<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های احسان اختری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsanakhtari</link>
        <description>مدرس و مشاور مارکتینگ و برندینگ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:25:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/249563/avatar/ZTa0uX.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>احسان اختری</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsanakhtari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هر روز فیلتر تر از دیروز!</title>
                <link>https://virgool.io/ehsanakhtari/%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-lnvhruxe2hnc</link>
                <description>بررسی مسیر کسب و کار های مجازی در اوضاع پُرفیلترِ شبکه های اجتماعیاحسان اختری ، هر روز فیلتر از دیروزشاید در بدو ظهور شبکه های اجتماعی، فکر نمیکردیم که انقدر سریع شاهد فراگیری و نفوذ بالای این پلتفرم ها باشیم اما زمان زیادی طول نکشید که نه فقط فرهنگ به معنای اجتماعی خودش، بلکه ذائقه خرید مردم هم با جا باز کردن این شبکه های دوست داشتنی تغییر کرد. این شد که به فکر افتادیم تا یک راه فروش و درآمدزایی جدید رو به کار بگیریم و زدیم به دل فروش در شبکه های اجتماعی. در شروع این روند و طی شاید یک دهه ی گذشته میشُد با ایجاد چند اکانت در شبکه های اجتماعی به موفقیت نسبی در کار رسید و درآمد مناسبی کسب کرد اما رفته رفته متوجه میشیم که شاید این مسیر دیگه مثل سابق جواب نمیده و لازمه که خیلی مهندسی شده و با مطالعه پیش بریم که چند دلیل میتونه داشته باشه:- اشباع شدن فضا (به قول معروف دست زیاد شده)- محدودیت های اینترنت و فیلترینگهمین دو عامل سبب شدند تا نگرانی های بسیاری (که به جا و درست هم هستند) بوجود بیان و افرادی که برای مشاوره در خدمتشون هستم در طلبِ راهکاری برای مصونیت از تحولات منفی باشن.مورد اول یعنی سخت تر شدن رقابت و ظهور رقبای رِند رو میشه پذیرفت و با توسعه مهارت های فروش مدیریتش کرد اما مورد دوم رو نه!  واقعا هم پذیرش این مساله آسون نیست که کلی وقت صرف کنیم و با تکیه بر یک شبکه اجتماعی (که الان اینستاگرام رو بورسه) کسب و کاری رو شکل بدیم و بعد از مدتی با فیلتر شدنش مواجه بشیم! مثل بلایی که سر فروشگاه های تلگرامی اومد.اما راهکارِ عبور از این وضعیت چیه؟اتفاقی مثل زیاد شدن رقیب در حوزه کاری چیز عجیبی نیست و همیشه به شکل های مختلف وجود داشته اما مساله ای مثل فیلترینگ اصلا خوشایند نیست و از طرفی هم غیرمترقبه تلقی میشه... اما خُب حالا که فیلترینگ و حذف یک شبکه اجتماعی به این سادگی ممکنه اتفاق بیفته پس ما هم باید با دست پُر پیش بریم، و &quot; دانش رسانه ای &quot; خودمون رو بالا ببریم.مدیریت بهینه رسانه در این اوضاع میتونه بعنوان ناجی عمل کرده و کسب و کار ما رو از تلاطم ها نجات بده. بحث اولی هم که در استراتژی های کسب و کار مطرح میکنم &quot; استراتژی رسانه ای هوشمند &quot; هستش، یعنی استفاده بهینه از رسانه های درست بصورت به موقع.با توجه به وضعیت اینترنت کشور کدوم رسانه مناسب کسب و کارِ منه؟