<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های موسسه حقوقی دادآرمان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dadarman</link>
        <description>موسسه حقوقی دادآرمان ⭕مشاوره و وکالت کلیه _ دعاوی خانواده (مهریه - نفقه- اجرت المثل - حضانت - طلاق به درخواست زن - طلاق به درخواست مرد و طلاق توافقی  ....) _ دعاوی ملکی _ دعاوی کیفری و حقوقی ....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:48:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1799339/avatar/RTR6MW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>موسسه حقوقی دادآرمان</title>
            <link>https://virgool.io/@dadarman</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وکیل ارث</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%AB-kfyldn7wzfgs</link>
                <description>وکیل ارث وکیل پایه یک دادگستری است که در خصوص ارث و دعاوی مربوط به آن تجربه و تخصص دارد و می تواند افراد را در زمینه تنظیم وصیت نامه، بخشش اموال و سایر مسائل و دعاوی مربوط به ارث و میراث راهنمایی و مشاوره نماید و یا وکالت آنها برای رسیدگی به پرونده را قبول نماید.وکیل ارث کیست؟وکیل ارث یک وکیل پایه یک دادگستری است که در خصوص ارث و دعاوی مربوط به آن تجربه و تخصص دارد و می تواند افراد را در زمینه ی تنظیم وصیت نامه، بخشش اموال و سایر مسائل و دعاوی مربوط به ارث و میراث افراد راهنمایی و مشاوره نماید و یا وکالت آنها برای رسیدگی به پرونده را قبول نماید.در واقع وکیل ارث با آگاهی از امور حسبی و همچنین اطلاع از طبقات ارث می تواند موکلین را در مورد شرایط محرومیت از ارث، ارث فرزند خوانده، ارث زن از شوهر و ارث شوهر از زن، ارث بردن زوجین در طلاق رجعی، تقسیم ترکه، محاسبه سهم الارث هر یک از ورثه، مهر و موم ترکه و رفع آن و کلیه دعاوی مربوط به ارث و میراث راهنمایی کرده و یا وکالت آنها را برای تشکیل پرونده قضایی و پیگیری در دادگاه قبول نماید.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی ارث با وکلای ارث موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)وصیت نامه چیست؟وصیت نامه سندی است، حاوی وصیت شخص پس از مرگ، تنظیم وصیت نامه این امکان را برای افراد فراهم می کند تا بتوانند برای اموال خود پس از مرک تصمیم گیری نمایند.برای اینکه شخص وصیت کننده مطمئن باشد که پس از مرگ وی، ورثه به وصیت نامه ی او عمل خواهند کرد باید وصیت نامه به صورت صحیح و قانونی تنظیم گردد. برای تنظیم یک وصیت نامه ی قانونی و معتبر شخص باید از یک وکیل ارث که در این زمینه تخصص و تجربه کافی دارد، کمک بگیرد تا در زمان اجرای وصیت نامه توسط وراث، اختلافی بین افراد خانواده به وجود نیاید و آنها بتوانند بر طبق وصیت و خواسته ی متوفی عمل نمایند.یکی از مواردی که وکیل ارث در تنظیم وصیت نامه گوشزد می کند، این است که طبق قانون، وصیت باید کتبی باشد و وصیت شفاهی از نظر قانونی اعتباری ندارد و وصیت شفاهی در مراجع قضایی قابلیت استناد نخواهد داشت.نکات تنظیم وصیت نامه توسط وکیل ارثوکیل ارث در تنظیم وصیت نامه باید به نکاتی توجه نماید و وصیت نامه را براساس آنها تنظیم کند تا وصیت نامه معتبر و قانونی باشد و از بروز اختلافات خانوادگی در زمان اجرای آن جلوگیری شود.شخص وصیت‌ کننده باید عاقل و بالغ باشد و از روی اختیار وصیت نماید؛ چنانچه وصیت شخص مُکره یعنی شخصی که به اکراه و اجبار وصیت کرده است، صحیح نمی باشد.در ابتدا باید آنچه وصیت کننده در مورد آن وصیت می ‌کند جزء اموال او باشد؛ به این ترتیب شخص برای اموال وقف شده یا اموال عمومی نمی تواند وصیت نماید.مال یا اموالی که در مورد آن وصیت می شود، باید قابلیت نقل و انتقال یعنی قابلیت معامله داشته باشد، همچنین شخص وصیت کننده می تواند در خصوص مال یا اموالی که در آینده به وجود خواهد آمد نیز وصیت نماید؛ مانند میوه ی درختاناز نکات دیگری که وکیل ارث باید در تنظیم وصیت نامه به آن توجه نماید، این است که شخص باید بداند، بعضی از واجبات مانند حج واجب و بدهکاری حقوقی مانند خمس، زکات و مظالم، باید از اصل مال پرداخت شود.در تنظیم وصیت نامه شخص باید بداند که نمی ‌تواند وراث را از همه‌ ی ارث محروم نماید یا همه اموال خود را به یک نفر ببخشد. وصیت کننده تنها می تواند وراث را از ثلث اموال خود محروم نماید نه از همه ی اموال یا فقط می تواند ثلث اموال را به یک نفر ببخشد. وکیل ارث در تنظیم وصیت نامه، این نکته را مد نظر قرار می دهد که وصیت کننده در مورد ثلث اموال خود هر طور که بخواهد می تواند وصیت نماید؛ اما در خصوص دو سوم دیگر باید طبق قوانین ارث وصیت نماید.انواع وصیتقبل از تنظیم وصیت نامه، وکیل ارث باید وصیت کننده را در خصوص انواع وصیت راهنمایی نماید. وصیت دارای دو نوع وصیت تملیکی و وصیت عهدی است.وصیت تملیکی: هرگاه وصیت کننده، مال یا منفعتی از مال خود را در وصیت نامه‌ برای دیگری وصیت ‌کند، به آن وصیت تملیکی گفته می شود. براساس وصیت تملیکی، اموال وصیت کننده پس از فوتش، به تملک دیگری در می ‌آید.وصیت عهدی: هرگاه وصیت‌کننده از شخصی بخواهد تا عملی را برایش انجام دهد به آن وصیت عهدی گفته می شود؛ مثلاً اینکه شخص وصیت می کند پس از مرگش بدهی های وی پرداخت شود.کسی که در وصیت نامه از طرف وصیت کننده به عنوان مجری وصیت انتخاب شده است، می تواند در زمان حیات وصیت کننده با وصیت وی مخالفت نماید و مسئولیت اجرای وصیت را نپذیرد؛ اما پس از فوت وصیت کننده نمی تواند از اجرای وصیت خودداری نماید و باید حتما به وصیت متوفی عمل کند.وکیل ارث می تواند با رعایت نکاتی که گفته شد برای وصیت کننده، یک وصیت نامه قانونی، صحیح و قابل استناد در مراجع قضایی تنظیم نماید.انواع وصیت نامهوکیل ارث در خصوص انواع وصیت نامه به این صورت اشخاص را راهنمایی می کند:وصيت‌ نامه ‌ی خودنوشت: در این نوع وصیت نامه، برای اینکه وصیت در دادگاه اعتبار قانونی داشته باشد، وصیت‌کننده تمام متن وصیت را همچنین تاریخ وصیت نامه را باید به خط خودش بنویسد تا آخرین وصیت نامه ای که توسط وی تنظیم شده است، مشخص گردد. نکته ای که وکیل ارث به آن توجه می کند این است که چنانچه وصیت کننده بی سواد باشد یا به هر دلیلی قادر به نوشتن نباشد، نمی تواند وصیت نامه خودنوشت تنظیم نماید.وصيت‌ نامه ‌ی سری: در این نوع وصیت نامه، وصیت کننده می تواند وصیت نامه را به خط هر کسی تنظیم نماید؛ اما باید فقط خودش آن را امضا نماید و سپس به اداره‌ ی ثبت محل اقامت خود به امانت بسپارد. همچنین براساس قوانین امور حسبی، شخص بی‌سواد نمی‌ تواند وصیت نامه ‌ی سری تنظیم نماید.وصيت‌ نامه‌ ی رسمی: وصیت کننده می تواند وصیت نامه ی خود را در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم نماید. وکیل ارث می تواند این نوع وصیت نامه را برای همه ی افراد حتی افراد بی سواد تنظیم نماید و این نوع وصیت نامه از اعتبار قانونی برخوردار است و در مراجع قضایی قابلیت استناد دارد.شرایط تحقق ارث چیست؟شرایط تحقق ارث از نظر قانون عبارتند از:وفات مورث: ارث نتیجه ی موت و مرگ افراد و انتقال دارایی های متوفی به بستگان وی است. موت نیز به دو نوع موت حقیقی و موت فرضی، تقسیم می شود. موت حقیقی خارج شدن روح از بدن و مرگ کامل متوفی است؛ اما در موت فرضی، شخص مدت زیادی غایب مفقودالاثر است و مدت غیبت او برای اینکه متوفی محسوب شود، توسط قانون تعیین می شود، در این صورت فوت او فرضی است و سپس برای اموال و دارایی های وی تعیین تکلیف می گردد.وجود وارث: پس از مرگ متوفی، اموال وی به وارث انتقال می یابد و در صورتی که متوفی وارث نداشته باشد، این انتقال قابل تصور نمی باشد.وجود ترکه:ترکه به اموال و دارایی های متوفی گفته می شود که پس از مرگ وی به ورثه منتقل می شود. اگر متوفی اموالی برای انتقال به ورثه نداشته باشد، موضوع ارث منتفی خواهد شد.با وجود همه ی شرایط فوق، ورثه می توانند در خصوص ارثیه ی خود یا وصیت نامه متوفی از یک وکیل ارث با تجربه راهنمایی های لازم را دریافت نمایند.چه کسانی از متوفی ارث می برند؟وکیل ارث در خصوص طبقات ارث و اینکه چه کسانی از متوفی ارث می برند، توضیحات زیر را به متقاضیان ارائه می دهد:طبق ماده 861 قانون مدنی، سبب و نسب از موجبات ارث هستند. ارث به موجب سبب یعنی شخص به واسطه ی عقد دائم از متوفی ارث می برد؛ اما در عقد موقت زن و مرد از یکدیگر ارث نمی برند.ارث به موجب نسب یعنی کسانی از متوفی ارث می برند که با وی رابطه ی خونی داشته باشند؛ مانند پدر، مادر، فرزند و نوه و....کسانی که به موجب نسب و قرابت نسبی از متوفی ارث می برند، با توجه به درجه نزدیکیشان به متوفی در سه طبقه قرار می گیرند:طبقه اول: پدر، مادر، فرزندان و نوه هاطبقه دوم: اجداد (پدربزرگ و مادربزرگ)، برادر، خواهر و فرزندان آنهاطبقه سوم: عمو، عمه، دایی، خاله و فرزندان آنهاسهم الارث پدر و مادر از ترکه فرزندسهم الارث پدر و مادر از ترکه فرزند متوفی طبق راهنمایی وکیل ارث به صورت زیر می باشد:اگر متوفی فرزند و نوه نداشته باشد، هر یک از پدر و مادر در صورت انفراد تمام دارایی متوفی را به ارث می برد و اگر پدر و مادر متوفی هر دو در قید حیات باشند، مادر یک سوم و پدر دو سوم ارث می برد. اگر مادر حاجبانی (کسی که با وجود او در یک طبقه، طبقه بعد، ارث نمی برد) با شرایط زیر داشته باشد، از تمام ترکه و دارایی متوفی یک ششم را ارث می برد و بقیه ترکه به پدر می رسد.اگر متوفی چند برادر یا چند خواهر باشد، در این صورت مادر با وجود شرایط زیر بیشتر از یک ششم از دارایی متوفی ارث نمی برد:1- هرگاه متوفی حداقل دو برادر یا یک برادر با دو خواهر یا چهار خواهر داشته باشد.2- پدر آنها در قید حیات باشد.3- از ارث ممنوع نباشند، مگر به دلیل قتل.4- ابوینی (از یک پدر و مادر و تنی) یا ابی تنها (از یک پدر یا پدری) باشند.چنانچه متوفی دارای فرزند باشد، فرض هر یک از پدر و مادر از ماترک متوفی به یک ششم کاهش می یابد.اگر متوفی فرزند یا نوه داشته باشد، پدر و مادر متوفی از بردن بیش از یک ثلث محروم می شوند؛ مگر اینکه پدر و مادر متوفی هر دو زنده باشند، با یک دختر که فرض پدر و مادر ثلث ترکه خواهد بود و فرض دختر نصف خواهد بود و در این صورت پس از تقسیم ترکه بین آنها، مقداری از ترکه اضافه خواهد ماند که مابقی بینشان به نسبت فرضشان تقسیم می شود. اگر مادر حاجب داشته باشد که در این صورت مادر از مابقی ترکه ارث نمی برد.اگر متوفی فرزند یا نوه داشته باشد و پدر یا مادر متوفی یا هر دو در قید حیات باشند، با چند دختر فرض تمام دخترها دو سوم ترکه خواهد بود که به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود و فرض هر یک از پدر و مادر یک ششم است و مابقی ترکه بین تمام ورثه به نسبت فرض آنها تقسیم می شود؛ مگر اینکه مادر حاجب داشته باشد که در این صورت مادر از باقیمانده ترکه چیزی به ارث نمی برد.سهم الارث فرزندان از ترکهوکیل ارث در خصوص تقسیم ترکه متوفی بین فرزندان به ترتیب زیر آنها را راهنمایی و مشاوره می کند:اگر پدر و مادر متوفی در قید حیات نباشند و متوفی یک یا چند فرزند داشته باشد، ارث متوفی به ترتیب زیر بین فرزندان تقسیم خواهد شد:1- اگر فرزند منحصر به یکی باشد، خواه پسر یا دختر، ترکه بین آنها به طور مساوی تقسیم می شود.2- اگر فرزندان متعدد باشند و بعضی پسر و بعضی دختر باشند؛ فرزند پسر دو برابر دختر ارث خواهد برد.اگر پدر و مادر متوفی در قید حیات باشند و متوفی هم فرزند دختر و هم فرزند پسر داشته باشد، سهم الارث پدر و مادر یک سوم ترکه خواهد بود و مابقی بین فرزندان دختر و پسر تقسیم می شود، به این ترتیب که فرزندان پسر دو برابر فرزندان دختر ارث می برند.سهم اجداد و جدات از ترکههرگاه ورثه اجداد یا جدات باشند، ترکه به ترتیب زیر تقسیم می شود:1- اگر پدربزرگ یا مادربزرگ تنها باشد، اعم از جد یا جده پدری یا مادری، تمام ترکه به او تعلق می گیرد.2- اگر پدربزرگ و مادربزرگ متعدد باشند، در صورتی که پدری باشند، ذکور (مرد) دو برابر اناث (زن) می برند و اگر همه مادری باشند، ترکه بین آنها به طور مساوی تقسیم می شود.3- اگر پدربزرگ و مادربزرگ پدری و مادری با هم باشند، یک سوم ترکه به پدربزرگ و مادربزرگ مادری می رسد و در صورت تعدد اجداد مادری، یک سوم ترکه به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود و دو سوم دیگر به پدربزرگ و مادربزرگ پدری می رسد و در صورت تعدد، سهم ذکور از آن دو سوم، دو برابر سهم اناث خواهد بود.4- هرگاه متوفی اجداد و برادر و خواهر با هم داشته باشد، دو سوم ترکه به وراثی می رسد که از طرف پدر قرابت دارند و در تقسیم آن، سهم ذکور دو برابر اناث خواهد بود و یک سوم به وراثی می رسد که از طرف مادر قرابت دارند و بین خود به طور مساوی تقسیم می کنند؛ اما اگر خویش مادری فقط یک برادر یا یک خواهر مادری باشد؛ فقط یک ششم ترکه به او تعلق می گیرد.توصیه می شود در صورتی که تعدد ورثه در یک طبقه وجود دارد، ورثه برای آگاهی از سهم الارث و نحوه ی تقسیم بین ورثه و دریافت گواهی انحصار وراثت به یک وکیل ارث مراجعه نمایند.سهم الارث فرزندان خواهر و برادر از ارثچنانچه متوفی خواهر و برادر نداشته نباشد، فرزندان خواهر و مادر به همراه اجداد متوفی نیز ارث می برند. در این صورت با توجه به راهنمایی یک وکیل ارث، ترکه متوفی به ترتیب زیر تقسیم می شود:ارث فرزندان خواهر و برادر برحسب نسل تقسیم می شود و هر نسل سهم کسی را می برد که به واسطه او به متوفی می رسد؛ یعنی فرزند برادر چه ابوینی (تنی) یا ابی (پدری)، سهم برادر تنی یا پدری تنها و فرزند خواهر و برادر امی (مادری)، سهم خواهر و برادر مادری را می برند.طبق راهنمایی وکیل ارث، در تقسیم ترکه بین افراد یک نسل، اگر فرزندان خواهر و برادر ابوینی یا ابی تنها باشند، ذکور دو برابر اناث می برند و اگر از خواهر و برادر امی باشد، به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود.سهم عمو و عمه از ترکهچنانچه وراث متوفی چند عمو یا چند عمه باشند، ترکه بین آنها به طور مساوی تقسیم می شود.هرگاه همه آنها ابوینی یا همه ابی یا همه امی باشند، هرگاه عمو و عمه با هم باشند، در صورتی که همه امی باشند، ترکه را به طور مساوی تقسیم می کنند و در صورتی که همه ابوینی یا ابی باشند، سهم الارث ذکور دو برابر اناث تقسیم خواهد شد.در صورتی که عمو و عمه های امی و عمو و عمه های ابوینی یا ابی با هم باشند، عمو یا عمه امی اگر تنها باشد، یک ششم و اگر متعدد باشد یک سوم ترکه به او تعلق می گیرد و یک سوم را بین خودشان به طور مساوی تقسیم می کنند و باقی ترکه به عمو و عمه های ابوینی یا ابی می رسد که در تقسیم ترکه ذکور دو برابر اناث ارث می برند.سهم الارث دایی و خاله از ترکهطبق مشاوره و راهنمایی وکیل ارث در تقسیم سهم الارث بین دایی و خاله های متوفی:هرگاه ورثه متوفی چند دایی یا چند خاله یا چند دایی و چند خاله با هم باشند، ترکه بین آنها به طور مساوی تقسیم خواهد شد؛ خواه همه ابوینی یا همه ابی و یا همه امی باشند.چنانچه ورثه متوفی دایی وخاله ابی یا ابوینی یا دایی و خاله امی باشند، طرف امی اگر یکی باشد، یک ششم و اگر متعدد باشند، یک سوم ترکه را ارث می برند و ارثیه را به طور مساوی بین خودشان تقسیم می کنند و مابقی ترکه سهم دایی و خاله های ابوینی یا ابی است که به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود.هرگاه ورثه متوفی یک یا چند نفر عمو یا عمه یا چند نفر دایی و خاله باشد، یک سوم ترکه به دایی و خاله و دو سوم آن به عمو و عمه خواهد رسید.و نحوه ی تقسیم یک سوم از ترکه بین دایی و خاله به طور مساوی می باشد؛ اما اگر بین دایی و خاله یک نفر امی باشد، یک ششم حصه احوال به او می رسد و اگر چند امی باشند، یک سوم آن حصه به آنها داده می شود و در این صورت به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود.وکیل ارث با دانش و آگاهی که از قوانین شرعی و قانونی ارث دارد می تواند در تقسیم سهم الارث ورثه به آنها کمک بسزایی نماید و از بروز اختلاف بین آنها جلوگیری نماید.سهم الارث فرزندان عمو، عمه، دایی و خاله از ترکهچنانچه متوفی عمو، عمه، دایی و خاله نداشته باشد، فرزندان آنها به جای آنها ارث خواهند برد و سهم هر نسل از ترکه سهم کسی خواهد بود که به واسطه او به متوفی متصل می شود.در صورت فوت هر یک از زوجین که به واسطه عقد دائم به زوجیت یکدیگر درآمده باشند، طرف مقابل از زوج یا زوجه متوفی ارث می برد و هر یک از زوجین می تواند پس از فوت همسر خود با مشورت با یک وکیل ارث با تجربه از حقوق خود پس از فوت همسرش مطلع شود.سهم الارث زوجین از ترکهسهم الارث زوج از ترکه زوجه: در صورتی که زوجه متوفی فرزند یا نوه نداشته باشد، شوهر او یک دوم و اگر فرزند یا نوه داشته باشد، یک چهارم ترکه را ارث خواهد برد.سهم الارث زوجه از ترکه زوج: چنانچه زوج فرزند داشته باشد، یک هشتم و در صورت نداشتن فرزند، یک چهارم ترکه به زوجه تعلق می گیرد و بقیه ترکه ی شوهر در حکم مال شخص بدون وارث است و راجع به دادستان و دادگاه می باشد.سهم الارث زوجین در طلاق رجعی: طبق گفته ی وکیل ارث، زن و شوهر در طلاق رجعی که مرد در دوران عده طلاق می تواند به همسر خود رجوع کند؛ در صورت فوت هر یک از زوجین در دوران عده طلاق رجعی، طرف مقابل از متوفی ارث می برد.موانع تحقق ارثبه گفته وکیل ارث، موانع تحقق ارث، به اموری گفته می شود که وجود هر یک از آنها، با وجود شرایط وراثت، که پیش تر به آنها اشاره کردیم، مانع از تحقق ارث می ‌شود و در این صورت وارث از متوفی ارث نخواهد برد که این شرایط عبارتند از:کفر: کافر از مسلمان ارث نمی ‌برد؛ ولی مسلمان از کافر ارث خواهد برد. طبق ماده‌ ی ۸۸۱ مکرر قانون مدنی، اگر متوفی مسلمان باشد، هر یک از ورثه ی او که کافر باشد، از او ارث نخواهد برد و اگر متوفی کافر باشد، چنانچه در جمع ورثه‌ ی او، شخص مسلمانی باشد، وارث مسلمان از متوفی کافر ارث می ‌برد.لعان: اگر مردی با همسرش برای نفی فرزند از خود، ملاعنه (لعان) نماید، زوج و زوجه از یکدیگر و نیز پدر از فرزند مورد لعان و بالعکس، ارث نمی ‌برند.زنا: زنا زاده از پدر و مادر خود ارث نمی برد و پدر و مادر و نزدیکان آنان نیز از وی ارث نخواهند برد.قتل: قتل عمد کسی به ناحق، موجب محرومیت قاتل از ارث می شود.انحصار وراثت و انواع آنبراساس میزان اموال به جا مانده از متوفی انحصار وراثت به دو دسته تقسیم می شود:انحصار وراثت محدود: اگر اموال و دارایی به جامانده از متوفی کمتر از پانصد میلیون ریال باشد؛ انحصار وراثت محدود انجام می شود.انحصار وراثت نامحدود: اگر دارایی به جا مانده از متوفی بیشتر از پانصد میلیون ریال باشد؛ انحصار وراثت نامحدود انجام می شود.گواهی انحصار وراثت چیست؟ورثه متوفی می توانند با مراجعه به یک وکیل ارث، از مراحل و مرجع دریافت گواهی انحصار وراثت مطلع شوند. چرا باید بعد از فوت متوفی گواهی انحصار وراثت بگیریم؟وکیل ارث در پاسخ به این سوال می گوید: گواهی انحصار وراثت، گواهی است که به درخواست ورثه، توسط شورای حل اختلاف آخرین محل اقامتگاه متوفی صادر می شود و در آن ورثه متوفی و میزان سهم الارث هر یک مشخص می شود.وراث متوفی برای هر گونه اقدام حقوقی در ادارات، دفاتر اسناد رسمی و غیره نیازمند گواهی انحصار وراثت هستند؛ از این رو ورثه نمی توانند بدون انحصار وراثت و دریافت گواهی حصر وراثت، ترکه متوفی را انتقال دهند و تقسیم کنند یا در بابت ترکه به ادارات و بانک ها مراجعه نمایند.مدارک دریافت گواهی انحصار وراثتوراث متوفی می توانند برای دریافت گواهی انحصار وراثت به یک وکیل ارث وکالت دهند تا با طی مراحل قانونی، گواهی انحصار وراثت را با ارائه مدارک زیر دریافت نماید.استشهادیه محضریشناسنامه متوفی و گواهی فوتعقدنامه یا رونوشتشناسنامه وراثوصیت نامه رسمی متوفی در صورت وجودگواهی تسلیم اظهارنامه مالیاتی برای متوفیان قبل از سال ۹۵ که تاکنون اقدامی نکرده اند.نحوه دریافت گواهی فوتدریافت گواهی فوت، اولین مرحله صدور گواهی انحصار وراثت است؛ به این ترتیب که طبق قانون پس از فوت افراد، دلیل و تاریخ فوت در سیستم الکترونیکی اداره ثبت احوال کشور ثبت می شود و شناسنامه متوفی باطل می شود و گواهی فوت صادر می شود.به دلیل اهمیت دریافت گواهی فوت باید اشخاص ذی نفع ظرف مدت 10 روز پس از فوت متوفی به همراه مدارک لازم، وفات متوفی را به ثبت احوال اطلاع دهد. چنانچه مدارک شناسایی متوفی در دسترس نبود باید ظرف مدت 10 روز به ثبت احوال مراجعه کرده و وفات متوفی را اعلام نماید و در اولین فرصت شناسنامه متوفی را جهت ابطال تحویل دهد.انتشار آگهی انحصار وراثتبا توجه به گفته وکیل ارث، دلیل انتشار آگهی انحصار وراثت این است که آیا متوفی ورثه دیگری دارد یا خیر؟ مراجع قضایی بعد از بررسی مدارک با دریافت هزینه ‌ی انتشار آگهی از وراث، آگهی انحصار وراثت را در روزنامه های کثیرالانتشار می ‌دهند تا در صورت وجود ورثه ی دیگر، وی به دادگاه مراجعه نماید تا ادعای او مبنی بر وارث بودن اثبات شود و نام وی در لیست وراث متوفی قرار گیرد.اگر پس از گذشت یک ماه از انتشار آگهی، شخصی به عنوان ورثه مراجعه نکند، گواهی انحصار وراثت صادر می ‌شود. چنانچه متوفی در روستا زندگی می کند، آگهی به صورت چاپی در جایی که در دید همه ی اهالی باشد، نصب می ‌شود.حضور وراث برای دریافت گواهی انحصار وراثتبرای دریافت گواهی انحصار وراثت اقدام یکی از ورثه یا وکیل ارث که ورثه به او وکالت داده اند کافی است و نیازی به اقدام همه ی وراث نمی باشد؛ فقط باید ورثه ای که اقدام به دریافت گواهی می کند در سامانه ثنا ثبت نام کند.یکی از سوالات در مورد دریافت گواهی انحصار وراث ممکن است مطرح شود، عدم همکاری یکی از وراث برای دریافت گواهی انحصار وراثت است، اگر وراث در انحصار وراثت همکاری نکردند چه باید کرد؟وکیل ارث در پاسخ به این سوال می گوید: چنانچه به هر دلیلی یکی از وراث در دسترس نباشد و یا برای دریافت گواهی انحصار وراثت همکاری نکند، در این صورت شورای حل اختلاف به درخواست ذی نفع از اداره ثبت احوال استعلام و گواهی انحصار وراثت را صادر می کند.صدور المثنی برای گواهی انحصار وراثتهر یک از ورثه می توانند با مراجعه به شورای حل اختلاف، درخواست کپی برابر اصل گواهی انحصار وراثت را نماید. بهتر است ورثه در خصوص مشکلات و سوالات خود در خصوص انحصار وراثت به یک وکیل ارث مراجعه نمایند تا به مناسب ترین پاسخ خود در جهت رفع مشکل دست یابند.چنانچه هر یک از ورثه به مفاد گواهی انحصار وراثت اعتراض داشته باشد می تواند بدون قید مدت به گواهی اعتراض نماید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2024 18:58:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره حقوقی تلفنی</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%DB%8C-zplpwsja8ifg</link>
                <description>مشاوره حقوقیافراد بسیاری برای حل و فصل مشکلات قضایی خود اعم از حقوقی یا کیفری به مراجع قضایی مراجعه می کنند و با تقدیم دادخواست یا شکواییه به دادگاه سعی در احقاق حقوق خود دارند. اگر برای حل اختلافات خود با دیگران و اثبات حقوق خود به مراجع قضایی مراجعه می کنید باید بدانید، برای تنظیم و ثبت دادخواست یا شکواییه و پیگیری پرونده در مراجع قضایی باید از دانش حقوقی برخوردار باشید و با قوانین حقوقی و کیفری و روند رسیدگی به دعاوی در مراجع قضایی (دادگاه، دادسرا، شورای حل اختلاف، دیوان عالی کشور) آشنایی کامل داشته باشید، چرا که خواهان یا شاکی باید برای اثبات ادعای خود مدارک و ادله محکمه پسندی به دادگاه ارائه نماید و ارائه این مدارک نیازمند تجربه و دانش حقوقی است.برای اینکه بتوانید ادعای خود را اثبات کنید و یا از حقوق خود دفاع یا بی گناهی خود را در دادگاه ثابت کنید باید با قوانین مختلف آشنا باشید و ممکن است به دلیل نا آگاهی از قوانین نتوانید از حقوق خود در دادگاه به درستی دفاع کنید و این امر موجب تضییع حقوق شما بشود، بنابراین دریافت مشاوره و راهنمایی با یک وکیل با تجربه در دعاوی حقوقی یا کیفری مهمترین راهکار برای دریافت نتیجه مطلوب است.جهت دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی حقوقی و کیفری با وکلای موسسه حقوقی دادآرمان در ارتباط باشید. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)مزایای مشاوره حقوقی تلفنیامروزه برای دریافت مشاوره از بهترین وکلای پایه یک دادگستری امکانات مختلفی فراهم شده است. شما می توانید علاوه بر مراجعه به دفتر وکیل و دریافت مشاوره حقوقی حضوری، از طریق فضای مجازی و پیام رسان های مختلف مانند کانال حقوقی تلگرام، واتساپ، روبیکا، ویسکون، ایتا، اینستاگرام و غیره به صورت آنلاین با وکیل آنلاین در ارتباط باشید و سوالات خود را مطرح کنید و در کوتاهترین زمان ممکن بهترین پاسخ خود را با مشاوره حقوقی آنلاین دریافت کنید.یکی دیگر از روش های ارتباط با وکیل پایه یک دادگستری تهران، تماس تلفنی با وکیل و دریافت مشاوره تلفنی است. شما می توانید با دریافت مشاوره تلفنی از بهترین وکیل ایران و تهران از مزایای مشاوره حقوقی تلفنی که هزینه کمتر و صرف زمان کمتر برای دریافت مشاوره است بهره مند شوید.مشاوره حقوقی تلفنی خانوادهمنظور از دعاوی خانوادگی کلیه دعاوی مربوط به کانون خانواده است مانند دعاوی طلاق، دعاوی مهریه، دعاوی ارث و میراث، دعاوی ثبت احوال و... برخی دعاوی خانواده عبارتند از: حضانت فرزند، نسب، رشد، حجر و رفع آن، طلاق، رجوع از طلاق، فسخ نکاح، بذل مدت و انقضای آن، استرداد جهیزیه، دعوای مطالبه مهریه، نفقه زوجه، الزام به تمکین زوجه، سرپرستی کودکان بی سرپرست نکاح دائم و موت و اذن در نکاح و...وکیل خانواده در دعاوی مختلف خانواده فعالیت دارد از این رو با دریافت مشاوره از وکیل خانواده (وکیل خانواده آنلاین) می توانید از مزایای حضور یک وکیل با تجربه در پرونده خود بهره مند شوید و بهترین نتیجه را دریافت کنید.مشاوره حقوقی تلفنی مهریهمهریه به مالی گفته می‌ شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح اسلامی به زن خود می ‌پردازد یا مکلف به پرداخت آن می ‌شود. طبق ماده 1082 قانون مدنی، به محض عقد نکاح زن مالک مهریه می شود و می تواند هر تصرفی در آن بنماید و در صورت عندالمطالبه بودن مهریه هر زمان که بخواهد مهریه خود را از شوهرش مطالبه نماید و مرد نیز ملزم پرداخت است.امروزه با توجه به بالا رفتن قیمت سکه، مهریه به یکی از چالش های مهم زوجین تبدیل شده است. مهریه یکی از حقوق مالی زوجه است که به محض عقد ازدواج به زن تعلق می گیرد و شوهر ملزم به پرداخت آن است. دعاوی بسیاری هستند که در خصوص مهریه در دادگاه های خانواده مطرح می شوند؛ به همین دلیل سوالات زیادی در خصوص دعاوی مربوط به مهریه از جمله مطالبه ی مهریه، اعسار از پرداخت مهریه و توقیف اموال زوج و غیره مطرح می شود.مشاوره حقوقی تلفنی طلاقطلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می ‌رود.طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، اختیار طلاق با مرد است و مرد حق طلاق دارد یعنی مرد هر زمان که بخواهد با دلیل یا بدون دلیل موجه می تواند همسر خود را با تقدیم دادخواست طلاق از طرف مرد به دادگاه خانواده طلاق بدهد، اما زن حق طلاق ندارد و برای درخواست طلاق باید به دادگاه دلایل محکمه پسندی ارائه نماید.وکیل طلاق تخصص و تجربه ی زیادی در دعاوی مربوط به خانواده، خصوصاً دعاوی مرتبط با طلاق دارد؛ وکیل طلاق از جدیدترین قوانین مربوط به امور خانواده آگاه است و پیوسته در به روز کردن اطلاعات خود در این زمینه تلاش می کند و به دلیل تجربه ای که در مورد پرونده های طلاق دارد، به روند دادگاه های خانواده اعم از دادگاه بدوی، تجدیدنظر و دیوان عالی کشور و نحوه ی رسیدگی به پرونده های طلاق در دادگاه آشنایی دارد و می تواندافراد می توانند با در اختیار قرار دادن اطلاعات کافی به صورت تلفنی، از وکیل طلاق، مشاوره حقوقی تلفنی بگیرند و وکیل نیز با اطلاعاتی که در اختیار وی قرار داده شده، آنها را راهنمایی کند.مشاوره حقوق تلفنی ملکیدعاوی ملکی به دعاوی گفته می شود که در ارتباط با اموال غیر منقول مانند زمین، آپارتمان و مغازه است. دعاوی ملکی در خصوص معاملات املاک یا انعقاد قراردادهای ملکی مانند قرارداد مشارکت در ساخت، پیش فروش ساختمان، تنظیم مبایعه نامه، اجاره نامه و.... است.به طور کلی دعاوی ملکی به دو دسته دعاوی حقوقی و کیفری تقسیم می شود.دعاوی ملکی اغلب به دلیل ناآگاهی طرفین معامله یا قرارداد ملکی از حقوق خود در معامله و عقد قرارداد است که موجب می شود پس از معامله یا انعقاد قرارداد بین طرفین، اختلافاتی به وجود آید و افراد نیز برای رسیدن به حق خود و حل و فصل اختلافات به مراجع قضایی مراجعه می کنند.یکی از راهکارها برای کاهش اختلافات ملکی در معاملات و قراردادها مراجعه به وکیل ملکی و اطلاع از حقوق طرفین در معامله است.امروزه مشاوره تلفنی ملکی یکی از پر کاربردترین شیوه های مشاوره توسط وکیل ملکی است و از این طریق افراد می توانند سوالات ملکی خود را مطرح و پاسخ خود را بدون نیاز به مراجعه به دفتر وکیل دریافت کنند.مشاوره حقوقی تلفنی ارثبه اموال و دارایی های به جا مانده از متوفی که شامل اموال منقول و غیر منقول است ترکه یا ماترک گفته می شود، که پس از پرداخت بدهی های متوفی اموال باقیمانده بین ورثه به ترتیبی که در قانون بیان شده است، تقسیم می شود.طبق ماده 861 قانون مدنی، سبب و نسب از موجبات ارث هستند. کسانی که به موجب نسب و قرابت نسبی از متوفی ارث می برند، با توجه به درجه نزدیکیشان به متوفی در سه طبقه قرار می گیرند:طبقه اول: پدر، مادر، فرزندان و نوه هاطبقه دوم: اجداد (پدربزرگ و مادربزرگ)، برادر، خواهر و فرزندان آنهاطبقه سوم: عمو، عمه، دایی، خاله و فرزندان آنهاهمچنین همسر نیز به موجب سبب یعنی ازدواج دائم از همسر خود ارث می برد اما در عقد موقت زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند.دعاوی مربوط به ارث و میراث و تقسیم ترکه یکی دیگر از موضوعاتی است وکیل ارث در مورد آن می تواند افراد را به صورت تلفنی مشاوره نماید، همچنین در صورت نیاز متقاضی برای ارائه مدارک و دریافت مشاوره کاملتر می تواند به دفتر وکیل مراجعه نماید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2024 13:32:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-477-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%81%D8%B1%DB%8C-kk36pgyyv2be</link>
