<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Zahra Husseini</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@drzahrahusseini</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 17:52:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/194157/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Zahra Husseini</title>
            <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هسته افکار روزمره تان درباره شما چه می گوید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-lq6zhp7czowh</link>
                <description>اگر هسته افکارتان مربوط به نگرانی های مختلف مربوط به آینده است، و این نگرانی زمینه های مختلفی مانند خانواده، درس، اطرافیان، پول و .. را در بر می گیرد، احتمالا دچار اختلال اضطراب فراگیر هستید.اگر با دیدن یک نشانه در بدنتان افکار ترسناکی در مورد افتادن، سکته یا مردن به سراغتان می آید و دچار وحشت فراوان می شوید به طوری که می ترسید دوباره همان موقعیت را تجربه کنید، شاید اختلال هراس داشته باشید.گاهی هراس فقط در ارتباط با موضوعی خاص مثل خون، حشرات یا تصادف وجود دارد.اگر هسته اصلی افکارتان بر روی ابعاد منفی محیط، اطرافیان و خود متمرکز است و کمتر موارد مثبت قابل ذکری می بینید و این افکار با عدم رغبت شما برای شرکت در فعالیتهایی که قبلا برایتان لذتبخش بود، همراه است، نگران ابتلاء به افسردگی باشید.اگر دائما به افرادی فکر می کنید که از شما جاسوسی می کنند، تلفنها و رفت و آمدهایتان را کنترل می کنند و سعی می کنند به افکارتان راه یابند، نگران ابتلاء خود به اسکیزوفرنی باشید.اگر افکار نگران کننده در ارتباط با اتفاقات ناخوشایند آینده ذهنتان را مشغول کرده است و خود را مسئول برطرف کردن یا پیشگیری از آن می دانید و این افکار شما را وادار به انجام کارهای مناسکی مثل شستشو، چک کردن و نظایر آن می کند، به فکر درمان وسواس خود باشید.ز-ح (03-01-00)@drzahrahusseini</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 01:51:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی سیاسی</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-ovzyrjssvkj1</link>
                <description>1/ دیکتاتوری نظامی برزیل (1964-1985) دوران سرکوب سیاسی و محدودیت حقوق شهروندی تحت نام توسعه ملی بود که با ایجاد رعب و وحشت از نفوذ کمونیسم صورت می گرفت. شاخصه این دوران نقض گسترده حقوق بشر و خیل فراریان از کشور برای گریز از پیگرد قضایی بود.2/ با ورود علم روانشناسی به کشور در این دوران، روانشناسان به خدمت دیکتاتور در آمدند و به کسانی که در برابر حکومت مقاومت می کردند، برچسب اختلال روانی می زدند. این کار با استفاده گسترده از تستهایی مانند تست رورشاخ و گزارشات تخصصی از آن صورت می گرفت.3/ ناگفته نماند که الان هم آزمونهایی مانند آزمون شخصیت میلون، شخصیت معترضین به وضعیت اجتماعی یا نابرابری را ذیل رفتار ضداجتماعی دسته بندی می کند.  #روانشناسی_سیاسیمنبع: https://polpsyispp.medium.com/a-systematic-review-what-do-we-know-about-brazilian-political-psychology-research-66b081d6b4dc</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 16:18:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی کلمات</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-vqr0dt4akeal</link>
                <description>1/پس از مدتی گفتگو با دیگران، متوجه استفاده شخصی سازی شده آنان از بعضی کلمات می شوید. بیشتر که با آنان دمخور شوید، اخم، پرهیز، سرور، خشم و توضیحات غیرعادی آنها هنگام به کار بردن بعضی کلمات را هم می بینید.#رشتوکلمات با مفاهیم ذهنی در ارتباط و آینه فکر هستند.2/کسی که در کار صادرات و واردات است، برایش ریال به ریال بالا و پایین شدن نرخ برابری ارز و دلار معنادار است.برای کسی که منتظر است هر ثانیه شمرده می شود.برای کسی که روانشناس است، پزشک است، مهندس است، معلم است- برای همه این افراد کلمات بار خود را پیدا می کنند.3/اگر در پایان یک سخنرانی که مخاطبین عام دارد، تک تک افراد را مورد پرسش قرار دهید، متوجه دریافت متفاوت آنها از سخنرانی خواهید شد.زبان در عین حال که مهمترین وسیله ارتباطی است، دارای اعوجاج فراوان در ایجاد هم اندیشی است.روزهایی که کلاس ها حضوری بود، یک روز روی تخته سیاه یا4/وایتبرد می نوشتم: &quot;پدر&quot;.از همه می خواستم کلماتی را در ارتباط با پدر بگویند؛ هر کس یک کلمه.همه را روی تخته می نوشتم و توجه همگان را به ادراکهای متفاوت از پدر جلب می کردم. ادراکهایی که از مهربان و فداکار شروع و به روی مخ یا تنفر ختم می شد.5/یکی از گروه کلماتی که به سبب بافت فرهنگی کاربری ویژه ای در ادبیات عام و خاص پیدا کرده است، گروه کلماتی است که با ادراک ماورائی در ارتباط است.طی سالهای طولانی این گروه از واژگان توجه مرا به خود جلب کرده و آدمها در ذهنم به دو دسته ماوراءباور و ماوراءناباور تقسیم شده اند.6/دراین کوتاه نوشته قصد رد یا قبول، یا ذم و تحسین ماوراء و ماوراءباوری را ندارم و تنها تجربیات خود را از کسی که سالها درگیر این دسته بندی بوده است به نگارش در می آورم.صرفنظر از بحث وجود یا عدم در ماوراء و ادراکات ماورائی، هماره کسانی که ادله ای برای اثبات حرفهای خود7/نداشته اند و می خواسته اند بدون این که بار اثباتی را بپذیرند، مورد تأیید قرار بگیرند، بیشترین استفاده را در برخورد با من از ادراکات فراحسی، خواب، شهود، فرامادی و نظایر آن داشته اند.این افراد با سماجت خاصی می پرسند ماوراء را قبول داری یا نه؛ که اگر جوابش مثبت باشد، متعاقب8/آن باید ادعای آنها پذیرفته شود و برای یک یا دو ساعت دیگر سخنان بی سر و ته آنها را در باب داستانهای تخیلی مراد و مرید شنیده شود، و اگر پاسخ داده شود، نه، با نگاه تهدیدآمیزی نشان می دهند که می شود آمارت را به نهادهای مربوطه داد.9/ملاقات مکرر با منطق های شکسته استوار بر ادبیات ماورائی، ظن شنونده را علیه ایشان تقویت نموده است. در رخدادی اخیر، دوستی اصرار داشت عشق پنج دقیقه ای اش به کسی را با تکیه بر دل و قلب و پیوند روح در آسمان یا داشتن ارتباط ازلی قبل از خلقت بپذیرم که زیر بار نرفتم. زیر بار نرفتنم10/این ماوراءخواری را در هم شکست و مرا به بلاکی مهمان کرد.نگران دخترم شدم که مبادا فریب بخورد، برایش ماجرا را گفتم و خواستم حواسش به پیوند قلبی، به دل نشستن، همذات انگاری روحی و خلاصه هر چیزی که به حس و تجربه در نمی آید باشد.*** نوشتم تا یادگار بماند. ***#ز_ح (04-01-2021)</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 14:39:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبروداری</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-avs2mrjmaxhk</link>
