<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nirvana</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@deyniraw</link>
        <description>چون، اگه یه روزی من تموم شدم میخوام کلماتم اینجا امن بمونه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:55:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2902836/avatar/vP4FvH.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nirvana</title>
            <link>https://virgool.io/@deyniraw</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تاسیان</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%AA%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86-zd3cd2fnmngt</link>
                <description>به تازگی شعر تاسیان از اقای هوشنگ ابتهاج رو دوباره خوندم و چقدر این شعر غریبانه غمِ سوگ رو به تصویر میکشهتاسیان توصیف شدنی نیست به تصویر کشیدنی‌ستو واقعا این شعر یک غمِ ارغوانی به ما هدیه کرد-نوشته من با تضمین از شعر استاد سایه :چند صباحیست که قلمم دیگر به دست نمیرود . بغض سخت روحم را می فشارد و اشک ها در پس سد حرف های ناگفته و فریاد های نزده در گلو جا خوش ‌کرده اندتاسیانم یعنی؛«خانه دلتنگ غروبی خفه بود»خانه ای روستایی با اجر های خیس ، هوای بارانی ، گل های ایوانیاسمانی نفتی اغشتهِ گلبهیِ نرم .خانه آه میکشید . اهسته اهسته غروب سر میرسید و دلتنگی درون جان خانه فرو میرفت «مثل امروز که تنگ است دلم».شب اخرین صورتی های اسمان را شست و برد ، تنها ماند یکی مهتابی .ا‌و سو سو کنان بود و من «پدرم گفت چراغ و شب از شب پر شد»مهتابم‌‌ کشته شد مثل اخرین امید.«من به خود گفتم یک ؛ روز گذشت »یک روز و در باور من چندی سال!«مادرم اه کشید ، زود برخواهد گشت»او برخواهد گشت؟!«سپس خوابم برد ؛ آری ان روز چو میرفت کسی ..داشتم امدنش را باور.»باوری سخت ولی غمگین است« من.. نمیدانستم معنی هرگز راتو چرا باز نگشتی دیگر؟ »هنوزهم دارمت چشمی در راهبر انتظارم هنوز..که بیایی و دل دیوانه ای شاد کنی.پ.ن: غم این شعر رو توی وضعیت فعلی خیلی ها با از دست دادن عزیزاشون بیشتر درک میکننو من تا ابد پشت اجر های این شعر بی وقفه گریه میکنم</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 21:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقاشیِ مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%90-%D9%85%D8%B1%DA%AF-feespbtos2bk</link>
                <description>نقاشی بحث برانگیزی هست ، از کرکترها میشه به عنوان نماد برای اوضاع فعلی استفاده کرد. میسوزد ، میسوزد .زمانه گلویم را بر دندانهای بی رحمش کشیده و بی اختیار بر تن بی توانم چنگ میزند.میبینند ، میبینند.مردم مرا میبینید مرا در تقلای زندگانی تماشا میکنند با چشمی باز و روشن تر از همیشه ولی دل ها ان دل ها از ریشه کور بودند.میمیرند میمیرند.ادم ها یکی پس از دیگری پشت هم بر زمین میافتند گویا در جنگِ با زمانه هیچ گریزی از مرگ نیستمیخندد میخندد.او میخندد ایستاده درتماشا .از گوشت به دندان کشیده از دستهای بسته شده از چنگ های مکرر از پیکر های بیجان از اشک از ناله از فعان از خون از مرگ، لذت میبردانگار که تمام این ها فقط یک اثر حیرت انگیز از صفحه روزگارست که بر دفتر نقاشیه هزار برگش ترسیم شده.میروم، میروم.دیگر کم کم باید رفت‌ ، من هم مانند ان مردم یک جنازه دیگر بر صفحه دفتر نقاشی هستم.</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jan 2026 23:05:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معشوقِ ایرانیِ من</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D9%85%D8%B9%D8%B4%D9%88%D9%82%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%90-%D9%85%D9%86-zlbqaooftbxg</link>
