<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دانیال نوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@danialnoori</link>
        <description>لپتاپ به دوش! قبلا مدیر محصول @دلیوری هیرو، گروه اسنپ و بیمه بازار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:56:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3616/avatar/WReWQp.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دانیال نوری</title>
            <link>https://virgool.io/@danialnoori</link>
        </image>

                    <item>
                <title>میدوجورنی، ولی بهتر: چجوری پرامپت بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%B1%D9%86%DB%8C-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-wffm0imlqmz8</link>
                <description>سلام ملت.یکی از ابزارهایی که اخیرا خیلی استفاده میکنم میدجورنیه. کسایی که توی مارکتینگ کار میکنن میدونن که چقدر پیدا کردن عکس/تصویر مرتبط و با کیفیت و البته بدون کپی رایت چقدر پیچیدس. و یه بخش خیلی مهم از نوشتن کانتنت، داشتن تصاویریه که جلب توجه میکنن.توی این مطلب فرضم اینه که بلدین چجوری از میدجورنی استفاده کنین و من فقط یه چند تا پیشنهاد برای نوشتن پرامپت های بهتر بهتون میدم. اگر هنوز موفق نشدین توی میدجورنی عکسی تولید کنین، بگین که یه مطلب هم در مورد شروع کار بنویسم.خب، با یه مثال شروع میکنم.عکس گلشیفته فراهانی با میدجورنیاین عکس از گلشیفته فراهانی  با میدجورنی درست شدهاول کل پرامپت رو مینویسم و بعد سعی میکنم بخش های اصلیش رو توضیح بدم:** نکته: قبل از اینکه کل این پرامپت رو کپی کنین، این رو در نظر بگیرین که الزاما همه ی کیورد هایی که داخل این پرامپت نوشته شده توی تصویر به کار گرفته نشده و شاید بتونین با یه پرامپت خیلی کوتاه تر هم همین تصویر رو به دست بیارین. اما همیشه اضافه کردن جزییات از رندم شدن تصویر جلوگیری میکنه.Capturing Golshifteh Farahani in a mesmerizing moment as she takes the spotlight on a tuk-tuk adorned with vibrant colors. Dressed in a lively and colorful Indian outfit, golshifteh farahani&#x27;s performance is enhanced by the energetic atmosphere of her surroundings,ultra wide angle, Cinematic Lighting, FKAA, TXAA, RTX, SSAO, Post Processing, Post-Production, Full color, HDR, Realistic,8k, Color Grading, portrait ¾r-detailed, beautifully color-coded, insane details, intricate details, beautifully color graded, Editorial Photography, Photography, Photoshoot, Shot on 70mm lens, Depth of Field, Bokeh, DOF, Tilt Blur, Shutter Speed 1/1000, F/22, White Balance, 32k, Super-Resolution, Megapixel, ProPhoto RGB, VR, Good, Massive, Halfrear Lighting, Backlight, Natural Lighting, Optical Fiber, Studio Lighting, Soft Lighting, Volumetric, Contre-Jour, Beautiful Lighting, Accent Lighting, Global Illumination, Ray Tracing Global Illumination, Optics, Scattering, Glowing, Rough, Shimmering, Ray Tracing Reflections, Lumen Reflections, Screen Space Reflections, Diffraction Grading, Chromatic Aberration, GB Displacement, Scan Lines, Ray Traced, Ray Tracing Ambient Occlusion, Anti-Aliasing, Shaders, OpenGL-Shaders, GLSL-Shaders, Cel Shading, Hyperrealistic Sharp focus Rim lighting Soft lighting Volume Surreal Realistic CGI Fantastic backlight HDR Studio light, Tone Mapping, CGI, VFX, SFX, insanely detailed and intricate, hypermaximalist, elegant, hyper realistic, --ar 16:9 --v 5اول از همه یه سری نکات که تجربیات نسبتا محدود خودمه رو بگم:۱/ ورژن ۵ با اختلاف از ورژن قبلی تصویر های بهتری تولید میکنه. یکی از مهمترین تفاوت هاش انگشت های دسته! ورژن های قبلی به طرز عجیبی انگشت های آدما رو بد تصویر میکردن.۲/ هر چقدر جمله هاتون دقیق تر و توضیحی تر باشه نتیجه بهتر میشه. مثلا، به جای اینکه بگین: تصویر با کیفیت، بگین: تصویر با نورپردازی قرمز و دوربین فلان و...۳/ اگه خیلی تصویر دقیقی از چیزی که میخواین توی ذهنتون ندارین، بهتره از یه سری تمپلیت هایی که موجوده برای پرامپت نوشتن استفاده کنین و همونا رو ادیت کنین. از صفر پرامپت نوشتن خیلی پیچیده اس. مثلا همین چیزی که من گذاشتم رو میتونین کپی کنین.بررسی بخش های مختلف پرامپتکلا پرامپت ها سه بخش دارن۱- توصیف عکس: کی توی تصویره؟ چی اطرافشه؟ چه چیزایی دیده میشن؟ مثال: Capturing Golshifteh Farahani in a mesmerizing moment as she takes the spotlight on a tuk-tuk adorned with vibrant colors. Dressed in a lively and colorful Indian outfit, golshifteh farahani&#x27;s performance is enhanced by the energetic atmosphere of her surroundingsاینجا، من نوشتم که گلشیفته باید توی تصویر باشه، و باید تصویر توی یه توک توک (این موتورای هندی طور) نشسته باشه و نوع لباسش رو تشریح کردم.۲- توصیف استایل/کیفیت/زاویه تصویر: از چه زاویه ای عکس گرفته شده؟ کارتونیه/نقاشیه/عکسه؟ مثال:ultra wide angle, Cinematic Lighting, FKAA, TXAA, RTX, SSAO, Post Processing, Post-Production, Full color, HDR, Realistic,8k, Color Grading, portrait ¾r-detailed, beautifully color-codedمابقی پرامپت همش جزییات تصویربرداری رو شرح میده. مثلا این بخشی که اینجا براتون نوشتم، توضیح میده که تصویر باید از زاویه ی بیرونی گرفته بشه و نورپردازی سینماتیک داشته باش و بعد نوع دوربین، کیفیت تصویر، نوع رنگ، سرعت شاتر تصویر واقعی پردازانه بودن و... شرح داده شده. توجه کنین که تغییر دادن هر بخش کوچیک از پرامپت ممکنه نتیجه رو به کلی تغییر بده. بیاین مثلا یه تغییری توی پرامپت بدیم:۳- پارامتر های تصویر: پارامتر هایی که ویژگی های عکس تولید شده رو تشریح میکنن. مثلا سایز تصویر، ورژن استفاده شده، کیفیت عکس و ...لیست کامل پارامپتر ها رو میتونین اینجا ببینین: https://docs.midjourney.com/docs/parameter-listخلاصه اینکه، بی نهایت کارهای جذاب میشه با میدجورنی انجام داد.تصور کنین چقدر میتونین توی دیزاین ها ازش ایده بگیرین، یا توی طراحی خونتون یا مدل پردازی و یا حتی تبلیغات. یه چند تا نمونه اینجا میذارم از پرامپت ها و نتیجه هاشون تا شاید شما هم بخواین امتحانشون کنین:تصویر توسط میدجورنی تولید شدهپرامپت: (قسمت هایی که هایلایت کردم رو با دقت یه کم بیشتر بخونین)A goddess like beautiful woman with long black hair, wearing a crop top black&amp; white striped tight, red skirt, high heels, abstraction texture grunge painting, Pintura Graffiti, Abstract Portrait Painting, by banksy, greg rutkowski, by greg tocchini, by james gilleard, by joe fenton, by kaethe butcher, insanely detailed, front view, symmetrical, concept art, abstract, artistic, 8k, cinematic, trending on artstation, unreal engine 5, ultra sharp focus, highly detailed, vibrantیکی از قسمت های خیلی مهم این پرامپت اسم بردن از یک آرتیسته که به میدجورنی کمک میکنه استایل رو شناسایی کنه و شبیه اون ترسیم کنه. مثلا اگه توی پرامپت بنویسین داوینچی، میفهمه که باید تصویر رو شبیه به تصویرپردازی های داوینچی کنه.یک مثال دیگه که مثلا برای تولید تصویر واقعی میشه ازش استفاده کرد:میدجورنی صاحب این عکسهپرامپت:Photo of a female detective wearing a tuxedo over a catsuit of black latex, and vintage leather gloves. sitting inside a french Cafe. 40s movie still. Photography, film, sony, portra, kodak Polaroid 3200dpi scan medium format film Portra 800تصاویری که میشه تولید کرد انتها نداره، اما متاسفانه انرژی من داره.** این پست رو در حالت خستگی نوشتم. اگه ایراد املایی یا نوشتاری دیدین بهم بگین لطفا.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Wed, 03 May 2023 16:52:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان خرید یک وبسایت از فلیپا - آپدیت ۴</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%84%DB%8C%D9%BE%D8%A7-%D8%A2%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%DB%B4-hpelnj07irky</link>
