<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دها | ??? ????</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dahaasilzadeh</link>
        <description>t.me/Daha_inConsciousness</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 12:26:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2042644/avatar/dFVOeh.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دها | ??? ????</title>
            <link>https://virgool.io/@dahaasilzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فوبیای Taijin Kyofuso مختص ژاپنی ها چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dahaasilzadeh/%D9%81%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C-taijin-kyofuso-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-efvlyxacutbf</link>
                <description>همه از یه چیزی می ترسند.پس تو از چی می ترسی؟در اینجا نه از ترس های موقت بلکه از ترس هایی که می توانند به مدت طولانی و به صورت عمیق تر زندگی انسان را درگیر خود بکنند، صحبت می کنیم یعنی فوبیا ها!مثل ترس از ارتفاع، ترس از حشره ها، ترس از سوار شدن به هواپیما که فقط چند نوع از فوبیا هستند. اما اگر عمده ترین آن را بپرسید ترس عمیقی وجود دارد که بر جمعیت زیادی از دنیای مدرن تأثیر گذاشته است یعنی فوبیای اجتماعی یا اضطراب اجتماعی!فوبیای اجتماعی یا اضطراب اجتماعی که به خصوص بیشتر در جامعه توسعه یافتۀ آمریکا با این نوع فوبیا روبرو هستیم. اما این نوع ترس در فرهنگ های مختلف جلوه های متفاوتی از خود نشان می دهد. جامعه ژاپن یکی از آنهاست به طور کلی بیشتر ما ملت ژاپن را افرادی خجالتی و کمرو می شناسیم ولی از طرفی این ملت ترس اجتماعی مختص خود را دارند، Taijin Kyofuso اسم این ترس اجتماعی است به طور خلاصه TKS نامیده می شود.فرق بین این نوع فوبیای اجتماعی با فوبیای اجتماعی معمولی چیست؟ یا چرا ژاپنی ها فوبیای ویژه ای برای خود دارند؟ بیایید در موردش بحث کنیم.در معنای لغوی Kyofuso به معنی ترس از رابطه و در تعریف آن می گوییم «ترس فرد از شرم سار کردن طرف مقابلش به خاطر ویژگی های جسمانی اش»در تعریف عامی که ما مردم عادی از فوبیای اجتماعی داریم منظورمان وجود علائم هایی مانند دوری از انسان ها، فرار از محیط های اجتماعی، احساس خفگی و تپش قلب زیاد یا حتی حمله حاد شدید اضطراب در اجتماعات است.در آمریکا اضطراب اجتماعی شامل 18 % جمعیت مردم می شود و به همین دلیل به شایع ترین نوع اختلال تبدیل شده است. Taijin Koyofuso نیز بین 10% الی 20% جمعیت ژاپن را تحت تاثیر گذاشته است که یکی از گسترده ترین نوع اختلال ها در جامعه خود محسوب می شود. در یک اطلاع جالب این اختلال بیشتر در مردان مشاهده می شود تا زنان! در دنیای غرب برعکس این حاکم است. تفاوتی که با فوبیای اجتماعی شناخته شده در دنیای غرب دارد این است در غرب شخص به خاطر حس ترس از خجالت، به جای دیگران از مردم دوری می کند ولی در Taijin Kyofuso فرد در حالی که در یک محیط اجتماعی حضور دارد به خاطر ترس آزار دیگران توسط ظاهر فیزیکی اش از کنار آمدن با مردم اجتنباب می کند. به نوعی زبان بدنی فرد، حرکاتش، طرز لباس پوشیدنش، حتی بو دادنش به فرد چنین القا می کند که وجودش باعث شرمندگی دیگران می شود.در اصل این تفاوت ها را می توان در فرهنگ غرب و در فرهنگ آسیایی بهتر مشاهده نمود. دنیای غرب هرچقدر به زندگی فردی اهمیت می دهد، ژاپنی ها به همان اندازه بیشتر تمایل به زندگی کلکتیو و گروهی دارند. همین عامل سبب پدید آمدن فوبیای اجتماعی به صورت های گوناگون شده است.البته خود TKS به شکل های گوناگونی برای ما ظاهر می شود:Sekimen-kyofuترس از سرخ شدن صورت که به نوعی در فوبیای اجتماعی جوامع غرب نیز خودش را نشان می دهد.Shubo-kyofuوجود ایراد یا نقص بدن که از نظر فرد موجب آزار دیگران می شود. اختلال بدریخت انگار Body-Dysmorphic Disorder نیز از آن یاد می شود. یک اختلال روانی است که فرد برداشت اشتباه یا اغراق آمیزی از بدن خود دارد.Jikoshisen-kyofuترس از برقراری تماس چشمی با دیگران. این فاکتور را می توان در ارتباط با خود فرهنگ ژاپن توجیح کرد. در فرهنگ ژاپنی از کودکی به مردم ژاپن تعلیم داده می شود که از برقراری ارتباط چشمی مستقیم با افراد اجتناب کنند، چرا که این نوع رفتار بی ادبی محسوب می شود. محققان می گویند این گونه ترس را می توان به این رسم و عادت ژاپنی ها ربط داد. در فرهنگ غرب نیز قضیه برعکس عمل می کند. برقراری تماس چشمی با افراد ضروری و نماد احترام و عزت نفس فرد به طرف مقابلش است.Jikoshu-kyofuترس از بو دادن شدید بدن که باعث اذیت دیگران می شود. سندروم مرجع بویاییOlfactory reference syndrome سندرومی که به موجب آن افراد تصور می کنند بوهای ناخوشایند و غیرعادی از آنها ساطع می شود. در ضمن احتمال این نیز وجود دارد که در بین کاتگوری های گفته شده فرد می تواند یکی یا همه آنها را تجربه کند. اگر از این جهت نگاه کنیم میزان شدت فوبیا نیز در سطوح مختلف تغییر می کند. این سطح ها چنین تعریف شده اند:سطح اول: حالت زودگذر که بیشتر اوقات در جوانان قابل مشاهده است.