<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های داود تراب‌زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@davoodtr</link>
        <description>مدیر محصول | قبلا دیجی‌کالا، علی‌بابا و چند شرکت دیگه | کودک درونم بتمنه | عاشق لگو و ساختن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 04:22:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/818/avatar/hX9OZd.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>داود تراب‌زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@davoodtr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور مصاحبه شغلی خوبی داشته باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@davoodtr/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-fk7wt49dfwpw</link>
                <description>در پست قبلیم درباره مشکلاتی که در مسیر پیدا کردن کار به اون‌ها بر می‌خورید نوشتم.در این پست می‌خوام توضیح بدم که چطور یک مصاحبه شغلی خوب داشته باشید. اول باید این رو بدونید که یک مصاحبه شغلی خوب الزاما موفقیت‌ آمیز نیست، یعنی جدای از اینکه شما در رقابت با چند نفر دیگر هستید و ممکن است آن‌ها از شما بهتر باشند، این موضوع را در خاطر داشته باشید که قرار است از جلسه مصاحبه دستاورد داشته باشید، یعنی یک موضوع جدید را کشف یا یادبگیرید.باید مطمئن باشیداولین قدم برای یک مصاحبه شغلی اینه که شما از کاری که می‌کنید مطمئن باشید. این موضوع رو در پست قبلی گفتم که اگر بلاتکلیف به مصاحبه بروید اوضاع خیلی بد خواهد شد. من طی این چند سال مصاحبه کردن افراد به کسانی برخوردم که مسیر شغلی خودشان رو عوض کرده بودند یا در ابتدای راه بودن ولی از مسیری که در آن قدم گذاشتند مطمئن نبودند. این خیلی برای من مهم بود که کسی که کنار من در یک تیم کار می‌کند بداند که چرا اینجاست و چه می‌خواهد. نمونه‌هایی از این موضوع در جلسه مصاحبه: چرا تصمیم گرفتی طراح تجربه کاربری بشی؟ بد: راستش تصمیم گرفتم فیلد کاریم رو عوض کنم از برنامه‌نویسی خسته شدم توی این زمینه از قدیم استعداد داشتم. خیلی سلیقه در UI ندارم ولی UX بلدم، کلا آینده مال طراحان تجربه کاربریه. خوب:‌ من خیلی به این موضوع علاقه دارم. خیلی مطالعه کردم و یک دوره هم دیدم. عاشق اینم که یک محصولی طراحی کنم که زندگی مردم رو تغییر بده، قبلا فکر می‌کردم با برنامه‌نویسی می‌شه این کار رو کرد ولی الان فهمیدم باید تجربه کاربری اون محصول درست باشه برای همین تصمیم گرفتم مسیر کاریم رو تغییر بدم. راستگو باشید و بزرگنمایی نکنیدهیچ وقت در جلسه مصاحبه دروغ نگویید، چون یا در همان جلسه یا بعد از جلسه دروغ شما آشکار خواهد شد و حتی اگر این طور نشود، شرکت براساس همان چیزی که بیان کردید از شما توقع دارد.یعنی اگر می‌گویید من تجربه کار با فلان نرم‌افزار را دارم یا فلان فعالیت را انجام دادم دیگر به شما فرصت یادگیری و آموزش نمی‌دهند و طی مدت زمان کم از شما توقع خروجی کامل دارند. پس واقع‌بین باشید و حقیقت و گذشته را همانطور که بوده تعریف کنید، ضمن اینکه اکوسیستم ایران خیلی کوچک است و درباره شما از دوستان خود در شرکت‌های دیگر بازخورد می‌گیریم. حتما قبل از جلسه محصول شرکت رو تست کنیداین موضوع بسیار توهین آمیز است که شما بدون اینکه حتی وب‌سایت شرکت را ببینید یا محصول آن را تست کنید به جلسه مصاحبه بروید. این موضوع این پیام را به مصاحبه کننده می‌دهد که برای شما اهمیتی ندارد که روی چه محصولی رو برای چه شرکتی و برای چه هدفی کار می‌کنید و صرفا به دنبال حقوق گرفتن هستید. پس حتما چند ساعت وقت بگذارید و محصول و شرکت را بررسی کنید. در جلسه مصاحبه از شما درباره آن محصول سوال خواهد شد، مثلا سوال من این بود که: اگر شما همه چیزی که می‌خواستید در اختیار داشتید چه قابلیت‌هایی به اپلیکیشن دیجی‌کالا اضافه می‌کنید یا چند مشکل اساسی آن را بگویید. با چه کسی مصاحبه می‌کنید؟