<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر افتخاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@eftekhari</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:51:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2368/avatar/WbKI5Q.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر افتخاری</title>
            <link>https://virgool.io/@eftekhari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریابی نسل پنجم: از تکنولوژی به انسان، ظهور رویکرد H2H</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-h2h-u6y3vsq8c5n1</link>
                <description>چکیدهبازاریابی در دوران معاصر با تغییرات اساسی روبه‌رو شده و اکنون در آستانه نسل پنجم خود قرار دارد؛ نسلی که با استفاده از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و اینترنت اشیا، به دنبال ایجاد ارتباطی انسانی‌تر و عمیق‌تر با مخاطب است.در این مقاله، به بررسی سیر تحول بازاریابی از نسل‌های پیشین تا نسل پنجم پرداخته و مفهوم بازاریابی H2H (انسان با انسان) به‌عنوان محور اصلی این تحول معرفی می‌شود.این مقاله بر این نکته تأکید دارد که برندهای موفق آینده آن‌هایی خواهند بود که فراتر از نقش‌های سنتی B2B یا B2C حرکت کرده و با تمرکز بر اصالت، همدلی و تعامل دوسویه، روابط انسانی را در قلب استراتژی‌های بازاریابی خود قرار دهند.مقدمهبازاریابی در طول تاریخ خود، همواره آینه‌ای از تغییرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی بوده است. از دوران بازاریابی محصول‌محور (نسل اول) تا بازاریابی دیجیتال‌محور (نسل چهارم)، این علم به‌گونه‌ای تکامل یافته که اکنون در آستانه نسل پنجم، نه‌تنها از نظر تکنولوژیک بلکه از دیدگاه انسانی نیز دچار دگرگونی عمیقی شده است.در این نسل، واژه کلیدی دیگر «B2B» یا «B2C» نیست، بلکه «H2H» یا Human to Human  است؛ مفهومی که قلب بازاریابی آینده را تشکیل می‌دهد.بازاریابی نسل پنجم چیست؟بازاریابی نسل پنجم (Marketing 5.0) مفهومی است که فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی نوین، برای توصیف عصر استفاده هم‌زمان از تکنولوژی‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، یادگیری ماشین، بلاک‌چین و واقعیت افزوده مطرح کرده است.اما آنچه نسل پنجم را از نسل‌های پیشین متمایز می‌سازد، تنها بهره‌گیری از ابزارها نیست؛ بلکه نحوه استفاده از این فناوری‌ها برای خلق تجربه انسانی و ایجاد ارتباطی عمیق‌تر با مخاطبان است. این رویکرد از &quot;فناوری برای انسان&quot; حمایت می‌کند، نه صرفاً فناوری برای کارایی.از B2C و B2B تا H2H: چرا دیگر طبقه‌بندی کلاسیک جواب نمی‌دهد؟برای دهه‌ها، کسب‌وکارها مخاطبان خود را در قالب‌های کلاسیکی مانند B2C (کسب‌وکار به مشتری) و B2B (کسب‌وکار به کسب‌وکار) طبقه‌بندی می‌کردند. اما این دسته‌بندی‌ها دیگر نمی‌توانند پیچیدگی‌های رفتار انسانی را تبیین کنند.حتی در تعاملات B2B نیز، تصمیم‌گیرندگان واقعی انسان‌ها هستند؛ با احساسات، نیازها، ارزش‌ها و ترجیحات.از این رو، مفهوم H2H به‌عنوان جایگزینی اصیل و انسانی معرفی می‌شود. در H2H، برندها می‌کوشند با مردم نه به‌عنوان مشتری، بلکه به‌عنوان انسان تعامل کنند.ویژگی‌های بازاریابی H2H در نسل پنجمهمدلی دیجیتال (Digital Empathy):استفاده از داده و تحلیل رفتاری برای درک احساسات انسانی مخاطبان. تکنولوژی در خدمت همدلی، نه فاصله‌گذاری.شخصی‌سازی هوشمند:به‌کارگیری هوش مصنوعی برای ساخت تجربه‌هایی متناسب با نیازهای هر فرد.شفافیت و اصالت (Authenticity):مخاطبان به برندهای شفاف و صادق اعتماد می‌کنند. برندهایی که داستان واقعی دارند، در ذهن می‌مانند.تعامل دوسویه:دیگر تبلیغات یک‌طرفه کارساز نیست. تعامل، گفت‌وگو و مشارکت مخاطب جایگاه اصلی را یافته‌اند.هدف‌محوری (Purpose-Driven):برندهایی که فراتر از سود، به دنبال ایجاد اثر اجتماعی و فرهنگی هستند، وفاداری عمیق‌تری خلق می‌کنند.مثال واقعی: چطور برندها H2H را پیاده می‌کنند؟شرکت‌هایی مانند  Patagonia و  TOMS به ‌جای تمرکز صرف بر فروش، داستان‌هایی واقعی و انسانی خلق می‌کنند.Patagonia با فعالیت‌های زیست‌محیطی‌اش، و TOMS با کمپین‌های خیریه‌ای‌اش، نشان می‌دهند که چگونه می‌توان با انسان‌ها، نه فقط مشتریان، ارتباط برقرار کرد.آن‌ها محصول نمی‌فروشند؛ آن‌ها باور، ارزش و جهان‌بینی می‌فروشند. چالش‌ها و فرصت‌ها در ایراندر ایران، با وجود رشد زیرساخت‌های دیجیتال، بسیاری از برندها هنوز در نسل دوم یا سوم بازاریابی باقی مانده‌اند. تمرکز بیش‌ازحد بر فروش، عدم شناخت مخاطب، و فقدان اصالت در روایت برند، از جمله موانع رایج‌اند.با این حال، ظرفیت بزرگی برای برندهایی وجود دارد که بخواهند پیش‌گام نسل پنجم بازاریابی شوند. شناخت بهتر مخاطب، شخصی‌سازی تجربه، و استفاده هوشمندانه از رسانه‌های اجتماعی، می‌تواند مسیر را برای پیاده‌سازی H2H هموار سازد.نتیجه‌گیریبازاریابی نسل پنجم، تلاقی بین تکنولوژی و انسانیت است. در این عصر، موفق‌ترین برندها آن‌هایی هستند که می‌توانند فناوری را در خدمت ارزش‌های انسانی به کار گیرند.رویکرد H2H، آینده بازاریابی نیست؛ اکنون اینجاست و منتظر برندهایی است که جرات کنند انسان‌محور بیندیشند.منابع. Kotler, P., Kartajaya, H., &amp; Setiawan, I. (2021). Marketing 5.0: Technology for Humanity. Wiley.. Goleman, D. (1995). Emotional Intelligence. Bantam.. Shaw, C. (2017). The DNA of Customer Experience. Palgrave Macmillan.. Zaltman, G. (2003). How Customers Think. Harvard Business School Press.</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jul 2025 13:24:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✨ اهمیت مدیریت مؤثر ارتباط با مشتری در موفقیت کسب‌وکارها ✨</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-hkoxnjzah9hp</link>
