل جا زده و اولین کلاه‌برداری خود را از یک مشاور بازار سهام انجام داد. رضایت و خوشحالی کیم بعد از آن اتفاق از همان فصل دوم چراغ خطر تغییر کیم را برای ما روشن کرد. حالا با تحول کامل کیم در اپیزود پایانی فصل پنجم و پا گذاشتن در دنیایی جدید، شاید بار دیگر به شخصیت خیالی جیزل برگردد. جیزل سنت کلیر نام و شخصیتی است هم‌تراز با ساول و درصورت انتخاب شدن توسط کیم، می‌تواند با ساول گودمن در کلاه‌برداری رقابت کند.البته این نکته نیز وجود دارد که کیم تظاهر می‌کند همسر جیمی مک‌گیل است. بنابراین اگر کیم قصد داشته باشد همچنان این تظاهر را حفظ کند و جیمی را به عنوان همسر خود معرفی کند، شاید به یک نام مستعار با همان نام‌خانوادگی احتیاج داشته باشد. نامی مثل اسنو گودمن یا حتی جيزل گودمن.جالب و هیجان‌انگیز‌تر از حدس زدن نام مستعار جدید کیم، این‌ است که بدانیم شخصیت جدید کیم چه ویژگی‌هایی خواهد داشت و تمرکز او روی چه نکاتی خواهد بود. هنگامی که جیزل برای اولین بار کین، مشاور سهامی را که به صورت اتفاقی در یک رستوران دیده بود را به سفارش نوشیدنی بسیار گران‌قیمت ترغیب می‌کرد، در حیله‌گری بسیار تازه‌کار بود اما او خیلی زود به توانایی خود در گفتن دروغ‌های بزرگ و حتی بسیار سخت پی برد. مشاهده کردیم که کیم در اپیزود «کوشاتا» با خونسردی تمام و کاملا مطمئن از هیول دفاع کرد در حالی‌که می‌دانیم تمام آن‌ نامه ‌ها و تماس‌ها زیر سر ساول و نقشه هوشمندانه او بوده است اما کیم برای دفاع از هیول کوچک‌ترین لغزشی از خود نشان نمی‌دهد. همچنین وقتی لالو سالامانکا وارد خانه جیمی می‌شود، کیم بسیار مقتدرانه با او برخورد می‌کند.صحبت‌ها و جر‌وبحث‌های کیم با هاوارد در فصل پنجم نیز به ما نشان داد، او می‌تواند به راحتی در مواقع ضروری تحقیر و اهانت‌های زبانی علیه کسی را اجرا کند و به خوبی در آن مهارت دارد. این نمونه‌های گفته شده می‌تواند ایده نهایی و شکل ذهنی ما از آنچه که از شخصیت کیم در فصل جدید انتظار داریم برایمان تجسم کند. ساول گودمن شخصیتی شوخ‌طبع، پر حرف و کاریزماتیک است در حالی‌که کیم وکسلر از هوش بالا و قدرت استفاده خود از کلمات به صورت استراتژیکی استفاده می‌کند دیگران را تغییر یا متقاعد کند. حال آن شخص یک دلال مواد مخدر باشد یا وکیل دادگستری، برای کیم تفاوتی ندارد و او با فرماندهی کلمات به خوبی ذهن طرف مقابل را به دست می‌گیرد. در واقع شخصیت ساول وار کیم نسخه‌ای بزرگنمایی شده از نحوه رفتار او در دادگاه است.ما به عنوان بینندگان پر و پا قرص می‌دانیم که جیمی در Breaking Bad کاملا در شخصیت ساول گودمن است و اثری از جیمی مک‌گیل و حتی کیم وکسلر نیست. به همین دلیل بحث در مورد تغییر شخصیت و عوض شدن او و در نظر گرفتن سرنوشتش مشکل است. زیرا ما می‌دانیم در آینده کیم در کنار ساول حضور ندارد. شاید شخصیت جدید کیم او را به کنار گذاشتن یا فاصله گرفتن از جیمی مجبورکرده است. یا شاید کیم لو رفته و به زندان بیافتد، حتی ممکن است او در فصل آخر کشته شود یا اینکه ممکن است به سادگی تصمیم بگیرد که سبک زندگی جیمی برای او خوب نیست و تمایل به جدا شدن از او داشته باشد. از حدس‌های کم احتمال هم این است که او از تغییر شخصیت خود پشیمان شده و به راه درست و وکالت شرافتمندانه برگردد. هرچه که باشد، سرنوشت شخصیت کیم مهم‌تر و هیجان‌انگیز تر از خود جیمی است، زیرا ما آینده جیمی را می‌دانیم اما از کیم خبری نداریم. البته سکانس‌های ابتدای هر فصل که دوران بعد از Breaking Bad را نشان می‌دهد برای آینده جیمی مهم و هیجان انگیز است و بی صبرانه منتظریم تا ببینیم عاقب شخصیت جیمی مک‌گیل حیله‌گر چه ‌می‌شود.کیم شخصیتی دوست‌ داشتنی و بازی ریا سیهورن در آن نقش درخشان و جذاب است، بنابراین سرنوشت نهایی او برای همه مهم است. فصل آخر فصل تصمیم‌های سخت و موقعیت‌های دشوار خواهد بود؛ اما باید منتظر ماند و دید این تصمیم‌ها منجر به پایانی به یاد ماندنی خواهند شد یا خیر. فصل ششم و پایانی سریال «بهتره با ساول تماس بگیری»در ابتدا برای پخش در اوایل سال 2021 برنامه ریزی شده بود اما مشکلات ناشی از شیوع ویروس کرونا این سریال‌‌ را هم همانند تمام پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی درگیر خود کرده و پخش آن درخوشبینانه‌ترین حالت ممکن اواسط 2021 خواهد بود. هرچند ممکن است با تاخیر بیشتری نیز مواجه شده و در سال 2022 از شبکه amc پخش شود. این فصل که در 13 قسمت تولید می‌شود طولانی‌ترین فصل سریال خواهد بود.