<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اندیشکده پژوهش در بحران‌</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@crisesthinktank</link>
        <description>جمعی از مدیران، کارشناسان و پژوهشگران که دغدغه مواجه دولت-ملت با بحران‌های ملی مانند اپیدمی، زلزله، سیل و ... را دارند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 12:16:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/157086/avatar/osn5Jn.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اندیشکده پژوهش در بحران‌</title>
            <link>https://virgool.io/@crisesthinktank</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی پروژه: توسعه و استقرار سامانه جامع انطباق نیازها و منابع در بحران‌ها (پروژه شماره 1-9901)</title>
                <link>https://virgool.io/@crisesthinktank/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D9%82-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-1-9901-b8x0vwie9zqr</link>
                <description>1- شناسنامه پروژهشناسنامه پروژه2- تعریف مسئلهدر وقوع بلایای طبیعی پیشین، خصوصا زلزله کرمانشاه، به روشنی مشخص‌شد که یکی از مشکلات اساسی در فرآیند مدیریت بحران، که اختلال در آن اثرات منفی گسترده‌ای نیز در افکار عمومی دارد، مسئله تجمیع و تخصیص کمک‌های مردمی حین بحران‌های بزرگی چون زلزله و سیل است. به نظر می‌رسد که شاید بتوان گفت که مسئله، عمدتا کمبود منابع برای کمک‌رسانی به حادثه‌دیدگان نیست، (در کمک‌های غیر مالی) مشکل نوع اقلام مورد نیاز و زمان رسیدن اقلام به دست نیازمندان است. به این معنی که مجموع کمک‌های ارائه‌شده توسط دولت و نهادهای دولتی، به علاوه کمک‌های خیریه‌ها و افراد خیّر و عموم مردم، حداقل در حین بحران، با میزان نیاز آسیب‌دیدگان، حداقل در وسعت منطقه‌ای مانند منطقه بروز زلزله کرمانشاه، برابری می‌کند. مشکل اینجاست که شناخت درستی نسبت به نوع نیازها و زمان نیاز به اقلام مختلف وجود ندارد. البته این مشکل را باید در کنار ساماندهی نیازها و مدیریت اقلام قرار داد، که مسئله‌ای است که مستقیما بر عهده نهادهای عمومی مسئول در بحران است که در حال حاضر اولویت بررسی ما نیست.بنابراین برای ساده‌تر کردن صورت مسئله فرض می‌کنیم سازمانی برای مدیریت و تخصیصِ بینِ زمانیِ (Intertemporal Allocation) دارایی‌های ارسالی و اهدایی وجود ندارد (به عنوان مثال یک انبار مناسب نزدیک به محل حادثه، که کالاها را دریافت و نگه‌داری کرده و در زمان مناسب به دست نیازمندان برساند) و اقلام اهدایی حتما باید به مقدار درست و در زمان مناسب به دست حادثه‌دیدگان در هر بحران برسد. بنابراین به صورت اولیه می‌توان ناکارایی‌ها را به 3 دسته کلی تقسیم کرد و از همین منظر برای هر دسته از ناکارایی‌ها راه‌حل‌هایی طراحی کرد:الف- ناکارایی در نوع اقلام اهدایی مورد نیاز آسیب‌دیدگانب- ناکارایی در زمان رسیدن اقلام به منطقه آسیب‌دیده (با توجه به زمان نیاز به هر قلم)ج- ناکارایی مدیریت توزیع و تخصیص اقلام (اقلام به میزان درست و در زمان درست به منطقه حادثه دیده می‌رسد، اما به صورت مناسب میان آسیب‌دیدگان و نیازمندان توزیع نمی‌شود؛ برخی بیشتر می‌گیرند و به برخی چیزی نمی‌رسد. در این سطح ساده از بررسی مسئله، مسئله فساد مورد بررسی قرار نمی‌گیرد.)3- مسئله پیشِ‌روهمین مسئله مشاهده‌شده در بحران‌های پیشین، در زمان بحران کرونا نیز برای بار دیگر بروز کرد. بیمارستان‌ها و مراکز درمانی دچار کمبود اقلام بهداشتی شدند و خبر این کمبود در رسانه‌های عمومی منتشر شد. در عکس‌العمل به این خبر خیرین مختلف اقلامی مانند ماسک، گان، مواد ضدعفونی و غیره را به مراکز درمانی ارسال کردند. پس از آن مثل همیشه خبرهایی منتشر شد از اینکه برخی مراکز درمانی اقلام متعددی دریافت کرده‌اند که حتی امکان انبار کردن آن‌ها را نیز ندارند و از طرفی برخی مراکز دیگر هنوز کمبود اقلام داشتند. به اثرات منفی انتشار اخبار این ناکارایی‌ها در فعالیت‌های خیریه بعدی و ذهنیت نسبت به وضعیت عمومی کشور نیز بیاندیشید. مشخص است که در این مسئله خاص در بحران کرونا، زمانی که نهادی مشخص، مانند مراکز درمانی نسبتا کارا، در تخصیص منابع در مناطق آسیب‌دیده وجود دارد که نیازهای خود را از منظر نوع، زمان و توزیع به خوبی می‌داند، مسئله از مسئله عمومی در بحران‌هایی مانند سیل و زلزله بسیار ساده‌تر است. در واقع در این مسئله، طرف تقاضای منابع در هر سه مسئله الف (شناخت اقلام مورد نیاز بیماران)، ب (زمان نیاز به اقلام برای بهداشت و درمان بیماران و کادر درمان) و ج (تخصیص اقلام کلی دریافتی و توزیع آن میان بیماران)، نسبتا کارا عمل می‌کند ویک راه‌حل اولیه برای این مشکل این است که یک سامانه نرم‌افزاری توسعه داده شود که در آن بخش تقاضا، اقلام مورد نظر خود را سفارش‌گذاری کند. بحران کرونا فضای آزمونی مناسبی برای کاربری سامانه  در طرف عرضه منابع خواهد بود، تا در مراحل بعد سامانه در طرف تقاضای نیاز نیز توسعه داده شود.4- سوابق فعالیتاز این منظر چند نفر از دوستان با همت یک توسعه‌دهنده نرم‌افزار خارج از گروه اولیه (گروه شماره 1)، اقدام به سفارش نرم‌افزار مورد نظر کردند. پیش از این نیز چند نفر از افراد گروه شماره 1 خود با بیمارستان‌ها تماس می‌گرفتند و نیازهای واحدهای درمانی را ثبت می‌کردند و از این طرف برای یافتن خیریه‌ای که حاضر باشد نیازها را تأمین کند ارتباط برقرار می‌کردند. در میانه راه فعالیت‌های دستی گروه شماره 1، دوستانی با تخصص نرم افزاری به این گروه اضافه شدند و تلاش شد فعالیت‌های انجام شده از حالت دستی خارج شود و نرم‌افزاری شود.پس از چندی خبر رسید که یک تیم دیگر (گروه شماره 2) با همین دغدغه نرم‌افزار را توسعه داده‌اند و نرم‌افزار در حال استفاده در جمعیت هلال احمر است! تیم نرم افزاری گروه شماره 1 با شنیدن این خبر دست از فعالیت کشید. پس از گذشت زمانی در حدود 1 هفته ارتباطی با گروه شماره 2 برقرار شد. مشخص شد گروه شماره 2 نیز دقیقا مشکلات گروه شماره 1 را داشته است. در ابتدا با توسعه‌دهنده در مورد وسعت کار و ‌خیریه بودن توافقاتی شده بود و در میانه راه صحبت از گرفتن هزینه پشتیبانی از نهاد استفاده‌کننده از طرف توسعه‌دهنده مطرح‌شده است. گروه شماره 2 از ابتدا با ستاد کرونا و جمعیت هلال احمر رابطه‌هایی ایجاد کرده است و قبل از توسعه نرم‌افزار سامانه را برای استفاده کننده‌های احتمالی معرفی کرده است (کاری که گروه شماره 1 نکرده بود). طی صحبت مشخص شد بر خلاف تصور، اصولا نرم‌افزار هنوز طراحی هم نشده و بنابراین تحویل و استفاده هم نشده است. طی صحبت میان گروه شماره 1 و گروه شماره 2 قرار شد با توجه به ارتباطاتی که گروه شماره 2 برقرار کرده است، مشخص شود که نرم‌افزار طراحی‌شده توسط کدام تیم به مرحله بهتری رسیده است و تیم دیگر توسعه نرم‌افزار را متوقف کند.از طرف دیگر مذاکره شد که از طرق ممکن با جمعیت هلال احمر ارتباط گرفته شود تا مشخص شود گزارش‌هایی که به دست گروه شماره 1 رسیده است از کجا نشات گفته و آیا خروجی یک سامانه طراحی شده است، یا به صورت دستی تولید می‌شود؟در همین زمان فعالیت دیگری یافته شد (گروه شماره 3) که در زمان زلزله کرمانشاه شکل گرفته است. گزارشی جذاب از مسیر توسعه نرم‌افزار یافت شد که در آن اهداف توسعه و خروجی‌های ممکن در قالب یک فایل گزارش ارائه‌شده بود. پس از برقراری ارتباط با این گروه مشخص شد که این مسیر نیز به همان ترتیبات قبلی به نتیجه نرسیده است. البته طرح اولیه ارائه شده در واقع UI/UX نرم‌افزار پیشنهادی بوده و گزارش طراحی‌شده نیز برای جذب منابع مالی طراحی شده بوده است و فعالیت توسعه نرم‌افزار چندان پیش نرفته است در نهایت متوقف شده است. این دوستان با معاونتی در وزارت بهداشت ارتباط گرفته بودند که آن بخش پس از گرفتن عکس و کار کردن خبر توسعه چنین نرم‌افزاری پاسخ تلفن این دوستان را هم نداده‌اند! پس از مدتی خبر رسید که یکی از اعضا تیم به صورت گسترده و مستقل فعالیت‌های برنامه‌نویسی، پی‌گیری و ارتباطات و توسعه پروژه را ادامه داده است (گروه شماره 4). در مذاکره با ایشان مشخص شد که در زمان سیل مازندران در انتهای 1397 حتی ستاد بحران وزارت کشور مناقصه‌ای برای نوشتن چنین برنامه‌ای برگزار کرده است. از طریق این فرد که رصد کاملی از فعالیت‌های این حوزه در دوره حوالی زلزله کرمانشاه داشته است. مشخص‌شد که نرم‌افزاری نیز توسط آستان قدس رضوی در این زمینه طراحی‌شده (گروه شماره 5) و گروهی برنامه‌نویس نیز طی چند روز فشرده در قالب برنامه‌های فشرده برنامه‌نویسی HackaDisaster بخش‌هایی از چنین سامانه‌ای را توسعه داده‌اند که از نتایجی که بدان رسیده‌اند اطلاعی از دست نیست (گروه شماره 6) در زمان نگارش این متن گروهی دیگر که وبسایتی فعال را بالا آورده‌اند نیز یافت شد که در واقع سامانه موجود خود برای ارائه خدمات شهری را در راستای هدف مورد بحث ما تغییر کاربری داده بودند. سامانه بالا بود ولی فعالیتی در بستر آن مشاهده نمی‌شد (گروه شماره 7).احتمالا می‌توان حدس زد که اگر یک جستجوی اولیه منجر به یافتن 7 تیم مختلف برای توسعه چنین سامانه‌ای شده است، چندین برابر فعالیت در این خصوص انجام شده و این تعداد گروه با عدم آگاهی از وجود همدیگر فعالیتی موازی را پیش برده و هر کدام در بخشی متوقف شده‌اند.به نظر می‌رسد شرح این مسیر طی‌شده، افراد درگیر، مشکلات به نتیجه نرسیدن و آسیب‌شناسی این روند و به نتیجه نرسیدن مجموعه این فعالیت‌های گسترده، خود یک فعالیت پژوهشی مهم برای اندیشکده باشد. چه اینکه همین بررسی اولیه نشان می‌دهد که هزاران ساعت نفر کار در رستای اهداف انسان‌دوستانه توسط افرادی دلسوز، در طی این مدت به دلایل مختلف انجام شده و حداقل می‌توان گفت تا به امروز به ثمر ننشسته است.در این میان ارتباط با هلال احمر به نتیجه رسید و مشخص شد فایل‌های یافت شده در واقع به صورت دستی و تلفنی تکمیل شده است و تلاشی است برای ساماندهی که قابلیت تکمیل بسیاری دارد و بنابراین سامانه تحت وبی پشت آن وجود ندارد.5- شرح پروژه و خروجی‌هابا مقدمات تشریح‌شده در بالا، هدف از تعریف این پروژه در اندیشکده دو هدف اصلی خواهد داشت:بخش اول (زیرپروژه توسعه نرم‌افزار). تجمیع منابع و خروجی‌های فعالیت‌های پراکنده انجام‌شده در گروه‌های مختلفی است که با دلسوزی و انگیزه‌های انسان‌دوستانه پیش‌رفته‌اند. مشخص‌کردن مزیت‌های گروه‌های مختلف برای توسعه و کامل کردن یک نرم‌افزار قابل قبول اولیه برای برآورده کردن نیازهای نهادهای درگیر در بحران، عمدتا جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی و ستاد مدیریت بحران کشور، در مرحله بعد مشخص کردن ویژگی‌های و برنامه و اهداف نرم افزار مناسب برای اهداف و شرایط مختلف. مانند شرایطی که طرف تقاضا مشخص است، شرایطی که تبادل به صورت 3 گانه طراحی شود و علاوه بر طرف تقاضای نیاز و طرف ارائه کننده خدمات خیریه، بخشی هم تحت عنوان محل و شرکت تولیدکننده محصولات مورد نیاز به سامانه اضافه شود و مشخصاتی مانند فاز بندی توسعه نرم افزار و سایر موارد از این دست و در مرحله بعد توسعه نرم‌افزار اولیه. خروجی بخش اول: نرم‌افزار اولیه قابل استفاده برای نهادهای درگیر در بحران‌های عمومی که بتواند به صورت کارایی میان 1-نیازهای مناطق آسیب دیده و 2-منابع خیرین ارتباط برقرار کند.بخش دوم (زیرپروژه اقناع سیاست‌گذار). معرفی این سامانه، کارایی و اهداف آن به تصمیم‌سازان نهادهای اصلی حوزه بحران، شامل جمعیت هلال احمر و بقیه نهادهای درگیر و ارائه اهمیت و جذابیت‌های به کارگیری چنین سامانه‌ای در مواقع بحران است. خروجی بخش دوم: اقناع تصمیم‌سازان مرتبط در حوزه‌های مرتبط با بحران، برای استفاده از این نرم افزاربخش سوم (زیر پروژه استقرار و پشتیبانی). پس از موفقیت در این دو سطح، گام بعدی آغاز اجرایی کردن این نرم‌افزار با همکاری تیم توسعه نرم‌افزار و نهادی است که تمایل به استفاده از خدمات را دارد. خروجی بخش سوم: همکاری با نهاد استفاده‌کننده از نرم‌افزار برای توسعه و به‌روزرسانی نرم‌افزار به صورت پیوسته و ارتفاع باگ‌های سیستم و آماده‌سازی برای بحران‌های بعدی.بخش چهارم (زیر پروژه معرفی عمومی سامانه). پس از تثبیت، معرفی این سامانه به صورت عمومی در کشور به خیریه‌ها، نهادهای دولتی مرتبط و عموم افراد. خروجی بخش چهارم: توسعه یک کمپین تبلیغاتی و محتوای مورد نیاز و برنامه رسانه‌ای برای معرفی محصولات و ترغیب به پیوستن گروه‌های مختلف به این فعالیت.6- نوع فعالیت‌های مورد نیاز برای پیشبرد بخش‌های پروژه (ارزیابی اولیه در تاریخ انتشار این گزارش):توسعه‌دهندگان نرم‌افزار: پس از مشخص‌شدن منابع در این حوزه مشورت در مورد انتخاب تکمیل‌شده‌ترین سامانه از میان گروه‌های 3 گانه، مشخص خواهد شد با توجه به زمان‌بندی هدف، آیا منابع لازم را این مجموعه افراد وجود دارد یا نیاز به افراد و منابعی خارج از گروه‌های موجود داریم. در صورت کافی نبودن منابع لازم است به دنبال افرادی که بتوانند تیم را کامل‌کنند باشیم.منابع مالی: به نظر می‌رسد تنها بخشی که احتمال دارد به منابع مالی نیاز داشته باشد بحث‌های مربوط به توسعه‌دهندگان نرم‌افزار است. در صورتی که پس از فهم کمبود نیروی داخلی، لازم شد افرادی از خارج از سازمان وارد شوند و افراد داوطلب یافت نشد، راه دیگر مراجعه به خیرین برای تأمین مالی استفاد از خدمات حرفه‌ای از خارج از گروه هستیم. هم اکنون میزان و مسیر یافتن این منابع قابل تدقیق بیشتر نیست.ارتباطات و مذاکره با نهادهای درگیر: بخشی از افرادی از گروه‌های 3گانه مذکور که ارتباطات اولیه لازم را ایجاد کرده‌اند باید با محتوای مناسب، فعالیت‌های ارتباطی لازم را از سر بگیرند و مذاکرات برای امکان استفاده از سامانه را به پیش ببرند.روابط عمومی و تبلیغات: برای معرفی پروژه به عموم مردم و استفاده کنندگان نیاز است محتوای تبلیغاتی و معرفی تدوین شده و با ابزارها مناسب و در رسانه های مناسب منتشر شود.7- وضعیت موجود (ارزیابی اولیه در تاریخ انتشار این گزارش):در حال حاضر به نظر می‌رسد منابع لازم در طبقات کلی معرفی شده در بند بالا به شرح زیر است:· باید تکمیل شود.8- مانده نیازها (ارزیابی اولیه در تاریخ انتشار این گزارش):9- نهادها و سازمان‌های و افراد درگیر در پروژهجمعیت هلال احمر جمهوری اسلامیستاد ملی مبارزه با کروناوزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکیسازمان مدیریت بحران کشور10- توضیحات تکمیلی· در این پروژه امیدواریم بتوانیم به صورت ماهانه گزارش پیشرفت پروژه ارائه کنیم. البته با توجه به اقتضائات پروژه ممکن است چنین وعده ای محقق نشود، ولی به نظرمان می‌رسد وعده ارائه چنین گزارشی می‌تواند ما را به ارائه چنین گزارشی متعهدتر کند.</description>
