<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های احسان کریم خانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsan.karimkhany</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 16:46:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1759/avatar/qUuWqv.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>احسان کریم خانی</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نردبان قدرت</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D9%86%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-hwo9wvuydnpf</link>
                <description>زمانی خیال می کردم که قدرت را میشناسم و لوازمش را .زمانی که به انشای علم بهتر است یا ثروت به عنوان دوگانه منابع قدرت آن عصر و دوره نگاه میکردم.زمانی که تافلر می خواندم و مناسبات قدرت در اجتماع های موج اولی و دومی و سومی را درک می کردم.خوش خیال وخام خیال و احمق بودم و هستم .اگر نبودم با دیدن خرقه های سالوس و ریا آشفته نمی شدم. از کوتاه قامتی مردانی که سایه های بلند خویش را بر سر خلق گسترده اند غمگین و غصه دار نمی شدم. امروز که هنوز قدرت را سامان دهنده اصلی مناسبات عالم می بینم به منابع قدرت دیگری رسیده ام. منابعی که بر وهم عوامانه از قدرتمند استوار است. قدرت فریب و ریا، قدرت استحمار، خیلی نمی توانم شرح و بسط دهم و به شمایی که خواننده این متنی حق می دهم که ترسو و بزدل خطابم کنی(راستی بزها دل ترسویی دارند؟) اما بر من ببخش که در میانه  آدمهایی ام که اگر صفت بگویم و بازی بهم بزنم صف در صف کمر به حذف می بندند. همین سربسته بگویم برای آنکه ازمستضعفین حقیقی است.برای آنان که طعم تلخ فقر و گرسنگی و نداری را با جان و دل چشیده اند. برای شما می گویم که در جنگ فقرو غنا هستید.قدرت حقیقی در شماست در همان که هستید و فهمی که از عالم و روابطش دارید .قدرش را بدانید و به هیچ طمعی که خارج از تقوای خداست آلوده اش نکنید.ایمان دارم که به قدرت می رسید.+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۶ ساعت ۱۲:۱۶ ب.ظ توسط احسان کریم خانی  | در بلاگفا</description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Dec 2018 17:09:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایرانی ایران را ببین</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-yxxpcn85e41d</link>
                <description>تصویری از مرودشت استان فارس از پنجره قطارواقعیت اینست که من سفر کم رفته ام.به نسبت آنچه می بینم و در هر سفر حسرت سالهایی را می خورم که می توانستم این مردم. فرهنگ هایشان و سنت هایشان را ببینم، و اکنون پشیمانم. به خودم که می نگرم نگاه رسانه ای به واقعیت فریبم داده است. من از تصویری که از واقعیت گرفته ام و عمدتا توسط رسانه ها دلخوش کرده ام که می دانم. و کافیست اما باور کنید وقتی در بیابان با چشمان خودتان به غروب خورشید می نگرید چیزی در درون شما تغییر می کند.</description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Sat, 05 May 2018 21:25:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره آدم بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-xjtckdmjrdt8</link>
