<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سیده.  الهام موسوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@e.mosaivi22</link>
        <description>نویسندگی را دوست دارم،  چون هم باعث پروازم میشود؛ هم تنها سلاح من در برابر نا حقی و ناعدالتی‌های دنیاست.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 09:39:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1692222/avatar/DfcRhW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سیده.  الهام موسوی</title>
            <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شهادت نامه</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-fmcvc1i1anh4</link>
                <description>✍🏻 #سیده_موسویهرسال ایام محرم و فاطمیه، باخودم می‌گویم:«امسال شهادت نامه کیا امضا می‌شود؟» یا شب الیلة الرغائبیا روزهای با برکت اعتکاف! که گذشت. خوش‌بسعادت #شهدای این چند روز،چه غریب و مظلومانه به شهادت رسیدند. اهل دلا می‌گویند:« تلاش کن، وقتش که برسد صدایت می‌زنند.»  توفیق جهاد و فدایی در راه اسلام، فقط فقط از جهاد با نفس، اخلاص و تقوا حاصل می‌شود. خوشا آنان که زود نام آن‌ها را خواندند. آری به دنبال  شهادت نیاز نیست بروی، خودت را بساز تا آن به سراغت بیاید.خدایا مرا از جاماندگان قرار نده!نگذار فقط در حد آرزو تمام شود!که عاشق #پروازم!آن هم بسوی آغوش تو!ا«اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» #شهادت#شهدا #شوق_پرواز</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jan 2026 18:00:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هموطن یا خائن</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D9%87%D9%85%D9%88%D8%B7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D8%A6%D9%86-pjastgzbkhh9</link>
                <description>این روزها که وطن پرست و خائن راحت میتوان شناخت. نمیدانم ایران را چگونه شناخته است. کاش کمی در مورد ایران اطلاعاتشان بیشتر کند ایران خدمتگذار بیگانگان نبود و نیست و نخواهد شد. اینکه بخاطر دشمن خونی ایران، امنیت، رفا هموطنت بهم بریزی به اسم اعتراض شرمنده شما هموطن ما نیستی!اینجا</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 18:40:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران صاحب دارد.</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-alomgptoumbx</link>
                <description>ایران صاحب دارد. شهر من در این روز‌های نا‌آرام آرام است.اما دلم پر از آشوب نگرانیست از شهر‌های که گرفتار اغتشاشگر شده است.چه می‌شود که مظلومیت و فداکاری فدائیان این روز‌ها ندید و این چنین با بی‌رحمی همراه کسانی، که بغض و نفرت از این سرزمین و مردم دارند، شد.چرا بعضی از جوان و نوجوان کشور این نعمت‌ها را نادیده گرفت، آیا نعمتی بزرگتر از امنیت؟ !زمان جنگ هشت سال دفاع مقدس مساجد‌، پایگاه‌های بسیج و حسینه‌ها بودند مسبب روشنگری و اتحاد و همبستگی میان مردم بودند.حق بدهیم کم کار شدیم.شاید دلیل آرامی شهرم بخاطر فعالیت پایگاه، مساجد و حسینه هاست.راستی خانواده‌ها در خانه‌ها کنار گلایه از اقتصاد از نعمت‌های دیگر کشور بگویند.تا جوان و نوجوان من به این درک برسد که ایراناز همه کشورها مقتتدرتر و پر شکوهتر است. و در آخر نگران نباشیم، الحمدالله اینجا صاحب دارد آن هم امام صاحب الزمان عج🌷</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 16:15:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهره‌ی سوخته‌ی دشمن نباشید.</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-uhkxdg0b0seb</link>
                <description>ایران منخانه‌ی من، خانواده منو پدر و مادر من.  ایران جان را دوست دارم، با تمام سختی‌هایی که در آن دارم. ایران من درخت همیشه سبز و که ریشه‌هایش را با خون خود سیراب کرده‌ایم و می‌کنیم. بقول سردار سلیمانی ما ملت امام حسین هستیم. شهادت آرزوی دیرینه ماست. ما را بسوزانید، بکشید، قطعه قطعه کنید، ما عاشق رسم شهادت کربلایم. شعارِ «جانم فدای ایران» فقط در حد شعار نبود. بارها ثابت کردیم. چه علی اکبرهایی در این کوچه‌ها پر پر شدند، هموطن به ظاهر معترض نه ما دشمن شما هستیم و نه شما دشمن ما هستید.چشمانتان را باز کنید، حقیقت و مسیر درست حق را پیدا کنید، مهره‌ی سوخته‌ی دشمن نباشید!</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 16:12:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادش بخیر</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B4-%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1-cwj6ycs1jrgh</link>