                <category>اندیشکده پژوهش در بحران‌</category>
                <author>اندیشکده پژوهش در بحران‌</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 02:47:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف ساختار و توسعه سامانه‌ای برای معرفی پروژه‌ها در اندیشکده</title>
                <link>https://virgool.io/@crisesthinktank/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-e9kirnhrxe03</link>
                <description>یکی از اهداف توسعه اندیشکده، ایجاد یک هاب و مرجع اطلاعاتی و ارتباطی برای افراد و نهادهای درگیر در پیشبرد فعالیت‌های عام‌المنفعه، با تمرکز بر فعالیت‌های پژوهشی مرتبط با 3 حوزه 1-بحران‌ها (مانند توسعه و پشتیبانی سامانه جامع ارتباط میان خیرین و افراد آسیب دیده از بلایای طبیعی)، 2- فعالیت‌های عام‌المنفعه خیریه (مانند شیوه‌نامه معرفی و آموزش شغل‌های آسان برای کودکان کار)، 3- سیاست‌گذاری بخش عمومی (مانند انجام پژوهشی جامع در راستای سیاست‌های مناسب در مواجهه با مهاجران افغان)، است. تجربه نشان می‌دهد فعالیت‌ها و منابع گسترده‌ای در فعالیت‌های دیگرخواهانه در فضای این سه حوزه در کشور صرف می‌شود و مردم کشورمان در خصوص این موارد دغدغه و مشارکت جدی دارند. اما در بسیاری از مواقع آشکارا می‌توان دید که منابع و اشتیاق موجود می‌تواند به صورت مناسب‌تری هزینه و صرف شود. در این راستا به نظر می‌رسد یکی از کمبودها ایجاد بستری برای اطلاع‌رسانی جامع و مناسب تلاش‌هایی است که در حوزه‌های مرتبط با این دسته از فعالیت‌ها صورت می‌گیرد. در صورتی که این سامانه اطلاع‌رسانی را بتوان به صورت عمومی معرفی‌کرده و شناساند، هر مجموعه‌ای که می‌خواهد فعالیتی را در حوزه‌های مرتبط آغاز کند با مراجعه به این بستر، در مرحله اول با تمام فعالیت‌های فکری و پژوهشی و سیاست‌گذاری مرتبط با این حوزه، گروه‌های مختلف فعال، صورت مسائل و پیشرفت پروژها آشنا شده و از آخرین وضعیت آن‌ها مطلع خواهد شد.چنین اطلاع‌رسانی‌ای می‌تواند از هدر رفت منابع متعدد و موازی جلوگیری کرده و فعالیت‌ها و منابع موجود را همراستا کرده و کاراتر کند. در مرحله بعد نیز در صورت عدم وجود پروژه مشابه و یا تمایل به توسعه پروژه‌ای مشابه به صورت موازی، فرد یا گروه می‌توان پروژه خود را در وبسایت معرفی کرده و در صورت تعریف مناسب و ساختاریافته پروژه، می‌توان از این وبسایت به عنوان مرجعی برای جلب منابع برای پیشبرد و توسعه پروژه‌ها استفاده کرد. این منابع می‌تواند منابع انسانی، مالی، مشاوره، ارتباطات و تمام سایر منابع لازم برای پیشبرد پروژه‌های پژوهشی در حوزه‌های سه‌گانه باشد.لازم به ذکر است که سامانه مزبور لزومی ندارد از صفر ساخته شده و می‌توان با ارتقای یکی از سامانه‌های جمع‌سپاری مالی (Crowd Funding) موجود در کشور، که در چند وقت اخیر نیز فعالیت آن‌ها محدود شده است، استفاده کرد.جدا از این هدف میانی مهم، در اولین گام ضروری است برای فعالیت‌های داخلی اندیشکده نیز هر پروژه در ابتدای تعریف پروژه، ساختاری روشن پیدا کرده و اجزا، ابعاد و اهداف آن روشن شده، ثبت و نگارش‌ شده و به اطلاع عموم مخاطبان اندیشکده برسد. در این متن، پیشنهاد اولیه‌ای برای ساختار معرفی یک پروژه ارائه‌شده و در مطلب بعدی، محتوایی اولیه در قالب نمونه یک پروژه‌ای که اندیشکده در جریان اجرای آن قرار گرفته است، ارائه می‌شود.اجزای پیشنهادی برای معرفی اولیه هر پروژه به شرح زیر است:1. اهداف پروژه2. دلایل نیاز به پروژه3. پیشینه فعالیت‌های انجام گرفته توسط گروه‌های دیگر (که نشان‌دهنده تحقیقات اولیه تیم فعلی در راستای شناخت سایر فعالیت‌های انجام‌شده در کشور است و اینکه تیم بدون ارزیابی، فهم، ارتباط گرفتن و اطمینان از برآورده شدن این نیاز توسط گروه‌های دیگر در کشور، به این امر اقدام نکرده است. در ذیل بخش کامنت در معرفی هر پروژه در وبسایت، گروه‌های دیگری که در این حوزه فعالیت کرده‌اند یا افرادی که از فعالیت دیگران مطلع هستند نیز می‌توانند اطلاع‌رسانی لازم را به اعضای این گروه انجام بدهند.)4. پیشینه تاریخی فعالیت‌های انجام‌شده توسط گروه توسعه‌دهنده فعلی5. تعریف پروژه6. خروجی‌های مورد نیاز پروژه7. نوع فعالیت‌های مورد نیاز برای پیشبرد پروژه8. تقسیم مسئولیت‌ها در پروژه9. آخرین وضعیت پیشرفت پروژه و نیازهای تأمین‌شده10. نیازهای تأمین‌‌شده و ساختار پیشنهادی برای بخش‌های مورد نیاز برای پیشبرد پروژه (یا اشاره به این موضوع که شناسنامه این پروژه صرفا با هدف اطلاع‌رسانی انجام‌شده است و گروه تمایلی به جذب کمک ندارد)11. نهادها و سازمان‌های درگیر در پروژه12. مسیر ارتباط با افراد کلیدی پروژه برای کسب اطلاعات بیشتر یا اظهار تمایل به همکاری13. شیوه گزارش‌دهی در مورد پیشرفت پروژه14. وضعیت پروژه از نظر در حال پی‌گیری یا متوقفدر اولین گام در شکل‌گیری ساختاری منسجم و قابل فهم در معرفی و ایجاد شناسنامه پروژه برای مخاطبین، این شناسنامه پیشنهادی را برای یکی از پروژه‌های در حال انجام در این حوزه توسعه داده‌ایم و به عنوان نمونه در پست بعدی ارائه می‌کنیم. از علاقه‌مندان به موضوع پیشنهاد می‌شود در صورت تمایل در بخش کامنت این پست و یا پست بعدی نظرات خود را در مورد اجزای این سند ارائه کنند.</description>
                <category>اندیشکده پژوهش در بحران‌</category>
                <author>اندیشکده پژوهش در بحران‌</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 02:39:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگویی تجربه پویش محله-محور «اهالی اهل دل»، در مواجهه با بحران کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@crisesthinktank/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-yk93ib3t8ext</link>
                <description>مصاحبه با آقای صالح نامی – آتش نشان و شهروند محله کوثر کرجمقدمهدر زمان بروز بلایای طبیعی، اهمیت انسجام و اعتماد در سطح خردترین پایه‌های جامعه، شامل آپارتمان، همسایه و محله حیاتی می‌شود. ضعف اقتصادی و توان مدیریت نهادهای دولتی نیز اهمیت این انسجام را دو چندان می‌کند. به گروهی برخوردیم که به صورت کاملا خودجوش در حال توسعه چنین فعالیتی در منطقه‌ای در شهر کرج بودند و در گفتگو با یکی از مؤسسین این گروه تلاش کردیم روند شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌های این گروه را از زبان یکی از فعالین این گروه بشنویم و با مخاطبانمان به اشتراک بگذاریم. لازم به ذکر است که خلاصه ای از این مصاحبه در وبسایت خبری عصر ایران منتشر شده است.توضیحات صالح نامی در مورد محلات تحت پوششدر شروع بحث لطفا بفرمایید که دغدغه شما برای شروع این کار چه بود؟پس از شیوع اولیه بیماری در اواسط اسفند خبرهای زیادی می‌آمد در مورد فشار سنگینی که روی کادر درمان دارد وارد می‌شود. آدم از یک طرف افتخار می‌کرد به فعالیت‌های این قشر از هموطنان‌مان و از طرف دیگر هم خجالت می‌کشیدیم که چرا ما کمکی از دستمان بر نمی‌آید. به فکرمان رسید که برای اینکه باری هر چند اندک از روی دوش این بزرگواران برداریم، جدا از به هر حال توان و امکاناتی که در چنین شرایطی دولت و سپاه و ... دارند، چطور خودمان باید در چنین اتفاق‌ها و بحران‌هایی همراستا با فعالیت‌های نهادها، فعال بشویم؟ این شد که با امکانات و منابعی که فکر می‌کردیم در محل وجود دارد آستین‌ها را دوستان بالا زدند و شروع کردیم.از یک طرف دیگر هم یک دیدگاهی هم داشتیم که چون نقل هم شده بود که شاید این مسئله را باید یک جنگ بیولوژیک حساب بیاوریم، یا آمادگی برای چنین جنگی در نظر بگیریم. در نهایت و زیرساخت همه این‌ها هم این است که به هر حال ما یک مسئولیت بندگی داریم به هر حال، و وظیفه هست که وقتی انسان‌های دور و برمان نیاز به کمک دارند جمع بشویم دور هم و آستین‌ها را بالا بزنیم.با مراجعه به نهادهای مختلف اولا دیدیم هر نهاد و مؤسسه و سازمان و وزارتخانه‌ای حوزه‌های فعالیت خودشان را دارند و محدودیت‌های و مشکلات خودشان را دارند. به نظرمان رسید شاید راه حل درست این باشد که ما بچه‌های هم‌محلی، به عنوان نمایندگان و اعضای فعال محله بتوانند مجرای ارتباط و خدمت‌گیری و غیره با این نهادهای مختلفی که مسئولیت دارند باشیم. در واقع توانمندسازی کنیم و ارتقا بدیم خدمات آن‌‌ها را. به نظر خودمان رسید که نام این فعالیت را باید گذاشت پویش مردمی، از افراد محل استفاده کردیم و مردم محله را آوردیم پای کار و پتانسیل‌های محل خودمان را سعی کردیم بشناسیم و فعال کنیم. حالا اینکه هر محله‌ای چقدر ظرفیت و توان و پتانسل دارد متفاوت است، اولش خیلی کند و محدود بود و به تدریج گسترش پیدا کرد و استقبال و همکاری هم متعجب شدیم و فراتر از انتظار هم بود.به نظر می‌رسد یکی از مشکلات چنین فعالیت‌هایی اعتمادسازی دو طرف است، از یک طرف اعتماد نهادهای حکومتی و از طرف سخت‌تر مردم؛ با این مسئله چطور برخورد کردید؟بله! اولین دغدغه ما این بود که چطور باید خودمان را معرفی کنیم که اعتماد جلب بشود و بتوانیم مؤثر باشیم. هم از طرف نهادها و مهم‌تر از طرف مردم محل مورد اعتماد قرار بگیریم و بتوانیم از همه اقشار مردم محل را بیاریم پای کار.اولین دغدغه ما این بود که چطور هم از طرف نهادها و مهم‌تر از طرف مردمِ محل به ما اعتماد کنند و پای کار بیایند.همان زمان هم خبرهایی می‌آمد که به عنوان بهداشت و بسیج و غیره رفته بودند سراغ خانه‌ها و مردم خیلی استقبال نکرده بودند. برداشت ما این بود که بخش مهمی از این مسئله با ایجاد یک هویت محله‌ای قابل بهبود است. این نیروهایی که با قصد خیر هم آمده بودند و مسئولیت هم داشتند، از خارج از محله آمده بودند و جلب اعتماد یک ناشناس بسیار سخت‌تر است از همین همسایه بغلی‌ای که شما سال‌ها باهاش مراوده داشته‌ای؛ پس مرحله اول اعتمادسازی بود که ما خیلی نگرانش بودیم که یک تیم پایه کار و خوب جمع بشوند، ولی مردم و نهادها ما را نپذیرند.در ابتدا رفتیم با نهادهای فعال و نیمه فعال در محل و منطقه صحبت کردیم. اداره بهداشت، بسیج و کلانتری محل. گفتیم شما بگویید ما چه می‌توانیم بکنیم برای تسهیل فعالیت‌هایی که مسئویتش با شماست. آن زمان البته آن‌ها هم آنقدر مسئولیت بر عهده‌شان نبود و فعالیت‌ها محدود بود و کارها پراکنده بود و نامنسجم.من آتش‌نشان همان محل زندگی خودم هستم و یک شناخت اولیه‌ای در محل از من وجود دارد که مبنای خوبی بود برای شروع مذاکرات به بچه محل‌ها. خدا را شکر به این قشر آتش‌نشان هنوز مردم اعتماد نسبی‌ای دارند که البته بر اثر فداکاری‌هایی هست که در این سال‌ها مربیان بنده در این شغل کرده‌اند و جانشان را برای مردم داده‌اند و بر مبنای این سرمایه کارمان را شروع کردیم. خودمان را به عنوان اینکه بنده آتش‌نشان محله شما هستم معرفی می‌کردم در شروع.