<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دیزایناسور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@designasor</link>
        <description>تجربه‌کاربری به زبان ساده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:47:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9024/avatar/EnYdI9.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دیزایناسور</title>
            <link>https://virgool.io/@designasor</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۰ کاری که در قرنطینه خانگی می‌توانید انجام دهید</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/%DB%B1%DB%B0-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-rvc4ryttt8xg</link>
                <description>سلام و شادباش سال ۹۹ خدمت شما دوستان دیزایناسور. امیدواریم آخرین سال قرن را با سلامتی و آرامش سپری کنید و همیشه به یادگیری و پیشروی ادامه دهید. امسال یکی از متفاوت‌ترین نوروزها را با هم تجربه می‌کنیم. در زمستان سال گذشته که سر و کله ویروس کرونا پیدا شد، برای جلوگیری از شیوع بیشتر این ویروس بسیاری از رویدادها لغو شدند و قرنطینه خانگی به عنوان یکی از راه‌های موثر در کنترل شیوع این ویروس شناخته شد.در زمان قرنطینه خانگی، در اوج بی‌حوصلگی و بیکاری، برای اینکه بتوانیم از این دوران بهتر استفاده کنیم می‌توانیم کارهای مفید زیادی انجام دهیم. اقداماتی که در جهت رشد و توسعه فردی و یا احتمالا تیم و کسب و کار ماست. البته همه افراد می‌توانند از این ۱۰مورد در دوران قرنطینه خانگی استفاده کنند، اما این مطلب برای مخاطبین دیزایناسور که علاقمند به حوزه دیزاین هستند نوشته شده است.۱۰کاری که در قرنطینه خانگی می‌توانید انجام دهیدکتاب، کتاب، کتابدیدن دوره‌های اموزشی مفیدبازبینی و اصلاح پورتفولیوگوش دادن به موسیقییادگیری ابزار جدیدپروژه‌های تمرینیبوردگیمورزشمرتب کردن فایل‌های آرشیوتماشای فیلم و سریال۱. کتاب، کتاب، کتابشاید به جرات بتوان گفت مفیدترین کاری که می‌توان در دوران قرنطینه خانگی انجام داد خواندن کتاب است. البته به همین غلظت که به خواندن کتاب تاکید داریم، به همان اندازه به (کتاب “خوب”) خواندن تاکید داریم. در این مطلب قصد نداریم کتاب خاصی به شما معرفی کنیم چون می‌دانیم شما هم مثل ما کلی کتاب خوانده نشده دارید??‍♂️ پس اول از کتاب‌های داخل کتابخانه شروع کنید. البته که خواندن کتاب الکترونیک حس خوب کتاب کاغذی را ندارد، اما اگر واقعا کتاب فیزیکی در دسترس ندارید گزینه بدی نیست. به قول قدیمی‌ها: ” کاچی به ز هیچی! ”۹۰دقیقه ابتدایی بعد از بیدارشدن از خواب بهترین زمان برای کتاب‌خوانی و مطالعه است چون مغز بهترین عملکرد را در این زمان دارد. سعی کنید هرروز یک زمان مشخص را به کتاب‌خوانی اختصاص دهید تا در یک بازه نسبتا کوتاه مغز شما به این موضوع عادت کند و بتوانید مطالعه صبحگاهی را همیشگی کنید. خواندن کتاب به کاهش استرس ناشی از شنیدن اخبار ناگوار هم کمک می‌کند.۲. تماشای آموزش‌های آنلایندوران قرنطینه خانگی، فرصت خوبی برای دیدن آموزش‌های آنلاین است. دوره‌هایی که در طول سال فرصت شرکت در آن‌ها را نداشتید را می‌توانید در این روزها با خیال راحت ببینید. سعی کنید برای انتخاب دوره‌های آموزشی عجله نکنید و با جستجو بهترین گزینه را برای خود انتخاب کنید. فرقی نمی‌کند که دوره‌ای که در آن شرکت می‌کنید رایگان باشد یا پولی. بلکه مهم محتوایی است که در قبال زمان صرف شده دریافت می‌کنید. خوشبختانه با کمی جستجو و البته پرس‌وجو می‌توانید به نتیجه دلخواه خود برسید.آموزش آنلاین شامل انواع وبینار و ویدئوهای یوتیوب هم می‌شود. اگر کمی با زبان انگلیسی آشنایی داشته باشید می‌توانید از ویدئوهای آموزشی ارزشمند یوتیوب بهرمند شوید. قبل از اینکه در دوره‌ای شرکت کنید، سعی کنید موضوع آن را در یوتیوب جستجو کنید تا از انتخاب خود مطمئن شوید. سعی کنید با موضوعات و ترندهای جدید آشنایی پیدا کنید و ابزارهای جدید را امتحان کنید. ضرری نداره!۳. بازبینی و اصلاح پورتفولیووقت آن رسیده که دستی به روی پروفایل شبکه‌های اجتماعی خود بکشید. اطلاعات بیوگرافی را به‌روز کنید. برای انتشار نمونه‌کارهای خود برنامه‌ریزی و استراتژی داشته باشید. اگر وب‌سایت شخصی دارید، حالا بهترین زمان برای نوسازی نمونه‌کارها، پروژه‌ها و بقیه اطلاعات شماست. انتظار نداشته باشید یک پورتفولیو تار عنکبوت بسته با اطلاعات کهنه دل کارفرماهای احتمالی شما را ببرد! سعی کنید همیشه به بهترین شکل ممکن پورتفولیو خود را به‌روز نگه دارید. در ضمن، برای شبکه‌سازی بیشتر و راحتی ارتباط حتما اطلاعات تماس خود را در دسترس قرار دهید۴. گوش دادن به موسیقیبه یکی از جذاب‌ترین لذت‌هایی که برای هر انسانی وجود دارد رسیدیم. گوش دادن به موسیقی در هر لحظه می‌تواند به بهبود عملکرد شما کمک کند. چه درحال استراحت باشید و یا در حال طراحی، انتخاب موسیقی مناسب می‌تواند ضربان قلب شما را کنترل کند و به بهبود جریان خون در بدن شما منجر شود. تنها خواهشی که از شما داریم این است که در انتخاب موسیقی دقت کنید، گوش‌های ارزشمند شما لیاقت شنیدن موسیقی فاخر را دارند. اگر زمانی احساس کردید از موسیقی خسته شدید، می‌توانید به صدای طبیعت گوش بدهید و برای دقایقی استراحت کنید. شنیدن آنلاین صدای طبیعت۵. یادگیری ابزار جدیدبه عنوان یک دیزاینر حرفه‌ای همیشه سعی کنید با ابزارهای جدید آشنا باشید. نترسید و از ابزارهای همیشگی خود کمی فاصله بگیرید. شرایطی را درنظر بگیرید که ناچار هستید از ابزار دیگری برای پروژه خود استفاده کنید. اینجا خود را محک می‌زنید و می‌بینید که آیا به ابزار متکی هستید یا نه. در اینجا منظور ما از ابزار، نرم‌افزار و سرویس‌هایی هستند که دیزاینرها از آن‌ها استفاده می‌کنند. قابلیت‌های ابزارهای جدید را بسنجید و ببینید که آیا در زمان و کیفیت خروجی پروژه بهبودی حاصل می‌شود یا نه.۶. پروژه های تمرینیاگر تازه طراحی را شروع کردید زمان خوبی برای شروع پروژه‌های تمرینی است. کافیست کارفرمای خود شوید و سعی کنید نسبت به موضوعی که به آن علاقه دارید یک پروژه تمرینی را از پایه شروع کنید. نکاتی که تا اینجا آموختید را در کار عملی استفاده کنید و هر کجا که به دانش بیشتری نیاز پیدا کردید از گوگل کمک بگیرید. بله! به همین سادگی می‌توانید در مسیر کار عملی به مخزن دانسته‌های خود اضافه کنید. پروژه‌های تمرینی برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی مناسب هستند ولی سعی کنید تا جایی که ممکن است از نمایش آن به عنوان نمونه‌کار به مشتریان خودداری کنید و از نمونه واقعی استفاده کنید.۷. بوردگیم (بازی تخته‌ای)اگر صاحب کسب‌وکار هستید و می‌خواهید استراتژیست بهتری باشید، پیشنهاد ما به شما این است که بوردگیم‌های مختلفی را امتحان کنید. اگر در خانه افراد زیادی به همراه شما قرنطینه هستند می‌توانید این سرگرمی را با آن‌ها شریک شوید. کار تیمی خود را تقویت کنید و روحیه خود را در این دوران تقویت کنید. این مورد یکی از جدیدترین کشفیات ماست که با شما به اشتراک گذاشتیم ?۸. ورزشدر این مطلب قصد نداریم از اهمیت ورزش برای سلامتی صحبت کنیم. تنها به بیان این موضوع اکتفا می‌کنیم که در ساعاتی از شبانه‌روز که برایتان مقدور است حتما کمی هوای تازه به ریه‌های خود وارد کنید. بخش زیادی از کسالت قرنطینه خانگی به نبود اکسیژن کافی در محل برمی‌گردد. هرازگاهی پنجره‌ها را باز کنید و هوای تازه را به خودتان و بقیه اعضای خانواده هدیه دهید. یادتان باشد انجام حرکات نرم و ساده در تراس، پشت‌بام و … می‌تواند عملکرد جسمی و فکری شما را بهبود ببخشد.۹. مرتب کردن فایل‌های آرشیوآیا با ده‌ها گیگ فایل با فرمت‌های مختلف در هارددیسک خود مواجه هستید؟ فایل‌ها و کیت‌های طراحی قدیمی روی هم انبار شده‌اند؟ با مرتب کردن و دسته‌بندی فایل‌های آرشیو خود می‌توانید در زمان صرفه‌جویی کنید. اکنون زمان آن رسیده تا بخش زیادی از فضای ذخیره‌سازی اطلاعات خود را از شر فایل‌های بی‌استفاده قدیمی خلاص کنید. ممکن است تا سال دیگر فرصت سروسامان دادن به پوشه دانلودهای خود را نداشته باشید، پس تا زمان دارید اقدام کنید?۱۰. فیلم و سریال ببینیداگر اهل فیلم و سریال باشید، محال است که در این روزها از تماشای فیلم‌های آرشیو خود غافل شده باشید. انتخاب ژانر مورد علاقه فیلم کاملا سلیقه‌ای است و منحصر به فرد؛ اما ژانر وحشت به حالات خوب و خلاقیت ختم نمی‌شود؛ بلکه با ترشح بیش از حد آدرنالین موجب صدمه‌های فیزیکی و مغزی می‌شود، بدون اینکه متوجه باشیم چه اتفاقی دارد می‌افتد. هنگامی که یک صحنه ترسناک می‌بینیم: ضربات قلبمان بیشتر می‌شود و فشار خون بالا می‌رود. ما برای این دوران سریال Silicon Valley را انتخاب کردیم.شما در دوران قرنطینه چه کارهایی انجام می‌دهید؟ تجربیات خود را درمیان بگذارید</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 20:26:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا با ۱۰ پلاگین پراستفاده فیگما آشنایی دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/top10-figma-plugins-qtpry95ul2kd</link>
                <description>دیزایناسور؛ تجربه کاربری به زبان سادهدر این مطلب می‌خواهیم شما را با ۱۰ پلاگین پراستفاده فیگما آشنا کنیم. تا قبل از تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ ( ۱Aug 2019 ) برای فارسی‌نویسی، جستجوی عکس و آیکون، پالت رنگی باید زمان بیشتری صرف می‌کردیم چون باید برای هرکدام از این موارد به مرورگرها و آرشیو شخصی مراجعه می‌کردیم. پس از ماه‌ها انتظار، فیگما بالاخره از قابلیت پلاگین رونمایی کرد و مدت زیادی طول نکشید که توسعه‎‌دهندگان برای این ابزار شروع به نوشتن پلاگین کردند. پلاگین‌هایی که نیازهای شما را برطرف خواهند کرد و در صرفه‌جویی زمان به شما کمک می‌کنند. لطفا تا انتهای مقاله با ما همراه باشید…۱. Unsplashبیشترین تعداد نصب در بین پلاگین‌های فیگما به پلاگین Unsplash اختصاص دارد. با استفاده از این پلاگین می‌توانید در هرکجای طرح خود از تصاویر سایت Unsplash استفاده کنید. کافیست پلاگین را اجرا کنید و هر محدوده‌ای که می‌خواهید تصویر به آنجا اضافه شود را انتخاب کنید و تصویر موردنظر را استفاده کنید. به همین سادگی تصویر شما در فیگما بارگذاری می‌شود و نیازی به مراجعه به سایت‌های دیگر برای دریافت تصاویر نخواهید داشت.۲. Content Reelبسیاری از طراحان برای صرفه‌جویی در زمان از محتوای آماده استفاده می‌کنند. این محتوای آماده می‌تواند نام، شماره، تصویر پروفایل، آدرس، ایمیل یا آواتار باشد. برای سرعت بخشیدن به کارتان کافیست این پلاگین را اجرا کرده و اطلاعاتی که نیاز دارید را فقط انتخاب کنید، با یک کلیک به پروژه شما اضافه می‌شود!۳. Iconifyبهترین پلاگین فیگما برای جستجوی آیکون، پلاگین Iconify است که با بیش از ۶۷هزار نصب در رتبه سوم پلاگین‌های فیگما قرار دارد. شما با نصب این پلاگین به بیش از ۴۰۰۰۰آیکون دسترسی خواهید داشت. یکی از مزایای استفاده از این پلاگین، دسته‌بندی آیکون‌هاست که سرعت کار شما را تا حد بسیاری بالاتر می‌برد.۴. Figmotionفیگموشن یک پلاگین انیمیشن‌سازی است که شما را از استفاده از افترافکت، پرینسیپل و هایکو بی‌نیاز می‌کند. شما با استفاده از این پلاگین می‌توانید انیمیشن‌های جذابی برای اپلیکیشن و وب‌سایت خود بسازید.۵. Material Design Iconsاگر به استفاده از آیکون‌های متریال دیزاین در پروژه خود نیاز دارید، می‌توانید با نصب این پلاگین به آیکون‌های متریال دیزاین در ۵دسته مجزا دسترسی داشته باشید. کافیست پلاگین را نصب کنید و سپس از بین ده‌ها آیکون، آیکون موردنظر خود را انتخاب و استفاده کنید.۶. Autoflowاین پلاگین برای متصل کردن آرت‌بوردها به یکدیگر کاربرد دارد. کافیست ۲آرت بورد موردنظر خود را انتخاب کنید. سپس به صورت اتوماتیک Flow بین این دو رسم خواهد شد.۷. Lorem ipsumیک طراح کاربلد همیشه سعی می‌کند از متون واقعی و تاثیرگذار در پروژه‌های خود استفاده کند. لورم ایپسوم اگرچه سرعت شما را در پر کردن پاراگراف‌ها و تکست‌باکس‌ها افزایش می‌دهد، اما دیزایناسور استفاده از لورم ایپسوم را به هیچ‌وجه توصیه نمی‌کند! با این حال اگر همچنان می‌خواهید از لورم ایپسوم استفاده کنید، این پلاگین نیازهای شما را برطرف خواهد کرد.۸. Chartsاین پلاگین به شما این امکان را می‌دهد که از بین انواع مختلف نمودار یکی را انتخاب کنید و با شخصی‌سازی کامل آن‌را در پروژه خود استفاده کنید. Line، Scatter، Area، BarPie / Doughnut از انواع نمودارهایی هستند که می‌توانید استفاده کنید.۹. Mapsicleدر بسیاری از پروژه‌ها نیاز به نمایش نقشه داریم. این پلاگین به ساده‌ترین شکل ممکن نقشه‌های شما را ترسیم می‌کند. کافیست مختصات جغرافیایی، اندازه نقشه و نوع نقشه را مشخص کنید. در سریع‌ترین حالت ممکن خود خود را تحویل بگیرید!۱۰. Image Paletteبا کمک این پلاگین می‌تواند ۵رنگ شاخص موجود در تصویر را ببینید و در پروژه‌های خود به کار ببرید. هرچه رنگ‌های موجود در تصویر کمتر باشد، دقت خروجی رنگ‌ها بیشتر خواهد بود. برای درک این موضوع به تصویر زیر دقت کنید.شما با کدام یک از این پلاگین‌ها کار کردید؟ لطفا تجربیات خود را با بقیه طراحان به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 20:18:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵نکته عالی درباره تجربه کاربری که استارتاپ‌ها باید بدانند</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/5%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-tazg6hl1he5x</link>
