<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اقتصاد با طعم سادگی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@eghtesad_sadegy</link>
        <description>رضا ابراهیمی هستم؛ نویسنده، مترجم و دانش پژوه در زمینه اقتصاد و سرمایه‌گذاری. برای ارتباط با من این آدرس را دنبال کنید.  https://zil.ink/rzebrahimi</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 03:36:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/160020/avatar/A04d2T.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اقتصاد با طعم سادگی</title>
            <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سرمایه گذاری به زبان ساده:  چگونه ارابه موسیقی می‌تواند تصمیمات  ما را تحت تاثیر قرار دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%87%D8%AF-krkwovtorsww</link>
                <description>دقت کردید وقتی بازار خودرو رونق می‌گیرد بنگاه‌های معاملات ماشین مثل قارچ سبز می‌شوند و حتی ساندویچی‌های کنار خیابان هم تغییر شغل می‌دهند و کارشناس خودرو می‌شوند. همین‌ قاعده در مورد بازار املاک مسکونی و زمین و ویلا هم صادق است. یا وقتی بازار بورس صعودی‌ست، خیلی‌ها مدعی می‌شوند که تحلیل‌گر حرفه‌ای بازار و گرگ وال استریت هستند و جام تحلیل‌های تکنیکال و فاندامنتال را تا ته سر کشیده‌اند و شروع به سیگنال‌دهی به دیگران می‌کنند. در واقع این رفتار ماست که باعث می‌شود چنین واکنش‌هایی صورت بگیرد. در این نوشته یکی از عادات ما که موجب این اتفاق می‌شود را توضیح می‌دهم.اثر ارابه موسیقی چیست؟تقلید از دیگران یکی از ویژگی‌های اجتناب‌ناپذیر ما انسان‌ها به‌عنوان موجوداتی اجتماعی است. ما اغلب گرفتار تقلید می‌شویم تا از حرکت بزرگ جا نمانیم. به این حالت «اثر ارابه موسیقی» هم می‌گویند. اثر ارابه موسیقی (Bandwagon effect) که به رفتار گله‌ای هم شهرت دارد، تمایل افراد به انجام اقدامی خاص یا رسیدن به نتیجه‌ای مشخص است تنها با این منطق که دیگران چنین می‌اندیشند یا این‌گونه رفتار می‌کنند. به این سوگیری «ارابه موسیقی» گفته می‌شود چون در زمان‌های قدیم، ارابه‌هایی مملو از نوازنده‌ها و خواننده‌ها در شهرها به راه می‌افتادند و مردم نیز به‌تبع آوای خوش به دنبال ارابه‌ها راهی می‌شدند.لاجرم هرکس که بالاتر نشست، استخوانش سختر خواهد شکست.حرکت گله‌‍‏ای در جنبه‌های مختلف زندگی بر تصمیمات ما سایه انداخته است. حوزه مالی و سرمایه‌‎گذاری نیز از این قاعده مستثنی نیست و  خیلی از افراد به جای تکیه بر تجزیه و تحلیل خود، آنچه را که دیگر سرمایه‌‎گذاران انجام می‏دهند، دنبال می‎کنند. ما در مواجهه با اخباری که از اطرافیان یا رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌شنویم معمولاٌ سریع و احساسی تصمیم می‌گیریم و اگر یک دارایی اخیرا بازده چشم‌گیری داشته باشد نظر ما را جلب می‌کند. یک موضوع ساده که در چنین مواقعی لازم به یادآوری‌ست رابطه مستقیم بین ریسک و بازده است. ایجاد تعادل مناسب بین ریسک و بازده جزو مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌های مالی به شمار می‌آید زیرا هر چه افراد بازده بالاتری را انتظار داشته باشند باید ریسک بالاتری را متحمل شوند. رابطه بین ریسک و بازده را در تصویر فوق مشاهده می‌کنید. اگر سرمایه‌گذاری را به صخره‌نوردی تشبیه کنیم کمترین ریسک مربوط به زمانی می‌شود که شخص در مرحله نخست قرار دارد و هنوز بالا نرفته است و از صخره‌نوردی هم لذتی نبرده است. معادل این موقعیت در سرمایه‌گذاری، حفظ دارایی به شکل وجه رایج کشور است. وجوه نقدی که در حساب‌های جاری و کیف‌های پول آنلاین نگه می‌داریم جزو این دسته محسوب می‌شوند. اگر صخره‌نورد کمی به سمت هدفش تلاش کند و از کوه بالا برود مانند سرمایه‌گذاری است که در ابزارهای با درآمد ثابت سرمایه‌گذاری کرده باشد. ریسک کمی را متحمل می‌شود اما بهره