<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دیازپام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@diazepam</link>
        <description>شاید برای مرهم بعضی از درد هایمان به بیش از یک طبیب نیاز داشته باشیم ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 03:56:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6448/avatar/fU8ELB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دیازپام</title>
            <link>https://virgool.io/@diazepam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گرفتن مایع CSF (آب کمر) یا LP [پزشکی به زبان ساده]</title>
                <link>https://virgool.io/@diazepam/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B9-csf-%D8%A2%D8%A8-%DA%A9%D9%85%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-lp-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-lhk4uesvd6ba</link>
                <description>توی چند تا کشیک آخرم نیاز شد از چند نفر یا چند تا بچه مایع CSF (آب کمر) بگیریم که بنا به دلایل مختلفی خانواده هاشون مخالف بودند. هرچی هم براشون توضیح دادیم کارساز نشد، رضایت دادند و رفتند. داشتم پیش خودم فکر می کردم که مشکل از کجاست ؟اولش گفتم شاید براشون خوب توضیح نداده بودم یا شاید هم مشکل نحوه ی بیان هست که با توجه به اینکه کل بیمارستان با این مشکل مواجه هستند این فرضیه حداقل فعلا رد می شود.دومین علتش به نظرم ترس هست ولی از بین 100 هزار مراجعه کننده به بیمارستان حداقل هزار نفر می توانند به ترسشان غلبه کنند که به نظرم این مورد هم علت خوبی نبود.آخرین موردی که به نظرم از بقیه موارد درست تر هست، عدم آگاهی و عدم وجود یک سازمان آگاهی دهنده به افراد جامعه هست؛ چون در خیلی از موارد دیدم که اکثر بیماران اطلاعات درستی در مورد این فرآیند ندارند. بنابراین تصمیم گرفتم حداقل از این تریبون استفاده کنم و اطلاعات هرچند کوچکی رو در اختیار بقیه بگذارم :) شما هم لطفا بعد از خواندن این متن به بقیه اطلاع رسانی کنید.خب بریم سر مطلب اصلی :)توجه ! ادامه مطلب شامل عکس هایی است که شاید برای همه مناسب نباشد.Lumbar Punctureاگه بخوایم در مورد اینکه چرا باید از این مایع نمونه برداری بشه صحبت کنیم، اول باید در مورد آناتومی این قسمت صحبت کنیم.مایع مغزی - نخاعی بین نخاع و بطن های مغز ما در جریان هست و جز مایع های استریل بدن هست و به علت سد های دفاعی که وجود دارد امکان آلوده شدن آن خیلی کم هست.نحوه گردش مایع مغزی - نخاعیبعضی از مواقع به علت تروما نافذ (آسیب) به نخاع یا مغز یا بعضی از عفونت ها، احتمال درگیری این مایع وجود دارد.مواردی که نیاز به بررسی CSF هست :شک به مننژیتشک به خونریزی زیر عنکبوتیهشک به بیماری های سیستم عصبی مرکزی مثل گیلن بارهتب های بدون منشا و توجیه نشدهو ...معمولا یک سری باور های نادرست وجود داره که باعث ترس خانواده و خود فرد می شود. معمولا این باور های نادرست شامل این موارد می شود :عقیم شدنکم سو شدن چشمفلج شدن (البته این احتمال در صورت وارد نبودن شخص متخصص وجود دارد ولی احتمال بسیار کمی دارد و گزارش چشم گیری از این مورد وجود ندارد)بی حال شدناین ها مواردی است که بسیاری از افراد فکر می کنند پس از انجام LP به آن دچار می شوند که هیچ گونه صحت علمی ندارد.