<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کمپین معلولان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@dscampaign</link>
        <description>این کمپین از آبان ۹۵ تشکیل شده. دو دستاورد عمده: تصویب لایحه معلولان و اختصاص ردیف بودجه اهداف:اجرای قانون معلولان.گزارش عملکرد را در کانال تلگرامی کمپین جستجو کنید https://t.me/dscampaign</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 15:26:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/135270/avatar/Kp6OpT.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کمپین معلولان</title>
            <link>https://virgool.io/@dscampaign</link>
        </image>

                    <item>
                <title>غارت بیت‌المال توسط مافیای بهزیستی بوشهر</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%BA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%B1-b0qhtxawnwhq</link>
                <description>غارت بیت‌المال توسط مافیای بهزیستی بوشهر؛ دادستانی و بازرسی کل کشور فوراً ورود کنند!افشای فساد سازمان‌یافته در بهزیستی بوشهر، زنگ خطر غارت سیستماتیک بیت‌المال را به صدا درآورده است. گزارشات نشان می‌دهند که یک مافیای گسترده در پوشش کمیته خرید با هماهنگی حوزه مالی و پشتبانی، با خیانت به حقوق معلولان و سایر مددجویان، میلیون‌ها تومان از بودجه محروم‌ترین و مستضعف‌ترین اقشار جامعه را به تاراج برده‌اند.بر اساس گزارشی مستند، تنها در یک فقره‌ خرید اقلام توان‌بخشی در مردادماه سال‌جاری، ۸۰۰ میلیون تومان ثبت شده است در حالی که قیمت این اقلام که کمپین از بازار تهیه کرده ۱۳۵ میلیون تومان است!این مافیا با سندسازی، تحویل کالاهای بی‌کیفیت و دستکاری قیمت‌ها، اموال عمومی را چپاول کرده‌اند. اما این تنها یک نمونه از ده‌ها تخلف مالی گسترده در بهزیستی بوشهر است.بنابر شنیده‌ها، نکته تکان‌دهنده این است که فساد مالی در اداره کل بوشهر حدودا از اوایل دهه ۹۰ آغاز شده و بدون هیچ‌گونه نظارت یا برخوردی، همچنان ادامه دارد! مقامات بازرسی و حراست، یا در خواب عمیق‌اند یا عامدانه چشم خود را بر این غارت بسته‌اند. گزارش‌های متعددی به بازرسی بهزیستی و نهادهای نظارتی ارسال شده، اما نه‌تنها هیچ اقدام بازدارنده‌ای صورت نگرفته، بلکه مفسدان با گستاخی بیشتری به چپاول بیت‌المال ادامه داده‌اند.طبق اطلاعات به‌دست‌آمده، این شبکه فساد حتی از تهدید، ارعاب و تخریب شخصیت افراد شرافتمندی که در برابرشان ایستاده‌اند، ابایی ندارد. کارکنان دلسوز بهزیستی که تخلفات را افشا کرده‌اند، با تهدیدهای جدی مواجه شده و برخی مسئولان پاکدست به حاشیه رانده شده‌اند.این‌ گزارش، دیگر جای هیچ‌گونه مماشاتی باقی نمی‌گذارد! دادستانی و سازمان بازرسی کل کشور باید بدون فوت وقت، تمامی خریدهای بهزیستی بوشهر را از سال ۱۳۹۰ تاکنون مورد حسابرسی دقیق قرار دهند. تمامی اسناد مالی، قراردادها، مزایده‌ها و پرداخت‌ها باید زیر ذره‌بین دستگاه‌های نظارتی قرار گیرد.کمپبن معلولان امیدی به برخورد بازرسی و حراست بهزیستی ندارد اما آیا دستگاه قضایی و نهادهای نظارتی در برابر این حجم از فساد سازمان‌یافته سکوت خواهند کرد یا بالاخره به این چپاول گسترده پایان خواهند داد؟</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Mon, 10 Mar 2025 16:48:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آلبوم تصویری تجمع یکشنبه ۱۱ آذر روز جهانی معلولان</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%B1%DB%B1-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-gkohauq4l3ab</link>
                <description>روزیکشنبه یازدهم آذر 1403 جمع کثیری از افراد دارای معلولیت در اعتراض به عدم اجرای ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق معلولان، مقابل مجلس تجمع اعتراضی برگزار کردندعکس؛ اکرم عاشقی</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2024 23:42:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجمع حماسی معلولان</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-u9twjqcuzw1g</link>
                <description>آلبوم تصویری تجمع معلولان مقابل برنامه و بودجهعکاس؛ اکرم عاشقیسه‌شنبه ۲۹ آبان صدها تن از افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان، برای چندمین هفته متوالی و در اعتراض به عدم اجرای ماده ۲۷ ‎قانون معلولان پیگیری مطالبات معیشتی، مقابل سازمان برنامه و بودجه تجمع کردند.پایان عکس‌های اکرم عاشقیعکس؛ رضا طاهرنژاد عکس‌های متفرقه؛</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2024 00:57:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به اقدامات نامتعارف قادری در دقیقه 90/ ورود سازمان بازرسی ضروری است‌</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-90-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-n7rannqg9qtl</link>
                <description>نگاهی به اقدامات نامتعارف قادری در دقیقه 90/ ورود سازمان بازرسی ضروری است‌رویا بابایی - خبرنگار حوزه معلولانقادری که در آبان سال ۱۴۰۰ حکم ریاست خود بر سازمان بهزیستی را روی سر گذاشته بود تا شوق خدمتش را نشان دهد، این اواخر وقتی ریاستش را از دست رفته و تلاش‌هایش برای ابقا را بی‌نتیجه دیده، سازمان بهزیستی را رها کرده و در حال پرداختن به مسافرت‌‌های شخصی، پول‌پاشی در سفرهای استانی و هدر دادن منابع محدود بهزیستی است‌.او در طول ۳ سال گذشته با راهکارهای غیرعلمی، نادرست و متکی به جلب حمایت‌ افراد خاص سبک‌های عجیب مدیریتی را در سازمان بهزیستی پیاده کرد و آسیب‌های زیادی به اعتبار سازمان در جامعه وارد کرد.مسافرت‌های شخصیقادری اخیرأ لوازمش را جمع و اتاق کارش را خالی کرده و با سفر و اسکان‌ خانوادگی در اردوگاه‌های بهزیستی در استان‌های شمالی و سفر به مشهد با قطار اثبات می‌کند آن حکم‌ بر سر گرفتن نه تنها نمایشی بوده بلکه واقعیت او همین کسی است که توانسته رها کردن بهزیستی را به‌ حفظ سنگر و منافع گروه هدف و تحویل صحيح امور به نفر پس از خود ترجیح دهد‌.او این روزها فقط در معدود مواردی از جمله شرکت در جلسه‌ ورزشکاران پارالمپیکی در سازمان حاضر می‌شود درحالیکه کسی که حکم ریاست بهزیستی را بر سر گذاشته بود باید تا روز آخر آن را از روی سرش برنمی‌داشت اما وقتی اینکار را می‌کند یعنی تعهد او به رسالتش‌ نیست بلکه به توصیه‌کنندگان و صادرکنندگان‌ حکم ریاستش است که با کنار رفتن آنها تعهدش‌ هم پایان می‌یابد.پول‌پاشی‌های بدون مجوزاگر سری به سایت سازمان بهزیستی بزنید اخبار سفرهای استانی قادری را پررنگ‌تر از همیشه خواهید دید. اما در پشت‌پرده این سفرها که پس از اعلام نتایج انتخابات و به نام‌ دیدار مردمی و حل مشکلات جامعه هدف شروع شده و طی آن قادری با مددجویان دیدار و با درخواست‌های مالی افراد خاص موافقت می‌کرد، چیست؟ماجرا این است که پیش از انتخابات امسال میلیاردها تومان از محل مسئوليت‌های اجتماعی و مدنی دستگاه‌ها به حساب بهزيستی‌ واریز شده. قادری با‌ این تصور که این پول را خودم به دست آورده‌ام پس خودم آن‌ را خرج می‌کنم به استان‌های مختلف سفر می‌کرد تا اعتبار دریافت شده که می‌توانست صرف رفع مشکلات اساسی مددجویان مانند اشتغال و مسکن شود را عجولانه و طوری توزیع کند که چیزی برای رئیس‌ بعدی باقی نماند.این درحالیست که هرگونه کمک موردی باید بر اساس کار کارشناسی و تشخیص‌ مددکاری و هرگونه برداشت از اعتبارات مشارکت‌های مردمی باید طبق دستورالعمل صورت گیرد.گفتنی است بر اساس گزارشات‌ استان‌ها در این‌ دیدارها‌ اغلب افراد دارای ارتباطات‌ خاص و سفارش شده موفق به دیدار قادری می‌شدند و دست نیازمندان واقعی از کمک‌ بهزیستی دور مانده است.نکته تأسف‌برانگیز اینکه چون این اعتبار از اعتبارات جاری سازمان نیست مورد رصد دستگاه‌های نظارتی نیز قرار نمی‌گیرد اما ضروری است این سفرها در اسرع وقت متوقف و هرگونه برداشت مالی از حساب مشارکت‌های مردمی سازمان ممنوع شود.مدیریت گیتی‌دیگر اقدام قادری، تعبیه گیت ورودی جدید با هزینه چند میلیاردی برای بهزيستی‌ است که پس از حدود یکسال مقدمات راه‌اندازی، تنها پس از یک هفته از کار افتاد.این در حاليست که وجود این گیت برای سازمانی مانند بهزيستی‌ به‌عنوان یک سازمان میانی که با انواع گروه‌های آسیب‌پذیر در ارتباط است منطقی نیست‌‌ و اگر این گروه‌ها ولی‌نعمتان بهزیستی باشند چرا قادری در قامت رئيس باید برای ورود آنان به سازمان مانع‌تراشی کند؟مدیریت دیداری_تلویزیونیخرید ۱۴ دستگاه تلویزیون‌ صنعتی با هزینه هر دستگاه ۲۰۰ میلیون تومان به اضافه هزینه زیرساخت و آماده‌سازی دیوارها و نصب در ۱۰ طبقه سازمان بهزیستی و قرار دادن پایه تشريفات و طناب راهبند‌ مقابلشان برای پیشگیری از نزدیک شدن افراد به تلویزیون‌ها از دیگر اقدامات عجیب قادری است‌.اما عجیب‌ترین بخش این اقدام، نصب لوح‌ راهنما با عنوان &quot;مدیریت بیداری&quot; در کنار تلویزیون‌هاست. در واقع این تابلوها تلاشی برای القای انتقال اطلاعات در سریع‌ترین‌ زمان ممکن‌ است اما تلویزیون‌ها از زمان نصب فقط سفرهای استانی قادری، جلسات او و دیدارهایش با مددجویان را پخش می‌کند. درحالیکه بهزیستی کشور تقریبا هیچ ارباب رجوعی ندارد که بین رفت و آمدشان در طبقات، تصاویر تلویزیون‌ها را تماشا کنند‌. کارکنان سازمان هم در جریان همه اقدامات او هستند بنابراین این ابهام برای همه باقیست که ریشه این هزینه‌کرد به کجا برمی‌گردد؟؟نکته دیگر اینجاست که لوح راهنمای &quot;مدیریت بیداری&quot; ۳۰ سانت بالاتر از سطح زمین نصب شده به‌گونه‌ای که خواندن محتوای آن فقط در حالت درازکش ممکن است‌.مدیریت موتوریخرید ۵ دستگاه موتور برای سازمان بهزیستی و در اختیار داشتن یکی از آنها توسط شخص قادری ابتکاری است که فقط از ذهن قادری برمی‌آید. او نام موتورسواری‌هایش را &quot;پرکاری&quot; گذاشته درحالیکه این سرپوشی روی بی‌نظمی‌هایش است.نکته اینجاست که موتورهای خریداری شده، اسپورت بوده و دست‌کم بین ۳۰۰ الی ۴۰۰ میلیون تومان قیمت دارند‌ و به درد مصرف سازمانی نمی‌خورند.قادری که در بهزیستی به بی‌نظمی شهره است درحالیکه می‌تواند با خودروی سازمانی و در کمال امنيت به سازمان‌های مورد نیاز تردد کند برای پوشاندن‌ بی‌نظمی خود اقدام به خرید موتورهای مذکور کرده تا در مواقع ضروری سوار بر موتور شخصا راهی جلسات بین‌ دستگاهی شود. رفتاری که نه زیبنده مسئولان است نه گواه بر ساده‌زیستی آنها و فقط ناتوانی او در مدیریت زمان را می‌رساند‌.مدیریت کربلاییاز دیگر اقدامات سوء‌ قادری اعزام تعداد خاصی از کارمندان بهزيستی‌ به‌عنوان همراه معلولان نخبه به کربلا به‌صورت هوایی است. درحالیکه هم محل تهیه هزینه بلیت پرسنل سازمان مشکوک است‌ هم اعزام کارمندان به‌عنوان همراه‌ معلولان فاقد توجیه است چرا که اگر افراد دارای معلولیت به همراه نیاز داشتند قطعا با اعضای خانواده‌ خود بیشتر از کارمندان بهزیستی راحت‌ترند‌.سوال دیگر این است که افراد اعزام شده به کربلا چرا همگی‌ کارکنان دفتر قادری و دفتر شورای تحول اداری هستند؟همچنين در اربعین امسال بهزيستی‌ طی قرارداد با یک دفتر مسافرتی مشکوک، ۵۰۰ نفر از تحت‌پوششان‌ خود را با سرانه ۸ میلیون تومان به‌طور زمینی به کربلا اعزام کرد. درحالیکه این دفتر اسکان و غذای مددجویان را از موکب‌های مستقر در ایام اربعین تهیه کرده و بابت سفر مددجویان استان‌های نزدیک به مرز که حدود ۳ میلیون تومان بوده هم همان ۸ میلیون تومان‌ را دریافت کرده است.بنیاد قادری، محل تعارض منافعمهم‌ترین مطلبی که در مورد قادری نیازمند بررسی است بنیاد خیریه اوست.قادری و فردی به‌نام تورج فرهادی کاندیدای دوره پنجم شورای شهر تهران بودند‌. این دو در سال ۱۳۹۷ یک موسسه‌ غیرانتفاعی و غیرتجاری به‌نام &quot;بنیاد خیریه نگار مهربان&quot; ثبت می‌کنند. نام تورج فرهادی‌ به‌عنوان صاحب امتیاز و نام قادری به‌عنوان عضو هیأت‌ مدیره بنیاد ثبت می‌شود‌. فردی به نام خراسانی هم از اعضای هیأت‌ مدیره سال‌هاست اداره بنیاد را به عهده دارد.در سال ۱۴۰۰ که قادری به ریاست بهزیستی رسید باید برای پیشگیری از تعارض منافع به‌صورت علنی از عضویت در هیأت مدیره این بنیاد استعفا می‌داد اما تااین لحظه هیچ مستندی از استعفای ثبت‌ شده وی در سیستم اتوماسيون اداری سازمان بهزيستی‌ وجود ندارد‌.آدرس این بنیاد در خیابان ۱۷ شهریور، خیابان گوته، کوچه زورخانه، کوچه شهید شهبازی، پلاک ۳ معرفی شده و شماره ثبت و اعضای هیأت‌ مدیره آن قابل استعلام است.نکته قابل تأمل در مورد این بنیاد، تفاهمنامه‌ بنیاد با بانک قرض‌الحسنه مهر ایران‌ است که بر آن اساس افراد خاص و مدنظر بنیاد با معرفی‌نامه‌هایی به امضای خراسانی به شعبه ولیعصر این بانک برای دریافت تسهيلات معرفی می‌شوند.اما ماجرا اینجا جالب می‌شود که در دوره ریاست قادری در بهزیستی برای کارکنان بهزیستی دو حساب نزد این بانک افتتاح شد. یک حسابی که در سه سال گذشته ماهانه برای خرید شارژ می‌شد و یک حساب جاری که در ماه‌های پس از شهادت آیت‌الله رئیسی حقوق کارکنان بهزیستی کشور و در دو سال گذشته حقوق پرسنل استان‌ها به این حساب واریز شده‌ و هر دوی این حساب‌ها بدون اطلاع و اجازه کارکنان افتتاح شده‌ است.دلیل این اقدام قادری به وضوح تلاش‌ برای ایجاد اعتبار در بانک و استفاده از تسهیلات بانکی به نفع بنیاد خیریه‌اش می‌تواند باشد‌ و این مصداق تعارض منافع و سوءاستفاده قادری از جایگاه خود و کاملا قابل اثبات است‌.این درحالیست که سازمان بهزیستی با بانک رسالت تفاهمنامه همکاری دارد و در ازای واریز حقوق کارکنان و افزایش معدل حساب به آنها وام می‌دهد‌ و در سه سال گذشته از قرض‌الحسنه مهر ایران هیچ تسهيلاتی برای کارکنان اخذ نشده است.مدیریت دوستانه‌قادری همزمان با ریاست خود برخی از رفقای خود از جملهحمزه شریفی‌دوست را برای امور فرهنگی و بعد مثبت زندگی، احسان جعفری را برای روابط عمومی، نوروزی را برای کمیته انتصابات، کاظمی را برای معاونت توان‌بخشی و علیرضایی را به‌عنوان بازرس ویژه با خود وارد سازمان کرد‌ اما به مرور حتی با رفقای خود نتوانست کار کند و همگی را از سازمان تاراند‌.او حتی دکتر صافی، از کاربلدترین‌ نیروها در بحث اشتغال را برنتافت و مدیر موفقی چون او را که پرچم‌ اشتغال بهزیستی را بالا نگهداشته بود فراری داد.خادم‌حسینی سال‌ها پیش وقتی قادری فاقد شغل بود زمینه‌ساز ورود او به بهزیستی و استخدام او شده بود.‌ اما حتی او هم در مدیریت قادری دوام نیاورد و یک روز صبح بدون اطلاع قبلی با نامه عدم نیاز خود مواجه شد‌.ربوبی سالها پیش وقتی قادری از مدیرکلی استان تهران عزل شده و فاقد پست بود به او اتاق و میز کار داده بود اما قادری حتی به ربوبی هم رحم نکرد و او اکنون ماه‌هاست فاقد پست و سمت است‌.او همچنین مدیران متخصص و کاربلد سازمان را از رأس امور برداشت و مدت‌ها بیکار نگهداشت و حتی حاضر نشد کار کارشناسی را به‌ آنان بسپارد‌.چندی پیش حوزه توانبخشی و اجتماعی هر کدام برای مدت ۶ ماه فاقد معاونت بودند. قادری پس از عزل کاظمی از معاونت توانبخشی مدت‌ها این حوزه را بدون معاون نگهداشت تا به دوستانش ثابت کند بدون حضور آنها نیز قادر به اداره این دو حوزه است‌.اما اگر این دو حوزه که مهم‌ترین حوزه‌های بهزیستی هستند نیاز به معاون نداشتند پس چرا قادری در نهایت کوتاه آمد و برای هریک معاون انتخاب کرد و اگر اداره این دو حوزه نیازمند معاون بود چرا قادری ماه‌ها این دو حوزه را رها کرد؟؟ مگر سازمان بهزیستی محل هزینه‌کرد لجبازی‌های بچه‌گانه اوست؟هرچند دلیل غضب قادری بر کاظمی گویای شخصیت نابالغ اوست. کاظمی یک روز‌ با ایده قادری مبنی بر ساخت پارک ویژه معلولان به دلیل نفی‌ ایزوله‌سازی معلولان در دنیا و عدم ضرورت ساخت پارک در بالاترین نقاط شهر به دلیل سکونت اغلب معلولان در پایین‌ شهر مخالفت می‌کند و روز بعد در اثنای ممانعت از ورودش به يکی از جلسات‌، از عزل خود مطلع می‌شود.بازی با چارت سازمانقادری در این سال‌ها انواع بازی‌ها را سر چارت بهزیستی پیاده کرد‌. او در این مدت اورژانس را به حوزه اجتماعی، دفتر حقوقی را به حوزه پشتیبانی اضافه کرد اما دفتر توانمند‌سازی‌ را که از ارکان اصلی توانبخشی است از امور توانبخشی حذف و دفتر پیشگیری از معلولیت‌ها را به آن الحاق کرد.دبیرخانه قانون معلولان، ظاهری استبا وجود مانورهای خبری برای دبیرخانه قانون حمایت از معلولان و استقرار دبیرخانه در بهزیستی‌، اما قادری برای دبیرخانه قانون هیچ پست و ردیف اختصاصی سازمانی منظور نکرد.او برای این دبیرخانه باید کارشناس پیگیری قانون تعیین می‌کرد که نکرد و در واقع پست رضایی که اکنون اسمأ مسئول این دبیرخانه است چیز دیگری است و اساسأ پستی به نام‌ و برای دبیرخانه قانون وجود ندارد. درحالیکه او می‌توانست چارت را اصلاح کند.خرید ۸۰۰ عدد هدفون‌ تسکوخرید ۸۰۰ عدد هدفون‌ به بهانه استفاده کارمندان در کلاس‌های آموزشی از دیگر اقدامات قادری در جهت هدر دادن منابع بهزیستی است.در حالیکه تعداد کارکنان مستقر در ساختمان ستاد به ۸۰۰ نفر نمی‌رسد و مشخص نیست این هدفون‌ها به‌چه منظوری خرید شده و در اختیار چه کسانی قرار خواهد گرفت؟حواس سازمان بازرسی پرت استاین مطلب بیش از آنکه نقد به اقدامات قادری باشد انتقاد به حواس‌پرتی سازمان بازرسی و نهادهای نظارتی است‌. این نهاد باید رسیدگی به شرایط مالی سازمانی چون بهزیستی که رئیس بالای سرش نیست و بخش اعظم انرژی سازمان در حال هدررفت است را در دستور کار خود قرار دهد.وقتی همه می‌دانند که اقداماتی مانند خرید موتورها، تعبیه گیت‌ جدید، خرید هدفون‌ها، خرید و نصب تلویزیون‌های صنعتی و... به جریان انداختن پول در روزهای آخر ریاست است چطور سازمان‌‌ بازرسی‌ و نهادهای نظارتی متوجه چنین سوء‌استفاده‌ای نمی‌شوند؟این خرج‌های بیهوده و پول‌پاشی‌های استانی آن هم توسط بهزيستی‌ که همواره با مشکل کمبود بودجه و اعتبار مواجه است و مددجویانش مشکلات حادی دارند چطور توجه نهادهای نظارتی را جلب نمی‌کند، خدا عالم است!</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Mon, 30 Sep 2024 11:31:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزیابی خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی معلولان</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-oqofhuhmntxz</link>
                <description>خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی در قانون حمایت از معلولانمرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به ارزیابی قانون حمایت از معلولان در فصل خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی پرداخت.به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات اجتماعی این مرکز در گزارشی با عنوان «ارزیابی قانون حمایت از حقوق معلولان؛ فصل خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی» آورده است که در ایران مهم‌ترین سند سیاست‌گذاری اجتماعی در خصوص افراد دارای معلولیت، قانون «حمایت از حقوق معلولان» مصوب (1396.12.20) است که حدود 6 سال از تصویب آن می‌گذرد. به‌موجب ماده «31» این قانون دولت مکلف بر تشکیل «کمیته هماهنگی و نظارت بر اجرای قانون»، دریافت گزارش اقدام‌های انجام شده در راستای قانون به‌صورت سالیانه و ارسال نسخه مورد تأیید کمیته در شورای عالی رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس شورای اسلامی است. از‌آنجا‌که تاکنون ارزیابی دقیقی از عملکرد اجرای قانون مورد بحث انجام نشده است و نظر بر اهمیت مسئله، سلسله گزارش‌های ارزیابی آن در دستور کار مرکز پژوهش‌های مجلس قرار گرفته است. گزارش حاضر به بررسی و ارزیابی عملکرد فصل سوم این قانون ناظر بر «خدمات درمانی، مراقبتی، بهداشتی و توانبخشی» پرداخته است. این گزارش بیان می‌کند که طبق آمار سازمان بهزیستی در سال 1401 تعداد افراد دارای معلولیت ثبت‌شده در حدود 1،413،879 بوده است. که معادل 45% آنها دچار معلولیت شدید و خیلی شدید بوده‌اند. سازوکار اجرایی ماده (6) از فصل سوم قانون حمایت از حقوق معلولان موکول به انعقاد تفاهم‌نامه همکاری سالیانه بین سازمان بیمه سلامت ایران و سازمان بهزیستی کشور شده و طی 6 سال گذشته تنها دو تفاهم‌نامه منعقد شده است. این گزارش مطرح می‌کند که به‌موجب ماده (6) قانون حمایت از حقوق معلولان و بنابر گزارش سازمان بیمه سلامت در حال حاضر 723،289 نفر در 6 گروه اختلالات جسمی-حرکتی، کم‌توانی ذهنی، اختلالات بینایی، اختلالات شنوایی، اختلالات صوت‌و‌گفتار و اختلالات روانی به توان‌خواهان سازمان بهزیستی ذیل ماده (6) قانون نشان‌دار شده‌اند که همه مشمولان ماده را دربرنمی‌گیرد.این گزارش توضیح می‌دهد که بیشترین شکاف استانی بین افراد دارای معلولیت و افراد نشان‌دار شده ذیل ماده (6) مربوط به استان‌های تهران (93242)، خراسان رضوی (60114)، اصفهان (58910)، فارس (46822) و خوزستان (44701) و کمترین شکاف مربوط به استان‌های اردبیل (4640)، ایلام (7429)، خراسان جنوبی (7745)، زنجان (8347) و خراسان شمالی (8399) بوده است. این گزارش ادامه می‌دهد که صرف نشان‌دار شدن، منجر به استفاده از خدمات ماده (6) نشده است. به استناد داده‌های سازمان بیمه سلامت کشور از مجموع 723،289 فرد نشان‌دار شده تاکنون تنها  533 هزار نفر از خدمات مورد اشاره استفاده کرده‌اند. تعداد افراد نشان‌دار شده بهره‌مند از خدمات بیمه پایه ذیل ماده (6) (533 هزار نفر) معادل 53 درصد از افراد مشمول قانون و 38 درصد از کل افراد دارای معلولیت ثبت شده در سازمان بهزیستی کشور در سال 1401 است. متن قانون و چالش‌های اجرایی آن از جمله نحوه تفسیر قانون و فرایندهای اداری مزاحم و ناهمخوان با شرایط افراد دارای معلولیت، سبب حذف گروه بسیاری از این افراد از دایره شمول و بهره‌مندی از خدمات موضوع ماده (6) شده است.در این گزارش بیان می‌شود که خدمات ارائه‌شده ذیل ماده (6) شامل 97% در حوزه درمانی و 3% در حوزه توانبخشی بوده است. بنابراین تاکنون قادر به تأمین مهم‌ترین هزینه‌های سلامت افراد دارای معلولیت یعنی هزینه‌های خدمات توانبخشی جسمی و روانی نبوده است. از مجموع 533 هزار فرد بهره‌مند ذیل این ماده، 89% از خدمات دارویی، 84% از ویزیت و خدمت در مطب پزشک، ٪38 از خدمات آزمایش، 34% از خدمات پرتو پزشکی و 5% از ویزیت و خدمت در مطب دندانپزشک استفاده کرده‌اند. این گزارش ادامه می‌دهد که خدمات ستاره‌دار ارائه‌شده ذیل ماده (6) مطابق تفاهم‌نامه اول، تعداد 9 خدمت در قالب سه بسته بوده است که در تفاهم‌نامه دوم به 59 خدمت در قالب 9 بسته ارتقا یافته است. به‌رغم تأکید قانون بر خدمات توانبخشی روانی، هیچ‌یک از بسته‌های خدمات توانبخشی ارائه‌شده ذیل ماده (6) شامل بسته مشخص خدمات توانبخشی روانی نیست. بسته‌های خدمت ارائه‌شده ذیل ماده (6)، صرفاً خدمات توانبخشی را شامل می‌شوند و تأمین تجهیزات و وسایل توانبخشی را جز مواردی معدود در برنمی‌گیرد.این گزارش اظهار می‌کند که مطابق سالنامه آماری سازمان بهزیستی کشور در سال 1401، مجموعاً 73،083 نفر (معادل 18 درصد از مشمولان) در این سال حق پرستاری دریافت کرده‌اند که از این تعداد 43،617 نفر تحت مراقبت در خانواده و 29،466 نفر فرد دارای ضایعه نخاعی در مراکز نگهداری هستند. در سال 1401 تعداد 119،453 نفر متقاضی پشت‌نوبتی جهت دریافت حق پرستاری و مددکاری در خانواده در سامانه سازمان بهزیستی کشور ثبت شده است. براساس برآوردهای انجام‌شده، حق پرستاری ارائه شده حدود 20 درصد هزینه‌های مورد نیاز برای پرستاری و نگهداری افراد را در مراکز پوشش می‌دهد. در ادامه این گزارش بیان می‌کند که خدمات موضوع ماده (۷) علاوه بر مراقبت و پرستاری برای افراد دارای معلولیت، ذیل تبصره «2» ماده (۷) به «سالمندان معلول» نیز تسری یافته است. بااین‌حال چنین به نظر می‌رسد که قید مذکور همان تکرار ماده (۷) با شرط معلولیت در سنین سالمندی بدون در نظر گرفتن قید شدت باشد؛ چراکه به‌طورکلی وقتی از افراد دارای معلولیت سخن به میان می‌آوریم صرف معلولیت مورد نظر است و قیودی مانند سن، جنسیت و نظایر آن برای قانون بلاموضوع است. مرکز پژوهش‌های مجلس در ادامه این گزارش، پیشنهاداتی در زمینه بهبود عملکرد قانون حمایت از حقوق معلولان ارائه داده که به این شرح است؛ پیگیری نحوه عملکرد کمیته هماهنگی و نظارت بر اجرای قانون موضوع ماده (31) قانون حمایت از حقوق معلولان، تسهیل و تسریع در فرایند پوشش افراد دارای معلولیت ذیل ماده (6)، شناسایی و رفع موانع بهره‌مندی نیمی از افراد تحت پوشش بیمه سلامت که تاکنون از خدمات ماده (6) استفاده نکرده‌اند، طراحی پایگاه داده توانبخشی جهت تأمین مطالبات جامعه افراد دارای معلولیت، برنامه‌ریزی آینده‌نگر و ارزیابی دقیق اجرای قانون، بررسی پیامدهای تغییر مرجع گزارش‌گیری در سال‌های 1400 به‌بعد سالنامه آماری سازمان بهزیستی کشور بر تحقق اهداف قانون حمایت از حقوق معلولان، مذاکره با نهادهای متولی بیمه و افزایش کد خدمت‌های مورد نیاز افراد دارای معلولیت در توانبخشی جسمی و روانی، توسعه مراکز توانبخشی متناسب با نیاز افراد دارای معلولیت در مناطق مختلف کشور، تعریف بسته‌های توانبخشی روانی اعم از خدمات مشاوره و روان‌پزشکی و طراحی بسته خدمات دندان‌پزشکی با توجه به گران بودن خدمات آن، پوشش و سایل و تجهیزات توانبخشی ذیل خدمات ماده (6) و اهمیت آن با توجه به تأثیرپذیری آن از افزایش تورم، اصلاح تبصره «2» ماده (۷) و تغییر به «سالمندان با درجه معلولیت متوسط و بیش از آن»، آگاهی‌رسانی به جامعه افراد دارای معلولیت جهت بهره‌مندی از حقوق قانونی خود، تدوین آیین‌نامه اجرایی دقیق ذیل ماده (6) به‌جای تفاهم‌نامه‌های موقت و قابل تمدید و قابل فسخ و تبدیل آن به روال دائمی اجرای قانون، تدوین آیین‌نامه اجرایی دقیق ذیل ماده (۷) قانون، تعیین تکلیف تولی‌گری حوزه توانبخشی کشور.لینک فایل کامل ارزیابی در سایت مرکز پژ‌وهش‌های مجلس https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1808190 </description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jul 2024 11:02:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران؛ تعهدات بین‌المللی و مسئولیت‌های مغفول در قبال معلولان</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D9%81%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-girk7vjsqvyj</link>
                <description>ایران؛ تعهدات بین‌المللی و مسئولیت‌های مغفول در قبال معلولانبه بهانه هفدهمین کنفرانس کشورهای عضو کنوانسیون بین‌المللی حقوق افراد دارای معلولیت و حضور رئیس بهزیستی کشور در آنسازمان ملل متحد در روزهای 11 تا 13 ژوئن 2024 مصادف با ۲۲ تا ۲۴ خردادماه جاری، در مقر سازمان ملل در نیویورک، هفدهمین نشست کنفرانس کشورهای عضو کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (COSP17) را برگزار خواهد کرد. موضوع کلی این نشست &quot;بازنگری در شمولیت معلولیت در شرایط بین‌المللی کنونی و پیش از اجلاس آینده&quot; است.سه موضوع فرعی که در این کنفرانس مورد بحث قرار می‌گیرند عبارتند از:1. همکاری بین‌المللی برای ترویج نوآوری‌های فناوری و انتقال برای آینده‌ای فراگیر2. افراد دارای معلولیت در شرایط خطر و بحران‌های انسانی3. ترویج حقوق افراد دارای معلولیت برای کار شایسته و معیشت پایداردر این میان، نکته‌ای که نباید فراموش شود، عدم توجه به مشکلات و حقوق افراد دارای معلولیت در داخل کشور و عدم ارائه گزارش عملکرد ایران در خصوص اجرا و تحقق کنوانسیون به کمیته بین‌المللی حقوق افراد دارای معلولیت است. به همین دلیل، اکنون که رئیس سازمان بهزیستی کشور راهی نیویورک شده تا در این کنفرانس حضور یابد، ضروری است که در خصوص موارد زیر مورد توجه قرار گیرد:بی‌توجهی به حقوق قانونی معلولان؛بسیاری از مفاد قانون حمایت از حقوق معلولان و مقررات مرتبط اجرا نمی‌شود و برخی هم بسیار ناقص اجرا می‌شود. تحقق مفاد کنوانسیون بین‌المللی افراد دارای معلولیت در ایران برای معلولان رویایی دست نیافتنی به نظر می‌رسد.دسترسی به نیازهای اولیه:در دسترس نبودن بهداشت و درمان رایگان: این موضوع سلامت و جان افراد دارای معلولیت را به طور مستقیم در معرض خطر قرار می‌دهد.در دسترس نبودن خدمات توانبخشی بیمه برای عموم معلولان: خدمات توانبخشی برای استقلال و توانمندسازی افراد دارای معلولیت ضروری است.نبود حمایت‌های مالی لازم جهت تامین غذا، پوشاک و مسکن مکفی: این افراد به دلیل شرایط خاص خود نیازمند حمایت‌های مالی بیشتری هستند.مشارکت اجتماعی و حقوقی:سلب حق نمایندگی مجلس شورای اسلامی از نابینایان: این موضوع مانع از حضور و مشارکت افراد دارای معلولیت در سطوح بالای تصمیم‌گیری می‌شود.بی‌اعتبار بودن کارت معلولیت جهت استفاده در دستگاه‌های دولتی: این موضوع مانع از دسترسی آسان افراد دارای معلولیت به خدمات دولتی می‌شود.نبود برنامه مدون علمی برای کمک به افراد دارای معلولیت در وضعیت‌های مخاطره آمیز نظیر سیل و زلزله: این افراد در زمان بحران و بلایای طبیعی نیازمند حمایت و برنامه‌ریزی ویژه هستند.به رسمیت نشناختن زبان اشاره: این موضوع مانع از برقراری ارتباط موثر افراد دارای معلولیت شنوایی با جامعه می‌شود.عدم آموزش نیروهای پلیس و کارکنان سازمان زندان‌ها برای مواجهه و تعامل با افراد دارای معلولیت: این موضوع می‌تواند منجر به سوءتفاهم و رفتار نامناسب با افراد دارای معلولیت شود.نبود آمار و اطلاعات دقیق از معلولان زندانی و عدم مناسب‌سازی زندان‌ها: این موضوع حقوق افراد دارای معلولیت در زندان را نقض می‌کند.آموزش و توانمندسازی:نبود برنامه‌های آموزشی تخصصی در رسانه ملی درباره حقوق، توانایی‌ها، نیازها و مشکلات افراد دارای معلولیت: این موضوع به افزایش آگاهی و درک جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت کمک می‌کند.مستثنی کردن آموزش کودکان دارای معلولیت از سایر کودکان: این موضوع مانع از ادغام و مشارکت اجتماعی این کودکان می‌شود.نبود برنامه توانبخشی مدون از بدو بروز معلولیت: این موضوع می‌تواند به عدم توانمندسازی و استقلال افراد دارای معلولیت منجر شود.اشتغال و معیشت:نبود ظرفیت استخدامی برای معلولان در نهادهای عمومی و انقلابی: این موضوع مانع از مشارکت افراد دارای معلولیت در بازار کار می‌شود.مردود شدن افراد دارای معلولیت پذیرفته شده در آزمون‌های استخدامی به دلیل معلولیت: این موضوع تبعیض آشکار علیه افراد دارای معلولیت است.فعال نشدن صندوق حمایت از فرصت‌های شغلی افراد دارای معلولیت: این صندوق می‌تواند به ایجاد فرصت‌های شغلی برای افراد دارای معلولیت کمک کند.امنیت و رفاه:وجود خشونت و سوءاستفاده از معلولان در مراکز تحت نظارت بهزیستی: این موضوع امنیت و سلامت افراد دارای معلولیت را به خطر می‌اندازد.سختی جابجایی پرونده فرد معلول با توجه به تغییر محل سکونت: این موضوع می‌تواند روند رسیدگی به امور افراد دارای معلولیت را مختل کند.برخوردهای امنیتی و انتظامی برای ایجاد مانع و جلوگیری از اعتراضات و جنبش مدنی حق‌خواهی معلولانسایر موارد:استفاده از وکلای بی‌تجربه و بی‌انگیزه برای پرونده‌های حقوقی افراد دارای معلولیت: این موضوع می‌تواند به تضییع حقوق معلولان منجر شود.عدم مناسب‌سازی فضاها، معابر، حمل و نقل عمومی و وبگاه‌های دستگاه‌های دولتی برای افراد دارای معلولیت: این موضوع مانع از دسترسی آسان افراد دارای معلولیت به امکانات و خدمات عمومی می‌شود.این مشکلات تنها بخش کوچکی از چالش‌هایی هستند که جامعه معلولان ایران با آن مواجه است. جمهوری اسلامی ایران، که متعهد به اجرا و تحقق مفاد کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت است، باید تاکنون بسیاری از این مشکلات را حل کرده و برنامه‌های عملیاتی برای حل سایر موارد تدوین می‌کرد. اما متاسفانه، شاهد انفعال و عدم اقدام موثر در این زمینه هستیم. این بی‌توجهی و عدم تعهد به حقوق افراد دارای معلولیت نه تنها نقض حقوق انسانی است، بلکه نشانه‌ای از ناکارآمدی و بی‌مسئولیتی در قبال یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه محسوب می‌شود.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jun 2024 14:57:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حذف عیدی مددجویان، خیانت به دولت است</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%AF%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xi12kmqv3owi</link>