                <description>دیزایناسور ؛ تجربه کاربری به زبان سادهیکی از دوست‌داشتنی‌ترین کلماتی که این روزها که برای همه جذاب است و تقریبا همه‌جا از آن می‌شنوید استارتاپ است. اینکه چگونه قلمرو دیجیتال بدون در نظر گرفتن پیشینه و موقعیت مکانی، می‌تواند فرصت‌هایی را برای همه افراد با ایده‌هایی عالی و بی‌نظیر فراهم کند، بسیار شگفت‌انگیز است. حالا زمان آن رسیده که در مورد بخش‌های تجربه‌کاربری که در استارتاپ‌ها بیشتر نادیده گرفته می‌شوند ولی باید بارها و بارها درباره آن‌ها تامل و بررسی کنند، نکاتی را بازگو کنیم.بعضی از استارتاپ‌ها تجربه کاربری را از همان ابتدا به‌درستی پیاده‌سازی می‌کنند و آن‌ها معمولاً تبدیل به استارتاپ‌های موفق می‌شوند. اما آمارها نشان می‌دهد که تعداد استارتاپ‌هایی که موفق می‌شوند کم‌ هستند و فاصله شکست تا موفقیت بسیار باریک است.اما ناامید نشوید؛ این موضوع به معنای این نیست که سرنوشت همه استارتاپ‌ها شوم و تاریک است. نکات کلیدی تجربه کاربری برای استارتاپ‌‌ها را باهم بررسی می‌کنیم. این نکات تجربه کاربری باعث افزایش اعتماد به‌نفس شما خواهد شد و در نهایت به شما در توسعه و ایجاد یک شرکت موفق کاربر محور کمک خواهد کرد.۱- همدلی را توسعه دهید.برای موفقیت یک استارتاپ، باید به ایده‌های خود اعتقاد داشته باشید. بسیاری از استارتاپ‌ها به‌سادگی شکست خوردند زیرا  به محصول خودشان بیش از حد فکر می‌کردند، و نه به پیاده‌سازی یک تجربه کاربری مناسب برای کاربران خود. هنگامی که یک استارتاپ بیش از حد بر روی محصولات خود متمرکز شده و دلبسته آن می‌شود، به سادگی نمی‌تواند احساس و نیازمندی کاربران خود را ببیند. درواقع همان تجربه‌کاربری را نادیده می‌گیرند.وقتی که در عمق مشکلی که می‌خواهید آن را حل کنید، غرق شوید و یا زمانی که بیشتر و عمیق‌تر جستجو می‌کنید و دانش‌های تخصصی در مورد عملکرد داخلی محصول خود را جمع‌آوری می‌کنید، احتمال اینکه مسیر اصلی خود را گم کنید بسیار زیاد است.هدف اصلی باید تمرکز بر نیازهای کاربر باشد.از آنجایی که به احتمال زیاد شما هر روز با ویژگی‌های محصول خود کلنجار می‌روید، به‌سادگی با معرفی یک ویژگی یا گزینه دیگر به محصول خود، وضعیت را پیچیده‌تر خواهید کرد. با این وجود، تمام این مدت ممکن است محصول شما با به‌روزرسانی‌های مختلف حتی پرتو نور روزی که باید وارد بازار شود را ندیده باشد و یا حتی توسط یک کاربر موثر مورد آزمایش قرار نگرفته باشد…!کاربران آن بیرون هستند، با آن‌ها ملاقات کنید و در مورد آن‌ها اطلاعات کسب کنید!چیزی که باید به خاطر بسپارید این‌ است که شما برای خودتان محصولی درست نمی‌کنید، بلکه برای مشتریان این کار را انجام می‌دهید. پس شناخت نیازهای کاربران شما از مهم‌ترین اصول اولیه تجربه کاربری است. اگر نمی‌توانید نیازها، نقاط درد و انگیزه‌های مشتریان را به طور کامل شناسایی و مرتفع کنید، اگر آن‌ها نتوانند درک کنند که محصول شما چیست، کاربران شما هیچ ارزشی را برای خودشان پیدا نمی‌کنند و با محصول شما تعامل برقرار نخواهند کرد.بنابراین، همدلی کلید این ماجرا است. اگر بتوانید کاربران خود را درک کنید، آن‌وقت می‌دانید چگونه می‌توانید ایده خود (مدل مفهومی) را برای تغییر بهتر دیدگاه آنان در مورد جهان (مدل ذهنی) تغییر دهید. شما نمی‌توانید همدلی را تمرین کنید در حالی که به مدت چند هفته یا چند ماه به صفحه رایانه خود خیره شده‌اید و فقط در مورد ویژگی‌های محصول خود متمرکز هستید. بعضی اوقات مجبور هستید ترمز کنید، به بیرون بروید، در مورد نیازهای مردم بیاموزید، در مورد کاربران خود اطلاعات کسب کنید و در نهایت همه این موارد را که جمع‌آوری کرده‌اید را آزمایش کنید.برون‌سپاری تحقیقات خود مانند برون‌سپاری تعطیلات خودتان به دیگران است.“Jared Spool”۲- از مردم نپرسید که چه چیزی را دوست دارند.سوال کردن این موضوع که “مردم چه چیزی را دوست دارند” منجر به نتایج گمراه‌ کننده‌ای می‌شود. اولین اشتباه رایج در پروسه تجربه کاربری! این موضوع ممکن است به‌طور سطحی مغایر با مطلب قبلی باشد اما این داستان را بشنوید.وب‌سایت www.croportal.net در سال ۲۰۰۷ بازطراحی شد. در آن سال، این وب‌سایت در کشور کرواسی در رده ۱۰ام قرار داشت. این وب‌سایت اخبار را از طریق فیدهای RSS منابع اصلی محلی و همچنین محتوای ارسال شده توسط کاربران جمع‌آوری می‌کرد.به عنوان بخشی از طراحی مجدد این وب‌سایت، آشکارا از مردم و کاربران خواستند که چه چیزی از وب‌سایت croportal می‌خواهند. بازخوردها و درخواست‌های زیادی دریافت کردند. یکی از درخواست‌ها این بود که کاربران بتوانند برای خواند ایمیل‌های خود به‌صورت مستقیم از طریق سایت وارد حساب جی‌میل خود شوند بود. در ابتدا دریافت چنین بازخورد ملموسی بسیار عالی بود و در این مورد حتی پیاده‌سازی اولیه این درخواست را نیز در نظر گرفتند. خوشبختانه، خیلی زود متوجه شدند این چیزی نیست که وب‌سایت آن‌ها در مورد آن راه‌اندازی شده است.تحقیقات این نیست که از مردم بپرسید که چه چیزی را دوست دارند. کافیست رفتار و عادات آن‌ها را زیرنظر بگیریدشما و فقط خود شما باید محصول خودتان را طراحی کنید، نه کاربران شما. این به معنای نادیده گرفتن کاربران به‌طور کلی نیست. نیازها، انگیزه‌ها و عادت‌های آن‌ها را کشف کرده و سپس محصول خود را مطابقت با یافته‌های خود برای آن‌ها با عشق طراحی کنید. به‌جای پرسیدن، به مشاهده کردن بپردازید. مطمئنا، می‌توانید با کاربران خود صحبت کنید و همچنین به آن‌ها اجازه دهید تا با شما نیز صحبت کنند. به صحبت‌های آن‌ها گوش دهید اما تبادل ایده‌ با کاربر ارزش چندانی برای شما به ارمغان نمی‌آورد. یادگیری نحوه استفاده کاربران از محصول شما به‌منظور رسیدن به هدفشان نکته اصلی این ماجراست و همیشه باید هدف اصلی شما باشد.۳- بی‌مصرف بودن یک محصول، از طریق رنگ و لعاب دادن به آن درست نمی‌شود!اگر قصد دارید به‌تنهایی در برابر شرکت‌هایی که تیم‌های طراحی حرفه‌ای در داخل ساختار شرکت خود دارند به رقابت بپردازید، به احتمال زیاد شما محکوم به شکست خواهید بود. حتی اگر تیم بزرگی از طراحان در اختیار شما باشد، بسیار بعید است که فقط ظاهر محصول شما به تنهایی بتواند موفقیت شما را تضمین کند. محتوا که شامل داده‌های جمع‌آوری شده، اطلاعات جمع‌آوری شده یا محتوای تولید شده توسط کاربر است، پادشاه این قسمت ماجراست. اصل بعدی در تجربه کاربری!طراحی یک ظاهر خوب به بهبود تجربه‌کاربری برای هر محصول خوب و متعادل که دارای محتوای مفید و معناداری است کمک می‌کند. اما اگر در ابتدای کار نمی‌توانید محتوای محصول خود را غنی کنید یا آن را به روشی خلاقانه جالب کنید، پس محتوا را تا حد ممکن به زبان ساده بازگو کنید و با ظاهر محصول خود آن را آزمایش نکنید. ابتدا به‌طور هوشمند محتوای محصول را بنویسید کنید و سپس ظاهری مناسب برای محصول خود انتخاب کنید.۴- همیشه دوباره و دوباره ارزیابی کنید.اکثر اوقات این موضوع به راحتی فراموش می‌شود که شما تنها کسی نیستید که ایده مشابهی را توسعه می‌دهید. به‌عنوان مثال، هنگامی که برای محصولی نمودار تجزیه و تحلیل SWOT را پیاده‌سازی می‌کنید، آن را به‌عنوان یک موقعیت موقت در نظر بگیرید. وقتی فرصتی را به نقطه قوت کار خود تبدیل می‌کنید، به یاد بیاورید که بلافاصله با گذشت زمان دچار افت خواهد شد. زیرا رقبای شما به وضوح در حال رصد شما هستند که کجا و در چه زمینه‌ای تلاش‌های خود را انجام می‌دهید. در آن لحظه، تلاش‌های شما خیلی زود برای رقیبان شما به یک تهدید تبدیل می‌شوند.چابک باشید! وضعیت کنونی خود را دوباره ارزیابی کنید و متناسب با آن دوباره شرایط را تنظیم کنید. هر چه بیشتر منتظر بمانید‌ و زمان را از دست دهید، احتمال آن وجود دارد که کلیه کارهای تحقیقاتی و پژوهشی که قبلا انجام داده‌اید منسوخ شوند. همیشه به یاد داشته باشید که تجربه‌کاربری، یک هدف متحرک است. هرچه بیشتر کاربر ظرفیت خود را برای برقراری تعامل با فناوری کلی شما توسعه دهد، انتظارات بالاتری از ایده شما خواهد داشت.۵- همه چیز را مستند کنید.مستندسازی یکی از اولویت‌های اصلی برای هر بنیان‌گذار استارتاپ است. شما باید به‌دنبال مستندسازی همه چیز باشید. افکار و فرآیند ایده‌های خود را ضبط/مکتوب کنید تا در نهایت پایه و اساس آینده ایجاد شود. با مستندسازی استانداردهای داخلی، سیاست‌ها، قالب‌ها و … می‌توانید مطمئن شوید که همه افراد آینده در این شرکت تمرکز یکسانی خواهند داشت. به‌عنوان مثال، چگونگی ارتباط با مشتریان وقتی که مشکلی پیش می‌آید و مثال‌هایی از این دسته. هنگامی که اصول شما به خوبی تثبیت شوند، تجربه‌کاربری استوار و با هر شرایطی سازگار خواهد بود که به راحتی می‌توانید تعامل کاربران با محصول خود را پیش‌بینی کنید.به یاد داشته باشید که با توجه به نقش‌های متعددی که یک بنیان‌گذار دارد، نگه داشتن همه موضوعات در سر جای خود یک ریسک بزرگ از نظر اقتصادی برای شما است و راهی برای فرسودگی شغلی را در پی دارد.مهارت‌های کلیدی۱- یاد بگیرید که ابتدا خوب گوش دهید، مخصوصا برای مشاوره‌های رایگان. از همه کسانی که علاقه‌مند هستند به شما کمک کنند نیز تشکر کنید.۲- بپذیرید که همه افراد، مفهومی که شما در سر خود دارید را دریافت نمی‌کنند. صبور باشید، به‌خصوص هنگام مشاهده افرادی که از محصول شما استفاده می‌کنند. حتی وقتی شاهد هستید که کاربری با محصول شما کلنجار می‌رود، آن مبارزه را در آغوش بگیرید و از آن درس بگیرید. این موضوع تنها به بهتر شدن و استفاده آسان‌تر از محصول شما توسط کاربر کمک می‌کند. به‌دنبال تبدیل هر تجربه منفی به موارد مثبت آن باشید.۳- از صحبت کردن در مورد پول، سود و یا برنامه‌ریزی برای انعطاف‌پذیری اقتصادی خود نترسید. هدف شما فقط نباید به‌طور مداوم رسیدن به نقطه سربه‌سر باشد، هدف شما باید ایجاد سود پایدار باشد.۴- هیچ چیزی به‌عنوان یک توافق استاندارد وجود ندارد. در مذاکرات خیلی راحت در مورد مواضع خود صحبت کنید، برای جلسات و قراردادهای احتمالی وقت بگذارید و آماده سازش باشید.۵- فروش تمام وقت داشته باشید، اما کاربران را مجبور نکنید. بپذیرید که تنها ۱ مورد از ۱۰ مورد ارائه‌های یک محصول موفقیت‌آمیز است، بعضی اوقات حتی کمتر…۶- یاد بگیرید که داستان خود را بگویید و داستان خود را در طول مسیر آن با پیچ و تاب تعریف کنید. تمرین کنید تا بتوانید به‌راحتی داستان خود را بداهه‌سازی کنید. داستان معجزه می‌کند!۷- بر روی صحنه نمایش، طبیعی باشید. ممکن است طوفانی در سر شما باشد، اما آن را به سمت بیرون هدایت نکنید. هنگامی که شما رفتارتان طبیعی است، مردم متوجه این موضوع خواهند شد. همیشه از فرصت‌هایی که برای صحبت دارید، برای اثرگذاری بیشتر استفاده کنید.منبع: Medium</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2019 11:47:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>0 تا 100 دیزاین سیستم با دیزایناسور</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B1-ddhtzkdjedru</link>
                <description>دیزایناسور؛ تجربه‌کاربری به زبان ساده