                <description>زنگ زد، نگران و کمی گریان بود. گفت شوهرش با کسی پیامک رد و بدل می کند. شوهرش که خواب بوده شماره خانم را پیدا کرده، زنگ زده و صدایش را شنیده. جوان بوده ....یک زن فاسد که شوهرش را از راه به در کرده!گفت از ابتدای ازدواج شوهرش همیشه به او خیانت می کرده.شماره را داد تا امیر برایش صاحب خط را پیدا کند. امیر نتوانست.می خواست به او زنگ بزند و تهدیدش کند.مانع شدم چون از دید من عشق و زور با هم تناسبی ندارند.دو روز بعد زنگ زد و گفت شماره ای که به من داده مربوط به یکی از فامیلهایشان است و او اشتباه کرده.سر و ته آن همه بی تابی صادقانه با جزئیات که ساعتها تعریف کردنش طول کشیده بود با یک تماس تلفنی 15 ثانیه که می گفت &quot;راستی، می خواستم بگویم شماره برای فامیل بوده. من بیخود به شوهر طفلکم شک کرده بودم&quot;، جمع شد.تظاهر کردم که باور کرده ام: &quot;چه خوب! خوشبخت باشید!&quot;و تماس قطع شد.&quot;سرخ نگه داشتن صورت با سیلی&quot; رسم اشتباهی است که در فرهنگ ما وجود دارد. قربانی برای حفظ مفهوم سوءاستفاده گرانه &quot;آبرو&quot; به جای فریاد زدن و کمک خواستن، از ترس قضاوت شدن، تن به سوءاستفاده می دهد.به قول یکی از دوستان، آدم باید خودش احترام و آبرو را برای خودش بسازد نه این که قربانی با لاپوشانی برای سوءاستفاده گر مهیا کند.بیان ستم ربطی به آبروی قربانی ندارد اما جامعه ستم ساز و ستمدیده کش، ستمدیده را وا می دارد به اسم آبرو، خون دهان فرو برد.مادرم همیشه نصیحتمان می کرد: &quot;اگر دهانت پر از خون است، آن را تف نکنید. فرو ببر تا دشمن شاد نشوید.&quot;به ما یاد ندادند خون دل نخوریم، در عوض یادمان دادند خون دهانمان را فرو بریم تا دشمن شاد نشود. درد کشیدن مهم نبود، مهم این بود که کسی نفهمد درد می کشیم. به این کار می گفتیم: &quot;آبروداری&quot;.این زخم کهنه فرهنگی در رگ و ریشه مان نفوذ کرده و وارد ادبیات سیاسی و کشورداری هم شده است:از فقر هموطنانمان حرف نزنیم که چون دشمنان ایران اسلامی شاد می شوند. از کمبودهای زمان پهلوی حرف نزنیم چون چپ ها شاد می شوند.از ستم به زن ها حرف نزنیم چون دشمنان اسلام شاد می شوند.از ستم به کودکان حرف نزنیم چون چهره کشورمان مخدوش می شود.از ساقط کرد هواپیما حرف نزنیم چون آبروی سپاه به خطر می افتد.از آمار خودکشی حرف نزنیم چون آبروی دولت به خطر می افتد.از آموزش ناکارآمد حرف نزنیم چون آمار معدل مدیران مدارس و نواحی و استان به خطر می افتد.از آمار کرونا حرف نزنیم چون اقتدار ملی به خطر می افتد.از ناکامی احتمالی واکسن و مستعان حرف نزنیم چون ... این آبرو برایمان اینقدر مهم است که اگر قربانی نخواهد برای نگهداشتن آن با جامعه همکاری کند، جامعه خنجر بر می دارد و بر صورت قربانی می کشد و در بردن &quot;آبرو&quot;ی او افراط می کند تا او را وادار به آبروداری کند!زنی که از تجاوز بگوید اسمش را فاحشه می گذاریم؛همسری که از خیانت شوهرش بگوید، بی کفایت؛کودکی که از تجاوز بگوید، ک. ؛فرزندی که از ستم پدر و مادر بگوید، بی خانواده؛مردی که از فقر بگوید، بی عرضه.خلاصه که آبرو، ماله ای شده که بر همه ترک های بزرگ دیوار زندگی می کشیم؛ انگار که اگر ترک را نبینیم خانه ویران نمی شود و روی سرمان فرو نمی ریزد.یک چسب زخم که برداشته ایم و روی هر چه زخم عمیق است می چسبانیم و به بیمار می گوییم لبخند بزن و تظاهر کن حالت خوب است تا چشم دشمنان کور شود، انگار که اگر زهم را انکار کند از درون عفونت نخواهد کرد. یک چسب زخم، یک کاغذدیواری و دیواری به بلندی حاشا ... .بگذار از نو بنویسم:&quot;حال همه ما خوب است،اما تو باور نکن.&quot;ز-ح (11-10-99)@drzahrahusseini</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 13:04:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ب. بازگشت به میانگین و تفکر خرافی</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-mi01gjg7sntq</link>
                <description>در این رشته به خطاهای رایج شناختی می پردازم که مسبب اصلی مغالطات و اشکالات نتیجه گیری است.  بازخوردهای شما انگیزه دهنده خواهد بود.اگر  پدیده ای در طول زمان اندازه گیری کنیم، متوجه خواهیم شد که سیر تغییرات پدیده میل دارد به میانگین نزدیک شود. اجازه دهید با مثالی این قاعده را بشکافیم. فرض کنید که قد اجداد شما را در طول تاریخ اندازه گیری و ثبت کرده باشند، قرار است شما بچه دار شوید و دوست دارید حدس بزنید که قد فرزندتان تقریبا چقدر خواهد بود. برای این کار باید قد اجداد خود را با هم جمع بزنید و بر تعداد تقسیم کنید تا میانگین قد اجدادتان به دست بیاید. اگر قد شما از قد میانگین فامیلی بیشتر است، به احتمال زیاد فرزندتان از شما کوتاهتر خواهد شد و برعکس. به این پدیده &quot;میل به بازگشت به میانگین&quot; گفته می شود و همیشه صادق است. این قاعده در تمام پدیده های متغیر دیده می شود؛ برای مثال در مورد میزان بارش باران، تعداد کل زلزله ها در یک کشور، تعداد مرگ و میر در اعمال جراحی، میزان انگیزه مندی، آمادگی بدنی در مسابقات ورزشی، میزان افسردگی و مانند آن.فرض کنید قبلا آدم بسیار باانگیزه ای بوده اید و اکنون بسیار بی انگیزه و دلمرده هستید. در اوج دلمردگی به روانشناس مراجعه و با او گفتگو می کنید و بعد از آن متوجه می شوید که انگیزه بیشتری دارید و حالتان بهتر است و به صورت طبیعی این تغییر حالت را به مهارت روانشناس نسبت می دهید. در حالی که شما در پایین ترین وضعیت نوسان انگیزشی خود قرار داشته اید و بدون روانشناس یا با او، طبق قاعده میل بازگشت به میانگین، تمایل داشته اید به متوسط انگیزه مندی خود بازگردید و بازگشته اید.اکنون تصور کنید که در هنگام افول کامل انگیزه خود، یک رمال را در خیابان ببینید که به شما بگوید خبرهای خوشی در راه است، یا کلاغی پشت پنجره اتاقتان قار قار کند، یا گربه سفیدی سر راه ببینید و بعد از آن شما به میانگین باز گردید. شما تمایل خواهید داشت تا حال خوب خود را به رمال، دیدن کلاغ و گربه سفید نسبت دهید و دفعه بعد که باز در قعر ناامیدی قرار گیرید، دوباره به دنیال همان نشانه ها و افراد خواهید رفت و دوباره بازگشت به میانگین خود را به آن ها نسبت خواهید داد!