                <description>اقای شرقی غمگین و خانم غربی خوشحال ؟دوستش داشتم ولی ویران بود ، ایران بود.امان از معشوق ایرانیِ من!  چشمانش به سیاهی لباسِ معترضان می مانست ،دلش اشوب و منطق سرکوب گری بی رحم بودجای جای بدنش کبودی موشک های اسرائیلی ولی همچنان استوار بود.روحش خسته بود ، از زمان جنگ هشت ساله ِ کهنه اشغم چنان وحشیانه ریشه در وجودش دوانده که گویی او ایران بی دفاع و غم جمهوری .از همان بدو تولد -همان پنجاه و هفتِ غمگین- درحال مبارزه است ولی غم تا تمام عشق و امید اش را به تاراج نبرد نمیرود که نمیرود.ای کاش میشد به داد معشوق ایرانی رسیدولی غم اماده است که بماند</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jan 2026 13:30:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن سوی پرچین</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A2%D9%86-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%DA%86%DB%8C%D9%86-t2cdajufd6yu</link>
                <description>مرا در کوچه های تنهایی رها کن ، بگذار ارام ارام بمیرم و تو ارام ارام دور شو. برو به دشت های سبز برو به سمت نور مرز بین تاریکی و نور را بشکن ، قدم بگذار به جایی که در ان نفس جاریست ! جایی که من ایستاده ام خفگی گلویت را میفشارد ، تاریکی دست و پایت را میبندد و خستگی روحت را میبلعد . باشد که ان سو ، ان سوی پرچین نوری باشد. امیدی باشد. شاید هم راهی باشد برای فرار . فرار از من ، فرار از خود ، فرار از این دنیا</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 22:38:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکم بهمن ماه</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-dvif3dzrnlux</link>
                <description>دی تمام شد ، رویای شادی را میگویمدی تمام شد ، اباد و ابادی را میگویمدی‌ تمام شد ، امید ازادی را میگویمدی تمام شد و خرده امید های ته جیبمان هم دیگر ته کشیده تمامشان را در مغازه ی “زن . زندگی . ازادی” قمار کردیم و بله جانمان، مالمان ، جوانانمان همه یکباره دود هوا شد و رفت . اخر کسی نیست بگوید ایرانِ بدشانس تو را چه به قمار؟ بخت خیلی وقت است از تو رو برگردانده ، او که در خانه تورا نمیزند کاش میشد تو به خانه اش میرفتی عذرخواهی میکردی . البته یادم است دفعه قبل که رفتی اداب مهمانی را هم رعایت کرده بودی رخت سفید و دسته گل سفید اما چه کنیم؟ راه خانه بخت دور و دراز است و تو پیاده ! باید درک میکرد که گل های سفید لاله قرمز شده بودند ولی چه کنیم از سر لج اخر چادر سیاه به سرت کشید و قهر کرد . راست است دیگر! به تو به رخت سفید نیامده ، ایران بدشانس را انگار همان چادر کثیف گِلی بس است .</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 00:02:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به او در گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-e4hsa55vtmqj</link>
                <description>نامه ی هستی کوچولوسلام هستی کوچولو، چقدر خوب بود که این نامه رو نوشتی‌یه گوشه ای از خاطرات ارزشمند گذشته برام مرور شد. اره من دبیرستانی شدم همونقدر هیجان انگیز و جالب؟ ولی میدونی چی جالب تره؟ اینکه تموم اون روزایی که “عمر” و “زندگی” ما بودن گذشتن و چیزی جز خاطره نمونده.بی شک هممون از سال نهم به خوشی یاد میکنیم حتی با اینکه درکنار ادم هایی گذروندیم که الان دیگه خبری ازشون نداریمهستی کوچولو با گذشت زمان نتنها خاطرات بلکه ادما هم کمرنگ شدنبرای همین درس گرفتیم که غم و غصه هارو جدی نگیریمچون بعدا هیچی جز خوبیا یادت نمیمونه و اون زمانی که داشتی “حال” رو ازش لذت کافیو نبردی</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 13:05:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوسه ای میان شعر ها</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A8%D9%88%D8%B3%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%87%D8%A7-ahryjv2ljsgf</link>
                <description>در لا به لای شعرهایم انچُنان خواهمت بوسید که عطر عشق، شور چشم هارا کور کند. جایی ان گوشهِ عکس ها در البوم یادگاری، بی صدا ، بی انکه کس بداند به اغوش خواهمت کشید .‌ شبی بر موج نوای مهر با تو خواهم رقصید ، مخفیانه ، در قفس . روزی لب بر لبانت خواهم گشود و در سکوتِ خیال ها مزه اضطراب را ذره ذره خواهم چشید . یک روز جایی در لا به لای غربتِ شب، تو از آنِ میشوی .. بی انکه حتی خود بدانی.پ.ن: نوشته قدیمی که تازه پیداش کردم . بچه بودم چه چیزایی میشنوشتما ، جوان بودم و جاهل‌!</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 20:32:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم تنگ است</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%AA%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wru2gkq7fxsd</link>
