<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی آرانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dralikabiriarani</link>
        <description>من علی آرانی هستم ، سالهاست که در زمینه رشد و توسعه فردی و مهارتهای سازمانی و کسب و کارها تحقیق و فعالیت دارم، در حال حاضر بعنوان بیزینس کوچ به رشد و ارتقاء افراد و کسب و کارها کمک میکنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:09:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1440945/avatar/42i325.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی آرانی</title>
            <link>https://virgool.io/@dralikabiriarani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رزونانس؛ اتصال دنیای انسانی در کوچینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@dralikabiriarani/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-vl76lvgwfnnm</link>
                <description>رزونانس؛ پژواک جان هادر اولین دقیقه‌های یک جلسه کوچینگ حرفه‌ای، معمولاً اتفاق خاصی از بیرون نمی‌افتد؛ دو نفر، یک اتاق یا اتصال آنلاین، و چند جمله‌ی ابتدایی.اما در همان لحظات آرام، چیزی عمیق در زیر سطح جریان دارد؛ یک هم‌فرکانسی پنهان که اگر رخ بدهد، مسیر جلسه را دگرگون می‌کند.این پدیده همان چیزی است که در ادبیات کوچینگ به آن رزونانس (Resonance) می‌گوییم.رزونانس نه تکنیک است، نه مهارت، نه ترفند.رزونانس یک کیفیت رابطه‌ای است؛ کیفیتی که وقتی بین کوچ و مراجع فعال شود، جهان درونی مراجع شفاف‌تر، بیدارتر و خلاق‌تر می‌شود.در این مقاله قصد داریم به شکلی کاربردی و ساده این مفهوم کلیدی در کوچینگ و تحول انسان را مورد بررسی قرار دهیم:رزونانس دقیقاً چیست؟چرا برای کوچینگ حرفه‌ای حیاتی است؟در مدل Co-Active Coaching چگونه تعریف می‌شود؟و مهم‌تر از همه:چگونه یک کوچ حرفه ای رزونانس خلق میکند؟رزونانس چیست؟در علوم فیزیک، رزونانس زمانی رخ می‌دهد که دو سیستم با فرکانس مشابه شروع به هم‌نوا شدن کنند.در روانشناسی نیز رزونانس را نوعی هم‌آوایی هیجانی و شناختی بین دو انسان می‌نامند.در کوچینگ، رزونانس تعریف ساده‌تری دارد:&quot; رزونانس یعنی ارتباطی عمیق، شفاف و چندلایه که باعث می‌شود مراجع احساس کند “دیده، شنیده و فهمیده شده‌ام… و می‌توانم حقیقت خودم را بیشتر آشکار کنم”.وقتی رزونانس فعال می‌شود:مراجع راحت‌تر به لایه‌های عمیق می‌رودصداقت افزایش پیدا می‌کنداحساس امنیت و اعتماد شکل می‌گیردو بینش‌ها (Insights) با سرعت بیشتری ظاهر می‌شوندبه همین دلیل است که اکثر کوچ‌های حرفه‌ای می‌گویند:&gt; «بدون رزونانس، کوچینگ فقط یک مکالمه معمولی است.»نگاه مدل Co-Active به رزونانس:مدل Co-Active، یکی از انسانی‌ترین و کاربردی‌ترین متدهای کوچینگ دنیا، رزونانس را یک رابطهٔ زنده و دوطرفه می‌داند.در این رویکرد، رزونانس در نقاط زیر رخ می‌دهد:۱. حضور کامل (Full Presence)کوچ ذهنش جای دیگری نیست.قضاوت نمی‌کند، تحلیل نمی‌کند، نسخه نمی‌دهد.بلکه در لحظه با مراجع است.این حضور کامل خودبه‌خود فرکانس‌ها را همسو می‌کند.۲. شهود فعال (Active Intuition)در Co-Active کوچینگ، کوچ به احساسات، تغییرات تن‌صدا، مکث‌ها، انرژی کلام، و حتی فضاهای بین کلمات گوش می‌دهد.شهود یعنی گوش دادن به چیزهایی که گفته نمی‌شود.این شنیدن عمیق، رزونانس را روشن می‌کند.۳. کنجکاوی ناب (Pure Curiosity)کوچ در حالت شکار جواب نیست.در حالت اکتشاف است.کنجکاوی واقعی مثل لیزر، مراجع را به لایه‌های عمیق خود هدایت می‌کند و همین هم‌نوا بودن، رزونانس را تقویت می‌کند.۴. شریک بودن، نه راهبر بودندر Co-Active کوچ هم‌سطح مراجع است.قدرت غیرمعنوی در رابطه وجود ندارد.وقتی رابطه برابر است، رزونانس امکان وقوع بیشتری دارد.---چرا رزونانس مهم است؟۴ اثر حیاتی که فقط رزونانس ایجاد می‌کند۱. عبور از سطح به عمقوقتی رزونانس فعال است، مراجع از «گزارش روزانه» جدا شده و وارد لایه‌های زیرین می‌شود:باورهای پنهانترس‌هاانگیزه‌هاارزش‌های واقعی۲. ایجاد بینش‌های قدرتمندبینش در اثر فشار یا تحلیل نمی‌آید؛بلکه در فضای امن و هم‌نوا بروز می‌کند.۳. افزایش شجاعت و مسئولیت‌پذیریوقتی مراجع حس کند کوچ او را می‌بیند، شجاعت برای تغییر چند برابر می‌شود.۴. باز شدن مسیر خلاقیترزونانس، نیم‌کره راست مغز را فعال می‌کند؛جایی که:تخیل، شهود و نوآوری میجوشد.---چگونه رزونانس خلق کنیم؟در ادامه یک پروتکل عملی ۱۰ مرحله‌ای برای ایجاد رزونانس را باهم مرور میکنیم:(پروتکل کوچینگ حرفه ای)---۱. ورود آرام به جلسه (Arrival)۵–۱۰ ثانیه سکوت مشترکتنفس عمیقکُندکردن ریتماین سکوت ساده، فرکانس‌ها را تنظیم می‌کند.---۲. حضور کامل (۱۰۰ درصدی)قبل از شروع:نوتیفیکیشن‌ها، ذهن، تحلیل و قضاوت را در خاموش میکنیمو کوچ وارد حالت مشاهده می‌شود.---۳. گوش‌دادن ۳۶۰ درجهدر مدل Co-Active چهار سطح شنیدن وجود دارد:شنیدن محتواشنیدن احساسشنیدن انرژیشنیدن «آنچه گفته نمی‌شود»رزونانس از همین لایه‌های دومی و سومی متولد می‌شود.---۴. استفاده از بازتاب‌های عمیق (Deep Reflections)نه خلاصه‌گویی طوطی‌واربلکه انعکاس انرژی جمله‌های مراجع مثل:«انگار این موضوع برایت یک جور سنگینی همراه دارد…»---۵. بالا آوردن یک لحظه ( Naming the moment) کوچِ حرفه‌ای لحظه‌های رزونانسی را نام‌گذاری می‌کند:«بازوت الان کمی لرزید… به نظر می‌رسه این موضوع خیلی حیاتی باشه.»این نام‌گذاری لحظه، موج رزونانس را شدیدتر می‌کند.۶. پرسش‌هایی که ارتعاش دارندسؤال خوب، رزونانس ایجاد می‌کند.مثلاً:«اگر صدای درونی‌ات الان بلندتر شود چه می‌گوید؟»«کجای بدنت این موضوع را حس می‌کنی؟»«چه چیزی در این موضوع برایت مهم تر است؟»این سؤالات مستقیماً با فرکانس درونی مراجع بازی می‌کنند.---۷. استفاده از شهوداگر چیزی حس شد، گفته می‌شود؛اما با دعوت، نه تحمیل:«حسی دارم که شاید… نمی‌دانم چقدر درست باشد. می‌خواهی به آن نگاه کنیم؟»این جمله پلی است بین دو جهان.---۸. کند کردن ریتمرزونانس در عجله نمی‌نشیند.کوچ حرفه‌ای ریتم را آرام‌تر می‌کند تا انرژی‌ها فرصت هم‌فرکانس شدن داشته باشند.---۹. اجازه دادن به سکوتسکوت = عمیق‌ترین ابزار رزونانسیک سکوت خوب، گاهی ۱۰ برابر یک سؤال تأثیر دارد.---۱۰. پایان‌بندی رزونانسیدر پایان، کوچ:بینش را منعکس می‌کندلحظه‌های خاص را یادآوری می‌کندو احساس جلسه را با زبان انرژی توصیف می‌کندو این کار رزونانس را تثبیت می‌کند.