<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دکتر محمد احمدزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dr_m_ahmadzadeh</link>
        <description>مدرس و مشاور مدیریت کسب و کار (BABOK)-مدیریت چابک (Agile) و مدیریت پروژه (PMBOK 7)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:26:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/211605/avatar/TvV7Hf.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دکتر محمد احمدزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا باید PMBOK-V6 را یاد بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/AAcademy/why-pmbok-6-tyznpiew03eo</link>
                <description>چرا باید PMBOK-V6 را یاد بگیریم؟دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمه چرا باید PMBOK-V6 را یاد بگیریم؟موسسه مدیریت پروژه یا همان PMI، ویرایش ششم استاندارد مدیریت پروژه با نام PMBOK-V6 را به عنوان آخرین نسخه پایه از پیکره دانش در حرفه مدیریت پروژه در سال ۲۰۱۷، منتشر کرد. PMBOK-V6، مجموعه ای از دانش مدیریت پروژه است که به آن استاندارد مدیریت پروژه می گویند و شامل روش های اثبات شده و بهترین تمارین است که به طور گسترده ای در انواع پروژه های مختلف قابل اجرا می باشد. در PMBOK-V6، فرآیندهای ۴۹ گانه ای مشخص شده است که در اکثر پروژه ها و در اکثر زمان ها، قابل اجرا می باشد. همچنین این مرجع، ورودی ها و خروجی های مرتبط با هر فرایند را نیز معرفی کرده است. استاندارد PMBOK-V6، استانداردی است که جزئیات کاملی در مورد مفاهیم بنیادی مدیریت پروژه به ما می آموزد و هر فردی که می خواهد وارد حوزه مدیریت پروژه شود،لازم است تا با این مفاهیم آشنا شود. به همین دلیل در این مقاله به بررسی چرایی یادگیری استاندارد PMBOK-V6 می پردازیم. کلیات استاندارد PMBOK-V6 از سال ۱۹۹۶، که موسسه مدیریت پروژه (PMI)، استاندارد PMBOK را منتشر کرده است، فرآیندها در این استاندارد دچار تغییرات زیادی در یک چارچوب خاص ، متشکل از گرو های فرایندی و حوزه های دانش بوده که در ادامه به شرح هر یک می پردازیم.گروه های فرایندی (فازهای مدیریت پروژه)یک پروژه با اجرای یک سری فعالیت های مدیریت پروژه که با نام فرآیندهای مدیریت پروژه شناخته می شوند، مدیریت می شود. هر فرآیند یا فاز مدیریت پروژه، با استفاده از ابزارها و تکنیک های مناسب مدیریت پروژه، یک یا چند خروجی از یک یا چند ورودی تولید می کند. خروجی می تواند یک دستاورد یا یک نتیجه باشد. نتیجه ها، دستاورد نهایی یک فرآیند هستند.مدیریت پروژه از طریق کاربرد مناسب و ادغام فرآیندهای مدیریت پروژه به طور منطقی اجرا می شود. در حالی که روش‌های مختلفی برای گروه‌ بندی فرآیندها وجود دارد، استاندارد PMBOK-V6 فرآیندها را به پنج دسته یا فاز به نام گروه‌های فرآیندی یا فاز های مدیریت پروژه تقسیم بندی کرده است.گروه فرآیندی مدیریت پروژه، یک گروه بندی منطقی از فرآیندهای مدیریت پروژه برای دستیابی به اهداف خاص پروژه است. گروه های فرآیندی، مستقل از مراحل یا فازهای فنی پروژه (مانند مهندسی-تدارکات و اجرا) هستند. فرآیندها یا فازهایی مدیریت پروژه به پنج گروه زیر دسته بندی می شوند: آغازین: این فرآیندها برای تعریف یک پروژه جدید یا یک فاز جدید از یک پروژه موجود، با اخذ مجوز برای شروع پروژه یا فاز انجام می شود.برنامه ریزی: فرآیندهای مورد نیاز برای تعیین محدوده پروژه، پالایش اهداف و تعریف اقدامات مورد نیاز برای دستیابی به اهدافی که این پروژه برای رسیدن به آن تعریف شده است.اجرائی: این فرایندها برای تکمیل کارهای تعریف شده در برنامه مدیریت پروژه، بمنظور برآورده ساختن نیازهای پروژه انجام می شود.پایش و کنترل: فرآیندهای مورد نیاز برای پیگیری، بررسی و تنظیم پیشرفت و عملکرد پروژه؛ شناسایی تغییرات در پروژه و نحوه مدیریت تغییرات در این بخش انجام می شود.اختتامی: این فرایندها به طور رسمی، پروژه، فاز یا قرارداد را تکمیل یا پایان می دهد.حوزه های دانش مدیریت پروژهعلاوه بر دسته بندی بر اساس گروه‌های 5 گانه فرایندی یا فاز های 5 گانه مدیریت پروژه، فرآیندهای مدیریت پروژه، بر اساس حوزه‌های دانش نیز دسته‌بندی می‌شوند. یک حوزه دانش، یک حوزه مشخص شده از مدیریت پروژه است که با الزامات دانش آن تعریف شده و بر حسب فرآیندها، شیوه‌ها، ورودی‌ها، خروجی‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها توصیف می‌شود.اگرچه حوزه های دانش به هم مرتبط هستند، اما بطور جداگانه از دیدگاه مدیریت پروژه تعریف می شوند. ده حوزه دانشی که در استاندارد PMBOK-V6وجود دارد، عبارتند از:شکل ۱: حوزه های ۱۰ گانه دانش مدیریت پروژه در استاندارد PMBOK-V6گروه هایا فازهای 5 گانه فرایندی و حوزه های 10 گانه دانش که در استاندارد PMBOK-V6 منتشر شده و شامل ۴۹ فرایند است، در جدول ۱ آمده است.جدول ۱:‌ فازهای 5 گانه فرایندی و حوزه های 10 گانه دانش مدیریت پروژه در PMBOK-V6چرا باید PMBOK-V6 را یاد بگیریم؟دلایل زیر، مهم ترین دلایل یادگیری استاندارد PMBOK-V6 می باشد.دلیل اول: دانش مدیریت پروژه خود را توسعه دهید.با آموختن PMBOK-V6، دانش حوزه های ۱۰ گانه دانش مدیریت پروژه و فرایندهای ۴۹ گانه موجود در این ۱۰ حوزه را بیاموزید و و نحوه بکارگیری آن در عمل را فرا بگیرید.دلیل دوم: مدیریت پروژه را حرفه ای تر انجام دهید.با یادگیری PMBOK-V6، می توانید خود را به عنوان فرد با صلاحیت در حوزه مدیریت پروژه، معرفی کنید تا از اختصاص دادن فرد اشتباه برای مدیریت یا کنترل پروژه جلوگیری شود. علاوه بر آن می توانید ضمن مدیریت بهینه منابع پروژه، با برآورد های دقیق زمان و هزینه، به اهداف پروژه نائل شوید.دلیل سوم: یک فرآیند مشخص در مدیریت پروژه را طی کنید.با توجه به رویکرد فرایندی موجود در استاندارد PMBOK-V6، با یادگیری این استاندارد می توانید فرایندهای متناسب سازی شده برای مدیریت پروژه خود یا سازمانتان را براساس فازهای ۵ گانه مدیریت پروژه و با انتخاب تعداد مناسب از فرایندهای ۴۹ گانه مدیریت پروژه، متناسب سازی و اختصاصی سازی کنید.دلیل سوم: در جای بهتر استخدام شوید.یکی از مهم ترین پیش شرط های استخدام به عنوان مدیر پروژه، مدیر یا کارشناس PMO، مدیر و یا کارشناس واحد برنامه ریزی و کنترل پروژه و یا سایر موقعیت های شغلی مشابه در سازمان های پروژه محور، تسلط علمی و عملی بر استاندارد PMBOK-V6 می باشد.دلیل چهارم: حقوق خود را افزایش دهید.با کسب دانش علمی و عملی استاندارد PMBOK-V6، قدرت چانه زنی خود برای حقوق و مزایای بیشتر را تا حداقل ۱۰٪ افزایش دهید. اگر این موضوع با اخذ مدرک PMP ( دلیل ۵* هم همراه باشد، قدرت چانه زنی شما تا ۲۰، افزایش خواهد یافت.دلیل پنجم: در آزمون PMPقبول شود.آزمون جدید PMP شامل ۳ حوزه به شرح زیر می باشد:حوزه فرایند (۱۷ وظیفه)حوزه افراد و رهبری تیم (۱۴ وظیفه)حوزه محیط کسب و کار (۴ وظیفه)نکته اساسی این است که اکثر سوالات آزمون PMP در حوزه فرایند (۱۷ وظیفه)، از فرایندهای ۴۹ گانه استاندارد PMBOK-V6 می باشد. لذا با فراگیری PMBOK-V6، شانس قبولی شما در آزمون PMP، بسیار بیشتر خواهد شد.شکل ۲:‌ بارم بندی جدید آزمون PMPنظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.comآدرس آکادمی احمدزاده: https://www.ahmadzadeh.academy</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sun, 11 Sep 2022 12:31:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 قدم تا رسیدن به شغل مورد علاقه تون</title>
                <link>https://virgool.io/AAcademy/favorite-job-f650cqbztndn</link>
                <description>4 قدم برای رسیدن به شغل مورد علاقه توندکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehاین روزها آدم ها احساس می کنند دور یک چرخ گرد تا جایی که می توانند می دوند، بدون اینکه به جایی برسند - دقیقا مثل یک موش همستر- اما یک دقیقه توقف کنید و به دنیای اطرافتان نگاه کنید. در تمام دنیا کسب و کارهایی وجود دارد که مردم آنها را دوست دارند. افرادی که انگشت شصت سبز رنگی دارند، گل فروش می شوند. خلاق ها، آثار هنری می فروشند. نانواها روزهای بزرگ مشتری هایشان را فوق العاده می کنند.حالا ببینید اشتیاق شما کجاست؟ به چه چیزی عشق و علاقه دارید، که انجامش بدهید؟ همین الان دوست داشتید چه کار کنید و اگر چوب جادویی را بچرخانید، چه چیزی برای شما فراهم می شود؟قدم اول:علاقه ات را پیدا کن.اگر بدانید علائق شما در چه زمینه ی است، آن وقت می توانید زمینه را برای شغل موردنظرتان آماده کنید.قدم دوم: در کارت بهترین باش.اگر دوست دارید از کاری که به آن علاقه دارید، درآمد کسب کنید؛ پس لازمه که در آن کار بهترین و کارکشته باشید. چرا که نشان دادن واقعیت و پیچیدگی های صنعت شما، کمک می کند تا شما بتوانید در همه سطوح در رشته خود با مشتری ارتباط برقرار کنید.فراموش نکنید، هر شغلی بالا و پایین دارد و نباید بخش هایی را که کمتر خوشایند هستند به نفع قسمت های پر زرق و برق نادیده بگیرید. در عوض، آن صنعت را به طور کلی بپذیرید و تمام تلاش خود را به کار گیرید تا از هر زاویه ای که هست از آن درس بگیرید.جستجو کنید:قبل از شما، دیگران برای موفقیت خود چه کارهایی کرده اند؟چرا شکست خورده اند؟شما چگونه می توانید خدمات و تولیدات متمایزی را که مشتریان به دنبال آن هستند ارائه دهید؟ وسپس از خودتان بپرسید که چطور می شود که شما به یک نفر در این صنعت اعتماد کنید؟و همان را اجرا کنید.قدم سوم: مدام مطالعه کنید و یاد بگیرید.هیچ کس همه چیز را نمی داند. اگر فکر کنید که همه چیز را می دانید، شما در مسیر موفقیت تان شکست خواهید خورد! یادگیری به خودی خود بسیار وسیع و گسترده است، اما می‌شود آن را به یک میلیون روش متفاوت اجرا کرد. زندگی هر روز فرصت های زیادی برای یادگیری به ما می دهد. وقتی آگاهانه دنبال یادگیری هستیم، آن وقت فرصت های بیشتری به دست می آوریم در نتیجه بهتر می توانیم از فرصت ها استفاده کنیم.آیا تا به حال به ارتباط با هم سن های هم فکر خودتان در سایت های شغلی مرتبط مثل لینکدین فکر کرده اید؟آیا در شهرهایی که زندگی می کنید، کلاس های اجتماعی برگزار می شود؟ کلاس هایی که بینشی در صنعت کاری شما، ارائه می دهد.شما میتوانید استعدادهایتان را تقویت کنید. دوره های آنلاین هم می تواند رزومه شما را تقویت کند. در دنیای توانمند سازی تکنولوژی، شما هزاران ابزار در اختیار دارید که از آنها در جهت یادگیری چیزهایی که دوست دارید، استفاده کنید و بعد از آن از خود آنها هم بهتر خواهید شد. اگر این یادگیری را نداشته باشید یک کسب و کار را ایجاد می کنید که فقط یک رویای دور بوده است.مرحله چهارم: اطراف خود را پر کنید از کسانی که به شما انگیزه می دهند و بهتر و موفق تر از شما عمل می کنند.اگر می خواهید علاقه تان را به تبدیل به حرفه و شغل تان کنید پس با آدم های موفقی معاشرت کنید که در کارشان خیلی بهتر از شما هستند؛ زیرا آنها در کسب و کار خود به موفقیت رسیده اند و پیشرفت کردند. آنها به مواردی دست یافته اند که شما نمی توانید در هیچ دستورالعمل آنلاینی به آن دست پیدا کنید.علاوه بر این واقعیت که وقتی با آدم های با انگیزه رفت و آمد کنید، خودتان هم نیز انگیزه میگیرید. یک مورد دیگر هم هست که آدم های موفق، همیشه کلی ماجرا از داستان های موفقیت و شکست خود دارند که اگر سراپا گوش باشید، شما شانس های زیادی را برای موفقیت در یک حرفه یا به عنوان یک فرد خواهید داشت.جمع بندیبرای رسیدن به شغل مورد علاقه تان مسیر سختی پیش رویتان نیست. کافی است 4 قدم زیر را بردارید.قدم اول:علاقه ات پیدا کن.قدم دوم: در کارت بهترین باش.قدم سوم: مدام مطالعه کنید و یاد بگیرید.مرحله چهارم: اطراف خود را پر کنید از کسانی که به شما انگیزه می دهند و بهتر و موفق تر از شما عمل می کنند.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.comآدرس آکادمی احمدزاده: https://www.ahmadzadeh.academy</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 23:49:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل کسب و کار چابک در توسعه نرم افزار</title>
                <link>https://virgool.io/AAcademy/bainsoftwaredevelopmentteams-c9e5cpaegcnf</link>
                <description>تحلیل کسب و کار چابک در توسعه نرم افزاردکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehتحلیل کسب و کار چیست؟تحلیل کسب و کار یعنی حل مسائل. برای بیان دقیق تر می توان گفت که شما نیازها را برآورده می کنید. این نیازها ممکن است از هر نوع یا اندازه ای باشد. به عنوان مثال، یک سازمان می خواهد یک فرآیند کسب و کار را بهبود بخشد. یا یک بخش، برای ایجاد مستندات محصول خود به ابزار جدیدی نیاز دارد. این مثال ها ممکن است در نگاه اول آسان به نظر برسند، اما تجزیه و تحلیل کسب و کار باید با سوالات زیادی سر و کار داشته باشد. به عنوان مثال: آیا موضوع توصیف شده موضوع واقعی است؟ موضوع در واقعیت چیست؟ چه نوع راه حل هایی وجود دارد و کدام بهترین است؟ آیا راهکار، واقعاً نیازی را که شرح داده شد برآورده کرده است و چقدر خوب انجام داده است؟این بدان معنی است که: تجزیه و تحلیل کسب و کار با اطلاعات زیادی سروکار دارد که شما باید آنها را تجزیه و تحلیل، مقایسه و اعتبار سنجی کنید. این بدان معناست که شما با همه افراد درگیر ارتباط برقرار می ‌کنید و از همه منظرها به نیاز برای یافتن بهترین راه‌حل نگاه می‌کنید. و فراموش نکنید که راهکار‌هایی را که پیدا کرده‌اید زیر سوال ببرید. از آنجایی که تجزیه و تحلیل کسب و کار طیف گسترده ای از روش ها، وظایف و مهارت ها را در بر می گیرد، مجموعه دانش تحلیل کسب و کار (BABOK) ایجاد شده است. این راهنما در حال حاضر در نسخه سوم موجود است و راهنمایی برای تجزیه و تحلیل کسب و کار ارائه می دهد. موسسه بین المللی تجزیه و تحلیل کسب و کار (IIBA)، یک سازمان غیرانتفاعی با بیش از 28000 عضو، آن را ایجاد کرده است.مطالعه بیشتر درباره تحلیل کسب و کارمزیت تحلیل کسب و کار چابک در تیم های توسعه نرم افزارروز به روز، سازمان‌ها، بیشتر به تحلیل‌گران کسب‌وکار (BA) متکی می‌شوند تا به آنها کمک کنند از طریق تحول دیجیتال، الگوهای داده‌ها و روندهای صنعت را، بررسی کنند و بهترین نحوه انطباق محصولات و فرآیندها را، بمنظور ایجاد ارزش برای مشتریان و ذینفعان، شناسایی کنند.اما مزایای تجزیه و تحلیل کسب و کار، برای بنیانگذاران استارت آپ ها و سازمان ها چیست؟ چرا مهم است، که از انواع دانش هایی که تحلیل گر کسب و کار، برای مراحل مختلف مدیریت پروژه ارائه می دهد، استفاده کنند؟ در این مقاله، مزایای کلیدی تجزیه و تحلیل کسب و کار را، برای سازمان ها و استارت آپ ها، با تمرکز ویژه بر پروژه های توسعه نرم افزار بررسی خواهیم کرد.در چند دهه اخیر، کسب و کار ها، فرایند های کسب و کار آنالوگ خود را، به فناوری های دیجیتال تغییر داده اند. یعنی از فناوری‌های دیجیتال جدید برای اصلاح و بهبود فرآیندهای کسب‌وکار موجود یا جایگزینی آنها با همه موارد جدید، استفاده می کنند. در اینجا باید پرسید که، چرا سازمان ها برای هدایت سفر تحول دیجیتال خود باید به تحلیل گران کسب و کار اعتماد کنند؟ در حین توسعه نرم افزار برای شرکت ها و استارت آپ ها، شش مزیت کلیدی تجزیه و تحلیل کسب و کار را شناسایی شده است، که عبارتند از:استخراج الزامات پروژه؛پل ارتباطی بین ذینفعان مختلف؛اجرای پروژه و ارزیابی،کاهش هزینه،کمک به استراتژی و تصمیم گیری،شناسایی وضعیت بازار کسب و کار،شناخت ویژگی های پروژه.شکل 1: مزیت های تحلیل کسب و کار در پروژه های توسعه نرم افزار
قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم، اجازه دهید نگاهی گذرا به برخی از رایج ترین دلایل شکست کامل یا جزئی پروژه های فناوری اطلاعات بیندازیم، و اینکه چگونه یک تجزیه و تحلیل کسب و کار دقیق تر، به جلوگیری از فاجعه کمک می کند.5 عامل مهم برای موفقیت یا شکست پروژه فناوری اطلاعاتگزارش اولیه CHAOS گروه Standish، در مورد دلایل شکست پروژه های فناوری اطلاعات (و مؤلفه هایی که نرخ موفقیت را افزایش می دهند) در سال 1994 منتشر شد و از آن زمان، هر سال به روز شده است. به طور باورنکردنی، اکثر نتیجه گیری های مشابه، در مورد علت شکست پروژه های فناوری اطلاعات در سال 2020 میلادی، مانند 26 سال پیش است! آمار از آن زمان بهبود یافته است، اما نه به اندازه ای که پس از دو دهه و نیم، دیجیتالی شدن فرآیند کسب و کار در سراسر جهان، انتظار داریم.به عنوان مثال، در سال 1994 محققان میزان پروژه های “موفق” را تنها 16.2٪ اندازه گیری کردند، در حالی که پروژه های “چالش دار” یا نیمه کامل 52.7٪ و شکست یا لغو کامل پروژه 31.1٪ بود.در مقابل، همانطور که در گزارش CHAOS در سال 2015 میلادی اشاره شد، نرخ‌های تفکیک مدرن برای پروژه‌های موفق حدود 29٪ بود ( “به موقع، در بودجه، با نتیجه رضایت‌بخش”)، 52٪ به چالش کشیده شده، و 19٪ شکست خورده بودند.شکل 2: تحلیل مدرن همه پروژه ها
در طول این دو دهه، پروژه‌های موفق در صنعت فناوری اطلاعات، تقریباً دو برابر شده و نرخ شکست بیش از یک سوم کاهش یافته است. با این حال، پروژه‌های “چالش‌آمیز” به ندرت تغییر قابل توجه ای داشتند. بدان معنا، که بیش از نیمی از پروژه‌های فناوری اطلاعات یا با تاخیر، بیش از بودجه یا با نتایج نامطلوب به پایان رسیده اند. بر اساس این گزارش، 5 دلیل اصلی موفقیت یا شکست پروژه عبارتند از:جدول 1: دلایل شکست و موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات
یک چک لیست واقعی برای تعریف وظایف تحلیل گر کسب و کار در طول چرخه حیات مدیریت پروژه را، می توان بر اساس آنچه در مورد تجزیه و تحلیل کسب و کار می دانید و اینکه چگونه به تعریف این نکات، برای مالکان محصول و مدیران پروژه کمک می کند، تهیه کنید. همچنین، هر عضو باتجربه تیم توسعه نرم افزار، می تواند به موارد متعددی اشاره کند که آن عوامل بر موفقیت یا شکست پروژه های فناوری اطلاعات تأثیر گذاشته اند و یا آن را بعنوان تصویری از یک فرآیند یا معماری فعلی در نظر گرفت.چگونه توسعه نرم افزار از تجزیه و تحلیل کسب و کار سود می برد.در آکادمی احمدزاده، با برگزاری دوره و کارگاه عملی تحلیل کسب و کار BABOK و همچنین کارگاه عملی مدیریت محصول چابک به مدیران سازمان و بنیانگذاران استارت آپ ها کمک می کنیم تا الزامات کسب و کار، دستاوردها و محصولاتشان را بهتر درک کنند. برای آشنایی بیشتر با این دو موضوع می توانید مقاله های زیر را بخوانید.مقاله صفر تا صد مدیر محصول را بخوانید.بیایید نگاهی دقیق‌تر به برخی از 6 مزیت برتر تجزیه و تحلیل کسب‌وکار بیندازیم که طی هزاران ساعت مشاوره دیجیتالی با مشتریان بسیاری در طیف گسترده‌ای از صنایع شناسایی کرده‌ایم.1. استخراج الزامات برای پروژهBA تمام الزامات فنی و تجاری لازم برای حداقل محصول قابل قبول (MVP) یا محصول نهایی را با همکاری همه ذینفعان از جمله مهندسان نرم افزار، مدیران پروژه، صاحبان محصول، رهبران شرکت و کارمندان جمع آوری می کند. در حالت ایده‌آل، این تحقیق شامل ورودی‌های مشتریان یا کاربران نهایی می‌شود، زیرا آنها افرادی هستند که واقعاً از محصول استفاده می‌کنند و بهترین موقعیت را دارند تا شما را در مورد عملکرد محصول، چالش‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌هایشان در استفاده از محصول مطلع کنند. از جمله این موارد می توان گفت که کاربران نهایی به شما می‌گوید که آیا محصول شما را به کاربران دیگران نیز معرفی می کنند یا خیر، که می‌تواند بر بازده کلی سرمایه (ROI) تأثیر بگذارد.بدون تجزیه و تحلیل صحیح و کامل کسب و کار قبل از ساختن نرم افزار، توسعه دهندگان ممکن است در نهایت برنامه های کاربردی ناقصی را طراحی کنند که در حل مشکلاتی که در نظر داشتند، ناکام بمانند. حتی بدتر از آن، ممکن است نرم‌افزار پس از سرمایه‌گذاری‌های زمانی و مالی قابل توجهی که قبلاً برای محصول انجام شده است، برای شروع مجدد احتیاج به بازسازی و یا حذف آن محصول شود.2. پل ارتباطی بین ذینفعانتحلیلگر کسب و کار به عنوان پلی بین ذینفعان و تیم توسعه عمل می کند و قادر به ترجمه الزامات تجاری است تا توسعه دهندگان و مهندسان بتوانند آنها را از نظر فنی درک کنند. در همان زمان، BA نگرانی‌های تیم پروژه را به ذینفعان مربوطه منتقل می‌کند، به طوری که همه طرف‌های تیم به خوبی از مرزهای محصول مطلع و درک می‌شوند.پر کردن این شکاف مهم ارتباطی همچنین به همه افراد دیگر در سازمان، چه در بخش تجاری و چه در بخش توسعه، کمک می‌کند تا ارزشی را که پروژه ایجاد می‌کند، درک کنند. این امر از سو تفاهم ها و همچنین امکان توسعه محصولی ناسازگار با دیدگاه مشتری محافظت می کند. همچنین خطر شکست احتمالی ارتباط بین الزامات یا مشخصات محصول، مانند ویژگی‌های مردود شده را کاهش می‌دهد و روابط تجاری را پایدار نگه می‌دارد.3. اجرا و تست پروژهمرحله ساخت یا توسعه واقعی پروژه شامل، تهیه و پیاده سازی برنامه کاربردی یا راهکار نرم افزاری لازم برای برآورده کردن الزامات تجاری در قالب یک محصول موفق و کارآمد است. تجزیه و تحلیل کسب و کار نقش مهمی در اجرا و تست بازی می کند و با تیم تست برای بررسی ویژگی ها و عملکرد کلی برنامه در زمان ساخت محصول کار می کند.تحلیل گر کسب و کار تضمین می‌کند که محصول توسعه‌یافته، تمام الزامات مشخص شده از انباشتگی محصول و مستندات فنی را در طول بررسی برنامه‌ها و سایر فعالیت‌های تست در هر چرخه انتشار برآورده می‌کند. آنها همچنین در تست محصول واقعی شرکت می کنند، بنابراین می توانند بازخورد مستقیمی را به کل تیم پروژه در مورد انطباق با الزامات ارائه دهند.4. کاهش هزینهیکی از مزایای مهم تجزیه و تحلیل کسب و کار کمک به کاهش هزینه های سازمان است. تحلیلگر کسب و کار از تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می کند و روش های کاری را برای ایجاد استراتژی هایی با هدف کاهش هزینه های پروژه توصیه می کند. بسته به چارچوب توسعه نرم‌افزاری که تیم تحت آن کار می‌کند (Waterfall، Agile، Scrum، Lean Development، و غیره)، تحلیل گر کسب و کار در مورد نحوه کار برای تیم توضیح می‌دهد و فرآیند را برای هرگونه مشکل یا بهبود بالقوه کارا تسهیل می‌کند.دوره مدیریت چابک را شرکت کنید.این کار، به کاهش هزینه ها و بهبود زمان عرضه به بازار برنامه تمام شده (TTM) کمک می کند. هزاران راه وجود دارد که تجزیه و تحلیل کسب و کار می تواند به کاهش هزینه ها و اضافه شدن ارزش به پروژه کمک کند.در مثال زیر، تحلیلگر کسب و کار به مشتری در حال توسعه راهکار کنفرانس ویدیویی کمک کرد تا بین دو پیاده سازی بالقوه یک چارچوب منبع باز برای توسعه برنامه خود یکی را انتخاب کند. گزینه های آنها این بود:1. فقط ویژگی های جدید را در بالای نرم افزار متن آزاد موجود قرار دهید. این هزینه‌های توسعه اولیه را کاهش می‌دهد، اما گزینه‌های آن‌ها را از نظر توانایی رشد و سفارشی‌سازی پلتفرم در آینده محدود می‌کند. اگر شرکت سرمایه‌گذاری اضافی را تضمین می‌کرد یا می‌خواست توسعه یابد، کد موجود باید بازنویسی می‌شد و نقشه راه محصول با هزینه‌های اضافی قابل توجهی تغییر می‌کرد.2. کد را از ابتدا به بالا اصلاح کنید. این گزینه تمام مشکلات فنی کد موجود را که توسط تجزیه و تحلیل کسب و کار ما شناسایی شده است برطرف می کند و برنامه را برای توسعه بیشتر بدون نیاز به بازنویسی کد در آینده آماده می کند. هزینه‌های کوتاه‌مدت بیشتر خواهد بود، اما بازسازی مجدد انعطاف‌پذیری زیادی برای تنظیم ویژگی‌های محصول و برنامه‌ریزی تجاری در آینده فراهم می‌کند.5. استراتژی و تصمیم گیریشاید مهمترین مزیت تجزیه و تحلیل کسب و کار، توانایی کمک به تصمیم گیری از طرف سازمان برای ذینفعان و سرمایه گذاران باشد. آنها عواملی که بر تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارند را به وضوح ارائه می‌دهند که شامل بحث‌های ساختاری و منطقی درباره نحوه عملکرد شرکت در بازار، محل‌های مشکل یا فرصت‌ها و عواملی که بر افزایش مخارج شرکت حاکم هستند، یا چگونگی دستیابی به سود بالاتر است، می باشد. با استفاده از تجزیه و تحلیل کسب و کار، شرکت ها می توانند استراتژی های سطح بالا را برای بهبود محصولات، خدمات و فرآیندهای کسب و کار ترسیم کنند و از دیجیتالی کردن فرآیندها برای رقابت بهتر در بازار دیجیتال مدرن استفاده کنند. در حالی که این مزیت مختص توسعه نرم افزار نیست، برنامه ریزی سطح بالا بر هر کاری که شرکت انجام می دهد، از جمله ساخت و اصلاح محصولات فناوری اطلاعات، تأثیر می گذارد.6. وضعیت بازار کسب و کار را شناسایی کنید.