<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهام مختوم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@e.makhtoom</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:00:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/162856/avatar/gTsnfn.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهام مختوم</title>
            <link>https://virgool.io/@e.makhtoom</link>
        </image>

                    <item>
                <title>منابع انسانی دوست شما نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@e.makhtoom/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-u3veb0xv27mx</link>
                <description>نقش واقعی منابع انسانی در سازمان، بدون تعارف و تعصبواحد منابع انسانی در سازمانطی سال‌های کاری‌ام در حوزه منابع انسانی، با آدم هایی روبرو شدم که دقیقاً نمی‌دونستن منابع انسانی چه وظایفی داره یا باید از این واحد چه انتظاری داشته باشن. بعضی‌ها حتی تصورات عجیبی از منابع انسانی داشتن؛ از نقش بازجو گرفته تا روانشناس و تراپیست.توی این مطلب سعی می‌کنم توضیح بدم که منابع انسانی، چه وظایفی داره و شما به عنوان کارمند چه انتظاری باید ازش داشته باشید.اول: منابع انسانی دوست شما نیست ولی رفتارش دوستانه استاین واحد همیشه توی سازمان در دسترس است، دغدغه‌های شما رو می‌شنوه، درک می‌کنه و در صورت نیاز، انتقال میده. منابع انسانی به شما روحیه میده و تو تصمیم‌های سخت میتونه کمکتون کنه. ولی به این معنی نیست که همیشه از منافع شما دفاع میکنه.وظیفه منابع انسانی اینه که مشکلات رو بررسی کنه و رفتار حرفه‌ای و عادلانه داشته باشه. پس منابع انسانی باید بی‌طرف باشه و از مسیر حرفه‌ای‌گری و عدالت خارج نشه.دوم: منابع انسانی همیشه طرف سازمان یا کارکنان نیستمنابع انسانی به‌دنبال تعادل بین نیازهای سازمان و کارکنان است. بدون سازمان، کارکنان بیکار میشن و بدون کارکنان، سازمان نمی‌تونه اهداف خودش رو پیش ببره. بنابراین هدفش پیدا کردن راه حلی است که هم نیازهای سازمان و هم حقوق کارکنان رو در نظر بگیره و از جنبه های مختلف به مسائل نگاه کنه.سوم: منابع انسانی مسئول همه ی تصمیمات سازمان نیستمعمولاً توی شرایط سخت مثل تعدیل یا اخراج، منابع انسانی این اخبار بد رو اعلام می‌کنه. به همین خاطر خیلی وقت‌ها منابع انسانی به عنوان مقصر دیده می‌شه، ولی واقعیت اینه که تصمیم‌گیری نهایی با مدیران است و این واحد تلاش می‌کنه پیام‌ها رو به درستی منتقل کنه، مسیر اجرا رو مدیریت کنه و پیامدهای منفی رو کاهش بده.چهارم: منابع انسانی به‌دنبال افزایش بروکراسی نیست، بلکه زیرساخت رشد سازمان رو ایجاد می کنهگاهی فرآیندهای جدیدی که منابع انسانی طراحی می‌کنه باعث بدبینی افراد میشه و به عنوان افزایش بروکراسی دیده میشه. اما واقعیت این است که بدون داشتن فرآیندهای دقیق، تکرارپذیر و مقیاس پذیر، رشد سازمان محدود میشه. شاید یه سازمان کوچک رو بشه بدون فرآیندهای دقیق اداره کرد، اما یک سازمان بزرگ حتماً نیازمند فرآیندها و ساختار دقیق مدیریتی است.در نهایت، بهتره به منابع انسانی نه با خوش‌بینی مطلق نگاه کنی و نه با بدبینی کامل. شناخت دقیق‌تر از کارکردها و محدودیت‌های این واحد، کمکت می‌کنه که در موقعیت‌های مختلف تصمیم‌های هوشمندانه‌تری بگیری، توقعات واقع‌بینانه‌تر داشته باشی تا نه غافلگیر و نه ناامید بشی.</description>
