<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های dousti</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dousti</link>
        <description>زردها بی خود قرمز نشده اند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:11:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/259329/avatar/T490It.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>dousti</title>
            <link>https://virgool.io/@dousti</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سخنان ناب بزرگان پیرامون تحقیق و نگارش</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-l6lycs7fsx1x</link>
                <description>بازنگری و بازنگاریهر گاه چیزی نوشتی باید که پیش از مهر نمودنش دگربار در آن بنگری چرا که بر خردورزی خویش مهر پایان می زنی.کتابها گل سرای دانشوران است.قلم نخستین آفریده کردگار است به او فرمود بنگار و قلم آنچه را بود و تا روز رستخیز خواهد بود همه را در نوشتار آورد.هر که از دنیا رود و میراثش دفترها و دوات ها باشد بهشت ارزانی اش باد.نوشتار هر کسی نشان از فرزانگی اش دارد و میزان فرهیختگی اش را می نمایاند.هر که نوشتار خویش با یاوه نگاری ها انباشته کرده است نابخردترین مردم است.کتاب یک برگردان است از آنچه درون کتاب نگار است.کتاب خوش سخن گویی است.کتابهای خویش را نگاهبان باشید که به زودی نیازمندشان شوید.قلم بر گوش خود بگذار که یادآورنده تر است این کار هر نگارنده ای را.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jul 2021 08:41:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اظهار نامه ها</title>
                <link>https://virgool.io/Whitenoise/%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-s403viz3zhah</link>
                <description>ماکس فریشبرای ایرانیها هم ناگزیر پیش می آید که باری اظهارنامه ای پر کنند اما این با جایگاه اظهارنامه در زندگی یک شهروند آلمانی قابل قیاس نیست. چرخ بزرگ و قهار بوروکراسی آلمانی از جمله بر محور همین اظهارنامه ها گشته و می گردد. آزار اداری همیشگی برای هر کار سین جیم شده جایی که همه کارها اداری هستند کابوس شهروندان در دولت های دیوان سالار است.ماکس فریش می تواند از این صورت خشک اداری یک گونه ادبی بسازد. ویژگی ای که به اظهارنامه های ماکس فریش اصالت ادبی می بخشد این است که پرسشهایش از بنیاد رودرروی کارکرد اظهارنامه می ایستند. کار اظهارنامه ها بازجویی رویدادها و اوضاع آفاقی و عینی است.اظهارنامه های ماکس فریش برعکس حالات انفسی و وجودی را باز می پرسند. اظهارنامه جهان را چهارچوب بندی می کند تا پاسخگو را در قفسه مناسبش قرار دهد. اظهارنامه های ماکس فریش اما پاسخگو را به چهارچوبهایش بی اعتماد و او را به کشف ناامنی جهان دعوت می کنند.نمونه ای از اظهارنامه ها :مرگ شما و تمام آشنایانتان برایتان مهم است ؟ترجیح می دادید با چه کسی هرگز آشنا نمی شدید ؟آیا کسی را می شناسید که از شما به او گزندی رسیده و او خود از این گزند بی خبر باشد ؟ به این خاطر از خود بیشتر منزجر هستید یا از او ؟آیا میل دارید حافظه بی نسیان داشته باشید ؟میل دارید کدام یک از درگذشتگان را دوباره ببینید ؟ کدامیک را نه ؟آیا میل داشتید به ملیتی دیگر یا فرهنگی دیگر تعلق داشتید ؟ به کدام ؟میل دارید تا چه سنی عمر کنید ؟از کی دست از این گمان برداشتید که داناتر می شوید ؟ یا اینکه هنوز هم بر این گمانید ؟ با قید سنآیا انتقادی که از خود می کنید خودتان را مجاب می کند ؟دیگران چه ایرادی به شما می گیرند ؟آیا نفرت می تواند نطفه یک امید باشد ؟نظر به اوضاع جهان کدام گزینه را آرزو می کنید ؟ الف. خردورزی ب. معجزه ج. جریان امور کما فی السابق.آیا می توانید بدون امیدواری فکر کنید ؟چه چیز به شما امیدواری می دهد ؟ الف. طبیعت ب. هنر ج. علم د. تاریخ بشر.آیا آرزوهای فردی برای شما کافی هستند ؟ یا به آرزوهای جمعی هم نیاز دارید ؟</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 10:13:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشان نخست بلاهت</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AA-p8mdnbddlqxp</link>