به دانستن اینکه شرکت شما در چه جایگاهی با سناریوی کل بازار قرار دارد، ارزشی که برای مشتریان و ذینفعان ایجاد می کند چیست و نزدیکترین رقبای شما چه کسانی هستند، کمک می کند. اینها همه حوزه هایی هستند که تحلیل کسب و کار در آنها می درخشد. تجزیه و تحلیل داده های مدرن، گنجینه ای از اطلاعات در مورد مشتریان و رقبای شما ارائه می دهد. اما آنها نمی‌توانند کل داستان را در مورد ارزش‌ها و نیازهای احساسی که محصول نرم‌افزاری شما به آنها کمک می‌کند، چالش‌ها و پیروزی‌هایی که کاربران نهایی در طول استفاده از آن تجربه کرده‌اند و اینکه چگونه نقشه راه محصول شما جایگاهی را که رقبا در برآوردن آن ناکام هستند را تکمیل می‌کند. یکی از مهمترین وظایف یک تحلیلگر کسب و کار تجزیه و تحلیل همه این عوامل و ارائه اطلاعات در قالب های قابل درک است که به صاحبان محصول کمک می کند تا در مورد چگونگی پیشرفت پروژه تصمیم بگیرند. یک تحلیلگر کسب و کار عالی همچنین یک داستان سرای عالی است و از ارائه های بصری برای کاهش مجموعه داده های پیچیده به قطعاتی که به راحتی قابل هضم هستند استفاده می کند که تصویر کاملی از سناریوی بازار را برای اعضای تیم و ذینفعان به طور یکسان ترسیم می کند.تجزیه و تحلیل کسب و کار برای موفقیت در تحول دیجیتال ضروری است.شرکت‌های نرم‌افزاری بیشتر و بیشتر مزایای تجزیه و تحلیل کسب‌وکار را برای اطمینان از بالاترین کیفیت ممکن محصولات، خدمات و روابط با مشتری تشخیص می‌دهند. هیچ رشته تحقیقات کاربردی دیگری به اندازه کافی پتانسیل برای کمک به کاهش هزینه های پروژه، افزایش سرعت و کارایی تولید و ایجاد راه حل های مقرون به صرفه و ارزش محور برای کارکنان، مشتریان و کاربران نهایی از همه نوع ندارد. هنگامی که صحبت از پذیرش فناوری جدید و دیجیتالی شدن فرآیند در طول تحول دیجیتال می شود، تجزیه و تحلیل کسب و کار دارای تمام مزایا، ابزارها و تکنیک هایی است که به رشد هر شرکتی کمک می کند.می‌توانید مطالعه موردی زیر در رابطه با تحلیل کسب‌وکار را بررسی کنید، در ادامه شرح موفقیت یکی از شرکت های دیجیتالی آمده است که چگونه آنها توانستند با استفاده از مزایای تجزیه و تحلیل کسب و کار برای ایجاد راهکار منحصر به فرد آینده نگر خود برای صنعت خرده فروشی استفاده کنند.تحول فرآیند فروش برای خرده فروش درجه اول الکترونیک مصرفی در اروپاشرکت مذکور، شرکت درجه اول خرده فروشی لوازم الکترونیکی مصرفی اروپایی است. این فروشگاه، زنجیره ای با بیش از 1000 فروشگاه در سراسر جهان دارد. شرکت عملیات آنلاین خود را در سال 2012 آغاز کرد و راه حل های نرم افزاری خرده فروشی خود را توسعه داد که به خوبی با فرآیندهای بازاریابی تلفنی ادغام شده بود تا فرآیند دیجیتالی سازی شرکت خود را آغاز کند.جزئیات پروژهبکگراند پروژهدر سال 2015 پیش‌بینی کرده‌ایم که به دلیل تغییر در ارزش‌های مشتری، نحوه تهیه کالا و رفع نیازها توسط زنجیره‌های خرده‌فروشی نیز تغییر خواهد کرد. ما نمی دانستیم که COVID-19 اتفاق خواهد افتاد. چیزی که می‌دانستیم این بود که نقش‌ها معکوس خواهند شد – کاهش فروش آفلاین واقعی بر همه صنایع تأثیر می‌گذارد، فروشگاه به یک نمایشگاه تبدیل می‌شود و مشتریان برای تصمیم‌گیری آنلاین به یک سرویس ساده نیاز خواهند داشت.در این مرحله ، با قابلیت مشاوره ویدیویی، شاهد افزایش شانس تصمیم گیری توسط شخصی بودیم که تاکنون تصمیمی برای خرید در یک فروشگاه آنلاین نگرفته است. این شخصی در حال حاضر ممکن است از نزدیکترین فروشگاه خرید کند.تا به حال، مشتری خرید نکرده بود، زیرا محدودیتی داشت، نمی توانست تصمیم خود را به دلیل ندیده بودن محصول، تصمیم گیری کند، نمی توانست بلافاصله با یک متخصص، دستیار فروشنده، هنگامی که سؤال یا تردید ایجاد می شد صحبت کند.با راه‌حل‌های تیم تحلیل کسب و کار، این خرده‌فروش این شانس را دارد که از تصمیم‌گیری افراد بلاتکلیف حمایت کند و به سمت قیف فروش مشتری حرکت کند.تاکنون، مشتریان عادت های خاص خود را در مورد نحوه خرید دارند – تلفن، فروشگاه واقعی، اما آنها به سرعت تغییر نمی کنند. اثر انتقال جریان مشتری به کانال دیگری بلافاصله قابل مشاهده نخواهد بود. اما در بلند مدت، بله.تیم تحلیل کسب و کار می داند که تغییرات به راحتی به دست نمی آید. به همین دلیل یک مطالعه امکان سنجی 360 درجه را به این شرکت پیشنهاد کرد.نتیجه تجزیه و تحلیل کسب و کارنتیجه تجزیه و تحلیل کسب و کار تحقیق 360 درجه و طراحی تحول دیجیتالی فرآیندهای مشاوره و فروش با مشتری در 100 فروشگاه خرده فروش درجه اول اروپایی بود.مواردی که تیم تحلیل کسب و کار تحویل داد:• 72 صفحه امکان سنجی شامل تحلیل منظر سخت افزاری و نرم افزاری؛• نمودارهای سازگار با BPM با فرآیندهای جدید طراحی شده؛• مطالعه کیس تجاری؛• خلاصه مصاحبه های حضوری؛• اثبات مفهوم در یک برنامه بومی iOS تحقق یافته.آنچه مشتری گفتما فکر می کنیم که ارزش این را دارد که آماده باشیم و در مکانی با نرم افزار جدید تا از مشتریان برای تصمیم گیری های سنجیده و هزینه بیشتر از خرده فروشی ها حمایت کنیم.جدول 2: اطلاعات فن آوری های پروژه
جمع بندی تحلیل کسب و کار چابک در توسعه نرم افزاردر مقالات قبلی در رابطه با موضوع مزیت های تحلیل کسب و کار صحبت کرده بودیم (تحلیل کسب و کار) در این مقاله سعی کردیم با بیان یک مثال پرکاربرد در دنیای حرفه ای، این موضوع را بیش از پیش شفاف کنیم.نقش فناوری اطلاعات در کسب و کارهای امروزی بر کسی پوشیده نیست. اما پیاده سازی این موضوع در کسب و کارها از جمله استارت آپ ها از اهمیت فراوانی برخوردار است. یکی از بارزترین پروژه ها در این فیلد کاری، تولید و توسعه نرم افزاری می باشد. این مقاله با بررسی مزیت های تحلیل کسب و کار پروژه های فناوری اطلاعات، علاوه بر اهمیت حوزه فناوری اطلاعات به اهمیت تحلیل کسب و کار نیز پرداخته است و در انتها یک مورد کیس استادی مطرح شده است.تحلیل کسب و کار چابک تنها راه ارتقا کسب و کار ها در این شرایط می باشد.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.comآدرس آکادمی احمدزاده: https://www.ahmadzadeh.academy</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 12:10:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات کلیدی تغییرات استاندارد PMBOK7 و آزمون PMP</title>
                <link>https://virgool.io/AAcademy/pmbok-7-pmp-vzkqz4tthyqk</link>
                <description>نکات کلیدی تغییرات استاندارد PMBOK7 و آزمون PMPدکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehپروژه چیست؟یک پروژه، یک تلاش منحصربه‌فرد است و معمولاً شامل مجموعه‌ای از محصولات قابل تحویل منحصربه‌فرد می باشد. پروژه شروع و پایان مشخصی دارد و به بیان دیگر، پروژه مجموعه ای از وظایف است که برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب باید تکمیل شوند.رسیدن به آن نتیجه مطلوب نیازمند همکاری و برنامه ریزی دقیق است که پروژه را در بودجه و مسیر خود نگه می دارد.اینجاست که مدیریت پروژه وارد می شود. مدیریت پروژه برای موفقیت پروژه های بزرگ و کوچک بسیار مهم است.بیایید آن را به چیستی، چرایی و چگونه تقسیم کنیم.مدیریت پروژه چیست؟چرا مدیریت پروژه بخش مهمی از یک سازمان است؟چگونه برای موفقیت یک پروژه حیاتی است؟نکات کلیدی تغییرات استاندارد PMBOK7 و آزمون PMPموسسه مدیریت پروژه (PMI)، جدیدترین نسخه راهنمای مجموعه دانش مدیریت پروژه (استاندارد PMBOK) را منتشر کرده است. تغییرات در راهنمای جدید PMBOK، منعکس کننده تغییرات در این حرفه، از زمان انتشار راهنمای PMBOK-V6 تا سال 2021 میلادی است. اعضای فعال PMI، می توانند به نسخه دیجیتالی راهنمای PMBOK7 از طریق سایت www.pmi.org دسترسی داشته باشند.برای اطلاع بیشتر از مبانی PMBOK-V6 به مقاله صفر تا 100 مبانی مدیریت پروژه رجوع کنید.PMI، راهنمای PMBOK را منتشر کرد؛ تا یک استاندارد جهانی برای مدیریت پروژه ارائه کند. هر نسخه جدید، منعکس کننده بررسی دقیق تغییرات حرفه مدیریت پروژه است. استاندارد مدیریت پروژه، یکی از استاندارد¬های ANSI (موسسه استاندارد ملی آمریکا) است، به این معنی که هر چهار تا پنج سال یکبار باید به ‌روزرسانی، تأیید یا بازنشسته شود. تغییرات در راهنمای PMBOK توسط تحقیقات PMI، با نظرسنجی بازار و نظر متخصصان در سراسر جهان انجام می شود.یکی از عوامل تاثیر گذار در تغییرات، تغییر محیط کسب و کار می باشد. هم اکنون در صنایع مختلف، فضای VUCA (Volatility, Uncertainty, Complexity, Ambiguity) که وضعیت تغییرات ثابت و غیرقابل پیش بینی را توصیف می کند، امری عادی شده است. VUCA، از شما می ‌خواهد که از رویکردهای قدیمی برای مدیریت و رهبری و کار روزمره اجتناب کنید. در همین راستا، PMBOK جدید از رویکرد صرفا سنتی یا آبشاری به سمت رویکردهای چابک و هیبرید سوق پیدا کرده است.راهنمای PMBOK7، برای مستندسازی اصول سطح بالا، در 8 حوزه عملکردی، و آگاهی دادن به تمام متخصصان پروژه در مورد مفاهیم کلیدی موثر در اجرای یک پروژه موفق، صرف نظر از روش‌ مورد استفاده (پیش بینی کننده، افزایشی، تکراری، و غیره) برای مدیریت آن پروژه، در نظر گرفته شده است.و همچنین آزمون PMP که طبق آخرین ویرایش های استاندارد PMBOK برگزار می شود، دست خوش تغییراتی شده است. در ادامه به توضیح بیشتری در رابطه با تغییرات اساسی استاندارد PMBOK7 و آزمون PMP می پردازیم.1. سیستم تحویل ارزشتمرکز استاندارد PMBOK7، بر روی “سیستم تحویل ارزش” می باشد. به این معنا که به جای تعریف فرایندها، ورودی، خروجی و یا تکنیک ها و ابزارها که در نهایت مشخص نیست به ارزش مورد انتظار از پروژه می رسد یا نه؛ یک “سیستم تحویل ارزش ” تعریف شده است.در کل می توان گفت محوریت استاندارد PMBOK7، بر اساس سه موضوع کلیدی تمرین گرایی (Practice oriented)، دستاورد پروژه (Project delivery)، نتیجه پروژه (Project outcome) می باشد.مثال زیر، فرایند سیستم تحویل ارزش را در شرکت فرضی “آلفا” تشریح می کند.شکل 1:جریان اطلاعات در خلق ارزش شرکت “آلفا” توجه کنید که در سیستم تحویل ارزش، هر کارکرد، نقش خاصی را در هنگام برقراری ارتباط و جریان اطلاعات در هر دو زنجیره ای پایین و بالا بازی می کند.مدیر عامل – مدیر عامل و هیئت مدیره “آلفا” ، استراتژی را برای سه سال آینده تعیین کردند.الف – پس از جلسه هیئت مدیره، مدیر عامل “آلفا” با مدیران ارشد خود، برای ارائه استراتژی سه ساله ملاقات می کند. محور اصلی این استراتژی، ایجاد محصولات جدید برای بازار هدف بسیار خاص و در عین حال بکر است.پورتفولیو- مدیران ارشد “آلفا”، از جمله مدیر بازاریابی، مدیر عملیات و مدیر تحویل، با مدیران محصول، مدیران پورتفولیو، مدیران طرح و مشاوران بازاریابی خارجی همکاری می کنند تا مجموعه ای از سه محصول دیجیتال و یک وب سرویس را برای تحقق اهداف استراتژیک شرکت، تعریف کنند.آنها از روش پورتفولیو کانبان برای اولویت بندی ویژگی های محصولات استفاده می کنند تا آنها را با بازار هدف مطابق با استراتژی شرکت تعریف کنند.مدیران ارشد، ROI (بازده سرمایه گذاری) و NPV (ارزش فعلی خالص) را برای هر محصول تخمین می زنند و در نهایت تصمیم می گیرند که برای سه سال آینده روی محصولاتی با ارزش NPV بالاتر تمرکز کنند.همچنین جریان نقدی آتی “آلفا” را در سه سال آینده پیش ‌بینی کردند تا خطر کسری بودجه را به عنوان بخشی از فرآیند توسعه محصول، کاهش دهند.اطلاعات مربوط به محصولات انتخاب شده، محدوده سطح بالای آنها، مزایا و نتایج از منظر بازگشت سرمایه (ROI) برنامه ریزی شده، و ریسک ها در داخل سند “چشم انداز با نقشه راه محصول” توضیح داده شده است.ب – “چشم انداز با نقشه راه محصول” با مدیران پروژه به اشتراک گذاشته و از آنها خواسته می شود تا به تحقق پذیری محصولات متعهد شوند.و – “چشم انداز با نقشه راه محصول”، همچنین با مدیرعامل به اشتراک گذاشته شده است.طرح ها و پروژه ها – یک طرح آغاز شده است. این طرح، از سه پروژه متمرکز بر تحقق محصولات دیجیتال و یک پروژه مستقل برای تحقق وب سرویس تشکیل شده است.تیم های پروژه، شروع به تحقق پذیری محصولات انتخاب شده به صورت افزایشی (incremental) و تکراری (iterative) می کنند.ج – هر ماه، تیم‌های پروژه اطلاعات منتخبی را برای تولید و آزمایش در اختیار تیم عملیات قرار می‌ دهند. به عنوان مثال، اسنادی در مورد نحوه استقرار سیستم ها، نحوه اعمال آنها و راهنمای کاربر به تیم عملیات تحویل داده می شود تا تیم داخلی “آلفا” را مطلع یا آموزش دهد و آنها را برای پشتیبانی از مشتریان نهایی که در استراتژی اصلی تعریف شده است، قرار دهد.ه – مدیر طرح و مدیران پروژه، همچنین “گزارش عملکرد ارزش” را از طریق یک سیستم مدیریت اسناد داخلی اختصاصی با تیم پورتفولیو به اشتراک می گذارند.عملیات – تیم عملیات “آلفا”، محصولات جدید را توسعه و گسترش می دهد.د – به عنوان بخشی از اشتراک ‌گذاری منظم اطلاعات، مدیر عملیات “آلفا” و همچنین مهندسان ارشد عملیات، با تیم‌های طرح و پروژه ملاقات می‌ کنند تا بازخورد کاربران محصولات دیجیتال و وب را به اشتراک بگذارند.در طول این جلسات، تیم ترکیبی، ارزش تجاری را که محصولات از نظر درآمد و هزینه متوجه می ‌شوند، تجزیه و تحلیل می ‌کنند تا انطباق با NPV، ROI و جریان نقدی برنامه ‌ریزی ‌شده در «استراتژی» و «چشم‌انداز با نقشه راه محصول» را تأیید کنند.مدیران عملیات، همچنین درخواست‌های تغییری را که از سوی کاربران ارسال می‌شود به اشتراک می‌گذارند تا اجرای آنها را در نسخه‌های بعدی محصولات اولویت ‌بندی کنند.ز- در پایان هر جلسه مدیران عملیات نیز یک «گزارش ارزش تحویل شده» شامل تمام اطلاعات جمع‌آوری‌شده در مورد رضایت کاربران و نتایج به دست آمده را برای مدیرعامل ارسال می کنند.2. مخاطبین استاندارد PMBOK7 چه تغییری کرده است؟تا قبل از PMBOK7، مخاطبین اصلی این استاندارد، مدیران پروژه و افرادی بودن که در پروژه به صورت تمام وقت فعالیت داشتند. اما این استاندارد، مرجع اصلی برای ذینفعان مشارکت کننده در یک پروژه به شمار می رود. این مشارکت کنندگان شامل مشاوران، مربیان، دانشجویان، حامیان مالی، ذینفعان و فروشندگانی هستند که :• مسئول یا پاسخگوی ارائه دستاوردهای پروژه هستند؛• به طور تمام وقت یا نیمه وقت بر روی پروژه ها کار می کنند؛• در پورتفولیوها، طرح ها یا دفاتر مدیریت پروژه (PMOها) کار می کنند؛• در حمایت مالی پروژه، مالکیت محصول، مدیریت محصول، رهبری اجرایی یا حاکمیت پروژه مشارکت دارند؛• در پورتفولیوها یا مدیریت طرح مشارکت دارند؛• منابع را برای کار پروژه تأمین می کنند؛• بر ارائه ارزش برای پورتفولیوها، طرح ها و پروژه ها تمرکز دارند؛• مدیریت پروژه را آموزش داده یا مطالعه می کنند؛• در هر جنبه ای از زنجیره ارائه ارزش پروژه نقش دارند؛• به خروجی های ماندگار پروژه علاقه مند هستند (مانند تحلیل گران کسب و کار).3. نوآوری و چابکی در رویکردها و چرخه حیات پروژهاستاندارد PMBOK7، مصداق بارزی از نوآوری و چابکی می باشد چرا که سعی کرده، نوآوری و چابکی را همزمان در فرآیندها، تکنیک ها، رویکردها و… به اجرا درآورد.این استاندارد را می توان صرفنظر از صنعت، مکان، اندازه یا روش تحویل (آبشاری، چابک یا هیبرید) بکار برد. برخلاف ویرایش های قبلی که صرفا در پروژه های پیش بینی شونده یا آبشاری قابلیت اجرا داشتند.شکل 2: چرخه حیات پروژه در استاندارد PMBOK-V6 استاندارد PMBOK7، سیستمی، شامل حاکمیت، عملکردهای احتمالی، محیط پروژه و ملاحظات مربوط به رابطه میان مدیریت پروژه و مدیریت محصول را توصیف می کند که پروژه ها درون آن کار می کند.به زبان ساده تر می توان گفت که استاندارد PMBOK7، سعی دارد چوب امدادی پروژه را از ابتدای ایده تا زمانی که پروژه به اتمام رسیده و حتی بعد از آن زمانی که محصول به دوران بازنشستگی می رسد، به دست گیرد. به همین دلیل دیگر تمرکز این استاندارد بر روی تحویل پروژه نیست بلکه به دنبال سیستم تحویل ارزش مدوام می باشد.شکل 3: نمونه ای از چرخه حیات بر اساس استاندارد PMBOK7 4.آیا ساختاری استاندارد PMBOK7 تغییر کرده است؟این استاندارد به سه بخش “استاندارد”، “راهنما” و “راهنمای آنلاین با پلتفرم محتوای دیجیتال PMIstandards ” تقسیم شده است.بخش “استاندارد”، شامل سه بخش معرفی، سیستم تحویل ارزش و اصول دوازده گانه می باشد.قسمت دوم کتاب بخش “راهنما” می باشد که شامل هشت حوزه عملکردی، نحوه متناسب سازی و مدل ها، مصنوعات و روش ها می باشد.پلت فرم PMIstandards که به استاندارد PMBOK7 متصل است، ضمن داشتن مدل ها، روش ها و نمونه های ارائه شده در استاندارد، امکان اضافه شدن سایر محتواهای مرتبط با PMBOK7 را هم دارد.شکل 4: نمایی کلی از استاندارد PMBOK7 5.آیا محتوایی استاندارد PMBOK7 تغییر کرده است؟تغییرات در این نسخه بسیار متفاوت با سایر نسخه های قبلی این استاندارد می باشد. در این نسخه، محتوای استاندارد بازسازی شده و ساختاری مبتنی بر اصول معرفی شده است که چیستی و چرایی مدیریت پروژه را خلاصه می‌کند.در شکل زیر نمای کلی از تغییرات نشان داده شده است.شکل 5: نمای کلی از تغییرات محتوایی استاندارد PMBOK7 6. اصول دوازده گانهPMI، استاندارد را اینگونه تعریف می کند: “سندی که با اجماع، ایجاد شده و توسط یک نهاد شناخته شده، تایید شده است.” در چارچوب راهنمای PMBOK، استاندارد ویرایش ششم مبتنی بر فرآیند است، در حالی که ویرایش هفتم مبتنی بر اصول است.طبق PMI، 12اصل ویرایش هفتم “… بر اساس مجموعه ای از بیانیه ها ساخته شده است که اقدامات و رفتارهای متخصصان مدیریت پروژه را بدون توجه به رویکرد توسعه، هدایت می کند.”فرایند ها با توجه به شرایط سازمان و پروژه تغییر می کند ولیکن اصول، ثابت و غیرمتغیر هستند و در هرپروژه و سازمانی قابلیت اجرا دارند، که به همین دلیل موسسه PMI، 12اصل را بجای فرایندها تعریف و توصیه کرده است.اصول دوازده گانه شامل:شکل 6: مقایسه بخش استاندارد بین PMBOK-V6 و PMBOK7 اصل 1: یک سرپرست کوشا، محترم و مراقب باشید.سرپرست ها با رعایت دستورالعمل های داخلی و خارجی و داشتن حس مسئولیت پذیری برای انجام فعالیت ها، با درستکاری، دقت و اعتماد عمل می کنند. آنها متعهد به اثرات مالی، اجتماعی و زیست محیطی پروژه های تحت حمایت مدیریت خود هستند.اصل 2: ایجاد یک محیط تعاملی برای تیم پروژهتیم های پروژه، متشکل از افرادی هستند که از مهارت ها، دانش و تجربیات گوناگونی برخوردارند. تیم های پروژه که به طور مشترک کار می کنند، می توانند یک هدف مشترک را به صورت موثرتر و کارآمدتری نسبت به افرادی که به تنهایی کار می کنند، محقق کنند.اصل 3: تعامل مؤثر با ذینفعانذینفعان را به صورت فعالانه و به میزانی که برای کمک به موفقیت در پروژه و رضایت مشتری لازم است، درگیر کنید.اصل 4: تمرکز بر ارزشهمسویی پروژه با اهداف تجاری و منافع و ارزش مورد نظر را به طور مداوم ارزیابی و اصلاح کنید.اصل 5: شناسایی، ارزیابی و پاسخ به تعاملات درونی سیستمشناخت، ارزیابی و پاسخگویی به شرایط پویا در داخل و خارج پروژه، به روشی جامع و بمنظور تاثیرگذاری مثبت بر عملکرد پروژه.اصل 6: نمایش رفتارهای رهبریرفتارهای رهبری را برای حمایت از نیازهای فردی و تیمی به نمایش گذاشته و تطبیق دهید.رهبری موثر، موفقیت پروژه را ارتقا داده و به کسب دستاورهای مثبت پروژه کمک می کند.اصل 7: متناسب سازی بر اساس زمینهرویکرد توسعه پروژه را بر اساس زمینه یا Context پروژه، اهداف، ذینفعان، حاکمیت و محیط آن، با استفاده از فرایند “به اندازه کافی” برای دستیابی به دستاورد مورد نظر، با به حداکثر رساندن ارزش، مدیریت هزینه و باسرعت طراحی کنید.اصل 8: ایجاد کیفیت در فرایندها و تحویل شدنی هاتمرکز خود را بر کیفیتی بگذارید تا اقلام قابل تحویلی را تولید نماید که مطابق با اهداف پروژه بوده و با نیازها، کاربردها و الزامات پذیرش تنظیم شده توسط ذینفعان مربوطه، مطابقت داشته باشد.اصل 9: هدایت پیچیدگیپیچیدگی پروژه را بطور به مداوم ارزیابی و پایش کنید تا رویکردها و برنامه ها، تیم پروژه را قادر سازد تا چرخه حیات پروژه را با موفقیت هدایت کند.اصل 10: بهینه سازی پاسخ به ریسکدر معرض ریسک قرار گرفتن فرصت ها و تهدیدها را به طور مرتب ارزیابی کنید تا تأثیرات مثبت را به حداکثر رسانده و تأثیرات منفی بر پروژه و دستاوردهای آن را به حداقل برسانید.اصل 11: بکارگیری انطباق پذیری و انعطاف پذیریانطباق پذیری و انعطاف پذیری را در رویکردهای سازمان و تیم پروژه به کار گیرید تا به پروژه کمک کند، تغییرات را مدیریت کند، شکست ها را جبران کند و فعالیت های پروژه را پیش ببرد.اصل 12: برای رسیدن به وضعیت متصور شدۀ آتی، امکان تغییر را فراهم کنید.هر آنچه که برای پذیرش و پایداری رفتارها و فرایندهای جدید و متفاوت مورد نیاز برای انتقال از وضعیت فعلی به وضعیت آینده مورد نظر دستاوردهای پروژه لازم است را، آماده کنید.یک رویکرد ساختار یافته برای تغییر، به افراد، گروه ها و سازمان کمک می کند تا از حالت فعلی به یک حالت مطلوب آینده گذار کنند.7. حوزه های عملکردیدر این ویرایش بجای 10 حوزه دانش، 8 حوزه عملکردی مطرح شده است. دامنه عملکردی پروژه، گروهی از فعالیت های مرتبط با یکدیگر است که برای ارائه موثر دستاورد های پروژه، بسیار حیاتی هستند.شکل7: مقایسه بخش راهنمای استاندارد PMBOK-V6 و PMBOK7 1.حوزه عملکردی ذینفعانحوزه عملکرد ذینفعان، به فعالیت ها و عملکردهای ذینفعان می پردازد.تعامل موثر با ذینفعان، به نتایج موفقیت آمیز پروژه کمک می کند. مشارکت ذینفعان شامل اجرای استراتژی‌ها و اقدامات برای ارتقای مشارکت کارآمد ذینفعان در تصمیم‌گیری و اجرای پروژه است.2. حوزه عملکردی تیمحوزه عملکردی تیم، به فعالیت ها و عملکردهای افرادی می پردازد که مسئول تولید محصولات تحویلی پروژه که، نتایج کسب و کار را تحقق می بخشند، هستند.تیم پروژه، مجموعه ای از افراد است، که کار پروژه را برای رسیدن به اهدافش انجام می دهند. همچنین می توان محیطی برای حمایت از تیم، در تبدیل شدن به یک تیم با عملکرد بالا، ایجاد کرد که شامل تقویت توسعه تیم، تشویق رفتارهای رهبری از سوی همه اعضای تیم پروژه و به اشتراک گذاشتن مالکیت برای نتایج است.3. حوزه عملکردی رویکرد توسعه و چرخه حیاتحوزه عملکردی رویکرد توسعه و چرخه حیات، به فعالیت ها و عملکردهای رویکرد توسعه، ریتم و مراحل چرخه حیات پروژه می پردازد.محصولات تحویلی پروژه، مناسب‌ترین رویکرد توسعه مانند رویکرد پیش‌بینی‌کننده، تطبیقی یا ترکیبی را تعیین می‌کنند. دستاوردها و رویکرد توسعه بر تعداد و ریتم تحویل پروژه تأثیر می گذارد. رویکرد توسعه و ریتم تحویل بر چرخه حیات پروژه و مراحل آن تأثیر می گذارد.4. حوزه عملکرد برنامه‌ ریزیحوزه عملکرد برنامه ‌ریزی، به فعالیت‌ها و عملکردهای سازمان‌ها و هماهنگی‌ های اولیه، در حال انجام و در حال توسعه که برای ارائه محصولات و نتایج پروژه ضروری است، می‌پردازد.برنامه ریزی، کار را در طول پروژه سازماندهی، تفصیل و هماهنگ می کند. برنامه ریزی از قبل و در طول پروژه انجام می شود. مقدار، زمان و ریتم بسته به محصول، رویکرد توسعه، محیط و ذینفعان، متفاوت است.5. حوزه عملکرد کار پروژهحوزه عملکرد کار پروژه، به فعالیت ها و عملکردهای ایجاد فرآیندهای پروژه، مدیریت منابع فیزیکی و تقویت محیط یادگیری می پردازد.