                <description>طبق ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتی که رئیس قوه قضائیه رای قطعی صادره از هر یک از مراجع قضایی را خلاف شرع بیّن تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال می کند. اعاده دادرسی یکی از روش های اعتراض به آرای صادره است و با درخواست اعاده دادرسی پرونده مجددا مورد رسیدگی قرار می گیرد.ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری (اعاده دادرسی)طبق ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتی که رئیس قوه قضائیه رای قطعی صادره از هر یک از مراجع قضایی را خلاف شرع بیّن تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رئیس قوه قضائیه برای این امر تخصیص می یابد رسیدگی و رای قطعی صادر نماید. شعب خاص مذکور مبنیاً بر خلاف شرع بیّن اعلام شده، رای قطعی قبلی را نقض و رسیدگی مجدد اعم از شکلی و ماهوی به عمل می آورند و رای مقتضی صادر می‌نمایند.تبصره 1- آراء قطعی مراجع قضایی (اعم از حقوقی و کیفری) شامل احکام و قرارهای دیوان عالی کشور، سازمان قضایی نیروهای مسلح، دادگاه‌های تجدیدنظر و بدوی، دادسراها و شوراهای حل اختلاف می‌باشند.تبصره 2- آراء شعب دیوان عالی کشور در باب تجویز اعاده دادرسی و نیز دستورهای موقت دادگاه‌ها، اگر توسط رئیس قوه قضائیه خلاف شرع بیّن تشخیص داده شود، مشمول احکام این ماده خواهد بود.تبصره 3- در صورتی که رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح و یا رئیس کل دادگستری استان در انجام وظایف قانونی خود، رای قطعی اعم از حقوقی یا کیفری را خلاف شرع بیّن تشخیص دهند، می‌توانند با ذکر مستندات از رئیس قوه قضائیه درخواست تجویز اعاده دادرسی نمایند. مفاد این تبصره فقط برای یک بار قابل اعمال است؛ مگر اینکه خلاف شرع بیّن آن به جهت دیگری باشد.جهت دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی کیفری با وکلای کیفری موسسه حقوقی دادآرمان در ارتباط باشید. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)دستورالعمل اجرایی ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفریاجراي مفاد ماده ۴۷۷ قانون آيين دادرسي كيفري و با عنايت به اصل صحت احكام قضايي با پرهيز از تزلزل آراء، جلوگيري از اطاله دادرسي و لزوم نظارت قضايي رئيس قوه قضاييه در عدم اجرای احكام خلاف شرع بيّن، &quot;دستورالعمل اجرايي ماده ۴۷۷ قانون آيين دادرسي كيفري مورخ 7/9/1398&quot; به شرح مواد آتي ابلاغ مي‌گردد.ماده ۱- بررسي آراء قطعي در اجراي ماده ۴۷۷ قانون آيين دادرسي كيفري و تشخيص خلاف شرع بيّن و جلوگيري از اجراي آن از اختيارات رئيس قوه قضائيه است.ماده ۲- رئيس ديوان عالي كشور، دادستان كل كشور و رئيس سازمان قضايي نيرو‌هاي مسلح در اجراء وظايف قانوني خود چنانچه با آراء خلاف شرع بيّن مواجه شوند، طبق تبصره ۳ ماده ۴۷۷ قانون مذكور مراتب را به رئيس قوه قضائيه اعلام مي‌نمايند.ماده 3- قاضي صادركننده حكم و يا ساير قضات مرتبط با پرونده و قضات اجراء احكام موظفند در مواجهه با آراء خلاف شرع بيّن مراتب را حسب مورد به نحو مستدل به رئيس حوزه قضايي يا دادستان اعلام كنند. رؤساي حوزه‌هاي قضايي و دادستان‌ها در راستاي وظيفه نظارتي خويش چنانچه معتقد باشند رأي صادره خلاف شرع بيّن مي‌ باشد، موظفند حسب مورد با تنظيم گزارش و استدلال برخلاف شرع بيّن بودن رأي، مراتب را به رئيس كل دادگستري استان اعلام نمايند.ماده ۴- رئيس كل دادگستري استان پس از وصول گزارش حداكثر ظرف دو ماه پس از اخذ نظريه مشورتي حداقل دو نفر از قضات مجرب و با سابقه، در صورت تشخيص خلاف شرع بيّن بودن، نظر خود را به صورت مستند و مستدل و با ذكر كلاسه پرونده، شماره دادنامه، دادگاه و نام قضات صادر كننده رأي و مشخصات طرفين پرونده به ضميمه رأي قطعي به دفتر رئيس قوه قضائيه اعلام مي‌نمايد و در صورت عدم تشخيص خلاف شرع بينّ، مراتب را طي شرحي مكتوب و در پرونده نظارتي بايگاني مي‌نمايد.ماده ۵- دستگاه‌هاي اجرايي و ساير اشخاص حقيقي و حقوقي متقاضي اعمال ماده ۴۷۷ قانون مذكور در صورتي كه دليل و مستند كافي براي اثبات خلاف شرع بيّن بودن دادنامه صادره داشته باشند مي‌توانند درخواست خود را با ذكر كلاسه پرونده، مشخصات طرفين، علت درخواست و جهت خلاف شرع بيّن دانستن دادنامه به صورت مستدل به ضميمه تصوير دادنامه يا دادنامه‌هاي صادره حسب مورد، براي دادگستري كل استان مربوط يا سازمان قضايي نيرو‌هاي مسلح ارسال نمايند. مراجع مذكور درخواست متقاضي را بررسي و طبق ماده ۴ اين دستورالعمل اقدام مي‌نمايند. بديهي است درخواست‌هاي ناقص يا فاقد شرايط مذكور قابل بررسي و ترتيب اثر نخواهد بود.ماده ۶- با وصول درخواست اعمال ماده ۴۷۷ ق. آ. د. ك، در صورت ارجاع آن به حوزه معاونت قضايي يا مشاورين چنانچه پرونده مورد مطالبه قرار گرفت، مرجع مربوط موظف است اصل پرونده را پس از برگ شماري ارسال نمايد و از فرستادن بدل پرونده يا لوح فشرده خودداري شود.ماده ۷- معاونت قضايي، قضات و مشاورين با تهيه و تنظيم گزارش دقيق، مستند و مستدل، جهات خلاف شرع بيّن را در حداقل زمان به ضميمه پرونده براي دفتر رياست قوه قضائيه ارسال مي‌نمايند.ماده ۸- چنانچه رئيس قوه قضائيه در زمان بازنگري، دستور توقف اجراي حكم را صادر نمايد، در صورت ردّ اعاده دادرسي، مراتب لغو توقف توسط معاون قضايي به مرجع قضايي اعلام مي‌گردد تا مطابق حكم صادره اقدام نمايد.ماده ۹- در صورت موافقت رئيس قوه قضائيه با تجويز اعاده دادرسي، پرونده محاكماتي به پيوست نظريه قضات وكارشناسان قوه قضائيه از طريق معاونت قضايي در اجراي ماده ۴۷۷ قانون مذكور جهت رسيدگي به ديوان عالي كشور ارسال و رونوشت نامه براي پيگيري به دادگستري استان مربوطه ارسال مي‌شود.تبصره-  با تجويز اعاده دادرسي توسط رئيس قوه قضائيه اجراء حكم تا حصول نتيجه قطعي به تعويق مي‌افتد.ماده ۱۰- با وصول پرونده در ديوان عالي كشور، رئيس ديوان يا معاون قضايي وي پرونده را جهت رسيدگي به يكي از شعب خاص ارجاع مي‌نمايد. شعبه مرجوع اليه موظف است مبنياً بر نظر رئيس قوه قضاييه، ضمن نقض رأي قطعي قبلي رسيدگي مجدد اعم از شكلي و ماهوي را معمول و اقدام به صدور رأي نمايد.تبصره- دفتر ديوان عالي كشور موظف است پس از صدور رأي نسخه‌اي از رأي ديوان را جهت درج در سابقه نظارتي به معاونت قضايي قوه قضاييه ارسال و پرونده محاكماتي متضمن رأي جديد را به دادگستري استان يا سازمان قضايي نيرو‌هاي مسلح مربوطه اعاده نمايد.ماده ۱۱- اين دستورالعمل در ۱۱ ماده و ۲ تبصره در تاريخ 97/9/1398 به تصويب رئيس قوه قضائيه رسيد و از تاريخ تصويب لازم الاجرا است.»رئيس قوه قضاييه - سيدابراهيم رئيسينظریه مشورتی شماره 489/140/7 مورخ 16/11/1402استعلام: با عنایت به ماده 10 دستورالعمل اجرایی ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری که رسیدگی شکلی و ماهیتی را در شعب ویژه دیوان‌ عالی کشور تجویز نموده، آیا نوع رسیدگی به درخواست‌های اعاده دادرسی موضوع ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری در هیات‌های استانی صرفاً شامل مباحث ماهیتی است یا شامل امور شکلی نیز می‌شود؟ به طور مثال، در صورت عدم رعایت صلاحیت ذاتی یا عدم رعایت تشریفات رسیدگی؛ از جمله عدم ابلاغ وقت رسیدگی به محکوم‌علیه، آیا مجوزی جهت تجویز اعاده دادرسی از طریق ماده 477 می‌باشد؟نظریه مشورتی: با عنایت به اطلاق ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و به قرینه قسمت اخیر این ماده و تبصره‌های یک و دو قانون پیش‌گفته که قرارها و دستور موقت مراجع قضایی را مشمول ماده 477 دانسته است، اعاده دادرسی موضوع ماده پیش‌گفته اعم از این است که رای قطعی صادره از مراجع قضایی از نظر شکلی و یا ماهوی خلاف شرع بین تشخیص داده شود؛ نظیر صدور حکم بر محکومیت متهم بدون استماع دفاعیات وی یا صدور حکم قصاص بدون مطالبه و شکایت ولی‌دم یا مجنی‌علیه.نظریه مشورتی شماره 506/140/7 مورخ 11/11/1402استعلام: 1- با لحاظ اینکه ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری جزو مواد فصل چهارم - اعاده دادرسی می‌باشد و طبق مواد 474 و 475 قانون مذکور، اعاده دادرسی به احکام محکومیت قطعی اختصاص داشته و برای محکوم‌علیه حق درخواست اعاده دادرسی پیش‌بینی شده است، آیا شاکی می‌تواند به استناد ماده 477 قانون یادشده، از رای برائت تقاضای اعاده دادرسی نماید؟2- چنانچه محکوم‌علیه برای بار دوم مفاد حکم مجازات تکمیلی را رعایت نکند و برابر ماده 24 قانون مجازات اسلامی، مجازات تکمیلی به حبس درجه هفت یا هشت تبدیل شود، محکوم به حبس یادشده را می‌توان تحت سامانه الکترونیکی (پابند) قرار داد؟نظریه مشورتی: 1- با عنایت به اطلاق عبارت «رای قطعی صادره» در ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و تبصره‌های یک و سه این ماده، اعاده دادرسی موضوع این ماده بر خلاف ماده 474 قانون پیش‌گفته منحصر به احکام محکومیت نیست؛ بنابراین اعاده دادرسی نسبت به احکام برائت متهم نیز قابلیت اعمال دارد. 2- قرار دادن محکوم به حبس تحت نظارت سامانه‌های الکترونیکی موضوع ماده 62 قانون مجازات اسلامی، با عنایت به صراحت این ماده ناظر به محکومان به حبس و در واقع شیوه‌ای از اجرای حکم محکومیت حبس است؛ اطلاق عبارت «محکوم به حبس» در ماده پیش‌گفته، حبس موضوع ماده 24 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 را که به عنوان ضمانت اجرای تکرار تخطی محکوم از عدم رعایت مفاد حکم مجازات تکمیلی است، شامل می‌شود؛ بنابراین در صورت وجود شرایط مقرر در تعویق مراقبتی، حبس موضوع ماده 24 پیش‌گفته می‌تواند مشمول ماده 62 قانون پیش‌گفته و به کیفیت مقرر در آن (تحت نظارت سامانه‌های الکترونیکی) اجرا شود.نظریه مشورتی شماره 485/140/7 مورخ 3/11/1402استعلام: آیا نوع رسیدگی به درخواست‌های اعاده دادرسی موضوع ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری در هیات‌های استانی صرفاً شامل مباحث ماهیتی است یا شامل امور شکلی نیز می‌شود؟نظریه مشورتی: با عنایت به اطلاق ماده 477 قانون آیین دادرس کیفری مصوب 1392 و به قرینه قسمت اخیر این ماده و تبصره‌های یک و دو قانون پیش‌گفته که قرارها و دستور موقت مراجع قضایی را مشمول ماده 477 دانسته است، اعاده دادرسی موضوع ماده پیش‌گفته اعم از این است که رای قطعی صادره از مراجع قضایی از نظر شکلی و یا ماهوی خلاف شرع بین تشخیص داده شود؛ نظیر صدور حکم بر محکومیت متهم بدون استماع دفاعیات وی یا صدور حکم قصاص بدون مطالبه و شکایت ولی‌دم یا مجنی‌علیه.نظریه مشورتی شماره 814/1401/7 مورخ 26/1/1402استعلام: چنانچه اداره تصفیه امور ورشکستگی یا مدیر تصفیه در حدود اختیارات قانونی و در راستای امر تصفیه، املاک شرکت را به فروش برساند و پس از تملک توسط افراد، در نتیجه اعاده دادرسی یا اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، حکم ورشکستگی بی‌اعتبار شود، آیا املاک مورد اشاره و انتقالی به افراد قابلیت استرداد دارد؟ توضیح آن‌که، برخی با اخذ ملاک از ماده 135 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347، این اموال را در حکم تلف تلقی می‌کنند و عده‌ای معتقد به اعمال ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 می‌باشند.نظریه مشورتی: در فرض سوال که اداره تصفیه امور ورشکستگی یا مدیر تصفیه در جریان عملیات تصفیه، املاک شرکت ورشکسته را به فروش رسانده و متعاقباً حکم ورشکستگی بلااثر و بی‌اعتبار شده است، موضوع منصرف از ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 است؛ زیرا ماده یادشده ناظر به مواردی است که حکمی در ماهیت صادر شده باشد؛ در حالی که حکم ورشکستگی صرفاً شخصیت تاجر را تحت تاثیر قرار می‌دهد و موجب منع تاجر از مداخله در اموال خود می‌شود. از طرفی اموال مدیون، وثیقه عام دیون اوست و اقدام مدیر یا اداره تصفیه امور ورشکستگی در فروش اموال تاجر به جهت امتناع وی از پرداخت دیون خود بوده است؛ همچنین فرض سوال منصرف از مواد 528 به بعد قانون تجارت مصوب 1311 (دعاوی استرداد) است.نظریه مشورتی شماره 339/1/7 مورخ 29/8/1401استعلام: در صورتی که قاضی دادگاه تجدید نظر (مستشار دادگاه) به‌رغم مردد بودن و به اشتباه اقدام به صدور رأی با محتوای تأیید رأی بدوی خودش در کنار قاضی دیگر (رئیس شعبه) بنماید، معترض به این تصمیم باطل (فقدان صلاحیت شخصی قاضی صادرکننده) چه راهکاری دارد؟ توضیح آن‌که، مهلت یک سال اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 سپری شده است. در این زمینه برخی معتقدند رأی کاملا باطل و کالعدم است و با ورود قاضی سوم چنانچه این قاضی با رئیس شعبه اتفاق نظر دارد، رأی جدید صادر می‌کنند و این امر با قاعده اعتبار امر مختومه و فراغ دادرس منافاتی ندارد. برخی دیگر هم معتقدند با تفسیر موسع از اسباب اعاده دادرسی، می‌توان گفت تقصیر سنگین قاضی در حکم تدلیس است و تدلیس از اسباب نقض رأی با اعاده دادرسی است. این‌که تدلیس طرفین دعوا از اسباب نقض است، به طریق اولی تدلیس قاضی نیز باید از اسباب اعاده دادرسی دانسته شود. برخی هم معتقدند رأی که توسط مستشار صادر شده است، از آن‌جا که مشابه نظر و رأی قبلی و در حکم عقیده واحد است، انشاء رأی نیست؛ بلکه اخبار است و نمی‌توان آن را رأی ترکیبی دو امضائی تلقی کرد؛ مانند شخصی که فاقد صلاحیت و ابلاغ قضایی است و رأی صادر می‌کند؛ بنابراین مستلزم الحاق عضو قضایی دیگر و انشاء رأی است. گروهی نیز در هر حال آن را رأی تلقی کرده و معتقدند در زمره اسباب اعاده دادرسی نیست؛ هر چند موجب مسئولیت قاضی مردود است؛ اما مانع اجرای حکم نادرست نیست. خواهشمند است در این خصوص اعلام نظر فرمایید.نظریه مشورتی: اولاً، در فرض سوال هر چند رأی صادره از دادگاه تجدید نظر توسط قاضی فاقد صلاحیت صادر شده است تا زمانی که از طرق قانونی نقض نشود واجد اعتبار قانونی است.ثانیاً، مستنبط از مواد 425، قسمت اخیر ماده 430 و بند «پ» ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و قسمت اخیر ماده 333 و بند «د» ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 این است که در فرض سوال که قاضی مردود دادگاه تجدید نظر بر خلاف مقررات قانونی به لحاظ وجود جهات رد دادرس نسبت به وی در صدور رأی این دادگاه مشارکت داشته است، (صرف‌نظر از محتوای تصمیم) چون رأی صادره از مرجع تجدید نظر قطعی است؛ با احراز عدم صلاحیت شخصی یکی از قضات دادگاه تجدید نظر چنان‌چه رأی صادره از طرق قانونی قابل نقض باشد برای نقض آن برابر مقررات اقدام می‌شود.نظریه مشورتی شماره 274/1401/7 مورخ 5/6/1401استعلام: چنانچه پس از صدور دستور موقت دادگاه متوجه شود در امر احراز فوریت داشتن موضوع دچار اشتباه شده است، آیا دادگاه بدوی میتواند رأسا یا به تقاضای خوانده از دستور موقت سابق‌الصدور به لحاظ اشتباه در احراز فوری بودن خواسته عدول کند؟نظریه مشورتی: دستور موقت، یک دستور قضایی صرف نیست که در هر حال قابل عدول باشد؛ زیرا در قالب قرار صادر می‌شود و نیز به موجب ماده 325 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، به ‌طور غیر مستقل قابل اعتراض است؛ همچنین موارد الغاء یا رفع اثر از آن نیز در مواد 321، 322 و 323 این قانون معین شده است. تبصره 2 ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، موید این نظر است.نظریه مشورتی شماره 453/1401/7 مورخ 1/6/1401استعلام: چنانچه با اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 حکمی خلاف شرع بیّن تشخیص داده شود و اعاده دادرسی تجویز شود، در صورتی که نسبت به دادنامه موضوع اعاده دادرسی اجراییه صادر شده باشد، آیا عملیات اجرایی صرفاً متوقف و یا به وضعیت سابق اعاده می‌شود؟نظریه مشورتی: در فرض سوال با پذیرش اعاده دادرسی موضوع ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 از سوی ریاست محترم قوه قضاییه و دستور توقیف عملیات اجرایی در اجرای ماده 478 قانون مذکور و تبصره ماده 9 دستور‌العمل اجرایی ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1398/9/7، در واقع اجرای حکم تا حصول نتیجه قطعی به تعویق می‌افتد. تعویق اجرا به معنی معلق ماندن ادامه عملیات اجرایی و متوقف شدن عملیات اجرایی در هر مرحله‌ای از عملیات اجرایی است؛ نه اعاده به وضع سابق.نظریه مشورتی شماره 125/1401/7 مورخ 1/5/1401استعلام: اگر آراء صادره از دادگاه عالی انتظامی قضات ،خلاف بین موازین شرعی صادر گردد، امکان استفاده از طرفیت ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، مبنی بر خلاف بین شرع بودن،توسط ریاست محترم قوه قضاییه وجود دارد؟نظریه مشورتی: آرای صادره از دادگاه عالی انتظامی قضات که از مراجع انتظامی است و به دلالت مواد 1، بند یک ماده 6، 13، 35 و 36 قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب 1390 ناظر به رسیدگی و صدور رأی راجع به تخلفات انتظامی قضات و مجازات مربوط است از قلمرو ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و تبصره‌های یک و دو این ماده که ناظر بر مراجع قضایی حقوقی و کیفری است خارج است.نظریه مشورتی شماره 1561/1400/7 مورخ 20/11/1400استعلام: دادنامه قطعی محکوم به پرداخت مبلغی به همراه خسارت تأخیر تأدیه گردید و در همین راستا رسیدگی مجدد و نقض حکم و ماده 477 آیین دادرسی کیفری را از ریاست محترم وقت قوه قضائیه درخواست نمود که ریاست محترم قوه نیز طی دستوری به صراحت بیان نمودند اجرای حکم تا بررسی پرونده و تهیه گزارش و اعلام نتیجه متوقف کرد د در همین خصوص و با توجه به رد درخواست اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری از سوی ریاست محترم قوه قضاییه قطعیت دادنامه خواهشمند است دستور فرمایید در رابطه با سوال زین ارشاد صورت پذیرد با توجه به اینکه محکوم علیه در دادن نامه قطعی به استناد ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی محکوم به پرداخت محکوم به به همراه با تأخیر تأدیه از تاریخ دادخواست بدوی گردیده است آیا در مدت زمانی که اجرای حکم به دستور ریاست محترم قوه قضاییه متوقف گردیده بود به مبلغ محکومیت خسارت تأخیر تأدیه تعلق می گیرد یا خیر.نظریه مشورتی: در فرض سوال توقف اجرای حکم هرچند با دستور ریاست محترم قوه قضاییه انجام گرفته است، مستظهر به ادله‌ای بوده که متقاضی اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 تقدیم کرده است؛ هم‌چنان که استفاده از حق تجدید نظرخواهی موجب نمی‌شود تا محکوم‌علیه برای مدت زمانی که پرونده در دادگاه تجدیدنظر تحت رسیدگی است از پرداخت خسارت تأخیر تأدیه معاف شود، در فرض سوال نیز صدور دستور توقف اجرای احکام در مقام تجویز اعمال ماده 477 یاد شده (موضوع تبصره ماده 9 دستورالعمل اجرایی ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1398/9/7 ریاست محترم قوه قضاییه) موجب برائت ذمه محکوم‌علیه از پرداخت خسارت تأخیر تأدیه برای ایام توقف نخواهد بود.نشست قضایی در مورد اعمال ماده 477 مورخ 22/7/1400موضوع: امکان یا عدم امکان اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری نسبت به آرایی که مطابق با رای وحدت رویه شماره 811 مورخ 1/4/1400 هیات عمومی دیوان عالی کشور صادر شده است.سوال: با توجه با رای وحدت رویه شماره 811 هیات عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر نحوه محاسبه غرامات در فرض مستحق للغیر در آمدن مبیع با ارجاع به کارشناس و بر اساس میزان افزایش قیمت اموال مشابه، آیا درخواست اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری نسبت به آرایی که قبل از این رای صادر و کاهش ارزش ثمن مطابق شاخص تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی محاسبه شده پذیرفته می‌شود یا خیر؟نظر هیات عالی: در فرض سوال چنانچه دادنامه ای بر اساس مقررات جاری و رای وحدت رویه قبلی صادر شده باشد بعد از قطعیت رای به استناد رای وحدت روبه شماره 811 مورخ 1/4/1400هیات عمومی دیوان عالی کشور قابلیت اعمال ماده 477 قانون آیبن دادرسی کیفری و رسیدگی مجدد نمی‌باشد؛ مگر بر مبنای مقرره ذیل ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری که قابلیت رسیدگی مجدد دارد.نظر اکثریت: از قسمت ذیل ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری چنین استنباط می‌گردد که آراء وحدت رویه نسبت به آراء صادر شده قبلی قابل تسری نیست، بنابراین به استناد رای وحدت رویه شماره 811 نمی توان گفت که رای صادر شده قبلی خلاف شرع بین است.نظر اقلیت: با توجه به اینکه رای وحدت رویه شماره 811 هیات عمومی دیوان عالی کشور، رای وحدت رویه شماره 733 مورخ 93/7/15 را تغییر نداده و در مقام تفسیر آن رای می‌باشد همانگونه که در صدر رای وحدت رویه اخیر بدان اشاره شده، بنابراین چنانچه رای سابق بر اساس شاخص تورم صادر و در مرحله اجرا باشد و به عبارتی تا کنون اجرا نشده باشد به موجب قسمت ذیل ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری امکان تسری رای جدید به آرای قبلی امکان پذیر است.نشست قضایی در مورد اعمال ماده 477 مورخ 14/2/1400موضوع: اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری در صورت عدم رعایت ترتیب رسیدگی با تعدد قاضیسوال: فردی به 15 سال حبس محکوم گردیده و پرونده به اجرا واصل گردیده و قاضی اجرا متوجه می‌شود که بزه مذکور (حمل و نگهداری مواد مخدر) باید با تعدد قاضی رسیدگی گردد که در ما نحن فیه چنین چیزی رعایت نشده است، آیا مشمول اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری می‌باشد؟نظر هیات عالی: با توجه به اینکه در فرض سوال، رسیدگی به بزه و صدور رای ماهیتی از سوی یک قاضی فاقد وجاهت قانونی است؛ نتیجتاً حکم صادره قابل اجرا نبوده و از مصادیق ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری می‌باشد.نظر اتفاقی: در خصوص این سوال هم بین همکاران اختلاف‌نظر جدی است که قاضی مربوطه صلاحیت رسیدگی نداشته و قاضی اجرا باید گزارش از پرونده تهیه و با ذکر استدلال خلاف شرع بین را تشخیص داده و در راستای ماده 477 به نظر رئیس کل محترم دادگستری برساند و بعضی هم عقیده دارند با توجه به اینکه محکوم‌علیه به رای صادره اعتراضی ننموده و ایرادی هم از این حیث واصل نگردیده، مشمول ماده 477 نمی‌باشد و قاضی اجرا باید نسبت به اجرای حکم اقدام نماید.نشست قضایی در مورد اعمال ماده 477 مورخ 17/7/1400موضوع: جبران خسارت از محکوم‌علیه پس از اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفریسوال: در سال 86 کارفرما به دلیل عدم رعایت نظامات دولتی به پرداخت دیه در حق کارگر می‌گردد؛ در مرحله اجرای حکم، ملک تجاری محکوم‌علیه در مزایده قرار گرفته؛ لیکن کسی در مزایده شرکت نمی‌نماید. محکوم‌علیه آمادگی خویش را جهت انتقال قسمتی از ملک به محکوم‌له اعلام و محکوم‌له نیز توافق می‌نماید پس از انجام کارشناسی چهار دانگ و نیم از ملک (معادل دیه) به محکوم‌له منتقل و سند قطعی نیز در سال 90 تنظیم می‌گردد. به دلیل مالکیت مشاعی محکوم‌له و محکوم‌علیه، محکوم‌له تقاضای دستور فروش نموده و پس از انجام مزایده ملک به ثالث منتقل می‌شود. در سال 1400 با اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری در دیوان عالی کشور قسمتی از دادنامه اصلاح و درصد دیات کاهش می‌یابد. در حال حاضر تکلیف جبران زیان مالی وارد بر محکوم‌علیه (معادل دیه تقلیل یافته)، چگونه است؟نظر هیات عالی: تصرف برنده مزایده ناشی از حکمی بوده که در زمان صدور آن قطعیت داشته و لذا تصرفی نافذ شمرده می‌شود و نقض آن حکم در اجرای ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، آن معامله را متزلزل نمی‌کند و مورد معامله در حکم تلف محسوب می‌شود و لذا پس از انجام کارشناسی قیمت مقداری که در صدور حکم اشتباه شده به نرخ روز از محکوم‌له اخذ و به محکوم‌علیه پرداخت می‌گردد.نظر اکثریت: ابتدا می‌بایست محاسبه گردد که دقیقاً چه میزان از دیات کاهش یافته و این میزان معادل چه سهم (یا دانگ) از ملک است و پس از انجام کارشناسی، قیمت آن به نرخ روز از محکوم‌له اخذ و به محکوم‌علیه پرداخت گردد؛ زیرا انتقال ملک به ثالث در حکم تلف است؛ لذا اجرای احکام کیفری به استناد ماده 39 قانون اجرای احکام کیفری ملزم به استرداد مبلغ مذکور از محکوم‌له و استرداد آن به محکوم‌علیه است. البته به دلیل وجود شخص ثالث، طرح دعوی حقوقی و رعایت تشریفات جهت تعیین مبلغ استردادی ضروری می‌باشد.نظر اقلیت: محکوم‌علیه مستحق قسمتی از ملک (دانگ یا سهم) می‌باشد و انتقال به غیر در حکم تلف نیست؛ زیرا عین موجود و قابلیت استرداد به محکوم‌علیه را دارد؛ لذا اجرای احکام کیفری با تکلیفی مواجه نمی‌باشد، چون فرض مسئله نیاز به ابطال اسناد رسمی و ابطال مزایده دستور فروش و... دارد و محکوم‌علیه جهت استرداد قسمتی از ملک باید طرح دعوی حقوقی نماید.نشست قضایی در مورد اعمال ماده 477 مورخ 14/2/1399موضوع: اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، نسبت به قرار منع تعقیب قطعیت یافته قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری  (94/4/1)سوال: چنانچه قرار منع تعقیب دادسرا، قبل از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی، قطعیت یافته باشد (94/4/1) و در سال 1399 تقاضای اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری شده باشد، آیا موجبات اعمال ماده مذکور فراهم می باشد یا خیر؟نظر هیات عالی: با توجه به ماهیت علت تقاضا که خلاف بین شرع است قابل تسری به آراء قبل از قانون آیین دادرسی کیفری 92 نیز می‌باشد.نظر اکثریت: از آنجا که ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، استثنایی بر قاعده اعتبار امر مختوم میباشد، لذا می بایست به نحو مضیق و محدود مورد تفسیر قرار گیرد. به علاوه تجویز اعاده دادرسی، تابع زمان صدور رأی میباشد. فلذا در فرض مطروحه نیز چنانچه قرار منع تعقیب در دادسرا قبل از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری (94/4/1) قطعیت یافته باشد، از شمول مقررات ماده 477 قانون مذکور خارج می‌باشد. به عبارت دیگر شمول ماده 477 نسبت به قرار منع یا موقوفی تعقیب قطعیت یافته در دادسرا منوط به این است که تاریخ قطعیت از 94/4/1 به بعد باشد.نظر اقلیت: با عنایت به ماده 11 قانون آیین دادرسی کیفری، قوانین شکلی و از جمله مقررات قانون آیین دادرسی کیفری به ما قبل نیز قابلیت تسری دارد لذا هرچند که قرار فوق (منع تعقیب) قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری، قطعیت یافته، لکن منعی جهت اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری نمی باشد.کلام آخربا توجه به آنچه گفته شد می دانید طبق ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، اعاده دادرسی یکی از روش های اعتراض به رای قطعی صادره از مراجع قضایی اعم حقوقی و کیفری است و محکوم علیه که رای به ضرر او صادر شده است، می تواند تا 20 روز پس از ابلاغ رای برای افراد مقیم ایران و 2 ماه برای افراد مقیم خارج از کشور به رای صادره از دادگاه بدوی یا دادگاه تجدیدنظر با تقدیم دادخواست اعاده دادرسی اعتراض کند. در واقع با اعاده دادرسی یک بار دیگر این فرصت به محکوم علیه داده می شود تا رسیدگی مجدد به پرونده را درخواست کند و با رسیدگی مجدد به پرونده رای مقتضی صادر شود و ممکن است پس از بررسی پرونده رای جدید به نفع محکوم علیه صادر شود، از این رو اعاده دادرسی همانند سایر روش های اعتراض مانند تجدیدنظرخواهی، فرجام خواهی و واخواهی بسیار مهم و حائز اهمیت است، بنابراین توصیه می شود پیش از تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، برای دریافت مشاوره حقوقی با یک وکیل با تجریه مشورت کنید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2024 17:33:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-yqfctuhxv5nb</link>
                <description>به گفته ی بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران، هرگاه زن و شوهر در طلاق با هم توافق داشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان بدهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه خانواده تقدیم کنند.بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران کیست؟بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران، وکیل پایه یک دادگستری است که به کلیه قوانین مربوط به طلاق از جمله طلاق توافقی و روند رسیدگی به پرونده طلاق توافقی در دادگاه خانواده آشنایی کامل دارد.هر چند که طلاق توافقی آسان ترین نوع طلاق در ایران بشمار می رود، اما در طلاق توافقی مانند سایر طلاق ها هر یک از زوجین دارای حقوقی هستند که باید در مورد آنها با توافق زوجین، تعیین تکلیف شود، از این رو مشورت کردن برای اطلاع از حق و حقوق هر یک از زوجین در طلاق توافقی ضروری است.وکیل طلاق توافقی در تهران (وکیل طلاق توافقی در شمال تهران، وکیل طلاق توافقی در شرق تهران، وکیل طلاق توافقی در غرب تهران) بهترین کسی است که به دلیل داشتن دانش حقوقی و تجربه ی کافی در این زمینه می تواند شما را به خوبی راهنمایی کند، پس با دریافت مشاوره و راهنمایی از بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران و یا وکالت دادن به او برای ثبت دادخواست طلاق و پیگیری پرونده در دادگاه می توانید بدون سردرگمی در دادگاه و در کوتاهترین زمان ممکن و حتی بدون نیاز به حضور در جلسات دادرسی و دفترخانه رسمی طلاق برای اجرا و ثبت طلاق به نتیجه ی دلخواه خود برسید.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)طلاق در ایرانطلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می ‌رود.به گفته ی وکیل طلاق در شمال تهران، طلاق جزو ایقاعات است، چرا که طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و طلاق به صورت یک طرفه از طرف مرد انجام می شود. همچنین طبق ماده 1139 قانون مدنی، طلاق مخصوص عقد دائم بوده و زن در عقد موقت با پایان مدت یا بذل آن از سوی شوهر از زوجیت خارج می ‌شود.طبق قوانین طلاق در ایران، طلاق انواع مختلفی دارد و با توجه به نوع طلاق، حقوق زوجین و روند رسیدگی به پرونده طلاق در دادگاه خانواده متفاوت خواهد بود، از این رو توصیه می شود برای تنظیم و ثبت دادخواست طلاق ابتدا با یک وکیل طلاق با تجربه مشورت کنید تا از حقوق خود در انواع طلاق مطلع شوید.انواع طلاق براساس درخواست کننده طلاقبهترین وکیل طلاق توافقی در تهران در مورد انواع طلاق چنین توضیح می دهد: براساس اینکه چه کسی دادخواست طلاق را به دادگاه تقدیم می کند، طلاق به دو دسته کلی تقسیم می شود:طلاق یک طرفه: طلاق از طرف مرد و طلاق از طرف زنطلاق توافقیبهترین وکیل طلاق توافقی در تهران در خصوص انواع طلاق در ایران ادامه می دهد: همچنین طلاق براساس رجوع از طلاق به دو دسته بائن و رجعی تقسیم می شود. در طلاق بائن یا بدون رجوع پس از طلاق مرد در ایام عده حق رجوع به همسرش را ندارد و با طلاق رابطه زوجیت بین زوجین به طور کامل از بین می رود؛ اما در طلاق رجعی در ایام عده طلاق، مرد می تواند به همسر خود رجوع کند و به زندگی مشترک خود با همان آثار گذشته ادامه بدهند، در واقع با طلاق رجعی، رابطه زوجیت به طور کامل از بین نمی رود، اما پس از پایان عده مرد دیگر نمی تواند به همسر خود رجوع کند و برای ادامه زندگی مشترک باید دوباره با هم ازدواج کنند.طلاق یک طرفههرگاه فقط یکی از زوجین تصمیم به طلاق داشته باشد و با ثبت دادخواست طلاق از دادگاه خانواده درخواست طلاق نماید، طلاق یک طرفه است. طلاق یک طرفه ممکن است از طرف زن یا مرد مطرح شود.طلاق از طرف مردبهترین وکیل طلاق در شرق تهران در ادامه می گوید: طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و هر زمان که بخواهد می تواند همسر خود را با تقدیم دادخواست طلاق از طرف مرد طلاق دهد، البته باید به این نکته اشاره کرد که مرد برای طلاق دادن همسر خود ابتدا باید حقوق مالی زن را که شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت، استراداد جهیزیه و تنصیف اموال مرد در طلاق است را پرداخت نماید و سپس به درخواست او رأی طلاق یا همان گواهی عدم امکان سازش صادر می شود و مرد می تواند طلاق را اجرا و آن را ثبت کند. همچنین در صورتی که مرد توانایی مالی برای پرداخت یکجای حقوق مالی زوجه را نداشته باشد، می تواند با تقدیم دادخواست اعسار، تقاضای پرداخت مهریه و سایر حقوق مالی زوجه را به صورت اقساط بنماید.طلاق از طرف زنبراساس قوانین طلاق در ایران، زن حق طلاق ندارد و برای طرح دادخواست طلاق باید دلایل موجه و محکمه پسندی به دادگاه ارائه نماید تا پس از اثبات دلایل زن برای طلاق به درخواست او از سوی دادگاه حکم طلاق صادر شود.یکی از مهمترین دلایل زن برای طلاق عسر و حرج است. طبق ماده 1130 قانون مدنی، در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق نماید. طبق تبصره ی این ماده، عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن برای زوجه مشکل باشد و زن می تواند با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق از طرف زن به دلیل عسر و حرج را بنماید.