                <description>کلمات قصاربزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد و نه شعور لازم برای خاموش ماندن. «ژان دلابرویه»بهترین نکته یک مهمانی خسته کننده این است که مطمئن هستید زود به خانه برمی گردید. «باب هوپ»مرد موفق مردی است که بتواند پولی بیش از مقداری که خانواده اش قادر به خرج کردن است در بیاورد.یکی از بزرگترین مزایای داشتن دوست این است که تا وقتی به شما احتیاج دارد یک لحظه هم از شما دور نمی شود. «ماکسیم مک براید»اکثر افراد تنها وقتی می فهمند که از زندگی چگونه حداکثر استفاده ممکن را ببرند که از عمرشان حداقل زمان ممکن باقی مانده است. «هربرت پروچنوف»زندگی جدا سخت است اما خوب فکرش را بکنید اگر قرار نبود یک سوم آن را خواب باشید چه قدر سخت تر می شد. «آنتونی یاکوبسن»شما وقتی میانسال شده اید که هر فردی را ملاقات می کنید بلافاصله یاد فرد دیگری می افتید. «اوجن نش»از وقتی هفتاد سالم شده هر روز ستون ترحیم و تسلیت روزنامه را نگاه می کنم و اگر نام من در میان مرحومین درج نشده باشد سر کار می روم. «پاتریک مور»زندگی لذت بخش است و مرگ آرام بخش. تنها تغییر اولی به دومی کمی مشکل ساز است. «ایزاک آسیموف»اگر می خواهی خدا به تو بخندد در مورد نقشه های آینده ات برایش صحبت کن. «وودی آلن»هیچ چیز چون موفقیت سبب ساز سقوط ما نیست زیرا چیزی به ما نمی آموزد. ما تنها از شکست هایمان دو سه چیزی می آموزیم. لذت انسان سالم در کنترل او بر شرایط واقعی و حقیقی است اما لذت شخص روان پریش در توانایی فرار از شرایط واقعی است.   «ناتانیل براندن»در ورای هر مرد موفقی، سالها شکست و ناکامی نهفته است.  «باب براون»برای لذت بخش بودن لذت، آن را کوتاه برگزار کنید.  «چارلز بوستن»از چشم راهی به قلب وجود دارد که عقل از وجود آن بی اطلاع است.  «جی کی چسترتن»</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 18:54:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصاحت و بلاغت</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D9%81%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%AA-dn1rb5gshl0i</link>
                <description>فن بیان با نوشتن آغاز می‌شود متنی را که در پایین می آورم با الهام گرفتن از مقاله زبان آوریهای هوشنگ گلشیری نوشته ام : استفاده از متونی که دارای کلمات پربار هستند یا کلماتی که در دایره لغات ما نیستند و می خواهیم جزء دایره واژگانی ما باشند اتفاق خوبی است که برای یادداشت نویسی بکار می آید. توفیق در این موضوع که تا چه حد در این مقوله درست عمل کنیم تا حد زیادی به شناخت ما از زبان برمی گردد. زبان صرفا استفاده از واژه یا عبارت نیست بلکه ما با زبان معنا و محتوای متنمان را انتفال می دهیم. بنابراین اگر با کلمات ساده بتوانیم منظور و مقصودمان را به بهترین نحو به خواننده گوشزد کنیم کفایت می کند. اگر نتوانیم با کلماتی که در ذهن داریم متن یا داستان را طوری بنویسیم که در سر داریم در آن صورت است نشان دهنده این است که به قدر کافی مطالعه نداریم. مطالعه رمان خیلی میتواند در این امر به ما کمک کند. نه اینکه بخواهیم دنبال کلمات جدید بگردیم. بلکه با این دید به رمان یا شعر نگاه کنیم که باعث غنای ادبیات ما هستند. باعث پی بردن به معناهای مختلف کلمات در جمله می شوند اینکه در چه جایی از چه کلماتی استفاده کنیم و بار معنایی هم داشته باشد. در اینجا منظور ما استفاده از رمانهایی است که مورد نقد قرار گرفته باشند و در ضمن ارزش زیبایی شناسی آن هم به اثبات رسیده باشد که از هر رمانی باید چنین توقعی داشته باشیم.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Mon, 12 Apr 2021 21:55:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستاری در باره چند مفهوم بنیادی شاهنامه</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-fnzmg0biswck</link>
