<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های soheil nik</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dokisoheil</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:29:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/160629/avatar/e1L5ZL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>soheil nik</title>
            <link>https://virgool.io/@dokisoheil</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چیزی که اختیار داره، انتقاد نداره!</title>
                <link>https://virgool.io/@dokisoheil/%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-vi9ezmdh6fiq</link>
                <description>خواندن این بلاگ از سایت شخصی منبچه برای پدر/مادر پنجاه سالش هم بشه باز هم بچه‌‌است!این جمله &quot;از نگاه من&quot; بازتاب یک بیماری فرهنگی اجتماعی در ایران است. از نگاه زیستی نوزاد انسان به طور مستقل قادر به هیچ‌گونه حیاتی نیست و وابستگی صددرصد دارد. همچنین با توجه به آنکه انسان نه صرفا به واسطه قراردادهای اجتماعی بلکه به صورت زیستی (!) به زندگی در جامعه نیاز دارد، پدر و مادر علاوه بر فراهم کردن غذا، پوشاک و فراهم کردن امکانات رشد و بلوغ جسمی وظیفه تربیت اخلاقی و اجتماعی فرد جهت کسب مهارت‌های مربوطه را نیز بر عهده دارند. به واسطه این وظایف قدرت مداخله در تصمیم فرزند برای پدر و مادر در نظر گرفته شده و اختیار فرزند تا حد زیادی در طول اختیار پدر و مادر مفروض می‌شود.مشکل از زمانی شروع می‌شود که حدی برای این مداخله در تصمیم و قرار گرفتن اختیار فرزند در طول اختیار پدر و مادر وجود نداشته باشد! به همین خاطر است که در دوران بلوغ وقتی فرد به سمت استقلال حرکت می‌کند، چه در باب انتخاب رشته یا شغل آینده یا بسته یا باز بودن در اتاق و... پدر و مادر احساس خطر کرده و استقلال فرزند را مساوی توهین به احترام خود می‌داند. گاهی تنها نقطه امن پدر/مادر پادشاهی و سلطه او بر فرزندانش است درحالیکه در جامعه فردی شکست خورده است و حال تضعیف این پادشاهی و سلطه برای هویت او نزد خود تهدید به حساب می‌آید.این کش مکش از حد دوران نوجوانی عبور می‌کند، به ازدواج، خرید خانه، تصمیم برای مهاجرت، تصمیم برای ادامه تحصیل، بیمه بازنشستگی، انتخاب شغل و... می‌رسد. اینجاست که بچه اگر پنجاه سالش هم بشود باز هم بچه است!حال که انگشت اشاره اتهام را به سمت نسل پیش از خود نشانه رفتیم، وقت آن است سه انگشت دیگر که به سمت خود ماست را نیز ببینیم! ما هم این رفتار را داریم! کجا؟ جایی که به واسطه سلایق، ارزش‌ها و... انتخاب یا ترجیحی داریم، و فکر می‌کنیم وقت آن است با انتقاد از سایر سلایق، سایر انتخاب‌ها و... جامعه را به سمت تعالی ببریم! این رویکرد دو ایراد دارد:یک. چه کسی گفته که سلایق، ارزش‌ها، انتخاب‌ها و ترجیحات ما بهترین هستند؟ در خوش‌بینانه‌ترین حالت اینها متناسب با شخصیت ما و درونیت ما هستند و تفاوت‌های شخصیتی بین افراد مارا به سمت تکثر هرچه بیشتر انتخاب و ترجیح سوق می‌دهد. انسان‌ها در عین شباهت بسیار زیاد از هم متفاوت‌اند و این تفاوت یکی از اجزای بقای انسان در شرایط مختلف است. شاید لختی دیگر در این باب بلاگ مفصلی بنویسم.دو. آنچه به عنوان مسئولیت اجتماعی برای خود در نظر می‌گیریم نباید از حد اختیار افراد فرا برود، وگرنه به همان سندروم پنجاه سالش بشه باز هم بچه است دچار شده‌ایم! حد آنچه به عنوان مسئولیت برای خود در جهت اصلاح جامعه در نظر می‌گیریم نخست باید ناظر به رفتار خود و ارزشی که برای جامعه ایجاد می‌کنیم باشد و اگر بعد اجتماعی برای آن قائل هستیم نباید از حد انتخاب سایر افراد تجاوز کند، مگر خلاف آن ثابت شود. یعنی به طور کلی بنا بر احترام به اختیار است مگر مواردی مثل دزدی، تجاوز از حقوق دیگری و غیره.افرادی که IQ پایینی دارند به علت Working Memory ضعیف و هوش پایین تر در درک آنکه آزادی انتخاب و بیان مساوی با احترام به فردی که می‌گوید &quot;انتخاب و اختیار من این است که دزدی کنم&quot; نیست را درک نمی‌کنند. مخاطب نوشته من نیز افراد با IQ پایین نیست، در نتیجه اگر همچین نقدی در ذهن شماست پاسخی ندارم و بهتر است دکمه بلاک را پیدا کنید، اگر در حد پیدا کردن این دکمه باهوش باشید!این چه موزیکیه گوش می‌دی؟این چه فیلمیه می‌بینی؟این چه لباسیه پوشیدی؟چرا فلان رشته رو انتخاب نکردی؟چرا فلان حرف و زدی؟چرا راجع به فلان فیلم بد یا خوب نوشتی؟چرا فلان خواننده رو نقد کردی؟چرا فلانی رو فالو می‌کنی؟هرگونه بحث و جدل بر مبنای طرفداری از یک تیم، فرد یا سبکاز فیلم‌های نولان خوشت نمی‌آید؟ نبین! می‌آید؟ ببین! دوستت خوشش می‌آید یا نمی‌آید؟ به خودش مربوط است. تو می‌توانی انتخاب کنی با او همراه شوی یا نشوی!فلانی ماکان‌بند گوش می‌دهد؟ اختیار خود اوست! حتی اگر انتخاب او از نگاه تو مبتذل باشد، به تو ربطی ندارد! جا دارد نکته دیگری در باب هوش بگویم، به طور کلی افراد با IQ بالا حساسیت کمتری نسبت به حس disgust یا تنفر دارند. آنکه بابت انتخاب فردی دیگر منزجر شویم رفتاریست که رگه های هوش پایین دارد!طرف انیمه می‌بیند؟ ببیند! به من چه؟ به تو چه؟ انیمه دیدن دیگران در دایره مسئولیت اجتماعی ما جهت اصلاح جامعه نیست، چرا که دخالت ما در این امر از حد انتخاب و اختیار فردی عبور می‌کند.طرفدار BTS و کره‌ای هاست؟ باشد. من اختیار این را دارم که انتخاب کنم با طرفداران BTS بگردم یا نگردم، (کما اینکه انتخاب سلیقه موسیقی افراد به عنوان معیار قطعی جهت ارزیابی سودبخش بودن تعامل با یک فرد معیاری ضعیف است) پس چرا مداوم غر بزنم یا این مورد را زیر نقد ببرم؟حال نکته آخر، بیاید دو خط بالا را کوتاه مهندسی معکوس کنیم، به نظر شما چه میزان از انتقاد کردن از رفتار های اطرافیان ریشه در هوش هیجانی پایین و عدم توانایی برقراری تعامل با افراد زیاد و گلچین کردن افرادیست که همسو با سلایق ما هستند دارد؟ وقتی فردی کلا با پنچ نفر در ارتباط باشد و توانایی برقراری ارتباط موثر نداشته باشد، کوچک شدن دایره اختیار او در حمله به انتخاب و اختیار دیگران نمود پیدا می‌کند.