یک نکته هم اینجا اضافه کنم که به هر حال به دلایل مختلف بین اقشاری از جامعه فاصله افتاده است در سال‌های گذشته، اعتقادات، اختلاف طبقاتی، تفاوت‌های فرهنگی و قومی و ... حرف همه ما از اول این بود که در چنین بحران‌هایی همه سوار یک کشتی هستیم، همه باید با همه تفاوت‌ها گرد هم جمع بشوند، هر اسم و هویت و فعالیتی که یک دسته از محله را در نظر نگیرد در پویش مردمی ما جایی ندارد. مبنا اتحاد کامل محله حول مواجهه با این بحران است. من خودم به عنوان آتش‌نشان هم وقتی حادثه‌ای پیش بیاید نمی‌پرسیم از طرف، که آقا شما دین و اعتقادت چی هست؟ این کرونا هم یک حادثه است.البته این مسئله اعتمادسازی که مهم‌ترین زیرساخت کار هم هست، خودش بسیار زمان‌بر است و طبیعی هم هست که مردم راحت اعتماد نکنند.یک ویژگی دیگری که به نظر خود بنده خیلی مؤثر بود در جلب اعتماد این بود که می‌توانیم ادعا کنیم که هر ادعایی که مطرح کردیم را اجرایی کردیم. این عمل به وعده‌ها به نظرم یکی از مبانی اعتمادسازی‌ای بود که ما در حدود 1 ماه گذشته توانستیم در محل ایجاد کنیم.یک ویژگی که به نظر بنده خیلی مؤثر بود در جلب اعتماد این بود که هر ادعایی که مطرح کردیم را اجرایی کردیم.یک نکته دیگر شاید این بود که ما در ابتدا خدمت‌رسانی کردیم و نرفتیم سر مسائل حساسیت‌زا. مثلا در ابتدا، به اقتضای نیاز آن زمان، مسئله ضد عفونی مطرح بود و رساندن اقلام بهداشتی و بعد رساندن اجناس به درب منزل و در مرحله بعد مسئله جمع‌آوری اطلاعات بیماران و اقشار آسیب‌پذیر نسبت به بیماری مطرح شد. در واقع در مرحله اول توانستیم نشان بدهیم که واقعا قصد کمک داریم و در مراحل بعد راحت‌تر به ما اعتماد شد.همه اینها باعث شد که امروز که من در خدمت شما هستم، به نظر توانسته باشیم اعتماد حدود 2000 نفر را به دست بیاوریم و این شاید بزرگ‌ترین افتخار ما باشد و امیدواریم بتوانیم در راستای منافع مردم و با همکاری خود مردم از این ظرفیت استفاده کنیم.در ابتدا چطور ارتباطات را توسعه دادید و سازماندهی کردید؟همان‌طور که عرض کردم ما استارت کار را که از 23 اسفند زدیم، ابتدا خود بچه‌های همان ساختمان خودمان دور هم جمع شدیم و صحبت که کردیم دوستان گفتند برویم همین صحبت‌ها را با بلوک‌ها و ساختمان‌های اطراف داشته باشیم. همین‌طور ساختمان به ساختمان، دیدیم کل کوچه جمع شدند. در ابتدا از همان مقر آتش‌نشانی محل که بنده مسئولیت دارم، یک ماشین سمپاشی را قرض گرفتم و شروع کردیم با مواد ضدعفونی کننده‌ای که از دوست و آشنا گرفتیم، شروع کردیم به ضدعفونی معابر و مشاعات ساختمان‌های خودمان و اطراف. بعد به نظرمان رسید که نیاز به سازماندهی جدی‌تری داریم وسعت نیازهای محله بیشتر است.بعد دیدیم که برای کار جدی و گسترده واقعا کل موضوع همین سازماندهی درست و استفاده از امکانات است. اینکه در مواجهه با بحران از امکانات چطوری استفاده کنید؟ نیروهای محله‌ای که آمدند چه کارشان می‌خواهیم بکنیم؟ چطوری می‌خواهیم آموزش بدهیم؟ چطوری که نیروها و امید هرز نرود و خوب تقسیم شود و با هم تضاد هم نشود و نیروها با هم فرسایش نداشته باشند.مبنای سازماندهی را از مدیران ساختمان‌های کوچه شروع کردیم. همه مدیران ساختمان در کوچه یک گروه واتساپی تشکیل دادند با مسئول کوچه و مدیران ساختمان هم عموما با اهالی ساختمان ارتباط شبکه اجتماعی‌شان را داشتند. این مجرایی شد برای اطلاعات رسانی در مورد همه فعالیت‌هایی که قرار است در سطوح مختلف انجام بشود، از مطرح کردن مشکلات بهداشتی و درمانی تا سفارش‌گذاری محصولات و کالاهای مورد نیاز واحدها.بعد هم در محله و در گروه‌ها اعلام کردیم که اگر کسی توان و پتانسیلی دارد بیاید وسط. در چنین فعالیت‌هایی مسائل زیادی مطرح می‌شود و به توانمندی‌های زیادی نیاز هست. مثلا ما برای پیشبرد کارها نیاز داریم اعضایی فعال از تیم‌ها یک سری رفتارهای دیجیتال را بتوانند انجام بدهند و مثلا از شبکه‌های اجتماعی بتوانند خوب استفاده کنند. شاید افراد با سن بالا چنین تسلط یا حوصله‌ای نداشته باشند، بنابراین این یک شکل نیاز به جوانان است.در محله کناری ما که سراغ آن‌ها هم رفتیم البته کار اندکی متفاوت پیش رفت. در آن‌جا اولین گام رفتیم سراغ معتمدین محل از قشرهای مختلف، پیرمردها و جوان‌ها و کسانی که ترکیبی از همه این اقشار هم لازم هست. شاید برای یک فرد و یک گروه دو سه نفره فعال که می‌خواهد چنین کاری را شروع کند، اینکه بروند افراد شناخته‌شده و مورد اعتماد محل را پیدا کنند، اولین گام باشد.ابتدایی‌ترین مسئله‌ای که در ابتدا مطرح شد رعایت موارد بهداشتی فردی و اجتماعی بود، در این خصوص چه کردید؟در ابتدا بر مبنای اخبار و اطلاعات و نیازی که به نظر می‌رسید مردم دارند، مسئله ضدعفونی مطرح شد. از ضدعفونی کردن ساختمان‌ها شروع کردیم از مشاعات ساختمان‌ها که شامل آسانسور، راه پله باشد. یکی دیگر هم توزیع اقلام بهداشتی بود. آن چیزهایی که ضروری بود و در اخبار و با هماهنگی اداره بهداشتی می‌دیدیم که مهم است مانند ماسک و مواد ضدعفونی. به نظرم ضدعفونی کردن معابر شاید 30 درصداش اثر واقعی در گسترش بیماری داشته باشد، ولی 70 درصداش اثر روانی داشت در محله و به نظرم این احساس را به مردم داد که محله زنده است و اوضاع تحت کنترل خودشان است.ما در مورد ضدعفونی کردن به مدیران ساختمان پیشنهاد دادیم که اگر تمایل دارید می‌توانیم برای شما ضد عفونی کنیم و اگر هم لوازم کم دارید برای شما میاوریم، اگر هم خودتان تمایل دارید کامل همه کار ضدعفونی را بکنید که ما هم خوشحال می‌شویم که ساختمان خودش مسئولیت کامل ضد عفونی خودش را بر عهده می‌گیرید.در مرحله بعد اداره بهداشت گفت بیایید ما نیروهای محله را آموزش بدهیم برای مسائل بهداشتی و فعالیت‌های ضدعفونی‌ای که انجام می‌دهند. همکاری دیگری که خودشان پیشنهاد کردند که ما درگیرش بشویم، اطلاع‌رسانی مسائل بهداشتی به صورت بروشور و از طریق شبکه اجتماعی محله‌ای بود که ما زیرساختش را دست کرده بودیم.اداره بهداشت گفت بیایید ما نیروهای محله را برای مسائل بهداشتی و فعالیت‌های ضدعفونی‌ آموزش بدهیم.در مورد مسئله تشخیص بیماری و درمان چه کردید؟ما با اداره بهداشت محل که هماهنگ کردیم گفتند که ما نیرو کم داریم ولی ما می‌توانیم بهیار در اختیار شما بگذاریم که همراه شما و پزشک بچه محل‌مان بیاید با تجهیزات مناسب اولیه مانند تب‌سنج، و تب را و مشخصات و نشانه‌های بیماری را ارزیابی کند. فرد از خانه هم بیرون نمی‌آید و همان‌جا دم درب این ویزیت انجام ‌شود و اطلاعات بیمار در فرم‌هایی که مراکز بهداشت دارند ثبت می‌شود و در پایگاه داده ما هم وارد می‌شود.بعد اداره بهداشت ما را هدایت کردند به سمت سامانه 4030 که بیایید اطلاعاتی که می‌گیرید در مورد بیماری را و نشانه‌ها را که ارزیابی می‌شود با همکاری و نظارت ما در این سامانه وارد کنید و به مردم هم آموزش بدهید که اطلاعاتشان را در این سامانه وارد کنند. البته خود مردم به صورت مستقیم به سامانه دسترسی دارند ولی ما قرار است حواس‌مان بیشتر به اهالی محل باشد و در مراودات هم تشویق کنیم که با سامانه‌های اصلی و قابت اعتماد وزارت بهداشت کاملا آشنا شوند. ما می‌دانیم که چه کسی بیماری خاص دارد و حساس‌تر است باید مرتب چک کنیم.در مورد تست هم الان البته ما کیت نداریم ولی بستر را آماده کرده‌ایم که اگر یک روزی قرار بود مسئولیت غربالگری و تست هم بر عهده ما قرار بگیرد، زیر نظر وزارت بهداشت این بستر آماده است و اتفاقا بهداشت هم استقبال کرده است از این پیشنهاد که ما مشارکت کنیم در غربالگری و تست. البته این موارد اگر تخصصی، پیچیده و گسترده بشود را ما تا یک جاییش را می‌توانیم ببریم جلو و باید به دست اندکاران مربوطه تحویل بدهیم کار را.البته ما اصلا به این سمت نرفته‌ایم در محله که بگوییم کسی گزارش بدهد که مثلا بیماری در ساختمان شما هست و بخواهیم خدایی نکرده کارآگاه بازی در بیاریم، باور ما این هست که درست است که این کارها ممکن است در کوتاه مدت جواب‌هایی بدهد، ولی در نهایت اعتماد و همبستگی است که ما را از این وضعیت خارج خواهد کرد و ضمن اینکه اصلن در حوزه اختیارات ما هم نیست چنین کارهایی و نخواهد بود.مثل اینکه ساختاری درست کردید برای رساندن اقلام خرید به مردم و به نوعی سیستم تحویل محلی درست کرده‌اید، قضیه این چطور بوده است؟هدف اصلی اولیه کاهش تردد و تجمع در محل بود که به حداقل ممکن برسد. ما که توانایی این را نداریم که قطعش بکنیم، ولی می‌توانستیم کمک کنیم که به حداقل برسانیمش. گفتیم بخواهیم این کار را بکنیم باید خدماتی که ضروری هست و مردم به خاطرش میایند بیرون را درب خانه ارائه کنیم. خدمات شرکت‌های فروش آنلاین تمام کشور را در بر نمی‌گیرد و بیشتر در تهران و معدود شهر بزرگ است. در شهرستان‌ها و مناطق محروم نداریم. ما سعی کردیم چنین چیزی را شبیه‌سازی و سازماندهی بکنیم. اول اینکه از فروشگاه‌های محل خواهش کردیم که بهداشت را رعایت کنند و لوازم لازم و آموزش هم داده شد. قرار شد سیستم سفارش‌گیری که نهایی شد این دوستان در مغازه را اصلا ببندند که تردد فیزیکی نشود و ما یک حجمی سفارش به این عزیزان ارائه کنیم که تحویل مدیر ساختمان‌ها بشود. البته شیوه اجرای ما جای بهبود زیاد دارد ولی فعلا و حداقلی کار می‌کند.صورت جلسه‌ای هم با نیروی انتظامی تنظیم کردیم و این نیرو را هم مطلع کردیم، که هم اسامی بچه‌هایی که می‌خواهند درگیر این کار شوند با همکاری مشترک فروشگاه کورش و پویش مردمی محله مشخص شود که بعدا روشن باشد قضیه چه بوده است و چه افرادی درگیرش بوده اند که اگر خدایی نکرده مشکلی پیش آمد از ابتدا مراجع لازم را آگاه کرده باشیم. به نظرم به وجود آمدن مشکل اجتناب‌ناپذیر است و باید بپذیریم که سیستم‌هایی که در زمان بحران شکل می‌گیرند ناکارایی‌هایی داشته باشد، ولی بهتر است که باشند و مثلا 60 درصد باشند. بنابراین گفتیم یک نظارت حداقلی‌ای باشد.صورت جلسه‌ای با نیروی انتظامی تنظیم کردیم که اسامی بچه‌هایی که می‌خواهند درگیر کار توزیع اقلام در محل با همکاری مشترک فروشگاه کورش و پویش مردمی محله بشوند، مشخص شود که اگر خدایی نکرده مشکلی پیش آمد از ابتدا مراجع لازم را آگاه کرده باشیم.یک نگرانی ما از اول صنف‌های محل بود؛ سوپرمارکت‌ها و داروخانه و ... . با کورش که صحبت کردیم نگرانی‌مان این بود که سوپرهای محل وضعیت‌شان چگونه می‌شود؟ با سوپرها که صحبت کردیم قرار شد این دوستان خودشان میوه و سبزی و سیفی‌جات هم خریداری کنند که جنس‌شان جور باشد. بالا پایین کردیم ببینیم که چه راه‌حلی داریم که ارتباط میان سوپرها و خانواده‌ها شکل بگیرد. اخیرا سوپر مارکت‌ها گفته‌اند که بذارید ارتباط با هایپرها و کورش از طریق ما باشد. درصد تخفیفی که ما از هایپر بزرگ می‌گیریم مناسب باشد که ما هم سود کنیم و به کسانی که در بخش توزیع کمک می‌کنند پرداخت داشته باشیم.روی مسائل اقتصادی هم فکری کرده‌اید و برنامه‌ای داشته‌اید؟اگر جریان درآمدی در محله برقرار نباشد به تدریج مردم شاید حساسیت‌شان را به بیماری از دست بدهند و مسئله بشود مسائل اقتصادی که پیش بینی ما هم این است که به زودی چنین خواهد شد. مراودات مالی در محل باید جریان داشته باشد. حالا اینکه واقعا از دست چنین پویش محدودی چه بر میاید واقعا زیاد نیست.ولی ما کاری که کردیم این بود که در اولین مرحله ما خانم‌های سرپرست خانوار را دعوت کردیم بهشان هزینه‌ای دادیم که بیایند ماسک درست کنند و تأمین هزینه هم بشود. مواد اولیه 5000 ماسک را به هزینه شخصی خریدیم و برش خورده آوردیم به زنان سرپرست خانوار دادیم برای کامل کردن. به داروخانه‌ها و جاهایی در محل هم سپردیم با قیمت پایین حاضریم این ماسک‌ها را بفروشیم که هم درآمدی باشد برای افرادی که دارند کار را انجام می‌دهند و هم کمک باشد برای تهیه اقلام پزشکی مورد نیاز منطقه که منطقه از این منظر مستقل شود.حالا لازم است بگویم که ما در کنار محله خودمان رفتیم یکی از محل‌های محروم منطقه را هم تلاش کردیم که تحت پوشش بگیریم و بهشان کمک کنیم. در آن محل یک گروهی از اتباع خارجی داریم. یک سری معضلات را موقعی که آدم می‌رود وسط کار می‌بیند؛ کارگرهای ساختمانی، اتباع افغانی، خیلی از این‌ها به دلیل وضعیت اقتصادی حاصل از بیماری بیکار شده‌اند و شدیدا نیازمند هستند. ما واقعیت کار زیادی از دست‌مان بر نمی‌آمده است تا به حال. بانی‌هایی از محلات اطراف آمده‌اند در میدان و به ما گفته‌اند ما چطور می‌توانیم کمک کنیم؟ ما در مواردی کمک مالی گرفته‌ایم و اقلامی تهیه کرده‌ایم. از اقلام، و نه افراد، عکس و فیلم هم گرفته‌ایم. چند گوسفند و مرغ گرفتیم و ذبح کردیم و به همراه یک سبد محدودی از کالاهای اولیه برای 50 خانواده در منطقه توزیع کردیم.مشکلات اصلی در این شرایط اول خرد و خوراک است و بعد هم اجاره خانه‌ها که دولت برای هر دو باید کار جدی بکند. بحث‌های اقتصادی الان پنهان است، مواد اولیه بهداشتی و دارویی مشکل نیست الان، ولی مسائل اقتصادی دارد مشکل می‌شود.یا همان‌طور که گفتم چند تا از راننده تاکسی‌ها همکاری کردند در قالب این پویش و نیازهای درمانی محل را پوشش دادیم. چند باری هم شده است دو سه تا خانه و خانواده، غذا درست کردند و در محل توزیع کردند.