                <description>مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) چیزی فراتر از یک ابزار تکنولوژیکی است؛ این یک استراتژی کلیدی برای ساختن و حفظ روابط طولانی‌مدت با مشتریان است. در تجربه‌ ای که از سال ۸۲ در محیط های کاری داشته ام، دیده‌ام که شرکت‌هایی که به بهبود تجربه مشتریان خود اهمیت می‌دهند، نه تنها وفاداری بیشتری ایجاد می‌کنند، بلکه رشد پایداری را نیز به‌دست می‌آورند.🔑 اصول کلیدی CRM که به موفقیت منجر می‌شوند:- شنیدن صدای مشتری: نیازها و خواسته‌های مشتریان را در اولویت قرار دهید.- شخصی‌سازی ارتباطات: هر مشتری یک شخصیت خاص دارد؛ تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای او بسازید.- تحلیل داده‌های مشتری: داده‌ها را به اطلاعات تبدیل کنید و از آن برای بهبود استراتژی‌هایتان استفاده کنید.- ایجاد ارتباطات طولانی‌مدت: روابط طولانی با مشتریان منجر به رشد مستمر و سودآوری بیشتر می‌شود.در دنیای رقابتی امروز، سرمایه‌گذاری بر روی CRM فقط یک مزیت نیست؛ یک نیاز اساسی برای موفقیت است. اگر شما هم به بهبود روابط با مشتریان خود علاقه‌مند هستید، خوشحال می‌شوم که در این زمینه تجربیاتم را با شما به اشتراک بگذارم. با من در ارتباط باشید! 🌟🔗 #مدیریت_ارتباط_با_مشتری #CRM #توسعه_کسب_و_کار #رشد_پایدار #رضایت_مشتری #بازاریابی #فروش #وفاداری_مشتری #تحلیل_داده---</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2024 03:20:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بایدها و نبایدهای مصاحبه کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-t5gbahwf69fw</link>
                <description> در این مقاله، قصد داریم به ۲۸ نکته‌ای که می‌تواند در استخدام شما تاثیرگذار باشد اشاره کنیم. البته بعضی موارد ممکن است خیلی ایده‌آل به نظر برسد یا حتی از کنترل شخص شما خارج باشد اما دانستن آن‌ها در برگیرنده‌ی نکات ظریفی است.  1. زمان مصاحبه‌ی کاری شما طبق گزارش سایت Glassdoor ظاهرا، ۱۰:۳۰ صبح روز سه‌شنبه بهترین زمان برای برنامه‌ی مصاحبه است. در روز سه‌شنبه مردم نشان داده­‌اند که کارآمدتر هستند و زمانی که شما را ملاقات می­‌کنند، احساس عجله ندارند. همچنین به قدر کافی مصاحبه‌کنند‌گان شما در طول روز زمان دارند تا ایمیل‌­هایشان را چک کنند، یک فنجان قهوه بنوشند و برای ورود شما آماده شوند.شما نیز نمی‌خواهید کسی باشید که در پایان روز کاری ملاقات داشته باشید، زیرا این شانس وجود دارد که توجه مصاحبه کننده صرفا به شما معطوف نباشد. آنها ممکن است مواردی مثل برنامه‌ی‌ شام، تکلیف شب فرزندان و غیره را اولویت قرار دهند.همچنین از مصاحبه‌ی کاری قبل یا بعد از زمان نهار بپرهیزید. زیرا ساعت ناهار می‌­تواند باعث کوتاه شدن زمان مصاحبه‌ی شما شود یا شما را مجبور کند تا برای مدت طولانی منتظر بمانید.بدیهی است که در موارد زیادی ممکن است زمان مصاحبه توسط شما تعیین نشود. پس در مواقعی که نظر شخصی شما برای تعیین زمان مصاحبه پرسیده می‌شود این نکته را مد نظر قرار دهید. 2. آب و هوا در روز مصاحبه‌ی کاری شما  &quot;دونالد ردلمییر&quot; و &quot;سیمون باکستر&quot; محققان دانشگاه تورنتو دریافته­‌اند که متقاضیان دانشکده‌ی پزشکی اگر در یک روز بارانی مصاحبه شوند به مراتب نسبت به مصاحبه شوندگان در روز آفتابی بدتر هستند!آنها می‌گویند: &quot;به طور کلی، مصاحبه شوندگان در روزهای بارانی ۱٪ کمتر از مصاحبه شوندگان در روزهای آفتابی نتیجه‌ می‌گیرند. این الگو برای مصاحبه شوندگان ارشد و سال آخر دانشکده هم برقرار بود.3. به موقع رسیدن برای انجام مصاحبهممکن است فکر کنید که چقدر خوب بنظر می‌­رسد اگر شما زودتر به مصاحبه برسید. اما اگر بیش از حد زود برسید، به شانس خودتان لطمه می‌­زنید.البته چند دقیقه زودتر رسیدن یک ایده‌ی خوب است و قطعا بهتر از دیر رسیدن است.  اما خودتان را نیم ساعت قبل از مصاحبه نشان ندهید. &quot; لین تیلور&quot; ، کارشناس محیط کار و نویسنده‌ی کتاب &quot;چگونه رفتار کودکانه‌ی رئیس را مدیریت و کار خود را رشد دهید&quot; می­‌گوید زود رسیدن می‌تواند این برداشت ذهنی را ایجاد کند که شما بیش از حد مشتاق هستید یا روی فرد مصاحبه‌کننده فشار وارد کند. اگر وقت اضافه دارید، در ماشین‌تان افکارتان را متمرکز کنید یا برای بالا بردن انرژی خود یک پیاده‌روی کوتاه، داشته باشید. بهترین زمان برای رسیدن به مصاحبه کاری 5 دقیقه قبل از شروع آن است. 4. آیا با رقیب خود در یک روز مصاحبه می‌دهید؟ بله، ممکن است مشکل باشد که بفهمید چه زمانی رقیب شما مصاحبه دارد، اما اگر بطور اتفاقی فهمیدید، برنامه مصاحبه‌تان را در روز متفاوت دیگری قرار دهید.با توجه به مطالعه در مجله علوم روانشناسی مردم مخالف قضاوت کردن تعداد بسیاری از متقاضیان در سطح بالا یا پایین در یک روز هستند، چرا که احتمال ایجاد تبعیض بین افراد بیشتر می‌شود.با این حال، این مقایسه فقط برای یک روز طول می‌کشد، به این معنی که تنها مصاحبه شوندگانی که روز شما مصاحبه دارند با شما مقایسه می‌شوند و ربطی به مصاحبه شوندگان روزهای دیگر ندارد.5. احساس قوی بودن این موضوع ارتباطی با لایق و مطمئن بودن ندارد، بلکه بستگی به احساس درونی شما دارد. آیا دوست دارید توانایی تحت تاثیر قرار دادن دیگران را داشته باشید؟ اگرچنین احساسی ندارید، پیشنهاد &quot;امی‌کادی&quot; استاد دانشگاه هاروارد این است که قبل از مصاحبه سعی کنید خودتان را دو دقیقه در حالت سینه ستبر و مقتدرانه قرار دهید.این عمل توانایی‌های فکری، آستانه‌ی درد، تحمل خطر و سطح تستوسترون را افزایش می‌دهد و به شما احساس قوی‌تر بودن می‌دهد تا بیشتر مدعی باشید، انتقاد را موقرانه قبول کنید، سخنرانی فریبنده‌تر و پرشور ارائه دهید و به طور کلی، کیفیت عملکرد شما را بالا می‌برد. شما می‌توانید این حالات را در آسانسور یاحتی در حمام تمرین کنید. فقط مطمئن شوید که تنها هستید تا روی تمرینات خود متمرکز باشید.6. هنگامی که در لابی منتظر هستید چه کاری انجام می‌دهید؟مطمئنا کارهایی مثل نوشیدن قهوه، خوردن غذا یا صحبت کردن با تلفن همراه، تاثیر ذهنی جالبی از شما در ذهن مصاحبه‌گر نخواهد گذاشت. در هنگام انتظار نمی‌دانید تا چه مدت معطل هستید پس هر لحظه خود را برای مصاحبه آماده کنید.پیشنهاد می‌شود که دستپاچه نشوید و دستان خود را بی‌مورد حرکت ندهید که باعث ریخت و پاش وسایل روی میز شود. به خاطر داشته باشید که شما می‌خواهید منظم و دقیق به نظر برسید.&quot;همچنین، اگر شما منتظر هستید، می‌­توانید با منشی گفتگو کنید (اگر او برای صحبت در دسترس است)، یادداشت‌­های خود را از نوت بوک‌تان مرور کنید و در طول انجام تمامی این موارد لبخندی دلپذیر در چهره داشته باشید.7.  چگونه با منشی یا راننده رفتار می‌کنید؟کارفرمایان می‌خواهند بدانند که تعامل شما با دیگران چگونه است، بنابراین یک تاکتیک معمول این است که بعدا از منشی یا راننده در مورد شما سوال می­‌کنند.&quot;تونی هسیه&quot; مدیر عامل شرکت زاپوس در مصاحبه با وال استریت ژورنال گفت که او از راننده‌ی شاتل، کسی که متقاضیان را سوار می‌­کند، خواهد پرسید که آیا آنها بی ادب، گستاخ یا خشن بودند؟هسیه می‌گوید: &quot;بسیاری از متقاضیان کار ما در خارج از شهر زندگی می‌کنند و ما آنها را از فرودگاه در شاتل زاپوس سوار می‌کنیم، آن‌ها را به یک تور می‌بریم و سپس باقی روز را صرف مصاحبه می­‌کنند. در پایان روز مصاحبه، مسئول استخدام پیش راننده‌ی شاتل برمی‌­گردد و از او سوالاتی درباره‌ی رفتار متقاضی می‌پرسد. مهم نیست که چقدر روز مصاحبه به خوبی پیش رفته است، اگر راننده‌ی شاتل رفتار خوبی ندیده باشد ، ما آن شخص را استخدام نمی‌کنیم.&quot;8.  دست دادن در هر حرفه یا موقعیت‌کاری، دست دادن ضعیف، عدم اعتماد به نفس شما را به ذهن طرف مقابل منتقل می‌­کند و این حرکت یک بخش کلیدی محسوب می‌شود. مطمئن شوید که شما اعتماد به نفس خود را با محکم دست دادن و یک لبخند بر روی صورت انتقال می‌­دهید و از انجام ابتکار عمل در رسیدن به هدف نترسید.9.  پیشنهاد قهوه یا چای را نپذیرید اگر در حین مصاحبه به شما چیزی برای نوشیدن به غیر از آب پیشنهاد کردند، به خصوص قهوه  آن را قبول نکنید.جان مولیدر و باربارا پاروس در کتاب خود به نام &quot; مصاحبه‌کننده‌ی دیوانه نوشته است: چگونه کمی دیوانه بازی می‌تواند به شما کار بدهد.&quot; می‌گویند: مصاحبه کننده نمی‌خواهد ۱۰ دقیقه را فقط صرف درست کردن یک فنجان قهوه یا چای برای شما کند. این مسئله در یک روز پر مشغله‌ی کاری بیشتر خودش را نشان می‌دهد.10.  کمی خودشیفته باشید تحقیقات نشان می‌دهد که افراد خودشیفته امتیاز بیشتری از دیگران در مصاحبه‌های کاری خود می­‌گیرند و آن بخاطر این است که آنها  با تبلیغ خود راحت هستند. از آنجا که به طور معمول خودشیفته­‌ها فکر می‌کنند که فوق‌العاده هستند، مصاحبه‌کننده هم ممکن است همین‌طور فکر کند. پس با این حساب، خودشیفتگی همیشه هم بد نیست و بعضی مواقع جواب می‌دهد.11.  رنگ لباس با توجه به گفته‌های ۲۰۹۹ نفر از مدیران استخدام، متخصصان منابع انسانی و کسانی که در یک بررسی سازنده شغل شرکت کردند، آبی و سیاه بهترین رنگ برای پوشیدن در یک مصاحبه‌ی شغلی هستند و نارنجی بدترین رنگ ممکن است.رنگ‌های محافظه کار، مانند سیاه، آبی، خاکستری و قهوه ای، امن‌ترین حالت هنگام ملاقات کردن شخصی برای اولین بار در یک محیط کاری حرفه‌ای هستند، در حالی که رنگ‌هایی مانند نارنجی که خلاقیت بیشتری را اعلام می‌کنند، ممکن است برای مصاحبه مناسب نباشند. قرمز قوی‌ترین رنگ است، اما قبل از پوشیدن این رنگ باید بدانید که برای چه کاری مصاحبه می‌کنید و مطمئن شوید که فرهنگ حاکم بر محیط کاری آن شرکت، چنین رنگی را قبول می‌کند.12.  آیا شما به ساعت یا تلفن همراه خود نگاه می­‌کنید؟نگاه پنهانی به ساعت یا گوشی همراه در بی‌خطرترین حالت نشان می‌دهد که شما نسبت به انجام یک گفتگو تعهد کافی را ندارید.حتی روشن بودن تلفن همراه ممکن است بی‌احترامی به نظر برسد. بنابراین سعی کنید تا آنجا که ممکن است هیچ پیامکی نفرستید و هیچ تماسی برقرار نکنید. بهترین کار این است که گوشی همراه خود را به کل خاموش کنید.13.  برای نشستن منتظر تعارف مصاحبه‌کننده باشیداحترام گذاشتن خود را به مصاحبه کننده، با منتظر شدن برای پیشنهاد آنها به شما برای نشستن یا منتظر شدن برای اینکه آن‌ها ابتدا بنشینند، نشان دهید.مولیدور و پاروس می‌­گویند: بعد از اینکه نشستید، به صورت کشیده با شانه­‌های مربع بنشینید و سعی کنید از تمامی فضای صندلی تا آنجا که ممکن است استفاده کنید. مانند یک بنفشه‌ی خمیده با سر تعظیم کرده، بدون تماس چشمی و شانه‌های خمیده نباشید.14.  