                <description>رویا بابایی- خبرنگار حوزه معلولانسازمان بهزیستی در اسفند ۱۴۰۲ پس از حدود دو دهه، عیدی معلولان و مددجویانش‌ را قطع کرد.با اینکه عیدی معلولان و مددجویان این سازمان از دو دهه پیش همه ساله برابر با یک ماه مستمری آنها واریز می‌شد بهزیستی ِ قادری در نوروز امسال این رسم قدیمی را شکست تا به جز تورم افسار گسیخته، دلیل دیگری برای تلخ کردن نوروز ضعیف‌ترین گروه جامعه علم کرده باشد‌.اگرچه مبلغ عیدی این گروه انقدر اندک است که شاید از دید برخی رقم‌ در خور توجهی محسوب نشود اما از آنجا که این طیف، عموماً فاقد شغل و درآمد هستند و تنها ورودی زندگی‌شان یارانه دولت و مستمری بهزيستی‌ است بنابراین قطع کردن همین تنها ممر درآمد، ظلم بزرگی به آنهاست و چیزی که پیگیری قطع عيدی این گروه را پررنگ و درد آن را زیاد می‌کند‌ ظلم به محروم‌ترین و مظلوم‌ترین گروه اجتماعی است‌.قادری با این اقدام نشان داد نه تنها دلسوز جامعه هدف و دنبال بهبود شرایط زندگی این افراد نیست بلکه حتی قادر به حفظ آبروی دولت در حوزه بهزیستی هم نیست و اگرچه با تصمیمات اشتباهش بارها اعتبار دولت را به حراج گذاشته اما به دلیل قرارگیری در زیر چتر حمایت‌ خواص، همچنان به سانِ تکه بار اضافه‌ای روی دست دولت مانده است.او در پاسخ به دسته‌گل جدیدی که به سر مددجویان بهزیستی زده در پاسخ به پیگیری سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس، نداشتن ماده قانونی را بهانه آورده و گفته: «قانونی برای پرداخت عیدی به مددجویان وجود ندارد، در سنوات گذشته از منابع دیگر برای این کار استفاده می‌شده و امسال چون عیدی ندادیم لذا از سایر ردیف‌ها برای تأمین بودجه عیدی هم استفاده نشده» و گویا این اتفاق را دستاوردی در جهت حفظ منابع مالی و یا صرفه‌جویی برای خود قلمداد کرده است.پیرو پاسخ قادری چند نکته جای بررسی دارد. اول اینکه پرداخت عیدی به مددجویان بهزیستی عرف چندین ساله بود و هر کسی که بویی از قانون و قانون‌گذاری برده باشد می‌داند که اکثر قوانین، محتوای خود را از عُرف وام می‌گیرند و اساساً عُرف نقش ویژه‌ای در تعیین و تصویب قوانین، مدل قانونگذاری و تعیین حدود قانون دارد. بنابراین اگر مدیران بهزیستی به این مهم آشنا نیستند یا در تمام سالهای گذشته عرضه چانه‌زنی و تبدیل این عُرف به قانون و اخذ ردیف بودجه برای آن را نداشته‌اند دست‌کم آنقدر اهل آبروداری باشند که خود را فاقد دانش جلوه نداده و حذف عیدی مددجویان را دستاورد نپندارند. همچنین این افراد بهتر است بدانند تحمیل فقر به ضعیف‌ترین افراد جامعه، خدمت به دولت یا صرفه‌جویی برای کشور نیست بلکه بدنامی دولت و خیانت به آن است.نکته دیگر اینکه در شرایط فعلی که قیمت ارز و دلار افزایش ساعت به ساعتی دارد و فقرا به همان میزان فقیرتر از ساعت قبل می‌شوند، تلاش برای سرعت دادن به چرخه فقر و فقیرتر کردن فقرا خود توانایی منحصر به فردی است که از عهده هیچ انسان دارای اندکی وجدانِ بیدار، برنمی‌آید اما قادری خود را به آن مفتخر می‌داند.همچنین قادری از نبود قانون برای پرداخت عیدی ناچیز مددجویان طوری سخن گفته که انگار در باقی امور این سازمان موبه مو بر اساس قانون پیش می‌رود. چه کسی است که نداند بهزیستیِ او برای شانه خالی کردن از اجرای قانون حمایت از معلولان، چگونه بند بند آن را سلاخی کرده و با ابداع اِن‌قُلت‌هایی که فقط از او و کادر او برمی‌آید، قانونی که حاصل خون جگر خوردن چندین ساله ده‌ها فعال حوزه معلولان است را سر بُریده است. ( اجرای ناقص و صدقه‌ای ماده 27 قانون معلولان آن هم تنها برای 220 هزار نفر از 600 هزار مشمول قطعی، فقط یک فقره از اقدامات نقض کننده قانون توسط این مدعی اجرای قانون است!)اگر معیار قادری «اجرای قانون» و او دلسوز واقعی مددجویان سازمان تحت مدیریتش است آيا در چند سال مدیریتش در بهزیستی‌ نمی‌توانست با اطلاع دادن به مجلس برای عیدی مددجویان ردیف بودجه بخواهد؟ اگر او دلسوز بود نمی‌توانست از گودرزی، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس، محمودزاده، عضو فراکسیون حمایت از حقوق معلولان در مجلس و حسینی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس که در چند روز گذشته هریک در گفتگوهایی جداگانه با تسنیم از عدم پرداخت عیدی مددجویان ابراز ناراحتی کرده‌اند بخواهد تا معبر قانونی پرداخت عیدی را باز کنند یا با مراجع بالادست بهزیستی نیابتاً صحبت کرده و خواستار گره‌گشایی شوند؟ اما او چنین چیزی نخواسته و با اعلام نبود ردیف بودجه، تنها بها‌نه‌ای‌ آورده تا پوششی بر عدم دلسوزی‌اش بگذارد‌.با تمرکز بر رفتار قادری می‌توان نتیجه گرفت او بیش از تمایل به بهبود و اصلاح شرایط معلولان، خود را مأمور ایجاد عقب‌گرد در این حوزه می‌داند حتی اگر قیمت این مأموریت وی لطمه زدن به آبروی دولت باشد.واگرنه چه کسی بهتر از قادری به وضعیت مالی جامعه هدف بهزیستی اشراف داشته و می‌داند این طیف آنقدر آسیب‌پذیرند که حتی روی همین مبلغ اندک برنامه‌ریزی داشته‌اند و قطع آن لطمه مهمی به زندگی‌های نحیف و کوچک آنها می‌زند؟در حالت نرمال، این رئیس سازمان بهزیستی است که باید با انعکاس مشکلات و کم‌وکاستی‌های این سازمان از مجلس و مراجع فراتر بخواهد تا حل این مشکلات‌ را در بودجه بهزيستی‌ دیده و با مساعدت بالا اعتبار این سازمان را ارتقا دهند اما قادری آنقدر راه را معکوس رفته که کار را به جایی رسانده که حالا نمایندگان مجلس از او عدم رفع مشکلات بهزيستی‌ را پیگیری می‌کنند و تأکید می‌کنند او مشکلات را برای دیدن سازوکار قانونی به مجلس و از آن طریق به سازمان‌ برنامه انتقال دهد‌.اما اینکه چرا قادری حاضر به طرح مشکلات‌ معلولان و کمبود اعتبار در این زمینه نیست و با اقداماتی مانند حذف معلولان در برنامه هفتم توسعه، حذف ردیف بودجه تنها قانون ویژه معلولان یا کاهش بودجه اشتغال بهزیستی و..مشکلی ندارد سوالی است که پاسخ آن را در رفتار این مدیر ناخوش‌سابقه بهزیستی می‌توان جست‌وجو کرد اما به‌طور کلی اگر «مدیریت حوزه بهزیستی» آن چیزی است که قادری در سالهای اخیر از خود نشان داده، به جرأت می‌توان گفت این سازمان چند سالی است مدیر ندارد و رویکرد حاکم بر آن تنها موریانه‌ای است که از درون به جان داشته‌ها و ساخته‌های ارزشمند شهید فیاض‌بخش افتاده. باز زور دولت به محروم‌ترین قشر جامعه رسیدمدیر کمپین معلولان اما حدف عیدی معلولان و مددجویان را حاصل بی‌توجهی دولت دانسته و می‌گوید: زور دولت باز به محروم‌ترین قشر جامعه رسید. ما هنوز به پرداخت مابه‌التفاوت ۵ ماه مستمری سال گذشته معلولان و مددجویان و همچنین عیدی آنها امیدوار بودیم که چند روز پیش با رصد وضعیت بودجه‌ای کشور و همچنین با شناخت و سابقه‌ای که از بهزیستی سراغ داریم آب پاکی روی دستمان ریخته شد و متوجه شدیم خبری از هیچ‌یک از این موارد نیست.بهروز مروتی ادامه می‌دهد: حالا در این اوضاع دلار، سکه و بیداد تورم، چشم مددجویان نهادهای حمایتی که چند برابر سایر مددجویان هزینه دارند به این اندک مستمری و عیدی ناچیز بود که  بهزیستی به نمایندگی از دولت نشان دادبرنامه‌‌ای خاصی برای حمایت از معلولان ندارد در حالیکه چند روز پیش رئیس‌جمهوری در دیدار با مدددجویان نهادهای حمایتی دستور داد پشتی‌ها را به نشانه برقراری عدالت و احترام وی به مددجویان بردارند.این فعال حوزه معلولان همچنین ابراز می‌دارد: دولت سیزدهم از وقتی روی کار آمده مرزهای تضییع حقوق افراد دارای معلولیت را درنوردیده، قطع عیدی این گروه جدیدترین اقدام دولت بود اما حذف ردیف بودجه قانون حمایت از معلولان در بودجه سال 1402، کاهش معنادار بودجه اشتغال بهزیستی، پس گرفتن لایحه حمایت از افراد دارای اختلال اعصاب و روان از مجلس از بیم تصویب، عدم اجرای قانون حمایت از معلولان، و سرکوب و ممانعت از اعتراضات مدنی معلولان و... زخم‌های کاری‌تر دولت به جامعه هدف بهزیستی بود.مروتی تصریح می‌کند: در این اوضاع نابسامان اقتصادی و افزایش هزینه‌ها می‌توان گفت دولت مدام از جیب معلولان به‌عنوان محروم‌ترین گروه جامعه می‌زند و در میان اعتراضات کنشگران حوزه معلولان و حتی نمایندگان مجلس به عدم پرداخت عیدی مددجویان آنچه جالب است سکوت مرموز رئیس سازمان بهزیستی است. چطور ممکن است در این بحبوحه از رئیس تنها سازمان متولی امور معلولان صدایی برنخیزد و او در قبال این همه اعتراض توضیحی ندهد؟مدیر کمپین معلولان تأکید می‌کند: موضوع فقط عیدی نیست. در سالهای اخیر حق و حقوق زیادی از افراد دارای معلولیت حذف شده و حذف عیدی تنها یک نمونه‌ آن است. سال گذشته مبلغ عیدی را به نصف کاهش دادند و نام آن را گذاشتند کاهش فقر مطلق و امسال توانستند به راحتی همان را هم حذف کنند.به گفته وی موضوع پرداخت مابه‌التفاوت افزایش ۴۰ درصدی مستمری مددجویان نهادهای حمایتی هم هنوز حل نشده است. سال گذشته مجلس برای سال ۱۴۰۲ مستمری مددجویان را ۴۰ درصد افزایش داد اما دولت ۵ ماه اول سال این مستمری را با افزایش ۲۰درصدی پرداخت کرد و مابه‌التفاوت آن را هنوز گردن نگرفته  و طبق اخبار موجود هیچ برنامه‌ای هم برای پرداخت آن این وجود ندارد و این نهایت بی توجهی عامدانه به معلولان  و مددجویان است.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Tue, 23 Apr 2024 10:41:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اوتیسم از زبان فرد اوتستیک</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D8%AA%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-r6azm2rxmz1j</link>
                <description>امروز دوم آپریل روز آگاهی‌سازی برای اوتیسم هست و من می‌خواهم تجربه زیستی خود به عنوان یک فرد اوتستیک را با شما در میان بگذارم. امیدوارم کمکی به آگاهی و مناسب‌سازی بشود.اوتیسم یک معلولیت است که معمولا  جزو دسته معلولیت‌های پنهان به حساب می‌آید. برای همین احتمال که به نیازهای فرد اوتستیک توجهی نشود بسیار زیاد است.افراد اوتستیک مانند همه معلولیت‌ها نیاز به حمایت و مناسب‌سازی جامعه و محیط کار زندگی و تحصیل دارند.افراد اوتیستیک مانند همه افراد بشر نیاز به داشتن رابطه اجتماعی، عاطفی و جنسی هستند ولی بیشتر افراد اوتستیک در داشتن رابطه‌ دچار مشکل هستند.یادآور می‌شوم که اوتیسم یک طیف است و در یک نمودار خطی هم قرار نمی‌گیرد. همه و برخی علایم و نشانه‌های اوتیسم می‌تواند در یک فرد در درجات مختلف دیده بشود.افراد اوتستیک ممکن است در درجات مختلف از اضطراب اجتماعی رنج ببرند. ادراک حسی متفاوتی از حسگرهای بدن، لامسه چشایی بویایی، بینایی و شنیداری داشته باشند. برای مثال برای فرد اوتستیک صداها ممکن است بلند و تفکیک آنها دشوار باشد‌. به بافت غذاها بیش از نرمال حساس باشد. حساسیت‌های دیگر به رنگ نورها، نور و تصاویری که سریع حرکت می‌کنند. بو و مزه می تواند زیاد باشد یا در حسش مشکل باشد.همه افراد در شدت تمام حسگرها یکسان شدید نیستند.بافت لباس و مبلمان اشیا می تواند آزار گر یا خوشایند باشند.برخی از ما دچار مشکلات تعادل و مدیریت حرکات بدنمان هستیم. من برای نحوه راه رفتنم مسخره شدم و موجب شرم نیابتی در خانواده‌ام. به من می‌گفتند مانند پنگوئن راه میروم. من کمی دستم را باز نگه می‌دارم و راه میروم چون به تعادلم کمک می‌کند‌.من خیلی دچار کبودی و زخم می‌شوم چون به اشیا و گوشه‌های تیز برخورد می‌کنم.برخی افراد اوتستیک تعادل خوبی دارند و در ورزش موفق هستند‌.یکی از کمک های بزرگ به ما درک شرایط و مسخره نکردن و ترد نکردن ما بخاطر رفتار و راه رفتن متفاوت هست. استیمینگ Stimming یا حرکات تکرار شونده، حرکاتی هستند که به آرامش و در کنترل بودن فرد اوتستیک کمک می‌کنند. نمونه: حرکت پاندولی بدن به جلو عقب یا چپ و راست. بازی با دست و انگشتان، بازی با اشیا بافت‌دار و ریتم‌دار مانند ریموت تلویزیون و اسباب بازی‌های حسگری.عکس نمونه اسباب‌بازی های حسی من؛گاهی با گوشه کوسن و لبه پارچه‌ها بازی می‌کنم و این به من کمک می‌کند که اضطرابم و احساساتم در کنترل باشند.این نیاز به استیمینگ متاسفانه با برخورد بد خانواده، معلم‌ها و دیگران همراه است. آنها از ما می‌خواهند تکان نخوریم و &quot;عادی&quot; بشینیم و رفتار کنیم. خانواده ممکن است در بیرون برای این رفتار ما شرمسار بشوند و بشدت این رفتار توسط مدرسه و خانواده سرکوب می‌شود. در حالی که ما برای تنظیم و در کنترل احساسات بودن به آن نیاز داریم. مثل نیاز  دیگران به غذا. ما به فرهنگ و زیرش استیمینگ نیاز داریم استیمینگ سالم به ما و ديگران آسیبی نمی‌زند و آنچه &quot;عادت&quot; بد می‌نامندش بسیار سالم‌تر از الکل و مخدر و آرامش‌بخش و ... است.Autestic meltdown فروپاشی روانی افراد اوتستیک ممکن است در اثر فشارهای حسی زیاد مانند صدا و نور یا درک نشدن از طرف دیگران برای یک نیاز فوری پیش بیایید.افراد اوتستیک به خودی خود خشن نیستند. شما فرض کن یک روز هر چه از نیازت بگی کسی درک نکند زبانتان را نفهمند همزمان به سمت شما نور لیزر و ماسه‌های زبر، صدا های بلند و... پرتاب بشود تا کی مقاومت می‌کنید قبل از اینکه به فروپاشی برسید‌؟Autestic shutdown خاموشی و در گوشه رفتن. زمانی که برای مدت طولانی با اضطراب‌های اجتماعی و حسی پی در پی مواجه بشی تمام انرژی‌تان می‌سوزه. خیلی افراد اوتستیک دچار خاموشی می‌شوند و نمی‌توانند به فعالیت عادی ادامه دهند. ممکن است نیاز داشته باشید به جایی تاریک ساکت و خلوت بروید و یا خودتان را در بین پتوی پیچیده تا آرام شوید. به عنوان کودک به زیر میز یا پشت مبل و توی کمد و حتی چمدان میرفتم.در این مواقع به ما زمان و شرایط سکوت و آرامش بدهید. فضا بدهید. چراغ را روشن نکنید غذا در حلق ما نریزید. به ما دست نزنید.تماس بدنی:تماس بدنی برای بسیار افراد اوتستیک آزاردهنده یا حساسیت دهنده هست به دلیل حساسیت‌های پوستی و لمسی. همیشه برای تماس اجازه بگیرید و یک مرتبه نپرید بدون اجازه بغل کنید. ممنونمصدا های بلند و ارتباطات:فرض کنید از صبح که بیدار می شوید در کنارتان دارند دریل کاری و چکش کاری و آهنگری می‌کنند و صدای صوت قطار می‌آید و یک نفر زیر لب شعر می‌خواند و باید متوجه بشوید. برای افراد اوتستیک به درجات مختلف صدا می‌تواند بلند آزاردهنده و مبهم باشد. تفکیک صدا ها ممکن است مشکل باشد‌. سعی کنیم تا جای که ممکن است صدا و نویز بلند را کنترل کنیم.APD auditory possessing disorderاختلال درک شنیداری:این یک از مشکلات اصلی من هست. گاهی نمی‌توانم صدا ها را تفکیک و درک کنم و سر صدا و حتی صدای باد یا پنکه هم می‌تواند این را بترکاند. این می‌شود که می‌بینم لب شخص تکان می‌خورد ولی نمی‌فهمم چه می‌گوید یا کمی زمان می‌برد که متوجه بشم.