                <description>سلام ملت.من حدودا ۴ سال پیش یک وبسایت از فلیپا خریدم و یه مسیر نسبتا طولانی ای رو برای رشدش طی کردم. هدفم هم این بود که از زندگی کارمندی و rat race فرار کنم (این حالا خودش داستانش طولانیه)میتونین آپدیت های قبلی رو اینجا بخونین:داستان خرید یک وبسایت و تبدیلش به منبع درآمد ماهیانه ۵۰۰ دلارداستان خرید سایت و تبدیلش به منبع درآمد ماهانه ۳۰۰۰ دلار - آپدیت ۲داستان خرید یک سایت و Passive Income - آپدیت ۳از آپدیت قبلی ای که نوشتم قریب به یک سال و نیم میگذره و توی این فاصله اتفاقات زیادی افتاد. سعی میکنم توی این متن بیشتر روی سایت اصلی (بزرگترین سایتم، همون سایتی که این آپدیت ها رو باهاش شروع کردم) تمرکز کنم و فقط دیتاهای اون رو اینجا بذارم.نمودار درآمدنمودار درآمد و تعداد تبلیغات نشون داده شده در   ۱۵ ماه گذشته - از آخرین آپدیتگوگل توی تاریخ می ماه سال پیش یه آپدیت جدید داد که به شدت به رشد این وبسایت کمک کرد. من هم مدام کانتنت جدید به سایت اضافه کردم و بخش های جدیدی از جمله یه سابدامین جدید برای یک کتگوری جدید اضافه کردم. این تغییرات در مجموع باعث شد که تا آخر سال ۲۰۲۲، ترافیک به ۲۲۴ هزارتا در ماه برسه و درآمدش به ۲۴,۵۹۲ دلار رسید. برای یاداوردی، این درآمد به دلار سنگاپوره و تبدیلش به دلار آمریکا میشه ۱۸,۱۶۲. میتونین مسیر رشد درامدش رو توی ماه های گذشته توی چارت بالا ببینین.یک چیزی که قابل توجهه، افت شدیدش بعد از کریسمسه. این ترکیب دو تا اتفاقه.۱/ آخر هر سال، اوج تراکنش های اقتصادیه و بنابراین درامد تبلیغات خیلی بالا میره و همیشه این رشد، بعد از اتمام سال و کریسمس میخوابه و تبدیل به افول شدید میشه۲/ گوگل یه آپدیت جدید داد که باعث شد بخشی از صفحات من رنکشون رو از دست بدن - اینجا برای بحث های تکنیکالش جا نیست :دیدر مجموع این سایت توی سال ۲۰۲۲، ۱۴۶,۴۵۲ دلار درآمد داشت که قریب به ۹۸٪ اون سود بوده. اتفاقات قابل توجه:۱/ همونطور که توی چارت مشخصه، توی دو ماه آپریل و می سال ۲۰۲۲، درآمد افت شدیدی داشت. دلیلش این بود که بانک سنگاپور من، حسابم رو به دلیل ایرانی بودنم بست و حدودا یک ماه من بدون بانک بودم و نمیتونستم روی سایتم آگهی نشون بدم. برای گرفتن پولم مجبور شدم برگردم سنگاپور و همه ی پولا رو نقد از بانک بگیرم! این هم از زیبایی های پاسپورت ایرانی داشتنه...۲/ من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم این سایت رو برای فروش بذارم! برای این فروش از پلتفرم امپایر فلیپرز دارم استفاده میکنم. اونا ارزش گذاری رو انجام دادن و خودشون برای فروشش مارکتینگ میکنن و در ازاش، ۱۵ درصد قیمت فروش رو برمیدارن.صفحه ی فروش سایت منقیمت گذاری ای که برای سایت من انجام دادن، ۳۱۲ هزار دلاره که بر اساس درآمد ۱۲ ماه گذشته شه که میانگینش حدودا ۹ هزار دلار بوده (این دلار البته دلار امریکاس)دلیل اینکه میخوام سایت رو بفروشم اینه که میخوام کارهای جدید رو امتحان کنم و اصلا معنیش این نیست که به آینده ی سایت اطمینان ندارم. صرفا حس میکنم بعد از ۴ سال کار کردن روش، دیگه اون هیجان قبلی رو برام نداره. البته اگر خریداری که دنبالشم پیدا نشه به کار کردن روش ادامه میدم.زندگی شخصی:یکی از سوالایی که بعضی وقتا ذهنم رو درگیر میکنه اینه که آیا تصمیمم برای ول کردن شغلم با اون درآمد درست بوده یا نه؟ خصوصا اینکه توی کشور با ثباتی بودم و با مایندست سنتی ایرانی، &quot;آینده ی خوبی&quot; داشتم. طبیعیه که این شک و تردید و این نوع سوال ها، فقط زمان های ترس و اضطراب توی ذهنم شکل میگیره. وقتایی که حساب بانکیمو میبندن، یا وقتایی که ویزامون ریجکت میشه یا وقتی درامد سایتام شروع به افت میکنه. زمان هایی که عدم قطعیت زیاده. ولی خب &quot;قطعیت&quot; هیچوقت هدف من نبوده.من تقریبا ۲ سال پیش از محوطه ی امنم اومدم بیرون، نه به این دلیل که هدف یا مقصد قطعی ای داشتم، نه به این دلیل که میدونستم از زندگی چی میخوام، اتفاقا برعکس، به این امید که تجربه کنم و اون چیزی که از زندگیم میخوامو پیدا کنم و هر چند ریسکش رو درک میکنم، اما حس میکنم حداقل کاری که میتونم برای خودم انجام بدم اینه که امتحان کنم. تهش، بدون توجه به نتیجه اش، میتونم به خودم بگم که من تلاشمو کردم.اگه یه روز وقت داشتین این ویدیو رو ببینین:https://www.youtube.com/watch?v=e9dZQelULDk</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 19:11:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور میشه پروژه های رها شده رو خرید/فروخت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%AA-locfffgs5qms</link>
                <description>یکی از موفق ترین روش های درآمدزایی ای که تا الان انجام دادم، خریدن سایت/اپ/پروژه هاییه که به هر دلیلی صاحب قبلیشون اونا رو نخواستن. داستان یکیش رو اینجا نوشتم. چند وقت پیش به این فکر افتادم که همین کار رو توی ایران هم انجام بدم. قطعا توی ایران خیلی دولوپرها/کارآفرین هایی داریم که چند وقتی رو روی یه پروژه وقت میذارن ولی به هر دلیلی تصمیم میگیرن اونو ادامه ندن. خارج از ایران، هزاران پلتفرم وجود دارن که به اونا کمک میکنه این پروژه ها رو بفروشن. و از اون طرف، خیلیا هستن که توانایی رشد و درآمدزایی از این پروژه ها رو دارن و میخوان که اونا رو بخرن.چند تا نمونه از این پلتفرما فلیپا و امپایر فلیپرز و اکوایربیس و اینوستورز کلاب و هزارتا دیگه اس.من چند ماهی تمام تلاشم رو کردم مشابه این ها رو توی ایران پیدا کنم! میخوام تنیجشو باهاتون در میون بذارم.کلا ۲ تا سایت برای خرید و فروش این پروژه ها/سایت ها/اپ ها وجود داره که البته الان یکیشون تعطیل شده.یکیش یه سایتیه به اسم تاین و دیگری به اسم سدوفا (که الان دیگه وجود نداره).ولی بحث اینجا تموم نمیشه. ۲ تا مشکل خیلی اساسی توی این سایت ها وجود داره که نشون میده فرهنگ این خرید و فروش ها هنوز شکل نگرفته.۱/ مشکل اول: نبودن اطلاعات کافی برای انجام تحقیقاطلاعاتی که توی آگهی های این سایت ها گذاشته میشه بیشتر مشابه سایت دیوار/شیپور عه! طبیعتا کسی که میخواد سایت/بیزنسی رو بخره، نیاز به یک سری اطلاعات کامل در مورد ترافیک، ورودی ها، فروش، سود و... داره اما کوچیک ترین توضیحی در مورد این متریک های خیلی مهم توی آگهی های این سایت ها وجود ندار.این نمونش:اطلاعات ناقص و بدون سند و مدرک آگهی ها
توجه کنین که هیییچ سندی برای ترافیک، درآمد وجود نداره. فقط trust me bro۲/ فروشنده ها اصلا پاسخگو و در دسترس نیستنقاعدتا وقتی یه پروژه ای رو برای فروش میذارین باید انتظار داشته باشین چهار نفر بهتون مسج بدن و سوال بپرسن، اما توی این مواردی که من تست کردم، هیچکدوم جوابگو نبودن و یا زمان زیادی من رو معطل کردن.پدارم منو دور نندازخلاصه ی حرفم اینه که، اگر کسی سورس بهتری برای خریدن این نوع پروژه ها و سایت ها (حتی با درآمد کم) داره لطفا به من معرفی کنه و یا اگه خودتون پروژه ای دارین که میخواین بفروشین هم به من مسج بدین.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Mar 2023 18:44:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درآمدزایی آنلاین از کورا</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%A7-ckejeunjjkdt</link>
                <description>سلام به ۴ نفری که پست های من رو میخونن.همونطور که میدونین من بخش اعظمی از زندگیم رو صرف پیدا کردن راه های مخلف درآمدزایی کردم و پارسال این درآمد به حدی رسید که تونستم از شغلم استعفا بدم و صب تا شب سفر کنم.چیزی که میخوام امروز در موردش بنویسم یکی از روش های درآمدزایی ایه که ۴ سال پیش شروعش کردم و همون سال تونستم پول خوبی ازش در بیارم. هر چند میزان درآمدی که الان میتونین از این روش داشته باشین خیلی کمتر شده، ولی بسته به انتظاراتتون ممکنه ارزش امتحان کردن رو داشته باشه.کورا پارتنر پروگرمکورا پارتنر پروگرمکورا یه پلتفرم برای سوال جوابه. یحتمل تا الان توی سرچ های گوگلتون به این پلتفرم برخوردین. چند سال پیش کورا تصمیم گرفت درآمدش رو با کاربرایی که سوال میپرسن تقسیم کنه. به این صورت که، وقتی شما سوالی میپرسین، کورا روی اون سوال به کاربرایی که اون صفحه رو میبینن آگهی نشون میده و درآمد اون آگهی رو با شما تقسیم میکنه.طبیعتا پیش نیاز اولیه ی این روش اینه که تا حد معقولی بتونین انگلیسی بنویسین.چقدر میشه از کورا پول درآورد؟سال های اول پروگرم، میشد حدودا ماهی ۲ هزار دلار از کورا پول درآورد. اما سال های اخیر درآمد های به خاطر رقابت زیاد به شدت کاهش پیدا کرده و متوسط کاربرا ماهانه حدودا ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار درآمد دارن. البته همین درآمد هم نیاز به تلاش حداقل ۱ تا ۲ ساعت روزانه داره. هر چند کسایی هستن که هنوزم ماهانه ۳ تا ۴ هزار دلار درآمد دارن، ولی طبیعتا انرژی زیادی واسش میذارن و توانایی تشخیص سوال های پر درآمد رو دارن.به طور متوسط، کاربرایی که درآمدشون متوسط تا خوبه، روزی ۳۰ تا ۴۰ تا سوال میپرسن.چه مدل سوال هایی میشه پرسید؟شما در مورد سوال هایی که میپرسین آزادی کامل دارین. اما طبیعتا سوال هایی که توی بازارهای ارزشمندتره درآمد بیشتری دارن. من یه تحلیلی بر اساس درآمد کتگوری ها و تگ های مختلف انجام دادم و اگر شما خواستین روزی وارد این حوزه بشین میتونین ازش کمک بگیرین:درآمد به ازای کتگوریهمونطور که مشخصه، سوال های منابع انسانی جز پردرآمد ترین ها هستن به خاطر اینکه تعداد زیادی کاربر این سوال ها رو میبینن. و رتبه ی دوم هم تجربیات پزشکا/پرستارا هست. این نشون میده که کاربرای زیادی دنبال این مدل سوال ها و جواب ها هستن.نمونه سوال هاوقتی که وارد پارتنر پروگرم بشین، میتونین یه لیست از سوال های پردرآمد ببینین و ایده بگیرین. من یه نمونش رو اینجا میذارم که ببینین چه سوال های ساده ای میشه پرسید:نمونه سوال کورا پارتنر پروگرمچجوری شروع کنم؟این رو اول بگم که، برای ورود به پارتنر پروگرم اول باید یه اکانت کورا داشته باشین و برای یه مدتی فعالیت کنین. متاسفانه دعوت شدن به کورا پارتنر پروگرم خیلی رندمه و شانسی. جایگزینتون اینه که دوست یا آشنایی رو پیدا کنین که از اکانت پارتنر کوراش استفاده نمیکنه و اکانت اون رو ازش بگیرین.خلاصه که، اینم یه روش غیررایج برای درآمدزاییه.خدافظ. </description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 15:38:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیتال نومد ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88%D9%85%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-t1oieuyuh7nc</link>