سخن پایانی:رزونانس، جایی‌ست که کوچینگ واقعی شروع می‌شودکوچ باید با مجموع منش و مهارت های کوچینگی و شهودش، با ابزاری که گاهی در لحظه پیش می آید، خواه با سکوت و مکث، یا پرسشی تحول آفرین، همدلی و گوش دادن عمیق و یا بازتاب و بازخوردی ظریف، فضایی امن و تحول آفرین را برای خلق لحظات ناب رزونانس بیآفریند.کوچینگ بدون رزونانس، فقط مکالمه‌ای محترمانه است.اما کوچینگ با رزونانس، تبدیل به تجربه‌ای شگفت‌انگیز می‌شود؛جایی که مراجع نه‌ فقط فکر می‌کند،بلکه بیدار می‌شود.و این لحظه اکتشاف و همنوایی فرکانسی را با تغییر حالتش، سکوت و مکث، به فکر فرورفتن، آه کشیدن، احساساتی یا متاثر شدن، برانگیخته شدن و... نشان میدهدرزونانس همان لحظه‌ای است که مراجع می‌گوید:«حس می‌کنم چیزی درونم روشن شد…»و این جمله، دقیقاً همان جایی است که هنر کوچینگ زندگی را لمس می‌کند و اتصال بین آدمی با عالم درون خودش ایجاد میشود.علی آرانیکوچ و تسهیلگر توسعه فردی و حرفه ای</description>
                <category>علی آرانی</category>
                <author>علی آرانی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 01:57:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور؛گمشده پنهان ارتباطات،کار و زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@dralikabiriarani/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-qcaaw8d59frh</link>
                <description>🌀 حضور؛ گمشده‌ پنهان زندگی، ارتباط و کوچینگچند بار شده در یک گفت‌وگو، حضور داشته‌ای اما ذهنت جای دیگری بوده؟چند بار جلسه‌ای را به پایان برده‌ای بدون آن‌که واقعاً «در آن» بوده باشی؟ما در جهانی زندگی می‌کنیم که پر از صدا، تصویر، اعلان و پیام است؛ اما عجیب اینکه هرچه بیشتر در ارتباطیم، کمتر حاضریم.در کوچینگ(مربیگری و راهبری حرفه ای)، در رهبری، در عشق، و حتی در لحظات ساده‌ی زندگی، «حضور» همان نیرویی است که به رابطه جان می‌دهد، به تصمیم عمق می‌بخشد و به انسان آرامش می‌دهد.---🌱 حضور یعنی چه؟حضور یعنی «بودنِ کامل در لحظه‌ی حال».یعنی ذهن و بدن و احساس در یک نقطه جمع شوند — همین‌جا، همین لحظه.در کوچینگ ، حضور به زبان ساده یعنی:&gt; کوچ با تمام آگاهی، بدون قضاوت، بدون عجله برای راه‌حل، در کنار مراجع باشد.در زندگی روزمره یعنی:&gt; وقتی با کسی حرف می‌زنی، فقط گوش دهی، نه این‌که در ذهن دنبال پاسخ باشی.در کار یعنی:&gt; در جلسه، تمام توجه‌ات را به موضوع بدهی، نه به گوشی یا افکارت.---🔍 چرا حضور این‌قدر مهم است؟پژوهش‌ها نشان داده‌اند که حضور، کیفیت ارتباط، تصمیم‌گیری و حتی سلامت روان را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.وقتی «حاضر» هستیم، بدن آرام‌تر، ذهن شفاف‌تر و قلب بازتر است.در کوچینگ و مشاوره، حضور یعنی:ایجاد احساس امنیت در مراجعگوش دادن عمیق و دیدن آنچه در ظاهر نیستپرهیز از قضاوت یا عجله در نتیجهایجاد «فضای یادگیری» نه صرفاً گفتگودر زندگی شخصی، حضور یعنی:کاهش اضطراب و پیش‌داوریتجربه‌ی واقعی لحظه‌هاعمیق‌تر شدن رابطه‌ها---💡 چطور می‌توانیم حضور را در وجود خود نهادینه کنیم؟حضور یک مهارت ذاتی نیست، بلکه عضله‌ای است که باید تمرینش دهیم.اینجا چند گام ساده و کاربردی برای پرورش حضور آورده‌ام:۱. مکث‌های آگاهانهقبل از هر جلسه، تماس، یا گفت‌وگو، سه نفس عمیق بکش.به خودت یادآوری کن: «می‌خواهم واقعاً اینجا باشم.»۲. مشاهده بدون قضاوتدر تعامل‌ها فقط ببین و بشنو، بدون برچسب‌زدن یا تفسیر فوری.بگذار معناها خودشان آشکار شوند.۳. سکوت هدفمندهر از گاهی سکوت کن.گاهی سکوت، حضور تو را هزار برابر عمیق‌تر از کلمات منتقل می‌کند.۴. گوش دادن با تمام وجودبه‌جای تمرکز روی پاسخ، با گوش، چشم و قلبت گوش بده.به گفته‌های آشکار و ناگفته‌ها توجه کن.۵. آگاهی بدنی (Body Awareness)بدن همیشه در «حال» است.هر وقت ذهنت آشفته شد، توجهت را بر نفس یا حس پاهایت متمرکز کن تا دوباره برگردی به لحظه.---🌿 حضور در کوچینگ و مشاورهدر جلسات کوچینگ، حضور همان لحظه‌ای است که فضای امنِ گفت‌وگو شکل می‌گیرد.جایی که مراجع حس می‌کند دیده و شنیده می‌شود، بدون آنکه قضاوت شود.کوچِ حاضر، نه راه‌حل می‌دهد، نه عجله دارد،بلکه با سؤالات و سکوتش، به مراجع کمک می‌کند به پاسخ درونی خود برسد.به قول داگ سیلزبی، نویسنده‌ی کتاب Presence-Based Coaching (مربیگری مبتنی بر حضور):&gt; «حضور، ابزار کوچ نیست؛ خودِ کوچ است که ابزار حضور می‌شود.»---✨ جمع‌بندیحضور، فقط یک مهارت نیست، بلکه یک شیوه‌ی بودن و زیستن است.هرچه بیشتر آن را تمرین کنیم، بیشتر می‌توانیم از سطحِ واکنش، به عمقِ آگاهی برویم.اگر یاد بگیریم در گفت‌وگوها، جلسات، و لحظات شخصی واقعاً حاضر باشیم،نه‌تنها کیفیت روابطمان، بلکه کیفیت زندگی‌مان دگرگون می‌شود.---🧭 دعوت به تأملدر پایان، از خودت بپرس:&gt; آخرین باری که واقعاً حاضر بودم، کی بود؟و اگر همین امروز تصمیم بگیرم «بیشتر حضور داشته باشم»، چه چیزهایی تغییر خواهد کرد؟اصلا همین مقاله کوتاه رو چقدر با « حضور» کامل خوانده ام؛شاید اولین چالش و اقدام برای درک بهتر «حضور» از همین جا شروع شود که یکبار دیگر برگردیم و با حضور و آگاهی بیشتری آن را بخوانیم و تفاوتی که بر دل و جان و ذهن و حتی بدنمان خواهد نشست را باهمه وجود دریابیم.---✍️ نویسنده:علی آرانیمربی و تسهیلگر حرفه ای رشد و توسعه فردی و سازمانیکوچ حرفه‌ای و مدرس توسعه فردی و سازمانی</description>
                <category>علی آرانی</category>
                <author>علی آرانی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 12:47:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچ کردن یا نکردن ؛ مساله این است!!</title>
                <link>https://virgool.io/@dralikabiriarani/%DA%A9%D9%88%DA%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-aj9vgmmsg5pm</link>