                <description>وقتی هشتگ #دنده‌_عقب‌_با_اتو_ابزار  را دیدم، یکهو پرت شدم به آن روز تاریخی و البته فاجعه‌بارِ دوران نوجوانی‌ام. همان روزی که با خودم گفتم: بگذار این خاطره را جایی بنویسم، شاید دوستان بخندند… یا شاید هم مثل عمو نگاه‌شان تبدیل به علامت سؤال شود.آخرین روز امتحاناتِ آخر سال بود و ما طبق سنت خانوادگی، بعد از بستن دفتر و کتاب‌ها و خداحافظی با استرس، راهی خانه‌ی پدربزرگ می‌شدیم. خانه‌ای بزرگ، چنداتاقه، با یک خانه‌ی اضافه در حیاط… خلاصه محیطی کاملاً مناسب برای انجام همه‌ی کارهای ممنوعه اما جذاب!البته نه نه، اشتباه نکنید!نه کارهای قاچاق، نه برنامه‌ریزی کودتا!منظورم از کارهای ممنوعه، چیزهایی مثل فوتبال‌ بازی‌کردن در حیاط، دوچرخه‌سواری دور درخت توت، یا ماشین‌سواری خیالی روی صندلی‌های قدیمی بود. همین‌ها برای مادربزرگ حکم جنایت بین‌المللی داشت!آن روز مثل همیشه، پدر و عموها و پدربزرگ، سحرخیزتر از خروس‌ها راهی مزرعه شده بودند و ما دخترعموها تا چشم مامان‌بزرگ ازمان دور شد، مثل نینجاها خزیدیم سمت تراکتور.وای که چه غولی بود! انگار نسخه‌ی روستاییِ سفینه‌ی فضایی ناسا.اما خب، جذابیتش همین بود که ممنوعه بود.یکی‌یکی روشنش می‌کردیم و نوبتی روی صندلی می‌نشستیم. وقتی نوبت من شد، احساس کردم وقت آن رسیده که استعداد نهفته‌ام در رانندگی را کشف کنم… البته بزرگ‌ترین مشکلم این بود که اصلاً نمی‌دانستم دنده‌هایش کجاست!ولی خب، مگر قهرمانان قبل از کارهای بزرگ همه‌چیز را می‌دانستند؟!پایم را گذاشتم روی چیزی که فکر می‌کردم ترمز است… یا کلاچ… یا شاید هم بخاری؟دسته‌ای را هم تکان دادم که احتمالاً اصلاً نباید تکان می‌دادم.در هر صورت، تراکتور که قرار بود حرکت لاک‌پشتی داشته باشد، ناگهان تصمیم گرفت مسیر حرفه‌ای‌ها را برود و با سرعت بنز حرکت کند!من هم که مثل شخصیت‌های کارتونی چشم‌هایم از حدقه بیرون زده بود، فقط داد می‌زدم:«چرا این‌جوری شد؟ چرا؟ یکی کمکم کنه!»در همین لحظه‌ی تاریخی، عمو مثل قهرمان فیلم‌های اکشن وارد صحنه شد.نمی‌دانم از کجا سبز شد، فقط دیدم با سرعتی که حتی «یوسین بولت» هم کم می‌آورد، دوید، پرید روی تراکتور، آن را خاموش کرد و نفس‌زنان گفت:«تو چیکار می‌کنی دختر؟ این تراکتوره نه تابلو سرسره!»من که هنوز گیج بودم، برگشتم پشت سرم را نگاه کردم…هیچ‌کس نبود.تمام دخترعموها فرار کرده بودند! یعنی به‌قدری سریع صحنه را ترک کرده بودند که انگار مسابقه‌ی دوی صد متر بود.و من…تنها مجرمِ باقی‌مانده در صحنه‌ی جرم.ردیف اول.به‌عنوان عامل تمام بدبختی‌های دنیا.تمام آن روز را همه، از مادربزرگ گرفته تا بچه‌های دو ساله، من را ملامت کردند.یکی می‌گفت «خرابکاری کردی!»یکی می‌گفت «عمرمون کم شد!»یکی دیگر می‌گفت «اینو به بابات نمی‌گیم، پیر می‌شه!»و از آن روز به بعد، هر وقت بحث تراکتور می‌شد، من فقط نگاه می‌کردم و می‌گفتم:«من؟ نه! من از کنار تراکتور هم رد نمی‌شم!»</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Nov 2025 16:50:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«اربعین؛ چله‌ی وفاداری»</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-epp06l9izjh8</link>
                <description>#سیده_الهام_موسوی اربعین یعنی چهل؛ چله‌ای که برای حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) پر از درد، داغ، غربت و اسارت بود. اما او علی‌وار ایستاد، سخن گفت، افشاگری کرد، روشنگری کرد و حقیقت کربلا را به گوش تاریخ رساند.حضرت زینب، در این چهل روز، هارون بود برای موسی زمانش و زهرا شد برای علیِ زمانش. او نه تنها با امام حسین (ع) بود، بلکه بعد از عاشورا، عصای راه امام سجاد (ع) شد. در این چهل روز، زینب فقط یک پیام‌رسان نبود؛ او یار و یاور امام زمانش بود.اما حالا، حکایت من و تو چیست؟ در این چهل روز بی‌قراری، یا در راه رفتن به کربلاییم یا در حسرت جاماندگی. اما سؤال اصلی این‌جاست: از این چله‌ی وفاداری چه آموختیم؟ برای امامِ زمانِ عج خود چه کرده‌ایم؟این اشتیاق رفتن، زیباست؛ نشانه‌ای از پاکی دل توست. اما اشتباه نکن! اگر رفتی و برگشتی و در تو هیچ تغییری حاصل نشد، چه؟ اگر همانی ماندی که بودی، اربعینت بی‌ثمر است!اربعین، یعنی تولد دوباره‌ی روح، ایمان، اقتدار و پایبندی به عهد. یعنی بگویی: «یا صاحب‌الزمان عج، من هستم! بر من هم حساب باز کن.»این روزها، روزهای غربال است. به هوش باش! هدف، فقط رسیدن فیزیکی به کربلا نیست. در این مسیر، خیمه‌هایی هم هست که نام خادم دارند، اما در راه حق نیستند! پس خادم بودن کافی نیست، باید در مسیر حق بود.