                <description>حكومت اسلامى مى‌‏خواهد انسان با انتخاب‏ خودش راه بيفتد و بر پا بايستد.اگر مى‌‏خواست آدم‏‌ها را به پا بدارد خيلى كارش آسان بود.تمام عقب ماندن و كندى پيشرفت اسلام، از همين آزاديى است كه مى‌‏دهد و از همين زمينه‌‏اى است كه براى انتخاب انسان مى‌‏سازد.اسلام اگر مى‌‏خواست خلق را بغلطاند خيلى زودتر به مقصد مى‌‏رسيد.على مى‌‏توانست با يک‏صدم پولى كه معاويه مى‌‏داد، معاويه را با ريش و سبيلش خفه كند و از ميدان به در برد.اين‏ها نمى‌‏خواهند حكومت كنند. مى‌‏خواهند خلق با انتخاب خويش آن‏ها را برگزينند. و اين است كه عقب مى‏‌مانند، در حالى كه ديگران جلودار شده‌‏اند.دین اسلام با تفکر شروع می‌شودبا تفکر در تاریخ‌در جامعه،در پدیده‌ها و آیه‌ها،در انسان؛ در استعدادهایش و آفرینش و خلقتش‌.با تفکر در استعدادهایش، کار او مشخص می‌شود؛ چون کار هر کس به‌اندازۀ سرمایه‌ای است که همراه دارد و مناسب با استعدادی است که در او نهفته است.و همین که کار انسان شناخته شد، دنیا شناخته می‌شود، که چه کارگاهی است و هستی شناخته می‌شود که تا کجا ادامه دارد.با تفکر در خلقتش، انسان خودش را می‌شناسد و نیازش را و ضعفش را و عجزش را و جهلش را و در نتیجه خدایش را می‌شناسد، که بی‌نیازش کرد و نیرویش داد و حکمت در سرش ریخت.با این شناخت، این وجود صفر به آن غنای محض روی می‌آورد و به سمت او کشیده می‌شود و او در دلش بزرگ می‌شود و به حکومت می‌نشیند و زندگی ومرگ و سکون و حرکتش را رهبری می‌نماید.انسان با تفکر در استعدادهایش و تضاد مضاعف غرایز فردی و اجتماعی و عقل و فکرش، به کار خودش پی می‌برد که خوردن و خوابیدن و خوش بودن نیست و نظم و عدالت و رفاه نیست؛ چون این‌ها، به این همه سرمایه احتیاج نداشت، بزغاله و زنبور با غریزه به این همه رسیده‌اند.انسان از آن تضاد و رقابت می‌یابد که کارش‌ حرکت‌ است؛ زندگی و مرگ متحرک و خوردن متحرک و نظم و عدالت متحرک و در نتیجه هستی راه است و کلاس است و کوره است.اکنون باید پرسید حرکت به سوی چه؟ به سوی چیزی که پایین‌تر از اوست و یا برابر با اوست و یا برتر از او؟ ناچار باید حرکت به سوی برتر باشد و تکاملی باشد.برتر از انسان کیست؟ آن که بی‌نیازش کرده و نیرویش داده و حکمت در سرش ریخته است.و این است که‌ اللَّه‌ می‌شود جهت حرکت انسان و هستی.و انسان در این هستی به خاطر رشد و پیشرفت باید به سوی او بیاید.و این است که راهی می‌خواهد؛ صراطو وسیله‌ای؛ عقل و عشق و عجزو سرمنزلی؛ معاد و آخرت‌و راهبری و پیشوایی؛ رسول، امام‌و آدابی و روشی؛ احکام و شرایع‌با تفکر، به این شناخت‌ها- معارف‌- می‌رسیم و هر شناختی ناچار احساسی می‌آفریند؛ شناخت خوبی‌ها، عشق‌ و شناخت بدی‌ها، نفرت.هر شناختی عقیده‌ای را به دنبال می‌کشد و عقیده‌ها و عشق‌ها حرکت و کوشش را سبز می‌کنند. هنگامی که انسان عظمت خود را شناخت، به کم قانع نمی‌شود و حتی به بهشت دلخوش نمی‌گردد، که: «رضوان من اللَّه اکبر».هنگامی که وسعت هستی را شناخت و دوری راه را شناخت، در تنگنای یک مرحله نمی‌ماند و آرام پیش نمی‌رود.هنگامی که دنیا را یک راه دید، در آن نمی‌ایستد و هنگامی که آن را کلاس دید، از آن درس می‌گیرد و هنگامی که آن را کوره دید، از دردهایش عقده نمی‌آورد.و هنگامی که کارش را شناخت، بی‌کار نمی‌نشیند.و هنگامی که جهتش را شناخت دیگر مثل الاغ عصاری، گرد نمی‌چرخد و کند نمی‌رود و درنگ نمی‌کند؛ چون‌ در کاروانِ متحرک هستی، رکود و درنگ، کمتر از عقب گرد نیست و عقب گرد جز تنهایی نیست و تنهایی در راه و در کویر هستی جز هلاکت نیست.بر پایۀ این شناخت‌ها و این عقیده‌ها بارهای سنگین تکلیف قرار می‌گیردو با این موتور نیرومند و با این پای قوی، احکام وسیع و نظام‌های سنگین‌ اسلامی به مقصد می‌رسد.احکامی مربوط به‌ انسان با خودش‌: اخلاق؛ چون در درون انسان غوغاست.در درون او «من»‌هایی سر بلند کرده‌اند و کارگر هستند.