یک دیزاین سیستم شامل مجموعه‌ای از کامپوننت‌های مختلف است که می‌توان آن‌ها را در پروژه استفاده کرد. دیزاین سیستم به شما این امکان را می‌دهد تا طر‌ح‌های خود را در مقیاس پروژه‌های بزرگ مدیریت کنید. به عبارتی دیگر، دیزاین سیستم منبع اصلی عناصر طراحی است که به تیم‌ها اجازه طراحی، درک و توسعه یک محصول را می‌دهد.  به دلیل آشنایی بیشتر مخاطبان با کلمه دیزاین سیستم، از ترجمه دیزاین سیستم به سیستم طراحی xخودداری کردیم. همانطور که قبلا هم خدمت شما عرض کرده بودیم، کلمه دیزاین معادل فارسی خیلی مناسبی ندارد!چرا از دیزاین سیستم استفاده می‌کنیم؟سیستم طراحی فقط برای طراحان نیست. ما به عنوان یک طراح، با نقش‌های تیمی متفاوت(طراحان، توسعه دهندگان، پژوهشگران، مدیران محصول و تولید کنندگان محتوا) همکاری می‌کنیم. سیستم طراحی یک زمینه مشترک و یا زبان مشترک برای برقراری ارتباط بین یک تیم ارائه می‌کند. این کار قطعا بهره‌وری و همکاری بین تیم را افزایش خواهد داد زیرا محصول شما به مرور زمان تکامل می‌یابد.Style Guide یا Pattern library؟ تفاوت در چیست؟احتمالا می‌دانید که Style Guide و Pattern Library فقط برخی ازخروجی‌های یک سیستم طراحی هستند. راهنمای سبک همانطور که از نامش پیداست بر معرفی سبک طراحی و فاکتورهای بصری مانند(رنگ‌ها, فونت ها, تصاویر …) و کاربرد آن‌ها تاکید دارد. در صورتی که در یک کتابخانه الگو مولفه‌های کارکردی و کاربرد آن‌ها را هم نمایش می‌دهیم و دیزاین سیستم مفهومی فراتر از این دو دارد و به فلسفه و چرایی هر المان نیز می‌پردازد.by Evgeniy Dolgovداشتن دیزاین سیستم چه مزیت‌هایی دارد؟داشتن دیزاین سیستم باعث صرفه‌جویی در منابع مالی شما می‌شود! در این قسمت برای شما توضیح خواهیم داد که اصلی‌ترین مزایای طراحی یدزاین سیستم کدام‌ها هستند:مقیاس: آیا شما سرویسی طراحی می‌کنید که بیش از ۳۰۰ آرت‌بورد دارد؟ آیا این سرویس به‌طور قابل توجهی رشد کرده است؟سازگاری: آیا شما می‌خواهید که محصولات شما نام تجاری سازگار، ظاهر و احساس، و تجربه داشته باشند؟ آیا محصول شما در حال حاضر ۲۰ نوع دکمه متفاوت دارد؟افزایش بهره وری (بازده): آیا به طراحان بصری، طراحان تجربه کاربری و توسعه دهندگان برای کار سریع‌تر و صرفه‌جویی در زمان نیاز دارید؟کارتیمی: آیا شما پروژه هایی دارید که بین طراحان زیادی دست به دست شده و روی پروژه به صورت همزمان کار می‌کنند؟  اگر اکثر جواب‌های شما و یا حتی یکی از سوالات بالا بله بود، احتمالا به یک دیزاین سیستم نیاز دارید. کار کردن در مقیاس، و افزایش ثبات و بهره‌وری بزرگ‌ترین مزیت ایجاد و استفاده از دیزاین سیستم است. زمانی که شما کامپوننت‌های زیاد و پراستفاده‌ای دارید، دیزاین سیستم به پروژه شما سرعت بیشتری خواهد داد.از کجا شروع کنیم؟ اصول طراحیبعد از پاسخ دادن به این سوالات، می‌توانیم کار بر روی یک سیستم طراحی را گام به گام به همراه هم پیش ببریم: به نظر شما پروسه طراحی دیزاین سیستم با چه مرحله‌ای شروع خواهد شد؟همانطور که در بالا اشاره شد، یک دیزاین سیستم به دستیابی به هدف محصول کمک می‌کند. چگونه هدف را درک کنیم؟ با ایجاد ارزش‌ها، و ارزش‌ها اغلب زمانی موثر و به یادماندنی هستند که از صفات استفاده می‌کنند. در این بخش صفت را یک اصل درنظر می‌گیریم. بنابراین اگر می‌خواهید یک دیزاین سیستم برای سرویس خود بسازید، می‌توانید به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:محصول خود را در سه کلمه (صفت) توصیف کنید؟از مشتریان خود بخواهید که سه کلمه (صفت) اولی که بعد از فکر کردن به محصولات شما به ذهنشان می‌رسد توصیف کنند؟اینجا چند نمونه اصول طراحی را از شرکت‌های معروف بخوانید:Google Material Design: با متریال دیزاین محصولات زیبا و لمس شدنی طراحی کنید.Airbnb: متحد، فراگیر، نمادین، محاوره‌ایUber: آموزنده، غیرسرزده، متمرکز و به موقعیک‌بار دیگر اطمینان حاصل کنید که اصل طراحی‌تان با هدف محصول/سرویس شما همسو است و در ذهن خود، اصول را حفظ کنید. بدیهی است که هیچ کمپانی نمی‌تواند به نیازهای همه پاسخ دهد، اما می‌توان به یک نقطه نظر کاربردی و مفید دست پیدا کرد. این دیدگاه به شما کمک می‌کند تا اولین تاثیرگذاری را روی مشتریان خود داشته باشید و همچنین به شما کمک می‌کند تا حتی زمانی که افراد زیادی با آن کار می‌کنند، با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. شما دیزایناسور را با چه صفاتی توصیف می‌کنید؟ برایمان جالب است بدانیم❤️گام بعدی، Pattern Libraryبعد از پایه‌ریزی یک اصل طراحی، ما می‌خواهیم به عمق اجزای کاربردی بیشتری در یک دیزاین سیستم شیرجه بزنیم! انواع مختلفی از یک دیزاین سیستم وجود دارد که یکی از آن‌ها Pattern Library است.در ادامه می‌خواهیم این کتابخانه را ایجاد کنیم. در ارتباطات روزمره ای که داریم، هر آن‌چه که می‌گوییم، دو جنبه اصلی دارد: محتوا و لحن صحبت ما. این مثال را می‌توانیم در زمان طراحی Pattern Library نیز درنظر بگیریم.محتوای Pattern Libraries چیست؟ رفتارهای کلیدی کاربرانفرض کنید که محصول شما یک وب سایت تجارت الکترونیک است:محصولی را پیدا کنید که آن‌ها می‌خواهند(نیاز دارند)آن محصول را در وب سایت خود به فروش برسانیدیک مرور از کارها بنویسیداز نظر سبک و آهنگ، می‌خواهید کاربران شما چه برداشت اولیه‌ای داشته باشند؟در چه شرایطی، کاربران شما بازخورد خواهند داد؟در اینجا بعضی از عناصری که می‌توانید در هنگام شکل‌گیری سبک زیبایی‌شناسی خود در نظر بگیرید:رنگ، حالت‌های تعاملی، انیمیشن، تایپوگرافی‌، فاصله‌گذاری، سبک Iconography، اشکال و کادرها، تصویرسازی‌ها، عکس‌هاو صداها۱- Material Design توسط Googleهمانطور که به احتمال ۹۹درصد با این موضوع آشنایی دارید، Material Design برای اولین بار به عنوان یک زبان طراحی توسط گوگل در سال ۲۰۱۴ معرفی شد. از آن زمان به‌بعد Material Design به سیستمی سازگار از دستورالعمل‌ها، کامپوننت‌ها و ابزارهایی تبدیل شده است که طراحی رابط کاربری را بیش از پیش لذت‌بخش کرده است.متریال دیزاین بر اساس کد منبع‌باز (open-source code) است که همکاری بین طراحان و توسعه‌دهندگان را تسهیل می‌کند و به تیم‌ها کمک می‌کند تا به سرعت محصولات خود را بسازند. اگر برای تهیه پالت رنگی متریال دیزاین نیاز به منابع آموزشی بیشتر دارید، این مطلب را مطالعه کنید:بهترین‌ ابزارهای ساخت پالت‌ رنگی متریال دیزاین۲- Fluent توسط Microsoftدیزاین سیستم Fluent توسط Microsoft در سال ۲۰۱۷ توسعه یافت و به سرعت به یکی از محبوب‌ترین دیزاین سیستم‌ها تبدیل شد. این دیزاین سیستم شامل دستورالعمل‌هایی برای طراحی‌ و تعامل‎های موجود در نرم‌افزار مورد استفاده قرار می‌گیرد و برای کلیه دستگاه‌ها و سیستم عامل‌ ویندوز ۱۰ طراحی شده است.عناصر حسی در این دیزاین سیستم مبتنی بر پنج کامپوننت اصلی است: نور، عمق، حرکت، جنس و مقیاس، البته نکته‌ مهمی که درباره این دیزاین سیستم وجود دارد این است که این سبک بیشتر به طراحی صفحه‌های مسطح میل می‌کند و قاعدتا خبری از سایه‌ها نیست.۳- Atlassian DesignAtlassian یک شرکت نرم افزاری استرالیایی است که با توسعه اپلیکیشن Jira (ردیابی و مدیریت پروژه) و ابزار همکاری تیم خودش و همچنین نرم‌افزار Wiki Confluence معروف شد. Atlassian همچنین دیزاین سیستم را اولین بار به‌عنوان دستورالعمل‌های طراحی (Atlassian ADG) در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد.این دیزاین سیستم بسیار مفصل است، از الگوهای طراحی و کامپوننت‌های کد گرفته تا کتابخانه‌ای از مجموعه طراحی‌های رابط کاربری در Sketch تشکیل شده است. همچنین می توانید استدلال پشت هر کدام از آن‌ها را در دیزاین سیستم Atlassian پیدا کنید. فلسفه طراحی اطلسین بسیار جالب و جذاب است.۴- IBM Design Languageدیزاین سیستم IBM ممکن است مانند سایر دیزاین سیستم‎‌های دیگر پر زرق و برق و شیک نباشد، اما کاملا شفاف، کاربردی و صریح (straight to point) است که در عین حال به‌خوبی عمل می‌کند. چندین مثال از استفاده این دیزاین سیستم وجود دارد؛ مرور منطقی و شسته‌ و رُفته از انیمیشن‌ها، Icongraphy، رنگ‌ها، کد قابل استفاده مجدد و موارد دیگر.۵- Airbnb DesignAirbnb نه تنها خدمات مهمان‌نوازی مقرون به‌صرفه را در سراسر جهان ارائه می دهد بلکه این شرکت بینش دیزاین سیستم خود را به اشتراک گذاشته است که شامل تکنیک‌هایی در زمینه Cutting Edge است. Airbnb Design از کامپوننت‌هایی تشکیل شده است که “مانند عناصر یک ارگانیسم زنده” هستند که در آن مجموعه‌ای از خصوصیات هر یک از کامپوننت‌ها، با شخصیت و عملکرد خاص خود تعریف می‌شوند. یک کامپوننت می‌تواند با دیگر کامپوننت‌ها همکاری کند و یا خود به تکامل برسد، در حالی که هنوز جزئی از اکوسیستم بزرگتر و در حال تکامل است.۶- Solid به‌وسیله Buzzfeedشرکت آمریکایی رسانه‌های اینترنتی، اخبار و سرگرمی BuzzFeed به خاطر سبک بی‌پروا، گستاخانه و سرگرم کننده‌اش شناخته شده است و دیزاین سیستم آن‌ها، Solid نیز از این قاعده مستثنی نیست. دیزاین سیستم Solid پر از اعتماد به نفس است، اما هنوز مختصر و مفید است و به عنوان یک مرجع مفید برای CSS BuzzFeed کار می‌کند.۷- BufferBuffer بستری را برای مدیریت رسانه‌های اجتماعی فراهم می‌کند. این شرکت همچنین بینشی را در مورد اصول دیزاین سیستم خود ارائه می‌دهد. دستورالعمل Buffer مبتنی بر مفهوم طراحی اتمی است. ایده اصلی این دیزاین سیستم این است که قسمت‌های مستقل (اتم) را می‌توان در ساختارهای بزرگتر (مولکول‌ها) ترکیب کرد که به نوبه خود می‌توانند در ساختارهای حتی بزرگتر (ارگانیسم‌ها) ترکیب شوند.?۸- Lightining به‌وسیله SalesforceSalesforce یک غول در نرم افزارهای مبتنی بر فناوری ابری از جمله CRM، خدمات مشتری، اتوماسیون بازاریابی، تجزیه‌وتحلیل و توسعه اپلیکیشن است. این شرکت آمریکایی دیزاین سیستمی کامل و مستند به نام Lightining را خلق کرده است که این دیزاین سیستم پروژه منبع‌باز است که بر ساخت اپلیکیشن‌های تجاری متمرکز است. این دیزاین سیستم یک دستورالعمل حرفه‌ای و جامع برای دسترسی‌پذیری، کامپوننت‌ها، الگوها، Utilities، Design Tokens و موارد دیگر را ارائه می‌دهد.ایجاد و نگهداری یک دیزاین سیستم مطمئنا برای هیچ پروژه کوتاه مدتی نیست. اما تمام تلاشی که شما در خلق یک دیزاین سیستم به کار خواهید گرفت، درنهایت با توجه به کدها و عناصر قابل استفاده مجدد در هر سازمانی که مقیاس بزرگی دارد، اهمیت پیدا می‌کند.۷ قدم برای ساختن یک دیزاین سیستمگام ۱. فهرست اجزای رابط کاربری فعلی خود را ارزیابی کنید و ناسازگاری‌های موجود را یادداشت کنیدبهترین نقطه برای شروع ساخت یک دیزاین سیستم، ارزیابی چیزی است که اکنون دارید. کدام عناصر را دوست دارید؟ کدام یک را می خواهید جایگزین کنید؟ تناقض‌ بین محصولات یا صفحات کجا وجود دارد؟شما باید هر (Digital Assetsدارایی دیجیتال) و همه مواردی که از قبل وجود دارند را مرور کنید. هدف نهایی ایجاد یک راهنمای جامع و مخزنی از منابع مختلف است. بنابراین هر آنچه که نیاز است، باید در آن گنجانده شود. حتما به این موارد به‌خوبی نگاهی بیندازید:پالت‌های رنگی و نحوه استفاده هر رنگانتخاب لحن متون، مانند انتخاب گرامر تخصصی، صدا و …کتابخانه‌های آیکونکتابخانه‌های تصاویر، هم از عکس‌های موجود و هم سفارش‌سازی شدهسایر طرح‌های گرافیکی، به خصوص لوگو. اکنون زمان خوبی برای ارزیابی مجدد لوگو و طراحی جدید لوگو است در صورتی که قصد طراحی مجدد لوگوی خود را دارید.الگوهای رابط کاربری (توجه داشته باشید که کدامیک از آن‌ها باید به‌روز شوند)قالب‌های صفحهاگر یک استارتاپ جدید هستید و هیچ عناصر طراحی نهایی را برای بررسی ندارید، در مورد هر یک از این موارد به دقت فکر کنید تا گزینه‌هایی را انتخاب کنید که به بهترین وجه با نام تجاری شما تناسب داشته باشند. بعدا، باید به هر حال یک لیست حرفه‌ای ایجاد کنید. بنابراین تصمیم‌گیری در مورد این موارد خیلی زود آغاز نخواهد شد.گام ۲. اعضای تیم را به پای تخته بیاورید!بله درست است، شما می‌توانید این مرحله را قبل از ارزیابی اجزای رابط کابری خود انجام دهید. با این حال، اگر با مقاومت در این بخش روبرو شدید، توصیه می‌کنیم ابتدا به دنبال تناقض‌ها و ناهماهنگی‌ها باشید تا در ادامه بتوانید از این طریق اهرم استدلال، نتایج موردنظر خود را به‌دست آورید. برای شروع کافیست یک لیست از ناهماهنگی‌ها و خطاهای رابط کاربری فعلی خود تهیه کنید.صرف‌نظر از اینکه چه تعداد خطا ‌جمع می‌کنید، شما باید امتیازات کارآیی استفاده از یک دیزاین سیستم متمرکز را برای تیم خود برجسته کنید. همه موارد گفته شده در مقدمه این مقاله را تکرار کنید و با ساده شدن ورودی‌های فرآیند طراحی از ابتدا تا انتها، در مقدار زمان و حجم کاری که از طریق دیزاین سیستم انجام می‌شود صرفه‌جویی می‌کنید.یک مشکل رایج در مورد دیزاین سیستم‌ها این است که شرکت وقت آن را ندارد که یک پروژه جانبی (طراحی دیزاین سیستم خود) را انجام دهد. اما حقیقت این است که دیزاین سیستم‌ها در بازه زمانی طولانی، اثر خود را می‌گذارند و صرفه‌جویی زمانی خیلی خیلی بیشتر از آن چیزی که فکر آن را بکنید برای شما به‌ ارمغان می‌آورند. شما در آینده نیازی به طراحی مجدد بسیاری از اجزا و کامپوننت‌ها نخواهید داشت!۳- پالت رنگیاکنون می‌خواهیم وارد بخش جذاب دیزاین سیستم شویم. ایجاد یک لیست جامع از تمام گزینه‌های طراحی خود، شاید این لیست را از بین عناصر موجود انتخاب ‌کنید یا از چرک‌نویس‌های موجود، آن را ایجاد ‌کنید. ناگفته نماند که باید ناهماهنگی‌ها را از اولین قدم اصلاح کنید قبل از اینکه این موارد را به لیست جامع خود اضافه کنید.پالت رنگی نقطه خوبی برای شروع است. شاید متوجه شده باشید که ممکن است یک طراح! بیش از صد سایه مختلف خاکستری استفاده کند. چقدر ساده‌تر می‌شد اگر هر کسی فقط از یک سایه استفاده می‌کرد و می‌توانست آن را در یک دیزاین سیستم به‌راحتی در اختیار داشته باشد.سایه‌ها و رنگ‌های انتخابی خود را برای هر رنگی که بیشترین استفاده را از آن‌ها می‌کنید را شناسایی کنید و دستورالعمل‌های قطعی خود را برای نحوه استفاده از آن‌ها بنویسید. البته این موضوع شامل رنگ‌های برند اصلی شما نیز می‌شود. البته به رنگ‌های ثانویه خود نیز توجه کنید. به‌عنوان مثال، متن، لینک‌ها، دکمه‌های ویژه و یا پس‌زمینه شما چه رنگی است؟به یاد داشته باشید کدهایHEX ، RGBA یا HSL را درج کنید، تا حد ممکن دقیق باشند.۴- عناصر تایپوگرافیدر مرحله بعد، شما می‌خواهید گزینه‌های تایپوگرافی خود را مرور و جمع‌بندی کنید. اگر از قبل یک دستورالعمل برای این موضوع دارید، بیشتر کارها برای شما انجام شده است.دیزاین سیستم‌ها می‌توانند فنی‌تر از دستورالعمل‌های استاتیک باشند، بنابراین از این مزیت استفاده کنید. اندازه‌ها ، فضا‌ها ، فونت‌ها و … متن خود را که ترجیح می‌دهید، یادداشت کنید و همچنین قوانینی را که در مورد استفاده بکار می‌برید مانند کی؟ و کجا؟ آن‌ها را نیز در نظر بگیرید. به‌عنوان مثال، عناوین بخش‌ها در مقالات وبلاگ شما چه اندازه‌ای دارند؟ برای call-to-actions در سایت از چه فونتی استفاده می‌کنید؟از جزئیات ریزی مانند وزن قلم، ارتفاع بین خطوط یا قوانین سفارش‌سازی شده برای فاصله بین کلمات در صورت لزوم غافل نشوید.۵- منابع طراحی بصرییک دیزاین سیستم خوب به شما این امکان را می‌دهد تا به سادگی کامپوننت‌های بصری را مستقیماً در پروتوتایپ اولیه خود ترسیم کنید. هرچه موارد طراحی گرافیکی بیشتری در دیزاین سیستم جمع‌آوری شود، جریان کاری برای پروژه‌های آینده سریعتر خواهد بود.فراموش نکنید که قسمت‌های مناسب حتی code snippets یا دیگر مستندات توسعه‌دهندگان که ممکن است لازم داشته باشند را درج کنید. این مستندسازی کوچک، کمک بزرگی در مرحله توسعه خواهد داشت.در میان موارد طراحی گرافیکی، به کتابخانه‌هایی از جمله موارد زیر نیاز دارید:آیکون‌ها؛ شامل تمامی آیکون‌های محصولات، اپلیکیشن‌ها یا سایت‌هایی که شما از آن‌ها استفاده می‌کنید. داشتن یک کتابخانه از آیکون استانداردسازی ‌شده، باعث اطمینان از پایداری در کل برند شما می‌شود.عکاسی؛ شامل یک مرجع واحد برای همه عکاسی شرکت شما که هم تصاویر سفارش‌سازی شده و هم عکس‌های خریداری شده است. نه تنها چنین استفاده‌ای از طریق یک دیزاین سیستم آسان‌تر است، بلکه به افراد شرکت نیز این امکان را می‌دهد تا گزینه‌هایی برای ایده‌ها و الهامات خود داشته باشند.تصویر‌سازی؛ به‌همین ترتیب، تمام تصویرسازی‌های سفارش‌سازیی شده را گردآوری کنید.تصاویر برند؛ این مکان برای لوگو‌های استانداردسازی شده و سایر تصاویر برند، مانند Mascots است. قوانین مربوط به استفاده از لوگو می‌تواند سخت‌گیرانه باشد، بنابراین بهتر است برای اطمینان، تصاویر پیش تصویب شده را قرار دهید.علاوه بر این، ممکن است شما بخواهید لیستی از اصول طراحی را برای همه افراد درج کنید که در صورت ایجاد یک ویژگی گرافیکی جدید، از آنها پیروی کند. داشتن اندازه‌ها، رنگ‌ها، سازگاری‌ها، قالب‌های پرونده در یک دفترچه قوانین، این اطمینان را حاصل می‌کند که استایل شرکت شما در آینده دست نخورده باقی بماند.۶- کتابخانه الگوها Pattern Libraryسرانجام، یک کتابخانه الگو‌ها از تمام عناصر طراحی خود، به ویژه عناصر تعاملی ایجاد کنید. ممکن است بین الگوهای رابط کاربری و موارد گرافیکی همپوشانی وجود داشته باشد. در کل، الگوهای رابط کاربری شما نسبت به تصاویر ایستا پیشرفته‌تر هستند.به‌منظور روشن شدن بیشتر مطلب، الگوهای رابط کاربری شامل هر عنصر طراحی است که شما به طور مداوم برای رابط سایت، اپلیکیشن یا محصول خود استفاده می‌کنید. به‌عنوان مثال، نحوه رویکرد شما نسبت به عملکرد جستجو الگوی رابط کاربری به‌حساب می‌آید؟  آیا پنجره ورودی گسترش می‌یابد یا باز باقی می‌ماند؟ در کجا بر روی صفحه قرار می‌گیرد؟ آیا متن placeholder را درج می‌کنید یا نه؟هنگام سازماندهی کردن الگوهای رابط کاربری خود، یادداشت‌های مربوط به استفاده برای روشن کردن جزئیات و نحوه استفاده از آن را درج کنید. همچنین به استفاده از تصاویر یا نشانه‌های بصری کمک می کند تا جستجوی آنها آسان‌تر شود.به‌علاوه، به سازماندهی زیر بخش‌های کتابخانه الگوی شما نیز کمک می کند. سعی کنید آن‌ها را بر اساس کارکردها، مانند “ناوبری” یا براساس نوع آن‌ها مانند “منوهای کشویی” دسته‌بندی کنید.نتیجه‌گیریدیزاین سیستم‌ها افزودنی نسبتاً جدیدی برای دنیای طراحی دیجیتال هستند. آن‌ها در حال تغییر دادن بازی دنیای دیجیتال هستند. سرعت طراحی شما را چندبرابر می‌کند، عناصر رابط کاربری یکپارچه خواهید داشت، برند شما منسجم‌تر خواهد بود و ده‌ها مزیت دیگر… آیا شما تجربه طراحی دیزاین سیستم را داشته‌اید؟ لطفا نظرات خود را با بقیه دوستان در میان بگذارید❤️</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2019 11:41:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا طراحی تجربه کاربری بهترین شغل دنیاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-y8inc7fziaio</link>
                <description>شما احتمالا تنها فردی خواهید بود که واقعا عاشق شغل خود (طراحی تجربه کاربری) می‌شوید. شما به‌خاطر کاری که آن را خیلی دوست دارید پول خواهید گرفت. دقیقا مانند این است که به تعطیلات بروید و هزینه آن برای شما پرداخت شود. چه شغلی لذت‌بخش‌تر از این؟1. هیچ وقت احساس خسته‌کننده‌ای نخواهید داشتطراحان تجربه کاربری هر روز مسائل متفاوت و چالش برانگیزی را حل می‌کنند. یک طراح هر روز با سوال‌های متفاوتی روبرو می‌شود. زیرا یک طراح تجربه کاربری وظیفه رشد، تغییر و توسعه دنیا را دارد.انتظار نداشته باشید که فردای شما مثل امروز باشد، تغییرات ادامه دارد!یک طراح برای جلب رضایت کاربر باید تکنیک‌های متفاوتی را به‌کار گیرد. سرانجام، یک روز نتیجه شگفت‌انگیزی را به‌دست می‌آورید که موفقیت عظیمی را برای شما به ارمغان می‌آورد؛ مانند احساس در اوج بودن در یک فیلم. اما از روز بعد، کارهای چالش برانگیز دوباره آغاز خواهند شد. این داستان، یک روند بی‌پایان است. شما باید در طول زندگی همیشه در حال یادگیری باشید تا بتوانید این شغل را یک کار پرماجرا نگه دارید. پس در طراحی تجربه کاربری خبری از یکنواختی و انجام کارهای خسته‌کننده نخواهد بود.2. شخص فنی در خانواده شمابه عنوان یک طراح تجربه کاربری باید با موضوعات ضروری که با ترندها و تکنولوژی‌های جدید به‌روز رسانی می‌شوند، کاملا آشنا باشید. شما ProductHunt، AppStore و TechCrunch و وب‌سایت‌های این‌چنینی را بررسی خواهید کرد، زیرا هر روز بسیاری از ابزارها توسط دستگاه‌ها ارائه می‌شوند و پس از مدتی ناپدید می‌شوند. علاوه بر این، شرکت‌ها به شما iPhone X، هدست VR، هدستAR، Hologram و لوازم جدید ارائه می‌دهند تا بتوانید بهترین تجربه‌ها را برای کاربران آن‌ها دیزاین کنید.به دلیل پیشرفت سریع تکنولوژی، عمر ترند بودن گجت‌ها و دستگاه‌ها بسیار کوتاه استعکس: Laurens Derks3. هیجان‌انگیز استایده‌های عجیب و غریب در حوزه تجربه کاربری مورد استقبال قرار می‌گیرند؛ شما در شرایطی قرار خواهید گرفت که طراحان با دیدگاه‌های متفاوت و رویکردی خلاقانه، محصولاتی که شما طراحی کرده‌اید را رصد می‌کنند. طرح‌های شما توسط گروهی از افراد مورد سوال قرار خواهند گرفت و ارزیابی می‌شوند و این موضوع به تنهایی حرکت هیجان‌انگیزی خواهد بود. شما باید تحقیقات میدانی زیادی انجام دهید و مانند یک گردشگر در یک تور جذاب کاوش کنید. شما افرادی را ملاقات و تحلیل می‌کنید که راه‌ حل شما بر زندگی آن‌ها تاثیر می‌گذارد، به نظر شما آن‌ها چه احساسی دارند؟ و چه چیزی نیاز دارند؟4. احساس می‌کنم شرلوک هلمز هستمباید از تمام چیزهایی که برای شما اتفاق می‌افتد و می‌بینید ایده‌ای را برای توسعه محصول/پروژه خود پیدا کنید. ممکن است یک کفش، بادبادک، درب یا حتی یک لیوان شیر باشد. بعضی اوقات شغل طراحان تجربه کاربری مانند شخصیت شرلوک هولمز است، زیرا برای یافتن مسائل و مشکلات کاربر باید سوالات اساسی را مطرح کنید. مغز شما همیشه باید در پیدا کردن برخی نکات هشیار باشد. یک طراح تجربه کاربری نمی‌بیند، بلکه نگاه می‌کند!5. هر کسی می‌تواند طراح باشدآیا این به معنی این است که هر کسی که خلاق است و مهارت حل مساله دارد، می‌تواند یک طراح باشد؟بله، قطعا همین‌طور است. ریاضی‌دان‌ها، وکلا، مهندسین و حتی زبان‌شناسان، هر کسی می‌تواند طراح شود. طراحی تجربه کاربری تنها حوزه‌ای است که در آن هر یک از متخصصان رشته‌های مختلف می‌توانند حرفه خود را رها کرده و در این حوزه مشغول به فعالیت شوند. البته قبل از اینکه در پروفایل لینکدین خود عنوان UI/UX Designer را وارد کنید، باید اصول تجربه کاربری را بدانید. درواقع، تجربه کاربری در مورد بهبود تجربه روزانه زندگی است.6. حمایت جامعهطراح تجربه کاربری می‌تواند احساس افراد و طراحان دیگر را درک کند. شما بخش مهمی از جامعه بزرگی از افراد پرشور خواهید بود.افراد اطراف شما به دنبال حمایت و عشق هستند.طراحان علاقه‌مند هستند تا مهارت‌های خود را به‌صورت رایگان در یوتیوب و دیگر وبلاگ‌ها به اشتراک بگذارند تا به مبتدیان کمک کنند.مبتدیان گروه بزرگی از مربیان را برای هدایت و راهنمایی دارند.فرهنگ به اشتراک‌گذاری دانش طراحی، یک عنصر اساسی در زندگی طراح است.7. در هر جایی می‌توانید کار کنیدیک طراح می‌تواند در هر مکانی کار کند. تنها چیزی که شما نیاز دارید یک لپ‌تاپ، مداد و چند برگه یادداشت است. نیاز نیست که حتما پشت میز دفترکار خود بنشینید و کار کنید. شما می‌توانید قطار، پارک، خانه یا کافه را به عنوان محل کار خود انتخاب کنید و شروع به طراحی کنید. طراحان خواسته‌های فراوانی دارند، چون هیچ روبات یا ماشین هوشمندی نمی‌تواند جایگزین ظرفیت تفکر یک طراح شود.8. ظرفیت برای تغییر زندگی مردمشما احساس رضایت می‌کنید زیرا طراحان تجربه کاربری به‌طور مستقیم با کاربران خود ارتباط دارند و تاثیراتی را که در افراد ایجاد کرده‌اند را مشاهده می‌کنند. گاهی اوقات آن‌ها می‌توانند بحرانی‌ترین چیز برای زندگی شما را تغییر دهند.با حرکت دادن تنها یک دکمه، شما بر زندگی میلیاردها انسان بر روی این سیاره تاثیر خواهید گذاشت.اگر شما زندگی انسان‌ها را بهتر کنید، جامعه رشد خواهد کرد که به‌طبع آن رشد کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر این رشد در تمامی کشورها اتفاق بیفتد، تمام دنیا رشد خواهد کرد. همچنین نقش اصلی طراحی این است که مردم بتوانند راحت‌تر از هر چیزی زندگی کنند.در آخر، این مطالب به این معنا نیست که سایر شغل‌های دیگر خوب نیستند. هرکس با توجه به علایق و چشم‌اندازهای کاری خود می‌تواند از شغل فعلی خود لذت ببرد. (برای ما هیچ کاری لذت‌بخش تر از انتشار محتوای آموزشی برای شما نیست ?) هر کارمند/تیم بهترین مسیر برای خود را دارند. به خصوص، طراحی یک کار انفرادی نیست بلکه یک کار مشترک بین تیم‌های مختلف مانند تیم توسعه، محققان، مدیران کسب‌وکار، متخصصان تحلیل داده و غیره است. شما باید بازیکن یک تیم باشید و یاد بگیرید چطور به تمام بخش‌های دیگر برای رساندن یک محصول عالی احترام بگذارید. دیزایناسور، تجربه کاربری به زبان ساده!منبع: Medium.muz.li</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 12:38:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۵ عادت ساده و کاربردی که به شما کمک می‌کند طراح بهتری باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/%DB%B1%DB%B5-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-r2nl5muzvjy6</link>
                <description>یکی از چالش‌های همیشگی طراحان تجربه کاربری، نیاز به پیشرفت دائمی است. حتی یک طراح هم وجود ندارد که فکر کند دیگر نمی‌تواند رشد بیشتری داشته باشد. یک راهکار ساده به نام “عادت” می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند.ما، آن چیزی هستیم که دائما انجام می‌دهیم. پس، بهترین بودن یک عمل نیست، بلکه یک عادت است.در این مقاله، ۱۵ عادتی که به شما به عنوان یک طراح کمک خواهد کرد را به اشتراک میگذاریم.1-برای خود اهداف طراحی مشخص کنید!طراحی آموختنی است. تمرین و یادگیری توسط خودتان تنها راهکاری است که به پیشرفت شما به عنوان یک طراح کمک می‌کند. البته ضروری است که این کار همراه با هدف‌گذاری باشد تا موثر واقع شود.اهدافتان را اولویت‌بندی کنید. فرصت‌ها و انتخاب‌های بی‌نهایتی وجود دارد. باید یک دورنمای مشخص از آنچه می‌خواهید به آن برسید همراه با یک برنامه عملی برای خود در نظر بگیرید.اهداف چالش برانگیز انتخاب کنید. ایجاد چالش برای خود به شما کمک می‌کند تا در پروژه‌ها با زمان محدود عملکرد بهتری داشته باشید.راهنما: یک راهکار ساده‌‌ی چهار مرحله‌ای برای دستیابی به اهداف:هدف قابل دسترسی انتخاب کنید.برای هر هدف ددلاین تعیین کنیددر تقویم خود یک یاداور برای تاریخ ددلاین بگذاریدوقتی به هدفتان رسیدید به خودتان جایزه دهید!2-گوش دادن فعال را تمرین کنیدیادگیری برای یک طراح موفق ضروریست. یکی از بهترین راه‌های یادگیری گوش دادن است. شنیدن را می‌توان به 2 دسته اصلی طبقه بندی کرد:  فعال و غیرفعال.شنیدن فعال تکنیکی است که به تمرکز کامل، درک و پاسخ‌گویی شنونده و همچنین یادآوری آنچه شنیده شده ، نیاز دارد. شنیدن فعال عنصر کلیدی در ایجاد ارتباط است.شنیدن غیرفعال زمانی اتفاق می‌افتد که شنونده انگیزه کمی برای دقت به صحبت‌ها داشته باشد. شنونده ممکن است فقط برای نمایش ادب تظاهر به شنیدن صحبت‌های گوینده کند.در ادامه چند نکته ساده که به شما کمک می‌کند شنونده فعال بهتری باشید را بررسی می‌کنیم:اجازه بدهید گوینده صحبت کند، زمان بیشتری را به شنیدن به جای صحبت کردن اختصاص دهید.سوال را با سوال جواب ندهید.مکالمه را قطع نکنید.جملات دیگران را تکمیل نکنید.مکالمه را بر اساس حرف گوینده پیش ببرید نه بر اساس آنچه برای شما هیجان‌انگیزتر است.پاسخ را پس از اتمام صحبت گوینده بیان کنید، نه در حین صحبت.3-توانایی داستان‌گویی خود را بالا ببریدارتباط مهمترین بخش فرایند طراحی است. زمانی که شما بر روی محصولی کار می‌کنید به برقراری ارتباط در رابطه با تصمیمات طراحی خود دارید.-چیزی که یک طراح را موفق می‌کند توانایی ساختن محصول تنها با ظاهر زیبا نیست، بلکه توانایی برقراری ارتباط به صورت موثر است.