ممکن است در قعر احساس شکست نوعی مراسم برای خود بسازید مانند برعکس پوشیدن لباس یا صورتی پوشیدن در روز جمعه. پس از آن متوجه تغییر حال خود شوید و آن حال را به آن مراسم خاص نسبت دهید و عادت کنید تا هنگام بروز مشکل همان مراسم را عینا انجام دهید.گلزن ماهر فوتبالی را تصور کنید که پس از یک دوره موفقیت، مدتی است دیگر نمی تواند گل بزند و از این مساله کلافه است. در قعر احساس شکست و پس دست زدن به هر راه حلی ناامیدانه از رمالی می شوند که باید پسربچه نابالغی را به زمین فوتبال ببرد تا به دروازه تیم حریف ادرار کند ...باز تصور کنید که کشاورز هستید و پس از چند سال کم بارش در بدترین خشکسالی قرار گرفته اید، محصولاتتان در حال نابودی و اقتصادتان رو به اضمحلال است. تصمیم می گیرید تا مثلا طی یک مراسم شاخ بزی را در گوشه شمال شرقی مزرعه دفن کنید و دعای باران بخوانید و  بعد از آن حتی اگر کمی باران هم ببارد، آن را به شاخ بز نسبت می دهید و به بقیه اعلام می کنید که مراسم شاخ بز در بارش ابرها اثر شگفت دارد. نادیده گرفتن پدیده &quot;میل به بازگشت به میانگین&quot; می تواند سبب شود تا ما برای پدیده ها علت جعلی و خرافی بسازیم.همیشه پس از یک سلسله موفقیت، شکست و پی از یک سلسله شکست، موفقیت خواهد آمد. همیشه پس از چند سال بارش زیاد، کم آبی خواهیم داشت و برعکس. همیشه پس از مدتها زندگی پر انرژی، کرختی خواهد آمد و برعکس.پذیرش دنیای مادی آنچنان که هست، به ما در عبور از بحران های زندگی و یافتن راه حل های واقعی کمک می کند، در حالی که نادیده گرفتن این واقعیت باعث می شود به خرافه و علل جعلی پناه ببریم و در دایره پریشانی سر در گم شویم.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Mon, 24 Aug 2020 22:00:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الف. ارزیابی گذشته بر اساس اطلاعات کنونی</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-unvsit5huyl8</link>
                <description>در این رشته توییت به خطاهای رایج شناختی می پردازم که مسبب اصلی مغالطات و اشکالات نتیجه گیری است.  بازخوردهای شما انگیزه دهنده خواهد بود.اولین خطا ارزیابی درستی تصمیم بر اساس نتیجه است. افراد عادت دارند پس از مشاهده نتیجه، اگر نتیجه مطلوب باشد تصمیم را درست و اگر نامطلوب باشد، آن را نادرست ارزیابی می کنند. مثلا اگر لشکرکشی صدام به کویت باعث ضمیمه شدن آن به عراق شده بود، عراقی ها آن را تصمیم درستی می دانستند. اما این لشکرکشی باعث سقوط صدام شد و در نتیجه نادرست برآورد می شود.ما نیز هنگام قضاوت گذشته به همین روش عمل می کنیم اگر از نتیجه راضی باشیم، تصمیم را درست و خوب می دانیم و اگر از نتیجه ناراضی باشیم احساس می کنیم تصمیم ما اشتباه بوده است و خود را سرزنش می کنیم. اگر با دقت فکر کنیم، متوجه می شویم که دانش امروز ما از نتیجه تصمیم بر قضاوت ما اثر گذاشته است. ما در گذشته دانش امروز را نداشتیم و موارد زیادی برایمان مبهم و ناشناخته بود. با توجه به دانش آن زمان به احتمال زیاد بهترین تصمیم ممکن را اتخاذ کرده بودیم.این خودسرزنش گری ها باعث احساس افسردگی و ناکارآمدی بسیاری از مراجعین به مراکز روانشناختی می شود. زوج های زیادی بر اساس دانش فعلی خود از همسرشان در مورد تصمیم خود برای ازدواج با این فرد خود را قضاوت می کنند.آنچه در گذشته رخ داده است مربوط به گذشته است و غصه خوردن و سرزنش کردن خود دردی از ما دوا نمی کند. به جای آن خوب است بر مشکل تمرکز کنیم و به راههای حل آن فکر کنیم و به سرزنش خود و دیگران اهمیت ندهیم.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Mon, 24 Aug 2020 21:36:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبتلایان به اختلالات روانی کودن نیستند!</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-eeceazbthqvm</link>
                <description>شاید برایتان پیش آمده باید که مورد سوءاستفاده فردی با اختلال روانی قرار بگیرید. معمولا وقتی در این موارد برای درد دل به کسی مراجعه کنید و بگویید سوءاستفاده گر دارای اختلال روانی بوده است، با نگاه عاقل اندر سفیهی به شما نگاه می کنند و با زبان بی زبانی نشان می دهند که شما را باور نکرده اند:&quot;چطور ممکن است فردی با اختلال روانی، کسی را که فاقد اختلال روانی شناخته شده است، فریب دهد و از او سوءاستفاده کند؟&quot;پاسخ ساده است:هوش انواع مختلف دارد و هر کسی می تواند در زمینه هایی باهوش رفتار کند، در زمینه های دیگر متوسط و در برخی زمینه ها کم هوش و حتی کودن.وسواس ها و مشغولیت های ذهنی کسی که دارای اختلال روانی خاص است، همواره همراه اوست و ذهن او را تمام وقت درگیر کرده است. این افراد به مرور زمان و بر اثر تجربه یاد می گیرند که چطور وسواس های ذهنی خود را به مدت طولانی تری روی قربانیان اعمال کنند.در ادامه با بیان چند نمونه واقعی، در حد بضاعت خود فضا را روشن تر می کنم تا خوانندگان در صورت روبرو شدن با موارد مشابه بیشتر مراقب خود باشند. لازم به یادآوری است که اختلال داشتن نه جرم است نه گناه و نه شایسته سرزنش، با این وجود قرار نیست در مسیر درک مبتلایان زمینه آسیب به خود را فراهم کنیم.یکی از ویژگی های مشترک مبتلایان این است که با دادن برخی امتیازات ویژه به قربانی، تلاش می کنند او را در رابطه نگه دارند. این افراد ممکن است استنادهای زیادی از دنیای پزشکی و روانشناسی، علم، توضیح المسائل، اخبار و مجلات برای قربانی بیاورند تا برخی خطرات را بیش از آنچه هست جلوه دهند و او را وادار به همکاری کنند. ممکن است برای اعمال خصیصه گری های بیمارگونه خود فضاهای خاصی را ترتیب دهند که بر روی آن کنترل کامل دارند و در آن فضای خاص قربانی را مورد سوءاستفاده قرار دهند و اذعان کنند که آن رفتار مخصوص آن موقعیت است تا مانع عکس العمل او شوند.از میان همه اختلالات، می توان گفت اختلال شخصیت ضداجتماعی، سادیسم، پدوفیلی و اختلالات جنسی بیشترین آسیب را به قربانیان روا می دارند.