منبع: screenrant</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Dec 2020 01:48:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربران بازی Fallout 76 در سال 2020 با افزایش زیادی روبرو شده است</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-fallout-76-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2020-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ea5qik6zin2k</link>
                <description>طبق اطلاعات منتشر شده توسط بتسدا، کاربران بازی جهان‌باز نقش آفرینی Fallout76 با وجود مشکلات کرونایی شرکت‌ها، با پشتیبانی خوب توسعه دهندگان، توانسته افزایش قابل توجهی داشته باشد.شرکت بتسدا در روز گذشته با انتشار پستی در شبکه‌های اجتماعی خود وضعیت بازی آنلاین Fallout 76 را برای همگان مشخص کرد. بر اساس اطلاعات منتشر شده همه چیز برای این بازی برخلاف انتظار‌ خوب و شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد. با وجود اینکه سال 2020 به دلیل کرونا و مشکلات ناشی از آن، سال خوبی برای اکثریت مردم و صنعت‌های دنیا نبود، اما به نظر می‌رسد بتسدا بالاخره موفق شده است بعد از یک شروع ضعیف، اهداف خود برای Fallout 76 را بشناسد و آن را به سمت موفقیت هرچند دیر‌هنگام حرکت دهد.به لطف این اطلاعات منتشر شده مشخص شد که کاربران Fallout 76 در طول سال جاری افزایش شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است و دنیای پساآخرالزمانی ویست‌لند بسیار شلوغ‌تر از سال‌های گذشته شده است.این اتفاق بی دلیل هم نبوده است زیرا در طول سال گذشته، Fallout 76 شاهد تغییرات و بروز رسانی‌های متعددی بوده است که از زمان عرضه بازی در 2018 بی‌سابقه بود. این بروز رسانی‌ها همگی رایگان بوده و شامل مواردی مثل Westelanders، Steel Dawn، One Wasteland، Daily Opsو چند مورد دیگر می‌شود که در کنار رفع اشکالات مهم بازی، ویژگی‌های جدیدی را به بازی اضافه کردند. در این بروز رسانی‌ها به نظرات کاربران هم اهمیت بسیاری داده شد و سعی شد با رفع باگ‌های اعصاب خراب کن مواردی را که کاربران درخواست کرده بودند هم به بازی اضافه شود. مثلا در یکی از بروز رسانی‌ها فقط یک صندلی چرخ‌دار به بازی اضافه شد، چون کاربران درخواست زیادی برای آن از استدیو سازنده داشتند.این اتفاق یک چرخش کامل به نفع بازی بود و جزئیات آن توسط اینفوگرافیک ارائه شده توسط بتسدا منتشر شده است.همانطور که می‌بینید آمار‌ها حاکی از آن است که بیش‌‌از 4.242.783 ماموریت در بخش Daily Ops تکمیل شده و 702.284.423 مرگ نیز در بازی ثبت شده است. همچنین 5.015.873 بمب اتمی در جریان بازی استفاده شده است. در دیگر اطلاعات منتشر شده، گزارشات اینگونه نشان می‌دهد که کاربران در مجموع بیش از 4.7 میلیارد Scorch را در بازی کشته‌اند. این آمار به خوبی نشان می‌دهد بازیکنان Fallout76 افزایش یافته و بتسدا نیز از این موضوع کاملا راضی است.در اوخر سال 2019 میلادی بود که اوضاع برای Falout 76 اصلا خوب نبود. سرویس اشتراکی جدیدی که بتسدا برای بازی در نظر گرفته بود با قیمت بسیار بالا عرضه شد و باعث عصبانیت کاربران و تحریم این سرویس توسط آن‌ها شد. بعد از این اتفاقات هم مشخص شد سرور‌های خصوصی بازی که یکی از اصلی‌ترین دلایل برای جذب کاربران به حساب می‌آمدند، آیتم‌های مختلف کاربران را در اسکرب باکس ها خود به خود حذف می‌کردند. بعد از آن هم فاجعه تکمیل شد و هکر‌ها با دسترسی به سرورهای بازی، اطلاعات کاربران را به انتشار عموم درآوردند.اما به نظر می‌سد تیم مدیریت بازی، سال 2020 را به خوبی مدیریت کرده و با توسعه بازی، ورق را به سمت خود برگردانده‌اند. با این حال با توجه به اوضاع بسیار بد Cyberpunk 2077 و شروع نا‌امید کننده آن، طرفداران امیدوارند این بازی نیز همانند Fallout76  اوضاع را به نفع خود عوض کند.بازی Falout 76 یک بازی جهان باز در سبک نقش‌آفرینی اکشن آنلاین است که در سال 2018 توسط شرکت بتسدا برای ویندوز، PS4  و  Xbox One عرضه شد  و میانگین امتیاز 52 را از منتقدین دریافت کرد.منبع: https://www.thegamer.com/fallout-76-rise-in-players-2020/</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Dec 2020 14:19:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبکه‌ی HBO مجموعه Game Of Thrones را به بزرگی مارول و جنگ ستارگان نمی‌بیند</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%DB%8C-hbo-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-game-of-thrones-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF-ecjxsn3lo2px</link>