طلاق توافقیبهترین وکیل طلاق توافقی در تهران توضیحاتی در مورد مهمترین نکات طلاق توافقی ارائه می دهد: هرگاه زن و مرد هر دو برای طلاق با یکدیگر توافق داشته باشند و به دلایلی تمایل به ادامه ی زندگی مشترک با یکدیگر نداشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه خانواده تقدیم کنند.در طلاق توافقی زوجین باید بدون دخالت دادگاه، در خصوص مسائل مالی و غیرمالی طلاق توافق کنند و توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه ارائه نمایند. مهمترین شرط طلاق توافقی این است که زوجین در خصوص مسائل طلاق با هم توافق داشته باشند، در غیر این صورت نمی توانند درخواست طلاق توافقی نمایند.توافقات زوجین در طلاق توافقیتوافقات زوجین در طلاق توافقی شامل کلیه مسائل مالی و غیرمالی طلاق است که در سایر طلاق ها، دادگاه طبق قوانین طلاق در مورد آنها تصمیم گیری می کند، اما در طلاق توافقی زوجین بدون دخالت دادگاه در مورد آنها توافق می کنند و سپس توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه تقدیم کنند.توافقات زوجین در طلاق توافقی عبارتند از:میزان و نحوه پرداخت مهریه توسط زوجنحوه پرداخت نفقه زوجهحضانت فرزند در طلاق توافقیحق ملاقات با فرزند پس از طلاق توافقیاسترداد جهیزیه زوجهتنصیف اموال زوج (تقسیم اموال زوج در طلاق توافقی اجرا نمی شود)هر گونه توافق مالی دیگر که در عقدنامه قید شده باشد.مراحل طلاق توافقیبهترین وکیل طلاق توافقی در تهران مراحل طلاق توافقی در سال جدید را به ترتیب زیر توضیح می دهد:1- ثبت نام در سامانه مسیر طلاق و دریافت وقت مشاوره (پیش از راه اندازی سامانه مسیر متقاضی باید جهت دریافت وقت مشاوره در سامانه تصمیم طلاق در طلاق توافقی ثبت نام می کرد.)2- ثبت دادخواست طلاق توافقی3- تعیین شعبه و تعیین وقت رسیدگی در دادگاه خانواده4- صدور رای طلاق توافقی (گواهی عدم امکان سازش)5- اجرا و ثبت طلاق در دفترخانه رسمی طلاقشرایط اجرای طلاق توافقی در دفترخانه طلاقبه گفته ی بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران، اجرای صیغه ی طلاق توافقی مانند سایر طلاق ها دارای شرایط و تشریفاتی است. در صورتی که زوجه مدخوله باشد، گواهی عدم بارداری و اگر باکره باشد، باید گواهی بکارت را که از پزشکی قانونی دریافت کرده است به دفترخانه رسمی طلاق ارائه دهد.زوجه باید در هنگام اجرای صیغه طلاق از خون حیض و نفاس پاک باشد و نیز شوهرش در آن پاکی با او نزدیکی نکرده باشد. هرگاه مرد بخواهد زنی که به واسطه ی بیماری یا غیر آن عادت ماهانه نمی بیند را طلاق دهد، باید از زمانی که با او نزدیکی کرده، تا سه ماه از نزدیکی خودداری کند و بعد او را طلاق دهد.طبق ماده 1134 قانون مدنی، طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد. طلاق باید به صیغه عربی صحیح خوانده شود و اگر خواندن به عربی صحیح ممکن نبود ( به سایر زبان ها ) باید صحیح خوانده شود و همچنین باید در حضور دو شاهد عاقل و بالغ خوانده شود و یک بار گفتن صیغه طلاق برای جاری شدن طلاق کافیست.در صورت پشیمانی زوجین از طلاق توافقی پس از صدور گواهی عدم امکان سازش نیازی به انجام اقدامات قانونی نمی باشد و اگر زوجین از اجرا و ثبت طلاق توافقی پشیمان شوند تنها کافی است به دفترخانه طلاق مراجعه نکنند و با پایان اعتبار گواهی عدم امکان سازش که 3 ماه می باشد، رای طلاق باطل و از اعتبار ساقط می شود.چنانچه زن و مرد پس از طلاق توافقی بخواهند با شخص دیگری ازدواج کنند، می توانند تحت شرایطی برای حذف نام همسر در طلاق توافقی اقدام کنند و نام همسر سابق خود را از شناسنامه حذف کنند.اعتراض به رای طلاق توافقییکی از سوالاتی که در خصوص طلاق توافقی مطرح می شود، در خصوص امکان اعتراض به رای طلاق توافقی است، آیا می توان به رای طلاق توافقی اعتراض کرد؟بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران در پاسخ به این سوال می گوید: گواهی عدم امکان سازش، یک رای است که مانند دیگر آرای مراجع قضایی قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی می باشد و پس از ابلاغ آن به زوجین، هر یک از آنها می توانند در تاریخ مقرر که 20 روز برای افراد مقیم ایران و 2 ماه برای افراد مقیم خارج از کشور پس از تاریخ ابلاغ رای است، به رای طلاق توافقی اعتراض کنند و همچنین پس از صدور رای تجدیدنظر در مهلت مقرر قابل فرجام خواهی خواهد بود و هر یک از زوجین می تواند فرجام خواهی از رای طلاق را مطرح کند؛ اما برای جلوگیری از اتلاف وقت و اطاله دادرسی، زن و مرد باید حق تجدیدنظرخواهی و اعتراض به رای طلاق را از خود ساقط نمایند تا پس از صدور رای دادگاه، رای صادر شده همان روز قطعی شود و قطعی شدن حکم موکول به گذشت مهلت تجدیدنظر و فرجام خواهی نباشد و رای طلاق توافقی هر چه زودتر اجرا و ثبت شود.مزایای داشتن وکیل طلاق توافقیطلاق توافقی یکی از آسان ترین انواع طلاق در ایران است اما به دلیل اینکه زوجین باید خودشان در خصوص مسائل طلاق، توافق کنند، ضروری است که در خصوص انجام توافقات طلاق حتما با یک وکیل طلاق توافقی با تجربه مشورت کنند و با دریافت مشاوره و اطلاع از حقوق مالی خود در طلاق توافقی برای طلاق اقدام کنند. همچنین ممکن است گاهی توافقات بین زوجین پیچیده باشد، از این رو تنها وکیل طلاق توافقی (بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران) می تواند با تجربه و دانش حقوقی خود در زمینه طلاق، زوجین را راهنمایی کند.با دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص انجام توافقات طلاق توافقی احتمال پشیمانی و اختلاف پس از توافقات طلاق بسیار کمتر می شود و بین زن و مرد پس از طلاق توافقی در مورد توافقات طلاق اختلافی به وجود نمی آید.در صورتی که برای پیگیری طلاق توافقی در دادگاه خانواده به بهترین وکیل طلاق توافقی در تهران وکالت بدهید نیازی به حضور شما در دادگاه و دفترخانه طلاق (برای اجرا و ثبت طلاق) نمی باشد و می توانید پروسه طلاق توافقی را بدون دردسر و معطلی و در کوتاه ترین زمان ممکن، طی کنید و رای طلاق توافقی یا همان گواهی عدم امکان سازش را دریافت کنید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2024 17:27:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وکیل طلاق توافقی در غرب تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-bnbprg06xcwa</link>
                <description>به گفته ی وکیل طلاق توافقی در غرب تهران، براساس اینکه چه کسی دادخواست طلاق را به دادگاه تقدیم می کند طلاق به دو دسته، طلاق یک طرفه و طلاق توافقی تقسیم می شود. هرگاه زن و مرد هر دو برای طلاق با هم توافق داشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه تقدیم کنند.طلاق در ایرانطلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می ‌رود.طلاق جزو ایقاعات است، چرا که طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و طلاق به صورت یک طرفه از طرف مرد انجام می شود. همچنین طبق ماده 1139 قانون مدنی، طلاق مخصوص عقد دائم بوده و زن در عقد موقت با پایان مدت یا بذل آن از سوی شوهر از زوجیت خارج می ‌شود.طبق قوانین طلاق در ایران، طلاق انواع مختلفی دارد و با توجه به نوع طلاق، حقوق زوجین و روند رسیدگی به پرونده طلاق در دادگاه خانواده متفاوت خواهد بود، از این رو توصیه می شود برای تنظیم و ثبت دادخواست طلاق ابتدا با یک وکیل طلاق با تجربه مشورت کنید تا از حقوق خود در انواع طلاق مطلع شوید.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)انواع طلاق براساس درخواست کننده طلاقوکیل طلاق توافقی در غرب تهران در مورد انواع طلاق چنین توضیح می دهد: براساس اینکه چه کسی دادخواست طلاق را به دادگاه تقدیم می کند، طلاق به دو دسته کلی تقسیم می شود:طلاق یک طرفه: طلاق از طرف مرد و طلاق از طرف زنطلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در غرب تهران در خصوص انواع طلاق در ایران ادامه می دهد: همچنین طلاق براساس رجوع از طلاق به دو دسته بائن و رجعی تقسیم می شود. در طلاق بائن یا بدون رجوع پس از طلاق مرد در ایام عده حق رجوع به همسرش را ندارد و با طلاق رابطه زوجیت بین زوجین به طور کامل از بین می رود؛ اما در طلاق رجعی در ایام عده طلاق، مرد می تواند به همسر خود رجوع کند و به زندگی مشترک خود با همان آثار گذشته ادامه بدهند، در واقع با طلاق رجعی، رابطه زوجیت به طور کامل از بین نمی رود، اما پس از پایان عده مرد دیگر نمی تواند به همسر خود رجوع کند و برای ادامه زندگی مشترک باید دوباره با هم ازدواج کنند.طلاق یک طرفههرگاه فقط یکی از زوجین تصمیم به طلاق داشته باشد و با ثبت دادخواست طلاق از دادگاه خانواده درخواست طلاق نماید، طلاق یک طرفه است. طلاق یک طرفه ممکن است از طرف زن یا مرد مطرح شود.طلاق از طرف مردبه گفته ی وکیل طلاق در شمال تهران، طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و هر زمان که بخواهد می تواند همسر خود را با تقدیم دادخواست طلاق از طرف مرد طلاق دهد، البته باید به این نکته اشاره کرد که مرد برای طلاق دادن همسر خود ابتدا باید حقوق مالی زن را که شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت، استراداد جهیزیه و تنصیف اموال مرد در طلاق است را پرداخت نماید و سپس به درخواست او رأی طلاق یا همان گواهی عدم امکان سازش صادر می شود و مرد می تواند طلاق را اجرا و آن را ثبت کند. همچنین در صورتی که مرد توانایی مالی برای پرداخت یکجای حقوق مالی زوجه را نداشته باشد، می تواند با تقدیم دادخواست اعسار، تقاضای پرداخت مهریه و سایر حقوق مالی زوجه را به صورت اقساط بنماید.طلاق از طرف زنبراساس قوانین طلاق در ایران، زن حق طلاق ندارد و برای طرح دادخواست طلاق باید دلایل موجه و محکمه پسندی به دادگاه ارائه نماید تا پس از اثبات دلایل زن برای طلاق به درخواست او از سوی دادگاه حکم طلاق صادر شود.یکی از مهمترین دلایل زن برای طلاق عسر و حرج است. طبق ماده 1130 قانون مدنی، در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق نماید. طبق تبصره ی این ماده، عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن برای زوجه مشکل باشد و زن می تواند با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق از طرف زن به دلیل عسر و حرج را بنماید.طلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در غرب تهران توضیحاتی در مورد مهمترین نکات طلاق توافقی ارائه می دهد: هرگاه زن و مرد هر دو برای طلاق با یکدیگر توافق داشته باشند و به دلایلی تمایل به ادامه ی زندگی مشترک با یکدیگر نداشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه خانواده تقدیم کنند.در طلاق توافقی زوجین باید بدون دخالت دادگاه، در خصوص مسائل مالی و غیرمالی طلاق توافق کنند و توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه ارائه نمایند. مهمترین شرط طلاق توافقی این است که زوجین در خصوص مسائل طلاق با هم توافق داشته باشند، در غیر این صورت نمی توانند درخواست طلاق توافقی نمایند.توافقات زوجین در طلاق توافقیتوافقات زوجین در طلاق توافقی شامل کلیه مسائل مالی و غیرمالی طلاق است که در سایر طلاق ها، دادگاه طبق قوانین طلاق در مورد آنها تصمیم گیری می کند، اما در طلاق توافقی زوجین بدون دخالت دادگاه در مورد آنها توافق می کنند و سپس توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه تقدیم کنند.توافقات زوجین در طلاق توافقی عبارتند از:میزان و نحوه پرداخت مهریه توسط زوجنحوه پرداخت نفقه زوجهحضانت فرزند در طلاق توافقیحق ملاقات با فرزند پس از طلاق توافقیاسترداد جهیزیه زوجهتنصیف اموال زوج (تقسیم اموال زوج در طلاق توافقی اجرا نمی شود)هر گونه توافق مالی دیگر که در عقدنامه قید شده باشد.مراحل طلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در غرب تهران مراحل طلاق توافقی در سال جدید را به ترتیب زیر توضیح می دهد:ثبت نام در سامانه مسیر و دریافت وقت مشاورهثبت دادخواست طلاق توافقیتعیین شعبه و تعیین وقت رسیدگی در دادگاه خانوادهصدور رای طلاق توافقیاجرا و ثبت طلاق در دفترخانه رسمی طلاقثبت نام در سامانه مسیروکیل طلاق در غرب تهران ادامه می دهد: در خصوص تنظیم و ثبت دادخواست طلاق توافقی باید بدانید، زوجین پیش از ثبت دادخواست طلاق توافقی، ابتدا باید به منظور ایجاد صلح و سازش بین زوجین در جلسات مشاوره شرکت کنند و به این منظور ابتدا باید برای دریافت نوبت مشاوره در سامانه مسیر طلاق به آدرس masir.23055.ir  ثبت نام کنند.پس از ثبت نام در سامانه مسیر و دریافت نوبت مشاوره، زوجین باید در پنج جلسه یک ساعته شرکت کنند و حداقل فاصله جلسات مشاوره، 7 روز و حداکثر فاصله جلسات 60 روز می باشد و در طلاق توافقی حضور زوج و زوجه هر دو در جلسات مشاوره الزامی می باشد. پس از پایان جلسات مشاوره مسئول مرکز، گزارش نهایی خود را تنظیم کرده و در صورت عدم سازش میان زوجین، گواهی عدم سازش به مرجع مربوطه ارسال می‌ شود.البته پیش از راه اندازی سامانه مسیر از سوی قوه قضاییه، زوجین برای تعیین وقت مشاوره و شرکت در جلسات مشاوره پیش از طلاق باید در سامانه تصمیم طلاق در طلاق توافقی ثبت نام می کردند.ثبت دادخواست طلاق توافقیپس از اینکه زوجین در جلسات مشاوره شرکت کردند و گواهی عدم انصراف از طلاق صادر شد، زوجین یا وکیل آنها می توانند به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کنند و با ارائه مدارک لازم و تنظیم دادخواست طلاق توافقی و پرداخت هزینه دادرسی، اقدام به ثبت دادخواست طلاق بنمایند.تعیین شعبه و وقت رسیدگی در دادگاهپس از ثبت دادخواست طلاق توافقی، دادخواست به دادگاه صالح ارجاع می شود و در دادگاه خانواده برای رسیدگی به پرونده طلاق توافقی شعبه و وقت رسیدگی تعیین می شود و تاریخ و شعبه مورد نظر برای زوجین و وکلای آنها پیامک می شود.صدور رای طلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در غرب تهران ادامه می دهد: پس از آنکه زوجین تمام مراحل فوق را طی کردند و توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه تقدیم کردند و در خصوص کلیه مسائل مالی و غیرمالی طلاق با هم توافق داشتند و پس از بررسی پرونده طلاق توافقی از سوی قاضی، رای طلاق توافقی یا همان گواهی عدم امکان سازش صادر می شود.ثبت طلاق توافقی در دفترخانه رسمی طلاقپس از آنکه گواهی عدم امکان سازش از سوی دادگاه خانواده صادر شد، در مرحله ی آخر زوجین باید با رای طلاق و مدارک شناسایی به دفتر رسمی طلاق مراجعه کنند و صیغه ی طلاق را اجرا و طلاق را ثبت کنند. برای ثبت طلاق توافقی حضور زوجین یا وکلای آنها الزامی می باشد و زوجه باید آزمایش عدم بارداری را به دفترخانه تحویل دهد. پس از اجرای صیغه طلاق و امضای دفاتر طلاق، زوجین باید اصل عقدنامه را به سردفتر تحویل دهند و سردفتر نیز با امضا و مهر کردن شناسنامه ها، همان روز یا چند روز بعد، طلاق نامه را به زوجه تحویل می دهد.اگر زوجه باکره باشد، برای ثبت طلاق توافقی، از سوی دادگاه خانواده به پزشکی قانونی معرفی می شود تا گواهی بکارت دریافت نماید و باید هنگام ثبت طلاق این گواهی را به دفترخانه طلاق تحویل دهد.مهلت ثبت طلاق توافقی در دفترخانه طلاقوکیل طلاق توافقی در غرب تهران در خصوص مهلت ثبت طلاق توافقی تاکید می کند: گواهی عدم امکان سازش تنها سه ماه اعتبار دارد و زوجین برای ثبت طلاق توافقی فقط تا پایان مدت اعتبار رای طلاق مهلت دارند و پس از انقضای مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش، زوجین نمی توانند طلاق توافقی را ثبت کنند و باید مجددا پروسه ی دریافت گواهی عدم امکان سازش را به همان ترتیبی که گفته شد، طی کرده و پس از صدور رای طلاق توافقی، برای ثبت طلاق به دفترخانه طلاق مراجعه کنند.به گفته ی وکیل طلاق توافقی در غرب تهران، در صورت پشیمانی زوجین از طلاق توافقی و عدم حضور آنها در دفترخانه طلاق با پایان مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش، رای طلاق توافقی باطل می شود و نیازی نیست زوجین پس از پشیمانی از طلاق، اقدام خاصی انجام دهند.همچنین زن و مرد پس از ثبت طلاق توافقی در شناسنامه می توانند با توجه به شرایطی که در قانون بیان شده است، برای حذف نام همسر از شناسنامه در طلاق توافقی نیز اقدام کنند و نام همسر سابق خود را از شناسنامه حذف کنند.مزایای داشتن وکیل طلاق توافقیطلاق توافقی یکی از آسان ترین انواع طلاق در ایران است اما به دلیل اینکه زوجین باید خودشان در خصوص مسائل طلاق، توافق کنند، ضروری است که در خصوص انجام توافقات طلاق حتما با یک وکیل طلاق توافقی با تجربه مشورت کنند و با دریافت مشاوره و اطلاع از حقوق مالی خود در طلاق توافقی برای طلاق اقدام کنند. همچنین ممکن است گاهی توافقات بین زوجین پیچیده باشد، از این رو تنها وکیل طلاق توافقی (وکیل طلاق توافقی در غرب تهران) می تواند با تجربه و دانش حقوقی خود در زمینه طلاق، زوجین را راهنمایی کند.با دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص انجام توافقات طلاق توافقی احتمال پشیمانی و اختلاف پس از توافقات طلاق بسیار کمتر می شود و بین زن و مرد پس از طلاق توافقی در مورد توافقات طلاق اختلافی به وجود نمی آید.در صورتی که برای پیگیری طلاق توافقی در دادگاه خانواده به وکیل طلاق توافقی در غرب تهران وکالت بدهید نیازی به حضور شما در دادگاه و دفترخانه طلاق (برای اجرا و ثبت طلاق) نمی باشد و می توانید پروسه طلاق توافقی را بدون دردسر و معطلی و در کوتاه ترین زمان ممکن، طی کنید و رای طلاق توافقی یا همان گواهی عدم امکان سازش را دریافت کنید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 16:56:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وکیل طلاق توافقی در شرق تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D9%82-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-vkvrgnzqrou6</link>
                <description>به گفته ی وکیل طلاق توافقی در شرق تهران، هرگاه زن و مرد هر دو برای طلاق با هم توافق داشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه خانواده تقدیم کنند.طلاق در ایرانطلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می ‌رود.طلاق جزو ایقاعات است، چرا که طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و طلاق به صورت یک طرفه از طرف مرد انجام می شود. همچنین طبق ماده 1139 قانون مدنی، طلاق مخصوص عقد دائم بوده و زن در عقد موقت با پایان مدت یا بذل آن از سوی شوهر از زوجیت خارج می ‌شود.طبق قوانین طلاق در ایران، طلاق انواع مختلفی دارد و با توجه به نوع طلاق، حقوق زوجین و روند رسیدگی به پرونده طلاق در دادگاه خانواده متفاوت خواهد بود، از این رو توصیه می شود برای تنظیم و ثبت دادخواست طلاق ابتدا با یک وکیل طلاق با تجربه مشورت کنید تا از حقوق خود در انواع طلاق مطلع شوید.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)انواع طلاق براساس درخواست کننده طلاقبهترین وکیل طلاق توافقی در شرق تهران در مورد انواع طلاق چنین توضیح می دهد: براساس اینکه چه کسی دادخواست طلاق را به دادگاه تقدیم می کند، طلاق به دو دسته کلی تقسیم می شود:طلاق یک طرفه: طلاق از طرف مرد و طلاق از طرف زنطلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در شرق تهران در خصوص انواع طلاق در ایران ادامه می دهد: همچنین طلاق براساس رجوع از طلاق به دو دسته بائن و رجعی تقسیم می شود. در طلاق بائن یا بدون رجوع پس از طلاق مرد در ایام عده حق رجوع به همسرش را ندارد و با طلاق رابطه زوجیت بین زوجین به طور کامل از بین می رود؛ اما در طلاق رجعی در ایام عده طلاق، مرد می تواند به همسر خود رجوع کند و به زندگی مشترک خود با همان آثار گذشته ادامه بدهند، در واقع با طلاق رجعی، رابطه زوجیت به طور کامل از بین نمی رود، اما پس از پایان عده مرد دیگر نمی تواند به همسر خود رجوع کند و برای ادامه زندگی مشترک باید دوباره با هم ازدواج کنند.برای اینکه از حقوق مالی خود در طلاق مطلع شوید، برای دریافت مشاوره در این زمینه با شماره تماس بهترین وکیل طلاق در شمال تهران تماس بگیرید.طلاق یک طرفههرگاه فقط یکی از زوجین تصمیم به طلاق داشته باشد و با ثبت دادخواست طلاق از دادگاه خانواده درخواست طلاق نماید، طلاق یک طرفه است. طلاق یک طرفه ممکن است از طرف زن یا مرد مطرح شود.طلاق از طرف مردبه گفته ی وکیل طلاق در شمال تهران، طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و هر زمان که بخواهد می تواند همسر خود را با تقدیم دادخواست طلاق از طرف مرد طلاق دهد، البته باید به این نکته اشاره کرد که مرد برای طلاق دادن همسر خود ابتدا باید حقوق مالی زن را که شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت، استراداد جهیزیه و تنصیف اموال مرد در طلاق است را پرداخت نماید و سپس به درخواست او رأی طلاق یا همان گواهی عدم امکان سازش صادر می شود و مرد می تواند طلاق را اجرا و آن را ثبت کند. همچنین در صورتی که مرد توانایی مالی برای پرداخت یکجای حقوق مالی زوجه را نداشته باشد، می تواند با تقدیم دادخواست اعسار، تقاضای پرداخت مهریه و سایر حقوق مالی زوجه را به صورت اقساط بنماید.طلاق از طرف زنبراساس قوانین طلاق در ایران، زن حق طلاق ندارد و برای طرح دادخواست طلاق باید دلایل موجه و محکمه پسندی به دادگاه ارائه نماید تا پس از اثبات دلایل زن برای طلاق به درخواست او از سوی دادگاه حکم طلاق صادر شود.یکی از مهمترین دلایل زن برای طلاق عسر و حرج است. طبق ماده 1130 قانون مدنی، در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق نماید. طبق تبصره ی این ماده، عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن برای زوجه مشکل باشد و زن می تواند با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق از طرف زن به دلیل عسر و حرج را بنماید.طلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در شرق تهران توضیحاتی در مورد مهمترین نکات طلاق توافقی ارائه می دهد: هرگاه زن و مرد هر دو برای طلاق با یکدیگر توافق داشته باشند و به دلایلی تمایل به ادامه ی زندگی مشترک با یکدیگر نداشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه خانواده تقدیم کنند.در طلاق توافقی زوجین باید بدون دخالت دادگاه، در خصوص مسائل مالی و غیرمالی طلاق توافق کنند و توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه ارائه نمایند. مهمترین شرط طلاق توافقی این است که زوجین در خصوص مسائل طلاق با هم توافق داشته باشند، در غیر این صورت نمی توانند درخواست طلاق توافقی نمایند.شرکت در جلسات مشاوره طلاق توافقیوکیل طلاق در غرب تهران ادامه می دهد: در خصوص تنظیم و ثبت دادخواست طلاق توافقی باید بدانید، زوجین پیش از ثبت دادخواست طلاق توافقی، ابتدا باید به منظور ایجاد صلح و سازش بین زوجین در جلسات مشاوره شرکت کنند و به این منظور ابتدا باید برای دریافت نوبت مشاوره در سامانه مسیر طلاق به آدرس masir.23055.ir  ثبت نام کنند.پس از ثبت نام در سامانه مسیر و دریافت نوبت مشاوره، زوجین باید در پنج جلسه یک ساعته شرکت کنند و حداقل فاصله جلسات مشاوره، 7 روز و حداکثر فاصله جلسات 60 روز می باشد و در طلاق توافقی حضور زوج و زوجه هر دو در جلسات مشاوره الزامی می باشد. پس از پایان جلسات مشاوره مسئول مرکز، گزارش نهایی خود را تنظیم کرده و در صورت عدم سازش میان زوجین، گواهی عدم سازش به مرجع مربوطه ارسال می‌ شود.توافقات زوجین در طلاق توافقیتوافقات زوجین در طلاق توافقی شامل کلیه مسائل مالی و غیرمالی طلاق است که در سایر طلاق ها، دادگاه طبق قوانین طلاق در مورد آنها تصمیم گیری می کند، اما در طلاق توافقی زوجین بدون دخالت دادگاه در مورد آنها توافق می کنند و سپس توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه تقدیم کنند.توافقات زوجین در طلاق توافقی عبارتند از:میزان و نحوه پرداخت مهریه توسط زوجحضانت فرزند در طلاق توافقیحق ملاقات با فرزند پس از طلاق توافقیاسترداد جهیزیه زوجهاجرت المثل ایام زوجیتهر گونه توافق مالی دیگر که در عقدنامه قید شده باشد.مهریه در طلاق توافقیطبق ماده 1028 قانون مدنی به محض عقد نکاح زن مالک مهریه می شود و می تواند هر زمان که بخواهد مهریه خود را از شوهر مطالبه کند یا حتی تمام یا بخشی از آن را ببخشد.وکیل طلاق توافقی در شرق تهران در مورد مطالبه مهریه در طلاق توافقی می گوید: بسیاری از زوجین به اشتباه تصور می کنند که در طلاق توافقی زن باید برای طلاق مهریه ی خود را ببخشد، اما چنین تصوری اشتباه است. در طلاق توافقی نیز به زن مهریه تعلق می گیرد، اما مقدار و نحوه ی پرداخت مهریه توسط مرد با توافق زوج و زوجه انجام می شود و آنها توافق می کنند، چه مقدار از مهریه و به چه صورت به زن پرداخت شود و دادگاه در خصوص پرداخت مهریه دخالتی ندارد، برخلاف سایر طلاق ها که دادگاه در این مورد تصمیم گیری می کند.نفقه در طلاق توافقینفقه نیز مانند مهریه از مهمترین حقوق مالی زن محسوب می شود و پرداخت نفقه زوجه توسط مرد به قدری اهمیت دارد که قانون گذار ترک انفاق را یکی موجبات طلاق از طرف زن برشمرده است و در صورتی که مرد نفقه زن را پرداخت نکند، زن می تواند از دادگاه خانواده درخواست طلاق نماید. در انواع طلاق ها دادگاه برای تعیین نفقه ی زوجه این امر را به کارشناسی ارجاع می دهد و کارشناس براساس برخی معیارها نفقه زن را محاسبه می نماید و پس از صدور رای دادگاه، مرد به همان ترتیب و مقداری که در رای مشخص شده است، ملزم به پرداخت نفقه خواهد بود، اما در طلاق توافقی زن و مرد خودشان در خصوص مقدار و نحوه پرداخت نفقه با هم به توافق می رسند و نفقه طبق آنچه بین زن و مرد توافق شده است به زن پرداخت می گردد.حضانت فرزند در طلاق توافقیبهترین وکیل طلاق در شرق تهران در این بازه نیز توضیحات مختصری ارائه می دهد: به دلیل آسیب های روحی که ممکن است در طلاق والدین به کودک وارد شود، حضانت فرزند پس از طلاق یکی از مهمترین مسائل طلاق بشمار می رود. طبق قانون، حضانت فرزند دختر و پسر تا 7 سالگی با مادر و پس آن تا سن بلوغ شرعی با پدر خواهد بود. سن بلوغ شرعی برای دختر 9 سال تمام قمری و برای پسر 15 سال تمام قمری است و فرزند پس از رسیدن به سن بلوغ می تواند خودش یکی از والدین را برای زندگی با او انتخاب کند.در انواع طلاق ها دادگاه با توجه به مصلحت کودک، حضانت فرزند را به یکی والدین سپرده و در این خصوص تصمیم گیری می نماید، اما در طلاق توافقی زن و مرد با توجه به شرایط خود و مصلحت کودک در مورد حضانت فرزند تعیین تکلیف می کنند و باید پس از طلاق بر طبق آن عمل کنند.حق ملاقات با فرزند در طلاق توافقیپس از آنکه دادگاه حضانت فرزند را به یکی از والدین سپرد، برای طرف مقابل حق ملاقات با فرزند پس از طلاق را در نظر می گیرد. دادگاه مدت و زمان ملاقات با فرزند را بر اساس مصلحت کودک تعیین می کند و هر یک از والدین که حضانت فرزند را برعهده دارد، نمی تواند مانع حق ملاقات فرزند با طرف دیگر شود.در طلاق توافقی زن و مرد در مورد مدت و زمان ملاقات فرزند با طرفی که حضانت را برعهده ندارد، تصمیم می گیرند که فرزند پس از طلاق به چه مدت و در چه روزهایی با پدر یا مادر خود ملاقات کند، البته باید در این خصوص نیز مصلحت کودک را در نظر بگیرند.استرداد جهیزیه در طلاق توافقیبه گفته ی وکیل طلاق توافقی در شرق تهران، زوجه مالک جهیزیه خود است و از نظر قانونی هر زمان که بخواهد و به هر دلیلی می تواند جهیزیه خود را با ارائه سیاهه از منزل زوج خارج کند. در صورتی که زوج برای بردن جهیزیه مانع شود و از انتقال جهیزیه توسط زوجه ممانعت نماید، زوجه می ‌تواند درخواست اظهارنامه دهد و به همسر خود اعلام کند، در صورتی که از خارج کردن جهیزیه جلوگیری نماید، زوجه می ‌تواند به دادگاه خانواده مراجعه کرده و دادخواست استرداد جهیزیه را به دادگاه تقدیم نماید و پس از صدور حکم دادگاه، جهیزیه خود را از منزل زوج خارج نماید.در استرداد جهیزیه زوجه در طلاق توافقی نیز مانند سایر مسائل طلاق، زن و مرد خودشان تصمیم گیری می کنند و در مورد اقلام جهیزیه و نحوه استرداد آن از منزل زوج با هم به توافق می رسند.تنصیف اموال زوج در طلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در شرق تهران در مورد تنصیف اموال زوج در طلاق توافقی تاکید می کند: اگر زوج در هنگام عقد نکاح، شرط تنصیف اموال را امضا کرده باشد، برای اجرای آن باید طلاق از طرف مرد باشد و دلیل طلاق نیز نشوز زوجه نباشد، با توجه به شرایط تقسیم اموال زوج در طلاق توافقی که طلاق از سوی هر دوی آنها مطرح می شود و طلاق تنها از طرف مرد مطرح نشده است، تنصیف اموال مرد به زن تعلق نمی گیرد و این شرط در طلاق توافقی اجرا نمی شود.مزایای داشتن وکیل طلاق توافقیطلاق توافقی یکی از آسان ترین انواع طلاق در ایران است اما به دلیل اینکه زوجین باید خودشان در خصوص مسائل طلاق، توافق کنند، ضروری است که در خصوص انجام توافقات طلاق حتما با یک وکیل طلاق توافقی با تجربه مشورت کنند و با دریافت مشاوره و اطلاع از حقوق مالی خود در طلاق توافقی برای طلاق اقدام کنند. همچنین ممکن است گاهی توافقات بین زوجین پیچیده باشد، از این رو تنها وکیل طلاق توافقی (وکیل طلاق توافقی در شمال تهران) می تواند با تجربه و دانش حقوقی خود در زمینه طلاق، زوجین را راهنمایی کند.با دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص انجام توافقات طلاق توافقی احتمال پشیمانی و اختلاف پس از توافقات طلاق بسیار کمتر می شود و بین زن و مرد پس از طلاق توافقی در مورد توافقات طلاق اختلافی به وجود نمی آید.در صورتی که برای پیگیری طلاق توافقی در دادگاه خانواده به وکیل طلاق توافقی در شرق تهران وکالت بدهید نیازی به حضور شما در دادگاه نمی باشد و می توانید پروسه طلاق توافقی را بدون دردسر و معطلی و در کوتاه ترین زمان ممکن، طی کنید و رای طلاق توافقی یا همان گواهی عدم امکان سازش را دریافت کنید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 15:35:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وکیل طلاق توافقی در شمال تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-o2xcuv0qg8ft</link>