                <description>سلام.از زمانی که تصمیم گرفتم کار ثابتم رو توی سنگاپور ترک کنم و دیجیتال نومد طور زندگی کنم حدودا ۱ سال میگذره. توی یک سال گذشته اتفاقات زیادی برام افتاده و تغییرات زیادی توی طرز فکرم به وجود اومده. با مشکلاتی مواجه شدم که راه حلش توی گوگل نیست! مشکلاتی که توی هیچ فروم یا بلاگ یا سوشال مدیا براش راه حلی نوشته نشده. تصمیم گرفتم بخشی از این مشکلات و اشتباهاتی که کردم رو اینجا بنویسم بلکه ۴ تا ایرانی دیگه ای که میخوان کار روزمره ی ۹ تا ۵ شون رو رها کنن و خارج از ایران نومد بشن، یک قدم جلوتر باشن.۱- حساب بانکیتون رو خیلی راحت میبندنمن زمانی که توی سنگاپور کار میکردم، یه حساب بانکی برای خودم داشتم و درآمدم رو اونجا میریختم. زمانی که زندگی نومدی رو شروع کردم، فرضم این بود که این حساب امنه و مشکلی براش پیش نمیاد! ساده و ابله بودم.۴ ماه پیش حسابم بسته شد و متاسفانه پلن بی نداشتم. این معنیش این بود که همه ی پول هایی که توی اون حساب بود دیگه قابل دسترسی نبود و نیست. علاوه بر اون، دیگه درآمد بیزنسم نمیتونست به اون حساب ریخته بشه. این باعث شد کل برنامه هام تا دو ماه مختل بشه. یکی از راه حل های عملی برای حساب بانکی، ثبت بیزنس و باز کردن حساب بانکی برای بیزنسه. هرچند با این کار میزان مالیاتی که باید بدین به غایت بیشتر میشه، اما امنیت مالیتون رو بالاتر میبره. البته باز کردن بیزنس/حساب بانکی بیزنسی توی خیلی از کشورها برای ایرانی ها شدنی نیست. بسته به نوع درآمدتون و نوع مشتری هایی که باهاشون سر کار دارین گزینه های مختلفی وجود داره. انگلیس/استونی/پاناما جز ساده ترین ها هستن.۲- ورود/خروج به کشورهای مختلفقانون نانوشته ی همه ی فرودگاه های جهان: اگر پاسپورت ایرانی دیدین، حتما بیشتر از حالت عادی گیر بدین.من و پارتنرم چندین ساعت توی فرودگاه اندونزی بازرسی و بازپرسی شدیم به دلایل خیلی مسخره. ما ویزای بیزنسی معتبر داشتیم، بلیط برگشت داشتیم و تمام مدارک مورد نیاز دیگه رو هم پرینت کرده بودیم. تنها مشکل، داشتن پاسپورت ایرانی بود که باعث شد ساعت ها جلوی چند تا آدمی بشینیم که از بالا به پایین به ما نگاه میکنن و طوری با ما صحبت میکنن که انگار ترورسیتیم. ۳- ویزای دیجیتال نومدمقالات زیادی توی اینترنت در مورد کشورهایی که ویزای دیجیتال نومدی میدن نوشته شدن. یه لیست خوب ازشون رو میتونین توی این لینک ببینین.اما! اشتباه نکنین. آسمان سقف آرزو های شماست، مگر اینکه ایرانی باشین. یک قانون نانوشته ی خیلی از این ویزاها اینه که اگر شما سیتیزن ایران/لیبی/لبنان و چند کشور تحت تحریم دیگه باشین، به محض دریافت اپلیکیشن، ریجکت میشین، بدون توجه به اینکه چقدر درآمد/پول دارین. حتی کشورهایی که پاسپورتشون رو میشه خرید، مثل کشورهای دریای کاراییب، از گرفتن پول ایرانی ها خودداری میکنن! تعداد خیلی محدودی از این کشورها ایرانی ها رو قبول میکنن. زمانی که تجربم توی این حوزه بیشتر بشه، یه لیست از این کشورها درست میکنم.اگر شما به مشکلات مشابهی خوردین و دوست داشتین با کسی در موردش حرف بزنین یا نیاز به راه حلی داشتین، میتونین به من مسج بدین، حداقل کاری که میتونم بکنم اینه که گوش بدم.Roads Untraveled</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jul 2022 14:54:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری ترافیک خارج از ایران جذب کنیم - درآمد دلاری از ادسنس</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D9%86%D8%B3-uh5itekjrhod</link>
                <description>سلام.در راستای مطالب قبلیم، خوبه که توضیح بدم که چطور میتونین یه سری کلیدواژه برای سایت جدیدتون انتخاب کنین که بتونین از طریقش ترافیک مرتبط جذب کنین. هدف اینه که شما سایتتون/مقاله هاتون رو بر مبنای یه سری کلیدواژه ای بنا کنین که هم رقابت کمی دارن و هم دفعات زیادی سرچ میشن.ابزارهای مختلفی بهتون توی این تحلیل کمک میکنن، مثلا اوبرساجست و اس ای ام راش و گوگل ترندز یا بینگ وبمستر و...بذارین با مثال براتون توضیح بدم.فرض کنین ما میخوایم یه سایت توی کانادا بسازیم که اطلاعاتی در خصوص سنجاب ها توش بذاریم. قدم اول اینه که ببینیم ۱- چند نفر توی کانادا ماهانه در مورد سنجاب سرچ میکنن و ۲- چه کلیدواژه هایی در مورد سنجاب سرچ میشه و ۳- چقدر رقابت روی این کلیدواژه ها دشواره۱- چند نفر توی کانادا در مورد سنجاب سرچ میکنن؟تعداد سرچ های سنجاب توی کشور های مختلف - اس ای ام راش SEMRushهمون طور که از این اسکرین شات مشخصه، میشه دید که ماهانه ۴۰ هزار نفر ماهانه توی کانادا کلمه ی سنجاب رو سرچ میکنن و این ترند ماهانه ثابته و خیلی تغییرات نداره. نکته ی جالب دیگه اینه که لفظ سنجاب ۱۵۰ میلیون نتیجه توی گوگل داره و این یعنی تعداد خیلی زیادی سایت در این حوزه وجود دارن.لینک این گزارش رو اینجا میذارم که اگه حال داشتین برین ببینین.۲- چه کلیدواژه هایی در مورد سنجاب توی کانادا سرچ میشن؟با کمک این گزارش میتونین برنامه ی دقیق تری برای مقاله هایی که باید بنویسین تهیه کنین. برا مثال میتونین در مورد غذاهای مورد علاقه ی سنجاب ها مطلبی بنویسین و حدودا ۲۹۰۰ یوزری که این عبارت رو سرچ میکنن رو هدف قرار بدین. دشواری اون کلیدواژه هم اهمیت زیادی داره. Keyword Difficulty یا دشواری کلیدواژه (آره این کلمه رو از خودم درآوردم) یه معادله ای از تعداد رقبایی که برای اون کلمه مقاله نوشتنه و هر چقدر به ۰ نزدیک تر باشه نشون میده که رنک شدن برای اون کلمه/عبارت ساده س.قانونی که خود من برای سایت هام دنبال میکنم اینه که هیچ لفظی که دشواریش از ۵۰ بیشتر باشه رو هدف قرار نمیدم چون هزینه ی رنک شدنش خیلی بالاس. معمولا بین ۱۰-۳۰ برای شروع یک وبسایت خیلی ساده تره.لینک گزارش.۳- تحلیل رقبایکی دیگه از فیچرهای خیلی مهم این ابزارها اینه که میتونین ببینین رقباتون چقدر ترافیک دارن و چه کیووردهایی رو هدف قرار دادن. این بهتون ایده میده که از کجا شروع کنین.توی گزارش رقباتون، مهمترین نکات اینه که ۱- نقاط ضعفشون رو پیدا کنین - مثلا اگه اونها بکلینک های با کیفیتی ندارن، سعی کنین سایت های معتبری رو پیدا کنین که حاضرن در ازای یه مبلغی به شما بکلینک بدن. ۲- کلیدواژه هایی که اونها جا انداختن رو هدف بگیری - برای سایت های جدید خیلی ساده تره که توی کلیدواژه هایی که رقیب زیادی ندارن رنک بشن. ۳- سایتتون رو هدفمدتر کنین - فقط توی یه کشور، فقط توی یه بخش کوچیک فعالیت کنین تا بتونین سریعتر رشد کنین. مثلا سایتی که فقط در مورد سنجاب ها توی کانادا مینویسه خیلی سریعتر توی کانادا رنک میشه تا یه سایت جهانی.در نهایت، همه ی این ابزارها بهتون کمک میکنن بهتر داده های بازار رو تحلیل کنین. اگر از این ابزارها استفاده نکنین توی بازار کور خواهید بود و نمیتونین بیزنستون رو بلند مدت رشد بدین. بدون دیتا عمل نکنین هیچوقت.** این ابزارها پولی ان، هر چند میتونین تا یه حد کمی به صورت رایگان ازشون استفاده کنین.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Wed, 02 Feb 2022 11:50:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکس لخت بازیگران هالیوود</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%84%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-yzulv3kt3fhn</link>
                <description>سلام.حالا که توجهتون جلب شده، میخوام شما رو در جریان یه انقلاب مالی ای قرار بدم که جا موندن ازش ممکنه در بلند مدت ضرر بزرگی بهتون بزنه.میخوام یه مقدار در مورد دیفای (DeFi - Decentralised Finance) براتون توضیح بدم - اگر قبلا در موردش شنیدین ولی ازش رد شدین یا تا حالا در موردش نشنیدین، این مطلب بهتون کمک کنه مباحث اولیه اش رو متوجه بشین. سعی میکنم همه چی رو خیلی خلاصه کنم که در حد ۴-۵ دقیقه خوندن جمع بشه (میدونم دنبال عکسای بهتری بودین، ولی بهم اعتماد کنین، این مطالب مهمه)کلا دیفای چیه؟دیفای به طور کلی یک روش متفاوت برای پیاده کردن نظام های مالی دنیاس - به طوری که هیچ مرجع واحدی اون رو مدیریت نکنه و هیچ فرد/شرکت خاصی اجازه ی تداخل رو توش نداشته باشه. پس کی مدیریتش میکنه؟ الگوریتم ها و نرم افزارهایی به اسمن اسمارت کانترکت (قرارداد هوشمند). چرا دیفای مهمه؟در حال حاضر نظام بانکداری به گونه ایه که پول تو توسط یه سری ارگانیزیشن بزرگ مدیریت میشه. از لحظه ای که پول تو وارد بانک میشه، تو هیچ مدیریتی روش نداری. بانک با پول تو سرمایه گذاری میکنه و تو رو توی سود بالاش سهیم نمیکنه. بانک ها پول تو رو به عنوان وام به بقیه ی مردم میدن (بانک ها اجازه دارن تا ۹ برابر عددی که پیششون پس انداز میکنی رو چاپ کنن و به بقیه بدن!) و نهایتا هم اگر حس کنن تو داری پول خودت رو که با جون کندن به دست آوردی بد مدیریت میکنی، میتونن حسابت رو ببندن و یا جلوی تراکنشت رو بگیرن! برای ما ایرانیا که حتی خیلی ساده تر از این حسابمون بسته میشه. اینا همش ناشی از اینه که یه تعدادی شرکت کوچیک (بانک ها/بیمه ها/سازمان های بزرگ) تمام قدرت پول ما رو از ما میگیرن، و هیچیش رو به ما پس نمیدن!هدف اصلی دیفای، اینه که روش بهتری برای مدیریت پول توی جهان به وجود بیاره و تمامی منافع مالی پول تو به خودت برسه! (و البته چیزای دیگه که الان وقتش نیست بهش بپردازم)دیفای میتونه در غالب بانک غیرمتمرکز، شرکت بیمه غیرمتمرکز، بورس غیرمتمرکز، وام/اقساط غیر متمرکز و هر سرویس مالی دیگه ای که تصورش رو بکنی باشه.دیفای چجوری کار میکنه؟با یه مثال شروع کنیم. مثلا وام گرفتن رو در نظر بگیرین.پروتوکل گرفتن/دادن وام روی دیفای