چندانی هم از کوه‌نوردی نبرده است. این ابزارها عمدتاْ شامل انواع سپرده‌های بانکی، اوراق قرضه دولتی و شرکتی و صندوق‌های با درآمد ثابت می‌شوند که بازده کمی نسبت به سایر کلاس‌های دارایی دارند و معمولاً نمی توانند تورم را پوشش دهند. ساختمان و مستغلات اعم از تجاری، اداری و مسکونی نسبت به ریسک‌های اقتصاد کلان و فضای سیاسی واکنش کندی نشان می‌دهند و با پوشش تورم، قدرت خرید سرمایه‌گذار را حفظ می‌کنند. در مرحله بعدی از تصویر فوق، کالاهای پایه مثل طلا و زعفران قرار دارد که تاثیر ریسک‌های اقتصاد کلان و ریسک‌های سیاسی بر آنها نسبت به سهام کمتر است و نقدشوندگی بالایی دارند. طلا به دلیل همبستگی معکوس با دیگر دارایی‌ها، به نوعی بیمه‌نامه پرتفوی سرمایه‌گذار محسوب می‌شود. سهام و رمز ارز به ترتیب در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند که نوسانات زیاد جزو ذات آنهاست و از شرایط محیطی بسیار تاثیرپذیر هستند.حرف آخرسرمایه‌گذاری نیازمند تعلیم، تحقیق و تدبر است. به توصیه‌های درست سرمایه‌گذاران  دانش‌آموخته و باتجربه توجه کنید و پیشنهادات داغ و وسوسه‌انگیز منابع غیرقابل اعتماد را نادیده بگیرید. مهم‌تر از همه، دارایی‌های خود را متنوع کنید تا با تحمل ریسک قابل قبول از بازده مناسبی برخوردار شوید. راستی، فکر می‌کنید چقدر ریسک‌پذیر هستید و از صخره‌های (پله‌های) سرمایه‌گذاری تا چه میزان بالا می‌روید؟</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jul 2024 09:14:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمز ارز چیست و به چه دردی می‌خورد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-kmf9jtt54zly</link>
                <description>احتمالاً راجع‌به رمز ارز در رسانه‌ها یا از اطرافیان یک چیزهایی شنیدی و خیلی راحت با خودت گفتی: «به من چه! ما رو سننه!» حالا اگر به‌طور اتفاقی، در جمع دوستان یا مهمانی خانوادگی یکی ازت بپرسه: «فلانی! می‌دونی رمز ارز چیه؟» آنگاه بدون تامل پشت چشمی نازک می‌کنی و می‌گویی: «همون ارز دیجیتاله مثل بیت‌کوین. دیگه الان کیه که ندونه رمز ارز چیه.» بعد به آرامی نگاهت را به سمت دیگری معطوف می‌کنی و دعا می‌کنی که ای کاش این مکالمه همین جا تمام شود و طرف مقابل، سوال دیگری نپرسد.بله، رمز ارز شکل جدیدی از پول دیجیتال است. حتماً می‌دانید که اگر کارت عابربانک داشته باشید به راحتی می‌توانید پول را به‌صورت دیجیتالی انتقال دهید و نیازی به جابجایی اسکناس و سکه نیست. انتقال رمز ارز هم درست به همین شیوه انجام می‌شود پس چه فرقی با پول معمولی دارد؟ و منظور از رمز دار بودن آن چیست؟ مهم‌ترین چیزی که رمز ارز را از پول دیجیتال مرسوم جدا می‌کند فن‌آوری پشت آن است. ممکن است بگوئید: «چه کسی به فن‌آوری پشت پول اهمیت میده؟ من فقط به این اهمیت میدم که چقدر پول توی کارت بانکیم دارم!» به هر حال، این فن‌آوری که باعث شده است رمز ارز به‌وجود آید «بلاکچین» نام دارد و بیشتر محبوبیت رمز ارز به همین دلیل است. به‌عبارت دیگر، همان‌طور که «ایمیل» یکی از دستاوردهای اینترنت است رمز ارز هم یکی از محصولات بلاکچین محسوب می‌شود.ماهیت پول‌های فعلی به شکلی است که برای حیات نیاز به حضور دولت‌، بانک مرکزی و انواع و اقسام بانک‌ها و موسسات مالی و اعتباری دارد که به‌صورت واسطه عمل می‌کنند. برای دسترسی به پول لازم است که از طریق اینترنت به درگاه بانکی متصل شوید یا پاشنه کفش خود را وربکشید و پیاده یا سواره به نزدیکترین عابر بانک بروید.  به لطف بلاکچین، می‌توان با رمز ارزها به‌طور کل از شر بانک و سایر واسطه‌های متمرکز خلاص شد. یعنی هیچ نهاد واحدی مسئول نیست و در عوض، هر رایانه‌ای که در شبکه فعال باشد می‌تواند تراکنش‌ها را تائید کند.پول علف خرس است!قبل از آن‌که به بحث شیرین رمز ارز وارد شویم، لازم است تعریف خود پول را بدانیم. اگر چیزی شرایط زیر را داشت پول با ارزشی محسوب می‌شود:· تعداد کافی از افراد آن را داشته باشند.