<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اکوموتیو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ecomotive_ir</link>
        <description>مجله کسب و کار و آموزش راه اندازی استارتاپ (ecomotive.ir)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:09:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13477/avatar/P6SRwv.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اکوموتیو</title>
            <link>https://virgool.io/@ecomotive_ir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انواع منتور و ویژگی‌های یک منتور چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ecomotive_ir/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-my6l6pscovpz</link>
                <description>انواع منتور - ویژگی های منتورزمانی که صحبت از منتور و ویژگی‌هایی آن می‌شود، کلمات مترادف متعددی به ذهن می‌رسد. افرادی که موقع مقابله با مشکل به دنبال مشورت آنها هستید و از آنها کمک می‌خواهید، به طور حتم با معلم، دبیر، مربی و مشاور تفاوت دارد. استفاده از منتور یکی از راه‌های مناسب و کارآمد برای یادگیری یک مهارت است. منتور در حالی که به فرد منتی یاد می‌دهد، می‌تواند در فرایند منتورینگ نیز دانسته‌های خود را مرور کرده و درک بهتری نسبت به آنها پیدا کند. در اکوسیستم‌های استارتاپی، وجود منتور به یک لازمه تبدیل شده است. اما این مفاهیم شاید برای برخی افراد، همچنان ناآشنا باشند. برای فعالیت در اکوسیستم‌های استارتاپی بهتر است با این مفاهیم آشنا شوید؛ پس با ما همراه باشید.منتور کیست؟منتوردر هر زمینه کاری، مخصوصا استارتاپی، افرادی وجود دارند که می‌توانند یک فرد تازه وارد، نیمه حرفه‌ای و حرفه‌ای را در انجام فرایند کارها راهنمایی کنند. به چنین افرادی که دانش تخصصی بالایی دارند و می‌تواند یک فرد کارآموز را راهنمایی کنند، منتور گفته می‌شود. شاید جالب باشد بدانید که منتور پیشینه تاریخی در یونان باستان دارد. واژه منتور از داستان معروف ادیسه و هومر متولد شده است. منتور می‌تواند در برخی شرکت‌ها برای کارآموزان و کارمندان جدید به کار مشغول شود.نیروهای کار، سرمایه اصلی یک سازمان هستند و هیچ چیزی مهم‌تر از رفع اشکالات و سوالات آنها وجود ندارد. نیروهای کار تاثیر مستقیمی در موفقیت یا شکست یک استارتاپ دارند. برای این که هر فرد در زمینه کاری خود بتواند بهترین عملکرد را از خود نشان دهد بهتر است از منتور استفاده کند. به همین دلیل وجود منتور در اکوسیستم استارتاپی یک نعمت است. منتور سعی می‌کند تا کارآموز خود را حمایت کند و بهترین راه برای مقابله با مشکلات را به او نشان دهد. به همین دلیل منتی‌ها زمانی که با یک مشکل مواجه می‌شوند، در اولین وهله به سراغ منتور خود می‌روند.جستجو در اینترنت و استفاده از تخصص دیگر افراد ماهر در یک زمینه هر چند می‌تواند تاثیر زیادی در حل مشکلات و سوالات افراد داشته باشد، اما منتور با رویکرد دیگری می‌تواند سوالات منتی را پاسخ دهد. حمایت و تشویق منتور می‌تواند یکی از بهترین مزیت‌های این رابطه باشد. استفاده از تجارت منتور می‌تواند منتی را در نحوه انجام کارها و پیش آمد‌های احتمالی مطلع سازد.منتورینگ چیست؟نمودار منتورینگمنتور هرچند یک پیشینه تاریخی دارد، اما مفهوم جدیدی در دنیای استارتاپی پیدا کرده است. منتورینگ به کاری گفته می‌شود که منتور و منتی انجام می‌دهند. همان‌ طور که گفتیم، نمی‌توان منتور و منتورینگ را با مشاوره، راهنمایی، تدریس و سوال پرسیدن یکی دانست؛ چرا که منتورینگ رابطه عمیق‌تری را بین منتور و منتی توصیف می‌کند. به همین خاطر بهتر است بیشتر به مفهوم این عبارت بنگریم.شاید در دهه‌های پیش، رییس یک بخش یا شرکت وظیفه راهنمایی کارکنان تازه وارد را بر عهده داشتند. به همین ترتیب، افرادی که به عنوان کارآموز یا کارمند وارد محیط کاری می‌شدند، از مدیر و رییس برای آشنایی با نحوه کار در آن مجموعه سوال می‌پرسیدند؛ اما با پیشرفت محیط استارتاپی و اکوسیستم آن، منتور معنی دیگری پیدا کرده است. منتورینگ رابطه‌ای است که فرد منتور در آن به فرد منتی مشاوره می‌دهد، او را تشویق و از او حمایت می‌کند و به سوالات او با تجربه خود بهترین پاسخ را می‌دهد. به طور حتم افرادی که در یک حوزه تازه وارد هستند، به خوبی می‌توانند از منتورینگ استفاده کنند.منتورینگ یک رابطه نزدیک را به وجود می‌آورد و شباهتی به رابطه رییس و کارمند ندارد. در این فرایند، نیاز نیست منتور بهترین فرد یک حوزه باشد، اما بهتر است منتور تجربه قابل قبولی در آن زمینه داشته باشد. منتورینگ همان‌طور که به کارآموز در یاد گرفتن و شوق پیدا کردن کمک می‌کند، به منتور نیز می‌تواند در درک بیشتر آن کار کمک نماید.استفاده از منتور نقطه قوت شما خواهد بود!همیشه افرادی که به عنوان یک فرد تازه وارد فعالیت می‌شوند، غرور کاذبی پیدا می‌کنند. افرادی که سعی کنند در یک مسیر بدون راهنمایی و مشاوره جلو بروند، هرچند می‌توانند به موفقیت برسند، اما مسیر آنها طولانی‌تر و دشوارتر خواهد بود. اکوسیستم‌های استارتاپی به حد کافی مشکلات و چالش‌های مخصوص به خود را دارد و به همین خاطر بهتر است کار را بیشتر از این برای خود سخت نکنید. برخلاف تصور افراد، استفاده از منتور و منتورینگ، نقطه ضعف شما نخواهد بود. بیل گیتس را در نظر بگیرید که سال‌ها به عنوان ثروتمندترین فرد دنیا شناخته می‌شد.بیل گیتس، موسس مایکروسافت و یکی از ثروتمندترین افراد دنیا، در فرایند کاری خود، همیشه از تجربه‌های وارن بافت استفاده کرده است. وارن بافت سرمایه گذار، اقتصاددان و یکی از تاثیرگذارترین افراد در بازار سرمایه است. استفاده گیتس از توصیه‌ها و راهنمایی‌های وارن بافت باعث شد تا او به فرد موفق امروزی تبدیل شود. در واقعیت، وارن بافت به عنوان منتور بیل گیتس شناخته می‌شود. جالب است بدانید که وارن بافت و بیل گیتس همچنان رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند و بیل گیتس او را یکی از صمیمی‌ترین دوستان خود می‌داند. در فضایی که یکی از موفق‌ترین افراد با منتورینگ توانسته به جایگاه فعلی خود دست پیدا کند، استفاده افراد دیگر از منتورینگ را می‌توان یک انتخاب صحیح و درست دانست.منتورینگ را می‌توان در برخی مواقع، به عنوان یک لازمه دانست؛ چرا که تاثیر مستقیمی روی موفقیت و شکست یک استارتاپ دارد. به همین دلیل بهتر است اگر در حوزه کاری خود با مشکل مواجه هستید، از یک منتور باتجربه استفاده کنید.منتی کیست؟تا به این جای کار شاید کامل متوجه شده باشید که منتی به چه فردی گفته می‌شود. منتی فردی است که منتور با آن در ارتباط بوده و تجربه خود را در اختیار آن قرار می‌دهد. منتی می‌تواند کارآموز یا کارمند جدید یک شرکت باشد. افرادی که به تازگی وارد حوزه کاری می‌شوند، می‌توانند از رابطه منتورینگ استفاده کرده و به عنوان منتی فعالیت کنند. منتی در مواقعی که شوق و هیجان خود برای ادامه را از دست می‌دهد، می‌تواند از نصیحت‌ها و حرف‌های منتور خود برای ادامه راه استفاده کند.در رابطه منتورینگ، منتی نقش دانش آموزی و منتور نقش معلم را خواهد داشت، هر چند این رابطه تفاوت زیادی با رابطه شاگرد و معلم دارد.مزایای منتورینگ چیست؟بهتر است بدانید که منتورینگ یک رابطه دو طرفه است. هر چند منتی بیشترین استفاده را از این رابطه خواهد بود، اما منتور نیز می‌تواند از این رابطه جذاب برای پیشرفت قابلیت‌های خود استفاده کند. زمانی که در یک شرکت یا استارتاپ مشغول به کار می‌شود، به طور حتم با سوالات زیادی مواجه هستید و شاید از روند کاری آن جا مطلع نباشید. منتور فردی خواهد بود که به شما روند کار را یاد می‌دهد و تجربه‌هایش را به شما می‌گوید تا بهترین راه را برای روبرویی با چالش‌ها انتخاب کنید.زمانی که یک فرد معتمد و باتجربه را در کنار خود داشته باشید، به راحتی می‌توانید کارهای خود را به پیش ببرید. هرچند منتورینگ می‌تواند مزایای فوق العاده‌ای داشته باشد، اما منتور می‌تواند برای انتخاب منتی، شرایط خاصی را تعیین کند. چرا که منتور قرار است زمان و تجربه خود را در اختیار منتی بگذارد، به همین دلیل سعی خواهد کرد تا سخت گیری‌های در انتخاب منتی به کار بگیرد. از این مفاهیم و اتفاقات که بگذریم، بهتر است با چند مزیت اصلی و مهم منتورینگ آشنا شوید.رشد و توسعه منتیمنتی یک فرد کم تجربه است. هرچند اگر یک حرفه‌ای در زمینه کاری خود باشید، همچنان چیزهایی وجود دارد که شما نمی‌دانید و افراد حرفه‌ای‌تر از شما وجود دارند. اگر فرد عاقلی باشید، همیشه به دنبال یاد گرفتن خواهید بود. در اکوسیستم استارتاپی، چه بهتر که از یک فرد باتجربه استفاده کنید. فرد باتجربه تقریبا اکثر راه‌های پیش روی شما را طی کرده و بهترین راه برای رسیدن به نتیجه مورد نظر را می‌داند. خود منتور نیز به احتمال زیاد، روزی در جایگاه شما قرار داشته است. وی با فرایند کاری غریبه بوده تا با مشکلات و چالش‌های مختلفی مواجه شده است. این فرایند بیشتر به افراد مبتدی و نیمه حرفه‌ای توصیه می‌شود، چرا که افراد حرفه‌ای بهتر می‌توانند خود را رشد و توسعه دهند.منتور علاوه بر این که شما را تشویق می‌کند و در حل مشکلات به شما کمک می‌رساند، می‌تواند به توسعه و رشد شما در فضای کاری نیز کمک کند. با دانستن پیچ و خم‌های محیط کاری با سرعت بیشتری می‌توانید خود را به جایگاه‌های بهتری رسانده و باعث رشد کسب و کار شوید.دوستی باتجربهدوستی یکی از مهم‌ترین رابطه‌های اجتماعی است. مثال بیل گیتس و وارن بافت را به یاد بیاورید. رابطه که در ابتدا با نام منتورینگ شروع شده بود، امروز به یکی از رابطه‌های دوستی بلند مدت تبدیل شده است. این رابطه می‌تواند تاثیر زیادی در زندگی شخصی نیز داشته باشد. چرا که افراد سعی می‌کنند منتور و منتی خود شخصیت نزدیکی به آنها داشه باشد. کارفرمایان و رییس شرکت‌ها نیز زمانی که برای یک فرد منتور تعیین می‌کنند، بهتر است ویژگی‌های شخصیتی منتور و منتی را در نظر بگیرند.چرا که هر چه شخصیت دو فرد به هم نزدیک باشد، بهتر می‌توانند حرف‌های یکدیگر را درک کنند. احتمال قابل توجهی وجود دارد که رابطه منتورینگ شما در صورت موفقیت، به یک رابطه دوستی صمیمانه نیز تبدیل شود. استفاده از یک دوست باتجربه و آشنا با چالش‌های کاری شما، می‌تواند استرس شغلی را تا حد زیادی کاهش دهد. کاهش استرس و داشتن روان بهتر در محیط کاری به طور حتم در کیفیت زندگی افراد تاثیر گذار خواهد بود.دستیابی به فرصت‌های بهتر و بیشتربه طور حتم فردی که به عنوان منتور فعالیت می‌کند، تجربه بیشتری دارد. تجربه بیشتر وی از کار با کارفرمایان بیشتر و در محیط‌های کاری متعدد به دست آمده است. زمانی که به دقت به توصیه‌های منتور گوش دهید، به فرد بهتری در زمینه کاری خود تبدیل خواهید شد. تجربه شما افزایش یافته و با پیچ و خم کارها نیز بیشتر آشنا خواهید بود. زمانی که به جایگاه خوبی از نظر دانش و تجربه برسید، منتور می‌تواند شما را با کارفرمایان و شرکت‌های بهتری آشنا سازد.وظایف منتورداشتن یک فرد آشنا با شرکت‌های بزرگ و معروف برای معرفی شما، می‌توان یک مزیت فوق العاده باشد؛ چرا که کارفرمایان و شرکت‌ها اعتماد بیشتری به افراد باتجربه دارند. معرفی شدن شما از طرف یک فرد باتجربه و کاربلد، تاثیر زیادی در افزایش احتمال استخدام شدن شما در آن استارتاپ دارد.ارتباط بیشتر با افراد باتجربه در زمینه کاری شمامنتوری که انتخاب می‌کنید، در طی سال‌ها فعالیت با افراد متعددی کار کرده و به طور حتم دوستان زیادی در اکوسیستم شما دارد. با ورود به رابطه منتورینگ، علاوه بر این که دوست و منتور باتجربه‌ای به دست می‌آورید، می‌توانید از منتور به عنوان پلی برای دوستی‌های جدید نیز استفاده کنید. شبکه سازی در اکوسیستم استارتاپی تاثیر زیادی در موفقیت‌تان دارد. چه بهتر که بتوانید شبکه سازی خود را از طریق یک فرد باتجربه و موفق انجام دهید. ارتباط سالم و صحیح با منتور می‌تواند تضمینی برای موفقیت آینده شما باشد.دریافت بازخوردهای سازندهمثل قدیمی را به یاد دارید که دوست را به عنوان آیینه تجسم می‌کند؟ دوست شما باید بتواند عیب‌ها و ایرادتان را به بهترین نحو تذکر دهد و راه حلی برای حل آن بیاندیشد. منتور نیز به عنوان یک دوست در مسیر کاری و حتی زندگی فردی عمل می‌کند. از طرف دیگر، منتور می‌دانید که کدامین رفتارها و راهکردها بهترین نتیجه را در پی خواهد داشت. زمانی که یک کاری را انجام می‌دهید، باید آماده بازخوردهای آن نیز باشید. به طور معمول افراد سعی می‌کنند برای رعایت حال یکدیگر، از جنبه‌های مثبت یک کار حرف بزنند و او را تشویق کنند.در ادامه بیشتر به این محبث خواهیم پرداخت، اما وظیفه یک منتور این است که صادقانه با شما رفتار کند. پس منتور می‌تواند بازخود مثبت، صحیح و صادقانه‌ای در اختیار شما قرار دهد، حتی اگر این بازخورد منفی باشد. به همین خاطر می‌توانید اشکالات رفتاری و کاری خود را شناسایی کرده و به یک فرد موفق و خوب تبدیل شوید. در فرایندهای کاری، زمانی که می‌خواهید یک نظر یا یک پروژه مانند سایت خرید یوسی را ارائه دهید، منتور در کنار شما خواهد بود تا ایراد آن پروژه را رفع کنید.هم صحبتی از جنسی آشنااگر دوستانی دارید که در زمینه کاری شما فعالیت می‌کنند، به راحتی می‌توانید با آنها در رابطه با کارتان حرف بزنید. اما اکثر افراد دوستانی دارند که در حوزه‌های کاری متفاوت فعالیت دارند. همین عامل باعث می‌شود تا بعد از یک روز کاری سخت و طولانی، نتوانید در مورد روز خود حرف بزنید، یا حتی درمورد موفقیت‌های خود صحبت کنید. منتور فردی است از جنس شما که در حوزه کاری مرتبط با شما فعالیت می‌کند. داشتن چنین فردی که بتوانید موفقیت‌های خود را به او بگویید و او آن را درک کند، حس بهتری به شما خواهد داد.وظایف و ویژگی‌های منتور چیست؟به طور حتم هر فردی که در اکوسیستم استارتاپی فعالیت می‌کند، اگر با منتورینگ و مزایای آن آشنا شود، به دنبال یک منتور خواهد بود. اما هر فردی با هر ویژگی‌هایی نمی‌تواند منتور شما باشد. منتور یک سری ویژگی‌های خاص دارد که وجود آنها الزامی است. در رابطه منتورینگ، منتور باید یک سری وظایف خاص را نیز انجام دهد تا این رابطه به درستی پیش برود؛ در غیر این صورت، منتی با شکست مواجه خواهد شد و می‌تواند ضررهای زیادی برای منتی داشته باشد.به طور خلاصه، وظایف منتور را می‌توان در لیست زیر خلاصه کرد:مشوق منتی باشد.منتی را در مسیر صحیحی قرار دهد.مشاوره و گوشزد کردن مسائل مهمبه درستی بتواند ارتباط برقرار کند.صادق باشد.الهام بخش منتی باشد.بتواند رودمپ صحیحی ترسیم کند.با چالش‌های مسیر آشنا باشد.از یک دید به مسائل نگاه نکند (داشتن دید همه جانبه).در دسترس باشد (به راحتی بتوانید با او ارتباط برقرار کنید).تجربه بیشتری داشته باشد.به صحبت‌های منتی گوش دهد.صحبت‌های منتی و منتور باید بین آن دو نفر باقی بماند.به تعهدات خود عمل کند.انواع منتورهمان‌ طور که گفتیم، منتور از جنس متفاوتی است با مربی، دبیر و مشاور تفاوت دارد. منتور با داشتن ویژگی‌های مختلف، می‌تواند افراد متفاوتی در دایره کاری شما باشد. نیازی نیست منتور شما حتما دوست صمیمی یا رییس شرکت باشد؛ از این رو منتورها انواع مختلفی دارند که بهتر است با آن‌ها نیز آشنا شوید. منتور را می‌توان از جنبه‌های مختلفی دسته بندی کرد، ما در این بخش تصمیم گرفته‌ایم تا منتورها را در یک اکوسیستم استارتاپی، بر اساس نحوه رابطه منتورینگ معرفی کنیم.