کار پروژه، با ایجاد فرآیندها و انجام کار برای قادر ساختن تیم پروژه برای ارائه ارزش و نتایج مورد انتظار همراه است. کار پروژه، شامل ارتباطات، تعامل، مدیریت منابع فیزیکی، تدارکات و سایر کارهایی است که عملیات پروژه را به راحتی نگه می دارد.6. حوزه عملکرد تحویلحوزه عملکرد تحویل، به فعالیت ها و عملکردهای ارائه محدوده و کیفیتی که پروژه برای دستیابی به آن انجام شده است، می پردازد.پروژه ها از اجرای استراتژی و پیشبرد اهداف کسب و کار پشتیبانی می کنند. تحویل پروژه، بر برآورده کردن الزامات، محدوده و انتظارات کیفیت، برای ارائه خروجی های مورد انتظار که منجر به نتایج مورد نظر می شود، تمرکز دارد. پروژه ها با توسعه محصولات یا خدمات جدید، حل مشکلات، یا اصلاح چیزهایی که معیوب یا کمتر از حد مطلوب بودند، ارزش تجاری را به ارمغان می آورند. پروژه ها، ممکن است از یک رویکرد تحویل که از دستاورد های قابل انتشار در طول چرخه حیات پروژه، در نقاط خاص یا در پایان پروژه پشتیبانی می کند، استفاده کنند. ارزش کسب و کار، اغلب پس از پایان پروژه به دست می آید.7. حوزه عملکرد سنجشحوزه عملکرد سنجش، به فعالیت ها و عملکردهای ارزیابی عملکرد پروژه و انجام اقدامات مناسب برای حفظ عملکرد قابل قبول می پردازد.سنجش، شامل ارزیابی عملکرد پروژه و اجرای پاسخ های مناسب برای حفظ عملکرد بهینه است. حوزه عملکرد سنجش، میزان برآورده شدن تحویل و عملکرد پروژه با نتایج مورد نظر را ارزیابی می‌کند. داشتن اطلاعات به موقع و دقیق در مورد تحویل و عملکرد به تیم اجازه می دهد تا اقدامات مناسب را برای رسیدگی به واریانس های فعلی یا مورد انتظار از عملکرد مورد نظر بیاموزد و تعیین کند.8. حوزه عملکرد عدم قطعیتحوزه عملکرد عدم قطعیت، به فعالیت ها و عملکردهای ریسک و عدم قطعیت می پردازد.پروژه‌ها در محیط‌هایی با درجات مختلف عدم قطعیت هستند. عدم قطعیت، تهدیدها و فرصت‌هایی را ارائه می ‌دهد و تیم‌ های پروژه، این موارد را بررسی و ارزیابی کرده و سپس در مورد چگونگی برخورد با آن تصمیم گیری می کنند. عدم قطعیت، به معنای وسیع، حالت ندانستن یا غیرقابل پیش بینی بودن، است. جزئیات زیادی برای عدم قطعیت وجود دارد، مانند: ریسک عدم اطلاع از رویدادهای آینده، ابهام عدم آگاهی از شرایط فعلی یا آینده، پیچیدگی سیستم های پویا با نتایج غیرقابل پیش بینی، و بسیاری موارد دیگر.8.مدل ها، روش ها و مصنوعاتیک بخش جدید در راهنما، مدل‌ها، روش‌ها و مصنوعات رایجی را که در اختیار متخصصان پروژه قرار دارد، فهرست می ‌کند. این بخش جدید توضیح مختصری ارائه می‌ کند و هر مدل، روش و مصنوع را به یک یا چند حوزه عملکرد پروژه که ممکن است بیشترین کاربرد یا مفید بودن را داشته باشد، ترسیم می‌ کند.شکل 8: ابزارها و تکنیک ها در PMBOK7 • روش: ابزاری برای دستیابی به دستاورد، خروجی، نتیجه یا تحویل شدنی پروژه است. مثل:o نحوه جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها؛o انواع روش های تخمین زدن در هر رویکردی، اعم از چابک و آبشاری؛o انواع روش های برگزاری جلسات در هر رویکردی، اعم از چابک و آبشاری.• مصنوعات: یک قالب، سند، خروجی یا تحویل شدنی پروژه است. مصنوعات بیشتر جنبه های مستندات مهم مدیریت پروژه را دارد. مثل:o مصنوعات مرتبط با استراتژی پروژه؛o فرم ها در قالب لاگ یا دفتر ثبت (Register)؛o برنامه ها؛o چارت های سازمانی مختلف؛o خط مبنا(Base line)؛o گزارش ها؛o توافق ها و قراردادها.• مدل: یک استراتژی تفکر را برای توضیح یک فرآیند، چارچوب یا پدیده توصیف می کند. مثل:o مدل های ارتباطی؛o مدل های رهبری؛o مدل های ایجاد انگیزش؛o مدل های تغییر؛o مدل های پیچیدگی؛o مدل‌های توسعه تیم.9. متناسب سازیویرایش های قبلی راهنمای PMBOK بر اهمیت متناسب سازی رویکرد مدیریت پروژه با ویژگی های منحصر به فرد هر پروژه و زمینه آن تاکید داشتند. ویرایش ششم به طور خاص، شامل ملاحظاتی بود که به تیم های پروژه درباره چگونگی متناسب سازی رویکرد خود با مدیریت پروژه کمک می کرد. این مطالب، در مقدمه هر یک از حوزه های دانش گنجانده شده بود و ملاحظاتی را برای تمام انواع محیط های پروژه در اختیار قرار می داد.اما ویرایش هفتم PMBOK، با اختصاص بخش جداگانه ای به متناسب سازی در راهنمای PMBOK، تمرکز ویژه ای بر روی موضوع متناسب سازی دارد.شکل 9: فرایند متناسب سازی بر اساس PMBOK7 تغییرات آزمون PMPگواهینامه PMP (Project Management Professional)، گواهینامه مدیریت پروژه پیشرو در جهان است. PMP، تجربه و تخصص رهبری پروژه را در هر روش کاری، شامل رویکردهای پیش بینی کننده، چابک و ترکیبی، ثابت می کند. این شغل، حرفه ای برای مدیران پروژه در همه صنایع است و به سازمان ها کمک می کند تا افرادی را که دقیق تر و بهتر عمل می کنند را پیدا کنند.گواهینامه PMP، تأیید می کند که مدیران پروژه مهارت های رهبری پروژه که کارفرمایان به دنبال آن هستند، را دارند. PMP جدید شامل سه رویکرد کلیدی:• پیش بینی کننده (آبشاری)• چابک• ترکیبیاست که 50 % وزن آزمون از رویکرد آبشاری می باشد و ۵۰ % دیگر از رویکرد چابک و ترکیبی.گواهینامه PMP، توسط متخصصان پروژه برای مدیران پروژه طراحی شده است و تأیید می کند که کدام مدیران جزو بهترین ها هستند و در موارد زیر مهارت بالایی دارند:• افرادo تأکید بر مهارت‌های نرمی که برای رهبری مؤثر تیم پروژه در محیط VUCA امروزی نیاز است. در این بخش جنبه های تیم سازی و مدیریت تیم سازی چابک تقویت می شود. این بخش دارای ۱۴ وظیفه می باشد و ۴۲% سوالات آزمون را شامل می شود.• فرآیندo تقویت جنبه های فنی و فرایند¬های مدیریت پروژه¬ها، که شامل 17 وظیفه می باشد. این بخش ۵۰ % از سوالات آزمون را به خود اختصاص می دهد.• محیط کسب و کارo برجسته کردن ارتباط بین پروژه ها و استراتژی سازمانی که شامل 4 وظیفه است و 8% سوالات آزمون را تشکیل می دهدبه مشاوره آزمون PMP نیاز داری؟ کلیک کنشکل 10: آخرین تغییرات آزمون PMP بنابراین سوالات آزمون از 200 سوال به 180 سوال تقلیل پیدا کرده است.آزمون آنلاین PMP به چه صورت برگزار می شودآزمون در سه بخش برگزار می شود. هر بخش از آزمون 60 سوال به داوطلب داده شده و پس از پاسخ گویی به این سوالات، داوطلب می تواند از مدت استراحت خود به مدت 10 دقیقه، استفاده کند. طبق شرایط جدید، کل مدت زمان آزمون به 230 دقیقه کاهش یافته است.باید این نکته را در نظر بگیرید که پس از تحویل سوالات هر بخش، دسترسی مجدد به آنها را ندارید.و اما سوالات آزمون در چند دسته متفاوت پرسیده می شوند که عبارتند از:1. سوالات چند گزینه ای با یک پاسخ صحیح؛2. سوالات چند گزینه ای با چند پاسخ صحیح؛3. سوالات تطبیقی – در اینجا دو دسته از اطلاعات به شما داده می شود که باید با هم تطبیق داده شوند.4. سوالات Hotspot – با توجه به سوال پرسیده شده و نمودار و چارت های موجود باید پاسخ صحیح را بیابید.5. سوالات تکمیلی و اصلاحی با کلمات محدود.از طرفی اکثر سوالات آزمون PMP، شرایط محور شده اند. به این معنا که داوطلب را در فضا و شرایطی قرار داده و با توجه به آن شرایط، سوالات آزمون را مطرح می کنند. این طیف سوالات، خود به سه شکل است که عبارتند از:1. اقدامات مدیر پروژه را، که در پروژه خود شکست خورده است را تشریح کرده و از داوطلب می خواهد اقدامات اشتباه را شناسایی کند.2. گام ها و فرایند هایی تعریف شده است و سوال از داوطلب به این صورت می باشد که، مرحله بعد از این گام ها را بعنوان مدیر پروژه شرح دهد.3. شرایط یک پروژه تشریح شده و سوال پرسید می ‌شود که، مدیر پروژه قبل از این شرایط باید چه کارهایی را انجام می داده یا انجام داده است و یا پس از این شرایط باید چه رفتاری داشته باشد.الزامات آزمون آنلاین PMPاین آزمون هم، شبیه به تمام آزمون های ACP، آزمون های قبلی PMP و سایر آزمون های آنلاین قبلی، برگزار می شود و داوطلبین احتیاج به سیستم دارای دوربین یا وب کن و همچنین اینترنت پر سرعت دارند.این آزمون شبیه آزمون های قبلی مدرک PMP، به شما کمک می کند تا حوزه دانش خود را در مدیریت پروژه و کنترل پروژه تکمیل کرده و فرصت های شغلی جدید چه در ایران و چه در خارج از ایران پیدا کنید و همچنین با استفاده از این استاندارد می ‌توانید مدیریت بهتری از پروژه ها ارائه دهید و پروژه را با کیفیت بالاتری به اتمام برسانید.جمع بندیفضای VUCA، باعث شد تا مدیریت، رهبری و رفتار افراد در محیط کسب و کارها تغییر کند و در همین راستا چابک شدن، بیش از پیش اهمیت بیابد.موسسه مدیریت پروژه، نیز با توجه به همین شرایط، ویرایش جدید استاندارد PMBOK را ارائه کرد که این استاندارد، دستخوش تغییرات فراوانی اعم از ساختار و محتوا نسبت به ویرایش های قبلی خود شده است. از بارزترین تغییرات این استاندارد، به کاهش حجم کتاب می توان اشاره کرد.مهم ترین تغییر در این ویرایش، اهمیت تمرکز به سیستم تحویل ارزش در کسب و کار ها بجای تمرکز صرف به روی اتمام موفقیت آمیز پروژه می باشد. چرا که ممکن است پروژه با موفقیت به اتمام برسد ولیکن ارزشی مورد نظر را، برای سازمان به دنبال نداشته باشد و یا جریان ارزش به درستی در سازمان پیاده سازی نشود، پس می توان گفت که اهمیت سیستم تحویل ارزش بیش از انجام یک پروژه می باشد.سایر تغییرات استاندارد PMBOK7، می توان به اصول دوازده گانه ، حوزه های عملکردی هشت گانه، فرایند متناسب سازی و مدل ها ، روش ها و مصنوعات اشاره کرد که در مقاله به تفضیل شرح داده شده است.از سویی دیگر، آزمون PMP، که نیز بر اساس آخرین ویرایش از استاندارد طراحی می شود، علاوه بر تغییرات محتوایی که بدلیل تغییرات محتوایی استاندارد، می باشد؛ نحوه ی سوالات و حتی زمان بندی و شرایط آزمون نیز تغییر کرده است.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.comآدرس آکادمی احمدزاده: https://www.ahmadzadeh.academy</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 02 Jul 2022 15:03:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد مدیر محصول (Product Manager)</title>
                <link>https://virgool.io/AAcademy/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-product-manager-ggt4scq5hyue</link>
                <description>صفر تا صد مدیر محصول (Product Manager) دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehدر مقاله‌ی زیر به بررسی صفر تا صد جایگاه مدیر محصول یا (Product Manager) در یک سازمان و یا در یک تیم چابک می پردازم. دلایل خلق این نقش را بررسی می کنم. مهارت های لازم برای این نقش را بر می شمرم. وظایف اصلی مدیر محصول را تبیین می نمایم و تفاوت این نقش، با نقش مالک محصول یا Product Owner را تبیین می کنم.مقدمهمدیران عامل موفق و ناموفقی مانند ساندار پیچای،(مدیر عامل گوگل)، مریسا مایر (مدیر عامل یاهو) ،رید هافمن(بنیان‌گذار لینکدین) و کوین سیستروم (بنیان‌گذار اینستاگرام) از جمله افراد مشهوری هستند که موفقیت خود را در نقش مدیر محصول شرکت های نرم‌افزاری موفق و ناموفق شروع کرده اند. چشم انداز محصول یا Product Vision، یکی از اولین مستندات چابکی است که از بالاترین سطوح مدیریت اجرایی تا تیم‌های توسعه و پیاده‌سازی با آن درگیر می شوند.این مستند را مدیر محصول تهیه می کند.اجزای این مستند عبارتند از:‌شکل 1: چشم انداز محصول
مثال از یک چشم انداز محصول:گروه هدف یا Target Group :که در ادامه با تعریف دقیق هر گروه هدف در قالب پرسوناهای مختلف، این گروه های هدف تدقیق می شوند. داستانشان مشخص تر می شود. مشخصات جنسیتی، سنی و جغرافیائی شان تعیین می شود. مشکلات و ابهاماتشان را می شناسیم و در نهایت، عوامل و محرک ها و عوامل تاثیرگذاری که می تواند باعث گرایش این دسته از گروه هدف به محصول ما بشود، مشخص می گردد.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهنیازها یا Needs:که در واقع بیانگر، نیازمندیهای کلان آن گروه هدف است مشخص می گردد.محصول یا Product:که در واقع بیانگر مشخصات و قابلیتهایی  است که محصول ما دارد تا به نیازهای گروه هدف ، پاسخ دهد.ارزش ها یا Values:که در واقع بیانگر ارزش ها و تمایزهای محصول یا خدمت ما با رقبا و دلیل اصلی انتخاب محصول ما توسط آن گروه هدف از بین محصولات مشابه است.حال مدیر محصول غالباً با عنوان مدیر عامل اجرایی  این چشم اندار محصول انتخاب می‌شود تا وظیفهٔ تحقیق، گزینش و فرایند توسعهٔ این محصول را در سازمان بر عهده بگیرد.مدیر محصول باید موارد متعددی از جمله تعیین بازار هدف، تعیین نقشه راه محصول یا محصولات تحت مدیریتش، تحلیل رقبا، تعیین MVPها و زمان و مشخصات محصولات لازم الانتشار، و میزان تطابق محصول با مدل کسب و کار سازمان را در نظر داشته باشد.یک مدیر محصول می تواند، مدیریت یک یا چند محصول را بر عهده داشته باشد.مدیر محصول وظیفهٔ مدیریت محصول از زمان تهیه چشم انداز محصول تا زمان ارائه آن محصول به بازار و همچنین  کسب سود و تعیین راهبردهای توسعهٔ آن محصول را در کسب وکار، بر عهده دارد.در واقع، همه نگاه های مدیران ارشد و هیات مدیره سازمان، به دستان مدیر محصول است که با خود چه آورده که منجر به تصمیم سازی ارزشمند برای سازمان می گردد.چرا نقش مدیرمحصول خلق شد؟میزان رضایت یک کاربر یا مشتری از محصول معیار خوبی برای اندازه گیری کیفیت محصول است. اینکه استفاده از محصول چقدر ساده است؟ چه امکاناتی دارد؟ سرعتش چقدر است؟ چقدر باگ دارد؟ همه این عوامل تعیین‌کننده کیفیت محصول هستند. همچنین موضوع مهم دیگر، رسیدن به تناسب محصول و بازار است. تناسب محصول و بازار، یعنی با محصولی رضایت‌بخش، در بازار خوبی باشیم و رسیدن به این تناسب، تنها وظیفه یک مدیر محصول خوب است.هماهنگ کردن تیم های درگیر در فرآیند تولید محصول برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده محصول (سرعت، دقت، سهولت،…) به طوری که قابل استفاده برای تعداد نفرات و دفعات متعدد باشد، .وظیفه اصلی مدیر محصول است.در واقع، نقش مدیر محصول به وجود آمد تا بتواند پیچیدگی های مراحل تولید یک محصول را  مدیریت کند و این اطمینان حاصل شود که در نهایت، یک محصول سودآور برای کسب وکار و همچنین یک محصول ارزشمند برای مشتریان، به بازار عرضه گردد. به همین دلیل، نقش مدیر محصول خلق شد تا در نقطهٔ تقاطع کسب و کار، طراحی و فناوری قرار بگیرد و محصول ارزشمندی را به بازار ارائه کند.  نیاز به یک نقش جداگانه برای مدیر محصول، وابسته به اندازه سازمان و پیچیدگی های محصول است. در سازمان‌های کوچک‌تر مدیر عامل می‌تواند همان نقش مدیر محصول را هم ایفا نماید.  اما در سازمانهای بزرگ تر و محصولات پیچیده، بهتر است این دونقش از هم تفکیک شوند.مهارت های مدیر محصولمدیران محصول مهارت های متفاوتی را باید دارا باشند. بخش عمده این مهارت ها مدیریتی و بخشی محدودی از آن نیز، فنی است. مهارت‌های اصلی یک مدیر محصول عبارتند از:ارتباط و تعامل خوب با مشتریاندرک و فهم مشکلاتی که محصول دارد و مشتریان را ناراضی کرده است و باید اصلاح یا بهبیود داده شوند.داشتن شخصیتی قابل اعتمادقضاوت­ عادلانهمدیریت بحران در فشار کاریقدرت تصمیم گیری در شرایط پیچیدهوظایف مدیر محصولمدیر محصول مسئول سازمان‌دهی فعالیت‌های مختلفی است که در راستای حصول اطمینان از تحویل محصول مد نظر کاربر انجام می‌شوند.در ابتدای فرایند توسعه محصول، مدیرمحصول،  نیازمندی‌ها  را شناسائی و تحلیل می کند و در ادامه بر آزمون پذیرش محصول تمرکز دارد.در طول تمامی مراحل، مدیر محصول نیازمندی‌های کاربر نهایی را مشخص می‌کند، تمایل و گرایش بازار و رقبا را می‌سنجد و با استفاده از این اطلاعات مشخص می‌کند که چه ویژگی‌هایی باید در محصول وجود داشته باشد.برای مثال مدیر محصول می‌تواند تصمیم بگیرد که یک ویژگی مورد نیاز است چون کاربران به دنبال آن هستند یا داشتن آن برای باقی ماندن در بازار رقابتی لازم است.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهمدیر محصول باید یک فضای همکاری منسجم و متمرکز بین همهٔ اعضای تیم به منظور تحویل سریع محصول  ایجاد کند.  مدیر محصول با اولویت‌بندی فیچرها (Features) یا اپیک های(Epics) محصولی که در بک لاگ محصول یا Product Backlog مشخص می شوند، به فعالیتهائی که باید توسط تیم توسعه انجام شود، سمت و سو و جهت می دهد.این امر، اغلب با اتکا بر تهیه داستان‌های کاربر یا User Story هایی که روایت کننده کوتاه از ویژگی‌ها و منافع محصول از منظر کاربرنهایی است،  بیان می شود. البته، لازم به ذکر است که جزئیات نحوهٔ پیاده‌سازی این ویژگی‌های بر عهدهٔ تیم طراحی و توسعه است. اما ٔ مدیر محصول در پایان چرخهٔ توسعه، تأیید فیچرهای نهایی را انجام می دهد و تنها پس از تأیید وی، کار بر روی آن محصول، رسماً خاتمه می‌یابد.دیگر وظایف مدیر محصولاز دیگر وظایف مدیر محصول می توان به موارد زیر اشاره کرد:تعیین چشم انداز و نقشه راه محصولتهیه طرح توجیهی کسب و کاربرآورد درآمد و بازگشت سرمایهتعیین سهم بازار محصول و هدف گذاری سهم آتی محصولتشریح اهداف محصول و نیاز مشتری برای تیم فنی و توسعهشناخت خوب مشتریتهیه پرسونای مشتریشناخت دقیق نیازمندیها، محرک ها و سوالات مشتریتعیین زمان تحویل و حداقل فیچرها و قابلیتهای محصول نیمه تمام، اما قابل بازاریابی و فروش در بازار که به آن MMF: Minimum Marketable Feature می گویند.(در استارت آپ ها به آن MVP:Minimum Viable Product می گویند.)توانائی مدیریت هزینه ها و تعیین مدل هزینه ای مناسبقیمت گذاری مناسب محصولبه روز بودن از وضعیت رقباکاهش زمان رسیدن به اهداف محصول‌تحلیل نقاط قوت و ضعف محصولات رقباتفاوت نقش مدیر محصول و تیم توسعه(Development Team)مدیر محصول، تعریف می‌کند که محصول “چه“ چیزی باشد و “چه“ کاری انجام بدهد. اما تیم فنی یا توسعه محصول، تعریف می کند که “چگونه“ این کار صورت بگیرد. اما در نهایت مدیرمحصول  تعیین می‌کند که بر طبق منابع در دسترس، استراتژی و سایر عوامل، “چه زمانی” محصول به بازار عرضه شود.تفاوت نقش مدیر محصول و مالک/صاحب محصول (Product Owner)مدیر محصول در همه چارچوب ها و رویکردهای چابک (نه فقط چارچوب اسکرام)  معنی می‌دهد. وی باید کارها را بر اساس اهداف نتیجه‌محور شفاف اولویت‌بندی کند و ارزش واقعی مشتری و کسب‌وکار را کشف و صحت‌سنجی کند. در این راستا، مدیرمحصول،  فرآیندهای مورد نیاز برای کاهش عدم قطعیت موفقیت محصول در بازار را کاهش می‌دهد و لذا مدیر محصول، حتی بدون تیمی از توسعه‌دهندگان (برخلاف صاحب محصول) با معناست!کار مدیر محصول بیشتر در جهت استراتژی محصول و تعریف محصول و دنبال کردن رقبا و روند‌های بازار است. به همین دلیل است که وی ساخت و مدیریت یک چشم انداز و نقشه راه محصول را که شامل مواردی مانند بازاریابی، فروش، مشتریان و …. است را انجام دهد. همچنین بازخوردهای محصول را جمع بندی و آن‌ها را در نسخه ها و یا انتشارات بعدی محصول تأثیر‌ می دهد.اما مالک محصول، تعیین می کند که پروژه، چه چیز را برای که و چرا تولید می‌کند؟ وی تأمین بودجه‌ی مورد نیاز برای توسعه‌ی پروژه را در دستور کار خود قرار می دهد.جمع‌آوری اطلاعات ورودی در مورد این‌که چه فیچرها/ فانکشنالیتی‌هایی باید تولید شود و درک ارزش نسبی آن‌ها نسبت به هم چطور است را مالک محصول انجام می دهد.این مالک محصول است که لیستی از فیچرها/ فانکشنالیتی‌های لازم یا بک‌لاگ محصول و اولویت‌بندی آن‌ها بر اساس ارزش، اندازه، ریسک و بقیه‌ی پارامترهای مربوطه را تهیه می کند.همچنین، ارائه‌ی کانتکست و جزییات مورد نیاز تیم برای اجرای فیچرها و بررسی فیچرهای پیاده‌سازی شده در انتهای اسپرینت را مالک محصول انجام می دهد.در جدول زیر، دو نقش مالک محصول و مدیر محصول، با هم مقایسه شده اند:شکل ۲:‌مقایسه مدیر محصول و مالک محصول جمع بندیبا وجود این‌که دو شغل مدیر محصول و مالک محصول، دو شغل متفاوت هستند ولی مانعی برای این‌که یک نفر بطور همزمان هر دو کار را انجام دهد وجود ندارد (در واقع خیلی خوب است که این دو نقش در یک‌جا باشند). به طوری که  مرجع Scrum Alliance می‌گوید:Teach that the role of the Product Owner is typically played by the customer, or customer representative, such as a product manager.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.comآدرس آکادمی احمدزاده: https://www.ahmadzadeh.academy</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 18:40:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخرین تغییرات آزمون PMP (از ۲ ژانویه ۲۰۲۱- ۱۳دی ۱۳۹۹)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-pmp-%D8%A7%D8%B2-%DB%B2-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1-%DB%B1%DB%B3%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B9-faoe3wbhajoa</link>
                <description>آخرین تغییرات آزمون PMP (از ۲ ژانویه ۲۰۲۱- ۱۳دی ۱۳۹۹) دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمدیریت پروژه در ابعاد و حوزه های جدید، در حال توسعه است و موسسه PMI به عنوان یکی از مراجع اصلی مدیریت پروژه در دنیا، تغییرات زیادی را در سال 2019 در دستور کار خود قرار داده است.PMI در اوایل سال 2019، با تغییر مرکز آزمون های خود از Prometric به Pearson VUE ، امکان شرکت در 2 آزمون دستیار/ دیپلم مدیریت پروژه (CAPM) و متخصص مدیریت چابک (ACP: Agile Certified Practitioner) را بصورت آنلاین و از منزل یا محل کار (از 12 فروردین 1398) در اختیار علاقمندان قرار داد.این موسسه، در ادامه تغییرات تخصص مدیریت پروژه، نوک پیکان خود را بر استاندارد مدیریت پروژه (PMBOK) و گواهینامه PMP نشانه گرفته است. چرا که علاقمندان به کسب گواهینامه بین المللی متخصص حرفه ای مدیریت پروژه PMP: Project Management Professional از اول جولای سال 2020، باید مجهز به مهارت های جدیدی شوند.این کار باعث می شود تا بتواند نتایج مدیریت پروژه موفق خود را با رویکرد و متدولوژی مناسب و مخصوص همان پروژه، یعنی متدولوژی های آبشاری (یا پیش بینی شونده – Waterfall ) چابک (یا اجایل – Agile ) و هیبریدی (یا ترکیبی- Hybrid) تحویل حامی پروژه دهند.چرا آزمون PMP تغییر می کند؟موسسه PMI، هر 3 تا 5 ساله، تحقیقات آماری را انجام می دهد تا مطمئن شود تخصص مدیریت پروژه، بصورت عملی در پروژه ها، بکار گرفته می شود. نتایج آخرین بررسی های موسسه PMI، مطابق با انتظارات نبوده است. تاثیر روندهای نوظهور و نحوه مسئولیت مدیران پروژه در فضای کسب و کار امروزی تغییر کرده است که این امر تغییرات زیر را در آزمون PMP، رقم زده است.در آزمون جدید PMP، چه تغییراتی حاصل می شود؟PMP به سرعت در حال طی کردن مسیر حرفه ای مدیریت پروژه است و در طول این مسیر، بارها تکامل یافته است. آزمون جدید PMP نیز در راستای همین تکامل، بر سه حوزه (Domain) و ارزش جدید تمرکز خواهد کرد:حوزه افراد و رهبری تیم (People): با هدف تاکید بر مهارت ها و فعالیت های مرتبط با رهبری موثر تیم پروژهحوزه فرایند (Process): با هدف تقویت جنبه های فنی مدیریت پروژهحوزه محیط کسب و کار (Business Environment): با هدف برجسته سازی ارتباط بین پروژه ها و استراتژی سازمانمحتوایی که این سه حوزه های جدید را در آزمون PMP شامل خود خواهد کرد، در قالب سه متدولوژی آبشاری، چابک و هیبریدی خود را نشان خواهند داد و در آزمون PMP شاهد نتیجه شرکت کنندگان در پاسخ به سوالات مرتبط با هر یک از سه حوزه بالا در سه متدولوژی مختلف آبشاری، چابک و هیبریدی خواهیم بود.بارم بندی سوالات آزمون جدید PMP، چگونه است؟در آزمون جدید PMP، به جای حوزه های دانشی 10 گانه قبلی، سه حوزه یا Domain کلیدی به شرح حوزه فرایند، حوزه افراد و رهبری تیم (People) و حوزه محیط کسب و کار به عنوان سه حوزه کلیدی آزمون PMP،  توجه خواهد شد.شکل ۱: بارم بندی حوزه های سه گانه آزمون جدید PMP  از ۲ ژانویه ۲۰۲۱  (۱‍۳ دی ۱۳۹۹)حدود 50% از سوالات هر یک از این سه حوزه، در متدولوژی آبشاری خواهد بود و 50% بقیه سوالات در متدولوژی های چابک و هیبریدی خواهد بود. در واقع جدول زیر را بطور خالاصه خواهیم داشت:شکل ۲: بارم بندی آزمون جدید PMP – از ۲ ژانویه ۲۰۲۱ (۱‍۳ دی ۱۳۹۹)سایر تغییرات آزمون جدید PMP چیست؟تلاش موسسه PMI، بر ساده سازی فرمت آزمون PMP بوده است. لذا برای هر یک از حوزه های سه گانه فرایند، رهبری تیم و محیط کسب و کار، وظایف (Tasks) و توانمندسازها یا امکاناتی (Enablers) تعریف شده است .دوره آموزشی مرتبط با این مقالهدر واقع:حوزه های سه گانه (3 Domains) : به عنوان سطوح اصلی دانش مدیریت پروژه در بالاترین رده تعریف می شود و برای اجرای پروژه ضروری هستند.وظایف (Tasks) : مسئولیت های اساسی مدیر پروژه در هر دامنه می باشد.توانمندسازها (Enablers) : نمونه فعالیت های مرتبط با هر وظیفه مدیر پروژه را نشان می دهند.وظایف یا Task های مدیر پروژه در هر یک از حوزه های سه گانه به شرح زیر می باشند:1.حوزه افراد و رهبری تیم (People)حوزه افراد و رهبری تیم (People)حوزه افراد و رهبری تیم (People)حوزه افراد و رهبری تیم (People)2. حوزه فرآیند (Process)حوزه فرآیند (Process)حوزه فرآیند (Process)حوزه فرآیند (Process)3. حوزه محیط کسب و کار (Business Environment)حوزه محیط کسب و کار (Business Environment)نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jul 2021 22:32:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به کمک استاندارد BABOK ، کسب و کار را از شکست نجات دهید!</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-babok-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-pbeet6nlgtll</link>