                <description>اگر واژه &quot; کوچ &quot; را به مردم یا حتی صاحبین کسب و کار و سازمان های فارسی زبان نشان بدهیم، احتمالا اکثریت افراد آن را با همان شکل و معنای مصطلح و رایج در زبان فارسی، یعنی &quot; کوچ&quot; بمعنای مهاجرت تلفظ کرده و میفهمند . حال یک کوچ (coach) یا مربی را در نظر بگیرید که برای معرفی خود ، این واژه را در کارت ویزیت یا ارائه اولیه خود به مخاطب یا مشتری هدف به کار می گیرد ، و میبیند حتی از جهت خوانش لغوی هم واژه کُچ ( در این مقاله برای تمایز و خوانش بهتر ، کُچ در معنای مربی را به این شکل مینویسیم) با واژه &quot; کوچ &quot; متداول در زبان فارسی( به معنای مهاجرت) اشتباه گرفته میشود، چه برسد به مفهوم و تعریف آن برای یک فردی که به کلی با این متد و روش جدید حمایتی و همیاری بیگانه است.از سویی دیگر بسیاری از فعالان عرصه کوچینگ معتقدند که ما برای فهم لغوی و مفهومی &quot;کوچینگ&quot; ، درفرهنگ و زبان فارسی و واژه نامه های آن به جایی نمیرسیم و چاره ای غیر از تعریف و توضیح ریشه لغوی خارجی و تاریخچه آن نداریم.اما در این مقاله میخواهیم به همین اشتباه لفظی و لغوی رایج و محتمل از زاویه ای دیگر نگاه کنیم، که شاید برای خودمان و احتمالا مخاطبین نا آشنای با کوچینگ جالب باشد؛ و چه بسا به پرزنت و ارائه بهتر و جذابتر ما از کوچینگ و مربیگری هم کمک بکند؛ افزون بر آن که درک عمیقتری از کوچینگ و کُچ کردن را به همه فعالان و علاقمندان این دانش و مهارت نوپا میدهد.بگذارید اینگونه به این سو‌ء برداشت ظاهری لغوی نگاه کنیم که اتفاقا یکی از بهترین برداشتها و برگردان های واژگانی و مفهومی اتفاق افتاده است ، یعنی ازین ببعد اگر کسی کُچ( مربیگری در کوچینگ) را با کوچ (مهاجرت) اشتباه گرفت ، باید این را به فال نیک بگیریم و حس کنیم کاملا مطلب را درست گرفته است. اگر با تعجب یا احیانا تاسف دارید محتوای مقاله را تا اینجا نگاه میکنید، توصیه میکنم حتما این مقاله را با دقت تا انتها مطالعه کنید.کچُ در انگلیسیدر تاریخچه ریشه ی واژه &quot; کُچ&quot; در انگلیسی به قرن ها پیش ، و روستایی به نام &quot; کاکس&quot; در مجارستان میرسیم که در حدفاصل دو شهر بوداپست و &quot; وین&quot; قرار داشت . ساکنین این روستا کالسکه هایی را اختراع کردند که بسیار راحتتر و سریعتر ازچرخ ها و وسایل نقلیه ی آن زمان بودند ؛ و بهمین جهت این کالسکه ها را بنام همین روستا &quot; کاکس&quot; نام نهادند ، که بعدها در زبان انگلیسی به &quot; کُچ&quot; تغییر یافت.پس &quot; کچ&quot; وسیله نقلیه ای بود که سفر و انتقال بین دو مکان را برای مسافرین تسهیل و تسریع میکرد. چند قرن بعد واژه &quot; کُچ&quot; به افرادی که دیگران را برای رسیدن به مقاصد تحصیلی و ورزشی ، همراهی میکردند اطلاق شد . و در اواخر قرن بیستم میلادی این واژه بمعنای تخصصی تر مربیگری افراد و سازمانها در مسیر اهداف و مقاصد مختلف شخصی و حرفه ای به کار رفت ؛ و به این فرآیند و مسیر راهبری و رهیاری حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب &quot; کوچینگ&quot; گفته شد.کوچ در فارسیحال به ایران پارسی زبان برمیگردیم و فرهنگ لغت دهخدا را باز میکنیم تا تعریف واژه &quot; کوچ&quot; را در آن بخوانیم ؛ مواردی از این دست را میخوانیم: کوچ کردن یعنی رحلت نمودن و نقل مکان کردن از منزلی به منزل دیگر..منتقل شدن از جایی به جای دیگر.. مهاجرت کردن ، هجرت..اگر نگاهی گذرا به سایر واژه نامه های فارسی مثل فرهنگ معین ، فرهنگ عمید و غیره هم بیندازیم ؛ واژه &quot; کوچ&quot; را در معانی مشابه همین سفر کردن ، جابجایی از نقطه ای به نقطه دیگر ، عزیمت و نقل مکان کردن ، مهاجرت کردن و.. خواهیم یافت.همینطور که ملاحظه میکنیم واژه کوچ در زبان فارسی ، بطرز عجیبی با واژه کُچ در زبان انگلیسی و حتی استعاره آن در مفهوم کوچینگ ، همگرایی و همخوانی دارد.بطوری که شاید بیراه نباشد اگر &quot;کوچینگ &quot;در انگلیسی را معادلی از &quot;کوچیدن&quot; در فارسی بدانیم ، و شاید کُچ یا مربی را بتوانیم&quot; هم کوچ&quot; یا &quot; کوچ یار&quot; تلقی کنیم. کما اینکه برخی  &quot; رهیاری &quot; یا &quot;راهبری&quot; را  ترجمه مناسبتری برای کوچینگ در فارسی دانسته اند.البته بی شک حرف اصلی ما در این مقاله بحث واژگانی یا معادل سازی زبانی نیست و اتفاقا بیشتر به دنبال مفهوم عمیق و اصیل &quot; کوچینگ&quot; در &quot; کوچیدن &quot; پارسی هستیم.کوچ کردن و کوچینگاجازه بدهید حالا که بحث ریشه شناسی لغوی و مشابهت واژگانی در تاریخچه کوچینگ و فرهنگ و زبان فارسی به اینجا رسید، قدری بیشتر در مورد قرابت و مشابهت این دو مفهوم &quot; کوچیدن &quot; و &quot; کوچینگ&quot; تامل کنیم.یکی از تعاریف متداول و کاربردی کوچینگ که از همان ریشه لغوی آن استعاره گرفته شده است ، حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است. و کسی که فرد را در این حرکت و جابجایی بین این دو وضعیت موجود( مبدا) و مطلوب( هدف و مقصد) همراهی میکند کُچ نامیده میشود.حال این انتقال و جابجایی گاه بین دو نقطه و وضعیت در زندگی است( لایف کوچینگ) ، گاه بین دو نقطه در تارگت ها و اهداف شغلی و سازمانی است( بیزینس کوچینگ). گاهی این کوچینگ بصورت فردی صورت میپذیرد، گاه بصورت گروهی یا سازمانی.بنظر می آید کوچینگ را در هر شکل و سطحی از آن تصور کنیم آخر نوعی سفر ، جابجایی، حرکت و نقل مکان و هجرت از یک نقطه به نقطه ای دیگر در کار یا زندگی _که مقصد و مطلوب ماست _ در آن مستتر است ؛ و این مساله دقیقا و عمیقا در واژه &quot; کوچ &quot; کردن ما پارسی زبانان نیز نهفته است.کوچ کردن یا نکردناگر بحث های واژگانی و فرهنگی و تاریخی را هم کنار بگذاریم و روی همین مفهوم &quot; کوچ کردن&quot; عمیق تر بشویم ، شاید بتوانیم بسیاری از مدل ها ، صلاحیتها و مهارتهای کوچینگ را از دل آن استخراج کنیم.به مانند مفهوم فیزیکی و مکانی سفر و کوچ کردن ،اگر یک فرد بخواهد از وضعیتی در زندگی یا کار خود ، به وضعیت دیگری که مطلوب اوست برسد ، چاره ای بغیر از &quot; کوچ &quot; یا مهاجرت ندارد.باید مانند مفاهیم مطرح در کوچینگ و مدل های آن ، با تحلیل دقیق وضعیت موجود بخوبی متوجه شویم که مبدا و نقطه ی آغاز این حرکت و کوچ کجاست ؛ سپس به مقصد و هدف نهایی که در این مسیر مطلوب ماست فکر کنیم  و به وضوح و روشنی آن را تصویر کنیم. وقتی نقطه و منزل اول و آخر را تعیین کردیم سفر و کوچ برای ما معنا پیدا میکند . و بالطبع در گامهای بعدی باید به مسیر کوچ  کردن و ابزار و منابع آن توجه کنیم ، و چرایی و انگیزه محکم و دلگرم کننده ای برای این سفر بیابیم تا در میانه راه و رنج و سختی های هجرت و کوچ کردن کم نیاوریم. و در نهایت باید پای در جاده و مسیر کوچ گذاشت و تا مقصد مطلوب سفر را ادامه داد.