<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های nazanin_bayatmokhtari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dr.bayatmokhtari</link>
        <description>اینجانب نازنین بیات مختاری، روانشناس و درمانگر جنسی هستم.سعی دارم تا با احترام به حدود قانونی و شرعی کشور،از نوشتن به عنوان راهی برای ثبت افکار و اعتلاء علم روانشناسی و کمک به هموطنانم بهره مند شوم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:25:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/152935/avatar/0iEI27.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>nazanin_bayatmokhtari</title>
            <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تشکر و ارتباط با شما</title>
                <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-lwjcjxxsjfxh</link>
                <description>خواستم فقط بگم که کم کم دارم به این سایت معتاد میشم :) ممنونم از وقتی که بابت مطالعه مطالبم میزارید که میدونم وقت چقدر ارزشمند و کمه تو این دوره زمونه. لطفا در هر زمینه ای که مایل هستین براتون از خاطراتم در درمان و مراجعام براتون بنویسم زیرش کامنت بزارید.انشالا تو همین چند روز براتون یه مطلب جامع آماده میکنم راجع به کرونا و اینکه چجوری روی مغز و روان و جسم شما تاثیرات جانبی میزاره و راه حل اش چیه.امیدوارم متفاوت از مطالب تکراری اینترنت و اینستا و تلگرام باشه و ارزش خوندن داشته باشه.در ضمن اگر حرفه و تخصص یا ایده ای دارین برای همکاری با من به هر شکل ٬ یا درک بهتر و کمک بیشتر من نسبت به مراجعانم لطفا به من اطلاع بدید.ممنونم</description>
                <category>nazanin_bayatmokhtari</category>
                <author>nazanin_bayatmokhtari</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 22:51:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و خاطرات روانشناس bdsm 5(قسمت پنجم)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-bdsm-5%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-re3hqt7e3fgd</link>
                <description>در این قسمت فقط به طرح کردن تجارب درمانی ام در رابطه با دیده ها و شنیده هام از مراجعینم در این حوزه اکتفا میکنم و تفکر و تحلیل را به شما میسپارم و خوشحال میشم اگر نظرتون رو برای من بنویسید.مراجع اول:آقایی 37 ساله با ظاهر متوسط و تمایل به برقراری رابطه جنسی به صورت تکی یا گروهی با مردان به شکل مفعول،پوشیدن لباس زنانه و بدن نمایی همراه با ارایش و نازک کردن صدا..مهندس یک شرکت دولتی،وضعیت درامد نسبتا خوب،پدر پزشک و مادر خانه دار.بیان میدارد که این تمایلات به مرور در او پیش آمده.در اجتماع رفتار و پوشش کاملا مردانه دارد و فقط در سکس از این رفتارها برای برانگیختگی استفاده میکند.ایشان بیان میکنند که در رابطه جنسی عادی با یک جنس مخالف نعوظ ندارند مگر اینکه کلامی یا به شکل عملی(رفتارهای خشونت آمیز) تحقیر آمیز با ایشان رفتار شود.از انجام رابطه دهانی برای خانم لذت میبرد و به نظر میرسد که اینکار تا حدودی به او حس کافی بودن میدهد و با توجه به مشکل نعوظ از این روش جلب رضایت پارتنرش را به دست می آورد.سالهاست تنها زندگی میکند و این تنهایی باعث شده زمان زیادی را در شبکه های مجازی صرف کند و به تماشا یا ارائه ی فیلم و ویس در این رابطه بپردازد.