                <description>چگونه به کمک استاندارد BABOK ، کسب و کار را از شکست نجات دهید! دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهامروزه کسب و کارهای ایرانی، با مشکلات فراوانی روبرو هستند. کاهش بودجه عمرانی و پروژه ای، تحریم ها، افزایش ریسک های شناخته شده و ناشناخته، رقبای جوان استارت آپی، عدم سیستم سازی و تحول دیجیتال در کسب و کارها، تغییرات فراوان محیط کسب و کار، افزایش هزینه های مستقیم و غیرمستقیم کسب و کار، تورم افسار گسیخته، کاهش انگیزه مدیریت و کارکنان و کاهش ارزش های اخلاقی، همه و همه از عوامل شکست کسب و کارهای ایرانی هستند.در این شرایط نیاز به بکارگیری راهکارهای نوآورانه و متفاوت در کسب و کار، امری حیاتی است. یکی از این راه کارهای متفاوت جهت جلوگیری از شکست کسب و کارها، بکارگیری استاندارد BABOK است.استاندارد BABOK چیست؟BABOK، مخفف شده عبارت Business Analysis Body of Knowledge به معنای پیکره دانش آنالیز یا تجزیه و تحلیل کسب و کار می باشد. این پیکره که به اختصار، استاندارد BABOK نام دارد، 6 حوزه دانش کلیدی را جهت مدیریت چالش ها و ریسک های کسب و کار، مدیریت فرصت ها و تهدیدات کسب و کار، پاسخگوئی به تغییرات مورد نیاز در ساختار، فرایند، روش اجرا، سیستم ها،فناوری اطلاعات، پاسخگوئی به الزامات قانونی، سیستم سازی کسب و کار، هوشمندی کسب و کار  و در نهایت جلوگیری از شکست کسب و کار و یا تداوم کسب و کار پیشنهاد می نماید.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهاین 6 حوزه دانشی که با توجه به شکل 1 با هم در ارتباطند، عبارتند از:برنامه ریزی و پایش فرایندهای تحلیل کسب و کاراستخراج الزامات و تعاملاتمدیریت چرخه حیات الزاماتآنالیز استراتژیآنالیز الزامات و تعریف طراحیارزیابی راه کارشکل 1: ارتباطات 6 حوزه دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار براساس استانداردBABOK  (ویرایش 3)نقش تحلیل گر کسب و کاراستاندارد BABOK، پیشنهاد می نماید تا نقش جدیدی به نام تحلیل گر کسب و کار یا Business Analyst  که به اختصار BA نام دارد، در کسب و کار ایجاد شود. این نقش می تواند توسط یک فرد و یا یک تیم اجرا شود.  این نقش، که یکی از جدیدترین نقش های مدیریتی است و با استقبال انواع سازمان ها و کسب و کارها (پروژه ای، عملیاتی، تولیدی، خدماتی، استارت آپی) روبرو شده است ، وظیفه شناسائی الزامات و همچنین نیازمندیهای واقعی مشتریان و ذینفعان کسب و کار را برعهده دارد. هدف BA،  نیز ایجاد تغییر در کسب و کار از طریق ارائه راه کارهای اجرائی در قالب یک تغییر در کسب و کار برای رساندن از وضع موجود به وضع مطلوب در آن کسب و کار است. وضع مطلوبی که در آن ارزش بیشتری برای ذی نفعان آن کسب و کار (سرمایه گذاران؛ سهامداران، هیات مدیره، مدیرعامل،مدیران اجرائی، کارمندان، مشتریان و  کاربران) حاصل شود. این ارزش بیشتر می تواند در قالب سود بیشتر، هزینه کمتر، رضایتمندی بیشتر، چابکی و یا سایر عوامل بدست آید. نقش هائی که معمولاً با عنوان تحلیل گر کسب و کار، در دنیای حرفه ای وجود دارد نیز عبارتند از:شکل 2: انواع نقش های تحلیل گر سب و کارشایستگی های اساسی تحلیل گر کسب و کارBABOK (نسخه 3)، 6 دسته شایستگی اساسی را برای  یک تحلیگر کسب و کار معرفی می نماید. این 6 دسته عبارتد از:فکر تحلیلی و مهارت حل مسئلهخصوصیات رفتاریدانش کسب و کارمهارت های ارتباطیمهارت های تعاملابزارها و تکنولوژیدوره آموزشی مرتبط با این مقالهBABOK نسخه سوم، در هر یک از حوزه های مهارتی 6 گانه بالا نیز، شایستگی های اختصاصی جداگانه ای را پیشنهاد داده است که در تصویر زیر بیان شده است.شکل 3: شایستگی های اساسی تحلیل گر کسب و کار براساس استاندارد  BABOK (ویرایش 3)نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jul 2021 22:19:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی جامع گواهینامه و آزمون ACP- متخصص حرفه ای چابک</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-acp-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-f9zqtgzzoijd</link>
                <description>بررسی جامع گواهینامه و آزمون ACP- متخصص حرفه ای چابک دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهدر این مقاله قصد دارم بصورت جامع به بررسی گواهینامه و آزمون بین المللی ACP یا متخصص حرفه ای چابک از منظر اجرایی و کاربردی بپردازم. علت اهمیت مدیریت چابک به رقابت فزاینده‌ و شرایط پراز ریسک و پر از تغییراتی بازمی گردد که سازمان ها و شرکت ها در عصر حاضر، به دلایل مختلف (مانند: نوآوری های تکنولوژیک، تغییر محیط بازار و  رقابت شدید رقبا  … ) شاهد آن هستند؛ پاسخ به نیازهای پیدا و پنهان  و پیوسته درحال تغییر مشتریان و کارفرمایان را ضروری و اجتناب ناپذیر نموده و راهی پیش روی این مدیران قرار نداده است؛ جز بکارگیری روش های نوین مدیریتی .این وضعیت، موجب اصلاحات عمده‌ای در برنامه استراتژیک سازمان، اولویت های کسب و کار و بازبینی مدل های سنتی و حتی مدل های نسبتاً معاصر گردیده است. به عبارتی می‌توان گفت که رویکردها و راه‌حل های گذشته دیگر قابلیت و توانایی خود برای رویارویی با چالش های سازمانی و محیط بیرونی را از دست داده‌اند؛ یا بهتر است با رویکردها و دیدگاه های جدیدی جایگزین شوند. از این‌رو یکی از راه های پاسخگویی به این عوامل تغییر و تحول سازمانی، چابکی است.در واقع، چابکی به عنوان پارادایم جدیدی برای مدیریت پروژه ها و عملیات سازمان ها و بنگاه های رقابتی مطرح شده است.  همین موضوع بود که  باعث گردید تا در سال ۲۰۱۱ میلادی، مؤسسه مدیریت پروژه PMI، اولین گام در حرکت به سوی استانداردها و متدولوژی های مدیریت چابک را برداشته و گواهینامه بین المللی متخصص حرفه ای چابک یا به اختصار ACP را معرفی نماید.تاریخچه مدرک ACPگواهینامه متخصص حرفه ای چابک که به نام Agile Certified Practitioner نامیده شده، بصورت مخفف، گواهینامه ACP نامیده می شود. این مدرک، یکی از معدودترین و جذاب ترین گواهینامه های بین المللی مدیریتی است که فعلا امکان اخذ آن از داخل ایران برای متخصصان و علاقمندان به حوزه چابک فراهم است.چرا که این موسسه در اوایل سال 2019، ضمن اعلامآخرین تغییرات آزمون PMP، با تغییر مرکز آزمون های خود از Prometric به Pearson VUE ، امکان شرکت در 2 آزمون  دیپلم مدیریت پروژه (CAPM) و متخصص مدیریت چابک (ACP: Agile Certified Practitioner) را بصورت آنلاین و از منزل یا محل کار (از 12 فروردین 1398) در اختیار علاقمندان قرار داد.اکنون گواهینامه ACP، نه تنها مورد توجه مدیران پروژه قرار گرفته، بلکه به علاقمندی های سایر متخصصان و کارشناسان در حوزه هایی غیر از مدیریت پروژه نیز اضافه شده است. علت این امر نیز به دلیل کاربردی بودن و قابل پیاده سازی بودن رویکرد چابک در سایر حوزه ها مانند بازاریابی چابک، زنجیره تامین چابک، تعمیرات و نگهداری چابک، تبلیغات چابک، فروش چابک، پشتیبانی چابک، طراحی و راه اندازی کمپین های فروش و یا کمپین های انتخاباتی چابک و ده ها حوزه دیگر می باشد.امروزه سازمان های مختلف پروژه محور یا عملیات محور، ضمن تلاش درچابک سازی سازمان،حتی در استخدام کارشناسان و مدیران حوزه های مختلف نیز، بطور معنی داری به دنبال افرادی هستند که با این حوزه آشنا باشند تا بتوانند از تجربه و دانش چابک در اجرای پروژه ها و عملیات سازمان استفاده نمایند.از سال ۲۰۱۱ که موسسه PMI ،گواهینامه متخصص حرفه ای چابک را طراحی نمود، با بهره گیری از استاندارد17024  ISO /IEC، الزامات استانداردی را  جهت طراحی سؤالات مناسب و مدیریت دقیق آزمون در دستور کار خود قرار داد. در این راستا، دیگر امکان بکارگیری میانبرها، گزینه های آسان یا حفظ کردن صرف به حداقل خود رسیده اند و به جای آن فهم درست و ذهنیت چابک و تحلیل درست از روش چابک، راه گشای پاسخ به سوالات این آزمون خواهد بود.به همین دلیل است که ارزش مدرک ACP به شدت بالا رفته است؛ چراکه  شما باید در عمل، ذهنیت و رویکرد چابک خود را در آزمون بکار گیرید؛ نه اینکه فقط از حفظیات خود استفاده نمایید!دوره آموزشی مرتبط با این مقالههمچنین در سال ۲۰۱۴، موسسه PMI، با هدف بکارگیری عملی تر تکنیک های چابک و ایجاد ذهنیت چابک (Agile Mindset) و چابک بودن (Being Agile) به جای استفاده صرف از تکنیک ها و رویکردهای چابک (Doing Agile)، حوزه جدیدی به نام اصول و ذهیت چابک (Agile Principles &amp; Mindset) را برای آزمون ACP، طراحی نمود.حال با این مقدمه، به بررسی دقیق تر آزمون ACP، می پردازم.ساختار کلی آزمون ACPآزمون PMI-ACP از 120 تست 4 گزینه ای تشکیل می شود که 20 پرسش آن پیش ارزیابی یا Pre-Test و جهت ارزیابی و اعتبار سنجی آزمون های آتی موسسه مدیریت پروژه PMI  می باشد و تأثیری در امتیاز نهایی شما نخواهند داشت. هر چند که در طول آزمون نمی دانید کدام یک از پرسش ها، Pre Test می باشند!زمان آزمون 3 ساعت (۱۸۰ دقیقه) می باشد و در مقایسه با آزمون PMP که مدت آن ۴ ساعت (۲۴۰ دقیقه) بوده و برای پاسخگویی به هر تست، 72 ثانیه زمان در اختیار دارید،در آزمون ACP، زمان بیشتری (معادل 90 ثانیه برای هر تست) برای پاسخگویی در اختیار شرکت کنندگان است.هزینه شرکت در آزمون PMI-ACP برای اعضای PMI مبلغ 435 دلار و برای سایر علاقه مندان 495 دلار می باشد و سایر مراحل و ضوابط مشابه آزمون PMP می باشند.پیش نیازهای شرکت در آزمون ACP،نیز به شرح ذیل می باشد:شکل ۱: پیش نیازهای شرکت در آزمون ACPممکن است موسسه PMI، تغییراتی در پیش نیازهای آزمون ACP، ایجاد کند که لازم است تا برای اطلاع از آخرین تغییرات آن، به وب سایت PMI به آدرس www.pmi.org مراجعه نمایید.۷ حوزه اصلی آزمون ACPآزمون ACP،  از ۷ حوزه کلی تشکیل شده است. این ۷ حوزه، با اوزان مختلف در آزمون ACP تاثیر گذارند. این ۷ حوزه ی آزمون به همراه درصد سوالات مطرح شده در هر حوزه، در شکل ۲ نمایش داده شده است.شکل ۲: درصد و حوزه های ۷ گانه آزمون ACPحوزه اول- اصول و ذهنیت چابک: تمرکز این حوزه بر ذهنیت چابک ، ارزش ها و اصول اساسی ، رویکرهای مختلف چابک و همچنین رهبری چابک تمرکز دارد.حوزه دوم- تحویل ارزش محور: این حوزه تلاش دارد تا در به حداکثر رساندن ارزش تجاری خروجی های چابک و از طریق اولویت بندی ، تحویل افزایشی ، آزمایش و اعتبار سنجی اقدام نماید.حوزه سوم- مشارکت ذینفعان (دست اندرکاران): این حوزه بر تعامل با ذینفعان پروژه از طریق ایجاد دیدگاه مشترک ، تعامل ، ارتباطات و مهارت های بین فردی متمرکز است.حوزه چهارم- عملکرد تیم: این حوزه بر ساختن تیم های با عملکرد بالا، از جمله چگونگی تشکیل و توسعه تیم، توانمندسازی تیم، فضای کار تیمی مشترک و ارزیابی عملکرد تیم تمرکز دارد.حوزه پنجم- برنامه ریزی تطبیقی: این حوزه به اندازه گیری، تخمین و برنامه ریزی تطبیقی ​​می پردازد. برنامه ریزی، تکامل تدریجی و پیش رونده، تجزیه و تحلیل مبتنی بر ارزش و تجزیه و برنامه ریزی انتشار و تکرارهای چابک از جمله موضوعات این حوزه است.حوزه ششم- تشخیص و حل مسئله: این حوزه به رویکردهای چابک بکار رفته جهت پیشگیری، شناسایی و رفع تهدیدات و مشکلات از جمله شناخت و تشخیص زودهنگام مشکلات، پیگیری نقایص، مدیریت ریسک و مشارکت تیم در حل مشکلات می پردازد.حوزه هفتم- بهبود مستمر (افراد، محصول و فرآیند ): آخرین حوزه بر بهبود مستمر در زمینه توسعه محصول، فرآیند و افراد متمرکز است؛ از جمله موارد مهم این بخش، تحلیل و به اندازه نمودن فرآیند برای سازمان، روش های ارایه بازخورد در خصوص محصول، بررسی ها و  جلسه مرور بازه های زمانی می پردازد.بخش های ۲ گانه آزمون ACPسوالات هفت حوزه بالا، به دو بخش کلی ابزارها و تکنیک ها (Techniques&amp; Tools)  و دانش و مهارت های ( Skills &amp; Knowledge)  چابک، تقسیم بندی می شوند که در ادامه هرکدام را به اختصار شرح می دهم:بخش اول: ابزارها و تکنیک ها – (T &amp; Ts)این بخش، ابزارها و تکنیک های چابکی هستند که یک شرکت کنندگان باید قادر به انجام یا استفاده از آن در عمل باشد. در آزمون ACP، با ارایه سوالات سناریو محور، در قالب موضوعاتی مانند داستان کاربر یا موضوعات مطرح شده در جلسات روزانه چابک، توانایی شرکت کنندگان در بکارگیری ابزارها و تکنیک های چابک به چالش کشیده می شود. در اکثر تست های این بخش، ضمن تبیین یک سناریو مختصر از یک شرایط واقعی، در انتهای سوال از شرکت کنندگان می پرسد که تحت شرایط توضیح داده شده،”چه کاری باید کرد؟” یا “بعد از آن، چه اتفاقی می افتد؟” قالب سوالات این بخش شامل سوالات سناریو محور، پرسش های تحلیلی و حتی محاسباتی هستند  که ۵۰% تعداد  تست های آزمون را تشکیل می دهند؛  یعنی ۶۰ تست!دوره آموزشی مرتبط با این مقالهبخش دوم: دانش و مهارت ها – (K &amp; Ss)این بخش زمینه های وسیع تری از دانش و مهارت های عملی شرکت کنندگان را مورد سنجش قرار می دهد. مواردی مانند  تحویل افزایشی، نحوه حل مساله و روش های اولویت بندی الزامات در این دسته قرار می گیرند.  در سوالات این بخش،بکارگیری یک یا بیش از یکی از دانش ها و مهارت های مشخص شده، باید بکار گرفته شوند تا بتوان به سوالات پاسخ داد.  همچنین مانند تست های ابزارها و تکنیک ها ، ممکن است در این بخش نیز با سؤالات سناریو محور روبرو شوید. تمرکز اصلی سوالات بخش دانش و مهارت های چابک، بر چرایی و چگونگی متمرکز شده اند و حدود 50% باقیمانده آزمون را تشکیل می دهند؛‌یعنی ۶۰ تست باقی مانده!نکته بسیار مهمی که در خصوص آزمون ACP باید به خاطر داشت آن است که تمرکز این آزمون بر مفاهیم پایه ای چابک است و موضوعات پیچیده یا متدولوژی های خاص مدیریت چابک، شامل مفاد این آزمون نمی باشند.در شکل زیر، هریک از حوزه های هفت گانه آزمون ACP، به دو دسته  ابزارها و تکنیک هاپ- (T &amp; Ts) و همچنین دانش و مهارت ها – (K &amp; Ss) تقسیم بندی شده اند تا شرکت کنندگات با موضوعات مطرح شده در هر دو دسته آشنا شوند.لازم به تذکر است، به دلیل آنکه موسسه PMI،  آزمون ACP را به زبان فارسی برگزار نمی کند، لذا جدول زیر به زبان انگلیسی ارائه شده است تا شرکت کنندگان با مفاهیم دقیق آزمون ACP به این زبان، آشنا شوند.شکل 3 تقسیم دو بخش ابزارها و تکنیک ها – (T &amp; TS) و دانش و مهارت ها – (K &amp; Ss) به تفکیک حوزه های ۷ گانه آزمون ACPنظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jul 2021 22:14:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت چابک مهندسی شده یا منظم (DA: Disciplined Agile)</title>
                <link>https://virgool.io/AAcademy/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%85-da-disciplined-agile-ydgpzqrcadtc</link>
                <description>مدیریت چابک مهندسی شده یا منظم (DA: Disciplined Agile)دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehقبل از شروع این بحث، لازم است مقاله سازمان و مدیریت پروژه چابک را مطالعه نمائید.مقدمهامروزه مدیران و کارشناسان، برای این که بتوانند اعتبار بیشتری به سازمان خود ببخشند و همگام با پیشرفت سازمان چابک سازی سازمان را نیز پیش ببرند، نیاز دارند که برای کمک به سازمان و کسب و کارشان، فرایندهای  خود را متناسب با سازمانشان، چابک نمایند. به همین منظور می بایست پایه ای محکم برای چابکی کسب وکار، از طریق یکپارچه سازی فعالیتهای مختلفی، همچون مدیریت مالی، مدیریت پروژه، تحویل بموقع محصولات و خدمات، ایجاد زیرساخت مناسبIT ، معماری چابک سازمانی ، مدیریت چابک تأمین کنندگان و بسیاری فعالیت های دیگر که با هم اجرا می شوند، از طریق پیاده سازی متد DA یا چابک مهندسی شده اجرایی نمایند.در واقع با استفاده از روش چابک مهندسی شده یا چابک منظم که به اختصار DA: Disciplined Agile نامیده می شود، این آزادی عمل به کسب و کارها داده می شود تا در مورد گزینه یا گزینه های ترکیبی مناسب خود از بین رویکردهای مختلف چابک مانند Lean – Scrum- SAFe-DevOps -PMBOK و یا سایر رویکردها و متدولوژیهای مدیریتی، بیاموزند و بهترین ترکیب را برای سازمانشان انتخاب و طراحی نمایند.در این روش، سازمان از همان نقطه ای که هست، شروع به انتخاب بهترین راه کار چابک متناسب با سازمان خود می نماید. لذا چابک مهندسی شده یا منظم، زندان چارچوب های از پیش تعیین شده را برهم می ریزد؛ چرا که چابکی کسب و کار از آزادی می آید، نه از چهارچوب های از پیش مشخص؛ و هنگامی که آزادی انتخاب از بین بهترین های  چابک را در کنار هم داشته باشید، به روش چابک منظم دست پیدا می کنید.چابک منظم، مجموعه ای است که گزینه های ثابت از پیش تعیین شده چابک را نادیده می گیرد؛ اما بهترین روش کار چابک را پیشنهاد می نماید تا به بهینه ترین روش کار تیمی یا سازمانی چابک مختص کسب و کار شما، ساخته و اجرا شود.دیدگاه چابک مهندسی شده یا منظم چیست؟بیشتر فرایندهای چابک، از یک رویکرد و چارچوب مشخص پیروی می کنند و اصطلاحاً از روش شناسی ، یعنی پیشنهاد روش مناسب سازمان شما، دور هستند. برخلاف آن اما، چابک منظم یک جعبه ابزار است که در آن همه چیز پیدا می شود و روش های چابک مختلف را در هم می آمیزد تا شما و سازمانتان را به بهترین روش کار راهنمایی کند.با این توضیح، دیگر روش چابک منظم یا DA  یک چارچوب  از پیش تعیین شده مشخص نیست که تنها یک راه کار مشخص به سازمان ها نشان دهد . بلکه این امکان را به شما و سازمانتان می دهد تا با استفاده از مجموعه ای از ایده های خوب، روش کار خود را دریابید و آن را شخصی سازی کنید . این کار بدین صورت انجام می شود که ، ابتدا مربیان و ذینفعان DA،دور هم جمع می شوند و چارچوب خود را با کمک ابزارها و تکنیک هایی که در چابک منظم موجود است ایجاد می کنند. این ایده های مختلف می تواند شامل ایده ها و عملکردهای خوبی از اسکرام ، ناب ، کانبان ، چابک مقیاس پذیر، PMBOK و غیره باشد. همه این ایده ها و شیوه ها، به طور منسجم در چابک منظم ادغام می شوند.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهشکل ۱: چارچوب ها و استانداردهایی که از آنها، در چابک منظم استفاده می شود.  بنابراین DA، خروجی منحصر به فرد به شما ارائه می دهد که دیگر رویکردها، به شما ارائه نمی دهند. چرا که DA، بر خلافسایر رویکردهای چابک ، در هیچ چهارچوب آماده و از پیش تعیین شده ای قرار نمی گیرد. بلکه کار ی که کاملاً منحصر به فرد است را انجام می دهد. لذا DA، یک چارچوب آماده نیست بلکه به شما امکان می دهد روش کار موجود خود را شخصی سازی کنید؛ همچنین تمام ایده ها و روش های خوب رویکردهای مختلف چابک را در بر می گیرد.جعبه ابزار چابک مهندسی شده یا چابک منظم یا DA Toolkitچابک منظم، یک جعبه با تعداد زیادی ابزار است، نه یک چارچوب. DA از بین تصمیماتی که پیش روی شماست و مجبورید که از میان آنها تصمیم درستی را انتخاب نمایید، مسیر درست را به شما نشان داده و در خصوص گزینه هایی که در جهت چابکی و پیاده سازی اهدافتان باید درنظر بگیرید، شما را راهنمایی می کند. همچنین، چابک مهندسی شده یا چابک منظم بر روی ارتباط هریک از این گزینه ها با یکدیگر، متمرکز می شود. در داخل هر تیم نیز، شما می توانید از چابک منظم یا DAبرای شناسایی اهداف و فعالیت هایی که باید به آنها بپردازند، استفاده کنید تا بتوانید انتخاب های متناسب با شرایط خود را داشته باشید. انتخابی که بهترین انتخاب برای شما باشد.به منظور انسجام در اجرای چابک مهندسی شده یا منظم، جعبه ابزار DA طراحی شده است تا فارغ از نوع متدولوژی یا رویکرد چابک یا آبشاری انتخاب شده، بتوان بهترین انتخاب را با انتخاب اجزای مناسب این جعبه ابزار، در دستور کار سازمان، قرار داد.شمای اجزای جعبه ابزار چابک منظم یا DA Toolkit، به شرح زیر می باشد:شکل 2: جعبه ابزار چابک منظمجعبه ابزار چابک منظم یا DA Toolkit، چهار بخش کلیدی دارد:بخش اول:‌ پایه یا Foundation که خود شامل موارد زیر است:طرز فکر DA یا DA Mindset که خود شامل اصول، قول و قرارها و دستورالعمل های اجرائي استمفاهیم بنیادی یا تمرینات (Fundamental Concepts/Practices)که خود شامل موضوعات چابک-ناب و روش از پیش برنامه ریزی شده می باشد.افراد یا People  که شامل نقش ها و تیم ها است.روش کاری یا WoW: Way of Working که روش کاری چابک مختص سازمان شما است.بخش دوم: دواپس مهندسی شده یا DA DevOps که خود شامل موارد زیر است:تحویل چابک منظم / مهندسی شده یا DAD: Disciplined Agile Deliveryامنیت یا Securityمدیریت داده یا Data Management‌مدیریت انتشار یا Release Managementپشتیبانی یا Supportعملیات فناوری اطلاعات یا IT Operationبخش سوم: جریان ارزش(Value Stream)  که علاوه بر دربر داشتن بخش دوم یا همان بخش دواپس مهندسی شده یا DA DevOps که در بالا اشاره شد، شامل موارد اضافی زیر نیز می باشد:تحقیق و توسعه یا Research &amp; Developmentعملیات کسب و کار یا Business Operationاستراتژی یا Strategyفناوری اطلاعات (IT)حاکمیت یا Governanceبازاریابی یا Marketingبهبود مستمر یا Continuous Improvementفروش یا Salesمدیریت پورتفولیو یا Portfolio Managementمدیریت محصول یا Product Managementمدیریت طرح یا Program Managementدوره آموزشی مرتبط با این مقالهبخش چهارم: سازمانهای چابک مهندسی شده یا منظم (DAE: Disciplined Agile Enterprise (DAE) که خود شامل موارد زیر است:معماری سازمان یا Enterprise Architectureمدیریت افراد یا People Managementفناوری اطلاعات یا Information Technologyمدیریت دارائي ها یا Asset Managementتحول یا Transformationمالی یا Financeمدیریت تامین کنندگان یا Vendor Managementحقوقی یا Legalاین ۴ بخش، در مجموع، جعبه ابزار چابک منظم یا DA Toolkitرا تشکیل می دهند. (شکل ۱)در مقالات بعدی، به بررسی اجزای هر یک از این ۴ بخش جعبه ابزار چابک منظم یا DA Toolkit  می پردازم.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/آدرس سایت آکادمی:https://www.ahmadzadeh.academy</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jul 2021 11:52:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ استراتژی مهم در مدیریت زنجیره تامین چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%DB%B5-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-rvl1ytzipqyq</link>