· تجار و کسانی که داد و ستد می‌کنند آن را به‌عنوان نوعی شیوه پرداخت قبول کنند.· جامعه اعتماد کند که با ارزش است و در آینده نیز ارزشمند خواهد ماند.ویژگی دیگری که پول باید داشته باشد این است که به سادگی قابل جابجایی باشد. اصلاً  دردسر حمل سکه و شمش طلا بود که باعث شد اسکناس اختراع شود و وقتی که مردم حسابی تنبل‌تر شدند کارت‌های بانکی ابداع شدند. اما کارت‌های بانکی پولی را جابجا می‌کنند که تحت کنترل دولت است. همان‌طور که پیوستگی دهکده جهانی بیشتر شد و اعتماد مردم به خیرخواه بودن دولت‌ها کم‌تر شد رمز ارزها به‌عنوان گزینه دیگری برای پول خودنمایی کردند. نکته جالب این است که در واقع پول بدون پشتوانه‌ای که دولت‌ها چاپ می‌کنند اعتبارش را از خود دولت می‌گیرد. این موضوع نقاط قوت و ضعفی دارد که در این متن از آن چشم‌پوشی می‌کنیم.همه چیز از کجا شروع شد؟اولین ارز رمزنگاری شده «بیت‌کوین» بود. این رمز ارز توسط فردی ناشناس به اسم ساتوشی ناکاموتو در سال ۲۰۰۸ ابداع شد. ارزهای رمزپایه مانند بیت‌کوین از طریق فرآیندی به نام ماینینگ ایجاد می‌شوند یا به عبارت دیگر استخراج می‌شوند. البته این فرآیند کاملاً متفاوت از استخراج سنگ‌های معدن است و به‌جای چکش و ابزارهای کند و کاو به رایانه‌های پیشرفته نیازمند است تا مسائل بسیار پیچیده را حل کنند. بیت‌کوین مدت‌ها تک ستاره آسمان رمز ارزها باقی ماند تا این‌که در سال ۲۰۱۱ جمعی از سینه‌چاکان و دلباختگان بیت‌کوین متوجه وجود نقص‌هایی در آن شدند و تصمیم گرفتند برای آن جایگزینی بیابند. بنابراین شروع به ساخت رمز ارزهای جایگزین کردند که به آنها آلت‌کوین می‌گویند. در آلت‌کوین‌ها سعی شد تا نواقص بیت‌کوین مثل سرعت و امنیت رفع شود. یکی از اولین آلت‌کوین‌ها، لایت‌کوین بود که اگر بیت‌کوین را طلای رمز ارزها فرض کنیم لایت‌کوین نقره آن است.از اون ماست کل عباس، چشام دید و دلم خواست!اگر هنوز قانع نشده‌اید که رمز ارزها چه مزیت‌هایی نسبت به پول‌های رایج دارند در این قسمت چند مورد را ذکر خواهیم کرد:· امکان سوء استفاده و فساد کم‌ترمی‌شود:در دنیای رمز ارزها هیچ قدرت مطلق و متمرکزی وجود ندارد. البته داشتن قدرت بد نیست اما اختیارات بیشتر باید با مسئولیت‌پذیری بیشتر همراه باشد. وقتی اختیارات بیش از حد به شخص یا نهادی داده می‌شود، احتمال سوء استفاده از قدرت و فساد افزایش می‌یابد. در رمز ارزها به دلیل استفاده از فن‌آوری بلاکچین، قدرت بین همه افراد یا اعضای شبکه سرشکن می‌شود.· در مقابل تهدیدهای ناشی از چاپ پول در امان خواهید ماند:هر دولتی بانک مرکزی دارد و بانک مرکزی هر زمان که اراده کند می‌تواند پول چاپ کند تا دولت بتواند برای مثال حقوق و دستمزد کارکنانش را پرداخت کند. چاپ پول تورم‌زاست و باعت می‌شود که ارزش پول به مرور زمان کم شود و قدرت خرید آن کاهش یابد. بنابراین پول نقد و سپرده‌های مردم نزد بانک‌ها به سرعت ارزش خود را از دست می‌دهند. برای مثال، ابر تورم لبنان، فروپاشی سیستم بانکی محلی، و کاهش قابل توجه ارزش پول ملی، بسیاری از ساکنان این کشور را بر آن داشت تا از رمز ارزها استقبال کنند. برخی از مردم محلی نیز روی استخراج بیت‌کوین متمرکز شدند زیرا می‌توانستند از انرژی برق‌آبی ارزان رودخانه‌ها استفاده کنند و درآمد دلاری داشته باشند. تعداد واحدهای استخراج‌شده اغلب رمز ارزها محدود است و هیچ بانک مرکزی یا دولتی نمی‌تواند به‌طور دستوری عرضه آنها را افزایش دهد.