خلاصش اینه که، یه تعدادی آدم، پولشون رو توی  یه گاو صندوقی قفل میکنن و بقیه ی آدم هایی که وام میخوان، از اون گاو صندوق پول برمیدارن (وام طور) و به مرور بهره ی پول رو توی همون گاو صندوق میریزن. بهره ی پول به کی میرسه؟ به اون آدمایی که پول اولیه رو توی گاو صندوق گذاشته بودن. هر کس به ازای پولی که گذاشته بوده سود میکنه.اینجوری، شما هم میتونین وام رو در کسری از ثانیه بگیرین، بدون نیاز به بانک رفتن و اثبات کردن کارمندی و آوردن ۴۶ تا شاهد و ... و هم اگر پولی دارین که استفاده نمیکنین (مثل وقتایی که پولتون توی بانک نشسته) میتونین باهاش وام بدین و از روش سود بگیرین.گاو صندوق رو کی مدیریت میکنه؟ هیچکی! یه الگوریتمی که به صورت اوپن سورس نوشته شده و همه میتونن بررسیش کنن. امنیت این وام ها از کجا میاد؟ بسته به نتورکی که روش وام گرفته/داده شده اس (در حال حاضر اتریوم بزرگترین نتورک برای این کاره)همین منطق رو تعمیم بدین به هر کار دیگه ای. بقیه رو بیمه کنین و سود بگیرین یا خودتون رو بیمه کنین، روزانه ترید کنید، یا پولتون رو بذارین توی یه گاو صندوق که بقیه روش ترید کنن و کمیسیونش رو به شما بدن و خیلی کارهای دیگه ای که میتونین بکنین.جالبه که بدونین تا همین الان چیزی نزدیک ۱۰۰ میلیارد دلار روی اتریوم با همین هدف گذاشته شده و مردم دارن از سرویس های مختلفش استفاده میکنن:مجموعا ۱۰۰ میلیارد دلار روی سرویس های مختلف پول قفل شدهدیفای از پارسال تا الان رشد زیادی کرده و قطعا چند سال آینده پیشرفت بیشتری هم خواهد کرد.این سرویس ها، روی نتورک های مختلفی (اتریوم، سولانا، آوالانش، بی اس سی و...) عرضه میشن و میتونین بر اساس معیارهای مختلفی، از اون ها استفاده کنین.حالا چقد میشه ازش سود کرد؟خیلی! توجه کنین که میزان سود شما، بسته به استفاده ی بقیه ی آدم هاست - برای مثال، هر چقدر وام بیشتری گرفته بشه، بهره ی بیشتری به پول-قفل-کنندگان میرسه!برای اینکه این اعداد رو بهتر درک کنین، چند تا نمونه از درآمدهایی که میشه داشت رو براتون میذارم.برای مثال اگر JOE و دلار رو با هم توی یکی از این گاو صندوق ها بذارین، چیزی نزدیک سالی ۱۸۰ درصد سود خواهین داشت (البته، این فارغ از تغییرات قیمت خود اون توکنه) - APR یعنی درصد سودی که روی اصل پولی که میگذارین میکنین.جو-دلار روی آوالانشیا اگر دنبال پس انداز با امنیت بالاتر هستین:دلار تتر - ۱۲ درصدمیتونین روی دلار تتر وام بدین و نزدیک به ۱۲ درصد سالیانه سود کنین و طبیعتا چون قیمت دلار (تتر معادل ۱ دلاره) ثابته، ریسکتون خیلی پایین خواهد بود. به عبارت دیگه، اگر ۱۰ هزار دلار بذارین، ماهانه ۱۰۰ دلار به عنوان سود برداشت میکنین.داستان دیفای به اینجا ختم نمیشه و خیلی پیچیدگی ها و بخش های مختلفی داره که میشه ساعت ها در موردش نوشت. اگر سوالی براتون به وجود اومده یا نظر/ایده ای دارین حتما برام بنویسین تا بدونم متن های بعدی رو چطوری و در چه موردی بنویسم.دانیال</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Sun, 03 Oct 2021 19:19:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان خرید یک سایت و Passive Income - آپدیت ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-passive-income-%D8%A2%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%DB%B3-w1syt9y2krkm</link>
                <description>سلام ملت.من حدودا ۲ سال پیش یک وبسایت خریدم (!) و مسیر طولانی ای رو طی کردم تا بتونم تبدیلش کنم به یک منبع درآمد قابل اتکا توی زندگیم. از قدم های اولم دو تا آپدیت نوشتم. میتونین اون ها رو اینجا بخونین: داستان خرید یک وبسایت و تبدیلش به منبع درآمد ماهیانه ۵۰۰ دلارداستان خرید سایت و تبدیلش به منبع درآمد ماهانه ۳۰۰۰ دلار - آپدیت ۲و دوست دارم الان یه آپدیت جدید هم از مسیر زندگیم و هم از اتفاقاتی که برای این بیزنسم افتاده براتون بنویسم، بلکه اگر کسی میخواد این مسیر رو دنبال کنه بتونه از این مطالب استفاده کنه.برای کسایی که میخوان لپ مطلب رو بشنون، تعداد سایت های فعال من الان به ۴ تا رسیده و بقیه ی سایت ها رو از پورتفولیوم خارج کردم. تعدادی رو فروختم و بقیه رو رها کردم چون به سوددهی ای که مد نظرم بود نرسیدن.مجموعه ی درآمد سایت ها، پیشرفت قابل توجهی توی ماه های اخیر داشتن و این ماه درآمدشون به ۹.۵ هزار دلار رسید (۹.۵ هزار دلار سنگاپور معادل ۷ هزار دلار آمریکا - حساب بانکی من توی سنگاپوره برای همین تمام محاسبات بانکیم رو به دلار سنگاپور انجام میدم).هر چند تعداد یوزرهام توی دو ماه اخیر کمتر شده اما درآمدم افزایش داشته - دلیلش رو توضیح میدم حالااتفاقات مختلفی توی چند ماه گذشته افتاد که باعث این پیشرفت سریع شد و سعی میکنم اینجا تا جایی که امکانش هست توضیحشون بدم.سایت اول و اصلی:سایت اول و اصلی من، که مطلب اول رو در موردش نوشتم، یک سایت در خصوص اطلاعات تماس شرکت های مختلف در بریتانیاس. تعداد یوزرهای این سایت به نزدیک ۵۰ هزار در ماه داره نزدیک میشه و تعداد آگهی های نشون داده شده روی این سایت به ۱۴۰ هزار نمایش رسید.آر پی ام و تعداد نمایش هامهمترین عامل موفقیت این سایت رشد هزینه ای هست که تبلیغ دهنده ها برای این سایت میکنن (هزینه ی هر نمایش برای این سایت به چیزی نزدیک ۶۰ دلار رسیده - به این معنی که به ازای هر ۱۰۰۰ نمایش آگهی، تبلیغ کننده ها ۶۰ دلار پرداخت میکنن). دلیل این رشد، ارزشمندی نوع کاربری این سایته. دلیل رشد کاربرای سایت، زمان زیادی هست که روی تولید کانتنت جدید گذاشتم.اگه یادتون باشه، من کانتنت رو برای همه ی سایت ها برون سپاری کردم و خب سوالی که پیش میاد اینه که چه هزینه ای صرف این برون سپاری میشه؟هزینه برون سپاریهمونطور که میبینید، سرعت تولید نوشته ها رو افزایش دادم و در مجموع چیزی نزدیک ۱۰۰ مقاله به صورت ماهانه نوشته میشه روی سایت. تمام مقاله ها توسط فریلنسر هایی که از توی سایت فریلنسر دات کام پیدا کردم انجام میشن. هزینه ی هر مقاله ی ۵۰۰ کلمه ای، به طور متوسط ۴ دلار و در نتیجه هزینه ی ماهانه ۴۰۰ دلار صرف برون سپاری میشه. (این عکس فقط بخشی از این هزینه ها رو نمایش میده)سایت دوم:برای سایت دوم، قرارداد جدیدی رو با ازوییک بستم با این هدف که اگر نتیجه ی نهایی خوب بود، سایت بزرگترم رو هم به ازوییک منتقل کنم.ازوییک چیه؟ یک شرکت بهینه سازی تبلیغات روی سایت که بهتون کمک میکنه برای هر کاربر تعداد و محل تبلیغات رو به صورت اتوماتیک بهینه کنید.نتیجه اونقدری که انتظار داشتم خوب نبود:نتیجه ی مایگریشن از ادسنس به ازوییکدرآمد این سایت از ماهانه ۱۰۰۰ دلار به تقریبا ۷۰۰ دلار کاهش پیدا کرد با این تغییر. اما چند روز پیش ازوییک برای اینکه قرارداد رو تعمیم بده به سایت بزرگترم، پیشنهاد داد که قرارداد جدیدی بنویسیم با این شرط که اگر درآمدم ۲۵ درصد نسبت به حالت الانش رشد نکرد، اونها ۲۵ درصد مازاد بر درآمد اولیه ی سایت رو به عنوان جریمه به من پرداخت میکنن - مدت زمان قرارداد ۳ ماه و تا پایان سال ۲۰۲۱ ادامه خواهد داشت. منم دیدم به ریسکش میارزه و امضاش کردم. ماه بعد در مورد نتیجه اش بیشتر بهتون میگم.** در مجموع اگر خواستید از گوگل ادسنس به ازوییک مایگریت کنین، بیاین با هم صحبت کنیم شاید بتونم چند تا پیشنهاد برای این جابه جایی بهتون بدم و ریسکتون رو کاهش بدم.سایت سوم:این سایت مدتهاس روی درآمد ماهانه ۷۰۰ دلار ثابت شده و با توجه به مارکت کوچیکی که داره، امکان رشد انچنانی رو توش نمیبینم. هر چند این سایت توی بریتانیا نسبتا معتبر حساب میشه و از سایت دولت اسکاتلند و ولز بکلینک داره.درآمد نسبتا ثابت سایت سومبرنامه ی بلند مدتم برای این سایت، اینه که تا آخر سال ۲۰۲۱ صبر کنم - غالبا سه ماهه ی آخر سال، درآمد تبلیغات رشد ۲-۳ برابری میکنه به دلیل تبلیغات آخر سال و کریسمس. بعد از این رشد، سایت رو میفروشم و روی سایت های دیگه سرمایه گذاری میکنم.سایت چهارم - سرمایه گذاری بلند مدت:سایت چهارم یکی از سایت هاییه که خودم شروع کردم و رقبای بزرگ زیادی داره. میزان سرمایه ای که روی این سایت گذاشتم نسبتا بالا بوده و امیدوارم توی سال دومش به سوددهی برسه.سرعت رشد کم نتیجه ی رقبای زیادیه که این سایت دارهاز شروع این سایت حدودا ۶ ماه میگذره و توی این ۶ ماه تعداد یوزرهاش تازه به ۱۰۰۰ کاربر در ماه رسیده - روی این سایت هیچ کاری برای درآمدزایی نخواهم کرد تا زمانی که تعداد کاربراش از ۲۰ هزار رد بشه.زندگی شخصی!حدسم اینه که از ۷ نفری که این مقاله رو تا ته میخونن، ۳ تاشون مشتاقن در مورد زندگی شخصی من هم بدونن! من چند وقت پیش شغل تمام وقتم رو توی سنگاپور ول کردم و قدم توی مسیر پرخطر جدیدی گذاشتم.من چند سال گذشته رو به عنوان مدیر محصول توی شرکت های بین المللی کار کردم و دو سال آخرم رو توی شرکتی به اسم فودپاندا (دلیوری هیرو - سنگاپور) گذروندم و حقوقم چیزی نزدیک ۱۱۰ هزار دلار سالانه بود. اما بعد از چند وقت احساس پوچی بهم غلبه کرد - وقتی که صبح ها از خواب بیدار میشدم، علاقه ای به نشستن پای جلسه های پی در پی نداشتم و بالا رفتن از نردبون شرکت برام بی ارزش شده بود - دیگه نمیخواستم سینیور بشم، دیگه نمیخواستم دیرکتور باشم ، حقوق زیاد نمیخواستم، نمیخواستم چیزی باشم که جامعه از من میخواد. میخواستم خودم باشم، آزاد باشم و زندگی کنم. میخواستم چیزهایی رو ببینم و تجربه کنم که هیچ ایده ای در موردشون نداشتم.این شد که یک روز تصمیم گرفتم همه چی رو ول کنم و برخلاف معیارهای اجتماعی ای که ما داریم، زندگی غیر امن رو دنبال کنم و برم دنبال زندگی کردن. الان هم اومدم ترکیه و یه مدت زمانم رو با خانواده میگذرونم و توی قدم بعدیم، به کشورهای مختلف سفر میکنم و قول معروف، زندگی دیجیتال نومدی داشته باشم.پول از کجا میارم؟ از چندین راه مختلف درآمد پسیو (Passive) دارم، که سعی میکنم به مرور براتون بنویسم. به این امید که اگر کسی مثل من از استرس و فشار زندگی ۹-۵ خسته شده، هم مسیر من بشه :)دانیال</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 21:38:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نووا افکت - دومینوی اتفاقات زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D9%86%D9%88%D9%88%D8%A7-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-zzrfcq5aa2ep</link>