                <category>الهام مختوم</category>
                <author>الهام مختوم</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 16:36:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مه ۱۴۰۴ چطور دوام بیاوریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@e.makhtoom/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-kqqavpibwikh</link>
                <description>تصمیم‌های کوچک، مهارت‌های عمیق و امید واقع‌گرایانهراه رفتن در مهبا خوندن گزارش &quot;ماراتون در مه&quot; که شرکت ایلیا منتشر کرده، متوجه شدم سالی پر از ابهام و تلاش برای بقا رو پیش رو داریم، مگر اینکه یه تغییر اقتصادی جدی رخ بده.این گزارش که نتیجه ی نظرسنجی از مدیران عامل ایران در بخش غیردولتیه، نشون میده که اعتماد به رونق اقتصادی پایین‌تر از همیشه است، رکود مالی افزایش پیدا کرده، و خیلی از مدیرها گفتن فشار روانی تصمیم‌گیری بالاست.&quot;ماراتون در مه&quot; شاید وضعیت همه ی ما شاغلین بخش غیردولتی باشه که با ابهام زیاد دست و پنجه نرم می کنیم.بر اساس برداشت خودم از این گزارش و تجربه ی کوتاه کاری در فضای پرابهام، فکر می کنم چندتا استراتژی کلی هستن که می تونن توی این شرایط به ما کمک کنن که از این ابهام با آسیب کمتری عبور کنیم.۱. تصمیم‌های کوچک، راه نجات بزرگدر فضای ابهام و عدم قطعیت، تصمیم‌های بزرگ می‌تونن پرریسک، فلج‌کننده یا حتی مضر باشند.اما تصمیم‌های کوچک و قابل اصلاح، راه‌هایی هستند برای تداوم و کنترل ریسک.مثلا به جای اینکه سراغ اجرای پروژه های بزرگ بریم، یک نسخه ی آزمایشی ساده طراحی کنیم. یا به جای تغییر ساختاری بزرگ توی تیم، نقش ها رو بازنگری و اصلاح کنیم.وقتی افق دید کوتاهه، به نظر میرسه قدم های کوچک راهگشا باشن.۲. مهارت‌های عمیق، سپر شما در طوفاندر دوره‌ای که فرصت‌ها محدود شده و بی‌ثباتی بر تصمیم‌ها سایه انداخته، نه عنوان شغلی، نه تعداد پروژه‌ها، و نه حتی سابقه کار مهمه؛ بلکه چیزی که قدرت موندن و دوام آوردن میده، توانایی هایی ان که به درد امروز می‌خورن و قابل انتقال به فردا هستن.هرچقدر مهارتی، کاربردی‌تر، به‌روزتر و قابل اتکاتر باشه، جایگاه فرد تو این مه غلیظ، با ثبات تر خواهد بود.یادگیری مداوم، حتی با منابع ساده و محدود، می‌تونه تغییر چشمگیری ایجاد کنه در حفظ شغل، در تغییر مسیر، یا در خلق فرصت‌های تازه.برای مثال اگر شرکتی تصمیم به تعدیل نیرو بگیره، قطعا نیرویی که دانش و مهارت عمیق تر یا وسیع تری داره، کلیدی تره و جزو آخرین گزینه ها برای تعدیل خواهد بود.۳. امید واقع‌گرایانه، نه خوش‌بینی فانتزیامید واقع گرایانه در این شرایط یعنی برنامه ریزی برای بقا و در عین حال آمادگی برای سناریوهای بهتر.باز تعریف موفقیت با معیارهای بقا و جشن گرفتن پیشرفت های کوچک.ما توی مه نمی‌دونیم دقیقاً کجا می‌ریم، ولی می‌دونیم باید حرکت کنیم. شاید مسیر معلوم نباشه، اما با قدم‌های کوچک، مهارت‌های عمیق و امیدی واقعی، هنوز می‌شه دوام آورد.شما راه حل تون برای گذشتن از ابهام چیه؟</description>