پاسخ‌هایتان را بر اساس سن مصاحبه کننده پاسخ بدهیدمولیدور و پاروس پیشنهاد می‌دهند: نسل‌های مختلف با ارزش­‌های متفاوتی تحت تاثیر قرار می­‌گیرند. با آگاه بودن از سن مصاحبه کننده‌ی خود، می‌توانید بهترین پاسخ را ارائه دهید. از این رو با کمی تمرین، پاسخ خود را با استفاده از زبان ارزش‌های آنها بیان کنید.15. با مصاحبه کنندگان خود تماس چشمی برقرار کنیدمولیدور و پاروس می‌گویند توجه همه را در مصاحبه با ایجاد ارتباط چشمی با افراد مختلف در زمان‌های خاص در طول پاسخ‌دهی خود، جلب کنید. در نشست مصاحبه، همیشه پاسخ خود را با ایجاد تماس چشمی با فردی که از شما سوال پرسیده است، آغاز کنید. سپس تماس چشمی تصادفی و ملایم با هر یک از مصاحبه کنندگان دیگر ایجاد کنید. همان‌طور که به پایان پاسخ خود می‌رسید تماس چشمی خود را به کسی که از شما سوال. پرسیده بود، برگردانید.16.  وضعیت و حالت بدن شما تیلور می‌گوید: هنگامی که در مصاحبه‌ی کاری هستید، به طور پیش‌فرض باید مرتب و درست بنشینید و لبخند دلپذیری روی چهره‌تان نمایان باشد. از خمیده بودن بر روی صندلی خود اجتناب کنید و به یاد داشته باشید که برای نشان دادن میل و علاقه به مصاحبه، به سمت جلو خم شوید. حتی اگر احساس می‌کنید بحث به سمت ناخوشایندی می‌رود، وقار و اقتدار خود را حفظ کنید. این نوع عملکرد گاهی اوقات کمک می‌کند که نتیجه‌ی نهایی به نفع شما تمام شود.17.  حالت دستان خود را کنترل کنید مولیدور و پاروس در کتاب خود نوشته‌اند:· نشان دادن کف دست، صداقت و خلوص نیت شما را نمایان می‌سازد· نگه داشتن کف دست به سوی پایین نشان از تسلط شما دارد. با پایین آوردن کف دستتان، دستهایتان را تکان ندهید.· فشردن نوک انگشتان دستتان به یکدیگر به فرم برج کلیسا، نشان دهنده اعتماد به‌نفس شماست.· پنهان کردن دستهایتان همان‌طور که در جیب‌تان می‌گذارید، نشانه‌ی آن است که شما چیزی برای مخفی کردن دارید.· ضربه زدن با انگشت نشانه‌ای از بی‌صبری شما است.· دست به سینه نشستن یک حالت دفاعی است و نشان دهنده‌ی یاس و نامیدی یا عدم موافقت است.·  استفاده بیش از حد از حرکات دست نشانه‌ای از حواس پرتی و گیجی است.18.  سوالاتی که شما می‌پرسیدشاید شما قادر به پاسخ دادن به هر سوالی باشید، اما می‌توانید سوالات هوشمندانه‌ای بپرسید.در زیر سه نمونه از سوالات از کتاب &quot;ویکی الیور&quot;با عنوان &quot; ۳۰۱ پاسخ هوشمند به سوالات دشوار مصاحبه&quot; آورده شده است:· برخی از مشکلات شرکت شما که با آن روبرو هستید چیست؟· شرکت چگونه این مشکلات را حل می‌کند؟· چه تیپ کارکنانی در اینجا موفق‌تر هستند؟19.  جایی که در آن بزرگ شده‌اید اگر شما دوران کودکی خود را در شهری به سر برده‌اید که مصاحبه کننده‌ی شما نیز در همان جا بزرگ شده است، ممکن است شانس بیشتری برای ورود به این کار داشته باشید. البته اگر عمیق‌تر نگاه کنیم خواهیم دید که این شرایط ناعادلانه و در عین حال خارج از کنترل است اما ممکن است مصاحبه‌کننده آگاهانه به شهر خاصی گرایش داشته باشد. این فرضیه جاذبه‌ی تشابه نامیده می‌شود: مردم به سادگی نسبت به کسانی که به آنها شباهت دارند جذب می‌شوند.20.  چقدر شایسته و لایق بنظر می‌رسید؟ قبل از اینکه چشمان شما را با این ایده روشن کنیم، این نکته را مد نظر داشته باشید: در بعضی از موارد طمع فوق شایسته بودن باعث صدمه زدن به موفقیت‌تان در مصاحبه‌ی کاری می‌شود.دلیلش این است که مصاحبه کننده‌ی شما ممکن است نگران باشد که شما وضعیت او را در سازمان تهدید می‌کنید و اهمیت این مسئله در سازمانی با فرهنگ رقابتی بالا کاملا پررنگ‌تر می‌شود.21.  لحن صدای شما با توجه به گزارش NPR‌، در آینده‌ای نزدیک، برخی از شرکت‌ها ممکن است تجزیه و تحلیل صدای متقاضیان را برای تعیین این که آیا آنها مناسب هستند، آغاز کنند.اساسا، یک الگوریتم تعیین می‌کند که آیا صدای شما جذاب، آرام‌بخش، یا قابل اعتماد است‌ که این مورد به ویژه در صنایعی مانند مهمان‌داری و خرده‌فروشی مهم‌تر خواهد بود.22.  آیا شما لبخند می‌زنید؟ این حس متداولی است که برق لبخند باعث می‌شود شما دوستانه‌تر و نزدیک‌تر به نظر برسید.اما تحقیقات نشان می‌دهد که برای مشاغل خاص، لبخند بیش از حد می‌تواند امکان موفقیت شمادر مصاحبه‌ی شغلی را تضعیف کند.در یک مطالعه، محققان از دانشجویان درخواست کردند که برای مصاحبه‌های شغلی نقش بازی کنند. آنها دریافتند که دانشجویانی که برای موقعیت شغلی خبرنگار روزنامه، مدیر و دستیار تحقیق متقاضی بودند در صورت لبخند زدن مداوم، شانس کم‌تری برای گرفتن شغل داشتند.23.  لهجه‌ی شما تحقیقات نشان می‌دهد که برخی از کارفرمایان ممکن است در برابر متقاضیان برای سمت‌های اجرایی، زمانی که لهجه دارند تبعیض قائل شوند. به طور خاص، کارفرمایان شاید بر این باور باشند که این متقاضیان مهارت سیاسی کمتری دارند.این نمونه‌ی دیگری از تبعیض‌های کاملا ناعادلانه است و محققان در پس این مطالعه می‌گویند شرکت‌ها باید آموزش آگاهی لهجه را به برنامه‌های آموزشی موجود برای استخدام کارکنان اضافه کنند.24.  وزن شما525 تجربه‌های اخیر ثابت کرده است که تمایل کمتری برای استخدام کارجویان دارای اضافه‌وزن وجود دارد. در این مطالعه، رزومه‌ی کاری دیجیتال مردان و زنان که شامل عکس از افراد غیر چاق و عکس‌های دیجیتالی تغییر یافته‌ی همان افراد به عنوان فرد چاق بود، ارزیابی شد. همان‌طور که معلوم است، متقاضیان چاق به طور قابل توجهی امتیاز شایستگی کمتری نسبت به متقاضیان غیر چاق می‌گیرند.25.  