و مسیر حق چیست؟ راهی که به امام زمانت ختم شود... راهی که قدمی در مسیر ظهور باشد، نه فقط پیاده‌روی جسم، بلکه پیاده‌روی روح، دل، و وفاداری.اربعین را دریاب! نه فقط برای رفتن، بلکه برای بازگشت به خویشتن. اربعین یعنی چله‌ی یاری، برای امام حاضر، برای جبهه‌ی حق، برای ایستادن.@ShugheParvaz</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Tue, 12 Aug 2025 11:07:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«صلحی برای بیداری، قیامی برای عزت»</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%B5%D9%84%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-wdjtbrtwhrxq</link>
                <description> ✍🏻 #سیده_الهام_موسوی وقتی نام امام حسن مجتبی (ع) به میان می‌آید، بسیاری تنها به «صلح» او می‌اندیشند؛ اما صلح او فراتر از یک توافق سیاسی ساده بود. امام حسن (ع) در زمانه‌ای که شمشیر و خون حرف اول را می‌زد، هنر بزرگ‌تری را به نمایش گذاشت: «صلح به مثابه مقاومت».این صلح نه صرفاً برای آرامش موقت، بلکه راهبردی عمیق برای حفظ دین، جان مسلمانان، و بقای اصالت اهل‌بیت بود. امام حسن (ع) نشان داد که مقاومت، تنها در میدان نبرد معنا ندارد؛ گاهی باید سکوت کرد تا حقیقت، در گذر زمان با قدرت بیشتری بدرخشد.او با صلح خویش، بنایی مستحکم ساخت که قیام امام حسین (ع) بر آن استوار شد. خون کربلا بر پایه‌ی خرد صلح حسن بن علی (ع) جاری شد؛ این یعنی هر حرکت بزرگ، نیازمند بستری محکم و زمان‌بندی هوشمندانه است.شاید در نگاه نخست، امام حسن (ع) صلح‌طلب به نظر آید؛ اما در حقیقت، حکیم‌ترین استراتژیست تاریخ اسلام است. او شعله‌های جنگ را خاموش نگاه داشت، نه از ترس، بلکه برای اینکه آتش روشنگری و آگاهی در دل‌ها شعله‌ور شود.امروز، در دنیایی که صبر و تدبیر جای خود را به هیجان و شتاب داده، امام حسن (ع) به ما می‌آموزد که صلح، اگر در زمان درست و با نیت درست باشد، قدرتمندترین شکل ایستادگی است؛ ایستادگی‌ای که نه با خشونت، بلکه با حفظ ارزش‌ها، وحدت و امید معنا می‌یابد.اما صلح و قیام، هر دو وابسته به زمان و شرایط‌اند. امام حسن (ع) در دورانی زندگی می‌کرد که جامعه اسلامی، خسته، فرسوده و بی‌انگیزه از جنگ‌های داخلی بود. در آن زمان، صلح او بهترین و تنها راه برای حفظ اصل اسلام و جلوگیری از فروپاشی جامعه بود.اما امروز، در عصر سلطه استکبار جهانی، در روزگاری که رژیم صهیونیستی، آمریکا و قدرت‌های جهانی، ستم را به شکل سازمان‌یافته بر ملت‌ها تحمیل می‌کنند، دیگر صلح خاموش و سکوت، در حکم خیانت به ارزش‌هاست. امروز وقت آن است که همچون امام حسین (ع) بایستیم و فریاد برآوریم: «هیهات منّا الذلّة»؛ ما اهل سازش با ظلم نیستیم.صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع) دو چهره از یک حقیقت‌اند: مقاومت در برابر انحراف، در زمان مناسب با روش مناسب. امروز، مسئولیت ما روشن است: ادامه‌ی راه ایستادگی، هوشیاری در برابر فریب، و حفظ عزت اسلام و انسانیت در برابر ستم مدرن.#شوق_پرواز</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Aug 2025 19:39:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرام سیاسی</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-s88mrol2eici</link>
                <description>در روزگاری که هجمه‌های فرهنگی و رسانه‌ای مرزهای ملی و اعتقادی را در می‌نوردند، گاهی یک جمله‌ی کوتاه می‌تواند پنجره‌ای به سوی نگاهی ژرف‌تر بگشاید. رهبر انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای، در دیدار با مردم قم (۱۹ دی ۱۴۰۱) درباره‌ی مسئله‌ی کشف حجاب فرمودند: «بی‌حجابی فقط نافرمانی شرعی نیست، بلکه حرام سیاسی است.»اگر با این جمله به‌طور سطحی مواجه شویم، ممکن است آن را صرفاً یک شعار سیاسی بدانیم. اما اگر در آن تأمل کنیم، لایه‌های عمیق‌تری از معنا، از جمله ابعاد فرهنگی، تمدنی، و حتی امنیتی در آن آشکار می‌شود. این عبارت، ما را دعوت می‌کند تا از نگاه فردی و شخصی به حجاب عبور کرده و آن را در چارچوب منازعات فرهنگی و سیاست‌های نرم جهانی بررسی کنیم.در این نگاه، دیگر نمی‌توان بی‌حجابی را فقط یک انتخاب شخصی دانست. در دنیایی که رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و الگوهای زیبایی برآمده از فرهنگ مصرف‌گرایی، مدام ارزش‌های خاصی را ترویج می‌کنند، تصمیم‌گیری افراد به‌شدت تحت‌تأثیر این جریان‌ها قرار دارد. بنابراین، دفاع از «انتخاب آزاد» برای بی‌حجاب بودن، بدون درک این زمینه‌ها، در واقع ساده‌سازی مسئله و نادیده‌گرفتن ساختارهای هدایت‌گر فرهنگی است.