طبعا امکان استفاده از یک نسخه ی مشخص برای همه شرایط و کسب و کارها نه امکان پذیره و نه منطقی اما به طور کلی و با در نظر داشتن اینکه عمرِ شبکه های اجتماعی در ایران کوتاهه و زمزمه های اینترنت داخلی و شبکه اطلاعات ملی هم داره به گوش میخوره، پس باید به دنبال مرجعی باشیم که :به سادگی فیلتر نشهدر دسترس ترین پایگاه آنلاین باشهدر صورت ملی شدن اینترنت آسیبی بهش نرسهقابلیت پوشش پلتفرم های دسکتاپ و موبایل رو دارا باشهبا در نظر گرفتن این شرایط پیشنهاد من به شما بهره بردن از یک وبسایت مناسبه چون:- وبسایت تا زمانی که مشخصا مطلبی در مغایرت با قوانین کشور در اون منتشر نشه فیلتر نمیشه- دسترسی به وبسایت از طریق شبکه اینترنتِ هر اپراتوری قابل دسترسی بوده و نیاز به VPN نداره- دامنه های ایران ( دات آی آر ) بدون هیچ آسیبی در شبکه ملی اینترنت فعال باقی میمونن- وبسایت فقط با قطع اینترنت از دسترس خارج میشه و قطع اینترنت یعنی غیرفعال شدن تمام دسترسی ها- با داشتن یک وبسایت حرفه ای با UI/UX تخصصی و محتوای مهندسی شده میشه برندینگ هم داشت- و ...اما سوال اینکه مطالب بالا یعنی قید شبکه های اجتماعی رو بزنیم؟به هیچ وجه!  لازمه که تا وقتی امکان فعالیت در شبکه های اجتماعی وجود داره با اراده و هدفمند حضور داشته باشیم اما نکته اینجاست که لازمه با همسو کردن محتوای بصری و نگارشی در همه ی کانال های آنلاین، حضورمون رو به حداکثر برسونیم و آسیب ناشی از مواردی مثل فیلترینگ رو تا حد ممکن کاهش بدیم.</description>
                <category>احسان اختری</category>
                <author>احسان اختری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 12:58:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه عمر کارمندان!</title>
                <link>https://virgool.io/ehsanakhtari/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-t77lr5vofpw1</link>
                <description>چرخه عمر کارمندان - احسان اختریپس از تصویب کارگروه مربوطه و ابلاغ دستور به کارخانه، تولید محصول آغاز شده و عضوی جدید به خانواده ی یک برند پا میگذارد...جلسات متعددی برای نحوه ی معرفی محصول به بازار، استراتژی تبلیغات، تصاحب سهم بازار و توزیع به نحو احسن و بسیاری دیگر از آیتم های دخیل در لانچ موفق یک محصول مورد بحث قرار میگیرد. در این بین یک متخصص بازاریابی به بحث ورود پیدا کرده و با بهره بردن از داده های آماری موجود اقدام به تدوین و تشریح &quot;چرخه عمر محصول&quot; می کند.تمام واحد های ستادی و فروش بسیج می شوند تا تحت یک استراتژی واحد و دقیق به بهبود المان های موثر بر چرخه ی عمر محصول کمک کنند، تیم مدیریت با اهتمامی بی مثال در صدد حفظ محصول و افزایش دوره ی بلوغ و شکوفایی محصول بر می آید و حتی با صرف هزینه هایی بیشتر، برای ایجاد بازارهای جدید و بعضا صادرات تلاش میکنند تا حتی دوره ی افول محصول هم به خوبی مدیریت شود.دلیل این پروسه کاملا مشخص است، یک محصول برای برند ثروت آفرینی می کند و طبعا ابقای برند را رقم می زند پس ضروری است که مورد توجه قرار بگیرد.در این نوشتار سعی دارم تا توجه شما را به دارایی ارزشمندتری جلب نمایم و با هم سعی بر بهبود چرخه عمر این دارایی داشته باشیم...تصور برند بدون منابع انسانی...تصور کنید پس از لانچ محصول، تیم فروش و یا کارمندی برای اجرای فرامین و ورود به بازار وجود نداشته باشد!اگر یک محصول با بهترین کیفیت پا به عرصه ی ظهور بگذارد اما تیمی برای فروش و صدایی برای پرزنت آن وجود نداشته باشد شانسی برای موفقیت دارد؟! قطعا نه...پس عاملی مهمتر از بهبود کیفیت، سیاست قیمتگذاری، تحلیل بازار و ... هم وجود دارد، منابع انسانی!تکه ای که در پازل کاری گاها به فراموشی سپرده شده و توجه کافی به آن وجود ندارد در حالی که به احتمال بسیار زیاد در صورت مدیریت بهینه ی منابع انسانی، بسیاری از مشکلات شرکت مرتفع می گردد.بیایید با هم مروری داشته باشیم بر پروسه ی جذب، ارزیابی و به کارگیری دو مدیر در یک سازمان:&quot;مدیر فروش&quot; و &quot;مدیر منابع انسانی&quot;احتمالا مدیر فروش چندین روز در هفته و طی جلسات متعدد پیرامون وضعیت بازار با مدیریت عامل و سایر اجزای سازمان در ارتباط است، اما مدیر منابع انسانی به ندرت و بسیار کوتاه و محدود در ارتباط با تیم مدیریت باشد!