خال‌کوبی یا سوراخ گوش و بینی سایت salary به این نتیجه پی برده است که به شانس استخدام ۷۶٪ افرادی که خالکوبی و سوراخ گوش یا بینی دارند، لطمه وارد شده است. البته این مسئله به فضای کاری شما هم بستگی دارد. به عنوان مثال بررسی‌ها نشان می‌دهد که فقط ۸٪ کارکنان دولت آمریکا خالکوبی دارند، در مقایسه، ۲۰٪ از کسانی که در صنایع مهمان‌داری، توریست و گردشگری مشغول به کارند، اثر خالکوبی دارند.26.  زبان بدن شما متخصصان می‌گویند هنگامی که مردم شبیه به یکدیگر باشند، حالت بدن و حرکاتی مشابه هم دارند. اگر آینه‌ی زبان بدن مصاحبه‌کننده‌ی خود نیستید، ممکن است به نظر برسد که شما به آنچه می‌گویند علاقه‌مند نیستید یا حتی دروغ می‌گویید.بدیهی است، لازم نیست برای تشابه حالات و حرکت بدن افراط کنید اما می‌توانید تقلید ماهرانه‌ای از حرکات مصاحبه‌گر خود داشته باشید.27.  بدن شما چقدر عرق می‌کند دست دادن با کف دستان سرد و چسبناک با مدیر استخدام یکی از بزرگترین ترس‌های بسیاری از متقاضیان است و یک دلیل خوب عرق کردن نشان می‌دهد که شما عصبی هستید و می‌تواند تصور اعتماد به نفس شما، در تلاش برای پروژه را تضعیف کند.یکی از همکاران روابط عمومی به اخبار US می‌‌گوید، توصیه‌ی او این است: در حالی که منتظر هستید تا شما را برای مصاحبه صدا کنند، یک لیوان آب سرد درخواست کنید. به این ترتیب، شما درجه حرارت بدن خود را کاهش می‌دهید و عرق کردن شما متوقف می‍‌شود.از سوی دیگر، شما می‌توانید بپذیرید که عرق کردن و عصبی بودن در یک موقعیت استرس زا طبیعی است و امیدوار باشید که مصاحبه‌کننده هم چنین طرز فکری داشته باشد.28. در چه زمانی یادداشت تشکر خود را ارسال می‌کنید؟همه‌ی ما می‌دانیم پیگیری پس از مصاحبه‌ی شغلی با یادداشت تشکر چقدر مهم است اما همه نمی‌دانند که زمان مناسب ارسال این یادداشت چه موقع است.اگر بیش از حد صبر کنید، مدیراستخدام ممکن است شما را فراموش کند یا فرض کند شما علاقه‌مند به این کار نیستید. همچنین ممکن است شما مانند یک آدم سست به نظر برسید.بهترین بازه‌ی زمانی برای ارسال ایمیل تشکر ۲۴ ساعت بعد از مصاحبه است. البته دقت داشته باشید که نامه‌ی تشکر باید در ساعات اداری فرستاده شود برای مثال ساعت ۳ بامداد برای فرستادن یادداشت تشکر به هیچ عنوان مناسب نیست.</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Tue, 22 May 2018 03:38:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیاز، ایده، تونل کسب و کار و دیگر هیچ...</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/httpstmeartmanagemententrepreneurship-itz87oyinkwq</link>
                <description>هرگاه در بخشی از بازار نیازی بوجود بیاید زمانی برای جستجوی فرصت ها فراهم می گردد.با جستجوی فرصت ها و شناسایی نیاز میتوان ایده های نابی را بوجود آورد...لزوماً هر ایده ای به موفقیت منجر نمی شود؛ به عبارت دیگر بیش از 90 درصد ایده ها به موفقیت منجر نمی شوند و یکی از دلایل آن این است که بیش از 90 درصد از این 90 درصد، تونل توسعه کسب و کار را طی نمی کنند.Market Development Tunnelقسمت های مختلف تونل توسعه کسب و کار1- تحقیقات بازارMarket researchتحقیقات بازار شامل تحقیقات شبکه ای و تحقیقات کف بازاری میشود.تحقیقات شبکه ای (Network Research): شامل شناسایی روند 3 تا 5 سال (بسته به نوع صنعت مورد تحقیق) بازار و رقبا می باشد.تحقیقات کف بازاری (Out of the Building Research): یکی از بهترین روش های تحقیقات کف بازاری روش S.T.P است.2- امکان سنجیFeasibility study یک طرح امکان سنجی از بخشهای زیر تشکیل شده است :بخش اول : آشنایی با طرح و شرکتبخش دوم : بررسی اقتصادی (مطالعات بازار )بخش سوم : مطالعات فنی و برآورد امکانات زیر بنایی طرحبخش چهارم : برآورد سرمایه گذاری طرحبخش پنجم : برآورد هزینه های تولید و ارزش فروش سالانه طرحبخش ششم : پیش بینی مالی و نحوه تامین مالی طرحبخش هفتم : تعیین شاخص های مالی و اقتصادی طرحنکته: در بخش امکان سنجی، اطلاعات بدست آمده در بخش مطالعات بازار مدون می شود.3- طرح کسب و کارBusiness planسعی کنید طرح کسب و کار را خودتان بنویسید، فرلیو میگه: بنظر من بهترین روش یادگیری این است که خودتان برای نوشتن دست به کار شوید؛ اینگونه با ملزومات کار، آشنا خواهید شد و خودتان نقاط قوت و ضعف‌تان را خواهید یافت.پس از آن اگر کمک نیاز داشتید، اشکال ندارد، می‌توان از یک فرد خبره کمک بگیرید! مراحل نوشتن طرح کسب و کار عبارت است از:1- توصیف کسب و کار2- شناخت مخاطب3- تحلیل بازار4- اندازه کسب و کار5- اهداف کسب و کار6- نیازهای اولیه7- برنامه بازاریابی کسب و کار8- مکان کسب و کار9- هزینه کسب و کار10- مهمترین خطرات در کسب و کار11- استراتژی های توسعه در کسب و کار12- زمانبندی اهداف4- کتابچه برندBrand bookکتابچه برند سازمان که ارتباط تنگاتنگی با آمیخته یکپارچه بازاریابی IMC دارد موارد زیر را در بر میگیرد:1- تاریخچه برند Brand History2- واژه شناسی برند Brand Terminology3- ویژگی های بصری برند4- تگ لاین برند Brand Tagline5- سبد محصولات برند شامل: چشم انداز، ماموریت سازمان، ارزشهای حاکم بر سازمان، اهداف، استراتژی ها، بازار هدف، جایگاه برند و ...5- برنامه عملیاتیAction planبرنامه عملیاتی در واقع یک نقشه و برنامه عملیاتی دقیق است که اقدامات لازم برای رسیدن به هدف را به طور کامل و جامع ترسیم می کند.برنامه عملیاتی استراتژی سازمانی را برای رسیدن به یک هدف مشخص می کند، جزئیات در نظر گرفته شده در چنین طرحی به کارآمدی سازمان کمک کرده و می تواند ماموریت سازمان را برای رسیدن به چشم انداز ترسیمی یاری نماید.6- کنترلControlدر تونل توسعه کسب و کار کنترل، مهمترین بخش می باشد زیرا موفقیت هر مرحله منوط به کنترل آن و کسب شرایط مد نظر برای رسیدن به هدف نهایی است.