تعبیر «حرام سیاسی» را باید در بستر نبرد فرهنگی و جنگ روایت‌ها فهم کرد. حجاب، در چنین میدانی، تنها یک پوشش نیست، بلکه به نماد مقاومت فرهنگی و تمایز هویتی تبدیل می‌شود. وقتی یک رفتار فردی، حتی بدون نیت سیاسی، در میدان رقابت ارزش‌ها حامل پیام سیاسی می‌شود، دیگر تأثیر آن صرفاً شخصی نیست. در چنین شرایطی، بی‌حجابی می‌تواند به تضعیف انسجام فرهنگی و تقویت پروژه‌های فرهنگی دشمن بینجامد. این همان معنایی است که اصطلاح «حرام سیاسی» به آن اشاره دارد: عملی که در ظاهر، تخلفی شخصی است اما در باطن، می‌تواند به تضعیف بافت اجتماعی و هویتی یک ملت کمک کند.با این حال، باید مراقب بود که این مفهوم به دام کلی‌گویی نیفتد. نه هر زن بی‌حجاب عامل دشمن است، و نه هر زن باحجاب، الزاماً نماینده‌ی گفتمان دینی. آنچه مهم است، شناخت شرایط اجتماعی‌ای‌ است که باعث می‌شود یک رفتار ساده، ناخواسته به معنای سیاسی برسد. بنابراین، نباید افراد را سطحی داوری کرد؛ بلکه باید به تحلیل بسترهایی پرداخت که این کنش‌ها را معنادار می‌کنند.در عین حال، یک تأمل مکمل نیز قابل طرح است. اگر بی‌حجابی، به دلیل بهره‌برداری دشمن، «حرام سیاسی» تلقی می‌شود، آیا درست است که حجاب هم به ابزاری برای وفاداری سیاسی یا امتیاز اجتماعی تبدیل شود؟ اگر حجاب نه از ایمان و آگاهی، بلکه از ترس یا فشار نشئت بگیرد، آنگاه معنا و تأثیر خود را از دست خواهد داد. ارزش، زمانی ماندگار می‌شود که از درون بجوشد، نه آنکه از بیرون تحمیل شود.از این زاویه، برخورد ساختارهای رسمی با مسئله‌ی حجاب باید با دقت و درک فرهنگی همراه باشد. تقلیل دادن این موضوع به یک مسأله‌ی انتظامی، بدون توجه به زمینه‌های اجتماعی، روانی و نسلی، نتیجه‌ای جز بی‌اعتنایی و شکاف بیشتر به‌دنبال نخواهد داشت. حجاب، اگر همراه با درک و اختیار نباشد، تبدیل به پوسته‌ای توخالی می‌شود که ممکن است حتی برخلاف پیام اصلی دین عمل کند.از سوی دیگر، تاریخ فرهنگی جهان اسلام نشان می‌دهد که زنان همیشه در مرکز پروژه‌های فرهنگی بوده‌اند. نه به‌خاطر نقش زیستی‌شان، بلکه بدلیل نقش کلیدی در انتقال ارزش‌ها، تربیت نسل، و بازتولید هویت. اما تأکید یک‌جانبه بر نقش مادری یا مراقبت‌گری، تصویر زن مسلمان را ناقص می‌سازد. زن امروز، علاوه بر این نقش‌ها، کنشگری اجتماعی و فرهنگی است. اگر قرار است حجاب نماد مقاومت باشد، باید تصویر زن آگاه، فعال و انتخاب‌گر نیز در کنار آن دیده شود.در همین زمینه، حرکت‌های خودجوشی چون «دختران انقلاب» نیز نشان می‌دهند که کنش‌گری فرهنگی در زمینه‌ی حجاب، تنها محدود به رسانه‌های رسمی یا سیاست‌های کلان نیست. زنانی که بدون الزام و اجبار، با رویکرد محبت‌آمیز، تعامل چهره‌به‌چهره و زبان دعوت، تلاش می‌کنند معنای مثبت و آگاهانه‌ای از حجاب ارائه دهند، نقشی بی‌بدیل در بازسازی پل‌های ارتباطی ایفا می‌کنند. این‌گونه کنش‌ها، اگر مبتنی بر احترام و گفتگو باشند، می‌توانند جلوه‌ای از اعتماد به نفس فرهنگی و ظرفیت نرم گفتمان دینی باشند.برای مواجهه با پدیده‌ی بی‌حجابی نیز باید نگاهی واقع‌ گرایانه‌تر داشت. بسیاری از زنان بی‌حجاب، لزوماً انگیزه‌ی سیاسی ندارند، بلکه انتخاب‌شان از دل تجربه‌های پیچیده و زیسته‌ی شخصی‌شان برمی‌آید. حذف آن‌ها از گفت‌وگوی فرهنگی یا نادیده‌ گرفتن‌شان، تنها دوگانه‌ای مخرب میان «خودی» و «غیربه‌خودی» می‌سازد که بیشترین آسیب را به گفتمان دینی وارد می‌کند. راه حل، گفت‌وگو، همدلی و اقناع است؛ نه حذف و طرد.با این حال، تجربه‌ی اجتماعی ایران نشان می‌دهد که هر زمان موضوع حجاب صرفاً به عرصه‌ی قانون و نظم عمومی تقلیل یافته، نه‌تنها از اثربخشی آن کاسته شده، بلکه گاه به شکل‌گیری مقاومت روانی و دافعه نسبت به اصل ارزش‌ها انجامیده است. امروزه، با کاسته شدن از برخوردهای سلبی، فرصت تازه‌ای برای گفت‌وگوی فرهنگی، شنیدن صداهای مختلف، و بازتعریف حجاب در ذهن و زبان نسل جدید فراهم شده است؛ فرصتی که اگر با تدبیر و رویکرد همدلانه همراه شود، می‌تواند به بازیابی معنای اصیل حجاب کمک کند.در مقابل، تجربه‌ها نشان می‌دهد هرجا فضا برای گفت‌وگوی فرهنگی، انتخاب آگاهانه و مشارکت فعال زنان فراهم بوده، حجاب توانسته معنا، قدرت و جذابیت فرهنگی خود را حفظ کند. زن محجبه، زمانی کنشگر عرصه‌ی فرهنگ است که بداند چرا این پوشش را انتخاب کرده، و چگونه می‌تواند از آن برای انتقال پیام کرامت و معنویت استفاده کند.در نهایت، تبیین «حرام سیاسی» بودن بی‌حجابی، فرصتی است برای باز اندیشی فرهنگی در نسبت میان ظاهر و باطن دین، فرد و جامعه، و مقاومت و هویت. این سخن، اگر درست فهمیده شود، ما را به مسئولیتی عمیق‌تر فرا می‌خواند؛ نه برای قضاوت، بلکه برای اقناع، همراهی و بازسازی فرهنگی.</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Aug 2025 18:17:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوق پرواز</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%B4%D9%88%D9%82-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-anbsohueslc9</link>