گاهی ممکن است نیاز باشد که بخواهم تکرار کنند چندین بار تا بفهمم چه می‌گوید. گاهی کسی چیزی می‌گوید چند دقیقه بعد جواب می‌دهم چون زمان می‌برد تا اون صدا به پیام در مغزم تبدیل بشود‌.زمانی که پیش زمینه موضع سخن را می‌دانم و لب شخص را می‌بینم برایم سریع‌تر هست. ولی اگر مثلا وسط فرودگاه شخصی از تجربه‌اش از قطار بگوید گیج می‌شوم چون پیش زمینه ذهنی ندارم که صداها را ربط بدهم‌.برای مناسب‌سازی کاش همه زبان اشاره هم می دانستند.امید داشتم همه خدمات شهری و اداری غیر از تلفن، چت هم داشتند. تلفن کاری واقعا برایم سخت هست و همش نیاز به کمک گرفتن دارم ولی خیلی وقتها همسرم یا خانواده می‌گویند که خودت می‌توانی چرا کمک می خواهی.Non verbal or semi verbal لالی انتخابی برخی از افراد اوتیستیک در کودکی دیرتر حرف می‌زنند یا برخی زودتر از دیگران. برخی موقت دچار لالی می‌شوند و برخی نیاز دارند از ابزارهای سخنگو مانند تبلت و یا زبان اشاره استفاده کنند.گاهی در زمان که دچار شات داون می‌شوم ممکن است برای مدتی دچار لالی بشوم. و گاهی بسیار هم از پر حرفی لذت ببرم. ولی گاهی نیاز دارم ایما و اشاره‌هایم برای نیازهایم درک بشود. البته در میان افراد اوتستیک سخنران‌های بزرگی هم هستند‌.برخی افراد اوتستیک در ایجاد روابط اجتماعی به دلیل سختی در گفتگو و ارتباط چشمی ‌ و جسمی دچار مشکل هستند و بسیاری از ما به سختی دوست پیدا می کنیم.تنهایی یکی از مشکلات عمده افراد اوتستیک هست هرچند خیلی از ما دوست داریم بسیار تنها خیلی کارها را انجام بدهیم و از دخالت خوشمان نمی‌آید.ولی باید یادآور شد این شرایط می‌تونه فرد را تا حد زیادی در کارها زندگی محدود کنه.از جمله مشکلات ممکنه مدیریت امور فردی می‌تونه باشه که تو سن کم بیشتر برخی از ما بزرگتر میشیم بهتر میشیم درش. مثلا مسواک زدن، حمام رفتن. تغییر فصل و لباس ، تغییرات کلا آزاردهنده‌اند. تغییر محل زندگی، تغییر ناگهانی برنامه روزانه و سفر.از جمله سخت‌ترین مکان‌ها برای فرد اوتستیک، می‌شود فرودگاه مخصوصا قسمت بازرسی و بیمارستان و معاینه، دندانپزشکی، مدارس بزرگ و پر نور و شلوغ، اتوبوس و مترو را یادآور شد. بنظرم حق استفاده از صندلی مخصوص معلولان در اتوبوس و قطار کمک بزرگی است مخصوصا برای گروهی که تعادل بدنی خوب ندارند.برای دندانپزشکی بهتر است پزشک شرایط بهتر فراهم آورد. اجازه استفاده از هدفون و در اختیار قرار دادن عینک دودی طبی برای نور و صدای شدید. و از همه مهم‌تر زمان و فرصت دادن قبل هرگونه تماس و انجام عملیات. مثلا به بیمار آماده باش که الان این کار رو انجام بدم.برای بازرسی در فرودگاه اگر امکان دارد تماس بدنی نباشد و اگر مجبور بودن زمان بدن که ذهن آماده بشود و برای هر تماس اجازه گرفته شود و زمان داده بشود. اگر فرد ناراحت بود استاپ کند و دوباره اجازه بگیرند‌. همین هم برای معاینه‌های پزشکی لازم است حداقل فرصت برای آمادگی ذهنی داده شود.در مدارس کودکان آموزش کافی در باره معلولیت داده بشود. تا درک بهتری از همکلاسی داشته باشند.مساله دیگر تشخیص اوتیسم و اهمیت اون هست. تشخیص در کودکی به کودک کمک می‌کند کمک‌های لازم را برای رشد سالم به عنوان فرد اوتستیک کسب کند. کمک‌های مثبت از آزار دیدن، بولی شدن و استرس کودک کم می‌کند. ولی متاسفانه برخی افراد متخصص در این زمینه روش‌های خشن و آزارگرانه در پیش می‌گیرند تا فرد را با افراد غیر اوتستیک همانند کنند. پس در این مسیر اگر دیدید کودک رنج می‌برد حتما به فکر شیوه بهتر باشید تا تروما در کودک نماند‌.کمک‌های خوب کودک اوتستیک را شاد و خلاق نگه می‌دارد. کمک‌هایی مانند گفتار درمانی و ... کمک‌های محیطی مانند توجه به مناسب بودن لباس، غذا و وسایل کودک. یا تهیه وسایل کمکی مانند گارد گوش ، عینک. وسایل و اسباب‌بازی‌های سنسوری . پارچه‌های با بافت جالب نور مناسب ... همه اینها به کودک اوتستیک کمک می‌کند.تشخیص در بزرگسالی:بسیاری افراد اوتستیک هستند که به دلایلی مانند نبود امکانات و دانش کافی در گذشته در کودکی تشخیص درستی نگرفته‌اند. همین‌طور  برداشت‌های اشتباه که اوتیسم را مختص پسرها به‌ویژه پسران سفید پوست می‌دانست و هم اینکه دختران در ماسک کردن بهترند باعث شده که دخترها کمتر تشخیص دریافت کنند. ولی امروزه با افزایش آگاهی خیلی افراد بعد از سن بلوغ و در بزرگسالی تشخیص می‌گیرند. این به آنها کمک می‌کند که خودشان را بهتر درک کنند و علت‌های تفاوت‌ها و سختی‌های که کشیدند دریابند با تروما ها بهتر که به آنها گذشت روبرو شوند و برایش کمک بگیرند. تشخیص در بزرگسالی هم چنان به گرفتن خدمات و کمک‌ها و بهتر کردن شرایط فرد کمک می‌کند. و خانواده درک بهتری پیدا می‌کنند. همچنین دوران کهنسالی برای فرد اوتستیک باز مانند کودکی دشوار تر می‌شود و انرژی فرد برای ماسک کردن پایبن می‌آید پس تشخيص کمک می‌کند فرد در کهنسالی‌اش خدمات اجتماعی و درمانی بهتری را دریافت کند. Madking:ماسک زدن یا پنهان کردن رفتار ایست که فرد اوتستیک بر اثر تحقیر و فشارها و انتقادهایی که شده و یا حس خودش از تفاوت با دیگران سعی می‌کند نقاب بزند و علایم اوتیسم خود را از دیگران پنهان کند. این نقش بازی کردن چندان هم موفق نیست گرچه ممکن است اوتیسم دیده نشود ولی فرد دچار فرسایش می‌شود و دچار دوگانگی و مشکلات اضطراب و خستگی فراوان می‌شود. ولی ماسکینگ هم چنان بخشی از زندگی هر فرد اوتستیک بالغ هست و همه به این سمت خواسته یا ناخواسته هول داده می شوند. برای همین امروزه خیلی افراد اوتستیک آن مسکینگ یا بر داشتن نقاب را تجربه خوشایندی می‌دانند ولی اطرافیان انتقاد خواهند کرد. من یک بار به یک دوستی که استوریش به شدت فلشی بود و تصاویر و نورها تغییر می‌کرد گفتم این تصاویر برای برخی افراد اوتستیک دردآور است خود من درد شدید حس کردم و این می تواند در برخی افراد دارای صرع باعث تشنج بشود. ازش خواستم دیگه برایم نفرستد. بهم گفت عزبزم من می‌شناسمت تو کمی عجیبی ولی اوتستیک نیستی. این تشخیص به دلیل دو چیز هست. ۱ من ماسکینگ داشتم )البته من در ماسکینگ خوب نیستم).۲ باورهای کلیشه‌ای از اوتیسم، همه افراد اوتستیک مانند آنچه در فیلم‌ها دیدیم نیستند.لطفا از کسانی که فکر می‌کنند اوتستیک هستند و دنبال تشخیص می‌گردند حمایت کنید.منبع؛ https://x.com/iranoosh80/status/1775153380492824984</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2024 17:43:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادعای خزعلی در سازمان ملل: CBR، ابزاری برای توانمندسازی زنان دارای معلولیت یا شعاری توخالی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B2%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%84-cbr-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-temsahode0hj</link>
                <description>ادعای خزعلی در سازمان ملل: CBR، ابزاری برای توانمندسازی زنان دارای معلولیت یا شعاری توخالی؟خانم خزعلی در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد، اجرای طرح CBR (توانبخشی مبتنی بر جامعه) از سال ۱۳۷۴ را به عنوان دستاوردی مهم در زمینه ارائه خدمات توانبخشی، کاهش فقر و برابرسازی فرصت‌ها برای افراد دارای معلولیت در ایران معرفی کرد. ایشان به اذعان سازمان جهانی بهداشت، این طرح را به عنوان یک الگوی موفق در جهان قلمداد نمودند.اما با وجود این ادعاها، بررسی دقیق وضعیت فعلی طرح CBR، تناقضات و چالش‌های متعددی را آشکار می‌کند:۱. در حالی که روزی ستاد CBR به عنوان یکی از دفاتر تثبیت شده بهزیستی با ساختاری قوی فعالیت می‌کرد، در حال حاضر و در دوره قادری &quot;ارباب تفاهم‌نامه‌ها و اعجاب تقدیرنامه‌ها&quot; این ستاد به شدت ضعیف شده و تنها یک کارشناس تخصصی در آن باقی مانده است!۲. بودجه اختصاص یافته به این طرح به شدت ناچیز است؛ به طوری که برای هر پرونده فقط حدود 15 هزار تومان بابت دستمزد تسهیل‌گران، مجریان و هزینه طرح در نظر گرفته شده که آن هم با تاخیرهای چندین ماهه پرداخت می‌شود.۳. تعداد تسهیلگران دارای معلولیت که مجریان آموزش دیده این طرح بودند، به طور قابل توجهی کاهش یافته و هیچ‌گونه بیمه‌ای برای آنها در نظر گرفته نشده است.۴. فقدان بانک اطلاعاتی دقیق و به‌روز از خدمت‌گیرندگان و خدمت‌دهندگان، چالش دیگری است که گریبانگیر این طرح شده است.۵. بهزیستی علی‌رغم وعده‌های مکرر، هنوز نتوانسته جشن پوشش صد در صدی کشور توسط این برنامه را برگزار کند و آمار ارائه شده در این زمینه نیز غیرمستند و مبهم است.۶. تداخل وظایف و عدم شفافیت در رابطه با مرکز مثبت زندگی و طرح CBR، سردرگمی و ناکارآمدی را به دنبال داشته است.با توجه به این چالش‌ها، جای تعجب است که چگونه خانم خزعلی از طرح CBR به عنوان ابزاری برای اشتغال، توانمندسازی و برابرسازی فرصت‌ها برای زنان روستایی دارای معلولیت نام می‌برند. به نظر می‌رسد ایشان بدون توجه به واقعیت‌های موجود، صرفاً به دنبال ارائه تصویری مثبت و غیرواقعی از وضعیت زنان در ایران هستند.لازم است به جای شعارهای توخالی، به مشکلات و چالش‌های موجود در طرح CBR توجه جدی شود و برای رفع آنها اقدامات عملی صورت گیرد. در غیر این صورت، این طرح نه تنها به اهداف خود نخواهد رسید، بلکه به هدر رفتن منابع و ناامیدی بیش از پیش جامعه هدف منجر خواهد شد.بدیهی است یادداشت ارائه شده صرفاً به منظور نقد عملکرد و بررسی چالش‌های موجود در طرح CBR نگاشته شده است و به هیچ عنوان قصد نادیده گرفتن تلاش‌ها و خدمات ارزشمند دست‌اندرکاران این طرح را ندارد.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2024 18:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مطالبه افراد دارای معلولیت چیست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-uyuplgyymlak</link>
                <description>در  نهمین دوره از تجمعات معلولان مطرح شد مطالبه معلولان اجرای کامل و درست ماده ۲۷ قانون حمایت از معلولان استمهین داوری خبرنگار حوزه اجتماعیشش سال از تصویب قانون حمایت از حقو ق افراد دارای معلولیت می‌گذرد قانونی که در زمان تصویب آن در پایان سال  ۱۳۹۶ بارقه‌های امید را در دل جامعه هدف شعله ور کرد. از آنجا که در ماده۳۰ قانون حمایت از حقوق معلولان، دولت ملزم به تعیین ردیف بودجه اختصاصی این قانون در بودجه عمومی کشور شده است. برای نخستین بار ردیف بودجه این قانون در لایحه بودجه عمومی سال ۱۳۹۸ کشور در مجلس تصویب شد. این ردیف بودجه در سال‌های پس از آن با اعتبارات جدید جای خود را در قانون بودجه عمومی کشور تثبیت کرد. موضوعی که به مطالبه جدی معلولان سراسر کشور تبدیل شده است.در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ در تصمیمی باور نکردنی ردیف بودجه قانون حمایت از حقوق معلولان حذف شد که با وجود مطالبه گری و انتقادات گسترده‌ فعالان این حوزه متاسفانه دولت و مجلس  نیز التفات خاصی در تغییر این تصمیم نادرست  نداشتند. روزهای آغازین سال جاری نیز سازمان بهزیستی به عنوان تنها نهاد متولی و مدافع حقوق معلولان در دولت در توجیه تصمیم نادرست دولت مدعی شد که اعتبارات این قانون به بودجه عمومی بهزیستی اضافه شده است.در فروردین ماه سال‌جاری نیز به همین مناسبت سهیل معینی، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره انجمن باور در گفت‌وگو با آتیه‌آنلاین اعلام کرد که متاسفانه تلاش‌های سال گذشته برای بازگرداندن ردیف اختصاصی بودجه قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت در بودجه سال ۱۴۰۲بی‌نتیجه ماند.  معینی گفت که بنا به گفته نماینده اصفهان در مجلس شورای‌اسلامی، سال گذشته تنها ۶۱ درصد از بودجه سازمان بهزیستی تخصیص شد و این مسئله سازمان را با چالش در پرداخت‌ها مواجه‌ کرد.رئیس هیات مدیره انجمن باور عدم پرداخت عیدی مددجویان را یکی از تبعات عدم تخصیص کامل اعتبارات به سازمان خوانده و تأکید کرد با وجود اینکه طبق روال یک دهه اخیر با تامین اعتبار، به مددجویان تحت‌پوشش سازمان بهزیستی مبلغی معادل یک ماه مستمری در قالب عیدی پرداخت می‌شد، اما امسال متاسفانه تا این لحظه این مبلغ به آنها پرداخت نشده است. معینی گفته بود که باتوجه به تورم روزافزون و افزایش هزینه‌ها قطعا جامعه هدف با مشکلات متعدد و بیشتری در سال جاری مواجه خواهند شد.این روزها نیز در آستانه ششمین سال تصویب این قانون اجرای این قانون به ویژه ماده ۲۷ آن به یکی از مطالبات حیاتی و حساس جامعه معلولان تبدیل شده است. آنها از فرصت‌های مختلف برای مطالبه‌گری خود بهره می‌جویند. از سازمان برنامه و بودجه می‌خواهند که به وعده‌های خود در تخصیص اعتبار این قانون عمل کند. برای تعداد بی‌شماری از  افراد دارای معلولیت لزوم توجه و تعهد دولت به اجرای ماده ۲۷ این قانون به مطالبه‌ای حیاتی تبدیل شده است.یکی از معلولان ویلچری در تجمع امروز ( ۲۴ دی ماه ۱۴۰۲) مقابل سازمان برنامه و بودجه می‌گوید: در شرایط شکاف طبقاتی که بعضاً یک جفت جوراب بچه بالاشهری پول معادل مستمری پرداختی بهزیستی به یک معلول است مگر می‌شود با مستمری ناچیز بهزیستی در شرایط تورم‌ کنونی حتی یک روز را به شب رساند!؟ علی فرهودی، نابینای عصا نیز به دست ادامه می‌دهد: دیگر سفره‌های خالی وعده وعید نمی‌شناسد. در شرایطی که اجرای قانون حق مسلم و عدم اجرای آن ظلم فاحش به معلولان است.  دختر خانمی که نخواست اسمش  فاش شود، می‌گوید: مسئولان باید بداند که اجرای ماده ۲۷ حق مسلم معلولان است. باید ملزم و متعهد به اجرای آن باشند. از دولت محرومان توقع می‌رفت که اجرای این قانون را در اولویت قرار دهد.معلول دیگری که با زبان اشاره صحبت می‌کند همراه او  همزمان ترجمه می‌کند و می‌گوید: معلولان همه باید برای گرفتن حق‌شان با هم همراه و همصدا شوند. ما اجرای قانون را از مسئولان مطالبه می‌کنیم. او در ادامه آهنگین می‌گوید: ای دولت محرومان چی شد حق معلولان؟ نباید توقع داشته‌باشند که گرسنگان وعده‌ها را باور کنند. دولت سیزدهم که می‌گفت حامی محرومان است باید قانون مختص قشر خاص و نیازمند توجه ویژه کشور را در اولویت اجرا قرار دهد.خانم چادری  با اشاره به دختر معلولش می‌گوید: مستمری بهزیستی حتی پول یک نوار مغز را هم کفایت نمی‌کند. معلول و خانواده او در شرایط بسیار سختی هستند آن وقت  مسئولان مدام از رسیدگی و حمایت از این افراد می‌گویند اما واقعیت ندارد. تا کی باید بسوزیم این بچه‌های ما نباید زندگی کنند.اعتراض معلولان معیشتی است بهروز مروتی، مدیر کمپین پیگیری حقوق افراد دارای معلولیت در محل تجمع معلولان می‌گوید: در نشست با مسئولان سازمان برنامه و بودجه در پنجم آذرماه سال جاری مقرر شد که این سازمان از زبان رییس‌جمهور در  برنامه روز جهانی معلولان (۱۲ آذر ماه)  اخبار خوبی منتشر کند که اتفاق خاصی نیفتاد.مروتی ادامه می دهد: در دولت قبل امکان گفت وگوی ما با رییس برنامه و بودجه آسان‌تر بود. ۱۵ آذر ماه مخبر، سخنگوی دولت و رییس کمیته هماهنگی و نظارت بر اجرای قانون در جلسه ای با حضور نمایندگان دستگاه‌های مرتبط دستور داد که ظرف یک هفته ماده ۲۷ تعیین تکلیف بشود و از مهلت داده شده بیش از ۳۰ روز گذشته است.  