<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های داود ابراهیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@davood</link>
        <description>کارشناس ارشد برق ، طراح رابط کاربری،  هم بنیان گذار جابیکو www.jobico.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 02:29:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3636/avatar/JxVF5x.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>داود ابراهیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@davood</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه ششم (تبلیغات بدون هزینه در اینستاگرام)</title>
                <link>https://virgool.io/@davood/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-cixlb1jmzurx</link>
                <description>سلام به همه شما دوستان ،در ادامه سری مقالات تجربه ،امروز میخوام چند نکته درباره روش های تبلیغات رایگان و موثر  در اینستاگرام ،خدمتتون عرض کنم ،چرا که دغدغه بسیاری از استارتاپ ها کاهش هزینه مربوط به تبلیغات و گسترش دامنه مشتریانشون . ایجاد هویت اینستگرامی ....شما در ابتدا باید یک آیدی اینستا با نام انگلیسی دامنه خودتون ایجاد کنید مثلاً jobico.ir@ که آیدی اینستاگرام موتور جستجوی جابیکوست ،بعد باید لوگوی خودتون رو بجای عکس پروفایل بارگزاری کنید ،حالا تازه شما برای استارتاپ خودتون یک هویت اینستاگرامی ایجاد کردید ، در بخش پروفایل باید درباره استارتاپ خودتون در یک خط توضیح مختصری بدید و آدرس صفحه فرود سایتتون رو در پروفایل خودتون در بخش add link قرار بدید ،اینجا شما هویت شبکه اجتماعی خودتون رو به صفحه استارتاپ خودتون متصل کردید و مخاطبین شما وقتی وارد صفحهاینستاگرام شما میشن با کلیک بر روی دامنه استارتاپ شما وراد سایت شما خواهند شد و به این ترتیب ترافیک را به سمت خودتون هدایت خواهید کرد ،و به گسترش  کسب و کار خودتون کمک خواهید کرد.استفاده از هویت اینستاگرامی .... شما باید سه سیاست برای افزایش فالوور های خودتون اتخاذ کنید ، کامنت گذاری و لایک کردن  پست های ،صفحات پر مخاطبفالو کردن افراد پر مخاطب و تمامی فالوور هاشون افزایش محتوا در پیج کامنت گذاری و مزایای استفاده از آن ....شما باید به صفحات پر مخاطب در بخش جستجوی خودتون سر بزنید و بعد برای پست هایی که گذاشته شده یک کامنت بگذارید ،این کامنت ها میتونه  یک نظر ساده درباره پست باشه و یا یک دعوت برای بازدید از صفحه شما ،در هر دو صورت باعث میشه که مخاطبین با  آدرس سایت شما که الان شده نام حساب کاربری شما  و لوگوی شما نا خواسته آشنا بشوند ،  کنجکاوی کنند و در ادامه با ورود مخاطبین شما به صفحتون بدون شک یک سری هم به سایت شما که الان لینکش رو تو صفحتون میبینند میزنند . در کامنت گذاری هشتک گذاری با نام استارتاپتان فراموش نشود .فالو کردن افراد  ....شما با فالو کردن افراد مختلف بخصوص افراد پر مخاطب میتوانید به بیشتر دیده شدن خود کمک کنید چرا که هر بار که روی دکمه فالو میزنید، در واقع دارید خودتون رو بهش معرفی میکنید چون در بخش نوتیفیکیشن  براش ارسال خواهد شد و افراد دیگری هم که به صفحه افرادی که فالوشون کردید وارد میشوند عموماً به بخش فالوور های هر صفحه هم سری میزنند تا ببینند چه کسانی این افراد را فالو میکنند و چون همیشه الویت با افراد جدید خواهد بود  پس شما در لیست در رتبه بالاتری خواهید بود و بیشتر د رمعرض دید قرار خواهید گرفت و عموماً هم بک داده خواهد شد پس  به همه فالوور های این صفحه در بخش  نوتیفیکیشن اطلاع داده میشود که شما توسط  اون فرد دنبال میشید و این باعث میشه که اون ها هم به صفحه شما مراجعه کنند و همه اینها به شما در گسترش دامنه مشتریان کمک خواهد کرد .افزایش محتوا در پیج... سعی کنید تا در صفحه تون بعد ازاینکه مخاطبین خودتون رو افزایش دادید محتوای بیشتری را درج کنید تا در جستجوی افراد بیشتر به افراد پیشنهاد داده شود و بیشتر در معرض دید دیگران قرار بگیرید تا مخاطبین در صفحه شما بمانند ، در بخش بعدی درباره انواع محتوا بیشتر صحبت خواهم کرد. </description>
