<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mahmoud Shirvash</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dargahan</link>
        <description>وبلاگی جهت انتشار خلاصه ای از مجموعه اشعار شیروش...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 03:43:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1167786/avatar/szW16b.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mahmoud Shirvash</title>
            <link>https://virgool.io/@dargahan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بارداری جهل از محمود شیروش</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B4-acblcpmyslo5</link>
                <description>وبلاگ اصلی ویرگول وبلاگ اصلی بلاگفا*تو اگر دخترت را بگورش فکنی، خود بسی حرمت داشت،،، نکند با مغز ناقص بفکر آبروئی، طفل معصوم مگر قدرت داشت....*و اگر این سؤالت بشده؛ دختری را به وقت زایش، از برایت چه نفع و ارزشی داشت؟! من همینت بگویم؛ آنکه در لحظه ی پیری دستت بگرفت، آن دمی را که پایت لرزشی داشت.......................بارداری جهل.......................*دخترک بچّه بدیدم، که جُز آن دردِ نگاهش، به نظر خودْ به راه داشت،،، او که خود اِنگاری، غُصّه سی ساله ی من را به شکم داشت....*من کَزو پرسیدم؛ که تو را بَخت چه شد، این چُنین بَد رَوا داشت؟! او که با سکوت خود پاسخ داد، و به یادِ آن دردِ نگاهش، اشکهایم رَوان داشت....*دخترک را آنچنان مظلوم است، که نظرکرده ی بد را کیفری چون گناه کبیره جزا داشت،،، و چنان معصوم است که دل کافرانش را نگاهش عزا داشت....*او که تا دیروزش, در ميان كوچه، همچو یاسى به خود بوئى داشت،،، اگر امروزش ببینی,همچو آن آیه ی یأسى که تنش را چون موئى داشت....*و به اين دل قسم، که از جهل قومش در این سی بسی رنجش داشت،،، این فقط یک باشد، از همان صد زخم کهنه، که شبانگاهْ چو افعیْ به خوابم راه داشت....*دخترک را آنچنانی سر سفره ی نَحسَش بِنِشسته، که تو با نیم نگاهم بدانی،خاله بازی را نظر داشت، آن پدر و مادرش، همه اقوامِ خَـــرَش، آن چُنانی بِنِشَستَند، که بِپُرسی آمار؛ این طَویلَت مگر چند نفر داشت؟!!!.*آه از آن روزی ک دختر ندانست پدر مقروضش، از برایش چه خوابی بسر داشت،،، من چو چشمش بدیدم، بترسم، آنکه انگار زدلش فریاد است، آرزوی پسر داشت...*آه از آن روزی ک دختر ندانست پدرمقروضش ،از برایش چه خوابی بسر داشت،،،من همان چشمش بدیدم و بترسم،که انگار زدلش فریاد است، آرزوی پسر داشت....*من که از حکمت حقّ به خودم آگاهم و فزونش را به فهمم این چنین در پی داشت،،، ولی باز این دل رحمم، چو پرسی، هزاران سؤال از وی داشت....*لعنتِ خدای و رسولش, بر پدر و مادرش باد, کین چنینی دخترکى را دودستی بدادند به دستِ باد.....ادامه دارد.....«تمام شعرهای موجود در وبلاگ ها بصورت خلاصه گوی و قطعه قطعه گذاشته شده»..* در نهایت خلوص، فروتنی و احترام همیشگی، این شعر رو تقدیم میکنم به تمام دختران و بانوان عزیز کشورم.پاینده ایران...شعر از؛ محمود شیروَشHttps://vrgl.ir/hdGyj. Https://vrgl.ir/U1Rpf..</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Tue, 19 Apr 2022 08:11:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیمه جهانم از شیروش</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B4-wmp9svxppvhc</link>
                <description>«نیمه جهانم»*تو چرا ما را فریبی و به هر مسئله ای ما را عذابی، نیمه جانم،نکند با دل طاهرت ابلیس دیدی مَرا، غافل از اینکه شدی نیمه جهانم...*تو همان دخترک شاه پریان و بزاده آن شهر و دیاری که خساستش معروف است،منکه خود حَیّ ام و حاضر،خدا را شاهد که خساست در این زیبائی به مثال نقطه ای ناچیز است...*سرخی و شیرینیِ شهد لبِ تو همانی که مرا سی و سه باری به لبِ چشمه کشانید،آنقَدَر بُرده و آورده دلم، که دگر پای نماند، هم آنجا بنشانید...*و به آن رنگ رخساره ات را که بدانم خودش نقاشیِ خاصِ خداست،و هر آنکَس که دَمی رویت ببیند، بداند که از باقیِ خَلقش جداست...*و به آن خالِ لبانت که دلِ هر مردی را خودش عالی بقاپ است،نظرِ من همانی که همه جان و تنم را از بَرِ بوسیدنش سینه چاک است...