طبق تبصره ماده ۳۱ قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت هر سال سازمان بهزیستی به عنوان مسئول دبیرخانه کمیته هماهنگی و نظارت بر اجرای قانون باید گزارش اجرای قانون را از دستگاه‌های اجرایی جمع‌آوری و احصاء و کمیته ارسال کند. سپس کمیته به مجلس و مجلس ضمن قرائت گزارش مختصر در صحن علنی، در نهایت نیز باید گزارش مفصل آن منتشر و در دسترس همه قرار گیرد. متاسفانه تاکنون در این مدت که باید پنج گزارش منتشر می‌شد هیچ گزارشی از اجرای این قانون منتشر نشده است.او در پاسخ به اینکه تاکنون چند درصد از مواد و مفاد این قانون اجرایی شده، می افزاید: هیچ برآورد دقیقی از اجرای قانون وجود ندارد. فکر می‌کنم بیش از ۹۵ درصد آن اجرا نشده است. مطابق ماده ۲۷ دولت ملکف است به افراد دارای معلولیت‌شدید و خیلی‌شدید فاقد شغل و درآمد کمک هزینه معیشتی به میزان حداقل دستمزد سالانه وزارت‌کار پرداخت کند. حداقل دستمزد ۵ میلیون و ۳۰۸ هزار تومان در سال جاری  است در حالی که مبلغی که بهزیستی پرداخت می‌کند ۲۷۳ هزار تومان یعنی کمتر از ۵  درصد آن چیزی که باید پرداخت کند. لذا نمی‌شود اسم این شکل از رویکرد نادرست در مواجهه با این سند قانونی را  اجرای قانون گذاشت.  مدیر کمپین پیگیری حقوق افراد دارای معلولیت  تأکید می‌کند که دقیق نمی‌توان گفت که چند درصد آن اجرا شده، تنها یکی دو تا از مفاد آن هم به شکل ناقص اجرا شده است. در خصوص اجرای ماده ۲۷ ممکن است دولت یا سازمان بهزیستی ادعا کنند که اجرا کرده اند اما واقعیت ندارد و بخشی از قانون را اجرا کردن به معنای اجرای قانون نیست.او می‌گوید: مطالبه معلولان، معیشتی است. معیشت ما به سختی می گذرد و ما شرمنده خانواده هامان هستیم.   قانون ما با گذشت ۶ سال اجرا نشده است و با ۷۶۰ هزار تومان از ما می‌خواهند که زندگی کنیم.   پولی که در حال حاضر پول یک کیلو و نیم گوشت هم نمی شود. یک معلول چطور با این مبلغ زندگی خود و خانواده‌اش را اداره کند.مروتی با اشاره به خط فقر تصریح می‌کند: خط فقر مطلق ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان عددی است که به صورت رسمی اعلام کرده‌اند معلول در چنین وضعیتی چطور می‌ تواند  با ۷۶۰ هزار تومان زندگی کند. کار معلولان از شنیدن وعده وعید گذشته است. فشار زیاد گرانی‌ها و تورم توان معلولان را گرفته است. خواسته ما مشخص است. ما اجرای کامل و درست ماده ۲۷ قانون و نه به صورت پرداخت ماهی ۲۷۳ هزار تومان برای یک سوم مشمولان، بلکه پرداخت حداقل دستمزد برای ۶۰۰ هزار نفر از معلول (معلول شدید و خیلی شدید فاقد شغل) مشمول است.اولویت سازمان  برنامه و بودجه، اجرای ماده ۲۷ قانون معلولانمروتی اضافه می‌کند که مسئولان سازمان برنامه و بودجه به صورت رسمی و مکتوب اعلام کنند از ابتدای سال آینده با تخصیص اعتبار ماده ۲۷ قانون، بستر اجرای قطعی آن آن را نیز هموار و خود را نیز متعهد به اجرای آن خواهند دانست. در مقابل طرح خواسته جمعی معلولان حاضر در  گردهمایی مطالبه گرایانه، خانم فردوسی به عنوان نماینده سازمان برنامه و بودجه  با حضور در میان جمعیت می‌گوید که  سعی و اولویت  سازمان  اجرای ماده ۲۷ هست و سناریوهایی نیز به این منظور پیش بینی و در نظر گرفته‌اند و مکاتباتی نیز با ریاست‌جمهوری انجام شده  است. باید منابع  اجرای این ماده مشخص و نهایی شود. در چنین شرایطی که سازمان برنامه و بودجه از تلاش خود برای تخصیص اعتبار  اجرای قانون و  ضرورت پرداخت معوقات معلولان می‌گوید از سوی دیگر معلولان به سبب گذشت بیش از ۵ سال از تصویب و عدم اجرای قانون حمایت، گذران سخت زندگی‌شان در برابر فشارهای کمرشکن تورم و ضرورت اجرای ماده 27  ر بارا با صدای بلند مطالبه و فریاد می‌زنند با این وصف، باید دید که پیروز این میدان اجرای قانون خواهد بود یا تداوم تعلیق آن؟ </description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jan 2024 18:43:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عواقب تراژدیک و هولناک یک ترخیص غیرقانونی و غیرمسئولانه</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-cxpqf1phwrvm</link>
                <description>هشدار ! این روایت به‌شدت ناراحت‌کننده است! من امیر.ر در سال ۱۳۶۸ در فرخشهر شهرستان شهرکرد متولد شدم. از نوجوانی و حدود سیزده/چهارده سالگی دچار جنون ادواری و بیماری اعصاب و روان مزمن شدم. به شهادت دوستان و آشنایان آزارم به مورچه هم نمی‌رسید. چند بار برای درمان در بیمارستان بستری و سپس مرخص شدم.سال گذشته و در سی و سه سالگی به دلیل سالمندی پدر و مادرم که نمی‌توانستند از من مراقبت کنند، برادرم من را به مرکز اعصاب و روان روانمهر بروجن سپرد. اوضاع مرکز خوب نبود در مرکز با من بدرفتاری می‌شد. یک بار به دلیل ضرب و شتم و بسته‌شدن به تخت، برادرم از مرکز شکایت کرد اما بنا به اصرار رئیس مرکز رضایت داد و از شکایت خود گذشت. خانمی هم از پرسنل مرکز، با وعده معرفی یک خانم برای آشنایی و ازدواج، دائما من را مورد شکنجه روحی قرار می‌داد.۲۸ بهمن پارسال تصمیم گرفتم خودم را خلاص کنم و برای این‌کار از مایع سفیدکننده وایتکس که به راحتی در مرکز در دسترس همه بود، خوردم. حالم بد شد و مرا به بیمارستان بردند. متاسفانه نجات پیدا کردم اما ای کاش ... یک‌ماه بعد از خودکشی ناموفقم دو سه روز مانده به عید، رئیس مرکز بدون اطلاع برادرم که قیم قانونی‌ام بود، من‌ را سوار ماشینش کرد و به خانه‌مان رساند و رفت.عید شد و داروهای من ته کشید. همه‌جا یا بسته بودند یا داروهای من را نداشتند. حالم روز به روز بدتر می‌شد. حدود نیمه شب دهم فروردین حالم خیلی بد شد. غیر از من و پدر و مادر پیرم کسی در خانه نبود. جنون ادواری به سراغم آمد و دیگر چیزی نفهمیدم .....نمی‌دانم چند ساعت گذشت تا به خودم آمدم و با دیدن صحنه خشکم زد! فرق سر پدر و مادر نازنین عزیزتر از جانم شکافته شده، زمین و زمان غرق خون و یک تیشه خون آلود نیز روی زمین افتاده بود!ظهر فردای همان شب(یازدهم فروردین) برادرم که تماس‌هایش با ما بی‌جواب مانده بود، نگران شده و به خانه پدری‌مان می‌رود که با جنازه‌ پدر و مادرم و جای خالی من مواجه می‌شود. برادرم با کمک پلیس به دنبالم می‌گردند و بعد از سه چهار روز، سرانجام جسد سوخته و جزغاله شده من را روی یکی از تپه‌های اطراف شهر پیدا می‌کنند.نمی‌دانم چه مدتی طول کشیده بود تا بفهمم چه کرده‌ام اما وقتی به خودم آمدم و فهمیدم، موتورم را روشن کردم و با یک گالن بنزین، خودم را با آتش زدن، به فجیع‌ترین وضع ممکن مجازات کردم.من امیر. ر دچار جنون ادواری و بیماری اعصاب و روان مزمن، بدون این‌که بفهمم، دست به جنایت هولناکی زده بودم که هر انسانی با شنیدنش دچار شوک می‌شود.اگر مرکز  نگهداری، با وجود دستورالعمل تحویل به قیم یا سرپرست قانونی، همچنین اطلاع از حال بد و سابقه اقدام به خودکشی‌ام، من را مرخص و رها نمی‌کرد الان حداقل پدر و مادرم زنده بودند.اگر بهزیستی نظارت درستی داشت، پرسنل مرکز با بدرفتاری‌هایشان حال من را بدتر از قبل نمی‌کردند به فکر خودکشی نمی‌افتادم و زندگیم متاثر از این اقدام اشتباه نمی‌شد.اگر ...ای کاش بیماران اعصاب و روان حق و حقوقی داشتند؛ در خصوص بیماری و شرایط آنها اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی می‌شد، طرد و منزوی نشده و در جامعه پذیرفته می‌شدند.بهزیستی به خاطر ترخیص غیرقانونی و غیرمسئولانه، مرکز را توبیخ و درجه آن را از ۱ به درجه ۳  تنزل دادبرادرم از مرکز به خاطر ترخیص خودسرانه و عدم تحویل به قیم قانونی شکایت کرده اما هنوز رایی صادر نشده.والدینم کشته‌ شدند، من سوختم و خاکستر شدم، اما اعضای خانواده‌ام خصوصا برادرم هر لحظه با یاد این انفاق می‌سوزند. من سوختم اما معلوم نیست بعد از من چند نفر به خاطر عدم نظارت بهزیستی و رعایت دستورالعمل‌ها و سهل انگاری مراکز، خواهند سوخت!پ.ن؛۱.به دلیل حفظ محرمانگی، از اسم مستعار استفاده شده است.۲. این روایت از مصاحبه با برادر بیمار و چند نفر از مطلعین تنظیم و از زبان فرد بیمار نقل شده است.۳. پرونده در محاکم قضایی در حال رسیدگی است و به محض صدور رای نهایی، اطلاع‌رسانی در این خصوص انجام خواهد شد.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2023 18:14:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خروجی همایش خزرآباد؛ ۳ میلیون و فلاسک چای!</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%DB%B3-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9-%DA%86%D8%A7%DB%8C-m0pvqdifd5am</link>
                <description>خروجی همایش خزرآباد؛ ۳ میلیون و فلاسک چای!قادری به مدیران شرکت کننده در همایش تهران-خزرآباد، ۳ میلیون تومان پاداش و یک‌ فلاسک چای ۱/۶ لیتری برند یونیک اهدا کرداوایل آبان ماه سازمان بهزیستی در اقدامی بی‌سابقه حدود ۶۰۰ نفر از مدیران خود را از ۳۱ استان و ۳۶۰ شهر برای شرکت در نشست علمی کاربردی به تهران فراخواند و پس از همایش نیم‌روزه و پذیرایی در وزارت کشور، مدیران را به خزرآباد ساری منتقل کرد تا در رویداد ملی شرکت کنندبراساس شنیده‌ها، به غیر از هزینه ایاب و ذهاب و حق ماموریت، ۳ میلیون تومان به حساب مدیران واریز و یک فلاسک چای برند یونیک مدل ۱۸۹۴ اهدا شده است. فلاسک چای به صورت عمده خریداری شده و از ستاد بهزیستی با کامیون به خزرآباد ساری منتقل شده است.بنظر شما در مجموع چقدر برای این مراسم هزینه شده است؟(۲۰ نمره)روز گذشته نیز سازمان بهزیستی یک رویداد مجازی در پلتفرم اسکای روم برگزار کرد که مدیران سراسر کشور در این برنامه حضور یافتند و قادری حدود ۲ ساعت سخنرانی کرد.و سوالات بی‌پاسخ ما ؛چقدر برای این مراسم و از کدام منابع هزینه شده و چه دستاوردی برای بهزیستی داشته؟در وضعیت فعلی اقتصادی کشور و با توجه به کمبود منابع مالی و ده‌ها و شاید صدها هزار نفری که پشت نوبت کمک هزینه خرید ویلچر، عصا، لوازم بهداشتی و حق پرستاری و کمک هزینه معیشتی و... هستند ، این ولخرجی‌ها چه توجیحی دارد؟آیا نمی‌شد به جای برگزاری همایشی که میلیاردها تومان از جیب محرومترین و مستضعف‌ترین اقشار جامعه برای آن هزینه شده، همین همایش را در فضای مجازی برگزار کرد؟کدام مرجع مسئول رسیدگی و جلوگیری از تضییع بیت‌المال است؟</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2023 21:55:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افتتاح حساب بانکی بدون اطلاع مددجو توسط بهزیستی تبریز</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AF%D8%AF%D8%AC%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A8%D9%87%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-k56xvk8ulu3m</link>
                <description>افتتاح حساب بانکی بدون اطلاع مددجو توسط بهزیستی تبریزرویا بابایی خبرنگار حوزه معلولانشنیده‌ها حاکی از این است که در برخی موارد برای مددجویان بدون اطلاع آنها حساب‌های بانکی افتتاح شده‌ و مستمری و کمک‌های موردی که به آنها تعلق می‌گرفته توسط برخی اشخاص‌ برداشت شده است‌‌ بی‌آنکه مددجو از آن اطلاع داشته باشد‌.مینا‌ الف یکی از مددجویانی است که صحت این سوءاستفاده را در مورد خانواده خودش گزارش می‌دهد‌.او‌ که مطلقه، سرپرست خانوار و ساکن تبریز است، می‌گوید: پدرم متولد سال ۱۳۴۲ است‌. او سال ۵۷ به‌علت برق‌گرفتی پایش را از دست داد‌ و معلول شد‌. به جز این‌، مشکلات قلبی‌عروقی هم دارد و قبلأ پیوند کلیه شده‌‌. الان مدتی است شرایطش خوب نیست، جراحی‌های متعددی شده اما‌ دکترها دیگر جوابش کرده‌اند.علت تشدید‌ بیماری‌اش این است که ما‌ به موقع نتوانستيم برای معالجه‌اش اقدام کنیم‌. راستش پول نداشتیم‌، خودش هم با این شرايط نه کار داشت نه بیمه. ما بودیم و فقر مطلق.پدر و مادرم هر دو حدود ۲۰ سال است مددجوی بهزیستی هستند‌. از سال ۱۳۸۲ که در بهزیستی برایشان‌ تشکیل پرونده‌ داده شد به جز چند بار آن‌ هم برای کمک به‌ تهیه‌ پروتز پای پدرم‌ از بهزیستی هیچ خدمات دیگری‌ دریافت نکرده‌ایم.در ۵ سال گذشته ۲ بار برای پروتز پایش اقدام کردم‌ که‌ هر دو بار با مفقودی پرونده مواجه شدم. پرونده پدرم‌ پیدا نشد تا اینکه دوباره از اول کمیسیون شدیم و تشکیل پرونده‌ داده شد.بعد از تشکیل دوباره پرونده، خودشان یک شماره حساب بانکی به من دادند و گفتند این شماره حساب پدرت است، برو بانک رفاه کارت مربوط به این شماره حساب را بگیر و از این به بعد اگر مستمری برای پدرت‌ واریز شود به این شماره واریز می‌شود. من هم قبول کردم‌. کارت بانکی را گرفتیم بعد پروتز پای پدرم را ساختیم.بعد از ۴ ماه پای پدرم‌ پیچ خورد و نیاز به تعمیر پیدا کرد‌. من دوباره به بهزیستی مراجعه کردم و دوباره‌ با مفقودی پرونده مواجه شدم‌. باز گفتند پرونده نیست. بعد از سه ماه دوندگی‌ پرونده را از یک کلینیک روانشناسی که الان به آن مرکز مثبت زندگی می‌گویند، پیدا کردم و محتوایش را مطالعه کردم‌.وقتی مندرجات‌ داخل پرونده را خواندم‌ خشکم زد‌. در پرونده وسایلی به نام ما نوشته شده بود که روحمان از تک‌تک آن بی‌خبر بود. هزینه پرستاری، تخت، توآلت فرنگی و... به نام پدرم‌ هزینه شده بود اما هیچکدامشان به دست ما نرسیده بود‌.در این ۲۰ سال، مستمری ما‌ اوایل سال ۱۳۹۰ ماهانه ۵۰ هزار تومان‌ واریز می‌شد بعدها‌ به ۸۰ هزار تومان افزایش یافت، این اواخر ۳۰۰ هزار تومان بود و اخیرأ برای هر سه نفرمان‌ به هم یک میلیون و ۹۰ هزار تومان واریز می‌کنند‌.دو سال پیش یک روز پدرم را برداشتم‌ و به بیت رهبری رفتم‌. آنجا شرح حال خودم که مطلقه و سرپرست خانواده هستم و مشکلات پدرم را نوشتم و آنها هم یک نامه برای بهزیستی کشور فرستادند‌.پس از یک ماه از بهزیستی شهرستان تبریز به من زنگ زدند گفتند پیرو نامه نگاری با بیت‌ رهبری‌ بیا و مشکلاتت را بگو‌.من هم رفتم و توضیح دادم. مدارک بانکی خودم و پدرم را خواستند. بعد از مدتی پیرو همان نامه‌ برای من خانه گرفتند‌ و گفتند ماه اول اجاره خانه را خودتان بدهید از ماه بعد بهزیستی آن‌ را تقبل می‌کند. حتی گفتند‌ از طرف بیت‌ برای شغل به بنیاد برکت معرفی شده‌ای.الان ۸ ماه از اجاره خانه گذشته، حتی کرایه یک ماه را هم نداده‌اند‌. بعد از اینکه دیدند‌ موضوع بانک را پیگیری می‌کنم موضوع شغل را هم کتمان کردند. گفتند اصلا نامی از تو به بنیاد برکت هم‌ ارسال نشده. کارم‌ را پیگیری نکردند‌. این کارمند مرا سراغ یک کارمند دیگر فرستاد و او هم سراغ دیگری‌.کمی بعد نامه بیت را هم انکار کردند گفتند ما اصلا از بیت نامه‌ای دریافت نکرده‌ایم‌‌. در حالیکه اجاره خانه‌ نتیجه همان نامه‌ بود‌. خودشان برایم‌ من خانه اجاره کردند‌ اما اجاره را نمی‌دهند‌. الان‌ ۴ ماه است‌ نتوانسته‌‌ام اجاره را بدهم، صاحبخانه حکم تخلیه گرفته و تا پانزدهم‌ باید خانه را تخلیه کنم‌. رئيس بهزیستی تبریر می‌گوید اگر بودجه‌ای آمد ما برایت‌ کمک‌ موردی در نظر می‌گیریم و مثلآ یک ماه اجاره‌ات را می‌دهیم ولی مشکل با پرداخت یک ماه اجاره خانه حل نمی‌شود‌.مینا درحاليکه دیگر آشکارا گریه می‌کند، ادامه می‌دهد: من‌ در معیشت خودم‌ مانده‌ام‌. هر ماه فقط حدود ۴ میلیون تومان هزینه درمان پدرم است‌ که به زحمت تهیه‌اش می‌کنم‌.از ناآگاهی مددجو و عدم استطاعت مالی او سوءاستفاده می‌کنند چون می‌دانند او پولی برای پیگیری حقوقی‌ هم ندارد‌. والدین من حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند اگر من سرپرستی والدینم‌‌ را نمی‌گرفتم هرگز از این‌ موضوع مطلع نمی‌شدند.اخیرأ پدرم‌ باز باید بستری می‌شد، من چون نتوانستم هزینه‌‌اش را تأمین کنم دوباره به بیت‌ رفتم و ماجرا را گفتم‌. آنجا به من گفتند‌ درباره شما به ما گفته‌اند‌ که با خانواده زندگی نمی‌کنید و‌ یک زن هرزه هستید. از پدرت هم دو سال است گزارشی دریافت نکرده‌ایم، این هم شماره پیگیری‌‌هایتان‌، بروید اگر باز نتیجه نگرفتید‌ اعلام‌ شکایت کنید‌ و برای بیت بفرستید.دیگر نامه‌های بیت‌ را هم مورد توجه قرار ندادند. ما مشکلاتمان را به چه کسی بگوییم‌؟ من حقم‌ را می‌خواهم. اگر در تمام این ۲۰ سال پدر‌ مرا بیمه می‌کردند او الان بازنشسته می‌شد و برای هزینه دارو و درمان‌ مشکلی نداشت‌.پدر من هر دو ماه بستری می‌شود‌. از ۱۶ برگه بیمارستان‌ و مدارک بیمارستانی در پایان سال قبل‌ حدود ۹۰۰ هزار تومان به ما پرداخت کردند‌. اگر پدرم به موقع درمان می‌شد الان دکترها‌ جوابش‌ نمی‌کردند.به من و هیچیک از والدینم‌ که هر سه در بهزیستی‌ پرونده‌ داریم هنوز مسکن‌ تعلق نگرفته‌ اما‌ به ما‌ می‌گویند شما تمکن مالی دارید در حالیکه من اگر تمکن مالی داشتم نمی‌گذاشتم پدرم‌ به این روز بیفتد‌.مینا در پایان گفت: «اخیرا نیز متوجه شدم از یکی از حساب‌هایی که بدون اجازه ما افتتاح کرده‌اند‌ به‌ نام‌مان‌ وام ک تسهیلات دریافت کرده و ماه‌هاست در حال پرداخت‌ اقساط آن هستند و ما بی‌خبریم. سهم ما از این وام‌ فقط پیامک‌هایی است که ماهانه برایمان ارسال می‌شود.»حق پاسخگویی برای بهزیستی محفوظ است</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 21:43:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دولت در برنامه هفتم هم معلولان را حذف کرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-qyjoaqfvkj2i</link>
