<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Dariush Karami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dariush.1380.karami</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-28 11:28:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/393301/avatar/1Mtjgm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Dariush Karami</title>
            <link>https://virgool.io/@dariush.1380.karami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@dariush.1380.karami/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-wjhe3gikhg8g</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/rrrimdblojkx-GwMHB.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۳,۲۳۸ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۲۴ مرتبه پسندیدند و  ۰ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۹ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱۴۴ بار خوانده شدند و ۸,۰۴۵ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۱۱۰۲۹۶ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۶۵۲ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۱۱۰۲۹۶ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>Dariush Karami</category>
                <author>Dariush Karami</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 14:06:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقاد تند نولان از تصمیم وارنر</title>
                <link>https://virgool.io/@dariush.1380.karami/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%B1-hjtsmdxoatrc</link>
                <description>پس از اقدام جنجالی برادران وارنر برای پخش آنلاین فیلم‌هایش در سال 2021 میلادی حال کریستوفر نولان در تازه‌ترین مصاحبه‌ی خود به تندی به این تصمیم تاخت.نولان در بیانه‌ای به هالیوود ریپورتر گفت: برخی از بزرگ‌ترین فیلم‌ سازان  و مهم‌ترین ستاره‌های صنعت سینما قبل از خواب به این فکر می‌کنند که برای بزرگ‌ترین استودیو فیلم سازی کار می‌کنند و وقتی که از خواب بیدار می‌شوند می‌فهمند که برای بدترین سرویس استریم کار می‌کنند.پس ار این بیانیه نولان نیز به جمع دیگر افرادی پیوست که نارضایتی خود را از این تصمیم ابراز می‌کند.اعلامیه‌ی اخیر برادران وارنر مبنی بر اینکه فیلم خود را در سال 2021 در همان روز اکران وارد شبکه آنلاین HBO Max می‌شود. از ماه گذشته بود که برادران وارنر اعلام کردند فیلم زن شگفت انگیز 1984 (Wonder Woman 1984) به طور همزمان در سینما و شبکه آنلاین HBO Max در روز کریسمس اکران می‌شود که وارنر برای دست یافتن به این معامله غرامت دست اندرکاران فیلم‌های تازه اعلام شده از سمت وارنر رخ نداده است و این امر باعث شده بسیاری از این تصمیم ابراز نارضایتی کنند که گفته می‌شود جیمز گان (کارگردان فیلم جدید the Suicide Squad)  نیز در میان این افراد ناراضی حضور دارد. نولان در ادامه گفت : «برادران وارنر یک سیستم فوق‌العاده برای پخش فیلم سینمایی کارگردان‌های مختلف در سینما و شبکه‌های خانگی داشت اما این استودیو با بردن تمام فیلم‌های جدیدش به بدترین شبکه آنلاین در حال نابود کردن این سیستم است و حتی نمی‌داند در حال از دست دادن چه ارزش‌هایی است.»آخرین فیلم سینمایی نولان به نام تنت (TENET) به فروش جهانی 360 میلیون دلار دست یافت و به عنوان پرفروش‌ترین فیلم سینمایی سال 2020 میلادی معرفی شد.منبع: IGN</description>