*از دو اَبرویی بگویم که چون شمشیری، هر دو چشمم را به جنگیدن بخواست،من که میدانم اگر رخصت دهم، هر دو چشمم را خودش کوری رواست...*آه و واویلا از آن رنگ حنایش که من بد در هراسم بسی غرقم کند،پیچشش گر نکند، بوی مویش را بگویم که همی ترکم کند...*آن کسی را که تواند کَمَکی خوش، بویش کند، مجنونش کند،من که با دیدن آن پیچشش نیز عاقبت مرگم بدانم، ولی باز، محبوبش کند...،،،،،،ادامه دارد...«چند بیت بصورت قطعه قطعه و خلاصه از شعر نیمه جهانم، در نهایت احترام تقدیم به همان عزیزی که ندانسته بانی شعرم شد»/، instagram: @imshirvash&#x27; What&#x27;s app: @dargahanclothingHttp://shirvash.blogfa.com/post/15https://vrgl.ir/9higy https://vrgl.ir/sMx7J *pzq</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Tue, 19 Apr 2022 07:56:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر سردار جنگ «پنجره»</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-xd0yolxbpskt</link>
                <description>شعر سردار جنگ. �شعر سردار جنگ از محمود شیروَش�?Shirvash?مجموعه اشعار شیروَشخلاصه ای مختصر و بریده بریده از قسمتهای مختلف شعرِ: سَـــردارِ جَــــنـــگ یا �پنجره� که حدود 30 بیته***?..............منظومه اشعار شیروش.............*پنجره تا باز شد،رُخِ ماهش بدیدم دلم خود شاد شد،،، آن نگاهِ تُرش و شیرینش چو دیدم، گُل از گُل باز شد...*منکه تا صُوتِ بِهِشتیِ زبانش راشنیدم،ندانسته جوابش را بِدادم,,, آنکه چون رَعدی بابرقِ نَوایَش بِزَد بر زیرِ گوشَم... خدایا تو بِرس بِدادم......*آن زبانش را چه گویَم، که خود گوئی فِشَنگ است,,, گَر برای دیگری آن را بِجُنبانَد، خود گوئی تُفَنگ است...*خال لب را که تو گوئی تَرکِشِ آن فِشنگ است,,, و اگر روزی رسد آن را ببینی، زیرِ لب این را بگوئی؛ چه قشنگ است...*آن دَمی که چَشمها چَشمی نبیند، صحنه را گوئی که خود میدانِ جَنگ است,,, دُخترک را هَمچو نادِر، گَر کسی نَشناسَد, بگوید که خودش سَردارِ جَنگ است....*از زبانَش بُگذریم، قدرتِ زهرِ پیکانِ نگاهَش به قلبم نشسته است,,, آهِ از دَردَش و آگاهی زِ عَجزَش آنچُنان است، که أشهَد بر لَبان است....*من اگر دَست را بر زَخمِ دل دارم، دستِ دیگر که خدایش شاکر است,,, آن که مَستِ خُنیاگَرش را، نه فقط از بَهرِ دیدن به زن ها داده است....*زُلفِ مویَش را نَبینم, :ولی بوىِ خوشَش را به مَشام است,,, حال میدانم چرا دیدن و بوئیدنِ مویَش حرام است...***تقدیم با عشق, ادب و احترام همیشگى به بانى شعر که اگر صبحگاهى پنجره خونشو باز نکرده بود نه...@imshirvashGmail.comبرچسب‌ها: سردار جنگ شیروش&lt;br/&gt;</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 17:57:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاعری شیروش و معجزه الهی</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-jja8fru6plxc</link>
                <description>منظومه اشعار شیروش??اگه دو سال قبل میگفتن یه همچین روزی میرسه که چند تا دونه شعر میگی «ریا نباشه تا همین الانش نصف کتابمو نوشتم»، چنان بهم برمیخورد که بجز ... ، ممکن بود فحش برادر و پدر هم بهش بدم، چون تا اون موقع هر کی میگفت پیشته! سریع میگفتم؛«پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت، ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم. ازحافظ، یا«آنکس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابدالدهر بماند» إبن یمین!تاجایی که تنهایی وسکوت و البته تا حدودی مهر و یاد خدا منو به زمزمه ها واداشت! اولش گفتم دیوونه شدم رفت!(باشه بابا، همون دیوونه تر!) بعد از مدتی یکی از شعرهامو بنام: سخن مرگ یا «شهیدضیایی» بصورت دکلمه با تصاویری از شیخ شهید خوندم و توی پیج فیک اینستا گذاشتم که «شبکه کلمه» ازم خواست کاملشو بگم و بفرستم براشون! خوشحال از تأیید و ناراحت از سیاسی بودن شعر سریعأ به اینستا رفته و کامل حذفش کردم!...........................................................افسوس و افسوس از اونهایی که در زمان شک به جنونم گفتم و جایی ننوشتم...