                <category>داود ابراهیمی</category>
                <author>داود ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2018 08:33:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه پنجم (پیش بسوی اولین مشتری)</title>
                <link>https://virgool.io/@davood/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-whk5elgjxuho</link>
                <description>در ادامه سری مقالات تجربه ، میخوام کمی درباره  سیاست های بازاریابی و گسترش مشتریان بلقوه صحبت کنم.شما فارغ  از اینکه دارید محصول میفروشید و یا خدمات ارائه میدید باید چند نکته رو در ابتدا در نظر بگیرید1- شما استارتاپ هستید و الان تازه دارید فرضیات خودتون رو آزمایش میکنید و عملاً نمیتونید با قطعیت درباره حجم بازار صحبت کنید و یا روش حساب کنید ،  پ ن :( نقدی در ارائه ) جان من نرید تو ارائه هاتون بگید، ما قراره بترکونیم . شاید شما حتی پنچر هم نتونید بکنید ،این حرف که میگید قراره بترکونیم  و ماهی از چند صد تا چند میلیارد در میاریم خیلی حرفه ایی نیست بیشتر شمارو یک فرد پر هیجان بدون دانش نشون میده، افرادی که دارند شمارو میبینند آدم های حداقل با تجربه تری از شما هستند و کمی هم مطالعه بیشتری از شما  در این حوزه داشتند ،پس بشعورشون توهین نکنید چون خیلی سریع خالی بندی تون رو  ،تو دوتا سوال که  : جامع آماریتون چی بوده؟ ، چطور و از کجا به این عدد رسیدید؟ ، رو میکنند .  اگر کمی عاقلانه تر آمار بدید بهتره .حداقل ضایع نمیشد و از آماری که دادید خجالت زده نمیشد ،همیشه شفاف باشید ،افراد شفافیت شمارو بیشتر میپسندند. خود اون افراد تا درباره استارتاپتون حرف میزنید مقیاس پذیر بودنش رو تو ذهنشون تصور میکنند ،فقط آماری که میخواید بدید باید نشون بده تحقیق کردید ولو، در یک جامع آماری کوچک ،ولو عدد شما الان کوچیک باشه با توجه به جامع آماریتون و کشش بازار قابل افزایش و این افزایش رو افرادی که دارید باهاشون صحبت میکنید میفهمند ،پس خیالتون راحت . آرشیو پیگیری مشتریان .... واقعیت این که ، هر چیزی تو این جهان مشتری خودش رو داره اینکه شما چقدر این افراد رو شناسایی کنید و چطور پاسختون رو بهشون ارائه کنید از خود محصول مهم تره ، پس روی پیدا کردن این مشتری ها وقت بگذارید ،شما در ابتدا مشتریانتون رو دسته بندی بکنید و پیگیری هر کدام از دسته مشترین رو بعهده یکی از اعضاء تیم قرار بدید ،حتما یک فایل آرشیو  برای درج نتیجه هر گفتگو با مشتریان با درج تاریخ و نام مشتری و شخص پیگیری کننده برای اعضاء تیم ایجاد کنید ،و ثبت نتایج توسط اعضاء رو به عنوان یک وظیفه عمومی مشخص کنید تا بتونید همه پاسخ ها و نتایج گفتگو هارو در صورت نبود یکی از اعضاء رصد کنید و توسعه بازار شما وابسته به یک نفر نباشه و جریان بازار یابی شما همیشه برقرار باشه. بازاریابی تلفنی اولین گام...  در ابتدا با استفاده از بازار یابی تلفنی مشتریان  رو با خدماتتون آشنا کنید . استفاده از voice recorder میتونه در بهتر شدن آرشیو مشتریان برای پیگیری نتایج بازاریابی کمک موثری باشه، بهتره قبل از تماس تلفنی تون کمی درباره اون مشتری تحقیق کنید و مزیت هایی رو براش با توجه به محصول یا خدمتی که در اختیارش قرار میدی بصورت موردی مشخص کنید و قبل از زنگ زدن ، سناریو گفتگو با هر کدوم از مشتریانتون رو با همکارانتون چک کنید و سوال هایی که ممکن ازتون بپرسن رولیست کنید.