                <description>«شوق پرواز» ✍ سیده الهام موسوی تا حالا از خودت پرسیده‌ای؟تا کی می‌خواهی منتظر معجزه باشی؟معجزه‌ی مسیر بندگی، خود تو هستی.نکند دیر شود.نکند این بال‌ها، هرگز پرواز را تجربه نکنند...نکند این دل، اسیر دنیا شود،غرق در حبّ دنیا...نکند نتوانیم آن کاری را انجام دهیم که برایش آفریده شده‌ایم.دنیا اگر در نگاهت زیبا شد، نگران باش!زیبایی فریبنده‌ی دنیا، همان «لَا تَقْرَبْ هٰذِهِ الشَّجَرَةَ» است...دنیا فقط یک معبر است،دلیل حرکت است،و شاید خودش همان پل صراطی‌ست که باید از آن بگذری.از امتحان‌های الهی گلایه داری؟این امتحان‌ها چراغ‌های قرمزی‌اند در مسیر بندگی‌ات؛تا بیدارت کنند.پس شاکر باش...با چشم ظاهری، مقصد را نمی‌بینی.باید با چشم دل ببینی.و مقصد کجاست؟خودت معجزه‌ای... فقط باید جور دیگر نگاه کرد، جور دیگر عمل کرد نشانه‌ها را پیش بگیر! همان‌جایی که شهید آوینی می‌گوید:«اگر مقصد را در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره‌های کوچک که به کوچه‌های بن‌بست باز می‌شوند، نمی‌توان جست،بهتر آن‌که پرنده‌ی روح را در قفس دل نبندیم.پس اگر مقصد، پرواز است، قفس ویران بهتر.پرستویی که مقصد را در کوچ می‌بیند،از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.»</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 00:56:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از یک کتاب، تا به مسیر...</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-v8rtqgmkss6c</link>
                <description>از یک کتاب، تا به مسیر... ✍ #سیده_الهام_موسوی چند وقت پیش، در حال مرور کانال‌ها بودم که به «نذورات و کرامات شهید ابراهیم هادی» رسیدم.شهید ابراهیم هادی واقعاً شخصیت عجیبی‌ دارند؛ از آن دسته شهدا که وقتی با آنها آشنا می‌شوی، احساس می‌کنی این آشنایی نمی‌تواند اتفاقی و ساده باشد.من هم به‌ نحوی خاص با ایشان آشنا شدم. باور دارم چنین آشنایی‌ای وقتی اتفاق می‌افتد که خود شهید بخواهد...بگذریم.بعد از آن آشنایی، تصمیم گرفتم با هزینه‌ی شخصی کتاب «سلام بر ابراهیم» و کتاب‌های دیگری درباره‌ی شهدا را تهیه کرده و به دیگران هدیه دهم.در این مسیر، حرف‌های زیادی شنیدم‌ برخی دلسرد کننده، برخی بی‌تفاوت.اما من ایمان داشتم که نوجوانان و جوانانی هستند که باید با شهدا آشنا شوند، مخصوصاً با شهید ابراهیم هادی.دیدم کسانی را که کتاب را خواندند و مسیرشان را پیدا کردند، و کسانی که کتاب را حتی ورق هم نزدند.هدفم تعریف از خود نیست؛ بلکه تنها می‌خواهم بگویم همان کار کوچک فرهنگی، باعث شد خیلی‌ها با شهدا آشنا شوند.و مهم‌تر از آن، کتابخوانی‌ که همیشه مورد تأکید رهبر انقلاب بوده میانشان رواج پیدا کرد.همان‌طور که مقام معظم رهبری می‌فرمایند:«یکی از چیزهایی که واقعاً باید برای آن کار و تلاش شود، مسئله‌ی کتاب و کتاب‌خوانی است. کتاب باید وارد زندگی مردم بشود.»مدتی‌ هست به این فکر می‌کنم که چرا دوباره شروع نکنم؟چرا دوباره کتابی به دست نگیرم و هدیه ندهم؟به‌ نظرم این یک وظیفه است؛ یک وظیفه‌ی دلی و ضروری.جامعه‌ی امروز بیش از گذشته نیازمند چنین حرکت‌هایی‌ هست.و شهدا؟شهدا از ما پیش روترند؛خوشا به حال آنان که همراه آن‌ها، در حفظ دل‌های جوانان و آینده‌ی این سرزمین اسلامی قدم برمی‌دارند.همان‌طور که رهبر عزیزمان فرموده‌اند:«شهدا مظهر ایمان صادقانه‌اند. زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.»</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Thu, 29 May 2025 12:51:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اخبات</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%AA-j36xifoe8kdi</link>