قطعا اگر در این مسیر یک همسفر یا &quot; کوچ یار &quot; داشته باشیم بسیار مطمئن تر و راحتتر این سفر و مهاجرت سرنوشت ساز را انجام میدهیم ؛ وظیفه ای که در سفر کوچینگ ، کُچ ها یا مربیان ( رهیاران) برعهده میگیرند.تا اینجا کسانی که با مدل های کوچینگ ومعروفترین و پایه ای ترین آنها که &quot; مدل Grow &quot; هست آشنا باشند ، مطلب را بخوبی متوجه شده اند.اما بیایید به سراغ &quot;صلاحیت &quot; های تعریف شده جهانی برای کوچینگ ، در مدل &quot; کوچ&quot; بومی خودمان برویم ؛ آیا اگر دو نفر بخواهند در مسیر مهمی در کار یا زندگی همسفر بشوند نباید به وضوح و روشنی درباره این مسیر و مسائل آن باهم سخن بگویند و توافق کنند ، و با رعایت اخلاق و امانت داری همسفر بشوند. آیا نباید به قابلیت وتوانمندی فردی که قصد کوچ کردن با او را داریم باور داشته باشیم و مسئولیت های سفری که قصد آن را کرده، به او گوشزد کنیم ( اصول بنیادین وصلاحیت های پایه ای کوچینگ).آیا نباید فضایی امن و رابطه ای مطمئن و صمیمی بین آنها شکل گرفته باشد ، و پس از شفاف شدن مسیر ، تعهدات و قول و قرار مستحکمی بین آنها باشد و با تمام توجه و تمرکزشان در این سفر پا بگذراند.( ایجاد رابطه مشترک)از سویی من زمانی همراه و همسفر خوبی در این&quot; کوچ &quot;سرنوشت ساز هستم که کاملا گوش و حواسم به مسافر ویژه ام باشد . مدام با خودش نیازها و مسائلش را چک کنم ، و آنچه در طول مسیر ازاو میبینم و میشنوم، اگر برای ادامه مسیر و رسیدن نهایی او به مقصد لازم است، را صادقانه به او انتقال بدهم و با روحیه و نگرشی مثبت، امید و آگاهی او به این مسیر را برانگیزانم ( برقراری ارتباط موثر)و در نهایت در تمامی طول این سفر و مهاجرت ، با تمام وجودم در کنار او باشم و این &quot; کوچ &quot;کردن  را تا حد امکان برای او تسهیل کنم. بنوعی که در این سفر به پختگی و رشد لازم هم برسد.(کاشت رشد و یادگیری)در &quot;کوچ کردن&quot; های  مهم کار و زندگی واقعا به چنین منش و روش سیار و مهاجری نیاز داریم؛ وقتی که قرار است این کوچ و هجرت درونی در افراد یا سازمانها اتفاق بیفتد.برای انجام هر چه بهتر این سیر و سفر کوچینگی ، هم کُچ و هم مراجع باید عزم سفر و &quot; کوچ&quot; کنند.مربی یا کُچ باید ازناآگاهی ها،ناپختگی ها، قضاوتها ، نصحیتهای نابجا و عجولانه ، زیاده گویی ها ، حواس پرتی ها و منفعت طلبی ها ، سخن چینی  یا وسوسه ها و شیطنت های درونی خود هجرت کند، و به نقطه ای در دانش و منش و روش خود کوچ کند که همسفری آگاه،با تجربه، مهربان ، صبور ، خویشتن دار ، راز دار ، پرسشگر و کنجکاو ، متمرکز و نکته سنج ، آگاهی بخش و رشد دهنده و آیینه ای شفاف و صادق برای مراجع خود باشد.و در مقابل مراجع هم باید ازآشقتگی و سردرگمی ، بی نظمی وبی برنامگی ،شکایت کردن و بی مسئولیتی، نا آگاهی ،منفی بافی و خود کم بینی ، کم کاری و درجا زدن ،وابستگی و انفعال ، و عادت ها و رویه های ناکارآمد خود کوچ کند و به سرزمینی هجرت کند که خودآگاهی ، بینش ، مسئولیت پذیری ، مثبت نگری ،شفافیت ، صداقت و تمامیت و اهداف و ارزش های اصیل او در آن قرار دارد.بعبارتی برای کوچ کردن از جایی به جای دیگر(کوچ بیرونی) ، باید جریان کوچ درونی مربی و مراجع بهم گره بخورد؛ و این بسیار شباهت به همان مفاهیم بازی درونی و بیرونی در مربیگری دارد که یکی از تاثیرگذارترین چهره های تاریخ کوچینگ ، تیموتی گالوی، از آن سخن گفته است.سخن در اینجا بسیار است ، اما با این جمله این مقاله را به پایان میرسانیم که برای تحقق یک کوچینگ ناب ، گریزی از &quot; کوچ&quot; کردن نداریم؛ کوچ از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب ، و کوچ مربی و مراجع از عادات و رویه های نامطلوب و ناکارآمدشان به آداب و اصول همسفری و تعهد کامل به خلق یک سفر مشترک ارزشمند و ارزش آفرین..و مساله نهایی این است : کوچ کردن یا نکردن...علی آرانی ، مربی مهارتهای رشد فردی و سازمانی</description>
                <category>علی آرانی</category>
                <author>علی آرانی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 03:05:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچینگ از آغاز تا فرجام ؛ نگاهی کاربردی به تاریخچه کوچینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@dralikabiriarani/%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-zeyog6j1sksx</link>
                <description>کوچینگ ؛ از آغاز تا فرجاممعمولا هر گاه بخواهند پدیده ای را تعریف کنند ، در ابتدا به تاریخچه آن اشاره میکنند ؛ در این مقاله قصد داریم نه فقط بخاطر تکرار این رویه ، بلکه واقعا به شکلی هدفمند نگاهی عمیقتر به گذشته کوچینگ بیاندازیم ؛ تا ازین منظر به درک و شناخت بهتری ازواقعیت کنونی این دانش و مهارت نوظهور دست یابیم.پس اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که به تازگی با این واژه و مفهوم آشنا شده اید ، و یا بدنبال درک عمیقتری از &quot; کوچینگ&quot; هستید، حتما این مقاله را تا پایان مطالعه کنید.عهد باستاناز زمانی که بشر و اجتماعات بشری شکل گرفته ، حتی اگر مسابقات پرتاب سنگ در عصر حجر را تصور کنیم، آدمی دوست داشته به ویژه در نبردها یا شرایط حساس زندگی ،از کمک و همراهی فردی حمایتگر در کنار خود استفاده کند.در داستان اساطیری &quot; ادیسه &quot;  هومر، ادیسه برای آموزش و حمایت فرزند خود &quot; تلماخوس&quot;، ازالهه ی دانایی در کسوت پیرمردی دانا و با تجربه به نام &quot; منتور&quot; کمک میگیرد؛ و این منتور خردمند است که تلماخوس را در سفر سرگردانی همراهی و راهنمایی میکند.منتور  و تلماخوس دریونان باستان هم برای فراگیری بهتر دانش ، و هم برای آموختن مهارتهای رزمی و ورزشی ازکمک و همراهی معلمان و مربیان استفاده میشده است. در مسابقات ورزشی یونان باستان نیز شرکت کنندگان، از قهرمانان سابق این مسابقات در کنار خود استفاده میکردند، که به آنها &quot; ژیمیناست&quot; میگفتند.ژیمناست ها در مسابقات المپیکدر تمدن های بزرگ باستانی هم آموزش و مهارت آموزی به شیوه انفرادی و بدون استاد یا همراه مرسوم نبوده است؛ و افراد با کمک و همراهی یک استاد یا مربی، سرعت و کیفیت یادگیری خود را افزایش میدادند و امکان خطا ، سردرگمی و شکست را به حداقل میرساندند.پس آنچه مشخص بنظرمی آید این است که بشر از آغاز متوجه شده که علاوه بر زندگی اجتماعی خویش ، برای آموختن و یادگیری نیز به کمک همنوعان خردمند و کارآزموده خود نیاز دارد ؛و بدین شکل مفهوم &quot; آموزش&quot; و &quot; مشاوره&quot; شکل گرفته است.