<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Eddy Hezarian</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@eddyhzn</link>
        <description>برنامه نویس موبایل و توسعه دهنده سایت هستم با دو سال سابقه کار و همچنین اشنا با دیزاین صفحات اپلیکیشن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:04:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2834291/avatar/rf8NzL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Eddy Hezarian</title>
            <link>https://virgool.io/@eddyhzn</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تستِ مامان</title>
                <link>https://virgool.io/@eddyhzn/%D8%AA%D8%B3%D8%AA%D9%90-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-cp1ucm6lurhp</link>
                <description>چرا این کتاب رو مطالعه کردماین نوشته شامل خلاصه ای از برداشت های من راجب این کتابهمن در لحظه ای که نیاز پیدا کردم این کتاب رو بخونم راجب ایده های خودم اطلاعات قطعی میخواستم و نیاز به یک سیاست خوب برای جمع اوری اطلاعات داشتم. شکست های قبلی من در مذاکره نکاتی این کتاب راجبش نهی میکنه رو تایید میکنهقوانین تست مامانکتاب با خوده مفاهیم تست مامان شروع میشه.شما وقتی یه سری سوالا رو راجب ایدت با مامانت مطرح میکنی احتمالا برای اینکه دلتو نشکونه یا تو ذوقت نزنه بهت نمیگه چقد ایدت افتضاحه و یا هیچ ربطی به اون نداره. نکته وقتی جالب میشه که مشتریانت و تقریبا همه ی کسایی که ایدتو باهاشون مطرح کردی همین عملکرد رو توی الگوی رفتاریشون خواهند داشت. میشه پس این برداشت رو کرد مشکل از دلرحمی مامانت نیست ؛ مشکل از استراتژی تو برای جمع اوری اطلاعاته.اولین مشکل گفت و گوی تو چیه ؟ ایدتو مطرح کردیتا میتونی سعی کن ایدتو همون اول کار یهو لو ندی . این کار باعث میشه کل جوابایی که طرفت میده در چارچوب و تصورات اون راجب ایدت باشه که هرگز نمیتونی اطلاعات جدیدی رو حداقل به صورت مطئنی که میخاستی دریافت کنی.سه تا قانون اصلی رو رعایت کنی بازیو بردیبه جای ایده های خودت راجب زندگی شخصی و فرآیند های جاری صحبت کنبه جای سوالای کلی و نظر و ایده ها راجب عملکرد گذشته ی اونا در مواجه با مشکل حرف بزنبیشتر شنونده باش و وراج نباشپرسیدن سوال خوب چه شکلیه ؟موقعیتی که میگم رو تصور کن . تو توی حوزه ای که توش داری کار میکنی به فنا رفتی و هرچیزی که راجبش ایده چیدی شکست خورد. اینجا چی برات مهمه ؟ تو به دلایل اصلی به فنا رفتنت نیاز داری و حداقل سه تا سوال بزار تو جیبت که جوابش بشه اینایی که گفتم و این میشه سوال خوب پرسیدن.یا اصن چرا بخای  شکست بخوری، فک کن موفق شدی ؛ همه ی ایده هات گرفته و زدی به هدف حالا دنبال چی میگردی ؟ دنبال دلایل موفق شدنت.دارم راجب حرف میزنم ؟ ایده اینه من توی مذاکره باید از فضای احتمال ، غیر قطعی ،‌ خیالی یا هر مضخرف دیگه ای که حاشیه بره و جواب توش نباشه دوری میکنی.به طور کلی از چی باید فرار کنی ؟تعریف و تمجید ،‌ پرحرفی های گمراه کننده و فرضیه های خیالیوعده های باد هوا و کلی گوییایده ها و نظرات مشتریتعریف ها و تمجید هاطرفت ممکنه برای اینکه تورو از سرش وا کنه ازت تعریف کنه بدترین چیزی که میتونی اخر جلسه بدست بیاری اینه که یارو کلی ازت تریف کنه و توهم درحالی که منتظری بری پیش بقیه راجبش پز بدی. یادت نره که تو دنبال اطلاعات میگشتی نه تایید شدن.