                <description>دارم فکر میکنم چجوری این متن رو شروع کنم... بذارین براتون در قالب یه داستان بگم.علی صبح شنبه از خواب پا میشه. خسته و خواب آلود خودش رو جمع و جور میکنه تا آماده ی رفتن سر کار بشه. یه چایی و یه صبحونه ی بی رمق. اون یه اسنپ میگیره و راننده ای که خیلی نزدیک خونه ی علی بوده همون لحظه سفر رو قبول میکنه و سریع به علی زنگ میزنه که بدو بیا که من دم در منتظرم. علی هول میکنه و شروع میکنه سریع وسایلش رو جمع کردن و سریع از خونه بیرون میزنه.علی توی یه شرکت نرم افزاری کار میکنه. اون یه مهندس نرم افزاره. وقتی به شرکت میرسه و لپتاپش رو باز میکنه، یادش میفته که شارژرش رو جا گذاشته. انگار دنیا روی سرش خراب میشه، چطور میتونه انقدر فراموشکار باشه و شارژری که انقدر برای کارش مهمه رو یادش بره؟ علی ۱۰ دقیقه ی آینده رو در حالی که به شارژ در حال اتمام لپتاپش خیره شده به خیالبافی میگذرونه. اون داره فکر میکنه که چقدر بد شانسه که روز شنبه در حالی که کلی کار روی سرش ریخته، شارژرش همراهش نیست. بدتر از این نمیشه.شارژ کم لپتاپ علیبعد از چند دقه غصه خوردن، علی به این فکر میکنه که شاید بتونه از یکی دیگه از بچه های شرکت شارژر ایسوس (مدل لپتاپش) رو بگیره. با همین هدف از جاش پا میشه و میز به میز سوال میکنه. هیچکدوم از اطرافیاش شارژرشون ایسوس نیست. خسته و ناامید به طبقه ی پایینی شرکت میره و شروع میکنه از اونها سوال کردن.بین همه ی همکارا، مهسا هم لپتاپ ایسوس داره. اون شارژرش رو به علی قرض میده و یه چند دقه ای با هم صحبت میکنن. بحث با یه شوخی کوچیک علی در مورد شانس بدش توی اون روز میگه و یه کم با هم میخندن. علی و مهسا هم سنن و به نظر میرسه علایق خیلی مشابهی با هم دارن. علی تصمیم میگیره که شماره ی مهسا رو بگیره و وقتی کارش با شارژر تموم شد بهش خبر بده.علی، مهسا رو دعوت میکنه به یه کافه و مهسا هم قبول میکنه. همه چی به نظر داره خوب پیش میره. اونا کم کم علاقشون به هم بیشتر میشه و هر روز چیزای جدیدتری از هم میفهمن و متوجه میشن که چقدر به نیمه ی گمشده ی هم شبیهن. علی با خودش فکر میکنه که چقدر خوش شانسه که اون روز شارژرش رو فراموش کرد و مهسا رو پیدا کرد. دیگه بهتر از این نمیشد.علی و مهسا - نووا افکتچند روز بعد، یه پنج شنبه، مهسا علی رو دعوت میکنه بیرون و علی خوشحال و شاد سوار ماشین میشه تا بره سر قرار. توی مسیر تمام ذهنش درگیر دیدن معشوقشه و به این فکر میکنه که قراره روز خوبی رو با هم بگذرونن، غافل از اینکه ۴۰۰ متر جلوتر، مسیر مسدود شده و باید سرعتش رو کم کنه. علی نمیتونه به موقع پاش رو روی ترمز بذاره و محکم به مانع روبروش برخورد میکنه. علی بیهوش میشه و چند کارگری که اونجا کار میکردن با اورژانس تماس میگیرن و بعد از چند ساعت اون رو به بیمارستان میرسونن.علاوه بر اینکه دستش خورد شده، ضربه ی محکمی هم به سرش وارد شده و دکتر تشخصی میده که علی رو باید برای سی تی اسکن بفرستن. وقتی که علی به هوش میاد، تنها چیزی که میتونه بهش فکر کنه اینه که چقدر بد شانسه و تمام زندگیش در حال به باد رفتنه. بد تر از این نمیشه.سی تی اسکن علیبعد از چند روز خوابیدن روی تخت و درد و فشار، دکتر علی رو صدا میکنه و میخواد که در مورد درمانش باهاش صحبت کنه. دکتر یه نفس عمیق میکشه و از علی میخواد که موقع شنیدن این خبر آرامشش رو حفظ کنه.دکتر میگه، هم یه خبر خوب دارم و هم یه خبر بد (مثل همه ی فیلما) و در ادامه شروع میکنه به توضیح دادن. خوشبختانه صدمه ی جدی ای به سرت وارد نشده. مدت زمان کمی برای استراحت نیاز داری تا بتونی کامل ریکاور کنی. اما چیز دیگه ای هم هست که میخوام در موردش باهات صحبت کنم. وقتی که جزییات نمونه ی آزمایشت رو بررسی کردیم، متوجه شدیم که که یه تومور توی مغزت هست و نیاز به درمان سریع داره. اما تو شانس آوردی و به خاطر آزمایشت این تومور به موقع پیدا شد و هنوز برای درمانش دیر نیست. انگار این تصادف زندگی تو رو نجات داد.علی دوباره همه ی خاطراتش رو مرور میکنه و نمیدونه که باید به خاطر اتفاقاتی که براش افتادن خوشحال باشه یا ناراحت. نمیدونه که بدشانس بوده یا خوش شانس. پارادوکسی که علی تجربه میکنه، چیزی جدیدی نیست. اتفاقات چه خوب و چه بد، مثل یه دومینو به هم وصل شدن و تا زمانی که علی به مهره ی آخر این دومینو نرسیده، نمیدونه که جا گذاشتن شارژرش یه خوش شانسی بوده یا یه بدشانسی.و این تعریف نووا افکته - Nova effect</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jun 2021 16:31:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان خرید سایت و تبدیلش به منبع درآمد ماهانه ۳۰۰۰ دلار - آپدیت ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B3%DB%B0%DB%B0%DB%B0-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%DB%B2-juqzyy5lm0f1</link>
                <description>چند وقت پیش در مورد یه وبسایتی که خریده بودم یه مطلب اینجا نوشتم و حدود ۱۵۰ نفر خوندنش. هر چند تعدادشون زیاد نبود ولی گفتم شاید بهتر باشه یه آپدیت جدید از مسیر پیشرفت اون وبسایت بذارم بلکه اگر کسی این مسیر رو برای سرمایه گذاری میخواد انتخاب کنه بتونه استفاده کنه.از اون زمان، مسیر تحقیق و خرید وبسایت های جدید رو ادامه دادم و در مجموع ۷ وبسایت رو به پورتفولیوم اضافه کردم که در مورد درآمد هر کدومشون جداگانه توضیح میدم. اول از آمار کلی شروع میکنم که احتمالا جذابترین بخش این مطلب باشه. مجموع وبسایت ها روی هم الان ماهانه ۳۰۰۰ دلار سنگاپور (حساب بانکی من توی سنگاپوره و بنابراین همه ی گزارش ها به دلار سنگاپور محاسبه شده. هر دلار سنگاپور معادل ۰.۷۵ دلار آمریکاس - یعنی ۳۰۰۰ دلار سنگاپور معادل ۲۲۵۰ دلار آمریکاس). ماه آخر که ماه می میشه، حدودا ۱۲۰ هزار آگهی روی سایت های من به کاربرها نشون داده شده و درامد سایت ها معادل ۳۰۰۰ دلار بوده.نحوه ی درآمد زایی سایت ها چطوره؟تمام سایت هایی که تا الان میخریدم/میساختم، بر پایه ی تولید محتوا بودن به این معنی که با تولید محتوایی که مردم دنبالش هستن، کاربرها رو جذب سایت میکنم (از طریق گوگل و بینگ و سرچ انجین های دیگه) و به کاربرها آگهی های گوگل (ادسنس) رو نشون میدم. گوگل به ازای هر کدوم از کاربرهایی که روی این آگهی ها کلیک میکنن به من پول میده. معادل ایرانی ادسنس، یکتانت و ادنتورک های دیگه ای هستن که توی ایران فعالن. احتمالا روزانه با خیلی از این آگهی ها سر و کله میزنین و شاید روی خیلیاشون کلیک میکنین، و به ازای هر کلیک شما، صاحب اون سایت یه مبلغی از آگهی دهنده ها دریافت میکنه.زمانی که مطلب قبلی رو نوشتم به دلایل مختلفی از ادسنس یه یک پلتفرم جدید کوچ کرده بودم و چندین ماه پیش دوباره به ادسنس برگشتم. زمینه ی فعالیت سایت ها چیه و چیکار میکنن؟از بین ۷ وبسایتی که تا الان خریدم و یا ساختم، ۳ تاشون به درآمد زایی رسیدن و بقیه هنوز توی مرحله ی اولیه رشد هستن. معمولا زمانی که تعداد کاربرهای یکیشون از ۱۰ هزار در ماه رد میشه، شروع میکنم به نشون دادن آگهی روی اون وبسایت.سایت اول: سایت اول و اصلی من، که مطلب اول رو در موردش نوشتم، یک سایت در خصوص اطلاعات تماس شرکت های مختلف در بریتانیاس. تعداد یوزرهای این سایت تقریبا روی ۲۰ هزار در ماه ثابت مونده ولی تونستم با تغییر دادن نوع نمایش و محل آگهی ها، CTR یا تعداد کاربرهایی که روی آگهی ها کلیک میکنن رو افزایش بدم و این به مرور باعث رشد چندین درصدی این سایت شد. گزارش درآمد سایت اولهمونطور که از آمار مشخصه، این سایت حدودا ماهانه ۳۶ هزار بازدید صفحه داره (۲۰ هزار کاربر) و مجموعا ماهی ۲۴۰۰ دلار درآمد داره. نیاز به ذکر نیست که این بزرگترین سایت من در حال حاضره :دیبرای افرادی که به این نوع دیتا علاقه مندن، در حال حاضر نرخ سی تی آر برای این وبسایت حدود ۶.۵ درصده. به این معنی که ۶.۵ درصد از کاربران این سایت روی آگهی ها کلیک میکنن. با استفاده از آنالتیکس و ابزارهای تحلیلی متفاوت میتونین تست های مختلفی رو روی سایت پیاده کنین تا ایده آل ترین میزان این متریک رو به دست بیارین.۶.۵ درصد از کاربران این سایت روی آگهی ها کلیک میکننسایت دوم و سوم: دو تا سایت دیگه ای که برای گسترش پورتفولیوم توی بریتانیا ساختم. جفتشون مجموعه ای از راهنمایی ها برای خرید آنلاین و روش های بازگشت کالا و تحویل و... هستن.