                <description> شبکه‌ی HBO فکر نمی‌کند Game of Thrones و مجموعه‌های آن به اندازه جهان سینمایی که استودیوی مارول در داستان‌های ابرقهرمانانه خود ایجاد کرده یا کاری که لوکاس فیلم در Star Wars انجام داده است، بزرگ شود.از مصاحبه جدیدی که کیسی بلویز مدیر ارشد محتوای شبکه HBO و HBO Max  با Variety انجام داده است، این طور به نظر می‌رسد که بلویز و شبکه HBO در مورد این‌که آیا مجموعه‌ی بزرگ پرطرفدار تخیلی می‌تواند بیشتر از این گسترش یابد و کیفیت و داستان‌های آن کشش لازم را دارند یا نه شک دارند. البته بلویز به این نکته نیز اشاره می‌کند که سریال آینده این شبکه در قاره‌های خیالی وستروس و ایسوس جریان دارد می‌تواند در مورد آینده این مجموعه تاثیر زیادی داشته باشد. در واقع بلویز تایید کرد که ممکن است در نهایت آسبین آف و پریکوئل‌های بیشتری از Game of Thrones  ساخته شود اما فعلا این پروژه‌ها به خاطر یک طرح بزرگ متوقف شده‌اند تا بتوان از تمام ظرفیت‌های این مجموعه‌ی غنی به خوبی استفاده کرد.وی درباره مارول و لوکاس فیلم هم گفت: «آن‌ها بی‌نظیر‌اند که توانسته‌اند دهه‌ها ادامه پیدا کنند. نمی‌دانم جهان ما نیز به این اندازه بزرگ خواهد شد یا نه اما، مطمئن هستیم که این دنیا یک منبع غنی و پر‌جزئیات و جهانی شگفت‌انگیز است. بنابراین فکر نمی‌کنم این مجموعه تنها یک نمایش تا پایان عمر خود داشته باشد.»سال قبل همزمان پنج پیش درآمد از دنیای ‌Game of Thrones در حال توسعه بود که یکی از آن‌ها توسط جین گولدمن تهیه شده و نائومی واتس و اس.جی.کلارکسن هم آماده بازی در آن بودند و به نظر می‌رسید به دستور تولید گرفتن بسیار نزدیک است اما ناگهان متوقف شد. هم اکنون نیز طبق آخرین اطلاعات تمام مجموعه‌های پیش‌درآمد به ‌جز House of the Dragon کنار گذاشته شده‌اند.بلویز همچنین گفت سریال جدید دنیای فانتزی جرج.آر.آر.مارتین برای شبکه HBO ساخته می‌شود و سریال اختصاصی شبکه استریم آنلاین آن‌ها یعنی HBO Max نیست. با این حال اما وی امکان پخش قسمت‌های جدید House of the Dragon در HBO Max قبل از روی آنتن رفتن در HBO را رد نکرد.بازیگران زیادی  همچون پدی کانسیدین در نقش ویسریس تارگرین، مت اسمیت در نقش پرنس دیمون تارگرین،  اما دی آرکی  در نقش پرینسس رانیرا تارگرین  و اولیویا کوک در نقش آلیسنت های‌تاور در این سریال نقش‌آفرینی می‌کنند.در اکتبر ۲۰۱۹ سریال House of the Dragon توسط HBO  برای ۱۰اپیزود سفارش گرفت. جورج آر آر مارتین، وینس گرادیس، رایان کاندال و میگل ساپوچنیک تهیه‌کنندگان اجرایی سریال و کاندال و ساپوچنیک، شورانرهای سریال می‌باشند. مارتین قرار است تا حدی در ساخت سریال مشارکت داشته باشد ولی به گفته وی  تا زمانی که کار نوشتن کتاب Winds Of Winter را تمام نکرده است سراغ نوشتن فیلمنامه سریال، مثل چهار فصل نخست Game of Thrones نخواهد رفت.این سریال برای پخش در سال 2020 از شبکه HBO برنامه ریزی شده است.منبع: https://www.slashfilm.com/game-of-thrones-franchise/</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Dec 2020 02:08:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازیگر سه‌گانه اصلی Star Wars در گذشت</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-star-wars-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-z9roul2r1iii</link>