مدل کسب و کار (Business Model): عموماً از مدل کسب و کار Canvas استفاده می شود؛ البته مدل های کاملتری هم وجود دارد اما انگار عرف شده که همه از بوم کسب و کار Canvas استفاده کنند.نکته اینجاست که نوشتن بوم کسب و کار از زمانیکه ایده ای را میدهیم شروع میشود و هیچ انتهایی برای آن وجود ندارد...اگر شرایط بالا را با موفقیت طی کرده باشید می توانید امیدوار باشید که بعد از تولید موفق یک MVP یا Prototype و آزمایش آن با در نظر گرفتن همه جوانب، حال شما یک SBU نوزاد در سازمانتان خواهید بود...از حالا به بعد تازه شروع کار شما می باشد...</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Mon, 19 Mar 2018 02:27:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودکارآمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-xshaw73qfvsf</link>
                <description>Yogi Berra once remarked that “Baseball is ninety percent physical, and the other half is mental.” it is important to understand how people think about what they are doing, and in particular, what people think about their own abilities.Students learn more when they believe that they can; athletes recover from setbacks more effectively when they think that they can handle the competitive demands that they face; and medical patients adopt difficult lifestyle changes more readily when they believe that they are capable of doing so (Bandura, 1997). (یوگی برا یک بار اظهار داشت که &quot;بیس بال نود درصد فیزیکی است و نیمه دیگر ذهنی است.&quot; مهم است که بدانیم چگونه مردم در مورد آنچه که انجام می دهند فکر می کنند و به ویژه آنچه که مردم در مورد توانایی های خود فکر می کنند.دانش آموزان بیشتر می آموزند وقتی که باور دارند که می توانند؛ ورزشکاران از موانع ناکام مؤثرتر به‌ نظر می رسند وقتی که فکر می کنند که آنها می توانند با خواسته های رقابتی خود روبرو شوند بیماران پزشكی به راحتی می توانند تغییرات شیوه زندگی را سریع تر كنند، زیرا معتقدند كه قادر به انجام این كار هستند (Bandura، 1997).https://telegram.me/Art_Management_Entrepreneurship#هنر_مدیریت_در_کارآفرینی</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Feb 2018 05:09:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-lio2veasvasz</link>
                <description> مراحل بازاریابی به 9 مرحله از زمان تولید محصول تا خدمات پس از فروش آن تقسیم بندی می­گردد؛ این 9 مرحله در سه مرحله شناسایی بازار (3 مرحله)، شناساندن بازار (3 مرحله) و فروش و مشتری مداری (3 مرحله) به شرح زیر تقسیم می­گردد. شناسایی بازار     شناسایی بازاردر این مرحله هر فعالیتی که انجام می­گیرد در جهت شناسایی بازار خواهد بود.بازار گراییتوجه، تمایل و توجه مشتری به بازاردر این مرحله صورت می­گیرد. باید به مصرف کننده به چشم دوست نگاه کرد نگاه شریک به مصرف کننده داشته باشیم نه مشتریبازار شناسیدر این مرحله باید دید محصول یا خدمت ارائه شده مشتریانش چه کسانی هستند، مشتریان را از دید جفرافیایی، رفتاری، ارتباطی و ... مورد بررسی قرار می­گیرد.بازاریابیشامل شناسایی بازار هدف (Targeting) و بخش بندی بازار (Segmentation) می­باشد.شناساندن بازار  تمام فعالیت ها در این مرحله در غالب شناساندن خود به بازار هدف هستیم.بازار سازیدر این مرحله راه های نفوذ و ورود به بازار مشخص می­گردد؛ همچنین بازار سازی موجب ایجاد جایگاه و تصویر سازی دلخواه در ذهن مشتری می­گردد، به طور مثال در این مرحله کاری که انجام می­گیرد این است که ما کاری را می­کنیم که مشتری ما را به عنوان بهترین و معتبرترین تولید کننده محصول حاضر به شمار شمار آورد.بازارگردیبدست آوردن اطلاعات از ذائقه بازار البته این بخش بصورت غیر رسمی انجام می­پذیرد.بازارگرمیشامل ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC) مانند: تبلیغات، ترویج، روابط عمومی.مشتری و فروش   ابزارهایی که برای ایجاد رضایت در مشتری استفاده می­گردد.بازار سنجیشامل بخشی از تحقیقات بازار به صورت رسمی که شامل تعیین وضعیت خود و دیگران برای ترسیم آینده بازار می­باشد.بازار داریحفظ مشتری قدیمی و جذب مشتری جدید از طریق خلاقیت و نوآوری در محصول.بازار گردانیاداره و مدیریت بازار با استفاده از آمیخته بازاریابی (4P ، 7P)</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Fri, 09 Feb 2018 23:31:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزیابی میزان مشتری مداری واحد های مختلف شرکت (ارتباط بازاریابی داخلی و مشتری مداری سازمان)</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-xn6pznvmbdff</link>