                <category>الهام مختوم</category>
                <author>الهام مختوم</author>
                <pubDate>Tue, 13 May 2025 12:42:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از شغلم راضی نیستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@e.makhtoom/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-d2kmkxikiuh7</link>
                <description>عوامل پنهان نارضایتی شغلی۳ بُعد پنهانِ شغل‌هامون که معمولاً بهش توجه نمی‌کنیم.همه‌چیز ظاهراً خوبه: پوزیشن شغلی خوبی داری، درآمدت قابل قبوله، مدیرت آدم بدی نیست و محیط کار هم قابل‌تحمله. ولی بازم یه چیزی کمه. یه حس مبهم که نمی‌ذاره ته دلت از کارت راضی باشی.اگه تا حالا وسط روز کاری یا حتی وقتای بیکاری با خودت فکر کردی که &quot;نکنه این کار برای من نیست؟&quot;، این نوشته برای توئه.خیلی وقت‌ها نارضایتی ما از کارمون نه از حجم کاری زیاده، نه از حقوق کم، نه حتی از تیم و مدیر. مشکل جای دیگه‌ست؛ جایی که کمتر کسی دنبالش می‌گرده. ما معمولاً به ابعاد پنهانی از ماهیت شغلی که داریم توجه نمی‌کنیم. همون چیزایی که زیر پوست عنوان شغلی هستن. اون‌هایی که وقتی با ترجیحات درونی ما هم‌راستا نباشن، باعث خستگی مزمن، بی‌انگیزگی یا حتی فرسودگی می‌شن — بدون اینکه دقیق بدونیم چرا.۱. از اجرا تا تحلیلبعد اجرایی- تحلیلییکی از ابعاد مهم هر موقعیت شغلی، جایگاه اون روی طیف اجرا تا تحلیله. تو بعضی از شغل‌ها، ما نقش اصلی رو تو تصمیم‌گیری، اجرا و تحویل نتیجه‌ داریم. یعنی از ابتدا تا انتهای یک کار رو باید هدایت کنیم، منابع رو مدیریت و برنامه‌ریزی کنیم و در برابر نتیجه پاسخ‌گو باشیم. مثلاً یه مدیر پروژه باید از بودجه‌بندی و زمان‌بندی گرفته تا تعامل با ذی‌نفع‌ها و کنترل پیشرفت پروژه رو خودش مدیریت کنه و کار رو به سرانجام برسونه.در سمت دیگه‌ی طیف، نقش‌هایی هستن که بیشتر تحلیلی‌ان. اینجا هدف، بررسی داده‌ها، ساختن بینش و کمک به تصمیم‌گیری بهتره. مثلاً یک تحلیل‌گر داده با بررسی روندها و الگوها، به مدیر پروژه کمک می‌کنه تا تخمین دقیق‌تری از منابع بده یا تصمیم‌های هوشمندانه‌تری بگیره.و البته خیلی از موقعیت‌ها دقیقاً در یکی از این دو سر طیف قرار نمی‌گیرن. مثلاً یک طراح تجربه کاربر (UX) هم باید داده‌ها رو تحلیل کنه، هم پیشنهاد بده، هم در فرایند ساخت شرکت کنه. نه تصمیم‌گیر مطلقه، نه صرفاً تحلیل‌گر.اگر تو کسی هستی که از حرکت و اجرا و نتیجه گرفتن لذت می‌بری، شغل‌های بیش از حد تحلیلی ممکنه برات خسته‌کننده یا کم‌اثر باشن. و برعکس، اگه ترجیحت فکر کردن، بررسی، مدل‌سازی یا پشتیبانی از تصمیمه، کارهایی که ازت انتظار دارند «دست به آچار» باشی، ممکنه بهت فشار بیارن. مهم اینه بدونی ذهن تو با کدوم سبک از مشارکت در حل مسئله هماهنگ‌تره.