                <description>جستاری در شاهنامهبه نوشیروان گفتند در هندوستان کوهی است و بر آن کوه گیاهی که مرده را زنده می کند. معلوم شد که آن کوه &quot;دانش&quot; و آن گیاه &quot;سخن&quot; است گیاه سخن بر کوه دانش ! آفرینش به اندیشه است و اندیشه در سخن (کلام قدسی) پدیدار می شود. در عهد عتیق &quot;در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید و زمین بایر و تهی بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا سطح آب ها را فرو گرفت و خدا گفت روشنایی بشود و روشنایی شد ... و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید&quot; و با این نامگذاری معرفت به آفرینش، شناخت کار خدا، آغاز شد. در عهد جدید (انجیل یوحنا) هم آمده است که در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود همان در ابتدا نزد خدا بود همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.&quot; و در جای دیگر خداوند خود را از راه حرف های الفبا یعنی نوشتار سخن، تعریف می کند : آن تخت نشین گفت (خداوند) الحال همه چیز را نو می سازم و گفت بنویس زیرا که این کلام امین و راست است باز مرا گفت تمام شد من الف و یا و ابتدا و انتها هستم. و اما در قرآن شاید نیازی به یادآوری نباشد که خدا گفت بباش پس ببود با دو حرف ک و ن. از این امر عالم خلق هستی پذیرفت. قرآن کلام الهی و یه عقیده پاره ای از متکلمان و مومنان قدیم است نه حادث، یعنی از ازل و حتی پیش از آفرینش در خدا بود و سپس در زمان مقدر به صورت وحی، بر پیامبر اسلام نازل شد. </description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Sun, 04 Apr 2021 18:42:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طریقه دم کردن یک فنجان چای</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%A7%DB%8C-n73jccjbbyx0</link>
                <description>چایی دیشلمهبدیهی نمایی مسئله چای و به ظاهر اهمیت حیاتی نداشتن آن ممکن است معتقدان آتشین مزاج التزام در نویسندگی را بر علیه من بشوراند. من سرزنش های این دسته را به جان می خرم. نه به خاطر آنکه آدم کله شقی هستم که هستم. چون دلایل کاملا محکمی را در اختیار دارم که پرداختن به موضوع چای را یک امر کاملا متعهدانه و از مسئولیت های حیاتی نویسنده به شمار می آورد. اگر اتفاقا آقای سارتر حاضر است تمام ادبیات بشری را در یک طزف بگذارد و مثلا قرصی نان را طرف دیگر و با وجدانی آسوده و با سری افراشته تمام ذخایر ادبی بشر را فدای آن قرص نان سازد، پیروان ایرانی ایشان دیگر نباید مرا سرزنش کنند. چون که یک فنجان چای به میزان مواد قندی که همراه آن مصرف می‌ شود به طور متوسط نزدیک به سی کالری وارد بدن می‌کند‌ با  یک حساب سرانگشتی، این سی کالری ( در قیاس با قرص نانی ) به تمام ذخیره مقاله نویسی بشر از ابتدای خلقت تا امروز می ارزد. قسمتی از مقاله اندر آداب چای نوشی(قاسم هاشمی نژاد)</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Mon, 29 Mar 2021 12:14:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان گذران</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86-x4zho9g5xltl</link>