گزارش یکی از خانم هایی که با ایشون رابطه داشته اینطور است که این آقا به رابطه مقعدی توسط خانم نسبت به خودش علاقه نشون میداده . فقط به این شکل نعوظ داشته.در رابطه ی خارج از سکس گاها سوال میکرده که چه احساسی به او دارد و دوستش دارد یا از او متنفر است.گویا بین احساس ارزش و بی ارزشی رها شده.اصراری به انزال در رابطه ندارد و بعد رابطه غمگینشده و در خود فرو میرود.این آقا از شنیدن خاطرات روابط جنسی پارتنرش با دیگران تحریک شده و از بی غیرتی (cockold) لذت میبرد و حتی بارها برای داشتن رابطه دهانی برای خانمها مبالغ زیادی پرداخت کرده.در مشاوره خصوصی این آقا بیان میکند که فقط نگرانی از آینده و ازدواج دارد اما از تمام تجاربی که به این شکل داشته راضی است.بارها برای درمان مراجعه کرده اما هیچ کدام نتیجه نداشته و مجدد این رفتار را تکرار میکند.مراجع دوم:آقای 35 ساله،پدر راننده آژانس و مادر خانه دار،روابط بین اعضا خانواده دوستانه و گرم،سابقه ی ازدواج و طلاق به علت همین مشکل در آقا،علاقه به خدمت به خانم، تنبیه بدنی شدن و تحقیر،نجس خواری و بی غیرتی.بیان میکند که به خانمهای قوی و مستقل و باهوش جذب می شودو تفکرات فمینیستی شدید دارد و تمایل به پا را از سن 5 سالگی به خاطر می آورد و مردان را جنس ضعیف و بی ارزش میداند.در زندگی عادی روزمره شدیدا اجتماعی،دلسوز،فداکار و مهربان است.چهره و ظاهر متوسط داشته و بسیار خیالپرداز است.بر اساس گزارش پارتنر ایشان در زمان رابطه های از این نوع صدای کودکانه و سرزبانی پیدا میکنند، گویی که شخص دیگری میشود و نگاه مستاصل پیدا میکند.خانم که در رابطه دراز مدت با ایشان بوده این فرد را بسیار منظم و با شخصیت c (در طبقه بندی شخصیتی disc) میداند که احساساتی و صبور است و گاها به نظر میرسد در دنیای خیالی یک کودک بسر میبرد.آقا دوستان زیادی دارد و به خانواده اهمیت میدهد در عین حال مستقل، با برنامه و هدفمند است و در انتخاب پارتنر به شدت سخت گیر و جزیی نگر.معتقد به آزادی زنان است و فقط دستوراتی که جنبه تحقیر عمومی (public) داشته باشد یا به کسی صدمه بزند را اجرا نمیکند(limit).فتیش (fetish) شدید به لمس و خوردن مچ پا و انگشتان پا دارد همراه با بیان جملات اغراق آمیز درمورد پرستش پارتنر و جملات تحقیر آمیز نسبت به خود.خانم بیان میکنند که بر خلاف ظاهر تابع و مظلوم نسبت به خود و توانمندی خود بزرگ بین است و اهداف غیر واقع بینانه دارد و زیاده از حد خوشبین است.و در زمان اختلاف با نوعی پرخاشگری انفعالی و سهل انگاری در دستورات ،موجبات خشم و تنبیه پارتنرش را محیا میکند.در طی جلسات به نظر میرسد که تئوری پردازی هایی در مورد بی ارزشی دنیا،حقوق پایمال شده زنان و اشتباه بودن فرزندآوری دارد.از لذت پارتنرش لذت عاطفی میبرد و در صورت نداشتن رابطه sm پرخاشگر و نا آرام و غیر منطقی میشود و از این نظر که فردی برای او مسیر و برنامه تعیین کند و به او جهت بدهد بسیار وابسته به نظر میرسد و زندگی را در غرق شدن و حل شدن در یک فرد قوی میداند.به نظر میرسد که در طی رابطه از پارتنر الگو میگیرد و با او شبیه سازی میکند و از قدرت روانی او تغذیه میکند.به اندام های جنسی زنان کاملا بی تفاوت است و از رابطه با مرد متنفر است اما چنانچه خطوط قرمز ذکر شده نفی نشود به دستور پارتنر از هیچ کاری باکی ندارد.