حتما بپرسید که قرار است با چه کسی و چه پوزیشنی مصاحبه کنید، قبل از جلسه پروفایل لینکداین آن فرد را چک کنید تا در او بیشتر بدانید، مثلا اینکه چه رشته‌ای درس خوانده، قبلا چه کاری انجام می‌داده و خیلی چیزهای دیگر که به شما در ارتباط برقرار کردن بهتر کمک خواهد کرد. همیشه یادتان باشد که شما قرار است با یک انسان مصاحبه کنید نه یک ربات، پس احساسات و عکس‌العمل‌های شما مهم است. اینکه چه حسی به طرف مقابل می‌دهید تاثیر خیلی زیادی روی نظر مصاحبه کننده دارد. خیلی از مصاحبه کننده‌ها طی ۱۰ دقیقه اول تصمیم اینکه شما را استخدام کنند یا نه را گرفته‌اند و ادامه جلسه جهت اطمیمنان بیشتر است. رزومه خودتان درست بنویسید و به آن مسلط باشید. رزومه نویسی قدم قبل از مصاحبه‌ست ولی بد نیست اینجا هم به آن اشاره کنم. ممکن است شما برای چند پوزشن مختلف در چند جای مختلف اقدام کنید، نیازی نیست که رزومه یکسانی بفرستید، سعی کنید بنا به شرکت و پوزیشنی که برای آن اقدام می‌کنید رزومه خود را اصلاح و بهینه کنید و موارد غیر مرتبط را حذف کنید. سعی نکنید صرفا حجم رزومه خود را با موارد غیر مرتبط پر کنید این باعث می‌شود مصاحبه کننده تصور کند شما برای این کار مناسب نیستید. رزومه خلاصه ایرادی ندارد به شرطی که قانع کننده باشید و شفافلباس مناسب بپوشیدشاید این موضوع را زیاد جدی نگیرید ولی از آنجایی که یکی از مصاحبه‌های شما با پرسنل منابع انسانی است باید به این موضوع توجه کنید. منظور پوشیدن لباس کاملا رسمی نیست صرفا مرتب، ساده و مناسب محل کار لباس بپوشید. طرف مقابل باید حس کند که شما این جلسه را جدی گرفته‌اید. درست و دقیق گوش دهیدهیچ وقت صحبت مصاحبه کننده را قطع نکنید و اجازه دهید سوال او به پایان برسد و به طور دقیق به سوالات گوش دهید و در پاسخ دادن عجله‌ای نداشته باشید اینکه جواب بهتری بدهید به مراتب مهمتر از یک جواب سریع است. سوال بپرسیدحتما در جلسه مصاحبه از کار که قرار است انجام دهید سوال بپرسید، اینکه وظایف شما چیست و چه توقعی از شما دارند و یک فرد موفق در آن موعیت شغلی چگونه رفتار می‌کند. اینطوری خیلی از خیلی از سوتفاهم‌ها جلوگیری می‌کنید. مورد بعدی ارزش‌های حاکم بر شرکت است، اینکه اصول اخلاقی که مدیران آن شرکت به آن متعهد هستند چه چیزهایست، مثلا کم خطا بودن و دقت الویت بیشتری دارد یا سریع و به موقع بودن، اینکه به موقع سرکار حاضر باشید اهمیت بیشتری دارد یا خلاقانه انجام دادن کار. بعد از پرسیدن این سوالات می‌توانید کارکردن در این شرکت را با ایده‌آل خود مقایسه کنید.خودتان بفروشیداحتمالا این اصطلاح را شنیدید، جدای از درست یا غلط بودن آن، منظور این است که مزایای خودت را درست به زبان کارفرما بیان کنید. چقدر رفتار فروشنده روی خریدن شما تاثیر دارد؟ قطعا خیلی زیاد، پس مهارت‌ها و رزومه شما حکم آن کالا یا خدمت را دارد و جلسه مصاحبه مانند مذاکره خرید است پس باید بتوانید مهارت‌ها و توانایی‌های خودتان را درست بیان کنید تا ارزش واقعی خودتان را دریافت کنید. بازخورد بگیریداین کار بسیار خوبی است که بعد از جلسه به صورت حضوری یا ایمیلی درخواست بازخورد کنید و نظر مصاحبه کننده را جوبا بشوید. به این ترتیب طی هر بار مصاحبه شدن شما ایرادات خود را پیدا و رفع می‌کنید و احتمال موفق بودن مصاحبه بعدی خود را افزایش می‌دهید. همچنین مصاحبه کننده نیز از اینکه شما به این موضوع علاقه نشان دادید احساس مثبتی پیدا می‌کند. </description>