                <description>گذر عمرهشتاد و نه سال گذشت.هشتاد و نه سال و من اندر خم یک کوچه مانده ام. این برایم مایه بسی مباهات است که هنوز زندگی می کنم، فکر نمی کردم که این همه سال عمر کنم. ولی حالا می بینم که شده، عمر من طولانی شده است و در آستانه نود سالگی هستم.یادش به خیر پدرم در سن شصت و نه سالگی عمر خود را داد به شما. پنجاه و هفت سال از آن روز گذشته است اما هنوز سخنان او آویزه گوشم مانده است و از ایشان نکته ها در نظرم به یادگار مانده است.حالا تنها در خانه ام نشسته ام عصایم را برداشته  و به سمت پنجره می روم.  چشمانم به آسمان سفید سحرگاهان خیره می ماند گویی فرشتگان در آنجا حضور دارند و از آن بالا به پیشوازم آمده اند و ندا سر می دهند که نگران نباش چرا که نزدیک است به رفتگانت ملحق شوی و ما را هم نیز ملاقات کنی و شاد باشی.در این حین سعی می کنم اعمالم را به یاد بیاورم و بسیاری زجرها که بر خود هموار کردم. من هیچوقت از کار کوتاهی نکردم. هنوز آفتاب طلوع نکرده است من بیدارم و در این لحظه ناب دعا می کنم برای آمرزش همه رفتگان می گویند در این ساعات دعا مستجاب می شود. بعد با خود در گوشی صحبت می‌کنم که خود را آماده رفتن کن، بزودی به آنها ملحق می‌شوی. آن لحظه، لحظه شادی است دیگر بس است گذر روزها و لحظه ها را دیدن  هیچ تنبیهی از این بالاتر نیست که گذر ایام را تحمل کرده و جوانی رفته ات را یاد کنی. اکنون سی و هفت سال است که ریشم سفید شده است و پیری دیگر برایم اهمیتی ندارد.مهم این است که دلت روشن و نورانی باشد خدا را دوست بدارم  و او هم مرا دوست بدارد.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 16:12:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-edafsjiw4ivy</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/y38fpsssudw0-JGuAa.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱,۳۷۰ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۰ مرتبه پسندیدند و  ۲ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۰ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱۰۱ بار خوانده شدند و ۱,۶۱۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۰۲۲۱۰۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۶۲ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۰۲۲۱۰۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 21:23:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همین یک زمین را داریم</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-db7lmpjpoypl</link>
                <description>طبیعت بکرآرزو دارم زمین سرسبز و خرم و بانشاطی داشته باشیم و برای آن حاضر به خدمت کردن به زمین باشیم. اگر زمین را دوست داریم باید خیلی مواظب آن باشیم امیدوارم روزی برسد که همه ما به زمین احترام بگذاریم و از انداختن هر چیزی بر روی زمین خودداری کنیم. موقعی که به گشت و گذار می رویم نباید زمین را کثیف کنیم و یا آتش روشن کنیم و بعد بی خیال آن شویم و رها کنیم باید به زمینی که به ما نعمت های زیادی ارزانی می دارد بیش از اینها توجه داشته باشیم. تمام جنبندگان از زمین تغذیه می کنند از برکت زمین است که حیوانات اهلی  علوفه می خورند و ارتزاق می کنند. ما انسانها محصولات کشاورزی را به مدد داشتن زمین بدست می آوریم.  زمین به آب نیاز دارد اما آب روی چه چیزی تکیه زده است اگر زمین نباشد آب هم نیست زمین نعمت بزرگی است و حیات ما به سلامت بودن او بستگی دارد. برای ادامه حیات باید زمین را تمیز نگهداریم ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍آنرا تخریب نکنیم درختها را نبریم تا خداوند نعمت هایش را از ما دریغ نکند. آرزو دارم زمین همیشه سبز باشد هوادار آن باشیم ما به آن وصلیم زمین آبها را در خود ذخیره می کند آبشار را از خود بروز می دهد و طبیعت را زیباتر می کند. دریاها به او عشق می ورزند اقیانوسها به او تکیه زده اند از این جاست که باید عظمت زمین را درک کنیم. ما در زمینی زندگی می کنیم که همه چیز دارد از معادن گرفته تا آب و کوه دیگر عناصر ارزشمندی که زمین در خود دارد. زمین قدرت زیادی دارد سرشار از مواد غنی است زنده است روح دارد و به ما خدمت می کند به ما لطف دارد. زمین به خود افتخار می کند که به انسان خدمت می کند. و به خاطر این است