ممکن است فرد سوءاستفاده گر فضا را عاطفی کند و بعد با روحیه ای منقلب و در فضایی بسیار عاطفی اختلال خود را به صورت راز برای قربانی بازگو کند و بگوید افراد قبلی که با او در رابطه بودند چطور از این راز او علیه او استفاده کرده اند و دلش را شکسته اند. با این رفتار زیرکانه، قربانی در معذوریت اخلاقی برای ترک رابطه یا به روی آوردن اختلال به سوءاستفاده گر می شود و سوءاستفاده گر با بازی کردن نقش قربانی و جلب ترحم قربانی، مدت زیادی او را برای تخلیه تکانه های سادیستی و رفتارهای ضداجتماعی و سوءاستفاده گرانه خود در دسترس خویش نگه می دارد.اختلال شخصیت ضداجتماعی، مرزی، جنسی، وسواس، پارانوئید یا وابسته اختلالهایی نیستند که نیاز به رازداری داشته باشند و اگر تصمیم گرفتید با فردی با این اختلال وارد رابطه شوید، باید اجازه داشته باشید وقتی به شما صدمه می رساند در موردش حرف بزنید و او باید حتما تحت نظر متخصص باشد تا این امکان برای شما وجود داشته باشد تا از امنیت خود با مطمئن شوید و هر گاه تحملتان تمام شد از رابطه خارج شوید.پینوشت: در این رشته توییت از لفظ سوءاستفاده گر برای برخی مبتلایان به اختلالات روانس استفاده شده است زیرا این افراد با آگاهی از مشکل خود به جای درمان، سعی می کنند بدون توجه به صدماتی که به آنان وارد می کنند، قربانیانی را برای تخلیه تکانه های روانی خود بیابند.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Mon, 10 Aug 2020 13:50:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عقل زن ناقص است</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%B2%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B5-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ulvkriu4kwao</link>
                <description>خدای توایمان توزیر روسری من پنهان شده است. روسری از سر بردارم ایمانت به باد می رود.بگو عقل زن ناقص است اما من در برابر چند تار مو تاب نمی آورم.بگو عقل زن ناقص است اما زنان مکار مردان را گمراه می کنند.بگو عقل زن ناقص است اما یک زن فاسد شهری را به فساد می کشاند اما یک مرد فاسد فقط چند نفر معدود را ...برایم بگو از ایمان و عقل کاملی که به تار موی من بسته است و اگر دکمه های مانتو ام را باز کنم به سرعت تو را از مسیر هدایت یه حضیض ظلالت می کشاند.بگو عقل زن ناقص است، اما پشت هر مرد یک موفق یک زن عاشق است،بگو عقل زن ناقص است ولی من تربیت نسل آینده را بر دوش او گذارده ام،بگو عقل زن ناقص است اما من با دیدن زن عریان زن، عنان اختیار از کف می دهم،بگو عقل زن ناقص است و برای همین نمی تواند در مسند قضا بنشیند، اما من سریع تحریک می شوم و با دیدن کمترین برجستگی و لوندی توان کنترل هیجان خود را ندارم،بگو عقل زن ناقص است اما من تکالیف سختگیرانه ای برای او وضع کرده ام ولی از مردی که معتقدم عقل کاملی دارد تکلیف کمتری می خواهم. مرد را به خاطر خیانت پاداش می دهم و زن را به خاطر خیانت به سنگسار می سپارم، حال آن که رسم بر این است تا عاقلان را سخت تر تنبیه کنند به سبب این که با وجود عقل خطا کرده اند!می گویند عقل زن ناقص است اما آنچه در عمل انجام می دهند، متفاوت است!</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 11:55:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا قربانی سوءاستفاده هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-di2ohobdjdb1</link>
                <description>آیا این کار سوءاستفاده است؟آیا قربانی سوءاستفاده هستید؟اینها تکنیک های رایجی هستند که سوءاستفاده گران برای کنترل شما به کار می برند.رشتوجداسازیسوءاستفاده گرها نمی خواهند با کسی صحبت کنید، بنابراین نظرات دیگران را نمی شنوید. آنها با جدا کردن شما از عزیزانتان، شما را کنترل می کنند. اختلافات بین شما و نزدیکانتان را برجسته می کنند و به شما می گویند فقط آنها هستند به شما اهمیت می دهند. از شما می خواهند که امور را مخفی نگه دارید. وفاداری تان را زیر سوال می برند و باعث ایجاد اختلاف بین شما و دیگران می شوند.خودزنیسوء استفاده كنندگان باعث می شوند كه درباره تصمیم هایتان دودل باشید و احساس حماقت كنید، به قضاوت های خود &quot;اعتماد نکنید&quot;، در نتیجه &quot;بیش از حد واکنش نشان می دهید&quot;. افرادی که دچار خودزنی می شوند از شریک زندگی خود محافظت می کنند و در عوض خود را سرزنش می کنند: &quot;تقصیر خودم بود که او این رفتار را با من انجام داد.&quot;. این تاکتیک درونزاد برای حفظ عزت نفس تخریب شده است.قربانی نشان دادنوقتی با آنها در مورد کاری که انجام داده اند، مقابله می کنید، به جای تأیید و عذرخواهی، نقش قربانی را بازی می کنند. &quot;من از خودم متنفرم&quot;، &quot;من آدم بدی هستم&quot;، &quot;من به اندازه کافی برای شما مناسب نیستم.&quot; جملاتی هستند که برای به دست آوردن همدردی و ایجاد احساس بد در شما به خاطر ناراحت کردن آنها به کار می روند.برگرداندن ورقسوءاستفاده گران از نقاط ضعف/عادت های شما علیه شما استفاده می کنند تا احساس بی کفایتی کنید. وقتی از مشکلات متعارف ناراحت می شوید، آنها از آن اتفاقات گذشته برای برگرداندن ورق استفاده می کنند و سرزنشی را که متوجه آنهاست به سمت شما هدایت می کنند، و قبل از این که متوجه شوید، می بینید که دارید از آنها عذرخواهی می کنید، ولی آنها از شما عذرخواهی نمی کنند. شما از رفتار غیرقابل قبول آنان گله می کنید و آنان به یادتان می آورند که درگیری های مشابهی با دیگران هم اشته اید.بزک کردنشما نظرکرده هستید. آنها کاری می کنند که حس کنید چیزی که شما دارید خاص است. بزک کنندگان، متظاهر و به طور باورنکردنی جذاب هستند. آنها اعتماد ایجاد می کنند تا زمینه سوء استفاده را فراهم کنند. &quot;شما خوش شانس هستید که مرا دارید.&quot; قربانیان احساس نقص می کنند، زیرا شریک زندگی شان کامل است.فروکاستنآنها با تخریب حس خودارزشمندی شما، احساسات و نگرانی های شما را خوار می شمرند. به شما می گویند که بیش از حد حساس هستید، بیش از حد واکنش نشان می دهید، یا به نگرانی های شما بها نمی دهند و آن را رد می کنند یا نادیده می گیرند. اگر با دوستانشان مشکلی دارید ، پاسخ آنها این است: &quot;آنها همینطور هستند!&quot;بی اعتنایییک تاکتیک بسیار تحقیرآمیز این است که جواب دادن به شما را متوقف می کنند، از نظر عاطفی عقب می روند، یا صمیمیت را کنار می گذارند. آنها این کار را به عنوان یک دلیل &quot;منطقی&quot; انجام می دهند تا به شما درسی بیاموزند، شما را تنبیه کنند یا مجبور به  تحقق خواسته هایشان کنند. آنها شما را مجبور می کنند که اوضاع را اصلاح کنید.