به نظر می‌رسد انجام چنین فعالیت گسترده‌ای نیاز به در اختیار داشتن پایگاه داده مناسب داشته باشد، آیا چنین چیزی در اختیار دارید؟ چه مشکلاتی برای توسعه‌اش داشته‌اید؟ما قبل از اینکه خودمان اقدام کنیم رفتیم سراغ اداره بهداشت محل. اطلاعات مراکز بهداشت خیلی کلی است و به نظر می‌رسد چندان به روز هم نمی‌شود. مثلا من خودم گفتم تست کنید آدرس من کجاست و در پایگاه داده زدند و جایی در تهران بود که بنده و اعضای خانواده هیچ زمانی از آنورها رد هم نشده بودیم. الان به نظرم اطلاعات ما در برخی موارد از اداره بهداشت محل‌مان دقیق‌تر شده است؛ مثلا اینکه چه بیماری‌هایی در محل هست.هدف از تشکیل پایگاه داده این بود که اولویت خدمت‌رسانی، برای اقشار آسیب‌پذیر به کرونا باید می‌بود. در مرحله اول خدمات بهداشتی و درمانی و احیانا در مرحله دومی هم اگر خدایی نکرده در کار باشد، هم مسائل اقتصادی. در مورد موارد بهداشتی با توجه به اقشار آسیب‌پذیر به بیماری که در محله زندگی می‌کردند، مانند کسانی که بیمارهای خاص داشتند، مانند سرطان و آسم و دیابت، و از طرف دیگر افراد مسن که نسبت به کورونا آسیب‌پذیر هستند و مهم است که اولویت حمایت‌ها برای این دسته‌ها باشد. البته حتما دولت هم در مورد مسائل اقتصادی از اطلاعات پایگاه‌های داده مربوط به یارانه‌ها استفاده خواهد کرد و امیدواریم مسئله به مشکلات اقتصادی جدی برخورد نکند، اما شاید در مراحل بعدی هم اگر لازم شد مثلا تحقیقاتی بشود برای تشخیص نیازمندان محله برای ارائه کمک‌های اقتصادی، می‌شود با استفاده از معتمدین محله و با هماهنگی با نهادهای ذی‌ربط کارهایی را پیش برد.ما الان معتادهای محل را می‌شناسیم، خانم‌های درگیر در مسائل اجتماعی خاص هم دیده‌ایم، سرطانی و دیالیزی را می‌شناسیم. لازم است بگویم که آسیب‌ها را که آدم می‌بیند، بچه‌ها منقلب شده‌اند از اینکه زیر گوش ما چه افرادی هستند و ما تا حالا راحت در خانه و زندگی‌مان داشتیم زندگی می‌کردیم. من فکر می‌کنم و امیدوارم برای همه‌مان که شاید دیگر آن آدم‌های بی‌تفاوت قبلی نشویم و حواس‌مان باشد که دور برمان چه خبر است.بچه‌ها منقلب شده‌اند از اینکه زیر گوش ما چه افرادی هستند و ما تا حالا راحت در خانه و زندگی‌مان داشتیم زندگی می‌کردیم. حالا جالب است که به نظر با توجه به اینکه ما اول یک سری خدمات دادیم هم شناخت بیشتر شد در محله و هم ارتباط تسهیل شد و توانستیم نشان بدهیم که ما از خود محله هستیم و یک پویش محله‌ای هستیم؛ بنابراین در مرحله دوم اطلاعات بهداشتی و سلامت گرفتن راحت‌تر پیش رفت. احتمالا اگر از ابتدا ما می‌رفتیم و در خانه‌ها را می‌زدیم و می‌گفتیم که چه کسی چه بیماری‌ای دارد و بیایید تست بدهید و چندان موفق نمی‌بودیم.با توجه به اینکه ما اول یک سری خدمات دادیم هم شناخت بیشتر شد در محله و هم ارتباط تسهیل شد و توانستیم نشان بدهیم که ما از خود محله هستیم و یک پویش محله‌ای هستیم، بنابراین در مرحله دوم اطلاعات بهداشتی و سلامت گرفتن راحت‌تر پیش رفت. از آن طرف نیازها مشخص شدند و از طرف دیگر هم ظرفیت‌ها و توان‌ها مشخص می‌شوند. در یک محله‌ای یک مدرسه است و باید ببینیم که چه پتانسیلی دارد که ازش استفاده کنیم. یکی کار رسانه‌ای می‌تواند بکند و واتساپ راه انداختن می‌هیم دستش که مدیریت کند. یکی راننده تاکسی و هر کسی قابلیتی دارد در این شرایط.در مرحله بعد به شکلی این دو بخش را به هم ربط دادیم. در این راستا ما کوچه‌ها و خانه‌ها را کدگذاری کردیم و مثلا در محله مکان زندگی پزشک‌ها مشخص شد و برای هر حدود 1000 نفر یک پزشک را تخصیص دادیم و مشخص کردیم که شما به مشکلات مربوط به این بخش رسیدگی کن. یا یکی دیالیزی بود و چند راننده تاکسی هم داشتیم در محل. تا به حال چند بار شده است که از یک راننده تاکسی محل استفاده کرده‌ایم برای بردن این دیالیزی به بیمارستان. ماشین را ضد عفونی می‌کنیم آماده می‌کنیم و می‌رود بیمار را بر می‌دارد و می‌فرستیم بیمارستان. اطمینان داریم که تاکسی محل حواسش به ضد عفونی و بهداشت هست.برای مسائل فرهنگی و سرگرمی محله هم برنامه‌ای داشته‌اید؟به نکته خوبی اشاره کردید. در زمانی که حرف مرگ و میر است دیگر کسی به مسائل فرهنگی و سرگرمی و روانی توجهی ندارد. ولی واقعیت این است که درصد مرگ و میر این بیماری خیلی پایین و در حد 1 درصد است، ولی 100 درصد جامعه را از نظر فکری درگیر کرده است. از این‌ور و آن‌ور آدم می‌شنود که مسائل روانی جدی شده است. شنیدم در دنیا که آمارهایی در دنیا دارد منتشر می‌شود که آمار طلاق بالا رفته و درگیری‌های خانوادگی زیاد شده است. بچه‌ها هم خیلی اذیت می‌شوند و فشار در محیط خانه زیاد شده است. در این راستا فکرهایی کردیم که مشاور در محله پیدا کنیم یا کانال شبکه اجتماعی که موارد سرگرمی منتشر کند. ولی هنوز کاری را اجرایی اش استارت نخورده است.در مورد تیم خودتان بگویید؛ از چه دسته افرادی تشکیل شده است و چند نفر هستید؟تمام این کارها الان دارد با 7-8 نفر اداره می‌شود. بچه‌هایی که آمدند کارمند سایپا و کارگر سایپا و بچه‌های محل، خانم‌های محل از جنس پزشک و ماما و خیاط و ... هستند.البته بگویم باید درگیری محله بیشتر باشد و فشار روی چند نفر نباشد، اگر همه همکاری نکنند کار پیش نمی‌رود و تیم اذیت می‌شود و خدایی نکرده می‌برد. الان دارم تلاش می‌کنم به تدریج کار را می‌سپارم دست بچه‌های محل. این موضوع نباید متکی به فرد باشد. الان در محله کناری داریم کامل بیرون می‌کشیم که خودشان به صورت کامل کارها را خودشان هماهنگ کنند، دیگر به این پختگی رسیده است کار.اندکی هم از موانع و مشکلات بگویید!اگر بخواهیم سخت گیر باشیم که چنین کاری سراسر مشکل است. مسئله این است که آدم باید وقتی دید نیازی در چنین سطح و چنین جدیتی برای کشور وجود دارد خیلی نباید دو دو تا چهار تا کند و باید سرش را بندازد پایین و مدتی کار کند. ولی اگر بخواهم مواردی را بشمارم که می‌دانم رفع خواهد شد و باید رویش وقت گذاشت و اینکه بگویم که بقیه هم دقیق‌تر شوند روی مسئله از ابتدا، شامل مواردی بشود گفت.یک مشکل ما این بود که در محله افراد مختلفی از سطوح بالای اجتماع بودند، اساتید دانشگاه و نظامیان ارشد و صاحبان کسب و کار و ... این‌ها خودشان درگیر یک سری مسائل گروهی هستند و با هم چندان خوب همکاری نمی‌کنند. ما انتظار داشتیم اتفاقا این‌ها بیایند پای کار و مرجع اصلی اینها باشند، هم از نظر توان فکری و هم مالی قوی هستند، ولی انگار کمبود اخلاص و داشتن منیت یک نمکی است که نبودش غذای این بزرگواران را کم مزه کرده است. می‌توانم بگویم محله از این توان بالا چندان بهره‌ای نبرد. انشالا کشور البته دارد می‌برد. خیلی هم صحبت کردیم که قرار نیست این کار به نام کسی بخورد. از جنس این تفکر که ما اگر بخواهیم خودمان می‌کنیم اجازه نمی‌داد مشارکت کنند در این کار.ما انتظار داشتیم اهالی محل بیشتر بیایند و مطالبه کنند و ایرادات ما را بگویند. ما خیلی حساس بودیم که حرفایی که می‌زدیم را عمل کنیم، یکی دو مورد حرفایی زدیم و عمدا دو سه روز منتظر شدیم ببینیم کسی شاکی می‌شود و سراغی می‌گیرد که وعده دادید و عمل نشد؟ با وجود اینکه ارتباط‌های اینترنتی وجود داشت و مطالبه ساده بود، ولی چندان پی‌گیری نشد.برخی هم حرف‌های قشنگی زدند و وعده‌هایی برای همکاری و غیره دادند ولی پی‌گیری‌اش نکردند.جالب است که در محله ما که وضع اقتصادی بهتر است، این مشکلات بیشتر بود. در محله محروم برعکس بسیار فعال‌تر وارد میدان شدند و خودشان پول جمع کردند و کار کردند و وحدت و همبستگی آن‌جا بیشتر بود. اگه به من بود من می‌رفتم کوره‌های آجرپزی. آن‌ها آسیب‌پذیرتر هستند و آگاهی کمتر است و فشار اقتصادی بیشتر است و ما که دستمان به دهنمان می‌رسد باید مواظب اینها باشیم، حمایت ندارند. در محله محروم وحدت و غیرت خیلی بیشتر دیدیم. لات و لوت و قمه‌کش پای کار آمد!در محله ما که وضع اقتصادی بهتر است، این مشکلات بیشتر بود. در محله محروم برعکس بسیار فعال‌تر وارد میدان شدند و خودشان پول جمع کردند و کار کردند و وحدت و همبستگی آن‌جا بیشتر بود. اینجا خوب است بگویم که این اواخر اسمی هم برای گروه محله خودمان انتخاب کردیم: اهالی اهل دل!لوگو و صفحه پویش مردمی «اهالی اهل دل» در شبکه های اجتماعی به نظر می‌رسد کارتان نسبتا خوب پیش رفته است و به برخی اهداف هم رسیده‌اید، برنامه آینده‌تان چیست؟این بستر به صورت اولیه آماده شده است. اعتمادی جلب شده است، پایگاه اطلاعاتی توسعه داده شده است، توانمندی‌ها را در آورده‌ایم، نیروهایی که آمدند و آن‌هایی که ریزش داشتند تعدیلاتی شد. به نظرم برای اواخر اردیبهشت به بعد ما دوباره مشکلات‌مان شروع خواهد شد؛ ما الان آماده‌ایم و می‌دانیم که در کوچه شماره فلان واحد فلان یک سرطانی داریم و تمام بقیه موارد.اگر نکته دیگری هم دارید اضافه بفرماییدنمی‌دانم امروز حرف‌های رهبری را هم شنیدید یا نه، برداشت ما این بود که کاری که ما شروع کردیم را به نوعی به رسمیت شناخته‌اند و تایید کرده‌اند. اینکه مردم بتوانند خودشان به خودشان کمک کنند و فعال باشند و حواس‌شان باشد که اقشار آسیب‌پذیر اطرافشان چه کسانی هستند و کمک کنند. به قول ایشان امیدوارم این سال با این همدلی خاطره خوشی ایجاد کند در امسال و حداقل از این جهت برای ما، عبرت و درس‌آموخته‌ای باشد. عبارت رزمایش را هم که آوردند گفتید دیگر هر چه زودتر مانور را برگذار کنیم که الان در حال برنامه‌ریزی هستیم.نمی‌دانم امروز حرف‌های رهبری را هم شنیدید یا نه، برداشت ما این بود که کاری که ما شروع کردیم را به نوعی به رسمیت شناخته‌اند و تایید کرده‌اند. اینکه مردم بتوانند خودشان به خودشان کمک کنند و فعال باشند و حواس‌شان باشد که اقشار آسیب‌پذیر اطرافشان چه کسانی هستند و کمک کنند. به قول ایشان امیدوارم این سال با این همدلی خاطره خوشی ایجاد کندبرنامه رزمایش سازماندهی محله در مواجهه با کرونا
با تشکر از وقتی که برای مصاحبه گذاشتید.من هم از شما متشکرم</description>
                <category>اندیشکده پژوهش در بحران‌</category>
                <author>اندیشکده پژوهش در بحران‌</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 02:26:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تأثیر مداخلات غیردارویی بر کاهش مرگ و کاهش نیاز به خدمات درمانی در اپیدمی کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@crisesthinktank/httpsvirgooliocrisesthinktank%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-beqlvpraiclg</link>
                <description>نیل فرگوسن و 36 پژوهشگر همکار{ توضیح مترجماننیل فرگوسن اپیدمولوژیست انگلیسی و استاد «ریاضیات در بیولوژی» در امپریال کالج لندن و محقق در زمینه اپیدمی است. فرگوسن تحقیقات گسترده‌ای در حوزه بیماری‌هایی مانند زیکا، مالاریا، تب زرد، ابولا انجام داده و مسئول تیم تحقیق این پروژه (با همکاری 36 پژوهشگر دیگر) در چهار مؤسسه زیر بوده است:WHO Collaborating Centre for Infectious Disease ModelingMRC Centre for Global Infectious Disease AnalysisAbdul Latif Jameel Institute for Disease and Emergency AnalyticsImperial College London }مقدمه و دلیل ترجمه این متندر بررسی رشته مقالاتی که به «انتخاب استراتژی‌های مناسب برای مدیریت بحران کرونا» مربوط می‌شوند، به این مقاله رسیدیم. ادعا شده که این مقاله، منشأ تغییر سیاست‌های بریتانیا و آمریکا در مواجهه با بحران کرونا بوده است. مطابق بررسی‌های ما نیز به نظر می‌رسد این مقاله، مهم‌ترین مقاله‌ در حوزه سیاست‌گذاری کرونا بوده که منجر به تغییر تصمیماتی در بالاترین سطوح سیاست‌گذاری شده است. ویرایش بعدی مقاله نشان می‌دهد که فهم و پی‌گیری ادبیات و نتایج تحقیقات این گروه تحقیقاتی ارزشمند بوده و چشم‌انداز مهمی از صورت مسئله و راه‌حل‌های ممکن را به نمایش می‌گذارد. بررسی‌ها نشان داد که چارچوب مفهومی این مقاله می‌تواند محورهای تحقیقات بعدی کارگروه را تعیین کرده و یکی از پایه‌های مفهومی و تحلیلی قابل اتکا برای فهم سیاست‌گذاری در این حوزه باشد.به عنوان اولین مطلب قابل انتشار کارگروه مواجهه با کرونا، در «اندیشکده پژوهش در بحران»، ترجمه این مقاله را به همراه‌ حاشیه‌نویسی‌هایی مختصر و اولیه، به صورت عمومی منتشر می‌کنیم. لازم به ذکر است که در فرآیند جست‌وجو، به ترجمه‌ای از این مقاله از سوی «مرکز پژوهش‌های تأمین اجتماعی» برخوردیم. بررسی‌های کارگروه نشان داد که متن فارسی منتشرشده ترجمه مناسبی از اصل مقاله نیست، در ترجمه پژوهشکده نکات مهمی مغفول مانده و برخی نکاتی که به عنوان نتیجه مقاله ارائه شده است منحرف‌کننده است. از این رو تصمیم گرفتیم ترجمه کامل کارگروه از این مقاله را به صورت عمومی منتشر کنیم.لازم به ذکر است که محورهای این مقاله، در کنار مقاله دیگری با عنوان «کرونا، کوبیدن امروز و پایکوبی فردا» قطعات اولیه پازل تصمیم‌سازی درست را پیش روی ما می‌گذارند. به خوانندگان این مطلب پیشنهاد می‌شود مقاله مذکور را نیز مطالعه کنند. در یادداشتی دیگر، تحلیلی از نتیجه‌گیری‌های کلیدی این دو مقاله و اعتبار هر کدام، و اهمیت و جایگاه‌شان در مبانی تصمیم‌گیری در مواجهه با بحران پیش‌رو ارائه خواهیم داد.