۲. از تخصص عمیق تا دید وسیعبعد تخصص- دید وسیعدومین بعد، مربوط به میزان عمق یا وسعت دانشیه که هر شغل ازت می‌طلبه. بعضی موقعیت‌ها نیاز دارن که تو در یک زمینه‌ی مشخص عمیق بشی. مثلاً برنامه‌نویس بک‌اندی که باید منطق سیستم، ساختارهای داده، امنیت، و دیتابیس رو در سطح بالا بلد باشه و در طول زمان هم تخصصش رو دقیق‌تر و کامل‌تر کنه. این نقش‌ها برای کسانی که از فرو رفتن در جزییات، حل مسئله‌های فنی و پیشرفت در یک شاخه مشخص لذت می‌برن، ایده‌آل‌ان.در مقابل، شغل‌هایی هستن که نیاز به دید گسترده‌تری دارن. مثل مدیر محصولی که باید در آنِ واحد از فنی‌ترین مسائل باخبر باشه، نیاز کاربر رو بفهمه، بازار رو تحلیل کنه، با تیم طراحی در تعامل باشه، و به هدف‌های بیزینسی هم فکر کنه. توی این نقش‌ها، عمق زیاد در یک حوزه مهم نیست؛ مهم‌تر اینه که بتونی بین چند حوزه‌ ارتباط برقرار کنی، اولویت‌گذاری کنی و تصمیم‌های چندبُعدی بگیری.مثل طیف قبل، بیشتر شغل‌ها دقیقاً در یکی از این دو نقطه نیستن. شاید تو کسی باشی که توی یک حوزه عمیق می‌شی، ولی بعد از مدتی علاقه داری حوزه‌ات رو تغییر بدی یا یادگیریت رو وسیع‌تر کنی. شاید هم همیشه بین دو سه زمینه مختلف در حال چرخشی و از همین تنوع انرژی می‌گیری.اگر شغلت بیش از حد ازت انتظار داره، در یک حوزه خاص بمونی و تو ترجیح می‌دی تصویر کلی رو ببینی، ممکنه بعد از مدتی احساس محدودیت یا بی‌هدفی کنی. و برعکس، اگه ذهنت با تخصص عمیق بهتر کار می‌کنه، نقش‌هایی که دائم بین موضوعات مختلف جابه‌جات می‌کنن، احتمالاً برات استرس‌زا یا کم‌اثر می‌شن.۳. از تعامل انسانی تا تعامل با سیستم‌هابعد تعامل انسانی- سیستمیسومین بعد، میزان تعامل انسانی یا سیستم‌محور بودن کاره. بعضی از شغل‌ها بر پایه‌ی ارتباط با آدم‌ها بنا شدن. باید مذاکره کنی، با ذی‌نفع‌ها جلسه بذاری، به حرف دیگران گوش بدی، گاهی تعارض حل کنی و در کل، مدام در تعامل باشی. مثلاً کارشناس منابع انسانی، یا کسی که در نقش تسهیل‌گر تیم‌ها یا کوچ شغلی کار می‌کنه، بیشتر وقتش رو باید با افراد مختلف بگذرونه، روابط بسازه و ارتباط مؤثر برقرار کنه.در نقطه‌ی مقابل، نقش‌هایی هستن که تمرکزشون روی داده، ابزار، ساختار، و حل مسئله‌های فنیه. مثل تحلیل‌گر مالی یا توسعه‌دهنده نرم‌افزار که ساعت‌ها با ساختارها و منطق و الگوریتم‌ها درگیرن و کمتر نیاز به ارتباط مستقیم با آدم‌ها دارن.در واقع اینجا هم با یک طیف مواجه‌ایم. خیلی از شغل‌ها ترکیبی از هر دو هستن. مثلاً تحلیل‌گر محصول باید هم داده‌ها رو بررسی کنه، هم نتایجش رو با تیم فنی و بیزینس به اشتراک بذاره، هم از ذی‌نفع‌ها بازخورد بگیره. اگر تو بیشتر از سکوت و تمرکز انرژی می‌گیری، شغل‌هایی که تعامل انسانی مداوم دارن ممکنه خسته‌ت کنن. ولی اگه از گفتگو، شبکه‌سازی و ساختن ارتباط لذت می‌بری، نقش‌هایی که نیاز به ارتباط روزانه ندارن برات خیلی خشک و بی‌روح به نظر می‌رسن.جمع‌بندینارضایتی شغلی همیشه از بیرون نمیاد. خیلی وقت‌ها نه به حقوق مربوطه، نه به عنوان شغلی، نه به تیم. فقط نقطه‌ای که تو توی این سه طیف ایستادی، با ماهیت شغلت نمی‌خونه. شاید شغلت «اشتباه» نباشه، فقط «برای تو» مناسب نیست.وقتی بتونی جای خودت رو در این سه بعد پیدا کنی—از اجرا تا تحلیل، از عمق تا وسعت، و از تعامل انسانی تا سیستم‌محوری—راحت‌تر می‌تونی بفهمی چی بهت می‌سازه و چی فرسوده‌ت می‌کنه. این شناخت می‌تونه مسیر شغلی‌ات رو اصلاح کنه، بدون اینکه لزوماً مجبور باشی همه‌چیز رو از اول بسازی.</description>