مدیریت وجههوجهه شان در نظر دیگران بسیار مهم است. اغلب توسط دیگران مثبت ارزیابی می شوند و مورد اعتماد بسیاری هستند. حتی شما پوستری هستید که نشان می دهید چقدر عالی هستند. آنها داستانها را تغییر می دهند تا مردم فقط جنبه های مثبت شان را ببینند. با این وجهه خوب، زمینه سوء استفاده های ایشان در آینده را فراهم می آورند.کمپین بدنام کردنآنها شما را در مقابل همه بدنام می کنندتا به نظر برسد ناپایدار هستید. آنها در جلب اعتماد مردم مهارت دارند. آنها این مهارت را دارند که کاری کنند دیگران در مشکلات، روایت آنان از مشکل را باور کنند و نتوانند روایت شما از مشکل یا مساله را بپذیرند. با این کار سبب می شوند احساس تنهایی کنید.مکشسوءاستفاده گرها سعی خواهند کرد شما را به یک رابطه بازگردانند و یا شما را از ترک کردن باز دارند با: اعلام عشق بی پایان، تهدید به خودکشی، دادن وعده و وعید برای آینده، یا افشای کارهایی که قصد انجام آنها را دارند. آنها حرفهای قشنگ می زنند و اگر حرفهای قشنگشان نادیده گرفته شود، بدجنسی می کنند.مکالمه نابرابرنوع دیگری از سوءاستفاده وقتی است که افراد متجاوز در گفتگو بر شما غلبه می کنند. آنها به شما اجازه نمی دهند صحبت کنید، یا از خود دفاع کنید. آنها شما را خفه می کنند، اشک شما را در می آورند، یا شما را مجبور می کنند مکالمه/ مجاورت را ترک کنید تا آنها &quot;برنده شوند&quot;.اجبار جنسیبودن در یک رابطه، مستلزم رضایت از همه چیز نیست. سوءاستفاده گرها می توانند کاری کنند که احساس گناه کنید و  برای برقراری رابطه جنسی تحت فشار قرار گیرید فقط چون آنها از شما توقع دارند. حتی وقتی می گویید نه، غالباً متجاوزان از رو نمی روند ودر نتیجه بسیاری از قربانیان برای &quot;توقف&quot; اجبار جنسی، خود را منزوی می کنند.تاکتیک های بیشتری برای سوءاستفاده وجود دارد، اما روش های رایجی نیز هست تا خود را در برابر آنها مجهز کنید. درک کنید که چگونه از تاکتیک های سوءاستفاده علیه شما استفاده می شود و با انجام کارهای زیر، داینامیک قدرت آنها را اصلاح کنید و به جای درست برگردانید. داینامیکی که علیه شما استفاده می کنند تا شما را در قلمروی قدرت خود نگه دارند، را اصلاح کنید. سوءاستفاده گرها از این کار متنفر هستند.راههایی برای رهایی از سوءاستفاده:به سوی دیگران بروید، هیچ چیز آنقدر شرم آور نیست که نشود در مورد آن صحبت کرد.حقوق خود را بدانید.با تأیید آنها به تاکتیک هایشان مشروعیت ندهید.هرگز نپذیرید که شما سزاوار آن چیزی هستید که می گیرید. (هر چی سرت میاد، حقته!)شما صدایی دارید، بگذارید بلند شنیده شود.در حالی که من می دانم گفتن این روش ها ساده تر از انجام آن است (من چندین بار مورد سوء استفاده قرار گرفته ام)، امیدوارم بدانید که هیچ کس نمی تواند قدرت شما را از شما بگیرد، و با گرفتن کمک ممکن است راهی برای قطع این سوءاستفاده داشته باشید. دست از گفتن برندارید تنها به این دلیل که کسی گوش نکرده/ اهمیت نداده/  و کاری نکرده است. متأسفانه سوءاستفاده بسیار رایج است، و امیدوارم افراد بیتشری با صراحت علیه سوءاستفاده کنندگان خود حرف بزنند تا رفته رفته داینامیک قدرت به نفع کسانی که شایسته آن هستند، تغییر کند.نکته مهم و ناراحت کننده این است که بیشتر این سوءاستفاده ها در روابط عاشقانه اتفاق می افتد، اما در روابط بین اعضای خانواده، همکاران، رابطه با رئیس، یا دوست هم دیده می شود. این شمایید که باید تشخیص دهید چه جاهایی مورد سوءاستفاده قرار می گیرید.با گفتن و شنیدن یکدیگر از قربانیان سوءاستفاده حمایت کنید.برگرفته از اکانت توییتری  Ashewyn</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2020 13:13:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشانه های سلامت روان و فرد نرمال</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84-ubpohfbcssdj</link>
                <description>آدم نرمال کیست؟آدم نرمال که از سلامت روان برخوردار است، چه ویژگی هایی دارد؟ جهودا (1985) با بررسی ویژگی های افراد نرمال تلاش کرد تا ویژگی های افراد غیرنرمال (فاقد سلامت روان) را شناسایی کند. او شش ویژگی سلامت روان را به این صورت به دست آورد: خودادراکی موثرعزت نفس و پذیرش خود واقع گرایانهکنترل خود و رفتار مختارادراک درست از دنیاحفظ روابط و ارائه همدردیخودهدایتگری و کارآمدی</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2020 18:06:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت مرحله سوگ</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%88%DA%AF-jsbtzfihjiai</link>
                <description>هر گاه کسی دچار ضایعه و فقدان شود و کسی یا چیزی را که برایش عزیز بوده از دست بدهد، به طور معمول هفت مرحله را طی می کند. ضایعه یا فقدان ممکن است مرگ عزیزان، شکست عشقی یا از دست دادن سرمایه و مانند آن باشد. اطرافیان و خود شخص با آگاهی از این هفت مرحله می توانند به گذار از این مرحله کمک کنند. مراحل هفت گانه عبارتند از:1. شوک: فلج اولیه هنگام شنیدن خبر2. انکار: دست و پا زدن بیهوده برای بازگرداندن آب رفته به جو3. خشم: برون ریزی شدید هیجانات4. چانه زنی: دست و پا زدن بیهوده برای یافتن راه برون رفت5. افسردگی: پذیرش رخداد6. آزمودن: جستجو برای راه حل های واقع گرایانه7. پذیرش: یافتن راه برون رفتدر انتهای مرحله انکار و ابتدای مرحله خشم ممکن است افراد احساس گناه را هم تجربه کنند و خود را به خاطر اتفاقی که افتاده است مقصر بدانند. یکی از دوستانم که مادرش را از دست داده بود به خاطر دعوایی که با مادرش داشت احساس گناه می کرد. او به این خاطر که برای بردن مادرش به یک بیمارستان مجهزتر -علیرغم مخالفت پزشکان با انتقال او- اصرار نکرده بود، خود را در مرگ مادر سهیم می دانست.در مثالی دیگر یکی از مراجعان خود را به خاطر این که نامزدش او را ترک کرده بود، مقصر می دانست و دچار وسواس شده بود و دلخوری های نامزدش را مرتب یادآوری می کرد.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2020 16:54:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مأمور و معذور</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%B0%D9%88%D8%B1-ljg1teo4o23c</link>