· افسار پولت را دست خودت بگیر: جالب است بدانید که همیشه کنترل پولی که با زحمت اندوخته کرده‌اید دست شما نیست و دولت و بانک‌ها و واسطه‌های پولی و مالی هم در آن نقش دارند. دولت به‌راحتی می‌تواند حساب بانکی شما را مسدود کند و از دسترس خارج کند. برای مثال در بحران اقتصادی لبنان در سال ۲۰۲۰ مردم برای برداشت پول از حساب خود مجبور بودند ساعت‌ها مقابل بانک صف بکشند و حتی متوسل به زور اسلحه شوند. ارزش پوند لبنان تنها به ۴درصد از سطح قبل از بحران سقوط کرد و بانک‌ها دارایی‌های سپرده‌گذاران را مسدود کردند و تنها اجازه برداشت‌های جزئی را می‌دادند و معمولا پرداخت را به پوند با نرخ‌های مبادله منسوخ شده انجام می‌دادند بدان معنا که هر پرداختی تنها کسری از ارزش دلاری آن بود. در ارزهای دیجیتال هم احتمال کلاهبرداری و دزدی وجود دارد اما با راهکارهایی می‌توان این احتمال را کاهش داد.به‌طور کلی می‌توان گفت رمز ارزها برای این‌که تراکنش‌ها را ساده‌تر و سریع‌تر کنند به وجود آمدند. قبل از آن‌که بتوانید آگاهانه از این مزیت‌ها استفاده کنید باید خیلی در مورد آنها بیاموزید. اینکه بدانید چه رمزارزی را بخرید، کی بخرید، چقدر بخرید، چطور از سرقت حفظ کنید و کی بفروشید مستلزم شناخت و یادگیری و داشتن استراتژی است. شبکه‌های اجتماعی در شناسایی مسیر درست چقدر موثرند؟ در متن‌های بعدی سعی خواهم کرد اطلاعاتم را با شما به اشتراک بگذارم.مرجع: Cryptocurrency All-in-One For Dummies, Kiana Danial et al, 2022, John Wiley &amp; Sons.</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Tue, 23 May 2023 14:42:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تربیت اقتصادی چیست و چرا کسی ما را تربیت نکرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ikwbqbz0jhb9</link>
                <description>وقتی طفل است تا ٢ سالگی مَمِه را ول نمی‌کند و تازه اگر هم به زور جدایش کنی پستانک از دهانش نمی‌افتد. هنوز بیشتر از چند کلمه بلد نیست حرف بزند و تازه چند رنگ را شناخته، جلوی ویترین مغازه محکم می‌ایستد و با گریه فریاد می‌کشد: «ماشین آبی بخر»، «ماشین پلیس می‌خوام» حتی اگر اسم چیزی را بلد نباشد با دست به آن اشاره می‌کند و با نگاهی معصوم می‌گوید: «از اینا می‌خوام» این روش ادامه دارد تا سوت پایان. یعنی اگر بعد از 120 سال زندگی، یک لحظه لب گور بیدار شود و اطراف را نگاه کند باز می‌گوید: «این چه جای داغونیه ما رو آوردین، گندشو درآوردین. قبر قحط بود. یه سر دو نبشی، جای دلوازی، پارکینگ‌دار، ویو ابدی و ..» خوشبختانه این حرص و طمع آدمی تمامی ندارد. اصلاً قسمتی از مزه زندگی به همین حرص زدن‌هاست. حالا نباید برای رویارویی با مسائلی از این دست تربیت شد؟ یعنی مثلاً در مورد پول درآوردن و خرج‌کردن یاد گرفت؟ دقت کرده‌اید که چند درصد از عمر گرانمایه صرف کسب درآمد می‌شود؟ جالب اینجاست که در مورد مسائل اقتصادی خیلی دیر شروع به یادگیری می‌کنیم و آموخته‌های ما نیز معمولاً بر اساس آزمون و خطا به‌دست می‌آید.درس بخون یه پوخی بشی!یکی از دلایلی که تربیت اقتصادی در فرهنگ بعضی از خانواده‌ها جدی گرفته نمی‌شود این است که صحبت در مورد پول خوشایند نیست و به اصطلاح نمی‌خواهند بچه‌ پولکی بار بیاید. تنها راه خوشبختی که مدام پیگیری می‌شود و هر خانواده در حد توانش برای آن خرج می‌کند مسیر تحصیل در مدرسه است. والدین دلسوز می‌کوشند در ماراتن مدرک‌گرایی هر مانعی که سرراه باشد را حذف کنند. خاطرم هست در دوران مدرسه، فصل تابستان که می‌شد بعضی از هم‌کلاسی‌ها یخدان یونولیتی کوچکی را روی دوش خود می‌گذاشتند و در کوچه‌های محل، بستنی یخی می‌فروختند یا سینی گردی را روی سر می‌گذاشتند و در کوچه‌ها فریاد می‌زدند: «بامیه تخم‌مرغی، نرم و تازه» کمی بزرگ‌تر که شدیم یکی از دوستانم دستگاه ویدئو خریده بود و آن را اجاره می‌داد. چنین رفتارهایی از سمت جامعه پذیرفته نبود و مردم بچه را درس‌خوان دوست داشتند. اگر کودک یا نوجوانی کار می‌کرد این موضوع را از دوستان و اولیاء مدرسه پنهان می‌کرد چون می‌دانست که در صورت آگاهی دیگران، اگر سرزنش نشود تشویق نمی‌شود.مثل من حمال نشی!