                <description>به گفته ی وکیل طلاق توافقی در شمال تهران، طلاق توافقی آسان ترین نوع طلاق در ایران است. در طلاق توافقی زوجین بدون دخالت دادگاه در خصوص مسائل مالی و غیرمالی طلاق توافق می کنند و توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه تقدیم می کنند.طلاق در ایرانطلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می ‌رود.طلاق جزو ایقاعات است، چرا که طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و طلاق به صورت یک طرفه از طرف مرد انجام می شود. همچنین طبق ماده 1139 قانون مدنی، طلاق مخصوص عقد دائم بوده و زن در عقد موقت با پایان مدت یا بذل آن از سوی شوهر از زوجیت خارج می ‌شود.وکیل طلاق تضمینی در این باره می گوید: طبق قوانین طلاق در ایران، طلاق انواع مختلفی دارد و با توجه به نوع طلاق، حقوق زوجین و روند رسیدگی به پرونده طلاق در دادگاه خانواده متفاوت خواهد بود، از این رو توصیه می شود برای تنظیم و ثبت دادخواست طلاق ابتدا با یک وکیل طلاق با تجربه مشورت کنید تا از حقوق خود در انواع طلاق مطلع شوید.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق از جمله طلاق توافقی با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیرید. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)انواع طلاق براساس درخواست کننده طلاقبهترین وکیل طلاق در شمال تهران در مورد انواع طلاق چنین توضیح می دهد: براساس اینکه چه کسی دادخواست طلاق را به دادگاه تقدیم می کند، طلاق به دو دسته کلی تقسیم می شود:طلاق یک طرفه: طلاق از طرف مرد و طلاق از طرف زنطلاق توافقیوکیل طلاق در شمال تهران در خصوص انواع طلاق در ایران ادامه می دهد: همچنین طلاق براساس رجوع از طلاق به دو دسته بائن و رجعی تقسیم می شود. در طلاق بائن یا بدون رجوع پس از طلاق مرد در ایام عده حق رجوع به همسرش را ندارد و با طلاق رابطه زوجیت بین زوجین به طور کامل از بین می رود؛ اما در طلاق رجعی در ایام عده طلاق، مرد می تواند به همسر خود رجوع کند و به زندگی مشترک خود با همان آثار گذشته ادامه بدهند، در واقع با طلاق رجعی، رابطه زوجیت به طور کامل از بین نمی رود، اما پس از پایان عده مرد دیگر نمی تواند به همسر خود رجوع کند و برای ادامه زندگی مشترک باید دوباره با هم ازدواج کنند.برای اینکه از حقوق مالی خود در طلاق مطلع شوید، برای دریافت مشاوره در این زمینه با شماره تماس بهترین وکیل طلاق در شرق تهران تماس بگیرید.طلاق یک طرفههرگاه فقط یکی از زوجین تصمیم به طلاق داشته باشد و با ثبت دادخواست طلاق از دادگاه خانواده درخواست طلاق نماید، طلاق یک طرفه است. طلاق یک طرفه ممکن است از طرف زن یا مرد مطرح شود.طلاق از طرف مردبه گفته ی وکیل طلاق در شمال تهران، طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و هر زمان که بخواهد می تواند همسر خود را با تقدیم دادخواست طلاق از طرف مرد طلاق دهد، البته باید به این نکته اشاره کرد که مرد برای طلاق دادن همسر خود ابتدا باید حقوق مالی زن را که شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت، استراداد جهیزیه و تنصیف اموال مرد در طلاق است را پرداخت نماید و سپس به درخواست او رأی طلاق یا همان گواهی عدم امکان سازش صادر می شود و مرد می تواند طلاق را اجرا و آن را ثبت کند. همچنین در صورتی که مرد توانایی مالی برای پرداخت یکجای حقوق مالی زوجه را نداشته باشد، می تواند با تقدیم دادخواست اعسار، تقاضای پرداخت مهریه و سایر حقوق مالی زوجه را به صورت اقساط بنماید.طلاق از طرف زنطبق قوانین طلاق در ایران، زن حق طلاق ندارد و برای طرح دادخواست طلاق باید دلایل موجه و محکمه پسندی به دادگاه ارائه نماید تا پس از اثبات دلایل زن برای طلاق به درخواست او از سوی دادگاه حکم طلاق صادر شود.یکی از مهمترین دلایل زن برای طلاق عسر و حرج است. طبق ماده 1130 قانون مدنی، در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق نماید. طبق تبصره ی این ماده، عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن برای زوجه مشکل باشد و زن می تواند با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق از طرف زن به دلیل عسر و حرج را بنماید.طلاق توافقیوکیل طلاق توافقی در شمال تهران توضیحاتی در مورد مهمترین نکات طلاق توافقی ارائه می دهد: هرگاه زن و مرد هر دو در طلاق با یکدیگر توافق داشته باشند و به دلایلی تمایل به ادامه ی زندگی مشترک با یکدیگر نداشته باشند و بخواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند، باید دادخواست طلاق توافقی را به دادگاه خانواده تقدیم کنند.در طلاق توافقی زوجین باید بدون دخالت دادگاه، در خصوص مسائل مالی و غیرمالی طلاق توافق کنند و توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه ارائه نمایند. مهمترین شرط طلاق توافقی این است که زوجین در خصوص مسائل طلاق با هم توافق داشته باشند، در غیر این صورت نمی توانند درخواست طلاق توافقی نمایند.شرکت در جلسات مشاوره طلاق توافقیوکیل طلاق در غرب تهران ادامه می دهد: در خصوص تنظیم و ثبت دادخواست طلاق توافقی باید بدانید، زوجین پیش از ثبت دادخواست طلاق توافقی، ابتدا باید به منظور ایجاد صلح و سازش بین زوجین در جلسات مشاوره شرکت کنند و به این منظور ابتدا باید برای دریافت نوبت مشاوره در سامانه مسیر طلاق به آدرس masir.23055.ir  ثبت نام کنند.پس از ثبت نام در سامانه مسیر و دریافت نوبت مشاوره، زوجین باید در پنج جلسه یک ساعته شرکت کنند و حداقل فاصله جلسات مشاوره، 7 روز و حداکثر فاصله جلسات 60 روز می باشد و در طلاق توافقی حضور زوج و زوجه هر دو در جلسات مشاوره الزامی می باشد. پس از پایان جلسات مشاوره مسئول مرکز، گزارش نهایی خود را تنظیم کرده و در صورت عدم سازش میان زوجین، گواهی عدم سازش به مرجع مربوطه ارسال می‌ شود.توافقات زوجین در طلاق توافقیتوافقات زوجین در طلاق توافقی شامل کلیه مسائل مالی و غیرمالی طلاق است که در سایر طلاق ها، دادگاه طبق قوانین طلاق در مورد آنها تصمیم گیری می کند، اما در طلاق توافقی زوجین بدون دخالت دادگاه در مورد آنها توافق می کنند و سپس توافقات خود را به صورت مکتوب و امضا شده به دادگاه تقدیم کنند.توافقات زوجین در طلاق توافقی عبارتند از:میزان و نحوه پرداخت مهریه توسط زوجنحوه پرداخت نفقه زوجهحضانت فرزند در طلاق توافقیحق ملاقات با فرزند پس از طلاقاسترداد جهیزیه زوجههر گونه توافق مالی دیگر که در عقدنامه قید شده باشد.وکیل طلاق توافقی در شمال تهران در مورد تنصیف اموال زوج در طلاق توافقی تاکید می کند: اگر زوج در هنگام عقد نکاح، شرط تنصیف اموال را امضا کرده باشد، برای اجرای آن باید طلاق از طرف مرد باشد و دلیل طلاق نیز نشوز زوجه نباشد، با توجه به شرایط تقسیم اموال زوج در طلاق توافقی که طلاق از سوی هر دوی آنها مطرح می شود و طلاق تنها از طرف مرد مطرح نشده است، تنصیف اموال مرد به زن تعلق نمی گیرد و این شرط در طلاق توافقی اجرا نمی شود.مزایای داشتن وکیل طلاق توافقیطلاق توافقی یکی از آسان ترین انواع طلاق در ایران است اما به دلیل اینکه زوجین باید خودشان در خصوص مسائل طلاق، توافق کنند، ضروری است که در خصوص انجام توافقات طلاق حتما با یک وکیل طلاق توافقی با تجربه مشورت کنند و با دریافت مشاوره و اطلاع از حقوق مالی خود در طلاق توافقی برای طلاق اقدام کنند. همچنین ممکن است گاهی توافقات بین زوجین پیچیده باشد، از این رو تنها وکیل طلاق توافقی (وکیل طلاق توافقی در شمال تهران) می تواند با تجربه و دانش حقوقی خود در زمینه طلاق، زوجین را راهنمایی کند.با دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص انجام توافقات طلاق توافقی احتمال پشیمانی و اختلاف پس از توافقات طلاق بسیار کمتر می شود و بین زن و مرد پس از طلاق توافقی در مورد توافقات طلاق اختلافی به وجود نمی آید.در صورتی که برای پیگیری طلاق توافقی در دادگاه خانواده به وکیل طلاق توافقی در شمال تهران وکالت بدهید نیازی به حضور شما در دادگاه نمی باشد و می توانید پروسه طلاق توافقی را بدون دردسر و معطلی و در کوتاه ترین زمان ممکن، طی کنید و رای طلاق توافقی یا همان گواهی عدم امکان سازش را دریافت کنید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 20:09:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سامانه مسیر طلاق</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-umaxq3mqyuwg</link>
                <description>سامانه مسیر طلاق از سوی قوه قضاییه به منظور تشکیل پرونده و اخذ نوبت مشاوره برای دعاوی حقوقی از جمله دعاوی طلاق راه اندازی شده است. متقاضیان جهت دریافت نوبت آنلاین، تشکیل پرونده و ثبت درخواست مشاوره، باید در سایتmasir.23055.ir  ثبت نام کنند.طلاق در ایرانبه گفته وکیل طلاق در تهران، امروزه به دلیل افزایش طلاق و سایر دعاوی مرتبط با آن مانند طلاق غیابی، استرداد جهیزیه، حضانت فرزند پس از طلاق، حق ملاقات با فرزند، افزایش یا کاهش زمان ملاقات فرزند، مطالبه مهریه و غیره، طلاق از جمله مهمترین دعاوی خانواده بشمار می رود.طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر و از بین رفتن رابطه زوجیت بین زن و شوهر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می ‌رود.طلاق جزو ایقاعات است، چرا که طبق ماده 1133 قانون مدنی، مرد حق طلاق دارد و طلاق به صورت یک طرفه از طرف مرد انجام می شود.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)انواع طلاقدر صورتی که زن و مرد بخواهند طلاق بگیرند باید ابتدا برای ثبت دادخواست طلاق اقدام کنند تا درخواست زن یا مرد برای طلاق در دادگاه بررسی شود و سپس دادگاه در این خصوص رأی مقتضی صادر نماید.طلاق در ایران انواع مختلفی دارد و براساس اینکه چه کسی تقاضای طلاق دارد و دادخواست طلاق را به دادگاه خانواده تقدیم می کند، طلاق به دو دسته کلی تقسیم می شود:طلاق یک طرفه: در طلاق یک طرفه فقط یکی از زوجین تصمیم به طلاق دارد و می خواهد از همسر خود جدا شود، از این رو طلاق یک طرفه ممکن است از طرف مرد یا زن مطرح شود.طلاق توافقی: در طلاق توافقی زن و شوهر هر دو برای طلاق توافق دارند و می خواهند با طلاق به زندگی مشترک خود پایان دهند.طلاق از طرف مردبه گفته ی وکیل پایه یک دادگستری، طبق ماده 1133 قانون مدنی مرد حق طلاق دارد و می تواند بدون داشتن هیچ دلیل موجهی زن خود را طلاق دهد. مهمترین شرط طلاق از طرف مرد، پرداخت حقوق مالی زوجه است، یعنی در صورتی که مرد دادخواست طلاق را به دادگاه خانواده تقدیم کند، دادگاه در خصوص حقوق مالی زوجه که مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت، تنصیف اموال زوج و استرداد جهیزیه است، تعیین تکلیف می کند، همچنین دادگاه در مورد مسائل غیرمالی طلاق نیز مانند حضانت فرزند مشترک پس از طلاق و حق ملاقات با فرزند تصمیم گیری می کند، سپس رأی طلاق را صادر می کند.طبق قانون مرد می تواند زن خود را حتی بدون داشتن دلیل موجه طلاق دهد، اما دلایل طلاق از طرف مردان از این رو اهمیت دارد، که اگر مرد بخواهد زن خود را با دلیل موجه طلاق دهد در برخی حقوق زوجه تغییراتی ایجاد می شود، مثلا در صورتی که طلاق به دلیل نشوز زوجه باشد تنصیف اموال زوج در طلاق به او تعلق نمی گیرد.طلاق از طرف زنهمان طور که گفته شد، طبق قانون طلاق در ایران مرد حق طلاق دارد، اما زن حق طلاق ندارد و طرح دادخواست طلاق از طرف زن پیچیده و دشوار است، چرا که زن حق طلاق ندارد و برای اینکه بتواند از شوهر خود طلاق بگیرد، باید دلایل محکمه پسندی به دادگاه ارائه دهد و زن باید دلایل خود را که موجب شده بخواهد از شوهر خود طلاق بگیرد را در دادگاه ثابت کند و پس از اثبات دلایل زن برای طلاق، حکم طلاق صادر می شود.از دلایلی که برای زن حق طلاق ایجاد می کند، عسر و حرج و نیز هر یک از شروط دوازده گانه عقدنامه است.در طلاق از طرف زن به دلیل عسر و حرج و هچنین طلاق زن با شروط دوازدگانه عقدنامه زن باید بتواند دلایل طلاق خود را در دادگاه با ارائه مدارک و شواهد محکمه پسند اثبات کند.بهترین وکیل طلاق در شرق تهران در این باره ادامه می دهد: همچنین زن می تواند با داشتن وکالت در طلاق برای ثبت دادخواست طلاق اقدام نماید. البته در صورتی که زن با استفاده از حق طلاق اقدام به طلاق نماید، طلاق از طرف زن نیست و طلاق توافقی خواهد بود.یکی دیگر از راه های طرح دادخواست طلاق از طرف زن درخواست طلاق خلع است و زن به دلیل کراهتی که از شوهرش دارد با بذل مهریه اش یا دادن مالی بیشتر از مهریه اش (فدیه) به شوهر از دادگاه درخواست طلاق خلع می نماید.سامانه مسیر چیست؟به گفته ی بهترین وکیل طلاق در غرب تهران، زوجینی که قصد دارند برای طلاق اقدام کنند، قبل از ثبت دادخواست طلاق و رسیدگی به پرونده طلاق باید ابتدا به منظور ایجاد صلح و سازش در 5 جلسه 1 ساعته مشاوره پیش از طلاق شرکت کنند. برای شرکت در جلسات مشاوره طلاق متقاضیان باید ابتدا اقدام به ثبت نام و دریافت نوبت آنلاین از سامانه مسیر بنمایند.سامانه مسیر (مشاوره ساختن یک راه) به آدرس masir.23055.ir  از سوی قوه قضاییه به منظور تشکیل پرونده و اخذ نوبت مشاوره برای دعاوی حقوقی از جمله طلاق راه اندازی شده است، از این رو برای دریافت نوبت مشاوره باید در سامانه مسیر ثبت نام کنند.سایت مسیر، سامانه مشاوره خانواده قوه قضائیه است و در خصوص دعاوی حقوقی و خانوادگی مانند طلاق (طلاق توافقی، طلاق از طرف زن، طلاق از طرف مرد)، مطالبه نفقه، استرداد جهیزیه، الزام به تمکین زوجه، حضانت فرزند و غیره که نیاز به اخذ نظر مشاور می باشد، کاربرد دارد. متقاضیان از طریق سامانه مسیر، تشکیل پرونده داده و به صورت آنلاین، وقت مشاوره دریافت می کنند.همچنین متقاضیانی پرونده قضایی ندارند و در خصوص موضوعات مختلف، نیازمند دریافت مشاوره هستند می توانند با مراجعه به سایت مسیر و ثبت نام پس از تشکیل پرونده، به صورت آنلاین وقت مشاوره دریافت کنند.هزینه دریافت نوبت مشاوره در سامانه مسیرمتقاضیانی که برای دریافت نوبت مشاوره طلاق یا موضوعات دیگر در سامانه مسیر، ثبت نام می کنند، باید هزینه تشکیل پرونده و حق مشاوره جلسه ی اول را مطابق تعرفه اعلام شده از سوی قوه قضاییه، را پرداخت کنند که این هزینه از طریق درگاه های پرداخت الکترونیک، قابل پرداخت می باشد؛ سپس حق مشاوره جلسات بعد پیش از برگزاری جلسه و در هنگام تعیین وقت مشاوره در سامانه مسیر، قابل پرداخت خواهد بود. همچنین باید بدانید در صورتی که پس از تعیین وقت مشاوره در سامانه مسیر و پرداخت هزینه ی آن، در جلسه مشاوره شرکت نکنید، در صورت عدم حضور در جلسه مشاوره، هزینه مشاوره به متقاضی مسترد نخواهد شد.شرکت در جلسات مشاوره طلاقبهترین وکیل طلاق در خصوص جلسات مشاوره طلاق می گوید: در صورتی که به منظور ثبت دادخواست طلاق و دریافت وقت مشاوره پیش از طلاق در سامانه مسیر طلاق ثبت نام می کنید باید بدانید، پیش از ثبت دادخواست طلاق و رسیدگی پرونده طلاق در دادگاه خانواده، زوجین باید جلسات مشاوره پیش از طلاق شرکت کنند.هر یک از زوجین که متقاضی طلاق است، باید برای دریافت وقت مشاوره پیش از طلاق در سامانه مسیر ثبت نام کند. پس از ثبت درخواست وقت مشاوره، درخواست وی به یکی از مراکز مشاوره خانواده در امر ایجاد صلح و سازش بین زوجین ارجاع می شود. پس از مشاوره تلفنی به منظور دریافت اطلاعات و انجام هماهنگی ‌های لازم، با توجه به نوع درخواست طلاق یعنی طلاق توافقی، طلاق از طرف زن و یا طلاق از طرف مرد، زوجین باید در 5 جلسه مشاوره 1 ساعته شرکت کنند.حداقل فاصله جلسات مشاوره، 7 روز و حداکثر فاصله جلسات 60 روز می باشد. در صورتی که زوجین به طور کامل در 5 جلسه مشاوره شرکت نکنند و یا در جلسات بعدی، بعد از 60 روز از مشاوره قبلی، که به آن اشاره شد، شرکت نکنند، عدم حضور در جلسات مشاوره به منزله انصراف، تلقی می شود و متقاضی برای ثبت دادخواست طلاق باید، دوباره، روند شرکت در جلسات مشاوره پیش از طلاق را طی کند.در خصوص شرکت در جلسات مشاوره پیش از طلاق باید به این نکته اشاره کنیم، فقط زوجین، می توانند در جلسات مشاوره پیش از طلاق، شرکت کنند و شرکت افراد دیگر، مانند وکیل یا آشنایان و بستگان زوجین، به جای متقاضی (زوج یا زوجه) امکانپذیر نمی باشد، همچنین باید بدانید در طلاق توافقی، حضور زوج و زوجه، هر دو در جلسات مشاوره پیش از طلاق الزامی است، اما در طلاق یک طرفه، فقط حضور متقاضی طلاق یعنی زوج یا زوجه که درخواست دهنده ی طلاق است، کافی می باشد.پس از پایان جلسات مشاوره مسئول مرکز، گزارش نهایی خود را تنظیم کرده و در صورت عدم سازش میان زوجین، گواهی عدم سازش به مرجع مربوطه ارسال می‌ شود.ثبت نام در سامانه مسیر طلاقدریافت وقت مشاوره پیش از طلاق به ترتیب زیر می باشد:ابتدا باید به سامانه مسیر به آدرس masir.23055.ir  مراجعه کنید.پس از ورود به سامانه باید کدملی و شماره همراه خود را وارد کنید. اگر از اتباع هستید باید شماره اتباع و شماره همراه خود را وارد کنید. اتباع خارجی، قبل از درج کد اتباع، باید، گزینه &quot;اینجا&quot;، در عبارت &quot;چنانچه از اتباع غیرایرانی هستید، اینجا، کلیک کنید&quot;، را کلیک کرده تا کادر کد ملی، به کد اتباع، تغییر یابد، سپس شماره اتباع را وارد کنند.در این مرحله باید تیک مربوط به قبول قوانین را انتخاب کرده و روی گزینه دریافت کد ورود به سامانه مسیر را کلیک کنید.پس از وارد کردن کد امنیتی می توانید وارد پنل کاربری خود در سامانه مسیر طلاق شوید.در این مرحله باید پس از ورود به پنل کاربری خود اطلاعات شخصی مانند نام و نام خانوادگی، نام پدر و سایر اطلاعات خواسته شده را وارد کنید.سپس نوع درخواست (موضوعی که در خصوص آن قصد دریافت مشاوره دارید)، شهر و استان و الویت خود را برای مشاوره وارد کنید.برای پرداخت هزینه تشکیل پرونده، گزینه ثبت و پرداخت را انتخاب کنید تا به درگاه های الکترونیکی پرداخت، هدایت شوید.اطلاعات تکیملی همسر و فرزندان از قبیل نام و نام خانواگی و نام پدر را وارد کنید و اگر فرزند ندارید به مرحله بعد بروید.در این مرحله اطلاعاتی نظیر تاریخ ازدواج، سابقه ازدواج قبلی و غیره را وارد کرده، سپس گزینه تکمیل ثبت نام را انتخاب کنید.دریافت شماره پرونده که می توانید با استفاده از آن پرونده خود را پیگیری کنید.دریافت نوبت مشاوره در سامانه مسیر طلاقمراحل دریافت نوبت مشاوره پیش از طلاق در سامانه مسیر طلاق به ترتیب زیر می باشد:برای دریافت نوبت مشاوره باید ابتدا در سامانه مسیر ثبت نام و تشکیل پرونده بدهید.پس از ثبت نام با وارد کردن کدملی یا کد اتباع و شماره همراه خود می توانید به پنل کاربری خود در سامانه مسیر وارد شود.بعد از ورود به پورتال شخصی باید گزینه درخواست های من را کلیک کنید.گزینه ثبت درخواست جدید را کلیک کنید.در این مرحله باید تاریخ و ساعت جلسه مشاوره مورد نظر را از بین زمان های موجود و در دسترس، انتخاب و مراحل نوبت دهی آنلاین را تکمیل کنید.نحوه پیگیری درخواست ها در سامانه مسیر طلاقبرای پیگیری درخواست خود در سامانه مسیر باید ابتدا وارد پنل کاربری خود شوید و گزینه &quot;برنامه جلسات&quot; را کلیک کنید و به این صورت وضعیت پرونده خود را رهگیری کنید، همچنین در این صفحه می توانید درخواست جلسه جدید را نیز ثبت کنید.اگر بخواهید وضعیت درخواست های خود را به صورت کلی، مشاهده کنید، باید پس از ورود به پنل کاربری گزینه &quot;درخواست های من&quot; را کلیک کنید. با انتخاب این گزینه به صفحه ای هدایت می شوید که کلیه درخواست های ثبت شده شما و وضعیت آنها قابل مشاهده است.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Wed, 06 Mar 2024 18:06:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنای غیرمحصنه و مجازات زنای غیرمحصنه</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%B2%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%86%D9%87-lhud2pm1fzkc</link>
                <description>وکیل رابطه نامشروع در مورد زنای غیرمحصنه و مجازات زنای غیرمحصنه، می گوید: در صورتی که زن همسر نداشته باشد و با مرد نامحرم رابطه جنسی برقرار کند، به زانیه غیرمحصنه و به جرم واقع شده زنای غیرمحصنه گفته می شود و طبق ماده 230 قانون مجازات اسلامی، مجازات زنای غیرمحصنه 100 ضربه شلاق حدی است.رابطه نامشروع چیست؟رابطه نامشروع یکی از عناوین مجرمانه در قوانین ایران است و در صورت اثبات آن برای مرتکب، مجازاتی تعیین خواهد شد. منظور از رابطه نامشروع، ارتباط بین زن و مرد نامحرمی است که خارج از حد مشخص شده‌ ی قانونی و شرعی با یکدیگر رابطه برقرار کرده‌ اند.طبق ماده 637 قانون مجازات اسلامی، چنانچه زن و مردی که بین آنها رابطه زوجیت نباشد، مرتکب رابطه نامشروع یا اعمال منافی عفت غیر از زنا مانند بوسیدن یا در آغوش گرفتن شوند، مجرم هستند و در صورتی که جرم آنها اثبات شود به مجازات رابطه نامشروع غیر زنا یعنی تا 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم خواهند شد.طبق قوانین کیفری ایران رابطه نامشروع انواع مختلفی دارد که عبارتند از رابطه نامشروع دون زنا، لواط، مساحقه، زنا، زنای به عنف، قوادی و قذف. تشخیص رابطه نامشروع و نوع آن برعهده ی قاضی پرونده است و با توجه به نوع رابطه نامشروع متهم به مجازات اعمال منافی عفت و رابطه نامشروع که در قانون مقرر شده است، محکوم می گردد.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی رابطه نامشروع با وکلای رابطه نامشروع موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیرید. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)جرم زنا چیست؟طبق ماده ۲۲۱ قانون مجازات اسلامی، زنا به آمیزش جنسی مرد و زنی که علقه زوجیت بین آنها نبوده و از موارد وطی (نزدیکی جنسی) به شبهه نیز نباشد، گفته می شود. همچنین طبق تبصره ۱ این ماده، جماع (نزدیکی جنسی)، با دخول اندام تناسلی مرد به اندازه ختنه‌گاه در قُبُل یا دُبُر زن محقق می ‌شود.طبق تبصره ۲ این ماده، هرگاه طرفین یا یکی از آنها نابالغ باشد، زنا محقق است، لکن نابالغ مجازات نمی‌ شود.طبق ماده 222 قانون مجازات اسلامی، جماع با مرده، زنا است، مگر جماع مرد با همسر متوفای خود که زنا محسوب نمی شود.انواع زنازنا انواع مختلفی دارد که عبارتند از:زنا با محارم نسبی: محارم نسبی افرادی هستند که به واسطه هم خونی با هم محرم هستند و نمی توانند با هم ازدواج کنند، مانند پدر، مادر، خواهر، برادر، پدر بزرگ، مادر برزگ، عمو، عمه، خاله، داییزنای محصنه یا محصن: به زنایی گفته می‌ شود که زن یا مرد متاهل با وجود داشتن همسر انجام می دهد.زنای غیر‌محصنه: به زنای فرد مجرد یا متاهلی که امکان آمیزش با همسر دائمی خود نداشته زنای غیرمحصنه گفته می شود.زنای به عنف: هرگاه رابطه نامشروع بین زن و مرد به صورت اجباری صورت گرفته باشد و یکی از طرفین راضی به زنا نبوده، زنای به عنف واقع شده است.زنای غیرمحصنه چیست؟در صورتی که زن همسر نداشته باشد و با مرد نامحرم رابطه جنسی برقرار کند، به زانیه غیرمحصنه و به جرم واقع شده زنای غیرمحصنه گفته می شود. به زنی که دارای احصان نباشد، غیرمحصنه می گویند. احصان زن یعنی دارای همسر دائم باشد و با او آمیزش کرده و آمیزش با او مقدور باشد.همچنین طبق ماده 227 قانون مجازات اسلامی، در صورتی که زن همسر داشته باشد، اما در شرایطی مانند مسافرت، حبس، بیماری و یا هر دلیل دیگری که موجب شود زن نتواند با همسر خود رابطه جنسی داشته باشد، این شرایط زوجین از احصان خارج می ‌کند.اگر زن شوهر داشته باشد و مرتکب جرم زنا بشود زنای محصنه واقع شده است و زن به مجازات زنای محصنه محکوم می شود، در خصوص زنای محصنه و مجازات زنای محصنه باید گفت: جرم زنای محصنه از زنای غیرمحصنه بیشتر است و به مجازات سنگین تر که رجم (سنگسار) است محکوم خواهد شد.اثبات زنای غیرمحصنهطبق قوانین کیفری ایران ادله اثبات جرم زنای غیرمحصنه عبارتند از:اقرار متهم: طبق ماده 172 قانون مجازات اسلامی، نصاب اقرار برای اثبات زنا 4 بار اقرار متهم است. برای اثبات جرم زنای غیرمحصنه متهم باید در حضور قاضی 4 مرتبه به ارتکاب زنا اقرار کند. برای پذیرفتن اقرار متهم برای اثبات زنای غیرمحصنه شرایطی وجود دارد.شهادت شهود: شرایط شهادت شهود برای اثبات جرم زنای غیرمحصنه به این صورت است که 4 مرد عادل یا 3 مرد عادل و 2 زن عادل باید شهادت بدهند که وقوع رابطه جنسی (دخول) بین زن و مرد نامحرم را با چشم دیده اند.علم قاضی: علم قاضی برای اثبات جرم زنای غیرمحصنه با استفاده از امارات می باشد که شامل مدارکی از قبیل گواهی پزشکی قانونی، فیلم، عکس و.... است و قاضی با بررسی مدارک و شواهدی که نشان از وقوع زنای غیرمحصنه دارد، پی به ارتکاب جرم زنای غیرمحصنه می برد.پرینت پیامک ها و مکالمات تلفنی، فیلم، اسکرین شات عکس ها و پیام ها در فضای مجازی (اثبات رابطه نامشروع از طریق فضای مجازی) و... از جمله امارات هستند که در تشخیص وقوع جرم زنا از جمله زنای غیرمحصنه به قاضی کمک کننده است.دادگاه رسیدگی کننده به زنای غیرمحصنهطبق ماده 301 قانون آیین دادرسی کیفری، دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرائم را دارد، مگر آنچه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد، همچنین طبق ماده 302، به جرائمی که مجازات های آنها سلب حیات، حبس ابد، قطع عضو، جنایات عمدی و.... است در دادگاه کیفری یک رسیدگی می شود با استناد به مواد 301 و 302 قانون آیین دادرسی کیفری، می توان چنین نتیجه گرفت: دادگاه صالح رسیدگی کننده به جرم زنای غیرمحصنه و سایر جرائم منافی عفت، دادگاه کیفری دو و دادگاه رسیدگی کننده به جرم زنای محصنه، زنای با محارم و زنای به عنف دادگاه کیفری یک می باشد. همچنین براساس ماده 310 قانون آیین دادرسی کیفری، متهم در دادگاهی محاکمه می ‌شود که جرم در حوزه آن واقع شود.زنای غیرمحصنه از جمله جرائم حدی جنسی می باشد، از این رو در صورت شکایت از جرم زنای غیرمحصنه پرونده در دادسرا رسیدگی می شود و برای رسیدگی و صدور رای در این خصوص، پرونده مستقیما در دادگاه کیفری دو بررسی می شود.مجازات زنای غیرمحصنهطبق ماده 230 قانون مجازات اسلامی، مجازات زنای غیرمحصنه 100 ضربه شلاق حدی است. زنای غیرمحصنه از جمله جرائم رابطه نامشروع است که مجازات آن از نوع حدی می باشد. حد به نوعی از مجازات گفته می شود که میزان، نوع و کیفیت اجرای آن از منابع فقهی استنباط شده است. در مجازات حدی قاضی، در خصوص کاهش و یا تغییر مجازات، اختیاری ندارد و باید مطابق دستور شرع عمل نماید. با توجه به آنچه در مورد مجازات های حدی گفته شد، شلاق زنای غیرمحصنه قابل کاهش یا تبدیل به جزای نقدی نمی باشد و در صورتی که زنای غیرمحصنه اثبات شود مجازات آن به ترتیب که در قانون آمده است اجرا می شود.مجازات انواع جرم زنا حدی است و همان طور که گفته شد مجازات آن از سوی قاضی پرونده قابل تخفیف یا تبدیل به جزای نقدی نیست، اما بسیاری از جرائم رابطه نامشروع مانند جرائم رابطه نامشروع غیر زنا (رابطه نامشروع تلفنی و پیامکی، رابطه نامشروع در فضای مجازی، جرم فرستادن عکس برای نامحرم و...) تعزیری است و قاضی می تواند در شرایطی خاص مجازات رابطه نامشروع را کاهش دهد یا به جزای نقدی تبدیل کند و تفاوت در نوع مجازات یکی از مهمترین تفاوت رابطه نامشروع و زنا است.نحوه اجرای شلاق زنای غیرمحصنهدر خصوص اجرای مجازات شلاق در جرم زنای غیرمحصنه باید بدانید نحوه ی اجرای شلاق حدی و تعزیری با هم متفاوت است، همچنین شدت مجازات شلاق در جرائم حدی مختلف نیز یکسان نیست، به طور مثال طبق تبصره ماده 132 آیین نامه، حد شلاق زنا و تفخیذ شدیدتر از حد شرب خمر و حد شرب خمر شدیدتر از حد قذف و قوادی است.طبق ماده 131 آیین نامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس، عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محل های معین، ضربات شلاق حدی محکومان زن از شانه تا پایین کمر و به صورت مساوی و غیر متمرکز در تمام نقاط مذکور نواخته می ‌شود. محکوم باید پوششی داشته باشد که بدن وی نمایان نشود و حکم توسط مامور زن مجرب و بدون حضور مردان اجرا می ‌شود. و طبق تبصره این ماده، در صورتی که محل اجرای حکم شلاق در رای دادگاه یکی از اماکن عمومی تعیین شده باشد، حضور مردان مانع اجرای حکم نیست.آیا شلاق زنای غیرمحصنه قابل تبدیل به جزای نقدی است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت: چون شلاق زنای غیرمحصنه از نوع حدی است قابل تخفیف یا تبدیل به جزای نقدی نمی باشد و تبدیل شلاق رابطه نامشروع به جزای نقدی فقط در مجازات های تعزیری امکان پذیر است.با توجه به آنچه گفته شد اجرای حکم شلاق رابطه نامشروع در انواع جرائم رابطه نامشروع متفاوت خواهد بود و تشخیص نوع رابطه نامشروع برعهده ی قاضی پرونده است.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 19:42:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-nihvyuzkwjsg</link>