که نعماتش را از او دریغ نمی کند و سخاوت مندانه داشته هایش را عرضه می کند و انسان با خلاقیتش از قابلیت های زمین بهره برداری می کند. ای زمین همیشه خوش و خرم باشی کوهها برایت استوار بمانند و از تو محافظت کنند برقرار باشی بوسیله جنگلها و سنگها و هوا تا نفس بکشی و همیشه زنده باشی و گنج های خود را در اختیار انسان ها قرار دهی. جانوران را تغذیه کنی چرا که حیات آنها هم به تو بستگی دارد. از بین این همه کرات و کهکشانهایی که در آسمانها است هنوز بشر نتوانسته است یکی را گشف کند که همانند تو باشد تو مانند نداری از نظر ما تو بی نظیری و همه چیز در تو هست برای حیات انسان و دیگر جانداران.هیچ سیاره ای نعمات تو را ندارد و انسان جایگزینی به مانند تو ندارد. هر انسان عاقلی اگر انسان باشد تو را دوست دارد و حفظ میکند از تمام بلایای انسانی. انسان باید صنعت را مهار کند و خودخواه نباشد و هر اختراع و اکتشافی که داشته باشد اولویت اولشان این باشد که تاثیرات مخربی روی زمین نداشته باشد. اتمسفر زمین را آلوده نکنند تا جلوی نزولات جوی گرفته نشود و زمین خشک نشود. و مزارع بی آب ماند تا از زمین های کشاورزی بهره برداری شود. ما را نشاید که به فکر زمین نباشیم باید به زمین توجه داشته باشیم تا حالش همیشه خوب باشد کوه ها را تخریب نکنیم جنگل ها را از بین نبریم و جلوی فرسایش زمین را بگیریم و از علمی که داریم به نفع زمین استفاده کنیم. موفق و پیروز باشید.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Sun, 21 Mar 2021 17:59:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آفرینگان</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-bi2dj9ebup3x</link>
                <description>ادبیت، تجلی هنر و جلوه هنر زبان آوری در داستان کوتاه و رمان است. اما در ایران، شناخت و توقع آن از متن های داستانی، آن چنان که باید عمومیت نیافته و جز مواردی استثنایی، این پدیداری مهم ادبی نادیده مانده است. از قرار، قرار هم نیست که به این زودی ها جزو ارزش های عمومی زیبا شناسی ما  نقد ادبی مان قرار بگیرد. شاید علت اساسی این فقدان را در ترجمه های داستانی باید جستجو کرد. زیرا که ادبیت داستانی هم، همانند زیبایی های زبانی شعر قابل ترجمه نیست، و یا اگر هم بخشی از آن تن به ترجمه بدهد، بختیاری اش به توانایی ها و شناخت و دلدادگی مترجم بستگی می یابد که این هم زیاد دست نمی دهد.به گمانم، در میان انواع گوناگون گونه شناسی / نوع شناسی داستان (اعم از داستان کوتاه و رمان)، داستان ها را بر حسب رفتار آن ها با زبان، می توان به دو گونه تقسیم کرد.1) داستان زبان ابزار ...2) داستان زبان گوهر (زبان آور) ...به عبارت دیگر، از این زاویه، داستان ها بر حسب اینکه زبان را فقط وسیله و ابزاری برای پدیداری و روایت ماجرا به کار برند، و یا برعکس، روایت ماجرا را ابزاری بشناسند برای پدیداری زبان خاص ان ماجرا و خاق ادبیت خاص، از هم سوا می شوند و هر کدام راه خود می گیرد به کار و بار خود ...قسمتی از مقاله (زبان آوری های هوشنگ گلشیری)شهریار مندنی پور</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Mon, 15 Mar 2021 13:50:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار عام المنفعه</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D9%81%D8%B9%D9%87-w5x4l8bby3wj</link>