صلح جو است و به نظر میرسد در انجام کارهای کمی پیچیده تر به مشکل خورده و باید مرتبا همه چیز را طبقه بندی و مرتب کند و مرحله به مرحله پیش رود در غیر این صورت گیج شده و در به عمل رساندن آن به نوعی فلج میشود.مراجع سوم: آقای 38 ساله.اندام زیبا و چهره کمی از متوسط پایین تر.وضع مالی و موقعیت اجتماعی عالی.دچار سرخوردگی هایی در زمینه ی پیشرفت و موقعیت های مورد انتظار، گرم مزاج و با تجارب سکس بسیار زیاد است به شکل روابط جنسی عادی، گروهی (gruop) و روابط اس امی در جایگاه مستر (mr) .به نظر میرسد که تعداد معشوقگان و اسلیو ها به ایشان احساس قدرت و توانمندی می دهد.از رقابت با سایر آقایان برای به دست آوردن جنس مخالف بیزار است و بیان میدارد که فانتزی فرمانروا بودن همراه با یک ملکه و سلطنت بر خانمهای زیاد همراه با بهره برداری جنسی و خدمتی از آنان دارد.زنانی که به او بی تفاوت تر هستند برای او چالش برانگیز تر هستند و تا حدودی در رابطه جنسی خشونت به خرج میدهد.تنها زندگی میکند اما این تنهایی برای او آزاردهنده است.به نظر میرسد علاوه بر منافع جنسی نیاز به حضور دایم زنان در کنارش را دارد و تربیت و تابع کردن زنان به او آرامش موقت میدهد و سعی میکند اوضاع را همیشه تحت کنترل داشته باشد و مدیریت کند..هیچ میلی به رابطه با مرد ندارد ولی از تماشای رابطه خانم با خانم لذت میبرد.مصرف الکل و مواد مخدر به صورت ماهانه دارد.اهداف او بسیار سختگیرانه و کمال طلبانه است و بیشتر جنبه ی افزایش محبوبیت،قدرت و افتخارات را دارد.به نظر میرسد ارزش شخصی اش را با دستاورد هایش میسنجد و احساس عدم امنیت در لایه های عمیق شخصیتی وجود دارد.گاها بسیار با انگیزه و پر انرژی و گاها در خود فرورفته و ناامید میشود.</description>
                <category>nazanin_bayatmokhtari</category>
                <author>nazanin_bayatmokhtari</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 17:26:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و خاطرات روانشناس bdsm 4(قسمت چهارم)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-bdsm-4%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-ahdk59hdu7c1</link>
                <description>در این پست در مورد تاثیر پورنوگرافی و تجربه تنوع روابط جنسی و تاثیر آن روی تمایلات bdsm که من بعد به اختصار روابط sm می نامم ، صحبت خواهم کرد.در تعدادی از مراجعین با این گرایش، مشاهده می شود که چنین تمایلاتی در ابتدا نبوده و بعد از شروع تجارب جنسی به صورت نرمال و سپس گسترش فانتزی های مشاهده شده در فیلم های پورنوگرافی به روابط جنسی  و تکرار آن، فرد به نوعی آن هیجان و اشتیاق معمول را در حین روابط از دست میدهد و در ادامه ی این مسیر به نوعی معتاد به تغییرات بیشتر و تجربه های جدیدتر در روابط خود می شوند و به نوعی هیجان ناشی از اولین تجربه از نوع خاصی از رابطه، جایگزین عشق و لذت حاصله از نزدیکی با جنس مخالف می شود..به این ترتیب سکس در این موارد جای خود را به یک نمایش مهیج و سطحی می دهد که ایفای نقش های جدید و نشان دادن قابلیت و شایستگی در این نقش ها هدف و ارتقا دهنده ی رضایت فرد از خود و عملکردش می شود.همانطور که می دانیم بخش اعظم لذت در تمامی انواع روابط جنسی ناشی از تخیلات،ذهن و تلقین می باشد و البته که نمیتوان تاثیر محیط و اجتماع را در شکل گیری این خط مشی ها در ذهن نادیده گرفت.