انواع منتورمنتورینگ درون سازمانیهمان‌ طور که بارها به این مورد اشاره کردیم، منتور شما می‌تواند حتی همکار شما باشد. منتوری که درون سازمان یا شرکت شما فعالیت می‌کند، به طور حتم با چالش‌های محیط کاری و نحوه رفتار در آن فضا آشنا است. منتوری که درون سازمان فعالیت می‌کند، علاوه بر این، وظیفه دارد تا افراد را با اهداف سازمان نیز هم راستا کند. زمانی که در یک شرکت بزرگ فعالیت می‌کنید و بخش کوچکی از کارها را بر عهده گرفته‌اید، شاید دچار تردید شوید که چه نقشی در موفقیت یا شکست شرکت خواهید داشت. در شرکت‌های بزرگ این امر به دفعات اتفاق می‌افتد. کارمندان از نقش خود در سازمان غافل شده و از اهداف آینده سازمان غیرمطلع هستند.در این مواقع، منتورهای سازمانی کاربرد پیدا می‌کنند. منتور سازمانی به خوبی با افراد بخش‌های مختلف ارتباط برقرار می‌کند و کار آنها را زیر نظر می‌گیرد تا بازخورد مناسبی به آنها بدهد. در این شرایط افراد می‌توانند از اهداف اصلی یک سازمان مطلع شده و به صورت بهتری به فعالیت بپردازند.منتورینگ نظارتیهمان‌ طور که از نام این نوع منتورینگ پیداست، منتورینگ نظارتی بیشتر به کیفیت کارهای انجام شده یک سازمان خواهد داشت. در رابطه منتورینگ، شاید برخی وظایف منتور کم رنگ‌تر شده و نظارت به نحوه انجام کارها مد نظر قرار بگیرد. به صورتی که پس از بازه‌های زمانی مختلف، منتور نظارتی به بخش مربوطه خود مراجعه می‌کند تا از نتایج به دست آمده مطلع شود. منتور نظارتی بسته به اهداف شرکت می‌تواند نتایج به دست آمده را تحلیل کند و از شکست یا موفقیت کارهای انجام شده اطمینان حاصل نماید.منتورینگ موقعیتیکار منتورهایی که در رابطه منتورینگ موقعیتی فعالیت می‌کنند سخت و پرچالش خواهد بود. چرا که این افراد باید بتوانند با سرعت بیشتری به موفقیت سازمان کمک کنند. منتورینگ موقعیت در موقعیت‌های خاص و بازه‌های زمانی مورد نیاز به کار گرفته می‌شود. بسته به موقعیتی که شرکت در آن قرار دارد یا اکوسیستم در حال حرکت به سمت آن است، منتورینگ موقعیتی به کار می‌آید. در این موقعیت، منتور سعی می‌کند تا افراد سازمان را برای رسیدن به یک هدف خاص، از برخی تجارب یا دانش‌ها مطلع سازد. هدف این رابطه، بهبود عملکرد یک سازمان و افراد فعال آن است. منتورینگ سازمانی یک مکالمه کوتاه بین منتور و منتی‌ها بر روی یک مسئله مهم و اساسی خواهد بود.منتورینگ صنعتیمنتورینگ صنعتی دید بزرگی نسبت به یک حوزه کاری دارد. به جای این که منتور در یک حوزه کاری متمرکز راهنما باشد، یک صنعت و حوزه کلی را تحت نظر می‌گیرد. منتورینگ صنعتی یک رابطه بین منتور و منتی است که بر روی مهارت‌های مدیریت شغلی، شناخت مسیرهای شغلی مختلف و اهداف شما متمرکز می‌شود. منتورینگ صنعتی باید با بخش‌های مختلف یک صنعت آشنا باشد تا یک شرکت، سازمان یا یک فرد را وارد حوزه صحیحی کند. این افراد باید بتوانند به خوبی خود را با بخش‌های مختلف تطبیق دهند تا شناخت بیشتری به دست بیاورند. به طور مثال، فرض کنید می‌خواهید وارد حوزه برنامه نویسی شوید اما بین چند حوزه مختلف مانند برنامه نویسی تحت وب، اندروید و iOS مانده‌اید. منتورینگ صنعتی به شما کمک می‌کند تا حوزه برنامه نویسی مناسبی برای خود انتخاب کنید.منتورینگ؛ یک حرفه خاصمنتورینگ که بیشتر از همه در این مطلب به آن اشاره کردیم، منتورینگ در یک زمینه و حرفه خاص است. به طور حتم با خواندن این مطلب با این نوع از منتورینگ بیشتر آشنا هستید. در این نوع منتورینگ، منتور در یک زمینه خاص فعالیت کرده و تجربه خوبی در آن حوزه دارد. پس از این که قصد خود برای ورود به زمینه برنامه نویسی تحت وب را قطعی کردید، می‌توانید منتوری انتخاب کنید که در این زمینه تجربه دارد. منتور شما نیز باید در زمینه برنامه نویسی وب فعالیت کرده باشد تا بهترین راهنمایی‌ها را بکند. منتور شما می‌داند که فعالیت در چه فضا و حوزه‌ای به نفع شما خواهد بود و با استفاده از چه ابزارهایی بهتر می‌توانید به کار خود ادامه دهید؛ در واقع او همچون شتابدهنده عمل کرده و روند پیشرفت و پیشبرد اهداف شما را تسریع می‌کند.منبع: اکوموتیو - ecomotive.ir</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Wed, 14 Sep 2022 16:16:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ‌هایی برای نجات جان انسان‌ها در فجایع ساختمانی</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-aqjpudsjdyfo</link>
                <description> صنعت ساختمان با خطرهای گسترده و متنوعی مواجه است که می‌تواند از خطاهای فنی یا انسانی در مراحل طراحی یا اجرا نشات گرفته باشد. امروزه تحلیل و شناسایی این خطاها به یکی از مسائل جدی حوزه عمران تبدیل شده است چنانکه در پی وقوع حوادث مختلف، تیم‌های کارشناسی به تحلیل و بررسی علل وقوع آن‌ها می‌پردازند. آنچه ما را به آینده‌ای روشن برای جلوگیری از وقوع فجایع ساختمانی امیدوار می‌کند پیوند خلاقیت و تکنولوژی است که توسط کارآفرینان به کار گرفته شده است. امروزه کسب و کارهای بدیعی در حوزه ساختمان پدیدار شده‌اند که در ادامه به معرفی برخی از آن‌ها می‌پردازیم.Airobotics– هواپیماهای کنترل از راه دوری که اشکالات را از بالا شناسایی می‌کنندایروبوتیک، پلتفرم و مراقبت پرواز کاملاً خودمختاری را ایجاد کرده که شرکت‌ها را قادر به استفاده از بسیاری از مزایای هواپیماهای بدون سرنشین می‌کند بدون این‌که نیاز به دخالت انسانی باشد. این هواپیما در کنار قابلیت‌های دیگر، قادر به اجرای وظایفی مثل بازرسی، چک تعمیر و نگهداری، و بررسی ماشین‌آلات و امنیت برای تجهیزات عظیمی مثل کارخانه‌های صنعتی، بنادر، و معادن است. این هواپیما، قادر به انجام تعداد بسیاری از وظایف جدید و معمول است، و هنگامی که شارژ باطری‌اش تمام می‌شود به‌سادگی در ایستگاهِ فرود، به‌ زمین نشسته و باطری خود را تعویض می‌کند. این پلتفرم، استفاده از یک هواپیما برای اهداف متفاوت را ممکن می‌سازد. این محصول به‌تازگی پرواز برفراز دریا را نیز تکمیل کرده که کار آن حدود یک سال قبل آغاز شده بود.در صنعت ساختمان هواپیمای بدون سرنشین می‌تواند به بازرسی‌ها کمک کند. مکان‌یابی شکاف‌ها و ضعف‌های ساختاری در سازه‌های بلند یا دارای اتصالات زیاد، مثل پل گلدن گیت سان‌فرانسیسکو دشوار است. این هواپیما، برای حفظ جان پرسنل و پرهیز از به‌ خطر انداختن زندگی انسان‌ها، قادر به انجام بررسی دقیق و باکیفیتِ سازه بوده و این کار را کاملاً به‌ تنهایی و به‌ صورت دائمی بدون عملکردهای خاموش‌سازی به‌ خاطر مسائل امنیتی، انجام می‌‌دهد. به‌ عنوان مثال، یک هواپیمای بدون سرنشین می‌تواند این موارد را بررسی کند:ضخامت دیوارهادقت زوایاآیا قادر به تحمل وزنی که رویشان قرار می گیرد هستند؟آیا فرورفتگی خطرناکی در مواد وجود دارد؟آیا همه‌چیز مطابق با استانداردهای از پیش تعیین شده است؟Dronomy– نقشه‌برداری سه‌بعدی از کارگاه‌های ساختمانی با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشینDronomy در حال توسعه دادن چیزی است که آن را «مغز هواپیمای بدون سرنشین» می‌خواند. سیستمی که هواپیماهای بدون سرنشین را قادر می‌سازد تا خودشان بدون کنترل یا دخالت یک اپراتور پرواز کنند، در عین حال از برخورد با اشیا، ساختمان‌ها، و مردم نیز اجتناب کنند. این سیستم ازطریق الگوریتم‌های بصری کامپیوتری پیشرفته‌ای که Dronomy ایجاد کرده، به این قابلیت‌ها دست می‌یابد.اُری اَفک، بنیان‌گذار و مدیرعامل Dronomy می‌گوید: «راهکار ما، فرستادن یک هواپیمای بدون سرنشین به یک کارگاه ساختمانی است که نزدیک شدن به اشیا و عکاسی از آن‌ها با کیفیت بالا و جزئیات فراوان را امکان‌پذیر می‌سازد. اطلاعات به‌ دست آمده روی فضای ابری گذاشته شده، و مدلی سه‌بعدی از سازه‌ی موردنظر را ایجاد می‌کند. هیچ نیازی به اپراتورهای آموزش دیده نیست. هرکسی درجا می‌تواند آن را هدایت کند. امروز، هم تنظیم‌کننده و هم پیمانکار، بازرسان ایمنی را به کارگاه‌های ساختمانی می‌فرستند. هواپیمای بدون سرنشینی مثل این می‌تواند از آن‌ها پشتیبانی کند، یا حتی با بازرسی ایمنی از راه دور جایگزین آنها شود. متأسفانه استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین برای امنیت کارگاه‌های ساختمانی، عملاً وجود ندارد. مقررات حاکم، استفاده‌ی تجاری از هواپیماهای بدون سرنشین را بسیار دشوار می‌سازد.»Vayyar– تحلیل مواد، اشیا و مایعاتاین شرکت، درحال ایجاد حسگرهای تصویرسازی سه‌بعدی است که می‌تواند درون مواد، اشیا و مایعات را ببیند. این حسگر قادر به نگریستن از درون دیوارها جهت شناسایی و مطالعه‌ی عناصر بنیادینی است که دیوار از آن‌ها تشکیل شده است و می‌تواند شخصی را که به یک ساختمان وارد می‌شود، دنبال کرده و جایابی کند. این حسگرها، شی را اسکن کرده و تصویری سه‌بعدی از محتویات آن را خروجی می‌دهند. آن‌ها هم‌چنین قادر به شناسایی حرکت و سرعت، و دنبال کردن تعداد زیادی از افراد در مناطق وسیع هستند. این شرکت در سال 2011 توسط رَویو مِلامِد تأسیس شده است. راهکار وایار تاکنون توسط شرکت‌ Fortune 500 مورد استفاده قرار گرفته، و این فناوری به‌تدریج به‌سمت صنایع دیگر توسعه می‌یابد. به‌عنوان مثال، این فناوری قادر به اندازه‌گیری سرعت پرتاب توپ، درصد چربی شیر، و کیفیت فونداسیون‌ دیوارهای ساختمان‌هاست. این شرکت، دانش‌آموخته‌ی شتاب‌دهنده‌ی Tyco Innovation است.وایار، از محصول خود به نام Walabot در آمریکا بهره‌برداری کرده است. Walabot به افرادی که می‌خواهند خانه‌ی خود را بازسازی کنند کمک می‌کند تا آن‌چه پشت دیوارهای خانه است را ببینند و محل حرکت (مثلاً موش‌ها و موریانه‌ها) را مشخص کنند. این‌محصول در حال حاضر مشتری‌های خصوصی را هدف‌گیری کرده است؛ اما شرکت می‌گوید که برای توسعه‌ی خدمات خود به دیگر بازارها با تأکید بر سازمان‌ها و شرکت‌های دیگر، از جمله شرکت‌های ساختمانی نیز برنامه‌ریزی کرده است.ShapeDo– مدیریت هوشمند و دقیق کارگاه‌های ساختمانیShapeDo با هدف صرفه‌جویی در زمان و هزینه، یک ابزار مدیریتی برای طراحی ساختمان و پروژه‌های زیربنایی ارائه می‌دهد. این ابزار، بر روی اطلاعات مهندسی متمرکز است که نظارت بر تغییرات و انطباقات میان نسخه‌های متفاوتی از نقشه و بر گروه‌های مختلف را ممکن می‌کند. این ابزار، به‌ سرعت اطلاعات مهندسی را به‌ صورت بصری در اختیار ما گذاشته و در عین‌ حال موجب صرفه‌جویی در منابع می‌شود. مدیران پروژه می‌توانند فی‌المجلس، تغییرات بسیاری را که توسط گروه‌های مختلف در نقشه‌هایشان ایجاد شده، نظاره کنند. درطول این دوره‌ی زمانی، هنوز تغییرات بسیاری در حال انجامند که در میان گروه‌های مختلفِ درگیر در ساخت‌وساز سردرگمی ایجاد می‌کنند و می‌توانند موجب ضرر مالی و تأخیر در کار شوند.SmartSite– واحد دیده‌بانی برای کارگاه‌های ساختمانیاین شرکت که در سال 2016 تأسیس شد، ابزاری ارائه می‌دهد که امکان مدیریت یک محیط کاری امن در کارگاه‌های ساختمانی را فراهم می‌سازد. این محصول، در محدوده‌ی کارگاه قرار گرفته و تعدادی از شاخص‌ها را به‌ طور دائم بررسی می‌کند: سطح صدا، سطوح گردوخاک، سطوح پرتوها، و غیره. این ابزار امکان بررسی قرارگرفتن کارمندان در معرض مواد خطرناک در کارگاه را فراهم ساخته، به کارمندان هشدار می‌دهد که نیاز به استراحت دارند، و به‌ طور خودکار، تمامی این اطلاعات را بر روی فضای ابری ذخیره می‌کند. هیچ دانش قبلی نیاز نیست؛ شما فقط دستگاه را در محل می‌گذارید، آن را روشن می‌کنید، و او بقیه کارها را انجام می‌دهد.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Wed, 24 Apr 2019 17:21:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وضعیت سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی در کشورهای در حال توسعه</title>
                <link>https://virgool.io/CVC-Ecomotive/venture-capital-investment-in-developing-countries-t5cgh4tsi2yf</link>
                <description> پیش از این به بررسی روند رشد سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی یا CVC در کشورهای توسعه یافته نظیر آمریکا، چین و انگلستان پرداختیم و دیدیم که تعداد و حجم سرمایه گذاری CVC در آسیا و اروپا رشد چشمگیری داشته و تمرکز سرمایه گذاری ها در آمریکا از بین رفته است. بسط و گسترش CVC به کشورهای توسعه یافته محدود نمی‌شود چنانکه شاهد رونق آن در برخی کشورهای در حال توسعه هستیم. در این مقاله گسترش سی وی سی در کشورهای در حال توسعه را به شکل دقیق تری بررسی خواهیم کرد.ترکیهدر سال 2015 میلادی، 1365 سرمایه‌گذاری خطرپذیر از طرف سرمایه‌گذاران خطرپذیر شرکتی مجموعا به مبلغ 29.3 میلیارد دلار در جهان ثبت شده است که سهم ترکیه از این مقدار 25.4 میلیون دلار بوده است. ممکن است سهم ترکیه از سرمایه گذاری ها ناچیز به حساب بیاید اما حقیقت این است که این مقدار نشان دهنده‌ی رشد 12 برابر سی وی سی در ترکیه و بسیار امیدوار کننده است.بعضی از کارشناسان معتقدند در صورت عدم تحولات سیاسی در سال 2016 در ترکیه، وضعیت این کشور در حوزه‌ی سرمایه گذاری CVCها می توانست بسیار بهتر باشد. در همین رابطه مدیر مرکز تحقیقات کاربردی در امور مالی (CARF) دانشگاه Bogazici می‌گوید: «تحولات سیاسی سال گذشته تمایل به سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی در ترکیه، به ویژه تمایل سرمایه گذاران بین‌المللی را کاهش داده است، اما به نظر می رسد این موضوع موقتی باشد و اگر ما در نظر داشته باشیم که این حالت نسبتا منفی دائمی نباشد، در آینده به لطف استفاده گسترده از تکنولوژی و افزایش بالقوه‌ی تقاضای داخلی در بسیاری از بخش‌های مختلف در داخل کشور می‌توان گفت که هنوز هم فرصت‌های بلندمدت در ترکیه وجود دارند.» اندونزیسرمایه‌ی صندوق‌های سرمایه گذاری خطرپذیر سنتی در بخش تکنولوژی اندونزی با وجود توسعه‌ی حوزه‌ی دیجیتال رو به کاهش هستند. این در حالی است که شرکت‌های بزرگ در حال وارد شدن به تکنولوژی‌های نوظهور هستند و موجی از سرمایه گذارهای خطرپذیر شرکتی را ایجاد کرده‌اند. موجی که چندین شرکت بزرگ آن را همراهی می‌کنند. برای مثال بانک Rakyat اندونزی، بزرگ‌ترین وام‌دهنده‌ی کشور، در ماه نوامبر شرکت بهانا آرترا ونچرا را برای اهداف سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی تحت مالکیت خود درآورد یا بانک مرکزی آسیا، یکی دیگر از وام‌دهندگان بزرگ اندونزی در ژانویه‌ی 2017 طرح سرمایه گذاری مخاطره آمیز شرکتی تحت عنوان سنترال کپیتال ونچراCentral Capital Ventura را با 15 میلیون دلار سرمایه راه‌اندازی کرد.در عین انجام فعالیت‌‎های مناسب و نسبتا پرحجم CVCها در اندونزی، این نهادها با چالش‌هایی نیز روبرو هستند. یافتن استارتاپ محلی مناسب که قابلیت سوددهی بالایی داشته باشد و پیدا کردن استراتژی مناسب برای خروج از سرمایه گذاری ها از مهمترین چالش های سی وی سی در اندونزی هستند. مهمترین عامل ایجاد این چالش دوم، خودداری بورس اندونزی از پذیرفتن استارتاپ هایی است که سود بالا یا حجم گسترده‌ای از دارایی ندارند. این عوامل در کنار یکدیگر سبب شده است که با وجود تزریق حجم قابل قبولی از سرمایه خطرپذیر به اکوسیستم اندونزی، بیش از 60 درصد آن بهاستارتاپ های بالغ تعلق بگیرد و منابع سرمایه‌ای در دسترس استارتاپ های نوپا محدود باشد. اخیرا دولت این کشور اعلام کرده است که تخفیف‌های مالیاتی بر روی سود استارتاپ ها در نظر خواهد گرفت که این ممکن است تا حدودی شرایط فعلی را تغییر دهد. در راستای رفع چالش اول برخی از کارشناسان ضمن انجام یک مطالعه در مورد وضعیت CVCها در کشور اندونزی بیان کردند که CVCهای فعال در این کشور نیاز دارند که راهنما و استراتژی مشخصی برای سرمایه گذاری در استارتاپ ها داشته باشند تا از طریق آن بتوانند ریسک سرمایه گذاری ها را کاهش دهند. در همین راستا استراتژی مشخصی نیز از سوی برخی کارشناسان به منظور انتخاب بهتر استارتاپ ها برای سرمایه گذاری توسط CVCها در این کشور ارائه شده است. البته از آنجایی که سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی و تجاری‌سازی فناوری‌ها در اندونزی یک موضوع جدید است، شرکت‌های مادر به واحدهای سرمایه گذار خطرپذیر خود اجازه داده‌اند که به صورت مستقل مانند یک VC در بازار عمل کنند و بررسی کنند که کدام حوزه‌های سرمایه گذاری قابلیت سوددهی بالاتری دارد.شرکت‌های بزرگی که در سرمایه گذاری های مخاطره‌آمیز پول می‌گذارند باید درک کنند که سرمایه گذاری در تکنولوژی نیازمند صبر زیاد است. استارتاپ های مستعد باید شناسایی شوند و به آن‌ها زمان داده شود تا رشد کنند و سودده شوند و سپس خروج موفقیت‌آمیز باید طرح‌ریزی شود.برزیلبرزیل نیز یکی از کشورهایی است که فعالیت‌هایی در زمینه‌ی CVC داشته است و در آمریکای لاتین در زمینه‌ی سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی پیشرو است. آمار نشان می‌دهد یک ششم سرمایه گذاری ها بر روی 144 استارتاپی که در برزیل در حداقل 2 مرحله بیشتر از 1 میلیون دلار جذب سرمایه کرده‌اند و هنوز در برزیل فعال هستند، توسط CVCها صورت گرفته است. البته علاوه بر فعالیت CVCهای برزیلی، شرکت‌های بزرگ و دارای برند جهانی نظیر مایکروسافت، سیسکو و کوآلکام نیز به عنوان سرمایه گذارهای خطرپذیر شرکتی در برزیل و به صورت کلی‌تر در آمریکای لاتین مشغول به فعالیت هستند. عربستانسرمایه گذاری خطرپذیر کشور عربستان به نسبت سایر کشورهای خاورمیانه قابل توجه است. شرکت‌های متعدد سعودی اقدام به تاسیس بازوهای سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی کرده‌اند که STC Ventures وابسته به شرکت مخابراتی اتصالات و همچنین SAEV وابسته به شرکت نفتی آرامکو از جمله این سی وی سی ها هستند.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Mon, 22 Apr 2019 16:55:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در ایران استارتاپ تحول آفرین شکل نمی‌گیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/why-is-there-no-evolutionary-startup-in-iran-gjcrizgvorkw</link>