اما قطعا روشهای مختلفی برای این &quot; یادگیری &quot; و بهره گیری از کمک سایر انسانها وجود دارد.سقراط حکیم شهیر یونانی، در آموزش شاگردان خویش ، از جریانی از سوالات هدفمند و تامل برانگیز استفاده میکرد و بدین طریق شاگردان با فکر کردن و پاسخ دادن به این سوالات ، بمرور به پاسخ ها و آگاهی های عمیقتری نسبت به خویشتن و جهان میرسیدند. و با همین شیوه ی گفتگوی دوطرفه و پرسش و پاسخهای هدفمند (دیالوگ های سقراطی) بود که &quot; فلسفه&quot; متولد شد.سقراط عهد میانهبه برشی دیگر از تاریخ میرویم، قرن پانزده و شانزده میلادی، روستایی در شمال غربی مجارستان بنام &quot; کاکس&quot; قرار داشت که بنوعی  در مسیر بین دو شهر &quot; بوداپست&quot; و &quot; وین&quot; واقع میشد. حمل و نقل بین این شهرها با چرخ ها و وسیله های نقلیه ی اولیه انجام میگرفت، تا اینکه مردمان این روستا ، کالسکه و دلیجان های پیشرفته تری را ساختند که این سفر را بسیار راحتتر و سریعتر کرد؛ این دلیجان ها و کالسکه ها به نام همین روستا بنام &quot; کاکس&quot; معروف شدند ، این واژه پس از انتقال به زبانهای دیگر آلمانی و فرانسوی ، با تغییراتی در نهایت در زبان انگلیسی به &quot; کوچ&quot;  تبدیل شد.کاکس ها یا همان کالسکه هاپس واژه &quot; کوچ&quot; در فرهنگ لغات انسانها به یک وسیله نقلیه اطلاق میشد که کار انتقال انسانها از یک نقطه ( مبدا) به نقطه ای دیگر(مقصد) را به شکلی سریعتر و راحتتر انجام میداد.عهد نویناما دردوران معاصر واژه &quot; کوچ&quot; بمرور کاربردی وسیعتراز ابزار و وسایل نقلیه ، پیدا کرد و در مورد افراد و انسانها نیز به کار گرفته شد. در سال ۱۸۳۰ میلادی دیکشنری آکسفورد این کلمه را در مورد معلم های خصوصی به کار برد که به دانش آموزان کمک میکنند سریعتر و راحتتر به اهداف و مقاصد تحصیلی خود برسند .در سال ۱۸۶۰ این واژه در مورد مربیان ورزشی به کار گرفته شد که به افراد یا تیم ها کمک میکردند که با سرعت و سهولت بیشتر به نتایج و عملکردهای بهتر ورزشی برسند.بالطبع هر چه رقابت های تحصیلی و ورزشی در زندگی انسانها مهمتر و حساستر میشد ، ضرورت و جایگاه مربیان یا کوچ ها جدی تر و انکار ناپذیرتر میشد.همزمان با شکل گیری مفهوم حرفه ای &quot; کوچ&quot; در تب و تاب رقابتهای تحصیلی و ورزشی ، به تدریج کسب و کارها، شرکت ها و سازمانهای بزرگ و حرفه ای نیز به ضرورت کمک گرفتن از دانش و تجربه مشاوران و روانشناسان در بهبود نتایج وافزایش عملکرد فردی و سازمانی پی بردند.در دهه ۷۰ میلادی یک مربی ورزشی به نام &quot; تیموتی گالوی&quot; حاصل تجربیات خود در عرصه مربیگری را در کتابی بنام &quot; بازی درونی تنیس&quot; منتشر کرد؛ که توجه بسیاری از افراد را بخود جلب کرد. تیموتی گالوی که مربی تنیس دانشگاه هاروارد بود دریافته بود که علاوه بر بازی بیرونی و رقیبی که آن سمت تور در مقابل بازیکن قرار دارد ، یک بازی و نبرد درونی ، در هر فردی در جریان است که موفقیت و چیرگی بازیکن در این بازی درونی نقش تعیین کننده ای در موفقیت نهایی او دارد.تیموتی گالوی و مفهوم بازی درونی ترسها، تردیدها ، احساس ناکارآمدی یا گفتگوهای درونی منفی و باورهای محدودکننده ای که درذهن بازیکن درارتباط با خود یا عملکردش شکل گرفته، و یا بالعکس خودشیفتگی و غرور کاذب او ، یک رقابت و بازی درونی را شکل میدهند که تا وقتی فرد نتواند این رقیب درونی و موانع ذهنی را مغلوب کند ، شاید نتواند با تکیه به آموزشها ، تمرین های فیزیکی و تکنیک های بیرونی در زمین مسابقه به حداکثر عملکرد و موفقیت خود برسد.آقای گالوی دریافت که این حقیقت ، نه فقط در ورزش ، بلکه در سایر جنبه های کار و زندگی انسان ها نیز صادق است، بهمین جهت مفهوم بازی درونی را در ورزش های دیگر مثل گلف یا اسکی و در زمینه های دیگری مانند موسیقی و کار و تجارت نیز به کار برد.یافته ها و آموزه های &quot; تیموتی گالوی&quot; نگرش جدیدی را در عرصه مربیگری به ویژه با رویکردی درون گرا و متمرکز بر افراد ایجاد کرد . یعنی علاوه بر آموزشها،و تکنیکها و استراتژی های موجود بیرونی ، باید مربیگری فردی یا انحصاری نیز به کمک افراد یا سازمانها بیاید تا حلقه مفقوده و نهایی یادگیری و تغییرو تحولات بزرگ انسانی شکل بگیرد.با ظهور رویکردهای انسان گرایانه در روانشناسی و همینطور با الهام از درون کاوی های فرهنگ شرقی ، به تدریج در دهه هفتاد میلادی انجمن هایی مانند &quot; اِسالن &quot; در آمریکا و نویسندگان و سخنرانان برجسته ای مانند &quot;ورنر هانس ارهارد&quot; در آموزش های رشد و بهبود فردی خود همین نگرش و رویکرد فردمحور و درون نگر را ارائه دادند.در عصر معاصر ، مکاتب جدید روانشناسی مانند روانشناسی انسان گرا و روانشناسی مثبت نگر نیز بر این نگاه صحه گذاشتند و بر اهمیت شناخت عمیقتر افکار و رفتار انسانی و همینطور نقاط قوت و ضعف درونی آدمها در تحلیل و تغییر انسان تاکید کردند.در سال ۱۹۸۰ ، توماس جی لئونارد که یک مشاور مالی در آمریکا بود ، همین نگاه را در حیطه مشاوره های فردی و سازمانی خود کشف کرد و دید که عملکرد حرفه ای و اقتصادی افراد بنوعی با مسائل شخصی و زندگی آنها مرتبط است . او بمرور تصمیم گرفت که مانند گالوی به شیوه مربیگری با افراد و دنیای درونی آنها ارتباط برقرار کرده و مشاوره های عمیقتر و کاربردی تری به مراجعین خود ارائه دهد ؛که منجر به رشد و تحول در تمامی عرصه ها و زمینه های زندگی آنها بشود ؛ بهمین جهت خود رو &quot; کوچ &quot; و فعالیت خود رو نوعی لایف کوچینگ ( مربیگری زندگی) میدانست.توماس جی لئونارد همزمان با شکل گیری حلقه های اولیه کوچینگ در آمریکا ، در اروپا و انگلستان هم آقای &quot; جان ویتمور&quot;  و همینطور &quot; الکساندر گراهام&quot; تفکر و نگرش کوچینگ را در کار و زندگی مطرح کردند که در ادامه به انتشار کتاب &quot; کوچینگ برای عملکرد&quot; و ارائه مدلهای کوچینگ ( مانند مدل Grow)منجر شد.سر جان ویتمور خالق کوچینگ عملکرد بدین ترتیب متد و رویکرد کوچینگ در تمامی حوزه های فردی و حرفه ای شکل گرفت . و کوچ ها بعنوان اشخاص توانمندی که در این زمینه به افراد و سازمان ها کمک میکنند بصورت حرفه ای شروع به فعالیت کردند.سازمان ها و شرکتهای بزرگی مثل آی بی ام ، اپل ، کوکاکولا و مایکروسافت را میتوان ازشرکت های پیشگامی دانست که در بدو شکل گیری کوچینگ ، از آن در رشد و توسعه فردی مدیران و سازمان های خود بهره بردند.