                <category>Dariush Karami</category>
                <author>Dariush Karami</author>
                <pubDate>Tue, 08 Dec 2020 13:02:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکار آیزاک نقش سالید اسنیک را در فیلم Metal Gear Solid ایفا خواهد کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@dariush.1380.karami/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DA%A9-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-metal-gear-solid-%D8%A7%DB%8C%D9%81%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-yglydxgn3xkp</link>
                <description>پس از مدت زمان زیادی که سونی اعلام کرد می‌خواهد فیلمی بر اساس سری بازی‌های متال گیر سالید بسازد اعلام شد که اسکار آیزاک برای ایفای نقش سالید اسنیک به جردن ووت رابرتز کارگردان این فیلم می‌پیوندد.به گزارش ددلاین،اسکار آیزاک که پیش‌تر نیز علاقه خود را به ایفای نقش سالید اسنیک نشان داده بود و طرفداران تصاویری از شمایل وی در این نقش تهیه کرده بودند به این نقش دست یافته است. فیلم‌نامه این فیلم که اقتباسی از روی مجموعه بازی‌های متال گیر سالید است توسط درک کانلی و بر اساس این مجموعه بازی نوشته شده است و وظیفه تهیه‌کنندگی آن بر عهده اوی آراد قرار دارد.در مصاحبه با بازیگران فیلم مرز سه‌گانه بود که اسکار آیزاک تمایل خود را برای ایفای نقش سالید اسنیک بیان کرد.جردن ووت رابرتز، کارگردان فیلم کونگ:جزیره جمجمه (Kong: Skull Island) از سال ۲۰۱۷ در حال کار بر روی این پروژه بوده است اما با پیوستن آیزاک،سونی در نظر دارد تا پروژه تولید این فیلم را آغاز کند.طرح باسلاجیک از آیزاک در نقش سالید اسنیکهمانطور که گفته شد متال گیر سالید یک مجموعه که خالقش هیدئو کوجیما است در سال ۱۹۹۸ توسط شرکت کونامی برای پلتفرم پلی‌استیشن عرضه و به موفقیت بسیاری دست یافت. اگرچه این بازی اولین نسخه این مجموعه نبوده است اما این اولین نسخه ۳بعدی این مجموعه است. سالید اسنیک سربازی بود که برای مقابله با تهدیدهای اتمی به مقابله با گروه foxhound پرداخت اما در کنار این مقابله با حقایق جدیدی آشنا و وارد ماجراهای عجیبی می‌شود.آیزاک که بیش‌تر به خاطر ایفای نقش پو دامرون در سری فیلم‌های جنگ ستارگان شناخته می‌شود در فیلم‌هایی چون مرز سه‌گانه (Triple Frontier‎)،درون لوین دیویس (Inside Llewyn Davis) و تلماسه (Dune) نیز به ایفای نقش پرداخته است.هنوز هیچ تاریخ اکران یا تولیدی برای این فیلم اعلام نشده است.منبع: IGN</description>
                <category>Dariush Karami</category>
                <author>Dariush Karami</author>
                <pubDate>Mon, 07 Dec 2020 20:28:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به زندگی میاموتو؛ خالق ماریو</title>
                <link>https://virgool.io/@dariush.1380.karami/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88-zifegtxquf0w</link>