                <description>رویا بابایی خبرنگار حوزه معلولانتاکنون ۶ قانون برنامه ۵ ساله برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشور تدوین و اجرا شده و هفتمین‌ قانون‌ در این زمینه روز گذشته منتشر شد‌.در قانون اول برنامه توسعه‌ توجه خاصی به معلولان نشده‌ که این خلاء‌ را می‌توان به حساب ناآگاهی جامعه _که قانونگذاران نیز جزئی از جامعه هستند_ گذاشت.اما از برنامه دوم به بعد‌ همزمان با افزایش آگاهی و دانش در جامعه آرام آرام به معلولان و برنامه‌ریزی برای بهبود وضعیت آنها توجه شد و این توجه هر ۵ سال یکبار در برنامه‌های بعدی پررنگ‌تر گشت‌.توجه به معلولان در برنامه دوم توسعهبا وجود کم‌توجهی به معلولان در دهه‌های گذشته اما در قانون‌ برنامه دوم‌ در بخش خط‌ مشی‌های اساسی به معلولان اشاره مستقیم شده و در بند مربوط به‌ &quot;تعمیم، گسترش و بهبود تأمین نظام اجتماعی به‌وسیله تأمین منابع از محل بودجه عمومی به‌منظور پرداخت مستمری به اقشار نیازمند، زنان و کودکان بی‌سرپرست و معلولین&quot; برای معلولین هم سهم در نظر گرفته شده است‌.همچنین در بند ۷ سیاست‌های پرسنلی بخش دولتی برنامه دوم توسعه صراحتا بر &quot;ایجاد زمینه‌های آموزش و اشتغال معلولین و جانبازان با توجه به قابليت‌ها و توانایی‌های آنها&quot; تأکید شده است‌.توجه به معلولان در برنامه سوم توسعهدر ردیف ۱ ماده ۳۸ برنامه سوم توسعه نیز قانونگذار به &quot;پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و معلولیت‌های جسمی و روانی برای آحاد جامعه&quot; اشاره کرده و در ردیف ۴ همین ماده &quot;پرداخت مستمری به نیازمندانی که توان کار و فعالیت ندارند&quot; را وطیفه قانون دولت‌ها دانسته است.در تبصره ۱ ماده ۴۳ برنامه سوم توسعه گفته شده &quot;به‌منظور بهبود ارائه خدمات به محرومین و اقشار آسیب‌پذیر و ساماندهی متمرکز خدمات قابل ارائه به آنان، کلیه خدمات حمایتی به محرومین و اقشار آسیب‌پذیر توسط کمیته امداد و کلیه خدمات توانبخشی به معلولین توسط سازمان بهزیستی انجام می‌شود.&quot;در بند ج ماده ۱۹۳ برنامه سوم توسعه همچنین مقرر شده &quot;به‌منظور ارتقاء سطح کمی و کیفی خدمات توانبخشی و دسترسی آحاد مردم به این خدمات با هدف تساوی فرصت‌ها و مشارکت معلولین در جامعه، مناسب‌سازی اماکن عمومی در طول برنامه سوم صورت گیرد.&quot;توجه به معلولان در برنامه چهارم توسعهطبق بند ل ماده ۹۷ برنامه چهارم توسعه نیز باید &quot;مستمری ماهیانه خانواده‌های نیازمند و بی‌سرپرست و زنان سرپرست خانواده تحت پوشش دستگاه‌های حمایتی بر مبنای چهل درصد حداقل حقوق و دستمزد در سال اول برنامه افزایش پیدا کند.&quot;توجه به معلولان در برنامه پنجم توسعهدر ماده ۲۷ برنامه پنجم توسعه بند ی ماده ۴ نیز &quot;تأمین خدمات پیشگیری از بروز یا تشدید معلولیت‌ها و آسیب‌های اجتماعی در گروه‌های هدف و تحت پوشش قرار دادن آنها در سه سطح پیشگیری، درمان و توانبخشی‌&quot; به‌عنوان یک وظیفه بر عهده دولت گذاشته شده است.و طبق بند ک همین ماده دولت موظف به &quot;فراهم آوردن امکانات لازم به‌منظور بهبود وضع جسمی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی معلولین برای ادامه زندگی و تلاش برای تأمین استقلال و خودکفایی معلولان، افراد محروم از فرصت‌های برابر اجتماعی و آسیب‌دیدگان اجتماعی‌&quot; شده است‌.بند ل همین ماده نیز بر &quot;آماده‌سازی محیط اجتماعی و فضای فیزیکی متناسب با ویژگی‌ها و توانایی‌های معلولان&quot; تأکید کرده است.در ماده ۲۶ برنامه پنجم توسعه &quot;تأسیس مراکز توانبخشی معلولان و حرفه‌آموزی معلولان&quot; از وظایف دولت و سازمان بهزیستی شناخته شده است.ماده ۸۸ برنامه پنجم نیز می‌گوید: &quot;دولت باید در اجرای وظایف اجتماعی خود به‌ویژه تکالیف مذکور در اصول ۲۹ و ۳۰ قانون اساسی، عهده‌دار ارائه خدمات اجتماعی، فرهنگی، خدماتی، رفاهی، درمان، توانبخشی، نگهداری از سالمندان، معلولان و کودکان بی‌سرپرست‌ بر اساس مقررات و وظایف است&quot; و باید به آن عمل کنند‌.همچنین ماده ۳۶ برنامه پنجم توسعه &quot;به سازمان بهزیستی کشور اجازه داده تا از محل اعتبار‌ برنامه توانبخشی به‌منظور حمایت و نگهداری از معلولین ضایعات نخاعی تحت نظر خانواده نسبت به برقراری حق پرستاری برای خانواده اینگونه معلولین تا سقف هزینه سرانه نگهداری معلولین‌ در مراکز ضایعات نخاعی اقدام لازم به عمل آورد‌.&quot;در ماده ۳۷ برنامه پنجم توسعه &quot;محاسبه تعرفه‌های آب، برق و گاز مصرفی مراکز فرهنگی، آموزشی و مراکز نگهداری از معلولان بر مبنای‌ تعرفه آموزشی دیده می‌شود.&quot;ماده ۴۲ برنامه پنجم توسعه &quot;سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور را مکلف به رعایت‌ سهمیه استخدام سه درصدی معلولان واجد‌شرایط در صدور مجوزهای استخدامی کرده است.&quot;در ماده ۶۸ برنامه پنجم آورده شده‌ &quot;کمک هزینه عائله‌مندی و اولاد به جز کارمندان مرد شاغل و بازنشسته به کارمندان شاغل و بازنشسته مشمول این قانون که همسر آنان معلول یا از کار افتاده باشد و افراد دارای فرزندان معلول و از کار افتاده، مشمول محدودیت سقف سنی مزبور نمی‌باشد‌.&quot;طبق ماده ۱۰۳ برنامه پنجم &quot;سابقه کار و شرط سنی برای متصدیان مشاغل سخت و زیان‌آور، جانبازان و معلولین تا ۵ سال کمتر می‌باشد‌.&quot;توجه به معلولان در برنامه ششم توسعهبر اساس ماده ۷۹ برنامه ششم توسعه &quot;دولت موظف است در طول اجرای قانون برنامه علاوه بر پرداخت یارانه ملی، هر سال حداقل مستمری خانوارهای مددجویان تحت حمایت کمیته امداد و سازمان بهزیستی را متناسب با سطح محرومیت بر مبنای متوسط ۲۰ درصد حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار پرداخت کند‌.&quot;در ردیف ۴ بند ب ماده ۸۰ برنامه ششم بر &quot;تحت پوشش قرار دادن و تمهید تسهیلات اشتغال برای کلیه مددجویان واجد شرایط پشت نوبتی کمیته‌ امداد و سازمان بهزیستی و لحاظ اعتبار مورد نیاز پرداخت مستمری آنان‌ در بودجه‌های سنواتی سالانه&quot; تأکید شده است.طبق ردیف ۲ بند ج ماده ۸۰ برنامه ششم توسعه &quot;هر کدام از افراد تحت پوشش نهادها و سازمان‌های حمایتی از پرداخت هزینه‌های‌ صدور پروانه‌ ساختمانی، عوارض شهرداری و دهیاری و هزینه‌های انشعاب آب، فاضلاب، برق و گاز برای واحدهای مسکونی برای یک‌بار معافند‌.&quot;همچنین بند ب ماده ۸۳ برنامه ششم &quot;سازمان‌های مناطق آزاد را مکلف کرده که به‌منظور زدودن فقر از چهره‌ مناطق آزاد تجاری یک درصد از محل وصول عوارض ورود کالا و خدمات این مناطق را پس از واریز به خزانه کل کشور طبق بودجه سنواتی از طریق کمیته امداد و سازمان بهزیستی به اشتغال محرومان و نیازمندان بومی این مناطق اختصاص دهند‌&quot; و در ادامه طبق همین‌ بند &quot;کمیته امداد و سازمان بهزیستی موظفند برای توانمند‌سازی افراد تحت پوشش خود سالانه یکصدهزار نفر به ترتیب هفتاد درصد کمیته امداد و ۳۰ درصد بهزیستی‌ را صاحب شغل کنند‌.&quot;برنامه هفتم در تضاد با ۶ برنامه قبلی‌با وجود آنکه شرایط اقتصادی و بحرانی حاکم بر جامعه بر کسی پوشیده نیست و همگان بر صحت این مطلب که در این شرایط گروه‌های آسیب‌پذیر بیش از سایرین در معرض خطر قرار داشته و لذا حمایت از آنان باید بیش از گذشته در اولویت قرار گیرد بااین‌حال تبصره ۱ ماده ۱۹۹ برنامه هفتم صراحتا اعلام کرده: &quot;تمامی حمایت‌ها از نیازمندان موقت یا قابل توانمند‌سازی، مشروط و زمان‌دار خواهد بود.&quot;جای تأسف بسیار است که در همین ماده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی‌ به‌جای مکلف شدن‌ به مطالعه و پیشنهاد روش‌های موثر حمایت از مددجویان و معلولان، مکلف به رصد رعایت شروط حمایت و استحقاق افراد و خانواده‌های مشمول از طریق آزمون وسع و اقدام برای تداوم و حذف خدمات شده است‌.همچنین در تبصره ۲ همین ماده ذکر شده &quot;دستگاه‌های حمایتی باید سالانه ۲۰ درصد از خانوارهای تحت پوشش خود که دارای فرد در سن‌ اشتغال و دارای توانایی کار کردن باشند و درآمد آنها در حد تأمین کفاف موضوع این ماده می‌باشد را پس از توانمندسازی از چرخه حمایت معیشتی‌ خارج کنند.&quot;بی‌توجهی برنامه هفتم توسعه به معلولان‌رئيس سازمان برنامه و بودجه در همایش معرفی سند برنامه پنج‌ساله هفتم توسعه، گفته &quot;در این برنامه تلاش شده تا سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری کاملاً خط اصلی تدوین برنامه هفتم باشد اما با مطالعه مواد و محتوای برنامه می‌توان دریافت که این‌ مطلب‌ نه تنها ادعایی بیش نیست بلکه در برنامه هفتم‌ با در پیش گرفتن‌ رویکردی‌ متفاوت از ۶ برنامه قبلی، حمایت از محرومان‌، گروه‌های آسیب‌پذیر و به‌ویژه افراد دارای معلولیت کنار گذاشته است‌.با وجود اینکه در سال‌های اخیر مشکلات معلولان واضح و بی‌پرده به‌‌طور اخص به قانون‌گذار اطلاع‌رسانی شده بااین‌حال در برنامه هفتم توسعه نه توجهی به معلولان شده، نه سهمی برایشان‌ منظور شده و نه اساسأ رسیدگی به آنان‌ همچون برنامه‌های قبلی در شمار وظایف دولت محسوب شده است‌.به عبارت بهتر داود منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه را در ادعای مربوط به &quot;توجه به سیاست‌های ابلاغی رهبری در تدوین این برنامه&quot; می‌توان به عدم‌ صداقت، بی‌توجهی به فرمایشات رهبر و حتی سوء‌استفاده از نام رهبری برای کسب مقبولیت برای برنامه هفتم محکوم کرد، چرا که در برنامه هفتم نه تنها حمایت از محرومان و معلولان دریغ شده بلکه تعیین‌ تکلیف تمامی ابعاد زندگی این افراد به خود آنها اهاله شده در حالی که حاکمیت‌ تاکنون بسترهای احقاق چنین هدفی را فراهم ننموده و طبیعتا حذف حمایت دولت از این گروه به‌نام‌ &quot;توانمند‌سازی&quot; بدون تدارک زیرساخت‌های لازم ظلم است‌ و این اقدام‌ در تضاد با تأکیدات رهبری است‌.اعلام‌ بی‌تفاوتی رسمی به معلولاندر واقع مجری تدوین برنامه هفتم توسعه کاملآ بی‌اعتنا به شرایط زندگی محرومان کلیه مواد معطوف به حمایت از تحت‌پوششین نهادهای حمایتی را نادیده گرفته و در فضایی جانبدارانه و متمایل به حفظ منافع دولت و حاکمیت، این دو مرجع را در قبال ضعیف‌ترین شهروندان خود از وظیفه تهی کرده است، بنابراین‌ دو تبصره فوق را می‌توان اعلام رسمی بی‌تفاوتی حاکمیت نسبت به معلولان‌ و تحت‌پوششین‌ سازمان بهزیستی دانست.چرا سازمان برنامه زیر بار حمایت از معلولان نمی‌رود؟سازمان برنامه و بودجه به‌عنوان تدوین کننده این برنامه، برنامه هفتم توسعه را کاملاً مسئله‌محور دانسته‌ و رئیس این سازمان گفته &quot;آنچه در کشور مسئله است، سربندهای این برنامه را تشکیل داده است.اما این سازمان در این اعلام بی‌تفاوتی نسبت به معلولان‌ چنان بی‌پرده و بی‌پروا اقدام کرده که گویی دست برداشتن از حمایت شهروندان آسیب‌پذیر که در همه جای دنیا از وظایف اصلی دولت‌هاست، مسأله برنامه هفتم بوده است‌.طبق اظهارات سیدمرتضی افقه، یکی از اقتصاددان مطرح کشور‌، تاکنون شش برنامه توسعه داشته‌ایم که براساس اسناد منتشر شده توسط سازمان برنامه و بودجه حدود ۳۰ تا ۳۴ درصد این برنامه‌ها محقق شده است. این مطلب بیان کننده این واقعیت است که از برنامه هفتم توسعه نیز در مقام اجرا؛ انتظار بیشتری نمی‌رود اما چرا سازمان برنامه و بودجه حتی در شعار و به‌طور نمادین هم حاضر نیست زیر بار حمایت از معلولان برود؟دنده معکوس‌ سازمان برنامهبر اساس سوابق و شواهد بخش قابل توجهی از قوانین در کشور اجرا نمی‌شوند و یا ناقص اجرا می‌شوند‌. به‌عبارت دقیق‌تر دولت‌ها قوانین را بر اساس ترجیح، نیاز و سلیقه‌ خود اجرا می‌کردند و بخش‌های سخت‌ و هزینه‌بر را نادیده می‌گرفتند‌.این اتفاق آنقدر استمرار دارد که حتی شاید بتوان گفت برخی قوانین صرفآ جنبه ظاهری داشته و فقط‌ برای حفظ ظاهر و برای اجرا نشدن تصویب می‌شدند‌.لذا این امر مسئولان‌ را در مواقع بسیاری بر آن داشته تا قوانین را همه‌جانبه، پر و پیمان و به قول خودشان آینده‌نگرانه ببینند چون‌ همواره خیال برخی راحت بوده‌ که‌ بخش مهمی از قانون هرگز قرار نیست‌ اجرا شود اما وحود آن برای آینده‌ای نامعلوم بی‌ضرر هم نیست‌.این قاعده در قوانین مربوط به افراد دارای معلولیت نیز وجود دارد. بسیاری از قوانین این حوزه سالهاست‌ خاک می‌خورند و با وجود وقت‌گذاری‌های‌ کلان همچنان‌ اراده‌‌ای برای اجرایشان وجود ندارد‌.اعتراضات مدنی و تجمعات اعتراضی معلولان در سال‌های گذشته و به‌ویژه سال قبل که بازتاب‌های رسانه‌ای گسترده داشت و منجر به گشایش‌های عمیقی در این حوزه شد؛ پاسخ اقدام اخیر سازمان برنامه است‌.این سازمان تا آخرین روزهای‌ سال گذشته ۴۹ درصد از بودجه سازمان بهزیستی را پرداخت نکرده بود و بهزیستی‌ نیز توانایی چانه‌زنی برای احیای بودجه‌ را نداشت‌. اما در روزهای پایانی سال ورق برگشت و اعتراضات مدنی معلولان این سازمان را پای میز مذاکره و آزادسازی بودجه کشاند‌.این اقدام تنها یکی از دستاوردهای معلولان در پرتو اعتراضات مدنی است‌ و چون‌ مطالبه‌گری آنها طبق نص صریح قانون‌ انجام می‌شود لذا هیچ ایرادی بدان وارد نیست و راهی جز تمکین برای دستگاه‌های صاحب وظیفه باقی نمی‌گذارد‌.اینطور که پیداست سازمان برنامه از اعتراضات مدنی معلولان درس‌های لازم را البته در جهت معکوس گرفته و آن را سرلوحه و مبنای تدوین برنامه هفتم قرار داده است‌.این‌باز سازمان برنامه به‌جای تدوین‌ یک قانون حاوی مواد حمایت کننده از معلولان و گرفتن‌ فیگورهای انسان‌دوستانه‌ اما‌ سرشار از ابراز اميدواری برای عدم‌ اجرای آن، ترجیح داده زیر بار هیچ بند و تبصره حمایتی نرود تا در پاسخ به مطالبه‌گری معلولان نیز‌ احساس عجز نکند‌.این‌ راهکار اگرچه بیشتر‌ به فکر کاستن هزینه‌ها، وظایف و دردسرهای دولت بوده تا به فکر تأمین حقوق مردم، اما راهکاری است‌ که به ذهن‌ نخبگان و مدبران‌ ‌سرنوشت شهروندان آسیب‌پذیر این کشور رسیده است‌.کسانی که در تقسیم درآمدهای کشور نماینده مردم هستند، به‌جای تبیین وظایف دولت به دولت، از حمایت موکلان‌ خود عقب‌نشینی می‌کنند تا برای لحظه‌ای توجه و تقدیر مافوقان‌ خويش را جلب کنند‌.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Mon, 22 May 2023 15:04:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برخورد تحقیرآمیز پرسنل درمانگاه صابرین رشت اشک دختر معلول را درآورد</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D8%B1%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%86%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B4%DA%A9-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-nwikufi0lrxp</link>