اولینش که نوشتم؛ خرداد یا همون بیشرف بود توی خرداد 1399. اونهایی که شخصٱ دوسشون دارم؛ بارداری جهل، شاعرقجری یا شیروش «که توش همش عین آدمای خودشیفته از خودم تعریف کردم|:»، بعد شعر سوژه جانم که دختری بومی برای اولین بار چشمم رو به زاویه دیگه باز کرد و تو دهنی ای شد برای کسی که میگفت: شعر فقط باید خـــــــدا داشته باشه و وطــــــن! خِلاص! و البته سردار جنگ. که یادم رفت زودتر بگم که خیلی دوستش دارم،و بعد گل سمنبر به یاد عمه عزیزم و باز یادم نبود زلزله رو زودتر بگم که مربوط میشه به زلزله ایه ک روز یکشنبه 1400/08/23 هرمزگان و قشم رو با ریشترهاش لرزوند، شعر کوروش یا باران،نیمه جهانم، شاه دل، در وقت  اضافه ام،و شعرهای دیگر که فقط بیست تاییش رو بطور خلاصه و قطعه قطعه در وبلاگ هام گذاشتم.دارم؛ شاعرقجری یا شیرو یا همون بیشرف بود توی خرداد 1399دارم؛ شاعرقجری یا شیروش «که توش همش عین آدمای خودشیفته از خودم تعریف کردم|:» و بعد بارداری جهل (البته اینو من برای اولین باره میگم؛ زمانی که دختر رو دیدم 17-18 ساله بود با پسری حدود 3 ساله توی بغلش که هر جور به قضیه نگاه کنی خوفناکه! برای قشنگتر شدن شعر ترجیح دادم دخترک خود را به شکم باشد و حامله نه اینکه به بغل، ینی دقیق ترش بسان همانی که: انگار غصه سی ساله ی من را به شکم دارد، باشد)، بعد شعر سوژه جانم که دختری بومی برای اولین بار چشمم رو به زاویه دیگه باز کرد و تو دهنی ای شد برای کسی که میگفت: شعر فقط باید خـــــــدا داشته باشه و وطــــــن! خِلاص! و البته سردار جنگ. که یادم رفت زودتر بگم که خیلی دوستش دارم،و بعد گل سمنبر به یاد عمه عزیزم و باز یادم نبود زلزله رو زودتر بگم که مربوط میشه به زلزله ایه ک روز یکشنبه 1400/08/23 هرمزگان و قشم رو با ریشترهاش لرزوند. و شعرهای دیگر که فقط بیست تاییش رو بطور خلاصه و قطعه قطعه در وبلاگ هام گذاشتم.............................................................وقتی شعر میاد!نعوذبالله بسان وحی به زبان منِ اُمّیِ شعر ندان و انگار فقط میگه اِقرأ...و همین شده که این مسأله ی کلید اسرار طؤری رو به چشم معجزه و البته لطف و مرحمت خدا میبینم( به یاد ۵ سال قبلش افتادم که برای اولین بار یه چیزی از ته دل طلب کردم از خدا و...) که موهبتی اعطا کرده که باهاش میتونم اسمم رو تا قیام قیامت زنده نگهدارم پس همیشه و همه جا خداوند رو شاکر هستم تا اونجائی که قسم خوردم در زندگی و تا جایی که اجازه حیاتش باشه به این سر و زبان به چیزی غیر از حمد و ثنایش خطا نکنه و نجنبد...**قضیه ۵سال قبل چیه؟!(کلید شیروش)بعد ۲ سال مرخص شدن از خدمت مقدس، زنگ زدم میزپاس گردان یکم تکاوران دریایی و خواستم فرمانده گردان رو صدا بزنه. گفت با دوسه تا فرمانده گروهان ها نشستن توی دفترش نمیاد، گفتم بگی شیروشه با کله میاد! در کمال تعجب پرسید؛ محمود شیروش؟!!! هنگیییدم... اسم دو سه تا سرگروهبانا رو بردم که کدومشونی؟ گفت والا اینا هیچکدومشون نیستن و اونقدری گذشته که همین ناوسروان فریدونی فرمانده گردان هم الان ناخدا سومه! (معادل سرگرد)...هرچی به مغزم فشار آوردم و مرور صد تا معادله و احتمال اونم در نهایت خوش بینی دیدم من اگه بجای ۳ماه اضافه خدمت، ۱۳ماه اضافه تر مونده بودم باز قیافه نحس این پایه بوق نفله رو نمیدیدم! (پایه بوق اصطلاحیه که برای سربازان تازه وارد بکار برده میشه).خلاصه که وقتی دید احتمال اووردوز و سکته مغزی و قلبی و بعدی و... برام بطور همزمان وجود داره، خودش گفت؛ فرمانده گردان مقاله های طنزی که زمان خدمت با عنوان؛ ”پایه بوق چیست» نوشته بودی رو جمع کرده و حدود یکسوم بورد &lt;board&gt; دستورات گردان یکم رو بهش اختصاص داده و چسبونده! بعید میدونم کسی حس و حال اون لحظه منو بتونه درک کنه.اینکه یه چیزی نوشته باشم که باعث بشه برای چند دقیقه کوتاه خنده ای بیاره رو لبهای سربازای مظلومی که از بد حادثه باید خدمتشونو توی جهنمی به اسم جاسک بگذرونن، عجیب بغضم ترکید...از ته ته دل آرزو کردم؛ خدایا یه کاری کن نه فقط بعد دو سال که تا قیام قیامت باعث بشه اسمم به نیکی بمونه!و درنهایت با وجود نشونه های به این قشنگی از عظمت و حقانیت خدا اونم بغل گوشمون، کلید اسرار ترکیه ای کیلو چند؟!الحمدالله...محمود شیروش / . imleonine@.برچسب‌ها: اشعار شیروش, شاعر شیروش, کتاب شعر شیروش, محمود شیروش, مجموعه شعر شیروش+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 4:52https://vrgl.ir/4sVcI  https://vrgl.ir/Ebb2J </description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 16:23:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر بارداری جهل</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D9%84-lpjkkpavbeej</link>