                <description>بازی ماریو را یادتان می‌آید؟ بازی جذابی که ساعت‌ها وقت صرفش می‌کردیم تا آن را به اتمام برسانیم و همیشه سر بزنگاه می‌باختیم و با حسرت به تلوزیون نگاه می‌کردیم. در اینجا می‌خواهیم سری به زندگینامه میاموتو خالق ماریو بزنیم، فردی که تاریخ را با بازی‌هایش تغییر داد و نینتندو را به اوج رساند.شیگرو میاموتو (Shigeru Miyamoto) در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۵۲ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. میاموتو یک طراح و تهیه‌کننده‌ی بازی‌های ویدیویی در شرکت ژاپنی نینتندو است. او جزو ۱۰ بازی‌ساز برتر جهان است که در صنعت گیم تحول ایجاد کرده، وی با لقب‌هایی همچون «پدر بازی‌های رایانه‌ای» یا «والت دیزنی بازی‌های الکترونیک» شناخته می‌شود. میاماتو خالق تحسین برانگیز‌ترین و پرفروش‌ترین بازی‌های دوران نظیر سوپر ماریو (Super Mario) و افسانه زلدا (The Legend of Zelda) است. میاموتو از سال ۱۹۷۷ تا کنون مشغول به کار است. از بازی‌های قابل توجه او می‌توان به سوپر ماریو (Super Mario) ، افسانه زلدا (The Legend of Zelda) ، دانکی کونگ (Donkey Kong) ، استار فاکس (Star Fox) ، پیکمین (Pikmin) ، اف-زیرو (F-Zero) ، نینتنداگ (Nintendogs) و... اشاره کرد. وی از دانشکده‌ی هنرهای صنعتی شهرداری کانازاوا در رشته طراحی صنعتی فارغ التحصیل شد. او در ابتدا به دنبال حرفه‌ای به عنوان یک هنرمند مانگا بود، تا زمانی که به بازی‌های ویدیویی علاقه‌مند شد و با کمک پدرش پس از تحت تاثیر قرار دادن رئیس وقت نینتندو (هیروشی یاماوشی) در بخش برنامه‌ریزی استخدام شد. نینتندو یک شرکت ژاپنی کوچک بود که کارت‌های بازی و سایر موارد جدید را می‌فروخت، اگر چه از دهه‌ی ۱۹۶۰ شروع به تولید اسباب بازی و بازی‌های ویدیویی کرده بود. میاموتو در ابتدا با انتشار Radar Scope در سال ۱۹۸۰  به شرکت در ساخت یک بازی کمک کرد. این بازی در ژاپن به موفقیت نسبی دست یافت اما تا سال ۱۹۸۱ تلاش‌های نینتندو برای ورود به بازار بازی‌های ویدیویی آمریکای شمالی ناکام ماند و در معرض ورشکستگی مالی قرارگرفت. هیروشی یاماوشی، میاموتو را مامور ساخت یک بازی جدید کرد و او نیز داستان‌هایی را متصور شد اما در نهایت به مثلث عشقی یک گوریل، یک‌‌ نجار و یک دختر رسید. میاموتو با تاثیرپذیری از آثاری همچون دیو دلبر و فیلم کینگ کونگ، بازی دانکی کونگ را در سال ۱۹۸۱ ساخته و عرضه کرد.میاموتو امید زیادی به پروژه‌ی جدید خود یعنی دانکی کونگ داشت اما مهارت فنی لازم برای برنامه‌ریزی خود را نداشت در عوض، او با تصویر‌سازی مفاهیم بازی برای خود با تکنسین‌ها در مورد امکان‌پذیر بودن برنامه‌ریزی جهت ساخت بازی مشورت کرد او می‌خواست شخصیت‌ها را در اندازه‌های مختلف بسازد همچنین می‌خواست شخصیت‌ها با رفتارهای مختلف حرکت کنند و واکنش نشان دهند، با این حال یوکوی طرح اصلی میاموتو را  بسیار پیچیده ارزیابی کرد در ادامه میاموتو به فکر استفاده از سکوها، نردبان‌ها، مسیرهای شیب‌دار، بشکه‌ها و موانع بود و وقتی چند مرحله از بازی ساخته شد، تیم برنامه‌نویسی چهار نفره شکایت کردند که او اساسا از آن‌ها می‌خواهد بازی را تکرار کنند اما در نهایت بازی به موفقیت‌های بسیاری دست یافت. بازی در ابتدا با نام صاحبخانه‌ی انبار نام‌گذاری شد اما کارکنان به دنبال یک نام انگلیسی مناسب بودند به همین ترتیب بازی عنوان دانکی کونگ (Donkey Kong) را دریافت کرد. پس از موفقیت‌های این بازی میاموتو شروع به ساخت بازی‌های دانکی کونگ جونیور (Donkey Kong jr) و دانکی کونگ ۳ (Donkey Kong 3) کرد، پس از