                <description> از دوستان زیادی که در حال اندیشه‌ورزی، تولید ایده و یا ایجاد استارتاپ هستند جملاتی در مورد مقایسه آن‌ها با افرادی که مسیر دیگری را انتخاب کرده‌اند شنیده‌ام. مثلا جملاتی از این دست که خانواده‌ام مرا با فلانی که سواد درست و درمان ندارد مقایسه می‌کنند و می‌گویند او یک خانه خرید، ماشینش را عوض کرد، خانه را بازسازی کرد اما تو هیچ پیشرفتی نکرده‌ای و در حال درجا زدن هستی.قبلا این موضوع را به ایراداتی در دستگاه ادراکی یا ارزشی این افراد (اطرافیان اندیشمندان) نسبت می‌دادم و فکر می‌کردم این افراد قدر علم را نمی‌دانند و یا ارزش علم را درک نمی‌کنند. اما به نظر می‌رسد تبیین بهتری برای این موضوع وجود داشته باشد.واقعیت این است که ذهن انسان عادت به موفقیت‌های مستمر و خطی دارد و به همین دلیل اگر مدتی هر چند کوتاه شما را در وضعیتی یکسان یعنی خالی از موفقیت ببیند، احساس می‌کند در حال در جا زدن هستید. به عنوان مثال دانشمندی را در نظر بگیرید که یکسال است در حال کار بر روی پروژه‌ای است و سخت کار می‌کند اما هنوز نتوانسته مقاله مناسبی را چاپ کند. در اینصورت هم دانشگاه و هم اطرافیان و حتی خود او نمی‌توانند این موضوع را بپذیرند که شکست نیز نوعی پیشرفت محسوب می‌شود و یا ممکن است یک کار برای موفقیت نیاز به زمانی طولانی داشته باشد. حتی نشریات نیز چندان علاقه‌ای به چاپ کردن نتایج منفی ندارند و به همین دلیل است که تقریبا در تمامی مقالات بهبودی اتفاق افتاده است و نشانه شکستی وجود ندارد. نتیجه این خواهد شد که دانشمند مذکور به سرعت تلاش می‌کند مقاله‌ای را چاپ کند تا آن موفقیت خطی و مستمر اتفاق بیوفتد و از زیر فشار خارج شود.حال فرض کنید شما در حال زدن یک استارتاپ هستید و یکسال است سخت کار می‌کنید تا محصول خوبی را روانه بازار کنید. سرمایه‌گذار شما فرم‌های روزانه یا هفتگی دارد که پیشرفت شما را اندازه‌گیری می‌کند. شما هم مجبور هستید در آن فرم‌ها پیشرفت هفتگی خود را اعلام کنید و اگر یک هفته یا یک ماه پیشرفتی حاصل نشود به درد سر بزرگی خواهید افتاد. این پیشرفت هفتگی و موفق به معنای جلوگیری کردن سرمایه گذاران از تجربه کردن و بهبود محصول برای بازار است. یعنی استارتاپ باید به سرعت به موفقیت برسد.همین فشار روانی باعث می‌شود استارتاپ ها برعکس ادعای اولیه نتوانند به راحتی ریسک کنند و آزمایشات مناسب را برای شناخت بازار و مشتریان خود انجام دهند. در نتیجه گرفتار تقلید و یا پیمودن راهی می‌شوند که آن‌ها را به سمت معمولی بودن سوق دهد. به بیان دیگر به جای جستجو و خط خطی کردن به سراغ کپی کردن می‌روند! اما ریشه این مشکل تا حدی در سرشت انسان نهفته است و موسسان استارتاپ ها و سرمایه‌گذاران با شناخت آن بهتر می‌توانند با آن مقابله کنند. این مشکل را در پدیده‌های مختلفی که از نوع همه یا هیچ هستند می‌توانید مشاهده کنید. پدیده‌های همه یا هیچ پدیده‌هایی هستند که از الگوی نرمال پیروی نمی‌کنند. در حالت طبیعی افراد هر چقدر کار کنند به همان نسبت درآمد یا موفقیت کسب می‌کنند. این الگویی است که سالهای سال در میان انسان‌ها رواج داشته است. اما الگوی همه یا هیچ برای دنیای امروز و به خصوص استارتاپ ها معنا دارد. در دنیای استارتاپ ها بیشتر حالت همه یا هیچ حاکم است. تمام سهم بازار در اختیار یک یا چند استارتاپ قرار دارد.این الگو که اساس شکل‌گیری استارتاپ ها است به صبر طولانی و مقاومت در برابر موفقیت‌های کوتاه و لحظه‌ای نیاز دارد. بنابراین همه و از جمله سرمایه‌گذاران باید بتوانند اجازه آزمایش کردن و شکست را به استارتاپ ها بدهند و با فشار برای موفقیت لحظه‌ای آن‌ها را در دام معمولی شدن گرفتار نکنند. موفقیت استارتاپ مرهون امید بسیار و توان بالا برای مقابله با جامعه و نظام بازخورد آن است. یعنی باید بتوانید در برابر کسانی که از شما موفقیت مستمر می‌خواهند مقاومت کنید و امید داشته باشید که موفقیت نهایی برایتان اتفاق بیفتد!</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2019 17:55:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی نامه و داستان‌ موفقیت مارک زاکربرگ موسس فیسبوک + اینفوگرافیک</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/how-mark-zuckerberg-started-infographic-f6qlynutpk7w</link>
                <description> مارک الیوت زاکربرگ که به نام مارک زاکربرگ شناخته می‌شود را می‌توان یک میلیاردر اتفاقی نامید. زاکربرگ که در اصل یک برنامه نویس و کارآفرین اینترنتی است، مدیر اجرایی و رئیس فیسبوک محسوب می‌شود و اگر از بحث سمت و مقام سازمانی فاصله بگیریم، می‌توان گفت او مغز متفکر فیسبوک است. شبکه اجتماعی فیسبوک در سال 2004 توسط یک شرکت خصوصی افتتاح شد. اعضای این شرکت مارک زاکربرگ، داستین موسکوویتز، ادوارد ساورین و کریس هیوز بودند. در آن زمان همه این افراد به عنوان دانشجو در هاروارد تحصیل می‌کردند. در سال 2010، مجله تایمز مارک زاکربرگ را به عنوان شخص سال معرفی کرد و در سال 2011، ثروت شخصی او چیزی در حدود 13.5 میلیارد دلار تخمین زده شد.مارک در 14 می 1984 در وایت پلینز نیویورک و در یک خانواده تحصیل کرده متولد شد. پدرش یک دندان‌پزشک بود و مادرش به عنوان یک روان‌پزشک فعالیت می‌کرد. استعداد و علاقه زاکربرگ به برنامه‌نویسی از همان دوران کودکی قابل تشخیص بود. او در اوقات فراغتش به توسعه انواع برنامه‌های کامپیوتری مشغول می‌شد. تمرکز عمده این برنامه‌ها بر روی کانال‌های ارتباطی بود.در سن 12 سالگی و با استفاده از BASIC موفق شد یک برنامه پیام‌رسان به نام Zucknet طراحی کند. اولین جایی که از این برنامه استفاده شد، مطب دندان‌پزشکی پدرش بود. منشی مطب با استفاده از این برنامه پدرش را از بیماران جدیدی که به مطب می‌آمدند مطلع می‌کرد. همچنین همه اعضای خانواده با استفاده از این برنامه در فضای خانه با هم ارتباط برقرار می‌کردند. او همچنین با همکاری دوستانش بازی‌های کامپیوتری زیادی طراحی کرد.این نابغه ذاتی بعدها در مدرسه مقدماتی فیلیپ اکستر در منطقه نیو همپشایر مشغول به تحصیل شد. او در بخش ادبیات کلاسیک عالی بود و موفق شد در این زمینه دیپلم بگیرد. ولی استعداد و شوق او همچنان در زمینه برنامه‌نویسی بود و بعد از گرفتم مدرک با پشت کار و تلاش بیشتری به توسعه برنامه‌های جدید پرداخت. در دوران دبیرستان موفق شد برنامه‌ای در خصوص موسیقی بنویسد که نام آن Synapse بود. این برنامه جزو اولین نسخه‌های برنامه‌ای بود که امروزه آن راPandora می‌نامیم. چندین شرکت از جمله مایکروسافت و AOL برای خرید برنامه علاقه نشان دادند و حتی ابراز تمایل کردند که مارک نوجوان را قبل از فارغ‌التحصیلی استخدام کنند. ولی او همه پیشنهادها را رد کرد.زاکربرگ بعد از اینکه در سال 2002 از اکستر فارغ‌التحصیل شد، برای ورود به هاروارد ثبت نام کرد. در آن زمان بود که موفق شد برنامه CourseMatch را بنویسد؛ برنامه‌ای که به دانشجویان کمک می‌کرد کلاس‌های خود را بر اساس برنامه انتخابی دیگر افراد انتخاب کنند. او همچنین برنامه Facemash را نیز نوشت. این برنامه به کاربر اجازه می‌داد تا چهره دو کاربر دیگر را با هم مقایسه کند و به این که کدام جذاب‌تر هستند رأی دهد. این برنامه به سرعت مشهور شد ولی بعدها به دلیل این که نامناسب است از بین رفت.مارک با ساخت برنامه‌های انقلابی‌اش بسیار مشهور شده بود. دیوا نارندرا و دوقلوهای وینکلووس از او خواستند که بیرون از فضای دانشگاه بر روی یک پروژه به نام Harvard Connection کار کنند. این سایت قرار بود با استفاده از اطلاعات دانشجویان به آن‌ها در پیدا کردن زوج مناسبشان کمک کند. در ابتدا مارک از این ایده استقبال کرد ولی بعد از مدت کوتاهی که از شروع کار گذشت از پروژه خارج شد و به همراه دوستان خود یعنی داستین موسکوویتز، کریس هیوز و ادوارد ساورین مشغول کار بر روی شبکه اجتماعی خودش شد.او با الهام گرفتن از دفتر سالانه مدرسه فیلیپس اکستر، ایده فیسبوک را به دست آورد. و این همان زمانی است که فیسبوک در اتاق خوابگاه مارک زاکربرگ به همراه دوستانش متولد شد. در مراحل اولیه توسعه ایده، قرار بود سایت فقط برای فضای داخلی هاروارد استفاده شود ولی بعد از گذشت چند وقت مشخص شد که این سایت پتانسیل ورود به جهان بیرونی را نیز دارد.در نهایت آن‌ها سایتی ساختند که کاربران می‌توانستند در آن پروفایل بسازند، عکس بارگزاری کنند و با بقیه افراد ارتباط برقرار کنند. گروهی که فیسبوک را مدیریت می‌کرد تا ژوئن 2004 در اتاق خوابگاه هاروارد مستقر بود. اما بعد از این تاریخ زاکربرگ از کالج بیرون آمد تا تمام زمان خود را به فیسبوک اختصاص دهد. او مقر شرکت را به پالو آلتو در کالیفرنیا انتقال داد. تا پایان سال 2004 فیسبوک یک میلیون کاربر داشت.در سال 2005 سایتی که زاکربرگ و دوستانش ساخته بودند توانست سرمایه بسیار خوبی از گروه سرمایه گذاری Accel جذب کند. سرمایه‌ای که شرکت سرمایه گذاری به فیسبوک داد حدود 12.7 میلیون دلار بود. فیسبوک در آن زمان فقط برای تعداد محدودی از دانشجویان در دسترس بود. بعد از این جذب سرمایه، دانش‌آموزان و دانشجویان بیشتری به فیسبوک دسترسی پیدا کردند به طوری که تا پایان سال 2005، فیسبوک 5.5 میلیون کاربر داشت. به مرور زمان توجه شرکت‌های بیشتری به این سایت جلب شد؛ سایت‌هایی که می‌خواستند در این شبکه اجتماعی تبلیغ کنند.همچنین شرکت‌های زیادی مثل Yahoo و MTV پیشنهاد خرید برای فیسبوک ارسال می‎کردند ولی زاکربرگ یکی بعد از دیگری آن‌ها را رد می‌کرد. به جای فروش، او تمرکز خود را بر روی گسترش سایت گذاشت و توسعه‌دهندگان بیشتری را برای کار بر روی سایت مورد استفاده قرار داد و قابلیت‌های جذاب بیشتری را به آن اضافه کرد.همانطور که گفته شده است: «نمی‌توانید 500 میلیون دوست داشته باشید مگر این که چند دشمن برای خود بسازید.» فیسبوک هم از این مورد مستثنا نبود و در سال 2006 با اولین چالش بزرگ خود مواجه شد. خالقین Harvard Connection ادعا کردند که زاکربرگ ایده آن‌ها را دزدیده است و باید برای ضررهایی که متوجه آن‌ها شده است، جریمه پرداخت کند. با این حال زاکربرگ معتقد بود که این دو ایده بر مبنا دو شبکه اجتماعی متفاوت ایجاد شده‌اند.او در سال 2007 پلتفرم فیسبوک را ساخت. این پلتفرم به کاربران اجازه می‌داد در سایت کاربردهای اجتماعی بسازند و توسعه‌دهندگان در آن حاضر شوند. آمارهای اخیر نشان می‌دهد که حدود 800000 توسعه‌دهنده فعال در سرتاسر جهان در این پلتفرم مشغول فعالیت هستند.در سال 2009 و با انتشار کتاب «میلیاردرهای اتفاقی» که توسط بن مِزریخ نوشته شده بود، زاکربرگ یک ضربه دیگر را متحمل شد. مزریخ در این کتاب با نوشتن دوباره داستان زندگی زاکربرگ او را به شدت نقد کرده بود. بدون در نظر گرفتن میزان درستی داستان، مزریخ آن را به آرون سورکین فروخت و او هم آن را به صورت فیلم‌نامه بازنویسی کرد و فیلم Social Media بر اساس آن ساخته شد. زاکربرگ در مقابل جریان فیلم ایستاد و بیان کرد که بسیاری از وقایع فیلم دقیق نیستند.در راستای موفقیت‌های جدید، زاکربرگ یک استارت آپ در زمینه تحصیلی راه‌اندازی کرد. در سپتامبر 2010 گزارش شد که او 100 میلیون دلار به مدرسه دولتی نیوآرک در نیوجرسی اهدا کرده است. در همین سال او به همراه بیل گیتس و وارن بافت یک تعهدنامه امضا کردند که به واسطه آن قول دادند که نصف ثروت خود را به مرور زمان به بنیادهای خیریه اهدا کنند.در سن 27 سالگی زاکربرگ به نقطه‌ای رسید که اکثر انسان‌ها آرزو دارند تا اواخر عمر خود به آن دست پیدا کنند. او با ایجاد تغییرات و ارتقا دادن بخش‌هایی از فیسبوک کاری را انجام داد که خیلی سایت‌های دیگر در آن شکست می‌خورند. به طوری که تقریبا امروزه چیزی به طور کامل عملی نمی‌شود مگر این که تا حدی با فیسبوک در ارتباط باشد.زاکربرگ هنوز به 30 سالگی نرسیده است و تازه اوایل مراحل موفقیت او است. به نظر می‌رسد از امروز به بعد زندگی او به عنوان نقطه عطف دوران شبکه‌های اجتماعی در نظر گرفته شود.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2019 18:46:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام سرمایه گذاری جف بزوس با شکست مواجه شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%B4%D8%AF-mo7fbiolhlvz</link>