                <description>به گفته ی بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق، طبق مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی، آرای بدوی و تجدیدنظر طلاق از جمله آرای قابل فرجام خواهی است و فرجام خواه می تواند به دلیل وجود یکی از جهات فرجام خواهی، در مهلت مقرر قانونی به رای بدوی یا تجدیدنظر طلاق اعتراض کند.وکیل فرجام خواهی طلاقبهترین وکیل فرجام خواهی طلاق، وکیل پایه یک دادگستری است که به کلیه قوانین طلاق و رویه دادگاه ها در رسیدگی به پرونده طلاق در هر مرحله از دادرسی خصوصا فرجام خواهی آگاهی کامل دارد، از این رو می توانید برای تنظیم و تقدیم دادخواست فرجامی به منظور اعتراض به رای بدوی یا تجدیدنظر طلاق با دریافت مشاوره و راهنمایی از بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق، از حقوق خود دفاع کرده و بهترین نتیجه را دریافت کنید.امروزه به دلیل افزایش طلاق و همچنین افزایش دعاوی مرتبط با طلاق در دادگاه خانواده، از جمله دعوای حضانت فرزند، حق ملاقات با فرزند پس از طلاق، کاهش یا افزایش وقت ملاقات فرزند، استرداد جهیزیه، مطالبه نفقه، مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت، مطالبه مهریه، اعسار از پرداخت مهریه و... دعاوی طلاق یکی از مهمترین دعاوی خانواده بشمار می رود.دعاوی طلاق مانند سایر دعاوی حقوقی و کیفری از سوی دادگاه خانواده در چند مرحله اعم از بدوی، واخواهی، تجدیدنظرخواهی، فرجام خواهی و اعاده دادرسی رسیدگی می شود و طبق قانون در هر مرحله امکان اعتراض به رای صادره نیز وجود دارد. در واقع با اعتراض به رای صادره این فرصت به محکوم علیه که رای به ضرر او صادر شده است، داده می شود تا بتواند یک بار دیگر با ارائه دلایل اعتراضی و ذکر جهات تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی از حقوق خود دفاع کرده و به درخواست او یک بار دیگر رای صادره مورد بررسی و قضاوت قرار بگیرد.بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق در خصوص اهمیت فرجام خواهی طلاق می گوید: مرحله ی فرجام خواهی از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مراحل رسیدگی و اعتراض به رای برخوردار است، چرا که فرجام خواهی آخرین مرحله رسیدگی به پرونده طلاق است و رای صادره از دیوان عالی کشور قطعی بوده و قابل اعتراض نخواهد بود، بنابراین تنظیم و تقدیم دادخواست فرجامی بدون رعایت شرایط قانونی و یا ناتوانی فرجام خواه در ذکر دلایل اعتراض به رای طلاق و جهات فرجام خواهی می تواند موجب رد دادخواست و یا تایید رای بدوی و تجدیدنظر طلاق شود و فرجام خواه به خواسته ی خود نرسد.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)اعتراض به رای بدوی طلاق در دادگاه تجدیدنظربه گفته ی وکیل تجدیدنظرخواهی، پس از اینکه هر یک از زوجین دادخواست طلاق را به دادگاه خانواده تقدیم کرد، برای رسیدگی به پرونده و صدور رای طلاق، شعبه و وقت رسیدگی تعیین می شود. پس از حضور زوجین در دادگاه و بیان دلایل و ارائه ی مدارک خود برای طلاق، قاضی با توجه به اظهارات زوجین، مدارک و مستندات موجود در پرونده و استماع شهادت شهود، رای طلاق را صادر می کند.طبق قانون، دعاوی طلاق از جمله آرای قابل تجدیدنظرخواهی محسوب می شوند و پس از صدور رای بدوی طلاق از دادگاه خانواده هر یک از طرفین که رای به ضرر او صادر شده است، می تواند در مهلت تجدیدنظرخواهی از رای که 20 روز از تاریخ ابلاغ رای برای افراد مقیم ایران و 2 ماه برای افراد مقیم خارج از کشور است، به رای طلاق در دادگاه تجدیدنظر اعتراض کند و پس از بررسی پرونده در مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی، ممکن است دادخواست تجدیدنظر رد شود و یا رای بدوی طلاق تایید شده، یا رای طلاق نقض و رای جدیدی از سوی دادگاه تجدیدنظر صادر شود.وکیل تجدیدنظرخواهی در مورد اعتراض به رای طلاق به این نکته اشاره می کند: چنانچه رای طلاق از سوی دادگاه بدوی حضوری باشد، تنها راه اعتراض به رای صادره تجدیدنظرخواهی است و اگر رای طلاق، غیابی باشد، راه اعتراض به آن واخواهی است. یعنی در صورتی که طلاق غیابی باشد، پس از صدور رای بدوی هر یک از طرفین دعوی برای اعتراض به رای طلاق غیابی باید درخواست واخواهی بنماید.بهترین وکیل آنلاین تجدیدنظرخواهی، در خصوص احتمال تغییر رای طلاق در دادگاه تجدیدنظر می گوید، طبق ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی، چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رأی بدوی طلاق را نقض و رأی مقتضی صادر می ‌نماید، در غیر این صورت با رد تجدیدنظرخواهی و تأیید رأی طلاق، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.فرجام خواهی طلاقبهترین وکیل فرجام خواهی طلاق در خصوص اعتراض به رای بدوی یا تجدیدنظر طلاق در مرحله ی فرجام خواهی ادامه می دهد: طبق ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی، رای بدوی طلاق که به علت عدم درخواست تجدیدنظر، قطعیت یافته قابل فرجام خواهی می باشد، همچنین طبق ماده ماده 368 این قانون رای تجدیدنظر طلاق نیز قابل فرجام خواهی است و هر یک از طرفین دعوی طلاق می توانند به رای بدوی یا تجدیدنظر طلاق به دلیل وجود یکی از جهات فرجام خواهی در مهلت مقرر قانونی اعتراض کنند و دیوان عالی کشور مرجع صالح به رسیدگی فرجام خواهی طلاق است.طبق ماده 366 قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی فرجامی به منظور تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی است.به گفته ی بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق، آنچه در مورد فرجام خواهی از رای طلاق باید بدانید این است که فرجام ‌خواهی برخلاف تجدیدنظرخواهی روش شکایت اصلاحی نیست. زیرا دیوان عالی کشور به عنوان عالی ‌ترین سازمان قضایی ایران، مرجع طرف سوم رسیدگی نمی ‌باشد و خودش پرونده‌ ها را دوباره قضاوت نمی‌ کند، بنابراین فرجام‌ خواهی روشی اصلاحی نیست. رسیدگی در دیوان عالی کشور به صورت شکلی و بدون حضور طرفین انجام می شود.جهات فرجام خواهی طلاقبهترین وکیل فرجام خواهی طلاق تاکید می کند، جهات فرجام خواهی طلاق همان دلایلی هستند که موجب می شود فرجام خواه به رای تجدیدنظر طلاق اعتراض کند، بنابراین در صورت عدم ذکر جهات فرجام خواهی در دادخواست فرجامی، دادخواست فرجامی رد خواهد شد.به گفته ی وکیل فرجام خواهی طلاق، جهات فرجام خواهی از رای طلاق عبارتند از:ادعای عدم صلاحیت ذاتی دادگاه صادرکننده رأی برای رسیدگی به موضوعایراد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد.ادعای مخالفت رأی صادره با موازین شرعی و مقررات قانونیادعای عدم رعایت اصول دادرسی، قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا، در صورتی که به درجه ‌ای از اهمیت باشد که رأی را از اعتبار قانونی بیندازد.ادعای صدور آرای مغایر با یکدیگر در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا بدون اینکه دلیل قانونی آن تغییر کرده باشد.نقص تحقیقات یا عدم توجه به دلایل و مدافعات طرفین یا عدم توجه به مفاد سند یا قرارداداسباب توجیهی مفاد و محتوای رأی صادره با ماده ‌ای که دارای معنای دیگری است، تطبیق شده باشد.ادعای عدم صحت مدارک و نوشته‌ های مبنای رأی که طرفین در جریان دادرسی ارائه نمودند.فرجام‌ خواه باید حداقل به یکی از موجبات فرجام ‌خواهی از رای طلاق استدلال کرده و دلایل خود را به دادخواست پیوست نماید، در غیر این صورت چه بسا از فرجام‌ خواهی نتیجه مثبتی نگیرد.بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق می گوید، بر اساس ماده 377 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت وجود یكی از موجبات نقض رأی (شکستن رأی) مورد تقاضای فرجام نقض می ‌شود، اگر چه فرجام‌ خواه به آن جهت كه مورد نقض قرار گرفته است، استناد نكرده باشد.دادخواست فرجام خواهی طلاقطبق ماده 379، فرجام ‌خواهی از رای طلاق با تقدیم دادخواست به دادگاه صادرکننده رای طلاق به عمل می ‌آید. مدیر دفتر دادگاه مذکور باید دادخواست را در دفتر ثبت و رسیدی مشتمل بر نام فرجام خواه و طرف او و تاریخ تقدیم دادخواست با شماره ثبت به تقدیم کننده تسلیم و در روی کلیه برگ‌ های دادخواست تاریخ تقدیم را قید نماید. تاریخ تقدیم دادخواست ابتدای فرجام‌ خواهی محسوب می ‌شود.برای تنظیم دادخواست فرجام خواهی از رای طلاق باید طبق ماده 380 قانون آیین دادرسی مدنی، در دادخواست فرجام خواهی از رای طلاق نکات زیر قید شود:1- نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات فرجام خواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.2- نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات فرجام‌ خوانده ی طلاق3- حکم یا قراری که از آن درخواست فرجام شده است.4- دادگاه صادرکننده رای طلاق5- تاریخ ابلاغ رای طلاق6- دلایل فرجام خواهی طلاقهمچنین طبق ماده 381 همین قانون به دادخواست فرجامی باید برگ ‌های زیر پیوست شود:1- رونوشت یا تصویر مصدق حکم طلاق مورد فرجام خواهی2- لایحه متضمن اعتراضات فرجام خواهی طلاق3- وکالتنامه وکیل یا مدرک مثبت سمت تقدیم کننده دادخواست فرجامی طلاق در صورتی که خود فرجام‌ خواه دادخواست فرجامی طلاق را نداده باشد.و طبق ماده 382، دادخواست و برگ‌ های پیوست آن باید در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف دعوا به تعداد آنها به علاوه یک نسخه باشد، به استثنای مدرک مثبت سمت که فقط به نسخه اول ضمیمه می‌ شود.به دلیل اهمیت نقض رای فرجام خواسته طلاق و ارائه دلایل اعتراض و ذکر جهات فرجام خواهی طلاق در دادخواست فرجامی و تاثیر آن در شکستن رای طلاق بهتر است، پیش از هر اقدامی برای اعتراض به رای طلاق در مرحله ی فرجام خواهی با یک وکیل فرجام خواهی با تجربه مشورت کنید.مهلت فرجام خواهی طلاقمهلت فرجام خواهی از رای طلاق، برای افراد مقیم ایران 20 روز از تاریخ ابلاغ رای تجدیدنظر و 2 ماه از تاریخ ابلاغ برای افراد مقیم خارج از کشور است. مهلت فرجام خواهی از تاریخ ابلاغ رای طلاق محاسبه می شود. اما اگر رای فرجام خواسته از دادگاه بدوی صادر شده باشد، مهلت های مقرر از تاریخ پایان مهلت تجدیدنظر شروع می شود.در مورد عذر فرجام خواه، در تقدیم دادخواست فرجامی طلاق، باید گفت، قانون در این مورد در فرجام خواهی مسکوت است، اما به نظر می رسد همانند تجدیدنظرخواهی که به عذر موجه اشاره شده است، جهات عذر موجه در مورد فرجام خواهی قابل اجرا باشد. در صورت بیان عذر موجه از سوی متقاضی فرجام، دادگاه در ابتدا به عذر عنوان شده می پردازد و در صورت وجود عذر موجه که در ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی به آن اشاره شده است، نسبت به پذیرش دادخواست فرجامی اقدام می نماید.جهات زیر عذر موجه محسوب می‌ گردد:1- مرضی که مانع از حرکت است.2- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد.3- حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست در مهلت مقرر ممکن نباشد.4- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست تقدیم کرد.رد فرجام خواهی از رای طلاقبهترین وکیل فرجام خواهی طلاق در خصوص دلایل رد فرجام خواهی طلاق می گوید: دادخواست فرجام خواهی از رای طلاق ممکن است به دلایلی مختلفی رد شود. در صورتی که دادخواست فرجامی طلاق بدون رعایت شرایط قانونی مذکور تنظیم شده باشد و پس از اطلاع از نقایص دادخواست، در مهلت مقرر توسط فرجام خواه رفع نقص نگردد، دادخواست فرجامی رد می شود.عدم ذکر جهات فرجام خواهی در دادخواست فرجامی موجب رد دادخواست فرجامی می شود. همچنین از دیگر دلایل رد دادخواست فرجامی طلاق تقدیم دادخواست، خارج از مهلت مقرر قانونی بدون دلیل موجه است. طبق ماده 384 قانون آیین دادرسی مدنی، اگر مشخصات فرجام ‌خواه در دادخواست فرجامی طلاق معین نشده و در نتیجه هویت دادخواست دهنده معلوم نباشد، دادخواست بلااثر می‌ ماند و پس از انقضای مهلت فرجام ‌خواهی از رای طلاق به موجب قرار دادگاهی که دادخواست به آنجا داده شده رد می‌ شود.نقض رای طلاق با فرجام خواهیبه گفته ی بهترین وکیل فرجام خواهی طلاق مهمترین آثار فرجام خواهی نقض رای فرجام خواسته و صدور رای جدید به نفع فرجام خواه است. طبق ماده ۳۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی، شعبه رسیدگی ‌کننده به دادخواست فرجامی طلاق، پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رأی فرجام‌ خواسته تصمیم گیری می کنند. در صورتی که رأی ‌مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن، پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید.طبق ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی، در موارد زیر حکم یا قرار نقض می ‌گردد:1- دادگاه صادرکننده رای، صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد.2- رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود.3- عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد امره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه‌ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد.4- آرای مغایر با یکدیگر، بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد.5- تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.همچنین طبق ماده 373، چنانچه مفاد رای صادره با یکی از مواد قانونی مطابقت داشته باشد، لکن اسباب توجیهی آن با ماده ‌ای که دارای معنای دیگری است تطبیق شده، رای تجدیدنظر طلاق نقض می‌ گردد.‌چنانچه عدم صحت مدارک، اسناد و نوشته ‌های مبنای رأی که طرفین در جریان دادرسی ارایه نموده‌ اند ثابت شود، طبق ماده 375، رأی صادره نقض‌ می‌ گردد و طبق ‌ماده ۳۷۷، در صورت وجود یکی از موجبات نقض، رأی تجدیدنظر طلاق نقض می ‌شود، اگر چه فرجام‌ خواه به ‌آن جهت که مورد نقض قرار گرفته ‌استناد نکرده باشد.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2024 18:07:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انصراف زن از پیگیری مطالبه مهریه در اجرای ثبت</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-nbpdne1ob9xq</link>
                <description>با انصراف زن از پیگیری مطالبه مهریه در اجرای ثبت، امکان مطالبه مهریه از طریق ثبت از بین نمی رود و زوجه می تواند مجددا برای مطالبه مهریه ی خود از طریق اجرای ثبت اقدام کند و فقط با انصراف از پیگیری مطالبه مهریه، زن از پرداخت حق الاجرای ثبت یعنی نیم عشر یا یک بیستم ارزش مهریه معاف می شود.مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبتوکیل مهریه در تهران مورد نحوه مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت توضیحاتی ارائه می دهد:در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت زوجه یا وکیل او به همراه مدارک شناسایی، اصل سند ازدواج را به دفترخانه‌ ای می ‌برد که ازدواج را ثبت کرده است و درخواست صدور اجرائیه نسبت به تمام یا قسمتی از مهریه را می‌ نماید. مرجع صالح درخواست صدور اجرائیه طبق ماده ۲ آیین‌ نامه اجرای مفاد اساسنامه لازم‌ الاجرا و طریقه‌ رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی مرجع صالح برای تقدیم درخواست صدور اجرائیه، دفتر ازدواجی است که عقد نکاح و ازدواج را ثبت کرده است.بهترین وکیل مهریه در خصوص درخواست صدور اجراییه ادامه می دهد: صدور اجرائیه با درخواست ذی‌ نفع است. این درخواست الزاماً باید کتبی باشد. به علاوه، این درخواست از طریق سازمان ثبت اسناد و املاک تهیه و در اختیار دفاتر ازدواج قرار می‌ گیرد و طبق ماده ۳ آیین‌ نامه مذکور تقاضای صدور اجرائیه مهریه طبق فرم مخصوص تنظیم می ‌گردد و باید شامل موارد زیر باشد:نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، محل صدور، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، محل سکونت درخواست کننده اجرائیه یا نماینده قانونی وی.نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، محل صدور، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، محل اقامت متعهدموضوعی که اجرای آن درخواست شده است.شماره و تاریخ مستند درخواست صدور اجرائیهجهت دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی مهریه با وکلای مهریه موسسه حقوقی دادآرمانتماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)شرایط صدور اجرائیه برای مطالبه مهریهپس از درخواست صدور اجرائیه از طرف زوجه در صورت مشخص شدن شرایط زیر توسط سردفتر، امکان صدور اجرائیه فراهم است.الف) مطالبه مهریه به موجب سند رسمی باشد: سند ازدواجی که مطابق مقررات مورد نظر تنظیم شده باشد رسمی شناخته می ‌شود. همچنین در نکاح موقت برگه‌ ای را که سردفتر تحت عنوان نکاح منقطع تنظیم می ‌کند، سند رسمی شناخته نمی ‌شود. در فرض اخیر زوجه می ‌تواند جهت مطالبه مهریه فقط به دادگاه خانواده مراجعه نماید.ب) منجز بودن مهریه و تعهدات: صدور برگه اجرائیه نسبت به تعهداتی که در سند منجزاً قید شده باشد، امکانپذیر است. منظور از منجز بودن این است که مهریه معلق نباشد.ج) مهریه و اجرای تعهد موجل نباشد: در مورد دریافت مهریه چند فرض وجود دارد: مهریه موجل و حال، عندالمطالبه و عندالاستطاعه. مهریه در صورتی موجل است که برای پرداخت آن مدتی تعیین شود. در صورتی که مدتی برای پرداخت معین نشده باشد، مهریه حال محسوب می‌شود و قید عندالمطالبه آن را از حال بودن خارج نمی‌ کند.تکالیف سردفتر در درخواست صدور اجرائیهطبق ماده ۵آیین‌ نامه مذکور، سردفتر با مشخص شدن هویت درخواست کننده و تشخیص صلاحیت خود موظف به انجام موارد زیر می‌ باشد:صدور اجرائیه و ارسال آن به اداره ثبتسردفتر باید رونوشت سند را در برگه‌ های ویژه ظرف ۲۴ ساعت با خط خوانا در سه نسخه تهیه کرده و موضوعی را که باید اجرا شود (مطالبه سکه، وجه نقد و...) در محل مخصوص آن نوشته ظرف ۴۸ ساعت از تاریخ وصول درخواست برگه‌های اجرائیه را امضا کرده و به مهر ویژه رسانده و برای اجرا نزد مسئول اجرای ثبت می‌ فرستد و رسید دریافت می‌ نماید.مطلع کردن زوج یا ضامن از صدور اجرائیهسردفتر ازدواج مکلف است پس از صدور اجرائیه مراتب را به آخرین نشانی زوج از طریق پست سفارشی به او اطلاع داده و برگه‌های اجرائیه را به ضمیمه قبض پست به او اطلاع دهد.اداره اجرا پس از دریافت اجرائیه، باید آن را در دفاترلازم وارد و پرونده برای آن تنظیم و نام مأمور ابلاغ را در آن نوشته و جهت ابلاغ به مأمور تسلیم نماید. مأمور اجرا بر اساس قوانین جاری، اجرائیه را به زوج یا ضامن ابلاغ می‌کند. از تاریخ ابلاغ اجرائیه، زوج یا ضامن باید ظرف ده روز دِین را بپردازد یا ترتیبی برای پرداخت دِین خود بدهد یا مالی معرفی کند که اجرای سند را ممکن نماید.توقیف اموال زوج برای مطالبه مهریهاگر زوجه ابلاغ اجرائیه تقاضای تأمین طلب خود را از اموال زوج یا ضامن بنماید. در این صورت، اجرا معادل طلب زوجه را از اموال نامبردگان توقیف می‌ کند. در صورتی که زوج مهریه را پرداخت نکند، اموال توقیف شده از طریق مزایده به فروش رسیده و مطالبات زوجه پرداخت می‌ گردد.هرگاه اداره‌ ی اجرا، برگ اجرائیه را به زوج ابلاغ نماید، زوج باید تا ظرف 10 روز نسبت به پرداخت مهریه اقدام نماید در غیر این صورت اموالش توقیف می‌ شود.اگر مهریه سکه باشد: اداره‌ی اجرا، نامه ‌ای خطاب به بانک مرکزی می ‌دهد و نرخ سکه را جویا می ‌شود. جواب بانک مرکزی ملاک عمل اداره اجرا خواهد بود. هر چند که نرخ سکه بعداً نیز تغییر کند دیگر تأثیری بر عملیات اجرایی ندارد. بعد از ده روز، در صورت عدم اجرای مندرجات اجرائیه، زوجه اموال زوج را برای توقیف معرفی می‌ کند. مال معرفی شده توسط اداره‌ی ثبت، به یکی از کارشناسان رسمی مستقر در همان دایره‌ ی اجرا، جهت قیمت ‌گذاری معرفی می‌ شود. مال معرفی شده به مزایده گذاشته می ‌شود و از محل فروش آن، مهریه‌ ی زن پرداخت می‌ گردد.اگر مهریه وجه رایج باشد: طبق تبصره ماده 1028 قانون مدنی، چنانچه مهریه وجه رایج باشد، متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه، نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد.نحوه محاسبه مهریه به نرخ روزارزش مهریه به روز= مبلغ مهریه× عدد شاخص در سال قبل ÷ عدد شاخص در سال وقوع عقدانصراف زوجه از پیگیری مطالبه مهریه در اجرای ثبتبهترین وکیل مهریه در شمال تهران در این باره می گوید: در صورتی که زوجه از مطالبه مهریه منصرف می شود و یا در خصوص نحوه و مقدار مطالبه مهریه با زوج به توافق برسد و تصمیم بگیرد از پیگیری مطالبه مهریه در اجرای ثبت انصراف دهد، باید یک درخواست کتبی بدهد و انصراف خود را از مطالبه مهریه به اداره ثبت اعلام نماید.بهترین وکیل مهریه در این خصوص تاکید می کند: اگر زوجه از مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت انصراف بدهد به این معنا نیست که دیگر نمی تواند از این طریق مهریه خود را مطالبه نماید، در صورتی که زن مهریه اش را نبخشیده باشد و یا مانعی برای مطالبه مهریه وجود نداشته باشد، می تواند پس از انصراف از مطالبه مهریه مجددا برای مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت به همان ترتیب که گفته شده اقدام کند.هزینه مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت نیم عشر یا یک بیستم ارزش مهریه است و در صورتی که زوجه در هر مرحله از فرآیند عملیات اجرایی از اجرا منصرف شود، طبق ماده ۹۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت، از پرداخت حق‌ الاجرا معاف می‌ شود.مدارک مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبتمدارک مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت عبارتند از:اصل عقدنامهاصل شناسنامهکپی کارت ملیدر صورت مفقود یا عدم دسترسی به اصل عقدنامه باید زوجه رونوشت آن را از دفترخانه محل انعقاد عقد نکاح دریافت کند.معایب مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبتبه گفته ی وکیل مهریه در شرق تهران معایب مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت عبارتند از:در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت در صورت افزایش قیمت سکه در طول عملیات اجرایی، زن ممکن است ضرر کند زیرا اجرای ثبت، به افزایش قیمت توجه نمی‌ کند.در اجرای ثبت نمی ‌توان، زوج را زندانی کرد ولی از طریق دادگاه می ‌توان وی را براساس ماده‌ 2 قانون نحوه‌ ی اجرای محکومیت مالی به زندان انداخت.مزایای مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبتدر مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت زوجه می تواند پس از تشکیل پرونده بلافاصله برای ممنوع الخروجی بابت مهریه اقدام کند.در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت، حق الاجرا از زوج که اجراییه بر علیه اوست گرفته می شود و هزینه مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت کمتر از هزینه دادرسی مهریه از طریق دادگاه است.مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت بسیار سریعتر از دادگاه است.در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت، عملیات اجرایی به محض درخواست کتبی زوجه شروع می شود. ولی در دادگاه از زمان صدور حکم اجرا می شود.صدور اجرائیه در اجرای ثبت مشمول مرور زمان نمی شود. اما در دادگاه 5 سال پس از صدور اجراییه، اجراییه فاقد اعتبار خواهد بود و پس از آن زوجه باید دوباره از دادگاه درخواست صدور اجراییه بنماید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Thu, 22 Feb 2024 21:05:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنای محصنه و مجازات زنای محصنه</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%B2%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%86%D9%87-xyqvjevnksdq</link>
                <description>تعریف زنای محصنه و مجازات زنای محصنه در قانون مجازات اسلامی بیان شده است، هرگاه زن همسردار با مرد نامحرم رابطه ی جنسی (دخول) برقرار کند و مرتکب جرم زنا شود، به زنای زن همسردار زنای مُحصَنه گفته می شود و طبق ماده 225 قانون مجازات اسلامی، حد زنا برای زانیه محصنه رجم (سنگسار) است.رابطه نامشروع چیست؟رابطه نامشروع یکی از عناوین مجرمانه در قوانین ایران است و در صورت اثبات آن برای مرتکب، مجازاتی تعیین خواهد شد. منظور از رابطه نامشروع، ارتباط بین زن و مرد نامحرمی است که خارج از حد مشخص شده‌ ی قانونی و شرعی با یکدیگر رابطه برقرار کرده‌ اند.طبق ماده 637 قانون مجازات اسلامی، چنانچه زن و مردی که بین آنها رابطه زوجیت نباشد، مرتکب رابطه نامشروع یا اعمال منافی عفت غیر از زنا مانند بوسیدن یا در آغوش گرفتن شوند، مجرم هستند و در صورتی که جرم آنها اثبات شود به مجازات رابطه نامشروع غیر زنا یعنی تا 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم خواهند شد.طبق قوانین کیفری ایران رابطه نامشروع انواع مختلفی دارد که عبارتند از رابطه نامشروع دون زنا، لواط، مساحقه، زنا، زنای به عنف، قوادی و قذف. تشخیص رابطه نامشروع و نوع آن برعهده ی قاضی پرونده است و با توجه به نوع رابطه نامشروع متهم به مجازات اعمال منافی عفت و رابطه نامشروع که در قانون مقرر شده است، محکوم می گردد.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی رابطه نامشروع با وکلای رابطه نامشروع موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)جرم زنا چیست؟طبق ماده ۲۲۱ قانون مجازات اسلامی، زنا به آمیزش جنسی مرد و زنی که علقه زوجیت بین آنها نبوده و از موارد وطی (نزدیکی جنسی) به شبهه نیز نباشد، گفته می شود.همچنین طبق تبصره ۱ این ماده، جماع (نزدیکی جنسی)، با دخول اندام تناسلی مرد به اندازه ختنه‌گاه در قُبُل یا دُبُر زن محقق می ‌شود.طبق تبصره ۲ این ماده، هرگاه طرفین یا یکی از آنها نابالغ باشد، زنا محقق است، لکن نابالغ مجازات نمی‌ شود.طبق ماده 222 قانون مجازات اسلامی، جماع با مرده، زنا است، مگر جماع مرد با همسر متوفای خود که زنا نیست.انواع زناانواع زنا عبارتند از:زنا با محارم نسبی:محارم نسبی افرادی هستند که به واسطه هم خونی با هم محرم هستند و نمی توانند با هم ازدواج کنند، مانند پدر، مادر، خواهر، برادر، پدر بزرگ، مادر برزگ، عمو، عمه، خاله، داییزنای محصنه یا محصن: به زنایی گفته می‌ شود که زن یا مرد متاهل با وجود داشتن همسر انجام می دهد.زنای غیر‌محصنه: به زنای فرد مجرد یا متاهلی که امکان آمیزش با همسر دائمی خود نداشته زنای غیرمحصنه گفته می شود.زنای به عنف: هرگاه رابطه نامشروع بین زن و مرد به صورت اجباری صورت گرفته باشد و یکی از طرفین راضی به زنا نبوده، زنای به عنف واقع شده است.زنای محصنه چیست؟هرگاه زن همسردار با مرد نامحرم رابطه ی جنسی برقرار کند و مرتکب جرم زنا شود، به زنای زن همسردار زنای مُحصَنه گفته می شود و به زنی که دارای احصان باشد، محصنه می گویند. احصان یعنی مرد یا زن دارای همسر دائم باشد و با او آمیزش کرده و آمیزش با او مقدور باشد.طبق بند ب ماده 226 قانون مجازات اسلامی، احصان در زن عبارت است از آنکه دارای همسر دائمی و بالغ باشد و در حالی که بالغ و عاقل بوده، با او از طریق قُبُل جماع کرده باشد و امکان جماع از طریق قُبُل را با شوهر داشته باشد. همچنین براساس ماده 227 قانون مجازات اسلامی، اموری از قبیل مسافرت، حبس، حیض، نفاس، بیماری مانع از مقاربت یا بیماریی که موجب خطر برای طرف مقابل می ‌گردد مانند ایدز و سفلیس، زوجین را از احصان خارج می ‌کند.مجازات زنای محصنهزنای محصنه از جمله جرائم رابطه نامشروع است که مجازات آن از نوع حدی می باشد. حد به نوعی از مجازات گفته می شود که میزان، نوع و کیفیت اجرای آن از منابع فقهی استنباط شده است. در مجازات حدی قاضی، در خصوص کاهش و یا تغییر مجازات، اختیاری ندارد و باید مطابق دستور شرع عمل نماید. حد دارای انواع مجازات مختلف مانند اعدام، رجم (سنگسار)، قطع عضو، شلاق، صلب و تبعید می باشد.مجازات زنای محصنه در قانون مجازات اسلامی بیان شده است و به ترتیب زیر می باشد:طبق ماده 225 قانون مجازات اسلامی، حد زنا برای زانیه محصنه رجم است. درصورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رئیس قوه قضائیه چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک می‌باشد.براساس ماده ۲۲۸، در زنای محصنه، چنانچه زانیه بالغ و زانی نابالغ باشد، مجازات زانیه فقط 100 ضربه شلاق است.طبق ماده ۲۳۲، هرگاه زن کمتر از چهار بار اقرار به زنا نماید به 31 تا 74 ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می‌ شود.اثبات زنای محصنهطبق قوانین کیفری ایران ادله اثبات جرم زنای محصنه عبارتند از:اقرار متهم: طبق ماده 172 قانون مجازات اسلامی، نصاب اقرار برای اثبات زنا 4 بار اقرار متهم است. برای اثبات جرم زنای محصنه متهم باید در حضور قاضی 4 مرتبه به ارتکاب زنا اقرار کند. برای پذیرفتن اقرار متهم برای اثبات زنای محصنه شرایطی وجود دارد. زن باید عاقل و بالغ باشد و به اختیار خود اقرار کرده باشد و اقرار نزد قاضی باید 4 مرتبه باشد و کمتر از 4 مرتبه برای اثبات زنای محصنه کافی نمی باشد.شهادت شهود: شرایط شهادت شهود برای اثبات جرم زنای محصنه به این صورت است که 4 مرد عادل یا 3 مرد عادل و 2 زن عادل باید شهادت بدهند که وقوع رابطه جنسی (دخول) بین زن و مرد نامحرم را با چشم دیده اند.علم قاضی: علم قاضی برای اثبات جرم زنای محصنه با استفاده از امارات می باشد که شامل مدارکی از قبیل گواهی پزشکی قانونی، فیلم، عکس و.... است و قاضی با بررسی مدارک و شواهدی که نشان از وقوع زنای محصنه دارد، پی به ارتکاب جرم زنای محصنه می برد.اثبات رابطه نامشروع با پیامک، فیلم، پرینت مکالمات تلفنی، اسکرین شات عکس ها و پیام ها در فضای مجازی (اثبات رابطه نامشروع از طریق فضای مجازی) و... از جمله امارات هستند که در تشخیص وقوع جرم زنا و اثبات رابطه نامشروع به قاضی کمک کننده است.گذشت شاکی در زنای محصنهیکی از سوالات متدوال در خصوص تاثیر گذشت شاکی در مجازات زنای محصنه است. آیا گذشت شاکی در زنای محصنه موجب توقف اجرای مجازات می شود؟در پاسخ به این سوال باید گفت: زنای محصنه از جمله جرائم غیر قابل گذشت است. اگر جرم زنای محصنه با ادله کافی در دادگاه اثبات شده باشد، در صورتی که شاکی خصوصی از شکایت خود صرف نظر کند و رضایت بدهد، رسیدگی به پرونده، صدور رای و اجرای حکم زنای محصنه متوقف نخواهد شد و رضایت شاکی تاثیری در رسیدگی به پرونده و اجرای حکم نخواهد داشت.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2024 21:58:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجدیدنظرخواهی از رای شورای حل اختلاف</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-bco7zfeayutp</link>
                <description>تجدیدنظرخواهی از رای شورای حل اختلاف ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ رای برای افراد مقیم ایران و 2 ماه برای افراد مقیم خارج از کشور امکان پذیر است. مرجع تجدیدنظر از آرای شورای حل اختلاف، حسب مورد دادگاه عمومی حقوقی یا کیفری دو همان حوزه قضایی می ‏باشد.تجدیدنظرخواهی چیست؟احکام صادره از دادگاه بدوی و شوراهای حل اختلاف قابل اعتراض می باشد که این امر به دلیل اصل حقوقی لزوم رسیدگی دو درجه ‌ای به دعوی برای جلوگیری از اشتباه قضایی است.تجدیدنظرخواهی، اعتراض به رای صادره از سوی دادگاه بدوی (نخستین) و شوراهای حل اختلاف است که با ارسال نمونه لایحه اعتراض به دادگاه تجدیدنظر محقق می شود و تجدیدنظرخواهی موجب توقف اجرای رای صادره می شود، اصل بر این است که همه آرای صادره از مراجع قضایی اعم از دادگاه و شورای حل اختلاف قطعی و غیر قابل تجدیدنظرخواهی هستند، جز در مواردی که قانون امکان تجدیدنظرخواهی از آنها را پیش بینی کرده است.طبق ماده 349 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می ‌نماید، همچنین طبق ماده 356 قانون آیین دادرسی مدنی، مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت می شود در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است مگر اینکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.چنانچه رای صادره از سوی دادگاه بدوی حضوری باشد، تنها راه اعتراض به رای صادره تجدیدنظر خواهی است و اگر رای صادره غیابی باشد راه اعتراض به آن واخواهی از رای غیابی است.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی حقوقی و کیفری با وکلای موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)صلاحیت شوراهای حل اختلافشوراهای حل اختلاف یکی از مراجع رسیدگی کننده به دعاوی است. طبق ماده ۱ قانون شوراهای حل اختلاف، به‌ منظور حل اختلاف و صلح و سازش بین اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی، شوراهای حل اختلاف، زیر نظر قوه قضائیه تشکیل می ‌گردند.طبق ماده ۱۱ قانون شوراهای حل اختلاف، دعاوی زیر حتی با توافق طرفین قابل طرح در شورا نیست:1. اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، بطلان نکاح، فسخ و انفساخ نکاح، بذل مدت و انقضای آن، رجوع، نسب، ولایت قهری و قیمومت2. اختلاف در اصل وقفیت و وصیت و تولیت3. دعاوی راجع به حجر و ورشکستگی4. دعاوی راجع به وجوه و اموال عمومی و دولتی و انفال5. اموری که به‌موجب قوانین دیگر در صلاحیت مراجع اختصاصی یا مراجع قانونی غیر دادگستری می ‌باشد.براساس ماده ۱۳ شوراها در موارد زیر حسب مورد با درخواست خواهان یا مدعی خصوصی یا شاکی برای صلح و سازش اقدام می ‌نمایند:1. کلیه امور مدنی و حقوقی2. جنبه خصوصی جرائم غیرقابل گذشت3. کلیه جرائم قابل گذشتتبصره- در صورتی‌که رسیدگی شورا با درخواست یکی از طرفین صورت پذیرد و طرف دیگر تا پایان جلسه اول عدم تمایل خود را برای رسیدگی در شورا اعلام نماید، شورا درخواست را بایگانی و طرفین را به مرجع صالح راهنمایی می ‌نماید.تجدیدنظرخواهی از رای شورای حل اختلافمطابق ماده ۲۷ قانون شورا‌های حل اختلاف مصوب سال ۱۳۹۴، تمام آرای صادره موضوع ماده (۹) این قانون ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی می‏ باشد. مرجع تجدیدنظر از آرای قاضی شورا، حسب مورد دادگاه عمومی حقوقی یا کیفری دو همان حوزه قضایی می ‏باشد. چنانچه مرجع تجدیدنظر آرای صادره را نقض نماید، رأساً مبادرت به صدور رأی می ‏کند. این رأی، قطعی است و اگر رسیدگی به موضوع در صلاحیت مرجع دیگری باشد، پرونده را به مرجع صالح ارسال می کند.طبق ماده ۲۴ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 94، در صورت حصول سازش میان طرفین، چنانچه موضوع در صلاحیت شورا باشد گزارش اصلاحی صادر و پس از تأیید قاضی شورا به طرفین ابلاغ می شود، در غیر این صورت موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده است در صورتمجلس منعکس و مراتب به مرجع قضائی صالح اعلام می شود و طبق تبصره 1 ماده 28، گزارش اصلاحی شورا قابل اعتراض نمی ‏باشد و قطعی است.طبق تبصره ۲ ماده 27 همین قانون،هرگاه رأی مرجع تجدیدنظر در مقام رد صلاحیت شورا باشد رسیدگی ماهوی انجام و رأی اخیر به عنوان رأی شعبه بدوی تلقی و حسب مورد مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی و کیفری قابل تجدیدنظر است و طبق تبصره ۳ ماده 27، هزینه دادرسی رسیدگی در مراحل تجدیدنظرخواهی حسب مورد براساس هزینه دادرسی طرح دعوی در آن مرجع است.طبق ماده ۲۸ این قانون، هرگاه در تنظیم یا نوشتن رأی سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن کلمه ‏ای یا اضافه شدن آن و یا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که نسبت به آرای مذکور اعتراض نشده است، قاضی شورا رأساً یا با درخواست ذینفع رأی را تصحیح می‏کند و رأی تصحیح شده به طرفین ابلاغ می شود. تسلیم رونوشت رأی اصلی بدون رأی تصحیح شده ممنوع است.مهلت تجدیدنظرخواهی از آرای شورای حل اختلافبه گفته ی بهترین وکیل آنلاین تجدیدنظرخواهی، اعتراض به آرای شورای حل اختلاف و تجدیدنظرخواهی، در فقط در مهلت مقرر قانونی امکان پذیر است. مهلت تجدیدنظرخواهی از آرای شورای حل اختلاف، 20 روز برای ایرانیان مقیم کشور و 2 ماه برای افراد ساکن خارج از ایران، از تاریخ ابلاغ است.برای اعتراض به آرای صادر شده از شوراها مانند آرای دادگاه ها، باید در مهلت مقرر اقدام شود و در صورتی که تجدیدنظرخواه دادخواست تجدیدنظرخواهی را خارج از مهلت قانونی، بدون داشتن دلیل موجه به مرجع رسیدگی کننده تقدیم کند، موجب رد تجدیدنظرخواهی می شود.