احکامی مربوط به‌ انسان با خدایش‌، با جهت حرکتش: عبادات،احکامی مربوط به‌ انسان با دیگران‌: حقوق، با پدر، مادر، همسر و فرزند، با ارحام، همسایه‌ها، دوست‌ها، با همکارها، همراه‌ها، هم کیش‌ها، هم نوع‌ها، با رهبر و امام و عالم و حاکم، با کارگر، با مشتری، با فروشنده، با ملت‌های دیگر، با دولت‌های دیگر.احکامی مربوط به‌ انسان با زندگیش‌؛ خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت، معاملات، قراردادها، ازدواج، اولاد، طلاق، قضاوات، شهادات، دیات، حدود و ارث.نظام‌های تربیتی‌؛ ضرورت تربیت، روش تربیت، هدف تربیت، مربی، افراد لایق تربیت، هنگام تربیت،و اجتماعی‌؛ عوامل سازنده، عوامل رشد، عوامل حفظ، تأمین رفاه، تنظیم ارتباطها.و اقتصادی؛و مالی‌؛ منابع مالی، مصارف، روش جمع آوری و روش مصرف.و حکومتی‌؛ هدف حکومتی، ملاک انتخاب، روش انتخاب.و حقوقی و جزایی و قضایی.فرق نظام‌ها و احکام در این است که نظام‌ها زمینه و زیربنای احکام حساب می‌شوند؛ مثلا احکام حقوقی و جزایی و قضایی در نظام قضایی و جزایی و حقوقی اجراء می‌شوند.و احکام اخلاقی در نظام تربیتی قابل اجراء هستند. و همین طور احکام مالی و نظام مالی، احکام اقتصادی و نظام اقتصادی.</description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Mar 2018 12:00:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زاویه دید</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%B2%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-dg2vdso4wsor</link>
                <description>مسئولی که اتفاقا عدالت خوانده و نهج البلاغه قورت داده است قصد سفر می کند. دفتر محترم هماهنگی های لازم و معمول را انجام خواهد داد. مسئول فیلان در فیلان ساعت جهت سرکشی به امورات ملت به قصد قربت به سمت شهرستانی دور و مظنون به محرومیت می رود. مقصد را خبردار می کنند . بلیط پرواز را به آژانس همکار اداره سفارش می دهند. آژانس همکار هم از ایرلاین معتبری بلیط فرست کلاس می گیرد . نه اینکه بخواهد سرویس اشرافی خدای ناکرده به مسئول ما بدهد. خیر اما خب حاشیه سود فرست کلاس برای آژآنس مزبور و معاش کارمندان نان خورش و ... مسئول محترم صبح نماز خوانده و صبحانه خورده کیف سفر به دست به درب منزل می آید سلام گرمی به راننده می کند و با تعارف بسیار از اینکه کیف سفرش را راننده در صندوق عقب می گذارد کراهت دارد. اما تسلیم شده ماشین را دور می زند و در صندلی جلو کنار راننده جای می گیرد. گوشی موبایلش را در میاورد و در مسیر تفوقات مناسب را برای راننده ای که زحمت رساندنش را می کشد نثار می کند.از پاویون عمومی و گمنام در حالی که  آکنده از حس ساده زیستی است به سمت هواپیما می رود. کارت پروازبه دست به مهماندار سلامی می کند و در صندلی خود می نشیند و شروع به خواندن سرمقاله روزنامه می کند که اتفاقا نشان میدهد روزنامه های کشور همه به جز اندکی از اختلاف سلیقه های سیاسی تشخیص بیماری دیگری در سازمان کشور نداده اند. نگاهی به میز روزنامه ها می کند. مطمئن می شود که مشت نمونه خروار است . و ابدا انتخابی که برای رسانه کرده است انتخاب دارای خطای شناختی اولیه در ورود نبوده است. در دل خدارا شکر می کند که توفیق خدمت گذاری دارد و اندکی هم لبخند عمیق و دلنشین می زند که جزو مسئولین این نظام موفق است.داخلی مسیر بازدید کارخانهکارگری زمخت و بد دهن فریاد می کشد که بیمه نان حقوق یک ساله عقب افتاده بیمار صعب العلاج فرزند. گرانی و تورم و بیکاری و .... بلافاصله دستور می دهد کارگر مزبور را که احتمالا استثنای سیستم حکومت است را پیدا کرده و به وضعش رسیدگی کنند.