سطح دوم: موضوع صحبت تبدیل شدن ترس به فوبیا است که قبل از سی سالگی اتفاق می افتد.سطح سوم: فرد شروع به توهم و هذیان دیدن می کند. در این سطح دچار وسواس فکری درباره وجود نقض و کاستی در بدن خود می شود.سطح چهارم: در مرحله آخر ترسی که به فوبیا تبدیل شده است از حالت فوبیا درآمده و همراه علائم منجربه اختلال اسکیزوفرنی شده است.در Taijin Kyofuso علاوه بر فاکتورهای فرهنگی که از آن بحث شد، یک رویداد خجالت آور در مقطعی از زندگی فرد که اتفاق افتاده، می تواند جرقه ای از آغاز این فوبی باشد! به اتفاق های خجالت آوری که در میان اجتماع برای شما رخ داده است فکر کنید و همچنین به عکس العمل های آنها در برابر شما. بله متاسفانه افراد جامعه از آنچه که شما فکر می کنید می توانند ظالمانه و بی انصاف رفتار کنند. این رویدادها به خوبی نشان می دهد که برای بعضی از انسان ها قابلیت ایجاد تروما تا آخر عمر برای آنهاست.در این پژوهش به خاطر اسم فوبیا از روی ژاپنی ها مثال زدیم. اما بیایید با یک پژوهش جالب دیگر در ارتباط با این فوبیا ادامه بدهیم.روانشناسی به اسم Theodore Singelis در مورد سنجش خود تفسیری فرد یک پرسشنامه ای حاوی 30 سؤال طراحی کرد. در این پرسشنامه انسان ها به چگونگی تعیین کردن موقعیت خود نسب به روابط اجتماعی پرداخته می شود. گزینه ها برای پاسخ به صورت زیر می باشد:کاملا موافقمموافقممخالفمکاملا مخالفمدر سؤال های این پرسشنامه دو جمله مورد توجه ما قرار می گیرد. جمله اول و دوم به ترتیب :1_&quot;در اکثر موضوع ها با وجود داشتن تفاوت با دیگران و متفاوت زندگی کردن را دوست دارم.&quot;2_ &quot; در جامعه ای که به سر می برم حاضرم به خاطر منفعت جامعه از منفعت شخصی خودم بگذرم.&quot;این پرسشنامه در کشورهای گوناگون به اجرا درآمد ولی ما نمونه های کشور سوئیس و اندونزی را در نظر می گیریم.کشور اندونزی نیز همانند کشور ژاپن به منفعت های مشترک و گروهی اهمیتی قائل است و جامعه ای جمع گرا محسوب محسوب می شود. کشور سوئیس را کم و بیش می شناسیم فرهنگی که بیشتر فردگرایی در آن رواج دارد. به دو جملۀ بالا اندونزی ها با درصد بیشتری جواب مثبت (( بله به خاطر منفعت جامعه از منفعت خودم چشم پوشی می کنم.)) دادند. در مقابل آن درصد بیشتری از سوئیسی ها منفعت شخصی خود را مقدم شمردند.از این نتایج پژوهش می توان چند نکته استنباط کرد. یکی از این ها Taijin Kyofuso نه تنها مختص کشور ژاپن نیست بلکه به کشورهایی با فرهنگ جمع گرا نیز اطلاق می شود. و همچنین این تیپ فوبیاهایی بر مبنای ترس از خجالت زده کردن دیگران در این نوع فرهنگ ها بیشتر و غالب تر از بقیه فرهنگ ها است. وقتی از چارچوب گسترده تری نگاه کنیم پی می بریم که چگونه فرهنگ، رفتار انسان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از غذا خوردن تا نحوه بلند شدنمان! فرهنگ هایی که به زندگی کلکتیو اهمیت می دهند نوعی رفتار اشخاص را قبلا تعیین می کنند.همان طور که گفتیم این رفتارها منجر به فوبیا در افراد می شود یا از آن بدتر تبدیل به آسیب هایی می شود که هرگز نمی توان آن را از زندگی فرد حذف کرد. به صورت عمده شاهده اعتماد به نفس پایین، افسردگی، اضطراب اجتماعی، احساس کمبودی همۀ این ها همراه با فشارهای اجتماعی زندگی یک انسان را به سمت و سوی نابودی می برد حتی مانع شکوفا کردن پتانسیل فرد می شود. حائز اهمیت است که باید اشاره کنم حس همبستگی، حس حمایتگری به هم دیگر، کمک های اجتماعی منظورمان این نیست، این ها خودشان برای ایجاد یک زندگی اجتماعی در جامعه ضروری و لازم هستند. منظور ما وجود موانعی برای اینکه فرد بتواند خودشکوفایی و خودش را پروش بدهد. عیب گویی، طرد شدن، افکار و باورهای فرد، ظاهرش و ... که سبب اجتناب فرد به پیوستن اجتماع می شود.شما خودتان به سؤال های بالا چطور پاسخ دادید؟ یا برای شما چه چیز در الویت قرار دارد؟ در قسمت نظرات بهم بگید.آدرس چنل تلگرام: t.me/Daha_inConsciousnessآدرس اینستاگرام: The__Daha</description>