این دو میاموتو به عنوان پروژه‌ی بعدی خود بازی برادران سوپر ماریو (Super Mario bros) را معرفی کرد. میاموتو در این بازی نام شخصیت Jumpman را به ماریو (Mario) تغییر داد و برادرش لوئیجی را معرفی کرد و با پس از تلاش‌های یوکوی برای متقاعد کردن میاموتو توانایی‌های فوق بشری مانند سقوط بدون آسیب از هر ارتفاعی به ماریو داده شد. حضور ماریو در دانکی کونگ میاموتو را وادار کرد تا جنبه‌های بازی را تغییر دهد و ماریو را شبیه به یک لوله‌کش بکند، میاموتو احساس کرد که شبکه‌ی هزار توی زیر زمینی لوله‌های فاضلاب شهر نیویورک بهترین موقعیت را برای بازی فراهم می‌کند همچنین حالت دو نفره و سایر جنبه‌های گیم‌پلی بازی تا حدی از بازی قدیمی Joust الهام گرفته است.میاموتو دو عنوان مهم دیگر به نام‌های برادران سوپر ماریو (Super Mario Bros) و افسانه زلدا (The Legend of Zelda) را برای کنسول NES ساخت و به موفقیت چشمگیری دست یافت. این بازی کمک کرد تا کنسول NES حاکم صنعت گیم شود و تا به امروز بازی‌های میاموتو پرچمدار هرکدام از کنسول‌های شرکت نینتندو بوده است. در هر دو بازی، میاموتو تصمیم گرفت بر خلاف بسیاری از بازی‌های آن زمان بیشتر روی گیم‌پلی تمرکز کند. بازی برادران سوپر ماریو تا مدت‌ها رویکردی خطی را در پیش گرفت و بازیکن با دویدن، پریدن، طفره‌رفتن و شکست دادن دشمنان مرحله را پشت سر می‌گذاشت. در مقابل میاموتو از گیم‌پلی غیرخطی استفاده کرد و پیرو فلسفه خودش که توجه به مکانیسم‌ و چالش‌های درون بازی است، در بازی افسانه زلدا بازیکن را مجبور می‌کند تا از طریق پازل‌ها راه خود را پیدا کند، جهان بازی گسترده و به ظاهر پایان ناپذیر بود مجموعه‌ای که قبلا در بازی‌های ویدیویی دیده نشده بود. میاموتو از کودکی به کاوش در طبیعت علاقه داشت و در یکی از این کاوش‌ها به غاری برخورد کرد و پس از مدتی به آن وارد شد. این سفرهای میاموتو به حومه کیوتو و مشاهده طبیعت و مناظر درون غار الهام بخش طراحی کارهای بعدی او به ویژه بازی افسانه زلدا بوده است.میاموتو روی بازی‌های مختلف سرگرمی نینتندو از جمله Ice Climber ،Kid Icarus ،Excitebike ،Devil World و همچنین بر روی دنباله‌ی بازی‌های برادران سوپر ماریو و افسانه زلدا کار کرد. با‌ اینکه قسمت دوم بازی برادران سوپر ماریو در آن زمان فقط در ژاپن منتشر شده بود و از نسخه قبلی دشوار‌تر بود اما از همان عناصر گیم‌پلی استفاده می‌کرد. میاموتو دو بازی مهم با نام‌های سوپر ماریو ورلد (Super Mario World) و سوپر ماریو آر‌پی‌جی (Super Mario RPG) را برای کنسول Super Nintendo تولید کرد که در بازی سوپر ماریو ورلد شخصیت جدیدی به نام یوشی (Yoshi) را معرفی کرد. میاموتو هدایت تیمی متشکل از همکاری بین نینتندو و اسکوئر را بر عهده داشت. باید گفت که بازی‌های میاموتو مورد تحسین فوق‌العاده منتقدین قرار گرفت مخصوصا سری بازی‌های افسانه زلدا که با استقبال چشم گیر منتقدین به عنوان یکی از بهترین مجموعه‌های تاریخ ویدیوگیم لقب بگیرد مخصوصا بازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time که با نمره ۹۹ از ۱۰۰ در سایت متاکریتیک یکی از بهترین آثار این صنعت قرار گرفته است. پس از مرگ رئیس نینتندو یعنی ساتورو ایواتا در ژوئیه‌ی سال ۲۰۱۵ میاموتو به عنوان سرپرست موقت، در کنار جنیو تاکدا منصوب شد و در سپتامبر سال ۲۰۱۵ هنگامی که تاتسومی کیمیشیما به عنوان رییس منصوب شد میاموتو