برای فرار کردن همچین شرایطی اصن ایدتو نگو که یارو بخاد تحسینت کنه اگه هم گند زدی و گفتی ایدتو سریع برگرد به فلوکارت و سعی کن با بقیه سوالاتت جواب سوالاتت رو پیدا کنی و جلسه رو با گفتن من جواب سوالامو گرفتم ترک کنی.چه علائم وجود داره که گرفتار تعریف تمجید شدی ؟ علائمش اینه که تو از در میای بیرون و به همکارت میگی حاجی یارو عشق کرد با ایدم و خیلی به وجد اومد.قبل از ادامه دادن شادیت از خودت بپرس :اصن میدونی چرا خوشش اومده ؟چقدر و چطور کمکش میکنه ؟منافعی که اون درک کرده چیه و چطور میتونه ایدشو با زندگیش هماهنگ کنه ؟مگه قبلا برای حل مشکل چیکار کرده بود که الان تو شدی عیسی مسیح اون ؟اینجا موضوع تایید طلبی هم مطرحه؛ ادم عاشق تایید شدنه ولی تایید طلبی اونم درست زمانی که طرف یکم رودربایستی و عدم صمیمیت زیاد بات داشته باشه باعث میشه برای اینکه ناراحتت نکنن همش ازت تعریف کنن و شرّتو کم کنن. باید دنبال بازخورد منفی باشی . از پرسیدن سوالاتی که اساس فکریتو میبره زیر سوال و ریسک اینو دارن که تهش بفهمی کل زحمتتات ابدوغه نترس و استقبال کن.اگه طرفت خواست ایدتو بگی بگو اخر جلسه میگم. همون گفتنش همه چیو خراب میکنه.وعده های باد هوا و کلی گوییبزار بازم اینو تاکید کنم،‌تو برای پیدا کردن جوابت اینجایی و اینو یادت نره توی گفت و گوی اینشکلی نظر شخصی هیچ اعتباری نداره.میخوام بگم توی اینجا داری از فضای غیر معین و قطعی فرار میکنی و باید بشناسی چیزایی که از رو شکم گغته میشن و هیجوقت هم رهگیری و امکان سنجی نمیشن.علائم این خیالات چیه ؟کلی گویی : از کلمه ی کلیدی (‌ اغلب ،‌معمولا ،‌هیچوقت ،‌همیشه ) استفاده میشهعلتش هم ممکنه این باشه نتونستی زمین بازی رو خوب برای طرف با جزییات توصیف کنیوعده ی یه قرونی : ( ایشالا ،‌بعدا)احتمالات ذهنی : ( سر فرصت ، حتما ،‌ قطعا ، شاید )تو دنبال این نمیگردی و احتمالا شدی سوژه ی درد و دل و غرغر کردن با طرفت ( خودتو از فضای خیالی بکش بیرون و توی زمین بازیت بازی کن)هر پاسخی راجب عملکرد اینده ی طرف یه دروغ محضه .نکته ای که هست اینه که باید احساسات طرف رو تشخیص بدی و هر وقت داشتی تو عالم برهوت میرفتی سریعا با پرسیدن یه سوال معین موضوعت رو متمرکز نگه داریاگه تو کلید حرف های خیالی رو بدی دستش که دیگه بدتر . اینا یه سری سواله که کلید خیال پردازی رو میده دست طرف :تاحالا شده ……….. ؟فکرشو بکن که ………….اصن شده که …………… ؟تصور کن ……………… .وقتی طرف یه وعده ی توخالی بت میده که دلت خوش شه از عملکرد گذشتش بپرسی.ایده ها و نظرات طرف مقابلصاحب کمپانی فورد میگه میگه من اگه قرار بود برای تولید محصول از مردم نظر بخام نمیگفتن یه ماشین خفن تر میگفتن یه اسب سریع تر. مشتری توی زمین بازی خیالی بازی داره میکنه پس انتظار نداشته باش ایده هاش بتونه خط فکریتو روشن کنه.وقتی مشتری ایده میده بت ببین چقدر اون ایده حیاتیه . در واقع مشخص کن که چقدر از احساساتش استفاده کردهاین سوالا رو بپرس تا دستت بیاد :بودن یا نبودش چه تاثیری داره ؟چقد ضروریه براتچرا ضروریه اصنتا الان چطور کارا بدون این پیش میرفتچقدر بودنش کمک میکنه و چقد کمک میکنهعلائم وجود احساسات رو میتونی با این سوالا تشخیص بدی :بیشتر میتونی راجبش توضیح بدی ؟فک کنم برات خیلی مهمه . دلیل خاصی داره ؟کجاش ازار میده بهت ؟بررسی سوالاتبیا سوال پرسیدن رو تمرین کنیم.