                <description>«اخبات» ✍ سیده الهام موسوی امروز کتاب اخبات را تمام کردم؛ اما نه در یک شب، نه در چند روز، و نه حتی در یک هفته.این کتاب را آرام و با تامل خواندم، چون معتقدم هر کلمه‌اش نیاز به فکر و تأمل دارد. اخبات از آن کتاب‌هایی نیست که بتوانی با عجله بخوانی؛ باید به عمق آن بروی و همراهش فکر کنی.اما اخبات چیست؟اخبات یکی از مقام‌های انسان است، مثل مقام محسنین. هرچه بیشتر کتاب را خواندم، بیشتر مفهوم این کلمه را درک کردم.اخبات یعنی شکستن در برابر خدا.اخبات یعنی با اینکه به بخشش خدا ایمان داری، باز هم حس شرم می‌کنی، چون هیچ‌ چیز در برابر عظمت او انجام نداده‌ای.به قول استاد صفایی حائری:&quot;اخبات تنها راه وصال به رحمت حق است.&quot;اخبات، آن انکسار باطنی، خشیت درونی، و دل‌شکستگی‌ای است که تو را به رحمت بی‌پایان خداوند می‌رساند.برای درک اخبات و پیام‌های عمیق این کتاب، این جمله برایم تلنگری جدی بود:&quot;هر جا که با خدا بودی، به قدرت رسیدی؛ و هر جا که از او جدا شدی، ضعف، ترس و شکست در کمین تو بود.&quot;چهار خصوصیت برای انسان مخبت ذکر شده است:1. وجل: ترسی که از دل برمی‌خیزد.2. صبر: حالتی درونی برای پایداری در مسیر حق.3. صلاة: اقامه نمازی که روح را به خداوند پیوند می‌دهد.4. انفاق: بخششی که از قلبی سرشار از ایمان سرچشمه می‌گیرد.برای من، این کتاب چیزی فراتر از یک مطالعه بود؛ سفری بود به عمق خویشتن و تلنگری برای درک عمق خشوع و رحمت خداوند. </description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Wed, 21 May 2025 18:06:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از قفس تا پرواز</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%81%D8%B3-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-r1fzdzkdcm8c</link>
                <description>«از قفس تا پرواز» ✍ #سیده_الهام_موسوی دلتنگی با من است...گاهی آخر شب‌ها،گاهی صبح، بر سجاده.گاه از فاصله‌ها گله‌مندم،گاه باید حقیقتی را بپذیری،اما دلتنگی، آن‌چنان جانت را می‌فشاردکه دیگر هیچ حقیقتی را باور نمی‌کنی.آه، دل من...آرام بگیر.راهی در پیش داریکه روزی باید بروی.دنیا،محلِ گذر است، نه ماندن؛قفس است، نه آسمانی برای پرواز.دنیا، درد است.اگر درد نکشی،آه نکشی،بلند نشوی،می‌بازی به تمام باورهای غلط.سینه‌ی پُر درد، چه آه‌هایی دارد...اما تو صبوری کن.موعودِ پرواز نزدیک است،اگر تسلیم این گذرگاه نشوی،اگر در کلماتِ پوچ غرق نگردی.تسلیم شو،اما نه تسلیمِ نفس...تسلیمِ رحمانِ رحیمی باش،که همیشه هست.پرواز در آسمان،همراه با پرستوهای عاشق،حق توست.پرواز کن...شوقِ پرواز داری؟یا تمنایش را؟هرچه که هست،سینه سپر کندر برابرِ گلوله‌های سرخِ دنیا.به دنبال نشانه‌ها باش...او خود گفته است:&quot;ای که در انتظارمی،خواهم آمد.&quot;#نویسندگی#دلتنگی#نجوا#شوق_پروازhttps://eitaa.com/ShugheParvaz/11559</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Tue, 20 May 2025 00:58:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«کتاب، سود یا خدمت؟»</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-v5pz6tgetobp</link>
                <description>«کتاب، سود یا خدمت؟» ✍ #سیده_الهام_موسوی کتاب ۲۸۰ هزار تومنی رو۹۲ تومن خریدم! چرا؟این روزها نمایشگاه کتاب تهران شلوغ‌تر از همیشه است.خیلی‌ها برای دیدار با نویسنده‌ها، گشت‌وگذار در غرفه‌ها و خرید کتاب، راهی پایتخت شدند.اما بعضی‌ها مثل من، ترجیح می‌دهند از سایت‌ها یا اپلیکیشن‌ها خرید کنند؛ هم راحت‌تر است، هم سریع‌تر.در یکی از همین خریدهای آنلاین، با موضوعی مواجه شدم که ذهنم را درگیر کرد:چرا قیمت یک کتاب در جاهای مختلف این‌قدر فرق می‌کند؟کتابی که قیمت پشت جلدش ۲۸۰ هزار تومان بود، در یکی از فروشگاه‌ها با ۸۸ هزار تومان به فروش می‌رسید.از قیمت پایینش خوشحال شدم، اما این تفاوت چشمگیر باعث شد سؤالی برایم پیش بیاید:کدام قیمت واقعیت دارد؟ آیا با چاپ غیرمجاز طرفم؟ نکند نسخه‌ای که خریدم کیفیت پایینی داشته باشد؟ یا برعکس، قیمت اصلی کتاب بی‌دلیل بالا رفته است؟اصلاً معیار قیمت‌گذاری کتاب چیست؟محتوا؟ نام نویسنده؟ ناشر؟ کیفیت چاپ؟ یا فقط بازار و عرضه و تقاضا؟نبود شفافیت در این زمینه، نه‌ تنها خریدار را سردرگم می‌کند، بلکه ممکن است به اعتماد مردم به کتاب و ناشران هم لطمه بزند.در روزگاری که گرانی سدّی بزرگ برای مطالعه شده است، کاش نظارت دقیق‌تری بر قیمت‌گذاری کتاب‌ها وجود داشت، تا کتاب نه کالایی تجملی، بلکه حقی همگانی باشد؛برای فکر کردن، برای فهمیدن، برای بهتر زندگی کردن.</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 15:51:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معبری به نام دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-jkx5ouwpvvan</link>