این دو تا سایت هر کدوم تقریبا ۸ ماه پیش به وجود اومدن و بنابراین انتظار زیادی نمیشه ازشون داشت. هر چقدر سن سایت ها بالاتر میره، انتظار رنکینگ بهتری توی گوگل میشه داشت. با این وجود حفتشون هر هفته دارن رشد میکنن و تعداد کاربرهاشون به سرعت رو به افزایشه:گوگل انالتیکس برای یکی از این سایت ها که رشد هفتگیش رو نشون میده.نکته ی قابل توجه اینه که علی رغم تعداد یوزرهای این سایت که بالاس، درآمدش حتی به نصف سایت اول هم نمیرسه. و دلیلش مارکت این وبسایته. یکی از متریک های مهمی که برای آگهی ها تعریف میشه CPM یا به عبارتی میزان پولی که شرکت ها حاضرن بدن تا ۱۰۰۰ بار روی سایت شما دیده بشنه. این عدد بر اساس ارزشمندی یوزرهاتون (کشورشون، سنشون، قدرت خرید و...) و وبسایت شما (در کدوم niche فعالین: سایت شما ورزشیه؟ مسافرتیه؟ خبریه؟ و... چون این روی نوع آگهی هایی که میشه روی سایت شما نشون داد تاثیر خیلی زیادی داره). بقیه ی سایت ها: برای گسترش مارکت هایی که توش فعالم و کمتر کردن ریسکم، چند تا از بقیه ی سایت ها رو متمرکز کردم روی کشور های دیگه مثل استرالیا و کانادا. یک نمونه از وبسایت هایی که اخیرا خریدم رو اینجا میذارم برای کسایی که ممکنه علاقه مند باشن. این سایت یک سایت نقد و بررسی سرویس های دندونپزشکی توی بریتانیاس که البته تعداد کاربرهاش هنوز از ماهی ۱۰۰ هم رد نشده و هنوز توی مراحل اولیه ی سرمایه گذاریه.چجوری سایت ها رو خریدم و رشد دادم؟اگر میخواین در مورد خرید سایت ها بیشتر بدونین یا اینکه میخواین بدونین چجوری برای سایت ها مطلب مینویسم (جواب کوتاهش اینه که من نمینویسم و از فریلنسر ها کمک میگیرم) پیشنهاد میکنم مطلب قبلی رو بخونین. در اخر هم بگم، من دوست دارم این تجربه هایی که انجام میدم رو باهاتون در میون بذارم و اگر کسی علاقه مند بود که بیشتر بدونه و خواست این مسیر رو برای سرمایه گذاری امتحان کنه، خوشحال میشم بتونم کمک کنم.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 14:34:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر شغلی مدیر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-jytsyrct7qgc</link>
                <description>برای خیلی از افرادی که وارد مدیریت محصول میشن، این سوال پیش میاد که چه مسیر شغلی ای رو میتونن طی کنن و چه پوزیشن هایی رو ممکنه بگیرن. هر چند بسته به دپارتمان محصول هر شرکتی، این پوزیشن ها متفاوته اما در کل همه از یک چارچوب استفاده میکنن. من سعی میکنم توی این مقاله مسیر شغلی یک مدیر محصول رو توضیح بدم و بگم برای هر پوزیشن چه نوع توانایی هایی نیاز داره و چه میزان تجربه ای نیازه.به طور کلی مسیر شغلی یه مدیر محصول به این صورته که به عنوان یک Individual Contributor یا فردی که مستقیما مسئولیت یک محصول رو به عهده میگیره شروع میشه و به مرور با تقویت توانایی های مدیریتش به سمت سینیور شدن پیش میره.لول های مختلف مدیریت محصولمدیر محصول جونیور:در تعدادی از شرکت های ایران، مثل اسنپ و دیجی کالا، به این پوزیشن آنالیست محصول/بیزنس هم گفته میشه. وظیفه ی مدیر محصول جونیور کاملا مشابه مدیر محصوله با این تفاوت که تجربه ی کمتری داره و تحت نظر یک مدیر محصول دیگه کار میکنه.وظایف اصلیش شامل تعامل با تیم دولوپمنت و پیش بردن رودمپ، تهیه ی رودمپ و اطلاع رسانیش به استیک هولدرهاست. تحلیل دیتاها و انجام مارکت ریسرچ بسته به نوع محصول هم تا حدی جز وظایف مدیر محصول جونیور حساب میشه.مدیر محصول:تفاوت عمده ی این پوزیشن با جونیور پروداکت منجر، میزان تجربه و درک بازار و توانایی تحلیلشه. مدیریت کردن رودمپ و تعامل با تیم فنی برای پیش برد رودمپ از وظایف اصلیش حساب میشه. غالب افرادی که در حوزه ی پروداکت کار میکنن، در این پوزیشن سال ها میمونن و تجربیات خودشون رو افزایش میدن.مدیر محصول سینیور:افرادی که وارد این پوزیشن میشن دید بلندمدت تری به محصول دارن و میتونن برای محصول ویژن تعریف کنن، علاوه بر این توانایی مدیریت کردن مدیر محصول جونیور هم به اون ها اضافه میشه. این پوزیشن مرز بین مدیر محصول و مدیریت کردن مدیران مصحوله! به این معنی که اولین تجربه ی مدیریت کردن بقیه ی پی ام ها رو اینجا پیدا میکنین.توی این پوزیشن علاوه بر این ها، توانایی های تحلیل استراتژیک هم به شما اضافه میشه و باید سعی کنین بتونین در لایه های بالاتر، برای اهداف بلندمدت سازمان تصمیم گیری کنین (به تصمیم گیری ها کمک کنین)از اینجا به بعد، شما باید تصمیم بگیرین که میخواین به عنوان یک فرد، وظیفه ی مدیریت کردن یک مصحول رو ادامه بدین یا در پوزیشن های رهبری پیشرفت کنین. یک مدیر محصول سینیور میتونه به Principal Product Manager تبدیل بشه و خودش رو به عنوان فردی که با توانایی بالا از ۰ تا ۱۰۰ یک محصول رو پیش میبره ثابت کنه. حالت دیگه اینه که به سمت Lead Product Manager شدن برین و به جای مدیریت کردن محصول، چند مدیر محصول رو مدیریت کنین و وارد فضای رهبری بشین. پروداکت لید: این پوزیشن به افرادی داده میشه که علاوه بر مدیریت کردن چند مدیر محصول، در لایه های بالاتر برای اهداف بلند مدت پروداکت و به وجود آوردن یا نیاوردن لاین های محصول جدید تصمیم گیری میکنن.مدیر محصول لید غالبا تاثیر زیادتری توی تعیین شاخص های عملکرد محصول و برنامه ریزی بلند مدت برای محصول داره. علاوه بر اون باید به عنوان یک مدیر برای مسیر شغلی مدیرای محصولی که باهاشون کار میکنه برنامه ریزی کنه.توجه کنید که توی این متن به معیارهایی که باعث بالارفتن افراد میشن نپرداختم. مقاله های زیادی در رابطه با اسکیل های مختلفی که برای مدیریت محصول نیازه در هر پوزیشن نوشته شده و میتونید برای خوندن اونها جداگانه سرچ کنید.بسته به سایز سازمان شما، خیلی از این پوزیشن ها ممکنه وجود نداشته باشه اما به عنوان کسی که دنبال بلندپروازی و کار کردن توی ارگانیزیشن های خیلی بزرگه، خوبه که این دید رو داشته باشید. </description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 19:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چارچوب کلی برای برنامه ریزی رودمپ محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%BE-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ahr8sfpxasnb</link>
                <description>رودمپ.یکی از چیزهایی که هر مدیر محصولی باهاش سر و کار داره، رودمپه. مخاطب این مقاله مدیر محصولایی هستن که میخوان سعی کنن بدونن ۱- چجوری میشه نیازهای بیزنس رو جمع اوری کرد و ازشون بکلاگ درست کرد و ۲- چجوری برای یک کوارتر رودمپ رو بسازیم. با توجه به نوع مخاطب این متن، از توضیح مبانی و تعریفات رودمپ و اینکه چطور میشه تهیه اش کرد میگذرم.روشی که من دیدم سازمان های بالغ تر استفاده میکنن، دوره های برنامه ریزی سه ماهه اس و اینجا سعی میکنم مراحل مختلف این برنامه ریزی رو شرح بدم.مراحل مختلف برنامه ریزی سه ماههقبل از اینکه شروع کنم وارم جزییات بشم، چند تا نکته رو بگم:۱- اینکه این برنامه ریزی سه ماهه اس، معنیش این نیست که برای ۶ ماه آینده برنامه/رودمپ نداریم - توی این مقاله صرفا میخوام برنامه ریزی سه ماهه رو دقیقتر توضیح بدم۲- اینکه برنامه ریزی ۳ ماهه انجام میشه، معنیش این نیست اگر در حین هر فصل مشکل یا اتفاقی پیش اومد باید سه ماه صبر کنه، این مخالف اجایل بودنه! در موردش توضیح میدم.۳- طبیعتا این نوع برنامه ریزی برای محصولات/سازمان های بالغ، بازدهی بیشتری داره و برای استارتاپ های کوچیکتر خیلی به کار نخواهد آمد. جمع آوری نیازمندی ها:یکی از مهمترین مراحل تهیه ی رودمپ، اینه که بدونین چه فیچرهایی به درد محصول شما میخورن و اصلا به چه دردی میخورن و طبیعتا هر فردی توی سازمان شما، چه از تیم مارکتینگ تا تیم فنی تا عملیات، همه ایده هایی برای محصول دارن. اما چطور میشه این همه درخواست رو جمع اوری کرد و چطور میشه. روشون تصمیم گرفت؟روشی که میشه استفاده کرد، اینه که از تمام افرادی که پیشنهادی دارن بخواین فرمی رو پر کنن و همه ی این پیشنهادات رو داخل یه فایل ذخیره کنین. اما چه اطلاعاتی در مورد هر کدوم از این درخواست ها نیازه؟اولویت - توسط بیزنس/مدیر محصول مشخص میشه. این شاخص خودش بر اساس چندین معیار مختلف مثل او کی آر ها و تاثیر روی شاخص های عملکرد و میزان پیچیدگی و استراتژی سازمان و ... مشخص میشه و الان توی این مقاله نمیخوام بهش بپردازم.مشکل - شرح دلایلی که باعث این درخواست شده. شرح مشکل باعث میشه شما نوع نیاز رو بفهمین.میزان تاثیر - کدوم یکی از شاخص های عملکرد رو تحت تاثیر میذاره و به چه میزان - اینجا بیشتر در مورد شاخص های عملکرد نوشتم.راه حل - راه حل پیشنهادی چیه؟ میتونه توسط فرد پیشنهاد دهنده پر بشهتیم - کدوم یکی از تیم های داخل شرکت مسئولیت این درخواست رو به عهده داره (برای شرکت هایی که چند تیم فنی دارن)شما میتونین بر اساس نیاز های خودتون به این موارد اضافه کنین (ولی پیشنهاد میکنم چیزی کم نکنید.)برنامه ریزی برای کوارتر:وقتی که همه ی نیازمندی ها جمع شد و همه ی پیشنهادات از همه ی سورس ها وارد این فایل شد، وقت تصمیم گیریه. مدیر محصول برای هر کدوم از این فیچرها و مشکلات و راه حل ها، باید با تیم فنی مشورت کنه و بر اساس میزان پیچیدگی اونها پیشبینی زمانی (استیمیشن) رو مشخص کنن.اینجا مدیر محصول و تیم بیزنس جلسه ای رو تشکیل میدن با عنوان برنامه ریزی فصلی (کوارترلی پلنینگ) و توی اون در مورد اولویت های تعیین شده صحبت میکنن و بر اساس مجموعه ی ظرفیت تیم تصمیم میگیرن که چه فیچرهایی رو وارد برنامه ی اون کوارتر کنن.