نحوه تجدیدنظرخواهی از رای شورای حل اختلافهر یک از طرفین دعوی که رای به ضرر او صادر شده می تواند در مهلت مقرر قانونی که به آن اشاره شد به رای شورای حل اختلاف اعتراض کند. برای اعتراض به رای شورای حل اختلاف تجدیدنظرخواه باید به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کند و دادخواست تجدیدنظر را که مطابق با مقررات تنظیم شده است را ثبت کند و هزینه ی دادرسی را طبق تعرفه ی تعیین شده پرداخت کند.در دادخواست تجدیدنظرخواهی از رای شورای حل اختلاف، باید نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده، شماره رای مورد اعتراض، دلایل اعتراض، تاریخ ابلاغ رای و ضمیمه کردن مدارک و مستندات مثبت ادعا ذکر شوند.فرجام خواهی از رای شورای حل اختلافیکی از سوالاتی که در مورد اعتراض به رای شوراهای حل اختلاف مطرح می شود، در خصوص امکان فرجام خواهی از رای شوراها است. آیا آرای شوراهای حل اختلاف قابلیت فرجام خواهی دارد؟وکیل تجدیدنظرخواهی در پاسخ به این سوال می گوید: طبق نظریه شماره ۲۰۸/۹۳/۷ مورخ ۱۳۹۳، آرای شوراهای حل اختلاف قابلیت فرجام خواهی ندارد.«مستفاد از ماده ۲۱ و تبصره ۱قانون شورا‌های حل اختلاف مصوب سال ۱۳۸۷ (مواد ۱۹ و ۲۷قانون جدید مصوب سال ۱۳۹۴) با لحاظ مواد ۳۶۷ و ۳۶۸قانون آیین دادرسی دادگاه ‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹، این است که فرجام ‌خواهی از آرا در موارد مقرر قانونی، ناظر به آرای صادره از دادگاه ‌ها بوده و به آرای شورا‌های حل اختلاف قابل تسری نخواهد بود.»نظریه مشورتی در مورد تجدیدنظرخواهی از رای شورای حل اختلافاستعلام: ۱- با توجه به عمومیت و اطلاق ماده ۲۷ قانون شورای حل اختلاف در قابل اعتراض بودن تمامی آراء صادره از شورا، آیا تصمیمات و آرائی که به صراحت قطعی می باشند (همچون دستور تخلیه، قرار عدم صلاحیت، قرار رد درخواست تأمین خواسته، قرار رد درخواست تأمین دلیل و امثالهم) نیز مشمول این عمومیت بوده و قابل اعتراض می باشند؟ ۲- آیا ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف، مقرره مندرج در تبصره ذیل ماده ۳۳۱ قانون آئین دادرسی مدنی (راجع به قطعیت آراء صادره مستند به اقرار در دادگاه یا نظر کارشناس رسمی که از سوی اصحاب دعوا قاطع دعوا اعلام شده است) را تخصیص زده است؟ ۳- با توجه به اطلاق ماده ۲۷ قانون شورای حل اختلاف (توضیحا اینکه مرجع تجدیدنظر در صورت نقض آراء قاضی شورا رأسا مبادرت به صدور رأی می نماید) آیا مرجع تجدیدنظر در صورت نقض قرارهای صادره از سوی قاضی شورا (از جمله رد دعوی، ابطال دادخواست و عدم استماع دعوی) مکلف به رسیدگی ماهوی است یا در راستای اصل دو مرحله ای بودن دادرسی تابع مقرره ماده ۳۵۳ قانون آئین دادرسی مدنی است؟اولا- منظور از &quot;آراء&quot; مذکور در ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۳۹۴، احکام و قرارهای نهایی این شورا می باشد و دستور تخلیه، گزارش اصلاحی و گواهی حصر وراثت به دلیل آن که حکم یا قرار نمی باشند از شمول عنوان یاد شده خارج و قابل تجدیدنظرخواهی نمی باشند و شکایت متضرر از هر یک این تصمیمات تابع مقررات مربوط، به شرح زیر است.الف) با عنایت به مواد ۳۶۲ و ۳۶۹ قانون امور حسبی و بند ت ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۳۹۴ اعتراض به گواهی حصر وراثت صادر شده از سوی قاضی شورای حل اختلاف در همان شورای صادر کننده گواهی باید مورد رسیدگی قرار گیرد. النهایه رأی صادر شده از سوی قاضی شورا در این خصوص طبق ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف، قابل تجدیدنظر در دادگاه عمومی همان حوزه قضایی است.ب) در صورت اعتراض مستأجر به دستور تخلیه صادره از شورای حل اختلاف مورد مشمول ماده ۵ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶ و مواد ۱۷ و ۱۸ آئین نامه اجرایی آن است و مستأجر باید شکایت یا دعوای حقوقی خود را با توجه به نوع حق مورد ادعا به مرجع ذی صلاح تقدیم کند، ضمن آن که عدول از دستور تخلیه در صورت احراز اشتباه بودن از سوی مرجع صادر کننده بلااشکال است.ج) با توجه به اینکه برابر ماده ۱۸۴ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ۱۳۷۹، گزارش اصلاحی حاوی مفاد سازش نامه و موارد توافقی طرفین است، بنابراین اگر موجبی برای بطلان صلح و توافق آنان وجود داشته باشد، استماع دعوای بطلان آن با منعی مواجه نیست و با عنایت به اینکه دعوا، دعوای جدیدی تلقی می شود، مالی یا غیر مالی بودن آن و نیز مرجع صالح جهت رسیدگی به آن مطابق عمومات آئین دادرسی مدنی تعیین می گردد و در خصوص صلاحیت شورای حل اختلاف نسبت به رسیدگی به این دعوا با توجه به ماده ۹ قانون مربوط اتخاذ تصمیم می گردد.ثانیا- صرف نظر از آنکه قراری تحت عنوان قرار تأمین دلیل یا رد آن در قانون نیامده است، تصمیمات دادگاه راجع به پذیرش یا عدم پذیرش درخواست تأمین دلیل، منصرف از حکم آراء مذکور در ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۳۹۴ (ماده ۳۱ قانون سابق) است و بنابراین، قابل تجدیدنظر در دادگاه های عمومی حقوقی نمی باشد و چون در قانون تصریح نشده است (برخلاف قرار تأمین خواسته) در مرجع صادر کننده هم قابل اعتراض نمی باشد.ثالثا- قرار عدم صلاحیت صادره از سوی دادگاه یا شورای حل اختلاف نیز قرار نهایی تلقی نمی شود و اصولا با توجه به فرآیند پیش بینی شده در خصوص اختلاف در صلاحیت و حل آن قابل تجدیدنظرخواهی نمی باشد.۲- برابر ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۳۹۴ تمام آرای صادره موضوع ماده ۹ این قانون ظرف مدت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی می باشد و برابر تبصره ۲ ماده ۱۸ قانون یاد شده مقررات ناظر به تجدیدنظر از حکم مقرر در این ماده مستثنی و تابع این قانون است. بنابراین مقررات مذکور در تبصره ماده ۳۳۱ و ماده ۳۳۳ قانون آیین دادرسی دادگاهه ای عمومی و انقلاب در امور مدنی ۱۳۷۹ قابل تسری به آرای صادره از شوراهای حل اختلاف نمی باشد.۳- برابر ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف سال ۱۳۹۴، چنانچه مرجع تجدیدنظر، آراء صادره را نقض نماید، رأسا مبادرت به صدور رأی می نماید. مقصود از آراء اعم از حکم یا قرار می باشد. این حکم خاصی است که مقنن برای تجدیدنظر از آراء شوراهای حل اختلاف مقرر کرده است. نتیجتا دادگاه عمومی در مقام رسیدگی تجدیدنظر نسبت به قرار رد دعوا یا عدم استماع صادره از شورای حل اختلاف، در صورت نقض، رأسا رسیدگی ماهوی نموده و انشاء رأی می نماید و مقررات ماده ۳۵۱ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی راجع به دادگاه های تجدیدنظر استان بوده و قابل تسری به مرجع تجدیدنظر آراء شوراهای حل اختلاف (دادگاه های عمومی) نمی باشد.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 10:55:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرجام خواهی از رای طلاق چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-gsbnownrxpxy</link>
                <description>فرجام خواهی از رای طلاق چیست؟ طبق مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی، احکام طلاق از جمله احکام قابل فرجام خواهی است و فرجام خواه می تواند به دلیل وجود یکی از جهات فرجام خواهی، در مهلت مقرر قانونی به رای طلاق اعتراض کند.اعتراض به رای بدوی طلاق در دادگاه تجدیدنظربه گفته ی وکیل تجدیدنظرخواهی، پس از اینکه هر یک از زوجین دادخواست طلاق را به دادگاه خانواده تقدیم کرد، برای رسیدگی به پرونده و صدور رای طلاق، شعبه و وقت رسیدگی تعیین می شود. پس از حضور زوجین در دادگاه و بیان دلایل و ارائه ی مدارک خود برای طلاق، قاضی با توجه به اظهارات زوجین، مدارک و مستندات موجود در پرونده و استماع شهادت شهود، رای طلاق را صادر می کند.طبق قانون، دعاوی طلاق از جمله آرای قابل تجدیدنظرخواهی محسوب می شوند و پس از صدور رای بدوی طلاق از دادگاه خانواده هر یک از طرفین که رای به ضرر او صادر شده است، می تواند در مهلت تجدیدنظرخواهی از رای که 20 روز از تاریخ ابلاغ رای برای افراد مقیم ایران و 2 ماه برای افراد مقیم خارج از کشور است، به رای طلاق در دادگاه تجدیدنظر اعتراض کند و پس از بررسی پرونده در مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی، ممکن است دادخواست تجدیدنظر رد شود و یا رای بدوی طلاق تایید شده، یا رای طلاق نقض و رای جدیدی از سوی دادگاه تجدیدنظر صادر شود.بهترین وکیل آنلاین تجدیدنظرخواهی در مورد اعتراض به رای طلاق به این نکته اشاره می کند: چنانچه رای طلاق از سوی دادگاه بدوی حضوری باشد، تنها راه اعتراض به رای صادره تجدیدنظرخواهی است و اگر رای طلاق، غیابی باشد، راه اعتراض به آن واخواهی است. یعنی در صورتی که طلاق غیابی باشد، پس از صدور رای بدوی هر یک از طرفین دعوی برای اعتراض به رای طلاق غیابی باید درخواست واخواهی بنماید.در خصوص احتمال تغییر رای در دادگاه تجدیدنظر باید گفت، طبق ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی، چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رأی دادگاه بدوی طلاق را نقض و رأی مقتضی صادر می ‌نماید. در غیر این صورت با رد تجدیدنظرخواهی و تأیید رأی طلاق، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی طلاق با وکلای طلاق موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)فرجام خواهی از رای طلاقطبق ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی، رای بدوی طلاق که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی می باشد، همچنین طبق ماده ماده 368 این قانون رای تجدیدنظر طلاق نیز قابل فرجام خواهی است و هر یک از طرفین دعوی طلاق می توانند به رای بدوی یا تجدیدنظر طلاق به دلیل وجود یکی از جهات فرجام خواهی در مهلت مقرر قانونی اعتراض کنند و دیوان عالی کشور مرجع صالح به رسیدگی فرجام خواهی از رای طلاق است.طبق ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی فرجامی به منظور تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی است.آنچه در مورد فرجام خواهی از رای طلاق باید بدانید این است که فرجام ‌خواهی برخلاف تجدیدنظرخواهی روش شکایت اصلاحی نیست. زیرا دیوان عالی کشور به عنوان عالی ‌ترین سازمان قضایی ایران، مرجع طرف سوم رسیدگی نمی ‌باشد و خودش پرونده‌ ها را دوباره قضاوت نمی‌ کند، بنابراین فرجام‌ خواهی روشی اصلاحی نیست. رسیدگی در دیوان عالی کشور به صورت شکلی و بدون حضور طرفین انجام می شود.جهات فرجام خواهی از رای طلاقبهترین وکیل ایران تاکید می کند، جهات فرجام خواهی از رای طلاق همان دلایلی هستند که موجب می شود فرجام خواه به رای تجدیدنظر طلاق اعتراض کند، بنابراین در صورت عدم ذکر جهات فرجام خواهی در دادخواست فرجامی، دادخواست فرجامی رد خواهد شد.جهات فرجام خواهی از رای طلاق عبارتند از:ادعای عدم صلاحیت ذاتی دادگاه صادرکننده رأی برای رسیدگی به موضوعایراد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد.ادعای مخالفت رأی صادره با موازین شرعی و مقررات قانونیادعای عدم رعایت اصول دادرسی، قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا، در صورتی که به درجه ‌ای از اهمیت باشد که رأی را از اعتبار قانونی بیندازد.ادعای صدور آرای مغایر با یکدیگر در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا بدون اینکه دلیل قانونی آن تغییر کرده باشد.نقص تحقیقات یا عدم توجه به دلایل و مدافعات طرفین یا عدم توجه به مفاد سند یا قرارداداسباب توجیهی مفاد و محتوای رأی صادره با ماده ‌ای که دارای معنای دیگری است، تطبیق شده باشد.ادعای عدم صحت مدارک و نوشته‌ های مبنای رأی که طرفین در جریان دادرسی ارائه نمودند.فرجام‌ خواه باید حداقل به یکی از موجبات فرجام ‌خواهی از رای طلاق استدلال کرده و دلایل خود را به دادخواست پیوست نماید، در غیر این صورت چه بسا از فرجام‌ خواهی نتیجه مثبتی نگیرد.بر اساس ماده 377 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت وجود یكی از موجبات نقض رأی (شکستن رأی) مورد تقاضای فرجام نقض می ‌شود، اگر چه فرجام‌ خواه به آن جهت كه مورد نقض قرار گرفته است، استناد نكرده باشد.دادخواست فرجام خواهی از رای طلاقطبق ماده 379، فرجام ‌خواهی از رای طلاق با تقدیم دادخواست به دادگاه صادرکننده رای طلاق به عمل می‌آید. مدیر دفتر دادگاه مذکور باید دادخواست را در دفتر ثبت و رسیدی مشتمل بر نام فرجام خواه و طرف او و تاریخ تقدیم دادخواست با شماره ثبت به تقدیم کننده تسلیم و در روی کلیه برگ‌ های دادخواست تاریخ تقدیم را قید نماید. تاریخ تقدیم دادخواست ابتدای فرجام‌ خواهی محسوب می ‌شود.برای تنظیم دادخواست فرجام خواهی از رای طلاق باید طبق ماده 380 قانون آیین دادرسی مدنی، در دادخواست فرجام خواهی از رای طلاق نکات زیر قید شود:1. نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات فرجام خواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.2. نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات فرجام‌ خوانده ی طلاق3. حکم یا قراری که از آن درخواست فرجام شده است.4. دادگاه صادرکننده رای طلاق5. تاریخ ابلاغ رای طلاق6. دلایل فرجام خواهی طلاقهمچنین طبق ماده 381 همین قانون به دادخواست فرجامی باید برگ ‌های زیر پیوست شود:1- رونوشت یا تصویر مصدق حکم طلاق مورد فرجام خواهی2- لایحه متضمن اعتراضات فرجام خواهی طلاق3- وکالتنامه وکیل یا مدرک مثبت سمت تقدیم کننده دادخواست فرجامی طلاق در صورتی که خود فرجام‌ خواه دادخواست فرجامی طلاق را نداده باشد.و طبق ماده 382، دادخواست و برگ‌ های پیوست آن باید در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف دعوا به تعداد آنها به علاوه یک نسخه باشد، به استثنای مدرک مثبت سمت که فقط به نسخه اول ضمیمه می‌ شود.مهلت فرجام خواهی از رای طلاقمهلت فرجام خواهی از رای طلاق، برای افراد مقیم ایران 20 روز از تاریخ ابلاغ رای تجدیدنظر و 2 ماه از تاریخ ابلاغ برای افراد مقیم خارج از کشور است. مهلت فرجام خواهی از تاریخ ابلاغ رای طلاق محاسبه می شود. اما اگر رای فرجام خواسته از دادگاه بدوی صادر شده باشد، مهلت های مقرر از تاریخ پایان مهلت تجدیدنظر شروع می شود.در مورد عذر فرجام خواه، در تقدیم دادخواست فرجامی طلاق، باید گفت، قانون در این مورد در فرجام خواهی مسکوت است اما به نظر می رسد همانند تجدیدنظرخواهی که به عذر موجه اشاره شده است، جهات عذر موجه در مورد فرجام خواهی قابل اجرا باشد. در صورت بیان عذر موجه از سوی متقاضی فرجام، دادگاه در ابتدا به عذر عنوان شده می پردازد و در صورت وجود عذر موجه که در ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی به آن اشاره شده است، نسبت به پذیرش دادخواست فرجامی اقدام می نماید.رد فرجام خواهی از رای طلاقدادخواست فرجام خواهی از رای طلاق ممکن است به دلایلی مختلفی رد شود. در صورتی که دادخواست فرجامی طلاق بدون رعایت شرایط قانونی مذکور تنظیم شده باشد و پس از اطلاع از نقایص دادخواست، در مهلت مقرر توسط فرجام خواه رفع نقص نگردد، دادخواست فرجامی رد می شود.همچنین از دیگر دلایل رد دادخواست فرجامی طلاق تقدیم دادخواست، خارج از مهلت مقرر قانونی بدون دلیل موجه است. طبق ماده 384 قانون آیین دادرسی مدنی، اگر مشخصات فرجام ‌خواه در دادخواست فرجامی طلاق معین نشده و در نتیجه هویت دادخواست دهنده معلوم نباشد، دادخواست بلااثر می‌ ماند و پس از انقضای مهلت فرجام ‌خواهی از رای طلاق به موجب قرار دادگاهی که دادخواست به آنجا داده شده رد می‌ شود.نقض رای طلاق با فرجام خواهیطبق ماده ۳۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی، شعبه رسیدگی‌کننده به دادخواست فرجامی طلاق، پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رأی فرجام‌ خواسته تصمیم گیری می کنند. در صورتی که رأی ‌مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن، پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید.طبق ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی، در موارد زیر حکم یا قرار نقض می ‌گردد:1. دادگاه صادرکننده رای، صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد.2. رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود.3. عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد امره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه‌ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد.4. آرای مغایر با یکدیگر، بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد.5. تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.همچنین طبق ماده 373، چنانچه مفاد رای صادره با یکی از مواد قانونی مطابقت داشته باشد، لکن اسباب توجیهی آن با ماده ‌ای که دارای معنای دیگری است تطبیق شده، رای تجدیدنظر طلاق نقض می‌ گردد.‌چنانچه عدم صحت مدارک، اسناد و نوشته ‌های مبنای رأی که طرفین در جریان دادرسی ارایه نموده‌ اند ثابت شود، طبق ماده 375، رأی صادره نقض‌ می‌ گردد و طبق ‌ماده ۳۷۷، در صورت وجود یکی از موجبات نقض، رأی تجدیدنظر طلاق نقض می ‌شود، اگر چه فرجام‌ خواه به ‌آن جهت که مورد نقض قرار گرفته ‌استناد نکرده باشد.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 10:52:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزینه دادرسی مهریه</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-kumrmcx0mlaw</link>
                <description>هزینه دادرسی مهریه از طریق دادگاه یا شورای حل اختلاف، در صورتی که ارزش مهریه تا 20 میلیون تومان باشد 2.5 درصد و مازاد آن 3.5 درصد ارزش مهریه است و در صورت مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت هزینه مطالبه مهریه نیم عشر یا یک بیستم ارزش مهریه خواهد بود.مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبتبه گفته ی مهدی رضوی بهترین وکیل مهریه در شمال تهران زوجه برای مطالبه مهریه ابتدا باید از طریق اجرای ثبت اقدام کند و اگر نتوانست مهریه اش را از طریق اجرای ثبت مطالبه کند، باید به دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف مراجعه نماید.برای مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت، زوجه باید با مدارک شناسایی (شناسنامه و کارت ملی) و عقدنامه به دفترخانه ی رسمی ازدواج که عقد نکاح در آنجا ثبت شده است، مراجعه و درخواست صدور اجراییه بنماید.سردفتر باید رونوشت سند را در برگه‌ های ویژه ظرف ۲۴ساعت در سه نسخه تهیه کرده و ظرف ۴۸ساعت از تاریخ وصول درخواست، برگه‌ های اجراییه را مهر و امضا کرده به مسئول اجرای ثبت ارسال کند. سردفتر ازدواج پس از صدور اجراییه مراتب را به آخرین نشانی زوج از طریق پست سفارشی به او اطلاع می دهد.اجرای ثبت پس از دریافت اجراییه، آن را به زوج یا وکیل او ابلاغ می کند. زوج باید ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه اقدام به پرداخت مهریه به زوجه بنماید. اگر زوج بعد از 10 روز مهریه را پرداخت نکند، اموالش توقیف می‌ شود. مال معرفی شده توسط کارشناسان قیمت‌ گذاری می ‌شود و آن را به مزایده گذاشته و از محل فروش آن، مهریه‌ ی زن پرداخت می ‌شود.همچنین در صورتی که زن در عقد موقت دارای سند رسمی باشد برای مطالبه مهریه باید از طریق اجرای ثبت اقدام نماید و مراحل مطالبه مهریه در عقد موقت و عقد دائم یکسان است.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی مهریه با وکلای مهریه موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)مطالبه مهریه از طریق دادگاهدر صورتی که زوجه نتواند مهریه اش را از طریق اجرای ثبت مطالبه کند باید دادخواست مطالبه مهریه را به دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف تقدیم کند. در صورتی که ارزش مهریه تا 20 میلیون تومان باشد، مرجع صالح برای مطالبه مهریه شورای حل اختلاف است و در صورتی که ارزش مهریه بیش از 20 میلیون تومان باشد، مرجع مطالبه مهریه دادگاه خانواده محل اقامت زوجه می باشد.زن می تواند برای جلوگیری از انتقال و یا فروش اموال توسط مرد، از دادگاه درخواست توقیف اموال مرد را بنماید، همچنین زوجه یا وکیل او می توانند ممنوع الخروجی بابت مهریه را نیز از دادگاه خانواده درخواست کنند.بهترین وکیل مهریه در شرق تهران در این باره تاکید می کند: پس از صدور رای دادگاه امکان اعتراض به رای مهریه نیز وجود دارد و هر یک از طرفین که رای بدوی مهریه به ضرر او صادر شده است، می تواند در مهلت تجدیدنظرخواهی از رای به منظور اعتراض به رای مهریه، دادخواست تجدیدنظرخواهی از رای بدوی را به دادگاه تجدیدنظر تقدیم کند.برای اینکه بتونی بدون سردرگمی و اتلاف وقت در اجرای ثبت و دادگاه خانواده مهریه ات را مطالبه کنی، به مهدی رضوی بهترین وکیل مهریه در شمال تهران وکالت بده تا به حق و حقوق خود برسی.هزینه مطالبه مهریه در اجرای ثبتوکیل مهریه در غرب تهران ادامه می دهد: در صورتی که زوجه مهریه اش را از طریق اجرای ثبت مطالبه نماید، هزینه مطالبه مهریه نیم عشر یا یک بیستم از ارزش مهریه خواهد بود و همان طور که در ماده 113 اشاره شد، در صورتی که زوجه مهریه اش را ببخشد یا در خصوص مهریه با همسرش به توافق برسند و از ادامه روند مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت انصراف دهد، از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد شد. البته هزینه مطالبه مهریه از همان ابتدای روند مطالبه از زوجه گرفته نمی شود.زمانی که ثبت درخواست مطالبه ی مهریه از طریق اجرای ثبت انجام شود، حق الاجرا تنها هزینه ‌ای است که باید پرداخت شود. حق الاجرا در صورتی‌که نیاز به پیگیری دادگاه خانواده نباشد و طی مدت تعیین شده زوج، مهریه را پرداخت کند، از زوجه مطالبه نمی شود، در غیر این صورت در زمان اجرا دریافت خواهد شد.بند ب ماده 113 قانون برنامه توسعه، در مورد وصول مهریه و دیگر دیون مبتنی بر اسناد رسمی لازم الاجرا چنین مقرر داشته است: « مفاد اسناد رسمی لازم ‌الاجرا از طریق ادارات اجرای مفاد اسناد رسمی لازم ‌الاجرای سازمان ثبت ‌اسناد و املاک کشور اجرا می ‌شود. ادارات مذکور مکلف ‌اند بلافاصله پس از تقاضای اجراییه نسبت به شناسایی و توقیف اموال مدیون اقدام کنند. چنانچه مرجع مذکور نتواند ظرف مدت دو ماه از تقاضای اجرا نسبت به شناسایی و توقیف اموال متعهد سند اقدام کند یا ظرف مدت شش ماه نسبت به اجرای مفاد سند اقدام نماید، متعهدله سند رسمی می ‌تواند با انصراف از اجرای مفاد سند به محاکم دادگستری رجوع کند.تبصره 2: چنانچه متعهد سند لازم الاجرا ظرف مدت بیست روز نسبت به انجام تعهد خود و جلب رضایت متعهدله سند اقدام نماید، از پرداخت هزینه های اجرایی معاف خواهد بود. در غیر این صورت مراتب جهت درج در سامانه سجل محکومیت های مالی بند (پ) ماده (116) این قانون منعکس خواهد شد. کلیه دستگاه های اجرایی، بانک ها و موسسات مالی و اعتباری از انعقاد هرگونه قرار داد مالی و پرداخت تسهیلات، موافقت اصولی، صدور کارت بازرگانی و پروانه صادرات و واردات به این شخص ممنوع هستند. تخلف از این حکم موجب مجازات تعزیری درجه شش خواهد شد.»هزینه دادرسی مهریه از طریق دادگاههمان طور که گفته شد راه دوم برای مطالبه مهریه از طریق دادگاه یا شواری حل اختلاف است. برای مطالبه مهریه از طریق دادگاه خانواده برخلاف مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت، زوجه باید همان ابتدا هزینه دادرسی را پرداخت نماید و پرداخت هزینه ی دادرسی بر عهده ی خواهان دعوی یعنی زوجه است، اما در صورتی که رای به نفع زوجه صادر شود او می تواند طبق قانون، هزینه دادرسی مهریه را از مرد مطالبه کند.هزینه دادرسی مهریه از طریق دادگاه به شرح زیر می باشد:هزینه دادرسی مهریه در مرحله بدوی: اگر ارزش مهریه بیشتر از 20 میلیون تومان باشد، هزینه دادرسی در مرحله بدوی معادل 2.5 درصد و مازاد بر آن معادل 3.5 درصد از ارزش مهریه است.هزینه دادرسی مهریه در مرحله واخواهی یا تجدیدنظر: در صورت رسیدگی به دعوی مطالبه مهربه در مرحله واخواهی یا تجدیدنظرخواهی هزینه دادرسی معادل 405 درصد از ارزش مهریه است.هزینه دادرسی مهریه در مرحله فرجام خواهی: هزینه دادرسی در مرحله فرجام خواهی 5.5 درصد مبلغ مهریه است، در صورتی که مهریه وجه نقد باشد.برای محاسبه ی هزینه دادرسی مهریه ابتدا ارزش مهریه (طلا، سکه، ارز و...) طبق نرخ رسمی بانک مرکزی به وجه رایج تبدیل می شود و سپس دولت درصدی از آن را به عنوان هزینه دادرسی دریافت می کند.اعسار از پرداخت هزینه دادرسی مهریهبهترین وکیل مهریه ادامه می دهد: همان طور که گفته شد، برای اینکه دادخواست مطالبه مهریه در جریان رسیدگی قرار بگیرد باید هزینه دادرسی مهریه از سوی خواهان یعنی زوجه پرداخت شود، در صورت عدم پرداخت هزینه دادرسی، به پرونده رسیدگی نخواهد شد، اما چنانچه زوجه برای پرداخت هزینه دادرسی مهریه از تمکن مالی برخوردار نباشد، می تواند دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را به دادگاه تقدیم کند تا در صورت اثبات اعسار او، دادگاه خانواده بدون دریافت هزینه دادرسی مهریه به دادخواست او رسیدگی نماید.براساس ماده 504 قانون آیین دادرسی مدنی، معسر از هزینه دادرسی کسی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود به‌طور موقت قادر به تأدیه آن نیست، یعنی زوجه که دادخواست را به دادگاه تقدیم می کند به هر دلیلی از تمکن مالی برای پرداخت هزینه دادرسی مهریه برخوردار نباشد.طبق ماده 505 آیین دادرسی مدنی، ادعای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی مهریه ضمن درخواست بدوی یا تجدیدنظر یا فرجام مطرح خواهد شد. طرح این ادعا به موجب دادخواست جداگانه نیز ممکن است. اظهارنظر در مورد اعسار از هزینه تجدیدنظرخواهی و یا فرجام خواهی با دادگاهی می ‌باشد که رای مورد درخواست تجدیدنظر و یا فرجام را صادر نموده است.تبصره (الحاقی 1394/12/18) - افراد تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) و مددجویان مستمری بگیر سازمان بهزیستی کشور با ارائه کارت مددجویان و تاییدیه رسمی مراجع مزبور از پرداخت هزینه دادرسی معاف می ‌باشند.در ماده 506، نیز مورد اعسار از پرداخت هزینه دادرسی مهریه در دادگاه تجدیدنظر چنین بیان می دارد: در صورتی که دلیل اعسار شهادت شهود باشد، باید شهادت کتبی حداقل دو نفر از اشخاصی که از وضعیت مالی و زندگانی او مطلع می ‌باشند به دادخواست ضمیمه شود. در شهادت نامه، مشخصات و شغل و وسیله امرار معاش مدعی اعسار (زوجه) و عدم تمکن مالی او برای پرداخت هزینه دادرسی مهریه با تعیین مبلغ آن باید تصریح شده و شهود منشا اطلاعات و مشخصات کامل و اقامتگاه خود را به طور روشن ذکر نمایند.طبق ماده 507، مدیر دفتر ظرف دو روز از تاریخ وصول دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی مهریه، پرونده را به نظر قاضی دادگاه می رساند تا چنانچه حضور شهود را در جلسه دادرسی لازم بداند به زوجه مدعی اعسار اخطار شود که در روز مقرر شهود خود را حاضر نماید.مدیر دفتر نسخه دیگر دادخواست را برای طرف دعوای اصلی ارسال و در ضمن روز جلسه دادرسی را تعیین و ابلاغ می ‌نماید. به هر حال حکم صادره در خصوص اعسار حضوری محسوب است.در صورتی که اعسار زوجه اثبات شود، از پرداخت هزینه دادرسی مهریه معاف می شود، اما چنانچه، طبق ماده 511 قانون آیین دادرسی مدنی، هرگاه مدعی اعسار در دعوای اصلی محکوم له واقع شود و از اعسار خارج گردد، هزینه دادرسی از او دریافت خواهد شد.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 10:42:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراحل بعد از صدور رای تجدیدنظر</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1-njigbm5r0fpc</link>