                <description>«معبری به نام دنیا» ✍ #سیده_الهام_موسوی هر بار که قدم به قبرستان می‌گذارم، با خود می‌گویم:«کجای این خاک، جای من خواهد بود؟»دنیا...کوچک‌تر از آن است که دل به آن ببندی،و بزرگ‌تر از آن‌که فراموشش کنی!حضرت ابوتراب علیه‌السلام فرمود:«گذشته‌ی روز تو رفته است، آینده‌اش محل تردید، و زمان حال، نعمتی‌ست مغتنم.»این است دنیا...رها باش، سبک‌بال...و با خود بیندیش:چقدر آماده‌ای که از اهل لا اله الا الله شوی؟هر بار که به قبرستان می‌روی، سلام کن و بخوان:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِاَلسَّلامُ عَلى اَهْلِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ، مِنْ اَهْلِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ...#آخرت#جهاد_نوشتن #جهاد_روایت #شوق_پرواز </description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 04 May 2025 15:44:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلمی روبه خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D9%82%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-kums8f7zjjsd</link>
                <description>«قلمی رو به خدا» #سیده_الهام_موسوی گاهی نوشتن، فرو رفتن در رنگ‌های خدایی است. وقتی خشم تمام وجودت را در بر می‌گیرد، می‌توانی واژه‌ها را به یاری بطلبی تا روانت را آرام کنند؛ اما تو سکوت می‌کنی. در خلوت اتاق، پس از اندکی تأمل، دست به قلم می‌بری و با خدای خود به نجوا می‌نشینی. کلمه‌کلمه می‌نویسی و روح خسته‌ات را به پرواز درمی‌آوری.گاهی برای دیده شدن می‌نویسند، گاهی برای دفاع از حق، گاهی برای تسلای روح خسته، و گاهی چون سخن گفتن برایشان دشوار است، به کلمات پناه می‌برند.و من... من برای پرواز به سوی خدا می‌نویسم.قلمم، خط نوری است که رو به سوی او دارد.نشانه‌ها، گاه با همین قلم، مرا به سوی خدا هل داده‌اند.چرا باید کم بیاورم، وقتی این مسیر، مرا به آغوش او می‌رساند؟بارها، با قلم و کلمات، از قفس دنیا گریختم؛ قلم و کاغذ، دوبال من‌اند. هرچقدر که بر آن‌ها سنگ ببارد، باز جان می‌گیرند و مرا به سکوی پرواز می‌رسانند.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ#نویسندگی#قلم#نوشتن#دلنوشته #شوق_پرواز❤️📚</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 04 May 2025 15:39:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اخبات</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%AA-qcvr4hlgujxt</link>
                <description>«اخبات» ✍ #سیده_الهام_موسوی امروز کتاب اخبات را تمام کردم؛ اما نه در یک شب، نه در چند روز، و نه حتی در یک هفته.این کتاب را آرام و با تامل خواندم، چون معتقدم هر کلمه‌اش نیاز به فکر و تأمل دارد. اخبات از آن کتاب‌هایی نیست که بتوانی با عجله بخوانی؛ باید به عمق آن بروی و همراهش فکر کنی.اما اخبات چیست؟اخبات یکی از مقام‌های انسان است، مثل مقام محسنین. هرچه بیشتر کتاب را خواندم، بیشتر مفهوم این کلمه را درک کردم.اخبات یعنی شکستن در برابر خدا.اخبات یعنی با اینکه به بخشش خدا ایمان داری، باز هم حس شرم می‌کنی، چون هیچ‌ چیز در برابر عظمت او انجام نداده‌ای.به قول استاد صفایی حائری:&quot;اخبات تنها راه وصال به رحمت حق است.&quot;اخبات، آن انکسار باطنی، خشیت درونی، و دل‌شکستگی‌ای است که تو را به رحمت بی‌پایان خداوند می‌رساند.برای درک اخبات و پیام‌های عمیق این کتاب، این جمله برایم تلنگری جدی بود:&quot;هر جا که با خدا بودی، به قدرت رسیدی؛ و هر جا که از او جدا شدی، ضعف، ترس و شکست در کمین تو بود.&quot;چهار خصوصیت برای انسان مخبت ذکر شده است:1. وجل: ترسی که از دل برمی‌خیزد.2. صبر: حالتی درونی برای پایداری در مسیر حق.3. صلاة: اقامه نمازی که روح را به خداوند پیوند می‌دهد.4. انفاق: بخششی که از قلبی سرشار از ایمان سرچشمه می‌گیرد.برای من، این کتاب چیزی فراتر از یک مطالعه بود؛ سفری بود به عمق خویشتن و تلنگری برای درک عمق خشوع و رحمت خداوند.#کتاب#مطالعه #کتاب_خوانی#صفایی_حائری</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 14:39:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای دل من...</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D9%85%D9%86-jcoea4yspejd</link>