این یه تمپلیت برای محاسبه ی ظرفیت تیمهنکته ی مهم - همیشه توی برنامه ریزی هر کوارتر، چیزی معادل ۱۰ تا ۲۰ درصد رو برای اتفاقات غیرقابل پیش بینی (باگ یا فیچر مهم جا افتاده) در نظر میگیریم.مهمترین عواملی که باید بر اساسش فیچرها رو وارد کوارتر کنین، میزان تاثیر روی KPI های شماست. اینجا یه کم توضیح دادم که چطور میشه این کارو کرد:مدیریت محصول با تمرکز روی شاخص عملکرد - چرا و چطور؟مابقی پیشنهادهایی که توی این کوارتر جا نمیشن وارد بکلاگ میشن و در کوارترهای بعدی راجع بهشون تصمیم میگیریم. مرحله ی بعدی اینه که بر اساس اولیت های مشخص شده، فیچرها رو توی اسپرینت های کوارتر قرار بدین و برای دو تا سه اسپرینت اولتون برای هر کدوم از این فیچرها جزییات رو تعریف کنید. در اواسط فصل طی یک جلسه ی مشابه جلسه ی پلنینگ، اتفاقاتی که در یک ماه و نیم گذشته افتاده رو بررسی میکنین و پیشرفت فیچرها رو گزارش میدین. در این مرحله میتونین در صورتی که یک یا چند تا از فیچر ها ریسک انجام نشدن دارن، اون ها رو از پلن اون کوارتر حذف کنید. چارچوب جلسات ریویو یا همون مرور فصل یا نیم فصل رو بعدا سر فرصت در موردش مینویسم.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 10:05:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان خرید یک وبسایت و تبدیلش به منبع درآمد ماهیانه ۵۰۰ دلار</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B5%DB%B0%DB%B0-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-moltslgbgih0</link>
                <description>من هر چند وقت، کنار کار اصلیم، متد های مختلفی که برای کسب درامد جانبی به ذهنم میرسه رو پیاده میکنم و تست میکنم که آیا قابل ادامه دادن هست یا نه. از راه انداختن فروشگاه شاپیفای گرفته تا واردات و یا استفاده از پلتفرم هایی مثل مایکرو ورکر و...مطلبی که امروز میخوام بنویسم مسیریه که برای خرید یک وبسایت پیش رفتم و توضیح دادن اینکه چجوری بعد از ۳ ماه ماهیانه ازش ۵۰۰ دلار درآمد دارم. حتما میدونین که میلیون ها سایت مختلف توی جهان وجود دارن و توی نیش های مختلف کار میکنن که هر کدوم درآمد های کوچیک ولی ثابتی در برای صاحباشون در میارن. ایده ی که توی ذهن من وجود داشت این بود که میشه با خرید چند تا از این وبسایت ها و آوتسورس کردن همه ی اجزاشون، اونا رو تبدیل کرد به یه منبع درآمد ماهیانه ی عالی! فرض کن ۱۰ تا سایتی داشته باشی که هر کدوم ماهانه برات ۵۰۰ دلار در میارن تقریبا بدون هیچ تلاش خاصی (حالا در مورد درست یا غلط بودن این نظریه توضیح میدم!)چجوری وبسایت رو پیدا کردم؟بازارهای آنلاین زیادی هستن که صاحبای سایت ها میان و اونجا سایتشون رو برای فروش لیست میکنن. بزرگترین اون ها فلیپا و امپایرفلیپرز هستن. همچنین چندین گروه فیسبوکی هستن که آدما برای خرید و فروش وبسایت عضوشون میشن.بین فلیپا و امپایرفلیپرز یه تفاوت بزرگ وجود داره. فلیپا بیشتر برای خرید و فروش وبسایت های کوچیک و سطح درآمدی پایین شناخته شده اس در صورتی که امپایرفلیپرز سایت هایی با درآمد بالای ۱۰۰۰ دلار رو لیست میکنه و غالبا قیمت خرید اون سایت ها از ۲۵ هزار دلار شروع میشه. من سراغ فلیپا رفتم. آشنایی با چند تا متریک مهموقتی وارد فلیپا یا هر سایت خرید وبسایت دیگه ای بشین یه تعدادی مشخصه ی مهم هست که باید باهاشون آشنا باشین:۱- مولتیپل (Multiple): یعنی ارزش/قیمت فروش اون وبسایت چند برابر متوسط درآمد ماهیانه ی اون وبسایته. توجه کنین که این معیار توی ارزشگذاری استارتاپ ها هم وجود داره اما نحوه ی ارزش گذاری وی سی ها و اینوستورها برای استارتاپ ها خیلی متفاوته.توی خرید و فروش وبسایت، این معیار رو خیلی ساده در نظر میگیریم. برای وبسایت هایی که کمتر از دو سالشونه، این عدد رو بین ۲۰-۲۵ و برای وبسایت هایی که کمتر از ۴ سالشونه بین ۲۵-۳۰ و برای بالاتر از این بین ۳۰-۳۵ در نظر میگیرن. البته البته البته، مولتیپل خیلی به رشد وبسایت و... بستگی داره. پس یعنی، اگه یه وبسایتی که حدودا ۳ سالشه به طور متوسط در ۶ ماه گذشته درآمدش ۱۰۰ دلار بوده باشه، ارزش اون چیزی بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دلاره (بستگی به معیار های دیگه هم داره)۲- متد درآمدزایی: طبیعتا میدونین این چیه اما باید در نظر بگیرین که اگر شما ایرانی هستین مثل من (!) احتمال خیلی زیاد سایت هایی که با سیستم افیلییت آمازون کار میکنن رو نمیتونین بخرین (حتی افرادی که خارج از ایران زندگی میکنن). پس برای من بهترین گزینه سایت های کانتتی بود که با ادنتورک های مختلف کار میکنن. معمولا گزینه هایی که باهاش روبرو میشین، یکی درآمدزایی با آمازونه، یکی ادسنس (اد نتورک گوگل) و یا سابسکریپشن (اگر حساب خارج از ایران ندارین به غایت دشواره)پیش فرض من اینه که خواننده ی این مطلب، با گوگل آنالتیکس و معیارهای SEO تا یه حدی آشنایی داره، بنابراین از توضیح نحوه ی توزیع ترافیک خودداری میکنم.وبسایتی که من خریدمحالا برسیم به اینکه من چه وبسایتی رو خریدم. من چون وبسایت اولی بود که میخریدم، نمیخواستم ریسک زیادی بکنم. برای همین بودجه ای اندازه ی ۲۰۰۰ دلار در نظر گرفتم که باعث میشد گزینه های من محدود بشن به سایت هایی که درآمد بین ۵۰ تا ۱۰۰ دلار دارن. از طرفی من دنبال وبسایت هایی بودم که  عمده ی ترافیکشون ارگانیک باشه (از گوگل و با سرچ). خلاصه، سرتونو درد نیارم، سایتی رو با این اطلاعات خریدم:سایتی که میخواستم بخرم حدودا ماهانه ۱۰ هزار یوزر داشتصاحب قبلی سایت از راه ادسنس از این سایت پول در میاورد و درآمد تقریبیش توی اون دوره به این صورت بود:به طور متوسط در ۶ ماه گذشته (در اون دوره) ماهی ۷۰ دلارو نکته ی مثبت این سایت این بود که ۸۰ درصد ترافیکش از طریق سرچ انجین ها (گوگل و بینگ) بود. برای اینکه از سلامت این سایت اطمینان حاصل کنم، اطلاعاتش رو توی پلتفرمی به اسم اوبرساجست سرچ کردم. به طور خلاصه بگم، تعداد کیوردهایی که داشت و رنکینگ رو به رشدش باعث شد تصمیم به خریدش بگیرم.مراحل مذاکره و خرید نسبتا ساده پیش رفت و قیمتی که روی سایت گذاشتم ۱۹۰۰ دلار بود. فروشنده هم با این قیمت موافق بود و از طریق خود فلیپا پرداخت رو انجام دادم.جابه جایی دامین و سایت به من نسبتا ساده پیش رفت و برای جلوگیری از طولانی شدن این مطلب ازشون میگذرم.چجوری سایت رو رشد دادمبرسیم به اینکه چجوری درآمد سایت رو به ۵۰۰ دلار رسوندم! اولین کاری که باید میکردم این بود که یک سری کیورد (keyword) ای که میخوام روشون تمرکز کنم رو توی اون نیش پیدا کنم. که بازم با استفاده از اوبرساجست این کارو خیلی ساده انجام دادم و حدود ۳۰۰ تا ایده برای مطالب جدید پیدا کردم.اینجا دیگه وقتش بود که یه فریلنسر با قیمت مناسب پیدا کنم. اول یه سر به سایت انجام میدم زدم ولی هیچکس حاضر نبود برای من مطلب انگلیسی بنویسه (مارکت هدف وبسایت، بریتانیاست). بنابراین از سایت فریلنسر یه فریلنسر پاکستانی پیدا کردم که با قیمت خیلی پایین (۷۰ سنت به ازای هر مطلب) برای من مدیریت و پست توی سایت رو انجام میداد. کیوردهایی که میخواستم رو براش فرستادم و پرداخت رو انجام دادم و باهاش خدافظی کردم!یه سری تحلیل جانبی و پست مهمان گذاشتن توی بقیه ی سایت ها رو هم انجام دادم اما از توضیحش اینجا میگذرم. اما بدونین که با سرمایه ی خیلی کم میتونین از سایت هایی مثل فایور یا فریلنسر سرویس های خیلی خوبی برای رشد سایتتون بخرین.الان سایت به کجا رسیده؟من برای درآمدزایی سایت با توجه به پتانسیل بالایی که بریتانیا از نظر RPM (پولی که ادنتورک ها به ازای دیده شدن تبلیغات به شما میدن) ترجیح دادم از یه ادنتورک دیگه به اسم پراپلرادز استفاده کنم.مسیر رشد تعداد کیوردهای سایت از زمانی که خریدمش (نوامبر پارسال)همچنین درآمد ماهانه اش:درآمد ماهیانه و هزینه های مربوط به فریلنسر و سرور و...بر اساس رشدی که این سایت داره پیش بینی من اینه که تا آخر سال بتونم درآمدی حدود ۱۰۰۰ دلار ماهیانه ازش در بیارم. ناگفته نماند که ارزش همین سایت الان بر اساس این درآمدش چیزی نزدیک ۱۰ هزار دلاره.نتیجه گیریبعد از دیدن موفقیت این سایت و این مدل درآمدزایی تصمیم گرفتم چند تا سایت دیگه هم بخرم (تا الان دو تا سایت دیگه خریدم و اونا هر کدوم داستان خودشون رو دارن) و پیشنهاد میکنم اگه شما هم توانایی این ریسک رو دارن امتحانش کنین. در بدترین حالت تجربه ی مدیریت یه سایت رو پیدا میکنین و در بهترین حالت برگشت سرمایه ی خیلی سریعی خواهین داشت.خیلی از جزییات مراحل خرید و نگه داری سایت رو اینجا اشاره نکردم اما زمانی که خودتون باهاش درگیر بشین براتون سوالای زیادی پیش میاد و خوشحال میشم بتونم کمکی بکنم پس باهام در تماس باشین.در ضمن اگر سایتی دارین که میخواین بفروشینش بهم خبر بدین!</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 16:43:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت محصول با تمرکز روی شاخص عملکرد - چرا و چطور؟</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-zfgdaygmvwlr</link>
