<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های BIT</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@diba13851</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 18:16:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4399339/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>BIT</title>
            <link>https://virgool.io/@diba13851</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@diba13851/%D8%B9%D8%B4%D9%82-wtkqouquy6ch</link>
                <description>می گویم با تمام وجود بهت ایمان و اعتماد دارم، می گویم عاشقتم ولی چرا باید بهت ایمان و اعتماد داشته باشم ؟ چرا باید دوست داشته باشم؟می گویند نیازمند ها بیشتر از خدا یاد می کنند آیا اینها بخاطر این باور که منو نجات میدی یا بهم کمک میکنی نیست ؟آیا بخاطر این نیست که من بهت محتاجم؟این کاملا با عشق در تضاده_نیاز یعنی وابستگی و اسمش نفسهاگر تو شمعی باشی که من دارم مثل پروانه دورت میگیردم چی درنهایت منو میسوزونی و نابود میکنی! اگر تو لیلی باشی که مثل مجنون بخاطرت سر به بیابون میزنم و درنهایت من را سرگردان و دیوونه میکنی چی ؟اما تو توهمی هستی که من هر لحظه خوابشو میبینم و انتظار دارم واقعی باشه و برای همین دارم نابود میشم نه بخاطر عشق بخاطر اینکا هر دفعه میفهمم واقعی نبوده. درحال حاضر دیگه در تلاش برای واقعی کردنش نیستم در تلاش برای بیدار شدن از این توهمم، میدونی تقصیر تو نیست من چون نتونستم ببینمت ازتو یه توهم ساختم چون نتوستم بپرستمت ازتو یه مجسمه ساختم چون نتونستم مثل پروانه دورت بگردم برات یه خونه ساختم اینو شنیدی که  میگن دنبالت توی آسمونا میگشتم اما اینجا روی زمین پیدات کردم در پاختری که داخل لانه اش نشسته بود در کبوتری که روی حفاظ بالکن نشسته بود در درخت وسط بیابون در خواهر در خواهرم تو را یافتم مثل مجنون که در انسان و پروانه که در شعله شمع .</description>
                <category>BIT</category>
                <author>BIT</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 23:55:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@diba13851/%D8%B9%D8%B4%D9%82-rqpvtfowcgis</link>
                <description>می گویم با تمام وجود بهت ایمان و اعتماد دارم، می گویم عاشقتم ولی چرا باید بهت ایمان و اعتماد داشته باشم ؟ چرا باید دوست داشته باشم؟می گویند نیازمند ها بیشتر از خدا یاد می کنند آیا اینها بخاطر این باور که منو نجات میدی یا بهم کمک میکنی نیست ؟آیا بخاطر این نیست که من بهت محتاجم؟این کاملا با عشق در تضاده_نیاز یعنی وابستگی و اسمش نفسهاگر تو شمعی باشی که من دارم مثل پروانه دورت میگیردم چی درنهایت منو میسوزونی و نابود میکنی! اگر تو لیلی باشی که مثل مجنون بخاطرت سر به بیابون میزنم و درنهایت من را سرگردان و دیوونه میکنی چی ؟اما تو توهمی هستی که من هر لحظه خوابشو میبینم و انتظار دارم واقعی باشه و برای همین دارم نابود میشم نه بخاطر عشق بخاطر اینکا هر دفعه میفهمم واقعی نبوده. درحال حاضر دیگه در تلاش برای واقعی کردنش نیستم در تلاش برای بیدار شدن از این توهمم، میدونی تقصیر تو نیست من چون نتونستم ببینمت ازتو یه توهم ساختم چون نتوستم بپرستمت ازتو یه مجسمه ساختم چون نتونستم مثل پروانه دورت بگردم برات یه خونه ساختم اینو شنیدی که  میگن دنبالت توی آسمونا میگشتم اما اینجا روی زمین پیدات کردم، در پاختری که داخل لانه اش نشسته بود در کبوتر ی که روی حفاظ بالکن نشسته بود در درخت وسط بیابون در خواهرم و درخودم تو را دیدم همانطور که مجنون دریک انسان و پروانه در شعله شمع.زمین پیدات کردم در </description>
                <category>BIT</category>
                <author>BIT</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 23:46:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه ها</title>
                <link>https://virgool.io/@diba13851/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D9%87%D8%A7-zxgeirmqe1gm</link>
                <description>چرخه چیست؟ الگوهایی ایست که دائما تکرار می شوند مثل فصل ها در طبیعت بهار، تابستان، پاییز، زمستان اما این قانون طبیعته اما پشت چرخه های زندگی اتفاق ها ، اشتباه ها ، درد ها و رنج هایی که بارها تکرا میشوند چه قانونی نهفته است ؟آیا اصلا از قانونی پیروی میکند؟بعضی از چرخه ها شکسته نمی شوند قوی اند و دوباره بر می گردند حتی اگه با ترس هات روبه رو بشی حتی اگه مسیرت رو عوض کنی چرخه ای که آن شرایط رو برایت به وجود آورده بود هنوز شکسته نشده به شکل دیگه به روش دیگه خودش رو نشان میده. چرخه ها مثل اعتیاد ها می مانند چه در بیداری چه در خواب ناخودآگاه آنها را دنبال می کنی، ممکنه گاهی اوقات از شون فاصله بگیری ولی باز چیزی در بیرون یا درون تو را تحریک میکند تا به چرخه ات برگردی.آیا آگاهی از چرخه ها باعث میشه دیگه تکرا نشوند یا تکرارشون نکنیم؟ در شطرنج چرخه کیش و مات شدن بار ها تکرار میشه یا تو حریف را یا او تو را مات میکند اما زمانی که مساوی می شوید نه شاه سفید نه سیاه هیچ یک نمی توانند یکدیگر را مات کنند ، آن زمان نه بازنده ای نه برنده ای وجود دارد هردو یکی اند و این عظمت واقعیست اما چی مانع از مات شدنت میشه ؟چی باعث میشه چرخه دوباره تکرار نشه؟آگاه شدنت از اینکه داری مات میشی، معلوم نیست چه اتفاقی بیفته شاید بتونی شاهت را از گیر افتادن دوباره توی این چرخه قدیمی نجات بدی یا شاید دوباره گیر بیفته ولی بهتر از وقتیه که بدون اینکه آگاه باشی هر روز مات شدن را تجربه کنی.</description>
                <category>BIT</category>
                <author>BIT</author>
                <pubDate>Tue, 25 Nov 2025 02:38:36 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>