این مورد را به شکل ویژه وقتی این انتقادها جنبه جنسیتی پیدا می‌کند می‌بینیم. شما دوست دارید طرف مقابلتان پوشش رسمی داشته باشد؟ فردی را انتخاب کنید که چنین پوششی دارد، نقد شما به افرادی که لباس های آزاد می‌پوشند صرفا بازتاب این است که مطلوبیت کافی جهت برقراری ارتباط موثر و انتخاب شدن توسط فرد مطلوب خود را ندارید! دوست دارید مراسم عروسی شما شبیه یک فستیوال بین المللی باشد؟ فردی را انتخاب کنید که با شما همسو باشد، یا دوست دارید یک میهمانی کوچک و خودمانی باشد؟ یا دوست دارید فلان جور باشد؟ خب انتخاب کنید! پخش شدن کلیپ عروسی سایر افراد و به سخره گرفتن یا نگرفتن آنها و... صرفا نشان از عقده های ریز و درشت درونی احتمالیست که باید به آن توجه داشت.این مقدمه ایجاد جامعه‌ایست که از نظر روانی سالم است!</description>
                <category>soheil nik</category>
                <author>soheil nik</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jul 2023 12:31:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبل ضربه زدن، مغزتو تیز کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@dokisoheil/makeitsharp-qjixp4u6tp9h</link>
                <description>https://drive.google.com/file/d/1e1IcF5eH40kOXKh4OctaKXh5Ucukc0RX/view?usp=drive_linkاول از همه با دیدن کلیپ بالا شروع کن (لینک مشاهده در سایت شخصی من)می‌خوام یه ذهنیت دقیقی راجع به پیشرفت و کسب مهارت ایجاد کنم. همونطور که تو این کلیپ دیدید (اسپویلر آلرت!) پدربزرگ مهربون قصه ما برای بلند کردن نوه خودش (هدف نهایی ضربه) شروع می‌کنه هرروز با کتل بال یا وزنه (چاقوتیزکن!) تمرین کردن. دقیقا داره چیو تمرین می‌ده؟ به طور خلاصه عضلات کمربند شانه‌ای (شمشیر) رو داره تقویت می‌کنه.اغلب ما به واسطه نوع خودآگاهی‌ای که داریم نمی‌تونیم اونچه به صورت مکانیکی کار می‌کنه رو منفصل از خودمون ببینیم. یعنی عضلات کمربند شانه‌ای خودمون رو نمی‌تونیم در غالب یک واحد مستقل ببینیم که می‌تونه ضعیف‌تر یا قوی‌تر بشه. یعنی خودمون رو یه سیستم نمی‌بینیم که تعداد اجزای زیادی داره. یه خود می‌بینیم! درحالیکه وقتی بخوایم این خود رو پیشرفت بدیم، نیازه که هدف پیشرفت رو مشخص کنیم و بخش هایی از این سیستم پیچیده که به اون هدف مربوط می‌شه رو تمرین بدیم.پدربزرگ قصه ما اگه به جای بلند کردن وزنه با دست و انجام حرکتی مشابه بلند کردن نوه اش بالا رفتن از پله رو تمرین می‌کرد که نمی‌تونست نوه اش رو بلند کنه! برای بلند کردن نوه‌اش باید اجزای درست یعنی شانه، کمر، بازو و... از سیستم بدنیش رو تقویت می‌کرد.حالا اینجا داریم راجع به دستگاه عضلانی-اسکلتی صحبت می‌کنیم و راحت‌تر می‌شه عضلات دست رو به طور مستقل دید، تمرینش رو به صورت مستقل تصور کرد و نتیجه رو مستقل مورد ارزیابی قرار داد. اما وقتی بخوایم راجع به مدار تمرکز که وسط سیم‌پیچی‌های نورونی مغزه صحبت کنیم کار سخت می‌شه. چرا که ما نمی‌تونیم ببینیمش! اینکه بتونیم مداری از مغز رو به صورت انتزاعی مستقل از خود ببینیم کار سختیه. چون انتزاع خودآگاهی ما از خودمون انتزاع جا افتاده‌ای در ذهن ماست.