از این سمت کناره گیری کرد، وی همچنین با ارائه‌ی مشاوره تخصصی به کیمیشیما به عنوان شبکه پشتیبانی در کنار تاکدا، همزمان به سمت همکار خلاق منصوب شد. در سال ۲۰۱۸ اعلام شد که میاموتو به عنوان تهیه‌کننده‌ در فیلم سوپر ماریو که توسط استودیوی ایلومینیشن اینترتینمنت (illumination Entertainment) ساخته خواهد شد، همکاری می‌کند. این فیلم در تاریخی نامعلوم در سال ۲۰۲۲ اکران خواهد شد. به نظر برخی از کارشناسان میاموتو، اسپیلبرگ بازی‌های ویدیویی و پدر بازی‌های ویدیویی مدرن است. دیلی تلگراف نیز می‌گوید او مهم‌ترین طراح بازی در تمام دوران است و به دلیل خدمات بی نظیرش در این صنعت در سال ۱۹۹۸ وارد تالار مشاهیر آکادمی هنر شد و پس از کسب عناوین مختلف در سال ۲۰۱۹ به عنوان اولین فردی که این افتخار را کسب می‌کند به عنوان شخص شایسته فرهنگی ژاپن انتخاب شد.</description>
                <category>Dariush Karami</category>
                <author>Dariush Karami</author>
                <pubDate>Tue, 01 Dec 2020 17:06:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به بازی رد دد ردمپشن ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@dariush.1380.karami/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-vmvk2ojwyv2d</link>
                <description>Red Dead Redemption 2وقتی اسم غرب وحشی می‌آید ناخودآگاه ذهنمان به سمت فیلم‌هایی نظیر جانگوی افسار گسیخته (Django Unchained) ، به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars) ، خوب، بد، زشت (The Good, the Bad and the Ugly) و نقش آفرینی‌های به یاد ماندنی کلینت ایست وود می‌رود، اما بازی رد دد رِدِمپشن ۲ (Red Dead Redemption 2) کاری با قلب و روحتان می‌کند که نه تنها اثرش تا مدت‌ها در ذهنتان می‌ماند بلکه جای خود را در کنار آثار فاخر ژانر خود پیدا می‌کند.هنگامی که برای بار اول بازی را شروع کردم با خودم فکر می کردم که قرار است یک GTA در غرب وحشی را تجربه کنم اما بعد از اینکه چند ساعت ابتدایی بازی را سپری کردم با خود گفتم: «خیر، قرار است تجربه متفاوتی داشته باشم!» و واقعا هم همینطور بود رد دد رِدِمپشن۲ (Red Dead Redemption 2) تجربه‌ای بود که فکر کنم تا سال‌ها بعد در ذهنم بماند نه تنها داستان بازی بلکه گیم پلی جذاب، شخصیت پردازی کم نظیر، محیط‌های فوق‌العاده، جزئیات باور نکردنی و حتی اتفاقات عجیب و غریب در آن برای من بسیار جذاب بود و اوقات فراموش نشدنی را برای من رقم زد.هر وقت که وارد بازی می‌شدم ساعت‌ها بی‌هدف با اسبم به گشت و گذار می‌پرداختم و از مناظر زیبای طبیعت، شهرها، کوه‌ها و... بازی نهایت لذت را می‌بردم راستش را بخواهید حتی زمان‌های زیادی را با درست کردن یک کمپ کوچک در یک جا می‌ماندم و با دیدن طبیعت بکر بازی دلم برای خودم می‌سوخت چون هر گاه به امید دیدن درخت از پنجره اتاقم به بیرون نگاه می‌کردم چیزی بیشتر از ساختمان‌های بلند و هوای آلوده نصیبم نمی‌شد اما سواری‌های درون بازی بیشتر مرا به یاد زمان‌هایی می‌انداخت که به سوارکاری می‌رفتم اما اگر از تمام این موارد بگذریم به موسیقی‌های بازی می‌رسیم موسیقی‌هایی که ما را به یاد مرحوم اِنیو موریکونه می‌اندازد. موسیقی‌هایی که در جریان بازی می‌تواند به شما آرامش یا هیجان اضافی دهد موسیقی‌هایی که هنوز گاهی آن‌ها را گوش می‌دهم.