بعضی از بیماری های عفونی دستگاه عصبی نمودی در سیستم خون بیمار ندارد و ممکن است در ابتدا هیچ علائم بالینی نداشته باشد ولی در حال رشد باشد و پس از نمودار شدن علائم فرصتی برای نجات بیمار نباشد. بنابراین در بعضی از مواقع انجام LP می تواند نجات بخش بیمار باشد.هرچند در بعضی موارد با وجود شک قوی بالینی می توان درمان تجربی را شروع کرد ولی به علت تشابه علائم بیماری ها ممکن است درمان اشتباهی برای فرد شروع شود و فرد درمان نشود و حتی به علت پیشرفت بیماری منجر به مرگ وی شود.بنابراین لطفا در صورتی که به بیمارستان مراجعه کردید و نیاز به LP جهت حفظ جان خودتون مقاومت نکنید :)پ.ن : اگر نیاز به توضیح بیشتری داشتید، لطفا در قسمت نظرات مطرح کنید.</description>
                <category>دیازپام</category>
                <author>دیازپام</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jul 2019 14:34:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساده مثل پوکر فیس [روزگار:نقد]</title>
                <link>https://virgool.io/@diazepam/%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%BE%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D8%B3-q9rgpgw2ufwi</link>
                <description>تا حالا به بی ریا بودن این اموجی فکر کرده بودید ؟تا حالا دقت کردید وقتی میریم توی خیابون هیچ کس اعصاب نداره؟! شاید فکر کنید این نوشته هم مثل بقیه نوشته ها یک نوشته بی سر و ته هست؛ ولی چند وقتی هست که دارم به این فکر می کنم که چرا این شکلی شدیم ؟مگه نمیگیم ما تمدن 2500 ساله داریم؟! پس چرا با این قدمت تمدن باهم خوب برخورد نمی کنیم ؟!شاید بگید دارم شلوغش می کنم. خب بیاید چند تا مثال رو که دیروز باهاش روبرو شدم باهم دوره کنیم.دیروز رفتم آموزش دانشگاه. خب خدا رو شکر اولش همه در حال صبحانه خوردند بودند و کسی هم تحویلم نگرفت. نشستم تا اینکه بالاخره صبحانه و گردهمایی تمام شد و فرم گواهی اشتغال به تحصیل رو پر کردم. مسئول آموزش گفت برو دوشنبه بیا! حالا امروز سه شنبه بود و این یعنی تا یک هفته دیگه دستم به هیچ جا نمی رسد! هرچی باهاش صحبت کردم که نیاز فوری دارم، گفت کار ها رو که تقسیم کردن فرستادن فرم گواهی اشتغال به تحصیل مربوط به خانم فلانی شده و ایشون هم فقط دوشنبه ها میاد! بالاخره بعد از صحبت کردن گفت حالا این دفعه خودم برات می فرستم ولی دفعه بعد حواست باشه.سوالی که پیش میاد اینه چرا وقتی یک کاری رو میتونیم برای بقیه انجام بدیم باید با منت انجام بدیم ؟!بالاخره بعد از کلی مکافات گرفتن فرم اشتغال به تحصیل سوار ماشین شدم و به سمت خونه عازم شدم. در حین رانندگی دیگه خودتون میدونید چقدر آدم میتونه عصبانی بشه و همیشه هم حق با بقیه هست وگرنه با قفل فرمان مواجه می شوی :)ساده و بی ریا مثل این جمع! (عکس از امیر آریا)چند روز مونده به امتحان پایان بخش و من درگیر پیدا کردن جزوه بخش بودم. زنگ زدم به دوستم گفتم اگه میشه جزوه رو هم برای من بفرسته. در کمال تعجب گفت همچین جزوه ای ندارم. هرچی گفتم ماه قبل خودت جزوه رو به بقیه بچه ها دادی، گفت نه و اشتباه می کنی. حالا پاس شدن خیلی از بخش هایش رو مدیون من بود. البته منتی سر کسی ندارم ولی چرا باید احساس زرنگی کنیم و خیرمون به بقیه نرسه ؟