                <category>داود تراب‌زاده</category>
                <author>داود تراب‌زاده</author>
                <pubDate>Sat, 15 Dec 2018 03:23:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع انسانی ایرانی به سبک قرون وسطی</title>
                <link>https://virgool.io/@davoodtr/human-resource-problem-iran-xv9okzsj6qpd</link>
                <description>از اونجایی که من از شغل قبلیم در دیجی‌کالا استعفا دادم، تصمیم گرفتم برای انتخاب کار بعدیم عجله نکنم و حسابی شرکت‌ها و موقیت‌های کاری رو بررسی کنم. پس تا جایی که می‌تونستم برای همه جا رزومه فرستادم. من فکر می‌کنم مصاحبه شدن هیچ مشکلی نداره، اینکه شما برای یک شرکت که آگهی شغلی داده رزومه بفرستید در واقع دارید به درخواست اون پاسخ می‌دید. این رزومه فرستادن و اعلام اینکه من استعفا دادم باعث شدکه حدود ۱۸ تا شرکت برم برای مصاحبه، (جالبه بدونید یکی از این شرکت‌ها ساعت ۱۰ شب بعد از دید استوری اینستاگرامم زنگ زد که فردا برم شرکتشون مصاحبه که برای خودمم عجیب بود)یه موضوعی رو همین اول روشن کنم، دلیل اینکه من این مطلب رو می‌نویسم اینه که نشون بدم اوضاع منابع انسانی در شرکت‌ها چقدر خرابه و باید براش فکری کرد، نه اینکه بگم آدم خاص یا کار درستی هستم. پس مطلب رو بدون جانبداری بخوانید و تجربه‌های مشابه‌تون رو با من و دیگران به اشتراک بزاید. منابع انسانی یا رباتی؟ موضوعی که همون ابتدای کار بهش هیچ توجهی نشده بود این بود که من یک انسان هستم. درسته که من به دلیل کار کردن و منافعی که برای شرکت دارم قراره استخدام بشم ولی این همه من نبود. از بین این ۱۸ شرکت صرفا ۵ شرکت از خودم و برنامه‌ام برای آینده پرسیدن و اینکه کلا می‌خوام تو زندگیم چه کاری انجام بدم و اصلا چرا دارم این کار رو انجام می‌دم. در حالی که زمانی که من در دیجی‌کالا متقاضی‌ها رو مصاحبه می‌کردم از اینکه می‌خوان در زندگیشون چه کاری انجام بدن می‌پرسیدم و این که آیا دنبال تاثیر گذاری روی دنیا هستن یا صرفا دنبال یک کار ۹ صبح تا ۵ عصر می‌گردند.این یک انتخاب یکطرفه نیست، هر دو باید بپسندیمشاید این طبیعی به نظر برسه که از بالا به پایین به شما نگاه بشه ولی شما هم باید راضی به کار کردن در آن شرکت باشید. شاید بگید که خب اونا هستن که انتخاب می‌کنند ولی تا وقتی اینجوری فکر کنید شغل ایده‌آلتون رو پیدا نمی‌کنید. شما به عنوان یک کارمند باید تکلیفتون با خودتون روشن باشه. باید بدونید چه کاری می‌خواید انجام بدید و از شرکت و محل کارتون چه انتظاری دارید. اگه ندونید و بلاتکلیف باشید هیچ انتظاری نمی‌تونید از منابع انسانی داشته باشید که کمکتون کنه، چون اوضاع خراب‌تر از این حرفاست. مخصوصا وقتی تازه کار باشید. منابع انسانی شرکت‌های ایرانی کمک زیادی به پیدا کردن راهتون نمی‌کنند و شما توی این راه تنهایید در صورتی که یکی از وظایف آن‌ها ست که به شما کمک کنند. متاسفانه گاها دیدم که شرکت‌ها طوری برخورد می‌کنند که انگار لطف می‌کنند که کسی رو استخدام می‌کنند در صورتی که دقیقا برعکسه، الان به بحران کمبود نیروی کار متخصص خوردیم و اکثر شرکت‌ها در استخدام نیروی متخصص و کار درست دچار مشکل شدند. پس