                <category>الهام مختوم</category>
                <author>الهام مختوم</author>
                <pubDate>Sun, 11 May 2025 15:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قهوه برای ورزش، قهوه برای شب امتحان، قهوه برای همه چی</title>
                <link>https://virgool.io/@e.makhtoom/how-to-choose-coffee-lrqnj2idvbah</link>
                <description>اخیرا بعد سال ها ورزش نکردن، تصمیم گرفتم ورزش رو تو روتین زندگیم وارد کنم. مثل همیشه شروع کردم به مطالعه کردن درباره ی بهبود عملکرد بدن تو ورزش. توصیه های مختلفی وجود داشت از خوردن موز و شیک پروتیین تا فستینگ و رژیم کتوژنیک، اما چیزی که نظر من رو جلب کرد &quot;کافیین&quot; بود.کافییناثر کافیین هم روانی و هم فیزیکیه، و خب ما می دونیم که روان روی شرایط جسمی تاثیر میذاره و برعکس.قهوه که بهترین منبع کافیینه، در ابتدا سیستم عصبی بدن رو تحت تاثیر قرار میده و سطح تمرکز و انرژی رو بالا می بره، بعدش میره سراغ هورمون آدرنالین که ما رو تو شرایط &quot;جنگ یا فرار&quot; قرار بده. کافیین به خودی خود باعث افزایش هورمون اندروفین هم میشه که هورمون خوشحالیه، ورزش هم همین باعث افزایش همین هورمون میشه که خب ترکیب این دوتا ما رو به سرخوشی یا نزدیکی هاش می رسونه، حتما عبارت &quot;سرخوشی بعد ورزش&quot; رو شنیدین.یه بخش دیگه از تاثیراتش هم روی متابولیسم و کاهش وزنه که خب خیلی ها هدفشون می تونه صرفا همین باشه.با مطالعه ی همه ی این ها قانع شدم که قبل ورزش حتما قهوه بخورم ولی خب راجع به قهوه چیزی نمی دونستم. قهوه ی بیرون هم گرون بود و بد مزه، در نتیجه تصمیم گرفتم خودم قهوه درست کنم.از اونجایی که عاشق خرید اینترنتی ام و از خرید حضوری به شدت بدم میاد، شروع کردم دنبال سایت هایی که قهوه می فروختن. اسپرسو، دمی، کافیین بالا، برشته متوسط، فرنچ پرس و ...کلمات و عبارت هایی بودن که منو بیشتر گیج می کردن و خرید رو دشوارتر. تصمیم گرفتم کنار قهوه از ورزش هم توی جستجوهام استفاده کنم و نتیجه شگفت انگیز بود!جستجوی قهوه و ورزشبا فروشگاهی آشنا شدم که نه تنها من رو گیج نکرد بلکه خرید قهوه رو لذت بخش و آسون کرد.فروشگاه &quot;قهوه ی زیگ زاگ&quot; چیزی بود که من می خواستم. ترکیباتی از قهوه های مختلف رو داره که هر کدومش تو شرایط خاصی کاربرد دارند.· اسپرت کافیین برای ورزشکاران و ورزش دوستان· اگزم نایت برای بیداری شب امتحان· دایت کافیین برای رژیمی ها· سری &quot;چری کافی&quot; ها برای ذایقه های ترش پسند· ...اسم ها و ترکیبات جذاب در کنار توضیحات کامل راجع محصول، کیفیت قهوه ها، سهولت خرید و تحویل به موقع باعث شد که زیگ زاگ برای من یه انتخاب همیشگی باشه.شما هم اگه قهوه دوست دارین و مثل من از خرید حضوری بدتون میاد پیشنهاد می کنم یه سری به این فروشگاه بزنین، البته این رو هم بگم که اگه وارد سایت فروشگاه شدین بعیده دست خالی برگردین.</description>
                <category>الهام مختوم</category>