باید خیلی تو طرح این سوال ها به خودتون سخت بگیرید تا وقتی دارید با مشتری صحبت میکنید آمادگی هر سوالی رو داشته باشید  و یکدفعه شاکله ذهنیتون ازهم نپاشه و افسار سخن از دستتون در نره و  حتماً بصورت گروهی به این سوالات در یک جلسه پاسخ مناسب بدید ، هرگز به تنهایی اینکار رو انجام ندید،  اینجا لازم که یک نکته رو خدمتتون عرض کنم و اون هم این که شاید درابتدا بازخورد مثبتی رو از سمت مشتریان نداشته باشید ولی  باز باید بدونید که شما دارید مشتریان واقعی و نیازهای واقعیشون رو شناسایی میکنید و قراره از همین بازخورد ها برای اصلاح فرایند و محصول خودتون در نسخه دومتون استفاده کنید ،پس ،از اینکه نقد میشید خوشحال باشید چون داره به شما ذائقه مشتریان رو گوش زد میکنه . و همواره در تماس هاس تلفنیتون خیلی به جزئیات فنی اشاره نکنید چون اصلاً روش مناسبی برای نمایش منحصر به فرد بودن نیست ،مشتری شما در یک گفتگوی تلفنی  نمیتونه  روی مباحث فنی کار تمرکز کن و عموماً هم شما با افرادی که جایگاه فنی ندارند دارید صحبت میکنید ،واگر هم فنی باشه با مباحثی فنی شما درتخصص اون نباشه ،پس وقت رو بیخود هدر نده ،خیلی راحت از خدماتتون یا عملکرد دستگاهتون و مزایای استفاده از اون  صحبت کنید همین .در پایان هم بهشون یادآور بشید که فایل معرفی استارتاپتون رو برای اونها به ایمیلشون ارسال میکنید و برای جزئیات بیشتر یک وقت مصاحبه ازشون بگیرید،  اگر نیاز به وقت بیشتری برای بررسی خواستند حتماً ازشون  بپرسید که چه زمانی برای پیگیری کار باهاشون تماس بگیرید و  چه کسی مسئول بررسی کار شما خواهد بود ،  قبل از پایان تماس یادتون نره ، فامیلی شخصی که باهاش صحبت و زمان تماس مجدد رو بپرسید تا اونها هم کار  شمارو در الویت خودشون قرار بدن ،اگر اینکار رو نکنید اونها عملاً شاید اصلا در خلال کارهای روزمره خودشون فراموش کنند و پاسخ به شمارو به تعویق بندازند.جلسات منظم ....   سعی کنید دوره های 14 روزه ، 30روزه و 90روزه  برای بررسی بازخورد های مشتریان مشخص کنید و در دوره های 14 روزه  باید  روند  14 روزه قبل رو بررسی کنید و از بازخورد هایی که گرفتید ،  روند بازار یابی رو اصلاح کنید و در پایان 30 روز این تغییرات  رو در نتایج حاصل از اصلاح روند بررسی کنید تا ببینید چه مقدار این اصلاحات مثبت یا منفی بوده است در پایان 90 روز هم باید این موضوع رو در بازه های 30 روزه بررسی کنید تا بتونید تغییرات حاصل شده را در طول یک دوره 90 روزه با توجه به اصلاحات مشاهده کنید ، شما باید در پایان هر سه ماه یک روند که بهترین نتیجه را برای شما در پی داشته مشخص کنید و دوره های جدید را با استفاده از آنها شروع کنید و اصلاحات رو در فرایند هاتون ، گفتگو و پاسخ هاتون لحاظ کنید تا هر مرحله که به پیش میرید بازخورد مناسب تری از مشتریانتون بدست بیارید تا درنهایت یک مدل گفتگو کاملا ساخت یافته، با فراز و فرود و نقطه اوج مشخص داشته باشید، تا مشتری را به  دریافت  خدمت  یا خرید  محصول خودتون سوق بدید. ،هرگز دچار تکرار نشید و خطا ها را دنبال کنید تا با اصلاح اونها فرایند هاتون اصلاح بشه . گزارش نویسی...  در جلسات بررسی در هر دوره  14 ،30 یا 90روزه ، گزارش نویسی خیلی بهتون کمک میکنه در ضمن در هر جلسه یک دبیر جلسه مشخص کنید و صورتجلسه رو مشخص و به امضاء هم افراد و اعضاء تیمتون برسونید. تا همه کاملاً درجریان تصمیمات جدید باشند و مشخص کنید در جلسه بعد چه اتفاقی باید بیفته و چه گزارش هایی از طرف چه افرادی باید آماده بشه ، با این کار شما میتونید کم کاری و غفلت های شرکاء رو مشخص کنید و اگر دعوی حقوقی بین شما شکل گرفت ،مشخصاً فردی که مسئولیت پذیر نبوده و قصور در انجام وظایف داشته مشخص میشه ، حتماً مستند سازی را داشته باشید. چرا که مصوبات باید نوشته بشن تا بعد با تائید اعضاء تیم تبدیل به قانون بشه و اون وقت برای تخطی از قانون فرد خاطی رو میشه جریمه کرد.      </description>
                <category>داود ابراهیمی</category>
                <author>داود ابراهیمی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Feb 2018 12:03:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه چهارم (در مسیر توسعه استارتاپ )</title>
                <link>https://virgool.io/@davood/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-qdfrxwuymvbl</link>