                <description>۵ استراتژی مهم در مدیریت زنجیره تامین چیست؟ دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهاز مهم‌ترین مزایای رقابتی شرکت ها، کاراتر و اثربخش‌تر نمودن زنجیره تامین آن کسب و کار است و یکی از اساسی‌ترین موضوعات در زنجیره تامین، انتخاب استراتژی مناسب برای زنجیره تامین آن سازمان و کسب و کار از بین انواع استراتژی‌های مدیریت زنجیره تامین می‌باشد. این موضوع از دغدغه‌های اصلی و جز تصمیم‌های مهم مدیران کسب و کار محسوب می‌شود؛ چراکه لزوم اتخاذ تصمیم درست و برگزیدن گزینه مناسب از میان گزینه‌های متعدد در زمینه انتخاب بهترین تولیدکننده ها، بهترین توزیع کننده ها، بهترین منطقه برای جذب مشتریان، بهترین شرکای تجاری و همچنین تشکیل یکپارچگی در کل زنجیره، از مسائل مهم مطرح برای تصمیم گیری در انتخاب استراتژی مدیریت زنجیره تامین است. این تصمیم از مسائل جزئی تا مسائل بزرگ و کلان حوزه زنجیره تامین را شامل می‌شوند و در بسیاری از این موارد، در صورت انتخاب استراتژی نادرست زنجیره تامین، هزینه‌های زیادی باید پرداخت گردد.رویکردها و استراتژی‌های متفاوتی برای مدیریت زنجیره تامین وجود دارد که  هرکدام مزایا و معایب خود را به همراه دارند. انتخاب و بکارگیری هر کدام از این استراتژی ها، باتوجه به نوع و ماهیت کسب و کار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این مقاله ضمن بررسی تاریخچه زنجیره تامین، به بررسی ۵ استراتژی اصلی در مدیریت زنجیره تامین، یعنی زنجیره تامین ناب، زنجیره تامین چابک، زنجیره تامین پایدار/انعطاف پذیر، زنجیره تامین سبز و در نهایت زنجیره تامین لارج می‌پردازیم و محاسن و معایب و همچنین فرصت‌ها و چالش‌های هریک را بررسی می‌کنیم.تاریخچه زنجیره تامیندر دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، عقیده متخصصان فرایند بر این بود که استانداردسازی فرآیندهای داخلی و مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات منسجم و هماهنگ، پیش نیاز موفقیت در بازار است. بنابراین سازمانها تلاش خود را بر افزایش کارایی معطوف کردند.   دهه ۷۰ که مقارن با ورود به دنیای صنعتی بود، روند کسب و کار تغییر کرد، بطوریکه کارخانجات مستقل شدند. در دهه ۸۰  میلادی، سازمانها جهت دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، تمرکز خود را بر روی سیستم‌های انعطاف پذیر، مانند تولید بهنگام، مدیریت کیفیت جامع و سایر موضوعات قرار دادند.   اما این مزایای رقابتی بلافاصله توسط رقبا تقلید می‌شدند و از پایداری لازم برخوردار نبودند. در واقع تلاش برای بهینه‌سازی فرآیندهای سازمانی بدون در نظر گرفتن رقبا و شرکت‌های بیرونی، بخصوص تامین کنندگان و مشتریان امری بی‌فایده به نظر می‌رسید و سازمانهایی که با همکاری یکدیگر در جهت اهداف مشترک گام برداشتند، عملکرد بهتری از خود نشان دادند.در دهه ۹۰ میلادی، کسب و کارها ضمن بهبود در فرایندهای تولید و بکارگیری الگوهای مهندسی مجدد، دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطاف پذیری در توانایی‌های شرکت کافی نیست؛ بلکه تامین کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند. همچنین توزیع کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست‌های توسعه بازار تولید کننده داشته باشند. با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تامین و مدیریت زنجیره تامین یا (SCM) پا به عرصه وجود نهاد.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهبا ورود موضوع مدیریت زنجیره تامین(SCM)  به عرصه دنیای کسب و کار، امکان تقسیم ریسک و مخاطرات مالی و غیرمالی، استفاده از نیروی کار دیگر سازمان ها، دسترسی به منابع فرامنطقه ای، عملکرد فرامنطقه ای و تامین مالی بخشی امکان پذیر گردید.در ابتدای قرن بیست و یکم و با ظهور چابکی به حوزه های مختلف کسب و کار نیز، فرآیندها، ابزارها و آموزشهای چابک ایجاد و اجرا گردید تا بتواند در عین حال که کنترل هزینه ها و کیفیت را دارد ، سریعاً به نیازهای مشتری و تغییرات بازار پاسخ دهد.شکل ۱: تاریخچه مدیریت زنجیره تامین(SCM)  تعریف مدیریت زنجیره تامینتعریف مدیریت زنجیره تامین عبارت است از: “یکپارچه سازی فرآیندهای کلیدی کسب و کار کاربر نهایی از طریق تأمین کنندگان اصلی که محصولات، خدمات و اطلاعاتی را که ارزش افزوده برای مشتریان و سایر ذینفعان ایجاد میکنند، فراهم میکند”. توانمندسازهای اصلی مدیریت زنجیره تامین نیز عبارتند از: هزینه، زمان انتظار، کیفیت محصول، نوآوری و همچنین سطح سرویس و خدمت به مشتری.این توانمندسازها از طریق ذینفعان کلیدی زنجیره تامین یعنی تامین کنندگان، شرکت اصلی و توریع کنندگان به اجرا درمی آید.پژوهشگران حوزه زنجیره تامین، در تلاش برای یکپارچه سازی فرایندهای زنجیره تأمین هستند ؛ لذا پارادایمها  و استراتژی های مختلفی برای مدیریت زنجیره تامین، از جمله  زنجیره تامین ناب، زنجیره تامین پایدار، زنجیره تامین چابک و زنجیره تامین سبز بکار گرفته شده است.شکل ۲: ۵ استراتژی اصلی در مدیریت زنجیره تامین  زنجیره تامین ناب (Lean SCM)هرچند تعاریف مختلفی از الگوی ناب در زنجیره تامین در ادبیات این حوزه وجود دارد، اما همه آنها اصل یکسان زیر را به اشتراک میگذارند: به حداقل رساندن هزینه و حذف ضایعات.شکل ۳: اجزای زنجیره تامین ناب  در واقع، اصطلاح زنجیره تامین ناب، به یک سری از فعالیتها و یا راه حل برای از بین بردن ضایعات، کاهش عملیات بدون ارزش افزوده و بهبود فرایندهای دارای ارزش افزوده اشاره می کند. لذا مفهوم اساسی ناب در زنجیره تامین بر کار بیشتر با منابع کمتر تمرکز دارد. به عنوان مثال:حداقل تلاش نیروی انسانیحداقل تجهیزاتحداقل زمانحداقل فضاشکل ۴: مفاهیم اصلی در زنجیره تامین نابزنجیره تامین چابک(Agile SCM)در بازار رقابت امروز ، شرکتها و مشتریان به دنبال ارائه محصول و خدمت مناسب به مشتریان خود در زمان، هزینه و با کیفیت بهینه می باشند. سیستم سازی کسب و کار در واحد زنجیره تامین در قالب زنجیره تامین چابک، کاهش قیمت تمام شده و مدیریت ریسک، افزایش سطح خدمت رسانی به مشتریان، برآورد سریع نیازهای سازمان و مشتری و همچنین ارتباط بهتر با تامین کنندگان، شرکت اصلی و توزیع کنندگان را به همراه دارد که می توان این موارد را جزء عواملی به حساب آورد که در زنجیره تامین کالا و خدمات چابک، مورد توجه ویژه قرار می گیرند.رسیدن به این امر و افزایش ارزش اقتصادی و ارزش مشتری از طریق هماهنگ سازی و چابک سازی جریان ارزش ها، مواد و فرآیندها در کنار جریان اطلاعات از منبع تا محل مصرف می باشد. یک رویکرد فرآیندگرا و سیستماتیک در زنجیره تامین یا Supply Chain که از وظایف اصلی مدیر زنجیره تامین چابک یا Agile Supply Chain Manager می باشد.زنجیره تأمین چابک که هدف اصلی خود را بر پاسخ فوری به مشتری و بازار می گذارد، ادغامی است از شرکای کسب و کار برای توانا کردن شرکتهای جدید. به این منظور که به سرعت و بطور مؤثر به تغییرات بازار، که حاصل رقابت رقبا و همچنین محصولات و خدمات سفارشی است، واکنش نشان می دهد. لذا مهمترین مشخصه چابکی که در اکثر تعاریف آن دیده میشود،عبارت است از :  توانایی پاسخگوئی سریع به تغییرات بازار،بعنوان شاه کلید موفقیت وبقای بنگاهها در بازار.پاسخگویی سریع به سفارشات مشتری، هدف دیگری است که در زنجیره تامین چابک مدنظر می باشد و با بکارگیری این استراتژی، مدت زمان انتظار مشتری برای تحویل سفارش، به حداقل ممکن کاهش یابد.شکل ۵: اجزای اصلی در زنجیره تامین چابک  زنجیره تامین پایدار یا انعطاف پذیر (Sustainable/Resilience SCM)پایداری/انعطاف پذیری، حالتی است که سازمان، احتیاجات فعلی خود را بدون به خطر انداختن توانایی تولید آینده، برآورده می کند. اما چرا زنجیره تامین باید پایدار باشد؟گاهی سازمانها دیگر بعنوان یک سازمان مستقل تنها رقابت نمی کنند ، بلکه ترجیحاً بعنوان یک زنجیره تأمین با هم رقابت می کنند . از این رو مفهوم پایداری از تمرکز سازمانی به سمت زنجیره تأمین گسترش می یابد .تصمیم گیرانی که زنجیره تأمین را طراحی می کنند باید تأثیرات تصمیمات خود را از نظر اخلاقی برکیفیت زندگی، امنیت، سلامت مشتریان و مردم و همچنین رفاه عمومی در نظر بگیرند.در زنجیره تامین پایدار که با عنوان انعطاف پذیر نیز از آن یاد میشود، برخلاف زنجیره تامین ناب، که تلاش می شوند همه چیز به حداقل رسانده شود، وجود ظرفیت برای غلبه بر مشکلات و پاسخ مؤثر به اختلالات غیرمنتظره و ریسک ها(مانند ویروس کرونا-سیل و …) ضروری است. زنجیره تأمین پایدار نمیتواند کم هزینه ترین زنجیره باشد؛ اما در عوض نسبت به سایر رویکردها، بیشتر قادر است تا با محیط کسب و کار در شرایط نامشخص و ریسکی، کنار بیاید.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهرویکردهای ناب و پایدار در ظاهر متناقض به نظر می آیند؛ با این حال در بهترین وضعیت کارخانه ها مایل هستند، هم حداقل سطح انبار را داشته باشند و هم در مقابل مشکلات با توقف تولید مواجه نشوند.شکل ۶: اجزای اصلی در زنجیره تامین پایدار/انعطاف پذیر  زنجیره تامین سبز (Green SCM)در نهایت، رویکرد سبز به دنبال حفاظت از طبیعت و محیط زیست در مقابل ضایعات مستقیم و غیرمستقیم میباشد .مدیریت زنجیره تأمین سبز، اولین بار توسط انجمن پژوهش صنعتی دانشگاه ایالتی میشیگان در سال ۱۹۹۶ معرفی شد که در واقع مدل مدیریت نوینی برای حفاظت ازمحیط زیست است.با استفاده ازمدیریت زنجیره تأمین و فناوری سبز،شرکت ها میتوانند تأثیرات منفی زیست محیطی را کاهش داده و به استفاده مطلوب ازمنابع و انرژی دست یابد .مدیریت زنجیره تأمین سبز میتواند تأثیر زیست محیطی فعالیتهای صنعتی را بدون فدا کردن کیفیت، هزینه، قابلیت اطمینان، عملکرد، و یا استفاده کارآ از انرژی کاهش دهد، درحالیکه مقررات زیست محیطی رعایت شده، آسیبهای زیست محیطی به حداقل می رسد و در نهایت منجر به سود اقتصادی می شود.شکل ۷: اجزای اصلی در زنجیره تامین سبز  زنجیره تامین لارج (LARG SCM)کلمه لارج از کنار هم قرار گرفتن حرف اول واژه لاتین استراتژیهای چهارگانه قبلی زنجیره تأمین که توضیح داده شد، تشکیل شده است. ایده مدیریت زنجیره تأمین لارج به واحد تحقیقاتی مهندسی مکانیک و صنایع دانشکده علوم و تکنولوژی دانشگاه لیسبون پرتغال بازمی گردد و امروزه این مرکز تحقیقاتی، بعنوان مرجع اصلی در حوزه زنجیره تامین لارج شناخته می شود.هرکدام از رویکردهای چهارگانه زنجیره تامین دارای مزایا و معایبی می باشند. بهره گیری از مزایای هریک از این استراتژی ها و برنامه ریزی در جهت حذف معایب هریک، پتانسیل ایجاد ارزش بیشتر در زنجیره تأمین را افزایش میدهد؛ این همان هدفی است که استراتژی زنجیره تامین لارج به دنبال آن است.شکل ۸: اجزای اصلی در زنجیره تامین لارج  مدیریت زنجیره تأمین لارج موضوعات متنوعی را در برمی گیرد ازجمله:مشخصات و متدلوژیساختار سازمانی واحد مدیریت زنجیره تامینشاخصهای کلیدی عملکردزیرساخت فناوری اطلاعات مورد نیازمدل یکپارچه سازیمدیریت زنجیره تامین لارج تلاش دارد تا استراتژی های ناب، چابک، پایدار و سبز را در فضای مدیریت زنجیره تامین کناره هم قرار دهد تا همزمان هم از مزایای تک تک آنها بهره مند شده و هم  کاستی های آنها را بپوشاند.جمع بندییکی از عوامل مهم در رسیدن به مزیت رقابتی پایدار در کسب و کارها، انتخاب و بکارگیری استراتژی مناسب زنجیره تامین است و لازم است تا کسب و کارها، از بین استراتژیهای زنجیره تامین، استراتژی برتر و بهینه تر را سرلوحه فعالیتهای خود قرار دهند.دوره آموزشی مرتبط با این مقالههمچنین با کنار هم گذاشتن استراتژی های موفق زنجیره تامین، می توان به استراتژی جدیدی رسید تا هم از محاسن همه استراتژی ها بهره برد و هم  نقاط ضعفشان را مرتفع نمود.بعنوان نمونه، فقدان انبار کردن در زنجیره تأمین ناب، این استراتژی را در مقابل ریسک ها (مانند ریسک ویروس کرونا برای کسب و کارها)و حوادث پیش بینی نشده (مانند سیل و زلزله) ، آسیب پذیر می سازد؛ در حالیکه زنجیره تأمین پایدار یا انعطاف پذیر، دقیقاًبرای مقابله با چنین شرایطی طراحی شده است. اما افراط در انبارش بی رویه در زنجیره تامین پایدار، موجب افزایش هزینه های انبارداری می شود.در نتیجه، یکپارچه سازی و ترکیب مدلهای ناب و انعطاف پذیر در حوزه انبارداری ما را به نقطه اعتدالی میان این دو می رساند.یا زنجیره تأمین چابک به معنی پاسخگویی سریع به تغییرات مربوط به حجم و تنوع تقاضا می باشد. این  استراتژی بعنوان یک استراتژی قالب جهت بقا در بازارهای آشفته و بی ثبات شناخته شده است. اما بکارگیری همین رویکرد در کسب و کارها و بازارهای باثبات، به صرفه نیست.اینکه کدام استراتژی زنجیره تامین مناسب کسب و کار شماست، سوالی است که شما با توجه به منابع، توانمندیها، زیرساخت ها، نیروی انسانی، تامین کنندگان و توزیع کنندگان خودتان باید به آن پاسخ دهید!نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jul 2021 08:29:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی جامع استاندارد مدیریت پروژه PMBOK7- (ویرایش۷- سال ۲۰۲۰)</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-pmbok7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%B7-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0-w9brtldth9ii</link>
                <description>بررسی جامع استاندارد مدیریت پروژه PMBOK7- (ویرایش۷- سال ۲۰۲۰) دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهموسسه PMI، هر 3 تا 5 سال، تحقیقات آماری را انجام می دهد تا مطمئن شود تخصص مدیریت پروژه، بصورت عملی در پروژه ها، بکار گرفته می شود. نتایج آخرین بررسی های موسسهPMI، مطابق با انتظارات نبوده است و اخذ مدرک PMP ، به تنهائی نمی تواند پروژه ها را از شکست نجات دهد.تاثیر روندهای نوظهور و مسئولیت مدیران پروژه در فضای کسب و کار جدید (مانند تحولات دیجیتال، چابکی کسب و کارها، بلاک چین و …) نیز باعث تحولات شگرفی در دنیای مدیریت پروژه گشته است.مثلا با بکارگیری فناوری بلاک چین که بسیاری از افراد آن را ارز دیجیتال می‌شناسند، فرصتی بکر برای بیشترِ حوزه‌های کسب ‌و کار از جمله مدیریت پروژه فراهم شده است. حتی شرکت آی‌ بی‌ام (IBM)، اعلام نموده است که بلاک چین قادر است به  شکلی بالقوه فضای مدیریت پروژه را با حفظ سابقه‌ای از داده ها، اطلاعات و درس آموخته ها، به شکل تغییرناپذیری مدیریت نماید و به کمک مدیریت حرفه ای پروژه بیاید.این ویژگی در برنامه ریزی، آنالیز تاخیرات، مدیریت ادعا و کلیم‌های پروژه نیز به کمک مدیر پروژه می‌آید. برای مثال، اگر شما با پیمانکار ساختمانی‌تان برنامه‌ریزی کرده بودید که کارگران را در تاریخ مشخصی سر ساختمان بفرستند و آن‌ها افراد را خیلی دیرتر یا زودتر اعزام کنند، آنگاه می‌توان از روی تکنولوژی بلاک چین به قصور و تاخیر آن پیمانکار پی برد. همچنین از روی داده‌های این تکنولوژی می‌توان فهمید که چقدر زمان برای هر کاری صرف شده است و فرصت‌ها را برای بهره‌وری بیشتر تیم پروژه شناسایی نمود.در صنعت ساخت نیز شاهد کاربرد مدل‌سازی اطلاعات ساختمان یا(BIM)  هستیم. ایده اصلی مدل‌سازی اطلاعات ساختمان، تسهیل همکاری بین ذی‌نفعان مختلف مانند تیم معماری، مهندسان عمران، تأمین‌کنندگان و سایر دست اندرکاران و ذینفعان در یک پروژه ساختمانی است. با ترکیب BIM و بلاک چین در مدیریت پروژه، کارفرمای پروژه می‌تواند قراردادهای هوشمندانه ای را تنظیم کند که مثلا فقط به کارگران ساختمان اطلاع دهد در تاریخ تعیین شده و تنها پس از آنکه محموله بتن به محل ساختمان رسید، سر کار حاضر شوند و یا اینکه تا زمانی که بتن تحویل داده نشده است، پیمانکارِ کارگران هیچ تعهدی نسبت به تاریخ تعیین‌شده نخواهد داشت. این کار می‌تواند از بیکاری و تلف شدن وقت کارگران جلوگیری کرده و به کنترل هزینه ها و مدیریت بهینه بودجه پروژه هم کمک نماید.همچنین بلاک چین به علت حذف واسطه در بخش پرداخت صورت وضعیت قراردادها، باعث جلوگیری از هدر رفتن منابع زمانی و مالی می گردد. این تکنولوژی میتواند امر تحویل و پرداخت را نیز تسهیل نموده و باعث کاهش اختلافات گردد. همچنین این تکنولوژی می تواند کمک بزرگی به ثبت دقیق داده ها نماید. کافی است، کارفرما یک کیف پول پروژه داشته باشد تا تمامی  بودجه پروژه، داخل این کیف پول و برای پرداخت به هر فرد یا پیمانکاری که در پروژه فعالیت می نماید بکارگرفته شود. پرداختها نیز می توانند مرحله به مرحله و با توجه به پیشرفت پروژه تعریف شوند و هر زمان که یک مرحله به اتمام رسید و محصول نهایی بازرسی و تایید شد، پرداخت به صورت اتوماتیک به فرد یا پیمانکار مورد نظر انتقال یاید.اینها تنها مثالهای کوچکی از تغییرات حوزه مدیریت پروژه و در واقع هوشمند شدن مدیریت پروژه  و ترکیب آن با تکنولوژی های نوظهور است.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهبا این مقدمه سوال اینجاست که استفاده صرف از متدولوژی آبشاری و همچنین رویکردهای فرایندمحور قبلی که در مدیریت پروژه براساس استاندارد PMBOK-V6 (نسخه ۶ و قبل تر) پررنگ است، امکان پاسخگوئی به این شرایط جدید را دارند؟پاسخ یک کلمه است. خیر!PMI و تغییرات استاندارد جدید مدیریت پروژه PMBOK 7همانطور که در بالا مطرح شد، استاندارد مدیریت پروژه و آزمون و بین المللی PMP ( که در مقاله بررسی آخرین تغییرات آزمون PMP، به آن پرداختم)، در ابعاد و حوزه های جدید، در حال توسعه است و موسسه PMI به عنوان یکی از مراجع اصلی مدیریت پروژه در دنیا نیز تغییرات زیادی را در دستور کار خود قرار داده است. این موسسه در ابتدای سال ۲۰۲۰، نسخه پیش نویس استاندارد PMBOK 7 خود را با تغییرات بنیادی و از صفر (درست مانند اینکه یک کتاب را بخواهیم از ابتدا بنویسیم) توسط تیمی از خبرگان و متخصصان مدیریت پروژه، به جامعه جهانی مدیریت پروژه ارائه نمود . همانطور که در ویدئوی آموزش استاندارد PMBOK 7  (نسخه پیش نویس) اشاره نمودم، این نسخه به نظر من یک نسخه کاملا متفاوت و یک ماجراجویی جدید از سوی موسسه PMI  است  که بسیاری را ( از جمله خود من را) غافلگیر نمود. در بسیاری از بخش های آن، مدیریت پروژه چابک و همچنین تحلیل کسب و کار براساس استاندارد BABOK-V3 به چشم می خورد.بدون شک، بزرگ‌ترین و زیربنایی‌ترین و به نظر من زیباترین تغییر PMBOK 7 نسبت به نسخه های قبلی استاندارد مدیریت پروژه، جایگزینی سیستم اصل محور به جای سیستم فرایند محور بوده است. این اصول ۱۲ گانه تحویل پروژه که شاید به تعبیری جایگزین فازهای ۵ گانه مدیریت آغازین، برنامه ریزی، اجرائی، پایش و کنترل و اختتامی مدیریت پروژه گشته اند، عبارتند از:یک رهبر سخت کوش ، با احترام و مراقب باشید.محیط مناسبی را در پروژه، برای همکاری و تعامل تیمی ایجاد کنیدبه طور موثر با ذینفعان پروژه، تعامل کنید.روی ارزش تمرکز کنید.سیستم را بشناسید ، ارزیابی کنید و به تعاملات سیستم پاسخ دهیدرفتار یک رهبر را در پروژه داشته باشید.با توجه به محیط و فضای سازمان، مدیریت پروژه را متناسب سازی کنید.کیفیت را هم در فرآیندها و هم در اقلام قابل تحویل پروژه، جاری نمائید.پیچیدگی را راهبری کنید.پاسخ های بهینه برای ریسک های پروژه بیابید.با آغوش باز، سازگاری و انعطاف پذیری را اجرا کنید.تغییر را برای رسیدن به وضعیت مطلوب، فعال کنید.همچنین تبیین سیستم تحویل ارزش در پروژه از طریق مدیریت پروژه و نیز محدوده های عملکردی ۸ گانه مدیریت پروژه با رویکرد جدیدی که در استاندارد PMBOK 7 طراحی شده است، از دیگر تغییرات این نسخه می باشد.این محدوده های عملکردی (Performance Domains) ۸ گانه مدیریت پروژه  که گوئی جایگزین حوزه های دانشی ۱۰ گانه مدیریت پروژه؛ یعنی مدیریت یکپارچگی، مدیریت محدوده، مدیریت زمانبندی، مدیریت هزینه، مدیریت کیفیت، مدیریت منابع، مدیریت ارتباطات، مدیریت ریسک، مدیریت تدارکات، مدیریت ذی نفعان/دست اندرکاران گشته اند، عبارتند از:ذینفعانتیمرویکرد توسعه و چرخه حیاتبرنامه ریزیکارهای پروژهتحویلاندازه گیریعدم قطعیتضمنا در این نسخه پیشنهاد شده است تا ضمن انتخاب رویکرد و متدولوژی مناسب آن پروژه، یعنی یکی از متدولوژی های (آبشاری / قابل پیش بینی، چابک / اجایل و ترکیبی / هیبریدی) ، عملیاتی و اجرایی بودن استاندارد بمنظور تحویل نتایج بلند مدت و ماندگار پروژه و رسیدن به نقطه سر به سری پروژه در اولویت مدیر پروژه قرار گیرد. این کار باعث می شود تا نتایج ماندگار و ارزشمند پروژه، با انتخاب متدولوژی مناسب و بهینه مخصوص همان پروژه و نه با کپی برداری از یک پروژه به پروژه دیگر ، تحویل مشتری و یا کارفرمای پروژه گردد.تغییر اساسی دیگر در PMBOK 7، اراپه مستندات مناسب و کافی برای متناسب سازی/اختصاصی سازی (Tailoring) مدلها، روش ها و نمونه خروجی ها از طریق ارائه فرم ها، برنامه ها، الگوها، تمپلیتها و در یک کلام، آرتیفکت های پروژه خواهد بود.قدم قدم با تغییرات استاندارد PMBOK 7در نسخه های موجود استاندارد مدیریت پروژه PMBOK، مانند استاندارد PMBOK-V6، کتاب، به دو بخش “استاندارد” و “راهنما” تقسیم بندی می شود. استاندارد بخشی است  که با ضوابط سختگیرانه‌تری تدوین شده و رویکرد اصلی را نشان می داد. هدف از این بخش، پیروی نمودن از تعاریف مشخص شده در استاندارد موسسه ملی استاندارد آمریکا، یعنی استاندارد ANSI  می باشد.اما راهنما، بخشی با جزئیات کامل تر است که به استاندارد اضافه می گردد. در نسخه‌های موجود استاندارد، بخشی که فرآیندها رو از زاویه گروه‌های فرآیندی ۵ گانه آغازین، برنامه ریزی، اجرائی، مانیتور و کنترلی و اختتامی بررسی نماید،‌در بخش استاندارد بوده و بخشی که از منظر حوزه‌های دانش ده گانه مدیریت پروژه، یعنی مدیریت یکپارچگی، مدیریت محدوده، مدیریت زمانبندی، مدیریت هزینه، مدیریت کیفیت، مدیریت منابع، مدیریت ارتباطات، مدیریت ریسک، مدیریت تدارکات و در نهایت مدیریت ذی نفعان/دست اندرکاران توضیح می دهد، جزء راهنما می باشد.اما در نسخه جدید استاندارد PMBOK 7، یعنی نسخه هفتم پم‌باک، به جای دو بخش، شاهد سه بخش خواهیم بود:استانداردراهنمای اصلیراهنمای آنلایندو بخش اول استاندارد و راهنمای اصلی، همچنان در بازه های زمانی ۴ ساله به روز آوری می شود و در کتاب استاندارد PMBOK 7 گنجانده می شود.هدف این بخش نیز یکی، ایجاد مبنای مشترک برای درک و تحویل پروژه و  همچنین ایجاد سیستم ارزش مدار تحویل پروژه  با رویکردهای (قابل پیش بینی-اجایل و ترکیبی) می باشد.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهبخش سوم نیز با توجه به تغییراتی که در حوزه مدیریت پروژه ایجاد می شود (مانند مواردی که در مقدمه همین مقاله اشاره شد)، دائما در حال تغییر خواهد بود و در یک بستر آنلاین در اختیار اعضای PMI قرار خواهد گرفت. (البته احتمالا با پرداخت حق عضویت سالانه PMI!)از آنجائیکه مهم ترین و بنیادی ترین تغییر در استاندارد PMBOK 7، نسبت به نسخه های قبلی استاندارد مدیریت پروژه، جایگزینی سیستم اصل محور به جای سیستم فرایند محور است، لذا تمام فرآیندها، گروه‌های فرآیندی و حوزه‌های دانش، یعنی کل محتوای قدیمی استاندارد، به بخش سوم یعنی راهنمای آنلاین منتقل شده و دیگه جزئی از کتاب PMBOK 7 نخواهد بود و در عمل فرایندهای مدیریت پروژه، اهمیت قبلی خود را از دست خواهند داد.بخش استاندارد PMBOK 7، ۳ زیربخش اصلی خواهد داشت:مقدمهسیستم تولید ارزش در پروژاصول ۱۲ گانه تحویل پروژهبخش راهنمای در استاندارد PMBOK 7 نیز دو زیربخش اصلی خواهد داشت.روش‌ها، تکنیک‌ها و مدل‌هااختصاصی‌سازی یا متناسب سازیهمچنین در انتهای کتاب نیز بخش های زیر وجود دارند:ضمائم (Appendices)فهرست واژگان کلیدی (Glossary)فهرست مرتب شده به ترتیب حروف الفبایی موضوعات (Index)نسخه نهائی استاندارد مدیریت پروژه PMBOK 7  بین اواسط  سال ۲۰۲۰ تا اوایل سال ۲۰۲۱ منتشر خواهد شد.خلاصه تغییرات استاندارد PMBOK 7 در مقایسه با نسخه قبلی استاندارد، یعنی PMBOK-V6، در شکل زیر نمایش داده شده است.شکل ۱: تغییرات نسخه جدید استاندارد مدیریت پروژه PMBOK 7 در مقایسه با نسخه قبلی، PMBOK-V6فهرست مراجع:PMI PMBOK 7-Exposure Draftwww.pmi.orgwww.khorramirad.comwww.mohammad-ahmadzadeh.comنظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jul 2021 08:18:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت چابک در کسب و کار و در پروژه، دقیقا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nalva9omomhc</link>