داستان بازی و شخصیت‌های بازی آنقدر شما را جذب می‌کند که شما را در خود غرق می‌کند و مدام دنبال قدم بعدی در داستان خواهید بود و قطعا در تجربه اول شما را شگفت زده می‌کند.                                                                        هشدار اسپویلداستان بازی درباره گروهی به رهبری داچ وندرلیند است که نمی‌خواهند تابع قانون باشند و در برابر آن می‌ایستند و می‌خواهند با قوانین خود زندگی بکنند.داچ وَن دِر لیند (Dutch van der LInd)در ابتدای بازی ما پس از شکست در یک عملیات سرقت در حال فرار از قانون و در جست و جوی مخفیگاه جدیدی برای گروه می‌گردیم  و در همین صحنه بود که برای اولین بار هنگام بازی داچ را دیدم. او مانند یک رهبر و پدر  از خود گذشتگی می‌کند و  با سخرانیش به افراد گروه امید می‌بخشد محو شخصیت او شدم داچ هدفی زیبا برای اعضا گروه در سر داشت اما نقشه‌های او یکی پس از دیگری شکست می‌خورد، او با آتش زدن عمارت بریثویت (Braithwaite) ذره‌ای از دیوانگی خودش را نشان ما می‌دهد اما هنگامی که در جزیره گوامارا پیرزن راهنما را به طرز فجیعی به قتل رساند اطمینان حاصل کردم که او دیوانه شده است و در اواخر بازی آرتور نیز از داچ نا‌امید شده و از او قطع امید می‌کند نمی‌خواهم به عاقبت داچ بپردازم زیرا پایان او در این قسمت از بازی رخ نمی‌دهد اما به قطع می‌توانم بگویم داچ پس از این اتفاقات دیگر رهبر دلسوز سابق نبوده و به دیوانگی روی آورده است.آرتور مورگان (Arthur Morgan) آرتور مورگان در حالی که یک گنگستر واقعی است تکیه‌گاه امنی برای همه اعضا گروه بود  برای همه اعضا گروه محسوب می‌شود. او دارای شخصیتی مسئولیت پذیر، خوش قلب و پرتلاش است. او به شما داستان زندگیش را بیان می‌کند و شما را در کمک‌ها و دزدی‌هایش و هرگاه که به فرزند جان مارستون یعنی جک محبت می‌کند شما را با خودش همراه می‌کند. بار اول که در غالب آرتور بازی را آغاز کردم هرگز تصورش را نمی‌کردم که روزی او را به لیست محبوب‌ترین شخصیت‌های بازی‌های ویدیویی خود اضافه کنم. به جرعت می‌توان گفت مرگ فداکارانه آرتور با تمام انسان‌های اطرافش را تحت تاثیر قرار می‌دهد به طوری که جان کاملا به فردی مسئولیت‌پذیر تبدیل می‌شود، بانو اَدلِر هم که در فکر انتقام بود به همراه چارلز و جان به مایکا حمله می‌کنند. آرتور شخصیت اصلی  داستان و شاید بتوان گفت بهترین آنان نیز هست قوس شخصیتی و خط داستانی آرتور آدم را محو بازی می‌کند و فقط می توانم بگویم پس از مرگ آرتور فقط می‌خواستم که او دوباره زنده شود تا بتوانم با او در اطراف کوه‌های گریزلیزوست (Grizzlies West) اسب سواری کنم.جان مارستون (John Marston)اما وقتی برای اولین بار با جان مارستون ملاقات کردم او را شخصیتی می دیدم که چون نمی‌تواند از پس خانواده و مشکلاتش بر بیاید از آنها فرار می‌کند و همیشه آرتور است که باید به او کمک کند. جان هیچگاه به داچ اعتماد کامل ندارد و آدم بی‌مسئولیتی نسبت به خانواده خودش مخصوصا جک است. در روند داستانی جان بارها به مشکل می‌خورد یا خودش مورد حمله حیوانات قرار می‌گیرد یا فرزند و همسرش اسیر می‌شوند اما فداکاری آرتور باعث تحول شخصیتی جان می‌شود به نحوی که او از یاغی بودن دست برمی‌دارد و با ساخت یک خانه و جمع کردن خانواده‌اش دورهم تبدیل به شوهر و پدری مسئولیت‌پذیر می‌شود.