                <description>دلم تنگ است ، برای جوانی ای که نکرده امدلم تنگ است ، برای ازاد و بی دغدغه بوسیدندلم تنگ است ، برای قدم زدن در محوطه سر سبز دبیرستاندرحالی که اراسته، زیبا با ناخن هایی لاک زده و دامن کوتاه هستمدلم تنگ است ، برای کمد های شخصی دبیرستان ، کمدی که با برچسب های رنگی شخصی سازی شدهدلم تنگ است ، برای شب دخترانه ای که بدون ترس در خیابان ها تا صبح رقصیدیمدلم تنگ است ، برای برنامه های تائتر و اواز مدرسهدلم تنگ است ، برای کلاس موسیقی و شعردلم تنگ است ، برای کار پاروقتی که میرفتم تا بعد از چند صباحی( که قرار نبود خیلی هم طول بکشد ) بتوانم گوشی جدیدم را بگیرمدلم تنگ است ، برای غیبتی که پشت سر پسرهای دبیرستان میکردیمدلم تنگ است ، برای غربی خوشحال بودن.اما این ها را که کنار بگذاریم من حتیدلم تنگ است، برای شرقی غمگین بودن -که کار ما سالهاست از غم گذشته-دلم تنگ است، برای اینترنت پر سرعتدلم تنگ است ، برای اسمان ابیدلم تنگ است ، برای هوای سالمدلم تنگ است ، برای وقتی که از مدرسه برمیگشتم و با خرده پول های ته جیبم چیپس دوهزار تومنی میخریدمانگار که تمام دنیا در دستان من بوددلم تنگ است ، برای زندگی بدون وام و قسطدلم تنگ است، برای جمهوریِ غیر اسلامیدلم تنگ است ، برای وقتی که با ذوق به پلیس ها نگاه میکردم و امنیتم ‌را کنارشان حس میکردمدلم تنگ است، برای چت های نصفه شبی تلگرامدلم تنگ است ، برای فیلم های کمدی ای که واقعا خنده دار بودو از ته دلدلم تنگ است ، برای ازادی که هیچوقت نبود</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 17:26:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای عزیز ترینم</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%85-yqaox93iah4g</link>
                <description>بی وقفه ضربه میزنم ،همچو اتش فشانی که فوران کرده .از اسمان خون میبارد .ضربه میزنم‌ ، باشد که هر ضربه التیامی بر زخم هایم شوداما نه؛لحظه ای که همجا ارام شود ، لحظه ای که در سکوت اسفناک پشیمانی فرو میروم ، لحظه ای که سیل احساساتم خون های جاری را می شویدهمان لحظه ، یک درنگ .نه.. چرا؟ چطور؟هر ضربه ای که بر روح بی جانت زدم-روحی که حالا هم نفس های اخرش را میکشید و سینه خیز به سمت من می امد-همان ضربه ها خود زخمی شده بود عمیق ، بر قلب من.شاید از دور انتقام به نظر می رسید امادر نهایت اسیب به تواسیب به خود بود‌                                  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌    .   .   .پ.ن: همیشه که نباید “برای عزیز ترینم” ها عاشقانه باشن نه؟ فلسفه عشق همینه گاهی اوقات با درد ، رنج و پشیمونی همراهه</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 11:19:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارادوکس</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-qvamg5brvg4e</link>
                <description>روزها از نور بی امیدی در گوشهای وجود فرو‌میرومشب ها از تاریکی‌کورکننده ای که به روحم میتابد چشم بر هم نمیزارمهیچ چیز جای خود نیستزندگی در بین تناقض های نافهوم ذهنم اوار شده و منسراسیمه با دست و‌پاهایی خون الود به دنبال تکهای شادی دربین خرابه های زندگی هستم</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jan 2026 15:52:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای کاش از اول، اخر قصه پیدا بود</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%AE%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-wib9eenyffqk</link>