                <description>مدیریت چابک در کسب و کار و در پروژه، دقیقا چیست؟ دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهاغلب متخصصان و مشاوران مدیریت، علل تغییرات دنیای کسب و کار را دسترسی فزاینده به تکنولوژی و نیز تغییرات سریع فناوری، رقابت، جهانی شدن بازارها، تفاوت تخصص‌ها و مهارت‌ها و حتی حقوق‌های پرسنل، محدودیت منابع (اعم از پول-زمان-نیروی انسانی-تجهیزات-ماشین آلات-روشها) و از همه مهم‌تر تغییر ذائقه و همچنین انتظارات بیش از پیش مشتریان و کارفرمایان از خروجی خدمات و محصولات پروژه‌ها و عملیات می‌دانند. در چنین شرایط و محیطی، دیگر نمی‌توان سازمان‌ها را با رویکردهای قدیمی و سنتی مدیریت نمود. لذا در چنین محیطی، واکنش سریع، موثر و بهینه به این تغییرات است که مزیت رقابتی کسب و کارها و همچنین بهره مندی از فرصت‌ها را سبب می‌شود. این واکنش سریع، موثر و بهینه با اجرای مدیریت چابک در کسب و کار محقق می‌شود.تعریف و ریشه کلمه چابکواژه چابک در فرهنگ لغت دهخدا، بعنوان صفت یاد و به معانی فرز، قبراق، زرنگ، تند، زود، به سرعت، سریع، ماهرانه و زبردست، ترجمه شده است. متضاد چابک نیز تنبل، هژیر و چلمن بیان شده است. شاعر پرآوازه ایرانمان، نظامی نیز در مورد چابک شعر جالبی سروده: با همه نیکویی سرودسرای… رودسازی به رقص چابک‌پای، مترادف انگلیسی کلمه چابک نیز Agile می‌باشد که این کلمه مترادف کلماتی مانندActive, Athletic, Brisk, Competent, Fast، Light, Ready, Speedy  می‌باشد.ریشه چابک و چابکی نیز از “تولید چابک” می آید و مفهومی است که ضمن توسعه در ابتدای دهه 2000 میلادی، بعنوان یکی از اثربخش ترین راهبردهای موفق تولیدکنندگان است که خود را برای بهترین عملکرد آماده می کنند.اما در برخی از مراجع علمی، علاوه بر تعاریف و توضیحات ارائه شده در بالا، از چابکی بعنوان توانائی غلبه بر تهدیدات و ریسک‌های محیط کسب و کار و کسب منفعت از این تهدیدات و ریسک‌ها بعنوان فرصت پیشرفت کسب و کار نام برده شده است و چابکی را تلاش و توانائی بی‌وقفه سازمان جهت رونق و شکوفائی کسب و کار می‌دانند. با این دیدگاه، دیگر سازمان‌ها از تغییرات محیط کسب و کار خود بیمناک نیستند و حتی از آن استقبال می‌کنند؛ چرا که آن را فرصتی ناب برای کسب مزیت رقابتی کسب و کار خود در بازار برمی شمارند.تاریخچه چابکاز اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اواسط دهه ۱۹۹۰ و با توجه به تغییرات گسترده در سیاست‌های اقتصادی جهان، تلاش‌های زیادی برای شناخت ریشه‌ها و عوامل موثر بر نظام‌های جدید کسب و کار جهانی انجام شد. این موضوع در کشور امریکا که به عینه شاهد ظهور و حضور رقبای آسیائی و اروپائی خودش در کسب و کارهای مختلف بود، بیش از پیش نمود پیدا کرد. لذا این کشور، سکان چابک‌سازی را در دست گرفت. در سال ۱۹۹۱ گروهی از متخصصان مدیریت این کشور مشاهده کردند که نرخ افزایش تغییرات در محیط کسب و کار، از توانمندیهای سازمان‌های تولیدی سنتی در راستای تطبیق و سازگاری با این تغییرات، سریع‌تر است و این سازمان‌ها در استفاده از فرصت هائی که برای آن‌ها ارائه می‌شد، ناتوان بودند. این ناتوانی در بلند مدت به ورشکستگی بسیاری از کسب و کارهای آمریکائی منجر شد.لذا برای نخستین بار و بطور رسمی در سال ۱۹۹۱ و در نشست متخصصان علمی و اجرائی صنعت، پارادایم جدیدی با عنوان «راهبرد بنگاه‌های تولیدی در قرن ۲۱ ام-دیدگاه متخصصان صنعتی» تشریح گردید. بلافاصله پس معرفی این گزارش، عبارت تولید چابک، بطور مشترک مورد استفاده متخصصان قرار گرفت.اما اولین کسی که “کسب و کار چابک“ را بصورت رسمی مطرح نمود، پیتر دراکر بود. وی ساختار شرکت های تولیدی را با ناوی سنگین مقایسه کرد. وی توضیح داد که یک ناو بزرگ تنها می تواند با مجموعه ای از ناوهای کوچکتر جایگزین شود تا انعطاف پذیری و پاسخگوئی سازمان افزایش یابد. مقصودی که امروزه آن را به نام ساختارهای تیمی چابک و یا ساختارهای مجازی می شناسیم.بعد از دراکر، متخصصان و صاحب نظران دیگری به تجزیه و تحلیل ابعاد و مولفه های چابکی در سطح کسب و کارها پرداختند و معتقد بودند، یگانه راه کار تولید و عرضه محصولات و خدمات متنوع، بدون وقفه و مطابق خواسته های پیدا وحتی پنهان و پر از تغییر مشتریان و کارفرمایان، رویکرد چابک است. این افراد به موضوع جدیدی به نام تفکر چابک اشاره نمودند و آن را یک فلسفه جدید مدیریتی معرفی کردند که درصدد افزایش انعطاف پذیری و پاسخگوئی سازمان در واکنش به تغییرات محیط کسب و کار و نیز افزایش تنوع و کیفیت محصولات در بازه زمانی کوتاه تر بود.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهقابلیت های کلیدی کسب و کار چابکشرکت های چابک، باید بطور مداوم، تغییرات عدم اطمینان و ریسک ها را در محیط کسب و کار خود پیش بینی و مدیریت نمایند. برای این کار، کسب و کار باید مجهز به قابلیت های ۴ گانه چابکی شوند. این قابلیتهای ۴ گانه عبارتند از:‌ پاسخ گوئی-سرعت-شایستگی و انعطاف پذیری.شکل ۱:‌ قابلیتهای کلیدی چابکی کسب و کارالف:‌پاسخ گو بودن(Responsiveness): به توانائی تشخیص تغییرات و واکنش سریع و بهره برداری از آنها اشاره می کند.ب: شایستگی (Competency): که بر توانائی رسیدن به ماموریت ها و اهداف سازمان اشاره دارد.ج: انعطاف پذیری (Flexibility): که بر توانائی سازمان بر ادامه دادن فرایندهای مختلف، جهت رسیدن به اهداف مختلف و با استفاده از امکانات و تسهیلات موجود کسب و کار، اشاره دارد.د:‌سرعت (Speed or Quickness): که عبارت است از توانائی سازمان در انجام فعالیت ها در کمترین زمان ممکن.مدیریت پروژه چابک در مقابل مدیریت پروژه سنتی یا آبشاریفرهنگ و تفکر مدیریت پروژه چابک نیز، متدولوژی جدیدی در حوزه مدیریت پروژه می باشد. این متدولوژی بطور رسمی در سال 2001 با انتشار بیانیه ۴ گانه و اصول ۱۲ گانه مدیریت پروژه چابک آغاز شد. این بیانیه ۴ گانه و اصول ۱۲ گانه مدیریت پروژه چابک، در ابتدا توسط جمعی از توسعه دهندگان و مدیران پروژه های نرم افزاری تبیین و تعریف گردید و بعدها در سایر پروژه های غیر نرم افزاری نیز اجرا گردید.هدف از متد چابک هم این بود که با طراحی بیانیه و اصول چابک، رویکرد و تفکر جدیدی را جهت مدیریت بهتر پروژه های نرم افزاری، پیشنهاد گردد و جایگزین روش های ناقص و سنتی آن زمان شود. رویکردی که تلاش داشت تا مشکلات مهم پروژه های نرم افزاری، از جمله: عدم توانایی تولیدکنندگان در تشخیص نیازهای کاربران، وجود ایرادها و خطاهای تکراری و بدتر از همه تاخیرات بسیار در ارایه محصول را به حداقل برساند.مدیریت پروژه چابک رویکردی است تکرارپذیر که در فواصل زمانی از پیش مشخص (از ۲ روز تا ۱ ماه)، اقلام قابل تحویل هرچند کوچک، اما کارکن و تست شده از پروژه را توسط تیم پروژه تحویل مشتری می نماید. تیم پروژه، تحت مربی گری فردی به نام مربی چابک (Agile Coach) یا در متدولوژی اسکرام، فردی به نام اسکرام مستر (Scrum Master) قرار دارند. این تیم پروژه و مربی چابک است که اقلام قابل تحویل پروژه را بصورت افزایشی(Incremental) و یا تکرارپذیر (Iterative) و یا حتی ترکیب از این دو روش، تحویل مالک محصول یا Product Owner قرار می دهد. روش چابک در پروژه‌هائی اجرا می شود که تجربه اجرای آن پروژه در سازمان وجود ندارشته و مناسب پروژه‌هایی است که نیازمندی‌های کارفرما در آن از قبل مشخص نبوده و آبستن تغییرات زیادی در طول چرخه حیات پروژه اش می باشد. (مانند مدیریت چابک پروژه های نرم افزاری، IT، استارت آپی، تحقیقاتی و حتی مدیریت چابک پروژه های سینمائی یا جالب تر از آن، بکارگیری مدیریت چابک در بازی فوتبال) در مقابل این روش، متدولوژی سنتی آبشاری قرار دارد. رویکردی که در آن مراحل اجرای پروژه از قبل مشخص و بطور متوالی (Sequential) و یا هم پوشانی دار(Overlapping)  انجام می شود. این روش در پروژه‌هائی اجرا می شود که تجربه اجرای آن پروژه در سازمان وجود دارد. همچنین بهره‌مندی از روش‌های آبشاری، مناسب پروژه‌هایی است که نیازمندی‌های کارفرما در آن از قبل مشخص بوده و تغییرات زیادی در طول چرخه حیات پروژه نداشته باشد. (مانند پروژه های صنعتی، EPC، ساخت و ساز و یا ساختمانی). در این روش با تکمیل هر فاز از پروژه، تیم پروژه به فاز بعدی می‏رود و بدین شکل، توالی مشخصی را ایجاد می‏کنند که تداعی‏ کننده حرکتی آبشاری است. از این رو به آن روش آبشاری (Waterfall) می‌گویند.رویکرد آبشاری در مدیریت پروژه، چالش های زیادی مانند زمان زیاد اجرای پروزه، عدم تدقیق نیازمندی های پروژه، کارفرما یا مشتری بدلیل ارتباطات کاغذی و قراردادی صرف به جای ارتباطات حضوری چهره به چهره و در نهایت بالا رفتن هزینه تغییرات پروژه را به همراه خود دارد.در مدیریت پروژه چابک اما، با حضور فرایندها و مفاهیم جدیدی مانند کارتیمی و تعاملات تیمی، تحویل خروجی های کارا، تعامل هرچه بیشتر با مشتری، پاسخگویی سریع به تغییرات، تحویل خروجی ارزشمند به مشتری یا کارفرما، برنامه ریزی تطبیقی و متغیر و در نهایت، مدیریت ریسک چابک، معایب متدولوژی آبشاری به حداقل خود می رسد. در مدیریت پروژه چابک، مدیر پروژه وجود ندارد و همه تیم با هم، خود را موظف به پاسخگوئی در خصوص خروجی های پروژه می دانند. خبری از مستندسازی سنگینی که در مدیریت پروژه آبشاری صورت می پذیرد و بعضاً در طول پروژه حتی یک بار هم استفاده نمی‌شوند، نیست. همچنین گانت چارت زمانبندی فعالیت های پروژه، جای خود را به کاغذهای چسبناک حاوی داستان کاربر(User Story) داده که  بر یک تخته وایت برد بزرگ به نام رادیاتور اطلاعات (Information Radiator) چسپانده می شوند. در رویکرد مدیریت پروژه چابک، کسی به تغییرات پروژه، ترش روئی نکرده و همه تیم پروژه از آن استقبال می کنند. همچنین در این روش، تعامل و کار تیمی بر دستورالعمل‌ها و فرایندهای رسمی سازمان، ارجحیت دارد.جالب تر اینکه، حتی می توان متدولوژی  چابک را با متدولوژی های سنتی ترکیب نمود و متدولوژی جدیدی به نام متدولوژی ترکیبی یا هیبریدی (Hybrid) ساخت. مثالی که می توان از متدولوژی جدید ترکیبی بیان نمود، اجرای فاز مهندسی(Engineering)  پروژه های EPC به روش چابک و اجرای بقیه فازهای این نوع پروژه، یعنی فازهای تدارکات (Procurement) و ساخت (Construction) به همان روش آبشاری یا سنتی است. این کار، نوعی هیبرید کردن یا ترکیب نمودن فازهای پروژه و رسیدن به متدولوژی سومی به نام متدولوژی هیبریدی یا ترکیبی است.افراد تیم چابک، از همکاری در کنار هم لذت برده و  به مرام‌نامه‌ای که از ابتدا باهم تهیه می‌کنندو به منشور کار تیمی که اجزای آن در شکل زیر نشان داده شده است، پایبند هستند.شکل ۲:  اجزای منشور کار تیم چابکدو نقش کلیدی مالک محصول (Product Owner) و مربی اسکرام (Scrum Master) یا مربی چابک (Agile Coach) نیز دو نقش کلیدی در مدیریت پروژه چابک هستند که از طریق تعامل و همکاری با تیم چابک(Agile Team)  و بر اساس منشور کارتیمی که قبل تر به آن اشاره شده، در حال تعامل مثبت جهت اجرای مدیریت پروژه چابک، هستند.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهبیش از ۲۰ متدولوژی متفاوت چابک وگونه های مختلف آن جهت مدیریت پروژه ها وجود دارند که کار انتخاب و پیاده سازی متدولوژی مناسب آن پروژه را سخت می نماید. این متدولوژی ها در دو دسته کلی متدهای چابک سبک وزن (Agile Lightweight Approaches) و همچنین رویکردهای چابک کامل (Agile Fuller Approach) دسته بندی می شوند. رویکرد چابک سبک وزن برای پروژه های کوچک و پروژه هائی کاربرد دارد که حداکثر اندازه تیم پروژه ۱۲ نفر است و رویکرد چابک کامل، برای پروژه های بزرگی که تیم پروژه بیش از ۱۲ نفر هستند، بکارگرفته می شود.شکل ۳: دسته بندی انواع رویکردهای چابک(Agile Approaches)جمع بندیدنیای امروز، تغییر زیادی کرده و بالطبع، روش‌های مدیریت کسب و کار و همچنین مدیریت پروژه ها نیز تغییر کرده است. مدیریت کسب و کار و برنامه ریزی و کنترل پروژه‌ها نیز از این امر مستثنی نیستند و در کنار روش‌های سنتی و آبشاری مدیریت ، رویکردهای چابک خودنمائی نموده اند. روش‌های جدید چابک، تمرکز خود را بر پاسخگوئی سریع به تغییرات و همچنین دریافت بازخورد مستمراز  کارفرما و ارائه خروجی‌های کارا قرار داده اند.در این شرایط، اگر کسی خود را با  این تغییرات همسو ننماید و دانش خود را با علوم روز و روش‌های نوین مدیریت چابک کسب و کار و پروژه هماهنگ و همراه نکند، آینده روشنی نخواهد داشت. بنابراین اگر مایل هستید از این قافله جا نمانید، باید درباره مدیریت چابک چیزهای بیشتری فرا بگیرید.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 14:49:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>?PMP یا ACP</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/pmp-%DB%8C%D8%A7-acp-lqbnt1xrfqfu</link>
                <description> ?PMP یا ACP  دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهامروزه مدیران و کارشناسان، برای این که بتوانند اعتبار بیشتری به رزومه کاری خود ببخشند و همگام با پیشرفت های حوزه مدیریت پروژه جلو روند، نیاز دارند که یکی از گواهینامه های PMP (مدیر پروژه حرفه ای) یا ACP (مدیر چابک حرفه ای) را که توسط موسسه PMI آمریکا، پیشنهاد شده است، انتخاب کنند. اما این که کدامیک از این دو گواهینامه را باید انتخاب کنند بحثی است که در این مقاله به آن می پردازیم.هرم مدیریت پروژهقبل از شروع این بحث، لازم است مقاله هرم مدیریت پروژه را مطالعه نمائید.تفاوت های اساسی PMP وACPدر مورد تفاوت های اساسی و کلیدی دو گواهینامه بین المللی PMP وACP ، باید به این موضوع اشاره کرد که PMP یک گواهینامه کاربردی جامع است که علاوه بر پوشش کلیه صنایع، اعتبار بیشتری را نیز در اختیار مدیران، بخصوص مدیران پروژه ها می گذارد؛ اما گواهینامه ACP، بر روی شناخت چارچوب های چابکی تمرکز دارد که بدلیل انطباق و چابکی با شرایط غیر قابل پیش بینی و پرتغییری که در پروژه های چابک، شاهد آن هستیم، تمرکز دارد. این رویکردها و چارچوب های چابک، که در دو دسته سبک وزن و کامل (جامع) قرار می گیرند، در شکل ۱ نشان داده اند.شکل ۱: چارچوب ها و رویکردهای سبک وزن و کامل (جامع) در چابکلازم به ذکر است، گواهینامه بین المللی ACP اعتبار بالایی در میان متخصصان صنعت فناوری اطلاعات و نرم افزار بدست آورده است. اما در همین صنعت مشاهده شده است که سازمان ها به دنبال متخصصین مجرب چابکی هستند که گواهینامه PMP را نیز در کارنامه خود داشته باشند.گواهینامه بین المللی ACP، یک مدرک رسمی است که موجب تقویت دانش و مهارت های چابک می شود و درک کاملی از آخرین روش ها و چارچوب های مدیریت پروژه چابک به شما ارائه می دهد. (شکل ۱)همچنین این مدرک با برنامه ها و فرآیند های عملیاتی سازمان ها بسیار سازگار است. لذا می توانند در اصلاح و چابک سازی فرایندهای سازمانی و عملیات غیر پروژه ای نیز بکارگرفته شود.حتی موضوعاتی مانند مدیریت فرایند چابک، بازاریابی چابک، تبلیغات چابک و …. نیز در حال توسعه در سازمان ها و شرکت های حتی غیر پروژه ای است.دوره آموزشی مرتبط با این مقاله&amp;lt;br/&amp;gt;اما از آن سو، گواهینامه بین المللی PMP، هم نشان می دهد که شما مسلط به روش های متداول در اجرای پروژه های با متدولوژی آبشاری یا از پیش تعریف شده هستید و هم دارای تجربه، آموزش و صلاحیت برای هدایت پروژه های آبشاری یا غیرچابکی که میزان تغییرات پروژه و نیازمندیهای کارفرما و همچنین ریسک های پروژه در حداقل خود می باشد.هرچند که در نسخه جدید استاندارد PMBOK (ویرایش ۶)، رنگ و بوی چابکی به این استاندارد اضافه شده است و حتی در سایت موسسه PMI، کتاب استاندارد PMBOK (ویرایش ۶) در کنار کتاب راهنمای کاربردی چابک به فروش می رسد.شکل ۲: روجلد کتاب های استاندارد مدیریت پروژه PMBOK (نسخه ۶) و راهنمای کاربردی چابکاین موضوع نشان می دهد که موسسه PMI نیز بعنوان مرجع مدیریت پروژه دنیا، به دنبال تکمیل تر نمودن و جامع تر نمودن استاندارد مدیریت پروژه و پوشش همزمان متدولوژی های چابک و آبشاری است. چه بسا که در نسخه ۷، استاندارد PMBOK ، راهنمای کاربردی مدیریت پروژه های ترکیبی یا هیبریدی را نیز به استاندارد اضافه گردد تا بتواند هر سه متدولوژی آبشاری، چابک و ترکیبی را پوشش داده باشد.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهمدیر پروژه دارای مدرک PMP، در مقایسه با مدیر چابک دارای مدرک ACPبعنوان مدیر پروژه دارای مدرک PMP، از شما انتظار می رود که دانش و تجربه کافی در مورد روش های مدیریت یک پروژه داشته باشید. نقش شما تنها منحصر به هدایت پروژه ها نیست؛ بلکه مسئول کنترل و تنظیم حوزه های دانشی کلیدی پروژه (محدوده، زمانبندی، هزینه و کیفیت پروژه) نیز می باشید.شکل ۳: محدودیتهای اصلی پروژهعلاوه بر این، مدیریت محدودیت های دیگر پروژه نیز، برای اتمام موفقیت آمیز پروژه جزء مسئولیت های دیگر شماست.شکل ۴: سایر محدودیتهای پروژهدر مقابل، یک مدیر چابک باید ابزارها و تکنیک های چابک را به خوبی بشناسد و خود را با نیازهای در حال تغییر پروژه ها به سرعت انطباق دهد. شما به عنوان مدیر چابک نیاز به درک کاملی از روش ها و مفاهیم چابک دارید تا بتوانید شفافیت و سطح بالایی از هماهنگی مورد نیاز برای مدیریت تیم های چابک را شناسایی کنید.بعنوان مثال، یکی از مفاهیم و همچنین ابزارهای مهم در مدیریت پروژه چابک، به اشتراک گذاری روزانه گزارش پیشرفت پروژه به همه اعضای تیم در جلسات کوتاه اما ایستاده روزانه (Daily Standup Meeting) است. این کار از طریق نمایش گرافیکی پیشرفت پروژه به کمک نمودار آبشاری نزولی یا Chart down-Burn صورت می گیرد تا بتواند تصویر روشنی از پیشرفت پروژه را برای هر عضو چابک ارائه دهد.شکل ۵:نمودار آبشاری نزولی (Burn-Down Chart) در چابکنظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 14:42:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الزامات شرکت در آزمون آنلاین PMP و ACP از داخل ایران در سال 2020</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-pmp-%D9%88-acp-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2020-duh0htvhvd4a</link>
                <description>الزامات شرکت در آزمون آنلاین PMP و ACP از داخل ایران در سال 2020 دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهتا سال 2019، موسسه بین المللی مدیریت پروژه (PMI) کلیه آزمون های خود را بصورت حضوری در مراکز آزمون موسسه Prometric برگزار می نمود. اما از اوایل سال ۲۰۱۹، موسسه Pearson VUE ، مرکز آزمون PMI گردید تا شرکت کنندگان، تجربه متفاوتی از دسترسی به مراکز آزمون متعددتر و همچنین شرایط ساده تری را برای شرکت در آزمون های PMI تجربه نمایند.در این راستا و از 12 فروردین 1398، امکان شرکت در آزمون های دیپلم مدیریت پروژه (CAPM) و همچنین آزمون متخصص مدیریت چابک ACP بصورت آنلاین و از منزل یا محل کار و از داخل ایران، فراهم گشت.اما در سال ۲۰۲۰ و پس از وقوع پاندمی کرونا و تاثیرات منفی ویروس کرونا بر کسب و کارها، موسسه PMI در فرودین ۱۳۹۹ (آوریل ۲۰۲۰)، اعلام نمود که امکان شرکت در آزمون PMP (متخصص حرفه ای مدیریت پروژه) نیز بصورت آنلاین و همچنان براساس نسخه ششم استاندارد PMBOK-V6 فراهم شده است و علاقمندان و دوستداران به شغل مدیر پروژه با رعایت الزامات فنی که در ادامه تشریح می گردند، می توانند تحت نظارت کارشناسان و بر بستر، زیرساخت ها و پلت فرم های مرکز آزمون Pearson VUE آزمون PMP خود را بصورت آنلاین داده و PMP شوند. در این راستا و با توجه به مزیت های فراوان مدرک PMP برای ایرانی ها، لازم دانستم تا الزامات فنی آزمون آنلاین PMP را تشریح نمایم.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهالزامات فنی کلی شرکت در آزمون آنلاین PMPمرکز آزمون Pearson VUE، با طراحی مرورگر یا Browser مخصوص آزمون آنلاین PMP به نام Pearson VUE Browser Lock، امکان برگزاری آزمون های آنلاین را از منزل و محل کار، فراهم نموده است.قبل از باز کردن مرورگر آزمون آنلاین Pearson VUE، هر فایل باز روی لب تاپ آزمون آنلاین را ذخیره کرده و تمام پنجره های باز روی لب تاپ را ببندید.در زمان نصب مرورگر Pearson VUE Browser Lock، باید دسترسی Admin جهت نصب Browser و یا نرم افزارهای مورد نیاز آزمون های آنلاین مرکز آزمون Pearson VUE فراهم و در دسترس باشد.در صورت فعال بودن فیلترشکن، آنتی ویروس، پراکسی های سازمانی و یا تنظیمات محدود کننده امنیتی بر روی لب تاپ شما، برگزاری آزمون های آنلاین Pearson VUE با مشکل همراه خواهد بود. لذا قبل از برگزاری آزمون، آنها را بر روی لب تاپ خود، غیرفعال کنید.همچنین اطمینان حاصل کنید که هیچ نرم افزار امنیتی، اجرای اسکریپتی جاوا مربوط به مرورگر Pearson VUE Browser Lock را مختل نمی کند.سرعت اینترنت مورد نیاز برای آزمون های آنلاین موسسه Pearson VUE، حداقل یک مگابیت بر ثانیه می باشد.کلیدهای میانبر اصلی در مرورگر Pearson VUE Browser Lock عبارتند از:Ctrl+R برای Refresh کردن صفحهAlt+P برای رفتن به صفحه/آیتم قبلAlt+N برای رفتن به صفحه/آیتم بعدممکن است نیاز به اضافه شدن آدرس های زیر به عنوان سایت های مورد اعتماد در هر نرم افزار امنیتی اینترنتی باشد که بر روی لب تاپ شما نصب شده است. این را می توان با رفتن به:/ Internet Options/ Security Control Panel انجام داد. در این بخش، Trusted Sites را انتخاب کنید و موارد زیر را به لیست وب سایت ها اضافه کنید. همچنین ممکن است لازم باشد مجوز تایید سرورهای https را لغو کنید تا سایتهای زیر در زمان آزمون آنلاین PMP، بدون مشکل به کار خود ادامه دهند. لیست مورد نظر عبارت است از:http://*.pearson.comhttps://*.pearson.comhttp://*.pearsonvue.comhttps://*.pearsonvue.comhttp://*.proctorcam.comhttps://*.proctorcam.comاطمینان حاصل کنید برای آدرس IP زیر، محدودیتی از سوی نرم افزار امنیتی نصب شده روی لب تاپ تان، اعمال نگردد:182.0.0مرکز آزمون Pearson VUE، به شدت توصیه می کند با استفاده از یک شبکه اینترنتی سیمی (Wired Network) به جای یک شبکه اینترنت بی سیم (Wireless Network)، به عنوان Internet Provider استفاده کنید تا اینترنت پایدارتری را در طول آزمون در اختیار داشته باشید.مرکز آزمون Pearson VUE، به شدت توصیه می کند در طول آزمون، اسکن نرم افزارهای آنتی ویروس نصب شده روی لب تاپ تان، غیرفعال شود. فعال بودن نرم افزارهای آنتی ویروس، باعث اختلال در آزمون آنلاین PMP می گردند.اتصال پورت 443 (HTTPS) برای آزمون های آنلاین Pearson VUE، باید برقرار باشد. لذا ترافیک این پورت باید بدون محدودیت باشد.آی پی آدرس های زیر نیز باید تائید شده، بلاک نشده و اولویت بالا (Highest Priority) را داشته باشند.اگر لب تاپ شما، رنج آی پی 0/16 را نمی پدیرد، کافی است عدد صفر را در انتهای آن قرار دهید. (159.182.0.0/16)نیاز است تا در تنظیمات اینترنت لب تاپ شما، آدرس URL های زیر، بدون محدودیت و یا با قرار گرفتن در لیست سایت های مورد اعتماد قرار گیرند.http://*.pearson.comhttps://*.pearson.comhttp://*.pearsonvue.comhttps://*.pearsonvue.comhttp://*.proctorcam.comhttps://*.proctorcam.comسیستم عامل های مورد تایید آزمون آنلاین PMPسیستم های عامل مورد تائید Pearson VUE جهت آزمون آنلاین PMP، عبارتند از:Windows 10همه ادیشن های Windows 8.1 (32 bit and 64 bit) بجز ادیشن RTهمه ادیشن های Windows 7 SP1 (32-bit and 64-bit) بجز ادیشن Starterهمه ورژن های Mac OSX 10.10 و ورژن های بالاتر از ورژن 10 بجز ورژن های بتا.امکان برگزاری آزمون آنلاین PMP، بر روی لب تاپ های مجهز به سیستم عامل ویندوز XP و ویندوز Vista و همچنین Windows Server، وجود ندارد. همچنین استفاده از سیستم های عامل مبتنی بر لینوکسی و یا یونیکسی (Linux/Unix Based OS) کاملاً ممنوع هستند.از 14 ژانویه سال 2020 (24 دی 1398) نیز امکان برگزازی آزمون های آنلاین، بر روی لب تاپ های مجهز به سیستم عامل ویندوز 7 نیز وجود نخواهد داشت.زبان سیستم های عامل انگلیسی، که توسط Pearson VUE پشتیبانی می شوند نیز عبارتند از زبان های انگلیسی، آلمانی و ژاپنی.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهالزامات سخت افزاری آزمون آنلاین PMPمشخصات فنی لب تاپ های مورد تائید جهت آزمون آنلاین PMP، عبارتند از:شکل ‍۱: الزامات سخت افزاری آزمون آنلاین PMPحداقل RAM برای لب تاپ های آزمون های آنلاین Pearson VUE، 2 گیگ می باشد.حداقل رزولوشنی که لب تاپ باید برای آزمون های آنلاین داشته باشد؛ 768*1024 در bit-16 Color می باشد.مرورگرهای مورد تائید برای ثبت نام در وب و یا دانلود مرورگر آزمون Pearson VUE عبارتند از: مرورگر IE-11 و بالاتر و همچنین آخرین نسخه از مرورگرهای Microsoft Edge، کروم، فایرفاکس، سافاری.حداقل رزولوشن دوربین لب تاپ باید 480*640 و 10 fps باشد.دوربین لب تاپ می تواند دوربین داخلی خود لب تاپ، یا یک لب تاپ خارجی متصل به لب تاپ آزمون آنلاین Pearson VUE باشد.هدست به همراه مایکروفن و صدای مورد تائید، قابل قبول است.مایکروفون های Built-In و نیز میکروفون های خارجی مورد تائید Pearson VUE برای آزمون آنلاین PMP هستند.هدفون های به همراه اسپیکر نیز مورد تائید Pearson VUE برای آزمون های آنلاین هستند.صدا و میکروفون لب تاپ در زمان آزمون آنلاین PMP نباید در حالت قطع صدا (Mute) باشند.امکان دریافت Internet Cookies در لب تاپ آزمون آنلاین، باید فعال باشد.هر گونه تنظیمات Pop-Up Blocking در لب تاپ آزمون آنلاین غیرفعال باشد.لب تاپ آزمون آنلاین PMP باید در زمان آزمون، مجهز به آخرین نسخه Adobe-Air باشد.استفاده از VPN و یا Firewall در زمان آزمون ممنوع می باشد.ویروس اسکن در زمان آزمون، باید غیرفعال شود.استفاده از لب تاپ، تبلت و یا گوشی های هوشمند لمسی جهت انجام آزمون آنلاین PMP موسسه Pearson VUE، کاملاً ممنوع می باشند.(مانند Chromebook ها، تبلت ها و یا گوشی های اندروید و یا iOS)بکارگیری ابزارهای با CPU های ARM ، بعنوان سیستم های آزمون آنلاین Pearson VUE، ممنوع هستند.بکارگیری لب تاپ با RAM کمتر از 2 گیگ؛ ممنوع هستند.نصب و بکارگیری هر گونه فضا/ ماشین مجازی (Virtual Environment/Machine) بر روی لب تاپ آزمون آنلاین Pearson VUE،ممنوع است.استفاده از اینترنت Dial Up برای انجام آزمون آنلاین موسسه آزمون آنلاین PMP ممنوع می باشد.شرایط محل آزمون آنلاینPMPبرای محل آزمون آنلاین PMP و همچنین آزمون آنلاینACP نیز مشخصاتی توسط موسسه PMI در نظر گرفته شده است که جزپیات آن در فیلم شرایط محل آزمون های آنلاین PMP و ACP قابل مشاهده می باشد.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 14:29:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد آزمون سطح یک مربی حرفه ای اسکرام PSM1</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%B7%D8%AD-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-psm1-pzyqaapwfz0f</link>