صنعت پورنوگرافی ناچار است تا برای گردش چرخ این صنعت ، بینهایت ویدئو و داستان با بازیگران و موضوعات جدید تولید کند و به دنبال راهکاری برای رقابت در این عرصه و جذب مشتری و خصوصا راهی برای ایجاد نیاز بیشتر در مخاطبان باشد.اینجاست که شرطی سازی به کمک تخیل تهیه کنندگان اینگونه محتواها میرود.تماشا و یا تجسم روابط جنسی همراه با اصوات تحریک کننده، عشوه های زنانه و بدن نمایی ها و نقش آفرینی بازیگران به گونه ای که به مخاطب اینگونه القا کند که بسیار تحریک شده و یا لذت میبرد،ناخواسته اصل لذت را در ذهن مخاطب با آن حرکات و محتوا هم معنی و همراه میسازد و فقط کافیست که تهیه کننده پا را از واقعیت فراتر گذارد و از اینجا به بعد ذهن مخاطب تحت امر او به هرکجا که بخواهد خواهد رفت..و دیر یا زود ، تکرار تماشا و تصویرسازی ها مخاطب را به امتحان کردن این موضوع در واقعیت خواهد کشاند و اختلالات جنسی که تا این زمان ریشه دوانده من بعد شاخ و برگ داده و به زودی تمام ذهن مخاطب را اشغال خواهد کرد.لازم به ذکر است که اشاره به این دسته از کسانی که رو به روابط sm آورده اند به این معنا نیست که این تعریف برای همه صدق میکند بلکه به این معناست که این موضوع یکی از علل گرایش به این روابط میتواند باشد که روز به روز افراد بیشتری را درگیر با این موضوع می سازد.پرسش از زمان شروع این میل در مراجع و تجارب جنسی گذشته او برای تشخیص و افتراق بین مراجعانی که در اثر خود تلقینی و اثرات پورنوگرافی به این نوع رابطه روی آوردند و کسانی که با پایه ژنتیک احتمالی و یا اختلال اساسی و basic این اختلال مراجعه میکنند کمک کننده است.همچنین پیشنهاد میکنم این موضوع در مراجع بررسی شود که آیا از انواع دیگر رابطه مانند روابط جنسی عادی با جنس مخالف و یا موافق هم لذت میبرد یا آن نوع از روابط و سایر شکل های آن خارج از روابط اس امی به هیچ عنوان جذابیتی برای او ندارد.عموما کسانی که به علت تنوع طلبی جذب این نوع روابط شده اند برای شما از نوع یا انواعی دیگر از روابط جنسی که از آن ها نیز لذت میبرند تعریف خواهند کرد.و بیان میکنند که حاضرند در هر نقشی در این نوع رابطه قرار بگیرند (ارباب و برده) و تعصب خاصی به هیچ عملی در سکس ندارند و کاملا بدون خط قرمز و چهاچوبی وارد رابطه جنسی می شوند.برای چنین کسانی چنانچه به درمانگر مراجعه کنند، ترک اعتیاد به پورنوگرافی قدم اول در درمان خواهد بود.من به شخصه در تجارب درمانی با این عزیزان به این نتیجه رسیدم که چنانچه شانس با آنها یار بوده و بتوانند در یک رابطه عاشقانه و سالم قرار بگیرند.تنها به این دلیل درمان نمیشوند اما به شدت روی کاهش میل آنها به هرنوع روابط جنسی دیگر به شدت کم خواهد شد که البته مستلزم این است که رابطه با دوام و با کیفیت باشد و پارتنر در برابر خواسته های وی در جهت فانتزی های غیر معمول مقاومت نشان دهد و بتواند شرطی سازی مجدد و در مسیر درست در ذهن مراجع ایجاد کند. </description>
                <category>nazanin_bayatmokhtari</category>
                <author>nazanin_bayatmokhtari</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 22:48:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و خاطرات روانشناس bdsm 3(قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-bdsm-3%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-nbzl1xmuu5rz</link>