داخلی قطار مسیر مشهدقطار کهنه آلمانی زمان رضا شاه که صندلی های چوبی سابق کوپه هایش را با صندلی های  زرشکی راحتی عوض کرده اند ارزانترین وپر استفاده ترین قطار مسیر است. زمستان ها بسیار گرم است و تهویه توسط باز کردن درب کوپه یا پنجره امکان پذیر است. و تابستان ها بسیار گرم و با بکار بردن ابزای مانند بادبزن یا همان پنجره کنترل هوشمند دما ممکن است. مسافر لقمه غذای دیشبش را داخل پلاستیک گذاشته و مطمئن می شود وسایل سفرش را داخل اتوبوس واحد جا نگذاشته باشد. مسیر چندین ساعته در پیش است و به دختر خردسالش می گوید مراقب باشد دستش به در دیوار و پنجره نخورد . مامور قطار وسوسه صبحانه و نهار چلو مرغ و کباب و ... می دهد و مادر فورا و با حالتی تدافعی طرف را رد می کند و بعدش از این می گوید که این غذا ها مسمومیت می آورد و همین لقمه سالم تر هم هست. اصلا هم مسئله هزینه نیست. و در دل آٰزو می کند که این سفر امام رضا برای خرج عملش گشایشی دهد و خود دارانه پر اشکش را پاک می کندو اغراق شده می خندد و شوخی می کند.</description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Feb 2018 09:25:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمانی میان زمان ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-dgpxdc7jiscv</link>
                <description>«انقلاب مانند هر رویداد دیگر راهی را می‌گشاید اما چیزی را حل نمی‌کند. یافتن ، نقطه آغاز یک حرکت است و نه نقطه ورود. نقطه حرکت در راهی که نه مجراهای آن مشخص است و نه نتایج آن و جواب از پیش دانسته ما این است که انقلاب باید شرایط و امکانات سوال‌های جدیدی را فراهم آورد. آنچه روند بعد از رویداد را امکان پذیر می‌سازد، نظام سوال‌هاست و نه امکانات پاسخ.امکانات پاسخ به یک معنا توقفی است که از بد روزگار پیش آمده و مادام که سوال‌ها در برابر یک تعریف مشخص مقاومت کنند، این لحظه هم دوام می‌آورد. هم از این روست که بی منتهایی حرکت با وقفه‌های جدی همراه است و این وقفه‌ها در واقع حرکت‌های جدیدی به شمار می‌روند.در نظر گرفتن انقلاب به مثابه راه حل مشکلات و پاسخی به ادعاهای مطرح شده، چیزی جز توهم نسبت به نتایج ویرانگر انقلاب‌های برنامه ریزی شده نیست. برای درک این نکته که پاسخ کامل توهمی بیش نیست، باید ده‌ها سال بدبختی و وحشت را تحمل کرد.»برگرفته از کتاب زمانی میان زمان ها لیلی عشقی</description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Feb 2018 20:27:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بگذار گفتگو کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ye4g62mkvz7u</link>
                <description>بگذار خشمگینت کنم. بگذار اشتباه کنم. بگذار بخندم بگذار ناراحت شوم بگذار بگریم. بگذار در آغوشت بگیرم و سخت بفشارمت. بگذار سر به سرت بگذارم. بگذار تا تورا و این ماسک بی روح چند رنگ تک احساس را کنار بزنم و با تو آشنا شوم. بگذار در این تجربیات که گفتم دراین سختی ها و گریستن ها و خندیدن ها و ... با هم آشنا شویم. من از این ظاهر خموده خسته و بی ارتباط می ترسم . من از تجربه نکردنت می ترسم. از نشناختنت و نشناختنم می ترسم. من از بی ارتباطی می ترسم. به خدا بلای بزرگیست. بلای سختی است. می دانی چه را از دست می دهیم. محبت را. محبت گرم و صمیمی و صیقل داده شده در کوران تجربیات سهمگین زندگی را. می دانی چه را از دست می دهیم. آشنایی را آشنایی که در دیدن جزيیات روح