                <description>جرمی بولوچ، بازیگر انگلیسی نقش بوبا فت، شکارچی جایزه بگیر محبوب در سه‌گانه اصلی Star Wars (جنگ ستارگان) در سن 75 سالگی بر اثر بیماری پارکینسون در گذشت.جرمی بولوچ ، بازیگر سری فیلم‌های جنگ ستارگان در سن 75 سالگی بر اثر بیماری پارکینسون در گذشت. به گفته وکیل این بازیگر، بولوچ پنجشنبه گذشته بر اثر عوارض سال‌ها زندگی با بیماری پارکینسون با آرامش کامل در کنار حضور خانواده‌اش در بیمارستان از دنیا رفت. وکیل این بازیگر اضافه کرد که او زندگی شاد و حرفه‌ای را برای بیش از 45 سال پشت سر گذاشته و علارغم داشتن بیماری، ارادت و محبت ویژه‌ای نسبت به همسر، سه پسر و 10 نوه‌ی خود داشت و از همه می‌خواهیم در این زمان دشوار برای این خانواده، به حریم خصوصی آن‌ها احترام گذاشته شود.این بازیگر کهنه‌کار انگلیسی نقش بوبا فت را در سه‌گانه اصلی مجموعه  ‌Star Wars بازی کرده و با وجود کم بودن دقایق حضور این شخصیت در فیلم، محبوبیت بالایی در بین طرفداران داشت. جرمی بولوچ در فیلم‌های Empire Strikes Back محصول 1980 و Return of the Jedi  محصول 1983 از سه‌گانه اصلی مجموعه  Star Wars  شخصیت شکارچی جایزه بگیری به نام بوبا را به نمایش گذاشت و به محبوبیت رسید.برخی از همبازی‌های سابق وی در شبکه‌های اجتماعی ادای احترام ویژه‌ای کرده‌اند.مارک همیل؛ بازیگر نقش لوک اسکای واکر در توییتی نوشت: «جرمی بولوچ نجیب‌زاده انگلیسی بود. یک بازیگر خوب، خوش ذوق و بسیار مهربان با همه کسانی که آنقدر خوش شانس بودند که توانستند با او ملاقات یا همکاری کنند. عمیقا دلم برای او تنگ خواهد شد و بسیار سپاسگزارم که او را شناخته‌ام.»بیلی دی ویلیامز؛ بازیگر نقش لاندو کالرسیان در سه‌گانه اصلی گفت: «ما بهترین شکارچی جایزه بگیر کهکشان را از دست داده‌ایم.»حساب رسمی توییتر Star Wars نیز ادای احترام کرده و نوشت: «جرمی نه فقط به‌خاطر نمایش نمادین شخصیتی افسانه‌ای بلکه به‌خاطر گرمای خاص و روحیه سخاوت‌مندانه‌اش که بخشی ماندگار از میراث غنی او است، از یاد‌ها نخواهد رفت.»دانیل لوگان هم که سال 2002 در Star Wars:Attack of the Clones نقش بوبا فت جوان را بازی می‌کرد در اینستاگرام خود نوشت: «راحت بخواب افسانه. من هرگز آنچه را که به من آموخته‌ای فراموش نخواهم کرد، برای همیشه عاشقت خواهم بود.»بولوچ، متولد 16 فوریه سال 1945در هاربورو، لسترشایر انگلستان بود. وی در فیلم  Octopussy محصول 1983 جیمز باند نیز ایفای نقش داشت. همچنین در چند قسمت از سریال Doctor Who و The Newcomers در دهه 70 حضور داشت. از دیگر فیلم‌های بولوچ می‌توان به The Virgin and the Gypsy، Mary Queen of Scots  و Thr Spy Who Loved Me  اشاره کرد. آخرین ایفای نقش بولوچ در فیلم Elstree 1976  محصول سال 2015 است که در آن فیلم در نقش خودش بازی کرده بود.اخیرا نیز شخصیت بوبا فت در فصل دوم سریال Mandalorian  وارد داستان شده و طرفداران را هیجان زده کرده بود. همزمانی تقریبی برگشت دوباره این شخصیت و درگذشت بولوچ اتفاق قابل توجه‌ای است.منبع: https://www.theguardian.com/film/2020/dec/17/star-wars-actor-jeremy-bulloch-dies-aged-75</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Dec 2020 17:59:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسا تامپسون پادشاه آزگارد جدید در Thor:Love and Thunder</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%D8%AA%D8%B3%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-thorlove-and-thunder-ptu1daymue7g</link>
                <description>تسا تامپسون در مصاحبه‌ای تایید کرد، والکری پادشاه آزگارد جدید در فیلم Thor:Love and Thunder مارول استدیو به کارگردانی تایکا وایتیتی خواهد بود.در پایان Avengers: Endgame آخرین فیلم از فاز سوم دنیای سینمایی مارول دیدیم که ثور با بازی کریس همسورث  و والکری با بازی تسا تامپسون بر روی تپه‌ی زیبایی در نروژ ایستاده‌‌اند و آزگارد جدید را مورد بررسی قرار داده‌اند. جایی که ساکنان آن آزگاردیان سابقی هستند که از نابودی قلمروی خود جان سالم به در برده و زنده مانده‌اند. همچنین دیدیم که ثور تاج پادشاهی خود را به والکری بخشیده و به گروه نگهبانان کهکشان پیوست.  والکری، جنگجوی تنهای سابق نیز با بی‌میلی تمام تاج پادشاهی را از طرف ثور قبول کرد.