                <description>امشب گزارش مشاهداتم رو در زمینه ی ملاقات با میسترس(mistress) و مستر (mr) ها مینویسم.با اینکه قرار است ویژگی های مشترکی را به عنوان گرایشی جنسی با تمایلات فرمان دادن و تحقیر ببینیم اما در عمل چیزی که من بیشتر برخورد داشتم این بوده که تظاهرات در مردان و زنان تا حدود زیادی متفاوت است.در مردان یا همان مستر ها این تمایلات به روابط جنسی خشن که بی شباهت به تجاوز و سواستفاده جنسی نمی باشد دیده می شود.اعمال خشونتی که امیال جنسی را شعله ورتر میکند و همراه با تابعیت بی چون و چرا اسلیو است..این اعمال خشونت در سکس های نرمال و بین زوجین هم به شکل کمتری دیده می شود که به شکل ضربه زدن و پرت کردن با احتیاط یا کنترل پوزیشن ها در سکس است و گاه فحاشی که برای بسیاری از خانمها خوشایند به نظر میرسد چرا که زن تصور میکند چنان شهوانی و جذاب می باشد که مرد را از کنترل خودش خارج کرده است که به نوعی روی احساس مفعول واقع شدن و ضعف او پوشش میدهد و حس کنترل نامحسوس مرد را به او می دهد.این احساس قدرت برای زن و مردان در بسیاری اوقات برانگیزاننده است.شاید به همین خاطر است که عناوینی مثل شهوت قدرت یا شهوت ثروت ساخته شده و مصطلح هستند.به نظر میرسد روابط این چنینی نفع دیگری هم دارد. تعریف جایگاه و وظایف و اختیارات ! که به حل مسئله سردرگمی در رابطه جنسی برای کسانی که ذهنا درگیر آن هستند کمک میکند. اولین حدس و تصوری که به ذهن یک درمانگر متبادر میشود این است که اگر درگیر شدن با این حس کنترل و قدرت به شکل exaggerate و بیش از حد ذهن او را درگیرکرده آنچنان که توجه او را از لذت از رابطه ،منحرف میسازد ،احتمالا پای یک   عقده ی قدرت در میان است.به شخصه با بررسی گذشته ی خانمها و آقایون ،در موضع قدرت در این رابطه ،این مسئله را در خانمها بیشتر دیدم که ریشه ی این چنینی را میتوانستم در آنها مشاهده و تایید کنم .اما در آقایان به نظر میرسد اگر آن اعتماد به نفس اولیه وجود نداشته باشد ایفای چنین نقشی برایشان بسیار سخت و غیر عملی خواهد بود و بیشتر به سمت انتخاب پوزیشن اسلیو میروند.در آقایان داشتن برده ی خانم بیشتر به تصویر تشکیل حرمسرا و تایید یک برتری درونی نسبت به همجنسان به نظر میرسد .اما در خانمها پوزیشن میسترس بیشتر موید حس برتری به مرد در رابطه است.و اما نتیجه ای که من تا این لحظه به آن رسیدم این است که شدت اعمال خشونت آمیز و اعمال غیر معمول در این نوع روابط جنسی به چند عامل بستگی دارد که به یک مورد آن اشاره میکنم.در درجه اول اختلالات جدی روانی مثل سادیسم و مازوخیسم است که همانطور که در زندگی معمول فرد نیز دیده میشود در رابطه جنسی او نیز هست..اما به دو شکل! در شکل اول در امتداد آن و در شکل دوم در جهت عکس آن! به این صورت که چنین فردی در روابط عادی و روزمره ی خود هم نشانه هایی از دیگر آزاری و خشونت نشان می دهد و یا کاملا بر عکس، در روابط خود بسیار ضعیف نشان میدهد و اجازه ی مورد آزار قرار گرفتن را به دیگران میدهد و یا بر حسب جبر محیط در این موضع قرار گرفته است که در چنین موقعیت هایی، پوزیشن قدرت در سکس میتواند نوعی رفتار جبرانی به حساب بیاید که به ایجاد تعادل روانی در فرد می انجامد و به او این فرصت را میدهد که بدون ترس از شکست و یا عذاب وجدانی که به طور معمول همراه خود دارد ، در فضای جدیدی تنفس کند و خود را در موقعیت جدیدی بسنجد و گاها این تجربه به وی کمک میکند که حجم خشم سرکوب شده را تخلیه و اعتماد به نفسی که ندارد را برای مدتی به دست آورد.