                <description>در ادامه سری مقالات تجربه ، میخواستم کمی درباره توسعه محصول و جذب نیروی انسانی و  نقش آموزش در رشد استارتاپ صحبت کنم  هزینه یا سرمایه گذاری ؟... شما در ابتدا باید یک باور رو در خودتون ایجاد کنید که بخشی از سرمایه گذاری شما باید برای ارتقاء دانش هزینه بشه ،چرا که شما باید همیشه خودتون و اعضاء تیمتون رو بروز نگهدارید چرا که پایه های کسب و کارتون بر محور نوین بودن بنا شده و اگر از ارتقاء دست بکشید و بخواید از بروز رسانی های علمی تون  فاصله بگیرید شک نکنید از رقباء عقب خواهید افتاد و کاربر هم انقدر باهوش هست که نخواد سراغ یک محصول  از مد افتاده باشه ،پس همیشه نیروی انسانی رو با دانش جدید مصلح کنید ، اگر میخواید یک محصول رو توسعه بدید اول به فکر توسعه  نیرو انسانی و دانش افرادی باشید که میخوان روی این محصول جدید کار کنند شما باید برنامه ریزی کنید تا ابتدا نیروی انسانی جدید جذب کنید .شما میتوانید با الویت های ذکر شده به شرح ذیل نیروی انسانی مورد نظر خود را تامین کنید:هم بنیان گذاران حرفه اییهم بنیان گذاران غیر حرفه اییکارآموزان حرفه اییکاراموزان غیر حرفه اییاستخدام افراد حرفه اییاستخدام افراد غیر حرفه اییشما برا اینکار  ابتدا  سه بخش رو در صفحتون ایجاد کنید  :درباره تیم درباره ماهمکاری با ما در صفحه درباره تیم : باید اعضاء تیم و توانایی هاشون رو مشخص کنید و یک خلاصه بیوگرافی ازشون  بنویسد که بهتره از زبان شخص ثالث باشه ،تا خود این افراد و ساختاری معرفی گونه داشته باشه. و کمی هم بسمت مزاح سوق پیدا کن،چرا که به فردی که میخواد درخواست همکاری براتون ارسال کن حس بهتری رو انتقال میده و از مثبت بودن فضای تیمی انگیزه بیشتری برای همکاری باشما پیدا میکن.در صفحه درباره ما : شما در این بخش به معرفی استارتاپ خودتون میپردازید و نیازی که برای  پاسخ گویی به اون ایجاد شدید ، رو بصورت داستان گونه و شخصیت محور مینویسید تا خواننده با موقعیت و نیازی که بهش اشاره میکنید احساس نزدیکی بهتری داشته باشه و همزاد پنداری بهتری صورت بگیره . و بعد سمت و سوی نوشتارتون رو با بیان راه حل خودتون و ارزش افزوده ایی که برای مخاطب ایجاد میکنید به اتمام میبرید ، سعی کنید در  انتها و در یک پاراگراف مجزا با اشاره به رخ دادن اتفاقات بهتر در آینده در مخاطب حس کنجکاوی رو بوجود بیارید. در صفحه همکاری با ما :شما در این بخش با تشریح توانایی افراد مورد نیاز و نوع همکاری که میخواهید با شما داشته باشند ،خیلی صریح و شفاف جایگاه افراد رو اعلام کنید این کار دو مزیت بزرگ داره ، 1-  شما وقت بیخود برای بررسی کلی رزومه  و برگزاری مصاحبه بخرج نمیدید.2-  کار شما در روز مصاحبه ساده تر خواهد شد چون وقت زیادی برای توضیح  نیازهاتون به اون فرد بخرج نمیدید و سریعتر به مقصد میرسید.شکار هم بنیان گذاران ....   هم بنیان گذاران شما  میتونند افراد حرفه ایی  یا  غیر حرفه ایی باشند ،  همیشه پیشنهادات و ارزش افزوده استارتاپ شما تعیین کننده خواهد بود که شما یک هم بنیان گذار حرفه ایی یا غیر حرفه ایی رو وارد استارتاپ کنید ، ولی توصیه من این که تمرکز رو بگذارید روی افزایش تعداد هم بنیان گذاران ،چون یک مزیت بزرگ هم بنیان گذاران جدا از اینکه در هزینه هاتون صرفه جویی خواهید کرد و بخش بزرگی از هزینه ها بین شما تقسیم میشه ، بحث تقسیم کار خواهد بود چون تولید محصول  وزن کمتری  از استارتاپ شما  در مقایسه با توسعه بازار داره، چون در فاز توسعه بازار ، انقدر پارامتر های مختلف رو باید بررسی کنید که فقط نیروی انسانی کارآمد میتونه مشکل گشا باشه و ثابت شده  ، هم بنیان گذاران انگیزه بهتری دارند و بیشتر تلاش میکنند و خیلی دنبال دادن پاسخ منفی به نیازهای  شما نیستند. من توصیه میکنم شما  الویت اول : استفاده از هم بنیان گذاران  حرفه ایی ،واقعاً این حرف مثل بیرون میدون بودن و گفتن لنگش کن، چون یافتن این افراد و متقاعد کردن اونها واقعاً سخته ، چرا که ایجاد انگیزه در این افراد نیاز به صرف وقت زیادی داره و پیشنهادات ارزنده تری رو باید پیش روشون بگذارید چون عموماً این افراد درحال کار بر روی پروژه های خودشون و یا کار درشرکت های نسبتا،بزرگ هستند ، امّا بقول معروف چون یافت شود و چون با او شریک شوی تو گویی پیروز میدان تویی ، چون واقعاً در رشد شما تاثیر شگرفی رو ایجاد خواهند کرد ،افراد حرفه ای تجربه بیشتری برای عرضه به شما خواهند داشت و میزان خطا و بازگشت به عقب کمتری خواهند شد ، همین موارد باعث شده که  غالباً استارتاپ ها در ابتدا نتوانند از افراد حرفه ایی در بدنه تیمشون استفاده کنند.   