من هدف نهاییم اینه که هنگام درس خوندن تمرکز بالایی داشته باشم = بلند کردن نوه = هدف نهایی ضربهبرای این هدف یک سری مدار عصبی خاص در مغز خودم دارم = عضلات کمربند شانه‌ای پیرمرد = شمشیربرای رسیدن به هدف نهایی نیازه که تمرینی انجام بدم که خاص این مدار باشه، یعنی به طور مثال مدیتیشن = بلند کردن وزنه = تیز کردن شمشیرکل حرف رو اگر بخوام خلاصه کنم اینه که باید پروسه پیشرفت و یا کسب مهارت رو دو مرحله ای ببینید! اینجوری نیست که شما الان نمی‌تونید یه کاری رو انجام بدید، فیلم ببینید، کتاب بخونید، دوره‌اش رو تهیه کنید، و بعدش بتونید اون کار رو انجام بدید!اگر الان نمیتونید اون کارو انجام بدید و شمشیرتون نمی‌بره، نیازه که تیزش کنید و بعد امتحان کنید. مدارهای مغز شما مثل عضلات شما مستقل از خود شما هستند و شما مستقل از آمادگی ذهنی خودتون یا میزان جدیتتون باید اونهارو تمرین بدید. همونطوری که اگه شما عضلات ضعیفی داشته باشید، اهمیتی نداره چقدر عزم جدی‌ای برای انجام کاری دارید، اگر مدارهای مربوط به تمرکز ذهنتون رو مستقل از اینکه چقدر دوست دارید تمرکز کنید، تقویت نکرده باشید نمی‌تونید تمرکز کنید!قبل از ضربه زدن، شمشیرت رو تیز کن! مدارهای ذهن خودت رو مستقل از خودت ببین. اینا یه سری سلولن که دارن یه کاری رو با یه هدفی انجام می‌دن. خودشون شعور ندارن ببینن تو چی می‌خوای بگن چشم. مثل شمشیر! شمشیر فقط تیز و کند داره. خودش که پا نمی‌شه کسیو بزنه! باید راندمان کار کردن اون یه سری سلول عصبی که مسئول یک کار خاصی تو مغزت هستن رو ببری بالا و بعد جوری که می‌خوای استفاده کنی.یکم سخت می‌شه اما اینکه میزان تسلطتت روی اون مدار عصبی خاص چقدر باشه هم باز با یه مدار عصبی دیگه مدیریت می‌شه که همونم باید مستقل ببینی و تمرینش بدی!امیدوارم هدف اصلی این متن رو گرفته باشه.سهیل نیک</description>
                <category>soheil nik</category>
                <author>soheil nik</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jul 2023 12:41:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولید 100 محتوا در روز! - از گری وی</title>
                <link>https://virgool.io/@dokisoheil/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-100-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88%DB%8C-jgtlo4x539v7</link>