در مصاحبه‌ی جدیدی که تامپسون انجام داده تایید کرد در فیلم Thor:Love and Thunder در نقش والکری، پادشاه جدید آزگارد حضور دارد و همچنین به شوخی گفت احتمالا ویژگی‌هایی از شخصیت‌ها دیگر MCU که قبلا آن‌ها را دیده‌ایم، به همراه خواهد داشت.در مصاحبه با The Playlist تامپسون در جواب این سوال که آیا می‌تواند چیزی در مورد فیلم ابرقهرمانی جدید تایکا وایتیتی بگوید گفت: « می‌توانم بگویم که والکری قطعا پادشاهی جدید برای مردم آزگارد جدید است. . همانطور که در چهار فیلم قبلی اتفاق افتاد، والکری بخشی از ماجراجویی است که ثور خود را درگیر آن می‌کند و این اتفاقات Thor:Love and Tunder  را شکل می‌دهد. و چیزهای جالبی در جریان است، ما شخصیت‌های جدیدی داریم، افراد با پتانسیل بالا از نقاط دیگر MCU داریم و همچنین افرادی را داریم که ممکن است قبلا آن‌ها را دیده باشیم.»تامپسون بازیگر 37 ساله سریال Westworld در این فیلم با  کریس همسورث، ناتالی پورتمن و کریس پرت هم‌بازی خواهد بود. کریس پرت ستاره فیلم‌های نگهبانان کهکشان نقش زیادی در این فیلم خواهد داشت. همچنین هفته‌ی پیش بود که در خبری تایید شد کریستین بیل برنده جایزه اسکار سال 2010،  برای بازی در نقش آنتاگونیست جدید چهارمین فیلم ثور از دنیای سینمایی مارول با این شرکت به توافق رسیده و به جمع بازیگران این فیلم اضافه شده است.فیلم Thor: Love and Thunderبا کارگردانی تایکا وایتیتی برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی برای فیلم  Jojo Rabit برای اکران در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۲۱ (۱۴ آبان ۱۴۰۰) برنامه‌ریزی شده است و فیلمبرداری آن از مرداد امسال آغاز شده است.منبع: https://www.slashfilm.com/thor-love-and-thunder-valkyrie/</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Dec 2020 15:47:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر زندگی حرفه‌ای هیدئو کوجیما</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88-%DA%A9%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-pzyxsqltgikd</link>
                <description>کوجیما، خالقی بزرگ و هنرمند بازیساز معروف دنیای بازی‌های ویدیویی، در کارنامه خود آثاری مثل Metal Gear و Death Stranding را دارد. از زندگی حرفه‌ای او و ترتیب اتفاقات، از ساخت اولین متال گیر تا تاسیس استدیو کوجیما پروداکشنز را مروری کوتاه می‌کنیم. در ۲۴ام آگوست ۱۹۶۳ در توکیو ژاپن فردی متولد شد که بعد‌ها به یکی از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین بازی‌ساز‌های دنیا تبدیل شد. در حال حاضر کمتر کسی در دنیای بازی‌های ویدیویی و حتی دیگر دنیا‌های سرگرمی وجود دارد که خالق آثار مهمی مثل Metal Gear «متال گیر» را نشناسد. هیدئو کوجیما به واسطه اجبار خانواده برای دیدن فیلم‌های سینمایی از همان ابتدا علاقه‌مند دنیای کارگردانی و نویسندگی شد. در بچگی داستان‌های خود را به مجلات مختلف می‌فرستاد تا شاید چاپ شود ولی حجم ۴۰۰ صفحه‌ای داستان‌هایش مانع چاپ آن‌ها می‌شد. کوجیما حتی در دروران مدرسه‌ی خود فیلم آماتور گونه‌ی زامبی محوری با همراهی دوستان و هم‌کلاسی‌های خود ساخته بود.آغاز رویای بازی‌سازیکوجیما زمانی که در رشته اقتصاد مشغول تحصیل بود، اکثر اوقات فراقت خود را صرف بازی‌های مورد علاقه خود می‌کرد. بازی سوپر ماریو از همان ابتدا او را شیفته خود کرد و رویای ساخت بازی و کار در شرکت نینتندو را به ذهن کوجیما انداخت؛ اما او هیچ‌گاه نتوانست رویای کار در شرکت نینتندو را به واقعیت تبدیل کند. کوجیما بر‌خلاف میل خانواده‌ و با وجود مخالفت‌‌های آن‌ها وارد شرکت کونامی شد. در ابتدا با توجه به عدم آشنایی کوجیما با برنامه‌نویسی و مباحث مرتبط، تمام ایده‌های او توسط کونامی رد می‌شد. اما تب بازی‌های جنگی  دهه‌ی ۸۰ میلادی کوجیما را وادار کرد تا ایده‌های خود را به‌صورت مستقیم با مدیران ارشد کونامی در میان بگذارد؛ ایده‌ی استفاده از یک نفر در دل جنگ بدون داشتن اسلحه و یک پاکت سیگار. این ایده‌ جذاب و عجیب در آن دوران همراه با توضیحات و اشتیاق کوجیما، نظر مدیران کونامی را جلب می‌کند و کار روی پروژه متال‌گیر، یکی از تاثیر‌گذارترین بازی‌های جهان آغاز می‌شود. Metal Gear 1987این بازی در سال ۱۹۸۷ برای کنسول ‌MSX2 عرضه شد. متال‌گیر