الویت دوم : استفاده از هم بنیان گذاران غیر حرفه ایی( توان فنی کمتر) ،این افراد رو میتونید در بسیاری از رویداد های هم فکری و استارتاپ ویکند های دور و برتون پیدا کنید  افرادی ،بسیار پر انگیزه با توان فنی نسبتاً کم که نیاز به رشد دارند کافیه در این رویداد ها شرکت کنید و در بخش شبکه  سازی با کمی معاشرت بیشتر با افراد ، دایره دوستانتون رو افزایش بدید تا با بررسی درست افراد مختلف به یک گزینه مناسب برسید ، اماّ باید از ابتدا با توجه به نکاتی که در مقاله تجربه اول(هرگز تعارف نکنید) ذکر کردم، باهاشون صادقانه و شفاف صحبت کنید (در یک مقاله مجزا ، درباره اصول گفتگو  با افراد متقاضی همکاری در جلسه کاری مفصلاً توضیح خواهم داد) .تا بعداً دچار مشکل نشید،  کارآموز و دیگر هیچ .... باید در نگاهمون  به مبحث کارآموزی،  که تنها به استفاده از نیروی کار رایگان توجه داشت و هیچ ارزش افزوده ایی را  برای اونها ایجاد نمیکرد ،تجدید نظر کنیم . باید رسالت اصلی را برای انتقال دانش بجا آورد و بعد وقتی دانش درست منتقل شد انتظار ایجاد ارزش افزوده از سوی کارآموزان را داشت ، باید متناسب با سطح کارآموزان که ممکن است حرفه ایی یا غیر حرفه ایی باشند به آنها آموزش داد ، برای وقتی که کارآموزان میگذارند ارزش قائل شدو به همان نسبت هم انتظار داشت تا نیازهای شما را برطرف کنند  در واقع باید یک  بازی برد برد را ایجاد کرد جایی که به کارآموزان  در یک فضای آکادمیک آموزشی محتوا محور داد و در فضای پروژه محور از همان  افراد کار بر روی طرح توسعه استارتاپ را انتظار داشت تا  هر دو بخش دانش و تجربه افراد رشد کرده و بتوان در ادامه مسیر به عنوان یک نیروی کار فعال و وفادار که در طی یک دوره با فرهنگ سازمانی شما آشنا شده و شناخت مناسبی از شما بدست آورده حساب کرد ،برای این موضوع من توصیه میکنم شما  با دادن یک فراخوان عمومی در سایت های درج آگهی و قرار دادن لینک صفحه همکاری با مای وبسایت خودتون ، از این فراخوان استفاده دو سویه ایی بکنید و ضمن دریافت رزومه افراد و ثبت متقاضیان کارآموزی در وبسایت ، به بیشتر دیده شدن و گسترش خودتون هم کمک کنید. نکته ایی که به نظرم الان باید بهش اشاره کنم استفاده از دانش بومی برای آموزش کارآموزان، البته باز این مورد بستگی به دانش شما داره ، که تا چه حد بتونید انتقال درستی را داشته باشید اگر احساس میکنید که باید از خارج ار مجموعه خودتون یک مربی را استخدام کنید تا آموزش بهتری را به کارآموزان بده ،شک نکنید این کار درست، چون دانش بهتر، یعنی پروژه بهتر و دردسر های شمارو هم کم میکنه، اما زمان آموزش رو از زمان کار جدا کنید تا افراد در قالب یک دوره کلاسیک  و آموزش محور دریافت بهتری را داشته باشند تجربه نشون داده که استفاده از زمان کار برای انتقال دانش وقت پرسنل و سایر افراد بنیان گذار و همچنین تمرکزشون رو میگیره و بازدهی کل مجموعه به شدت کاهش پیدا میکنه  .در ساعت های کاری سعی کنید با تعریف پروژه  برای کاراموزان بهشون تجربه مناسبی رو منتقل کنید و حتما فقط یک نفر رو مسئول رفع ایرادات و پاسخ به سوالات این افراد قرار بدید تا باعث نشه افراد دیگه وقتشون تلف بشه و کارآموزان با پاسخ های مختلفی برای یک پرسش مواجهه بشوند . سعی کنید با بررسی طرح توسعه و دانشی که برای استارتاپتون نیاز دارید دوره های آموزشی رو برگزار کنید و حتماً از کاراموزان یک تعهد نامه خدمت  ما به ازای آموزش  با قید مدت تعهد بر اساس ساعت کار و آموزش و تعداد روز های کاری و  آموزشی و قید کلمه بازآموزی در تعهد نامه ، کارآموزان را مکلف کنید تا در صورت نیاز آموزش دریافت شده خود را در اختیار سایر کارآموزان در دوره تعهد به خدمت قرار بدهند تا به این ترتیب انتقال دانش بصورت بومی نیز در دراز مدت برای شما شکل بگیرد و هزینه های آموزشی شما کاهش پیدا کند .  </description>