                <description>برخورد تحقیرآمیز پرسنل درمانگاه صابرین رشت اشک دختر معلول را درآوردفاطمه ۲۴ ساله با معلولیت جسمی حرکتی خیلی شدید که از ویلچر استفاده می‌کنه درباره برخورد تحقیرآمیز پرسنل تزریقاتی درمانگاه به کمپین گفت؛سه شنبه ۶ دی حدود ساعت‌های ۱۲ ظهر حالم بد شد و خیلی بی حال بودم. پدر و مادرم منو بردن به درمانگاه صابرین رشت که نزدیک خونمونه. دکتر معاینه کرد و تست قند دادم گفت افت شدید قند و فشار دارم و خیلی سریع باید سرم و آمپول تزریق کنم وگرنه ممکنه بیهوش بشم.(قندم ۴۷ بود)پدرم سرم و آمپول رو تهیه کرد وقتی رفتیم قسمت تزریقات پرستار تا منو دید گفت من ویلچری نمیتونم بپذیرم و نمیشه همینجوری که نشسته براش سرم بزنم(در صورتی‌که من همیشه همینجوری سرم میزنم وقتی شرایطم‌ رو به دکتر میگم آمپول تقویتی داخل سرم تجویز می‌کنه و عضلانی نمی‌ده)حالم خیلی بد بود، حتی نمیتونستم حرف بزنم مادرم همه شرایطم‌ رو توضیح داد براشون( نمیتونم رو تخت عادی دراز بکشم و مجبورم نشسته رو ویلچر سرم بزنم)خانم پرستار فقط تاکید می‌کرد که ما فضای کافی برای ویلچری‌ها نداریم،این ویلچر جلوی راه ما و سایر بیماراست.خب منم بیمارشون بودم حالم خیلی خیلی بد بود نسبت به بیمارای دیگه ای که اونجا بودن، فقط می‌گفت ویلچر مزاحم بقیه میشه و بعد به مادرم گفت که اصلا چرا آوردین اینجا ببرینش بیمارستان خصوصی!من واقعا نمیدونم یک پرستار چجوری می‌تونه همچین نظری بده وقتی حال بیمار این‌قدر وخیم باشه!حدود نیم ساعت فقط الکی معطل کرد تزریقات منو انجام نداد و منم وقتی اون مدل حرف و رفتارشونو شنیدم و دیدم حالم بدتر شد.پدرم که حالمو دید عصبانی شد و سرشون داد زد تا قبول کردن سرم منو تزریق کنن.موقع تزریق چون رگم خیلی نازک بود و ضعیف جوری روی دستم ضربه میزدن من حس می‌کردم از قصده. حتی یکبار هم صدای آخم در نیومد فقط اشکم در می‌اومد به خاطر وضعیتی که داشتم و توش بودم،واقعا دلم نمیخواست اونجا، باشم ولی آن‌قدر که حالم بد بود نمی‌تونستم بگم که بریم از اونجا و چاره ای هم نداشتم.اتاق تزریقات دوتا اتاق چسبیده به هم بود و اتاقی که من توش بودم نزدیک ۶_۷ تا تخت داشت و جوری بود که وقتی یه مریض کارش تموم می‌شد مریض دیگه می‌اومد. آن‌قدر شلوغ نبود که این پرستار داشت می‌گفت و همش حرف این بود که من مزاحمم!واقعا اون روز قلبم شکست، دلم می‌خواست به رئیس اون درمونگاه اطلاع بدم ولی خب شرایط‌شو ندارم برم دنبال اینجور چیزا. دلم نمیخواد این موقعیت برای فرد دیگه ‌ی پیش بیاد چون خیلی خیلی آزاردهنده ست. دلم نمیخواد این موقعیت برای فرد دیگه ای پیش بیاد چون خیلی خیلی آزاردهنده ست.در طول اون مدت که سرم داشتم میزدم پرستارا به راحتی کارشونو میکردن و منو ویلچرم هیچ مزاحمتی براشون نداشتیمبا اون وضعیتی که من اونجا بودم اون خانم خدمتکار هم از قصد همون‌موقع اومد زیر همون تختی که من جلوش با ویلچر بودم رو تمیز کرد! با اینکه میتونستن چند بعد اینکه سرم من تموم بشه اونکار رو انجام بدن. منظورم اینه در این مورد هم حتی مزاحم‌شون نبودم نمی‌دونم چرا اون رفتار رو کردن ! در طول سرم زدن من می‌شنیدم که راجع به من همش غرغر میکنن.واقعا جای تاسف داره و مردمی که رفتار اون پرستار رو دیدن ولی بازم ازش تشکر می‌کردن. چون برای اونا راحت و بدون هیچ دعوا و دردسری تزریق انجام می‌داد.اونجا بیمارایی که سرم تزریق میکردن همه همراهشون کنارشون بود ولی مادر منو نذاشتن پیش من بمونه با اینکه حال من وخیم تر بود، هر موقع مادرم میومد داخل پرستار سریع میگفت همراه بیمار باید بیرون اتاق منتظر بمونه. واقعا برام عجیب بود که چطور بقیه میتونستن همراهشون کنارشون باشه ولی من این اجازه رو نداشتم!اثری که روم گذاشت جوریه که هنوزم وقتی به رفتار و حرفاشون فکر میکنم قلبم میشکنه، اون روز بعد چندساعت که بهتر شدم اولین کاری که کردم تو اینترنت دنبال شماره تلفن دکتر و پرستاری بودم که داخل خونه بیان ولی خب اینا خصوصی هستن و هزینه شون زیاده. مسلما دلم نمیخواد اصلا دوباره اونجا برم.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jan 2023 22:47:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه شوم بهزیستی برای ذبح ماده 27 قانون حمایت از حقوق معلولان</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D8%A8%D8%AD-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-27-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-z0j8bsptouzk</link>
                <description>بهزیستی ماده ۲۷ قانون را ذبح می‌کند‌؛دلسوزی ظاهری، خيانت باطنیرویا بابایی خبرنگار حوزه معلولانسازمان بهزیستی کشور با تدوین پیش‌نویس آیین‌نامه دلخواه خود برای ماده ۲۷ قانون جامع حمایت از معلولان و ارائه آن به دولت از طریق وزارت رفاه، آشکارا‌ دست به محرومیت تعداد زیادی از دارندگان معلولیت‌های شدید از شمولیت این ماده قانونی زده است.ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، دولت را مکلف به پرداخت حداقل دستمزد مصوب وزارت کار به معلولان شدید و خیلی شدیدِ نیازمند و فاقد شغل کرده است. سازمان بهزیستی کشور از اردیبهشت سال 1397 فرصت داشته تا با هماهنگی سازمان برنامه زیرساخت‌های اجرای این ماده را فراهم کند و نکرده است.سال پیش طی فراخوان دادخواهی که کمپین معلولان منتشر کرد جمعی از افراد دارای معلولیت در استان‌های خود با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک از سازمان بهزیستی به دیوان عدالت اداری بابت عدم اجرای این ماده شکایت کردند.حالا وزارت رفاه پس از گذشت چند سال از تبدیل شدن قانون جامع حمایت از معلولان به قانون اجرایی کشور و پس از تغییر دولت و چند دست تغییر وزرای رفاه در مقاطع مختلف برای اولین بار‌ یاد‌ ماده 27 افتاده و در واقع به نیابت از سازمان بهزیستی طی نامه‌ای اعلام کرده: «اعتبارات لازم برای تحقق حکم تکلیفی ماده 27 در بودجه سنواتی بهزیستی، پیش‌بینی و تخصیص داده نشده است.»وزارت رفاه در بند اول نامه خود اظهار داشته: « نبود اعتبارات لازم آن سازمان را در اجرای تکالیف خود با چالش جدی مواجه کرده به نحوی که تعداد کثیری از افراد دارای معلولیت مشمول با طرح شکایت در دیوان عدالت اداری، سازمان بهزیستی را محکوم به پرداخت کمک هزینه معیشت می‌نمایند.»اما در واقع فعالان این حوزه که سال‌هاست فعالیت‌های سازمان بهزیستی را رصد می‌کنند و البته مدیران این سازمان و اکنون شخص وزیر، کاملاٌ می‌دانند که اعلام فقدان اعتبار آن هم پس از چند سال نه از روی دلسوزی است و نه جنبه خبررسانی دارد، چرا که موضوع، موضوع تازه‌ای نیست.این اعلام حتی جنبه کمک‌خواهی نیز ندارد چرا که این سازمان اگر دلسوز معلولان بود راهکارهای رفع مشکلاتشان را مدت‌ها پیش به‌عنوان پیشنهاد به دولت و مجلس ارائه‌ می‌داد. پس این اقدام تنها از روی ترس و به‌منزله فرار به جلوست.این نامه و آیین‌نامه‌ ضمیمه آن، کاملاً گویای احساس ترس سازمان بهزیستی از رأی دیوان عدالت است چرا که اصلی‌ترین عامل عدم اجرای این ماده قانونی خود این سازمان است.بهزیستی اگر از عدم پرداخت حداقل دستمزد مصوب وزارت کار به معلولان شدید ناراحت بود و آن را چالش جدی خود می‌دانست از اردیبهشت 97 دست روی دست نمی‌گذاشت و دست‌کم در مقیاس مکاتبه و کاغذبازی و چه بسا در اقدامات کلان خواهان تخصیص ردیف اعتبار برای اجرای ماده 27 می‌شد تا در چنین روزی تشت رسوایی و بی‌عاری‌اش نیفتد.همچنین در بند دوم این نامه آمده: «با توجه به اینکه هیچ دستورالعمل و چهارچوب مشخصی در خصوص شمولیت افراد مشمول در قانون یاد شده، تصریح نشده و مراجع قضایی با تفسیر موسع و با استناد به اطلاق حکم ملحوظ در ماده 27 قانون، آن سازمان را محکوم به پرداخت کمک هزینه معیشت می‌نمایند، لذا به‌منظور برون رفت از این مشکل و تعیین چهارچوب و حدود مشخص برای شمولیت افراد و رعایت عدالت، به پیوست پیش‌نویس آیین‌نامه موردنظر مطابق ماده 22 آیین‌نامه داخلی هیأت دولت جهت سیر مراحل قانونی تصویب تقدیم می‌شود.»در حالیکه این ادعا چندان ریشه‌دار نیست و اتفاقا قانون مذکور از همان روز اول شمولیت ماده 27 را به معلولان شدید و خیلی شدید که نیازمند و فاقد شغل باشند داده است.بنابراین باید دید دست سازمان بهزیستی که امروز از آستین وزارت رفاه بیرون آمده دقیقاً خواهان رقم زدن چه جریانی است و چرا بعد از 4 سال به دنبال مشمولین ماده 27 و راهکار الک کردن آنها می‌گردد؟ و اساساً هدف این سازمان از تدوین آیین‌نامه ماده 27 چیست؟برای اولین سوال باید پرسید آیا سازمانی که موظف به اجرای یک ماده قانونی است رأسا و به تنهایی صلاحیت تدوین آیین‌نامه آن را نیز دارد؟ اگر چنین باشد، سازمانی که در تدوین آیین‌نامه و جزئیات انجام وظایف قانونی خود آتش به اختیار است، برقرار کننده عدل و انصاف خواهد بود؟سازمان بهزیستی در حال حاضر ماده 27 را برای ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار نفر که اطلاعاتشان را از بانک اطلاعات رفاه ایرانیان جمع‌آوری کرده پرداخت می‌کند، این افراد در واقع واجدان شرایط دریافت پایه حقوق وزارت کار شناسایی شده‌اند، یعنی هم معلولیت شدید و خیلی شدید دارند، هم فاقد شغل هستند، هم نیازمند و هم جزء دهک‌های پایین قرار دارند، اما آنچه بهزیستی در تمام این سال‌ها به این افراد پرداخت کرده و می‌کند رقم دستمزد مصوب وزرات کار نیست بلکه 200 هزار تومان به ازای هر نفر است که همان را هم سه ماه یکبار می‌پردازد، بنابراین سوال دوم این است که اگر بهزیستی خود را دلسوز افراد دارای معلولیت می‌داند، چرا در این سال‌ها در پرداخت این مبالغ ناچیز و تحقیرآمیز دست به تدوین آیین‌نامه‌ای نزده که ضمن افزایش مبالغ یاد شده، گستره دریافت کننده این حمایت دولت هم افزایش یابد؟آیا این مدل سزاوار سازمانی به نام بهزیستی است به‌عنوان امدادرسان معلولان یا دست دیگر دولت است برای کاهش تعداد دریافت‌کنندگان خدمات دولتی برای صربه‌جویی در هزینه‌های دولت؟؟طبیعتاٌ ادامه همین روال با اندکی افزایش سالانه برای سازمان اهمال‌گری چون بهزیستی بهترین روش است تا هر وقت کسی اعتراضی کرد بتواند تقصیر را به گردن سایر نهادها و کسری بودجه و … بیندازد اما چرا این سازمان در بحث ماده 27 احساس ضرورت کرده و پیشقدم شده و می‌خواهد فرآیندهایی که خود تاکنون اجرا کرده را بصورت دستورالعمل درآورد، این شک‌برانگیز است!در شرایطی که خود قانوگذار به‌عنوان نهاد مرجع برای ماده ۲۷ آیین‌نامه پیش‌بینی نکرده و بر «شمولیت افراد دارای معلولیت خیلی شدید و خیلی شدید، فاقد شغل و نیازمند» تصریح دارد و وقتی خود بهزیستی در پرداخت کمک هزینه معیشت ناچیزش سال‌هاست همین افراد با همین ویژگی‌ها را مبنا قرار داده آیا درست است هنگام پرداخت حداقل دستمزد مصوب وزارت کار، این گروه حائز ویژگی‌های موردنیاز را که همان کم‌درآمدترین شهروندان جامعه هستند با بهانه‌تراشی و تدوین آیین‌نامه‌های دستوری و سفارشی و دلخواه به گروه کوچکتری تقسیم کند؟آیا «معلولت شدید و خیلی شدید، نیازمندی و فاقد شغل بودن» هر یک به تنهایی کم است که مسئولان مثلاً مدافع حقوق معلولان بدون داشتن حتی یکی از این موارد و البته با داشتن درآمدهایی به معنای واقعی بالا؛ برای برخورداری از حمایت احتمالی دولت، در مورد معلولان این حجم سختگیری، غربال و وسواس به خرج می‌دهند؟!اگر بهزیستی دلسوز است چطور آیین‌نامه‌ای پیش‌نویس می‌کند که تنها خروجی‌اش قلع و قمع معلولانِ مشمول ماده 27 است؟ در حالیکه انتظار از بهزیستی این است که با واسطه‌گری بین معلولان و دولت علاوه بر تلاش برای افزایش مشمولین ماده 27، دولت را مجاب به حمایت‌های موازی با ماده 27 به غیرمشمولین نیز بکند تا تمام افراد دارای معلولیت با انواع مشکلات و معلولیت‌ها روی سکوی نسبتاً برابری با سایر آحاد جامعه قرار بگیرند.پس باید گفت این سازمان که متولی امور معلولان است در مفاد آیین‌نامه پیشنهادی وزارت رفاه بصورت کاملاً آشکار و تعمدی از طریق همین آیین‌نامه قصد محرومیت معلولان از حق قانونی‌شان را دارد.سند این ادعا ماده ۴ بند الف که گفته: «افراد باید نتیجه استعلام پرداخت حق بیمه فعال به تأمین اجتماعی نداشته باشند.» درحالیکه همه ما و بهزیستی می‌دانیم ‌که خیلی از معلولان اگرچه بیکارند اما برای تعدیل هزینه‌های درمان خود بیمه خویش‌‌فرمایی پرداخت می‌کنند و چه بسا هزینه بسیاری از آنان را خود بهزیستی تقبل کرده و نسبت به فاقد شغل بودنشان اشراف کامل دارد.پس حالا چگونه است بهزیستی که پرداخت هزینه بیمه خویش‌فرمایی «معلولان فاقد شغل» را در تعهد داشت این‌بار که صحبت از پرداخت حداقل دستمزد مصوب وزارت کار به میان آمده؛ قسمت «فاقد شغل» بودن را نادیده انگاشته و صرفا شاخص «بیمه» را سند‌ اثبات شغل و درآمد آنها تلقی کرده و با همین معیار معیوب‌ و تفسیر به رای‌، افراد را از شمولیت ماده 27 خارج می‌کند؟!یا بهزیستی چگونه بی‌خبر است از حمایت‌ برخی خیران در حق عده‌ای از معلولان؟ خیرانی که صرفا با نگاه حمایتی برخی معلولان را بعنوان نیروهای پاره‌وقت یا دورکار در لیست بیمه کارکنان خود ثبت کرده‌اند تا ضمن کاهش هزینه‌ دارو و درمان‌شان‌، کمکی به آینده‌شان نیز کرده باشند.یعنی حالا که صحبت از پرداخت مستمری عزتمندانه شده پاسخ به خیرانی که علاوه بر این حمایت، در طول سال مبالغ کلانی‌ را به این سازمان پرداخت می‌کنند، این است که معلولان تحت حمایتشان را صرفا با استناد به استعلام بیمه از دریافت ماده ۲۷ محروم کنند؟مگر همین خیران تا امروز جای خالی همت دولت را پر نکرده و با حمایت خود از معلولان و مددجویان آبروداری نکرده‌اند؟اگر حمایت دولت مکفی بود مددجویان به خیران زحمت مضاعف‌ می‌دادند که حالا در اثبات حق قانونی‌ خود بازبمانند!؟آیا معنای این اقدام این نیست که دولت به عناوین مختلف حاصز به عهده گرفتن‌ وظایف خود نیست و با بهانه‌های مختلف حمایت از بخشی از آسیب‌پذیران را به جامعه خیران اهاله‌ می‌دهد؟!یکی دیگر از خیانت‌های آشکار بهزیستی در آیین‌نامه مذکور این است که در یک ماده قبل از ماده آخر‌ چنین نوشته:«کمک‌هزینه معیشت‌ از زمان‌ احراز شرایط برخورداری از آن، در صورت تامین تخصیص پرداخت می‌شود» و این یعنی اگر سازمان برنامه و بودجه، اعتبار لازم را تامین نکرد بهزیستی هم آن را پرداخت نمی‌کند.حالا تصور کنید سازمان برنامه و بودجه واقعا این اعتبار را تخصیص ندهد، آیا بهزیستی نباید این حق را پرداخت کند؟!پس این ترفندی است برای تضییع حق و مبرهن‌ است و هرجا که به استعلامات و اسناد تاکید شده نشان می‌دهد که مفاد آیین‌نامه تنها اعمال محدودیت شدید و حتی محرومیت‌ از دستمزد وزارت کار برای معلولین شدید و خیلی شدید را دنبال می‌کند وگرنه‌ بهزیستی پیش از این نیز همین رویه را دارد داشت و افراد را هنگام پذیرش و تحت‌پوشش قرار دادن از همه این فیلترها رد می‌کرد و می‌کند‌، بنابراین قید آن در آیین‌نامه ضرورتی نداشته‌ و جامعه معلولان به این بازی‌ها اشراف دارد.همچنین با توجه به بررسی شکایات افراد دارای معلولیت توسط ديوان عدالت اداری و جدیت این نهاد در تشخیص و صدور رای، از آنجا که سازمان بهزیستی به محکومیت قریب‌الوقوع خود آگاهی دارد و می‌داند در صورت محکومیت توسط دیوان موظف به پرداخت ماده ۲۷ به همه معلولان شدید و خیلی شدید است و محل و ردیف تامین اعتبار آن برای دیوان اهمیتی ندارد، لذا این سازمان با پیشدستی در تدوین پیش‌نویس آیین‌نامه این ماده و ارسال آن برای معاون رئیس‌جمهور در صدد کاهش تعداد مشمولان و پیرو آن کاهش بار مالی مورد نیاز است‌ تا در صورت محکومیت‌، دست‌کم در قبال جامعه آماری کوچکتری متعهد باشد.آری‌، پاسخ اقدام شک‌برانگیز بهزیستی و واکنش دیرهنگام آن پس از چهار سال نسبت به ماده ۲۷ این است حتی اگر قیمت این ابتکار، خیانت به هزاران معلول واجدالشرایط باشد‌ و هنگام اجرای آن هیچ‌یک از مدیران فعلی این سازمان در سازمان فعالیت نداشته باشند!آیین‌نامه ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق معلولانhttp://www.dscampaign.com/wp-content/uploads/2022/11/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%B2%DB%B7-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86.pdf</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Fri, 25 Nov 2022 12:06:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیویورک‌تایمز: صدها معترض ایران نابینا شده‌اند؛ هشدار ۲۳۰ چشم‌پزشک</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%B6-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B3%DB%B0-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9-fn2sht5dgm84</link>