یکی از بهترین راه‌های انتقال افکار شما استفاده از داستان است. بهترین دیزاین‌ها از پروژه‌هایی حاصل می‌شوند که اعضای تیم به خوبی داستان پشت آن محصول را درک کرده باشند. به همین دلیل است که بیان داستان یک توانایی مهم برای طراح تجربه کاربری به شمار می‌آید. با بیان یک داستان شما شانس بیشتری برای درگیرکردن مخاطب خود دارید.نکاتی برای کمک به داستان‌سرایی بهتر:خودتان را در داستان برند درگیر کنید. وقتی نکات زیادی در رابطه با موضوع طراحی خود نمی‌دانید، بسیاری از ایده‌ها و فرصت‌ها را از دست می‌دهید. این گپ را پیش از شروع ساخت هر چیزی با یادگیری بیشتر پر کنید!یکStory Board بسازید. Story Board تصاویری است که نمایان‌گر بخش‌های اصلی داستان شما هستند. یک ابزار قدرتمند که طراح می‌تواند ایده‌های خود را با آن به نمایش بگذارد.4-استفاده از اصطلاحات تخصصی را کنار بگذاریدنحوه صحبت شما با بقیه بسیار حساس است. وقتی شما از اصطلاحات تخصصی در مکالمه روزمره استفاده می‌کنید، عادت بدی را شکل می‌دهید. این‌که دیگران متوجه کلام شما نشوند باعث ایجاد گنگی و سوتفاهم می‌شود. و این عادت میتواند تاثیر منفی بر روی ارتباطات هر دو طرفین تیم شما و کاربران شما شود.مشکلات ارتباطی با سایر اعضای تیم: بسیاری از مردم از اصطلاحات تخصصی که توسط طراحان UX استفاده می‌شود، استفاده نمی‌کنند. انها با اصطلاحات Heuristic یا Cognitive Load آشنا نیستند. به همین دلیل اگر با فردی که با UX آشنا نیست صحبت می‌کنید، بسیار بهتر است که از کلمات ساده برای توضیح مفاهیم پیچیده استفاده کنید.استفاده از اصطلاحات تخصصی در محصول: طراحان گاهی در Mockup و Prototype خود از اصطلاحات استفاده می‌کنند. اگر توسعه‌دهندگان همان اصطلاحات داخل طراحی استفاده کنند، کاربران با چالش رابطی پر از اصطلاحات تخصصی روبه‌رو خواهند شد.راهنمایی سریع: یک ظرف به نام “ظرف اصطلاحات” می‌تواند به شما کمک کند تا مشکل اصطلاحات را حل کنید! هر زمان حس کردید افرادی که با آن‌ها صحبت می‌کنید متوجه کلام شما نمی‌شوند، آن کلمه را به ظرف اصطلاحات خود اضافه کنید و به آنالیز اصطلاحات درون ظرف بپردازید.5-هرگز به یک ایده اکتفا نکنیدبسیاری از طراحان به اشتباه با نخستین ایده‌ای که به ذهنشان خطور می‌کند کار را شروع می‌کنند. اگر تنها یک ایده دارید مشخص کردن خوب یا بد بودن ان کار مشکلی است. بنابراین، همیشه چند ایده برای پروژه خود تعریف کنید. این مسئله به شما اجازه بررسی و مقایسه خوب از بد را می‌دهد.6-از شر ایده‌ال گرایی خلاص شویدبسیاری از طراحان ایده‌آل‌گرا هستند. برای ساختن یک محصول ایده‌آل زمان و انرژی زیادی مصرف می‌کنند. این مسئله عموما باعث می‌شود که همیشه تاخیر داشته باشند. به‌خاطر داشته باشید که کار به موقع انجام شده بهتر از کار بی‌تقص است. بنابراین بهتر است محصولی داشته باشیم که نیازها را برآورده می‌کند تا در تحویل تاخیر داشته باشیم و بهانه بیاوریم.نگذاریم ایده‌آل‌گرایی دشمن محصول خوب ما شود!7-یاد بگیرید اسکچ بزنیدهمه می‌خواهند چیزی شبیه محصول نهایی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن ایجاد کنند. به همین دلیل است که عموما کار با قلم و کاغذ را کنار میگذاریم و سریعا سراغ ابزارهای دیجیتال طراحی می‌رویم. اما ابزارهای دیجیتال گاهی باعث محدودیت در خلاقیت می‌شوند. به همین دلیل است که یکی از قانون‌های اولیه طراحی UX این است: قلم پیش از پیکسل‌ها!استفاده از قلم و کاغذ برای ایده‌پردازی و تست طراحی موجب صرفه‌جویی زمانی بسیار برای شما می‌شود. همچنین کار شما را در هنگام کار با ابزارهای دیجیتال بسیار راحت‌تر می‌کند. بعضی مشکلات طراحی از طریق اسکچ‌زدن بهتر حل می‌شوند. برای مثال، طی جلسات طوفان فکری، بیان ایده از طریق اسکچ بسیار راحت‌تر از استفاده از کلمات است.8-یادداشت‌برداری کنیدیک قلم و دفترچه باید همراه همیشگی شما باشد. هر زمان که ایده‌ی خوبی داشتید، به حافظه خود اعتماد نکنید. به یاد داشته باشید که حافظه انسان قابل خطا است. در عوض، یک یادداشت کوتاه بردارید یا اتود اولیه از طرحی که در حافظه دارید ثبت کنید.9-کارهای خود را بازیافت کنید!اگر قبلا چند پروژه را انجام داده‌اید، قاعدتا تعداد زیادی ایده حین تولید آن‌ها در سر پرورانده‌اید. شانس استفاده مجدد از آن ایده‌ها را از دست ندهید… برای استفاده درست از آن ایده‌ها:از آن‌ها برای حل مسائل جدید استفاده کنید.رزومه خود را با ایده‌های Case study جالب به روزرسانی کنید.تجربیات خود را با جامعه طراحان در میان بگذارید.10-بیشتر تعامل کنیدزمانی که با یک تیم کار می‌کنید، تا جایی که ممکن است با هم تیمی‌ها تعامل بیشتری ایجاد کنید. در هر قسمت از پروژه بیشتر خود را درگیر کنید. تعامل بهترین راه برای طراحان تجربه کاربری‌ست تا بتوانند توانایی‌های خود را ارتقا بدهند.از جعبه خارج شوید!11-جلسات تست کاربردپذیری را بررسی کنیدفهم کاربران، هدف اولیه یک طراح تجربه کاربری است. بعضی طراحان از پرسونا و اطلاعات آماری برای بررسی تعامل کاربر با محصول استفاده می‌کنند. با اینکه این ابزارها می‌توانند بسیار کمک کننده باشند، هیچ چیز با تماشای نحوه تعامل یک کاربر با محصول قابل مقایسه نیست. هرچه به افراد بیشتری که با محصول شما تعامل می‌کنند نگاه کنید، بیشتر به مشکلی که با آن روبرو هستند پی می‌برید.12-هر روز از اطراف الهام بگیریدطراحان به ایده و الهام بخشی نیاز دارند. راه‌های بسیاری برای الهام‌گرفتن وجود دارند.دو نکته که می‌تواند به شما کمک کند:تعادل مناسب بین کارها و الهامات خود نگه دارید. ۸۰٪ زمان خود را برای کار و ۲۰٪ آن را صرف بررسی کارهای الهام بخش کنید.خودتان را به طراحی UI/UX محدود نکنید. در سایر کارهای خلاق نیز شرکت کنید. به جاهای جدید سفر کنید، عکاسی کنید، موسیقی خوب گوش کنید، ساز بنوازید، توانایی نوشتن خود را گسترش دهید.13-آغوشتان را برای دریافت نقدهای سازنده باز کنید!در نهایت همه ما از انتقادشدن کارهایمان میترسیم. بله! ممکن است از اینکه بشنویم کار ما عالی نیست دچار استرس شویم، خصوصا وقتی زمان زیادی را صرف آن کردیم.  اما بررسی نقادانه کار شما مهم است زیرا:14-شما برای خودتان طراحی نمی‌کنید، بلکه برای کاربران این کار را انجام می‌دهیدبنابراین، بر نفس خود غلبه کنید و از دفاع کردن از کارتان دست بردارید! به یاد داشتن باشید ما توسط اشتباهاتمان چیزهای بیشتری یاد میگیریم. دریافت بازخورد و نقدهای سازنده و تلاش برای حل مسئله‌ها، تنها راه برای بهبود بخشیدن توانایی‌های شما و تبدیل شما به یک طراح بهتر است.انتقاد ممکن است خوشایند نباشد، اما لازم است. انتقاد دقیقا همان مسیری را در بدن انسان فعال می‌کند که درد انجام می‌دهد. که به آن توجه به بخش ناسالم چیزها می‌گویند “چرچیل”چند نکته بسیار مهم:یاد بگیرید که انتقادات را فیلتر کنید: بعضی انتقادات براساس نظرات شخصی هستند تا بر پایه یافته‌ها و حقایق. یاد بگیرید که گندم را از غلاف آن جدا کنید.خواهان بازخوردهای صادقانه باشید. اطمینان حاصل کنید افراد نظرات واقعی خود را با شما در میان می‌گذارند.به طور مرتب درخواست بازخورد داشته باشید.خودتان را به یک جامعه طراحی محدود نکنید. از نظر افراد با تخصص‌های دیگر، مانند تیم بازاریابی، نیز بهره بگیرید.طراحی افراد دیگر را نقد کنید. البته با رعایت آداب نقد این کار را انجام دهید.نقد اصولی آثار دیگران یک راهکار کلیدی برای بهبود عملکردهای شخصی است. این موضوع به شما کمک می‌کند تا:سوالات خوب بپرسید. توانایی پرسیدن سوال‌های درست و ساخت راه‌حل‌های بهتر، کاری است که یک طراح را ارزشمند می‌کند.از اجبار دادن نصیحت‌های ناقص خودتان را برهانید. آماده باشید تا از نظر خود دفاع کنید. اگر معتقدید چیزی نیاز به طراحی مجدد دارد، آماده ارائه یک مدرک یا آمار برای اثبات گفته خود باشید. بدون اطلاعات، شما تنها یک آدم معمولی با یک ایده ساده هستید!15-به خودتان استراحت بدهیدکار کردن مداوم برای زمان طولانی شما را راه دوری نمی‌برد. در حقیقت موجب رسیدن به حالت فرسودگی میشود (حالت فرسایشی که خستگی احساسی، جسمی و فکری را به دلیل استرس بیش از حد برای شما به همراه دارد).طبق مشاهدات از دوستان و همکاران :)) طراحان معمولا تا جان در بدن دارند کار میکنند!!! زمانی که گیر افتاده‌اید با کار کلنجار نروید. در عوض از پای کامپیوتر بلند شوید، قدمی بزنید و کمی هوای تازه بخورید. اگر حس می‌کنید استراحت‌های روزانه به شما کمکی نمی‌کند، شاید لازم است شما مدتی از کار خلاقانه خود فاصله بگیرید تا بتوانید خود را بازیابی کنید. تمام ابزارهای دیجیتال خود را خاموش کنید و از زندگی لذت ببرید!نتیجه:طراحان خوب به صورت پیش‌فرض به دنیا نمی‌آیند، بلکه به مرور زمان به یک طراح خوب تبدیل می‌شوند. همه ما، فارغ از میزان تجربه‌ای که در حال حاضر داریم، قادر به بهتر شدن هستیم به شرطی که تعدادی از عادات کوچک خوب را در یک بازه زمانی طولانی انجام دهیم.منبع مقاله: UXPlanet</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 12:34:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درآمد یک طراح رابط کاربری چقدر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-w9zj6eg0bykw</link>
                <description>تصویر: دیزایناسورآیا تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید چه عواملی برای اینکه شغل خود را تغییر دهید و یک طراح رابط کاربری شوید تاثیرگذار هستند؟ یا چه مهارت‌هایی دارید؟ یا حتی وظایف کاری که در آینده به شما به عنوان طراح رابط کاربری تعلق می‌گیرد چیست؟ این سوالات و یا حتی ده‌ها سوال دیگر می‌تواند در ذهن شما وجود داشته باشد، برای اینکه شغل مورد نظر خود را انتخاب کنید و یا دنبال تغییر شغل خود باشید. موضوع مهم دیگر مساله “میزان درآمد” در هر شغلی است. در یک نظرسنجی که توسط Zoo Career انجام شد، حقوق به عنوان تاثیرگذارترین فاکتور هنگام در نظر گرفتن یک شغل جدید رتبه‌بندی شده است.اگر در حال فکر کردن درباره شغل طراحی رابط کاربری هستید، به طور طبیعی می‌خواهید میزان پتانسیل درآمد در این شغل را بدانید. با این حال، قبل از شروع نشان دادن اعداد و ارقام، مهم است توجه داشته باشید که حقوق شما به فاکتورهایی بستگی دارد. از جمله این فاکتورهای مهم می‌توان به:موقعیت شما (Location)میزان تجربه کاری شمابه عنوان فریلنسر یا کارمنداشاره کرد. با داشتن این موارد در ذهن خود، بیایید باهم نگاهی به این موضوع بیندازیم که چقدر می‌توانید به عنوان یک طراح رابط کاربری درآمد کسب کنید. در ادامه با دیزایناسور همراه باشید!آمار درآمد طراحان رابط کاربری در 6 کشورمیزان درآمد یک طراح رابط کاربری در دنیابرای ارائه یک چشم‌انداز از میزان پتانسیل درآمدی شما به عنوان طراح رابط کاربری، تحقیقاتی در مورد میانگین حقوق این شغل در قسمت‌های مختلف جهان توسط Glassdoor و PayScale انجام شده است. به منظور سهولت مقایسه، میانگین‌گیری را در هر دو واحد پول هر کشور و دلار آمریکا فهرست کرده‌ایم (به روز شده در سال ۲۰۱۹).استرالیا: AUD 90،807کانادا: C$55,848آلمان: 39,366€هند: Rs421,298انگلستان: 38,538£آمریکا: 80,450$این تنها ارائه یک دیدگاه کلی است؛ پیدا کردن اطلاعات دقیق میزان درآمد در هر صنعتی تا حدی دشوار است، و درآمد واقعی شما ممکن است بالاتر یا پایین‌تر از این مقادیر باشد و بستگی به این دارد که شما در حرفه خود کجای داستان هستید و چه مهارت‌هایی را برای شرکتی که می‌خواهید در آن کار بکنید با خود به آنجا می‌برید. با این حال، فاکتورهای گفته شده به عنوان یک معیار خوب عمل می‌کنند – به خصوص اگر شما تازه‌کار هستید.در ادامه خواهیم دید که چگونه می‌توانیم برای حقوق اولیه خود در صنعت طراحی رابط کاربری مذاکره کنیم…چگونه به عنوان طراح رابط کاربری در اولین مذاکره برای حقوق خود موفق باشیم؟بیاید باهم فرض کنیم که شما بدنبال پیدا کردن فرصت شغلی طراحی رابط کاربری در شرکتی هستید یا مصاحبه شغلی اولیه خود را در یکی از شرکت‌ها انجام داده‌اید. بنابراین در حال حاضر شما دقیقا نمی‌دانید که در کجای این ماجرای مصاحبه شغلی انتظارات خود را در مورد حقوق و دستمزد خود مطرح کنید. این موضوع یک مسئله سخت و گیج‌کننده و البته رایج در هر شغلی است، اما نترسید! شما با کمی تحقیق می‌توانید یک دید کلی از راه حل این مسئله را در ذهن خود ایجاد کنید.قبل از مذاکره و مصاحبه، به یک رزومه خوب نیاز دارید:چطور یک رزومه تجربه‌ کاربری بهتر بنویسیم؟در دنیا سایت‌هایی مثل Glassdoor و PayScale وجود دارند که در پیدا کردن میزان ارزش حرفه‌ای که در آن مشغول هستید یا می‌خواهید فعالیت کنید به شما کمک می‌کنند. اگر شما برای یک موقعیت شغلی خاص دعوت به مصاحبه شده‌اید (مانند یک طراح رابط کاربری تازه‌کار)، عنوان شغلی خود را براساس موقعیت مکانی که در آنجا زندگی می‌کنید در چنین سایت‌هایی بررسی کنید. از این طریق، می‌توانید مشاهده کنید که افرادی با عنوان شغلی مشابه با شما چه میزان درآمدی دارند، همراه با چشم‌اندازی از میانگین حقوق در بعضی از کشورها که در بالا اشاره شد، می‌توانید یک دید کلی و منطقی از میزان حقوق خود را پیدا کنید.اگر شما در موقعیت خاصی قرار دارید که می‌توانید با خِبرگان آن صنعت صحبت کنید، حتما از آن‌ها درباره‌ی حوزه کاری خود مشورت بگیرد!