                <description>ج.لَعنتِ خداي و رسولش, بر پدر و مادرش باد, كين چُنين دخترك را دودستي, بدادند, به دستِ باد...تو اگر دخترت را به گورش فِکَنی، از همان روزِ عَزَل، خود بسی حُرمت داشت...نکند با همان نیمچه مغزت بفکر آبروئی، طفل معصوم مگر قدرت د ااش*دخترک بچّه بدیدم، که جُز آن دردِ نگاهش، به نَظر خودْ به راه داشت...او که خود اِنگاری، غُصّه سی ساله ی من را به شکم داشت....*من کَزو پُرسیدَم؛ که تو را بَخت چه شد، این چُنین بَد روا داشت؟.*او که با سکوتِِ خود پاسخ داد، و به یادِ آن دردِ نگاهَش، اشکهایَم رَوان داشت....*مَنکه از جَهالتِِ خَلق در این سی بَسی رنجیدَم... وشبانگاه که کابوس چو اََفعی بِخوابم راه داشت..*مَنکه از جَهالتِِ خَلق در این سی بَسی رنجیدَم...وشبانگاه که کابوس چو اََفعی بِخوابم راه داشت..*دخترک را چُنانی سرِ سُفره ی نَحسَش بِنِشسته که تو چَشمَش بخوانی،خاله بازی را نَظر داشت...آن پدرومادرش،همه اقوامِِ خَرَش،آنچنان نِشَست اندکه بِپُرسی آمار،این طَویلَت مگرچندنَفر داشت؟.*اوكه تا ديروزش به طَراوَت و شادابی، هَمچو ياسى تَنَش بوئى داشت...,اگر امروزش ببيني, خود همان آيه ی يأسی که تَنَش را چون موئى داشت....*من که از جَهالتِ قُوم بَسی رَنجیدم، و شبانگاه كه کابوسْ چو اَفعیْ به خوابم راه داشت....*من اگر حِكمت حقّ را به خودم آگاهم، ولی باز این دلِ رَحمَم هزاران سؤال از وِی داشت....</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Thu, 24 Feb 2022 20:03:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشان حیدر</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-emxuokbj4lgv</link>
                <description>شعر نشان حیدر از مجموعه اشعار محمود شیروَشمنظومه اشعار شیروششعر نشان حیدر ?شعرنشانحیدرازمحمودشیروَش  ?شعرنشانحیدرازمجموعهاشعارشیروش .شِعرِ نشان حیدر.*من چو جَدّم را بِپُرسَم، خوب و بد خَلقِ خدا را چه نَظر داری؟!او بگفتا؛به وقتِ سَنجِش، تو بِبایَد دو کَفّه ی ترازو ب نظر داری...*عُقَلایِ جهانم بگفتند؛تو هر آنچه را به ذاتَت کاری، خود به وقتِ دِرُو برداری...پس چُنین اندیشیدن خطاست،که تو جُو را بِکاری، انتظاری چو گَندُم داری...*تو که عبّاس و علی و رحمان و حسینی را به إسمَت داری...و همانا که نشان از حیدر و کرّارِ جَدّت را به عِصمَت داری...*تو همانا خودت آن عَلمداری که لَقَبَش را به امانَت داری...و چو نیکَت بدیدَم چه باکَم بگویَم؛ تُربَتَش را به ذاتَت داری...*تو اگر أسماء نورِ چشمیِ رسولَش این چُنینی به چَنگَش داری...منکه خود این بدانم سَرِ اسمَش دُشمَنانَش را به جَنگَش داری...*تو که چون تِشنه لَبِ کربلایَش از برای خَلقَت فَضالَت داری...پس صحیح باشد که پَسوَندِ حسینی را به نامَت اِضافَت داری...*تو اگر این سؤالَت بِشد که چگونه تن و عُمری به عِزّت داری...من همینم بِدانَم چون دعاهای خِیرِ پدرُمادرم را بِ کِثرت داری...*آنکه را بپرسید چرا از برای حسینی زبانت را به شعرش داری؟!من فقط این بگویم معرفت دُرِّ گرانی است،اگر تو شعورش داری.*تو بِهمواره بدان که چُنین خُلقُ خویِ نکوئی را زِ یَزدانَت داری...و همانا تربیت خوبَت را تو از، اجتماعِ دینداری چو یَزدَت داری...*تو اگر عمری است این شهر و بازار غریبم را، به دُرودَت داری...ولی آن نیک سرشتی ات باعث همچو من را به مُریدَت داری.....ادامه دارد....در نهایت احترام و افتخار همیشگی، تقدیم به آقای عباسعلی رحمانی حسینی یزدی. ?  ? .شعر از؛ محمود شیروش.Https://www.instagram.com/dargahanclothing. Https://www.takl.ink/ims neshane heidarmahmood shirvashشعر نشان حیدرمحمود شیروشعباسعلی رحمانی حسینی یزدی</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Thu, 24 Feb 2022 18:58:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اطلاعات و دانستنی های اره ماهی</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-fabdhobgt1mi</link>