                <description>سلام.سریع برم سر اصل مطلب. گری وی در حال حاضر از افرادیه که به طور روزانه و مداوم داره تولید محتوا میکنه، اما در حجم بسیار بالا! قطعا داشتن تیم رسانه ای و تصویر بردار و ... در این زمینه خیلی میتونه کمک کنه اما بنظر میشه تا حد قابل توجهی با بودجه کم و تجهیزات حداقلی تعداد قابل توجهی محتوا تولید کرد.اصل حساب کتابی که گری وی میکنه در اصل 64 تا محتواست اما به نحویه که یدونه توییت رو یدونه محتوا حساب میکنه، و اگر اون توییت و اسکرین شات بگیری و بذاری تو اینستا میشه 2 تا! در اصل شمارشش بر حسب &quot;نوع محتوا و تعداد انتشار بر پلتفرم&quot;ه.یه سری توضیحاتم خودم داخل پرانتز اضافه میکنم تا بیشتر به دردتون بخوره.انواع مدل های محتوا + پلتفرم های مناسب اشتراک:1- توییت: هر توییت یه محتواست. ( توییت معمولا برای غر زدن، اشتراک گذاشتن دیدگاه های فکری و سیاسی، طنز نوشته، نقد و حتی تمسخر بیشتر استفاده میشه تا محتوای موثر، از طرفی معمولا حکم رسانه ی خبری رو هم برای شخصیت ها یا خبرگزاری ها داره. یکی دیگه از استفاده هاش میتونه روزمره نویسی باشه که این مدل جذاب تری برای پرسنال برندینگه.)پلتفرم های مناسبت: فقط توییتر (تا اینجا 1 محتوا در روز)2- پست توییت در اینستاگرام!پلتفرم های مناسب: فقط اینستاگرام (تا اینجا 2 محتوا در روز)3- میم (Meme)(میم ها معمولا تصاویری کارتونی یا واقعی هستند که پشتشون مفهوم خاصی مثل مخالفت، ترس، خشم، تنفر و ... وجود داره و ما میایم این دیدگاه رو با محتوای خودمون گره میزنیم. مثلا مفهوم مخالفت توی یک تصویر رو با مخالفت خودمون با یک دیدگاه فکری تطابق میدیم.)پلتفرم های مناسب: اینستاگرام - توییتر ( تا اینجا 4 محتوا در روز)4- پست های اسلایدیبیشتر از این مدل محتوا برای بیان زنجیره ای از محتوا استفاده میشه.(زرد و مشکی + اسلایدی جوابه. روزی یدونه پست کنی برنده ای 100 تا محتوا هم نمیخواد :) )پلتفرم های مناسب : لینکدین + اینستاگرام ( تا اینجا 6 محتوا در روز)5- یادداشتافکار و نوشته های روزانه رو با تایپ کردن حتی کشیدن توی اپ های مربوط به یادداشت برداری و اسکرین گرفتن...پلتفرم های مناسب: فیسبوک - اینستاگرام - لینکدین ( تا اینجا 9 محتوا در روز)6- ویدیو از خود با گوشیاگر با جلوی دوربین بودن رابطه خوبی دارید این مدل محتوایی پیشنهاد خیلی خوبیه.پلتفرم های مناسب: یوتیوب- فیسبوک - توییتر - اینستاگرام - لینکدین ( تا اینجا 14 محتوا در روز)7- لایو و استریمازین مورد موقع ضبط پادکست، مصاحبه، بازی کردن(مخصوص گیمر ها) و ... میتونید استفاده کنید. البته اگر بخواید از ابزار های استریم استفاده کنید یادگیریشون یکم ممکنه زمان ببره ولی پیچیدگی زیادی نداره.پلتفرم های مناسب : توییتر - اینستاگرام - فیسبوک - یوتیوب ( تا اینجا 19 محتوا در روز)8- نقاشی یا کامیک:بیان مفهوم به صورت یه نقاشی یا کامیک میتونه تنوع خوبی به محتوا بده. (البته برای من یا شمایی که نقاشیمون خیلی خوب نیست احتمالا نشه به این راحتیا به عنوان یکی از ستون های محتوایی ازش استفاده کرد)پلتفرم های مناسب: توییتر - اینستاگرام - فیسبوک - یوتیوب ( تا اینجا 23 محتوا در روز)9- اسلاید شو ویدیوییچند تصویر رو به صورت اسلاید شو های ویدیویی درست کنیم و منتشر کنیم.(من خودم خیلی طرفداری همچین محتوایی نیستم و فکر میکنم به جاش اگر از مورد شماره 4 استفاده بهتره.)