                <description>سراسیمه میچرخم ،با ترس از شکارِ زمان شدنچرخیدن و چرخیدن،بالاخره میریم به جایی که همچی شروع شدجایی که هیچکس نمیدونه کجاست.این دایره ی توهم‌ و رویاچرخه بی نقص زندگی که مارو گیر انداختهچرخیدن و چرخیدنمیریم به جایی که همچی تموم میشهجایی که هیچکس نمیدونه کجاست.این دایره ی عذاب و رنجچرخه نحس زندگی که مارو دراغوش گرفتهدایره وار،گرداب خاطرات میچرخهدرهم میتنه و مارو میبلعه ، عاجزانه دنبال جواباما فقط دروغِ زندگی چیزیه که میشنویم.زمان گذشتهاما ما هنوز زنده ایمتوی این‌ پهنای زندگی ما به دنبال راه،اما حتیگذشته هم نامشخصه‌، پس رو به رو چیه؟با این حال بازم ادامه میدیم تا به دنیای وارونه برسیمچرخیدن و چرخیدنکی می ایستیم؟هیچکس نمیدونهتوی این دایره ی مبهم زندگی گم شدیمجواب‌چیه؟کی تموم میشه؟</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jan 2026 00:06:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این فقط رویای مرور خاطراته</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%87-w3mkvrrtnejj</link>
                <description>Pov:کنکورتو دادی ، نتایج اومده داری چمدونتو میبندی فردا پرواز داریصبح میری مدرسه قدیمیتاول راهنماییاز پله ها میری بالا کلاس کوچیکه با دیوارای داغونو میبینیهمونی که دستیگره درش خرابهنقاشیای النا نوشته های زن زندگی ازادی، که البته شاید دیگه اونجا نباشنمیری سمت راهرو بالا نزدیک پشتبومشاید الان رنک شده باشه اما خاطرات هممون اون زیرهروزایی که کلاس جهانتیغو پیچوندیم  ادامسمونو چسبوندیم‌به نردهاشبعدی نوبت دبیرستانهکلاسی که دیواراشو غزل تزئین کردهروزشمار کنکور اخرین روزش خط خوردهو میز رنگی رنگی و پر نقاشی که دوسال از خودم جداش نکردمسوراخی که خودم روی میز درست کردمکاردستیام برچسبام روی دیوارای کلاسحرف زدن با خانوم اهار خانوم میرغفاری خانوم کیخاییراه خونه که سه سال پیاده اومدم و رفتمپارک همیشگی و صندلی همیشگی من و اینازشاید یه بار دیگه پیاده تا تحریر طاها برمتمام قفسه هایی که عین کف دستمون حفظیمشو از اول نگاه کنیمو همه چیو با بهترین خاطراتش و چشم پوشی از تموم سختیاش رها کنیم برای بعدیا</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 23:34:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوار آرزوها</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-cjgip9ompjzg</link>
                <description>اگه ارزو یه دیوار بوددیواری که تک تک اجرهاش میشد ارزوهای کوچیک و بزرگ مادیواری که کم کم خونه ای میشد که سرپناه ما و تنها دلیل ادامه دادن بود ؛من خونه ای نداشتمهربار که خواستم با دستهای زخمیم اجرهارو بردارم کنار هم بزارم تا دیوار ارزومو بسازمهمش خراب شدبار ها و بار ها و بارهاپس الانزیر این اسمون ابیمنم و منبدون هیچ تکیه گاهیبدون هیچ ارزویی</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:55:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قفس تنگِ زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D9%82%D9%81%D8%B3-yuklg5b73ugx</link>
                <description>می خواهم زندگی‌کنمغافل از هرچه در هستی میگذردمیخواهم زندگی کنمرها از مشکلاتمیخواهم زندگی کنممیخواهم چشمانم را بر حقیقت تلخ جهان ببندممیخواهم کورکورانه زندگی نو در پیش بگیرممیخواهم زندگی کنمنفس کشیدن مفهوم زندگی نیستبلکه کلمه خوشحالی تفسیری از واژه پر عمق زندگانیستآیا من ، آیا تو خوشحالیم؟</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:54:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از من ؛</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-hpreidwknvwv</link>
                <description>بعد از من،از من بگوبه جنگل به دریابگذار منی موج شود بر تن ساحلمنی سبز شود در جهان عاملاز من بگو به دیوار و صخره و سنگبگذار شکافی بر تن کاهگلی شومکه از ان غمی میشتابد بر صخره های جاهلیخرد میکند و میماند سنگ های حاملیحامل از درد و رنج و پشیمانیاز من بگوبه اتش به هیزمبگذار خاکستری شوم پیش پای حرف هایتدود شوم دور شومبعد از مناز من بگوبگو از من هرچه بود و نبود رااشکار کن من رامنی که پیش از تو هیچ نبودمو بعد از من تو هیچ نیستیچون هیچ و پوچ ما افسارگسیخته در هم تنیدو حال از من چیزی جز گفته های تو نیستپس بعد مناز من بگوبه من به خود به همهتا بچید اوازه ما در جهان غافل</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:51:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته از کالبد بی روح</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-dbniomyppjg0</link>