مقدمه مقالهآخرین باری که جهان بدون در اختیار داشتن واکسن، با یک اپیدمی در حال رشد (در مقیاس پاندمی کووید-19) مواجهه شده است، به سال‌های 1918-1919 و پاندمی آنفولانزا H1N1 برمی‌گردد. در آن دوره بعضی از جوامع محلی (مشخصا در ایالات متحده)، با مداخلات غیردارویی (Non-Pharmaceutical Interventions (NPIs)) به این پاندمی پاسخ دادند و با انجام فعالیت‌هایی برای کاهش نرخ تماس‌ها و ارتباطات در جامعه، سعی کردند نرخ انتقال بیماری را پایین بیاورند. فعالیت‌هایی که در این دوره انجام شد عبارت بودند از تعطیلی مدارس، کلیساها، مشروب‌فروشی‌ها و سایر کسب‌وکارهایی که نیازمند ارتباطات اجتماعی گسترده بود. در شهرهایی که چنین مداخلاتی به سرعت در آن‌ها اجرا شده بود، موارد ابتلا تا زمان اعمال محدودیت‌ها کاهش قابل ملاحظه‌ای داشت و نرخ مرگ و میر درمجموع کمتر شد. هر چند با از میان برداشتن کنترل‌ها، انتقال بیماری نیز به روند سابق خود بازگشت.{ توضیح مترجماندرباره عبرت‌های پاندمی‌های پیشینمطالعه عبرت‌های مهم‌ترین پاندمیِ قابل مقایسه با وضعیت فعلی (یعنی پاندمی 1918) بسیار مهم است، به‌خصوص از زاویه امکان تداوم بلندمدت سناریوی سرکوب و تبعات آن. کارگروه در مراحل بعدی کار خود، منابع مرتبط با این موضوع (از جمله منبع شماره 1 همین مقاله) را بررسی و نتایج را منتشر خواهد کرد. متن زیر بخشی از منبع شماره 1 مقاله است:درباره اجرای موقت «سیاست‌های کنترلی شدید» می‌توان گفت که گرچه با کنترل و فشارهای موقت، نرخ بیماری و بنابراین مرگ و میر 30 تا 40 درصد قابل کاهش است، اما برای کاهش بیش از این مقدار (صرفا با استفاده از ابزارهای بهداشت عمومی)، باید این سیاست‌ها را تا واکسیناسیون کامل جامعه ادامه داد که حداقل به شش ماه زمان نیاز دارد. تجربه بسیاری از شهرهای آمریکا در اپیدمی 1918 نشان می‌دهد که تبعات اجتماعی، سیاسی اجرای بلندمدت چنین سیاست‌هایی قابل ملاحظه است. }با وجود اینکه فهم امروز ما از بیماری‌های واگیردار و راه‌های پیش‌گیری از آن‌ها در مقایسه با سال 1918 بسیار متحول شده است، اغلب کشورها در سراسر جهان با چالش‌هایی یکسان در مقابله با کووید-19 مواجهند. ویروسی با کشندگی قابل مقایسه با آنفولانزای H1N1 در 1918. دو استراتژی کلان در مواجهه با چنین بحرانی قابل تصور است:سرکوب. هدف از این استراتژی کاهش عدد بازتولید (Reproduction Number) با نماد R به زیر 1 است. R عبارت است از میانگین تعداد سرایت‌ بیماری از یک نفر به دیگران. R کمتر از یک به این معناست که هر نفر کمتر از یک نفر دیگر را آلوده کرده است. اتفاقی که کاهش قابل ملاحظه نرخ ابتلا را به همراه دارد و در مواردی (مثل سارس و ابولا) می‌تواند انتقال انسان-انسان را به صفر برساند. مهم‌ترین چالش در این استراتژی، ضرورت حفظ روش‌های غیردارویی به شکل پیوسته یا دستکم متناوب است، آن هم تا زمانی که ویروس در حال گردش در جامعه انسانی است و یا تا زمانی که واکسن آن در دسترس همگان قرار ‌گیرد. درباره کرونا به نظر می‌رسد تا اعمال واکسیناسیون عمومی به چیزی حدود 12 تا 18 ماه زمان نیاز داشته باشیم. هرچند ضمانتی هم نیست که واکسن اولیه کارآیی لازم را داشته باشد.{ توضیح مترجماندر مورد تخمین زمان تولید انبوه واکسنتخمین زمان لازم برای تولید انبوه واکسن به مدت 12 تا 18 ماه، نتیجه مستقیم این تحقیق نیست، بلکه از جمع‌بندی صحبت‌های متخصصان این حوزه حاصل شده که در خود مقاله نیز به آن اشاره شده است. نکته مهم این مقاله در سناریوی سرکوب این است که لازم دانسته سرکوب تا زمان همگانی شدن واکسیناسیون ادامه یابد و احتمالی برای از بین رفتن خود‌به‌خودی ویروس طی این فرآیند در نظر نگرفته است. در جایی از مقاله اشاره شده که چنانچه مداخلات مربوط به فرآیند سرکوب متوقف شود، قله‌ای در نمودار ابتلا به بیماری به وجود خواهد آمد که از حالتی که در آن هیچ عملی صورت نگرفته هم شدیدتر است. نتیجه سیاست‌گذارانه مهمی که از این نکته می‌توان گرفت این است که اگر توان برای ادامه سرکوب در بلندمدت وجود نداشته باشد، آغاز آن می‌تواند بسیار مخاطره‌انگیز باشد. }فرونشانی. در این استراتژی، روش‌های غیردارویی برای کاهش تبعات اپیدمی بر سلامت عمومی اِعمال می‌شود، نه برای از بین بردن کامل انتقال ویروس. در 1918 بعضی شهرهای آمریکا از این روش استفاده کردند. در پاندمی‌های آنفولانزا در 1957، 1968 و 2009 نیز عموم کشورهای جهان چنین کرده‌اند. در این سناریو تلاش برای ایمن‌سازی جامعه درنهایت منجر به کاهش سریع موارد بیماری شده و سرایت به حد پایین‌تری می‌رسد.تفاوت این دو روش در هدف‌گذاری برای مقدار R است. در سرکوب هدف‌ کاهش R به مقداری کمتر از 1 است. در حالی که در فرونشانی هدف صرفا کاهش R به مقادیر کمتر قابل حصول است، نه لزوما به مقداری کمتر از 1.لازم است دو نکته را در همین ابتدا متذکر ‌شویم؛ با توجه به اینکه ویروس کرونای خاص (SARS-CoV-2) ویروس جدیدی است، موارد زیادی از مشخصات رفتاری این ویروس کاملا برای ما ناشناخته است. به علاوه اثرات روش‌های غیردارویی اشاره‌شده در این متن، به طور جدی به عکس‌العمل مردم در مواجهه با آن‌ مربوط می‌شود. ممکن است عکس‌العمل‌ها در کشورهای مختلف و حتی جوامع محلی مختلف، کاملا متفاوت باشد. علاوه بر این بروز رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی (حتی بدون دخالت شدید دولت‌ها)، کاملا محتمل است.در این مقاله ما تبعات اقتصادی یا اخلاقی روش‌های مورد اشاره را بررسی نمی‌کنیم. فقط تأکید می‌کنیم که همه تصمیماتی که بر مبنای این سیاست‌ها گرفته می‌شوند، دشوارند و تبعات سنگینی به همراه خود دارند. استراتژی سرکوب –گرچه ظاهرا تا امروز در چین و کره جنوبی مؤثر بوده است-، اما می‌تواند هزینه‌ها و تبعات اقتصادی و اجتماعی بسیار شدیدی را به همراه داشته باشد. هزینه‌هایی که ممکن است در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت، اثرات بزرگی بر سلامت و حیات جوامع بگذارند. فرونشانی نیز هرگز نمی‌تواند از افرادی که در معرض ریسک بالای مرگ قرار دارند، کاملا محافظت کند و ممکن است آمار مرگ و میر بسیار بالایی داشته باشد.این تحقیق مشخصا روی اثرات احتمالی سیاست های مختلف بر روی نظام درمان متمرکز شده است. نتایج به دست آمده با تکیه بر ویژگی‌های دو کشور ایالات متحده و بریتانیا تدوین‌ شده و انتظار می‌رود برای دیگر کشورها با درآمد بالا نیز تا حد زیادی کاربری داشته باشد.استراتژی سرکوب –گرچه ظاهرا تا امروز در چین و کره جنوبی مؤثر بوده است-، اما می‌تواند هزینه‌ها و تبعات اقتصادی و اجتماعی بسیار شدیدی را به همراه داشته باشد. هزینه‌هایی که ممکن است در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت، اثرات بزرگی بر سلامت و حیات جوامع بگذارند.{ توضیح مترجمانمؤلفان در متن مقاله خود به روشنی تصریح کرده‌اند که تبعات اقتصادی و اجتماعی هر روش ممکن است چنان سهمگین باشد که تصمیم سیاست‌گذار برای انتخاب سیاست بهینه درباره این موضوع را به شکل جدی تحت تأثیر قرار دهد. در عین حال به روشنی اظهار کرده‌اند که سیاست‌های توصیه‌شده را صرفا برای کشورهای با درآمد بالا عملی می‌دانند. البته نویسندگان مقاله که اپیدمولوژیست هستند، صرفا روی موضوعات مربوط به اپیدمی و درمان متمرکز شده‌اند و بدیهی است که صلاحیت اظهارنظر در حوزه سیاست‌گذاری عام و تخصص لازم برای پیش‌بینی تبعات اقتصادی و اجتماعی سیاست‌های پیشنهادی در این حوزه را ندارند. اما سوال اصلی همین‌جاست: تبعات اقتصادی و اجتماعی سناریوی سرکوب چیست؟ چنین سناریویی برای ایران تا چه حد عملی است؟ در صورتی که آن را اجرا کنیم اما در میانه مسیر شکست بخوریم و ناگزیر رهایش کنیم، با چه تبعاتی (به‌خصوص در مقایسه با فرآیند فرونشانی یا رهاسازی کلی) مواجه خواهیم شد؟ }{نکته: مطالعه این بخش از مقاله، برای فهم نتایج آن ضروری نیست و به کسانی که صرفا مایل به بررسی کلیِ نتایج هستند، توصیه نمی‌شود. ترجمه این بخش، بیشتر به منظور استفاده افراد و تیم‌های فعال در پژوهش‌های حوزه مدل‌سازی انجام شده است. }روشمدل انتقالدر این تحقیق برای بررسی سناریوهای رفتاری کووید-19 در بریتانیا، در شبیه‌سازی فرد-محوری که پیشتر در «برنامه‌ریزی عمومی برای پاندمی آنفولانزا» توسعه داده شده بود [منبع شماره 5 مقاله][منبع شماره 6 مقاله]، تغییراتی ایجاد کردیم. ساختار پایه مدل به همان صورت پیشین حفظ شده است. به طور خلاصه افراد در مناطقی که تحت عنوان داده‌های با دقت بالا از چگالی جمعیت تعریف شده‌اند، اقامت دارند.{ توضیح مترجماندر بررسی عبارت «داده‌های با دقت بالا از چگالی جمعیت»مترجمین به مجموعه ادبیات، نرم‌افزارها، مدل‌ها و پروژه‌های گسترده‌ای رسیدند که اشاره به تلاش برای شبکه‌بندی جمعیت جهان با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای، پایگاه‌های داده جمعیتی و مدل‌های آماری دارد. برداشت مترجمین از این عبارت در متن مقاله این است که شبیه‌سازی انجام‌شده در این پروژه بر اساس داده‌های مکانی-جمعیتی طبقه‌بندی‌شده توسط این دست از پروژه‌های مدل‌سازیِ شبکه جمعیت در انگلستان و آمریکا انجام شده است، نه صرفا داده‌های جمعیتی کلان از یک فضای فرضی. به عبارت دیگر انسان تعریف شده در مدل و فعالیت‌های تعریف شده در مدل، در بستر نقشه جمعیتی-مکانی واقعی بریتانیا ریخته شده‌اند. }ارتباط با سایر افراد اجتماع در خانواده، مدرسه، محل کار و در کلیت جامعه روی می‌دهد. برای تعریف سن و تابع توزیع اندازه خانوار، از داده‌های سرشماری بریتانیا استفاده شده است. درباره میانگین اندازه کلاس‌های درسی و نسبت کارمندان به دانش‌آموزان در مدارس، برای تولید توزیعی ساختگی از مدارس که به صورتی متناسب داخل جمعیت کشور توزیع شده باشد، از داده‌های واقعی استفاده شده است. برای محاسبه توزیع اندازه محل‌های کار -به منظور شبیه‌سازی مسیر رفت‌وبرگشت از محل سکونت به محل کار و برعکس- از داده‌های واقعی استفاده شده است. برای مشخص کردن موقعیت و توزیع مکانی محل‌های کار نیز از داده‌های واقعی استفاده شده است. برای شروع شبیه‌سازی به افراد مکان اولیه‌ای داخل فضاهای تعریف شده مذکور داده شده و پس از آن هر فرد برنامه روزانه خود را اجرا می‌کرده است.بیماری از طریق تماس بین افراد مستعد و افراد آلوده در خانه، محل کار، مدرسه و به شکل تصادفی در اجتماع (حین عبور از کنار هم در فاصله‌ای کمتر از یک مقدار مشخص) منتقل می‌شود. با توجه به تحقیقات انجام‌شده از پاندمی‌های پیشین آنفولانزا، تماس‌های هر نفر در مدارس، دو برابر دیگر ارتباطات خارج از مدرسه در نظر گرفته شده است [منبع شماره 7 مقاله]. با پارامترهای مذکور، حدودا یک‌سوم سرایت‌های بیماری درون خانواده اتفاق می‌افتد، یک‌سوم در مدرسه و محل کار و یک‌سوم در محل‌های عمومی و اجتماعی. این الگوهای تماس اجتماعی‌ با نتایج تحقیقات اختلاط اجتماعی (social mixing surveys) نیز سازگار است [منبع شماره 8 مقاله].