توماس جی لئونارد که در شکل گیری کوچینگ بعنوان یک حرفه نوین نقش بسزایی داشت با شکل گیری و رشد این حرفه ، در سال ۱۹۵۰اقدام به تاسیس فدراسیون جهانی کوچینگ کرد. که بعنوان یک انجمن و مرجع حمایتی ،آموزشی ونظارتی در این زمینه شروع به فعالیت کرد و با تعریف یکسری استاندارها و صلاحیتها و مهارتها برای این حرفه ، کوچینگ را در شکل نوین و حرفه ای آن در دنیا مطرح کرد.از ابتدای قرن جاری کوچینگ در فضای آکادمیک کشورهایی مثل آمریکا و استرالیا ،و در رشته های دانشگاهی مرتبط با روانشناسی مانند &quot;کوچینگ روانشناسی &quot;هم وارد شد. و به مرور موسسات و نهادهای زیادی در سرتاسر دنیا به این روش نوین پرداختند.کوچینگ در ادامه این سفر و تکامل تاریخی امروزه در اشکال و زمینه های مختلفی ( کار ، زندگی ، سلامتی ، ورزش ، تحصیلی ، مالی ، معنویت و..) و همینطور در سطوح مختلف فردی، گروهی و سازمانی ارائه میگردد و به سرعت در دنیا درحال گسترش و تکامل میباشد.کوچینگ در مفهوم نوین آن گرچه بسیار نوپا و بدیع است ، اما بنظر می آید که ریشه های تاریخی ، فلسفی و انسان شناختی مستحکمی دارد و درعصر جدید  هر چه بگذرد ازین سبک نوین حمایتگری و همیاری بیشتر خواهیم شنید.سخن پایانیاگربخواهیم نقاطی که در تاریخچه ی کوچینگ و مربیگری حرفه ای مطرح شد را بهم متصل و مرتبط کنیم ، شاید بتوانیم پازل و تصویر کاملتر و بهتری از کوچینگ را داشته باشیم. درعین حال باید صبوری و کنجکاوی خود را برای ادامه سیر و تکامل تاریخی آن حفظ کنیم.انسان از بدو فعالیت های اجتماعی به ارزش بهره گیری از دانش و خرد و مهارتهای دیگر همنوعان خود پی برد و بدین ترتیب بود که &quot; منتور&quot; ها و &quot; ژیمیناست &quot; ها را به یاری طلبید.در جریان شکل گیری فلسفه ، سقراط ها ، برای تعمیق این خرد و مهارتها،  به دنیای درون انسان ها باوربیشتری داشتند و با پرسشگری های قدرتمند و گفتگوهای روشنگر ، آگاهی و تحول را در عمق ذهن و اندیشه انسانها زنده کردند.واژه&quot; کوچ&quot; ازفرآیند  سفر به فرهنگ واژگان انسانها وارد شد، ابتدا به ابزار سفر( کالسکه) و بعد به همسفر ما در تغییر و تحول ( مربی ) اطلاق شد.ضرورت بهره گیری از &quot;کوچ &quot; در ابتدا در فرآیند آموزش و تحصیل و مسابقات ورزشی درک شد؛ اما بتدریج مشخص شد که ما در جنبه های مختلف کار و زندگی نیازمند به کمک و همراهی &quot; کوچ &quot; ها هستیم.بعد از دانش و تجربه اولیه بشری و کاوشگری های فلسفه باستان و فرهنگ و آیین درون گرای شرق، یافته های انسان شناسی و روانشناسی معاصر بر عمق و غنای سفر کوچینگ افزودند.مربیان و مشاوران با الهام ازین سیر تاریخی و تمدنی برای اثربخشی بیشتر بر مراجعین خود، اولین حلقه از کوچینگ در مفهوم نوین آن را شکل دادند؛ که به تدریج شکل و ساختار حرفه ای و عملیاتی بخود گرفت ، و بعنوان یک دانش و مهارت اثربخش و تحول آفرین در سازمان ها و جوامع امروز مورد استقبال قرار گرفت.کوچینگ مانند سفری در دنیای درونی آدمهاست که به منظور حرکت سریعتر، مطمئن تر و آسانتر از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و بهینه آنهاست.در این سفر ، کوچ یا مربی در کنار افراد قرار میگیرد تا با همراهی یکدیگر بهتر دنیای درونی مراجع را کشف کنند ، قفل باورهای محدود کننده و قضاوتهای منفی و نادرست درونی  او را گشوده و استعدادها و پتانسیل های نهفته اش را آزاد سازند.این سفر با ارتباط و همراهی موثر کوچ با مراجع آغاز میشود و با گفتگو و همفکری عمیق و خلاقانه بین دو طرف ادامه پیدا میکند ،تا از دل این گفتگو و جریان پرسش و پاسخ ها، به آگاهی و تحول های ژرف درونی برسیم و دنیای درونی آدمها ، مبدا و مقصد و مسیر اختصاصی آنها را با مشارکت خودشان کشف کنیم و در نهایت کوچ و کوچی ( مراجع) هر دو این مسیر تحولی را تا انتها با هم طی کنند.در سفر کوچینگ ، مربی و مراجع ،هر چه بهتر دنیای درون و بازی های درونی فرد را کشف و بهینه سازی کنند ، به نتایج بهتر و درخشانتری دردنیا و بازی های بیرونی خواهند رسید.کوچینگ بنوعی حلقه نهایی از زنجیره ی کمک به رشد و تحول انسانهاست ، که کاملا اختصاصی و انحصاری بر مراجع تمرکز دارد و علاوه بر کشف مسائل ،آگاهی ها و خلاقیتهای درونی  او، ضرورت و پذیرش آموزشها و مشاوره ها و تجربه های متناسب بیرونی را هم تعیین میکند.علی آرانی ، مربی مهارتهای رشد فردی و سازمانی</description>
                <category>علی آرانی</category>
                <author>علی آرانی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 05:00:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندرم گیجی کوچینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@dralikabiriarani/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-u55bnhj3bjal</link>
                <description>این روزها واژه &quot; کوچینگ&quot; بیش از هر زمان دیگری در فضاهای مختلف آموزشی و حرفه ای کشور به گوش میخورد؛ وقتی به یکباره تب و تاب یک موضوع یا پدیده در جامعه زیاد میشود، و به دلایل مختلف و اشکال متنوعی به آن توجه میگردد ، آن پدیده بصورت ویروسی در جامعه و بویژه اکوسیستم های مرتبط پخش میشود. شاید توجه و اقبالی که  &quot; کوچینگ&quot; در چند سال اخیر در دنیا و کشورمان پیدا کرده است، از همین جنس باشد.اما اگر شما هم هنوز دقیقا متوجه نشده اید که &quot; کوچینگ&quot; چه ماهیت و سازکاری دارد؛ یا همین آشفتگی و سردرگمی در درک مفهوم کوچینگ را در اطرافیان و جامعه زیاد میبینید ، خواندن این مقاله را به شما توصیه میکنیم.در پزشکی  وقتی مجموعه ای از علائم  و نشانه ها بصورت همزمان رخ بدهند ،که حاکی از وجود اختلال یا مشکلی در افراد باشد، از اصطلاح &quot;سندروم &quot;برای تعریف این وضعیت نابهنجار استفاده میشود. به مرور از این واژه پزشکی در سایر حوزه ها و دانش ها هم استفاده شد.با این توضیحات در این مقاله قصد داریم مجموعه علائم و عوارضی که حاکی از گیجی و سردرگمی جامعه در مقابل انتشار ویروسی واژه &quot; کوچینگ &quot; در سالهای اخیر هست، را با عنوان &quot; سندروم گیجی کوچینگ&quot; مورد بررسی قرار دهیم.علائم گیجی کوچینگدر سندروم ها آمیزه ای از نشانه ها  و علائم را داریم :نشانه ها مواردی است که توسط بیمار( مراجع ) درک و اظهار میشود.علائم مواردی است که توسط درمانگر(ارائه دهنده خدمات) با معاینه و مشاهده دقیق مشخص میشود.