                <author>الهام مختوم</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jul 2023 15:02:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب اندوه این روزها</title>
                <link>https://virgool.io/@e.makhtoom/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-nbxpg9nngf76</link>
                <description>ساعت 9 صبح رفتم سراغ لپ تاپم و شروع کردم به کار کردن، کم کم تصویر آدم های دیگه اومد رو مانیتورم، یکم از اینور و اونور حرف زدیم و بعدش رفتیم سراغ موضوعات کاری. همه سعی داشتیم شرایط رو عادی جلوه بدیم و احساساتمون رو برای خودمون نگه داریم اما کار ساده ای نبود.برای اینکه بتونم این شرایط رو بیشتر درک کنم، رفتم سراغ دیوید کسلر کسی که شاید بشه بهش گفت متخصص اندوه. کسلر اعتقاد داره که احساسات نیاز به حرکت دارن و ما با اسم گذاشتن روشون و به رسمیت شناختنشون بهشون فضای لازم رو میدیم تا از ما عبور کنند.کسلر اعتقاد داره این روزها ما دچار اندوه انباشته شدیم. اندوه ناشی از عادی نبودن شرایط، عدم قطعیت، تغییرات بزرگ و کوچک اما شاید بزرگترین این رنج ها، اندوه پیش بینیه. اینکه آینده چطور خواهد بود؟ قرنطینه تا کی ادامه پیدا می کنه؟ آیا ما جون سالم ازش به در می بریم؟تو این نوع اندوه ما خودمون رو روبروی طوفانی از حوادث ناخوشایند قرار می دیم و ذهنمون بدترین سناریوهای ممکن رو مرور می کنه. همه ی این ها باعث می شه ما احساس امنیت رو از دست بدیم و رنج کشیدن شروع می شه.یکی از راه هایی که کسلر پیشنهاد میده اینکه سعی کنیم تعادل رو تو فکر کردن رعایت کنیم، اگر ذهنمون میره سراغ بدترین سناریوها، ما سعی کنیم بهترین ها رو هم ببینیم.کسلر می گه اندوه چند مرحله داره که البته به صورت خطی و پشت سر هم اتفاق نمی افتن و ما متناوبا اون ها رو تجربه می کنیم:مرحله ی اول: انکار، من قرار نیست کرونا بگیرم!مرحله ی دوم: عصبانیت، چرا مجبورم کردن تو خونه بمونم؟مرحله ی سوم: چونه زدن، خب من دو هفته از خونه نمی رم بیرون که زودتر شرایط عادی شه.مرحله ی چهارم: ناراحتی، خیلی سخته که نمی تونم هیچ کدوم از کارهایی که دوست دارم رو بکنم.مرحله ی پنجم: پذیرش، فعلا قراره شرایط همینطوری بمونه و باید بتونم با این محدودیت ها زندگی کنم.با آگاهی از این مراحل می دونیم که داریم اندوه رو پشت سر میزاریم و خودمون رو بابت این احساسات سرزنش نمی کنیم. بهشون فضا میدیم برای عبور کردن و بالاخره پذیرش اتفاق می افته، جایی که ما احساس قدرت می کنیم. چیزهایی رو که روشون کنترل نداریم رو رها می کنیم و تمرکزمون رو میزاریم روی قابل کنترل ها.در آخر کسلر می گه که اعتقاد داره این شرایط موقتیه و ما می تونیم پشت سر بزاریمش. پیشنهاد می کنه مواقعی که حجم اندوه زیاد می شه و ذهنمون سراغ سناریو سازی میره، سعی کنیم خودمون رو به حال برگردونیم و ببینیم که هنوز غذا و سرپناه داریم واسه زنده موندن و اون سناریوها فعلا اتفاق نیفتادن.</description>
                <category>الهام مختوم</category>
                <author>الهام مختوم</author>
                <pubDate>Fri, 03 Apr 2020 15:21:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>