                <description>عاملیت در اعمال خشونت (Sense of Agency)در دادگاه نورنبرگ، آدولف ایشمان، در دفاع از خود و اثبات بی گناهی اش، در یادداشتی نوشت که او و دو زیر دستش تنها تابع دستورات بوده اند.از آن زمان گفتمان عاملیت در اجرای دستورات داغ شد و استنلی میلگرام روانشناس دانشگاه ییل آزمایشی را انجام داد تا درستی این ادعا را بیازماید.میلگرام از شرکت کنندگان می خواست تا به عنوان یک معلم برای بهتر شدن یادگیری فردی که در اتاق دیگر بود، به او شوک الکتریکی بدهند. شرکت کنندگان، یادگیرنده را نمی دیدند اما فریادهایش را که به خاطر درد شوک الکتریکی بود، می شنیدند.در حقیقت یادگیرنده ای وجود نداشت و میلگرم آزمودنی های خود را برای آزمایش فریب می داد. او متوجه شد که آن ها حاضر بودند برای افزایش شوک، ولتاژ دستگاه را تا 450 ولت بالا ببرند، که درد بسیاری را ایجاد می کرد.آزمایش میلگرام توسط محققان دیگر تکرار شد که برخی با ثبت تصاویر مغزی از شرکت کنندگان همراه بود. نتایج نشان داد که بخش هایی از مغز که مربوط به حس عاملیت است در مغز شرکت کنندگان، زمانی که از دستورات اطاعت می کردند، نسبت به زمانی که خود تصمیم گیرنده بودند، فعالیت کمتری دارد.محققان نتیجه گرفتند که در جنایات علیه بشریت، افرادی که تابع دستورات هستند، باید نسبت به افرادی که دستوردهنده هستند، به مجازات های کمتری محکوم شوند.در این پژوهش ها این سوال و ابهام همچنان باقی است که تکلیف تصمیم اولیه این &quot;فقط اطاعت کنندگان از دستور مافوق&quot; زمانی که تصمیم گرفتند به ماشین سرکوب و جنایت علیه بشریت بپیوندند، چیست؟افرادی هستند که حاضر نشدند به خاطر منافع خود جذب دستگاههای سرکوب و کشتار شوند و کسانی هم با اختیار کامل تصمیم گرفتند، به ماشین های کشتار، سرکوب و جنایت خدمت کنند و حتی برای خوش رقصی و جلب منافع بیشتر، فراتر از حوزه وظیفه، دست به جنایت زدند؛ آگاهانه و داوطلبانه تصمیم گرفتند &quot;تابع دستور مافوق&quot; باشند. سوال مناسب این است که آیا انتقال دادن &quot;حس عاملیت در لحظه&quot; برای هر کشتار در موقعیت به &quot;عاملیت کلی اولیه&quot; برای &quot;اطاعت از دستور مافوق&quot; نفی عاملیت است؟!</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2020 05:53:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرزهای رابطه</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-fjwf0oqqaimm</link>
                <description>در هر رابطه تعیین حدود و ثغور رابطه از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از مسائلی که قبل از رابطه باید مشخص شود، نوع و حدود مرزبندی بین طرفین است. گفتگو در این مورد به ویژه در روابط رومانتیک و عاطفی بسیار اهمیت دارد و باعث می شود تا در وهله اول طرفین متوجه شوند که آیا این رابطه برای ایشان ایده آل خواهد بود یا نه، و در وهله دوم مانع اختلافاتی می شود که دلیل آن عدم رعایت مرزبندی هایی است که برای فرد یا طرف مقابل مهم هستند.  </description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2020 06:53:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مادر خودشیفته</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-n2tj76qyffpn</link>
                <description>اختلال خودشیفتگی خفیف اغلب ناشناخته می ماند و فرزندان این مادران مأیوس و درمانده می شوند. مادر، معمولا موجودی تصور می شود که بدون قید و شرط و با مهر فراوان، فرزندش را دوست دارد و تمام توانش را برای سعادت فرزند صرف می کند.در صورتی که مادر مبتلا به اختلالات روانی باشد، شرایط این گونه نیست. فرزندی که مادر (یا پدر خودشیفته) دارد همیشه در عذاب و رنجش است اما کسی او را به درستی نمی فهمد. وجود نشانه های زیر در مادر (یا پدر)، احتمالا علامت ابتلای او به خودشیفتگی اختلالی یا صفتی است. برای این که آسیب کمتری متحمل شوید باید راه برخورد با آن را بدانید.1. مادر خودشیفته، فقط وقتی با فرزندش رفتار خوبی دارد که فرزند مطابق میل او رفتار کند. محبت مادر خودشیفته به رفتار فرزندش بستگی دارد.2. رابطه مادر خودشیفته با فرزندش مبهم است؛ یعنی به جای آن که مانند افراد بالغ رفتار کند و مراقب فرزندش باشد، گاهی رفتارهای کودکانه دارد و دخترش برای او نقش مادر را ایفا می کند. این مادران برای ادامه زندگی به فرزندان خود وابسته اند.3. مادر خودشیفته از فرزندش سوءاستفاده عاطفی می کند. مادران خودشیفته با انتقاد، نفرین و جلب ترحم فرزندانشان را وادار به اطاعت می کنند.4. مادر خودشیفته فقط تعریف و تمجید را می پذیرد و پاسخ هر انتقادی را کوبنده می دهد. ممکن است برای یک انتقاد ساده کینه به دل بگیرد.5. مادر خودشیفته به فرزند خود، دوستانش، روابط عاشقانه اش و موفقیت هایش حسادت می کند. فرزندان چنین مادری به جای دریافت محبت، از مادرشان بدجنسی و حسادت می گیرند.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 03:16:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلبر خودشیفته</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%AF%D9%84%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-xjzmpa3oiy4u</link>
                <description>شاید به تازگی رابطه را آغاز کرده اید و با همه مهری که به یارتان می ورزید، نشانه هایی ببینید که برایتان خوشایند نیست و حتی گاهی آزاردهنده است. اگر کسی که با او وارد رابطه شده اید، مبتلا به #اختلال_خودشیفتگی یا نارسیسیسم باشد یا از نظر روانی مستعد ابتلا باشد، به دردسر افتاده اید و ادامه رابطه بیشتر از قطع آن برای شما رنج آور است و ممکن است لطمات جدی روانی به شما وارد کند.تشخیص اختلال خودشیفتگی شدید سخت نیست ولی در صورتی که اختلال، خفیف یا به صورت خصیصه گری وجود داشته باشد، شناسایی آن چندان آسان نیست. اگر این پنج نشانه را در طرف مقابل می بینید، با بک فرد مبتلا به خودشیفتگی روبرو هستید:1. آنها همیشه در اولویت هستند. در موقعیت های سخت زندگی مواردی پیش می آید که باید یکی از طرفین برای دیگری فداکاری کند و نیاز خود را به خاطر دیگری به تأخیر بیندازد. مبتلایان به خصیصه گری خودشیفتگی یا خودشیفتگی، همیشه خود را در اولویت قرار می دهند. همیشه لیست بلندبالایی از دلایل مختلف دارند تا ثابت کنند، چرا اولویت با آنهاست.2. از نظر عاطفی همیشه طلبکارند.  