بهمین ترتیب برخی نشانه ها ی سندروم گیجی کوچینگ ، توسط خود مراجعین یا عموم جامعه بیان و ابراز میگردد؛ و برخی علائم توسط کوچ ها یا فعالان این عرصه درک و مشاهده میشود.نشانه های&quot; سندروم گیجی کوچینگ&quot; در جامعه یا مراجعین ، را آن جا میبینیم ، که وقتی افراد با این واژه مواجه میشوند ،حتی اگر بتوانند آن را درست تلفظ کنند ، در فهم و درک آن نوعی گیجی و بی اطلاعی را بروز میدهند.سوالاتی ازین قبیل که :  &quot; کوچینگ &quot;چیه؟ به چه دردی میخوره ؟ مدرک دانشگاهی ش رو کجا میدن؟ همون مشاوره یا روانشناسیه؟  برای افسردگی و اضطراب شدید  هم جواب میده؟ آخرش هم نفهمیدیم این &quot; کوچینگ&quot; چیه ؟ کلاهبرداری و کلک پول نیست؟ و ...اما علائم&quot; سندروم گیجی کوچینگ &quot; که توسط کوچ ها بیشتر مشاهده میشود در مراجعین و جلسات کوچینگ خودش را نشان میدهد ؛ وقتی مراجع مکرر از شما انتظار کارهایی غیر از کوچینگ مثل آموزش ، درمانگری ، یا منتورینگ( انتقال تجربه های شخصی) دارد . یا در مورد مسائلی مانند ساختار جلسات کوچینگ و تفاوت مدل ارائه و هزینه ها با جلسات مرسوم مشاوره چالش دارد، و یا اینکه فرضا انتظار دارد که شما وقتی بیزینس کوچ هستید باید خودتان هم صاحب چندین کسب و کار موفق و برندهای شناخته شده تجاری باشید ؛ و یا این انتظار که کوچ باید مثل یک مدیر برنامه و عامل اجرایی مسئولیت کامل کشف مسائل و راهکارها و حتی روند اجرایی را به تنهایی بعهده بگیرد.جالبتر آنجاست که این سندروم را حتی در برخی فعالان صنعت آموزش و مشاوره و یا کسانی که خود را &quot; کوچ &quot; نامیده اند نیز میتوان دید.در اینجا شاهد یک دوقطبی افراط گونه ی مثبت و منفی هستیم:دسته ی &quot;شیفتگان&quot; نام کوچینگ ، که با اعتماد به نفس کامل از این واژه در وصف خود یا همان فعالیتهای سابق ، استفاده میکنند. همان دوره ها و محتواهای قبل یا همان مدل مشاوره ها و منتورینگ های کلاسیک را در قالب &quot;کوچینگ&quot; به مخاطبین عرضه میکنند. در حقیقت ، بدون تغییر خاصی در رویه های آموزشی و مشاوره ای ، به یکباره نام افراد یا دوره ها به شکل سونامی وار به &quot; کوچ&quot; و &quot; کوچینگ&quot; تغییر پیدا میکند.و در سوی دیگر میدان ، &quot;دشمنان&quot; کوچینگ هستند ، که به شکلی عجیب و غیرمنطقی به این متد و روش نوین حمله میکنند ، و آن را نوعی فریب و اغفال عمومی مردم میدانند. البته بالطبع منظور ما افراد آگاه و مطلع از کوچینگ و متدولوژی آن نیست که به سوء استفاده از کوچینگ یا فعالیت افراد بدون صلاحیت و مهارت در این زمینه انتقاد دارند؛  بلکه غرض آن دسته ای از افراد نامدار یا فعال درفضاهای آموزشی و مشاوره ای هستند که اساسا هیچ اعتقاد و یا آگاهی درستی به کوچینگ ندارند و هر فردی که در این زمینه فعالیت میکند را فریبکار یا بی صلاحیت و ناتوان در کمک به مراجعین قلمداد میکنند.و اما سطح نهایی &quot;سندرم گیجی کوچینگ&quot; را در خود کوچ ها و افرادی که در این زمینه فعالیت میکنند میتوان رصد کرد، که گاهی خود آنها هم در درک عمیق کوچینگ، مدل ها و متدهای آن، صلاحیت ها و مهارتهای کوچینگ یا نحوه ی اجرای عملی کوچینگ و افتراق آن با سایر متدهای آموزش و مشاوره نوعی گیجی و سردرگمی دارند. به عبارتی کوچ ها و مربیان که باید به مراجعین دررفع گیجی ها و بازکردن کلاف ذهنی شان در کار و زندگی کمک کنند، گاهی خود نیز در متدولوژی و نحوه اجرای جلسات کوچینگ دچارسردرگمی و آشفتگی هستند.اگر گیجی در مسائل شغلی کوچینگ، فعالیتهای بازاریابی ، برندینگ و ارائه این خدمت در قالب یک کسب و کار حرفه ای و با ثبات را هم به لیست آشفتگی های کوچ ها اضافه کنیم، میبینیم که حقیقتا شاهد نوعی &quot; سندروم گیجی &quot; سیستماتیک در جامعه ی کوچینگی کشورهستیم.بنظر می آید باید هر چه سریعتر به ریشه ها و دلایل این ابهام و ایهام فراگیر وسندروم گیجی در اکوسیستم کوچینگ ایران ، و همینطور راهکارها و درمانهای علاج و بهبودی آن بپردازیم.ریشه ها و دلایل سندروم گیجی کوچینگاما سوال اساسی که پس از درک و مشاهده این سندروم اجتماعی و حرفه ای در قبال کوچینگ، پیش می آید ، در مورد ریشه ها و دلایلی است که منجر به چنین وضعیتی شده است.در اینجا با یک بررسی گذشته نگر میتوانیم چند عامل اساسی را بعنوان ریشه های شکل گیری این سندروم مطرح کنیم:_ سرعت انتشار ویروسی &quot; کوچینگ&quot; :همانطور که اشاره شد پدیده بدیع &quot; کوچینگ&quot;  به سرعت در حال فراگیر شدن در سطح جهانی ، و بالطبع در حال شیوع یافتن در کشور ماست. و خب هر چیزی که تازه و نا آشنا باشد، به ویژه وقتی به یکباره و به سرعت در سطح جامعه پخش بشود، حسی ازجنس گیجی و ابهام در مخاطبین و جامعه هدف خود ایجاد میکند.نمونه واضح آن را در پاندمی و پیک های بیماری کرونا و تبعات اجتماعی و رفتاری آن کاملا مشاهده کرده ایم._ سطح آمادگی و ظرفیت شناختی پایین در جامعه :از طرفی در مقابل سرعت انتشار کوچینگ در جامعه، میزان آمادگی ذهنی و زمینه سازی شناختی متناسبی را در قبال این پدیده مشاهده نمیکنیم.هنوز ما در شناساندن متد کوچینگ ، جایگاه و ضرورت آن بسیار عقب هستیم و به نظر میرسد در تبلیغ و اقناع عمومی جامعه در این زمینه راه زیادی باقی مانده است ؛ کافیست به درصدی از افراد جامعه یا کسب و کارها و سازمانهایی نگاه کنیم که به کلی با مفهوم کوچینگ و یا چرایی آن در جهان پرسرعت و رقابتی امروزی بیگانه هستند.بنظر می آید سرعت انتشار این روش نوین یادگیری و حمایتگری، از سرعت ساخت ظرفیت و بسترهای شناختی و مهارتی آن پیشی گرفته ، و نوعی گیجی و آشفتگی در فهم و استفاده از &quot; کوچینگ&quot; را  در جامعه و حتی علاقمندان و فعالان این عرصه رقم زده است._ پیچیدگی نسبی مفهوم کوچینگ و شباهت آن با سایر بخش های صنعت آموزش و رشد و توسعه فردی و سازمانی:خود مفهوم کوچینگ و متدولوژی آن از پیچیدگی ها و ظرافت های خاص خود برخوردار است که درک و اجرای درست و اصولی آن را با چالش مواجه میکند.به ویژه وقتی بخواهیم تفاوت و تمایز آن را با سایر بخش های مشابه در صنعت آموزش و مشاوره مشخص کنیم و قصد داشته باشیم که از هر یک از این قطعات پازل رشد و بالندگی انسانها و سازمان ها ( یعنی آموزش ، مشاوره ، منتورینگ و کوچینگ )در جای خود و به اندازه لازم استفاده کنیم.