آن زمان‌ها هر کار یا ایده‌ای را که می‌خواستید دنبال کنید غُرولند بابا بالای سرت بود که می‌گفت: «به‌جای این کارها به درس و مشقت برس که مثل من حمال نشی!» و این ترس از حمال‌شدن همیشه در ما وجود داشت. نکته‌اش این‌جاست که منظور از حمالی، بار روی دوش کشیدن نبود بلکه هر کاری را حمالی می‌دانستند به‌غیر از پشت‌ میز نشینی و مشاغل یقه سفید. این رفتار والدین شاید به این دلیل است که در مسائل مالی اعتماد به نفس پائینی دارند و در هر سطح درآمدی که باشند فکر می‌کنند چندان موفق نیستند و نمی‌توانند الگوی درستی برای فرزندان خود باشند. آنها از صحبت در مورد پول واهمه دارند و مایل هستند چنین مسائلی را به نظام آموزشی بسپارند.پول علف خرس نیست.در واقع، توانایی مدیریت اقتصادی در زندگی شخصی و حرفه‌ای وابسته به دانش و مهارتی است که از سنین اولیه کودکی شکل می‌گیرد. پول توجیبی ابزاری قدرتمند برای آموزش سواد مالی به کودکان است. صحبت در مورد نیازها و خواسته‌ها به آنها اهمیت اولویت‌بندی و بودجه‌ریزی را گوشزد می‌کند؛ نیازها چیزهایی هستند که بدون آنها نمی‌شود زندگی کرد مثل، خوراک و پوشاک و خواسته‌ها مواردی هستند که می‌شود بدون آنها زندگی کرد، مثل ماشین لوکس و کفش فانتزی. امروزه بار مسئولیت مالی افراد دائماً رو به افزایش است و عدم فهم درست از امور مالی می‌تواند خانواده‌ها را به چالش بکشاند. اگر خانوارها نتوانند تورم، رشد و رکود اقتصادی، نرخ بهره مرکب، اوراق بدهی و غیره را به‌خوبی درک کنند در مدیریت امور مالی به مشکل برخواهند خورد.خیر دنیا و آخرتتربیت اقتصادی تاثیر مستقیم مادی بر خانواده‌ها دارد زیرا آنها سعی می‌کنند بودجه خود را متعادل کنند، خانه بخرند، هزینه تحصیل فرزندانشان را تامین کنند یا درآمدی را برای بازنشستگی تضمین کنند. با این حال از لحاظ معنوی هم بی‌نتیجه نیست. به نقل از مارک تواین، نویسنده مشهور، بی‌پولی ریشه همه بدی‌هاست. رسول خدا (صلوات الله علیه) می‌فرمایند: «هر کس از راه حلال، روزی کسب کند و با آن خویشتن را از مردم بی‌نیاز و خانواده و فرزندانش را تامین کند، روز قیامت با پیامبران و صدیقان محشور می‌گردد.»ختم کلاملازم است مهارت‌ها و دانش فرد برای استفاده از ابزارهای مالی و اقتصادی افزایش یابد تا بتواند تصمیم‌های عاقلانه‌تری بگیرد. هر بهبودی در این مهارت‌ها تاثیر عمیقی بر مردم و توانایی آنها بر تامین آینده خود خواهد گذاشت. داشتن سواد مالی کار آسانی نیست ولی در صورت تسلط، می‌تواند بار مشکلات زندگی را به شدت کاهش دهد. برای بسیاری از مردم، تصمیم‌گیری‌های اقتصادی اضطراب‌آور است و با آموختن و مطالعه می‌توان از شدت این اضطراب کاست. آیا به نظر شما، برای یادگیری مهارت‌های تصمیم‌گیری حتماً باید لیسانس یا فوق لیسانس اقتصاد یا مالی گرفت؟ آیا می‌توان بدون داشتن تحصیلات عالی در این زمینه، فردی موفق بود؟ و این موفقیت چگونه میسر می‌شود؟منابع:1- https://www.investopedia.com2- کتاب مفاتیح الحیات، تالیف آیت‌الله جوادی آملی</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 13:36:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در دوران تحصیل این چیزها را به من یاد ندادند؟ درس ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-tzwqpwmiot5a</link>
                <description>درس ۳: بچه‌دار شدن پول زیادی می‌خواهد.قبل از هر چیز بگویم که من عاشق کودکان هستم و شاهد بر این ادعا نیز داشتن پنج فرزند است. با این وجود، باید اضافه کنم که هزینه‌های سرسام‌آور و رو به افزایش آن‌ها هم‌چنان باعث تعجبم می‌شود. گفتن «نه» به فرزندان بسیار دشوار است. شما خوشحالی آن‌ها را می‌خواهید و شادی نیز معمولاْ با خرید وسایل و هزینه‌کردن به‌دست می‌آید.وقتی هزینه‌های بچه‌دار شدن را حساب می‌کنید، مخارج آشکاری به ذهن می‌رسد: آموزش و مهد کودک، مراقبت‌های بهداشتی و درمانی، خوراک و پوشاک. ولی مواردی از این دست را فراموش نکنید: نیاز به خانه وسیع‌تر و ماشین بزرگ‌تر، افزایش بهای قبض‌های آب و برق و دیگر خدمات شهری، و هم‌چنین فراهم‌کردن امکانات برای سرگرمی، ورزش و سایر فعالیت‌هایی که مربوط به دوران کودکی آن‌هاست.