                <description>دانستنى هاى اره ماهىدهان اره‌ماهی و آبشش‌های آن در سمت پایین، با دهان و دندان‌های کوچک گنبدی شکل برای خوردن ماهی‌های کوچک و سخت‌پوستان، گاهی ماهی را به‌طور کامل می‌بلعد و با دو روزنه تنفسی پشت چشم نفس می‌کشد. کوچکترین اره ماهی &quot;کوتوله&quot; ثبت شده تا 1.4 متر (4.6 فوت) رشد می کند که بسیار کوچکتر از بقیه است، و بزرگترین گونه &quot;دندان پهن و معمولی&quot; طول می تواند به 7 متر (23 فوت) برسد. وزن آن 2455 کیلوگرم (5412 پوند). تصور می شود که این نمونه های عظیم به اندازه کافی زنده مانده اند تا به حداکثر اندازه و سن خود یعنی حدود 51 سال برسند. ماهی اره ای پلاژیک (انتقال بین آب شیرین و آب شور)، یا حاشیه ای (آب شور) است و به طور گسترده در سراسر مناطق استوایی و نزدیک آب های ساحلی در اقیانوس های معتدل و گرم اقیانوس های اطلس، هند و اقیانوس آرام پراکنده است. ?■گونههاىاصلىارهماهيانجهانرادرتصويرمشاهدهمينمائيد. اره‌ماهی در مناطق ساحلی نزدیک به ساحل مانند تالاب‌های ساحلی، مصب‌ها و دلتاهای رودخانه‌های نمکی زندگی می‌کند و مشخص است که برخی از گونه‌ها اغلب به رودخانه‌ها و دریاچه‌های اصلی مانند دریاچه نیکاراگوئه نفوذ می‌کنند، اگرچه برخی جزئیات محیط به طور خاص شناخته شده است. ماهی های اره معمولاً آب های کم عمق، گل آلود و شور را ترجیح می دهند و بیشتر وقت خود را در کف دریا یا نزدیک آن می گذرانند و گهگاه از سطح دریا دیدن می کنند. ?نماىداخلىآروارهياارّهىشمشيرماهى جوجه ها در آبهای بسیار کم عمق رایج هستند، اما بالغ ها را می توان در عمق 40 متری (130 فوتی) پیدا کرد.یا شب زنده داری ترین اره ماهی که معمولاً روزها می خوابد و شب ها شکار می کند با وجود ظاهر ترسناکش حمله نمی کند مگر اینکه توسط مردم تحریک یا غافلگیر شود.●منبع مقاله● https://www.almrsal.com/post/147674 ?فروشفورىدندانهاىارهماهى كليپ شمشير اره ماهىكليپ كليپ كليپ٢عتيق شاپشاپ</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Tue, 15 Feb 2022 03:43:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوروش ابراهیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-kh2z71gttcky</link>
                <description> ?کورشابراهیمی،پسرخاله،رفیق،همبازیبچگی،همکلاسی،برادر،وخلاصههمهوجودمرا،کهحکمتششدبگیردچنانروح،زِتنْمنرا...  ? *باز باران بارید، با همه نیک و بدش، یادم آرد کوروشم را،،،13 روز بزرگتر بود و، خود همین نحسی اش بگرفت دامنم را...*او که با رفتنش نه که نیمی، بُرد همه روانم را،،،بارالهْی این چنینی رفتنش را، نباشد هنوز، باورم را...*از همان لحظه که رفتی، انگار که خودت گذاری دستم، حَنایَت را...و همانا انگار آن دمِ رفتنت همه ی خلقْ دَرکَنْد، عذابت را...تو که خود نیز به دنیایت چنان نیک سرشتی بدادی، تحفه ات را...کاش آن روز کنارت بودم، که خود از چَشمت بخوانم، حُقّه ات را......«بزودی»...شعر حدود بیست بیتی بنام کوروش «باران» که خدا خواست و گذاشت زبونم.وبلاگ 1</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jan 2022 00:08:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر کوروش ابراهیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-ta8vn746alxk</link>
                <description>کوروش ابراهیمی



?کورشابراهیمی،پسرخاله،رفیق،همبازیبچگی،همکلاسی،برادر،وخلاصههمهوجودمرا،کهحکمتششدبگیردچنانروح،زِتنْمنرا...
?
*باز باران بارید، با همه نیک و بدش، یادم آرد کوروشم را،،،

13 روز بزرگتر بود و، خود همین نحسی اش بگرفت دامنم را...

*او که با رفتنش نه که نیمی، بُرد همه روانم را،،،

بارالهْی این چنینی رفتنش را، نباشد هنوز، باورم را...

*از همان لحظه که رفتی، انگار که خودت گذاری دستم، حَنایَت را...

و همانا انگار آن دمِ رفتنت همه ی خلقْ دَرکَنْد، عذابت را...

تو که خود نیز به دنیایت چنان نیک سرشتی بدادی، تحفه ات را...

کاش آن روز کنارت بودم، که خود از چَشمت بخوانم، حُقّه ات را...

...«بزودی»...

شعر حدود بیست بیتی بنام کوروش «باران» که خدا خواست و گذاشت زبونم.