تاثیر فراوانی در شکل‌گیری سبک مخفی‌کاری داشت و مخفی‌کاری‌های بازی‌های امروزی به نوعی مدیون کوجیما و بازی‌های او است. موفقیت متال‌گیر ، همچنین انتشار محدود بازی اول سبب شد تا کونامی تصمیم بگیرد، نسخه ‌های بیشتری از ‌متال‌گیر منتشر کند. اما این بازی‌ها بدون دخالت کوجیما ساخته و برای کنسول NES عرضه شد. ضعف بازی‌های ساخته شده توسط کونامی و خروج از فضا و سبک مخصوصی که کوجیما با متال‌گیر ایجاد کرده‌ بود سبب شد تا موفقیت‌های بازی اول هرگز برای دو نسخه بعدی تکرار نشود. محبوبیت جهانی بعد از شکست‌ در دنباله‌سازی، سرانجام کونامی کوجیما را دوباره وارد پروژه متال‌گیر کرد. بلافاصله کوجیما تصمیم گرفت دو بازی ساخته شده توسط کونامی را نادیده گرفته و دنباله‌ای برای بازی اول با نام «متال‌گیر:سالید اسنیک» بسازد. این بازی به لطف عرضه بزرگتر، باعث شناخته شدن و محبوبیت شدید کوجیما در میان بازی دوستان شد. اما گل سر سبد ساخته‌های کوجیما و آغازکننده نسلی نو از صنعت بازی‌های ویدیویی بدون شک سالید و سالید 2 است. این بازی‌ها باعث ورود صحنه‌های سینمایی و ساختار سینما‌ گونه به دنیای بازی شدند. کوجیما در کنار ساخت نسخه‌های مختلف متال‌گیر ، بازی‌های دیگری هم ساخت که همه آن‌ها در یک عنصر شباهت‌هایی دارند،عنصر داستان‌گویی. او به لطف تجربه‌های کوچک در فیلم‌سازی و نوشتن رمان‌های چند صد صفحه‌ای، در یک بازی برای شخصیت‌های خود به‌خوبی داستان‌سرایی می‌کند. داستان‌های نوشته شده برای بازی آنقدر برای کوجیما مهم است که انرژی بسیار زیادی صرف روایت‌های بی‌عیب و نقص بازی‌هایش می‌کند. داستان زیبای بازی «متال‌گیر:سالید» و داستان عمیق، لایه لایه و پر از جزئیات «متال‌گیر:سالید 2» از بارز ترین نمونه‌های داستانی بازی‌‌های کوجیما است. Metal Gear: solid 2از دیگر نکاتی که کوجیما را متمایز و محبوب کرده، استفاده از مکانیزم‌های مختلف و گیم‌پلی‌های غیر قابل پیش‌بینی بوده است. به همین دلیل هر بازی جدیدی از کوجیما معرفی می‌شود، هیجان زیادی برای طرفداران به وجود می‌آید، زیرا می‌خواهند بدانند این‌بار کوجیما چه شگفتی جدیدی در بازی خود دارد.  نمونه این مورد هم مکانیزم‌ها و گیم‌پلی بازی‌هایی مثل سالید2 است که بعضی از آن‌ها به حدی محبوب است که هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.عصری جدید بعد از موفقیت‌های بزرگ کونامی با مجموعه‌ی متال‌گیر، کوجیما با حمایت و پشتیبانی کونامی استدیو کوجیما پروداکشنز لس آنجلس را تاسیس کرد. انتشار نسخه‌‌های مختلف و متنوع مجموعه متا‌ل‌گیر تا نسخه ۵ و سال ۲۰۱۵ ادامه داشت. اما در این سال بود که اعلام شد نسخه ۵ آخرین بازی از این مجموعه خواهد بود که به رهبری هیدئو کوجیما ساخته می‌شود. طبق اعلام کونامی استدیو لس‌آنجلس کوجیما پروداکشنز بسته شد و بعد از انتشار بازی، کوجیما بعد از نزدیک ۳۰ سال کار، از کونامی جدا شد. بعد از جدایی بازهم برخلاف نظر خانواده و نزدیکانش که تمایل به بازنشستگی کوجیما داشتند، استدیو کوجیما پروداکشنز را این‌بار با حمایت سونی و با جمع‌آوری تیم قبلی به راه انداخت. تشکیل استدیو مستقل جدید کار آسانی نبود و تلاش برای آماده شدن این استدیو جدید زمان و انرژی زیادی را می‌طلبید. سرانجام پس از استخدام افراد جدید و اضافه شدن به تیم قبلی و آماده‌سازی‌های گسترده، پس از دو سال این استدیو شروع به ساخت بازی جدید به نام  Death Stranding«دث استرندینگ» کرد. حدود ۲ سال این استدیو به صورت تمام وقت مشغول ساخت بازی بود و اطلاعات زیادی از آن منتشر نمی‌شد. تا اینکه به لطف همکاری و حضور پررنگ ستاره‌های هالیوودی در ساخت این بازی، اطلاعات بیشتری در اختیار طرفداران این بازی‌ساز بزرگ قرار گرفت. با اطلاعات جدید و تریلر‌های هیجان‌انگیزی که کوجیما منتشر می‌کرد طرفداران هر‌روز بیشتر از رو قبل منتظر عرضه‌ی این بازی بودند.  اما امروز مدتی از عرضه بازی دث استرندینگ گذشته و تجربه کنندگان این بازی تبدیل به دو گروه مخالف سر سخت و موافق زامبی وار شده‌اند. اما هرچه که است، دث استرندینگ به لطف دیده شدن و فروش نسبتا خوب،سنگ بنای محکمی برای استدیو تازه تاسیس کوجیما پروداکشنز بود. باید منتظر ماند و دید این استدیو برای ادامه راه فعالیت‌های خود به رهبری هیدئو کوجیما چه برنامه‌هایی دارد.  Death Strandingمنابع : The New York Times Magazie Digikala MagExo </description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 19:36:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک مجموعه،سیزده سال خاطره</title>