                <description>طبیعتا شما هم به عنوان پروداکت منجر، زمان زیادی رو برای اولویت بندی کردن فیچرهای بکلاگتون میذارین. چه فیچرهایی که از سمت خودتون پیشنهاد شدن، چه بیزنس و چه مشتری ها. برای من همیشه یکی از بزرگترین دغدغه هام این بوده که دقیقا بدونم هر فیچری چجوری داره روی بیزنس تاثیر میذاره و بتونم این تاثیر روی لایه های اصلی بیزنس رو به همه منتقل کنم.از وقتی که وارد دلیوری هیرو شدم، دیدم که یک متدی اینجا مورد استفاده قرار میگیره به اسم Driver Tree یا KPI Tree که مشخصا برای همین هدف ساخته شده. باعث میشه هر تیم پروداکتی مشخصا بدونه روی کدوم قسمت بیزنس داره تمرکز میکنه و اون تمرکزش چطور میتونه کل بیزنس رو به سمت جلو ببره.این متد به نظرم میتونه توی هر ارگانیزیشن با هر استراکچری پیاده بشه و به ساختار برنامه ریزی تیم ها نظم بده. اینجا میخوام جزییات این متد رو شرح بدم به امید اینکه به درد یکی از شماها بخوره.۱- کلا درخت شاخص عملکرد (!) چی هست؟ (KPI Tree)این عکس از یک سایت خارجی دزدیده شده.به طور خلاصه، این درخت یک نقشه اس، از تمام متریک یا شاخص هایی که در بیزنس شما اهمیت دارن. نحوه ی چینش به این صورته که در چپ ترین قسمت نمودار، اصلی ترین هدف بیزنس قرار میگیره و به ترتیب شکسته میشه به اجزای کوچیکتری که باعث محقق شدن اون هدف میشن. به عبارت دیگه، هر چقدر به سمت راست حرکت میکنیم، مواردی که نوشته میشن قابل اندازه گیری تر هستن. الان با مثال واضح تر توضیح میدم. فرض کنین هدف من برای برای زندگیم این هست که آدم خوشحال تری بشم. حالا قدم اول اینه که ببینم خوشحالی برای من به چه نحوی به دست میاد؟ فرضا برای من سلامت و درامد بیشتر دو عامل به وجود آورنده ی خوشحالی هستن.در ادامه، برای نمونه شاخه ی سلامت رو ادامه میدم. سلامت از چه چیزهایی تشکیل میشه؟ سلامت روحی و سلامت جسمانی.خود سلامت روحی به دوروش به دست میاد، کم کردن استرس و افزایش خوداگاهی (من تراپیست نیستم و این موارد رو صرفا به صورت نمونه نوشتم، اگر پزشک هستین و حس میکنین ارزش علمی این مثال صفره به بزرگی خودتون ببخشید)پس تا الان نمودار من این شکلی شد:هر بخش این نمودار میتونه ادامه داده بشه و من صرفا به یک شاخه اکتفا کردم.اما هنوز تموم نشده، نهایتا همونطور که پیشتر توی این مقاله توضیح دادم باید به متریک های قابل اندازه گیری برسیم. مثلا: با فرض بر اینکه یوگا به کاهش استرس کمک میکنه میشه تعداد جلسات یوگا در ماه/هفته رو به عنوان یک شاخص اصلی از سلامتی روحی اندازه گرفت.توجه کنید اینکه چه مقدار این شاخص باید در هر ماه/فصل/سال افزایش داشته باشه یک بحث کاملا مجزاس که در جلسات برنامه ریزی کوارتر بهش رسیدگی میشه (بعدا در موردش مینویسم) و اینجا صرفا هدف این هست که همه ی معیارهایی که موفقیت ما در رسیدن به هدف غایی (خوشحال کردن من) هست رو روی یه داکیومنت بیاریم.نهایتا من به صورت نمونه چند مورد رو به نمودارم اضافه کردم و تبدیل به این شد:درخت شاخص عملکرد برای خوشحالی منمراحلی که تا اینجا طی کردیم یک مثال غیر بیزنسی برای درخت شاخص عملکرد بود. به این روش میتونیم برای خود بیزنس هم این درخت رو تعریف کنیم. ۲- نحوه ی استفاده در مدیریت بیزنس/محصول:اینجا سعی میکنم مثال واقعی ای که امکان پیاده سازی برای بیزنس ها رو داشته باشه رو نشونتون بدم. هدف غایی خیلی از بیزنس ها &quot;رشد پایدار&quot; بیزنسه. این رشد دو شاخه ی اصلی داره: افزایش درآمد و کاهش هزینه ها. تا اینجاش خیلی ساده و بیسیکه و تقریبا بین همه ی بیزنس ها ثابته.حالا بسته به بیزنس شما و جریان های درآمدی شما و نوع هزینه هاتون شاخه های جدیدی به این درخت اضافه میشه. من یک ایکامرس رو در نظر میگیرم. درآمد ها دو بخش دارن: درآمد های کمیسیونی (برگرفته از هر فروش) و درآمد های غیر کمیسیونی که میتونه تبلیغ محصولات، فروشگاه جایگاه ویژه و سابسکریبشن مشتری ها و... باشه.در مورد درآمد کمیسیونی (درآمد به ازای فروش) میشه نرخ تبدیل و تعداد مشتری ها رو اندازه گیری کرد. که البته هر کدوم از این شاخه ها خیلی بیشتر میتونن عمیق بشن. برای مثال نرخ تبدیل میتونه در لایه های پایین تر تبدیل به نرخ تبدیل سرچ، لیستینگ، کارت و خرید نهایی شکسته بشه و هر کدومشون جداگانه بررسی بشه که من توی این مثال ازشون میگذرم.در مورد هزینه ها، هزینه مارکتینگ و هزینه ی انجام شده به ازای هر فروش (مجموع هزینه عملیات و ارسال کالا و...)و به این شکل میرسیم:برای تکمیل این نمودار باید حداقل ۲-۳ لایه دیگه بهش اضافه بشههمونطور که میبینید متریک های سمت راست به راحتی قابل اندازه گیری هستن و نهایتا تاثیر گذاشتن روی آنها نتایجی که در سمت چپ میخوایم بهشون برسیم محقق میشه.برای بیزنس خودتون به راحتی میتونین شاخص های عملکرد رو در بیارین و لایه هایی که نیازه رو به این نمودار اضافه کنین تا در نهایت نمودار کامل بشه.۳- درخت شاخص عملکرد به چه دردی میخوره؟خیلی خلاصه، این نمودار از سه جهت مختلف به شما به عنوان مدیر محصول کمک میکنه:۱- کامیونیکیشن رو براتون خیلی ساده میکنه و درک بهتری از تاثیر شما روی بیزنس به همه ی افراد درون سازمان میده. طبیعتا با استیک هولدرهای مختلفی در ارتباط هستین و میخواین تاثیر هر فیچری براشون توضیح بدین، یکی از روش های ساده استفاده از این نموداره.۲- افزایش تمرکز هر تیم/اسکواد: اگر توی شرکتی کار میکنین که دپارتمان محصول بزرگی داره، هر تیم باید مشخصا بدونه مالک کدوم یک از این KPI هاست. وقتی هر تیم مالک چند متریک مشخص بشه میتونه رودمپ خودش رو با تمرکز روی اون متریک ها تعیین کنه و اساس اولویت بندیش رو بر اساس میزان تاثیر روی اون KPI ها بذاره. ۳- جهت دهی به بیزنس: با بررسی کردن شاخه های مختلف این درخت میشه فهمید کدوم قسمت ها ضعف بیشتری دارن و میشه بر اساس اون ضعف ها استراتژی آینده ی شرکت رو تعیین کرد حتی در لایه های بالاتر از مدیریت محصول.امیدوارم اونقدری طولانی نبوده باشه که وسطش ول کنین، این متد کمک زیادی توی نظم دادن به رودمپ و اولویت بندی میکنه و از طرفی یکی از مهمترین تاثیراتش توی دلیوری هیرو، مشخص کردن تمرکز تیم ها و هدف گذاری برای اونهاست. سعی میکنم در روزهای آینده در مورد رودمپینگ و روش هایی که برای بهینه سازیش انجام میدیم هم مطلب بنویسم.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 21:32:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غاز همسایه ما را کشت!</title>
                <link>https://virgool.io/@danialnoori/%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-plcp5yfkpdvp</link>
                <description>در اتاق 20 متری خودم نشسته ام و به اتفاقات امروزم فکر میکنم.به راننده ی اسنپی که در تمام طول مسیر مغز من را خورد تا به من اثبات کند &quot; وضع مملکت ما هیچوقت بهتر نخواهد شد و همه باید فرار کنند&quot;.به یکی از هم دانشگاهی هایی که امروز جشن خروج از کشورش را گرفت به همه ی ما به خاطر قبول شدن درخواستش در فلان دانشگاه فخر میفروخت و میگفت &quot;من دیگه از شر این کشور راحت شدم&quot;.به همکارم که هر روز از اوضاع بد اقتصادی کشور میگوید و هر روز یک نفر از حکومت را مقصر بی ثباتی قیمت دلار میکند.به یکی از پسران فامیل که هر بار او را میبینم شاغل نبودن خودش را به مشکلات دولت ربط میدهد و با افتخار از اینکه هیچ شرکتی به او کار نمیدهد سخنرانی میکند.اما چرا؟ آیا واقعا همه ی این مشکلات ما را احاطه کرده اند و ما به چز پذیرش و سرتکان دادن کار دیگری نمیتوانیم بکنیم؟چرا همه فکر میکنیم راه ایده آل زندگی خروج از کشور است؟ چرا به کودکان خود یاد میدهیم که آمریکا و کانادا و... آرمان شهر هایی هستند که باید برای رسیدن به آنها هر کاری بکنند؟شاید، فقط میگویم شاید، این مشکلات حاصل همین رفتارهای تشدید شده ی خود ما هستند.شاید کسی که بیکار است و شرکتی او را قبول نمیکند، توانایی انجام کار ندارد و از آن مهم تر حاضر نیست انتظاراتش را پایین بیاورد و با کارآموزی، چند ماه اول آموزش درست حسابی ببیند. شاید مدرک تحصیلی ما ناخودآگاه به ما این پیش فرض را داده که مهندسیم و باید حقوق چند میلیونی دریافت کنیم.شاید بشود اینگونه دید که همین افرادی که بالا میروند و در راس امور قرار میگیرند، خود ماییم. من و شمایی که این متن را میخوانید، ما ذره ذره رشد میکنیم ولی وقتی به مدیریت میرسیم فراموش میکنیم همه ی انتقاداتی را که به دیگران داشتیم.به ترافیک اعتراض میکنیم ولی حاضر نیستیم درست رانندگی کنیم، از کند بودن مراحل اداری میگوییم اما وقتی خود ما در پشت باجه مینشینیم کار مردم در اولویت آخر قرار میگیرد، از عدم رونق اقتصادی مینالیم ولی همه ی پول هایمان را در بانک انبار میکنیم.تا جایی که علم محدود من قد میدهد، هوای خارج عین هوای ماست، زمینش هم طلا و جواهر ندارد، آب هم که همه جا آب است، پس چرا مرغ آن ها غاز است؟پراکنده حرفهایم را زدم، اما خلاصه ی مطلبی که عارض آن هستم این است که شاید انقدر خارج از ایران را برای خودمان و اطرافیانمان بزرگ کرده ایم که همه را از ایران ناامید کرده ایم، در صورتی که همین ایران خودمان، همین مملکتی که داریم نتیجه ی هر آن چیزی است که ما انجام داده ایم و میدهیم. هیچوقت هیچ چیز تغییری نمیکند، مگر اینکه خود ما تغییرش دهیم.کاش به جای اینکه همه ی تلاش خود را برای راضی کردن اطرافیان از فرار از این مملکت کنیم، به خودمان نگاه کنیم و ببینیم شاید، شاید، شاید دلیل وجود مشکلاتی که از آن مینالیم خود ما باشیم، شاید هم درد و هم درمان خود ماییم. شاید.</description>
                <category>دانیال نوری</category>
                <author>دانیال نوری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Mar 2018 23:27:22 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>