کوچینگ نسبت به سایر بخش های این پازل ، بسیار درون گرایانه تر ، شخصی سازی شده تر و تعاملی و خلاقانه تر برخورد میکند و کاملا متمرکز بر مراجع یا مورد تحت کوچینگ خود عمل میکند ؛ و تلاش ساختار مندی دارد که در این فرآیند راهبری و تسهیلگری کوچینگ ، موانعی چون قضاوتها، توصیه دادن های تحمیلی و بیرونی یا منفعل کردن مراجع خدمات خود را  به حداقل ممکن برساند ، تا در نهایت فرد یا سازمان را به متناسبترین و خلاقانه ترین نسخه های آگاهی و تغییر خود برساند.هنوز هم فعالان رشد و توسعه فردی و حرفه ای در کشور ما_ که در بخش کمک ها و حمایتی برون گرا ( مثل آموزش ها یا مشاوره ها) فربه تر هستند _ ، به قابلیت ها و ظرفیت های ناب و متمایز کوچینگ ، در ایجاد  آگاهی و تغییر و تحولات درونی و شخصی سازی شده به دیده تردید یا بی تفاوتی می نگرند._ وجود رقابت ها یا حسادت های کاذب بین بخشی در صنعت رشد و توسعه فردی و سازمانی:در اینجا شاید بحث بیشتر از جنس تعارض منافع یا رقابت های کاذب در بازاریابی و جذب مخاطب باشد.چه بسا افرادی که متوجه تمایز کوچینگ با سایر بخش های آموزشی و مشاوره ای مرسوم باشند ، اما به این پدیده به چشم یک رقیب یا مزاحم در رشد صنعت و بازار خود نگاه میکنند. به ویژه وقتی به یکباره واژگان و ادبیات کوچینگی در سطح جامعه و سازمان های پویا  و پیشتاز نمایان میشود.گرچه معتقدیم که درک عمیق تر کوچینگ و تفاوت آن با سایر بخش ها ، مثل آموزش و منتورینگ ، و همینطور فهم امکان هماهنگی و سینرژیسم میان این حلقه های مختلف یادگیری و تغییر ، نقش بسزایی در رفع برخی سوء تفاهم ها یا تعارض های کاذب دارد.دو قطبی شیفتگان ظاهری و دشمنان کوچینگ که قبلا بدان اشاره شد در همین فضا شکل میگیرند ، که مثل دو لبه قیچی هر دو به اعتماد و آگاهی اجتماعی نسبت به کوچینگ آسیب میزنند._ فرهنگ و ساختار ناهماهنگ اقتصادی اجتماعی:این عامل  ریشه بسیاری از نابسامانی ها و عقب ماندگی ها در جوامع در حال توسعه است . مسائل فرهنگی و اجتماعی که بستر سخت و ناهمواری را برای کودک نوپایی چون کوچینگ در کشورمان ایجاد میکند.مسائل و معضلاتی فرهنگی اجتماعی مانند پایین بودن سطح آگاهی و مطالعه جامعه ، بی توجهی به رشد و توسعه فردی و حرفه ای ، فقدان روحیه جمعی و کار گروهی و مشارکتی ، تفکر خطی و نگرش تک بعدی و ظاهری به مسائل ، درگیری ها و رقابت های کاذب و سطحی در جامعه امروز ، انواع اعتیاد ، شیوع بیماری های روانی و شخصیتی ، بزهکاری  و هرج و مرج رفتاری و اجتماعی ، همینطور معضلات اقتصادی مانند فقر، تورم ،تبعیض ،  بیکاری و..از سویی دیگر ضعف و نابسامانی نظام آموزشی مدارس و دانشگاه ها ، و تهدیدها وچالش های ناشی از فناوری های نوین ، اینترنت و انفجار اطلاعات و دهها مساله دیگر را داریم که به صورت کلاف پیچیده و ناهمگونی در سطح جامعه ما ظهور کرده اند.طبیعی است این آشفتگی ، ناهماهنگی و تعارض های اجتماعی فرهنگی و ساختاری ، با تهدید خودآگاهی و خودباوری انسانها ، احساس نیاز به رشد و خودشکوفایی را در انسان سرکوب میکند؛ و با رهاساختن افراد در بحران ها ،شلوغی ها و هیاهوهای بیرونی، بستر نامناسبی را برای تشدید سندروم گیجی کوچینگ فراهم ساخته است._ ناپختگی  و انفعال جامعه جوان کوچینگ :قبول داریم که از تولد کوچینگ در ایران زمان زیادی نمیگذرد ؛ اما باید این را هم بپذیریم که با وجود جمعی از اساتید و کوچ های فرهیخته و حرفه ای در سطح کشور ، هنوز بنظر می آید  در مجموع صنف و جامعه کوچینگ و مربیگری ما از جهات کمی و کیفی در سطح قابل قبولی قرار ندارد.ما هم در زمینه یادگیری و مهارت آموزی کوچینگ ، و هم در عرصه ترویج و فرهنگ سازی آن راه زیادی را در پیش داریم ؛ با توجه به رشد کلی جامعه و تحولات روز دنیا ، نیاز به ساخت یک نظام و ساختار قوی و پرقدرت برای آینده کوچینگ در ایران به شدت احساس میشود.و این همت و تلاش مضاعف جامعه کوچینگ و کوچ های جوان ما را میطلبد.درمان یا کنترل سندروم گیجی کوچینگبا توجه به آنچه در این مقاله در ارتباط با &quot; سندروم گیجی کوچینگ&quot; گذشت ، برخی ازین گیجی و سردرگمی ناشی از ماهیت کوچینگ و نوپایی و ظرافتهای خاص آن در اجرا هست ، و برخی مربوط به شرایط خاص فرهنگی اجتماعی کشور و همینطور شیوه نقش آفرینی تمام فعالان در صنعت رشد و توسعه فردی و سازمانی میشود.بهمین جهت راهکارها و درمانی که برای کاهش این گیجی میتوان ارائه داد برخی به خود جامعه کوچینگی کشور مربوط میشود و برخی به سایر عوامل و گروههای خارج از صنف کوچ ها و مربیان ارتباط پیدا میکند.طبیعی است که رفع این سندروم گیجی و آشفتگی نیاز به گذر زمان ، بستر سازی و فرهنگ سازی مناسب و همینطور نقش آفرینی و تعامل بخش های مختلف جامعه و ذینفعان دخیل در حوزه کوچینگ دارد.کوچ ها و مربیان باید در درجه اول مسئولیت کامل رشد وتقویت دانش و مهارتهای کوچینگی را برعهده بگیرند. از طرفی مسئولیت حرفه ای خود در شناخت بهتر بازار و فضای حاکم بر کسب و کارهای مراجع محور را بشناسند. در دنیای پرهیاهو و رقابتی امروز آگاهی و فعالیت بیشتر در زمینه مهارتهای کسب و کار مانند برندینگ، تبلیغات و بازاریابی و سودآوری نقش مهمی در ثبات و رشد کمی و کیفی خدمات کوچینگ دارد.و در نهایت جامعه کوچینگ ما باید مسئولیت اجتماعی خود در زمینه کمک به رشد آگاهی جامعه ازین خدمات و همینطور فرهنگ سازی و اقناع عمومی در این حیطه را بعهده بگیرد. و به شکلی فعالانه ضمن شبکه سازی و همکاری با سایر کوچ ها ، و همینطور رشته های مختلف صنعت آموزش و خودیاری ، ارتباط موثر و حرفه ای تر با آحاد جامعه و سازمان ها و کسب و کارها برقرار کند. شکل دهی یک جامعه صنفی قدرتمند ،همکاری های بین رشته ای و تعامل با مسئولین و سیاست گذاران کشور نیز در کاهش و کنترل سندروم گیجی و رشد و بالندگی صنعت کوچینگ نقشی حیاتی دارد.صحبت در مورد &quot; سندروم گیجی کوچینگ&quot; بسیار است، اما در این مقاله بهمین میزان اکتفا میکنیم. دقت در مواردی که در توصیف این سندروم و همینطور ریشه ها و راهکارهای رفع آن اشاره شد ، برای آغاز یک مسئولیت پذیری و چاره اندیشی همگانی در زدودن هر چه سریعتر این گیجی حرفه ای و اجتماعی در کوچینگ کفایت میکند. امری که زمینه ساز رشد و تقویت این دانش و مهارت ، و به تبع آن سرعت و عمق بخشیدن به رشد و توسعه فردی و حرفه ای در جامعه و سازمان ها خواهد شد.علی آرانی ، مربی مهارتهای رشد فردی و سازمانی</description>
                <category>علی آرانی</category>
                <author>علی آرانی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 05:06:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>