اگه کارتون خوبه و رزومه خوبی دارید اعتماد به نفس داشته باشید و اجازه ندید به شما از بالا به پایین نگاه بشه. من همیشه به مصاحبه شونده‌ها می‌گفتم که شما لطف می‌کنید که عمرتون رو اینجا سرمایه‌گذاری می‌کنید. ما هم شما رو به خاطر کسی که الان هستید استخدام نمی‌کنیم به خاطر کسی که باید بشید استخدام و ما با هم سر رشد کرد توافق می‌کنیم، اینکه به هم کمک کنیم برای رشد کردن و من دنبال کسانی هستیم مثل شما که بهتر از من کار می‌کنند تا تیم هرروز بهتر بشه. فرم‌های بی سر و ته و به درد نخورمتاسفانه اولین برخورد شما با اکثر این شرکت‌ها یک فرم طولانی‌ست که درباره خصوصی‌ترین مسایل زندگی شما سوال کرده. مثلا در یک فرم میزان حقوق همسرم هم پرسیده شده بود یا معرفی سه نفر از دوستان و آشنایان که فامیل نباشند. چرا وقتی من هنوز دقیقا نمی‌دانم که با چه چیزی یا چه کسی رو به رو هستم این اطلاعات را در اختیار یک شرکت قرار بدم؟ چرا هنوز وقتی معلوم نیست امکان همکاری وجود دارد یا نه اینقدر وارد جزییات می‌شوند و وقت کارجو را تلف می‌کنند؟ سوالات خیلی بهتری برای پرسیدن هست مثل این: محل کار ایده‌آل شما چه شکلیه؟ همکاران ایده‌آل شما چطوری هستن؟ اگه قرار بود یک قابلیت یه محصول ما اضافه کنید چی بود؟ بزرگترین مشکل ما از دید شما که بیرون شرکت هستید چیه؟بلا تکلیف گذاشتن و مشخص نکردن دقیق نتیجه این موضوع تقریبا در اکثر شرکت‌ها دیده می‌شد. گاها روند استخدام رو واضح نمی‌گفتن و بعد از مصاحبه نتیجه رو مشخص نمی‌کردن و خودت باید پیگیری می‌کرد. این موضوع واقعا دردناکه که واحد منابع انسانی این شرکت‌ها درک نمی‌کنند که چقدر این موضوع برای این فرد مهمه و روی زندگیش تاثیر داره و بلاتکلیف گذاشتن یک فرد حتی به مدت کم چه آثار مخبری داره.در این مورد خیلی‌ها این بهانه رو مطرح می‌کنند که تعداد متقاضی‌ها زیاده و یا باید همه رو بررسی کنیم تا خبر بدیم ولی واقعا این بهانه‌ست و حداقل می‌تونند فرد متقاضی رو با اطلاعات جدید آپدیت کنند. ساختار سازمانی نامشخص و عناوین شغلی بی‌هویتخیلی از شرکت‌ها برای موقعیت‌ شغلی آگهی داده بودند که خودشون هم نمی‌دونستن دقیقا قراره چه کاری توی شرکت انجام بده و توقع داشند کسی که توی این پوزیشن استخدام می‌شه خودش همه کارها رو انجام بده. مثلا برای مدیرمحصول که من برای اون اقدام کردم، توی هر شرکتی یه مدل بود، یه بخشی از این قابل قبوله ولی نه تا این حد که از شما دعوت بشه تا حتی پوزیشن خودت رو توی شرکت جا بندازی و وظیفه معرفی رو هم بندازند به عهده خود شما. این موضوع باعث میشه تا حتی اگه شما کار خودتون رو درست انجام بدید باز هم دچار مشکل بشید. برای همین شرکت‌هایی که تکلیفشون با خودشون روشن نیست خیلی خطرناک هستند و ممکنه کلا اعتماد به نفس شما رو از بین ببرند. فرهنگ سازمانی بد یا فرهنگ کارمندی به جای کار کردنیکی از دلایلی که از شرکت قبلی جدا شدم این بود که فرهنگ سازمانی به سمت بدی پیش می‌رفت و این موضوع خیلی برای من مهمه. برای همین خیلی به این دقت می‌کردم که با من چه مدلی برخورد می‌شه چه سوالاتی می‌پرسند و چه چیزاهایی برای این شرکت‌ها و کارمندهاش مهمه. حتی زمان مصاحبه از مدیران اون شرکت سوال می‌کردم که شما به چه خصوصیات اخلاقی معتقد هستید اینجا که اگه من اون‌ها رو نداشته باشم نمی‌تونم اینجا کار کنم و دچار مشکل می‌شم. در کمال تعجب اون مدیر به فکر فرو می‌رفت تا جواب من رو بده که نشونه خوبی نبود. ولی بعضی‌ها هم خیلی سریع به من جواب دادن، مثلا گفتن اینجا باید سرسخت باشی و نترس، یا