بسته به سطح درآمد و عادت‌های هزینه‌ای که دارید، مخارج پرورش هر فرزند بسیار سنگین است!درنهایت، مجبور می‌شوید خودتان را فدای آن‌ها کنید؛ یعنی بیش‌تر از خود، برای آن‌ها هزینه خواهید کرد.اگر می‌خواهید بچه‌دار شوید، نمی‌توانید خودخواه باشید یا بمانید (چه از بعد مادی یا غیرمادی). مهم‌تر از همه، باید تبعات بلندمدت تصمیم خود را از لحاظ مالی (و سبک زندگی) به‌طور کامل درک کنید.می‌دانم که این نگاه به فرزندآوری مملو از بی‌عاطفگی‌ست و معدود افرادی هستند که چنین رفتار می‌کنند. اگر با همسرتان تصمیم گرفتید بچه‌دار شوید برای عشق‌ورزی به فرزندان‌ سنگ تمام بگذارید؛ چون همه چیزهای خوب از همین‌جا آغاز می‌شود. ‌منبع:Why Didn&#x27;t They Teach Me This in School? Workbook: 99 Personal Money Management Principles to Live ByCary Siegel, CreateSpace Independent Publishing Platform, 2017شما می‌توانید مطالب «اقتصاد با طعم سادگی» را در تلگرام و اینستاگرام به نشانی زیر دنبال کنید.@eghtesad_sadegyو همین‌طور آدرس آپارات:https://www.aparat.com/rzebrahimi88</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 12:29:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در دوران تحصیل این چیزها را به من یاد ندادند؟ درس ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%DB%B2-vrkcaghacz4c</link>
                <description>درس ۲: قدر زندگی مشترک با کسی‌که از لحاظ مالی شایسته است را بدانید.«طلاق» سریع‌ترین راه برای سقوط آزاد از لحاظ مالی است. در مورد آن بیاندیشید: علاوه‌بر ایجاد آشفتگی‌های عاطفی و احساسی باعث می‌شود در بهترین حالت، نصفی از پول خود را از دست بدهید و حتی در بدترین حالت ممکن است به دلیل مخارج حقوقی، هزینه‌های اداری، نفقه، حضانت و سایر موارد، تقریبا همه دارایی شما از بین برود.همیشه به همسرم می‌گویم مهم‌ترین دلیلی که توانستم در سن چهل‌وپنج سالگی بازنشسته شوم زندگی با اوست. درست است که در تجارت خیلی خوب عمل کردم و از اصولی که برای مدیریت پول داشتم تخطی نکردم، اما هزاران مدیری که از من پول بیش‌تری کسب کردند هنوز مجبورند برای پوشش هزینه‌های ازدواج‌های سوم یا چهارم خود تلاش کنند. سعی کنید در زندگی از داشته‌های خود لذت ببرید و فراموش نکنید که بعید است مرغ همسایه غاز باشد.تکالیف درس اول را انجام دهید؛ یعنی اطمینان حاصل کنید که همسرتان مقتصد است، «نگرش‌های پولی» مشترکی با شما دارد و درک می‌کند که «ازدواج» رویدادی مادام‌العمر است. در طول زندگی مشترک خود بحث‌های صادقانه‌ای درباره موضوعات مالی داشته باشید. منظورم این است که بودجه ماهانه، ارزش خالص، مشکلات، فرصت‌ها و اهداف مالی آینده را بنویسید و در مورد آن صحبت کنید. این موارد نیاز به بحث و گفتگوهای مداوم دارند - نه سالی یک‌بار بلکه ماهانه یا بیش‌تر اوقات.به‌تدریج، این رویه فکری به سایر جنبه‌های زندگی مشترک نیز تسری پیدا می‌کند. اگر در انجام آن مداومت داشته باشید، نه‌تنها برای موفقیت‌های مالی بلکه برای زندگی‌ای شفاف و صادقانه نیز بیمه می‌شوید.منبع:Why Didn&#x27;t They Teach Me This in School? Workbook: 99 Personal Money Management Principles to Live ByCary Siegel, CreateSpace Independent Publishing Platform, 2017شما می‌توانید مطالب «اقتصاد با طعم سادگی» را در تلگرام و اینستاگرام به نشانی زیر دنبال کنید.@eghtesad_sadegyو همین‌طور آدرس آپارات:https://www.aparat.com/rzebrahimi88</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 17:55:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در دوران تحصیل این چیزها را به من یاد ندادند؟ درس ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%DB%B1-iwicvr5r9kjy</link>