هرچه بیشتر بازی می‌کردم درست مانند آرتور دنبال راهی برای کمک به اعضای دیگر گروه و تقحقق رویای داچ برای گروه بودم اما بعد از شکست پی در پی نقشه‌های داچ که گروه را به خطر می‌انداخت و تغییر‌های دائمی مخفیگاه باعث می‌شد که دیگر از احقاق اهداف گروه ناامید شوم و دچار شک‌هایی شوم و بگویم آیا این کاری که می‌کنم درست است؟ زیرا بارها دزدی می‌کنیم،انسان‌ها را به قتل می‌رساندیم و این جنایت‌های بی‌شمار را ادامه می‌دهیم تا به پایان برسیم و پایان شخصیت‌های بازی را مشاهده کنیم.در طول خط داستانی اصلی اتفاق‌هایی رخ می‌دهد که نقطه‌ عطف بازی محسوب می‌شود که دوست داشتم یکی از این اتفاقات مهم را بازگو کنم.نقشه‌ی سرقت بانک شهر سنت دنیس که داچ از آن به عنوان آخرین دزدی یاد می‌کند، می‌تواند پولی را که داچ برای مهاجرت به منطقه‌ی دیگری مانند تاهیتی در نظر داشت را برایشان فراهم کند. این سرقت در روز روشن انجام می‌شود و در ابتدا هوزآ و ابیگل باعث یک انفجار بزرگ برای جلب توجه می‌شوند تا نظر ماموران شهر را از سرقت منحرف کند. اما پس از بدست آوردن طلاهایی که داخل بانک وجود دارد، طبقِ معمولِ این فصل، نقشه به خوبی پیش نمی‌رود و پینکرتون‌ها از راه می‌رسند. آنها ابیگل و هوزآ را دستگیر کرده‌اند و با وجود تلاش داچ برای اینکه یک معامله‌ای در آن شرایط جوش دهد، هوزآ را در لحظه‌ای دردناک با تیر میلتون به قتل می‌رسد که این حادثه باعث تیراندازی بزرگی می‌شود.دارودسته‌ی ون‌درلیند قسمتی از دیوار بانک را منفجر می‌کنند تا به پشت بام راه‌ پیدا کنند. در این راه لِنی که دوستِ وفاداری برای آرتور بود نیز کشته می‌شود. جان مارستون نیز در غیابِ آرتوری که به پشت بام رفته بود و در حضورِ داچ، زنده دستگیر می‌شود. بقیه‌ی اعضا در ساختمانی خالی پناه گرفته و صبر می‌کنند تا شب شود. برنامه‌ی داچ این است که سریع‌تر به داخل یک کشتی نفوذ کرده و از کشور خارج شوند. در این راه چارلز از خود فداکاری نشان می‌دهد و ماموران را به دنبال خود می‌کشاند تا اعضای دارودسته که حالا فقط 5 نفر هستند، به داخل کشتی نفوذ کنند. این فرار موفقیت آمیز است و با توجه با صحبتی که داچ با کاپیتان می‌کند، کشتی چند روز بعد قرار است در کوبای شمالی متوقف شود. داچ نیز از فرصت استفاده می‌کند تا روحیه‌ی اعضای باقی‌مانده را با گفتن اینکه حداقل طلاها همراهشان است، بالاتر ببرد.اما این نقشه‌ی داچ نیز به سرانجام نمی‌رسد. طوفانی کشتی را دربرمی‌گیرد و کشتی به صورتی ناگهانی در پاسی از شب غرق می‌شود و اعضای دارودسته به سختی به داخل آب پریده و خود را نجات می‌دهند.پس از مرگ هوزآ و لنی که جزو شخصیت‌های دوست داشتنی و جزو دوستان صمیمی آرتور بودند، آرتور کم کم نسبت به داچ دچار شک می‌شود و وقتی با جان درباره نحوه دستگیریش صحبت می‌کند شک‌هایش افزایش می‌یابد و در نهایت در مقابل تصمیمات داچ می‌ایستد و هرچه سعی می‌کند به او بگوید که مایکا کسی است که خیانت کرده، نمی‌تواند داچ را قانع کند و پس از یک درگیری با مایکا در نهایت جان خود را فدا می‌کند.هرچقدر بگویم بازهم نمی‌تواند عمق نفرت من نسبت به شخصیت مایکا را بیان کند و چه مرگ ماندگاری داشت آرتور که حتی هنوز هم وقتی به آن فکر می‌کنم به من احساسات دوگانه‌ای می‌دهد.</description>
                <category>Dariush Karami</category>
                <author>Dariush Karami</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 02:41:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>