                <link>https://virgool.io/@cnaw/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-amj6tsalpnyv</link>
                <description>وقتی قرار بر این شد تا مطلبی در مورد یک بازی بنویسم،کار برای منی که در این دو سال اخیر کنسول خانگی نداشتم بسیار سخت بود. چندین ساعت فکر،مرور بازی های انجام داده و نداده، سر زدن به لیست بازی های نقد شده در زومجی، حتی گشتن دربین بازی های موبایل داخل اپ استور هم نتیجه ای در پی نداشت و نتوانستم بازی خاصی را انتخاب کنم که از دل آن بتوانم مطلبی هرچند کوتاه بنویسم.تا اینکه یک مسابقه فوتبال از لیگ ملت های اروپا جرقه ای در ذهنم زد. در حین بازی ناگهان به ذهنم رسید که ای دل غافل ، چرا در مورد یک بازی فوتبال ننویسم آن هم نه یک بازی معمولی،مجموعه بازی مهمی که سال هاست در دل کنسول یا Pc های وجود داره و تک به تک ما حداقل یکبار تجربه بازی کردنش را داریم.  حتی اگر اهل فوتبال هم نباشید مطمئنم یکبار آن را بازی کرده اید ، Pro Evolution Soccor . وقتی میگویم این یک بازی معمولی نیست قصد تعریف بیجا یا تعارف ندارم ، یک سری پرطرفدار که دو دهه از عمر آن می گذرد و همچنان سری های جدید آن با آب و تاب فراوان در ایران مورد استقبال قرار می گیرد نمی تواند یک سری بازی معمولی باشدبرای من شخصا مجموعه بازی های PES حداقل یادآور سیزده سال خاطره است. اولین آشنایی من با این مجموعه به ده سالگی برمی گردد. آن زمان کامپیوتر عضو جدیدی از اتاق من شده بود و هدیه ای که اسمش  PES 2008 آن هم نسخه فارسی با حضور جواد خیابانی!!بود آغازگر دنیایی شد پراز هیجان،خاطره و عشق. یادم می آید حتی نصب بازی را هم بلد نبودم. بعد از چند روز تلاش بالاخره توانستم بازی را نصب کنم. از بچه ده ساله آن زمان انتطار بیشتری نمیرفت.بچگی من و شاید اکثر ماها را با بچه های نسل امروز که حتی ده  ساله هایشان شاید از من امروز بیشتر می دانند، نباید مقایسه کرد. قبل از آن بازی های دیگری را که از قبل روی سیستم نصب کرده و آورده بودند تجربه کرده بودم اما هیچکدام مشابه تجربه یک بازی فوتبال آن هم بصورت الکترونیکی برای یک بچه نیست. روزهای بعد حتی سال های بعد هم،من همچنان مشغول بازی بودم. از کله صبح از خواب پا میشدم و آنقدر Master league  بازی کرده و با مسی و رونالدینهو و دیگران گل میزدم که سال ها از تقویم واقعی جلوتر بودم.البته بخش به سوی ستاره شدن هم از توجه من دور نبود. هم بازیکن هم دروازه بان.از روز شماره 16 فیورنتینا شروع کردم. کیت بنفش فیورنتینا رو با هزار خواهش و تمنا خریدم از در کمد آویزان کردم.البته دردسر هایی که پدرم برای پیدا کردن کیت کم طرفداری مثل فیونتینا کشید بماند.   هنوزم آن کیت را دارم،در حال خاک خوردن در انباری. نگهش داشته ام برای پسرم خدا را چه دیدی شاید روزی  مثل من عاشق فوتبال شود.اما یک نکته جالب در مورد Master league بازی کردن های من وجود دارد،الان که نزدیک به دوازده سال از آن روز های بارسلونایی من گذشته، میبینم من نه تنها از مسی خوشم نمی آید بلکه از بارسلونا نیز متنفرم! فکر نمیکنم این پارادوکس عجیب برای هر کسی پیش بیاید. من از بچگی با لیورپول بزرگ شده بودم. پدرم عاشق جرارد بود و همیشه در حال تماشای بازی های لیورپول.بذر علاقه به لیورپول به تبع همان فوتبال دیدن های پدرم در من کاشته شد. کاش لیورپول در آن دوران کمی قوی تر بود، آنوقت تمام زمان هایی که در بازی برای مسی و بارسلونا هدر کردم با عشق تقدیم به جرارد و کرگر میکردم اما بچه که عشق و تعصب نمی فهمد، بچه می میرد برای دریبل زدن تک به تک بازیکنان زمین، شوت به گوشه بالایی سمت چپ دروازه حریف و گل... . بارسلونای آن سال ها خوراک همچین کارهایی بود. دریبل زدن، گل زدن و تماشای صحنه ی آهسته گل یک جورایی رویایی بود .