                <category>داود ابراهیمی</category>
                <author>داود ابراهیمی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jan 2018 14:01:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه سوم (محصول اولیه mvp)</title>
                <link>https://virgool.io/@davood/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-mvp-zf6dz3ovi1hs</link>
                <description> در ادامه  سری مقالات تجربه ، صحبت درباره تولید محصول اولیه و اشتباهاتی که استارتاپ ها در تعریف و تولید محصول اولیه خودشون مرتکب میشن رو نباید از قلم انداخت ،چرا که شما وقتی محصولی رو درست تعریف نکنید عملا بازخورد هایی که از یک ایده بسیار خوب ولیmvp بد بدست میارید منجر به شکست شما میشهدر وقت و هزینه صرفه جویی کن ... در ابتدا باید توانایی های فنی و اجرایی بنیان گذاران وحجم سرمایه گذاری بنیان گذارن رو مشخص کنید ،مشخص کنید آستانه سرمایه گذاری هر فرد در تیم چقدر است تا بتونید برنامه ریزی مناسبی را برای هزینه کرد اون در استارتاپ انجام بدید ،در ادامه مشخص کنید طرحی که دارید درباره پیاده سازیش صحبت میکنید در توان فنی شما میگنجه یا نه ؟ دقیقاً از همین جا شما تازه دارید چالش ها و نقاط ضعف خودتون رو شناسایی میکنید،پس تا جایی که خودتون بتونید فرایند هارو با توانایی های فنی خودتون تطبیق بدید بدون شک داشتن تیم فنی قوی خیلی در کاهش هزینه هاتون و بهبود محصول اولیه شما کمک خواهد کرد چرا که همه ما میدونیم تیم حرفه ایی محصول حرفه ایی تری را ارائه میده ولی همین جا باید کمی تأمل کنید ،خیلی ها گول تیم حرفه ایشون رو میخورند و  انقدر کار رو بزرگ  و فرایند هارو پیچیده میکنند که همون تیم حرفه ایی هم باید  زمان زیادی رو برای پیاده سازیش صرف کن ، نباید فراموش کرد صرف کردن زمان و اتلاف بیخود اون نوعی فرصت سوزی  بحساب میاد ، و وقتی محصول شما وارد بازار شد، نسخه 3 یک محصول مشابه بعد از دریافت کلی اصلاحیه و تطبیق با ذائقه مشتریان گوی سبقت رو از محصول شما حتی با دیزاینی ساده تر ربوده و دیگه شما تا بخواید از نسخه 1 به 2 برید عملاً  کار، خیلی سخت و سخت تر خواهد شد چرا که تغییر فرهنگ و عادت مخاطبین خیلی سخت و زمان بر خواهد بود و این همون چیزیه که در رشد استارتاپ ها تاثیر منفی خواهد داشت. برد با استارتاپیست که در ابتدا یک محصول ساده با پاسخ به نیاز اصلی وارد بازار کرده و بعد با دریافت بازخورد و اصلاح اون در زمان کمتر ( به دلیل سادگی محصول این زمان هم کمتر خواهد شد  ) اون رو با ذائقه مشتریانش بصورت پیوسته تطبیق میده و همیشه در حال بروز رسانیست چرا که مخاطبین در یک فرایند بازی سازی همیشه منتظر یک اتفاق هستند و شما از این بروز رسانی ها میتونید در کمپین های تبلیغاتیون استفاده کنید و همیشه با یک حرف تازه موج جدیدی از مخاطبین رو  بطرف خودتون جلب کنید .  </description>
                <category>داود ابراهیمی</category>
                <author>داود ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jan 2018 14:25:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه دوم (تقسیم  وظایف و گزارش کار داشته باشید)</title>
                <link>https://virgool.io/@davood/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%B8%D8%A7%DB%8C%D9%81-%D9%88-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-gjchn1wfbdqz</link>