سوالی که اینجا به وجود می آید این است که آیا این عقده ی حقارت و خشم در کسانی که در جامع نیز قدرتمند و دارای مقام و احترام هستند هم وجود دارد یا خیر؟ همانطور که تمام روانشناسان آشنا با نظریه آدلر به آن آگاهی دارند،هیچ انسانی بدون عقده نیست و احتمالا با بررسی زندگینامه و گذشته ی بسیاری از افراد مشهور و مطرح شما ریشه هایی از شکسته شدن غرور یا ضعف هایی را خواهید یافت که سرچشمه ی انگیزه ی آنان برای سطح بالاتری از تلاش در آنان شده که تمام زندگی شان را وقف کسب قدرت و اعتبار کرده اند..این مسئله میتواند در لایه های ناخود آگاه باقی بماند و برای چنین افراد موفقی با این تمایلات نیز مصداق پیدا کند.به شخصه هم اکنون شاهد افزایش مراجعان با چنین تمایلاتی نسبت به قبل هستم و اینطور تصور میکنم که گذر های فرهنگی، باورهای فمینیستی زنان و مردان ،از بین رفتن قبح متفاوت بودن و خیلی از مسائل مانند تجارب متنوع جنسی، خود تلقینی، شکست های روحی ناشی از عدم پاسخ جامعه به تلاش افراد در جهت میل به برتری و اثرات ناشی از فیلمهای پورن تاثیر بسیار مهمی روی افزایش این مسئله دارد که در نوشتارهای آینده به آن بیشتر خواهم پرداخت.</description>
                <category>nazanin_bayatmokhtari</category>
                <author>nazanin_bayatmokhtari</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 20:23:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و خاطرات روانشناس bdsm 2(قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-bdsm-2-m0eckwf7fk1k</link>
                <description>همونطور که در پست اول نوشتم، کسانی که چنین تمایلاتی دارند این احساسات را ذاتی میدانند و به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه میل به حفظ آن دارند که به نوعی مقاومت درمانی ایجاد می کند و درمانگر را ناکام می کند زیرا از هر دری که وارد می شود درمانجو وی را ناکام میکند و به نظر من این نوع بازی روانی درمانجویان به نوعی اعتراض به غیر معمول دانستن این حس از طرف محیط و پاسخی به تلاش رواندرمانگر در جهت حذف آن می باشد.مانند تمام رویه های درمان،پذیرش مراجع و درک امیال و احساسات او و شنیدن و شنیدن..اولین گام در بهبود حال وی و شروع درمان است.درمانگر باید هر لحظه به گارد گرفتن های ذهنی و قضاوت کردن در برابر آنچه  می شنود باشد.میتوان گفت حداقل برای من این گونه بوده که در این دسته،کسانی که به متخصص رجوع میکنند دارای گرایش slave هستندو به عبارتی ویژگی پذیرش(حداقل ظاهری) در آنها نسبت به محیط بیشتر است.کسانی که در جایگاه miss یا mr قرار میگیرند روحیات سرکش تر توام با خشونت و قضاوت دارند و میل به کنترل محیط و بسته بودن در قبال پذیرش اشتباهات و مشکلات در آنها چنان بالاست که کمتر امکان دارد تا به درمانگر مراجعه کنند.از طرفی به نظر میرسد که مخاطب خود را در این نوع از روابط جنسی راحت تر و سریع تر پیدا میکنند و چون احساسات عمیقی را در این روابط تجربه نمیکنند و در اغلب موارد روابط جنسی سطحی و ابزاری به آنها رضایت خاطر میدهد ، مشکل خاصی احساس نمیکنند.