                <description>در رویکرد بازاریابی داخلی کلیه کارکنان یه ویژه مدیران ارشد شرکت باید با اصول بازاریابی آشنا باشند. در این رویکرد توصیه میگردد که شرکت ها باید کارکنان خود را به گونه ای آموزش بدهند و تشویق کنند که همواره برای خدمت به مشتری آماده باشند.نکته: اهمیت بازاریابی داخلی اگر از اهمیت بازاریابی خارجی بیشتر نباشد قطعاً کمتر نیست.امروزه بازاریابی دیگه وظیفه یه واحد خاص در شرکت نیست بلکه وظیفه تمام ارکان یک سازمان می باشد. زیرا تا زمانیکه پرسنل یه شرکت آمادگی و آموزش لازم را برخوردار نباشند آن سازمان نمیتواند وعده ارائه محصولات و خدمات فوق العاده به مشتریان خود بدهد.نکته: بازاریابی تنها در صورتی میتواند موفق عمل کند که تمامی واحدهای سازمان با کمک یکدیگر در خدمت مشتریان باشند.برای مثال واحد مهندسی باید محصول مناسبی را طراحی کنه، واحد مالی باید سرمایه لازم برای سایر واحدها را فراهم کنه، واحد خرید باید مواد اولیه مورد نیاز را به بهترین وجه ممکن تامین کنه، واحد تولید باید محصولات با کیفیتی را در زمان مقرر تولید کنه و در نهایت واحد حسابداری هم باید سودآوری سازمان را به شکل صحیح محاسبه کنه. چنین هماهنگی تنها در زمانی رخ میده که تمام واحدهای شرکت با یگدیگر کاملاً همکاری کنند و مدیریت ارشد سازمان هم مسئولیت واحدهای مختلف برای برای دستیابی به اهداف مشتری مداری را به وضوح مشخص میکند، این دقیقا مفهوم بازاریابی داخلی در یک سازمان است. در این خصوص مسئولیت واحد های مختلف سازمان در ارتباط با مشتری مداری به شرح زیر است:واحد تحقیق و توسعه (R&amp;D):کارکنان این واحد باید جلسات متعددی با مشتریان شرکت برگزار کنند و به مشکلات آنها گوش کنند.مدیران این واحد باید نظرات واحدهای دیگر، بخصوص واحد بازاریابی و تولید را گوش دهند.یکی از اهداف مهم این واحد باید مطالعه دقیق محصولات رقبا، جایگاه آنها در بازار و حدود تسخیر بازار توسط آنها باشد.گوش کردن به شکایات مشتریان میتواند به عنوان عامل پیشرفت در سازمان باشد.کارکنان این واحد باید تمام توان خود را برای بهبود مستمر محصولات و خدمات سازمان بکار بگیرند و از بازخورد های بازار غافل نشوند.واحد خریدباید همیشه به دنبال بهترین تامین کنندگان باشند.باید یک ارتباط موثر و بلند مدت با تامین کنندگان با کیفیت و قابل اطمینان برقرار کنند.کیفیت را نباید فدای قیمت پایین کرد!واحد تولیدمدیران در این واحد باید مشتریان را برای دیدن خط تولید دعوت کنند.مدیران و کارکنان باید بطور مستمر از خطوط تولیدی مشتریان صنعتی خود بازدید به عمل بیاورند.کارکنان این واحد باید حتی با اضافه کاری تعهدات خود را عملی کنند.همواره باید بدنبال افزایش سرعت بهره وری و کاهش هزینه تولید بود.همواره باید در تلاش برای افزایش کیفیت محصولات تولیدی و کاهش نرخ محصولات معیوب بود.تا جاییکه میتوان باید اصول شخصی سازی را در فرایند تولید رعایت نمود.واحد بازاریابیمتخصصان به طور مستمر باید نیازها و خواسته های مشتریان را بررسی کنند.مدیران باید منابع در اختیار خود را براساس سودآوری بلند مدت بخش های مختلف بازار، تخصیص بدهند.متخصصان این واحد باید پیشنهادات مناسب و برتری را به مشتریان شرکت ارائه کنند.باید همواره تصویر ذهنی مشتریان از سازمان مورد بررسی دقیق قرار بگیرد.متخصصان این واحد باید ایده های جدید مرتبط با تولید محصولات و خدمات را برای بهبود محصولات و خدمات جدید به طور مستمر جمع آوری کنند.مدیران و متخصصان این واحد باید مدیران و متخصصان سایر دوایر دیگر را به سمت مشتری مداری یعنی مهمترین رکن موفقیت در یک سازمان هدایت کنند.واحد فروش
هر فروشنده باید با کسب و کار مشتریان شرکت به خوبی آشنا باشه.باید سعی بشه بهترین راه حل به مشتری ارائه بشه.همواره باید قولی به مشتری داد که توانایی انجام آن را دارا بود.فروشندگان باید نظرات و بازخورد مشتریان را به واحدهای دیگر برسانند.باید در ایجاد روابط موثر و بلند مدت با مشتریان کوشا بود.نکته: افزایش فروش در ایجاد مشتریان جدید جهت فروش نیست بلکه میزان اندازه گیری فروش بستگی به حفظ مشتریان فعلی و برقراری ارتباط موثر با آنها دارد.واحد تدارکاتمدیران در این واحد همواره باید استانداردهای سخت گیرانه در فرآیند تدارکات شرکت در نظر بگیرند و همواره بر انجام آن تاکید داشته و بر اجرای آن نظارت کنند.مدیران این واحد باید خدمات قابل اطمینان به سایر واحد های داخلی سازمان و مشتریان شرکت ارائه نمایند.واحد حسابداریدر این واحد باید گزارشات دوره ای راجه به سودآوری محصولات، بخش های بازار، بازارهای محلی، اندازه سفارشات و تک تک مشتریان تهیه و به مدیران شرکت حسابداران وظیفه دارند تا صورت حساب مشتریان را مطابق با نیازهای آنها صادر کنند و به شبهه های مشتریان در خصوص حسابهای صادره سریع و صادقانه پاسخ بدهند.واحد مالیتخصصان این واحد باید هزینه های بازار را درک و برایت امین آن تلاش کنند.متخصصان این واحد باید پیشنهاد مالی شرکت را منطبق بر نیازهای مالی مشتریان طراحی کنند.متخصصان این واحد باید تصمیمات صحیحی راجع به میزان اعتبار مالی مشتریان شرکت اتخاذ نمایند.واحد روابط عمومیمتخصصان در این واحد باید به سرعت اخبار مطلوب در مورد شرکت را پخش کنند و به اخبار نامطلوب در مورد شرکت به سرعت پاسخ بدهند.متخصصان روابط عمومی در شرکت باید به عنوان وکلای مدافع مشتریان و جامعه، عمل و سعی کنند که رویه ها و سیاست های کاری شرکت را بهبود ببخشند.بازاریابی داخلی در حقیقت به دنبال ایجاد هماهنگی عمودی بین واحد بازاریابی با مدیران ارشد و هماهنگی افقی با سایر واحد های شرکت است. هدف از ایجاد این هماهنگی ها افزایش درک بازاریابی کارکنان شرکت و جلب حمایت آنها از فعالیت های بازاریابی شرکت است.</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jan 2018 11:15:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 اشتباه بزرگ بازاریابی و 10 راه حل برای آن</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/10-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-10-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-m9jjattfgrnn</link>