پلتفرم های مناسب: توییتر- فیسبوک - لینکدین - اینستا ( تا اینجا 27 محتوا در روز )10- عکس های خودتوننکته ای که گری وی بهش اشاره میکنه اینه که شما با انتشار تصاویری از خودتون و به اشتراک گذاشتن علایق شخصی و تفکراتتون باعث ایجاد تمایز توی ذهن مخاطب می‌شید.پلتفرم های مناسب: توییتر - فیسبوک - لینکدین - اینستاگرام ( تا اینجا 31 محتوا در روز)11- میکرو محتوای ویدیوییاین سبک محتوا برش کوچکی از محتوا های بلند مثل لایو ها یا پادکست هاست. پلتفرم های مناسب : توییتر - فیسبوک - لینکدین - اینستاگرام ( تا اینجا 35 محتوا در روز )12- پست های متنیپلتفرم های مناسب : توییتر - فیسبوک - لینکدین ( تا اینجا 38 محتوا در روز)13- عکس نوشتهتصویری از خودتون یا پس زمینه ای مشکی + یه جمله ( تو این سبک محتوا دیگه خودتون در جریانید که با محتوای انگیزشی زخم شدیم!)پلتفرم های مناسب: توییتر - فیسبوک - لینکدین - اینستاگرام ( تا اینجا 42 محتوا در روز)14- استوری(استوری محتوای کوتاه مدت با تاریخ انقضا مشخصه که معمولا به مدت 24 ساعت در دسترس مخاطبه. در نتیجه بیشتر فضای روزمره داره. اما با این حال با وجود قابلیت هایلایت در اینستاگرام بستر مناسبیه برای بیان موضوعات جدی و یا خط فکری های اصلی.)پلتفرم های مناسب: فیسبوک - اسنپ چت - اینستاگرام ( تا اینجا 45 محتوا در روز)15- محتوای مخاطب محوربدنه این محتوا نظر خواهی مخاطب اما با چاشنی صمیمیته. مثالی که توی تصویر زیر میبینید توضیح بهتریه.پلتفرم های مناسب : فیسبوک - اینستاگرام - لینکدین ( تا اینجا 49 محتوا در روز )16- Commentaries**این لغت به علت داشتن بار معنایی ترجمه نشده است.پایه این محتوا اشتراک یه محتوای ویدیویی یا تصویری ترند با اضافه کردن کامنت شخصی است.پلتفرم های مناسب : فیسبوک - اینستاگرام - لینکدین ( تا اینجا 51 محتوا در روز)17- پادکستیک محتوا صوتی نسبتا بلند که بدنه ی این محتوا صحبت های تولید کننده محتواست.پلتفرم های مناسب: کست باکس - اپل پادکست - ساند کلاد (+ شنوتو) ( تا اینجا 57 محتوا در روز)18- نظرسنجیدرباره موضوعات مختلف و ترجیحا مرتبط به فضای کاری خودتون.پلتفرم های مناسب: توییتر - استوری اینستاگرام - فیسبوک ( تا اینجا 60 محتوا در روز )19- ویدیو های تیک تاکیاین ویدیو ها معمولا ویدیو های کوتاه 15 یا 60 ثانیه ای کوتاه با چاشنی طنز یا اموزش و بیان یک مفهوم با زبان ساده و مختصره.( با گفتن استغفرالله باید تیک تاک و باز کنید :))) )پلتفرم های مناسب: تیک توک - اسنپ چت - فیسبوک - اینستاگرامتایم تخمینی که گری وی به طور کلی در ارتباط با این حجم از محتوا اعلام کرده حدودا 4 ساعته که توی توییتر توضیحاتی دادم که چرا این زمان خیلی زمان درستی نیست، مخصوصا اگر به تازگی شروع به تولید محتوا کردید.Instagram, twitter = @DOKISOHEIL</description>
                <category>soheil nik</category>
                <author>soheil nik</author>
                <pubDate>Wed, 12 Aug 2020 16:05:55 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>