نکته ای که در مدت کار کردن من با این مراجعین توجه من را به خود جلب کرده مکانیسم های دفاعی قوی در این گروه از درمانجویان است.خصوصا مکانیسم های سرکوب و جبران. به نظر میرسد که خشم و شرم و غالب بودن و مغلوب بودن و نیز اطاعت و فرمانروایی در هر دو سوی این رابطه وجود دارد و زمانی که در یکی از طرفین این احساسات در خود آگاه و سطح قرار گرفته در طرف مقابل در حالت سرکوب و ناخودآگاه می باشد.وی این در بالای طرفین در این نوع فانتزی سازی ها و عملکرد های جنسی و رفتاری ناشی از وجود حس طرف مقابل در سایه شخصیت و ناخودآگاه طرف مقابل است.و در مواردی میتوان گفت کسانی که از اصطلاح سوئیچ (متغیر بین دو نقش اسلیو و ارباب) برای خود استفاده میکنند به وجود این تناقض در شخصیتشان پی برده و سعی در کنترل آن و به سطح آوردن آگاهانه امیال ناخودآگاه و نیمه آگاهشان دارند.در بین مراجعین اسلیو که من ملاقات کردم عده زیادی در جامعه دارای جایگاه و موقعیت اجتماعی مناسبی برخوردار بودند و حتی در محل کار از آنها به عنوان یک فرد سخت گیر،خشن،منطقی و موفق نام میبرند.اما در روابط عاطفی و جنسی به هیچ عنوان تمایل ندارند که کنترل اوضاع را به دست داشته باشند.همانطور که سکس برای اکثر انسانها راه فراری از فشارهای روزمره و مشکلات است،به نظر میرسد این عده نیز نیاز دارند تا از فضای همیشگی دور شوند و این زمان کوتاه یا بازیهای جنسی با این تم و گرایش به آنها کمک میکند تا از نظر روانی تخلیه شوند.اگر چنین فرضیه ای را مطرح کنیم در همین سطح میتوان نموداری رسم کرد که درجه بندی کاملی از میزان کنترل و آگاهی به این بی اختیاری در اسلیو ها را در خود جای میدهد..از کسی که بعد از تمام شدن رابطه تا حدودی به خاطر نمی آورد کارهایی که کرده و رفتارهایی که رخ داده..تا کسی که در همان لحظات انتخاب میکند که کدام فرمان را بپذیرد و کجا سرپیچی و مقاومت کند و به عبارتی هنوز خود را کنترل کننده ی اول رابطه میداند که با زیرکی آن را پشت پوسته ای از اطاعت پنهان میکند و از کنترل غیر مستقیم رابطه لذت میبرد.اشتراک بین گفته های افراد با گرایش bdsm این است که روابط جنسی معمول و نرمال را رفتاری کسل کننده و تکراری و بدون فلسفه و معنا میبینند و گاها معتقد به نوعی سواستفاده کردن یا مورد سو استفاده واقع شدن در روابط عادی هستند و اعتقاد دارند چون در روابط bdsm این موضوع بیان شده و توافق شده می باشد و نوعی فاتزی و بازی جنسی است پس صادقانه تر و عادلانه تر است که این اعتقاد می تواند ریشه در اولین برخوردها با محتوای جنسی داشته باشد و طرحواره های جنسی او که نیاز به جلسات روانکاوی و تحلیل داشته باشد.</description>
                <category>nazanin_bayatmokhtari</category>
                <author>nazanin_bayatmokhtari</author>
                <pubDate>Fri, 20 Mar 2020 20:20:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و خاطرات روانشناس bdsm(قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr.bayatmokhtari/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-bdsm%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-kh565jh7fbe5</link>