وبلاگ 1

شعر کوروش ابراهیمی ?کورشابراهیمی،پسرخاله،رفیق،همبازیبچگی،همکلاسی،برادر،وخلاصههمهوجودمرا،کهحکمتششدبگیردشروحزتنمنرا...کورشابراهیمی،پسرخاله،رفیق،همبازیبچگی،همکلاسی،برادر،وخلاصههمهوجودمرا،کهحکمتششدبگیردشروحزتنمنرا... باز باران بارید، با همه خوب و بدش یادم آرَد کوروشم را،،،سیزده روز بزرگتر بود و، خود همین نحسی اش بگرفت دامنم را...او که با رفتنش نه که نیمی، بِبُردَش همه، وجودم را،،،بارالهْی این چنینی رفتنش را، نباشد هنوز، باورم را...«بزودی»شعر حدود بیست بیتی بنام کوروش «باران» که خدا خواست و گذاشت زبونم...@Torban92@imshirvash</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 21:26:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Mahmood shirvash</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/mahmood-shirvash-dfcctuhum10e</link>
                <description> ? وبلاگ اصلیاگه دو سال قبل میگفتن چند تا دونه شعر میگی «ریا نباشه تا همین الانش نصف کتابمو نوشتم»، چنان بهم برمیخورد که بجز ... ، ممکن بود فحش برادر و پدر هم بهش بدم، چون تا اون موقع هر کی میگفت پیشته! سریع میگفتم؛«پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت، ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم. ازحافظ، یا«آنکس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابدالدهر بماند» إبن یمین!تاجایی که تنهایی وسکوت منو به زمزمه واداشت! اولش گفتم دیوونه شدم رفت! بعد از مدتی یکی از شعرهامو «شهید ضیائی» بصورت دکلمه خوندم و توی پیج فیک اینستا گذاشتم که شبکه کلمه ازم خواست کاملشو بگم و بفرستم براشون! خوشحال از تأیید و ناراحت از سیاسی بودن شعر سریعأ به اینستا گریخته و کامل حذفش کردم!افسوس و افسوس از اونهایی که در زمان شک به جنونم گفتم و جایی ننوشتم...اولینش که نوشتم؛ خرداد بود توی خرداد 1399اونایی که شخصأ دوست دارم؛ شاعر قجری یا شیروش «که همش عین آدمای خودشیفته از خودم تعریف کردم» و بعد بارداری جهل (البته اینو من برای اولین باره میگم؛ زمانی که دختر رو دیدم 17-18 ساله بود با پسری حدود 3 ساله توی بغلش که هر جور به قضیه نگاه کنی خوفناکه! برای قشنگتر شدن شعر ترجیح دادم دخترک خود را به شکم باشد و حامله نه به بغل، ینی دقیق ترش بسان همانی که انگار غصه سی ساله ی من را به شکم دارد، باشد)، بعد شعر سوژه جانم که دختری بومی برای اولین بار چشمم رو به زاویه دیگه باز کرد و تو دهنی ای شد برای کسی که میگفت: شعر فقط باید خـــــــدا باشه و وطــــــن!و البته سردار جنگ. که یادم رفت زودتر بگم که خیلی دوستش دارم،و بعد گل سمنبر به یاد عمه عزیزم و باز یادم نبود زلزله رو زودتر بگم که مربوط میشه به زلزله ایه ک روز یکشنبه 1400/08/23 هرمزگان و قشم رو با ریشترهاش لرزوند و...وقتی شعر میاد!نعوذبالله بسان وحی به زبان منِ اُمّیِ شعر ندان و انگار فقط میگه اِقرأ...و همین شده که این مسأله رو به چشم معجزه و هدیه و البته لطف و مرحمت خدا میبینم و همیشه و همه جا خداوند رو شاکر تا اونجائی که قسم خوردم در زندگی و تا جایی که اجازه حیاتش باشه این زبان به چیزی غیر از حمد و ثنایش نجنبد...الحمدالله...محمود شیروش / .Imleonineمحمود شیروشمجموعه</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jan 2022 16:34:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منظومه اشعار شیروش</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B4-n8wbyfhesvue</link>
                <description>اگه دو سال قبل میگفتن چند تا دونه شعر میگی «ریا نباشه تا همین الانش نصف کتابمو نوشتم»، چنان بهم برمیخورد که بجز ... ، ممکن بود فحش برادر و پدر هم بهش بدم، چون تا اون موقع هر کی میگفت پیشته! سریع میگفتم؛«پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت، ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم. ازحافظ، یا«آنکس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابدالدهر بماند» إبن یمین!تاجایی که تنهایی وسکوت منو به زمزمه واداشت! اولش گفتم دیوونه شدم رفت! بعد از مدتی یکی از شعرهامو «شهید ضیائی» بصورت دکلمه خوندم و توی پیج فیک اینستا گذاشتم که شبکه کلمه ازم خواست کاملشو بگم و بفرستم براشون! خوشحال از تأیید و ناراحت از سیاسی بودن شعر سریعأ به اینستا گریخته و کامل حذفش کردم!افسوس و افسوس از اونهایی که در زمان شک به جنونم گفتم و جایی ننوشتم...