توصیه من این است که در مورد حقوق از کسی سوال نپرسید، برای اکثر افراد جواب دادن به این سوال موضوع ناخوشایندی است. اما سوال هوشمندانه می‌تواند این باشد که “شما با چه حقوقی در ابتدای کار در این شغل (مثلا طراحی تجربه رابط کاربری) شروع بکار کردید؟”.چگونه پتانسیل درآمد خود را به عنوان یک طراح تجربه کاربری افزایش دهیم؟نکته مهمی که درباره‌ی شغل طراحی رابط کاربری وجود دارد این است زمینه‌های بسیار فراوان با پتانسیل‌های زیادی در این شغل وجود دارد که یک طراح می‌تواند در آن‌ها مهارت‌های خود را افزایش دهد در حالی که ممکن است با این روش پتاسیل میزان درآمد خود را نیز به موازات آن‌ها، بالا ببرد.همانطور که می‌دانیم، قوانین و حیطه کاری طراحی رابط کاربری و طراحی تجربه کاربری بسیار متفاوت است در حالیکه این موضوع غیرمعمول نیست که شما تبلیغات استخدام برای طراح UI/UX را همزمان برای یک فرصت شغلی ببینید. اگر طراحی تجربه کاربری چیزی است که شما به آن علاقه‌مند هستید، کسب مهارت‌های اضافی ممکن است ارزش درآمدی شما را نیز افزایش دهد.به تدریج مشاهده می‌کنیم که عنواین شغلی به سمت شغل‌های ترکیبی (Hybrid Jobs – مشاغلی که دو یا چند مهارت را باهم نیاز دارند) گرایش پیدا کرده‌اند، مثل توسعه دهنده رابط کاربری (UI Developer) که به هر دو مهارت‌های طراحی تجربه کاربری و دانش توسعه frontend web و همچنین آشنایی با زبان‌های برنامه‌نویسی نیاز دارد. بنابراین همانطور که تجربه بیشتری را در این صنعت به دست می‌آورید، ممکن است تصمیم بگیرید که در مسیر چنین نقش‌های ترکیبی (Hybrid Roles) حرکت کنید و به طور طبیعی هم می‌توانید انتظار داشته باشید که به شما پول بیشتری پرداخت شود.با این حال اصلا نیاز نیست که شما تسلط کامل تمامی مهارت‌های آن صنعت را داشته باشید تا دست‌مزد مناسبی را به عنوان مثال برای یک طراح رابط کاربری بدست آورید. هنگامی که تازه شروع به کار کردید، یک پورتفولیوی کامل به شما کمک خواهد کرد تا مهارت‌هایی که کارفرماها به‌دنبال آن‌ها هستند را شناسایی کنید و به آن‌ها ارزش واقعی خودتان را به عنوان یک طراح رابط کاربری نشان دهید.آینده روشن است!اگر شما طراحی رابط کاربری را به‌عنوان شغل مورد نظر خود مدنظر قرار داده‌اید، شگفت زده می‌شوید اگر بدانید علاوه بر درآمد، مزایای زیاد دیگری در کنار این شغل وجود دارد. طراحی رابط کابری در لیست مشاغل Glassdoor رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است. همچنین از لحاظ تعادل بین کار و زندگی در بهترین سطح در بین مشاغل قرار دارد. در دنیای امروزه با پیشرفت سریع تکنولوژی، شما می‌توانید مطمئن باشید که طراحی رابط کاربری انتخاب مناسب و امنی از لحاظ شغلی به‌حساب می‌آید.نظر شما در مورد آینده شغلی طراحی رابط کاربری چیست؟ همیشه مشتاق شنیدن نظرات شما در دیزایناسور هستیم.</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 12:14:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه صفحه اصلی یک اپلیکیشن میزان وفاداری کاربران را افزایش می‌دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-pzzahvcpkc22</link>
                <description>آیا تا به‌حال اپلیکیشنی را به خاطر اینکه در نگاه اول صفحه اصلی (Homepage) آن انتظارات شما را برآورده نکرده است، آن را از گوشی یا تبلت خود خذف کرده اید؟!اگر پاسخ شما مثبت است، حتما متوجه این موضوع شده‌اید که اپلیکیشن شما نیز می‌تواند از چنین سرنوشت شوم مشابهی رنج ببرد. مگر این که یک صفحه اصلی تاثیرگذار را طراحی کنید که در اولین نگاه، کاربران اپلیکیشن شما را جذب کند و میزان وفاداری آن‌ها را برای شما افزایش دهد.سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه طراحی یک صفحه اصلی اپلیکیشن می‌تواند تاثیرگذار باشد؟ در ادامه با دیزایناسور همراه باشید تا پاسخ سوال خود را پیدا کنید!هرروزه شرکت‌های بزرگ‌ برای تبدیل کاربران جدید به کاربران وفادار بسیار تلاش می‌کنند. صفحه اصلی در هر اپلیکیشن همیشه اولویت دارد. بنابراین صفحه اصلی یک اپلیکیشن باید چه خصوصیات و ویژگی‌های کلیدی موفقی داشته باشد؟طراحی یک صفحه که کاربر را مجاب کند زمان بیشتری را در یک اپلیکیشن سپری کند، نیازی به علم ساخت موشک فضایی ندارد. بلکه تنها چیزی که تعامل کاربر را با اپلیکیشن شما افزایش دهد را باید شناسایی کنید. حال این خصوصیات منحصر به‌فرد برای افزایش تعامل کاربران با اپلیکیشن شما چیست؟به منظور اینکه چگونه صفحات فرود کاربر پسند برای اپلیکیشن خود طراحی کنیم، ممکن است منجر به جست‌و‌جو و پیدا کردن اپلیکیشن‌های موفق و تجزیه و تحلیل آن‌ها شود. اما احتیاط کنید!یک اپلیکیشن با رقبای واقعی را برای تحلیل و بررسی انتخاب کنید!برای مثال، فیسبوک هیچ رقیبی در ارائه خدمات مشابه خود ندارد. به این معنی است که فیسبوک می‌تواند تکنیک‌ها و روش‌های منحصر به فردی را آزمایش کند بدون اینکه نگران از دست دادن کاربران خود باشد.با بررسی اپلیکیشن‌های پر طرفدار با رقبای جدی، می‌توانیم راه حل‌هایی را پیدا کنیم که منتج به یک مبارزه ثابت و پایان ناپذیری برای افزایش میزان وفاداری کاربران به اپلیکیشن ما ‌شود.در نظر داشته باشید که هر اپلیکیشنی راه متمایز بودن خود را دارد.همچنین رسیدن به این نکته که چه طراحی راه حل متمایز بودن ما با دیگر رقبا است، کمی به تحلیل و بررسی نیاز دارد.ما در ادامه به ساده‌ترین روش اپلیکیشن‌هایی را که در حوزه خود پادشاهی می‌کنند را بررسی می‌کنیم. سپس بهترین راه حل‌های ارائه شده توسط آن‌ها را برای الزامات کلیدی جهت طراحی یک صفحه اصلی تاثیرگذار ارائه می‌دهیم.در ادامه صفحات اصلی 4 اپلیکیشن کاملا بی‌نقص را باهم بررسی می‌کنیم. با دیزایناسور همراه باشید.TripAdvisor – صفحه اصلی را کمتر ترسناک کنید!با توجه به تجربه دیزایناسور و تجزیه و تحلیل اپلیکیشن‌ها تا به امروز، ممکن است اپلیکیشن شما دارای خصوصیات و فاکتورهای بسیار زیاد و شگفت انگیزی باشد ولی بطور میانگین کاربران انتظار دارند در مواجه اول با صفحه اصلی اپلیکیشن شما، محتوا و امکانات خلاصه‌ای را ببینند.به کاربران خود آن چیزی را که می‌خواهند ببینند را نشان دهید!در واقع، تا جایی که ممکن است ترس از سردرگمی در نگاه اول از صفحه اصلی اپلیکیشن خود را برای کاربران خود کاهش دهید. زیرا یک اپلیکیشن با امکانات و ویژگی‌های زیاد باعث سردرگمی کاربر می‌شود و به راحتی کاربران خود را از دست می‌دهید.تا جایی که امکان دارد اپلیکیشن خود را ساده و کاربر پسند طراحی کنید، علیرغم اینکه امکانات و ویژگی‌های بسیار زیادی داشته باشد.اپلیکیشن TripAdvisor مثال خوبی برای درک بهتر این مسئله است. TripAdvisor یک اپلیکیشن با امکانات بسیار زیاد است. از جمله امکانات این اپلیکیشن: جست‌و‌جو هتل‌ها، پیدا کردن انواع مختلف تورها و سفرهای تفریحی، رزرو میز در رستوران و ثبت نظر، بررسی نظرات دیگر کاربران، اشتراک‌گذاری عکس و … حتی این اپلیکیشن صفحه اختصاصی فروم برای کاربران خود ایجاد کرده است.ممکن است کاربران در مواجه با تمام این امکانات در نگاه اول دچار وحشت و سردرگمی شوند و بلافاصله آن را ببندند. اما چرا این اتفاق برای اپلیکیشن TripAdvisor نمی‌افتد؟نکته کلیدی این ماجرا به صفحه اصلی این اپلیکیشن باز می‌گردد. تمامی این امکانات، به طور دقیق و خلاصه سازماندهی شده‌اند، به گونه‌ای که صفحه اصلی این اپلیکیشن شبیه یک صفحه اجتماعی کاربرپسند با کمی چیزهای اضافی مورد نیاز کاربر است.نکته قابل توجه دیگری که در این اپلیکیشن وجود دارد این است که شما همیشه می‌توانید اپلیکیشن TripAdvisor خود را بهبود  ببخشید. به این صورت که امکانات مدنظر خود را از طریق این اپلیکیشن می‌توانید به عنوان امکانات اضافی در کنار امکانات موجود پیشنهاد دهید.این روش می‌تواند به عنوان یک ابزار مفید برای شناخت بهتر امکانات مدنظر کاربران در هر لحظه به کار رود.Airbnb – یک تفنگ محرک!زمانی که تصمیم گرفتم برای گذراندن دوره‌ی تحصیلی به کشور آلمان سفر کنم، بدنبال اجاره یک اتاق بودم. بعد از گذشت چند ساعت متوجه شدم که برای مدت طولانی در اپلیکیشن Airbnb در حال جست‌و‌جو برای پیدا کردن اتاق مدنظرم هستم.نه به طور مداوم، اما چندین ساعت را برای پیدا کردن اتاق مد نظرم در صفحه اصلی این اپلیکیشن صرف کرده بودم. زیرا عملا Airbnb پیشنهادهای مختلفی را برای رزرو اتاق‌های مختلف در اختیار من قرار می‌داد که من این قابلیت را “تفنگ محرک” Airbnb نام‌گذاری می‌کنم.مطالعات نشان داده است که داشتن گزینه کمتر برای انتخاب یک چیز برای کاربر، آن را بیشتر خوشحال می‌کند. بنابراین از لحاظ فنی، مواجه شدن با دریایی از اطلاعات کار را برای تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌کند – برای Airbnb که مثال این بخش است، این گستردگی اطلاعات لیست خانه‌ها می‌تواند باشد.با وجود این، من همچنان برای ده‌ها دقیقه از اپلیکیشن Airbnb استفاده می‌کنم بجای اینکه خسته شوم و آن‌ را ببندم. واقعا چرا؟مسخره است اگر اپلیکیشن Airbnb را بخاطر ارائه دادن پیشنهادهای گسترده و در اختیار گذاشتن لیست جامع از اتاق‌ها و خانه‌ها سرزنش کنم. من باید خودم را سرزنش کنم که مدت زیادی طول می‌کشد تا تصمیم بگیرم دقیقا چه خانه یا اتاقی مدنظرم است.ترفند این ماجرا کجاست؟!Airbnb با اطلاعات به شدت دقیق و گزینش شده، کاربران خود را توسط آن‌ها بمباران می‌کند، بدون آنکه کاربر از این ماجرا آگاه باشد.Airbnb تمامی اطلاعات موجود خود را به پکیج‌های کوچک تقسیم‌بندی می‌کند و بیشتر آن پکیج‌هایی که برای هر کاربر مهم است را با عکس‌های زیبا و جذاب در اختیارش قرار می‌دهد. این کار باعث می‌شود که کاربرد با حجم زیادی از اطلاعات مواجه نشود و به قولی مغزش داغ نکند به اندازه‌ای اطلاعات در اختیار کاربران خود قرار دهید (نه بیشتر، نه کمتر) که آن‌ها درگیر فعالیت کردن در اپلیکیشن شما شوند بجای آنکه بلافاصله آن را ببندند!Duolingo – اپلیکیشن خود را منحصر به فرد و جذاب طراحی کنید!مطمئنا هر فرد خودآموز زبان، برنامه Duolingo را می‌شناسد. من دو سال پیش زبان آلمانی را از طریق Duolingo به صورت خودآموز شروع کردم.اما مثل اکثر افراد تنبل جویای یادگیری زبان‌های خارجی بنا به دلایل مختلف آن را رها کردم. اما ماه گذشته هنگامی که دوباره به فکر یادگیری زبان آلمانی افتادم و Duolingo را مجددا باز کردم، بسیار تعجب کردم! زیرا با طراحی بسیار زیبا و امکانات فراوانی در این اپلیکیشن مواجه شدم.در این اپلیکیشن هر اِلمان به تنهایی، خودش یک کار هنری کوچک را به نمایش می‌گذارد و همگی در کنار هم یک طرح شگفت‌انگیز را شکل می‌دهند. صادقانه بگویم، دوباره به من انگیزه داد تا آن دانش قدیمی زبان آلمانی که در پشت مغزم بود را مجددا زنده کنم.من فقط میتوانم از آن طراحی مجدد لعنتی Duolingo تشکر کنم که دو‌باره من را به آموختن زبان آلمانی تشویق کرد!Duolingo هم از ترفند دیگری استفاده می‌کند. صفحه اصلی Duolingo یک “ماجراجویی بصری” یا به عبارت دیگر یک “بازی جذاب” را برای کاربران خود ارائه می‌دهد.با ورود به صفحه اصلی در این اپلیکیشن می‌توانید تمامی مراحل این ماجراجویی را ببینید. این موضوع چالشی را برای شما فراهم می‌کند که برای ارتقا مهارت‌های خود و رسیدن به مهارت‌هایی در سطوح بالاتر باید این ماجراجویی را آغاز کنید.صفحه اصلی Duolingo به صورت انتزاعی یادگیری زبان را ساده‌ می‌کند. هر اپلیکیشنی نمی‌تواند از این فرمول استفاده کند. اما طراحی یک صفحه اصلی که منجر به ارتباط بیشتر کاربر با اپلیکیشن شما شود و این تعامل را افزایش دهد نکته بسیار مهمی است.Wolt – استفاده از فاکتور wow!شما به عنوان یک طراح همیشه باید بالاترین استانداردهای ممکن طراحی رابط کاربری را برای طراحی خود مدنظر قرار دهید. هیچ محدودیتی برای یک طراح وجود ندارد بجز مرزهای کدنویسی که قرار است طراحی ما را شکل دهند.با این حال، به نظر من، شرکت تحویل مواد غذایی Wolt موفق به غلبه بر این محدودیت‌ها شده است و یک اپلیکیشن واقعا منحصر به‌فردی را ایجاد کرده ‌است.ویژگی‌های منحصر به‌فرد این اپلیکیشن، هماهنگی کامل طراحی زیبا با پیام‌های خدماتی و ده‌ها ویژگی دیگر همگی باعث شده‌اند که صفحه اصلی این اپلیکیشن مملو از کاربر شود.دلیل دیگری که چرا من اپلیکیشن Wolt را انتخاب کردم، صفحه اصلی آن است. صفحه اصلی در این اپلیکیشن به شما نشان می‌دهد که چه کاری می‌توانید انجام دهید. آن‌ها به طور کاملا بی‌نقصی اطلاعات را دسته‌بندی کرده‌اند و در بهترین مکان مناسب خود قرار داده‌اند (دقیقا جایی که باید این اطلاعات قرار داشته باشند، قرار دارند).در عین حال، آن‌ها به شما انتخاب‌های بی‌پایانی ارئه می‌دهند و همچنین شما را در تعامل با خود نگه می‌دارند. این باعث می‌شود که در اولین تجربه استفاده من از این اپلیکیشن فکّم از تعجب پایین بیفتد (همان استفاده از فاکتور wow) و صد البته کاربران دیگر را به استفاده مکرر از آن تشویق کنم.به‌طور خلاصه می‌توانم بگویم که فقط یک راهکار در اینجا داریم:در حالی که یک صفحه اصلی اپلیکیشن را طراحی می‌کنید، همه این قوانین را در ذهن خود داشته باشید.نتیجه نهایی آن را خواهید دید!صفحه اصلی اپلیکیشن مورد علاقه شما چیست؟ نظر خود را با ما در دیزایناسور در میان بگذارید.</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 12:08:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با کمک پرسونا، محصول بهتری برای کاربران خلق کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/create-persona-dyezijodzoux</link>