                <description>در بخش دوم از سری مقالات  خودم لازم دونستم تا شما را با چند نکته درتقسیم وظایف و اهمیت گزارش کار آشنا کنم فردین بازی ....همیشه قبل از اینکه بخواهید تقسیم وظایف انجام بدید به علایق افراد توجه کنید البته باید حواستون باشه که کار جدی خیلی هم دربند اینکه حالتون چطوره، نیست. اما در عین حال بهتره که گوشه چشمی هم به اون داشته باشید تا بهره وری افراد کمی بهتر بشه ، شما درخلال این تقسیم وظایف با روحیات هم تیمی هاتون هم بیشتر آشنا میشید اگر فردی خواست  به اصطلاح فردین بازی دربیاره و بخش های سخت رو به عهده بگیره ، شما عاقل باشید و این کار رو بهش نسپارید چون به اصطلاح اون هنوز داغه، کمی که گذشت  تازه میفهمه مثل زنبور وسط عسل خودش گیر افتاده و همون نقطه شروع زنجیره ناکامی های شماست. شما مثل ورزش کاری هستید که برای دو ماراتون  آماده میشید باید اول در مسیر های کوتاه تمرین کنید تاآمادگی لازم رو برای طی کردن مسیر چند ده کیلومتری بدست بیارید پس وظایف رو بصورت هفتگی و ماهانه و با توجه به توان هرفرد مشخص کنید به تدریج متوجه میشید که  هم تیمی هاتون در چه بخش هایی توان بیشتری دارند .گزارش کار نداری ....اگر تا بحال کار تیمی رو انجام ندادید بهتره بدونید حتما باید با مقوله گزارش دهی بیشتر آشنا بشید   یعنی وقتی کاری رو به سرانجام رسوندید حتماً گزارش کار رو به فردی که قراره ادامه مسیر شمارو بعهده بگیره بدید و درباره جزئیات بهش توضیح بدید ، حتماً بین خودتون در هر فاز بصورت گردشی یک رهبر انتخاب کنید تا علاوه بر اینکه با این روند آشنا میشید در هر دو نقش کار کرده باشید یادتون باشه شما الان درحال نوشتن کد و یا  تهیه مدل کسب و کارتون هستید ولی بعداً باید تعدادی از افراد رو که نمیشناسید مدیریت کنید استارتاپ یعنی تجربه کسب کردن و پس این فرصت رو از خودتون دریغ نکنید .عقل کل ... همیشه وظایف کوتاه مدت هفتگی و ماهیانه داشته باشید و در پایان هر هفته یا ماه یک جلسه بگذارید و گزارشی انفرادی و تیمی تهیه کنید و ارائه بدید، تا بتونید با همه مشکلات کار ، در هر بخش آشنا بشید و براش بصورت جمعی  راه حل پیدا کنید هرگز و باز تأکید میکنم هرگز فکر نکنید خودتون به تنهایی بهترین راه حل را برای رفع یک مشکل در ذهنتون دارید ،همیشه داشتن دو گروه از افراد در تیم مکمل یکدیگر خواهد بود البته  نه از نوع افراطیش، یکی خوشبین ها که به اصطلاح چرخ رو برای هواپیما طراحی کردن و دوم  بدبین ها که اول مشکل رو میبینند و خیلی ریسک نمیکنند و چطر نجات رو برای سرنشینان هواپیما  طراحی کردند،  وجود این دو گروه در تیم باعث میشه شما ریسک هایی معقول داشته باشید و تصمیماتی بهتر اتخاذ کنید تا کمترین آسیب به شما وارد بشه تا انگیزه تیم و امید به آینده حفظ بشه و در عین حال برای مشکلات پیش رو  هم آماده باشید و یکهو با بروز یک اتفاق  شوکه نشید و از قبل براش راه حلی رو آماده کرده باشید.</description>
                <category>داود ابراهیمی</category>
                <author>داود ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jan 2018 09:12:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه اول (هرگز تعارف نکنید)</title>
                <link>https://virgool.io/@davood/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-dh9bb379u8ha</link>
                <description>سلام امروز میخواستم از ابتدایی ترین مشکل استارتاپ ها یعنی شروع فعالیت با هم تیمی ها پس از انتخابشون صحبت کنم که تقسیم سهم و چگونگی تنظیم قرارداد بین خودشون ، من از تجربیاتم براتون میگم ، سعی کردم در این متن خیلی خودمانی براتون با ذکر مثال توضیح بدم پس تا انتهای این مجموعه تجربیات با من همراه باشید برادری بجا بزقاله دانه ایی .......