                <description>در فضای استارتاپی عادت بر این است که از موفقیت‌ها بگوییم تا امیدمان به آینده را زنده نگه‌داریم اما اشتباه بزرگی است که شکست گذشتگان را به فراموشی بسپاریم و از تجارب گذشتگان بهره‌مند نشویم. برای این منظور تیم اکوموتیو اقدام به جمع‌آوری تجربیات مجموعه‌ای از استارتاپ‌های ناموفق کرده است تا شاید مرور سرگذشت ناکام ایشان زمینه‌ای باشد برای موفقیت  استارتاپ‌های نوپای جامعه استارتاپی ایران. این مجموعه به مرور و در قالب بخش داستان شکست منتشر و در اختیار مخاطبین قرار خواهد گرفت. چهارمین قسمت از این مجموعه که به داستان شکست استارتاپ چاچا می‌پردازد را با هم مرور می‌کنیم.چاچا که نام خود را از کلمه‌ی ماندارین چینی «چا» به معنی «جستجو کردن» گرفته، نسخه‌ی آلفای خود را در اول سپتامبر 2006 راه‌اندازی کرد. نسخه‌ی بتای آن، ششم نوامبر همان سال عرضه شد. به گفته‌ی چاچا 20.000 دستور‌العمل تا پایان سال به ثبت رسید و این شرکت موفق به دریافت 6 میلیون دلار آمریکا برای سرمایه‌گذاری در جهت توسعه‌ی خود شد. از جمله شرکت‌هایی که روی این استارتاپ سرمایه‌گذاری کردند، می‌توان به یک شرکت سرمایه‌گذاری شخصی به نام سفرهای بزوس با مالکیت جف بزوس اشاره نمود، که در شرکت آمازون نیز فعالیت دارد. به گزارش موگونیوز نخستین تأمین‌ سرمایه‌ی چاچا از محل فروش سهام، 14 میلیون دلار به‌علاوه‌ی 2 میلیون دلار کمک‌هزینه‌ای بود که از طرف صندوق فناوری قرن 21 برایش به ارمغان آمد.17 مارس 2009، چاچا از فروش دور تازه‌ای از سهام خود به ارزش 12 میلیون دلار و اخراج  25 نفر از کارکنانش و کاهش 10 درصد از حقوق 56 نفر باقیمانده خبر داد. سرمایه‌گذاری جدید، رقم کلی سرمایه را به 43 میلیون دلار افزایش داد، هرچند برآوردی مستقل، از رقم 58 میلیون دلاری خبر می‌دهد. یک ماه بعد، برَد باستیک از مؤسسان شرکت، با اعلام اینکه چاچا دیگر نیازی به اقدامات او ندارد، از ریاست شرکت کناره‌ گرفت. وی اشاره کرد که شرکت در وضعیت فعلی رکود جهانی، برای سودآوری تلاش خود را کرده و جنگیده است.جولای 2010 چاچا از طرف لید411 به­ عنوان یکی از «جذاب­ترین شرکت­های غرب میانه» شناخته شد. اوت 2011، این شرکت سرویس مبتنی بر پیام­رسانی متنی خود را در انگلستان راه ­اندازی کرد و در همان ماه گزارش شد که بیش از 1.7 میلیارد‌‌ سؤال را پاسخ داده است.آوریل 2012، چاچا فعالیت ­های خود را در انگلستان متوقف کرد و دلیل این کار را پایین‌بودن نسبی نرخ درگیری تبلیغاتی در انگلستان برای سرویس هایی دانست که قیمت رقابتی دارند. این اتفاق زنگ هشداری برای ادامه فعالیت‌های این شرکت بود.در نهایت دسامبر 2016 چاچا به ­علت ادامه‌یافتن کاهش درآمد حاصل از تبلیغات خود، از پرداخت بدهی‌هایش عاجز ماند. در نتیجه وام‌دهنده‌ی اصلی که مؤسس شرکت؛ اسکات جونز نام او را فاش نکرده، حساب‌های بانکی چاچا را خالی کرد. جونز افزود: ما برخی از دارایی‌هایمان را فروختیم، اما این کار برای عمل‌کردن به همه‌ی تعهدهای شرکت کافی نبود. متأسفانه طلبکاران و سهامداران ما، از جمله خود من، سرمایه‌گذاری‌شان را به زودی فسخ خواهند کرد. در روزهای آینده داستان‌های بیشتری از شکست استارتاپ‌ها را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. شکست‌هایی که نگاه درست به آن‌ها می‌تواند زمینه موفقیت ما را فراهم کند!</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 22:24:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لزوم محافظت از دارایی های فکری ؛ نهمین مرحله راه اندازی استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/protect-your-intangible-assets-rhc6ef2m16ed</link>
                <description> در مقاله قبلی این مجموعه، درباره‌ی محافظت از اطلاعات سری شرکتتان در برابر سرقت یا افشاسازی احتمالی صحبت کردیم. در این بخش، در مورد اهمیت حفاظت از دارایی فکری شما صحبت خواهیم کرد. وقتی راه اندازی استارتاپ خود را از صفر شروع می‌کنید، در ابتدا چیز زیادی ندارید. به جز دارایی‌های مادی اندکی که شاید برای آغاز کار همراه خودتان بیاورید، تمام چیزی که دارید ایده کسب و کارتان است. و آن ایده‌ها، دارایی فکری شما را نشان می‌دهند. این دارایی، اساس کسب و کارتان را تشکیل داده و برای شما و دنیای بیرونی ارزش دارد؛ آنها ایده‌ها و مخلوقاتی هستند که امیدوارید بتوانند جایی برای کسب و کارتان در بازار باز کنند.متأسفانه، اکثر افراد به نحوه‌ی حفاظت از این دارایی فکری باارزش توجه کافی ندارند، به‌خصوص به این خاطر که درگیر اقدامات بعدی خود برای استخدام، رشد، و سرمایه گذاری هستند. حفاظت از دارایی فکری شاید جذاب‌ترین بخش راه اندازی یک استارت آپ نباشد، اما می‌تواند با توجه به محوریت آن در ارزش هر کسب و کاری، مهم‌ترین بخش محسوب شود. کمی وقت گذاشتن برای توجه به چیزی که ساخته‌اید و نحوه‌ی حفاظت از آن می‌تواند در دراز مدت سود سهامتان را پرداخت کند.وب‌سایت و مصالح بازاریابی شما شاید به اندازه‌ی کارهای نوآورانه‌تان مهم به نظر نرسند، اما هر دوی آنها نمونه‌هایی از کاری را نشان می‌دهند که برایش حق نسخه‌برداری دارید. حق نسخه برداری به کارهای اصیل در یک رسانه‌ی ثابت اعطا می‌شود، بنابراین آوردن ایده‌هایتان روی کاغذ یا یک وب‌سایت، حق نسخه‌برداری درمورد آنچه برای بازاریابی شرکتتان نوشته‌اید را به شما می‌دهد، چرا که می‌گوید این کار اصیل متعلق به شماست. و زیبایی حق نسخه‌برداری این است که به‌صورت خودکار، به محض قرار دادن کارتان در یک رسانه‌ی ثابت، به آن تعلق می‌گیرد، پس نیازی به هیچ اقدام فوری از جانب سازنده نیست. بااین‌وجود، اگر احتمال می‌دهید به اقدام قانونی بابت نقض حق نسخه‌برداری نیاز داشته باشید، کار خود را به موقع ثبت کنید.حق نسخه‌برداری را نباید با علامت تجاری اشتباه گرفت. علائم تجاری، مارک‌ها یا طرح‌ها یا لوگوها (نشان‌‌های تجاری) یا نشانه‌هایی هستند که با کسب و کار شما مرتبط بوده و شما و محصولاتتان را به مشتریان می‌شناسانند. درواقع چیزهایی هستند که اجازه می‌دهند مشتریانتان بدانند محصولی که می‌خرند، از طرف شماست، و دارای همان ویژگی‌ها و کیفیتی است که براساس تصور مثبتی که با نام تجاری خود ایجاد کرده‌اید، از شما انتظار دارند. بدین‌منظور باید اطمینان یابید که دیگرانی وجود ندارند که سعی داشته باشند از کار سخت شما به نفع خودشان و برای فروش محصولاتشان سوءاستفاده کنند. وقتی برای کسب و کار خود، لوگوها و شعارهایی تعریف کردید، باید آنها را در دفتر ثبت اختراع و علامت تجاری ثبت کنید (قبل از آن تحقیق کرده و مطمئن شوید که خودتان به‌طور اتفاقی قانون را نقض نکرده‌ باشید.) وقتی علائم تجاری خود را ثبت کردید، بهتر است تحقیقات معمول را انجام داده و اطمینان حاصل کنید که نشان شما، بدون آگاهی و تأییدتان در جای دیگری در اینترنت استقاده نشده است.ثبت اختراعات، برای بسیاری از تولیدکنندگان محافظی مهم برای حفظ دارایی فکری محسوب می‌شود، اما ماهیت و کارکرد واقعی آنها از جانب دارندگان گواهی ثبت اختراع، درست درک نشده است. یک اختراع برای ثبت شدن باید مفید و بدیع بوده و از آن رونمایی نشده باشد. البته حتی زمانی که گواهی ثبت اختراع داده می‌شود، تنها حق مستثنی کردن دیگران از تولید و فروش آن اختراع خاص به مالک گواهی اعطا می‌شود، نه حق فروش اختراع مذکور، به‌خصوص زمانی که این گواهی میان دیگر کارهای مشابه موجود که قبلاً ثبت شده‌اند، گرفتار شده است. هدف از ذکر تمام این نکات این است که بگوییم هرچند گرفتن گواهی ثبت اختراع قدم مهمی محسوب می‌شود، اما به معنی انتقال سریع به موفقیت یا مجوز چاپ اسکناس نیست؛ هنوز باید مطمئن شوید که حق تولید محصولتان را دارید، و باید کارهای لازم برای فروش آن به بازار را انجام دهید.ذکر این نکته ضروری است که اسرار تجاری اغلب ناشناخته می‌مانند. آنها روش یا اقدام یا فوت و‌ فن خاصی هستند که کسب و کار و محصول شما را از سایرین جدا می‌کنند. و ناشناخته باقی می‌مانند، چرا که برای یک راز تجاری بودن، باید راز باقی بمانند؛ زیرا دولت هیچ حمایت و حفاظتی در اختیار آنها قرار نمی‌دهد.درعوض، امنیت فیزیکی و قراردادهای سخت‌گیرانه علیه افشاگری، در حفظ اسرار تجاری نقش مهمی دارند. اگر اسرار تجاری شما حضور فیزیکی دارند، باید مهر و موم شده و فقط در دسترس آنهایی باشند که برای انجام وظایف خود، دقیقاً به همان اطلاعات نیاز دارند. و قراردادهای استخدامی شما هم باید با تهدید به اقدام قانونی، از سرقت یا افشا شدن آن اطلاعات جلوگیری کنند. شاید سخت‌گیرانه به نظر برسد، اما در غیاب یک سازمان دولتی که ازطرف شما مداخله کند، چنین اقداماتی برای محافظت از اسرار تجاری مهم شما ضروری به نظر می‌رسد.محافظت از دارایی فکری شما، تضمینی برای موفقیت نیست، چرا که چنین ضمانتی در عالم کسب و کار وجود ندارد. اما ناتوانی از حفظ دارایی معنوی، مسیری حتمی به سمت شکست نهایی است، چرا که نداشتن حق نسخه‌برداری، نشان تجاری و گواهی ثبت اختراع، کسب و کارتان را در معرض خطر سرقت و نقض قانون قرار داده و سرمایه گذاران احتمالی را فراری خواهد داد. درنهایت، همان‌طور که قبلاً اشاره شد، گرفتن کمک کارشناسی برای حفظ تمام دارایی‌های فکری توصیه می‌شود، زیرا کمی وقت گذاشتن در ابتدای راه بر روی دارایی فکریتان، سرمایه گذاری فوق‌العاده‌ای روی آینده‌ی کسب و کار شما محسوب خواهد شد.برای پست بعدی این مجموعه، به سراغ نحوه‌ی تهیه‌ی طرح کسب و کار خواهیم رفت که شرکت شما را به جلو هدایت می‌کند.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2019 18:49:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌های عجیب برای راه‌اندازی کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-dophn4liercd</link>
                <description>ایده‌های جدید کارآفرینی که با آن‌ها مواجه می‌شویم از سوی افراد عادی اما خلاق جامعه مطرح می‌شوند. این ایده‌های جدید کارآفرینی گاهی به ایجاد کسب و کارهای بزرگ منجر می‌شوند که درآمد زیادی را برای صاحبان این ایده‌ها به همراه خواهند داشت. شاید ایده‌های مطرح شده از سوی این افراد در نگاه اول حتی کمی بلا استفاده به نظر برسند اما کمک بزرگی به زندگی و تامین آسایش جامعه می‌کنند. این افراد هم شاید در هنگام مطرح کردن افکار خود و برنامه‌ی پیاده‌سازی آن با مخالفت‌های بسیار زیادی روبه رو شده باشند اما دست روی دست نگذاشتند و ناامید نشدند.البته گاهی اوقات ایده‌هایی که مطرح می‌شوند شاید در ابتدا فقط یک شوخی باشند اما در نهایت عملی شدن آن اثبات می‌کند که هیچ چیز نشدنی نیست و شوخی در کار نبوده است. البته می‌توان باور داشت که این کسب و کارهای خاص به دلیل متفاوت بودنشان موفق هستند که این ثابت می‌کند گاهی باید متفاوت بود، همیشه هم نباید همرنگ جماعت باشیم. در ادامه برخی از این ایده های جدید کارآفرینی و عجیب را با هم بررسی می‌کنیم.پمپ بنزین سیارشاید شما هم از جمله افرادی باشید که همیشه برای بنزین زدن و رفتن به پمپ بنزین تنبلی کنید. ایده‌ی پمپ بنزین سیار در واقع به این صورت است که به جای اینکه شما به ایستگاه سوخت بروید، ماشین سوخت به پیش شما خواهد آمد. افرادی که این ایده را مطرح کردند و آن را عملی کردند حتی برنامه‌ای را برای تلفن‌های هوشمند تعبیه کردند که مشتریان درخواست خود برای سوخت‌گیری به همراه موقعیت جغرافیایی را اعلام می‌کنند و کارکنان شرکت که در سطح شهر با ماشین‌های سوخت خود قرار دارند(نزدیکترین به موقعیت اعلام شده) اعلام آمادگی می‌کنند. تقریبا این برنامه فرایندی مشابه به سرویس اسنپ را دارد اما از نوع سوخت‌دهی!همچنین کاربران از طریق این اپلیکیشن قادر هستند از زمان پایان سوخت‌گیری آگاه شوند و نسبت به پرداخت هزینه‌ی آن از طریق همین اپ اقدام کنند. به نظر کارآمد است و می‌تواند به افرادی که در این امر کمی تنبل هستند کمک بسزایی بکند و دیگر حتی خبری از انتظار در صف‌های طویل پمب بنزین نیست. البته نه تنها به این دسته از افراد، بلکه به کسانی که ممکن است در جایی به محل سوخت‌گیری دسترسی نداشته باشند هم کمک کند. شانسی خرید کنیدگاهی اوقات ته مانده حساب شما مبلغی باقی می‌ماند اما شما هیچ ایده‌ای برای خرید ندارید اما از طرفی هنوز هم اشتیاق به خرید را دارید، یا حداقل مبلغ قابل توجهی باقی نمانده تا کالای دلخواه خود را خریداری کنید. خب خوشبختانه برای این موقعیت وب‌سایتی تهیه شده به اسم SomethingStore که قادر هستید یکی از پک‌های آن را انتخاب کنید. البته محتوای این بسته تا قبل از دریافت ایمیل خرید محفوظ باقی می‌ماند و این کمی موضوع را رازآلود می‌کند و شاید هیجان این خرید هم به ناشناس بودن محتوای بسته باشد. اغلب این بسته‌ها شامل کتاب، بازی‌های فکری، اکسسوری و … است. جوراب‌ها تنها نیستنداغلب ما بی شک جوراب‌هایی داریم که یک لنگه از آن‌ها را هیچوقت پیدا نمی‌کنیم! و همیشه اینکه چه اتفاقی برای آن افتاده برایمان معمایی است حل نشدنی(نگران نباشید شما تنها نیستید). بیشتر زمانی که هفتگی اتاق خود را تمیز می‌کنیم با این قضیه روبه رو می‌شویم. البته اگر که جزو افرادی هستید که جفت جوراب‌های خود را به هم متصل می‌کنید پس خوش به حالتان. اما در غیر این صورت جورابی را تنها پیدا می‌کنید که در انتظار لنگه گم شده‌ی خود است. خب، نگران نباشید کمپانی به اسم Throx به کمک شما خواهد آمد. اما چطور؟ این کمپانی جوراب‌های خود را در بسته‌های سه تایی عرضه می‌کند یعنی دیگر نیازی نیست نگران لنگه گم شده باشید چون شما یک لنگه اضافه از جوراب خود را دارید. به این صورت این جوراب یدکی در زمان‌های دشواری به داد شما می‌رسد. قهرمان رمان خود باشیدزمانی که کتابی را می‌خوانیم اغلب دوست داریم در جایگاه قهرمان اصلی داستان قرار بگیریم و در تمام حوادث رخ داده در داستان نقش داشته باشیم که گویی کتاب را در وصف ما نوشته‌اند. خب YourNovel اینجا وارد صحنه می‌شود. این کمپانی به مشتریان خود اجازه می‌دهد که کتاب‌های مورد علاقه خود را معرفی کنند و این شرکت کتاب‌ها را بر اساس اطلاعات گرفته شده از مشتریانش شخصی‌سازی می‌کند. حتی به درخواست مشتریان خود روی جلد کتاب‌ها عکس‌ آن‌ها را چاپ می‌کند. شاید کمی عجیب به نظر برسد اما ایده‌پردازان این کسب و کار در حال حاضر از این راه درآمد زیادی نصیبشان می‌شود. با شجره‌نامه زندگی خود آشنا شویدخیلی از افراد همیشه به اینکه چه گذشته‌ای داشته‌اند علاقه‌مند هستند و اینکه شجره‌نامه‌ای برای خود داشته باشند اهمیت زیادی می‌دهند. اما شاید نه فرصت این جست و جوی اجدادی را دارند و نه شرایط دسترسی به این افراد را در اختیار دارند. شرکتی به اسم Ancestral Discoveries به کمک شما خواهد آمد. در واقع با کمک این کمپانی شما قادر هستید خویشاوندان خونی خود را پیدا کنید که این موضوع همیشه با هیجان بالایی همراه است زیرا ممکن است شما با افرادی که تا دیروز غریبه بوده‌اید فامیل باشید! موسس این کسب و کار هدف اصلی خود را کمک به مردم برای پیدا کردن خانواده‌های خود اعلام کرده است و همچنین در کنار این کمک به کسب درآمد هم مشغول است. در واقع با یک تیر دو نشان زده‌اند. برای اینکه کاری را شروع کنیم و کسب و کار خود را داشته باشیم، نباید حتما سرما‌یه‌ای گزاف در اختیار ما باشد. حتی نباید همیشه ایده‌هایی ناب و همه‌پسند را مطرح کنیم. گاهی اوقات موفقیت در عجیب بودن است. متفاوت بودن بیشتر اوقات نتیجه‌ای مثبت را به همراه خواهد داشت. ایده‌های خود را دست کم نگیرید و اگر فکر می‌کنید کمکی به جامعه می‌کنند و مشکلی از مشکلات ساکنین این کره‌ی خاکی را حل می‌کنند حتما پیگیر آن باشید و همین الان دست به کار شوید. </description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2019 18:19:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واتس اپ ، خریدی بزرگ برای یک بازار بزرگتر</title>
                <link>https://virgool.io/CVC-Ecomotive/whatsapp-great-purchase-for-a-bigger-market-vki7hxovqy5x</link>