مثلا سر حرفت بمونی و قولت رو نگه داری. فرهنگ سازمانی یک شرکت رو حتی می‌شه از رفتار کارمندای اون شرکت توی فضای شبکه‌های اجتماعی حدس زد ولی قطعا بودن توی اون فضا و صحبت کردن با کارمندان از همه چی بهتر و دقیقتره. برای من مهمه که همکارانم برای کاری که انجام می‌دن اهمیت قایل باشند و بدونند که دارند یک کار مهم انجام می‌دند فارغ از اینکه چه کاری رو انجام می‌دند. صرفا کسانی نباشند که دنبال پر کردن ساعت کاری و گفتن حقوق هستند و رشد کردن براشون اهمیت نداره. من دوست دارم حتی اگه من خطا یا تنبلی کردم همکارانم به من تذکر بدند نه اینکه به بهانه اشتباه من اون‌ها هم اشتباه رو تکرار کنند. باز هم تاکید می‌کنم که من آدم خاصی نیستم و صرفا یک سری خواسته دارم از محل کارم و قطعا من هم مثل همه نقاط ضعف و قوت دارم. فرهنگ سازمانی یک شرکت خیلی بستگی به مدل فکری مدیران اون شرکت و استاندارهای استخدام اون شرکت داره. من دوست ندارم اینجا اسم ببرم ولی خیلی از شرکت‌های بزرگی که می‌شناسید در داخل بسیار به هم ریخته و بی‌نظم هستند و کارمندان دچار روز مرگی شدن و تغییر ایجاد کردن در اون ابعاد کار شما نیست و واقعا اگه با اون‌ها همراه نشید سخت می‌گذره. من و همکارانی که با اون‌ها کار می‌کردم سعی کردیم تیمی رو بسازیم کنار هم رشد کنیم و بهتر بشیم. ولی بیرون تیم ما اوضاع اصلا خوب نبود با این حال از اونجایی که ما بیشتر کارهامون داخل تیم انجام می‌شد زیاد به مشکل نمی‌خوردیم تا اینکه اوضاع تغییر کرد. بنابراین ممکنه فرهنگ حاکم بر تیم با شرکت متفاوت باشه، به این موضوع هم دقت کنید. من خیلی این حرف Jack Ma رو قبول دارم(تصویر بالا).حقوق و دستمزد غیر شفاف و نامشخصمتاسفانه به دلیل عدم وجود داده‌های کافی در سایت‌هایی مثل گلس دور  برای ایران نمی‌شه فهمید حدودا چقدر می‌شه توقع حقوق داشت از هر شرکتی در هر پوزیشنی. دلیلی این موضوع هم شفاف نبود سیستم حقوق دستمزد داخل همون شرکته و این فرهنگ غلط که ببینم کی بیشتر می‌گیره و چرا بیشتر می‌گیره و چرا ما مثل اون دریافتی نداریم. این هم به خاطر این ایجاد شده که منابع انسانی اصلا با کارمندان رو راست و شفاف نیست و همیشه در خفا این کارها رو انجام می‌ده و همیشه باعث ایجاد شایعه بیشتر می‌شه.روش درست اینه که هر شرکت یک چارت حقوق داشته باشه و حداقل و حداکثر دریافتی اون مشخص باشه و با توجه به اون آگهی بزنند نه اینکه صرفا براساس اینکه کارمند چقدر درخواست می‌کنه حقوقش رو تعیین کنند. گاها دیده شده به خاطر اینکه کار رو بگیره حقوق پایینی درخواست داده در صورتی که حقش بیشتر بوده و وقتی وارد شرکت می‌شه خیلی ناامید و ناراحت می‌شه. منابع انسانی این رو در نظر نمی‌گیره و صرفا به فکر سود کوتاه مدته.صحبت پایانی شاید بعضی از شما حرف‌های من رو خیلی ایده‌آل گرایانه بدونید ولی دلیل نارضایتی شغلی خیلی از ما در همین موضوعاته پس جدی بگیریدش. منم خیلی تجربه بد کار کردن و مصاحبه رو داشتم. چند تا شرکت حقوقم رو ندادن و منم نتونستم کاری بکنم، از سازمان دولتی گرفته تا یک شرکت کوچک خصوصی، توی همین مشکلات یاد گرفتم چطور باید مذاکره و صحبت کرد. پس نترسید، از کسی که هستید خجالت نکشید اگر به اندازه کافی برای یک شغل خوب نیستید این رو قبول کنید و خودتون رو بهبود بدید و دوباره اقدام کنید. کاری که منم انجام دادم. امیدوارم اوضاع منابع انسانی ایران بهتر بشه، واقعا نیاز به آموزش هست و با ورکشاپ‌های الکلی یکی دو روزه این موضوعات حل نمی‌شه. منابع انسانی که بر این باور باشه که کارمند قرار نیست