                <description>«ای دل من...»  ✍ #سیده_ال_موسوی قلم و کاغذم را بیاورید؛ این دل من غمی دارد!میل به نوشتن دارد، اما میلی به سخن گفتن... هرگز!شب‌های پاییز قشنگ‌اند، اما سرد و بی‌روح می‌گذرند.  اگر خلوتی با یار، یا حتی با پروردگار نداشته باشی، تو را به زانو در می‌آورند. و چه خوب است که رب همیشه هست.این دل من غم دارد و هنوز هم به دنبال نشانه‌هاست.  دیوار نکشید اطراف این دل شکسته؛ قصد آزار ندارد، قصدش فقط پرواز است.ای دل من، آسوده باش!  اگر همه در حق تو بی‌وفا بودند، تو به پروردگارت وفادار باش.  ای دل من! ساز دنیا به یک نوا نیست.  آسمان را دریاب🕊ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ#نویسندگی #دلی#نثر#نجوا#شوق_پرواز </description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2024 17:56:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نجوای دل</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-zlvk0yb2gof3</link>
                <description>#سیده_موسویمرا با تو رازی است، که خود هم از آن نا آگاهم، هر چه باشد آن را نیک می‌پندارم. کلامت را به فاصله ها نسپار که دل تو آشیانه دل من است. قلم می‌نویسد، آنچه بر دل الهام می‌شود. آیا این نجوایی که در دل من است، حال زبان دل تو نیست؟! از تو انکار اما چشمان بارانی و منتظر چیز دیگری بیان می کنند. غزل با تمام ابیات‌ اش مرهمی شده، برای حال دل بیقرارم ! شعر خوان شب های سرد و طولانی، باز غزلی سرودم!جان و دل با اوستهرجا می‌رود#رهی_معیری</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2024 22:50:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احترام گذاشتن به نعمت نان</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7-ucujqcoyfvsm</link>
                <description>احترام گذاشتن به نعمت نان ✍سیده‌الهام‌موسوی پشت پنجره به نظاره نشسته بود. با وزش باد سرد، به خود می‌لرزید و تمام نگاهش به سفره بود. سفره را جمع کردند. او که بی‌تاب و گرسنه‌اش بود شروع کرد نوک زدن به پنجره شاید متوجه‌‌اش شوند. دخترک سفره را با سفره پاکن تمیز کرد. خرده‌های نان را برداشت تا در سطل زباله بیندازد. همین لحظه مامان‌بزرگ که داشت شال قهوه‌ای برای مریم می‌بافت با شتاب گفت:_مریم جان اونجا نه!مریم با چهره‌ی مبهم‌:_مامان‌جون! خب اینا خیس هستند، بذارم کپک می‌زنند.مامان بزرگ شال و کلافه را کنار گذاشت. نزدیک مریم رفت._قربون دختر گلم برم این نعمت خداست باید خیلی مواظب باشیم کجا بذاریم.هروقت دیدی خرده ریزهای سفره خیس هستند بذار کنار پنجره یا زیر درخت نارنج حیاط؛ این‌طوری نه به نعمت خدا بی‌احترامی کردی و نه گنجشک‌های پشت پنجره منتظر و گرسنه!«رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «نان را بزرگ دارید و آن را محترم بگذارید که خدای متعال برای آن، برکاتی از آسمان فرو فرستاده و برکات زمین را بیرون آورده است؛ از جمله احترام گذاری به نان، آن است که آن را نبرند و زیر پا نیندازند.»(بحار الانوار، ج 63، ص 270.)#شوق_پرواز کانال ایتا_تلگرام)@ShugheParvaz</description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jan 2023 11:31:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقوط</title>
                <link>https://virgool.io/@e.mosaivi22/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-zg253vt5bwaw</link>
                <description>سقوطروز گذشته فیلمی خانگی با عنوان سقوط را تماشا کردم،که درحال حاضر دو قسمت از آن پخش شده است.ازجمله موضوعات پرداخته شده در فیلم عبارتند از:۱)جوانان ۲)بیکاری۳)فعالیت های قوی دشمنفیلم به زنی که منتظر همسر خود است پرداخته که همیشه دیر به خانه برمی گردد واین دیر رسیدن گاهی به یک ماه هم طول می کشد.اما زن بخاطر علاقه و برای حفظ زندگی مشترک حساسیت چندانی از خود نشان نمی دهد.اما موضوعی که باعث ناراحتی و نگرانیش شده بود تغییر وضع مالی همسرش ،که از یک زندگی معمولی و سطح پایین به زندگی اشرافی رسیده بودند.غرض از معرفی این فیلم پرداختن  به نکات بسیار مهم، که دغدغه اصلی جامعه محسوب می شود.در حال حاضر کمتر انسانی پیدا می‌شود که باوجود مشکل مالی پایبند اعتقادات خود بماند.در این صورت وظیفه حکم میکند،تا با مطالعه بیشتر،بینش و بصیرت خود را افزایش داده، و بتوانیم با معرفی صحیح مکتب اسلام و تشیع و همچنین اهل بیت علیهم السلام قدمی بلند درعرصه جهاد تبین برداریم.گرچه در این فیلم نقش اصلی را جوانی از اهل تسنن برعهده دارد اما به این معنا نیست که جوانان شیعه هم خطا نمی‌کنند.✍ #سیده_موسوی #جهاد_تبین#اعتقادات#تربیت_خانوادگیلینک مطلبhttps://eitaa.com/ShugheParvaz/4011https://t.me/ShugheParvaz/207#شوق_پرواز </description>
                <category>سیده.  الهام موسوی</category>
                <author>سیده.  الهام موسوی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 08:36:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>