                <description> در فوریه‌ی 2014 پشت پرده‌ی زمزمه‌های خرید جدید فیسبوک آشکار شد. این شرکت که در آوریل 2012 شبکه اجتماعی اینستاگرام را به قیمت یک میلیارد دلار خریداری کرده بود این بار روی یک استارتاپ موفق دیگر دست گذاشته بود. این بار رقم اعلام شده بسیار بزرگ تر بود و فیسبوک حاضر شده بود 19 میلیارد دلار برای تملک واتس اپ بپردازد. اما چرا فیسبوک دست به چنین خریدی زد؟ و از آن مهمتر، چرا واتس اپ که به عنوان یک استارتاپ موفق در بعضی بازارها فیسبوک را هم شکست داده بود حاضر شد پیشنهاد فیسبوک را بپذیرد و زیرمجموعه‌‌اش شود؟مردم فکر می‌کنند که دیوانگی باعث شده تا فیسبوک چنین رقمی پرداخت کند اما واتس اپ روی سرویسی دست گذاشته است که بیشترین زمان فعالیت کاربران را به خود اختصاص می‌دهد و کارکردی از تلفن همراه است که بسیاری از دیگر سرویس‌ها بر بستر آن قابل تعریف بوده یا از طریق آن تسهیل می‌شوند.در اوایل سال 2014 واتس اپ به 450 میلیون کاربر ماهانه رسیده بود و هر روز تقریبا یک میلیون نفر به تعداد کاربرانش اضافه می‌شد. واتس اپ در بازار بین المللی پیام رسان ها گوی سبقت را از رقبا ربوده بود در همین حال فیسبوک محصول مسنجر را به بازار عرضه کرده بود اما از عملکردش رضایت نداشت. با وجود اینکه تلاش‌هایی برای تقویت مسنجر انجام شد و تعداد کاربران آن در کشورهای آمریکا و کانادا تا 70 درصد افزایش یافت اما این اقدامات در بازارهای بین المللی نتیجه‌ی مطلوبی نداشت. با این وضعیت اگر فیسبوک اقدام به خرید واتس اپ نمی‌کرد شاید یکی از غول‌های دیگر مانند گوگل چنین اقدامی در پیش می‌گرفت و آنگاه فیسبوک باید هزینه‌های گزافی برای رقابت با صاحب جدید واتس اپ می‌پرداخت. بنا بر چنین دلایلی بود که تیم مدیریتی فیسبوک تصمیم گرفت با خرید واتس اپ حضور خود در بازار پیام رسان ها را تثبیت کند. اگر فیسبوک اقدام به خرید واتس اپ نمی‌کرد شاید یکی از غول‌های دیگر مانند گوگل چنین اقدامی در پیش می‌گرفت و آنگاه فیسبوک باید هزینه‌های گزافی برای رقابت با صاحب جدید واتس اپ می‌پرداخت. واتس اپ در سال 2009 راه اندازی شد، هنگامی که محدودیت سرویس اس ام اس به تبادل پیام بین 2 نفر موجب شد نسلی از نرم افزارهای پیام رسان با امکان ایجاد گروه برای تبادل پیام‌ها ایجاد شوند. با وجود تنوع سلیقه مخاطبان در کشورهای مختلف، طراحی واتس اپ به گونه‌ای بود که بسیار زود توسط کاربران بین المللی مورد استقبال قرار گرفت و به عنوان پیام رسان اصلی در اروپا و هند شناخته شد. رشد واتس اپ به گونه‌ای بود که هنگام خرید توسط فیسبوک در کشورهای در حال توسعه مخاطبان بیشتری نسبت به خود فیسبوک داشت. از جمله این کشورها می‌توان به هندی اشاره کرد که خودش به تنهایی 1.3 میلیارد نفر جمعیت دارد. پس از لحاظ مخاطب، خرید واتس اپ علاوه بر تثبیت جایگاه فیسبوک در کشورهایی مانند آمریکا و کانادا، تصمیمی استراتژیک برای فتح بازارهای اروپا و کشورهای در حال توسعه به شمار می‌رفت.خرید واتس اپ علاوه بر تثبیت جایگاه فیسبوک در کشورهایی مانند آمریکا و کانادا، تصمیمی استراتژیک برای فتح بازارهای اروپا و کشورهای در حال توسعه به شمار می‌رفت. شاید این سوال پیش بیاید که چرا فیسبوک زودتر برای خرید واتس اپ اقدام نکرده است تا با قیمت پایین تری آن را تصاحب کند؟ حقیقت این است که واتس اپ از سال 2012 در رادار فیسبوک قرار داشته و تلاش‌های برای خریدش صورت گرفته اما مدیران واتس اپ اینقدر به خودشان اعتماد داشتند که شرکتی را که در 2012 حدود 1 میلیارد دلار ارزش‌گذاری می‌شد با خرج کردن 3 سال زمان با رقم 19 میلیارد دلار به فروش برسانند. در این معامله واتس اپ یک برنده بود اما طرف دیگر هم به هیچ وجه بازنده نبوده است. فیسبوک دیر اما باز هم به موقع برای خرید واتس اپ اقدام کرد. پس از خریداری توسط فیسبوک، از سال 2014 تا 2018، تعداد کاربران واتس اپ سه برابر شده و از 450 میلیون به بیش از یک و نیم میلیارد کاربر فعال ماهانه رسیده است. پس از خریداری توسط فیسبوک، از سال 2014 تا 2018، تعداد کاربران واتس اپ سه برابر شده و از 450 میلیون به بیش از یک و نیم میلیارد کاربر فعال ماهانه رسیده است. واتس اپ با رسیدن به مرز 500 میلیون کاربر دیگر نمی توانست با ساختاری که پیش آمده بود به مسیرش ادامه بدهد. اکنون لازم بود که از ظرفیت‌های یک شرکت بزرگتر برای ادامه‌ی رشدش استفاده کند. اولین منفعتی که واتس اپ از آن بهره‌مند شد، دسترسی به 6 هزار نفر نیروی انسانی متخصص فیسبوک بود، افرادی که پیشتر اینستاگرام هم از ظرفیت‌شان بهره مند شده بود و اکنون تعدادشان به 25 هزار نفر رسیده است. فیسبوک در مسیر جذب این نیرو تجربیات زیادی اندوخته است و علاوه بر اشتراک‌گذاری نیروی انسانی، این تجربه‌ی با ارزش، آورده‌ی دیگری است که در اختیار واتس اپ قرار می‌دهد. علاوه بر تسهیل نیروی انسانی مارک زاکربرگ، بنیانگذار فیسبوک، اعلام کرد که واتس اپ ضمن حفظ استقلال خود قادر خواهد بود از سرویس‌ها و زیرساخت‌های فیسبوک استفاده کند. در این تعامل وقتی گفته می‌شود فیسبوک به استقلال واتس اپ احترام می‌گذارد، منظور این نیست که آن را به حال خودش رها می‌کند بلکه سعی می‌کند استقلال آن در انتخاب مسیر محصول و برندش را حفظ کند و در عین حال تمام امکانات و توانایی‌هایش را برای بهبود برنامه‌ریزی‌ها، طراحی‌ها و عملیات واتس اپ بسیج کرده و دسترسی به آن‌ها را تسهیل می‌کند.فیسبوک با ارائه‌ی حمایت‌های مالی این امکان را فراهم آورد که واتس اپ به جای تمرکز بر روی درآمدزایی، برنامه‌هایش برای گسترش بازار و جذب مخاطبین را پیگیری کند. در فیسبوک یک تیم تخصصی به موضوع رشد اختصاص داده شده و سطح مهارت آن‌ها در دستیابی فیسبوک به بیش از 2.2 میلیارد مخاطب به وضوح مشخص است. وقتی زاکربرگ از لزوم تمرکز واتس اپ بر روی رشد حرف می‌زند حتما منابعی مانند این تیم حرفه‌ای را هم برای تسریع رشد آن در نظر گرفته است.خرید یک استارتاپ یا شرکت در حال رشد توسط یک شرکت بزرگتر بیشتر از اینکه رنگ و بوی معامله داشته باشد، فرصتی برای تسهیل تعامل و همکاری است.در دنیای امروز فناوری خرید یک استارتاپ یا شرکت در حال رشد توسط یک شرکت بزرگتر بیشتر از اینکه رنگ و بوی معامله داشته باشد، فرصتی برای تسهیل تعامل و همکاری است چنانکه در مورد فیسبوک و واتس اپ شاهد عملکرد مستقل واتس اپ پس از خریداری توسط فیسبوک هستیم و می‌بینیم که هر دو طرف از ظرفیت‌های دیگری برای گسترش کسب و کار و دستیابی به اهداف‌شان بهره‌مند می‌شوند. در فضای کسب و کار ایران شاید شرکت‌هایی به بزرگی فیسبوک نداشته باشیم اما مجموعه‌هایی هستند که در صورت پیاده‌سازی مدل‌های خرید و سرمایه‌گذاری مشابه فیسبوک علاوه بر کمک به توسعه کسب و کارهای نوپا، آینده بازار و کسب و کارشان را آنگونه که منافع مالی و استراتژیک‌شان را تامین کند، رقم بزنند.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2019 11:59:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورزش و ظرفیت‌های آن برای کارآفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-uqzzu2a9zmaw</link>
                <description> کارآفرینی در ورزش ، حوزه‌ی به‌سرعت در حال رشدی از کارآفرینی و تحقیقات مدیریت ورزش است. فرایند کارآفرینی در ورزش دربردارنده‌ی فعالیت‌های کارآفرینی اجتماعی و نوآوری اجتماعی است که در زمینه‌ی ورزشی انجام می‌شوند. ورزش در جایگاه یک صنعت، جزء بزرگ‌ترین صنعت‌های جهان محسوب می‌شود و بر صنایع دیگر از جمله آموزش‌و‌پرورش و گردشگری تأثیر می‌گذارد که خود آنها هم بر نوآوری اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی تمرکز یک‌پارچه‌ای دارند. ورزش به ساختار اجتماعی بیشتر کشورهای جهان گره خورده و چشم‌انداز منحصر‌به‌فردی از کارآفرینی فراهم می‌کند. فرایند کارآفرینی در ورزش را معمولا سازمان‌ها، افراد یا دولت‌هایی آغاز می‌کنند که هم در حوزه‌ی اقتصادی و هم اجتماعی حضور مؤثری دارند.  ویژگی‌های کارآفرینی در حوزه ورزشفعالیت‌های کارآفرینی در ورزش تحت‌تأثیر توسعه‌ی تکنولوژی بوده که با انتشار اطلاعات و ایجاد بازارهای جدید بین‌المللی جدید افزایش یافته است. هدفِ این مقاله آشنایی خواننده با دیدِ نظری در تحقیقات کارآفرینی در ورزش با تمرکز بر ماهیت کارآفرینی اجتماعیِ آن است. پژوهش‌های گذشته نگرانی در مورد فقدان توسعه‌ی نظری در پژوهش کارآفرینی را برجسته کرده‌اند. هدف این مقاله پر کردن شکاف بین ورزش و کارآفرینی اجتماعی و تحقیقات نوآوری اجتماعی است.کارآفرینی در ورزش شامل کارآفرینانی می‌شود که از فرصت‌های حاصل از شبکه‌هایشان استفاده می‌کنند و با شناسایی حوزه‌هایی که می‌توانند در آنها مؤثر باشند، منابعِ موجود را بهبود می‌بخشند. کارآفرینی در ورزش، شناسایی شرایط و رویه‌هایی است که سرمایه‌گذاری‌های تجاری ناگهانی با گرایش اجتماعی در آنها شکل گرفته است.کارآفرینی ورزش تا حد زیادی در ورزش حرفه‌ای رخ می‌دهد که روی سرمایه‌گذاری‌های کارآفرینی اجتماعی تأثیر می‌گذارد. ورزش‌های حرفه‌ای به چهار گروه اصلی خدمات‌رسانی می‌کنند: «طرفداران بر اساس میزان حضور، بینندگان تلویزیونی و خرید کالاهای تیم؛ تلویزیون و سایر رسانه‌ها، ادغام دست‌یابی حق گسترش منحصربه‌فرد، دولت و سایر سرمایه‌گذاری‌های خصوصی در ساخت امکانات ورزشی، حمایت‌های مالی یا خرید کامل تیم توسط شرکت‌ها و حتی دولت‌ها».لیگ‌های ورزشی حرفه‌ای کسب‌وکارهای خصوصی هستند که برای سرگرمی ارائه‌شده، از مصرف‌کنندگان هزینه دریافت می‌کنند؛ شیوه‌ی نوآورانه‌ای که این سازمان‌ها می‌توانند از راه آن سود کلی و سهم بازار را افزایش دهند. هم لیگ‌های ورزشی حرفه‌ای و هم آماتور کارآفرین هستند. در حقیقت، طبیعت ورزش به این معناست که کاملا در جامعه هم آمیخته شده است. علاوه‌بر انگیزه‌های سودآور برای کارآفرینی در ورزش، مدیران شرکت‌های مرتبط با ورزش با کنترل قدرت ورزش به‌منظور دستیابی به اهداف عموم و اجتماع هم می‌توانند عملکرد اقتصادی‌شان را افزایش دهند.اهمیت کارآفرینی در ورزشکارآفرینی مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با معرفی محصولات و خدمات به بازار است؛ می‌تواند شامل ایجاد سازمان‌های جدیدی نیز باشد که به محیط اجتماعی اقتصادی وابسته هستند. کارآفرینی در ورزش، ایجاد و حفظ ثباتِ سرمایه‌گذاری تجاری را با تمرکز بر اهمیت فعالیت‌های تجاری بهبود می‌بخشد. این حوزه از کارآفرینی با بهره‌گیری از جهانی‌شدن و سبک زندگی کارآفرینانه، ترغیب به سرمایه‌گذاری‌های تجاری جدید می‌کند و می‌تواند برای گسترش سرمایه‌گذاری‌های تجاری، در مسیری فراتر از منابع موجود حرکت کند. هدف کلیِ این مقاله نزدیک شدن به فرآیند کارآفرینی کشف، تصویب، ارزیابی و بهره‌برداری از فرصت‌های بازار برای تمرکز بر کارآفرینی ورزشی در بخش اجتماعی است. رفتارهای کارآفرینی ورزشی همچون رفتارهای ریسک‌پذیر، ناشی از پیچیدگیِ بازار جهانی است که شامل حیطه‌های ورزشی مختلفی می‌شود. این حیطه‌ها هم شامل تیم‌های ورزشی حرفه‌ای می‌شوند که برای درآمدزایی تشکیل شده‌اند و هم ورزش‌های همگانی که بدون هدف درآمدزایی در جوامع محلی انجام می‌شوند.کارآفرینی ورزشی با کاربرد استراتژی‌های کارآفرینی برای سرمایه‌گذاری‌های تجاری ارتباط دارد. روش این کارآفرینی استفاده از مهارت‌های اجتماعی و دانش بازار است. یکی از وظایف مهم مدیران، مراقبت دائم از تغییرات بازار است. کارآفرینان برای شناسایی فرصت‌های بازار، معمولا از اطلاعات نامتقارنی استفاده می‌کنند. این کاربردهای مختلفِ کارآفرینی در ورزش، مربوط به منشأ کارآفرینی می‌شوند.برای نخستین بار، شامپیتر (۱۹۱۲) اصطلاح «کارآفرین» را برای اشاره به فردی استفاده کرد که نوآور است و به‌دنبال فرصت می‌گردد. از زمان مقاله‌ی اصلی شامپیتر تاکنون، کارآفرینان همچنان نقش مهمی در رشد اقتصادیِ جوامع خود ایفا می‌کنند. اخیراً یکی از راه‌های تقویت رشد اقتصادی از طریق برون‌سپاری بوده است، که خودش به عنصر رایجی در محیط کسب‌وکار ورزشی دنیا تبدیل شده است.کارآفرینی شامل افرادی در محیط ورزشی است که ذهنیتی را توسعه می‌دهند که نوآوری را تقویت می‌کند. ذهنیت کارآفرینی این‌طور تعریف می‌شود: «شیوه‌ی تفکری درباره‌ی کسب‌وکار که بر ایجاد فرصت‌هایی در شرایط نامطمئن تمرکز دارد و با چشم‌اندازی رشدگرا، انعطاف‌پذیری، خلاقیت، نوآوری و تکرار همراه است.» کارآفرینان ورزشی با جست‌وجوی روندها و فرصت‌های آتی، تغییرات مداوم و نوآوری را تقویت می‌کنند. بنابراین کارآفرینان ورزشی می‌توانند افرادی باشند که با ایجاد سرمایه‌گذاری کارآفرینانه، در حیطه‌ی ورزشی نوآور، فعال و ریسک‌پذیر هستند. این کارآفرینان می‌توانند در صنعتی خاص یا در حوزه‌ی ویژه‌ای همچون ورزش صاحب تجربه باشند.کارآفرینان برخلاف مدیران، به‌احتمال زیاد به‌صورت فعالانه برای منابع سود بکر و بالقوه در جست‌وجو هستند. مطالعه‌ی جالبی درباره‌ی کارآفرینان نشان می‌دهد که مشاهیر کارآفرینیِ منطقه‌ی شیکاگو بیشتر به‌دنبال کسب اطلاعات از ارتباطات شخصی بودند تا منابع اطلاعاتی عمومی همچون مجله‌ها و روزنامه‌ها. بنابراین، کارآفرینان ورزشی می‌توانند قابلیت‌های خود را با استفاده از شبکه‌های اجتماعی توسعه دهند. نمونه‌ی اخیر از این کارآفرینان ورزشی لبران جیمز (LeBron James) است که پیش از آنکه با تیم بسکتبال حرفه‌ای قرارداد ببندد، قراردادهایی با نایک و آپر دک به‌ارزش بیش از ۹۰ میلیون دلار امضا کرد. کارآفرینی در ورزش و نوآوری اجتماعیکارآفرینان ورزشی در فعالیت نوآورانه‌ای درگیر هستند که تواناییِ آنها را برای استفاده‌ی خلاقانه و پویا از منابع افزایش می‌دهد. بنابراین کارآفرینان ورزشی افرادی هستند که ایده‌ها، اطلاعات و روش‌ها را با هدف به‌کارگیری در سرمایه‌گذاری تجاری ایجاد می‌کنند. در بسیاری از موارد، کارآفرینان فعالانه به‌دنبال فرصت‌ها نیستند، بلکه منفعلانه آنها را جست‌وجو می‌کنند، یعنی پذیرای فرصت‌ها هستند، اما فعالانه در جست‌وجوی آنها نیستند. کارآفرینان ورزشی ظرفیتی شناختی دارند که آنها را قادر می‌سازد تا محصولات و خدمات جدید راکه در حال حاضر وجود ندارند، شناسایی کنند. ویژگی‌های شخصیِ کارآفرینان همچون خوش‌بینی و ریسک‌پذیری، با شناسایی فرصت‌ها در ارتباط هستند. کارآفرینان ورزشی برای شناسایی فرصت‌ها در موضع منحصربه‌فردی قرار دارند، زیرا روی اطلاعات جدید درباره‌ی صنعت ورزش جاری تمرکز دارند. دانش و خلاقیتِ کارآفرینان ورزشی است که سرمایه‌گذاری‌های تجاری شکل‌گرفته را هدایت می‌کند.  عادات و سبک‌های کارآفرین ورزشی هم به سرمایه‌گذاری‌های تجاری جهت می‌دهند. شرکت‌های سرمایه‌گذاری طی سال‌های اخیر فعالیت بین‌المللی خود را افزایش داده‌اند که بخشی از آن در حوزه‌ی ورزشی اتفاق افتاده است. وقتی شرکت‌های سرمایه‌گذاری در بازاری خارجی فعالیت می‌کنند، دسترسیِ خود را به منابع درباره‌ی دانش بازار افزایش می‌دهند. برای کارآفرینان ورزشی، بین‌المللی کردنِ شرکت‌های سرمایه‌گذاری دسترسی بیشتری به منابع فراهم کرده است. کارآفرینان ورزشی، برای سرمایه‌گذاری تجاری باید به محیط‌های سازمانی و بین‌المللی مختلف توجه کنند.منبع: چطور</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2019 12:57:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی اکوسیستم استارتاپی شیکاگو در آمریکا + اینفوگرافیک</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/chicago-ecosystem-mnul8ottuey6</link>