سوال قرمزا قوانین تست مامان رو رعایت نمیکنن و سبزا رعایت میکنن.⭕ به نظرت این ایده ی خوبیه ؟اینجا هم قبلش ایدتو لو دادی هم انداختیش تو رودربایستی هم اجازه ی خیال پردازی بش دادی🙂بیا این ایده رو بهینه کنیم.آنالیز راه حل های جایگزین⭕ اگ یه طرحی ارائه که این نکات رو ارائه بده شما حاضرید قبولش کنید ؟اینجا هم یه دریچه ی دلرحمی مخاطب رو باز کردی همینجا به بن بست میخوری.اینم بیا بهینه سازی کنیم:سوالاتی برای فهمیدن داستان تلاش های مخاطب برای رفع مشکل⭕ برای یه محصول که این امکانات رو بت بده چقد حاضری بدی ؟اینجا در واقع قراره یه سری اعداد خیالی که پایه و اساسشون شکم طرفه رو بشنوی نه هیچ چیز دیگه.⭕ راه حل ایده آلت چطوریه ؟این سوال ریسکیه و در واقع هدفت این نیست که ببینی فانتزی های طرفت چیه بلکه میخای انگیزه ی اصلی مخاطب رو برای یک محصول ایده آل بفهمی. معمولا این سوال دیتای با کیفیتی رو نمیده چون داره توی عالم غیر قطعی میچرخه.✅ چرا این ویژگی برات مهمه ؟اها این شد . این میتونه مارو به یه جواب قطعی برسونه.✅ اگه این فیچر نباشه چه عواقبی برات داره ؟اینجا هم موفق شدی به یک علت شکست برسی که بسیار مهمه .✅ اخرین باری که این اتفاق برات افتاد رو میتونی بازگو کنی ؟یه سناریو با موضوع مشخص به دست اوردی✅ فرآیند کاریت رو میتونی برام توضیح بدی ؟دقیقا مث سوال قبلی تونستی یه داستان واقعی رو نکته برداری کنی✅ راه حل هایی که به کار بردی چیا هستن ؟جایگزین هایی که اومدن و رفتن رو میتونی چک کنی و میتونی بفهمی چه راه هایی رو رفته و برگشته.در تکمیل این سوال میتونی این داده هارو هم به دست بیاریسوالاتی برای فهمیدن راه حل فعلی⭕ حاضری اینقد پول بدی برای محصولی که این فیچر رو داره؟از مشتری دعوت کردی که یه وعده ی تو خالی بهت بده . برای صحت این وعده از عملکرد اون سوال بپرس راجب اون موضوع✅ الان چطور مشکل رو حل میکنی ؟خلاقیت مشتری در بازه ی زمانی فعلی رو پیدا میکنی و میتونی اطلاعات کلی رو بکشی بیرون.✅ منبع درآمد اصلی الان کجاست ؟اینو وقتی میپرسی که میخای سلسله مراتب و فرد تصمیم گیرنده ی اصلی رو پیدا کنی . اونی که پول خرج میکنه.✅ به نظرت نفر بعدی که باهاش باید صحبت کنیم کیه ؟از نتورک بقیه برای خودت استفاده کن که اطلاعات رو بکشی بیرون✅ ایا چیزی هست که باید از شما بپرسم ؟مغز مخاطب رو یه جارو برقی بکش ببین اگه چیزی رو ته ذهنش نگه داشته و فرصتش نیومده که بیان کنه و پا پیش بزاره و بپرسه.مخاطب درست رو چطور پیدا کنم ؟مشتری که تمایلی به حرفات نمیده رو میشه فهمید که احتمالا مخاطب اشتباهییه و هرچقد زودتر بشناسیش به نفعته ولی چطور . بی تمایلی رو میشه از رو لحنش فهمید و باهوش باش توی فهمیدن لحن یارو. چندتا سوال بپرس تا دلیل بی تمایلی رو بپرسی که یه تیر اخری زده باشیحالا اینا یه سری سواله که بفهمی مخاطبت درسته یا نه ؟چقدر برات مهمه ؟چقدر وقت میگیره یا چقد براش میخای وقت بزاریبرنامه ی پیشرفت چیهنکات تکمیلییه مدلی هست که معرفی شده برای بازدهی بیشتر جلسات که شامل ۳ تا جلسه ی پشت سر همه که تو هرکدومش اطلاعات عمیق تر میشن ولی فراهم کردن فرصت ۳ تا مصاحبه خیلی سختهبهترین راهت ایجاد دیدار های غیر رسمیه . تو با ایده ای که از ازمون ذهنی داری که خودت رو توی وضعیت به فاک رفته تصور کردی سوالات زیرکانه ی خودت رو بلدی حالا باید سعی کنی توی جو دوستانه این دیتا رو بدست بیاری.از یادداشت برداری غافل نشو. تا میتونی یجوری یادداشت برداری کنی که ریز به ریز دیتا رو بکشی بیرون و بعدا بتونی انالیز کنی و تیمت هم بتونه سریع بر اون جلسه مسلط بشه.</description>