اولینش که نوشتم؛ خرداد بود توی خرداد 1399اونایی که شخصأ دوست دارم؛ شاعر قجری یا شیروش «که همش عین آدمای خودشیفته از خودم تعریف کردم» و بعد بارداری جهل (البته اینو من برای اولین باره میگم؛ زمانی که دختر رو دیدم 17-18 ساله بود با پسری حدود 3 ساله توی بغلش که هر جور به قضیه نگاه کنی خوفناکه! برای قشنگتر شدن شعر ترجیح دادم دخترک خود را به شکم باشد و حامله نه به بغل، ینی دقیق ترش بسان همانی که انگار غصه سی ساله ی من را به شکم دارد، باشد)، بعد شعر سوژه جانم که دختری بومی برای اولین بار چشمم رو به زاویه دیگه باز کرد و تو دهنی ای شد برای کسی که میگفت: شعر فقط باید خـــــــدا باشه و وطــــــن!و البته سردار جنگ. که یادم رفت زودتر بگم که خیلی دوستش دارم،و بعد گل سمنبر به یاد عمه عزیزم و باز یادم نبود زلزله رو زودتر بگم که مربوط میشه به زلزله ایه ک روز یکشنبه 1400/08/23 هرمزگان و قشم رو با ریشترهاش لرزوند و... بعدی ها... ? وقتی شعر میاد!نعوذبالله بسان وحی به زبان منِ اُمّیِ شعر ندان و انگار فقط میگه اِقرأ...و همین شده که این مسأله رو به چشم معجزه و هدیه و البته لطف و مرحمت خدا میبینم و همیشه و همه جا خداوند رو شاکر تا اونجائی که قسم خوردم در زندگی و تا جایی که اجازه حیاتش باشه این زبان به چیزی غیر از حمد و ثنایش نجنبد...الحمدالله...محمود شیروش / .Imleonine</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jan 2022 23:17:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سردار جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-axnc1hbzj4gb</link>
                <description>شعر سردار جنگ https://virgool.io/d/axnc1hbzj4gb/%F0%9F%93%B7 : wa.me : https://virgool.io/d/axnc1hbzj4gb/%F0%9F%93%B7  ? خلاصه ای مختصر و بریده بریده شده از شعر سردار جنگ یا «پنجره» که حدود 30 بیته./منظومه اشعار شیروش============پنجره تا باز شد، رُخِ ماهش بدیدم، گُل از گُل باز شد،آن نگاهِ گرم و شیرینش چو دیدم، دلم خود شاد شد،من که تا صُوتِ بِهِشتیِ زبانش را شنیدم، ندانسته جوابش را بدادم،آن که چون رَعدی با برقِ نَوایَش بِزَد بر زیرِ گوشَم، خدایا تو بِرس بِدادم...__________*آن زبانش را چه گویَم، که خود گوئی فِشَنگ است...*آن زبانش را چه گویَم، که خود گوئی فِشَنگ است...گَر برای دیگری آن را بِجُنبانَد، خود گوئی تُفَنگ است... است...*خالِ لب را آنچناني به رُخَش بِنشَسته كه بگوئى تَركِشِ آن فِشَنگ است,و أگر روزي رسد او را ببيني, زير لب اين را بگوئى: چه قشنگ قشنگ است...*آن دَمی که چَشم ها چَشمی نبیند، صحنه را گوئی که خود میدانِ جَنگ است...دُخترک را هَمچو نادِر، گَر کسی نَشناسَد بگوید که خودش سَردارِ جَنگ است...*از زبانَش بُگذریم، قدرتِ زهرِ پیکانِ نگاهَش به قلبم نشسته است...آهِ از دَردَش و آگاهی زِعَجزَش آنچنان است که أشهَد بر لَبان است...من اگر دست را بر زَخمِ دل دارم، دستِ دیگر که خدایش شاکر است...آن که مَستِ خُنیاگَرش را، نه فقط از بَهرِ دیدن به زن ها داده است...،،،ادامه دارد،،،***** اينستاگرام ******.+ با عرض پوزش از ناقص بودن شعر، فعلأ بصورت قطعه قطعه و،، گذاشته میشه تا راه افتادن وبلاگ..درنهايت احترام تقديم به بانى شعر كه ندانسته و بي خبر در سپيده دم صبحگاهي پنجره اي رو باز کرد!شعر سردار جنگسردار جنگ شیروشمجموعه اشعار شیروشمنظومه شیروششعرسردارجنگ۰ نظر۵ منبع؛وبلاگ اصلیم @shirvash https://vrgl.ir/nD3Kk .</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 02:31:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>sawfish tooth blade for sale سمك القرش</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/sawfish-tooth-blade-for-sale-%D8%B3%D9%85%D9%83-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%B4-olddp10rvpcx</link>
                <description>تصويرديكوري. فیدئوكليپ*بيع #سمك_المنشار النادرة جدا والخاصة والثمينة وهي من الأنواع الثلاثة المنقرضة في بحر عمان.*یبلغ طوله 78 سم وله 52 سنًا.*التسليم في أي وقت وفي أي مكان بسبب وجود بطاقة هوية بحار.*لا أطلب أي أموال حتى يتم تسليم المنتج للعميل.* فیدئوکلیپ2واتسپHttps://www.namasha.com/v/Frv736Pe* واتسپ نامبر: 989056275586+أنتيكات نادرهانتیكات الثمینعملhttps://vrgl.ir/zI16e</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 14:02:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لبيع السيف سمكة القرش| سمكة المنشار|</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D9%84%D8%A8%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%8A%D9%81-%D8%B3%D9%85%D9%83%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%B4-%D8%B3%D9%85%D9%83%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%B1-zhc3yhij7m9o</link>