از منابع انسانی راضی باشه رو نمی‌شه کاریش کرد، فقط باید اخراج بشه (ولی متاسفانه من با این آدم‌ها برخورد داشتم در شرکت‌های مختلف و هنوز هم دارن به کارشون ادامه می‌دند) در پایان این رو می‌گم که شما با کار کردن در هر شرکتی در واقع دارید عمروتون رو سرمایه‌گذاری می‌کنید و اون شرکت هم داره منابعش رو روی شما سرمایه‌گذاری می‌کنه پس هردو باید حواسشون جمع باشه که اشتباهی رخ نده. مدیرعامل سابقم معتقد بود که مدیر کاری مهمتر از استخدام نداره و وقعا هم درست می‌گفت. یک تیم خوب از پس هر کاری بر میاد و حتی اگه مدیر اشتباه کنه باهاش برخورد می‌کنند و راه درست رو ادامه می‌دند. خبر خوب اینکه شرکت‌های خیلی خوبی هم وجود دارند که واقعا خیلی از این مشکلات رو حل کردند و رفتارشون عالیه، حتی داخل شرکت احساس خونه دارید. من فعلا در حال گشت و گذار در شرکت‌ها هستم تا ببینم کجا می‌تونم به صورت بلند مدت کار کنم و رویاهام رو بسازم.اگر سوال یا تجربه مشابه دارید اینجا بنویسید یا در توییتر </description>
                <category>داود تراب‌زاده</category>
                <author>داود تراب‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jun 2018 15:56:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک ماه بدون شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@davoodtr/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-ajsmmtajfy6v</link>
                <description>همه ما از اینکه چقدر شبکه‌های اجتماعی وقت ما را می‌گیرند اطلاع داریم، فعلا به این که چقدر از این موضوع استفاده درست می‌کنیم کاری ندارم. من سعی می‌کردم از توییتر بیشتر برای کار و روابط کاری استفاده کنم. در اینستاگرام هم کمی فعالیت داشتم ولی بیشتر بیننده بودم. من به مشکل عدم تمرکز دچار شدم، این اواخر اینقدر حاد شده بود که میزان تمرکزم روی یک موضوع به کمتر از یک دقیقه رسیده بود. با آقای رییس (که مربی من هم هستند) صحبت کردم. یک سری تمرین مدیتیشن به من معرفی کردند. بعد با دقت روی رفتار خودم متوجه شدم که من دایم به سمت شبکه‌های اجتماعی به خصوص توییتر فرار می‌کنم. یعنی به جای فکر کردن عمیق به مشکلی که پیش روی من است و پیدا کردن راه‌حل خیلی خوب با این بهانه که «حالا یه سر به توییتر بزنم ببینم چه خبره بعد کار رو ادامه می‌دم» کلا تمرکزم رو از دست می‌دادم. برای همین تصمیم گرفتم یک ماه اپلیکیشن شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر، اینستاگرام و لینکداین را از گوشیم پاک کنم. همچنان از طریق وب به اون‌ها دسترسی داشتم ولی باید با لپ‌تاپ می‌دیدم، برای همین مراجعه بهشون سخت و کمتر می‌شد. توی این یک ماه روی هم رفته ۴ بار به اینستاگرام و روزی یک بار توییتر و لیندکداین رو چک کردم. نتیجه این یک ماه دوری برای من شگفت انگیز بود.آرامش و تمرکز بیشترمن دیگه درگیر داستان‌های روزمره توییتر نمی‌شم، برای همین می‌تونم بیشتر و روی مسایل مهمتر تمرکز کنم. از طرف دیگه هرلحظه در معرض طوفان ناامیدی که در توییتر به راه افتاده قرار ندارم برای همین می‌تونم با امید بیشتر به آینده نزدیک دنیام خیلی بهتر بسازم. مثلا در مورد هواپیمایی که اخیرا سقوط کرد من بعد از اینکه کانال تلگرام شرکت تسلیت گفت متوجه شدم. ممکنه شما بگید که این یک جور سر در برف فرو بردنه ولی از نظر من برعکسه،وقتی شما خیلی درگیر این حجم از اخبار و اطلاعات بشید از مسایل مهمتر دور می‌مونید، اینا مواردی هستش که در کوتاه مدت کاری از دست شما برای اون بر نمیاد، من مخالف مبارزات مدنی در فضای مجازی نیستم، ولی حرف من اینه که اگر هم این کار رو می‌کنید با هدف انجام بدید. مثلا اینکه شما زودتر از هرکس دیگه‌ای روی کره زمین متوجه بشید که هواپیما سقوط کرده چجوری شما رو به اهدافتون نزدیکتر می‌کنه؟ توجه بیشتر به روابط دنیای واقعیاز وقتی سرم رو از گوشی بالا آوردم متوجه شدم که چقدر نسب به محیط و آدم‌های اطرفم بی‌توجه بودم. بعد از این یک ماه دلبرم گفت دقتت توی کارها خیلی بیشتر شده، خیلی بیشتر بهش توجه می‌کنم و بیشتر دوستم داره. وقت و انرژی بیشتراگه الان دارم این پست رو می‌نویسم به خاطر اینه که کمتر میام توییتر، در غیر این صورت همین زمان رو توی توییتر بودم و داشتم توییت می‌خوندم یا توییت می‌کردم و از ریتوییت و لایک شدنش لذت می‌بردم. دوباره تونستم کتاب خواندن رو شروع کنم. اما دوباره می‌گم من هیچ مشکلی ندارم با این موضوع و هیچ ایرادی نداره، به شرطی که حسرت وقت گذاشتن برای موضوع مهم دیگری رو نداشته باشید که قطعا دارید. فکر آزادترراستش دیگه خیلی کم پیش میاد که به یک منظره قشنگ نگاه کنم و بگم وای استوری بزارم یا اولین کاری که بعد از یک اتفاق میوفته بخوام اون رو توییت کنم. بیشتر سعی می‌کنم خودم لذت ببرم. همیشه وقتی کتاب می‌خواندم به یک بخش جالب که می‌رسیدم به اولین چیزی که فکر رو می‌کردم توییت کردنش بود ولی الان نه، به این فکر می‌کنم که چطور می‌تونم بهش عمل کنم و سعی می‌کنم بیشتر توی موضوع عمیق بشم. حالا واقعا اینقدر بده؟ قطعا نه، من در استفاده از شبکه‌های اجتماهی افراط می‌کردم، ممکنه شما مثل من نباشید. همونطور که گفتم من باز هم به توییتر سر می‌زنم ولی روزی یکی دوبار اونم با لپ‌تاپم نه با گوشی که همه جا در دسترسه. شبکه‌های اجتماعی خیلی هم خوبه، من خیلی دوستان خوب حتی کار خوب از طریق توییتر پیدا کردم ولی بعد در اون غرق شدم و هدفم یادم رفت.نتیجهبرای فعالیت در شبکه‌های اجتماعی باید هدف داشته باشید وگرنه بخش زیادی از وقت شما هدر می‌ره، به عبارت دیگه می‌تونید از اون وقت استفاده بهتری داشته باشد. بگذریم از اثرات منفی اون روی زندگی روزمره شما.  برای اینکه این تعادل رو برقرار کنی چه کردی؟ روش خودت رو بگو</description>
                <category>داود تراب‌زاده</category>
                <author>داود تراب‌زاده</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2018 01:23:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بتمن باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@davoodtr/how-to-be-batman-xld4qb9fokgq</link>
                <description>بتمن کیست؟بعید می‌دونم کسی باشد که بتمن را نشناسد، ابرقهرمان سری فیلم‌های شوالیه تاریکی. اما در دنیای واقعی بتمن برای خیلی از ما فراتر از یک ابرقهرمان یا شخصیت اصلی یک فیلم تخیلی است. او برای ما نماد خیلی از چیزهاست، ما بتمن را فقط به خاطر ماشین خارق‌العاده یا پول زیادش دوست نداریم. سوپرمن هم یک شخصیت ابرقهرمان فیلم‌هاست، حتی از بتمن هم قوی‌تر و توانمندتر است اما چرا سوپرمن به اندازه بتمن محبوب نیست؟ چرا بتمن برای ما فراتر یک ابرقهمان شده است؟گلایاتوراگر فیلم گلادیاتور را دیده باشید حتما آن قسمت از فیلم را به خاطر دارید که آن تاجر برده برای ماکسیموس از تجربه‌های گذشته‌اش به عنوان گلادیاتور می‌گفت و تعریف می‌کرد که چگونه از بردگی آزاد شده است. تاجر می‌گفت: ماکسیموس من برای این که سریع یا بیشتر می‌کشتم بهترین نبودم. من بهترین بودم و آزاد شدم برای اینکه مردم (تماشاگران) من را دوست داشتند. مردم را به دست بیاوری آزادی‌ات را خواهی داشت. ماکسیموس در جواب می‌گوید: من چیزی را به نمایش می‌گذارم تا کنون ندیده‌اند.