                <description> شیکاگو طی سال‌های اخیر، ماجراهای موفقیت استارت آپی تأثیرگذاری را به خود دیده است. این شهر دائماً ازلحاظ درآمدهای سرمایه گذاران خطرپذیر در رده‌ی اول قرار داشته و رقم عجیبی درحدود 1.5 بیلیون دلار در سال 2017 را بابت سرمایه گذاری VC به خود اختصاص داده است. دانشگاه‌هایی مثل مؤسسه‌‌ی فن‌آوری ایلینویز، دانشگاه نورث‌وسترن، و دانشگاه شیکاگو برنامه‌های درجه یکی در کارآفرینی، علوم رایانه‌ای، و مراکز رشد استارت آپ داشته‌اند و سازمان‌های حمایتی مثل 1871، Techstars Chicago یا Catapult Chicago برای خلق داستان موفقیت بزرگ بعدی تلاش می‌کنند.  زیربخش‌های قدرتمند اکوسیستم شیکاگوFintech: شیکاگو کانون فعالیت فین تک در غرب میانه‌ی آمریکاست، بیش از 23% از تمامی سرمایه گذاری های VC محلی در طول 6 سال گذشته به استارتاپ های فین تک اختصاص یافته‌اند. مرکز این بخش، FinTEx است، جمعی از سازمان‌های پیشرو در عرصه‌ی فین تک و خدمات مالی که به‌منظور ترویج همکاری و برانگیختن نوآوری فین تک با هم کار می‌کنند. گل سرسبد استارتاپ‌های فین تک شیکاگو، Avant است، یک پلت‌فرم اعتباردهی آنلاین که سردمدار تأمین گزینه‌های اعتباری برای مشتریان دارای درآمد متوسط در آمریکا شده است. این پلت‌فرم درحال‌حاضر مجموعاً حدود 1.8 بیلیون دلار تا به امروز سرمایه جذب کرده است.AI, Big Data &amp; Analytics: به فاصله‌ی چند ساعت با شیکاگو، دانشگاه ایلینویز در Urbana-Champaign یکی از 10 برنامه‌ی برتر آمریکا برای هوش مصنوعی، روباتیک و سایبرنتیک را اداره می‌کند و استعدادهای بسیار آموزش‌یافته‌ای را وارد صحنه‌ی استارتاپ های محلی هوش مصنوعی می‌نماید. یک استارت آپ مطرح این عرصه، Narrative Science است، شرکتی که نسلی از هوش مصنوعی با زبان طبیعی پیشرفته تولید می‌کند که مثل یک انسان یاد گرفته و می‌نویسد. این شرکت تابه‌حال حدود 43 میلیون دلار سرمایه گرفته است. شیکاگو هم‌چنین موفقیت‌های بسیاری در اسکیل آپScaleup عملی است که در آن شرکت مدل کسب و کارش را به یک مدل تکرارپذیر تبدیل کند. همچنین تطابق محصولش با نیازهای بازار را تایید کرده و به این اطمینان رسیده است که مدل اقتصادی در ابعاد کوچک جواب می دهد و اگر ابعاد را بزرگتر کند باز هم جواب خواهد داد. داشته است، مثل Uptake Technologies، یک تحلیلگر پیش‌بینی‌کننده‌ی صنعتی که در اواخر 2017، سرمایه‌ای بالغ بر 117 میلیون دلار جذب کرد، و درحال‌حاضر 2.3 بیلیون دلار ارزش داد. Adtech: دهه‌هاست که شیکاگو بزرگ‌ترین نیروگاه آمریکا در صنعت تبلیغات است و به داشتن چند آژانس تبلیغاتی افسانه‌ای مثل شرکت لئو بارنت می‌بالد. پس بیراه نیست اگر بگوییم که شیکاگو امروزه از یک زیست بوم Adtech پرآوازه برخوردار است. این شهر خانه‌ی چندین استارت آپ موفق Adtech مثل سیگنال است، یک شرکت بازاریابی میان کاناله که حدود 80 میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. این شرکت فن‌آوری‌های بازاریابی مبتنی بر ابر را به‌طور یکسان در اختیار برندها و آژانس‌های دیجیتال قرار می‌دهد.  «هرچه دانشجویان بیشتری به فین تک، هوش مصنوعی و ابرداده و تحلیل علاقمند می‌شوند، کارآفرینی دانشگاه-محور بیشتر در شیکاگو گسترش می‌یابد. به‌علاوه، فارغ‌التحصیلان و فعالان عرصه‌ی صنعت، برای گرفتن سرمایه و حمایت مالی و اثرگذاری اقتصادی ازطریق کارآفرینی و پژوهش در زمینه‌ی صنعت،  هر چه بیشتر به سمت جاهایی مثل مرکز پولسکی سوق می‌یابند.»ای. جی. ریدی، مدیر ابداعات راهبردی در مرکز کارآفرینی و اختراع پولسکی در دانشگاه شیکاگو «ما به‌عنوان مرکز فن‌آوری و کارآفرینی شیکاگو، بر این باوریم که مؤسسان شرکت در صنعت فین تک می‌توانند در اینجا رشد کنند و رونق یابند. ما می‌دانیم که مؤسسان در این بخش باید به تخصص دیگران تکیه کنند و  معتقدیم که شیکاگو بیشتر از هر شهر دیگری،  از کهنه‌کاران و باتجربه‌های عرصه‌ی صنعت برخوردار است.»هووارد تولمن</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2019 17:10:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@ecomotive_ir/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-t1wxvthfpyjt</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۴۷ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۲۲۵ مرتبه لایک شدند و ۱۳ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۷۴ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۳,۴۰۴ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۱۹۶,۹۷۸ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۲۴۶۲ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/jr6q08nnjbfi-qBOk.mp4 </description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2019 11:05:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سکوت موسیقی!</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-f81tyy88gudy</link>
                <description> در فضای استارتاپی عادت بر این است که از موفقیت‌ها بگوییم تا امیدمان به آینده را زنده نگه‌داریم اما اشتباه بزرگی است که شکست گذشتگان را به فراموشی بسپاریم و از تجارب گذشتگان بهره‌مند نشویم. برای این منظور تیم اکوموتیو اقدام به جمع‌آوری تجربیات مجموعه‌ای از استارتاپ‌های ناموفق کرده است تا شاید مرور سرگذشت ناکام ایشان زمینه‌ای باشد برای موفقیت  استارتاپ‌های نوپای جامعه استارتاپی ایران. این مجموعه به مرور و در قالب بخش داستان شکست منتشر و در اختیار مخاطبین قرار خواهد گرفت. سومین قسمت از این مجموعه که به داستان شکست استارتاپ Guvera می‌پردازد را با هم مرور می‌کنیم.  شرکت گوورا به عنوان سرویس آنلاین پخش موسیقی و سرگرمی در سال 2008 به ثبت رسید. سرمایه‌ی این شرکت در ابتدا از جانب سرمایه‌گذاری خصوصی اِما در خارج از استرالیا تأمین شد. گوورا حدود 50 میلیون دلار از سرمایه‌گذاران کوچک‌تر رده‌بالا دریافت کرد که عمدتاً متشکل از شرکت‌های حسابداری و دیگر کسب‌وکارهای خدمات مالی بودند. نسخه‌ی بتای آن در فوریه‌ی 2010 در استرالیا، و مارس همان سال در آمریکا، شروع به کار کرد. درواقع گوورا در ابتدا در قالب نسخه بتا و فقط ازطریق دعوتنامه برای گروه منتخبی از کاربران منتشر شد.اوت 2011، گوورا، فیل کوارتارارو را به‌ عنوان مدیر جهانی موسیقی خود منصوب کرد و در سپتامبر همان سال، به دفتر جدیدی در گلدکوست استرالیا نقل مکان کرد. مارس 2012، با ایجاد پلت‌فرم موبایل این شرکت، و دسامبر 2012 با انتشار اپلیکیشن های موبایل برای آی.‌او.اس و اندروید در استرالیا همراه بود. سپس اپلیکیشن آی‌پد در اوت 2013 منتشر شد. در مارس 2014 گوورا توافقنامه‌ای با لنوو امضا کرد تا شریک جهانی موسیقی آن شود؛ یعنی سرویس پخش موسیقی گوورو بر روی دستگاه‌های تلفن همراه‌ لنوو از قبل نصب شدند.گوورا در سال 2015، Blinkbox Music را طی توافقنامه‌ای از Tesco خرید. در سال 2015 جایزه‌ی طلایی را در رقابت طراحی اپلیکیشن آسیا از آن خود کرد.در اکتبر 2015 کارمندان سابق Blinkbox Music یک پرونده‌ی 10 میلیون پوندی علیه گوورا تشکیل دادند.این شرکت در می 2016، در جوایز طراحی اپلیکیشن جهانی، طلای بین‌المللی را برد. در ژوئن 2016 گوورا از فهرست بازار سهام بلوکه شد.گوورا فعالیت در پنج بازار را آغاز نمود: استرالیا، هند، اندونزی، عربستان سعودی، و امارات متحده‌ی عربی. در جولای 2016، دارن هرفت از سمت مدیرعاملی این شرکت برکنار و کلائس لوبرگ از مؤسسان شرکت جایگزین وی شد.در 27 جولای 2016، شرکت تمام فعالیت‌های خود را در بازار اصلی‌اش یعنی استرالیا متوقف ساخت و  تأکید نمود که قصد دارد تمام تلاش‌های خود بر کشورهای کلیدی درحال‌ظهور مثل هند و اندونزی متمرکز کند. 27 ژوئن 2017 اعلام شد که تحقیقات دادگاه فدرال درمورد گوورا آغاز شده است.این استارتاپ که در سال 2008 تأسیس شده بود، پیش از اینکه 100 میلیون دلار عرضه‌ی عمومی اولیه‌اش توسط اوراق بهادار استرالیا بلوکه شود، 185 میلیون دلار افزایش سرمایه داشت.دفترچه سهام عرضه‌ی عمومی اولیه‌ی گوورا بسیار مورد انتقاد قرار گرفت و این شرکت پس از دریافت 45 اصلاحیه از جانب کمیسیون اوراق بهادار و سرمایه­ گذاری استرالیا، مجبور به ارائه ­ی نسخه­ ای جدید شد. در سال مالی 2016 گوورا با فقط 1.2 میلیون دلار درآمد، 81 میلیون دلار از دست داد.در می 2017 گوورا تمامی فعالیت‌های خود در بازارهای آسیایی باقیمانده را متوقف ساخت.در روزهای آینده داستان‌های بیشتری از شکست استارتاپ‌ها را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. شکست‌هایی که نگاه درست به آن‌ها می‌تواند زمینه موفقیت ما را فراهم کند!</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2019 18:22:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لزوم ثبت و مراقبت از ایده ها در راه اندازی استارت آپ</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/be-cautious-with-your-ideas-vxzlddgdjsfz</link>
                <description> در هفتمین بخش این مجموعه، درباره‌ی داشتن قراردادهای امضا شده برای محافظت از کسب و کارتان دربرابر اختلافات قانونی احتمالی صحبت کردیم. در این مقاله، حفاظت از دارایی‌های حساس فکری شرکت در برابر سرقت یا افشاگری‌های احتمالی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.فرآیند تبدیل ایده تان به محصول و استارت آپ به معنای عرضه‌ی آن ایده به جهان خارج است. کارمندان، سرمایه گذاران و مشتریان به‌صورت غریزی به سمت شما کشیده نمی‌شوند، ازاین‌رو باید به دنیا نشان دهید که با کسب و کار خود در آینده قرار است چه کاری انجام دهید. یعنی بتوانید درمقابل بسیاری از افرادی که نمی‌شناسید، درباره‌ی آنچه ساخته‌اید و اینکه چطور با هر چیز دیگری در بازار متفاوت بوده یا از آن‌ها بهتر است، صحبت کنید.صحبت کردن درمورد ایده‌هایتان در محیط عمومی، هزینه‌ی تلاش برای انجام کسب و کار است، اما اگر مراقب نحوه‌ی حفاظت از حساس‌ترین جزئیات کاری خود نباشید، می‌تواند خطرناک باشد. آگاهی اجمالی از تاریخچه‌ی کارآفرینی به ما می‌گوید که برای عده‌ای معمول است که به خاطر منافع خودشان، از جزئیات خاص کار شخص دیگری کپی‌برداری کنند.بنابراین برداشتن چند قدم کوچک برای حفظ اسرارتان می‌تواند به اطمینان از اینکه نبوغتان فقط به خودتان تعلق خواهد داشت، کمک کند.هر کسب و کاری باید کارمندانی را استخدام کند، و هیچ‌ کسب و کاری شخصی را استخدام نمی‌کند که از همان ابتدا باور داشته باشد که او غیرقابل‌اعتماد است. اما روابط می‌تواند بد پیش برود، و کارمندان ناراضی، اطلاعاتی را که در شرکت شما فرا گرفته‌اند نزد یک رقیب برده یا برای خودشان دکان باز کنند. شما نباید درمعرض خطر کارمندان سابقی قرار بگیرید که هنگام ترک شرکت، اطلاعات حساس را با خودشان از آنجا خارج می‌کنند. بدین‌منظور، هر قرارداد استخدام، باید شامل بندهایی شود که استفاده و انتشار هرگونه اطلاعات حساس و مبادله‌ی اسرار کاری را پس از خروج کارمند از شرکت، ممنوع می‌سازد، و اگر شما لازم بدانید بندهایی حاوی شرط عدم رقابت هم در آن گنجانده می‌شود که کارمندان را از کار در صنعت مشابه، برای یک دوره‌ی زمانی مشخص باز می‌دارد.امنیت محیط کار واقعی شما، راه دیگری برای حفاظت از دارایی فکری است که می‌خواهید آن را خصوصی نگه دارید. محدود کردن دسترسی به نمونه‌های اولیه و طراحی‌ها و مشخصات فنی به آنهایی که به آن اطلاعات برای انجام کارشان نیاز دارند، می‌تواند از بروز مشکل به سرقت رفتن این دارایی معنوی یا خارج شدن اتفاقی اطلاعات جلوگیری کند. در نمونه‌ای از سوءاستفاده، شرکت بازی‌ساز Zynga در سال 2012 علیه کارمند سابق خود، اقامه‌ی دعوی کرد، چرا که او اطلاعات شرکت را روی حساب شخصی Dropbox خود کپی کرده و آنجا را برای پیوستن به شرکت رقیب ترک کرده بود. داشتن گاوصندوقی برای نگهداری کپی‌های فیزیکی و دیگر دارایی‌های ارزشمند، و هم‌چنین فضای امن ذخیره‌سازی دیجیتال برای طراحی‌ها و اسناد رایانه‌ای شرکت، به‌خصوص در عصر نقض امنیت، امری ضروری است. کارمندان باید اهمیت امن نگه داشتن آن اطلاعات را در هنگامی که استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند بفهند، هم‌چنین در زمانی که در جریان وظایف روزمره‌ی خود، مرخصی ساعتی می‌گیرند.سرانجام باید برخی از این ایده‌ها را به دنیای بیرون ببرید تا کسب و کار خود را ارتقا دهید. محیط عمومی خطر دزدیده‌ شدن ایده‌هایتان را افزایش می‌دهد، و اگر اختراع خود را پیش‌تر ثبت نکرده باشید، افشاسازی در ملأ عام می‌تواند شانس ثبت اختراع شما را از بین ببرد. اگر قرار است به سراغ گروه حرفه‌ای کوچک‌تر یا شرکا، تأمین کنندگان ، یا تولیدکنندگان احتمالی بروید، عقل حکم می‌کند که تمام افراد دخیل در کار، یک قرارداد عدم افشاسازی امضا کنند که به‌ واسطه‌ی وجود تهدید قانونی، آنها را از صحبت درباره‌ی هرگونه جزئیات خاصی که با آن‌ها در میان گذاشته‌اید باز می‌دارد.اما مواردی پیش می‌آید که امکان ندارد بتوانید همه‌ی افراد مخاطب خود را به امضا کردن این قرارداد وادار کنید. اگر در یک رویداد یا نمایشگاه تجاری با حضور صدها نفر یا بیشتر صحبت می‌کنید، از لحاظ منطقی امکان ندارد که از امضا شدن قرارداد توسط همه‌ی افراد اطمینان حاصل کنید، مگر اینکه بخواهید همه را مجبور کنید. از سوی دیگر، اکثر سرمایه گذارانِ مجاز، هنگام ملاقات برای بحث درباره‌ی سرمایه گذاری احتمالی، به امضای قرارداد مبادرت نمی‌ورزند (و شما هم نمی‌خواهید با درخواست چنین چیزی از آن‌ها، قدم اشتباهی بردارید). در این موارد، عاقلانه‌تر است که به جزئیات سطح بالا درمورد محصول خود بچسبید که می‌توانند درباره‌ی نحوه‌ی عملکرد و برآورده سازی نیازی توسط آن در بازار، اطلاع‌رسانی کنند بدون اینکه اطلاعات زیادی را ارائه دهید که هر کسی در نمایشگاه تجاری بتواند به واسطه‌ی آن‌ها محصولتان را کپی کند. (یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای به احتمال زیاد، اعتبار خود را با دزدیدن ایده‌ی شما و قرار گرفتن تحت پیگرد قانونی خدشه‌دار نخواهد کرد، پس از طرف آن‌ها جای نگرانی نیست.)وارد شدن به خصوصیات شرکتتان به هنگام صحبت، می‌تواند حکم ورود به میدان مین را داشته باشد، اما عمل کردن مطابق با عقل سلیم، همراه با داشتن قراردادهای امضاشده می‌تواند به حفظ امنیت ابداعات شما کمک کند.در بخش بعدی این مجموعه، درباره‌ی نحوه‌ی برنامه‌ریزی برای موفقیت صحبت خواهیم کرد.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Mon, 11 Mar 2019 11:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 استارتاپ تأثیرگذار فناوری بیمه در سال 2018 را بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/5-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2018-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-rbk1qkf8f98j</link>
                <description> به گزارش اکوموتیو، بازار بیمه پس از سه صده بهره‌مندی از ثبات اقتصادی، حالا توسط استارت‌آپ‌های پیشرو در زمینه فناوری، به صورت تمام و کمال در معرض تغییر و تحول قرار گرفته است. اکنون که محصولات بیمه‌ای دیجیتال غیر سنتی، زمان‌مند و متناسب با نیاز بازار به راحتی جای خود را در میان اعضای ناراضی و بی‌اعتماد به مؤسسات سنتی پیدا کرده‌ است، رقابت در این حوزه حتی از تصور کارآفرینان و سرمایه‌گذاران اولیه فراتر رفته است.گرایش به تأسیس شرکت‌­هایی که حمایت سرمایه‌گذار را با خود دارد، در بخش‌های مختلف بازار بیمه تغییر و تحولات سریعی را به این صنعت وارد می‌کند. بزرگ‌ترین محرک این روند که مدل‌های تجاری، ساختار ارزشی و توانایی‌های کلیدی تمامی شرکت‌های درگیر را شکل می‌دهد، تقاضای مشتری است.در ادامه به پنج استارت‌آپ تأثیرگذار در حوزه فناوری بیمه که در حال ایجاد تحول در تمامی سطوح بیمه هستند، پرداخته شده که مقایسه آن‌ها با استارتاپهای ایرانی تفاوت قابل ملاحظه فعالیت آن‌ها را نشان می‌دهد.نگاهی به استارتاپهای بیمه‌ای ایرانی نشان می‌دهد این کسب و کارهای نوین بیشتر در مرحله فروش محصول وارد شده‌اند و همین امر سبب شده نحوه فعالیت آن‌ها اغلب شبیه هم باشد ضمن اینکه در بسیاری موارد استارتاپهای جدید نمونه مشابه و کپی شده از استارتاپ های موجود هستند.علاوه براینکه ورود اغلب استارتاپهای ایرانی صرفاً در مرحله فروش و بازاریابی سبب شده خلاقیت و نوآوری کمتری شکل بگیرد و سایر لایه‌های بیمه گری از حضور استارتاپ ها بی‌نصیب بماند. Everledgerآن‌ها خود را «محافظ دیجیتالی آینده» می‌خوانند که نمی­توان آن را بی‌جهت دانست. اورلجر که بنیانش در سال 2015 گذاشته شد، برای جلوگیری از کلاه‌برداری و تقلب در حوزه جواهرات که سالانه مبلغ هنگفت 2 میلیارد دلار به بیمه‌گران خسارت تحمیل می‌کند، از قوی‌ترین فناوری‌ها استفاده می‌کند. اورلجر با بهره‌گیری از فناوری بلاک‌چین، قراردادهای هوشمند و بینایی ماشینmachine vision، توانسته پروفایلی یکتا و تغییرناپذیر برای اموال گرانبها ایجاد کند و مسیر کلاه‌برداری را مسدود نماید.