باید یکسره به آنها اطمینان بدهید که برایتان مهم هستند. باید همواره به آنان توجه کنید و در مرکز توجه شما باشند. اعتماد به نفس آنها بسیار شکننده است و برای همین توجه بی وقفه و ابراز محبت مداوم، وظیفه تمام نشدنی یار آنهاست.3. شما را وادار به طرفداری می کنند. این افراد شما را وارد درگیری های خود با فامیل، دوستان و همکاران می کنند و برای طرفداری زیر فشار می گذارند. وظیفه تمام نشدنی دیگر یار این افراد طرفداری از آنهادر درگیری هاست. اگر از طرف مقابل طرفداری کنید، روزگارتان را سیاه می کند.4. از تکنیک های روانی کنترل استفاده می کنند. آنها خوب بلدند چطور از عواطف دیگران سوءاستفاده کنند. گاهی برای این که کاری را که می خواهند انجام دهید، به شما می گویند که چقدر عاشقتان هستند و بدون شما نمی توانند به زندگی ادامه دهند و این کار را فقط شما می توانید برای ایشان انجام دهید؛ یا این که می گویند دیگران هم می توانند این کار را برای آنها انجام دهند اما از بس شما را دوست دارند، می خواهند شما این کار را برایشان انجام دهید. اما وقتی کاری را که می خواهند برایشان انجام ندهید، آن قدر به شما بی مهری کنند تا تسلیم شوید؛ یا می گویند مخالفت شما نشانه این است که شما &quot;واقعا&quot; آنها را دوست ندارید. آنها از هر روشی استفاده می کنند تا شما را به اطاعت وادار کنند.5. از انتقاد متنفرند. اگر به آنها انتقاد کنید، به شدت عصبانی می شوند و واکنش واکنش تندی نشان می دهند. کمترین انتقاد را با تندی جواب می دهند. برای همین کم کم شروع به خودسانسوری می کنید و مراقب هستید سخنی نگویید که خشم او برانگیزد.قربانیان افراد خودشیفته آن قدر مورد سوءاستفاده روانی قرار می گیرند که تقصیر رفتار بد آنها را گردن خود می اندازند تا از عزت نفس خود دفاع کنند. ارتباط با افراد مبتلا به خودشیفتگی، به ویژه اگر دارای اختلال توأم ضداجتماعی هم باشند، صدمات روحی و روانی بسیار جدی به طرف مقابل وارد می کند.باورهای فرهنگی، عرفی و مذهبی بازیچه این افراد برای تسلط، کنترل، تخریب و سوءاستفاده از دیگران است؛ مثلا ملاحظه می شود که فردی که هیچ گونه اعتقاد دینی یا عرق فرهنگی و عرفی ندارد، برای وادار کردن همسرش به اطاعت از احادیث دینی و سنتهای ملی و قومی استفاده می کند.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 07:45:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وابستگی هراسی</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-cweih4pp1kfr</link>
                <description>#وابستگی_هراسی (soteriophobia) نوعی اختلال اضطرابی است که با ترس افراد از وابسته شدن به دیگران تعریف می شود. این اختلال بیشتر در افراد دارای روحیه قوی یا خودشیفته وجود دارد. در این اختلال فرد از ترس وابسته شدن به دیگری از روابط نزدیک خودداری می کند.اگر با این افراد در ارتباط باشید، متوجه خواهید شد که آنها نمی گذارند برایشان هدیه بخرید یا با آنها زیاد صمیمی شوید.اگر مبتلا باشید محبت دیگران را رد می کنید یا به سرعت جبران می کنید تا مدیون و وابسته نشوید.ترس از وابستگی ممکن است به خاطر تجربیات گذشته به وجود بیاید اما ادامه آن به خود فرد بستگی دارد.وابستگی هراسی ارتباط با خانواده، همکاران و فامیل را دچار مشکل می کند و گاهی مانع ارتباط عاطفی عشقی می شود.درمان شناختی-رفتاری، مایندفولنس و  دارو، علائم آن را کاهش می دهد.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 06:21:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و آموزش</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-djzu1fh2merf</link>
                <description>همه گیری غافل گیرانه کرونا ویروس به تعطیلی مدارس و دانشگاه ها ناگهانی منتهی شد. در سرتاسر جهان و در ایران معلمان و اساتید زیادی هستند که برای ارائه آموزش به صورت مجازی آموزش ندیده اند و فقط آموزش و ارزیابی در قالب کلاس های فیزیکی  را می شناسند.وجود این مدرسان آموزش ندیده، اثرات مخرب دوری از محیط فیزیکی آموزشی را بر دانش آموزان و دانشجویان تشدید کرده است. برخی از دروس ارائه شده نقش پایه ای برای دانش آموز و دانشجو دارد و بر یادگیری آتی آنان و عملکرد حرفه ای شان تأثیر نامطلوب دارد.از جمله مشکلاتی که مدرسان آموزش ندیده با آن مواجه بودند عبارت است از: ناآشنایی با نحوه ارائه دروس در رسانه ها و شبکه های مجازی، ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر با دانش آموزان و دانشجویان، ناتوانی از ارائه ارزیابی مناسب از روند کاری یادگیرندگان.بر مشکلات فوق باید محدودیت های استفاده از ابزارهای آنلاین آموزشی در کشور، سرعت پایین نت، نداشتن شبکه آموزش مجازی داخلی قدرتمند و همه جانبه و دور نگهداشتن یادگیرندگان از فضای مجازی برای آموزش را اضافه نمود.معلمان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و دانش آموزان با کمک وزارت علوم و آموزش و پرورش باید ضمن برطرف کردن خلاء پیش آمده، به فکر راهکارهایی برای پیشگیری از وقایع مشابه در آینده باشند.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 04:56:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابرابری جنسیتی در کار و صنعت</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-xwtrp8tlllmk</link>
                <description>#تبعیض_جنسیتی از علل اصلی تهدید کننده سلامت جامعه، خانواده و زن است. در حالی که زن ها تنها حق خود را از انسانیت فراموش شده شان می خواهند، به جای شنیده شدن، مردستیز لقب می گیرند و تهدید می شوند.در این گفتار بر نوع دیگری از تبعیض جنسیتی نور می تابانم تا بهتر دیده شود.تبعیض جنسیتی در بازار کار، حیطه صنعت و طراحی صنعتی مقوله ناآشنایی نیست، گرچه زاویه ای که برای نگریستن در آن در این گفتار انتخاب شده است، تا حدودی تازگی دارد. در هم تنیدگی این صنعت و بازار کار پهنه نابرابری جنسیتی را عمیق تر کرده است.خودروها، ابزارآلات اشتغال، میزها و صندلی ها، فراتر از آن میز و صندلی های مدیریتی، و باز هم فراتر، رنگ آنها نیز مطابق نیاز و سلیقه مردانه طراحی می شود.نادیده گرفتن نیمی از جامعه و محدود کردن جامعه متقاضی به جنسیتی خاص، این ذهنیت را تقویت می کند که عده ای به آنها نیاز ندارند.در عوض وسایل خانه داری، آشپزی و نگهداری از فرزند مشترک (همان که حضانتش در اختیار مرد است) زنانه طراحی می شوند و این پیش زمینه را ایجاد می کنند که این کارها مردانه نیستند.نهاد و ارگانی وجود ندارد -یا دست من من ندیده ام- که به نقش صنایع و قوانین اداری در ایجاد و تثبیت نابرابری جنسیتی توجه کند. خودروها و وسایل اداری زنانه با چاشنی جوک و خنده و با تقلیل آن به رنگ صورتی، عروسک، رژ لب و مواردی این چنینی دست به دست می شوند. وسایل خانه داری و کودکیاری مردانه هم اصلا ساخته نمی شوند و اگر ساخته شوند، بسیار نادر هستند.