                <description>یکی از معترضان در در متروی تئاترشهر تهران که هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار گرفت و چشمش آسیب دید  نیویورک تایمز در گزارشی از صدها معترضی نوشته که در جریان سرکوب اعتراضات ایران از فاصله نزدیک هدف قرار گرفته‌اند و چشمان آنها بر اثر اصابت گلوله‌های فلزی و پلاستیکی نابینا شده است.به سبب عدم دسترسی به ایران و قطع اینترنت عملا آمار دقیقی از افرادی که در اعتراضات نابینا شده‌اند وجود ندارد. اما نیویورک تایمز با بررسی شواهد پزشکی، شهادت معترضان، اعضای خانواده افراد مجروح و گزارش نهادهای حقوق بشری توانسته صدها مورد از قربانیانی که چشمشان هدف قرار گرفته را تایید کند.چشم پزشکان سه بیمارستان بزرگ تهران -فارابی، رسول‌ اکرم و لبافی‌نژاد - تخمین زدند که از زمان شروع اعتراضات در مجموع بیش از ۵۰۰ بیمار را پذیرش کرده‌اند که چشم‌هایشان به شدت آسیب دیده بود.پزشکان در استان کردستان نیز تخمین زد‌ه‌اند که حداقل ۸۰ نفر را پذیرش کرده‌اند که چشمانشان مجروح شده بود.بنابر این گزارش، بسیاری از قطعات فلزی یا لاستیکی هنوز در سر مجروحان باقی مانده است.برخی از مجروحان یا نابینا شده یا صدماتی جبران ناپذیر دیده‌اند.محرومیت از درمان و نامه اعتراضی ۲۳۰ چشم‌پزشکدر ایران، معترضان از مراجعه به بیمارستان به ویژه بیمارستان‌های دولتی پرهیز می‌کنند و این موضوع تعیین آمار دقیق را دشوار کرده است.در واقع به سبب گشت‌زنی و حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان‌های دولتی و کلینیک‌ها، بسیاری از معترضان یا پس از درمان، بازداشت و یا اساسا از امکان درمان محروم می‌شوند.یک وکیل ایرانی که وکالت معترضان را برعهده دارد، می‌گوید که هشت نفر از موکلانش در بیمارستان‌ها دستگیر شده‌اند.در گزارش نیویورک تایمز به یک معترض ۱۸ ساله اشاره شده که بر اثر شلیک، هر دو چشمش را از دست داده و پدرش در یک فایل صوتی به یکی از نهادهای حقوق بشر ناظر بر وضعیت کردستان گفته توان پرداخت هزینه‌ شش عمل‌ جراحی او را نداشته است.معترض ۲۲ ساله دیگری نیز در این اعتراضات بینایی خود را به طور کامل از دست داده است.نیویورک تایمز به یک گروه خصوصی واتس‌آپ اشاره کرده است که در آن پزشکان ایرانی جهت دریافت مشاوره لازم برای کمک به معترضان مجروح با یکدیگر گفتگو می‌کنند و پرونده‌ها را به اشتراک می‌گذارند.بنابر گزارش نیویورک تایمز، تصاویری که درون این گروه واتس‌آپی به اشتراک گذاشته شده بسیار «دلخراش و مهلک» است.نیوریورک تایمز همچنین به نامه بیش از ۲۳۰ چشم پزشک ایرانی اشاره کرده است که با امضای متنی مشترک در هفته جاری از دکتر محمود جباروند، رئیس انجمن چشم‌پزشکی ایران خواسته‌اند «عواقب جبران‌ناپذیر چنین آسیب‌های شدیدی» را به اطلاع دولت برساند.پیشتر، جامعه پزشکان ایران با انتشار بیانیه از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان و اختلال در روند درمان انتقاد کرده بودند.بیش از دو ماه است که در پی کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، اعتراضات سراسری ایران را فرا گرفته است. در جریان این اعتراضات دستکم ۱۴ هزار نفر تا کنون بازداشت و بیش از ۳۴۰ نفر از جمله ده‌ها کودک کشته شده‌اند.منبع https://www.bbc.com/persian/iran-63693944</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 10:44:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبود دارو، هشدار خطر مرگ برای معلولان و بیماران خاص</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-by12eiqiryqj</link>
                <description>رویا بابایی خبرنگار حوزه معلولانبازار آشفته دارو این‌روزها همه را نگران کرده اما بیماران خاص و افراد دارای معلولیت‌های شدید که نیاز به مصرف دائم برخی داروها دارند به قیمت جان خود بهای این بی‌مدیریتی‌ را  می‌پردازند.نبود داروهای سادهغلامرضا کرمی‌ از نورآباد‌ لرستان‌ که فقط ۱۰ درصد بینایی دارد‌ از نبود داروهایش در بازار می‌گوید‌.او می‌گوید: برای حفظ همین مقدار کم بینایی باید دارو و قطره‌های مختلف مصرف کنم اما الان داروهایم یا در بازار نیست یا قیمتشان‌ آنقدر گران شده که تهيه‌اش از عهده من که شغل و درآمدی ندارم برنمی‌آید و حتی قطره لیپوزیک‌ که رفع کننده خشکی چشم است پیدا نمیشود‌. نسخه ایرانی‌ هم جوابگو نیست و همین مقدار بینایی‌ام هم در حال آسیب استبیماران توبروس اسکلروزیسمیناگل‌سنکاچینی که دختر ۱۵ ساله‌ مبتلا به توبروس اسکلروزیس دارد، میگوید: چند وقت است داروهای زهرا پیدا نمی‌شود، اخیرا بجای تگرتول ۴۰۰ کاربامازپین به او می‌دهم که باعث‌ برگشتن تشنج‌ها شده‌ و روزی ۴_۵ بار وگاهی    حتی در خواب هم تشنج می‌کند‌.او که بعنوان عضوهیات مدیره پیگیر تاسیس انجمن توبروس اسکلروزیس است میگوید:مدتی است کاردرمانی و گفتاردرمانی زهرا را بخاطر تامین هزینه داروهایش قطع کرده‌ام. این اواخر هم بخاطر شرایطش ازسیستم آموزش و‌پرورش استثنایی حذف وکاملا خانه‌نشین شده.این بیماری‌‌ نوعی بیماری پوستی_عصبی است که اندام‌های حیاتی بدن‌ را درگیر میکند‌ و در مورد زهرا مغز درگیر شده است.کمبود دارو‌ و خطر مرگزهرا رئیسی، عضوهیات مدیره انجمنِ در حال تاسیس توبروس اسکلروز میگوید:این بیماران مشکل کمبود دارو دارند‌ و چون بیشترشان‌ تسنج‌های مقاوم به درمان دارند‌ فقط برخی داروهایی که تاکنون جواب گرفته‌اند راباید مصرف کنند که الان آن داروها یانیست یا افزایش قیمت خورده.داروهای فنیتوئین کامپاند، اپیلیم، ارفیریل، تگرتول، راپامیون (سیرولیموس)، نیترازپام (زیپکس)، آمپول سیناکسیم _تترا فایکومپا مورد استفاده بیماران ماست که الان بسیار کم یا ناموجودند‌ و نیاز این بچه‌ها بقدری حساس است‌ که‌ گاهی حتی باتغییر شرکت دارویی هم واکنش نشان میدهند و نمیتوان داروی دیگری را جایگزین داروهایشان کرد‌.تاکنون۴۰نفراز این بیماران را شناسایی کرده‌ایم، هیچ‌کدام درحمایت هیچ نهادی نیستند وحمایت بنیادبیماری‌های نادر هم درحد تامین هزینه‌ سونوگرافی، پاتولوژی، MRI و سی‌تی اسکن آن هم یکبار در سال است‌.هرتشنج‌ بخشی از سلول‌های خاکستری مغز را نابود می‌کند،آسیب جسمی هم دارد و در صورت تشنج طولانی خطرمرگ هم وجود دارد.</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Fri, 11 Nov 2022 22:03:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبود دارو،هشدار خطر مرگ برای معلولان و بیماران خاص</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-mowad4jarpsp</link>
                <description>رویا بابایی خبرنگار حوزه معلولانبازار آشفته دارو این‌روزها همه را نگران کرده اما بیماران خاص و معلولان شدید که نیاز به مصرف دائم برخی داروها دارند به قیمت جان خود بهای این بی‌مدیریتی‌ را می‌پردازند.نبود داروهای سادهغلامرضا کرمی‌ از لرستان‌ که فقط ۱۰ درصد بینایی دارد‌ از نبود داروهایش در بازار میگوید‌.او می‌گوید: برای حفظ همین مقدار کم بینایی باید دارو و قطره‌های مختلف مصرف کنم اما الان داروهایم یا در بازار نیست یا قیمتشان‌ آنقدر گران شده که تهيه‌اش از عهده من که شغل و درآمدی ندارم برنمی‌آید و حتی قطره لیپوزیک‌ که رفع کننده خشکی چشم است پیدا نمیشود‌. نسخه ایرانی‌ هم جوابگو نیست و همین مقدار بینایی‌ام هم در حال آسیب است.بیماران توبروس اسکلروزفاطمه پرسیان که دختر ۱۵ ساله‌اش مبتلا به توبروس اسکلروز است، میگوید: چند وقت است داروهای زهرا پیدا نمی‌شود، اخیرا بجای تگرتول ۴۰۰ کاربامازپین به او می‌دهم که باعث‌ برگشتن تشنج‌ها شده‌ و روزی ۴تا۵ بار وگاهی حتی در خواب هم تشنج میکند‌.درد یکی دوتا نیست‌. مدتی است کاردرمانی و گفتاردرمانی زهرا را بخاطر تامین هزینه داروهایش قطع کرده‌ام. این اواخر هم بخاطر شرایطش از سیستم آموزش و‌ پرورش استثنایی حذف و کاملا خانه‌نشین شده.این بیماری‌‌ نوعی بیماری پوستی_عصبی است که اندام‌های حیاتی بدن‌ را درگیر و در مورد زهرا مغز را درگیر کرده است.کمبود دارو‌ و خطر مرگزهرا رئیسی،رئیس هیات مدیره انجمنِ در حال تاسیستوبروس اسکلروز می‌گوید:این بیماران مشکل کمبود دارو دارند‌ و چون بیشترشان‌ تسنج‌های مقاوم به درمان دارند‌ فقط برخی داروهایی که تاکنون جواب گرفته‌اند راباید مصرف کنند که الان آن داروها یا نیست یا افزایش قیمت خورده.داروهای فنیتوئین کامپاند، اپیلیم، ارفیریل، تگرتول، راپامیون (سیرولیموس)، نیترازپام (زیپکس)، آمپول سیناکسیم _تترا فایکومپا مورد استفاده بیماران ماست که الان بسیار کم یا ناموجودند‌ و نیاز این بچه‌ها بقدری حساس است‌ که‌ گاهی حتی باتغییر شرکت دارویی هم واکنش نشان میدهند و نمیتوان داروی دیگری را جایگزین داروهایشان کرد‌.تاکنون ۴۰نفراز این بیماران را شناسایی کرده‌ایم، هیچ‌کدام حمایت هیچ نهادی نیستند و حمایت بنیادبیماری‌های نادر هم در حد تامین هزینه‌های سونوگرافی، پاتولوژی، MRI و سی‌تی اسکن آن یکبار در سال است‌.تشنج‌ بیماران آثار مخرب زیادی دارد و هربار بخشی از سلول‌های خاکستری مغز از بین می‌روند، آسیب جسمی هم محتمل است و در صورت تشنج طولانی خطر مرگ هم تهدیدشان می‌کند</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Fri, 11 Nov 2022 21:10:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدگاه منقلب‌کننده وزیر در خصوص معلولان!</title>
                <link>https://virgool.io/@dscampaign/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A8-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-tabnt5mus7io</link>
                <description>رویا بابایی خبرنگار حوزه معلولانهنوز توهین زاکانی از ذهن‌ها پاک نشده بود که این‌بار وزیر رفاه با دمیدن بر آتش اهانت به معلولان در اولین قدم آنان را از خود ناامید کرد.گویا چوب ناآگاهی و بی‌سوادی مسئولان میراثی است که بین آنها دست به دست می‌شود و تخریب بخشی از نتایج سالها کار فرهنگی در این حوزه، بخشی از وظیغه هر کدام از آنهاست!به نقل از فارس؛ صولت مرتضوی صبح امروز در نشست با مدیران سازمان بهزیستی «قرار داشتن در کنار افراد دارای معلولیت را بسیار دشوار» دانست و خطاب به آنها گفت: «سختی شما در همین است که منقلب می‌شوید.»این جملات مرتضوی علاوه بر صحه گذاشتن بر عدم شناخت او از جامعه معلولان، نشان می‌دهد وی کمترین نه تنها احترامی برای معلولان قائل نیست بلکه اساساً آنان را بسیار حقیرتر از آنکه سزاوار احترام باشند می‌پندارد.مرتضوی با تأکید بر «دشواریِ قرار داشتن در کنار افراد دارای معلولیت» تلویحاً بیان می‌کند: معلولان گروهی جدا از جامعه انسانی هستند که گروهی از انسانها در نگهداری از آنها ناگزیر هستند و لذا این گروه موجب زحمت و دشواری نگهداری‌کنندگان خود می‌باشند.وی در قسمت بعدی جمله خود خطاب به مدیران بهزیستی با بیان اینکه «سختی شما در همین است که منقلب می‌شوید»، از کارکنان بهزیستی تصویری منزجر و دردکشیده ارائه می‌دهد که کار رسیدگی به معلولان را همواره با گریه و به‌هم ریختگی عاطفی پیش می‌برند، درست مانند گنه‌کارانی که به انجام کاری محکوم شده باشند.این سخن از زبان شخص وزیر و کسی که به‌طور مستقیم مدیریت سازمان‌های مربوط به اقشار خاص را به دست گرفته پذیرفتنی نیست، چرا که این فرد باید با بیشترین دانش و به‌روزترین اطلاعات در چنین جایگاهی قرار گیرد. لذا چندان ناروا نیست اگر بگوییم جناب وزیر بی‌خبر است که مددکاری، توانبخشی، شنوایی‌شناسی، کاردرمانی، اعضای مصنوعی، کودکان استثنایی و… همه رشته‌های علمی و دانشگاهی هستند که دانشجویان در همه جای دنیا با انتخاب خود وارد آنها شده و با علم بر اینکه مشاغل مرتبط با این رشته‌ها چیست از آن فارغ‌التحصیل می‌شوند.همچنین ناگفته پیداست که وزیر جدید، با کمترین اطلاعات و صرفاٌ با نگاه احساسی و ترحمی که از نام «بهزیستی» برمی‌آید در این جلسه نشسته و آنچه می‌گوید منطبق با چیزی که وظیفه‌اش ایجاب می‌کند، نیست.گویا تنها تعریف مرتضوی از «معلولیت»، تعریف قرون وسطایی است و او از وجود هزاران شهروند که با طیف‌های مختلف معلولیت درست کنار گوشش زندگی می‌کنند بی‌خبر است و نمیداند زندگی باآنها نه تنها دشوار نیست که زمینه‌ساز نشاط روحی و الگوبرداریست.اگرچه بی‌خبری و فقدان دانش مرتبط ایراد کوچکی برای آقای وزیر نیست اما به‌هرحال می‌توان این گفتار او را به همین حساب گذاشت.شاید نظر این «آقای وزیرِ تازه از راه رسیده‌ی نگران انقلاب‌های روحی مدیران بهزیستی» به زودی با کسب اطلاع از تخلف‌های مرسوم در این سازمان و با مشاهده پرونده‌های غارت اموال بهزیستی، چنگ‌اندازی مدیران رأس این سازمان به اموال آن، مسمومیت‌ و مرگ‌های مشکوک مددجویان در مراکز تحت‌مدیریت همین سازمان، تبانی مدیران کل با برخی از ان‌جی‌او داران برای تاراج اندک اعتبار تخصیص داده شده به معلولان و مددجویان این سازمان، راجع‌به سختی کار با معلولان و دشواری آن برای مدیران بهزیستی تغییر کرد و متوجه شد که کار در بهزیستی (به جز برای عده‌ای از کارکنان شریف و دلسوز آن) برای برخی از مدیران چندان هم خالی از فایده نیست!اگرچه آن روز تغییردیدگاه مرتضوی همانند همتایان سابقش تغییری در وضعیت معلولان ایجاد نخواهد کرد اما دست‌کم خودش را متقاعد به پس گرفتن حرف امروزش خواهد کرد.تا آن روز صبر می‌کنیم.توهین،تحقیر و تمسخر معلولان و بیماران توسط شهردار تهران

زاکانی،بایدن رو فردی «آلزایمری» و «تمام معلول» خطاب کرده که باید با عصای زیر بغل راه بره!

پ.ن؛انتساب «معلولیت» یا «بیماری» به هر فرد غیرمعلول و غیربیمار چون هدفی جز توهین،تحقیر و تمسخر دنبال نمی‌کنه مذموم و محکومه!

</description>
                <category>کمپین معلولان</category>
                <author>کمپین معلولان</author>
                <pubDate>Wed, 09 Nov 2022 12:31:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>