                <description>تجربه ی درمانی من با طیف درمانجویان با گرایش bdsm بسیار وسیع و متنوع بوده.به گونه ای که تقریبا تا کنون نتوانسته ام  ریشه های تولد این میل جنسی متفاوت را در هیچ category بگنجانم.چیزی که در تمام مراجعین به نظر مشترک می باشد این است که اکثرا اصرار دارند که اولین خاطرات جنسی آنان با این نوع گرایشات از سنین اولیه کودکی به وجود آمده و عده کمی نیز بیدار شدن میل جنسی را در نوجوانی با این گرایش شناخته اند.همگی معتقدند که این میل ذاتی و به نوعی ژنتیکی است و تقریبا می توان گفت که در صورتی که object یا به اصطلاح هدف مورد نظر را داشته باشند هیچ علاقه ای به تغییر میل و شیوه ی روابط جنسی شان ندارند.این افراد با تشکیل گروه هایی با امیال مشترک نیاز به درک و پذیرفته شدن را ارضا میکنند و میخواهند که نه به عنوان یک اختلال بلکه به عنوان یک گرایش شناخته شوند و مورد پذیرش جامعه باشند.از آنجا که این افراد اغلب امیال خود را پنهان میکنند و به نسبت تعدادی که دچار چنین اختلالاتی هستند کمتر به درمانگر و روانشناس مراجعه میکنند.اینطور استنباط کردم که شاید بیان دیدگاه های این مراجعان و نوشتن تجربه های درمانی ام در این رابطه به شناختن بیشتر افکار و احساسات این گروه کمک کند و اعتماد به درمان را در آنها ایجاد کند.همچنین بیان تجربه های درمانی من ، تحلیل ها و فرضیاتی که در ذهن من در مدت کار با این افراد شکل میگیرد ممکن است سراسر درست نباشد اما کمک میکند تا همکاران من و علاقه مندان به این موضوع ایده گرفته و از زوایای دیگری غیر از زاویه نگاه و تحلیل خود ، بتوانند این موضوع را بررسی کنند و شاید راهکارهای جدیدی برای درمان آن دسته از مراجعینی که با این اختلال نیاز به درمان دارند بیابند.در این نوشتارها سعی بر این دارم که حتی الامکان از محدوده ی قوانین و شرعیات و عفت کلام خارج نشوم و نوشتن در مورد اختلالات جنسی که تابو جامعه ایران است آن هم توسط نویسنده ی زن بسیار سخت است و میتواند بسان راه رفتن بر لبه ی تیغ پر ریسک باشد.لذا با هدف اینکه مرحمی باشد برای مراجعین من که درد آنها را از نزدیک شاهد بودم و استیصالشان از عدم تسلط بر افکار و امیالشان در این رابطه و سرخوردگی های درمانجو و درمانگر در امر درمان و جلسات مشاوره را لمس کردم،تلاش خودم را به نوبه ی خود خواهم کرد.شاید که نوشتن به فکر خودم نیز نظم و آرامش بدهد تا بتوانم خدمتی برای این عزیزان کنم در جهت بهبود اوضاع زندگی و شرایط روحی و ارتباطی بیمارانی که امیدی ندارند و درمان اختلالی که میتوان گفت حداقل بنده هنوز نشنیدم و ندیده ام که کسی با این نوع اختلال با روش های محدود و موجود پیشنهادی کاملا درمان شده باشد.به نظر میرسد در این موضوع حفره ی علمی بزرگی وجود دارد که برای قرن ما نا متناسب است و تمام درمانگران و علاقه مندان به این حوزه وظیفه دارند که با به اشتراک گذاشتن داشته ها و اطلاعاتشان به رفع این نقص علم روانشناسی جنسی کمک کنند.از تمام کسانی که به نوعی درگیر این اختلال یا درمان آن هستند استدعا دارم که بنده را در ادامه ی این مسیر و تکمیل و درک بیشتر موضوع کمک کنند.در ادامه و قسمت های بعدی به ذکر مواردی که در این خصوص ملاقات کردم خواهم پرداخت.</description>
                <category>nazanin_bayatmokhtari</category>
                <author>nazanin_bayatmokhtari</author>
                <pubDate>Wed, 18 Mar 2020 22:13:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>