به نظرم مشکلاتی که تعدادشون هم یکی دو تا نیست رو میشه از چند زاویه بررسی کرد:نظام پربار آموزش و پرورش که 12 سال از زندگیمون رو در آن سپری می کنیم و چیزی به اسم پرورش در آن وجود ندارد. زنگ پرورشی هم که مساوی بود با تعطیلی، خواب یا ورزش. شاید یکی از بخش هایی که جای خالیش خیلی احساس میشه کمبود زنگ روان شناسی هست. شاید ما با روان  خودمون خیلی غریبه هستیم و این درک نادرستی که ازش داریم باعث بروز این مشکلات میشه.فردی که از دوران بچگی خیلی از موارد برایش توضیح داده نشه و بهش یاد داده نشه در برخورد با افراد مختلف چه برخوردی داشته باشه، صد در صد در بزرگسالی هم آموزشی نمیبینه. نمونه بارزش به نظرم برخورد راننده های اتوبوس هست که به جای اینکه الگوی بقیه باشند، شدند نمونه ناهنجار سیستم آموزش رانندگی :) البته نه همه بلکه اکثراغریبگی مردم با کتاب. البته یک قسمت زیادیش رو هم میشه به قیمت زیاد کتاب ربط داد ولی بازهم حداقل 50 درصد مردم که می توانند کتاب بخوانند. می دونید به نظرم کتاب هرچقدر هم از نظر بار معنایی ضعیف باشه یا حرفی برای گرفتن نداشته باشه ولی تاثیر خیلی خوب و مستقیمی روی ذهن خواننده می گذراد. حداقل چند موردش رو به چشم دیدم که چقدر تفاوت ایجاد می کند. به عنوان پیشنهاد فیدیبو یا طاقچه رو معرفی می کنم که به نظرم یکم از بار مالی که به خواننده تحمیل می شود رو کم می کند ولی جدیدا قیمت کتاب های الکترونیکی هم تفاوت زیادی با کتاب های کاغذی ندارد.من اگه سر این کلاه نذارم، نفر بعدی سر من کلاه میذاره! به نظرم این فلسفه ای هست که از بچگی به همه ی ما یاد دادند. چرا اصلا اینچنین فلسفه ای رو باید یاد ما بدهند ؟! هنوز خودم به نتیجه ای نرسیدم. فعلا به نکته ای که رسیدم این هست که در فرهنگ ما فردی که زرنگ هست و آنچه که شخصیت حقیقیش هست رو به همه نشون نداده از جذابیت خاصی برخوردار هست. شاید دلیلش ترس از قضاوت شدن هست. تا حالا به حرف هایی که به صورت روزمره می زنیم فکر کردید ؟ چند درصدش در مورد قضاوت دیگران هست. شاید 90 درصد مشکل فرهنگی که امروزه دچارش شدیم به علت همین ترس از قضاوت شدن هست. پس اول من تو رو قضاوت می کنم تا تو نتوانی من رو قضاوت کنی.هنوز خیلی موارد دیگری هست که میشه بهش اشاره کرد ولی به نظرم عمده مواردی که باید بهش فکر کنیم این موارد هستند. تا حالا دقت کردید هروقت از اموجی &quot;:|&quot; استفاده می کنیم اغلب در مواجهه با افرادی هست که باهاشون خیلی راحت هستیم و ترس از قضاوت شدن نداریم ؟ در برخورد روزمره چند درصد از اموجی استفاده می کنید ؟ خیلی از مواقع برای اینکه برچسب صمیمی بودن نخوریم حتی استفاده از اموجی رو کنار گذاشتیم. به این فکر کردید که چقدر برخورد هامون خشک و ماشینی شدند ؟شاید بشه در مورد این مسئله ساعت ها حرف زد ولی دیگه از حوصله این نوشته خارج هست. ولی بیاید باز هم فکر کنیم چی شد که ای شد ؟! اگر کسی نظری یا نقدی داشت خوشحال میشم بشنوم.</description>
                <category>دیازپام</category>
                <author>دیازپام</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2019 01:05:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>