سعی کنید در ابتدا شرکت ثبت نکنید چون دردسر خارج کردن یک شریک در شرکت خیلی سخت تر از چیزیست که فکر میکنید، همه دوستان و هم تیمی هاتون در ابتدا بسیار با انگیزه نشون میدن، اما همیشه  زمان نشون میده که کسب و کار شما ،در الویت چندم اونهاست و تازه اونجاست که باید از بین این افراد انتخاب کنید که چه فردی مناسب تره برای ایجاد یک شرکت. حتما قراردادی حقوقی بین خودتون تنظیم کنید که در اون صراحتاً وظایف افراد و مقدار سهم و شرایط مالکیت و عدم مالکیت در اون با قید زمان و همچنین مالکیت دارایی های مادی و معنوی  از قبیل  ،قالب سورس کد ها و تجهیزاتی که در اختیار دارید رو مشخص کنید که چه بلایی باید سر داشته هاتون بیاد و بعد از جدایی و از پاشیدن همه چی مالکیتشون به چه کسی میرسه ، تا بعداً دچار مشکلات حقوقی نشید. و حتما هم با یک وکیل حقوقی صحبت کنید هزینه ایی که الان برای استفاده از وکیل میکنید خیلی میتونه از دردسر های بعدیش کم کن ولی باز میگم تا استارتاپتون به یک نقطه ثابت با کسب درآمد نرسید به سمت ثبت شرکت نرید. تجربه نشون داده خیلی از استارتاپ ها تا قبل از یک سالگی منحل میشن و فعالیتشون ادامه نخواهد داشت ،پس خیلی زود به دنبال ثبت شرکت نرید. پس آماده شکست باشید .در ابتدا باید با خودتون و هم تیمی هاتون صادق باشید اصلا تعارف رو کنار بگذارید و بدترین شرایطی که ممکن رو مد نظر قرار بدید مثلا وقتی که دارید سهام افراد رو مشخص میکنید دقیقا شرح وظایف هر فرد رو مشخص کنید این شرح وظایف تنها برای بخش راه اندازی نباشه در واقع  فاز راه اندازی تنها 10 درصد از کل کار بلکه بعد از راه اندازی و شروع فعالیت، فاز ورود به بازار 90 درصد باقی ماندست ،پس شما در ابتدا کل سهم ، فاز طراحی و پیاده سازی کسب و کارتون رو مشخص کنید و از اون میزان سهم ،سهام هر فرد رو تعیین کنید ( اگر کل سهم کسب و کارتون ، در فاز طراحی تا پیاده سازی رو قبل از ورود به بازار 40 درصد مشخص کردید و خواستید برای اجرای این بخش سهم رو بین 4 نفر تقسیم کنید شما برای هر فرد سهمی از 40 درصد رو میدید برای مثال فرد اول 15 درصد فرد دوم 10 درصد و فرد سوم 5 درصد و فرد چهارم 10 درصد   و باقی 60 درصد رو میگذارید برای زمانی که سایت یا کسب وکارتون راه افتاد و  فاز ورود به بازار قرار گرفت ،بعد برای اون بخش هم با توجه به وظایف هر فرد سهمی رو مشخص میکنید که در انتها جمع این سهام ها در  هر دو فاز تعیین کننده سهم فرد از کل استارتاپتون  ) برای اینکه بتونید به دوام فعالیت  افراد امید وار باشید و در صورتی که از شما جدا شدند آسیب نرسه باید قائده وستینگ رو پیاده کنید ( در قائده وستینگ شما سهم فرد را مشخص میکنید ولی مشخصا میتوانید مالکیت افراد رو  با رژیم زمانی توام کنید یعنی برای مثال میتوانید سهام  50 درصدی را که ابتدا برای یک فرد مشخص کردید در بازه زمانی  5  سال و به ازای هر سال 10 درصد در اختیارش قرار دهید تا به این صورت در صورتی که فرد خواست بعد از 2 سال از شما جدا شود تنها مالک 20 درصد از 50 درصد سهم خود باشد ) البته من در اینجا میخواستم چند توصیه هم داشته باشم تجربه من در این باره نشان از این موضوع دارد، که حتی دادن این میزان سهام وقتی هنوز به سود دهی نرسیدید هم اشتباه است و از ابتدا باید باز شرایط سخت تری را برای زمانی که فردی خواست از شما جدا بشه مشخص کرد من توصیه میکنم شما شرطی را در قرارداد خودتون قرار بدید که تا قبل از 5 سال اگر کسی خواست از شما جدا بشود همان میزان سهمی هم که به اون فرد میدهید از حالت درصدی به حالت تعدادسهم درآید برای مثال اگر فرد سال اول از شما جدا شود 1000 سهم به او منتقل میشود و اگر سال دوم جدا شد 2000 سهم و تا آخرین سال که سهام او از حالت تعدادی به حالت درصدی به او منتقل شود تا بتوان ریسک جدا شدن افراد را از ابتدا کم کرد ،چرا که شما با دادن تعداد سهم  دست شما برای افزایش کل سهام باز و میتونید از 1 میلیون سهم 1000 سهم رو به اون بدید که در نتیجه درصدی از سهام که در اختیارش خیلی کمتر خواهد شد،  </description>
                <category>داود ابراهیمی</category>
                <author>داود ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jan 2018 01:54:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>