                <description>مراحل بعد از صدور رای تجدیدنظر، با توجه به اینکه رای تجدیدنظر قابلیت فرجام خواهی یا اعاده دادرسی داشته باشد، متفاوت خواهد بود. فرجام خواهی در امور حقوقی و کیفری و اعاده دادرسی در امور حقوقی، بعد از صدور رای تجدیدنظر، با تقدیم دادخواست، به دادگاه صادر کننده رای فرجام خواسته یا مورد اعاده می باشد. اعاده دادرسی در امور کیفری نیز بعد از صدور رای تجدیدنظر با تقدیم دادخواست به دیوان عالی کشور خواهد بود.تجدیدنظرخواهی چیست؟وکیل تجدیدنظرخواهی در این باره می گوید، تجدیدنظرخواهی، اعتراض به رای صادره از سوی دادگاه بدوی (نخستین) است. طبق قانون، اصل بر این است که همه آرای صادره از مراجع قضایی قطعی و غیر قابل تجدیدنظرخواهی هستند، جز در مواردی که قانون امکان تجدیدنظرخواهی از آنها را پیش بینی کرده است. طبق ماده 362 قانون آیین دادرسی مدنی، ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد.طبق ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت تجدیدنظرخواهی از رای برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است، در واقع تقدیم دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت مقرر قانونی موجب رد تجدیدنظرخواهی می شود.براساس ماده 334 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از آرای دادگاه های عمومی و انقلاب هر حوزه ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است. دادگاه های تجدیدنظر، به منظور رسیدگی به آرای قابل تجدیدنظرخواهی در امور حقوقی و کیفری و رسیدگی ماهوی به پرونده ها است که مورد اعتراض تجدیدنظرخواه قرار گرفته است.تجدیدنظرخواه می تواند به دلیل وجود یکی از جهات تجدیدنظرخواهی کیفری یا حقوقی به رای بدوی اعتراض کند، در صورتی که تجدیدنظرخواه در دادخواست تجدیدنظر هیچ یک از جهات تجدیدنظرخواهی حقوقی یا کیفری را بیان نکند، دادخواست تجدیدنظرخواهی از سوی دادگاه رد خواهد شد.همچنین بهترین وکیل آنلاین تجدیدنظرخواهی در خصوص احتمال تغییر رای در دادگاه تجدیدنظر می گوید، طبق ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را برای اعتراض به رای صادره از دادگاه بدوی موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض کرده و رای مقتضی صادر می ‌نماید، در غیر این صورت با رد درخواست و تأیید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی حقوقی و کیفری با وکلای موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)مراحل بعد از صدور رای دادگاه تجدیدنظراصل بر این است که تمام آرای صادره از مراجع قضایی قطعی بوده و قابل اعتراض نیستند، از این رو طبق ماده 365 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 443 قانون آیین دادرسی کیفری، آرای صادره از دادگاه تجدیدنظر قطعی است، جز در مواردی که قانون امکان اعتراض به آنها را پیش بینی کرده است.در صورتی که به موجب قانون، امکان اعتراض به آرای تجدیدنظر پیش بینی شده باشد، مراحل بعد از صدور رای تجدیدنظر، با توجه به موضوع دعوی، هر یک از طرفین دعوی که رای به ضرر او صادر شده است، می تواند از طریق فرجام خواهی، اعاده دادرسی و اعتراض شخص ثالث به رای تجدیدنظر اعتراض کند.فرجام خواهی در امور حقوقی و کیفری و اعاده دادرسی در امور حقوقی، بعد از صدور رای تجدیدنظر، با تقدیم دادخواست، به دادگاه صادر کننده رای فرجام خواسته یا مورد اعاده می باشد. اعاده دادرسی در امور کیفری نیز بعد از صدور رای تجدیدنظر با تقدیم دادخواست به دیوان عالی کشور خواهد بود.فرجام خواهی بعد از صدور رای تجدیدنظربه گفته ی وکیل تجدیدنظرخواهی، یکی از روش های اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر، فرجام خواهی است، طبق ماده 366 قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی فرجامی عبارت است از تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.فرجام ‌خواهی برخلاف تجدیدنظرخواهی روش شکایت اصلاحی نیست، زیرا دیوان عالی کشور به عنوان عالی ‌ترین سازمان قضایی ایران، مرجع طرف سوم رسیدگی نمی ‌باشد و خودش پرونده‌ ها را دوباره قضاوت نمی‌ کند، بنابراین فرجام‌ خواهی روشی اصلاحی نیست. رسیدگی در دیوان عالی کشور به صورت شکلی و بدون حضور طرفین انجام می شود.طبق ماده 378 قانون آیین دادرسی مدنی، طرفین دعوا، قائم مقام، نمایندگان قانونی و وکلای آنان و دادستان کل کشور، می ‌توانند با رعایت درخواست رسیدگی فرجامی نمایند. هرگاه از رای قابل فرجام در مهلت مقرر قانونی فرجام خواهی نشده، یا به هر علتی در آن موارد قرار رد دادخواست فرجامی صادر و قطعی شده باشد و ذی ‌نفع مدعی خلاف شرع یا قانون بودن آن رای باشد، می ‌تواند از طریق دادستان کل کشور تقاضای رسیدگی فرجامی بنماید. تقاضای یاد شده مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی فرجامی است.تبصره - مهلت تقدیم دادخواست یک ماه حسب مورد از تاریخ انقضای مهلت فرجام خواهی یا قطعی شدن قرار رد دادخواست فرجامی یا ابلاغ رای دیوان عالی کشور در خصوص تایید قرار رد دادخواست فرجامی می ‌باشد.آرای قابل فرجام خواهیطبق ماده 368 قانون آیین دادرسی کیفری آرای دادگاه‌ های تجدیدنظر استان قابل فرجام‌ خواهی نیست، مگر در موارد زیر:الف- احکام: احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف.ب- قرارهای زیر مشروط به اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد.1. قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد.2. قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.طبق ماده ۳۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی، احكام زیر حسب مورد قابل رسیدگی فرجامی نخواهد بود:احكام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاهاحكام مستند به نظریه یك یا چند نفر كارشناس كه طرفین به طور كتبی رأی آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند.احكام مستند به سوگند و قسم كه قاطع دعوا باشد.احكامی كه طرفین حق فرجام‌خواهی خود را نسبت به آن ساقط كرده باشند.احكامی كه ضمن یا بعد از رسیدگی به دعاوی اصلی در مورد متفرعات آن صادر می ‌شود، در صورتی كه حكم در مورد اصل دعوا قابل رسیدگی فرجامی نباشد.احكامی كه به موجب قوانین خاص غیرقابل فرجام‌ خواهی است.جهات فرجام خواهیجهات فرجام‌ خواهی همان دلایلی است که اگر شعبه دیوان عالی کشور آنها را احراز نماید، رأی فرجام ‌خواسته نقض مى‌ گردد. طبق بند 6 ماده 380 و بند 2 ماده 381 قانون آیین دادرسی مدنی، فرجام ‌خواه باید علاوه بر پیوست کردن لایحه حاوی اعتراضات فرجامی، جهات فرجام ‌خواهی را در دادخواست فرجامی خود ذکر کند.جهات فرجام خواهی عبارتند از:ادعای عدم صلاحیت ذاتی دادگاه صادرکننده رأی برای رسیدگی به موضوعایراد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد.ادعای مخالفت رأی صادره با موازین شرعی و مقررات قانونیادعای عدم رعایت اصول دادرسی، قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا، در صورتی که به درجه ‌ای از اهمیت باشد که رأی را از اعتبار قانونی بیندازد.ادعای صدور آرای مغایر با یکدیگر در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا بدون اینکه دلیل قانونی آن تغییر کرده باشد.نقص تحقیقات یا عدم توجه به دلایل و مدافعات طرفین یا عدم توجه به مفاد سند یا قرارداداسباب توجیهی مفاد و محتوای رأی صادره با ماده ‌ای که دارای معنای دیگری است، تطبیق شده باشد.ادعای عدم صحت مدارک و نوشته‌ های مبنای رأی که طرفین در جریان دادرسی ارائه نمودند.طبق ماده 377 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت وجود یكی از موجبات نقض، رأی مورد تقاضای فرجام نقض می ‌شود، اگر چه فرجام‌ خواه به آن جهت كه مورد نقض قرار گرفته است، استناد نكرده باشد.اعاده دادرسی بعد از صدور رای تجدیدنظراعاده‌ دادرسی از جمله روش‌ های فوق ‌العاده ی اعتراض به آرای حقوقی و کیفری است که راهی برای برگشت به دادگاه صادرکننده حکم قبلی محسوب می ‌شود، با این هدف که دادگاه از رأی قطعی سابق خود بازگردد، چرا که خواهان یا شاکی مدعی است صدور آن رأی از روی اشتباه بوده و دلایل موجود اجازه نمی‌ دهد که چنین حکمی بماند.اعاده دادرسی با توجه به نحوه‎اقامه آن به دو نوع تقسیم می‌شود:اعاده دارسی اصلی: طبق بند الف ماده 432 قانون آیین دادرسی مدنی، اگر متقاضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست نماید، این درخواست، اعاده دادرسی اصلی محسوب می ‎شود. یعنی هرگاه بدون اینکه دعوایی در جریان رسیدگی باشد، یکی از طرفین دعوی حکمی که سابقاً صادر شده است، درخواستی را به عنوان اعاده دادرسی مطرح کند، این درخواست، اعاده دادرسی اصلی خواهد بود که باید ضمن دادخواست به دادگاه صلاحیت‎ دار تقدیم شود.اعاده دادرسی طاری: طبق بند ب ماده 432 قانون آیین دادرسی مدنی، اعاده دادرسی طاری در ضمن دادرسی مطرح می ‎شود، این در حالی است که در اعاده دادرسی اصلی پرونده ‎ای در حال رسیدگی نیست تا ضمن آن اعاده دادرسی مطرح شود.جهات اعاده دادرسی در امور مدنیطبق ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی، نسبت به احکامی که قطعیت یافته ممکن است به جهات ذیل درخواست اعاده دادرسی شود:1. موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نبوده باشد.2. حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.3. وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد.4. حکم صادره با حکم دیگری درخصوص همان دعوا و اصحاب آن، که قبلاً توسط همان دادگاه صادر شده‌است متضاد باشد بدون آنکه سبب قانونی موجب این مغایرت باشد.5. طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه مؤثر بوده‌است.6. حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.7. پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یادشده در جریان دادرسی مکتوم بوده و دراختیار متقاضی نبوده‌ است.جهات اعاده دادرسی در امور کیفریطبق ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، درخواست اعاده دادرسی در مورد احکام محکومیت قطعی دادگاه ها اعم از آنکه حکم مذکور به اجرا گذاشته شده یا نشده باشد در موارد زیر پذیرفته می ‌شود:الف- کسی به اتهام قتل شخصی محکوم شود و سپس زنده بودن وی محرز گردد.ب- چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند و ارتکاب آن جرم به گونه‏ ای باشد که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد.پ - شخصی به علت انتساب جرمی محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکمی از مرجع قضائی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بی گناهی یکی از آنان احراز گردد.ت- درباره شخصی به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود.ث- در دادگاه صالح ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است.ج - پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه یا عدم تقصیر وی باشد.چ- عمل ارتکابی جرم نباشد و یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد.مهلت فرجام خواهی و اعاده دادرسیبرای تقدیم دادخواست فرجام خواهی یا اعاده دادرسی، طبق قانون مهلتی تعیین شده است و دادخواست باید تا پیش از پایان مهلت اعتراض به رای به مرجع صالح تقدیم شود. مهلت اعتراض به رای در مرحله فرجامی و اعاده دادرسی مانند مهلت تجدیدنظرخواهی از رای برای افراد مقیم ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ رای می باشد.یکی از دلایل رد دادخواست فرجامی یا اعاده دادرسی تقدیم دادخواست خارج از مهلت مقرر قانونی است، مگر اینکه طبق ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی، عذر موجهی برای تاخیر در تقدیم دادخواست وجود داشته باشد.جهات زیر عذر موجه محسوب می‌ گردد:1. بیماری که مانع حرکت باشد.2. فوت یکی از والدین یا همسر یا فرزندان3. حوادث قهریه که بر اثر آن تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلت تعیین شده ممکن نباشد.4. بازداشت یا حبس بودن به طوری که نتوان در مهلت تعیین شده دادخواست تجدیدنظر را تقدیم کرد.5. بر اساس تبصره 2 ماده 13 قانون تجدیدنظر آرای دادگاه ‌ها، هرگاه ثابت شود که به علت قوه قهریه امکانآثار فرجام خواهی از رای تجدیدنظرطبق ماده 386 قانون آیین دادرسی مدنی، درخواست فرجام، اجرای حکم را تا زمانی که حکم نقض نشده است به تاخیر نمی ‌اندازد لکن به ترتیب زیر عمل می‌ گردد:الف- چنانچه محکوم به مالی باشد، در صورت لزوم به تشخیص دادگاه قبل از اجراء از محکوم له تامین مناسب اخذ خواهد شد.ب- چنانچه محکوم به غیرمالی باشد و به تشخیص دادگاه صادر کننده حکم، محکوم علیه تامین مناسب بدهد، اجرای حکم تا صدور رای فرجامی به تاخیر خواهد افتاد.طبق ماده 388 قانون آیین دادرسی مدنی، دفتر دادستان کل کشور دادخواست رسیدگی فرجامی را دریافت و در صورت تکمیل بودن آن از جهت ضمائم و مستندات و هزینه دادرسی برابر مقررات، آن را ثبت و به ضمیمه پرونده اصلی به نظر دادستان کل کشور می ‌رساند. دادستان کل چنانچه ادعای آنها را در خصوص مخالفت بین رای تجدیدنظر با موازین شرع یا قانون، مقرون به صحت تشخیص دهد، از دیوان عالی کشور درخواست نقض آن را می ‌نماید. در صورت نقض رای در دیوان عالی کشور، برابر مقررات مندرج در مبحث ششم این قانون (از ماده 401 تا 412) اقدام خواهد شد.تبصره- چنانچه دادخواست تقدیمی ناقص باشد دفتر دادستان کل کشور به تقدیم کننده دادخواست ابلاغ می‌نماید که ظرف ده روز از آن رفع نقص کند. هرگاه در مهلت مذکور اقدام به رفع نقص نشود دادخواست قابل ترتیب اثر نخواهد بود. دادخواست خارج از مهلت نیز قابل ترتیب اثر نیست.طبق ماده 389، پس از درخواست نقض از طرف دادستان کل، محکوم علیه رای یادشده می‌ تواند با ارایه گواهی لازم به دادگاه اجرا کننده رای، تقاضای توقف اجرای آن را بنماید. دادگاه مکلف است پس از اخذ تامین مناسب دستور توقف اجرا را تا پایان رسیدگی دیوان عالی کشور صادر نماید.آثار اعاده دادرسی از رای تجدیدنظرآثار اعاده دادرسی از رای تجددیدنظر در مواد 437، 438 و 439 قانون آیین دادرسی مدنی، بیان شده است، که به قرار زیر می باشد:طبق ماده 437 قانون آیین دادرسی مدنی، با درخواست اعاده دادرسی و پس از صدور قرار قبولی آن به شرح ذیل اقدام می گردد:الف- چنانچه محکوم به غیرمالی باشد اجرای حکم متوقف خواهد شد.ب- چنانچه محکوم به مالی است و امکان اخذ تامین و جبران خسارت احتمالی باشد به تشخیص دادگاه از محکوم له تامین مناسب اخذ و اجرای حکم ادامه می ‌یابد.ج- در مواردی که درخواست اعاده دادرسی مربوط به یک قسمت از حکم باشد حسب مورد مطابق بندهای (الف) و (ب) اقدام می‌ گردد.طبق ماده 438، هرگاه پس از رسیدگی، دادگاه درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد، حکم مورد اعاده دادرسی را نقض و حکم مقتضی صادر می نماید. در صورتی که درخواست اعاده دادرسی راجع به قسمتی از حکم باشد، فقط همان قسمت نقض یا اصلاح می‌ گردد. این حکم از حیث تجدیدنظر و فرجام خواهی تابع مقررات مربوط خواهد بود.طبق ماده 439، اگر جهت اعاده دادرسی مغایرت دو حکم باشد، دادگاه پس از قبول اعاده دادرسی حکم دوم را نقض و حکم اول به قوت خود باقی خواهد بود.طبق ماده 440، نسبت به حکمی که پس از اعاده دادرسی صادر می‌گردد، دیگر اعاده دادرسی از همان جهت پذیرفته نخواهد شد.هزینه اعتراض به رای تجدیدنظردر صورتی که یکی از طرفین دعوی که رای تجدیدنظر به ضرر او صادر شده است، بخواهد برای اعتراض به رای درخواست فرجام خواهی یا اعاده دادرسی نماید، باید برای رسیدگی دادخواست هزینه دادرسی را پرداخت نماید.هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر، طبق ماده 502 قانون آیین دادرسی مدنی، شامل هزینه برگ هایی که به دادگاه تقدیم می شود و هزینه قرارها و احکام دادگاه است.با توجه به اینکه شاکی یا خواهان، درخواست اعاده دادرسی، اعتراض ثالث یا فرجام خواهی داشته باشد و با توجه به حقوقی یا کیفری بودن و مالی یا غیرمالی بودن دعوی، هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر متفاوت خواهد بود.هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر با توجه به اعلام قوه قضایی به شرح زیر می باشد:هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدید برای هر برگ دادخواست یا شکواییه 40 هزار ریال است.هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدید نظر، در دعاوی مالی حقوقی، در مرحله فرجام خواهی، اعاده دادرسی و اعتراض ثالث، نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر، 5/5 درصد ارزش محکوم به است.هزینه دادرسی درخواست اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری، نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر در مسائل حقوقی و یا کیفری، 300هزار ریال می باشد.هزینه اعاده دادرسی کیفری نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر، در دیوان عالی کشور، 500هزار ريال است.هزینه دادرسی در دعاوی غیر مالی حقوقی، از 400 هزار ريال تا 1میلیون و 800هزار ريال، خواهد بود.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 10:33:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در چه شرایطی به زن مهریه تعلق نمی گیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-ceweel5bgxbi</link>
                <description>در چه شرایطی به زن مهریه تعلق نمی گیرد؟ در هر شرایطی به زن مهریه تعلق می گیرد، مگر در فسخ نکاح یا بطلان نکاح پیش از نزدیکی زوجین و همچنین با بخشیدن مهریه از سوی زوجه به زن مهریه تعلق نمی گیرد.مهریه چیست؟به گفته ی مهدی رضوی وکیل مهریه در تهران، مهریه یا کابین به مالی گفته می‌ شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح اسلامی به زن خود می ‌پردازد یا مکلف به پرداخت آن می ‌شود.طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌ شود و می‌ تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.همچنین مهریه مال معینی است که دارای ارزش مالی بوده مانند آپارتمان، زمین (مهریه غیرمنقول)، خودور و غیره و ضمن عقد نکاح از سوی زوج به زوجه تملیک و داده می ‌شود و گاهی ممکن است به جای مال، انجام کاری به نفع زن باشد مانند تعهد مرد به آموزش قرآن به زندر عقد دائم چنانچه در زمان عقد، مهریه ‌ای تعیین نشده باشد عقد صحیح است و طرفین می ‌توانند بعد از ازدواج در مورد مهریه توافق نمایند. اما مهریه در عقد موقت (صیغه)، شرط لازم و ضروری برای صحت عقد می ‌باشد و عدم تعیین مهریه و مدت زمان عقد موقت موجب بطلان عقد می ‌شود.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی مهریه با وکلای مهریه موسسه حقوقی دادآرمانتماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)انواع مهریهمهریه انواع مختلفی دارد که عبارتند از:مهرالمسمی: اگر مهر ضمن عقد نکاح یا پس از آن به رضایت طرفین تعیین شود مهر‌المسمی نامیده می ‌شود. مهر‌المسمی مال معینی است که به عنوان مهر با توافق زوجین تعیین می‌ گردد یا شخصی که زوجین انتخاب کرده ‌اند.مهرالمثل: مهری که بر حسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، تحصیلات، موقعیت خانوادگی و اجتماعی زن و بر حسب زمان و مکان تعیین می‌ گردد.مهرالمتعه: هرگاه در عقد ازدواج مهر ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهر‌المتعه می‌ شود. در مهر‌المتعه وضعیت مرد از لحاظ اقتصادی و توانایی مالی مورد توجه واقع می‌ شود.مهرالسنه: مهری است که پیامبر اکرم (ص) برای همسران و دخترانش تعیین کرده است. مقدار مهرالسنه معادل ۵۰۰درهم است، که این یک نوع مهر‌المسمی می ‌باشد.انواع مهریه از نظر زمان مطالبههمان طور که گفته شد زن مالک مهریه است و می تواند هر زمان که بخواهد مهریه خود را از شوهرش مطالبه کند، اما مهریه از نظر زمان مطالبه به دو دسته تقسیم می شود:مهریه عندالمطالبه: مهریه عندالمطالبه یعنی هر زمان که زوجه بخواهد می ‌تواند مهریه ‌اش را از همسرش درخواست بنماید و زوج موظف به پرداخت مهریه است. هنگامی که مهریه به صورت عندالمطالبه باشد، اصل بر این است که مرد توانایی پرداخت آن را دارد، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و بار اثبات آن نیز بر عهده شوهر است و در واقع او باید ثابت نماید توانایی کافی برای پرداخت تمام و یا پرداخت بخش زیادی از مهریه را به صورت یکجا ندارد. همچنین در مهریه عندالمطالبه زن می تواند از حق حبس مهریه استفاده کند.مهریه عندالاستطاعه: مهریه عندالاستطاعه یعنی پرداخت آن از سوی مرد به همسرش مشروط به داشتن توانایی مالی است و اصل بر این است که مرد توانایی مالی برای پرداخت مهریه به صورت یکجا را ندارد. چنانچه زوجه مهریه خود را درخواست کند، اصل بر این است که زوج توانایی پرداخت تمام و یا بخشی از آن را به صورت یکجا ندارد و بار اثبات خلاف این موضوع بر عهده زوجه است.همچنین طبق قانون پس از عقد نکاح افزایش مهریه توسط زوجین امکان پذیر نیست، اما کاهش مهریه و یا تبدیل مهریه عندالاستطاعه به عندالمطالبه منع قانونی ندارد.شرایط تعلق گرفتن مهریه به زوجه چیست؟بهترین وکیل مهریه در شمال تهران، در خصوص شرایط تعلق گرفتن مهریه به زوجه می گوید: با جاری شدن عقد نکاح حقوق مالی به زن تعلق می گیرد که شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت (یا نحل) و تنصیف اموال زوج است.طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، زن به مجرد عقد نکاح، مالک مهریه می شود و می تواند هر نوع تصرفی در آن داشته باشد، از این رو او می تواند مهریه اش را مطالبه کند یا آن را ببخشد و برخلاف سایر حقوق مالی زوجه، تحت هر شرایطی مهریه به زن تعلق می گیرد، جز در مواردی که قانون تعیین کرده است، حتی در صورت اثبات رابطه نامشروع و خیانت زن، نشوز یا عدم تمکین زوجه و تخلف از وظایف زناشویی و غیره از سوی زن، مانع از استحقاق زن نسبت به مطالبه مهریه نمی ‌باشد و زوجه می تواند حتی پیش از رابطه زناشویی و تمکین خاص مهریه اش مطالبه نماید و تمام مهریه به زن باکره تعلق می گیرد.در چه شرایطی مهریه به زوجه تعلق نمی گیرد؟بهترین وکیل مهریه در شمال تهران ادامه می دهد: همان طور که گفته شد در هر شرایطی مهریه به زوجه تعلق می گیرد و مرد در صورت مطالبه زن باید مهریه ی او را پرداخت کند، اما طبق قانون، شرایطی وجود دارد که به زن مهریه تعلق نمی گیرد.در شرایط زیر به زن مهریه تعلق نمی گیرد:طبق ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی، در صورتی که نکاح دائم یا موقت بین زوجین به هر دلیل باطل شود (بطلان نکاح) و نزدیکی بین زن و مرد واقع نشده باشد؛ زن حق دریافت مهریه نخواهد داشت.طبق ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی، هرگاه عقد نكاح قبل از نزدیكی به دلیلی فسخ شود، زن حق دریافت مهریه ندارد؛ مگر در صورتی كه دلیل فسخ نکاح عنن (ناتوانی جنسی مرد) باشد؛ كه در این صورت با وجود فسخ نكاح، زن مستحق نصف مهریه است.دختر باکره در زمان طلاق مستحق دریافت نصف مهریه خواهد بود؛ طبق ماده 1092 قانون مدنی، هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد، نصف مهریه به زن تعلق می‌ گیرد.شرایط تعلق نگرفتن مهریه در بطلان نکاحبه گفته ی بهترین وکیل مهریه در شرق تهران، یکی از شرایطی که به زن مهریه تعلق نمی گیرد بطلان نکاح پیش از نزدیکی است، از این رو برای آشنایی با موارد بطلان نکاح در ادامه توضیحات مختصری خواهیم داد.بطلان نکاح زمانی واقع می شود که نکاح شرایط لازم برای صحت را نداشته باشد، در این صورت نکاح باطل محسوب می شود و هر یک از زوجین می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای بطلان نکاح را بنماید و زوجین بدون تشریفات طلاق از یکدیگر جدا شوند و به این ترتیب عقد نکاح باطل شده و رابطه زوجیت بین زن و شوهر به پایان می رسد.مواردی که موجب بطلان نکاح می شوند عبارتند از:ازدواج با محارمازدواج با زن شوهردارداشتن 4 همسر دائمیازدواج مرد با همسر سه طلاقه (طلاق سوم)ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمانازدواج با زن در ایام عده (عده طلاق، وفات، فسخ نکاح)ازدواج با همسر سابق که با نه طلاق که شش عدد آن رجعی باشد مطلقه شده باشد (حرام موبد)نکاح معلقازدواج با دو خواهرشخص نامعلومطبق ماده 1053 قانون مدنی عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت، موجب حرمت ابدی است.دختر باکره بدون اذن ولی یا دادگاه خانواده به شرط عدم تنفیذ ولی یا در صورتی که نکاح توسط دادگاه به مصلحت زوجه تشخیص داده نشود.شرایط تعلق نگرفتن مهریه در فسخ نکاحطبق ماده 1120 قانون مدنی، فسخ نکاح یکی از روش های انحلال عقد نکاح است و در صورت وجود هر یک از شرایط فسخ نکاح زن یا مرد می توانند از دادگاه خانواده تقاضای فسخ نکاح بنمایند.فسخ نکاح از طرف مردطبق ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی در صورتی که زن دارای عیوبی باشد که مرد در هنگام عقد نسبت به آن آگاهی نداشته باشد، می تواند از دادگاه تقاضای فسخ نکاح کند.مواردی که موجب فسخ نکاح از طرف مرد می شود عبارتند از:افضاء به معنی یکی شدن مجرای بول و حیض زنقرن به معنی وجود استخوانی در فرج زن که مانع نزدیکی شود.برص نوعی بیماری پوستی که بر سطح پوست لکه های سفید ایجاد می شود.جذامباکره نبودن زن در زمان عقدنابینایی دو چشمزمین گیریفسخ نکاح از طرف زنبا توجه به ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی، چنانچه مرد دارای عیوبی باشد که مانع برقراری رابطه جنسی است برای زن حق فسخ نکاح ایجاد می شود و می تواند عقد نکاح را بر هم بزند.عیوب مرد شامل:آلت تناسلی مرد مقطوع باشد.خصاء یا اخته بودن مردعنن یا ناتوانی مرد در نعوظموارد مشترک فسخ نکاحوکیل پایه یک دادگستری در خصوص موارد فسخ نکاح ادامه می دهد: در قانون برخی موارد فسخ نکاح به صورت اشتراکی میان زن و مرد بیان شده است که با وجود هر یک از این موارد در زن یا مرد، طرف مقابل حق فسخ نکاح را خواهد داشت.جنون: طبق ماده 1121 قانون مدنی، جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل حق فسخ نکاح ایجاد می کند.تدلیس (فریب در ازدواج): تدلیس یعنی زن یا مرد صفت هایی را به خود نسبت بدهد که آنها را ندارد.تخلف از شروط صفت: یکی از مواردی که حق فسخ نکاح ایجاد می کند، تخلف از شرط صفت است. یعنی اینکه برای ازدواج صفت خاصی در شخص شرط شده باشد، ولی بعد از عقد معلوم شود که فرد فاقد آن صفت بوده.شرایط تعلق نگرفتن مهریه پس از بخشیدن مهریهیکی دیگر از شرایطی که به زن مهریه تعلق نمی گیرد، بخشیدن تمام یا بخشی از مهریه از سوی زوجه است و زن به هر مقدار که مهریه اش را بخشیده است، دیگر نمی تواند آن را مطالبه کند، جز در مواردی که قانون تعیین کرده است.بخشیدن مهریه با دستنویس (سند عادی) و یا به موجب سند رسمی صورت می گیرد و سند عادی مانند سند رسمی در صورتی که دارای امضا و اثر انگشت زوجه باشد معتبر بوده و مورد پذیرش دادگاه است.برای بخشش مهریه از سوی زوجه روش های مختلفی وجود دارد و آثار حقوقی آنها نیز با یکدیگر متفاوت است.زن می تواند مهریه اش را از طریق هبه معوض، هبه غیرمعوض، ابراء، صلح مهریه و بذل مهریه (در طلاق خلع و مبارات) ببخشد. در صورتی که زن مهریه اش را از طریق ابراء، صلح مهریه و هبه معوض ببخشد و عوض به او داده شود، دیگر نمی تواند مهریه اش را مطالبه کند و مهریه به او تعلق نخواهد گرفت، فقط در هبه ی غیر معوض که زن بدون دریافت عوض مهریه اش را می بخشد در شرایطی که قانون تعیین کرده است، می تواند پس از بخشیدن مهریه آن را دوباره مطالبه کند و در بذل مهریه از سوی زوجه در طلاق توافقی یا طلاق خلع، زن می تواند تا پایان ایام عده طلاق مهریه اش را مطالبه کند (رجوع از هبه بخشیده شده)، اما پس از آن دیگر امکان مطالبه مهریه وجود ندارد.در مورد شرایط بخشیدن مهریه از سوی زوجه باید بدانید زن برای بخشیدن مهریه باید عاقل و بالغ باشد و با رضایت و اختیار اقدام به بخشش مهریه نماید و در صورتی که زن محجور باشد یعنی غیررشید، صغیر یا مجنون باشد نمی تواند مهریه اش را ببخشد. همچنین برای بخشیدن مهریه نیازی به اجازه و رضایت پدر زوجه نیست و بخشیدن مهریه بدون اجازه پدر منع قانونی ندارد.شرایط تعلق نگرفتن مهریه بعد از فوت شوهروکیل پایه یک دادگستری تهران در ادامه می گوید: مهریه زن پس از فوت شوهر نیز از سوی زوجه قابل مطالبه است و زن می تواند پس از فوت شوهر مهریه اش را از ترکه و اموال به جا مانده از شوهر مطالبه نماید. اما در صورتی که زن مهریه اش را با هر روشی که به آنها اشاره کردیم بخشیده باشد، پس از فوت شوهر به زن مهریه تعلق نمی گیرد و او نمی تواند مهریه اش را مطالبه کند، در واقع تعلق نگرفتن مهریه به زن پس از فوت شوهر یکی از عواقب بخشیدن مهریه محسوب می شود، از این رو بهترین وکیل ایران به شما توصیه می کند، پیش از بخشیدن مهریه با یک وکیل مهریه با تجربه مشورت کنید.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Mon, 12 Feb 2024 14:07:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واخواهی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%88%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qx9mh0e7pnic</link>
                <description>واخواهی چیست؟ هرگاه حکم دادگاه غیابی باشد، محکوم علیه غایب می تواند، طبق ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی، در مهلت مقرر قانونی به حکم غیابی اعتراض نماید و دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی حقوقی و کیفری با وکلای موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)واخواهی چیست و چگونه انجام می شود؟به گفته ی وکیل پایه یک دادگستری، واخواهی اعتراض به حکم غیابی است. قانون گذار حق اعتراض به حکم غیابی را برای محکوم علیه غایب مانند سایر آرای صادره از مراجع قضایی پیش بینی کرده است و طبق ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی محکوم ‌علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می ‌شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.حکم غیابی در ماده ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی، چنین تعریف شده است: حکم دادگاه، حضوری است؛ مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی، در هیچ یک از جلسات دادگاه، حاضر نشده باشد و به طور کتبی نیز دفاع نکرده باشد و یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد. با توجه به ماده 303 هرگاه خوانده یا وکیل او در جلسات رسیدگی حاضر نشوند و لایحه ندهند و اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد، حکم صادره، غیابی خواهد بود.ابلاغ واقعی در ماده 303 یعنی، اوراق قضایی، توسط مامور ابلاغ یا از طریق سامانه ثنا، به شخص ذینفع (خواهان، خوانده، شاکی و مشتکی عنه) تحویل داده شود و هرگاه ابلاغ واقعی امکان پذیر نباشد و اوراق قضایی به شخصی غیر از ذینفع مانند وکیل، نماینده قانونی و غیره تحویل داده شود، ابلاغ قانونی است.همچنین طبق ماده 304 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که خواندگان متعدد باشند و فقط بعضی از آنان در جلسه دادگاه حاضر شوند و یا لایحه دفاعیه تسلیم نمایند، دادگاه نسبت به دعوای مطروحه علیه کلیه خواندگان رسیدگی کرده سپس اقدام به صدور رای می ‌نماید، رای دادگاه نسبت به کسانی که در جلسات حاضر نشده و لایحه دفاعیه نداده‌اند و یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد، غیابی محسوب است.واخواهی کیفری چیست؟طبق ماده 406 قانون آیین دادرسی کیفری، در تمام جرائم، به استثنای جرائمی که فقط جنبه حق اللهی دارند، هرگاه متهم یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشود یا لایحه دفاعیه نفرستاده باشد، دادگاه پس از رسیدگی، رای غیابی صادر می کند. در این صورت، چنانچه رای دادگاه مبنی بر محکومیت متهم باشد، ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی، قابل واخواهی در همان دادگاه است و پس از انقضای مهلت واخواهی برابر مقررات حسب مورد قابل تجدیدنظر یا فرجام است. مهلت واخواهی برای اشخاص مقیم خارج از کشور، دو ماه است.تبصره 1- هرگاه متهم در جلسه رسیدگی حاضر و در فاصله تنفس یا هنگام دادرسی بدون عذر موجه غایب شود، دادگاه رسیدگی را ادامه می دهد. در این صورت حکمی که صادر می‌ شود، حضوری است.تبصره 2- حکم غیابی که ظرف مهلت مقرر از آن واخواهی نشود، پس از انقضای مهلت ‌های واخواهی و تجدیدنظر یا فرجام به اجرا گذاشته می‌ شود. هرگاه حکم دادگاه ابلاغ واقعی نشده باشد، محکوم علیه می ‌تواند ظرف بیست روز از تاریخ اطلاع، واخواهی کند که در این صورت، اجرای رای، متوقف و متهم تحت الحفظ به همراه پرونده به دادگاه صادر کننده حکم اعزام می ‌شود. این دادگاه در صورت اقتضاء نسبت به اخذ تامین یا تجدیدنظر در تامین قبلی اقدام می کند.تبصره 3- در جرائمی که فقط جنبه حق اللهی دارند، هرگاه محتویات پرونده، مجرمیت متهم را اثبات نکند و تحقیق از متهم ضروری نباشد، دادگاه می ‌تواند بدون حضور متهم، رای بر برائت او صادر کند.طبق ماده 407 این قانون، دادگاه پس از واخواهی، با تعیین وقت رسیدگی طرفین را دعوت می کند و پس از بررسی ادله و دفاعیات واخواه، تصمیم مقتضی اتخاذ می نماید. عدم حضور طرفین یا هر یک از آنان مانع رسیدگی نیست.واخواهی از احکام غیابی تجدیدنظروکیل تجدیدنظرخواهی در خصوص واخواهی از احکام غیابی تجدیدنظر می گوید: هر یک از طرفین دعوی که رای بدوی به ضرر او صادر شده است، می تواند به دلیل وجود یکی از جهات تجدیدنظرخواهی به رای بدوی اعتراض کند و دادخواست تجدیدنظرخواهی را به دادگاه تجدیدنظر تقدیم کند.چنانچه رای صادره از سوی دادگاه تجدیدنظر غیابی باشد، محکوم علیه غایب می تواند برای اعتراض به رای غیابی تجدیدنظر در مهلت مقرر، دادخواست واخواهی را به دادگاه تجدیدنظری که رای غیابی را صادر کرده است، تقدیم کند.طبق ماده 364 قانون آیین دادرسی مدنی، در مواردی که رای دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه و یا اعتراضیه ‌ای هم نداده باشند رای دادگاه تجدیدنظر ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم علیه یا وکیل او قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر می ‌باشد، رای صادره قطعی است.مهلت واخواهی از حکم غیابیوکیل پایه یک دادگستری تهران ادامه می دهد، در واخواهی و اعترض به حکم غیابی مانند سایر روش های اعتراض به آرای صادره اعم از تجدیدنظرخواهی، فرجام خواهی و اعاده دادرسی نیز مهلتی تعیین شده است که واخواه برای اعتراض به حکم غیابی تا مهلت مقرر باید برای اعتراض به حکم غیابی اقدام کند.طبق ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم ایران هستند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند، دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود، مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید، عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می‌ شود.جهات زیر عذر موجه محسوب می‌گردد:1- مرضی که مانع از حرکت است.2- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد.3- حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد.4- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.تبصره 1- چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید، آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضای مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجرای گذارده خواهد شد.در صورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می ‌تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدواً خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می‌ کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود.تبصره 3- تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می‌ باشد.مرجع رسیدگی به واخواهیبهترین وکیل ایران و تهران در خصوص مرجع رسیدگی به واخواهی می گوید: طبق ماده 303 قانون آیین دادسی مدنی، مرجع رسیدگی به واخواهی همان دادگاهی (دادگاه بدوی و تجدیدنظر) است که رای غیابی را صادر کرده است. در صورتی که واخواه دادخواست خود را در مهلت مقرر به دادگاه تقدیم کند و دادخواست نیز با رعایت شرایط قانونی تنظیم شده باشد، از سوی دادگاه رسیدگی کننده پذیرفته می شود و پس از تایید دادخواست واخواهی به پرونده رسیدگی می شود و به جهت حفظ منافع واخواه، اجرای حکم غیابی از سوی دادگاه متوقف می شود، تا پس از بررسی پرونده رای مقتضی صادر گردد.اجرای احکام غیابی پیش از واخواهیطبق تبصره 2 ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی، اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجراییه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. اما در صورتی که طبق ماده 307 قانون آیین دادرسی مدنی، محکوم علیه غایب پس از اجرای حکم، واخواهی نماید و در رسیدگی بعدی حکم به نفع او صادر شود، خواهان ملزم به جبران خسارت ناشی از اجرای حکم اولی به واخواه می ‌باشد.همچنین براساس ماده 308 این قانون، رایی که پس از رسیدگی واخواهی صادر می‌ شود فقط نسبت به واخواه و واخوانده موثر است و شامل کسی که واخواهی نکرده است نخواهد شد، مگر اینکه رای صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به کسانی که مشمول حکم غیابی بوده ولی واخواهی نکرده اند نیز تسری خواهد داشت.دلایل رد واخواهیدر صورتی که واخواه خارج از مهلت قانونی دادخواست واخواهی را به دادگاه تقدیم کند، دادخواست واخواهی رد می شد، مگر آنکه واخواه برای تاخیر در تقدیم دادخواست واخواهی دلیل موجهی داشته باشد.همچنین در مواردی که دادخواست واخواهی ناقص بوده و در مهلت تعیین شده رفع نقص نشود، مدیر دفتر دادگاه، دادخواست را رد می کند.موارد نقص دادخواست شامل موارد زیر است:در صورتی که به دادخواست و پیوست های دادخواست و تمبر الصاق نشده باشد، یا هزینه آن پرداخت نشده باشد،در صورت مشخص نبودن مشخصات، اقامتگاه و شغل خوانده، خواسته و بهای آن، تعهدات و جهات که خواهان به موجب آنها خود را مستحق مطالبه می داند و ادله اثبات دعوای مربوط، هرگاه خواهان یا محل اقامت او معلوم نباشد، قرار رد دادخواست توسط مدیر دفتر شعبه صادر می شود .</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sun, 11 Feb 2024 21:58:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-mefnxp78qzf3</link>