همدیگر در پرتگاههای و لبه دره های زندگی آشکار می شوند و از من من می سازند واز تو تو. به خدا چیز گرانیست این آشنایی میدانی چه را از دست می دهیم. زندگی را. آن چیز سیال شفاف و عزیزی که همه داریمش اما استفاده نمی کنیم. زندگی تکرار مکررر این که هستیم نیست. زندگی فراتر از این معمولی بودن کشنده و سرد و بی رنگ است. زندگی حسرت دارد رسوایی دارد. عاشقی دارد. دلدادگی و دل ... . آخر عزیزم چه باعث دلمردگی ات شده است. این چه دلدادگیست که سردت کرده است. خموده و ..بیا پدرم مادرم بیا با هم زندگی کنیم. عاشقی کنیم. دل دهیم و دل بکنیم. بیا بسوزیم و در غم هم شریک شویم. در خاطرات عزیز و بغض آلود هم شریک شویم. بیا از خاطره گرمی دستان و هجران او بگوییم. بیا شیدایی و بی لییلا بودنمان را فریاد بزنیم. بیا از رسوایی نترسیم. </description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Feb 2018 09:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خط خوان</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%AE%D8%B7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-tsmiwquhyxvh</link>
                <description>  *ما به قدرت خواندن ایمان داریم*« کتاب ها حاملان تمدن اند. بدون کتاب، تاریخ ساکت است، ادبیات گنگ است، علم علیل است و تکفر و تعمق راکد اند. آنها موتورهای تغییر اند، پنجره های دنیا، فانوس های دریایی بنا شده در دریای زمان»-هنری دیوید ثوریوخواندن ما را به نسل ها متصل کرده است. هیچ چزی مانند یک کتاب خوب نیست. اما در دنیای شلوغ امروز، زمان کمی برای مطالعه وجود دارد. ما می خواهیم آن را تغییر دهیم. با تکنولوژی و بردن کتابها در یک مسیر تکامل، ما شانس آن را خواهیم داشت که یک انقلاب را شروع کنیم. *در خط خوان ما برای خواندن می ایستیم.*ما به چالشی را برای به ارمغان آوردن خواندن برای مردم بیشتر و در مکان های بیشتر شروع کرده ایم. و مردم را به خواندن بیشتر تشویق می کنیم. ما کتابها را برای هر کس در هر زمان و در هر جا قابل دسترسی می کنیم.ما خواندن را برای همه انواع خوانندگان اعم از پیر و جوان می آوریم. ما تجربه ی نوآورانه ای از خواندن که شما را تحت تاثیر قرار می دهد می سازیم.ما این خبر را پخش می کنیم و از شما میخواهیم که شما هم همان کار را انجام دهید. ما اراده مان را متمرکز کرده و نبوغمان را به کار می گیریم که به شما کمک کنیم....به تغییر برای خواندن بپیوندید. خواندن را بخش بزرگتری از زندگی خود بکنید. این کار را به همه توصیه کنید. از مدرسه و کتابخانه هایتان بیشتر بخواهید. هر چه زمان بیشتری را صرف خواندن کنید، بیشتر به جامعه کمک می کنیم. بیش از 500 سال پیش تنها یک نفر با یک ماشین چاپ یک انقلاب ایجاد کرد. تصور کنید که ما امروز چه کار می توانیم بکنیم تنها اگر به خواندن ارزش دهیم. سال ۹۳ </description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jan 2018 00:07:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرباز کم نداریم، ژنرال نداریم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsan.karimkhany/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%85-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%98%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-rljfxnmzpvcv</link>