                <category>Eddy Hezarian</category>
                <author>Eddy Hezarian</author>
                <pubDate>Fri, 16 Aug 2024 07:20:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر خوب از دید لایه های پایین تر</title>
                <link>https://virgool.io/@eddyhzn/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1-v7unegljernz</link>
                <description>اینا تجربه ی من از کار کردن با مدیر های مختلف انالیز اون ها و تجربه ی همکاری توی مدیریت  یه شرکت  و به عنوان کسی که خیلی زوم میشه روی عملکرد مدیر ها و نقاط ضعف و قوت اونها : محيط کار مهمهوقتی کارمندت از روز شنبه و اومدن به دفتر خسته و شاکی باشه یعنی بازیو باختی. این خیلی مهمه یه محیط کاری بسازی که توش بتونه صددرصد خودشو نشون خودش بده و حداقل از خودش توی تایم کاری و محیط کاری راضی باشه . وقتی برای کارمندت حاضری نیستی خرج کنی و وسیله های درست حسابی بگیری پس بدیهیه که نباید انتظار داشته باشی که بهت وفادار باشه و صد خودشو برای کمپانی تو خرج کنه .اینکه نیازشونو بفهمی و بتونی تامین کننده یه محیط کاری خفن براشون باشی مطمئن باش توی طولانی مدت خیلی زیبا خودشو نشون میده و به مرور میبینی که وقتی سرکارن خیلی شادابن و ۱۰ درصد هم اضافه بر صد خودشون میزارن برای کار برای شرکت . محیط کار خوب فقط وسایل باحال نیست ! به هیچ وجه ؛ اینکه بتونی تمیزی شرکت ٬ دکور خوب ٬ سکوت و ارامش سکوت ٬ دما ٬ چینش افراد مرتبط کنار هم جز فاکتور هایی که خیلی تاثیر گذاره .چقد به رشد فنی و پختگی تیمت اهمیت میدی ؟ببین داستان اینه که یه شخصی که میاد توی تیمت اول از همه میاد توی تیمت که یه چالش رو برای خودش بسازه و درگیر اون شه . حالا این روند بعد یه مدت میرسه به جایی که یارو توی این پروژه ی تو دیگه چالشی نمیبینه و احتمالا به این فکر میوفته که ازین جا بره .یکی از نکته هایی که یه مدیر خفن میاره وسط اینه که علاوه بر تسک هایی که برای کار به طرف میده یه تسک یادگیری هم بهش میده و هر از گاهی پیگیر اون تسک هست . حالا شده دوره براش تهیه میکنه یا تجربه در اختیارش میزاره یا هر چیزی دیگه ای ،‌این حس رو در  طرف ارضا میکنه که اره من دارم اینجا رشد میکنم . هر از چند گاهی جلسه انتقال تجربه بین بچه های تیم هم یکی از اون اقدامهاییه که توازن رو به مرور افزایش میده و پتانسیل افراد بهتر کشف میشه .بها دادن به ایده پردازی هالابه‌لای کار کردن هر کدوم از اعضای تیم با هر فیچری که پیاده میکنن اگه با اون پروژه ای که روش کار میکنن حال کنن هزارتا ایده راجب اینکه چطور میشه اون رو خفن تر و بهتر کرد تو سرشون خطور میکنه. جلسات ایده پردازی توی این حالت دو تا مزیت داره اولیش که بدیهیه اینه که این ایده ها به مدیر انتقال داده میشه و عملا زحمت میدیرت کردن و هندل کردن اون کسب وکار رو برای شما تا حدودی راحت تر میکنه ، دومیش ولی حتی مهم تره ،‌وقتی اون ایده توی ذهن ادم بیان میشه و با بقیه به اشتراک گذاشته میشه اون ایده از جهت های مختلف توی مخ بقیه اعضا تحلیل میشه و اگه ایده ای غیر واقع گرایانه باشه به مولف اون ایده گفته میشه و باعث میشه ذهن طرف توی ایده پردازی پخته تر بشه . جدا از همه اینا یه حس یکاره ای بودن به طرف داده میشه و حس امن تری داره نسبت به کار کردن بهتر برای اون کسب و کار .