                <description>بیدار تر از ان که بخوابم وخسته تر از انکه بیدار بمانمحکایت بی خوابی های منقصه زندگیستخسته تر از انکه ادامه دهم و امیدوار تر از انکه پا پسبکشماماگر بخوابی و نخوابی صبح عزل پابرجاستپس بمان و بنگر ؛زندگی همینجاست</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:41:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خام</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%AE%D8%A7%D9%85-rhxwj744nscx</link>
                <description>شبان هنگام که یار مرا بوسیدشوقی بود که در درون من جوشیدگفت گر عشقم زهری باشد نوشی؟گر نباشم چه؟ جامه غم پوشی؟ندانستم تله ست ، برای حیله من کوشیداخر من ماندم و این قلم که در دست من پوسید( میدونم قافیه و وزن و ترکیب بندی درست نداره ولی بازم با ارزشه)</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:40:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای عزیز ترینم</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86-lopimfb1ielx</link>
                <description>روی تو، از ان منستبوی تو، از‌ ان منستصدای تو، مال من استنگاه تو ،مال من استدستانت چفت در دستانملب هایت قفل بر لب هایم ،اغوشت پیچیده به تنروحمان پیوند خورده به همپس،روی نگردان که روی تو نور شبست و بوی تو نسیمی سبک و روان بر روی موج صدای دلنشینت ، صدایی زمزمه واراما به استواری نگاهت ، نگاهی دوخته شده و دستانی که نوازش وار همراه من میرقصند و ‌میرقصند و میرقصند ودرنهایت تنیده شده در امتداد تن . گویی از ان فاصله رشتهای روح بهم بافته شده ، پیونده خورده و حال یکی شده اندپس نرو.</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:35:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای عزیز ترینم</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%AA%D9%88-tqmcxerhu9li</link>
                <description>تنها چیزی که از تو برایم باقی مانده؛تو هستی.تو از تو برایم باقی مانده ایاما اگران اشک هاان زخم هاان خورده ریزهای احساسات شکسته شده ات راوقلبی که حال شبیه به یک خاکستر شده ،همه رادرون جعبه بگذاریم و در اعماق اقیانوس غم های فراموش نشدنیت  دفن کنیمحال ، اریاز تو برای من تو باقی مانده ای</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:33:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید امید</title>
                <link>https://virgool.io/@deyniraw/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-camohik03hw7</link>
                <description>این برزخ را از من بگیرفاصله بودن و نبودن رادر دنیایی مه الود بر روی طناب نازکینازک تر از یک تار مو ایستاده امپشت سر “نیستی‌”ست وپیش رو “هستی”و من درست وسط این راه ایستاده امبه خودِ گذشته مینگرمغرق در پوچی و غرق در ندانستن هامنی که حتی نمیدانست هستاماحال که اینجام میدانم که هستممیدانم هستیِ رو به روام چه خواهد بوداماالان چه؟الان چه هستم؟ به خود مینگرم سراسر سیاهی،تباهیراهی دراز و شکنندهدر این فضای مه الود جرقه سوالات ذهنم بهم برخورد میکنداگرها شاید ها میبارند سخت میبارند پاهایم میلغزد‌و بزرگترین مانع “اگر نتوانستم چه؟”دری بسته ست بر سر راه هستیبر سر راه همه بودن هااما واقعا اگر برای همیشه پشت در ماندم چه؟یا حتی اگر کسی خانه نبود؟یا حتی اگر کسی مرا پذیرا نبودیا و یا و یا هااگر و اگر و اگر هاشاید و شاید و شاید هااما و اما و اما هاهمچنان میبارندپاهایم همچنان میلغزند گاهی تا مرز سر خوردن هم میرسداما با این دست های کوچک چنان طناب زندگی را سفت چسبیدمانگار که پشت تمام ان شبه هاپشت ان در بزرگمطمعنم که من هستمنی بهتر.</description>
                <category>Nirvana</category>
                <author>Nirvana</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:24:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>