                <category>دها | ??? ????</category>
                <author>دها | ??? ????</author>
                <pubDate>Fri, 10 Mar 2023 12:08:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنبش JUST STOP OIL# از جون آثارهای هنری مشهور دنیا چه می خواهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dahaasilzadeh/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-just-stop-oil-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-y25ccbdx1xbm</link>
                <description>Van Goghازش هنرمند مورد علاقه اش را پرسیدم.جواب داد: (( ون گوگ))گفتم:((چرا؟))گفت:(( تنها کسی بود که جرئت کرد گوش سمت چپ اش رو ببره ون گوگ بود!))بعد از مدتی با تن صدای متفاوت ادامه داد:(( به هر حال اونم یه فرد ناقصی بود. موقعی که در تیمارستان به سر می برد، نتوانسته بود خود نگاره ای که کشیده بود بدون داشتن گوش چپش به بقیه نشان دهد.))    یوسف آتیلگان، مرد ولگرد (صفحه 156)چندی پیش دو جوان در گالری ملی لندن به تابلوی مشهور «گل های آفتاب گردان» اثر ((ونسان ون گوگ )) نقاش معروف سبک پست امپرسیونیسم هلندی که با رنگ روغن در سال های 1886 تا 1889 روی بوم نقاشی کشیده شده بود با سوپ گوجه فرنگی حمله کردند. علاوه بر هنر دوستان، مردم عادی نیز که هنوز نتوانسته بودند احساس وحشت و شوک شان را نسبت به اتفاق افتاده شده کنترل کنند، سلسله ای از اتفاق های مشابه در نقاط مختلف رخ داد. در آلمان به نقاشی «» 110 میلیون دلاری اثر کلود مونه در سال 1890، با پوره سیب زمینی حمله شد. به دنبال آن نیز در هلند افراد با چسباندن صورت خود به تابلو «دختری با گوشواره» اثر یوهانس فرمیر، سبب ادامه این کنش شدند.انجام دهنده این کنش ها چه کسانی بودند؟این کنشگران عضو گروه فعال محیط زیست در بریتانیا JUST STOP OIL هستند که در 22 فوریه سال 2022 تأسیس شد. هدف اصلی این گروه متعهد کردن دولت بریتانیا به توقف صدور مجوز و تولید سوخت فسیلی جدید است.احساسی که برای اولین بار با شنیدن این خبر در بیشتر ما به وجود آمد غیرقابل توصیف است. حساسیت انسان نسبت به اشیاء کمیاب و نادر ناخواسته در درون او بمبی کاشته که حتی با خدشه دار شدن قسمت کوچکی از آن می تواند در هر لحظه او را منفجر کند! و اما در مورد این قضیه خراب کردن چنین آثار شاهکار و بی نظیری که هر نوع تکنولوژی هم به روی کار بیاید و همان گل های آفتاب گردان را بکشد و تحویل ما دهد باز هم آن بی همتایی اثر اصلی را نخواهد داشت، چه کسی حق محروم ماندن نسل آینده را از این شاهکار داده؟با پخش ویدئو پرتاب سوپ به نقاشی فضای مناقشه و بحث و جدل درباره این موضوع به وجود آمد. اگر قرار باشد عملی در خصوص اعتراض به تولید و مصرف فسیل ها یا باطل کردن مجوزها در این مورد، صورت بگیرد چرا اعمالی مثل راهپیمایی، آگاه سازی از طریق رسانه ها، اعتراضات در مقابل کارخانه ها، سخنرانی در میان مردم، برگزاری نشست ها با مقامات و... راه های معقول تری به حساب نمی آیند؟ ولی در نگاه اول کار فعالان محیط زیست خیلی بی ربط و احمقانه به نظر می رسد.قبل اینکه به جریان اعتراضات بپردازیم می خواهم توجه تان را به خود واکنشات هزارن نفر درباره همین جنجال در زندگی روزمره و فضای مجازی جلب کنم. به نظرتان چه عاملی باعث می شود که انسان در برابر آسیب رسیدن به یک آثار هنری از کوره در برود؟ برای چه واکنش های آن چنانی از سراسر دنیا دریافت کرد؟ مسئله ای که پیش می آید این است که چه چیز آثار هنری را حائز اهمیت می کند که واکنش انسان ها را بر می انگیزد؟والتر بنیامین فیلسوف معاصر آلمانی که در زمینه زیبا شناسی نظریه های متفاوتی دارد. در مورد حس نابی که با دیدن آثار هنری تجربه می کنیم از وجود آئورایی سخن می گوید که در همین حس نهفته است. منظور او صفتی از ابژه است که فراتر و عمیق تر از آنچه مشاهده می کنیم تجلی می شود. به عبارتی ساده تر فکر کنید هزاران کپی از آثار آفتاب گردان ون گوگ درست و تولید کنند طبیعتاً آن فردیت و اصالتی را که ون گوگ در هنگام کشیدن خود نقاشی به خرج داده بود، با آنها یکسان محسوب نخواهد شد. همین غیرقابل جایگزین بودنش آثار هنری را برای ما ارزشمند می کند. می توان گفت به خاطر همین است که انسان از خود در مقابل چنین اتفاق های مشابهی همانند رفتار و خشم کودک سه ساله را نشان می دهد که انگار عروسکش را گرفتند و او را از بازی کردن با عروسکش منع کردند.