                <description>این روزها که می گذرد و آشفتگی های گوناگون در حوزه های فرهنگ و اقتصاد و سیاست و ... می بینم. بیشتر به این مفهوم فکر می کنم که مشکل چیست؟ زاویه دید کنونیدر میان این همه تصمیم سازان و تصمیم گیران و مجلس و دولت و اندیشکده های گوناگون واقعا کسی نیست که به زمین بازی بنگرد و بر اساس تحلیل های عمیق و .... پیش بینی های از جنس آینده کند. این همه روزمرگی و مردگی در ساختاری های اداری و تشکیلاتی و تصمیم سازی و اجرایی ما برای چیست؟چه میشود که با ابزاری مثل تلگرام وقتی که عمده کشور دچارش می شوند و بهره میبرند و نیازهایشان را رفع می کنند در بالاترین سطوح امنیت ملی درگیر می شویم. مگر ما عصر چت روم های یاهو و هنگ اوت گوگل و وایبر و .... را ندیده ایم. مگر سیر گرایش جهانی به سوشال مسنجرها را ندیده بودیم؟پس این عقلای قوم کجا هستند؟ این کسانی که بایستی از وقایع و حوادث ، حکمت را استخراج کنند و سازمان دهی کنند و تصمیم سازی و ... خلاصه هر چه بیشتر می گذرد به این نتیجه میرسم که گیری وجود دارد. گیری که سطوح مختلف درگیر آن هستند و متاسفانه معدودی تصویر کلی و کلان این اشکال را ترسیم می کنند.سوالم اینست که اساسا فقه اسلامی توان ورود به عرصه نظام سازی را دارد و اگر پاسخ آری است. چرا و چگونه؟ما در جایی از تاریخ خود جا مانده ایم و در غفلت و تاریکی قدم گذاشته ایم که هنوز از آن بیرون نیامده ایم. انقلاب اسلامی شاید نشان داد که باید راه را بازگردیم و طور دیگر ببینیم. زکات که دارای جنبه‌های فردی است و گذشت و اعطای «ما یحب» را به انسان می‌آموزد که خود این یک تجربه و آزمون بسیار مهم است، امّا یک ترجمان اجتماعی دارد؛ خب اینها نوعی از روایت است که توان بالقوه را اشاره می کند اما چه کسی و چرا باید به بالفعل کردن این توان بیاندیشد؟ چه طور انسانی بزرگ‌ترین معروفها را در درجه‌ی اوّل عبارت  ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی؛ می داند و باور دارد؟تعارف را کنار بگذاریم و صراحتا بدین نکته اعتراف کنیم، که نظام ‏سازی و سیستم ‏سازی نوین، دستاورد رنسانس مغرب زمین است، و دانشمندان اسلامی در این زمنیه تلاش چندانی نکرده‏اند.به همین جهت منابع این بحث در تمدن و فرهنگ اسلامی ریشه ‏ای مستقل و رشد یافته ندارد، و اصولا تفکر دینی در میان دانشمندان اسلامی، در طول قرون گذشته، از زاویه سیستمی و ساختاری مورد توجه قرار نگرفته است.نگرش به متون دینی در میان دانشمندان اسلامی، عمدتا جهت‏گیری فردی داشته، و بررسی حیات اجتماعی به صورت ساختاری و نظام یافته، کمتر مورد توجه بوده است.برای جلوگیری از یک اشتباه مهم در این بحث، تأکید می‏کنم که باید بین نگرش سیستمی و نظام سازی، با حث گاه به گاه در مسائل اجتماعی فرق گذاشت.آنچه در گذشته بدان توجه نشده، همانان موضوع اول است، در حالی که کتب دانشمندان اسلامی و خصوصا مفسرین، آگنده از اشاره به مسائل اجتماعی بوده و هست.اما طرح یک مسأله اجتماعی یا نظام ‏سازی زمین تا آسمان فاصله دارد، و چه بسا که بسیاری این دو را با هم خلط می‏کنند.بحث حاضر، در موردنظام ‏سازی و نگرش سیستماتیک است و نه فقط بررسی چند مسأله اجتماعی که از رهگذر حیات فرد در اجتماع پدید می‏آید.تعریف کوتاه و فشرده نظام‏ سازی عبارت است از:«ایجاد منسجم ‏ترین و معقول‏ ترین ساختار بین اجزای یک مجموعه که کوتاه ‏ترین و سریع ‏ترین مسیر به سوی هدف را موجب شود».به این مقاله بالا که رسیدم دیدم هر چه میخواستم بگویم گفته. همان را بخواند. والسلام.</description>
                <category>احسان کریم خانی</category>
                <author>احسان کریم خانی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jan 2018 14:37:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>