{ توضیح مترجمینخلاصه‌ای از نتایج منبع شماره 8 مقاله، در بررسی الگوهای تماس اجتماعیدر تحقیقات اخیر برای فهم اثر سیاست‌های مداخله‌ای مختلف، به صورت فزاینده‌ای از مدل‌سازی ریاضی بیماری‌های واگیرداری که از مسیر تنفس یا ارتباطات نزدیک میان‌فردی منتقل می‌شود (مانند آنفولانزا و کرونا)، استفاده می‌شود. اما با وجود اینکه مشخص‌شده است که الگوهای اختلاط اجتماعی نقشی اساسی در نتایج مدل‌سازی دارد، محققان اما عموما به مفروضاتی پیشینی (و بدون تحقیق تجربی) بر روی پارامترهای تعیین‌کننده ارتباطات میان‌فردی در مدل‌ها اعتماد می‌کنند، که پایه تجربی آن اندک است و یا اصلا مبنای تجربی ندارد. در این تحقیق ما بر اساس نگارش فعالیت‌های روزمره فردی، تحقیقی تجربی در 8 کشور اروپایی انجام داده‌ایم. 7,290 شرکت‌کننده در این تحقیق، ویژگی‌های 97,904 تماس خود با افراد مختلف، شامل سن، جنسیت، مکان، مدت ارتباط، تعداد ارتباط و ایجاد یا عدم ایجاد ارتباط فیزیکی را، ثبت کرده‌اند. نتیجه تحقیق این بوده است که الگوی اختلاط و ویژگی‌های تماس بین‌فردی، در کشورهای مختلف اروپایی، به صورت قابل ملاحظه‌ای، مشابه هستند. الگوهای تماس به شدت به سن بستگی دارد: بچه مدرسه‌ای‌ها و نوجوانان عموما با افراد همسن خود ارتباط دارند. ارتباطات‌شان حداقل 1 ساعتی به طول میانجامد و به صورت روزمره نیز تکرار شده و عموما شامل تماس فیزیکی می‌شود. در حالی که تماس‌های با مدتِ کوتاهی که عموما هم زیاد تکرار نمی‌شوند، کمتر تماس فیزیکی دارند. ارتباط‌ها در خانه، مدرسه یا در زمان اوقات فراغت بیشتر احتمال دارد تماس فیزیکی داشته باشد تا ارتباط‌هایی که در محل کار یا در سفر برقرار می‌شوند. مدل‌سازی مقدماتی نتیجه می‌دهد که انتظار می‌رود 5 تا 19 ساله‌ها بیشترین میزان آسیب‌پذیری در مقابل بیماری را در فازهای اولیه یک اپیدمی که از طریق تماس بین انسانی گسترش می‌باید، داشته باشند. تا جایی که ما بررسی کرده‌ایم، این اولین تحقیق بزرگ مقیاس تجربی بر روی الگوهای رفتاری مرتبط با بیماری‌های واگیردار از طریق تنفس و تماس نزدیک است. امیدواریم نتایج این تحقیق منجر به بهبود کیفیت پارامترهای مورد استفاده در مدل‌های ریاضی تحلیل مداخلات غیردارویی شود. }فرض کرده‌ایم دوره نهفتگی بیماری 5.1 روز است [منبع شماره 9 مقاله][منبع شماره 10 مقاله]. فرض‌ شده است که زمان ابتلا به بیماری 1- برای کسانی که بیماریِ با نشانه می‌گیرند (symptomatic)، از 12 ساعت قبل از بروز نشانه‌ها، شروع شده است، و 2- برای بیماران بدون نشانه (asymptomatic)، از 4.6 روز بعد از ابتلا شروع شده است، با پروفایل ابتلائی در طی زمان، که منجر به دوره دوبرابر شدنی (Mean Generation Time) به میزان 6.5 روز می‌شود. با کالیبره کردن مدل بر مبنای دوره رشد اولیه اپیدمی در ووهان، R را 2.4 در نظر گرفته‌ایم، اما نرخ‌های بین 2.0 تا 2.6 را نیز در مدل آزموده‌ایم. فرض کرده‌ایم افراد بدون نشانه، 50 درصد بیشتر از افراد دارای نشانه بیماری، واگیر دارند. واگیرداری در افراد مختلف متغیر است و با توزیع گامایی با میانگین 1 و  پارامتر α=0.25 (α پارامتر شکل نمودار تابع توزیع است) توصیف می‌شود. فرض‌ شده است افراد در کوتاه‌مدت بعد از بهبودی بیماری، مصون از ابتلای مجدد به آن باشند. شواهد دیگر گروه‌های مطالعاتی پیشنهاد می‌دهد که ابتلای مجدد به یک نژاد از ویروس کرونای فصلیِ در حال چرخش، در همان فصل یا فصل بعدی بسیار نامحتمل است (نتایج تحقیقات این بخش، به صورت شخصی از پروفسور  Andrew Haywardاخذ شده است و فعلا منبع مستند منتشرشده‌ای ندارد). فرض شده است بذر بیماری از اوایل ژانویه 2020 در هر کشور به صورت نمایی (با نرخ دو برابر شدن در هر 5 روز)، در حال رشد بوده است. نرخ رشد با نتایج مشاهده‌شده از روند توسعه بیماری در انگلیس و آمریکا در 14 مارس، کالیبره شده است.شواهد دیگر گروه‌های مطالعاتی پیشنهاد می‌دهد که ابتلای مجدد به یک نژاد از ویروس کرونای فصلیِ در حال چرخش، در همان فصل یا فصل بعدی بسیار نامحتمل است{نکته: مطالعه این بخش از مقاله نیز برای بررسی نتایج آن اهمیتی ندارد و به کسانی که صرفا مایل به بررسی کلیِ نتایج هستند، توصیه نمی‌شود. ترجمه این بخش، بیشتر به منظور استفاده افراد فعال در پژوهش‌های حوزه مدل‌سازی، انجام و پارامترهای آن برای تیم‌های فعال در حوزه پژوهش‌های مرتبط استخراج شده است.}توسعه بیماری و تقاضای خدمات درمانیتحلیل داده‌های چین و داده‌های افرادی که هنگام ورود به چین در فرودگاه‌ها آزمایش شده‌اند، نشان می‌دهد که 40 تا 50 درصد از بیماران واقعی در تست‌های اولیه فرودگاهی تشخیص داده نشده‌اند. این موارد ممکن است مبتلایان بدون نشانه، بیماران ضعیف و نتیجه‌گیری‌های بلاتکلیف را شامل شود. ما فرض کرده‌ایم که دوسوم موارد به اندازه کافی نشانه دارند، می‌توانند به صورت خودخواسته (و نیز به صورت قانونی، اگر از آن‌ها خواسته شود) در طی 1 روز پس از بروز نشانه‌ها، خود را ایزوله کنند و به صورت میانگین 5 روز پس از دیده شدن علائم بیماری، در بیمارستان بستری شوند.طبقه‌بندی سنی از درصد مبتلایانی که نیاز به بستری شدن دارند و نرخ مرگ بیماران (IFR)، از آمار بیماران چینی استخراج شده است [منبع شماره 12 مقاله]. با اصلاح این آمار بر اساس نرخ غیریکسان حمله بیماری به سنین مختلف و اعمال آن روی جمعیت بریتانیا، به نرخ 0.9 درصد برای مرگ بیماران و نرخ 4.4 درصد برای بستری می‌رسیم. (جدول شماره 1)جدول شماره 1: تخمین فعلی از شدت موارد: تخمین از نرخ مرگ بیماران از منابع شماره 12 مقاله، به تناسب نرخ حمله غیریکسان ویروس اصلاح شده و به نرخ کلی 0.9 درصد را به دست می‌دهد (با بازده اطمینان 95 درصد، می‌شود 0.4 درصد تا 1.4 درصد). نرخ بستری شدن نیز از همان منبع استخراج شده و به همان صورت تعدیل‌شده و همچین با نرخ انتظاری واقعی برای بالاترین رده سنی (بالای 80 سال) در آمریکا و بریتانیا، مقایسه شده است. این تخمین‌های اولیه با داده‌هایی که پس از این هم به دست خواهد آمد، به‌روز‌رسانی خواهد شد.بر پایه گزارش‌های اولیه از بریتانیا، چین و ایتالیا (اطلاع‌گیری شخصی از پروفسور Nicholas Hart)، فرض کرده‌ایم 30 درصد افرادی که بستری می‌شوند به مراقبت‌های ویژه احتیاج خواهند داشت (ونتیلاتور یا ECMO).بر اساس نظرات تخصصی کلینیکی، فرض کرده‌ایم 50 درصد از بیمارانی که نیاز به مراقبت‌های ویژه دارند، فوت خواهند کرد. همچنین بسته به سن، درصدی از بیمارانی که نیاز به مراقبت‌های ویژه ندارند نیز فوت خواهند کرد. توزیع این موارد به گونه‌ای محاسبه شده است که با نرخ مرگ بیماران (IFR) متناسب باشد.بر اساس نظرات تخصصی کلینیکی، فرض کرده‌ایم 50 درصد از بیمارانی که نیاز به مراقبت‌های ویژه دارند، فوت خواهند کرد.در مدل تعداد تقاضای تخت‌ها را با این فرض که مدت زمان بستری در بیمارستان، برای بیمارانی که نیاز به مراقبت‌های ویژه ندارند، 8 روز و برای بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه 16 روز باشد (10 روز آن در ICU)، در نظر گرفته‌ایم.فرض شده است 30 درصد از افراد بستری‌شده نیازمند مراقبت‌های ویژه هستند. مدت زمان میانگین بستری را (از هنگام مراجعه و پذیرش در بیمارستان تا موقع ترخیص از آن‌جا) 10.4 روز به دست آورده‌ایم، اندکی کوتاه‌تر از طول زمان ثبت‌شده بین‌المللی[منبع شماره 13 مقاله] (که عموما برای دریافت نتیجه منفی تست بیماری، اندکی بیشتر در بیمارستان نگه داشته می‌شوند) و هم‌راستا با زمان میانگین ثبت‌شده برای پذیرش‌های بیماری ذات‌الریه [منبع شماره 14 مقاله].سناریوهای مداخلات غیردارویی (NPI)در این تحقیق ما اثرات 5 مداخله غیردارویی را به دو صورت مجزا و ترکیبی شبیه‌سازی کرده‌ایم (جدول شماره 2). در هر مورد نتایج مداخله را به صورت مکانیکی، انفرادی و به صورت ترکیبی، در شبیه‌سازی وارد کرده‌ایم {نکته: به این معنی که مداخلات (یا سیاست‌ها) به صورت طبیعی یا خود به خود در مدل شکل نمی‌گیرند}، آن هم بر مبنای مفروضاتی مقبول عموم تحلیل‌گران {نکته: منظور این است که مفروضات خاص و نادر نداشته‌ایم} و عموما بدبینانه درباره اثر هر مداخله {نکته: به این معنی که اگر در مدل‌سازی یک مداخله اثرات مختلفی داشته است، اثرات با شدت و تاثیرگذاری کمتر را در نظر گرفته‌ایم}.مدل، میزان تأثیرِ مداخلات غیرداروییِ معرفی‌شده در جدول شماره 2 را به گونه‌ای بازتولید کرد که پیشتر در مطالعات اپیدمولوژیک و تحقیقات تجربی از الگوهای رفتاری تماس‌ها نیز مشاهده شده بود. دو مورد از مداخلات (ایزوله کردن بیماران شناسایی‌شده و قرنطینه اختیاری خانگی) یک روز پس از مشاهده نشانه‌های بیماری در فرد اجرا می‌شود. 4 مداخله غیردارویی دیگر (فاصله‌گذاری اجتماعی افراد بالای 70 سال، فاصله‌گذاری اجتماعی تمام جامعه، توقف تجمعات با جمعیت بالا و تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها) تصمیماتی است که در سطح دولت اتخاذ می‌شوند. برای این دسته از مداخلات، آستانه‌هایی برای تصمیم‌گیری سیاست‌گذار در نظر می‌گیریم (مثل تعداد آزمایش‌های بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه).در آزمایش استراتژی‌های فرونشانی، فرض کرده‌ایم تمام سیاست‌ها به مدت 3 ماه اعمال می‌شوند، به‌جز مداخله فاصله‌گذاری اجتماعی برای افراد بالای 70 سال، که فرض شده 1 ماه بیشتر نیز برقرار خواهند ماند. استراتژی سرکوب نیز برای 5 ماه یا بیشتر اعمال خواهد شد.جدول شماره 2: خلاصه روش‌های مداخلات غیردارویی در نظر گرفته‌شده { توضیح مترجمانفرونشانی یا سرکوب؛ دو سیاست مجزا یا طیفی از سیاست‌های به هم پیوسته؟نکته قابل توجه این است که به شکلی منطقی و واقع بینانه، در تمام سیاست‌های پیشنهادی در مدل‌های این مقاله، میزانی از عدم پیروی در نظر گرفته‌ شده است. با دقت در متن مقاله و موارد مطرح‌شده در جدول، به نظر می‌رسد که شدت اجرای سیاست‌ها، در هر دو استراتژی فرونشانی و سرکوب یکی باشد. تنها تفاوت این‌جاست که تاکتیک «SD» یا «فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری»، پای ثابت تاکتیک‌های مداخله در استراتژی سرکوب محسوب می‌شود ولی استراتژی فرونشانی وجود ندارد. اما همان‌طور که ملاحظه می‌کنید، در همین تاکتیک نیز فرض شده است که خانواده‌ها 25% از تماس‌های خارج خانه خود را حفظ کرده‌اند. توصیف دقیق این سناریو در حال حاضر برای مترجمان میسر نیست. در واقع نمی‌توان معنا و منظور گزاره «در شرایط فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری (قرنطینه سراسری)، صرفا 25% از تماس‌های محل کار و مدرسه کاهش می‌یابد» را به طور دقیق مشخص کرد. به نظر می‌رسد در سناریوهای طراحی‌شده، وضعیتی وجود دارد که قرنطینه سراسری اعمال می‌شود، ولی مردم اجازه دارند به مدرسه یا سر کار خود بروند. نکته جالب دیگر در تعریف تاکتیک‌های مداخلات غیردارویی این است که اصولا اشاره مستقیمی به وضعیت کاری مردم نشده است. همان‌طور که ملاحظه می‌کنید، در فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری نیز مردم به سر کار خود می‌روند و گزینه مجزایی برای «تعطیلی تمامی کسب‌وکارها» تعریف نشده است. }نتایجدر فقدان هرگونه محدودیت و یا تغییر رفتار مردم، پیش‌بینی می‌کنیم که طی 3 ماه به قله آمار مرگ و میر برسیم. در این سناریو و با در نظر گرفتن مقدار 2.4 برای R، پیش‌بینی می‌کنیم که طی دوره اپیدمی، حدود 81 درصد از آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها به بیماری مبتلا خواهند شد. در طی این فرآیند، 510هزار نفر در انگلیس و 22 میلیون نفر نیز در آمریکا فوت خواهند کرد. این اعداد، بدون در نظر گرفتن اثرات منفی ویرانی نظام درمان است. در این مسیر، ظرفیت تخت‌های بیمارستانی در هفته دوم آوریل تکمیل ‌شده و نیاز جامعه به مراقبت‌های ویژه به بیش از 30 برابر ظرفیت فعلی بخش درمان در هر دو کشور خواهد رسید.هدف سناریوی فرونشانی، کاهش اثر اپیدمی با مسطح کردن منحنی است؛ کاهش حداکثر مجموع مرگ و میر روزانه. از آن‌جا که هدف فرونشانی کمینه کردن آمار مرگ و میر است، لازم است مداخلات در تمام دوره اپیدمی برقرار باشد. اجرای زودهنگام چنین مداخلاتی، ریسک بازگشت فرآیند انتقال بیماری در زمان برداشتن محدودیت‌ها را (در صورتی که ایمنی جمعی به میزان کافی ایجاد نشده باشد) افزایش خواهد داد. بنابراین ضروری است تعادلی بین الف. زمان‌بندی اجرای تاکتیک‌های مداخله‌، با ب. حجم تغییراتی که این روش‌ها به وجود می‌آورد و ج. مدت‌ زمانی که می‌توان این مداخلات را حفظ کرد، برقرار شود. در این سناریو، ممکن است مداخلات غیردارویی، فرآیند سرایت را صرفا تا حدی کاهش‌ دهد که در زمان برداشته ‌شدن مداخلات، ایمنیِ جمعیِ به‌دست آمده اندک و ناکافی باشد و منجر به تشدید موج دوم ابتلا شود. {نکته: به نظر می‌رسد این بخش از مقاله به این معناست که مداخلات ناچیز و غیرمؤثر، می‌تواند باعث شود که بعد از بازگشت موج دوم ابتلا به بیماری (به دلیل برداشتن محدودیت‌های اولیه)، کل فعالیت‌های قبلی بی‌اثر شده و در موج دوم، بیماری با شدت بیشتری برگردد. در واقع نویسندگان مقاله، ‌مقداری حداقلی را برای این مداخلات لازم می‌دانند که مداخله با شدت و زمانی کمتر از آن، بی‌فایده و حتی هزینه‌زاست.}ممکن است مداخلات غیردارویی، فرآیند سرایت را صرفا تا حدی کاهش‌ دهد ولی در زمان برداشته ‌شدن مداخلات، ایمنیِ جمعیِ به‌دست آمده اندک و ناکافی باشد و منجر به تشدید موج دوم ابتلا شود.{نکته: فرازهایی از این قسمت مقاله، به دلیل اینکه بیش از حد فنی بوده و منحصر به دو کشوری است که پارامترها برای آن بهینه‌سازی شده، ترجمه و تشریح نشده‌اند.}تصویر شماره2: نمودار نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه برای سناریوی فرونشانی در بریتانیا. خط مشکی، نمایش‌دهنده منحنی نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه در زمان گسترش اپیدمی، بدون انجام هرگونه فعالیت فرونشانی است. خط سبز، نمایش‌دهنده تاکتیک فرونشانی الف (تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها)ست. خط نارنجی، نمایش‌دهنده تاکتیک فرونشانی ب (ایزوله‌سازی مبتلایان) است. خط زرد، نمایش‌دهنده استفاده همزمان از دو تاکتیک فرونشانی ب (ایزوله‌سازی مبتلایان) و ج (قرنطینه خانگی اعضای خانواده بیمار) است. خط آبی، نمایش‌دهنده اجرای هم‌زمان 3 تاکتیک فرونشانی ب (ایزوله‌سازی مبتلایان)، ج (قرنطینه خانگی اعضای خانواده بیمار) و د (فاصله‌گذاری اجتماعی برای افراد بالای 70 سال) است. {نکته: همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در این نمودار تاکتیک فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری نمایش‌ داده نشده است. این تاکتیک، محور اصلی استراتژی سرکوب خواهد بود که در بخش بعدی تشریح می‌شود}. ناحیه آبی پس‌زمینه، نشان‌گر دوره 3 ماهه‌ای است که این مداخلات طی آن برقرار خواهند ماند.