( پرتاب سوپ گوجه فرنگی به نقاشی گل های آفتاب گردان )طبق معمول برای نشان دادن عکس العمل به یک اتفاق و کنش ایجاد شده در پی آن، باید ارتباط معنایی وجود داشته باشد. اما کنش انجام شده برای جلب توجه مردم به تغییرات محیط زیست و آب و هوایی با هدف گرفتن آثار هنری چقدر ارتباط دارد؟ البته نمی شود به حسن نیت هر یک از این فعالان تردید کرد. طوری این کنش جلوه گر شد که انگار هدف رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته بود فعالان در حالی که می خواستند پیام خود را برسانند هدف این پیام هر چقدر هم که خوب باشد ولی اگر قرار بود برای رسیدن به این اهداف، بقیۀ ارزش ها زدوده بشوند پس این کنش ها هیچ نتایج اثر بخشی نخواهند داشت جزء آزار افراد هنر دوست!در فضای مجازی بیشتر کاربران به دو دسته تقسیم شدند. عده ای دلیل انجام این کار را چنین بیان کردند که چون خود ون گوگ در نقاشی اش از رنگ روغن استفاده کرده بود، می توان نوعی شکل اعتراض به تولید فسیل از طریق مواد (روغن) ارتباطی بین آنها پیدا کرد. عده ای دیگر چنین دلیل ارائه کردند که ون گوگ در طول زندگی خود در صنعت هنر جزو هنرمندان مطرح جامعۀ بورژوازی نبود. انگار به صورت غیرمستقیم اظهار نظر می کردند که اگر قرار باشد به آثار هنری آسیب برسانیم این آثار نباید از نقاشی های ون گوگ باشد!بعد از بازداشت شدن فعالان Just stop oil یکی از عضو این گروه در مصاحبه ای اعلام کرد که هیچ قصدی برای تخریب آثار هنری نداشتیم و قبل این کار از محافظت شدن نقاشی پشت قاب شیشه ای مطمئن و آگاه بودیم. فقط به چارچوب عکس آسیب کوچکی وارد شده است که قابل تعمیر و تعویض است. حرف های مشابهی از بقیه فعالان این گروه مبنی بر آگاهی از محافظت شدن آثار در گالری ها شنیده شد. چندین بار از آگاه بودن حفاظت شدن نقاشی تأکید کردند. خودشان هم احمقانه و پیش و پا افتاده بودن عمل شان را پذیرفتند. معلوم شد که پیام کنش صورت گرفته بعد از این مصاحبه واضح تر شد. هنگام آسیب رسیدن به یکی از آثار هنری چطور احساس خشم و عصبانیت در درون شما فعال می شود و این احساسات ناشی از بی همتایی و غیرقابل جایگزین بودن آثار است همین طور (خود طبیعت) که در حال حاضر در دست داریم یگانه و غیرقابل تعویض است.فکر کنید در یک طرف قضیه هنر که با آسیب آن به وحشت می افتیم [چه هنر دوست باشید چه هنر دوست نباشید] چون من گمان نمی کنم این همه واکنش ها فقط از سوی هنر دوستان باشد. و در طرف دیگر خود طبیعت که نماد زندگی است. در صورت تخریب و نابودی طبیعت، در نقطه ای که زندگی کردن دیگر امکان پذیر نیست. داشتن پدیده هایی مثل آثار هنری، ارزش های فرهنگی، گالری و موزه ها و... هیچ معنایی نخواهد داشت. به عبارتی دیگر کم کم شاهد آشکار شدن آن منطق پنهان قضیه هستیم. فعالان گروه Just stop oil خواسته شان به رخ کشیدن همین تجربۀ خاص مردم موقع نابودی یک آثار هنری در مقایسه با عکس العمل ما در صورت محو شدن طبیعت بود. طبیعتی که مثل بیشتر نقاشی های معروف دنیا هیچ تکنولوژی قادر به بازسازی آن نیست.همانطوری که مفهوم آنتروپوسین بازگو می کند مداخله و فعالیت های انسان به محیط زیست باعث شده توانایی کره زمین برای نظم بخشیدن به خود در معرض خطر قرار گیرد و به تدریج جانوران و گیاهان حیات خود را از دست می دهند، با این حال ما وقتی به یک نقاشی سوپ ریخته می شود وحشت زده می شویم. این کنش نوعی یک آزمایش اجتماعی شد طوری که حد مزخرف بودن سیستم ارزش گذاری ما را نشان داد. در حقیقت چطور می خواهیم در زمینۀ هنر آن فرهنگ و آداب و رسوم موجود که در تابلو نقاشی تجلی شده به نسل های آینده به ارث بگذاریم که در صورت عدم وجود طبیعت و حیات همچنین چیزی غیرقابل تصور است.کنش انجام شده توسط جوانان این پیام را در پی داشت که شما بزرگترها چطور محیطی برای نسل آینده به جا می گذارید ولی در مقابل آن برای آثارهای هنری و تاریخی سیستم امنیتی قوی تنظیم کرده اید. قرار دادن آنها در مکان هایی دور از دسترس مردم، طوری که برای بازدید از آنها باید مبلغی بپردازند و با فاصلۀ تعیین شده، همراه نگهبانان قابل رویت باشند! هدف به وجود آوردن همین احساس انزجار و هدایت کردن این احساس به پیام اصلی که در موضوع محیط زیست نیز همان احساس مشترک را داشته باشند.البته جسارت این جوانان بریتانیایی قابل تحسین و تقدیر است چرا که در کشوری مثل انگلیس که بچه هایشان از بدو تولد با هنر و فرهنگ بزرگ شده اند انجام این کنش سخت بوده است. شاید اگر از خود آنها بپرسم این آثار هنری بخش مهم و جداناپذیر از زندگی آنها محسوب می شوند میزان اضطراب و نگرانی آنها را هنگام پرتاب سوپ نمی توان حدس زد.