                <description>صفر تا صد آزمون سطح یک مربی حرفه ای اسکرام PSM1 دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهاسکرام، پرکاربردترین چارچوب چابک است که در صنایع و سازمان های مختلف بکارگرفته می شود و بدلیل این استفاده گسترده، بسیاری از شرکت ها، به دنبال اسکرام مسترهای حرفه ای یا مربیان اسکرامی هستند که با پیاده سازی این چارچوب، باعث نوآوری، تغییر، بهبود و کاهش زمان و هزینه پروژه ها و عملیات سازمان گردند.PSM1 یا همان Professional Scrum Master 1 نیز یکی از محبوبترین مدارک بین المللی مرتبط با اسکرام است و طرفداران ویژه ای را در بین گواهینامه های بین المللی چابک، در اختیار دارد.مربیان حرفه ای اسکرام و دارندگان مدرک PSM1، ضمن تسلط بر تفکر چابک (Agile Mindset)؛ ارزش ها و مانیفست های  ۴ گانه چابک(Agile Manifesto) را شناخته و ۱۲ اصل کلیدی چابک را درک می نمایند.اما این افراد، از بین چارچوب های مختلف چابک (مانند XP-DSDM – Crystal و …)، بر روی چارچوب اسکرام متمرکز می شوند.مدرک بین الملی PSM1 نشان می دهد که دارنده این مدرک، درک حرفه ای نسبت به چارچوب اسکرام و همچنین بکارگیری آن در محیط عملیاتی دارد.گواهینامه اسکرام مستر، توسط موسسه Scrum.org آمریکا و پس ازقبولی در آزمون PSM1 صادر می گردد. این آزمون شامل ۸۰ سوال تستی است که مدت زمان پاسخگوئی به آن ۶۰ دقیقه می باشد. آزمون PSM1، بصورت آنلاین برگزار شده و حداقل نمره قبولی در آن ۸۵٪ است. یعنی پاسخ درست به ۶۸ سوال. سوالات آزمون PSM1 از انواع سوالات چند گزینه ای، چند جوابی و همچنین صحیح/غلط است. برخلاف آزمون آنلاین متخصص حرفه ای چابک ACP، در آزمون PSM1،هیچ گونه نظارت آنلاینی بر روی شما صورت نمی گیرد.هزینه آزمون PSM1 برای هر بار امتحان،150$  می باشد و مدت اعتبار این مدرک نامحدود بوده و نیازی به تمدید آن نیست.از آنجائیکه زبان آزمون PSM1، زبان انگلیسی است، لذا دانش حداقلی زبان انگلیسی و همچنین شناخت ترمینولوژی زبان انگلیسی اسکرام الزامی است. در مجموع، سطح زبان و درک سوالات انگلیسی این آزمون، در سطح متوسط است.آزمون PSM1، پیش نیاز خاصی ندارد اما حضور در یک دوره مدیریت چابک و یا آشنائی با چارچوب اسکرام، مزیت محسوب می شود.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهدارندگان مدرک PSM1، باید انواع روش های توسعه محصول (آبشاری-تکرارپذیر-افزایشی-چابک) را بشناسند و درک درستی از تفاوت های چارچوب های سبک وزن (Light Weight) و چارچوب های کامل (Fuller Approach) در چابک را داشته باشند. موضوع مهم دیگر، درک تفاوت Being Agile و Doing Agile است.Being Agile، بر درک واقعی و درونی ارزش ها، ۴مانیفست و اصول ۱۲ گانه چابک استوار است. اما Doing Agile، تنها بر اجرا و پیاده سازی چارچوب های چابک (مانند اسکرام) تمرکز دارد.شکل ۱: تفاوت Being Agile و Doing Agileموضوع دیگری که مربی حرفه ای اسکرام باید بداند، درک تفاوت مثلت محدوده-زمان و هزینه در پروژه های آبشاری و صنعتی و پروژه های دانشی و چابک است.علاوه بر‌ آن، دارندگان مدرک PSM1، باید تحلیل درستی از جایگاه چارچوب های مختلف چابک (اسکرام – XP- کانبان-FDD-DSDM و …) بخصوص چارچوب اسکرام را در بین سایر چارچوب ها داشته باشند.اسکرام بر ۳ پایه اصلی شفافیت (Transparency)، بازرسی (Inspection) و تطبیق (Adaptation) و همچنین ۵ ارزش تمرکز (Focus) ، شجاعت تیم  اسکرام ‌(Courage)، بازبودن یا عدم پنهان کاری (Openness)، تعهد (Commitment) و در نهایت احترام (Respect) بنا نهاده شده است و لازم است تا مربی حرفه ای اسکرام درک درست، عمیق و کاملی از موارد گفته شده داشته باشد.شکل ۲: پایه های اصلی در اسکرامشکل ۳: ارزش های ۵ گانه در اسکرامدر اسکرام، ۳ نقش کلیدی مربی اسکرام (Scrum Master)، مالک محصول (Product Owner) و تیم توسعه (Development Team)  حضور دارند که با توجه به تمرکر آزمون PSM1 بر روی مربی اسکرام، شناخت دقیق مسئولیت ها و اختیارات این نقش، اهمیت ویژه ای در آزمون PSM1 برای داوطلبان دارد.شکل ۴: نقش های کلیدی ۳ گانه اسکرامموضوع دیگری که مربی حرفه ای اسکرام باید بر آن مسلط باشد، خروجی ها و یا آرتیفکت های تولید شده در چارچوب اسکرام، مانند بک لاگ محصول(Product Backlog) ، بک لاگ اسپرینت (Sprint Backlog) و نمودار ‌Burndown Chart  است.دوره آموزشی مرتبط با این مقالههمچنین علاقمندان به کسب مدرک PSM1، لازم است تا درک صحیحی از جلسات مهم اسکرام داشته باشند. مهم ترین این جلسات، جلسات برنامه ریزی اسپرینت (Sprint Planning)، جلسات روزانه اسکرام (Scrum Daily Meeting)، جلسات مرور اسپرینت اسکرام (Sprint Review Meeting)، جلسات مرور کلی یک اسپرینت (Sprint Retrospective) و همچنین جلسات پالایش بک لاگ محصول (Product Backlog Refinement) می باشند.شکل ۵: مهم ترین جلسات در اسکرامهر یک از این جلسات در بازه های زمانی مختلف، در مدت زمان های مختلف اما ثابت، در محل های از پیش تعیین شده و با حضور اعضای مختلفی از تیم اسکرام و یا حتی مشتری صورت می پذیرد.به عنوان مثال، اگر اسپرینت ها یا بازه های زمانی تحویل محصول در اسکرام را ماهانه درنظر بگیریم، در اینصورت جلسه برنامه ریزی اسپرینت در اول هر ماه و به مدت حداکثر ۸ ساعت و با حضور کل تیم اسکرام، یعنی مربی اسکرام ، مالک محصول و تیم توسعه صورت می پذیرد؛ در حالیکه جلسات روزانه اسکرام که بصورت ایستاده برگزار می گردد، روزانه به مدت ۱۵ دقیقه و با حضور تیم توسعه برگزار می گردد.موضوع دیگر مهم که مربی حرفه ای اسکرام باید بر آن مسلط باشد، نحوه کنترل پروژه چابک اسکرام و نیز بکارگیری نمودار Burn Down Chart برای تعیین شاخص های مهمی مانند سرعت کار تیمی و یا تاریخ اتمام هر اسپرینت است.با بکارگیری این نمودار، مربی اسکرام می تواند به تیم نشان دهد که متوسط سرعت کار تیم توسعه در آن اسپرینت چقدر بوده و  اسپرینت چند روز زودتر و یا دیرتر،به اتمام می رسد.شکل ۶: نمونه ای از نمودار Burndown Chart (با نمایش تاخیر در زمان اتمام پروژه)در انتها یادآور می شوم که اگر داوطلبان و علاقمندان اخذ مدرک PSM1، در آزمون PSM1 قبول شوند، گواهینامه رسمی و بین المللی موسسه بین المللی Scrum.org را به همراه آرم PSM1 که بر روی گواهینامه نقش بسته است، دریافت می کنند. همچنین نام و نام خانوادگی قبول شدگان، بصورت عمومی برای مشاهده همکاران، مدیران، کارفرمایان و مشتریان حاضر و آتی در سایت scrum.org قابل مشاهده می باشد.شکل ۷: نمونه ای از گواهینامه PSM1نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 14:22:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفاهیم جدید مدیریت ریسک، به زبانی ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-oigrrj1zjf2q</link>
                <description> مفاهیم جدید مدیریت ریسک، به زبانی ساده دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهکسب و کارها و پروژه‌ها بالقوه مخاطره آمیزند. چرا که تعهدات متمایز و منحصر بفرد و حتی آزموده نشده‌ای با درجات متفاوتی از پیچیدگی را دنبال می‌نمایند و بدنبال کسب منافع متمایز، پر چالش و پر مخاطره‌ای هستند. با وجود چنین محدودیت هائی، کسب و کارها و پروژه‌ها باید به انتظارات پرتغییر و پر ابهام کارفرمایان و مشتریان خود نیز پاسخ دهند. به همین دلیل، مدیریت ریسک، گریز ناپذیر بوده و مدیران کسب و کار و پروژه ها، باید به شیوه‌ای برنامه ریزی شده، ضمن موازنه ریسک‌های منفی (تهدیدات) و ریسک‌های مثبت (فرصت ها)، خلق ارزش را نیز رقم بزنند.هر چند که استانداردهای مدیریتی مانند استاندارد مدیریت پروژه PMBOK،مراحل مدیریت ریسک را پیشنهاد می دهند، اما در این مقاله تلاش شده تا ضمن تعریف ریسک و انواع آن، مفاهیم جدید و نوین مدیریت ریسک نیز، به زبانی ساده تشریح گردد.ریسک و مدیریت ریسکریسک، پیشامدی احتمالی و مخاطره آمیز است که در صورت وقوع، دارای اثرات مثبت یا منفی بر اهداف کسب و کار و یا پروژه  می باشد.مدیریت ریسک اما، شناسائی و مدیریت این رویدادهای بالقوه مخاطره آمیز است که می توانند، تاثیرات مثبت یا منفی بر اهداف کسب و کار و یا پروژه به همراه داشته و نحوه مواجهه با این رویدادهای بالقوه مخاطره آمیز را در محدوده قابل قبول و مورد پذیرشی حفظ نماید. این مدیریت ریسک، از طریق  پذیرش، انتقال و یا کاهش عوامل ریسک منفی یا تهدیدات و ارتقای محرک های ریسک مثبت یا فرصت ها انجام می شود. اثربخشی مدیریت ریسک نیز با تحلیل مدیریت این عوامل و کنترل انحراف از برنامه های پیش بینی شده برای مدیریت این فرصت ها و تهدیدات صورت می پذیرد.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهتهدیدهای مدیریت نشده و عدم مدیریت صحیح ریسک های منفی، می توانند منجر به عوامل چالش آفرین دیگری مانند تاخیر، هزینه های اضافی، قصور و نقص در عملکرد محصولات و خدمات کسب و کار و یا پروژه و در بدترین حالت آن  نیز باعث از دست رفتن اعتبار گردند.از طرفی، منافع ایجاد شده از مدیریت صحیح ریسک های مثبت یا فرصت ها نیز می توانند منجر به منافعی مانند کاهش زمان و هزینه، بهبود عملکرد و در بهترین شکل آن اعتبار و برند همراه گردند.دو منظر کلی ریسکاز سوی دیگر ریسک از دو منظر کلی ریسک منفرد و ریسک کلی نیز قابل بررسی است.شکل ۱: دو منظر کلی ریسکریسک منفرد: به رویداد یا شرایط پرابهام و غیرقطعی گفته می شود که در صورت وقوع، دارای تاثیر منفی یا مثبت بر یک هدف  کسب و کار و یا یکی از اهداف پروژه را دارد.ریسک کلی: تاثیر ابهام و عدم قطعیت بر کل کسب و کار و یا پروژه به عنوان یک کل واحد و منتج از همه عوامل نامعلوم و منشا های بلاتکلیف؛ از جمله ریسک های منفردی که در بالا به آن اشاره شد.آستانه ریسکرویدادهای بالقوه مخاطره آمیز و همچنین فرصت ها، بطور مداوم در طول چرخه حیات کسب و کار و یا پروژه پدیدار می شوند. شروع این کار از طریق تعریف آستانه های ریسک صورت می پذیرد.آستانه ریسک، به سنجه های قابل سنجش ریسک می گویند، بطوریکه میزان تحمل و تمایل ذینفعان سازمان و یا پروژه را نشان می دهد. این آستانه ها، میزان تغییر پذیری قابل قبول و یا تلورانس مشخص شده بر حول اهداف تعیین شده کسب و کار و یا پروژه را نشان می دهد.آستانه ها باید بدقت مشخص شوند و برای هر آستانه ای مسئولی مشخص شود تا به محض رسیدن به آن آستانه، برنامه مشخص شده برای آن ریسک اجرائی گردد. آستانه ها می توانند عددی، درصدی، ریالی و … باشند. مثلا اگر دلار به آستانه ۲۰.۰۰۰ تومان رسید … و یا اگر تاخیرات پروژه به ۲۰ روز رسید و یا اگر اختلاف درصد پیشرفت برنامه ای و واقعی بیش از ۲۵٪ باشد… این ها همگی می توانند مثال هائی از آستانه های ریسک باشند.شیوه های نوظهور مدیریت ریسکروندهای نوظهور و جدیدی در مدیریت ریسک، مورد توجه متخصصان کسب و کار و پروژه قرار گرفته که در ادامه به تشریح آن می پردازم:ریسک های بدون رویداد: این ریسک ها، رویدادهای نامعلوم، اما قریب الوقوعی هستند که ممکن است در حین ارائه خدمات کسب و کار و یا در طول چرخه حیات پروژه ها رخ دهند. تغییر کسب و کار تامین کننده کالاهای اصلی ما در حین اجرای کسب و کار یا پروژه و یا تغییر نیازمندی های مشتری پس از تکمیل طراحی، از جمله انواع این نوع ریسک ها می باشند.خود ریسکهای بدون رویداد، به دو دسته ریسک تنوع و ریسک ابهام دسته بندی می شوند.شکل ۲: انواع ریسک های بدون رویدادالف: ریسک تنوع:عدم قطعیت نهفته در برخی از مشخصات و ویژگیهای اصلی رویداد، فعالیت و یا تصمیم برنامه ریزی شده، از این دسته ریسک ها می باشد. ریسک هائی مانند بهره وری بالا یا پائین در اهداف کسب و کار، حد انتظارات زیاد یا کم تعداد خطاها در طول تست یک محصول، شرایط آب و هوائی غیر قابل پیش بینی در مرحله ساخت یک پروژه از جمله مثالهائی از یک ریسک تنوع است.این دسته از ریسک ها را می توان با تحلیل مونت کارلو و با انعکاس دامنه تغییرات در توزیع احتمالات، اقداماتلازم برای کاهش وسعت پیامدهای این دسته از ریسک ها صورت می پذیرد.ب: ریسک ابهام:عدم قطعیت موجود درباره وقوع و یا عدم وقوع رویدادهای آتی را ریسک ابهام می گویند. این ریسک در بخش هائی از کسب و کار و یا پروژه رخ می دهد که دانش کافی آن ریسک و پاسخ به ریسک وجود ندارد؛‌لذا راهکار مدیریت این نوع ریسک ها استفاده از تجربه متخصصین خارج از سازمان و یا پروژه، یا محک زنی به کمک بهترین روش ها، نمونه سازی، مدل سازی و یا توسعه تدریجی می باشد.مدیریت نوین و یکپارچه ریسکبا افزایش آگاهی درخصوص مجهولات ناشناخته، نحوه مدیریت ریسک ها نیز تغییر یافته است که بکارگیری رویکردهای منعطف از جمله این رویکردهاست. در این رویکرد با تعیین سطح بودجه بندی و زمان بندی اقتضائی ، فرایندهای منعطفی تعریف می شود تا اثرات منفی ریسک به حداقل خود برسد و اثرات مثبت آن حداکثر. به عنوان مثال می توان به منعطف کردن فرایند تغییرات کسب و کار یا پروژه اشاره کرد که بتواند در عین حفظ مسیر کلی نسبت به اهداف، با ریسک های مختلف تشریح شده در بالا نیز مقابله نمود.دیگر موضوع مهم در بخش مدیریت نوین ریسک، مدیریت یکپارچه ریسک می باشد. منظور از رویکرد یکپارچه در مدیریت ریسک، اتخاذ یک رویکرد هماهنگ مدیریت ریسک در سطح کل سازمان است تا اطمینان دهد، انطباق و انسجام شیوه مدیریت ریسک در تمام سطوح کسب و کار، پورتفولیو، طرح، پروژه و همچنین عملیات، تعریف شده و وجود دارد. این کار باعث کارائی مدیریت ریسک در سطوح گفته شده می گردد و ارزش بیشتری را نصیب سازمان می نماید.متناسب سازی مدیریت ریسکملاحظات مختلفی جهت متناسب سازی مدیریت ریسک وجود دارد که شامل و نه محدود به مواردی مانند اندازه، پیچیدگی، اولویت و اهمیت و در نهایت رویکرد اجرا هستند.شکل ۳: ملاحظات متناسب سازی ریسکالف: اندازه:آیا وسعت کسب و کار و یا پروژه از منظر بودجه، مدت زمان مشخص شده، اندازه تیم و یا… ، نیازمند رویکردی دقیق تر و تفصیلی تر برای مدیریت ریسک می باشد؟ یا به اندازه کافی کوچک است و یک فرایند مختصر برای مدیریت ریسک کافی است؟دوره آموزشی مرتبط با این مقالهب: پیچیدگی:آیا عوامل پیچیدگی مانند بکارگیری سطح بالائی از نوآوری و فناوری، مسائل تجاری، وابستگی خارجی و … مستلزم اتخاذ رویکرد قوی و جامع جهت مدیریت ریسک است؟ یا یک فرایند مختصر برای مدیریت ریسک کافی است؟ج: اولویت و اهمیت:اولویت و اهمیت استراتژیک کسب و کار و یا پروژه در حال انجام چقدر است؟ آیا مواردی مانند دستیابی کسب و کار به موفقیت چند برابری در  سال ۱۳۹۹، خلاقیت و نوآوری در محصولات و خدمات و یا چابک سازی ساختار عملکرد سازمان که  هر کدام اهمیت استراتژیک خود را دارند؛ به یک اندازه به مدیریت ریسک نیاز دارند؟ یا اینکه با توجه به اهمیت و اولویت آن، سطح مدیریت ریسک از یک سطح کامل و قوی تا یک سطح ساده و کلی، قابل تغییر است؟د: رویکرد اجراآیا رویکرد اجرا در کسب و کار و یا پروژه، آبشاری است که در آن لازم باشد تا فرایندهای مدیریت ریسک بصورت متوالی و مکرر و به دنبال هم اجرا شود؟ یا اینکه این رویکرد چابک است و لذا مدیریت ریسک در اول هر تکرار و نیز در حین اجرا بررسی می شود؟دوره آموزشی مرتبط با این مقالهمدیریت ریسک در محیط های چابکمحیط های دارای تنوع بالا که در آن عدم قطعیت و ریسک بیشتری مواجه کسب و کارها و پروژه ها می باشد، با رویکرد مدیریت ریسک چابک مدیریت می شوند. در این محیط ها، ضمن توجه به رویکردهای انطباقی، ضمن بررسی مکرر ریسک های محصول تولیدی در تکرارها یا Iteration های از ۲ روز تا یک ماه، نتایج افزایشی کار  توسط مالک محصول یا نماینده متشری،مورد بررسی و سپس یا تائید می شود، یا رد می شود و یا درخواست ایجاد تغییر به تیم اجرائی ارائه می گردد. در ادامه اعضای تیم در جلسات بازنگری، ریسک های پیش رو را مجددا بررسی کرده و برای رییسک های تکرارهای بعدی برنامه پاسخ به ریسک مربوطه را طراحی کرده و در کنار فعالیت های اصلی پروژه، اجرا می گردند. علاوه بر آن، نیازمندی های پاسخ به ریسک، در کنار نیازمندیهای اصلی پروژه، بطور منظم، بهنگام شده و نگهداری می شوند و با پیشرفت کار و با توجه به درک بهتری که از ریسک های جاری استخراج می شود،‌ مجددا اولویت بندی می گردد.جمع بندیدر این مقاله تلاش شد تا ضمن بیان ساده ای از مفاهیم پیچیده مدیریت ریسک، منظرهای کلی ریسک ، یعنی ریسک منفرد و ریسک کلی معرفی گردد و همچنین شیوه های نوظهور مدیریت ریسک بیان گردد. همچنین رویکرد مدیریت نوین و یکپارچه ریسک تشریح شد و ابعاد مهم متناسب سازی مدیریت ریسک در کسب و کار و پروژه ها توضیح داده شد. در انتها نیز مدیریت ریسک در محیط های چابک تشریح گردید.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jul 2021 17:03:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجایل استراتژی یا استراتژی چابک را کجای دل سازمانمان بگذاریم!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-cal3sstmrd3q</link>
                <description>اجایل استراتژی یا استراتژی چابک را کجای دل سازمانمان بگذاریم!؟ دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهشرایط کشور به شدت پیچیده شده است و بالطبع عدم قطعیت‌ و ابهامات زیادی پیش روی کسب و کارها و حتی ما مردم وجود دارد. واقعا آیا می‌شود در چنین شرایطی برنامه ریزی کرد؟ آن هم از نوع استراتژیک آن؟اصلا چطور می توانیم مطمئن باشیم این استراتژی ها، دوام بیاورند!؟ اما سوال اینجاست اگر بخواهیم فقط روی این ابهامات و پیچیدگی ها تمرکز کنیم، عملا باید فاتحه برنامه ریزی استراتژیک را خواند!بگذارید برای پاسخ به این سوال مثالی بزنم.فکر می کنید شرکت گوگل، ۲۰ سال پیش کجا بوده است؟ آیا برنامه استراتژیک ۲۰ ساله داشته است که بداند ۲۰ سال بعد، یعنی امروز به جایگاه کنونی می رسد؟بیائید سری به کتاب گوگل چگونه کار می کند آقای اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل بزنیم.گوگل ابتدا به عنوان یک شرکت خصوصی در ۴ سپتامبر ۱۹۹۸ ثبت شد و فروش اولیه سهام آن در ۱۹ اوت ۲۰۰۴ انجام شد. لری پیج و سرگئی برین و همچنین اریک اشمیت که بعدها از شرکت آلفابت به گوگل آمد، قبول کردند که به مدت بیست سال، یعنی تا سال ۲۰۲۴ در کنار هم کار کنند. که البته این موضوع عملی نشد!مدیرعامل سابق گوگل، اریک اشمیت به عنوان مدیر فناوری که توانایی اش در آلفابت و اپل اثبات شده بود به گوگل آمد. در آن زمان ، این شرکت بخاطر انجام امور متفاوتی شناخته شده بود ، چیزهایی که منعکس کننده اصول و یا اغلب متعارض اصول بنیانگذاران اصلی آن لری پیج و سرگئی برین بود. اریک فهمید که اگر می خواهد گوگل را به موفقیت برساند ، مجبوراست همه آنچه را که فکر می کرد در مورد مدیریت و تجارت می داند،  فراموش کند.احتمالا وی به این جمله آلوین تافلر فکر می کرده است:بیسوادان قرن ۲۱، کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند؛ بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند، آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند!”امروز ، گوگل نمادی جهانی است که به طور مرتب مرزهای نوآوری را در زمینه های مختلفی جا به جا می کند.اریک می گوید، خلاقان هوشمند خون حیاتی گوگل هستند. آن ها همان کارمندانی هستند که گوگل برای استخدام به دنبالشان می گردد؛ متفکران مستقلی که نه تنها در حوزه تخصصی خود استاداند، بلکه دارای دیگر ویژگی های لازم برای رشد در محیط خودشان نیز هستند. اشمیت معتقد است که موفقیت  اصلی گوگل بیشتر به خاطر تمرکز گوگل بر استخدام خلاقان هوشمند و دادن آزادی عمل کامل به این کارمندان بوده است. چرا این امر اینقدر مهم است؟ چون پایه و اساس برای موفقیت و تعالی مستمر محصول، سرعت است. با بکارگیری افرادی که بتوانید به تصمیمات چابک آن ها اعتماد کنید، می توانید از بسیاری از بروکراسی هایی که اکثر شرکت ها را کند می کند اجتناب نمایید.در نهایت تعجب، این مدل شرکت های آمریکایی نیست؛ بلکه یک مدل دانشگاهی است که در آن دانشجویان نه تنها توسط استادان خود هدایت و ارشاد می شوند بلکه برای کشف هر موضوعی که فکر می کنند مفید است، آزادی عمل دارند. دلیل این که دفتر اصلی گوگل به عنوان یک دانشگاه معروف شده همین است.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهاین طرز تفکر جدید به برنامه ریزی استراتژیک چابک و یا بطور خلاصه اجایل استراتژی معروف است.این اجایل استراتژی است که می تواند  با سرعتی که امروزه جهان و تکنولوژی در حال تغییر است، خود را تطبیق دهد و بقای یک کسب‌ و کار را تضمین کند. اجایل استراتژی، راهبردی جدید در کسب و کار است که دائما در حال تغییر است. یکی از اولین تغییراتی که در گوگل انجام شد، اجرای طرحی بود که می‌گوید:هرگز پایه کسب و کار‌تان را بر اساس یک نقشه طرح ریزی نکنید بلکه برای پیش‌برد آن، یک استراتژی پایه‌ای داشته باشد.  چیزی شبیه مانیفست های ۴ گانه چابک.چراکه نقشه مانند یک مایع است در حالی که طرح پایه یا مانیفست، یک اصل استوار است.این اصل به شدت با جهان ووکا تطابق دارد. در جهان ووکا (VUCA world)  یعنی جهانی نوسانی همراه با شرایط ناپایدار و غیر قابل پیش‌گویی(volatility)، سرشار از عدم قطعیت (uncertainty) و شرایط پیچیده ای که در آن نادانسته ها بر دانسته ها برتری یافته است (complexity)، و در نهایت جهانی مبهم و رازآلود (ambiguity) ، بهترین استراتژی ها، چنانچه بصورت چابک طراحی، به روزآوری و بهینه نشوند ، در نهایت نفعی برای سازمان نخواهند داشت .اجایل استراتژی، رویکرد و چارچوبی نوین و مناسب جهت بسط، گسترش و اجرای موفقیت آمیز استراتژی های پرتغییر و پرریسک در سازمان ها، بخصوص سازمان های ایرانی است.اجایل استراتژی اغلب هنگامی استفاده می شود که عدم اطمینان  زیادی در مورد نیازمندیها و راه حل های پاسخ به این نیازمندی ها وجود داشه باشد.  به همین دلیل، ابتدا  چشم انداز و نقشه راه محصولات و خدمات یک ساله کسب و کار، تدوین و تنظیم شده و سپس در طول مسیر و در قالب بازه های زمانی مشخص، برنامه استراتژیک، بصورت تدریجی، افزایشی و تکرارپذیر، تکمیل می گردد.شکل ۱:مراحل اجایل استراتژیبرنامه ریزی چابک ، علاوه بر چشم انداز  و نقشه راه محصولات و خدمات یک ساله ، استراتژی های کسب و کار را  در بازه های زمانی ۳ ماهه، تدوین و اجرا می نماید.سپس مطابق با شرایط کسب و کار،‌نتایج مورد ارزیابی مجدد قرار می گیرد تا اطمینان حاصل شود که چه میزان از اهداف  استراتژیک حاصل شده است. سپس برای بازه ۳ ماهه بعدی برنامه ریزی می شود.این نظام با ارایه رویکردی چابک و اجرایی، ضمن تبدیل اهداف و برنامه های یک ساله به اهداف ، پروژه ها و عملیات سه ماهه، ماهانه و حتی هفتگی، می کوشد تا همراهی کارکنان در راستای تحقق اهداف و چشم انداز سازمان را به طور موثر ایجاد نماید.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهاستراتژی چابک، نقشه ای است که برنامه استراتژیک سازمان را بصورت افزایشی و تدریجی شفاف می نماید. مبتنی بر انطباق مداوم است و بازخوردها و تجربیات مشتریان را در طول زمان در پالایش و بهبود قابلیت ها  و تبدیل‌ آن به ارزش های نوآورانه و مدل های درآمدزائی جدید، بکار می گیرد..توصیه چابک منبخشی از استراتژی های کسب و کارها، قابل پیش‌بینی است. آنها را نهایی کنید. اما قبل از اجرای آن استراتژی، آن را با شرایط جهان ووکا یعنی شرایط ناپایدار و غیر قابل پیش‌گویی، سرشار از عدم قطعیت، پر از پیچیدگی و نادانسته ها و در نهایت پر از ابهام چک کنید. اگر استراتژی تان در چنین شرایط ووکاگونه ای به نتایج مثبت رسید، که عالی است. اما اگر خیر، استراتژی ها خود را به روز کنید و از خود این تغییر استراتژی نیز درس بگیرید.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jul 2021 16:56:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش و مسئولیتهای تحلیلگر کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DA%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-rv5xpcia2rfc</link>