جدول شماره 3 تأثیر مداخلات غیردارویی (به شکل تکی و ترکیبی) را در انگلستان پیش‌بینی می‌کند. هر کدام از تاکتیک‌های تکی یا ترکیبی، از زمان رسیدن تعداد بیماران نیازمند به مراقبت ویژه به 100 تا 3000 نفر به مدت سه ماه اجرا شده‌اند.بر اساس این مدت اِعمال مداخلات، مؤثرترین تاکتیک‌ها ترکیبی از ایزوله کردن بیماران، قرنطینه خانگی اعضای خانواده بیمار و فاصله‌گذاری برای طبقات دارای ریسک بیشتر ( افراد بالای 70 سال) بوده است. البته با وجود اینکه آخرین مورد تأثیر چندانی در سرایت بیماری (در مقایسه با دیگر گروه‌های سنی) ندارد، اما کاهش مرگ و میر این دسته از بیماران، نقش زیادی در تقاضای مراقبت‌های ویژه و آمار کلی مرگ و میر خواهد داشت. پیش‌بینی می‌شود اِعمال تجمیعی این سه دسته از مداخلات، قله تقاضای مراقبت‌های ویژه را به میزان 66 درصد و آمار مرگ و میر را به میزان 50 درصد کاهش خواهد داد. با این حال حتی با این سناریوی «بهینه» فرونشانی، تعداد بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه در آمریکا و انگلیس، به 8 برابر ظرفیت فعلی تخت‌های مراقبت ویژه خواهد رسید.پیش‌بینی می‌شود اِعمال تجمیعی این سه دسته از مداخلات (ایزوله‌سازی مبتلایان، قرنطینه خانگی اعضای خانواده بیمار و فاصله‌گذاری اجتماعی برای افراد بالای 70 سال)، قله تقاضای مراقبت‌های ویژه را به میزان 66 درصد و آمار مرگ و میر را به میزان 50 درصد کاهش خواهد داد. با این حال حتی با این سناریوی «بهینه» فرونشانی، تعداد بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه در آمریکا و انگلیس، به 8 برابر ظرفیت فعلی تخت‌های مراقبت ویژه خواهد رسید.به نظر می‌رسد توقف و ممنوعیت تجمعات عمومی مانند کنسرت‌ها و همایش‌ها، تأثیر اندکی روی نتایج دارد (نتایج در این مقاله نمایش داده نشده است) زیرا زمان تماس و ارتباط مردم در چنین رویدادهایی، در مقایسه با سایر زمان‌هایی که در خانه، مدرسه، محل کار و سایر فعالیت‌های جمعی، مانند رستوران و کافی‌شاپ و بار می‌گذرانند، نسبتا پایین است.در مجموع یافته‌ها نشان می‌دهد میزان اثرگذاری نسبی سیاست‌های مختلف، چندان به انتخاب سه عامل زیر حساس نیست:انتخاب معیار زمان آغاز مداخلات از میان دو گزینه «مقدار مطلق بیماران» در مقایسه با «مقدار نسبی بیماران نسبت به کل جمعیت مبتلا»مقدار اولیه R در دامنه 2.0 تا 2.6دامنه‌ای از نرخ مرگ بیماران (IFR) بین 0.25% تا 1.0%جدول شماره 3: گزینه‌های فرونشانی برای بریتانیا. اثرگذاری نسبی ترکیبی از مداخلات غیردارویی برای 3 ماه در سطح ملی، بر مجموع مرگ و میر و قله نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه، بر اساس انتخاب‌های مختلفی از زمان شروع اِعمال مداخلات، با توجه به مجموع تعداد بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه. اعداد مندرج در سلول‌ها، نشان‌گر درصد کاهش قله تقاضای تخت‌های مراقبت ویژه برای ترکیب‌های مختلفی از مداخلات غیردارویی است، بر اساس اینکه در زمان آغاز مداخلات، در هفته چه تعداد بیمار نیازمند به مراقبت‌های ویژه در کشور تشخیص داده می‌شود. تاکتیک‌های مداخلات غیردارویی در این جدول عبارتند از PCتعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، CIایزوله کردن بیمار در خانه، HQقرنطینه اعضای خانواده بیمار در منزل، SDفاصله‌گذاری سراسری اجتماعی و SDOL70 فاصله‌گذاری افراد بالای 70 سال برای 4 ماه (1 ماه بیشتر از انجام سایر مداخلات). جدول به صورت رنگی کدگذاری شده است؛ سبز برای اثرگذاری بیشتر و قرمز برای اثرگذاری کمتر. موارد این جدول برحسب درصد کاهش بوده و مقادیر مطلق در جدول A1 نمایش داده شده است.{ توضیح مترجمانبه عنوان مثال، برای توضیح یکی از سلول‌های جدول شماره 3 (ردیف چهارم ستون هفتم از چپ) می‌توان گفت که اِعمال همزمان سه سناریوی اول (CI- ایزوله کردن بیمار در خانه)، دوم (HQ- قرنطینه اعضای خانواده بیمار در منزل) و سوم (SDOL70- فاصله‌گذاری افراد بالای 70 سال برای 4 ماه) در زمانی که مقدار اولیه نرخ سرایت 2.4 باشد و مداخلات هنگامی آغاز شود که تعداد بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه به 3000 نفر رسیده باشد، می‌تواند قله‌ نیاز به تخت‌های مراقبت‌های ویژه را 67% کم کند و تعداد متوفیان (ردیف دوازدهم) را ۴۹% کاهش دهد. }با توجه به اینکه احتمال اجرای استراتژی فرونشانی بدون فروپاشی نظام سلامت پایین است، کشورهایی که توان اجرای کنترل‌های شدید موردنیاز را دارند، می‌توانند استراتژی‌ دیگری را پی‌گیری کنند که آن را «سرکوب» (Suppression) می‌نامیم. پیش‌بینی‌های ما نشان می‌دهد برای رسیدن به R نزدیک به 1 یا کمتر از آن، ترکیبی از ایزوله کردن بیماران، فاصله‌گذاری سراسری اجتماعی یا قرنطینه اعضای خانواده بیمار و تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها را می‌توان اجرا کرد (تصویر 3 و جدول 4). لازم است این مورد به مدت 5 ماه اجرا شوند. اثر معکوس غیبت اعضای خانواده کادر درمان از مدارس و دانشگاه‌ها را بر ظرفیت بخش مراقبت‌های ویژه در نظر نگرفته‌ایم {نکته: به نظر می‌رسد منظور مقاله این است که با تعطیلی مدارس بخشی از کادر درمان مجبور می‌شوند برای نگه‌داری فرزندان در خانه مانده خود، مرخصی بگیرند}. پیش‌بینی می‌شود برای اجرای سناریوی سرکوب، تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها مؤثرتر از قرنطینه خانگی اعضای خانواده باشد. طبیعتا ترکیبی از مجموع چهار تاکتیک مداخله بیشترین اثر را بر کاهش انتقال خواهد داشت که نتایج آن را در جدول شماره 4 مشاهده می‌کنید. پیش‌بینی می‌شود اعمال چنین مداخله‌ای تقریبا 3 هفته پس از آغاز، منجر به کاهش نیاز به مراقبت‌های ویژه (نسبت به بیشترین مقدار آن) شود که این روند کاهشی مادامی که سیاست‌های مداخله‌ای برقرار بماند، ادامه خواهد داشت. با توجه به اینکه نااطمینانی‌های زیادی در کارآیی سیاست‌های تجویزشده وجود دارد، مدل نشان می‌دهد که این استراتژی ترکیبی،‌ مؤثرترین سیاست برای نزدیک کردن نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه به میزان ظرفیت نظام درمان باشد.{ توضیح مترجماندر مورد جمله «اثر معکوس غیبت اعضای خانواده کادر درمان از مدارس و دانشگاه‌ها» و تحقیقات مرتبط فرگوسن در این خصوصدر پاندمی آنفولانزای خوکی سال 2009 در انگلستان، در مقاله‌ای که با عنوان «تعطیل کردن مدارس در طی پاندمی آنفولانزا» در نشریه بیماری‌های واگیردار لنست منتشر شد، فرگوسن و همکارانش سیاست تعطیلی مدارس را به منظور ایجاد اختلال در مسیر توسعه بیماری، کاهش سرعت گسترش و خرید زمان برای تحقیقات و توسعه واکسن توصیه کردند. در آن گزارش فرگوسن و همکارانش درباره تبعات اقتصادی تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها و اثرات آن بر نیروی کار پژوهش کرده بودند، به‌ویژه با توجه به اینکه درصد بالایی از پزشکان و پرستاران زن بودند و نیمی از آن‌ها فرزندان بالای 16 سال داشتند. این گروه برای انجام آن پژوهش، پاندمی‌های قبلی آنفولانزا مثل پاندمی 1918، 1957 و 1968 و نیز دینامیک گسترش آنفولانزا در فرانسه بعد از تعطیلی مدارس در این کشور را بررسی و مشاهده کردند که ابتلا به آنفولانزا در زمان بسته ‌شدن مدارس، کاهش بسیاری پیدا کرده و پس از بازگشایی مدارس، مجددا برگشته است. آن‌ها همچنین مشاهده کردند که زمانی که معلمان اسرائیلی در میانه فصل آنفولانزا در سال تحصیلی 1999-2000 دست به اعتصاب زدند، مراجعه به پزشکان به بیش از یک‌پنجم و تعداد مبتلایان به بیماری‌های تنفسی به دوپنجم کاهش یافته است.}تصویر شماره 3 : سناریوی‌های استراتژی سرکوب برای بریتانیا و نمایش نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه. خط مشکی، نمایش‌دهنده مسیر نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه در زمان گسترش اپیدمی، بدون انجام هرگونه فعالیت فرونشانی است. خط سبز، نمایش‌دهنده استراتژی سرکوب، شامل ترکیبی از تاکتیک‌های فرونشانی الف. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، ب. ایزوله‌سازی مبتلایان و ه. فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری است که در پایان فروردین آغاز می‌شود. خط نارنجی، نمایش‌دهنده تاکتیک ب. ایزوله‌سازی مبتلایان، ج. قرنطینه اعضای خانواده و ه. فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری است. خط قرمز نیز ظرفیت تخت‌های مراقبت‌ ویژه در انگلستان را نشان می‌دهد.  ناحیه آبی پس‌زمینه، نشان‌گر دوره 5 ماهه‌ای است که این مداخلات طی آن برقرار خواهند ماند. نمودار دوم همان داده‌های نمودار اول را نمایش می‌دهد، با این تغییر که روی بخش‌های پایینی نمودار متمرکز شده است. تصویر مشابهی برای ایالات متحده نیز در انتهای مقاله ارائه شده است. (که البته ما در متن ترجمه ارائه نکرده‌ایم)گزینه قرنطینه اعضای خانواده بیمار به همراهه ایزوله کردن بیمار و فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری، رتبه دوم را در بین گزینه‌های مؤثر دارد، هرچند مدل نشان می‌دهد که این سناریو، ریسک پیشی گرفتن نیاز به مراقبت ویژه از ظرفیت بخش درمان را با خود به همراه خواهد داشت (تصویر 3 و جدول 4). پیش‌بینی می‌شود ترکیب هر چهار تاکتیک مداخله (تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، ایزوله کردن بیماران، قرنطینه اعضای خانواده و فاصله‌گذاری سراسری اجتماعی) بیشترین اثرگذاری را خواهد داشت (البته بدون در نظر گرفتن قرنطینه کامل، که اضافه بر تمام موارد بالا، به افراد اجازه حضور در محل کارشان را می‌دهد. این سیاست از ترکیب 4 گزینه بالا نیز مؤثرتر است.). {نکته: این نکته در این تحقیق بسیار مهم است. زیرا مهم‌ترین نگرانی در اجرای قرنطینه کامل، مشکل فروپاشی اقتصادیِ حاصل از تعطیلی فعالیت‌های اقتصادی است، که در این مدل به آن توجه شده است}.زمانی که مداخلات برداشته شود (در مثال نمودار شماره 3، از ابتدای مهرماه به بعد)، موارد ابتلا شروع به گسترش می‌کند، که در مقایسه با اپیدمی بدون مداخله، منجر به تحقق قله پیش‌بینی‌شده برای نیاز به مراقبت‌های ویژه به صورت تأخیریافته خواهد شد. و [عجیب اینکه] مدل نشان می‌دهد هرچه استراتژی سرکوب موقت موفق‌تر اجرا شود، قله اپیدمی بعدی، در غیاب واکسیناسیون و به دلیل ایمنی جمعی ضعیف‌تر، بزرگ‌تر و سهمگین‌تر خواهد بود.مدل نشان می‌دهد هرچه استراتژی سرکوب موقت موفق‌تر اجرا شود، قله اپیدمی بعدی، در غیاب واکسیناسیون و به دلیل ایمنی جمعی ضعیف‌تر، بزرگ‌تر و سهمگین‌تر خواهد بود.جدول شماره 4: استراتژی‌های سرکوب برای بریتانیا. اثر سه سناریوی مختلف مداخله (ب. ایزوله‌ کردن مبتلایان + ج. قرنطینه اعضای خانواده بیمار + ه. فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری)/ (الف. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها + ب. ایزوله‌ کردن مبتلایان + ه. فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری)/ هر چهار مورد (الف. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها + ب. ایزوله‌ کردن مبتلایان + ج. قرنطینه اعضای خانواده + ه. فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری) بر تعداد مرگ و میر در طی دوره‌ دوساله (جدول سمت چپ) و قله نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه (جدول سمت راست){ توضیح مترجمانشاید دیدن عبارت طی دوره دو ساله اعمال سیاست‌ها در زیرنویس جدول شماره 4 شما را نیز متعجب کرده باشد! در بخش‌هایی از مقاله مواردی از نتایج مدل‌سازی ارائه‌شده است که مبنا، جزئیات و جایگاه آن مشخص نیست. در مورد این عدد 2 سال برداشت مترجمان این است که در متن مقاله به تلویح گفته شده است که اصولا سیاست سرکوب تا زمان یافتن واکسن برای بیماری باید به صورت پیوسته اعمال شود. در این جدول محاسبات تعداد مرگ و میر و تعداد نیاز به تخت‌های درمانی برای 2 سال از اجرای این سیاست ارائه شده است. در عمل اما ممکن است میزان نیاز به تداوم سیاست کمتر و یا بیشتر از این زمان بشود.}{ نکته: این بخش از مقاله در این ترجمه ارائه نشده و صرفا صورت‌مسأله آن ارائه می‌شود. به این دلیل که اِعمال چنین سیاست ظریف و پیچیده‌ای -که به‌تناسب اطلاعات دقیق و به‌روز، اصلاح و خاموش-روشن می‌شود- فراتر از توان اجرایی سیاست‌گذاران داخلی است. بنابراین صرفا چارچوب آن به‌عنوان مدلی تئوریک عرضه ‌شده و چند نتیجه‌گیری کلی از آن ارائه خواهد شد.}نتایج اجرای یک سیاست تطبیقیبا توجه به اینکه اجرای سیاست‌های سرکوب ممکن است ماه‌ها به طول بینجامد، ما اثر اجرای یک سیاست تطبیقی را آزموده‌ایم که در آن فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری (به علاوه تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، در صورت نیاز)، فقط زمانی آغاز می‌شود که تعداد هفتگی بیماران نیازمند به مراقبت‌های ویژه (که بیشتر از همه محتمل است از آن‌ها تست گرفته شود) از آستانه «روشن» کردن اجرای سیاست فراتر رود. از طرف دیگر وقتی این شاخص از مقدار مشخصی کمتر شود، اجرای این سیاست «خاموش» خواهد شد (تصویر شماره 4).