پژوهش هایی که فعالان محیط زیست در رابطه با چنین کنش هایی انجام دادند به این نتیجه پی بردند که صورت گرفتن این کنش های بی مرتبط بر روی جامعه تأثیر منفی نمی گذارد بر عکس سبب به وجود آمدن گروه هایی همراه با کنش های میانه رو می شود. به نمودار نگاه کنید. اگر ما نقطۀ A را نقطۀ قبل از شروع کنش در نظر بگیریم و نقطۀ اوج B انجام کنش باشد همان طور که مشاهده می کنید بعد از اوج گرفتن، شدت کنش کمی کاهش پیدا کرده ولی این دفعه روند کنش نقطه C به صورت ملایم تر و بیشتر از نسبت به نقطه A به مسیرش ادامه می دهد.جنب دیگری که به نظرم نباید نادیده گرفته شود همین شیوۀ انجام کنش است. همه این کنشگران از محافظت شدن این آثار اطلاع داشتند و با تکیۀ بر همین اطلاع با شجاعت این کنش به وقوع پیوست. ولی به معنای این نبود که هیچ یک از آثار آسیب نخواهد دید به خصوص برای اشخاصی که صورتشان را به نقاشی دختری با گوشواره مروارید چسبانده بودند. ناخودآگاه به کسانی هم که می خواهند در زمینه ای کنش انجام دهند چنین القاء می شود که آن ها نیز هنر را هدف قرار دهند. شاید بقیۀ افراد به اندازۀ اعضای Just stop oil در این مورد محتاط نباشند و به قصد حمایت از کنش یک اثار هنری را به معنای واقعی از بین ببرند . البته دغدغه ای که به وجود می آورد این است که تا کی قرار است این کنش ها ادامه پیدا کنند؟ سبب وجود جنبش و حرکات و پیام های نامناسبی خواهد شد؟ یا با سوزاندن موزه ها به پایان خواهد رسید؟ چه کسی می داند!می توانم بگم این کنش دورویی بودنمان را خیلی خوب به رخ مان کشید. به عبارتی به ما نشان داد حساسیتی که در قبال هنر و نقاشی با الهام گرفتن از خود طبیعت می کشیم و دوباره با استفاده از خود طبیعت لوازم و مواد آن را تهیه می کنیم، داریم در برابر خود محیط زیست سر خم کرده ایم. هنرمند نقاشی های ون گوگ: alirezakarimimoghadam@برای دیدن ویدئو مصاحبه و کنش به تلگرام: t.me/Daha_inConsciousness</description>
                <category>دها | ??? ????</category>
                <author>دها | ??? ????</author>
                <pubDate>Sat, 11 Feb 2023 22:37:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>PLACEBO EFFECT چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dahaasilzadeh/placebo-effect-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ucyxahcv6nkg</link>
                <description>                                           Placebo Effect                                             اثرات پلاسیبو( اگر باور کنی، اثر خواهد گذاشت.) تا در طلب گوهر کانی کانی                                                       تا در هوس لقمۀ نانی                   این نکتۀ رمز اگر بدانی دانی                                                  هر چیز که در جستن آنی آنی      لزومی نیست که چقدر باید برای معروف بودن رباعی بالایی از مولانا تأکید کرد. ولی من می خواهم توجه شما را به مصراع آخر بیت معطوف کنم.«هر چیز که در جستن آنی آنی...»      همین بیت را در زندگی روزمرگی خود از اطرافیان زیاد می شنویم یا در موقعیت هایی که شرایط خارج از کنترل ماست و شروع به غر زدن می کنیم. از بقیه افراد جملاتی مثل ( به خودت تلقین نکن!، اگه همین طور فکر کنی همین اتفاق برات میفته، نگرش مثبت داشته باشی دنیا واست گل و بلبل میشه و...) همین جمله ها تا چه زمانی مؤثراند؟ تا چه حدی اثربخش اند؟ قابل اعتماد ترند؟ پاسخ این سوال ها در روشی به نام پلاسیبو {Placebo} جمع شده اند.تعریف اثر پلاسیبو:     پلاسیبو به فارسی دارونما، روش درمانی تلقینی محسوب می شود. در این روش درمانی پزشک یا فرد درمان کننده به بیمار دارویی غیر از داروی واقعی تجویز می کند، یعنی دارویی بی خاصیت برعکس داروهای واقعی که عوارض جانبی دارند مثل شکر یا شکلات و...داده و به بیمار وانمود می شود که با مصرف این قرص اثر فوق العاده ای در روند بهبودی او خواهد گذاشت. همان گونه که گفته شد داروی های پلاسیبو برخلاف داروهای واقعی ساختار شیمیایی بدن را عوض نمی کنند بلکه کل قضیه به ذهن برمی گردد!      اگر بخواهیم با خود روراست باشیم در واقع این روش درمانی نوعی فریب ذهن است. پلاسیبو به بیمار داده می شود و با تأیید اثربخش بودن آن از طرف تجویز کننده مسیر برای درمان بیمار هموار می شود. البته در این روش نقش کلیدی خود فرد و ذهنش است که اگر برای اثر داروها باور داشته باشد ذهن نیز همین را باور، و فکر می کند که واقعا دارویی را مصرف کرده است. در پی آن بخش های مشخصی از مغز فعال شده و شاهد ترشحات شیمیایی هستیم. نکتۀ عجیبی که از پلاسیبو کشف می کنیم قدرت شگفت انگیز ذهن است که اگر بخواهد قادر به انجام چه کارهای دیگری خواهد بود؟