                <description>نقش و مسئولیتهای تحلیلگر کسب و کار دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهامروزه شرایط کسب و کارها، بسیار سخت شده است. کرونا، رکود، تورم، رقابت شدید، حضور رقبای جوان استارت آپی در کنار کسب و کارهای سنتی، حضور و بروز فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک در کسب و کارها و ده ها عامل دیگر، باعث ورشکستگی و تعطیلی کسب و کارهای سنتی در اقصی نقاط جهان و کشورمان شده است. در این شرایط، استفاده از مهارت های تحلیل گری کسب و کار  حیاتی است. اما تحلیل گر کسب و کار کیست؟ چه مشخصاتی دارد و چگونه تحلیل کسب و کار را در شرایط کنونی انجام می دهد؟ در این مقاله به بررسی نقش و مسئولیت های تحلیلگر کسب و کار می پردازم.امروزه نقش جدیدی در لایه مدیریت کسب و کارها  ایجاد شده است. این نقش جدید،تحلیل گر کسب و کار نام دارد. این نقش می تواند توسط یک فرد و یا یک تیم اجرا شود و به شدت با  استقبال انواع سازمان ها و کسب و کارها اعم از سازمان های پروژه ای، عملیاتی، تولیدی، خدماتی و حتی استارت آپی مواجه شده است.تحلیل گر کسب و کار، نقشی است که مسئولیت تعریف، مدیریت، استخراج، تحلیل، تایید و مستندسازی نیازمندی ها و الزامات کسب و کار، سازمان یا یک فرآیند سازمانی و همچنین ارائه راه حل مناسب، در جهت پاسخگویی به نیازمندی ها و دستیابی سازمان به اهداف تعیین شده را بر عهده دارد.این امر از طریق ارائه راه کارهای اجرائی و به جهت رساندن از وضع موجود به وضع مطلوب در آن کسب و کار است. وضع مطلوبی که در آن ارزش بیشتری برای ذی نفعان مختلف کسب و کار، مانند سرمایه گذاران، سهامداران، هیات مدیره، مدیرعامل، مدیران اجرائی، کارمندان، مشتریان و حتی  کاربران حاصل شود. این ارزش بیشتر می تواند در قالب سود بیشتر، هزینه کمتر، رضایتمندی بیشتر، چابکی و یا سایر عوامل بدست آید.در دنیای امروز، تحلیلگران کسب و کار هستند که با ایجاد تغییر در کسب و کارها و یا استفاده از فرصت های پیدا و پنهان پیش روی کسب و کارها، می کوشند تا تغییر، هوشمندی، بهبود، بهینه سازی و یا توسعه ای جدید را در کسب و کارها رقم بزند.تحلیل گران کسب و کار از استاندارد مرجعی به نام BABOK که مخفف Business Analysis Body of Knowledge است، بهره میگیرد تا فرایند تجزیه و تحلیل کسب و کار به درستی انجام شود. در واقع این استاندارد ، مرجعی است که متخصصان می توانند به منظور توافق و اطمینان از درستی فعالیت تجزیه و تحلیل کسب و کار از آن استفاده نمایند.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهاین استاندارد، مهارت ها و دانشی که یک تحلیل گر کسب و کار باید دارا باشد را در اختیار وی می گذارد. به عبارتی، استاندارد BABOK، چارچوبی است که تشریح می کند چگونه یک تحلیل گر کسب و کار، وظایف خود را انجام دهد تا برای سازمان، ارزش افزوده جدیدی را خلق نماید.قدم های ۶ گانه ای نیز وجود دارد که تحلیل گران کسب و کار به منظور تجزیه و تحلیل کسب و کارها از آن استفاده می می نمایند.در قدم اول، تحلیل گر کسب وکار و تیم وی، برای انجام درست تحلیل کسب و کار برنامه ریزی می کنند. در این برنامه، مراحل انجام تحلیل کسب و کار، نحوه مدیریت داده ها و اطلاعات سازمان، رویکرد مناسب جهت اجرا، نحوه شناخت و تعامل با ذینفعان و دست اندرکاران کسب و کار و درنهایت نحوه ارزیابی و بهبود مراحل تحلیل کسب و کار تعیین می شود.در قدم دوم، نیازمندی های مختلف کسب و کار، از طریق تعامل مناسب با ذینفعان مختلف، شناسائی می شوند. این الزامات و نیازمندیها شامل انواع مختلفی از نیازمندی ها مانند نیازمندیهای کسب و کار، نیازمندیهای درخواست شده از سوی ذینفعان، نیازمندیهای راه کار پیشنهادی و در نهایت نیازمندیهای انتقال از راه کار قدیم به راهکار پیشنهادی جدید را شامل می شود. در نهایت این نیازمندی ها که تعداد آن کم نیز نخواهد بود، به تائید ذینفعان و دست اندرکاران مربوطه می رسد.در قدم سوم، نیازمندیهای متعدد شناسائی شده در مرحله قبلی،‌اولویت بندی می شوند و اگر تغییری در هر کدام از این نیازمندی ها رخ داد، این تغییر مستند شده و نتایج آن به روزآوری می شود.در قدم چهارم ،استراتژی طراحی راهکار یا راهکارهای مناسب بمنظور پاسخگوئی به هر یک از این نیازمندیهای اولویت بندی شده، مشخص می گردد. بدین منظور، ضمن بررسی وضع موجود و وضع مطلوب سازمان،‌ریسک های پیش روی کسب و کار شناسائی شده و در نهایت استراتژی تغییر از وضع موجود به وضع مطلوب جهت پاسخگوئی به نیازمندی های اولویت بندی شده ، تبیین می گردد.در قدم پنجم، راهکار یا راهکارهای پیشنهادی تحلیل گر کسب و کار جهت پاسخگویی به نیازمندیهای اولویت دار و گذر از وضع موجود به وضع مطلوب، طراحی می گردد. البته معمولا در این قدم، بیش از یک راهکار از سوی تیم تحلیل کسب و کار پیشنهاد می گردد، اما تحلیل گران کسب و کار، ضمن بررسی ارزش های بالقوه هر راهکار، راهکار نهائی خود را از بین راهکارهای پیشنهادی اعلام می نمایند.قدم آخر به ارزیابی راهکار اختصاص دارد. در این مرحله ضمن بررسی و آنالیز نتایج راهکار پیشنهادی اجرا شده در سازمان، محدودیت های راهکار پیشنهادی و همچنین محدودیت های سازمان در پیاده سازی جامع و کامل راهکار بررسی می شود تا بتوان اقدامات اصلاحی، بمنظور افزایش عملکرد راهکار پیشنهادی و ارزش های جدیدی که سازمان می تواند به آنها دست یابد را پیشنهاد نمود.رویکردهای متنوعی در پیاده سازی قدم های ۶ گانه بالا توسط تحلیل گران کسب و کار وجود دارد که بستگی به نوع الزاماتی شناسایی شده و راهکار پیشنهادی ارایه شده از سوی تحلیل گر کسب و کار دارد.گاهی أوقات مشکلات و نیازمندی های سازمان،‌به زیرساخت های فناوری اطلاعات باز می گردد که در این حالت مراحل ۶ گانه بالا با تمرکز بر فناوری اطلاعات انجام می پذیرد. به این حالت، تحلیل گری از منظر فناوری اطلاعات گفته می شود.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهگاهی أوقات مشکلات و نیازمندی های سیستمی و فرایندی سازمان،مشکل کلیدی سازمان است که در این حالت مراحل ۶ گانه بالا با تمرکز بر سیستم ها و فرایندها صورت می پذیرد. به این حالت، تحلیل گری از منظر مدیریت فرایندهای کسب و کار گفته می شود.امکان دارد تا مشکل از ساختار و یا معماری سازمان باشد که در این حالت به آن تحلیل گری از منظر معماری کسب و کار گفته می شود.این احتمال نیز وجود دارد که سازمان چابک نباشد که در این صورت تحلیل گر، از منظر چابکی، کسب و کار را آنالیز می نماید.و در نهایت این فرصت نیز وجود دارد که با تحلیل دقیق تر داده های کسب وکار، تصمیمات هوشمندتری توسط صاحبان کسب و کار اتخاذ شود.  این حالت تحلیل گری از منظر هوشمندی کسب و کار توسط تحلیل گر کسب و کار انجام می شود.در مقاله بعدی به بررسی مهارت های ۶ گانه تحلیل گری کسب و کارمی پردازیم.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 16:44:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل کسب و کار چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ernsxifne7nd</link>
                <description>تحلیل کسب و کار چیست؟ دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهاحتمالاً در سازمان خودتان به این چالش برخورده­ اید که برای مثال برنامه ­ریزی استراتژیک شما به مشکل برخورده و یا به صورت کامل اجرا نشده باشد. شاید هم عدم هماهنگی و یکپارچگی در رویکردهای بازاریابی همواره برای شما یک چالش جدی بوده و تیم ­های درگیر این کار نتوانسته­ اند انتظارات مورد نظر را برآورده سازند. اگر یک محصول تولید می­کنید یا خدمتی را به مشتری ارائه می­کنید، به احتمال زیاد می­توان حدس زد که با عدم تحویل کالا یا خدمت به موقع به مشتری رو به رو شده ­اید و همواره سعی در این داشتید که کارها را همان طور که برنامه ­ریزی کرده ­اید به انجام برسانید. به همین خاطر احتمالاً به ذهنتان خطور کرده که چطور می­توان مانند یک کارآگاه مسائل مهم سازمان را  به صورت اصولی و حساب شده آنالیز و بررسی کرد و به راه­ حل­ های منطقی رسید. اگر با این سوال مواجه شده­ اید یا با مشکلات و مسائلی که در بالا به عنوان نمونه مطرح شد دست و پنجه نرم کرده­ اید، این مقاله بسیار به کمک شما خواهد آمد. هدف ما در این مقاله و مقالات آتی این است که آموزش دهیم چطور می­توانیم با بررسی دقیق سازمان و کسب و کارمان ریشه مشکلات و یا مسائل­مان را شناسایی کنیم و برای آن­ها راهکار مناسب ارائه دهیم؛ که به این فرآیند اصطلاحاً تجزیه و تحلیل کسب و کار اطلاق می­شود.تجزیه و تحلیل کسب و کار براساس رویکرد BABOK چیست؟شاید این سوال در ذهنتان به وجود بیاید که برای تجزیه و تحلیل کردن کسب و کارمان از کجا باید شروع کنیم و آیا یک نظام مشخص برای این کار وجود دارد؟ برای اینکه سازمان­ها و کسانی که کار تجزیه و تحلیل کسب و کار را انجام می­ دهند یک فهم مشترک از روند اجرای کار داشته باشند و طبق یک اصول مشخص این فرآیند را طی نمایند، موسسه IIBA در کانادا در آخرین نسخه خود کتابی را منتشر کرد به نام Business Analysis Body of Knowledge که به اختصار به آن BABOK اطلاق می­شود.پیکره دانش تحلیل کسب و کار یا همان BABOK که آخرین نسخه آن، ویراش سوم بوده و  در سال ۲۰۱۵ میلادی منتشر شده است، منبع مهمی برای تحلیلگران کسب و کار است تا از وظایف و فعالیت هایی که باید انجام دهند آگاهی داشته باشند و بدانند چه صلاحیت هایی برای این کار الزامی است. در هر کسب و کاری، از چه منظری به آن کسب و کار نگاه کنند و  یاد بگیرند که از چه تکنیک هایی برای تجزیه و تحلیل دقیق تر کسب و کار خود استفاده نمایند. در واقع هدف از نگارش این اصول این است که فرآیند تجزیه و تحلیل کسب و کار ما را سازمان­دهی کند و از کارهای و فعالیت­های پراکنده در این زمینه و استفاده از ابزارهای ناشناخته و بعضاً اشتباه جلوگیری نماید.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهطبق اصول تعریف شده توسط این موسسه تجزیه و تحلیل کسب و کار فارغ از اینکه در چه سطحی قرار داریم از قدم ­های زیر تشکیل شده است که در اصطلاح به این 6 قدم­ حوزه دانش می­گویند. این قدم­ ها عبارت اند از:برنامه ریزی و پایش فرایندهای تحلیل کسب و کاراستخراج نیازمندی ها و تعاملاتمدیریت چرخه حیات الزاماتآنالیز استراتژیآنالیز الزامات و تعریف طراحیارزیابی راه کارهااین مراحل با یکدیگر می­توانند در ارتباط باشند، شکل زیر این نحوه ارتباط را نشان می ­دهد:شکل 1: ارتباطات 6 حوزه دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار براساس استانداردBABOK  (ویرایش 3)همان طور که مشاهده می­کنید این مراحل شامل دو چرخه می­شود:یک چرخه بیرونی که در آن مراحل برنامه­ ریزی و پایش فرایندهای تحلیل کسب و کار، مدیریت چرخه حیات الزامات و استخراج الزامات و تعاملات با هم در ارتباط هستند.یک چرخه درونی که در آن مراحل آنالیز استراتژی، آنالیز الزامات و تعریف طراحی و ارزیابی راه کار در یک چرخه قرار می­گیرند.برای درک بهتر موضوع در ذیل این قدم­ ها را به اختصار توضیح می­دهیم و در مقالات آتی آن­ها را به صورت مفصل و با جزئیات شرح خواهیم داد.این نمودار بیان می­کند که یک فرآیند تجزیه و تحلیل کسب و کار ابتدا با برنامه­ ریزی شروع می­شود. یعنی فرد عهده ­دار این مسئولیت به نام تجزیه و تحلیل­گر کسب و کار ابتدا برنامه ­ریزی می­کند که با چه روشی (سنتی یا چابک)، در چه بازه زمانی، با چه ابزارهایی و با چه ذینفعانی قرار است به آنالیز سازمان بپردازد. بعد از مشخص شدن این مرحله تیم تجزیه و تحلیل­گر وارد سازمان می­شود و مشکلات و الزاماتی که سازمان با آن رو به رو هست را استخراج می­کند. در اینجا منظور از الزام آن نیازی است که سازمان در حال حاضر با آن رو به رو است و نیاز به رفع یا بهبود آن دارد مثل کاهش ضایعات، اخذ استاندارد مدیریت کیفیت، پیاده­ سازی برنام ه­ریزی استراتژیک و… . بعد از اینکه این الزامات شناسایی شدند می­بایست اولویت­ بندی شوند.بعضی از الزامات هستند که برای سازمان مشخص است ولی بعضی دیگر برای سازمان مشخص نیست و این تجزیه و تحلیل سازمان است که باعث می­شود این الزامات، نیازمندی­ها و یا مشکلات خودشان را نشان دهند. به همین خاطر باید برنامه پاسخ به این نیازمندی­ ها را اولویت ­بندی نماییم. به موازی این کار باید این نکته را بررسی کنیم که آیا این اولویت­ بندی­ ها در جهت اهداف استراتژیک و کلان سازمان هستند یا خیر، از این­رو مرحله آنالیز استراتژی را انجام می­دهیم. بعد از مشخص شدن الزامات اولویت­ دار که با اهداف سازمان هم در تعامل هستند یک راهکار تعریف می­کنیم و آن را به تیم اجراکننده در سازمان تحویل می­دهیم و همراه با آن تیم تا به نتیجه رسیدن راهکار پیش می­ رویم.تجزیه و تحلیل کسب و کار بر اساس BABOK در کدام سطوح سازمان انجام می­گیرد؟همان طور که در بالا ذکر شد ممکن است مشکلات و یا مسائلی را که در سازمان با آن رو به رو هستید همیشه در یک سطح نباشند. به مسائلی که در سطوح بالای سازمان مانند برنامه­ ریزی استراتژیک یا تعیین اهداف سازمان جای می­گیرند، سطح استراتژیک می­گوییم. سطوح تیم­های مختلف مانند تیم بازاریابی و فروش و تیم تحقیق و توسعه که به برآورد اهداف سازمان کمک می­ نمایند سطح تاکتیک می ­نامیم؛ و در انتها تیم ­های کوچک هر بخش که کار را انجام می­دهند و یک خروجی به سازمان تحویل می­دهند سطح عملیاتی نام می­گیرند. لذا برای تجزیه و تحلیل کسب و کار این سه سطح را می­توانیم تعریف کنیم:سطح استراتژیسطح تاکتیکیسطح عملیاتیپس همان طور که مشاهده می­کنیم آنالیز کردن سازمان تنها معطوف به سطوح بالای آن یا برعکس به سوطح پایین آن نمی­شود و هر سطحی را می­توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.شکل 2:سطوح 5 گانه تحلیل کسب و کار5 رویکرد تحلیل کسب و کار بر اساس استاندارد BABOKشاید این سوال در ذهنتان به وجود بیاید که سازمان ما از قبل می­داند که دنبال چه چیزی هست و قرار هست به چه سمتی حرکت کند، در این حالت آیا امکان­پذیر هست که با یک رویکرد مشخص کار تجزیه و تحلیل انجام شود؟ بله؛ موسسه IIBA در اصول تجزیه و تحلیل کسب و کار خود 5 رویکرد یا به اصطلاح چشم­انداز را تعریف کرده است که سازمان­ها می­توانند از این دریچه به سازمان خود نگاه کنند.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهالان بسیاری از سازمان­ ها به دنبال چابک ­سازی مجموعه خود هستند، لذا یکی از چشم ­اندازهای تعریف شده بحث چابک می ­باشد. از سوی دیگر سازمان ­هایی دنبال هوشمندسازی کسب و کار خودشان هستند، به همین خاطر می­ان تجزیه و تحلیل را با این رویکرد انجام داد. مدیریت فرآیندها، معماری سازمان و فناوری اطلاعات دیگر چشم­اندازهایی هستند که می­توان از طریق آن­ها سازمان را آنالیز کرد.چشم انداز چابکی (Agile)چشم انداز فناوری اطلاعات (IT)چشم انداز مدیریت فرایندهای کسب و کار (BPM)چشم انداز معماری و ساختار سازمانی (Architecture)چشم انداز هوشمندی کسب و کار (BI)شکل ۳: رویکردهای 5 گانه تحلیل کسب و کار براساس استاندارد BABOKمهارت ها و شایستگی های 6 گانه تحلیل گر کسب و کارعلاوه بر موارد فوق، BABOK به 6 دسته مهارت ­ها و شایستگی های مختص تحلیلگر کسب و کار اشاره می نماید که برای موفقیت تحلیل گر کسب و کار و یا تیم الزامی است. این 6 دسته مهارت و شایستگی عبارتند از:تفکر تحلیلی و حل مسالهخصوصیات رفتاریدانش کسب و کارمهارت های ارتباطیمهارت های تعاملآشنائی با ابزارها و تکنولوژیشکل 4: مهارتها و شایستگی های 6 گانه تحلیل گر کسب و کارنقش تحلیل­گر کسب و کار چیست؟تحلیل­گر کسب و کار که به اختصار به آن BA (Business Analyst) گفته می­شود یک شخص یا تیمی است که مراحل مختلف آنالیز کردن کسب و کار را انجام می ­دهد. تحلیل­گر با دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار 6 قدم تعریف شده (حوزه دانش) را در سطوح مورد نظر سازمان یعنی استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی انجام می ­دهد. بر اساس چشم ­اندازهای پنج گانه­ای که تعریف گردید می­توان دریافت که تحلیل­گر کسب و کار می­تواند در حوزه­‌های مختلفی ایفای نقش کند.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com/</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 16:38:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار را فرا بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dr_m_ahmadzadeh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-plo6aiwxwsnv</link>
                <description>چرا باید دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار را فرا بگیریم؟  دکتر محمد احمدزاده ( PhD,PMP,ACP,ITIL,COBIT)آدرس لینکدین: https://www.linkedin.com/in/mohammad-ahmadzadehمقدمهآیا به این سوالات فکر کرده اید که:چرا فروش کسب و کارمان پائین است؟چرا مشتریان کسب و کار، هر روز کم و کم تر می شوند؟مشتریانمان از محصولات و خدمات ما ناراضی اند؟چرا نرخ خروج نیروهایمان از کسب و کارمان زیاد است؟چرا فرایندهای کسب و کار چابک نیستند؟چرا هزینه ها کسب و کارمان، هر روز بیشتر از دیروز می شود؟چرا کارکنان ما، از نوآوری و خلاقیت استفاده نمی کنند؟چرا محصولات ما، نیازهای مشتریان ما را برآورده نمی کنند؟و ده ها چرای دیگر؟اکثر سازمان های ایرانی و حتی غیرایرانی، با این چالش ها مواجه بوده و هستند و در واقع هیچ سازمانی نیست که این مشکلات را تجربه نکرده باشد!اما آیا برای مشکلات بالا، راه حلی وجود دارد؟پاسخ بلی است!دقیقا، تحلیل کسب و کار در پاسخ به همین مشکلات، طراحی شده است.در واقع تحلیل کسب و کار، دانش نوینی است که با بررسی یک مساله، نیاز و یا فرصت، نیازمندیهای مختلف مرتبط با آن را شناسائی و استخراج می نماید و راه کار بهینه و مناسبی را برای حل مسائل، پاسخ به نیازمندیها و یا استفاده از فرصت ها در پیش روی مدیران و صاحبان کسب و کار قرار می دهد. راهکاری که در طول زمان و در طول اجرایش نیز، بهینه می گردد.این دانش نوین و کاربردی، سازمان ها را قادر می سازد تا تغییرات مناسبی را برای سازمان خود اجرا نمایند. این تغییرات می تواند در قالب موضوعاتی مانند اصلاح برنامه استراتژیک، تغییر روش فروش و یا چابک سازی فرایندهای سازمان باشد.تغییرات بالا، توسط فرد یا تیمی به نام تحلیل گر کسب و کار ارائه می گردد. در واقع، این تحلیل گر کسب و کار است که شکاف بین انتظارت مدیرعامل و یا صاحبان کسب و کار و وضع موجود سازمان را بررسی کرده و راهکار مناسب را پیشنهاد می دهد.دوره آموزشی مرتبط با این مقالهاز سوی دیگر، موسسه بین المللی تجزیه و تحلیل کسب و کار(IIBA)، استانداردی را تحت عنوان تجزیه و تحلیل کسب و کار یا BABOK به دنیای کسب و کارها معرفی نموده است که سازمانها می توانند با یادگیری و بکارگیری آن، پاسخ های مناسبی را برای مشکلاتی که در ابتدای بحث به آنها اشاره شد، طراحی نمایند.BABOK، استانداردی بین المللی است که برای تجزیه و تحلیل کسب و کار به رسمیت شناخته شده است. این استاندارد، بخش های مختلف دانش تحلیل کسب و کار، فعالیت ها، وظایف و مهارت های لازم برای اجرای اثربخش آنها را تشریح می نماید.هدف اصلی استاندارد  تجزیه و تحلیل کسب و کار، تعریف حرفه و تخصص جدیدی به نام تحلیل کسب و کار است. در واقع این استاندارد، یک اصل پایه است که کسب و کارها می توانند به منظور توافق و اطمینان از درستیِ راهکاری که باید طراحی و اجرا شود، از آن استفاده کنند. استاندارد BABOK، چارچوبی است که تشریح می کند چگونه یک تحلیلگر کسب و کار وظایف خود را انجام دهد تا برای سازمان، ارزش خلق نماید.با بکارگیری مدام و مداوم دانش تجزیه و تحلیل کسب و کار است که می توانیم به سوالات ابتدای بحث پاسخ دهیم. البته تحلیل گران کسب و کار، نیازمند مهارتهایی هستند که در مقالات زیر به جزئیات در مورد آنها، بحث شده است.مهارت های ۶ گانه تحلیل گر کسب و کار براساس استاندارد BABOK (بخش اول)مهارت های ۶ گانه تحلیل گر کسب و کار براساس استاندارد BABOK (بخش دوم)همچنین لازم به تذکر است که تحلیل کسب و کار، امری مداوم و مستمر است که باید در رگ و ریشه سازمان، ایجاد شود و بصورت یک فرهنگ سازمانی درآید.موضوع مهم دیگر در این حوزه آن است که تحلیل گر کسب و کار در فضای VUCA ی امروزی، لازم است تا با تحلیل داده های به روز و ارائه گزارشهای کاربردی، این اطلاعات را با سایر ذینفعان کسب و کار، به اشتراک بگذارد تا بصورت بهینه در کسب و کارها، اجرائی شود.تحلیل داده محور کسب و کار، فرایند تبدیل داده به اطلاعات تصمیم ساز در کسب و کار است.فرایندی که بینشی ارزشمند را براساس تحلیل درست و هوشمندانه داده، در اختیار مدیران، صاحبان و دست اندرکاران کسب و کار قرار می دهد و به شدت، موردنیاز کسب‌وکارهای دانش محور امروزی است.نظرات و سوالات ارزشمند تان را با من و در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.ارادت- محمد احمدزادهآدرس ایمیل: Info@ahmadzadeh.academyآدرس ایمیل: info@mohammad-ahmadzadeh.comوبسایت شخصی: https://mohammad-ahmadzadeh.com</description>
                <category>دکتر محمد احمدزاده</category>
                <author>دکتر محمد احمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 16:26:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>