تصویر شماره 4: تقریبا در 66% از زمان دوساله اجرا، سیاست‌ها کاملا فعال هستند. فقط فاصله‌گذاری اجتماعی و تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها خاموش و روشن شده و بقیه سیاست‌ها در سراسر زمان اجرا می‌شوند. تعداد بیماران هفتگی نیازمند به مراقبت‌های ویژه با رنگ نارنجی نمایش داده شده است. روشن و خاموش شدن اجرای تاکتیک‌های مداخله‌ای نیز با رنگ آبی به نمایش درآمده است.{ توضیح مترجمانچند تذکر درباره نمودارها و جداول ارائه‌شده در مقالهنمودارها و جداول در استراتژی فرونشانینتایج عددی سناریوهای مختلف در استراتژی فرونشانی در دو جدول شماره 3 و جدول A1 ارائه شده است. در جدول شماره 3، درصدهای کاهش مرگ و میر و قله نیاز به مراقبت‌های ویژه، و در جدول A1 مقادیر مطلقِ مرگ و میر و قله نیاز به مراقبت‌های ویژه برای بریتانیا آمده است.در نمودار A1، نتایج استراتژی فرونشانی برای ایالات متحده ارائه شده است. برای استراتژی فرونشانی ایالات متحده، جدولی ارائه نشده است. همچنین برای نتایج مدل سرکوب در ایالات متحده، هیچ نمودار یا جدولی ارائه نشده و صرفا در چند مورد در داخل متن، اشاره‌ای به نتایج شده است.نمودارها و جداول در استراتژی سرکوبدر نمودار شماره 3، نتایج استراتژی سرکوب برای بریتانیاارائه شده است. دو بخش سمت چپ از جدول شماره 4 نیز نتایج استراتژی سرکوب را برای بریتانیاارائه کرده است.برای استراتژی سرکوب، نتیجه‌ای (چه به صورت نمودار چه به شکل جدول) برای ایالات متحده ارائه نشده است.اینکه چرا در متن اصلی مقاله، جدول استراتژی فرونشانی به شکل درصدی و جدول استراتژی سرکوب به صورت عددی ارائه شده، مبهم است. اینکه چرا نتایج ایالات متحده به صورت پراکنده ارائه شده نیز، روشن نیست. }جمع‌بندی نتایجانتخاب شیوه مناسبِ مداخله، درنهایت به قابلیت اجرایی آن و همچنین به احتمال مؤثر بودنش در جوامع مختلف وابسته است.تفکیک «میزان اثرگذاری روش‌های مداخله مختلف اجراشده تا امروز» از «تجارب خاص هر کشور» چالش برانگیز خواهد بود، زیرا اغلب کشورها تعداد زیادی از روش‌ها یا تمام آن‌ها را با درجات مختلفی از موفقیت به کار بسته‌اند. با بستری کردن تمام بیماران (و نه‌فقط موارد نیازمند بستری)، چین نوعی از ایزوله کردن فردی را در پیش گرفته که به‌غیر از کاهش سرایت بیماری در موقعیت‌های عمومی، منجر به کاهش شدید سرایت بیماری در داخل خانواده نیز شده است. این روش در کنار اعمال سیاست‌های فاصله‌گذاری اجتماعی سراسری، فرصت سرایت بیماری در تمام مکان‌ها و موقعیت‌ها را به‌شدت کاهش داده است. تحقیقات بسیاری نشان می‌دهند که چنین مداخلاتی می‌تواند نرخ R را پایین‌تر از 1 بیایوراد. در روزهای اخیر این محدودیت‌ها در چین در حال برداشته شدن هستند. کنترل دقیق وضعیت فعلی چین در هفته‌های پیش‌ رو کمک خواهد کرد که امکان موفقیت جدی این روش، و بنابراین قابلیت معرفی آن به‌عنوان یک نمونه قابل الگوبرداری برای دیگر کشورها را ارزیابی کنیم.برای اجتناب از بازگشت دوباره چرخه سرایت، باید سیاست‌های مداخله‌ای تا زمان تولید واکسن به میزان لازم برای واکسیناسیون کل جامعه حفظ شود، که به نظر می‌رسد این زمان حداقل 12 تا 18 ماه خواهد بود.در روزهای اخیر محدودیت‌ها در چین در حال برداشته شدن هستند. کنترل دقیق وضعیت فعلی چین در هفته‌های پیش‌ رو کمک خواهد کرد که امکان موفقیت جدی این روش، و بنابراین قابلیت معرفی آن به‌عنوان یک نمونه قابل الگوبرداری برای دیگر کشورها را ارزیابی کنیم.برای اجتناب از بازگشت دوباره چرخه سرایت، باید سیاست‌های مداخله‌ای تا زمان تولید واکسن به میزان لازم برای واکسیناسیون کل جامعه حفظ شود، که به نظر می‌رسد این زمان حداقل 12 تا 18 ماه خواهد بود.نااطمینانی‌های قابل ملاحظه‌ای حول 1. میزان سرایت این ویروس، 2. تأثیرگذاری سیاست‌های مختلف و ۳. میزان اجتناب عمومی مردم از رفتارهای مخاطره‌آمیز وجود دارد. مجموع این عوامل بدین معنی است که بسیار سخت بتوان نظری قطعی درباره زمان لازم برای تداوم اِعمال سیاست‌ها ارائه داد. تنها می‌توان به این نکته اشاره کرد که زمان موردنیاز در مرتبه چندین ماه خواهد بود. تصمیمات آتی درباره آزادسازی محدودیت‌ها و نیز طول دوره آزادسازی در تحقیقات بعدی مشخص خواهد شد.تاکتیک‌هایی مورداستفاده در استراتژی سرکوب نیز در گذر زمان متحول خواهند شد. زمانی که موارد ابتلا کاهش یابد، امکان گسترش دامنه تست بیماری فراهم می‌شود و ردیابی ارتباط‌ها و نوع قرنطینه‌ای که در کره جنوبی انجام شد، قابلیت اجرایی خواهد یافت. استفاده از فناوری‌ (مانند اپلیکیشن‌هایی در موبایل که تعاملات بین افراد را ردگیری می‌کند) با در نظر گرفتن احتیاط‌های مربوط به حریم خصوصی، می‌تواند سیاست‌های اجرایی را مؤثر‌تر کرده و قابلیت استفاده از آن‌ها را در مقیاس بالا هموار کند. {نکته: این بخش از مطلب، دغدغه‌ای است که نسیم نیکلاس‌طالب و همکارانش در مقاله‌ای دیگر مطرح کرده‌اند. هرچند به نظر می‌رسد برخلاف پاسخ احساسی آن تیم، فرگوسن و دوستان این نکات را نیز به شکل منطقی و عقلانی‌اش مد نظر داشته‌اند.}با وجود این اما تحلیل‌های ما نشان می‌دهد که اگر روش‌های معرفی‌شده در مداخلات غیردارویی در سناریوی سرکوب حفظ نشوند، چرخه انتقال به سرعت باز خواهد گشت و ممکن است منجر به اپیدمی‌ای شود که مقیاس بازگشت و تلفات آن، از مقادیر سناریوی «انجام هیچ فعالیتی» نیز بیشتر باشد!{ توضیح مترجماناین نتیجه‌گیری سهمگین، با توجه به توان پایین کشور در منابع و مدیریت و اجرا در وضعیت کنونی، نگران‌کننده‌ترین نتیجه‌گیری مقاله برای ماست؛ اینکه اگر سیاست‌های اعمال‌شده در سناریوهای مختلف چنان سنگین باشد که کشور نتواند حداقل بیش از سه ماه آن‌ها را به شکل مستمر و مؤثر اجرا کند، ناتوانی در ادامه اجرای سیاست‌ها و رهاسازی ناگزیر آن، منجر به تبعاتی بسیار سنگین‌تر از عدم اجرای اولیه آن خواهد شد، چه اینکه –گرچه در این تحقیق بررسی‌ نشده، ولی- توان کشور طی این دوره فرسوده‌ شده و منابع اندک باقی‌مانده نیز از بین خواهد رفت. به این ترتیب دشمن فعلی (یعنی ویروس کرونا) با مقاومتی بسیار کمتر مواجه خواهد شد و به سرعت کشور را تسخیر خواهد کرد. بنابراین به شکل کلی می‌توان گفت که سیاستی باید اجرا شود که توان اجرای کامل آن برای حداقل حدود 6 ماه در کشور وجود داشته باشد. در غیر این صورت بهتر است از اول هرگز آغاز نشود! از این منظر، به روشنی مشخص است که تجویز این مقاله برای ایران، به هیچ‌وجه پیروی از سیاست سرکوب نیست.}انجام سیاست سرکوب برای بلندمدت، در بسیاری از کشورها گزینه‌‌ای قابل اجرا نیست. در مقابل، نتایج تحقیقات ما نشان می‌دهد که سیاستِ نسبتا کوتاه‌مدتِ (۳‌ماهه) فرونشانی -که می‌تواند نرخ مرگ و میر را به نصف، و نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه را تا دوسوم کاهش دهد- واقع‌بینانه‌تر است. در سیاست فرونشانی، ترکیبی از سه تاکتیکِ ب. ایزوله کردن بیماران، ج. قرنطینه کردن اعضای خانواده بیماران و د. فاصله‌گذاری اجتماعی افراد با ریسک بالا (شامل افراد بالای 70 سال و افرادی که بیماری‌های زمینه‌ای دارند) مؤثرترین ترکیب سیاستی است.انجام سیاست سرکوب برای بلندمدت، در بسیاری از کشورها گزینه‌‌ای قابل اجرا نیست. در مقابل، نتایج تحقیقات ما نشان می‌دهد که سیاستِ نسبتا کوتاه‌مدتِ (۳‌ماهه) فرونشانی -که می‌تواند نرخ مرگ و میر را به نصف، و نیاز به تخت‌های مراقبت ویژه را تا دوسوم کاهش دهد- واقع‌بینانه‌تر است.گزارش مشترک سازمان بهداشت جهانی و چین این احتمال را مطرح کرده است که 80 درصد از سرایت بیماری در بین اعضای خانواده روی می‌دهد. البته باید در نظر داشت که این تحقیق زمانی انجام شده که استراتژی سرکوب اجرا می‌شده و روابط اجتماعی عموم افراد بسیار محدود شده بود.این تحقیق نشان می‌دهد که فاصله‌گذاری اجتماعیِ طبقاتِ با ریسک بالا نیز (با توجه شواهد جدی مبنی بر افزایش خطرات بیماری با افزایش سن)، اثر جدی بر کاهش آمار مرگ و میر دارد. هر چند مدل نشان می‌دهد که اعمال چنین محدودیتی [احتمالا با توجه به میزان جا‌به‌جایی اندک و ارتباطات پایین‌تر افراد مسن] اثر کمی روی سرایت کلی بیماری در جامعه دارد.زمان‌بندی بهینه برای مداخله (البته بسته به تعریف بهینگی) در دو استراتژی سرکوب و فرونشانی متفاوت است. در استراتژی فرونشانی عمده تلاش‌ها باید طی 3 ماه در حوالی قله بیماری انجام شود. در استراتژی سرکوب اما مداخله سریع بسیار مهم است. ضمنا بسیار مهم است که مداخلات پیش از سرریز شدن ظرفیت نظام درمان آغاز شود.قوی‌ترین نظارت روشمند بر بیماران در بیمارستان اجرا می‌شود. بنابراین با در نظر گرفتن زمان تأخیر معمول (از آلوده شدن به ویروس تا مراجعه به بیمارستان)، بسته به اینکه آیا تمام افراد پذیرش‌شده در بیمارستان تست می‌شوند یا فقط از موارد حاد تست گرفته می‌شود، 2 تا 3 هفته تأخیر بین آغاز اجرای مداخلات و مشاهده تأثیراتش بر تعداد موارد بستری وجود خواهد داشت. درباره بریتانیا، این محاسبات بدین معناست که زمانی باید مداخلات غیردارویی را شروع کرد که تعداد مراجعان به بخش مراقبت‌های ویژه کمتر از 200 مورد در هفته باشد.شاید مهم‌ترین نتیجه‌گیری ما این باشد که اجرای استراتژی فرونشانی، حداقل در بریتانیا و ایالات متحده، بدون چند برابر بیشتر شدنِ تعداد بیماران حاد از ظرفیت بخش درمان، میسر نخواهد بود. با اجرای مؤثرترین شیوه استراتژی فرونشانی -که منجر به اپیدمی یک‌باره و نسبتا محدود می‌شود- بخش درمان (شامل بخش عمومی و بخش مراقبت‌های ویژه) حداقل هشت برابر ظرفیت خود بیمار خواهد داشت. با وجود این موارد، اگر تمام بیماران تحت درمان قرار گیرند، در حدود 250 هزار نفر در بریتانیا و 1.1 تا 1.2میلیون نفر در ایالات متحده فوت خواهند کرد.شاید مهم‌ترین نتیجه‌گیری ما این باشد که اجرای استراتژی فرونشانی، حداقل در بریتانیا و ایالات متحده، بدون چند برابر بیشتر شدنِ تعداد بیماران حاد از ظرفیت بخش درمان، میسر نخواهد بود.درباره بریتانیا، همین چند روز به پیش این نتیجه رسیدیم. با روشن شدن تخمین‌ها از نیازهای احتمالی به تجهیزات مراقبت‌های ویژه (بر مبنای تجارب ایتالیا و رویدادهای چند هفته اخیر در بریتانیا (برنامه‌ریزی قبلی فقط نیمی از تقاضای ارائه‌شده در این تحلیل را مد نظر داشت) و با آمار تازه‌ِ نسبتا دقیقی که وزارت بهداشت بریتانیا از ظرفیت بخش درمان و تخت‌های عادی و مراقبت‌های ویژه خود به ما ارائه داده، به این نتیجه رسیدیم که، بدون در نظر گرفتن تبعات اقتصادی و اجتماعی این سیاست، استراتژی سرکوب تنها گزینه قابل اجرای ما در این زمان است.اثرات اجتماعی و اقتصادی سیاست‌های اتخاذشده، ابزارهای موردنیاز برای اعمال این سیاست‌ها و تبعات آن‌، مهیب خواهد بود. بسیاری از کشورها اجرای چنین سیاست‌هایی را پیش از این آغاز کرده‌اند، اما لازم است کشورهایی که در مراحل ابتدایی توسعه این اپیدمی قرار دارند (مثل بریتانیا) هم فی‌الفور دست به اجرای این سیاست‌ها بزنند.ما در تحلیل خود به اطلاعاتی برای ارزیابی ماهیت سیاست‌های موردنیاز برای سرکوب کووید-19 و نیز مدت زمان احتمالی لازم برای تداوم اجرای این سیاست‌ها دست یافته‌ایم. نتایج این تحقیق در هفته گذشته به اطلاع سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان بریتانیا و سایر کشورها رسید. ما تأکید کرده‌ایم که اطمینانی وجود ندارد سیاست سرکوب در بلندمدت جواب بدهد. هیچ مداخله بهداشت عمومی‌ای با این تأثیرات عمیق در جامعه و با این مدت طولانی اجرا، تا به حال در جوامع بشری اجرا نشده است. در حال حاضر اینکه مردم و جوامع در مقابل چنین سیاست‌هایی چگونه رفتار خواهند کرد، کاملا مبهم است.ما تأکید کرده‌ایم که اطمینانی وجود ندارد سیاست سرکوب در بلندمدت جواب بدهد.هیچ مداخله بهداشت عمومی‌ای با این تأثیرات عمیق در جامعه و با این مدت طولانی اجرا، تا به حال در جوامع بشری اجرا نشده است.{ توضیح مترجمانچند معادل کلیدی در متنفرونشانی (Mitigation)سرکوب (Suppression)فاصله‌گذاری اجتماعی (Social Distancing)مداخلات غیردارویی (Non-Pharmaceutical Interventions (NPIs))شاید می‌توانستیم معادل‌های بهتری هم برای این کلمات پیدا کنیم. اما به این دلیل در ترجمه مقاله از معادل‌های فعلی استفاده شده تا پیوستگی متن با ادبیات تولید‌شده قبلی درباره این موضوع حفظ شود. با تشکر از آقایان جعفر خیرخواهان و حسین بخشایی به خاطر ترجمه مناسب و سریع از مقاله مهم آقای توماس پوئیو، در این‌ مقاله از معادل‌های انتخاب‌شده ایشان در آن متن استفاده کردیم.}</description>
                <category>اندیشکده پژوهش در بحران‌</category>
                <author>اندیشکده پژوهش در بحران‌</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 05:20:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>