همه ما در این رویاها و خاطرات کم و بیش با هم شباهت هایی داریم ولی شاید کسی بر عکس من عاشق تیمی بود که با آن بازی می کرد. یک دسته که من هیچ وقت درکشان نمیکنم کسانی هستند که با بازی فوتبال از هر نوع حال نمی کنند. درک این قشر از توان و اراده من خارج است. کم نبود کسانی هم که بعد از یک تجربه،دیگر سراغ این مجموعه نمی آمدند و میرفتند سراغ FIFA.تقابل های این دو مجموعه از همان دوران مدرسه بازار کل کل و بگو مگو را به راه می انداخت. بحث بین هم کلاسی ها سر این که کدام یک بهتر است همیشه درزنگ تفریح ها موضوع داغی بود و کلی طرفدار هم داشت. یکی میگفت:     اه PES که مال بچه هاست، زرتی میری توپ و میزنی تو گل، آن یکی میگفت : نه پس حتما FIFA بهتره مثل مرده ها تو زمین راه میرن انگار رباتن و این بحث تا ابد ادامه داشت.بزرگ تر که شدیم این کل کل ها آرام نگرفت که هیچ بدتر هم شد، ولی موقعیت آن تغییر کرده بود. بحث از زنگ های تفریح و جمع های دوستانه وارد دنیای مجازی، فروم های مختلف و کامنت سایت های معروف شده بود. با نفوذ شبکه های اجتماعی به زندگی های تک تک ما، ماهیت کل کل ها هم تغییر پیدا کرد. قبلا ها اگر بحثی بود، حرفی بود، بگو و مگویی بود، در پشت آن یک لایه از احترام،دوستی،و عشق هم بود. به قول مثل های قدیم اگر گوشت هم را میخوردیم استخوان هم را دور نمی انداختیم. اما امروز چه حرف ها و توهین هایی که پشت اکانت های فیک و نا معلوم به همدیگر نمی کنیم آن هم به خاطر یک بازی!!! که هدف اول آن سرگرمی ماست نه عامل دعوا و بی اعصابی. به نظر نمی رسد که این کل کل ها به این زودی ها تمام شود پس بگذریم.مجموعه PES فراز و فرود های زیادی هم داشته،از بازی های بی نظیر قبل از 2012 تا دوران افول 2012 تا 2017 که دوران سختی برای این مجموعه بود. در سال های کم فروغ مجموعه، روز های بدی را گذراندیم. ناراحتی تماشای نابود شدن بازی مورد علاقه مان کم بود،مسخره شدن و ترول شدن توسط سایت ها و کاربران و بازیکنان FIFA هم شده بود قوز بالا قوز. اما خب Konami ضربه از دست دادن طرفداران مجموعه و کم شدن فروش رو به خوبی حس می کرد.همین ضربه کافی بود تا تغییرات مهم بازی شروع بشه. نسخه های بعد رفته رفته بهتر شدن تا رسیدیم به امسال. به نظر من Konami با روشی که امسال به کار برد، دست روی زخم کهنه گیمر های فوتبالی گذاشت،زخم خرید هرساله ی یک بازی فوتبال. این مشکل از مدت ها  قبل بوده و هست. حق هم داریم، نمی شود که تا آخر عمر هر سال یک نسخه جدید خرید، آن هم نسخه ای که هیچ تغییر محسوسی نسبت به سال قبل ندارد. این شرکت 2021 PES خود را نه به عنوان یک بازی جدید بلکه به عنوان یک بروز رسانی برای نسخه 2020 با قیمتی خیلی کمتر روانه بازار می کند،چی از این بهتر. این که یک شرکت به کاربرانش احترام گذاشته و وقتی می بیند چیز جدیدی برای ارائه ندارد با نام نسخه جدید سرش کلاه نمی گذارد لایق ستایش است.از کم شدن طرفداران گفتم اما هر چقدر هم که طرفداران آن در دنیا کم تر شود و فروش آن نیز روند نزولی به خود گیرد باز هم در ایران بازیکن دارد. با این تفاوت که اینبار نه در خانه ها بلکه در گیم نت ها. این مجموعه از اکثر خانه ها و کنسول های خانگی در ایران رخت بسته و جایش را به FIFA داده است اما امان از گیم نت ها. تقریبا گیم نتی وجود ندارد که بازی اول آن PES  نباشد. در هر زمان و مکانی که به گیم نتی بروم همیشه هستند کسانی که مشغول گل زدن، کل کل فوتبالی و تجربه هیجان انگیز این بازی هستند. من هم با اینکه کلی خاطره ریز و درشت دارم اما تجربه این بازی را محدود به گیم نت ها کرده ام. البته باید اعتراف بکنم که هیجان بازی در گیم نت و همراه دوستان به مراتب بیشتر هم هست و شاید دلیل کوچ PES از خانه هر گیمر به گیم نت همین باشد، هیجان بیشتر و تجربه لذت بخش تر. اینجاست که باید بگویم لعنت به کرونا،دلم برای آن حس و هیجان تنگ شده و امکان رفتن و بازی کردن آن را ندارم. حس یک بچه را دارم که با میل خودش ماشین کنترلی اش را به دوستش داده و دوستش گفته از این به بعد باهم بازی میکنیم اما الان آن دوست رفته، بچه مانده و حسرت ماشین کنترلی.</description>
                <category>سینا سیابانی</category>
                <author>سینا سیابانی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 02:20:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>