                <description>طرح پرسونا: Ofer Ariel
پرسونا نماینده یک نوع از مشتری است. پرسونا به این پرسش پاسخ می‌دهد: «برای چه کسی طراحی می‌کنیم؟». پرسونا به تنظیم استراتژی و اهداف مشتریان کمک می‌کند.چگونه یک تحلیل شخصیتی انجام می‌دهیم؟در ابتدا می‌توانید با جمع‌آوری همه‌چیزهایی که در مورد مشتریان خود می‌دانید و دسته‌بندی اطلاعاتتان، شروع کنید. می‌توانید از سرفصل‌های خاص مربوط به حوزه‌های مطالعه خود مانند صنعت، دستگاه‌ها، زمان و اهداف استفاده کنید. یا با استفاده از یافته‌های خود، می‌توانید نمودارهای وابستگی ایجاد کنید. کم‌کم می‌توانید الگوهایی از اینکه مشتریانتان چکار می‌کنند یا چه زمانی از روز و کجا، از چه دستگاه‌هایی استفاده می‌کنند را نیز پیدا کنید.سپس می‌توانید سوالاتی را در قالب یک فرم راجع به اینکه مشتریانتان چه شباهت و تفاوت‌هایی دارند، ایجاد کنید.افرادی را که این خوشه‌ها را تشکیل می‌دهند، پیدا کنید یا در پایگاه داده مشتریانتان آن‌ها را بیابید و یا حتی با آن‌ها صحبت کنید! این یک پیروزی است. شما می‌توانید از مشتریان یاد بگیرید و به افرادی که از نرم‌افزارتان استفاده می‌کنند، دسترسی پیدا کنید.مصاحبه حضوری با یک مشتری ایده‌آل است. اما اگر شخصاً نمی‌توانید به صورت حضوری آن‌ها را ببینید، گپ ویدیویی بهترین گزینه‌ی بعدی برای شماست. پرسونا دارای شخصیت است، بنابراین در طول مدت مصاحبه‌ها هرچه بیشتر مشاهده و ضبط کنید، پرسونا واقعی‌تر خواهد بود. پس‌ از آن می‌توانید یافته‌های خود را ذسته‌بندی کرده و تجزیه‌وتحلیل کنید.ممکن است متوجه شوید که دو نفر از مشتریان شما دارای ویژگی‌های مشترک زیادی هستند، در این صورت می‌توانید این افراد را ترکیب کنید. یا اگر بین ویژگی‌های یک شخص به‌اندازه کافی تمایز وجود داشته باشد، شخص را به دو پرسونا تقسیم کنید. ایجاد پرسونا یک فرایند تکراری است. آنچه در نگاه اول به نظر می‌رسد، ممکن است به‌اندازه کافی کنترل‌شده نباشد!اکنون وقت آن رسیده است تا نام و عنصر معرف برای این افراد ارائه شود. عنصر معرف شما ممکن است یک عکس، یک تصویر یا یک آیکون باشد. بخش مهم این است که این پرسوناها مجزا و ممتاز باشند. هدف این است که می‌خواهید همکاران خود، با اشاره به شخصیت نیلوفر، به تصویر نیلوفر و عنصر معرف آن فکر کنند. هنگامی‌که پرسونای خود را ایجاد کرده‌اید، می‌توانید از آن‌ها برای اعتمادسازی مشتریانتان استفاده کنید.برای مثال، می‌توانیم بگوییم: “این یک ویژگی است که نیلوفر از آن استفاده می‌کند، اما ویژگی دیگر آن چیزی نیست که کامران در استفاده از این برنامه داشته باشد.”درنهایت، پرسونا خود را با همکاران خود به اشتراک بگذارید. پوسترهای پرسونا خود را ایجاد کنید و آن‌ها را در سراسر دفتر خود آویزان کنید. هدف شما این است که یک درک مشترک از این‌که چه کسی برای شما کار می‌کند و چگونه می‌تواند بهتر خدمت کند، ایجاد کنید.پرسونا می‌تواند بینش‌های واقعی شما را به مشتریان شما نشان دهد، که درنتیجه نشان می‌دهد شما در طراحی یک محصول یا خدمات چقدر خوب هستید. فقط به یاد داشته باشید که پرسوناها در طول زمان تغییر می‌کنند… آن‌ها را ایجاد کنید، از آن‌ها یاد بگیرید، آن‌ها را به اشتراک بگذارید، و فراموش نکنید که پس از مدتی مجدداً به سراغشان رفته و دوباره روند را آغاز کنید!آیا تا حالا برای پروژه خودتون پرسونا ساختید؟ اگر جواب شما مثبته، لطفا توی وب‌سایت دیزایناسور تجربیات خودتون رو با بقیه طراحان تجربه کاربری به اشتراک بگذارید. ممنون از اینکه این مطلب رو خوندید❤️</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 11:58:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک رزومه تجربه‌کاربری بهتر بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-lygiww0dto69</link>
                <description> تجربه‌کاربریهرروز در حال رشد است. مردم بیشتر و بیشتر در حال یادگیری آن هستند. با افزایش تقاضا، بسیاری از شرکت‌ها به دنبال استخدام طراحان تجربه‌کاربری هستند. با این‌حال، تعداد زیادی از رزومه‌های تجربه‌کاربری را می‌بینم و با خیال راحت می‌توانیم بگوییم که هیچ‌کدام از آن‌ها در مورد نوشتن رزومه حرفی برای گفتن ندارند. همه طراحان تجربه کاربری نیز روزی تازه‌کار بوده‌اند و زمان زیادی را برای نوشتن اولین رزومه خود سپری کرده‌اند. خود من هیچ ایده‌ای نداشتم که چگونه این کار را انجام دهم! من اولین و آخرین کسی نبودم که از ین موضوع وحشت کردم! این لحظه برای اکثر مردم ترسناک است، اما به نظر می‌رسد بهتر است بالاخره از یک جا شروع کنید و تکرار این جملات منفی “من نمی‌توانم این کار را انجام بدهم” و “رزومه من فاجعه است” را کنار بگذارید.کمی از تجربیات خودم و همکارانم را برای شما جمع‌آوری کرده‌ام، تا بدانید چه‌کاری را باید انجام دهید و چه‌کاری را نباید انجام دهید، بنابراین، در اینجا یک راهنمایی ساده بیان می‌کنیم که به شما کمک می‌کند رزومه بهتری تنظیم کنید و از این دسته از طراحان جدا شوید ? چطور یک رزومه تجربه‌کاربری بهتر بنویسیم؟تاکید روی نکات کلیدی رزومهچارچوب زیر، یک ساختار پایه‌ای از نحوه طراحی رزومه با تأکید روی ارائه ویژگی‌های کلیدی را به شما ارائه می‌دهد. این ساختار اساسی کاربر را از طریق جنبه‌های اصلی که چرا شما باید آن‌ها را انتخاب کنید، به دست می‌آورد و نشان می‌دهد که معیارهای کلیدی موردنظر شما را دارند.نقاط کلیدی شما باید نشان دهند که چرا شما با سایر نامزدها متفاوت هستید. واقعاً به چه چیزی علاقه‌مندید؟ احساسات شما چگونه است؟ شما چه چیزی را پیشنهاد می‌کنید که متفاوت یا منحصربه‌فرد است؟ اینجا نقطه‌ای است که در آن باید مشتاقانه و ماجراجو عمل کنید، صحبت در مورد وبلاگ خود، مقالاتی که درباره تجربه کاربری نوشته‌اید، کنفرانس‌هایی که حضورداشته‌اید، سؤالاتی که در سایت‌هایی مانند Quora یا UX StackExchange پرسیده/ پاسخ داده‌اید، را بیان کنید.همچنین خارج از تجربه کاربری اینجا فکر کنید و کارهای داوطلبانه‌ای که انجام داده‌اید را لیست کنید، اشتیاق و علاقه‌مندی‌های خود را خارج از حیطه کاری بیان کنید و توضیح دهید تأثیر آن‌ها روی کار آینده شما چگونه خواهد بود. به‌عنوان‌مثال، اگر فشن و مد را دوست دارید، شاید بتوانید توضیح دهید که چگونه مهارت مد می‌تواند به مشتریان افرادی مانند خرده‌فروشان و تولیدکنندگان مد کمک کند.۱: وقتی برای شغل طراحی درخواست می‌دهید، خواهش می‌کنم! از یک قالب رزومه رایگان استفاده نکنید!از خودتان بپرسید: آیا استفاده از طرح دیگران باعث می‌شود که شما نیز تبدیل به یک طراح شوید؟بسیاری از این قالب‌های رایگان که در وب وجود دارد خیلی هم اصلی و اورجینال نیستند. اکثر این قالب‌ها از یک الگوی گرافیکی استفاده می‌کنند.اگر می‌خواهید خودتان طراح شوید، بهتر است تلاش کنید و یک‌راه حل گرافیکی را مخصوص خودتان ارائه دهید. لازم نیست که یک طرح کامل ارائه دهید. اینکه تلاش کنید و این را نشان دهید که دوست دارید تا خودتان را معرفی کنید، خیلی بهتر است.۲: خلاقیت بیش‌ازحد از خودتان نشان ندهید، یک طراحی UX خوب باید قابل‌خواندن و فهمیدن باشدطرح جذابی بزنید، اما این هم به یاد داشته باش که استخدام‌کنندگان حوصله ندارند ۱۰ دقیقه به دنبال یک شماره تلفن بگردند.خلاقیت بیش‌ازحد یکی دیگر از اشتباهات است. هماهنگی فونت‌ها، تنظیم ستون و ارتفاع خط و ارائه درست سلسله‌مراتب بصری، تایپوگرافی جذاب و رنگ‌های مناسب را هیچ‌گاه فراموش نکنید.ممکن است حساب کاربری در سایت دریبل داشته باشید و کلی کار باحال و خلاقانه در زمان تحصیل انجام داده باشید و دیده باشید، اما استفاده از آن‌ها اینجا و برای نوشتن رزومه جایز نیست. شما باید از طرح‌هایی استفاده کنید که خوانایی بهتری داشته باشد.قبل از ارسال رزومه خود می‌توانید آن را آزمایش کنید، کافیست ۵ نفر را پیدا کنید و از آن‌ها این چند مورد را درخواست کنید:⦁ یافتن شماره تلفن⦁ پیدا کردن نرم‌افزارهایی که ذکر کرده‌اید⦁ توضیحات پروژه‌ای که اخیراً انجام داده‌ایداگر طرح شما از این آزمون سربلند بیرون آمد، رزومه خود را ارسال کنید.۳: از ارائه نمودار برای اعلام میزان مهارت در نرم‌افزارها خداحافظی کنید و سعی کنید اهل توضیح باشیدتخصص در استفاده از نرم‌افزار در نمودار یا با درصد قابل‌اندازه‌گیری نیست. این نوع نمودارها در مورد مهارت‌هایتان زیاد صحبت نمی‌کنند. اگر می‌خواهید خلاصه‌ای از مهارت‌های خود را به یک طراح ارشد که CV شما را بررسی می‌کند نشان دهید، آن را توصیف کنید.مثال‌های خوب:Sketch – این ابزار اولیه طراحی من است. من می‌دانم که چگونه از نمادها و پلاگین ها استفاده می‌شود. پلاگینی که بیشتر استفاده می‌کنم Craft است. من از سبک‌های مشترک رنگ، گرادیانت و فونت استفاده می‌کنم.Axure – می‌دانم که چگونه یک هدر Sticky در اسکرول ظاهر می‌شود و چگونه کپی‌های مختلف به‌عنوان وضعیت خطای یک متن ورودی نمایش داده می‌شود.Principle – من می‌توانم تعاملات بسیار ساده مانند پیمایش عمودی و افقی یا تغییر سبک دکمه hover را طراحی کنم.۴: از کلمات کلیدی صرف‌نظر کنید و از دانش حرفه‌ای خود استفاده کنیدواضح است که همه افرادی که به موقعیت و یک شغل در حوزه تجربه کاربری می‌رسند، از مفاهیم ذکرشده در بالا مطلع هستند. بااین‌حال، لیست کردن آن‌ها میزان سواد شما در این زمینه را به اطلاع استخدام‌کنندگان نمی‌رساند. خاص باشید و علاوه بر لیست کردن آن‌ها توضیحات خاصی هم راجع به آن اضافه کنید.مثال‌های خوب:من میدانم که Progressive disclosure چیست و چرا استفاده بیش‌ازحد اطلاعات در یک صفحه، اشتباه است.من از تکنیک‌هایی مانند تست قابلیت استفاده از Guerilla و دیاگرام وابستگی در پروژه‌های مدرسه‌ام استفاده کردم.۵: توصیف بزرگ‌ترین پروژه‌ای که انجام دادید و ثابت کنید که چقدر از دانش حرفه‌ای برای آن استفاده کرده‌ایدشما به عنوان یک طراح جوان UX جویای کار هستید، بنابراین هیچ‌کس انتظار ندارد که یک نمونه خفن داشته باشید. در عوض، بزرگ‌ترین پروژه‌ای که انجام داده‌اید را بهتر توصیف کنید و یک پیوند را به برخی مدل‌ها یا یک نمونه اولیه‌تان اضافه کنید.مثال خوب:بزرگ‌ترین پروژه من تابه‌حال پروژه فارغ‌التحصیلی من است. من یک پلت فرم تجارت الکترونیک برای صنعتگران طراحی کردم. من با روشی مبتنی برداده کار می‌کردم و از عکس‌های واقعی استفاده کردم که در سیستم‌عامل‌های دیگر با محتوای تولیدشده توسط کاربر پیدا کردم. من می‌خواستم مسئله را با طراحی UI غیرواقعی انجام دهم که می‌تواند با تصاویر غیرحرفه‌ای با یک دوربین گوشی هوشمند گرفته‌شده باشد. من نمونه‌هایی کاغذی ساختم، قاب‌های طراحی‌شده در Sketch را طراحی کردم و یک نمونه اولیه Hi-fidelity در Axure ایجاد کردم.مزیت توصیفی و خاص بودن رزومه شماآیا تابه‌حال چیزی در مورد کلمه‌ای به‌عنوان فریم شنیده‌اید؟ این یک موضوع تعصب شناختی است که باعث می‌شود مردم به‌طورکلی تمایل به توجه بیشتر به برخی قطعات اطلاعاتی داشته باشند که در ابتدای انجام یک کار مشخص‌شده است.اگر از ابتدای خواندن یک متن از شما خواسته شود که واژگان غنی و شاعرانه را پیدا کنید، احتمالاً کلمات کلیدی شاعرانه و قوی‌تر را به یاد می‌آورید، تا اگر از شما خواسته شد که آن را بخوانید، این کلمات را به یاد داشته باشید. به این دلیل که شما در مورد جنبه‌های شاعرانه زبان موردتوجه قرار گرفتید.اگر می‌خواهید در مصاحبه‌ای در مورد موضوعاتی که احساس خوبی دارید و با آن‌ها آشنا هستید صحبت کنید، می‌توانید از این تعصب شناختی برای جلب‌توجه کارکنان در رزومه کاری خود با بخش‌هایی از اطلاعات استفاده کنید.توصیفی و خاص بودن نه‌تنها کار استخدام‌کنندگان را برای سنجش مهارت‌های شما آسان‌تر می‌کند، بلکه برای شما نیز مصاحبه خوبی را به ارمغان می‌آورد. اگر می‌خواهید از موضوعاتی که روی آن تسلط دارید صحبت شود آن را در رزومه خود ذکر کنید.طراحی واکنش‌های مردم، بخش بزرگی از کار شما است. خیلی راحت به سوالاتی که در آن تخصص ندارید پاسخ ندهید. بهتر است که فروتن باشید و اعتراف کنید که همه‌چیز را نمی‌دانید، و نباید تحریک شوید که از خودتان نقطه‌ضعف نشان دهید.اساساً، رزومه شما باید یک مورد کاروکسبی برای اینکه چرا این شرکت به شما نیاز دارد، ارائه بدهد. آن‌ها به آنچه شما انجام می‌دهید نیاز ندارند (آن‌ها افراد دیگری دارند که می‌توانند این کار را انجام دهند)، باید بیان کنید چرا آن‌ها به شما نیاز دارند تا این کار را انجام دهید. چه چیزی شما را خاص می‌کند؟ تا زمانی که این دستورالعمل‌ها را دنبال می‌کنید، هیچ مشکلی در یافتن شغل رویاهای خود نخواهید داشت. و در پایان… صادق باشید ?</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jul 2018 14:03:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصاویر پروفایل را دایره‌ای طراحی کنیم یا مربعی؟بهترین گزینه کدام است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-gxcpxyhf7oo8</link>