                <description>ده خطای مهلکی که در بازاریابی میتونیم بیان کنیم که انجامش باعث شکست سازمان میشه و در مقابل 10 راه حل برای جلوگیری از آن به شرح زیر است:اشتباه شماره 1: شرکت به حد کافی بازارمحور و مشتری مدار نیست.راه حل شماره 1: شرکت باید بازارش را به خوبی بخش بندی کنه، بهترین بخش ها را انتخاب و موضع قوی ای را در تمامی بخش های انتخاب شده در نظر بگیره.اشتباه شماره 2: شرکت به اندازه کافی با بازار هدفش آشنا نیست.راه حل شماره 2: شرکت باید نیازها، ادراک، ترجیحات و رفتارهای مشتریانش را بخوبی شناسایی و کارمندانش را برای خدمات رسانی بهتر به مشتریان و جلب رضایت آنها تشویق کنه.اشتباه شماره 3: شرکت به خوبی مشتریان و رقبایش را رصد نمیکند.راه حل شماره 3: شرکت باید به خوبی رقبای اصلی و نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کند. (تحلیل جامع SWOT)نکته: در عصر فراصنعتی (عصر اطلاعات) نشبت به عصر صنعتی، رقبا دنبال فرصتی برای حذف هم نیستند، بلکه بدنبال ارتباط موثر و همکاری بیشتر با هم هستند.اشتباه شماره 4: شرکت روابط خود را با گروه های ذی نفع به خوبی مدیریت نمیکنه.راه حل شماره 4: شرکت باید رابطه خود را با ذی نفعان تقویت کنه و ارتباط مناسبی با شرکای تجاری خودش برقرار کنه و از اقدامات مناسب آنها حمایت کنه.اشتباه شماره 5: شرکت در جستجوی فرصت های جدید بازار ضعیف عمل میکنه.راه حل شماره 5: شرکت باید فرصت مناسبی رو برای شناسایی فرصت ها و رتبه بندی انتخاب بهترین آنها ایجاد کنه.اشتباه شماره 6: برنامه های بازاریابی و فرآیند برنامه ریزی شرکت کارآمد نیست.راه حل شماره 6: شرکت باید سیستم برنامه ریزی بازاریابی اش را به خوبی مدیریت کنه و برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت دقیقی را انتخاب کنه. (این نکته را نباید فراموش کرد که: هدف های کوچک درون حباب های کوچک و هدفهای بزرگ درون حباب های بزرگ قرار دارند، پس عاقلانه است که از اهداف کوچک شروع کرد و آنها را درست، اصولی، کارآمد و اثربخش برنامه ریزی نمود)اشتباه شماره 7: شرکت استراتژی های مناسبی در زمینه محصولات و خدماتش نداره.راه حل شماره 7: شرکت باید آمیخته محصولات و خدماتش را به خوبی کنترل و مدیریت کنه.اشتباه شماره 8: مهارت های شرکت در زمینه های مدیریت نام تجاری و ارتباطات بسیار ضعیف است.راه حل شماره 8: شرکت باید نام های تجاری قوی ایجاد و از کارآمدترین و به صرفه ترین ابزارهای ارتباطی استفاده کنه.اشتباه شماره 9: واحد بازاریابی شرکت به خوبی سازماندهی نشده است و نمیتواند به صورت اثربخش و کارآمد عمل کنه.راه حل شماره 9: شرکت باید با اتخاذ راه کارهای مناسب روح بازاریابی رو در تمام واحدهای سازمانیش ساری و جاری کنه.اشتباه شماره 10: شرکت به اندازه کافی از فناوری های روز استفاده نمیکند.راه حل شماره 10: شرکت باید فناوری های روز را بطور مستمر رسد کنه و آنهایی را که باعث کسب مزایای رقابتی خود میشه به کار بگیره.نکته: ابزار توانمندی شرکت ها در عصر اطلاعات استفاده از فناوری روز است.</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jan 2018 13:07:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسب و کار فعالیتی توأم با ریسک</title>
                <link>https://virgool.io/@eftekhari/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A3%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-ba5jdyibliuy</link>
                <description>چرا کسب و کار توأم با ریسک است؟این سوالیه که شاید در نگاه اول برای عموم افراد پیش اومده باشهاما قبلش یه تعریفی از کسب و کار داشته باشیمکسب و کار مجموعه ای از ابزارها، تکنیک ها و دانشی است که وقتی توأم با هم بکار گرفته بشه میتونه باعث موفقیت در کسب و کار بشه.  کسب و کار با خرید و فروش کالاها، تولید کالاها یا عرضه ی خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. مدیر کسب و کار همه فعالیت های لازم برای رسیدن به هدف های واحد کاری را هماهنگ و کامل می کنه، به ویژه شکل سازمانی کسب و کار به مدیر اجازه میده تا در مقابل مشتری های سازمان و سازمان های جانبی مسئول باشه و به موقع مسائل را تشخیص بدهد و اصلاح کند.استفاده از مدیریت کسب و کار:اگر فرآیند های ساری و جاری در کسب و کاری بر مبنای مدیریت کسب و کار باشه، موجب می گردد تا مناسبات بهتری با خریدار انجام گرفته، زمان تکمیل فرآیندها کوتاهتر بشود، هزینه های اجرایی کم گردد، قابلیت اطمینان بیشتر بشود و در نتیجه میزان سودآوری بیشتر گردد.عدم استفاده از مدیریت در کسب و کار:فقدان استفاده از مدیریت کسب و کار موجب ناهماهنگی امور، انحراف از هدف، اتلاف وقت و انرژی در کار و شکست سازمان میشه و هیچ عاملی به اندازه مدیریت صحیح، منطقی و عقلایی موجب رشد و شکوفایی استعدادها نمیشود.حالا میرسیم به سوال اصلی= چرا مدیریت کسب و کار توأم با ریسک است؟کسب و کار همیشه بر آینده متمرکز است، هر فعالیتی که بر آینده متمرکز باشه دارای عدم اطمینان است و هر فعالیتی که با عدم اطمینان روبرو باشه توأم با ریسک است، پس نتیجه این میشه که چون آینده توأم با ریسک هست پس کسب و کار نیز توأم با ریسک خواهد بود.</description>
                <category>امیر افتخاری</category>
                <author>امیر افتخاری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2018 11:39:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>