قوانین داخلی و اساسنامه ها هم مردانه طراحی شده اند و زنان موفق زنهایی هستند که از نظر جثه، شخصیت، سلیقه و روش تفکر، مردانه عمل کنند.ساختار سیاست و اجتماع، زنان را وادار می دارد برای به دست آوردن استقلال، مردانه رفتار کنند و دوباره &quot;سورنا از سر گشادش نواخته می شود&quot;؛ به جای اصلاح قواعد حاکم بر بازار کار و ایجاد تعادل جنسیتی در آن، استدلال می شود که زنانی که وارد بازار کار می شوند، لطافت زنانه خود را از دست می دهند و برای همین بازار کار مناسب زنان نیست!!با همین استدلال، زنانی را که به سختی برای خود جایی در بازار کار باز کرده اند، از فضای کار و جامعه به آشپزخانه ها هدایت می کنند.این برداشت حاصل نگاه سطحی علت (اشتغال و حضور زنان در جامعه) و معلول (از دست رفتن &quot;لطافت&quot; و نقش سنتی زن) دم دست است. بی آن که توجه شود این دو می توانند معلول یک یا چند علت دیگر باشند.فقط شنیده اند که دادخواهی زنان با مردستیزی برابر است.با شنیدن صدای زن یا دیدن موی زن، شمشیرها آخته، از نیام برکشیده، واویلاکنان بر زن می تازند که مبادا صدایش بلند شود؛ اما در برابر هزاران فساد کوچک و بزرگ دیگر سکوت می کنند. تو گویی شیرازه جامعه در برابر مفاسد کلان، واکسینه شده است اما در برابر برابری خواهی زنان آسیب پذیر است.توییتر، تلگرام و اینستاگرام@drzahrahusseini</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 22:45:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توییتولوژی</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-b6k6196yxi2o</link>
                <description>#توییتولوژی بعضی از توییت ها، شما را برای واکنش تحریک می کنند. ممکن است چند ده ثانیه یا دقایقی با خود کلنجار بروید که پاسخ ندهید، اما بلاخره در برابر وسوسه های ذهنی تان، مقاومت خود را از دست می دهید و پاسخ می دهید. ناهشیار شما تعیین می کند که تاب مقاومت در برابر چه سوژه هایی را نداشته باشید. بعضی ها در برابر سوژه های جنسی توان مقاومت ندارند. عده ای نمی توانند در برابر سوژه های خوراکی ایستادگی کنند. موضوعاتی که حافظه کاری و بلندمدت شما را بیشتر اشغال کرده اند، ذهن را سریع تر به واکنش ترغیب می کنند. با بررسی 100 لایک آخر هر کاربر، به فضای ذهنی او پی می برید، گرچه این علائق و اولویت به مرور زمان تغییر می کنند. صرف نشان دادن واکنش به یک موضوع افشا می کند که کاربر با آن درگیر است. گفته می شود از این داده ها برای هدایت انتخابات دور قبل ایالات متحده استفاده شد.گذشته از واکنش کاربران، نوع واکنش انتخابی آنان نیز حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره سبک حل مسأله و برخورد آنان با مسائل است. یکی از تمایلات اصلی افراد این است که روش خودشناسی را یاد بگیرند؛ یک روش ساده و در دسترس برای خودشناسی بررسی فعالیت اشخاص در فضای مجازی است.100 لایک و منشن آخر خود را در شبکه های مجازی که در آن فعال هستید بررسی کنید. ممکن است از چیزی که می بینید تعجب کنید. شاید با همین روش یکی از علت های استرس، افسردگی و اضطراب خود کشف کنید. مثلا ممکن است متوجه شوید توییت هایی با محتوای جنسی شما را بیش از بقیه جلب کرده است، یا نسبت به جنس مخالف پرخاشگری دارید. ممکن است متوجه شوید که فقط توییت های جنس مخالف را فیو می کنید، یا واکنش های خشمگین شما بیشتر علیه یک صنف یا گروه خاص است. ممکن است متوجه خشم افراطی خود شوید. ممکن است متوجه عدم اعتماد به نفس خود در اظهارنظر شوید.</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2020 22:42:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدر و مادرهای هلی کوپتری</title>
                <link>https://virgool.io/@drzahrahusseini/%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-zyeqbimziatl</link>
                <description>اصطلاح #والدین_هلی_کوپتری نخستین بار توسط دکتر هایم گینوت (1969) ابداع شد.به قلم زهرا حسینیدکترای روانشناسی شناختی4 خرداد99والدگری هلی کوپتری به سبکی از والدگری گفته می شود که در آن پدر و مادر بیش از اندازه طبیعی بر فرزندان خود تمرکز دارند و فرزندانشان را در کارهایی که باید به تنهایی انجام دهند یا برای انجام آن نیازی به کمک ندارند، حمایت می کنند. والدین هلی کوپتری دانش آموزان دبستانی نگران هستند که فرزندشان از معلم توجه کافی بگیرد، دوستان مورد نظرشان را برای فرزند انتخاب می کنند یا در انجام کاردستی و پروژه ها به آنها کمک می کنند.والدین هلی کوپتری دانش آموزان دبیرستانی برای نمره به معلم فرزندانشان زنگ می زنند، برنامه کلاس و مطالعه فرزندانشان را تنظیم می کنند.والدین هلی کوپتری در موقع انتخاب شغل فرزندان را برای گرفتن شغل حمایت می کنند. با کارفرما در مورد عادتهای فرزندشان گفتگو می کنند و به جای فرزندشان عذرخواهی می کنند و اشتباهات فرزند را توجیه یا جبران می کنند.در موردی که می خواستم برای محل کار نیرو بگیرم، فردی را انتخاب کردم.فردای آن روز فرد مورد نظر با پدرش به محل کار آمد. پدر پذیرایی شد، محل کار را برانداز کرد و توصیه هایی در مورد کیفیت پرورش دخترش و نکاتی که باید رعایت کنم تذکر داد. از مسئول دفتر خواستم تماس بگیرد و بگوید نیازی به کمک دخترشان نیست اما اگر به کمک پدر نیاز داشتیم حتما از وجودشان بهره مند خواهیم شد.والدین هلی کوپتری در روابط زناشویی فرزندان هم ورود می کنند، اگر لازم شود طرف فرزند را در دعواها می گیرند یا کم کاری هایش را با توجه زیاد به همسرش جبران می کنند. اشتباهات فرزند را توجیه می کنند و از همسر می خواهند در ارتباط با فرزندشان گذشت کند.ازدواج با دخترها و پسرهایی که والدین هلی کوپتری دارند را به هیچ وجه پیشنهاد نمی کنم، زیرا شما فقط با همسر خود روبرو نیستید، بلکه با او، و پدر و مادرش همزمان روبرو هستید و مصلحت زندگی شما و همسرتان توسط والدین همسرتان برنامه ریزی و هدایت می شود.تلگرام، توییتر، اینستاگرام@drzahrahusseini</description>
                <category>Zahra Husseini</category>
                <author>Zahra Husseini</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2020 20:53:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>