اورلجر با دیجیتالیزه کردن و ثبت کردن بیش از یک ‌و نیم میلیون الماس در تلاش است تا با بهره‌گیری از انضمام فناوری به دنیای بیمه، اعتماد را به بازار جهانی بازگرداند. این استارتاپ که در لندن قرار دارد با طرح‌هایی که برای گسترش حوزه خدمات خود به سایر بازارها در نظر گرفته، خدمات خود را به بازار سرمایه­‌گذاری الماس سنگاپور و نیز غول‌های حوزه فناوری نظیر شرکت SAP -مستقر در آمریکا- ارائه می‌دهد.Metromileشرکت مترومایل که در سان‌فرانسیسکو استقرار دارد، بیمه خودرو به شیوه پرداخت به ازای مسافت طی شده، برای کسانی که سالانه کمتر از 5000 کیلومتر مسافت طی می‌کنند، ارائه می‌دهد. این مدل منحصربه‌فرد قیمت‌گذاری برای افرادی مناسب است که در کلان‌شهرهای ناوگان عمومی قوی یا ابَرشهرهای متراکم زندگی می‌کنند و نیز رانندگان جوان و هر کس دیگری که نیازی به بیمه خودروی نامحدود ندارد.این شرکت با استفاده از دستگاهی کوچک که به خودرو متصل می‌شود، میزان مسافت طی شده مشتریان خود را اندازه می‌گیرد که راه‌حل آسانی است برای حل نزاع‌هایی که بر سر خسارات به وجود می‌آید. آن‌ها همچنین اپلیکیشنی در اختیار مشتریان قرار می‌دهند که هر مسئله‌ای پیرامون خودرو نظیر یافتن خودروی پارک شده و حفظ خودرو در شرایط سالم را برای راننده بسیار ساده می‌کند. درعین‌حال، مترومایل مجموعه‌ای از امکاناتی که سایر شرکت‌ها می‌توانند ارائه دهند را به نمایش می‌گذارد.در حال حاضر مترومایل تنها در هفت ایالت آمریکا فعالیت دارد و در تلاش است تا با گسترش حوزه پوشش خود به سایر ایالت‌ها، نام خود را به عنوان یک استارتاپ تحول‌آفرین برای رانندگانی که مسافت طی شده کمی دارند، در بازار بیمه به تثبیت برساند. انتظار می‌رود با وجود 191 میلیون دلار جذب سرمایه، مترومایل بتواند بازار بیمه خودرو را به سرعت دچار تحول کند.Oscar Healthاسکار هلث با رشد سرمایه قابل توجه 400 میلیون دلاری، در مسیر ایجاد تحول در بازار بیمه سلامت و نیز ایفای نقش، به عنوان بخشی از یک انقلاب بین‌المللی در زمینه فناوری‌­های حوزه سلامت قدم برمی‌دارد.ایده پشت این استارتاپ تحول‌آفرین که در نیویورک مستقر است، ارائه مشاوره و جست‌وجوی درمانی در کمترین زمان به افرادی است که به واسطه کارفرما، تحت پوشش بیمه خصوصی نیستند. شرکت اسکار با بهره‌گیری از یک اپلیکیشن کاربرپسند و وب‌سایت خود، طرح‌های فردی و نیز مراقبت‌های شخصی ارائه می‌دهد. سادگی طرح‌های آن‌ها و نیز تقاضای بازار برای خدمات بهداشت‌ و‌ درمان منطقی و درعین‌حال کارآمد، آن‌ها را به یک استارت‌آپ تحول‌آفرین چابک مبدل می‌کند.Trovاستارت‌آپ تروو مستقر در بریتانیا، طرح‌هایی با انعطاف‌پذیری مناسب، استاندارد و تقاضامحور را به منظور حفاظت از اموال خصوصی ارائه می‌دهد. در دنیای دست‌نخورده و سنتی بیمه، آنچه کاربر یا مشتری با آن روبه‌رو می‌شود، به شکلی افراطی یکدست به نظر می‌رسد. با استفاده از تروو، بیمه‌نامه‌ها را می‌توان در هر لحظه آغاز، معلق یا متوقف کرد. در این بستر می‌توان از طریق گوشی تلفن هوشمند، فرایند مرتبط با خسارت‌ها را طی چند دقیقه انجام داد و از طریق گفت و شنود آنی منازعات و شکایات را حل و فصل کرد.در حال حاضر دامنه پوشش این شرکت به بریتانیا و استرالیا محدود می‌شود اما آن‌ها در تلاش‌اند تا فعالیت خود را به آمریکا نیز گسترش دهند. تروو تاکنون توانسته مجوز فعالیت در 31 ایالت آمریکا را کسب کند؛ اما فارغ از بحث گسترش حوزه پوشش، این شرکت قصد دارد با ورود به بازار مترومایل، بیمه‌های اتومبیل پرداخت به ازای مسافت نیز به مشتریان ارائه دهد و بدین ترتیب بر رقابت میان استارتاپ های فناوری بیمه در حوزه خودرو بیافزاید. 91 میلیون دلار سرمایه‌ای که شرکت تروو جذب کرده حاکی از شرایط مطلوب برای رسیدن به اهداف مشخص‌شده و حتی گذر از آن‌ها است.Lemonadeمی‌توان ادعا کرد که لیموناد شرکتی است که تاکنون بیشترین توجه‌ها را در حوزه فناوری بیمه به خود جلب کرده است. این شرکت بیمه‌گر که عملکردی مشابه یک شرکت نرم‌افزار توزیع‌شده (SaaS) دارد، همراه با فضا و کیفیتی بسیار کاربر پسند و با بهره‌گیری از یادگیری ماشین و نیز آنچه «چت­‌بات جذاب» نامیده می‌شود، به بازار بیمه وارد شد.در حال حاضر لیموناد پیشرفته‌ترین مدل بیمه شخص به شخص (P2P) را به بیش از 14 هزار نفر (تا ماه ژوئن 2017) ارائه می‌دهد. این استارتاپ ساکن در نیویورک اخیراً با حذف کسورات -از شرایط نامطلوب در بیمه‌نامه‌های سنتی- قدمی شجاعانه در مسیر تحول در صنعت بیمه برداشته است. با در اختیار داشتن این ایده‌های تحول‌آفرین، میلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری و نیز حضور یک استاد مشهور اقتصاد رفتاری در پست مدیر بخش رفتاری (Dan Ariely) باید انتظار داشت برای سال‌های متوالی شرکت لیموناد محور بحث‌های حوزه فناوری بیمه باقی بماند.آینده حوزه فناوری بیمهصنعت بیمه پس از چندین سال استفاده از فرآیندهای زمان‌بر و پیچیده، به شدت نیازمند تغییر و تحول است. بیمه‌گران و استارتاپ‌ها در حال پذیرش این واقعیت هستند و انتظار می‌رود شرکت‌های جدید بیشتری به صحنه فناوری بیمه وارد شوند. موضوع مهمی که در تمامی بخش‌های بیمه همچنان حل نشده باقی مانده بحث انحراف از تعادل است؛ در درازمدت عرضه و تقاضا در آستانه تعادل قرار می‌گیرد. در این مسیر تحولات ناشی از حوزه فناوری بیمه آشکار است. این تحولات به سرعت اتفاق می‌افتد، برخی از این ابداعات احتمالاً کوتاه‌مدت باشند و پس از مدتی از میان بروند، با این حال برخی دیگر همانند نمونه‌هایی که در متن آمده، احتمالاً ماندگار خواهند شد.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Sun, 10 Mar 2019 21:58:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایل استفاده از سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی برای استارتاپ ها چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/CVC-Ecomotive/why-corporate-venture-capital-ouqh0hdxmaiz</link>
                <description> تاکنون در سری مقاله های مربوط به موضوع سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی یا همان CVC ، آن را معرفی کردیم و تفاوت های آن را با VC بر شمردیم. حال باید این سوال را پاسخ داد که چه عواملی سبب می‌شود که شرکت‌های بزرگ دنیا از میان مدل‌های سرمایه‌ گذاری متنوعی که وجود دارد مدل CVC را برای سرمایه گذاری انتخاب کنند و این مدل چه منافعی را برای آن‌ها به همراه دارد؟ در یک تحقیق از متخصصان CVC پرسیده شد که چرا شرکت‌هایشان تصمیم می‌گیرند با استفاده از مدل سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی بیشتر از سایر روش‌های سرمایه گذاری استفاده کنند. آن‌ها پنج دلیل را برای وقوع این امر مطرح کردند که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:گذار از دامنه‌ی باریک‌تر به وسیع‌ترCVC ها از محیط کسب و کار مادرشان فراتر می‌روند و با دید بازتری آنچه در صنایع مختلف اتفاق می‌افتد را رصد می‌کنند. این امر باعث می‌شود که بتوانند بخش‌هایی که در آینده به صورت مستقیم به کسب و کار مادرشان مرتبط خواهد بود را شناسایی کنند و از این طریق هم برای آن، ایجاد ارزش کنند. در واقع دامنه‌ی نگاه وسیع‌تر و همچنین بزرگ بودن شبکه‌ی افرادی که CVC با آن‌ها در تعامل است سبب می‌شود که با روندهای کلان صنعت آشنا شود و آن را با شرکت مادر به اشتراک بگذارد. ثمره‌ی این شناخت، ایجاد قدرت تصمیم‌گیری در شرکت مادر برای ورود به حوزه‌های نو و انتخاب‌های گزینه‌های بهتر در پیشبرد حوزه اصلی کسب و کارش خواهد بود.گذار از آنالیزهای سطحی تا عمیقمعمولا بیشتر تصمیم‌ها بر اساس درک مستقیم حاصل از تجربه و مطابق با استراتژی‌های شرکت، گرفته می‌شوند اما لازم است که CVC ها قبل از سرمایه گذاری بررسی کنند که یک استارتاپ چگونه به تحقق اهداف مالی و استراتژیکی شرکت کمک می‌کند.هنگامی که CVC به درستی نیازهای استارتاپ را شناسایی کند، می‌تواند بهترین چارچوب را برای دسترسی استارتاپ به دانش، توانایی و ارتباطات خود ایجاد کند. بدین صورت فرآیند رشد استارتاپ تسریع می‌شود و دستیابی به اهداف مشترک استارتاپ و CVC تسهیل می‌شود. در سوی دیگر نیز اقدامات استارت آپ برای آزمایش مسیرهای جدید توسعه‌ی کسب و کار، نیازمندی‌هایی که با آن مواجه می‌شود و تلاش‌هایی که برای غلبه بر موانع انجام می‌دهد تجربه‌ای ایجاد می‌کند که در صورت تعامل نزدیک ، CVC نیز از آن بهره‌مند خواهد شد.بررسی و تحلیل صحیح وضعیت و آینده‌ی استارتاپ ضروریتی است که اگر به آن پرداخته شود، ضمن ایجاد زمینه‌ی تعامل و اتخاذ تصمیم‌های بهتر، شناخت پیرامونی دقیق‌تری هم برای CVC و شرکت مادر آن ایجاد می‌کند.گذار از آرزوهای پایین‌تر به بالاترریسک پذیری CVC ها سبب می‌شود که استارتاپ ها دست به انتخاب هایی بزنند که در شرکت مادر به سبب محدودیت‌های تصمیم‌گیری، قابل اتخاذ و پیگیری نیستند. این شرایط سبب می‌شود که تمام پتانسیل استارتاپ برای دستیابی به سود بیشتر فعال شود و در صورت موفقیت آن، شرکت مادر نیز تصمیم راحت‌تری برای ورود به این حوزه‌های دارای ریسک خواهد داشت. اینگونه است که شرکت مادر با تشکیل یک CVC می‌تواند برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه‌اش، منافع خود را با منافع شرکت‌های کوچکتر ولی دارای اختیار و پتانسیل بالا گره می‌زند. اگرچه شاید نسبت شکست به موفقیت سرمایه گذاری های یک CVC ، هشتاد به بیست باشد، اما در این صورت هم، شرکت‌های مادر به خاطر حاشیه سود بسیار بالا، در صورت موفقیت بعضی از استارتاپ ها، بسیار منتفع خواهند شد. معمولا CVC ها با چشم اندازی بلند مدت فعالیت می‌کنند و یک جایگزین برای نوسانات ارزش گذاری فراهم می‌کنند که می‌تواند عمیقاً بر استراتژی «ادغام و اکتساب» سنتی‌تر تاثیر بگذارد. CVC به دلیل هدف قرار دادن توسعه ی شرکت اصلی از طریق استارت آپ ها به صورت طبیعی زمان بیشتری برای رسیدن به این هدف در اختیار آن ها قرار می‌دهند و می‌توانند مزد این صبوری را نیز با دستیابی به هر دوی اهداف مالی و استراتژیک دریافت کنند. از طرفی دیگر این استراتژی بلند مدت را می توان موهبتی بزرگ برای استارتاپ ها دانست که می توانند ضمن داشتن اختیار عمل بیشتر، فشار کمتری را تحمل کنند و به جای تعاملات فرسایشی با سرمایه گذار انرژی خود را صرف گسترش کسب و کارشان نمایند.گذار از تغییرات تدریجی به تغییرات سیستماتیکCVC‌ ها نوآوری های تحول آفرین را تقویت می‌کنند. در حالی که دستیابی به این نوع نوآوری ها در استراتژی عملیاتی شرکت ها چندان امکان‌پذیر نیست. این نوآوری های تحول آفرین ممکن است از طریق محصولات، فناوری ها، خدمات یا مدل های کسب و کار جدید ظاهر شود که می‌تواند به رشد کسب و کار اصلی یک شرکت کمک کند و حتی در نهایت سیستم کلی کسب و کار را تغییر دهد.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2019 16:01:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 دلیل برای استفاده از اپلیکیشن موبایل در کسب و کارها</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/7-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-yo7vb0ens9j1</link>
                <description> اگر فکر می‌کنید اپلیکیشن‌های موبایل منحصراً برای برندهای معروفی مثل ”والمارت” و ”آمازون” و … هستند، سخت در اشتباهید. بسیاری از کسب و کارهای کوچک و متوسط با فهمیدن این‌که استراتژی‌های تاثیرگذار بر روی مشتری شامل چیزهایی فراتر از وب‌سایت موبایل می‌شود، به دنبال ترندهای دیگر موبایل رفته‌اند.در حقیقت، این روزها شاهد بسیاری از کسب و کارهای کوچک هستیم که اپلیکیشن موبایل مخصوص به خود را دارند و به همین سبب این شرکت‌ها در زمینه‌ی توسعه‌ی بازاریابی خود چند قدم جلوتر از رقبایشان هستند.اگر هنوز مطمئن نیستید چرا کسی باید به دنبال ساخت اپلیکیشن موبایل خود باشد، در ادامه با ما همراه باشید چرا که در این مقاله هفت فایده‌ی استفاده از اپلیکیشن موبایل را برایتان آورده ایم.1. حضور مداوم در جلوی دید مشتریانآمارها نشان می‌دهند که هر شهروند عادی آمریکا بیش از دو ساعت را در روز، در حال استفاده از گوشی موبایل است. این حقیقت که هر کاربر باید صفحه را باز کرده، اسکرول کند و در گوشی به دنبال اپلیکیشن‌های موردنظر بگردد، هیچ‌گاه تغییر نخواهد کرد. “جلوی چشم بودن” می‌تواند به نفع شرکتتان باشد؛ زیرا ذهن ما ناخودآگاه هر عکس و نوشته‌ای را که می‌بیند ضبط می کند؛ حتی اگر خودمان متوجه نشویم.2. ساخت کانال بازاریابی مستقیماپلیکیشن‌ها عملکردهای بسیاری دارند: می‌توانند اطلاعات عمومی، قیمت، فرم رزرو، امکانات جستجو، اکانت‌های کاربری، پیام‌ها، فیدهای خبری، و بسیاری چیزهای دیگر را ارائه دهند.یکی از بزرگترین فواید داشتن اپلیکیشن موبایل این است که تمام اطلاعاتی را که مایل به ارائه به مشتریان خود هستید – از جمله فروش‌های ویژه و تبلیغات – درست زیر انگشتانشان قرار می‌دهید. از طریق نوتیفیکیشن‌ها (نمایه‌ها) به تعامل مستقیم، نزدیک‌تر می‌شوید و می‌توانید به آسانی محصولات و خدمات خود را در زمان مناسب به مشتریان یادآوری کنید. 3. ارائه‌ی امتیاز به مشتریان خودحالا که بحث دسترسی بیشتر به اطلاعات شد، می‌توانید از این وضعیت برای دیجیتالی کردن برنامه وفاداری کاربران هم استفاده کنید. به جای اینکه از ساختارهای قدیمی برای حفظ کاربران استفاده کنید، مزایا و امتیازاتی برای آن‌هایی که از اپلیکیشن شما استفاده می‌کنند در نظر بگیرید. افرادی که اپلیکیشن شما را نصب می‌کنند ارتباط نزدیک با شما خواهند داشت و لذا نرخ وفاداری بالاتری را تجربه خواهید کرد. 4. ساخت نام تجاری و شهرتاپلیکیشن موبایل برای کسب و کارتان می‌تواند کمک بزرگی به آگاهی مردم از نام تجاری شما بکند. این موضوع را به دو بخش دسته‌بندی می‌کنیم که ترکیبشان موجب موفقیت اپلیکیشن شما می‌شود:نام تجاری: اپلیکیشن موبایل مانند یک بیلبورد خالی است. می‌توانید هر کاری که می‌خواهید با آن انجام دهید؛ می‌توانید آن را شیک، مد روز، کاربردی، شوکه کننده، یا آموزنده بسازید؛ اما چیزی که واقعا می‌خواهید، ساخت اپلیکیشنی با امکانات مورد علاقه‌ی مشتریانتان است که در عین حال روند خوب و طراحی زیبایی داشته باشد.شهرت: هر چه مشتریان خود را بیشتر با اپلیکیشن درگیر کنید، زودتر مایل به خرید محصولات و یا خدماتتان می‌شوند. به این کار در تبلیغات اصطلاحا “فرکانس موثر” می گویند. بر اساس تجربه، برای جلب توجه واقعی به حداکثر 20 بار شنیده‌ شدن و یا دیده شدن برندتان نیاز است.5. بهبود مشارکت مشتریانچه گل فروش باشید یا خدمات ارائه دهید، مشتریانتان نیازمند راهی برای دسترسی به شما هستند. امکان پیام‌دهی در اپلیکیشنتان، تفاوتی در راه ارتباطی شما با مشتریانتان ایجاد می‌کند. کمی به آن فکر کنید: برای مثال استارتاپ Open table، کل مدل کسب و کار خود را بر اساس این قاعده ساخته است. به‌جای زنگ زدن به رستوران برای رزرو میز، می‌توانید درخواست خود را با کمتر از پنج کلیک در سکوی Open table انجام دهید. حالا به این فکر کنید: چه تعداد از مشتریانتان ترجیح می‌دهند به‌جای تلفن، از طریق پیام‌دهی با شما ارتباط برقرار کنند؟6. به چشم آمدن در زمین رقابتاین روزها، تعداد اپلیکیشن‌ها در سطح کسب و کارهای کوچک هنوز اندک هستند؛ اما از همین جاست که می‌توانید از رقبای خود جلو بزنید. اولین کسب و کار در محل خود باشید که به مشتریان خود اپلیکیشن موبایل پیشنهاد می‌دهد. آن‌ها از رویکرد آینده‌نگرانه‌ی شما شگفت‌زده خواهند شد! 7. افزایش وفاداری مشتریدر آخر، مهم‌ترین علت برای ساخت اپلیکیشن موبایل، وفاداری مشتری است. با تمام شلوغی‌های تبلیغاتی اطراف از قبیل بنرهای کنار جاده، بیلبوردها، تابلوهای نوری، تبلیغات روزنامه‌ها، اعلامیه‌ها، کوپن‌ها، وب‌سایت‌ها، بنرهای وب‌سایت، تبلیغات فیس بوک، و بازاریابی ایمیلی، به تدریج تاثیر خود بر مشتری را از دست می‌دهید. وقتش است دوباره ارتباطی واقعی و صمیمانه با مشتریان خود ایجاد کنید و آن‌ها را تبدیل به علاقه‌مندان وفادار محصول یا خدمات خود کنید. نمی‌گویم اپلیکیشن موبایل کسب و کارتان را نجات می‌دهد؛ اما می‌تواند راهی باشد تا به مشتریان خود نزدیک‌تر شده، و در فاصله‌ی یک “سر انگشتی” آن‌ها باشید.حال از کجا شروع کنید؟ دو راه دارید:یک گروه توسعه‌ی اپلیکیشن استخدام کنید یا تیم ایجاد اپلیکیشن خود را راه اندازی کنید (بسته به میزان اهمیتی که به استراتژی موبایل می‌دهید).از یکی از سازندگان فوق‌العاده اپلیکیشن موبایل مانند ”swiftic” ،”build fire” یا ”apps builder” برای ساخت اپلیکیشن موبایل خود استفاده کنید تا نگران برنامه‌نویسی و مسائل فنی هم نباشید.در هر صورت، اپلیکیشن موبایل جزو استاندارد هر کسب و کاری در آینده خواهد شد. تصمیم امروز شما، پایه‌ی آینده‌ی کسب و کارتان می‌شود. انتخاب این‌که بخواهید یکی از اولین‌ها باشید یا نه، به خودتان بستگی دارد.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Fri, 08 Mar 2019 22:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با انواع معیارهای ارزیابی و سنجش استارتاپ ها + اینفوگرافیک</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/types-of-startup-metrics-infographic-t3nmozlmclt3</link>