تاریخچه:     علاقۀ علمی به اثر پلاسیبو طی سی ساله گذشته به طور چشم گیری افزایش یافته است. برای سه دهه از سال 1977 تا سال 2006، تعداد استنادهای فهرست شده در PubMed (موتور جستجوی وبگاه در مورد رشته های علوم پزشکی و زیست شناختی) برای &quot;دارونما&quot; از 214 به 651 تا 1675 رسیده است. جی کاتز در سال 1984 نوشت &quot; پزشکان و بیماران ممکن است به تدریج متوجه شوند که اثر پلاسیبو جزء عمل پزشکی است که علم آن را تقویت می کند.&quot;      داروهای پلاسیبو برای اولین بار برای سنجش میزان تأثیر داروهای واقعی به کاربرده شد. مانند اینکه پزشکان برای تثبیت اثر داروهای واقعی از 100 نفر به 50 نفر داروی پلاسیبو و به 50 نفر دیگر داروی واقعی داده اند و روند بهبود را بررسی کردند. به طور تصادفی نتایج آزمایش چنین نشان داد علاوه بر کسانی که داروی واقعی دریافت کرده بودند بهبود یافتند بیمارانی نیز بهبود یافتند که از پلاسیبو استفاده کرده بودند! یعنی فکر کنید به عده ای داروی واقعی تزریق کردید و به بقیه پلاسیبو مثل شکلات، با این حال شاهد تندرستی هر دو گروه هستیم. برای گروهی که پلاسیبو دریافت کرده بودند پرسش هایی به وجود آمد از جمله دارونما ها واقعا اثربخش هستند؟ یا این گروه بر اساس یک قرارداد طبیعی بدون مصرف هیچ دارویی خود به خودی بهبود یافته بودند؟ سردرگمی پزشکان را می تونید حدس بزنید؟ هدف آزمایش طراحی شده ناگهانی جهتش را تغییر داده و با ارائه راهکار جدید همه را کنجکاو کرده بود.     با وجود افزایش توجه علمی برای اثر پلاسیبو، از جمله آزمایش های گسترده با هدف درک مکانیسم های نهفته در این پدیده، صورت گرفت. جدا از علاقه علمی به نوروبیولوژی اثر پلاسیبو، دلیل اصلی تحقیق در مورد این پدیده استفاده از قدرت فرضی اثر پلاسیبو برای افزایش نتایج درمانی در عمل بالینی است.توضیحات:       هم در پزشکی بالینی و هم در تحقیقات بالینی، انتساب قدرت به اثر پلاسیبو افزایش یافته است. همان طور که پاسخ های متعاقب درمان دارویی لزوما اثرات واقعی دارو را نشان نمی دهند، پاسخ ها به پلاسیبو نیز لزوما اثرات پلاسیبو را نشان نمی دهند. بیمارانی که دارونما را در عمل بالینی یا در آزمایش بالینی دریافت می کنند، ممکن است به دلایل مختلفی ( از طریق برخی مکانیسم های روانشناختی یا عصبی-بیولوژیکی) بین دارونما و نتیجه بهبود یافته باشند یا به نظر می رسد بهبود یافته اند.      باید به این مسئله پاسخ داد انسان ها با دریافت پلاسیببو که فاقد ایجاد تغییراتی در کارکرد زیستی بدن با واکنش های شیمیایی هستند با این حال نتایج مشابهی با داروهای شیمیایی دارند. می توان این موضوع را به شرطی سازی ربط داد. { شرطی سازی یک نوع نظریۀ یادگیری است که توسط فیزیولوژیست روسی ایوان پاولف پیشنهاد شد. در این نوع یادگیری یک محرک مستقیم همراه با یک محرک بی اثر به فرد ارائه می شود، در صورت متوالی بودن این کار محرک بی اثر به تنهایی می تواند نقش محرک مستقیم را ایفا کند.} همچنین در اثر پلاسیبو، پلاسیبو نقش دارو را بازی می کند. یعنی طبق معمول فرد در حالت بیماری دارو مصرف می کند و بر این باور است که با مصرف دارو خوب خواهد شد همین عمل در پلاسیبو نیز قابل رأیت است. در مغز موقع مریضی هر چیزی راکه از بیرون به عنوان تقویت کننده دریافت می کند در صورت وجود اعتقاد به درمان، نوعی شرطی سازی در آن (مغز) ایجاد می شود. در هنگام خوردن قرص مغز فقط به چیزی که دریافت کرده تمرکز می کند نه به ماهیت آن! به خاطر همین شرطی سازی بهبود اتفاق می افتد.      در طی این فرایند سه عامل در کار است باور، شرطی سازی، انتظار، انگار همین سه عامل باعث می شود روند درمان به خوبی پیش برود نه داروهایی که مصرف می کنیم! هر چی هم باشد عجیب و غریب بودن این روش کاملا محسوس است. پژوهشگران برای کشف قدرت ذهن و اثر پلاسیبو تحقیقاتی گسترده انجام می دهند. شاید بتوان گفت اگر پژوهش های بدست آمده در سمت تأیید اثر پلاسیبو باشد در آینده می توان به جای داروهای واقعی از آنها استفاده کرد. چرا که نه؟ زیرا هیچ گونه عوارض جانبی برای بیمار ندارند و مهم ترین دلیل برای انتخاب محسوب می شوند.اگر موقع دریافت پلاسیبو، بیماران از پلاسیبو بودن آن اطلاع داشته باشند باز هم مؤثر واقع می شود؟      یک سؤال چالش برانگیز در ذهن ایجاد می شود که موقع دریافت پلاسیبو، بیماران از  آن اطلاع داشته باشند باز هم اثر دارد؟ به طور شگفت انگیزی در یک مطالعه جدید در The Public Library of Science ONE نشان می دهد که دارونما حتی زمانی که مردم می دانند قرص هایی بدون مادۀ فعال دریافت می کنند، همچنان کار می کنند. دانستن این نکته مهم است زیرا دارونماها بیشتر از آنچه مردم فکر می کنند تجویز می شوند.چند نمونه مطالعاتی در ارتباط با پلاسیبو:میگرن      یک مطالعه در سال 2014 توسط منبع معتبر ارزیابی کرد که چگونه برچسب گذاری داروها بر میگرن اپیزودیک در 66 نفر تاثیر می گذارد. این مطالعه به این صورت تنظیم شد:     از شرکت کنندگان خواسته شد برای شش دوره مختلف میگرن یک قرص مصرف کنند. در طول این دوره ها، به آنها دارونما یا داروهای میگرن به نام Maxalt داده شد. برچسب گذاری قرص ها در طول مطالعه متفاوت بود، آنها می توانند به عنوان دارونما یا  Maxalt یا هر یک از آنها (خنثی) برچسب گذاری شوند.     از شرکت کنندگان خواسته شد تا شدت درد را 30 دقیقه پس از دوره میگرن ارزیابی کنند، قرص تعیین شده خود را مصرف کنند و سپس 2.5 ساعت بعد شدت درد را دوباره ارزیابی کنند.     محقفان دریافتند که انتظارات تعیین شده توسط برچسب قرص ( دارونما، Maxalt یا خنثی) بر شدت درد گزارش شده تأثیر دارد. در این نتایج آنده است: همان طور که انتظار می رفت، Maxalt تسکین بیشتری نسبت به دارونما ارائه کرد. با این حال، مشاهده شد که قرص های دارونما نسبت به کنترل بدون درمان تسکین بیشتری می دهند. این اثر به قدر قوی بود که Maxalt برچسب گذاری شده به عنوان دارونما رتبه بندی شد تا تقریباً همان مقدار تسکین را با دارونمایی که به عنوان Maxalt برچسب گذاری شده بود، ارائه داد.خستگی ناشی از سرطان     خستگی ممکن است همچنان یک علامت ماندگار در برخی از بازماندگان سرطان باشد. مطالعه ای در سال 2018 به بررسی اثرات دارونما در مقایسه با درمان معمولی در 74 بیمار مبتلا به سرطان پرداخت. مطالعه به شرح زیر تنظیم شد:     به مدت 3 هغته، شرکت کنندگان یا قرصی دریافت کردند که آشکارا به عنوان دارونما برچسب گذاری شده بود یا درمان خود را طبق معمول دریافت کردند. پس از 3 هفته، افرادی که قرص های دارونما مصرف می کردند، مصرف آنها را متوقف کردند. در همین حال، کسانی که درمان معمولی را دریافت می کردند، گزینه ای برای مصرف قرص های دارونما به مدت 3 هفته داشتند.      پس از پایان مطالعه، محققان مشاهده کردند که دارونما، علیرغم اینکه به عنوان چنین برچسب گذاری شده بود، بر هر دو گروه از شرکت کنندگان تاثیر داشت. نتایج این بود: پس از 3 هفته، گروه دارونما بهبود علائم را در مقایسه با افرادی که طبق معمول درمان می کردند، گزارش کردند. آنها همچنین به گزارش بهبود علائم طی 3 هفته پس از قطع دادند. افرادی که طبق معمول تحت درمان قرار گرفتند و تصمیم به مصرف دارونما به مدت 3 هفته گرفتند، پس از 3 هفته نیز بهبودی در علائم خستگی خود گزارش کردند.افسردگی       مطالعه ای در سال 2015 اثر دارونما را در 25 فرد مبتلا به افسردگی مورد بررسی قرار داد. شرکت کنندگان در حال حاضر هیچ داروی دیگری برای افسردگی در آن زمان مصرف نمی کردند. این مطالعه به این صورت تنظیم شد:     هر شرکت کننده قرص های دارئما را دریافت کرد. با این حال، برخی به عنوان یک داروی ضد افسردگی سریع الاثر( دارنما فعال) در حالی که برخی دیگر به عنوان دارونما (دارونما غیرفعال) برچسب گذاری شدند. هر گروه به مدت یک هفته قرص ها را مصرف کردند.       در پایان هفته، یک اسکن PET فعالیت مغز را اندازه گیری کرد. در طول اسکن، گروه دارنما فعال یک دارونما تزریق کردند و به آنها گفته شد که ممکن است خلق و خوی آنها را بهبود ببخشد. گروه دارونما غیرفعال هیچ تزریقی دریافت نکردند.       دو گروه برای یک هفته دیگر انواع قرص ها تغییر دادند. دومین اسکن PET در پایان هفته انجام شد. سپس تمام شرکت کنندگان به مدت 10 هفته تحت درمان با داروهای ضد افسردگی قرار گرفتند.       محققان دریافتند برخی از افرادی که اثر دارونما را تجربه کرده اند و این اثر بر فعالیت مغز و پاسخ آنها به داروهای ضد افسردگی تأثیر می گذارد. نتایج این بود که: هنگامی که افراد دارونما فعال مصرف می کردند، کاهش علائم افسردگی گزارش شد. مصرف دارونما فعال (از جمله تزریق دارونما) با اسکن PET همراه بود که نشان دهنده افزایش فعالیت مغز در مناطق مرتبط با تنظیم احساسات و استرس بود. افرادی که افزایش فعالیت مغز را در این ناحیه تجربه کردند، اغلب پاسخ بهتری به داروهای ضد افسردگی مورد استفاده در پایان مطالعه داشتند.روانشناسی چگونه اثر پلاسیبو را توضیح می دهد؟      اثر دارونما نشان دهنده یک ارتباط بین ذهن و بدن است که هنوز به طور کامل درک نشده است.      