                <description>در آخرین مطلب سایت دیزایناسور به بررسی تصاویر پروفایل پرداختیم. بد نیست شما دیزاینرهای خوب ویرگول هم به آن نگاهی بیندازید :)تصاویر پروفایل اپلیکیشن شما چه شکلی است؟اگر به‌طور اتفاقی مربعی شکل است، باید بگوییم که متاسفانه شکل مربع برای تصویر پروفایل مناسب نیست. زیرا باعث می‌شود دیدن چهره و تشخیص آن سخت شود. یک تصویر پروفایل دایره‌ای شکل خیلی بهتر از مربعی کار می‌کند زیرا چهره را بیشتر نشان می‌دهد.روشنایی گوشهیکی از دلایلی که باعث می‌شود پروفایل مربعی تشخیص سخت‌تری داشته باشد، گوشه‌های تیز است. گوشه‌های تیز باعث می‌شود تصویر روشن‌تر شود. این روشنایی می‌تواند در پردازش چهره تصاویر پروفایل دخالت کند.یک تصویر پروفایل دایره‌ای باعث روشنایی گوشه نمی‌شود چراکه اصلاً گوشه‌ای ندارد.منبع عکس: نامشخص تمرکز مرکزیاکثر چهره‌ها در مرکز تصویر پروفایل قرار دارند. وقتی به یک چهره در تصویر مربعی نگاه می‌کنید، کاربر زمان بیشتری برای تمرکز روی چهره، صرف می‌کند. این به دلیل فاصله زیاد از مرکز تصویر تا گوشه‌هاست. کاربر مجبور است چشمش را در امتداد قطر حرکت بدهد تا همه‌چیز را ببیند.وقتی به یک چهره در تصویر دایره‌ای نگاه می‌کنید، کاربر می‌تواند همه‌چیز را با نگاه کردن به مرکز تشخیص بدهد. دلیل آن‌هم فاصله مساوی مرکز تا لبه‌های تصویر است. بنابراین کاربران زمان کمتری را صرف تمرکز می‌کنند چون نیاز کمتری به حرکت چشمشان به اطراف تصویر دارند.محدوده پس‌زمینهمهم‌ترین قسمت یک تصویر پروفایل، چهره است. هرچه پس‌زمینه تصویر کمتر باشد، کاربران بیشتر می‌توانند روی چهره تمرکز کنند. یک تصویر پروفایل مربعی محدوده بیشتری از پس‌زمینه را به کاربر نشان می‌دهد. اما یک تصویر پروفایل دایره‌ای، محدوده پس‌زمینه را حذف می‌کند.تصاویر غیر چهره‌ایشکل دایره‌ای برای تصاویر پروفایل به‌خوبی کار می‌کند، زیرا چهره را بیشتر نشان می‌دهد. اما برای تصاویر غیر چهره‌ای مناسب نیست. پس‌زمینه یک تصویر غیر چهره‌ای ممکن است حاوی محتوایی باشد که کاربران می‌خواهند ببینند. گوشه‌ها نیز می‌تواند عمق و جزئیات را کاهش دهد.عکس: آرامگاه بوعلی سینا همدان (محمد غیاثوند) تجربه شکل دادن به تصویرتصاویر دایره‌ای تمرکز بیشتری روی چهره نسبت به تصاویر مربعی دارند. تصاویر برجسته به کاربران کمک می‌کند تا خیلی ساده‌تر نام‌های کاربری آن‌ها را تشخیص بدهند. اگر یک تغییر ساده می‌تواند تجربه کاربر را به این شکل تغییر دهد، این یک تغییر ارزشمند است.نظر شما چیه؟ شما بیشتر از کدوم شکل توی کارهاتون استفاده می‌کنید؟</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jun 2018 14:12:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره منوی همبرگری، بررسی مزایا و معایب</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86%D9%88%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C-kno1gyhrw9wg</link>
                <description>منوی همبرگری که میگن اینه! اخیراً در حال بررسی یکی از کارهای موبایل اپ با یکی از همکاران طراحم بودم که از من پرسید چرا از منوی همبرگری برای Navigation برنامه استفاده نکردی؟این سؤال باعث شد به فکر فرو بروم، چند لحظه مکث کردم و از خودم پرسیدم: “چرا این کار رو نکردم؟”، سؤال چالش‌برانگیزی بود. به‌طور خلاصه توضیح دادم که منوی همبرگری مجهز به Navigation Bar است اما کار کاربران را برای پیدا کردن آنچه دنبال آن هستند سخت می‌کند. محتوای این برنامه خاص که روی آن کارکرده‌ام، به‌اندازه‌ای پیچیده نبود که از منوی همبرگر استفاده کنم. پس‌ازاین مکالمه، نمی‌توانستم به آن فکر نکنم. آیا من اشتباه می‌کردم؟ طراحی که کار من را بررسی می‌کرد تجربه بیشتری نسبت به من داشت، اما به نظر من استفاده از منوی همبرگر کار اشتباهی بود. در ادامه بررسی منوی همبرگری با ما همراه باشید.  مزایا و معایبمنوی همبرگری بسیار عالی است، زیرا فضای زیادی را ذخیره می‌کند که باعث می‌شود یک طراحی ساده و تمیز داشته باشیم. از سوی دیگر، باعث می‌شود که کاربر برای حرکت بین بخش‌های مختلف برنامه بیشتر درگیر شود و تعامل با کاربر را افزایش می‌دهد. اگرچه یک منوی همبرگری می‌تواند یک طراحی بصری ساده را محیا کند، اما برنامه را به‌صورت ساختاری پیچیده می‌کند، زیرا اطلاعات را در پشت سه خط کوچکی قرار می‌دهد که هیچ اطلاعاتی را ارائه نمی‌دهند.حین انجام هر پروژه، شما باید درک عمیقی از افرادی که برای آن‌ها طراحی می‌کنید(کاربرانتان) داشته باشید. آیا آن‌ها می‌فهمند که سه خط افقی به معنی منو است؟ آیا آن‌ها با منوی همبرگری ارتباط برقرار می‌کنند؟منوی همبرگری یکی از المان‌هایی است که معمولاً طراحان زیاد راجع به آن سؤال نمی‌پرسند، و معمولاً بدون اطلاع خاصی از آن در کار خود استفاده می‌کنند. استفاده از هریک از اجزا و المان‌ها هنگامی‌ که طراح جنبه‌های تجربه برنامه و کاربرانش را در نظر نگرفته باشد، بسیار خطرناک است. به‌ویژه اگر این روند مربوط به Navigation اولیه برنامه باشد. بنابراین، کمی تحقیق کردیم تا ببینیم که شرکت‌های بزرگ دیگر چگونه از منوی همبرگر در برنامه‌های موبایل خود استفاده می‌کنند.کمی شوک وارد کنیم: تعداد زیادی از طراحان کاربرد منوی همبرگری را نمی‌دانند! مثال‌های واقعی:چه زمانی استفاده از منوی همبرگر خوب، و چه زمانی کارآمد نیست؟اجازه بدهید نگاهی دقیق‌تر به چند راه‌حل متفاوت برای Navigation موبایل و مزایا و معایب هر طراحی داشته باشیم.اپلیکیشن FitBit FitBit مقدار زیادی اطلاعات پیچیده را می‌گیرد و با طراحی عالی آن را ساده و قابل‌درک می‌کند. بدون هیچ منوی همبرگری!ملموس‌ترین المان این اپلیکیشن یک دکمه “اضافه کردن” یا همان + خودمان در پایین صفحه است که نشان می‌دهد چه نوع اطلاعاتی را کاربر می‌تواند اضافه کند. اما کار می‌کند! این مورد هیچ اطلاعات کلیدی را پنهان نمی‌کند. عملیات اصلی “اضافه کردن” بسیار واضح است و به‌راحتی از قسمت Navigation اصلی قابل‌دسترس است. اپلیکیشن توییتر توییتر دارای چندین ویژگی است، اما هر یک از آن‌ها تنها با یک Tap در دسترس است. حیرت‌آور است. حتی بخش لحظات که تویت های محبوب را بر اساس ویژگی طبقه‌بندی می‌کند، با استفاده از یک منوی پیمایش برای به‌طور مؤثر، نمایش چندین دسته محتوا در یک جا طراحی شده است. اگرچه من معتقد هستم که Navigation آن می‌تواند بهبود بیشتری پیدا کند، ساختار موجود و نمایش قسمت‌های مختلف اپلیکیشن بدون استفاده از منوی همبرگری و یا گزینه‌ی “بیشتر” تشکیل‌شده است. مقایسه Uber و Lyft
 منوی همبرگر برای هر دو مورد (در Lyft به‌عنوان عکس پروفایل شخصی) در نویگیشن اصلی به‌کاررفته است. بااین‌حال، در هر دو سناریو کار می‌کند، زیرا هدف اصلی آن برنامه‌ریزی برای گردش در صفحه است که بلافاصله از صفحه اصلی قابل‌دسترسی است. هرگونه گزینه اضافی در پشت منو همبرگر جزء اقدامات ثانویه است، مانند تاریخچه گردش در صفحه و پرداخت.بعید است که کاربر هر بار برنامه را باز می‌کند از این ویژگی‌ها استفاده کند. اپلیکیشن آمازون آمازون از منوی همبرگری استفاده می‌کند، اما بیایید واقع‌بین باشیم. آمازون استثنا است زیرا آمازون به معنای واقعی کلمه همه‌چیز را به فروش می‌رساند. در اینجا، منوی همبرگر یک انتخاب هوشمند برای ساده کردن رابط‌ کاربری است. آمازون یکی نمونه‌های عالی در پیاده سازی منوی همبرگری است. اپلیکیشن با استفاده از یک فرم جستجو کاملاً ساختاریافته است. فرم جستجو تایپ را برای کاربر سریع و آسان کرده و دقیقه همان چیزی است که آن‌ها می‌خواهند. و همان‌طور که تحقیقات نشان می‌دهد، کاربران بیشتر از آن چیزی که فکر کنید جستجو می‌کنند، مخصوصاً وقتی می‌خواهند بروند!نتیجه‌گیریقبل استفاده از منوی همبرگری کمی فکر کنید. Navigation یک بخش حیاتی و شایسته توجه و تفکر دقیق است. Navigation پنهان اغلب برای کاربر مضر است، هرچند هر طرحی باید همیشه در قالب کلی اهداف برنامه و کاربران نهایی، موردتوجه قرار گیرد. خیلی مهم است که با تفکر از این منو استفاده کنید نه صرفاً به دلیل اینکه “این چیزی است که هرکسی انجام می‌دهد.” اگر چیزی طراحی کنید که نیاز کاربران است، شک نکنید شیفته شما خواهند شد. المان‌های بلااستفاده را فراموش کنید.  تاحالا شما در طراحی‌های خودتان از منوی همبرگری استفاده کرده‌اید؟ خوشحال می‌شویم از تجربیات شما استفاده کنیم.منبع: دیزایناسور</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Tue, 22 May 2018 02:21:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با شغل UX Writer بیشتر آشنا شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@designasor/whois-ux-writer-f5icggqwmddj</link>
                <description> شغل UX Writerامروز در دیزایناسور مطلبی منتشر کردیم که احتمالا برای کاربران ویرگول هم جالب است :)گوگل، آمازون، دراپ باکس، پی‌پال و خیلی از بازیگران صنعت تکنولوژی به دنبال افراد UX Writer هستند. این شغل به نظر کمی کمرنگ و ناشناخته میاد. در این مطلب قصد نداریم به شما UX Writing آموزش دهیم بلکه می‌خواهیم با این شغل بیشتر آشنا بشیم. یه نگاه کوتاه به آگهی‌های شغلی بندازیم، فقط برای اینکه ببینیم شرکت‌های بزرگ تکنولوژی چه اولویت‌بندی‌هایی برای استخدام دارند. در سال 2016، تعداد زیادی از آگهی‌ها را در آمازون، گوگل و چند شرکت کوچک دیگر را مشاهده کردیم که همه خواستار UX Writerها بودند.عکس: UXBoothامروزه واقعیت طراحی تجربه کاربری این است که نقاط اتصال ما با تکنولوژی نسبت زندگی واقعیمان، خیلی بیشتر و بیشتر شده است. ما می‌توانیم با ماشین‌آلات برای سفارش مواد غذایی (منظور همان اپلیکیشن‌های سفارش غذاست) صحبت کنیم. از یک ربات از طریق تلفن برای بررسی مانده حسابمان استفاده می‌کنیم. خیلی راحت به وسیله Xbox می‌توانیم بازی کنیم. و در نهایت در واقعیت مجازی، جایی که ما نمی‌توانیم چیزی را لمس کنیم، صداهای ما می توانند کاری را انجام دهند که ممکن است دستان ما نتوانند.جالب بود. نه؟یک همپوشانی بین رابط کاربری گرافیکی (GUI) و رابط کاربری صوتی (VUI) وجود دارد که نیاز به یک مهارت جدید دارد: متخصصانی باتجربه با درک عمیق از طراحی گرافیک و طراحی مکالمه. بیایید نگاهی به نحوه UX Writing و هرآنچه که شرکت‌ها به دنبال آن هستند بیاندازیم.UX Writing چیست؟UX Writing دقیقا یکی از شاخه‌های نوشتن محتوا است. اما محتواهایی که دقیقا در User-facing Touchpoints (تمام نقاط تماس کاربر) اتفاق می‌افتد. این کپی نباید تنها شامل Voice یک برند باشد. بلکه باید برای کاربر مفید و کاربردی باشد.تعریف سختی بود؟ به عنوان مثال، در گذشته، یک UX Writer خوب (نه فقط کسی که اسم در کرده، کسی که واقعا مهارت دارد!) فهمید که وقتی کاربر یک خبرنامه را با MailChimp می‌فرستد، احتمالا در حالت اضطراب جزئی قرار می‌گیرد. تیم MailChimp برای رسیدن به احساسات بهتر در مورد آنچه که کاربر ارسال می‌کند، یک پیام موفقیت آمیز را ایجاد کرد که باعث بهتر شدن خلق و خوی کاربر شد و به راحتی وضعیت را گزارش کرد و درنتیجه میزان رضایت‌مندی افزایش پیدا کرد.پژوهشدر یک پروژه، UX Writerها اعضای کاملی از تیم تجربه کاربری هستند، و انتظار می‌رود که در تحقیق کاربر و مخاطب، بخشی از فرآیند طراحی کاربرمحور را انجام دهند.دید مشتری را باز کنید و روی محتوا و طراحی کلی برای تولید محصولات و ویژگی های نوآورانه تمرکز کنید.نوشتننوشتن نقش بسیار مهمی در شغل UX Writing دارد. البته ما اینجا از یک نویسنده معمولی صحبت نمی‌کنیم، بلکه منظور ما یک نویسنده عالی و حرفه‌ای است که از تک تک کلمات خود دفاع می‌کند! گوگل از تیم UX Writing خود به عنوان &quot;مخترعان ماندگار&quot; یاد می‌کند.همکاریدر بیشتر آگهی‌های شغلی شرکت‌ها، همکاری متقابل تیم را به عنوان یک مسئولیت مهم در UX Writing می‌دانند. این موضوع احتمالا برای همه کسانی که به عنوان هر نوع نویسندگی حرفه‌ای کار می‌کنند، بی نظیر است؛ هر کس نظری در مورد کلمات دارد. در اینجا به مثال لیست وظایف شغلی توجه کنید:همکاری در تیم‌های بازاریابی، حقوقی و توسعه کسب و کار. همچنین چندین کار وجود دارد که در ادامه کار با آنها برخورد خواهید کرد اما محسوس نیستند. این موارد عبارتند از:ساخت و اجرای استراتژی سرمقالهایجاد و انجام استراتژی محتوابازاریابی کپی نویسینوشتن مطالب آموزشی کاربرپسندUX Writerها از بقیه نویسندگان متمایز هستند. منابع آموزشی زیادی برای UX Writing وجود ندارد، بنابراین احتمال دارد که هر نویسنده‌ای به روش خودش کار کند. با این حال، نقش UX Writer نباید با نقش‌های زیر اشتباه گرفته شود:نویسندگان فنیاستراتژیست محتوامعماران اطلاعاتبازاریاباننویسندگان UX هیچ کجا نخواهند رفت!همانطور که می دانیم زندگی روزمره و اجتماعی ما خیلی بیشتر از گذشته با تکونولوژی گره خورده است و نیاز عمیق‌تری به داستان سرایان افسانه‌ای داریم، افرادی که راحت پیش‌بینی می‌کنند چه زمانی چه کلماتی مورد نیاز است. این یک شغل هیجان انگیز است و نویسندگان اکنون فرصت دارند تا تجربه خود را به جدول فناوری تبدیل کنند.منبع:UXBooth</description>
                <category>دیزایناسور</category>
                <author>دیزایناسور</author>
                <pubDate>Wed, 16 May 2018 17:59:03 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>