<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دانیال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@d08549378</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 05:32:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1651980/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دانیال</title>
            <link>https://virgool.io/@d08549378</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کد وی گارنا v (daniel XD)</title>
                <link>https://virgool.io/@d08549378/%DA%A9%D8%AF-%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7-v-daniel-xd-nqqjenvp3asc</link>
                <description>کدش اینه:::[b][c][FFFF00]Ⓥاز مرورگر کروم استفاده کنید تا بتونید کپی کنیدDaniel XDو لینک سایتی ک کد رنگ میدرو توی کپشن ویدیو گذاشتم اینجا هم میزارمhttps://html-color-codes.info/و برنامه ای برای زیبا کردن بیو:::(اسمتو زیبا کن)توی مایکت و بقیه هستش</description>
                <category>دانیال</category>
                <author>دانیال</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jun 2023 22:03:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان دو برادر(داستان آموزنده)</title>
                <link>https://virgool.io/@d08549378/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-guvd0fcgckjs</link>
                <description>می گویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر بـه زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی بـه دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.روزی قافله ای از جلو غار گذشته و چون بـه شهر برادر میرفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده بـه قافله سالار می دهد تا در شهر بـه برادرش برساند.منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق بـه این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب میتواند کرد بی آنکه بریزد.چون قافله سالار بـه شهر و بازار محل کسب برادر می رسد و امانتی را می دهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان می کند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و بـه قافله سالار می‌دهد تا آن را در جواب بـه برادرش بدهد.چون برادر غار نشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمی‌بیند عزم دیدارش کرده و بـه شهر و دکان وی میرود.در گوشه دکان چشم بـه برادر داشت و دید که برادر زرگرش بازوبندی از طلا را روی بازوی لخت زنی امتحان می کند،‌ دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان بـه زمین میریزد.چون زرگر این را می بیند می‌گوید:ای برادر اگر بـه دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان و لمس آنان آب از غربالت نریخت زاهد میباشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه ی ي زاهد هستند…</description>
                <category>دانیال</category>
                <author>دانیال</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 09:39:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان اموزنده(داستان مرد ثروتمند)</title>
                <link>https://virgool.io/@d08549378/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-hvxznsxg6rvf</link>
                <description>روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را بـه ده برد تا بـه او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.ان دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:عالی بود پدر! پدر پرسید آیا بـه زندگی ان ها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد بـه آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.ما در حیاطمان فانوس های‌ تزیینی داریم و ان ها ستارگان را دارند.حیاط ما بـه دیوارهایش محدود می‌شود اما باغ آن ها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو بـه من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم.</description>
                <category>دانیال</category>
                <author>دانیال</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 22:54:10 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>