                <description>« يرجى الاطلاع على المحتوى الكامل كليب للفيديو sawfish tooth ».بيع #سمك_المنشار النادرة جدا والخاصة والثمينة وهي من الأنواع الثلاثة المنقرضة في بحر عمان.*یبلغ طوله 78 سم وله 52 سنًا.*التسليم في أي وقت وفي أي مكان بسبب وجود بطاقة هوية بحار.*لا أطلب أي أموال حتى يتم تسليم المنتج للعميل.▪ويرگول أصلي ▪فيديوكليب٢▪فيديوكليب٣▪وتسب اكانتwww.namasha.com/v/Frv736Pe* واتسپ نامبر: 989056275586+#سمك #سمك_المنشار #انتيك #انتيكات_تحف #انتيكا #انتيك_الكويت #انتيكات_كلاسيك #الكويت?? #كويتيات_انستغرام #كويتيات #كويتيات #شراء_اثاث #للبيع_الكويت #انتيكات_الكويت #متحف_الكويت_الوطني #متاحف_الكويت #بنات_العراق #بنات_دبي #بنات_العربي #عجائب_البحر #اشياء_جميلة #اشياء_غريبه #أشياء_جميلة #اشياءنادرة #نوادر #نادر_الاتات #عملات_قديمة #عملات_نادرة #عملات_نادرة اكانت اصلي Virgool1۰ منبع ۱ https://vrgl.ir/zI16e</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 12:44:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شمشیر اره ماهی</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-ydgixdi0kmtj</link>
                <description>طول 77/5 دارای 52 دندانعرض 5/5 الی 9/5کلیپش رو در آپارات ببینیدHTTP:www.aparat.com/v/QvPnW صرفا جهت قبولی ویرگول✅فروشگاه عمده‌ی؛ پخش پوشاک زنانه درگهان #dargahanclothing ،واردکننده مستقیم ۱۰۰٪ أجناس خود، «انواع لباس های مجلسی مارکدار» با برندهای محبوب، با أرزان‌ترین قیمت و بهترین کیفیت از کشورهای معتبر جهانی در تولید پوشاک... ✅فروشگاه عمده‌ی؛ پخش پوشاک زنانه درگهان #dargahanclothing ،واردکننده مستقیم ۱۰۰٪ أجناس خود، «انواع لباس های مجلسی مارکدار» با برندهای محبوب، با أرزان‌ترین قیمت و بهترین کیفیت از کشورهای معتبر جهانی در تولید پوشاک...</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Wed, 17 Nov 2021 16:09:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پخش پوشاک زنانه درگهان</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-bhkdsvjo7pxr</link>
                <description>.⁉️فروشگاه عمده‌ی؛ پخش پوشاک زنانه درگهان #dargahanclothing ،واردکننده مستقیم ۱۰۰٪ أجناس خود، «انواع لباس های مجلسی مارکدار» با برندهای محبوب، با أرزان‌ترین قیمت و بهترین کیفیت از کشورهای معتبرجهانی ‌در تولید پوشاک. *اینستاگرام #پخشدرگهان: dargahanclothing@پِیجِ أصلی اینستاگرامفروشگاه #پخشدرگهان پلاک3025?آدرس‌شعبه۱:منطقه‌آزادتجاری‌جزیره‌قشم-شهر درگهان-مجتمع تجاری دودلفین-طبقه۲-پلاک۳۰۲۵#dargahanclothing_businesscard#پاساژدودلفین_پلاک۳۰۲۵.#عمده_لباس_زنانه #لباس_زنانه_عمده #مزونی #پوشاک_عمده #پخش_عمده_پوشاک_زنانه_قشم #عمده_لباس #خریدعمده_لباس #لباس_مجلسی #لباس_زنانه_شیک #لباس_مجلسی_زنانه_شیک #لباس_مجلسی_جدید #مانتو_مجلسی_شیک #مانتوشیک #مانتوخاص #مانتولاکچری #سارافون #مانتوعمده #عمده_فروشی_مانتو #مانتو_فروشی  </description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Mon, 13 Sep 2021 16:35:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حراج عمده مدلهای لباس مجلسی زنانه وارداتی برند</title>
                <link>https://virgool.io/@dargahan/%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%B9%D9%85%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-vpykozygafrv</link>
                <description>.?فروشگاه عمده‌ فروشی انواع لباس مجلسی زنانه‌ی؛ پخش پوشاک زنانه درگهان #پخشدرگهان #dargahanclothing ،واردکننده مستقیم ۱۰۰٪ أجناس خود، «انواع لباس های مجلسی مارکدار»  با برندهای محبوب، با أرزان‌ترین قیمت و بهترین کیفیت ازکشورهای معتبر جهانی درتولید پوشاک... اینستاگرام با آیدی DARGAHANCLOTHINGتاپ نخ پنبه گره‌ای۶طرح هر طرح در ۲ یا ۳ رنگ،بلوز یقه قایقیJolak/طرح+رنگ+سایز مختلفمدلهای قواره بزرگ مجلسی تا ۵۰٪OFF?شعبه۱: منطقه آزاد جزیره قشم - شهر درگهان - مجتمع تجاری دودلفین - طبقه۲ - پلاک۳۰۲۵/</description>
                <category>Mahmoud Shirvash</category>
                <author>Mahmoud Shirvash</author>
                <pubDate>Mon, 13 Sep 2021 16:29:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>