                <description> شاید در ابتدا بهتر باشد با معنای واژه ارزیابی آشنا شویم ؛ ارزیابی را فرآیند تشخیص درجه کیفیت یک ویژگی یا عملکرد می‌گویند این عمل در استارتاپ ها به منظور یافتن نقاط ضعف و قوت و بررسی و تحلیل آنها در جهت رشد بالقوه استارتاپ انجام میگیرد. معمولا برای ارزیابی یک استارتاپ دیدگاها و جنبه های مختلفی مطرح می باشد که می‌توان آنها را در چندین دسته از جمله زاویه دید شخص ، دیدگاهای فنی و تخصصی ، دیدگاه مصرف کنندگان و زاویه دید بین المللی قرار داد.همواره یکی از ضعف هایی که اکوسیستم استارتاپی ایران را تحت تاثیر قرار داده است نبود داده و اطلاعات کافی برای ارزیابی و سنجش دقیق استارتاپ هاست ؛ که حتی این امر باعث مشکلات زیادی در زمینه تامین مالی استارتاپ ها گردیده است و سرمایه گذاران با توجه به اینکه دید مناسبی از یک استارت آپ ندارند نمی توانند برآورد صحیحی از ارزش آن استارتاپ داشته باشند که منجر به تامین مالی کمتر از نیاز لازم ، یا بیشتر از نیاز آن استارتاپ میگردد که در هر دو صورت مشکلات عدیدی را برای هر دو طرف سرمایه گذار و مالکان استارتاپ دارد.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2019 13:21:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیرعامل الوپیک از مسیر موفقیتش می‌گوید</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-t2x0jpmyynk3</link>
                <description> در حاشیه دهمین جشنواره وب و موبایل شاهد سخنرانی افراد شاخصی بودیم که تجربیاتشان را با دیگر اعضای اکوسیستم به اشتراک گذاشتند.  سخنرانی جذاب مهدی نایبی، مدیرعامل الوپیک، زمینه‌ای شد تا تیم اکوموتیو تصمیم بگیرد محتوای آن را با شما مخاطبان عزیز به اشتراک بگذارد.در فرصتی که دارم تمایل دارم از تجربه‌ی یکساله‌ی خودم و شریکم آقای مهرشاد پزشک برایتان تعریف کنیم. نه من شخص استثنایی‌ای هستم نه آقای پزشک. هر کس با این روندی که من سعی می‌کنم جزء جزء توضیحش بدهم می تواند از هیچی به ایده‌ی خوبی برسد، از ایده ی خوب ، یک جنس اولیه تولید کند و در نهایت از آن جنس اولیه، شرکتی موفق راه بیندازد. خود ما در الوپیک، حدود 50 هزار شغل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ایجاد کردیم.ما، آذر ماه 95 الوپیک را راه انداختیم. اسم آن را الوپیک گذاشتیم. بازارمان هم که مشخصا حمل و نقل آنلاین بود. تیم را هم من پیدا کردم. به خصوص شریک که باید این‌جا بگویم مانند همسر دوم می‌ماند؛ به خاطر این‌که شاید روزهایی بیشتر از 15 ساعت با هم کار می‌کردیم. نه معلوم بود چه زمانی می‌خواهیم این کسب و کار را راه بیندازیم، نه اسم آن مشخص نبود. بازار هم که واقعا مشخص نبود به دلیل این‌که من تا آن‌روز پیک آنلاین ندیده بودم. منظورم این است که آن شرکتی که شما از ابتدا در ذهنتان دارید لزوما اینگونه نیست که همه چیز آن برایتان مشخص باشد؛ مثلا این‌که اسم آن را بدانید یا دقیقا بدانید بازارتان چه باید باشد یا این‌که از بچگی با شریکتان بوده باشید. موضوع این است که فقط نیاز است ذهنیت کلی را داشته باشید. من اصلا ایران نبودم و خیلی‌ها از من می‌پرسند چرا به ایران برگشتی؟ حقیقت این است که برگشتن به ایران همیشه در ذهنم بوده است. من هر جا صحبت کردم، گفتم که به نظرم بازار ایران از همه جای دنیا برای راه اندازی استارتاپ بهتر است.اگر بخواهم بگویم چطور به ایده‌ی الوپیک رسیدم، باید بگویم که ایده‌ی اول ما اصلا الوپیک و پیک آنلاین نبود. برعکس خیلی از آدم‌ها که فکر می‌کنند ما باید در ایران ایده‌ی جدید اختراع کنیم. اتفاقا این‌طور نیست. ما باید بگردیم ببینیم در جاهای دیگر دنیا یا بازار‌های دیگر مانند کشور‌های در حال توسعه، چه کارهایی انجام شده است. این مثل این می‌ماند که شما به آینده رفتی و دیدی چه اتفاقی افتاده است. بعد باید به عقب برگردی و ببینی چگونه آن را باید ایجاد کنیم. پس به نظرم این‌که خیلی‌ها می‌گویند ما نباید کانسپت‌های بقیه را در این‌جا پیاده کنیم، نادرست است. بسیاری از این‌ها، ایده های موفقی هستند که می‌توان آن‌ها را در ایران پیاده‌سازی کرد.  ما هم همین کار را انجام دادیم. 500  استارتاپ موفق را در کشور‌هایی مانند اندونزی و برزیل که احساس می‌کردیم از جهاتی شبیه به ایران هستند، بررسی کردیم تا ببینیم چگونه می‌توانیم ایده‌ی آن‌ها را به اینجا انتقال دهیم. مرحله‌یبین آن‌ها، است بعد، از ارتاپ‌هایی را که ارزش آن‌ها بیش از 100 میلیون دلار است را فیلتر کردیم. که حداقل مطمئن باشیم اگر ما این استارتاپ را در ایران پیاده کنیم، حداقل یک پنجم آن می‌گیرد.فیلتر سوم بر این اساس بود که این اشتباه است که ما فکر کنیم چون یک ایده‌ای در آن‌جا جواب داده، حتما در این‌جا نیز جواب خواهد داد و ما بخواهیم عینا آن را در ایران کپی کنیم.  پس مسئله‌ی سوم این است که استارتاپ مورد نظر، آیا واقعا مسئله‌ای را در اینجا حل می‌کند یا خیر. موضوع بعدی این است که آیا زیرساخت در کشور، برای پیاده‌سازی آن ایده فراهم است یا خیر. مثلا برای کسب و کار ما، تعدادی گوشی موبایل هوشمند کافی بود یا سرعت اینترنت موجود برای کار ما جوابگو بود و حتی سرورمان اجازه می‌داد که ما حداقل استارت اولیه‌ی کار را بزنیم.شما اگر استارتاپ‌های موفق را ببینید، درمی‌یابید که آن‌ها تغییر وحشتناکی را در روند فکری یا کار روزمره‌ای که انجام می‌شده ایجاد نمی‌کنند. یعنی قبلا هر کسی زنگ می‌زد و پیک سفارش می‌داد، ما این امکان را به او دادیم که از طریق تلفن همراه خود این کار را انجام دهد و  از این طریق می‌توانیم اطلاعات خیلی بیشتری به صورت زنده در اختیار کاربر قرار دهیم. فرهنگ‌سازی هم بسیار اهمیت دارد، زمانی که ما الوپیک را در ایران راه انداختیم، شرکت‌های دیگری هم در حوزه‌ی اینترنت و جابجایی مسافر فعال بودند. همین مسئله، کارِ ما را چه برای توضیح دادن به پیک‌ها و چه توضیح سرویسمان به مردم راحت تر کرده بود و از دلایل اصلی رشدمان هم همین مسئله بود.یک نکته‌ی مهمی که باید بگویم این است که ما بعد از همه‌ی این فیلترهایی که انجام دادیم، باز هم به ایده‌ی الوپیک نرسیدیم. ایده‌ی اولیه‌ی ما Car sharing بود. به این‌صورت که مثلا اگر کسی از کرج به تهران می‌آید یا می‌خواهد از تهران به اسلامشهر برود، کسانی که همین مقصد را دارند را با خود همراه کند. اصل قضیه هم این است که شما اساس کار را باید درست بچینید تا در صورت نیاز بتوانید به سرعت ایده‌ی خود را تغییر دهید. ما نیز نهایتا به ایده‌ی الوپیک رسیدیم.سوال اصلی این است. اگر شما ایده‌ی خوب دارید، بازار آن درست است و مسئله‌ای واقعی را می خواهد حل کند، چگونه می‌خواهید این ایده‌ی ابتدایی را به جنس اولیه تبدیل کنید؟ اگر لیستی تهیه کنیم، مهمترین موضوع تیم سازی است. من به خوبی با شریکم، آقای پزشک مَچ شدم و توانستیم یک تیم خیلی خوب را که همگی از ابتدا با ما هستند و امیدوارم در ادامه نیز همراه ما باشند را بسازیم. همین تیم خوب باعث شد ما ظرف مدت یک سال، در شرایطی که حتی ایده‌ی اولیه‌ی مطمئنی هم نداشتیم، به امروزی برسیم که روزانه ده ها هزار درخواست را پشتیبانی کنیم.اشتباهی که خیلی‌ها در ایران انجام می‌دهند این است که می‌گویند: هر کسی اول وارد بازاری شد، موفق می‌شود در حالی‌که اصلا این‌گونه نیست. آن زمانی که ما الوپیک را راه انداختیم، خیلی‌های دیگر هم وارد حوزه‌ی پیک آنلاین شده بودند. مهم این است که چه کسی می‌تواند به اندازه‌ی بازار برسد. همه جای دنیا هم به همین صورت است. مثال ساده‌ی آن فیسبوک است. خیلی‌ها قبل از فیسبوک، به ایده‌ی شبکه‌ی اجتماعی‌ای که بتوان در آن تعامل کرد، رسیده بودند ولی فیسبوک توانست بزرگ شود و بازار را دست بگیرد. الوپیک هم دقیقا به همین صورت بود. یعنی خیلی‌ها به این ایده رسیده بودند، ولی سرعت تطبیقشان با بازار کم بود. و نکته‌ای که این تطبیق‌پذیری را ایجاد می‌کند، همان تیم است. ابتدای کار 50 نفر به صورت یک ماهه استخدام کردیم، در حال حاضر روزانه 500 نفر استخدام می‌کنیم. اولین ماه 100 درخواست انجام دادیم؛ اما در حال حاضر چندین میلیون درخواست ماهانه داریم.مهدی نایبی درباره‌ی موضوع سرمایه خیلی نمی‌خواهم حرف بزنم؛ اما سرمایه فقط این فرصت را به شما می‌دهد که وقت اولیه‌ بین زمانی را که ایده یه ذهن شما می‌آید تا زمانی که جنس اولیه را بسازید، بیشتر می‌کند. مزیت دیگری را ایجاد نمی‌کند. نه ایده را بهتر می‌کند، نه تیم را موفق‌تر و نه کیفیت تیم را بالاتر می‌برد؛ فقط زمانتان را تا پیاده‌سازی اولیه‌ی ایده، افزایش می‌دهد. زمانی که ایده‌ی الوپیک را در ذهن داشتیم، می‌دانستیم که به چیز‌های زیادی مثل پیک، وانت، امکان چند مسیره سفارش دادن، اپ اندروید و … نیاز داریم ولی مهمترین موضوع این بود که ما نیاز داشتیم بدانیم که تست اولیه‌ی‌مان جواب می دهد یا خیر؛ یعنی یک مبدا و یک مقصد داشته باشیم و کاربر بتواند سفارش دهد، حتی نیم ساعت هم طول بکشد تا پیک برسد.ما در عرض چهار ما توانستیم MVP را پیاده کنیم. بعد از این‌که MVP ساخته شد، تنها رمز موفقیت چابکی است که با چه سرعتی می‌توانید هم جنستان و هم برنامه‌ی خود را نسبت به اتفاقاتی که در بازار میفتد و فیدبکی که می‌گیرید مدیریت کنید. زمانی که ما الوپیک را زدیم، تارگت‌هایی که برای 24 ماه تعیین کرده بودیم، در عرض سه ماه موفق شدیم به آن‌ها برسیم و مجبور بودیم از همه نظر، خودمان را با این غافل‌گیری و پیشرفتی که داشتیم تطبیق دهیم.  یک مقدار هم سعی می‌کنم درباره‌ی الوپیک اطلاعات ارائه کنم. زمانی که ما الوپیک را راه انداختیم، یک دفتر داشتیم، الان 8 دفتر داریم که یکی از آن‌ها دفتر مرکزی و بقیه دفتر‌های استخدامی است. اولین روزی که شروع به کار کردیم، 5 نفر بودیم؛ اما در حال حاضر بیشتر از 250 نفر شده ایم. ابتدای کار 50 نفر به صورت یک ماهه استخدام کردیم، در حال حاضر روزانه 500 نفر استخدام می‌کنیم. اولین ماه 100 درخواست انجام دادیم؛ اما در حال حاضر چندین میلیون درخواست ماهانه داریم. چالش اصلی برای ما این است که چگونه می‌توانیم با همین سرعت به رشد خودمان ادامه دهیم.مهم‌ترین موضوع، 12 ماه ابتدایی یک کسب و کار است که متوجه می‌شوید ایده‌ی شما جواب داد. الگوی ما یک شرکت اندونزیایی است که تقریبا یک میلیون راننده دارد که کار‌های مختلفی انجام می‌دهند؛ یعنی مارکت پلیس در اختیار شما قرار می‌دهد. ما وقتی مارکت پلیس را تا یک ماه دیگر راه‌اندازی کنیم، خیلی از کسانی که غیر مستقیم از ما استفاده می‌کردند -چه سفارش غذا یا خرید اجناس دیگر- می‌توانند مستقیما از طریق الوپیک خرید انجام دهند. نکته‌ی دیگر، سرویس است که می‌تواند به الوپیک اضافه شود و از این طریق رانندگان الوپیک با شرکت‌های دیگر همکاری کنند. و مثلا برای کاربران همراه اول یا ایرانسل یک‌سری خدمات انجام دهند.</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Wed, 06 Mar 2019 14:30:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رقیب Zappos چگونه از میدان خارج شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Ecomotive-ir/%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-zappos-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%B4%D8%AF-tl2o8rdsnf93</link>
                <description>در فضای استارتاپی عادت بر این است که از موفقیت‌ها بگوییم تا امیدمان به آینده را زنده نگه‌داریم اما اشتباه بزرگی است که شکست گذشتگان را به فراموشی بسپاریم و از تجارب گذشتگان بهره‌مند نشویم. برای این منظور تیم اکوموتیو اقدام به جمع‌آوری تجربیات مجموعه‌ای از استارتاپ‌های ناموفق کرده است تا شاید مرور سرگذشت ناکام ایشان زمینه‌ای باشد برای موفقیت  استارتاپ‌های نوپای جامعه استارتاپی ایران. این مجموعه به مرور و در قالب بخش داستان شکست منتشر و در اختیار مخاطبین قرار خواهد گرفت. دومین قسمت از این مجموعه که به داستان شکست استارتاپ Shoes.com می‌پردازد را با هم مرور می‌کنیم.  Shoeme.ca از دل همکاریِ شان کلارک و راجر هاردی متولد شد، تا راهکاری برای تحویل کفش‌هایی باشد که اینترنتی سفارش داده می‌شدند. جولای 2014، شرکت سرمایه‌گذاری هاردی، این سایت را که در ونکوور مستقر بود، همراه با OnlineShoes.com –مستقر در سیاتل- از شرکت Brown Shoe خریداری نمود. در ادامه با خریداری و افزوده‌شدن دامنه Shoes.com به این مجموعه، شرکت نام جدید Shoes.com را بر خود نهاد.20 می 2014 درآمد خالص شرکت به حدود 45 میلیون دلار رسید. Shoes.com بیش از 250 کارمند در سرتاسر آمریکای شمالی،200 میلیون دلار درآمد سالیانه و 8 میلیون مشتری در سرتاسر آمریکا و کانادا داشت. می 2015 ارزش شرکت به 320 میلیون دلار رسیده بود و دفتر مرکزی آن در ونکوور قرار داشت.اما Shoes.com رقیب قدرتمندی مثل Zappos داشت که خدمات منحصربه‌فردی به مشتریانش ارائه می‌داد، مثل تحویل و پس‌گرفتن رایگان کالا، سرویس مشتریان 24 ساعته‌ و بدون زمان انتظار، انتخاب‌های گسترده، الگوریتم‌هایی که محصولات مشابه را پیشنهاد می‌دادند و … . خدماتی که اتفاقا به دلیل بی‌تجربگی هاردی و کلارک در زمینه‌ی مد و خام‌بودن ابزار خرید شرکت، یا وجود نداشت یا به صورت ضعیف ارائه می‌شد. نارضایتی و شکایت مشتریان از تحویل سفارش‌های اشتباه و فقدان سرویس مناسب برای پاسخگویی به آنان از جمله نقاط ضعف Shoes.com در این زمینه محسوب می‌شدند. از سوی دیگر یکی از اشتباهات استراتژیک شرکت، فعالیت در کشور کانادا بود به‌گونه‌ای که حتی Zappos به عنوان اصلی‌ترین رقیب این شرکت حاضر نبود در کانادا کار کند، چراکه راه‌اندازی تجارتی سودده در این کشور دشوار است، به‌خصوص هزینه‌های حمل‌ونقل در این کشور پهناور و کم‌جمعیت، بسیار بالاست. در واقع، خدماتی مثل تحویل یا پس‌گرفتن رایگان کالا در کانادا، ضرر مالی بزرگی برای هر شرکت محسوب می‌شود. مجموعه این دلایل به نوعی موجب شد تا شرکت کم‌کم به انتهای راه خود برسد.27 ژانویه 2017، خبر توقف فعالیت‌های Shoes.com منتشر شد. اوایل فوریه، شرکت اعلام ورشکستگی نمود درحالی‌که بدهی‌های سنگین و مشتریان بزرگی داشت که معلوم نبود بتواند از پس تحویل سفارشات آنها بربیاید.در روزهای آینده داستان‌های بیشتری از شکست استارتاپ‌ها را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. شکست‌هایی که نگاه درست به آن‌ها می‌تواند زمینه موفقیت ما را فراهم کند!</description>
                <category>اکوموتیو</category>
                <author>اکوموتیو</author>
                <pubDate>Tue, 05 Mar 2019 11:36:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>