احتمالا مدیر فروش به طور مداوم مورد ارزیابی قرار میگیرد و درصورت عدم تحقق فروش تنبیه و یا در قبال کامیابی در فروش پاداش دریافت می کند، اما مدیر منابع انسانی در یک بروکراسی مشخص و در قالب یک پروتکل سازمانی کار خودش را میکند!احتمالا مدیر فروش باید در قبال عدم آموزش صحیح نیروهای تحت امر خود به شدت پاسخگو باشد، اما از مدیر منابع انسانی پرسیده نمی شود که برای آموزش و بهبود عملکرد کارمندان چه استراتژی دارد!احتمالا مدیر فروش باید فردی خبره و متخصص در این امر باشد وگرنه در پروسه جذب ممکن است دچار مشکل شود، اما مدیر منابع انسانی با عبور از فیلتری مشخص استخدام می شود!احتمالا ...احتمالا تا به الان به این ابعاد و فاکتور ها فکر نکرده بودید! کارمندان سرنوشت شرکت و برند را رقم میزنند پس لازم و صد البته ضروری است که به مدیریت صحیح آنها توجه داشته باشیم.سازمان های موفق و ماندگار قبل از تدوین استراتژی برای بازار، استراتژی مدیریت منابع انسانی را به نگارش در می آورند.دکتر ویلیام گلسر، بنیانگذار تئوری انتخاب معتقد است که مدیریت صحیح و بهینه ی کارمندان سبب می شود تا برندی به استواری و جهان شمولیِ تویوتا پا به عرصه ی ظهور گذارد. شاید تعهد سازمانی اصلی باشد که در صورت تحقق سبب شود تا اتفاقات زیر را پیش رو داشته باشیم:- کاهش هزینه های جاری در سازمان- افزایش راندمان کاری و کاهش زمان حصول نتیجه- تولید محصولی با دقت و کیفیت بالاتر- دلسوزی برای برند و انتقال عواملِ مخرب که در نهاد شرکت مستتر هستند- کاهش اتلاف انرژی انسانی و سازمانی- افزایش سهم بازار به طبع اعتقاد کارمندان به مصرف محصولات برندِ خود- افزایش فروش به سبب اهتمام تیم فروش و خودباوری در عملکرد- افزایش پویایی با احساس مسئولیت کارمندان و ارائه نقطه نظرات کاربردی و راهبردی- تعهد نیرو به اجرای هرچه بهتر فرامین و عدم تاثیرپذیری از روح اجبار در کار- و ...جذب یک کارمند از بدو آغاز به فعالیت برای سازمان هزینه تلقی می شود. جدای از هزینه های مالی که برای ایجاد بستر فعالیت شخص در سازمان در نظر گرفته می شود، هزینه های غیرمالی چون زمان سپری شده برای توجیه وی، پتانسیل خرج شده برای آموزش و افزایش مهارت و ... نیز بسیار حائز اهمیت هستند.به زبان ساده، با شباهتی بسیار بالا به نمودار عمر محصول، کارمند شما هم تا رسیدن به بلوغ کاری برای شما هزینه تلقی می شود!طبیعی است که هیچ عقل سلیمی حاضر به ابطال یکباره ی سرمایه گذاریِ خود نیست، با نگاهی به همین چند سطر نوشتار نتیجه میگیریم که:- خروج یک کارمند از سازمان یعنی ابطال سرمایه گذاری- عدم آموزش یک کارمند یعنی ابطال سرمایه گذاری- عدم توجه به دغدغه های یک کارمند یعنی ابطال سرمایه گذاری- عدم تعریف و مدیریت صحیح وظایف یعنی ابطال سرمایه گذاری- و ...فقدان مدیریت صحیح و حرفه ای منابع انسانی همواره از اصولی بوده که در ارائه مشاوره مارکتینگ به شرکت های مختلف، عامل اصلی بسیاری از مشکلات شناخته شده است.با توجه به انبوه خدمات/کالاهای تولیدی در بازار امروز، ایجاد &quot;وفاداری&quot; در مشتریان برگ برنده در تصاحب و حفظ بازار می باشد و صادقانه و صریح می گویم سازمانی که از &quot;وفاداری کارمندان&quot; و &quot;رضایت سازمانی&quot; برخوردار نیست قادر نخواهد بود وفاداری مشتریان را جلب نماید.</description>
                <category>احسان اختری</category>
                <author>احسان اختری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 12:41:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>