                <description>درس ۱: با کسی ازدواج کنید که از لحاظ مالی شایسته باشد.اشتباه نکنید منظورم این نیست با کسی ازدواج کنید که نبوغ مالی دارد یا ثروتمند است، بلکه شخصی را انتخاب کنید که عادت‌های مالی قابل‌قبولی دارد. این ویژگی شخصیتی اغلب در دوران آشنایی نادیده گرفته می‌شود. در واقع، معمولا طرفین تلاش می‌کنند جنس مخالف را با دعوت به شام‌های گران‌قیمت، قرار ملاقات‌های پرریخت و پاش و هدیه‌های چشم‌گیر تحت تاثیر قرار دهند.اگر از عهده مخارج ملاقات‌های عاشقانه برنمی‌آیید به احتمال زیاد بعد از ازدواج‌ هم بضاعت انجام آن را نخواهید داشت. به شریک زندگی خود نشان دهید که از لحاظ مالی واقعاْ چه کسی هستید و مطمئن شوید او هم پیش از ازدواج چنین رفتاری دارد. پس از ازدواج، با تغییر عادت‌های مالی هم‌دیگر را متعجب نکنید که باعث بروز تنش‌های شدیدی می‌شود. «پول» یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که زوجین بر سر آن دعوا می‌کنند.در مورد «نگرش پولی» خود صحبت کنید: آیا اهل پس‌اندازید؟ آیا طرف مقابل شما ولخرج است؟ به قرض و بدهی اعتقاد دارید؟ می‌خواهید صاحب خانه شوید؟ دارایی‌های شما چیست؟ او چه‌قدر حقوق می‌گیرد؟ بدهی دارد؟ هرکدام چه‌قدر اعتبار مالی دارید؟ آیا او به بودجه‌ریزی و پایبندی به آن اعتقاد دارد؟پاسخ این سوالات آسان است اما پرسیدن آنها دشوار؛ با وجود آن‌که بسیار مهم هستند. باید زندگی مالی فعلی، گذشته و آینده خود را فاش کنید. بدین‌ترتیب، نه‌تنها در مورد پتانسیل‌های همسر آینده بسیار می‌آموزید بلکه در مورد خودتان هم چیزهایی متوجه می‌شوید.درس‌های بعدی را از همین صفحه دنبال کنید.منبع: Why Didn&#x27;t They Teach Me This in School? Workbook: 99 Personal Money Management Principles to Live ByCary Siegel, CreateSpace Independent Publishing Platform, 2017شما می‌توانید مطالب «اقتصاد با طعم سادگی» را در تلگرام و اینستاگرام به نشانی زیر دنبال کنید.@eghtesad_sadegyو همین‌طور آدرس آپارات: https://www.aparat.com/rzebrahimi88</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 16:47:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توی خرید چقدر به خواسته‌ها و نیازهامون توجه می‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@eghtesad_sadegy/%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-dfpr09lixstc</link>
                <description>- امروز ایستگاه خیلی شلوغه!- تو این روزای کرونایی این همه آدم تو مترو چیکار می‌کنن؟ نکنه کرونا رو شکست دادیم خودمون خبر نداریم؟ حالا خودش هم می‌دونه که شکستش دادیم، توجیه شده؟چیزهایی که لازم داریم،اون‌هایی که دلمون می‌خواد، خریدهامون و آن‌چه استفاده می‌کنیم.  - ول کن این حرفا رو. بدو سرکارمون برسیم. این همه جا، حالا چرا رفتی پشت این جمعیت واستادی؟- بابا در قطار این‌جا وا میشه. بعد یه عمر گدایی هنوز شب جمعه یادت میره!- قطار اومد.- آقا راه بده بزار بیان بیرون. آقا هل نده.[بعد از مدتی مسافران شتابان پیاده شدند.]- یکی از مسافرین: حالا هل بده، هل بده بزار نفرای جلویی‌ت برن تو تا در بسته شه.- خُب چرا؟-  مسافر: این‌جوری دو تا حسن داره. هم اونا سوار می‌شن و به کارشون می‌رسن و هم شاید با قطار بعدی ما هم سوار شدیم.[درب قطار به زور بسته شد و رفت، پس از گذشت چند دقیقه قطار بعدی رسید، درب باز شد و مسافرین پیاده شدند...]- آقا یه ذره برو تو، بزار مام بیام بالا. این قطار سومیه که منتظریم.- کیف‌ت رو بکش در بسته شه.- آخی‌ش، بالاخره سوار شدیم.- داداش این چیه تو پشتم داری فشار می‌دی.- مسافر پشتی: «کیفمه چیزی نیس دایی».- خب مرد حسابی، داری جر می‌دی منو.- مسافر پشتی: «من خودم هم اینجا گیرم. مترو میای باید جنبه داشته باشی. ناراحتی با آژانس برو».- عجب آدمی‌ها. شیطونه میگه...- ول کن بابا سرصبحی، تحمل کن، ایستگاه بعدی یه کم جا وا می‌شه.[ایستگاه بعد، درب باز شد و عده‌ای پیاده شدند.]- زور بزن بریم سمت مابین دو کابین. اونجا جاش بهتره.- چرا تو فکری؟ حالا که دیگه تو فشار نیستی خوشحال باش. بگو، بخند، زندگی کن.- ای بابا، نفست از جای گرم در میاد.- نفس من! نفس این یارو پشت سری‌م رو حس نکردی. یه راست از ته رودش میاد. دارم خفه می‌شم. حرفم بزنم میگه اینجا متروس تحمل کن. نکرده سر صبحی یه لقمه نون بزاره دهن‌ش بو نده. حالا ول کن این حرفا رو چی شده؟- حقوق من همین‌جوری‌ش تا نصفه برج می‌رسونه. حالا توی این دوران کرونایی چه‌ خاکی تو سرم بریزم. واسه همین عزا گرفتم.- عه چراا. من و تو که یه جا کار می‌کنیم و سابقه کارمون هم یکیه، اون‌وقت چه‌جوری حقوق من می‌رسه اما مال تو نه. تازه من یه بچه هم دارم. لابد یه جای کارت ایراد داره. می‌دونی چرا؟ تو بَرجِت زیاده نه خرجت. لباسای مارک و موبایل آخرین مدل، معلومه که با حقوق کارمندی نمی‌خوره. شیکم خالی و آروغ فندقی.- راست می‌گی. یه اشکال من و خانومم این بود که وقتی حقوق می‌گرفتم نمی‌تونستیم جلوی خودمون رو بگیریم. اصلاً اینگار تا پول خرج نمی‌کردیم آروم نمی‌شدیم. خرید کردن خوشحال‌مون می‌کرد. حس غریبی داشت تو مغازه‌ها و پاساژای شیک قدم زدن. نور مغازه‌ها با لبامون بازی می‌کرد. عطر فروشنده‌ها آدمو می‌گرفت. تازه بعد خرید، شام می‌چسبید. رایحه غذا و صدای موزیک آدمو دیوونه می‌کرد. اگه یه سینما یا تئاتری هم پا می‌داد بهش نه نمی‌گفتیم. اون موقع به همه چی فکر می‌کردیم جز این روزا.- می‌دونم چی می‌گی. ولی پول خرج کردن که هنر نیست، درست خرج کردن هنره. می‌گن ذهن آدم دو تا سیستم داره. سیستم اول کارش پاسخ‌گوئی سریع و بدون تامله. یعنی مغز دائما گزاره‌هایی رو بدون چکش‌کاری تولید می‌کنه که اصطلاحا به اونا برداشت‌های ذهنی می‌گن. ولی سیستم دوم کارش سنجش، ارزیابی، نقادی و تفکر شدیدتر و پر مایه‌تره. به عبارتی سیستم دوم  از دست‌مایه‌های ذهن، استنتاج منطقی و عقلائی می‌کنه. مثلا اگه به تصویر یه خانم نگاه کنی که پیشونی درهم کشیده داره و حالت چشم‌هاش از هم دریده است و دهانش بازه. ذهن ما به سرعت نتیجه می‌گیره که این خانم عصبانیه و داره به مخاطب‌ش فحش‌ و ناسزا می‌گه. این قضاوت سریع گرچه ممکنه بر اساس سازوکارهای بسیار پیچیده مغز به‌دست اومده باشه و بسیار مفید و کارساز هم باشه ولی می‌تونه خیلی اشتباه باشه. یعنی ممکنه این حالت چهره، عکس‌العمل مادر مهربونی باشه که فرزندش داره می‌افته تو حوض آب. در ذهن انسان، سیستم یک همیشه در کاره و مشغول تحویل نظریه و پاسخ و راهنمائی یا گمراه کردنه. سیستم دو تنبل و کم کاره و مگر تحت فشار اضافی حاضر به فعالیت نیست و فعالیت اون انرژی بره.- کجائیم؟ بزار بپرسم. [رو به مسافر کناری] آقا الان کجائیم؟- مسافر: شولوی- شولوی دیگه کجاس؟- مسافر: یه جایی بین شوش و مولوی- دمت گرم، قشنگ فهمیدم. خب داشتی می‌گفتی.- عرضم به حضورت که موقع خرید، سیستم اول ذهن ما فعال می‌شه. یعنی سریع گول می‌خوریم. ما به یه چیزایی «نیاز» داریم چون بدون اونا نمی‌تونیم زندگی کنیم مثل خوراک و پوشاک و غیره. یه چیزایی رو هم نیاز نداریم ولی جزو «خواسته‌های» ماست مثل موبایل فلان و ماشین بهمان. یه خط و مرز مشخص هم بین نیازها و خواسته‌ها نیست و ممکنه باهم هم‌پوشانی هم داشته باشن. اما خنده‌دار این‌جاست که موقع خرید یه چیزایی رو به ما می‌فروشن که نه جزو نیازامونه و نه جزو خواسته‌هامون (مثل شکل بالا) و از بین همه اون چیزایی که می‌خریم تازه یک تعداد محدودش رو استفاده می‌کنیم. توی این دوران کرونا دیگه وقتشه سیستم دو رو بیش‌تر فعال کنیم تا سرمون کلاه نره.- رسیدیم ایستگاه میرداماده، بدو جا نمونیم.شما می‌توانید مطالب «اقتصاد با طعم سادگی» را در تلگرام و اینستاگرام به نشانی زیر دنبال کنید.@eghtesad_sadegy</description>
                <category>اقتصاد با طعم سادگی</category>
                <author>اقتصاد با طعم سادگی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 15:16:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>