                <description>طبق ماده 334 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از آرای دادگاه های عمومی و انقلاب هر حوزه ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است.تجدیدنظرخواهی چیست؟به گفته ی وکیل پایه یک دادگستری، تجدیدنظرخواهی، اعتراض به رای صادره از سوی دادگاه بدوی (نخستین) است. اصل بر این است که همه آرای صادره از مراجع قضایی قطعی و غیر قابل تجدیدنظرخواهی هستند، جز در مواردی که قانون امکان تجدیدنظرخواهی از آنها را پیش بینی کرده است.دادگاه تجدیدنظر از همان اختیاراتی که دادگاه بدوی دارا است برخوردار می‌ باشد، یعنی هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضات است. همچنین تجدیدنظر خواهی روشی اصلاحی تلقی می‌ گردد و از نظر سلسله مراتب قضایی، مرجع تجدیدنظر، مرجعی عالی محسوب می ‌شود.طبق ماده 356 قانون آیین دادرسی مدنی، مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت می ‌شود در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است مگر اینکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.طبق ماده ۳۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می‌ نماید. همچنین به گفته ی وکیل تجدیدنظرخواهی طبق ماده 362 قانون آیین دادرسی مدنی، ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد بود.چنانچه رای صادره از سوی دادگاه بدوی حضوری باشد، تنها راه اعتراض به رای صادره تجدیدنظرخواهی است و اگر رای صادره غیابی باشد راه اعتراض به آن واخواهی از رای غیابی است.همچنین وکیل پایه یک دادگستری تهران در خصوص احتمال تغییر رای در دادگاه تجدیدنظر می گوید، طبق ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را برای اعتراض به رای صادره از دادگاه بدوی موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض کرده و رای مقتضی صادر می ‌نماید، در غیر این صورت با رد درخواست و تأیید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد. در واقع احتمال تغییر رای در دادگاه تجدیدنظر با شکستن رای امکان پذیر است.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی حقوقی و کیفری با وکلای موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رایطبق ماده 334 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از آرای دادگاه های عمومی و انقلاب هر حوزه ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است. دادگاه های تجدیدنظر، به منظور رسیدگی به آرای قابل تجدیدنظرخواهی در امور حقوقی و کیفری و رسیدگی ماهوی به پرونده ها است که مورد اعتراض تجدیدنظرخواه قرار گرفته است.‌همچنین طبق ماده 20 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب به منظور تجدیدنظر در آراء دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در مرکز هر استان دادگاه تجدید نظر به تعداد مورد نیاز مرکب از یک نفر رییس و‌ دو عضو مستشار تشکیل می ‌شود. جلسه دادگاه با حضور دو نفر عضو رسمیت یافته پس از رسیدگی ماهوی رای اکثریت که به وسیله رییس یا عضو ‌مستشار انشاء می‌ شود قطعی و لازم ‌الاجرا خواهد بود.طبق تبصره ۷ ماده 20، در شهرستان مرکز استان، رییس کل دادگستری استان رییس شعبه اول‌ دادگاه تجدیدنظر استان می ‌باشد و رییس شعبه اول دادگاه های عمومی مرکز استان رییس ‌کل دادگاه های آن شهرستان خواهد بود و در غیر مرکز استان رییس هر حوزه قضایی، ‌رییس شعبه اول دادگاه عمومی آن حوزه قضایی است.براساس ماده ۲۱ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مرجع تجدیدنظر آرای قابل تجدیدنظر دادگاه های عمومی حقوقی و ‌جزایی و انقلاب، دادگاه تجدیدنظر استانی است که آن دادگاه ها در حوزه قضایی آن استان ‌قرار دارند. آرای دادگاه های کیفری استان و آن دسته از آرای دادگاه های تجدیدنظر استان که‌ قابل فرجام باشد ظرف مهلت مقرر برای تجدیدنظرخواهی، قابل فرجام در دیوان عالی‌کشور است.تقدیم دادخواست به دادگاه تجدیدنظربه استناد ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، شروع رسیدگی در دادگاه (دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر) مستلزم تقدیم دادخواست می ‌باشد، از این رو تجدیدنظرخواه برای اعتراض به رای بدوی ابتدا باید دادخواست تجدیدنظر را مطابق با مقررات قانونی، تنظیم و به دادگاه تجدیدنظر تقدیم نماید.براساس ماده ۳۴۱ این قانون، در دادخواست تجدیدنظرخواهی باید نکات زیر قید شود:1. نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.2. نام و نام خانوادگی، اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخوانده.3. حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده است.4. دادگاه صادر کننده رای5. تاریخ ابلاغ رای6. دلایل تجدیدنظرخواهیطبق ماده 342، هرگاه دادخواست دهنده عنوان قیمومت یا ولایت یا وصایت یا وکالت یا مدیریت شرکت و امثال آن را داشته باشد، باید رونوشت یا‌ تصویر سندی را که مثبت سمت او می ‌باشد، پیوست دادخواست نماید و طبق ماده 343، دادخواست و برگه ای پیوست آن باید در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف به‌ تعداد آنها به علاوه یک نسخه باشد.همچنین اگر مشخصات تجدیدنظر خواه در دادخواست معین نشده و معلوم نباشد که دادخواست دهنده چه کسی می ‌باشد یا اقامتگاه او معلوم ‌نباشد و قبل از انقضای مهلت، دادخواست تکمیل یا تجدید نشود، پس از انقضای مهلت، طبق ماده 345 قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست یادشده به ‌موجب قرار دادگاهی که دادخواست را‌ دریافت نموده رد می‌ گردد. این قرار نسبت به اصحاب دعوا ظرف ده روز از تاریخ الصاق به دیوار دادگاه قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر، خواهد بود.رسیدگی در دادگاه تجدیدنظرپس از آنکه تجدیدنظرخواه دادخواست تجدیدنظر را در مهلت مقرر قانونی به دادگاه تجدیدنظر تقدیم کند، به دادخواست تجدیدنظر طبق قانون آیین دادرسی مدنی به شرح زیر رسیدگی خواهد شد:طبق ماده 349 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می‌ نماید.براساس ماده 351، چنانچه دادگاه تجدیدنظر در رای بدوی غیراز اشتباهاتی از قبیل اعداد، ارقام، سهو قلم، مشخصات طرفین و یا از قلم افتادگی در آن قسمت از خواسته که به اثبات رسیده اشکال دیگری ملاحظه نکند ضمن اصلاح رای آن را تایید خواهد کرد. همچنین در ماده 352، مقرر می دارد، هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد رای را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال می ‌دارد.طبق ماده 353، دادگاه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد، آن را تایید می ‌کند، در غیر این صورت پس از نقض، پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادرکننده قرار عودت می ‌دهد.در صورتی که دادگاه تجدیدنظر قرار دادگاه بدوی را در مورد رد یا عدم استماع دعوا به جهت یاد شده در قرار، موجه نداند ولی به جهات قانونی دیگر دعوا را مردود یا غیر قابل استماع تشخیص دهد، طبق ماده 355، در نهایت قرار صادره را تایید خواهد کرد.در نهایت پس از رسیدگی پرونده در دادگاه تجدیدنظر طبق ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می‌ نماید، در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.رد تجدیدنظرخواهیپس از تقدیم دادخواست تجدیدنظر به مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی، دادخواست بررسی می شود، اگر دادخواست تجدیدنظر در مهلت مقرر قانونی تقدیم شود و با رعایت کلیه ضوابط و شرایط قانونی تنظیم شده باشد، از سوی دادگاه تجدیدنظر پذیرفته می شود، در غیر این صورت دادخواست تجدیدنظرخواهی رد می شود. وکیل تجدیدنظرخواهی در مورد دلایل رد دادخواست تجدیدنظر به موارد زیر اشاره می کند:طبق تبصره 2 ماده 339 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود و یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد.اگر تجدیدنظرخواه پس از پایان مهلت مقرر قانونی دادخواست تجدیدنظر را بدون دلایل موجه، به دادگاه تقدیم کند.طبق ماده ۳۴۴ اگر مشخصات تجدیدنظرخواه در دادخواست معین نشده و معلوم نباشد که دادخواست دهنده چه کسی می‌ باشد یا اقامتگاه او معلوم نباشد و قبل از انقضای مهلت، دادخواست تکمیل یا تجدید نشود، پس از انقضای مهلت، دادخواست به موجب قرار دادگاهی که دادخواست را دریافت نموده رد می‌ گردد.دلایلی که برای تجدیدنظرخواهی از رای بدوی بیان می شود، موجبات نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را فراهم نکند.اگر هر یک از طرفین دعوا، دادخواست تجدیدنظر خود را مسترد کنند، بر اساس ماده 363 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر، قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر را صادر می ‌نماید.جهات تجدیدنظرخواهی حقوقیوکیل پایه یک دادگستری، در مورد تجدیدنظرخواهی تاکید می کند: تجدیدنظرخواه با وجود یکی از جهات تجدیدنظرخواهی می تواند به رای بدوی اعتراض کند.طبق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی، جهات تجدیدنظرخواهی حقوقی به قرار زیر است:الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاهب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهودج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازید - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأیه- ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی و یا مقررات قانونیتبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می ‌نماید.طبق ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی، آراء دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در امور حقوقی قطعی است، مگر در مواردی که طبق قانون قابل درخواست تجدیدنظر باشد.جهات تجدیدنظرخواهی کیفریطبق ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری، جهات تجدیدنظرخواهی کیفری به شرح زیر است:الف- ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاهب- ادعای مخالف بودن رای با قانونپ- ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرست- ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازیتبصره- اگر تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آید، در صورت وجود جهت دیگر، به آن هم رسیدگی می ‌شود.مهلت تجدیدنظرخواهی چقدر است؟بهترین وکیل آنلاین تجدیدنظرخواهی، در خصوص مهلت تجدیدنظرخواهی می گوید، تقدیم دادخواست تجدیدنظر به مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی خارج از مهلت مقرر قانونی اگر دلیل موجهی نداشته باشد، موجب رد تجدیدنظرخواهی می شود.طبق ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت درخواست تجدیدنظر اصحاب دعوا، برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است. همچنین طبق ماده ۳۳۷ این قانون، هرگاه یکی از کسانی که حق تجدیدنظرخواهی دارند قبل از انقضای مهلت تجدیدنظر ورشکسته یا محجور یا فوت شود، مهلت جدید از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار در مورد ورشکسته به مدیر تصفیه و در مورد محجور به قیم و در صورت فوت به وارث یا قائم‌ مقام یا نماینده قانونی وارث شروع می‌ شود.اگر سمت یکی از اشخاص که به عنوان نمایندگی از قبیل ولایت یا قیمومت و یا وصایت در دعوا دخالت داشته ‌اند قبل از انقضای مدت تجدیدنظرخواهی زایل گردد، طبق ماده 338 این قانون مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که به این سمت تعیین می ‌شود، شروع خواهد شد و اگر زوال این سمت به واسطه رفع حجر باشد، مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که از وی رفع حجر شده است، شروع می‌ گردد.وکیل پایه یک دادگستری در ادامه می گوید: همچنین اگر تجدیدنظرخواه برای تاخیر در تقدیم دادخواست تجدیدنظر دلیل موجهی داشته باشد، دادگاه دلایل را بررسی می کند و چنانچه دلایل را موجه بداند، دادخواست تجدیدنظرخواهی را تایید می کند.اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظرطبق ماده 378 قانون آیین دادرسی مدنی، طرفین دعوا، قائم مقام، نمایندگان قانونی و وکلای آنان و دادستان کل کشور می توانند به رای صادره از دادگاه تجدیدنظر در صورت وجود یکی از جهات فرجام خواهی در مهلت مقرر قانونی به دیوان عالی کشور که بالاترین مقام قضایی در کشور است، اعتراض کنند. طبق ماده 366، رسیدگی فرجامی عبارت است از تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.بهترین وکیل ایران و تهران در خصوص مهلت اعتراض به رای تجدیدنظر می گوید، مهلت اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر و تقدیم دادخواست فرجام خواهی به دیوان عالی کشور برای افراد مقیم ایران 20 روز از تاریخ ابلاغ رای تجدیدنظر و 2 ماه از تاریخ ابلاغ برای افراد مقیم خارج از کشور است.همچنین با توجه به اینکه شاکی یا خواهان، درخواست اعاده دادرسی، اعتراض ثالث یا فرجام خواهی داشته باشد و با توجه به حقوقی یا کیفری بودن و مالی یا غیرمالی بودن دعوی، هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر متفاوت خواهد بود.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Sat, 10 Feb 2024 15:10:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دادگاه تجدیدنظر</title>
                <link>https://virgool.io/@dadarman/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1-a43o3kubsxwc</link>
                <description>دادگاه تجدیدنظر استان، طبق ماده ۲۰ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب به منظور تجدیدنظر در آرای دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در مرکز هر استان به تعداد مورد نیاز مرکب از یک نفر رییس و‌ دو عضو مستشار تشکیل می ‌شود.تجدیدنظرخواهی چیست؟تجدیدنظرخواهی، اعتراض به رای صادره از سوی دادگاه بدوی (نخستین) است. اصل بر این است که همه آرای صادره از مراجع قضایی قطعی و غیر قابل تجدیدنظرخواهی هستند، جز در مواردی که قانون امکان تجدیدنظرخواهی از آنها را پیش بینی کرده است.دادگاه تجدیدنظر از همان اختیاراتی که دادگاه بدوی دارا است برخوردار می‌ باشد، یعنی هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضات است. همچنین تجدیدنظر خواهی روشی اصلاحی تلقی می‌ گردد و از نظر سلسله مراتب قضایی، مرجع تجدیدنظر، مرجعی عالی محسوب می ‌شود.طبق ماده 356 قانون آیین دادرسی مدنی، مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت می ‌شود در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است مگر اینکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.طبق ماده ۳۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می‌ نماید. همچنین به گفته ی وکیل تجدیدنظرخواهی طبق ماده 362 قانون آیین دادرسی مدنی، ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد بود.چنانچه رای صادره از سوی دادگاه بدوی حضوری باشد، تنها راه اعتراض به رای صادره تجدیدنظرخواهی است و اگر رای صادره غیابی باشد راه اعتراض به آن واخواهی از رای غیابی است.همچنین وکیل پایه یک دادگستری تهران در خصوص احتمال تغییر رای در دادگاه تجدیدنظر می گوید، طبق ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را برای اعتراض به رای صادره از دادگاه بدوی موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض کرده و رای مقتضی صادر می ‌نماید، در غیر این صورت با رد درخواست و تأیید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.برای دریافت راهنمایی و مشاوره در خصوص کلیه دعاوی حقوقی و کیفری با وکلای موسسه حقوقی دادآرمان تماس بگیر. (02122904873-02122904874-09128400921-09336267676-09336267878)مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهیطبق ماده 334 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر آرای دادگاه های عمومی و انقلاب هر حوزه ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان می ‌باشد. دادگاه های تجدیدنظر، به منظور رسیدگی به آرای قابل تجدیدنظرخواهی در امور حقوقی و کیفری و رسیدگی ماهوی به پرونده ها است که مورد اعتراض تجدیدنظرخواه قرار گرفته است.‌همچنین طبق ماده 20 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب به منظور تجدیدنظر در آراء دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در مرکز هر استان دادگاه تجدید نظر به تعداد مورد نیاز مرکب از یک نفر رییس و‌ دو عضو مستشار تشکیل می ‌شود. جلسه دادگاه با حضور دو نفر عضو رسمیت یافته پس از رسیدگی ماهوی رای اکثریت که به وسیله رییس یا عضو ‌مستشار انشاء می‌ شود قطعی و لازم ‌الاجرا خواهد بود.طبق تبصره ۷ ماده 20، در شهرستان مرکز استان، رییس کل دادگستری استان رییس شعبه اول‌ دادگاه تجدیدنظر استان می ‌باشد و رییس شعبه اول دادگاه های عمومی مرکز استان رییس ‌کل دادگاه های آن شهرستان خواهد بود و در غیر مرکز استان رییس هر حوزه قضایی، ‌رییس شعبه اول دادگاه عمومی آن حوزه قضایی است.براساس ماده ۲۱ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مرجع تجدیدنظر آرای قابل تجدیدنظر دادگاه های عمومی حقوقی و ‌جزایی و انقلاب، دادگاه تجدیدنظر استانی است که آن دادگاه ها در حوزه قضایی آن استان ‌قرار دارند. آرای دادگاه های کیفری استان و آن دسته از آرای دادگاه های تجدیدنظر استان که‌ قابل فرجام باشد ظرف مهلت مقرر برای تجدیدنظرخواهی، قابل فرجام در دیوان عالی‌کشور است.مقدمات رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر‌طبق ماده 28 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، همچنین ماده 339 قانون آیین دادرسی مدنی، متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست و یا درخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر دادگاه صادرکننده رای و یا دفتر بازداشتگاهی که در‌آن جا توقیف شده است تسلیم نماید.‌مدیر دفتر دادگاه یا بازداشتگاه باید بلافاصله آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف دعوی و تاریخ تسلیم و ذکر شماره ثبت به تقدیم‌ کننده‌ بدهد و در روی کلیه برگه ای دادخواست یا درخواست تجدیدنظر همان تاریخ را قید نماید. این تاریخ، تاریخ تجدید نظرخواهی محسوب می‌ گردد.‌دفتر بازداشتگاه مکلف است که پس از ثبت تقاضای تجدیدنظر بلافاصله آن را به دادگاه صادرکننده رای ارسال نماید دفتر دادگاه صادرکننده رای در‌ صورتی که تقاضای تجدیدنظر در مهلت قانونی باشد پس از تکمیل پرونده بلافاصله آن را به مرجع تجدیدنظر ارسال می‌ دارد.‌براساس تبصره ۲ ماده 339 قانون آیین دادرسی مدنی، درصورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود و یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد، به موجب قرار دادگاه صادرکننده رای بدوی ‌رد می‌ شود. این قرار ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ در مرجع تجدیدنظر قابل اعتراض است، رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.‌تبصره ۳ - دادگاه باید ذیل رای خود، قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رای و مرجع تجدیدنظر آن را معین نماید. این امر مانع از آن نخواهد بود که اگر ‌رای دادگاه قابل تجدیدنظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام کند، هر یک از طرفین درخواست تجدیدنظر نمایند.تقدیم دادخواست به دادگاه تجدیدنظربه استناد ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، شروع رسیدگی در دادگاه (دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر) مستلزم تقدیم دادخواست می ‌باشد، از این رو تجدیدنظرخواه برای اعتراض به رای بدوی ابتدا باید دادخواست تجدیدنظر را مطابق با مقررات قانونی، تنظیم و به دادگاه تجدیدنظر تقدیم نماید.براساس ماده ۳۴۱ این قانون، در دادخواست تجدیدنظرخواهی باید نکات زیر قید شود:1- نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.2- نام و نام خانوادگی، اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخوانده.3- حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده است.4- دادگاه صادر کننده رای5- تاریخ ابلاغ رای6- دلایل تجدیدنظرخواهیطبق ماده 342، هرگاه دادخواست دهنده عنوان قیمومت یا ولایت یا وصایت یا وکالت یا مدیریت شرکت و امثال آن را داشته باشد، باید رونوشت یا‌ تصویر سندی را که مثبت سمت او می ‌باشد، پیوست دادخواست نماید و طبق ماده 343، دادخواست و برگه ای پیوست آن باید در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف به‌ تعداد آنها به علاوه یک نسخه باشد.همچنین اگر مشخصات تجدیدنظر خواه در دادخواست معین نشده و معلوم نباشد که دادخواست دهنده چه کسی می ‌باشد یا اقامتگاه او معلوم ‌نباشد و قبل از انقضای مهلت، دادخواست تکمیل یا تجدید نشود، پس از انقضای مهلت، طبق ماده 345 قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست یادشده به ‌موجب قرار دادگاهی که دادخواست را‌ دریافت نموده رد می‌ گردد. این قرار نسبت به اصحاب دعوا ظرف ده روز از تاریخ الصاق به دیوار دادگاه قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر، خواهد بود.تعیین صلاحیت دادگاه تجدیدنظرطبق ماده ۳۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، همچنین ماده 27 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که دادگاه رسیدگی ‌کننده خود را صالح به رسیدگی نداند با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادگاه ذیصلاح ارسال‌ می ‌نماید، چنانچه دادگاه مرجوع ‌الیه ادعای عدم صلاحیت را نپذیرد پرونده جهت حل اختلاف توسط دادگاه مرجوع ‌الیه به دادگاه تجدیدنظر استان‌ارسال می‌ شود.‌تبصره – در صورتی که اختلاف صلاحیت بین دادگاه ‌های دو حوزه قضایی از دو استان باشد مرجع حل اختلاف دیوان عالی کشور خواهد بود.‌طبق ماده ۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی به ‌قرارهای عدم صلاحیت در دادگاه تجدیدنظر استان و دیوان‌ عالی کشور، خارج از نوبت خواهد بود و طبق ماده ۳۰ این قانون، هرگاه بین دیوان عالی کشور و دادگاه تجدیدنظر استان و یا دادگاه تجدیدنظر استان با دادگاه بدوی درمورد صلاحیت اختلاف شود حسب ‌مورد، نظر مرجع عالی لازم‌ الاتباع است.رسیدگی در دادگاه تجدیدنظرپس از آنکه تجدیدنظرخواه دادخواست تجدیدنظر را در مهلت مقرر قانونی به دادگاه تجدیدنظر تقدیم کند، به دادخواست تجدیدنظر طبق قانون آیین دادرسی مدنی به شرح زیر رسیدگی خواهد شد:طبق ماده 349 قانون آیین دادرسی مدنی، مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می‌ نماید.براساس ماده 351، چنانچه دادگاه تجدیدنظر در رای بدوی غیراز اشتباهاتی از قبیل اعداد، ارقام، سهو قلم، مشخصات طرفین و یا از قلم افتادگی در آن قسمت از خواسته که به اثبات رسیده اشکال دیگری ملاحظه نکند ضمن اصلاح رای آن را تایید خواهد کرد. همچنین در ماده 352، مقرر می دارد، هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد رای را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال می ‌دارد.طبق ماده 353، دادگاه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد، آن را تایید می ‌کند، در غیر این صورت پس از نقض، پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادرکننده قرار عودت می ‌دهد.در صورتی که دادگاه تجدیدنظر قرار دادگاه بدوی را در مورد رد یا عدم استماع دعوا به جهت یاد شده در قرار، موجه نداند ولی به جهات قانونی دیگر دعوا را مردود یا غیر قابل استماع تشخیص دهد، طبق ماده 355، در نهایت قرار صادره را تایید خواهد کرد.در نهایت پس از رسیدگی پرونده در دادگاه تجدیدنظر طبق ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می‌ نماید، در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.جهات تجدیدنظرخواهی حقوقیوکیل پایه یک دادگستری، در مورد تجدیدنظرخواهی تاکید می کند: تجدیدنظرخواه با وجود یکی از جهات تجدیدنظرخواهی می تواند به رای بدوی اعتراض کند.طبق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی، جهات تجدیدنظرخواهی حقوقی به قرار زیر است:الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاهب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهودج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازید - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأیه- ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی و یا مقررات قانونیتبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می ‌نماید.طبق ماده 330 قانون آیین دادرسی مدنی، آراء دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در امور حقوقی قطعی است، مگر در مواردی که طبق قانون قابل درخواست تجدیدنظر باشد. آرای قابل تجدیدنظرخواهی در امور مدنی در ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی مشخص شده است.جهات تجدیدنظرخواهی کیفریطبق ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری، جهات تجدیدنظرخواهی کیفری به شرح زیر است:الف- ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاهب- ادعای مخالف بودن رای با قانونپ- ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرست- ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازیتبصره- اگر تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آید، در صورت وجود جهت دیگر، به آن هم رسیدگی می ‌شود.همچنین آرای قابل تجدیدنظرخواهی در امور کیفری در ماده 232 قانون آیین دادرسی کیفری، بیان شده است.مهلت تجدیدنظرخواهی چقدر است؟بهترین وکیل آنلاین تجدیدنظرخواهی، در خصوص مهلت تجدیدنظرخواهی می گوید، یکی از مهمترین نکاتی که در خصوص اعتراض به رای بدوی و سایر مراحل دادرسی (فرجام خواهی، اعاده دادرسی) باید بدانید مهلت تجدیدنظرخواهی و اعتراض به رای صادره است، چرا که تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی خارج از مهلت مقرر قانونی اگر دلیل موجهی نداشته باشد، موجب رد تجدیدنظرخواهی می شود.طبق ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت درخواست تجدیدنظر اصحاب دعوا، برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است. همچنین طبق ماده ۳۳۷ این قانون، هرگاه یکی از کسانی که حق تجدیدنظرخواهی دارند قبل از انقضای مهلت تجدیدنظر ورشکسته یا محجور یا فوت شود، مهلت جدید از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار در مورد ورشکسته به مدیر تصفیه و در مورد محجور به قیم و در صورت فوت به وارث یا قائم‌ مقام یا نماینده قانونی وارث شروع می‌ شود.اگر سمت یکی از اشخاص که به عنوان نمایندگی از قبیل ولایت یا قیمومت و یا وصایت در دعوا دخالت داشته ‌اند قبل از انقضای مدت تجدیدنظرخواهی زایل گردد، طبق ماده 338 این قانون مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که به این سمت تعیین می ‌شود، شروع خواهد شد و اگر زوال این سمت به واسطه رفع حجر باشد، مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که از وی رفع حجر شده است، شروع می‌ گردد.تجدیدنظرخواهی پس از اتمام مهلتدر صورتی که طبق قانون تجدیدنظرخواه بخواهد پس از پایان مهلت مقرر به رای صادره از سوی دادگاه اعتراض کند باید دلیل موجهی داشته باشد. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که موجب عدم تقدیم دادخواست در مهلت تعیین شده است رسیدگی و در صورت عذر موجه نسبت به پذیرش دادخواست تجدیدنظر تصمیم‌گیری نماید.جهات عذر موجه به شرح زیر می ‌باشد:1- بیماری که مانع حرکت باشد.2- فوت یکی از والدین یا همسر یا فرزندان3- حوادث قهریه که بر اثر آن تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلت تعیین شده ممکن نباشد.4- بازداشت یا حبس بودن به طوری که نتوان در مهلت تعیین شده دادخواست تجدیدنظر را تقدیم کرد.بر اساس تبصره 2 ماده 13 قانون تجدیدنظر آرای دادگاه‌ ها، هرگاه ثابت شود که به علت قوه قهریه امکان استفاده از حق تجدیدنظرخواهی در مهلت ‌های تعیین شده نبوده است، ابتدای مهلت از تاریخ رفع ‌قوه قهریه خواهد بود.اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظرطبق ماده 378 قانون آیین دادرسی مدنی، طرفین دعوا، قائم مقام، نمایندگان قانونی و وکلای آنان و دادستان کل کشور می توانند به رای صادره از دادگاه تجدیدنظر در صورت وجود یکی از جهات فرجام خواهی در مهلت مقرر قانونی به دیوان عالی کشور که بالاترین مقام قضایی در کشور است، اعتراض کنند. طبق ماده 366، رسیدگی فرجامی عبارت است از تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.بهترین وکیل ایران و تهران در خصوص مهلت اعتراض به رای تجدیدنظر می گوید، مهلت اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر و تقدیم دادخواست فرجام خواهی به دیوان عالی کشور برای افراد مقیم ایران 20 روز از تاریخ ابلاغ رای تجدیدنظر و 2 ماه از تاریخ ابلاغ برای افراد مقیم خارج از کشور است.همچنین با توجه به اینکه شاکی یا خواهان، درخواست اعاده دادرسی، اعتراض ثالث یا فرجام خواهی داشته باشد و با توجه به حقوقی یا کیفری بودن و مالی یا غیرمالی بودن دعوی، هزینه اعتراض به رای دادگاه تجدیدنظر متفاوت خواهد بود.</description>
                <category>موسسه حقوقی دادآرمان</category>
                <author>موسسه حقوقی دادآرمان</author>
                <pubDate>Thu, 08 Feb 2024 14:37:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>