لایه های مدیریتیاینکه یه شرکت بزرگ داشته باشی که ۲۰۰ تا لایه مدیریتی توش بچینی از بیرون هرکی ببینه میگه حاجی اینا خیلی حالیشونه دیگه. ولی اگه همین طبقه ای شدنه باعث باشه نفوذ و کاریزمای مدیر روی سطوح پایین افت کنه . اروم اروم پروسه ی به فکر دنبال یه جایی گشتن که بتونن بیشتر ابراز بشن شروع میشه . اون نزدیک بودن سطوح دسترسیشون به همدیگه عملکرد رو خیلی بهتر میکنه . ولی توی این قضیه نزدیک بودنه هم داستان هست ،‌توی شرکت اخری که کار میکردم رییس اون شرکت با اعضا مث رفیقاش رفتار میکرد و سعی میکرد درصد خیلی خوبی از کاریزمای خودش رو با همه به اشتراک بزاره ولی در عین حال با کم شدن عملکرد بچه های تیم سریع بازخواست میشدن و اینطور بود که در عین حال که حس راحتی داشتن از اونور کسی جرات نمیکرد افت کیفیتی از خودش به نمایش بزاره.زمان بندیاکثر مدیرا همچین ذهنیتی رو دارن که اگه یه نفر تا ساعت ۹ میشینه تو شرکت قطعا دلسوز شرکت منه و اگه نفر به محض تموم شدن ساعت کاری پا میشه میره ینی حتما بی مسئولیته . اینکه به عنوان مدیر بتونی زمان بندی درست رو به تیم یاد بدی و این رو تبدیل به فرهنگ اون تیم بکنی بالا ترین ارزشه . زیاد موندن روی یه پروژه به هیچ وجه ارزش نیست و حتی فرسودگی کاری رو به شدت بالا میبره .اگه تایم کاری مثلا از ۹ صب تا ۵ عصره ،‌اونی که کارو بهتر بلده و حرفه ای تره به زمانش ارزش بیشتری میزاره و با یه پلن دقیق سعی میکنه دقیقا سر ساعت ۵ کارای اون روز رو ببنده حالا نهایتن یک ساعت اونور تر . از یه طرف یارویی که تا ۹ شب نشسته داره کار میکنه ،‌واقعا فک میکنی کل این ساعتارو حواسش جمع کاره و کل ساعت رو میتونه بازدهی بده ؟ به هیج وجه تقریبا این نشون میده که تایم کاری خودش رو هیچ پلنی نداشته و دیمی کار کرده و اخر وقت داره به هرچیزی یه نوکی میزنه تازه اونم با کلی بی حوصلگی .  پس اگه کارت خیلی فوری فوتی هم باشه شما گزینه اولتو نزار سر اینکه همه باید ۱۵ ساعت شرکت باشن و روزای تعطیل هم بیاین تا به تایم تحویل برسیم . به جاش به عنوان یه ((( مدیر ))) راه و روش زمان بندی دقیق رو پیاده کن توی تیم .  یه سری کار جانبی که میتونه کمک کنه : ایجاد ارامش توی محیط کار ، و به حداقل رسوندن اتفاق های غیر منتظره ،‌اگه قراره ایونتی برگزار بشه هماهنگی با اعضای تیم خیلی نیازه که کار صدمه نبینه .برگزاری تنوعهر از گاهی خیلی خوبه که وقتی میبینی انرژی تیم خابیده یا اون انگیزه تبدیل به یکنواختی شده یکم اجرای مهندسی معکوس جواب میده . ینی یه بازی یه ایونت باحال که بتونه خستگی رو در بیاره . حالا میتونه جلسه ایده پردازی باشه یا یه بازی گروهی . اینکار معمولا خوب میتونه انرژی هارو برگردونه .——————————————————————————————————————————————و اینکه به نظر من کسب و کاری میتونه موفق باشه که همه ی اعضای تیمش ارزش افرینی خودشون رو بدونن . ینی چی ؟ ینی فرض کن من دارم ماهی X تومان در میارم ایا نتیجه کار های من میتونه ارزش 2x یا یه همچین چیزی رو خلق کنه و چطور .اگه به این سطح از هوشیاری تیمی رسیدید ینی کار درسته .</description>
                <category>Eddy Hezarian</category>
                <author>Eddy Hezarian</author>
                <pubDate>Tue, 22 Aug 2023 19:13:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>