ما می دانیم که اثر دارونما می تواند منجر به آزاد شدن مولکول های کوچک مختلف مانند انتقال دهنده های عصبی (نوروترانسمیترها) و هورمون ها شوند. سپس این ها می توانند با سایر قسمت های بدن تعامل کنند و تغییراتی ایجاد کنند. با این حال، ما هنوز باید جزئیات بیشتری در مورد ویژگی های این تعاملات پیچیده کار کنیم.                                             Nocebo Effect                                        اثر نوسیبو چیست؟      توجه به این نکته مهم است که همه اثرات دارونما مفید نیستند. در برخی موارد، علائم ممکن است به جای بهبود در هنگام دریافت دارونما بدتر شود، این اثر نوسیبو نامیده می شود. اثر نوسیبو را می توان در مقابل اثر پلاسیبو به کار برد.       زمانی اتفاق می افتد که انتظارات منفی درباره درمان سبب می شود که درمان تأثیر منفی بیشتری نسبت به موارد دیگر داشته باشد. اثر پلاسیبو زمانی رخ می دهد که انتظارات مثبت نتیجه را بهبود بخشد. همچنین تحقیقات نشان داده است که تحریک اثر دارونما ممکن است اثر نوسیبو را کاهش دهد و همچنین القای خلق و خوی مثبت می تواند اثرات مشابهی داشته باشد. با کمال تعجب، نشان داده شده است که گران‌تر به نظر رسیدن داروها باعث افزایش اثر نوسیبو می شود.       یک مقاله که 31 مطالعه را در مورد اثرات نوسیبو مورد بررسی قرار داد، طیف وسیعی از علائم را گزارش کرد که می‌تواند به صورت عوارض نوسیبو از جمله تهوع، درد معده، خارش، نفخ، افسردگی، مشکلات خواب، از دست دادن اشتها، اختلال عملکرد جنسی و افت فشار خون شدید ظاهر شود.آیا روش درمانی پلاسیبو از منظره اخلاقی چگونه توجیح می شود؟      در حالی که اثر دارونما در بسیاری از سناریوها مشاهده شده است، ولی مطالعات ادامه دارد و ما هر سال بیشتر درباره آن یاد می گیریم.      از سوی دیگر، استفاده سنتی از دارونماها و درمان های دارونما در عمل بالینی از منظر اخلاقی به عنوان فریبنده مورد انتقاد قرار گرفته است، بنابراین استقلال بیمار را نقض می کند و رضایت آگاهانه را به خطر می اندازد. واضح است که توجه نسبتا کمی به این موضوع شده است که آیا و چگونه درمان هایی که اثر دارونما را تحت تأثیر قرار می دهند، ناشی از انتظارات یا شرطی سازی بیمار، می توانند بدون فریب اجرا شوند یا خیر.       خلاصه همان طور که اشاره شد اکثر اتفاق هایی که در بدن رخ می دهند، به مغز انسان مرتبط است. در اثر پلاسیبو با کوچکترین باور به بهبود، فرد بدون احساس درد سلامتش را بدست می آورد. یعنی همین باور می تواند انسان ها را از موقعیت آشفته زا نجات دهد. اما متأسفانه در همین حال کلاهبرداری ها وارد عمل می شوند. کلاهبردارها با ارائه پیشنهادهای راه گشا برای مشکلات مردم از منظره خودشان و با برچسب زدن به این راه حل ها مثل تراپی، روش درمانی و... نوعی مسیر درمان به درمان جویان نشان می دهند. به طور کلی روش هر چیزی باشد در اصل اثر پلاسیبو باعث سلامت می شود. برای مثال موقعی که افراد با توجه به سخن دیگران از اثربخش بودن چنین روش هایی تأیید دریافت می کنند، میل به انجام آن کار در آنها زیاد می شود.       افراد کلاهبردار با سوء استفاده از اعتقادات و انتظارات مردم نسبت به بهبود یافتن، آنها را در دام خود می اندازند. فالگیری، اوستئوپاتی، آکوپونکتور، آسترولوژی، حتی بکارگیری مذهب افراد، هر کسی با روش خود درمان جویان را فریب می دهد. ولی نکته ظریفی که در این میان وجود دارد این است که افراد مراجع با این حال که فریب خورده بودند باز هم تأثیر مثبت آنها را اذعان می کردند. امروزه در فضای مجازی زیاد می بینیم اکانت های فروشی دستبند یا گردنبند برای رفع استرس، اضطراب، ترس، بی دقتی و... فعالیت می کنند و استقبال زیادی نیز از آنها می شود. همچنین نشانه هایی سؤال پیش می آورد که آیا برای بهبود یافتن، حاضر هستیم به دروغ و فریب اجازۀ ورود به زندگی خود دهیم؟ پاسخ این سؤال را به عهدۀ خود شما می سپارم.      به عبارتی اثر دارونما در ایدئولوژی پزشکی علمی کاهش یافته است. هنر پزشکی، همان طور که در پتانسیل درمانی برخورد بالینی منعکس شده است، در پی پیشرفت های شگرف در علم و فناوری پزشکی به حاشیه رانده شده است.منابع مورد استفاده:health.com placebo effect: what it is, examples, and more- healthlinechiro.org-Reconceptualizing the Placebo Effectآدرس کانال تلگرام: t.me/Daha_inConsciousness</description>
                <category>دها | ??? ????</category>
                <author>دها | ??? ????</author>
                <pubDate>Mon, 06 Feb 2023 01:22:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>