                <description>از باجه تلفن یا هر چیز قدیمی استفاده بهینه میتوان کرد‌سلامامروز می خواهم چیزی بگویم که شاید تلنگری باشد برای کسانی که دغدغه دارند برای بیکاری یا علافی جوانان.  ما در عصری هستیم که به آن عصر انسان خلاق گفته میشود البته این نامگذاری ها خیلی به جامعه ما نمی خورد بلکه مربوط به کشورهای اروپائی پیشرقته است. ولی ما میتوانیم درس بگیریم. مثلا زمانیکه باجه های تلفن رونقی داشتند مخابرات از دست کسانی که شیشه های این باجه ها را می شکاندند ذله می شد و لب به شکایت می گشود‌. و الان فکر نکنم اثری از این باجه ها باشد. ولی در کشورهای اروپائی پیشرفته از اینها استفاده خلاقانه می کنند. مثلا تبدیل شده اند به کتابخانه کودک. نه تنها به باجه آسیب نمی رسانند بلکه کتابها را هم کسی نمی برد. چیزی که باعث خلاقیت یک نسل می شود فرهنگ آن جامعه است. خلاقیت از کارهایی است که به یک فرهنگ مدرن مبتنی بر فردگرایی نیاز دارد و خواسته های فرد مورد احترام آن جامعه باشد. اگر این پارامتر نباشد می شود همان فرهنگ سنتی که در آن خلاقیت جایگاهی ندارد. باجه تلفن یک نماد است برای بیان اینکه ما برای اشتغال نیاز داریم به طرح خلاقانه که اگر اجرا شود و مورد احترام واقع شود خود باعث نیازهای دیگر و ایجاد مشاغل دیگر میشود. چه کنیم همه کتابخوان شوند؟ وقتی کتاب در دسترس باشد و کتاب خواندن تبدیل به فرهنگ شود کلی شغل جدید به عمل می آید. در مثالی که زده شد این کار هم میتواند در قالب یک کار عام المنفعه صورت گیرد و هم نیازی از جامعه را برطرف کند پس میتواند طرح موفقی در کشور ما باشد.گقتم عام المنفعه چون افراد خلاق همیشه کاری را برای پول انجام نمی دهند بلکه صرفا می خواهند به یک نیاز درونی پاسخ دهند. نیاز به خلق کردن بقیه اش را حدس بزنید چه اتفاقی می افتد. افراد خلاق با همین خصوصیت مثبتی که دارند رقیبی جدی برای شرکتها شده اند و آنها را وادار کرده اند تا کیفیت کالای خود را بالا ببرند. تا مشتری به سمت محصولات رایگانی  که افراد خلاق در اختیار آنها می گذارند نروند.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Wed, 10 Mar 2021 16:41:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نجوای درون</title>
                <link>https://virgool.io/@dousti/%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-bvsubg844458</link>
                <description>مقصدت کجاست؟جای پارک گیر نمی آمد برای پارک کردن خیلی وقتم گرفت. شاید باید صبر کنم تا جایی گیر بیاورم اگر جایی بود پارک می کنم اگر نبود می روم ناکجاآباد پارک می کنم سپس برمی گردم به سمت ماشین آن را قفل می کنم برمی گردم به ماشین نگاه می کنم بعد میروم سمت خیابان و راهی باز می کنم تا به مقصد برسم. اینگونه است که به مقصد می رسم. چرا باید آنطور قضاوت کنم که مگر چه شده چیزی نشده یک پارک کردن که این صحبتها را ندارد. اکنون کار باید انجام شود کار صورت گرفت عینک را برساختیم او گفت : این خوب است؟ این یکی چطور است؟ بلوکات است آری سفارش می دهیم که بلوکات باشد نمره هم باشد. سپس به سمت در خروجی رفتیم تا به کار بعدی برسیم خیلی سعی کردم که کاری را خوب انجام دهم. کارم را درست انجام دادم آمدم و نشستم در ماشین و گاز دادم و رفتم به سمت خانه خانه ای خوب و مجلل که دوستش دارم البته از نظر من مجلل است نه از نظر خیلیها.صبحانه خورده بودم که آمدم شب کی می شود تا لختی بیاساییم چرا همه چیز دلگیر است تکراری شده همه چیز دیگر صفایی نیست. یعنی پیر شدم و نایی برایم نمانده است؟ چرا غمگین نشدم از نوشتن این؟ چرا افسرده نشدم؟ چون من دیگر کارم را کرده ام و جوانی جای خودش بود و گذشت و الان با گذشته فرق دارد. وقت رفتن است نه به آخرت به جای دیگر به جایی که نوشتن در آن جایی دارد و می خواهد باشد.چه بخواهی و چه نخواهی عمر می رود و رفتنی است. اخلاق ، معرفت ، علم، حکمت ، آبرو، عزت و عمل ماندنی هستند باید زندگی کرد و شاد بود و گفت و خندید و گریه کرد و شادی کرد و مسئولیت همان چیزی است که باید اجرا شود تا نامت ماندگار شود انجام کار توام با انسانیت و عزت برای تمام انسانها آری این قانون نانوشته است و وجدان بیدار می خواهد تا چیستی آن برتو آشکار شود.</description>
                <category>dousti</category>
                <author>dousti</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 18:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>