سوپرمنسوپرمن از خارج اس زمین آمده است، اما در زمان تماشای فیلم ما آن را انسان تصور می‌کنیم. اما چرا با اینکه این قهرمان قوی‌تر از بتمن است به اندازه او محبوب نیست؟ پاسخ این است کهبه طرز خسته‌کننده‌ای تخیلی و حارج از واقعیت است.معمولا تنها کار می‌کند و کمتر از کسی کمک می‌گیرد.بیشتر از زور بازو استفاده می‌کند تا فکر.از جنس مردم نیست و نمی‌دانیم چگونه سوپرمن شده است.ما نمی‌توانیم خودمان را جای او تصور کنیم.با این حال ما گاهی این‌ها فراموش می‌کنیم و می‌خواهیم سوپرمن باشیم! اینکه چگونه این موضوع اتفاق می‌افتد در ادامه در مورد آن بحث می‌کنیم.بتمنو حالا فکر می‌کنید چرا بتمن را دوست داریم؟او را از کودکی می‌شناسیم، می‌توانیم درک کنیم که چرا اینقدر نسبت به ظلم احساس تنفر دارد.همیشه از دیگران در حل مسئله کمک می‌گیرد و به تنهایی شکست می‌خورد.گاهی اشتباه می‌کند، مثل همه ما آدم‌هامی‌دانیم که چگونه ساخته شده.هنر بتمن استفاده درست از ابزار است. فکر بتمن قدرتمندتر از بازوی اوست.برای شهرت و مسائل دیگر کار نمی‌کند. مردم حتی صورت او را هم ندیده‌اند. اما دوستش دارند.بتمن بودن مثل بهترین گلادیاتور بودن کار سختیست، در همه موارد، این مردم هستند که تصمیم می‌گیرند که چه کسی ابرقهمان آن‌ها باشد. پس هرچه بیشتر مردم را درک کنید ابرقهرمان بزرگتری خواهید بود.چگونه من سوپرمن می‌شوم؟در یک تیم کار می‌کنید و بقیه اعضا آنگونه که باید به وظایفشان عمل نمی‌کنند. شما یک‌تنه بسیاری از کارها را انجام می‌دهید، به هر قیمتی که شده پروژه را به جلو می‌رانید. احساس می‌کنید که اگر شما نباشید این پروژه یا این شرکت متلاشی می‌شود، کمتر به دیگران اعتماد می‌کنید و ترجیح می‌دهید کارها را خودتان انجام دهید و دلیلتان هم این است که دیگران استاندارد شما را رعایت نمی‌کنند. حالا این داستان را با داستان فیلم سوپرمن مقایسه کنید. شما سوپرمن شدید. چرا سوپرمن نباشیم؟ چون مردم سوپرمن را دوست ندارند. یک سوپرمن به دیگران اجازه رشد و فرصت اظهار وجود نمی‌دهد. به نظر شما دنیا چند سوپرمن می‌تواند داشته باشد؟ یک شرکت چطور؟ بله، یک نفر نه بیشتر.در یک صحنه از آخرین فیلم بتمن، در حالی که بتمن برای نجات مردم قصد دارد بمب را از شهر خارج کند. با کاراگاه پلسی که سال‌ها با او همکاری می‌کرد روبه‌رو می‌شود که به او می‌گوید: من تا به حال در مورد هویت تو چیزی نپرسیدم، اما مردم نباید بدانند که قهرمان آن‌ها چه کسی است و  چه کسی آن‌ها را نجات داده؟  بتمن در جواب می‌گوید: هرکسی می‌تواند یک قهرمان باشد حتی آن مردی که کت خود را روی پسری می‌اندازد و به اون می‌فهماند که دنیا تمام نشده(اشاره به دلداری کارگاه پلیس بعد از کشته شدن پدر و مادرش)پس هرکسی می‌تواند یک بتمن باشد، یک دنیا می‌تواند به تعداد آدم‌هایش قهرمان داشته باشد.می‌خواهم بتمن باشمو اما چند ویژگی بتمن:یک بتمن به همه اجازه می‌دهد تا قهرمان باشند.به دیگران کمک می‌کند تا قهرمان باشند.فقط زمانی که به او نیاز هست وارد عمل می‌شود.… خواندن این مطلب  وب سایت امیر مهرانی عزیز هم به درک بهتر موضوع کمک می‌کند.</description>
                <category>داود تراب‌زاده</category>
                <author>داود تراب‌زاده</author>
                <pubDate>Tue, 20 Feb 2018 21:47:22 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>