<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های احسان داوودی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsandavoudi</link>
        <description>بنیان گذار فلایتیو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:43:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/46657/avatar/tmKVdl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>احسان داوودی</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsandavoudi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>5 کتاب، 5 کار‌‌آفرین اثرگذار</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-5-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-t2w5muwf7pky</link>
                <description>احتمالا شما با کتاب‌هایی که در زیر معرفی کردم آشنایی دارید چرا که این روزها در مورد خیلی از این کتاب‌ها صحبت می‌شود. شاید حتی بعضی از آنها رو خوانده باشید اما من این کتاب‌ها را به خاطر تاثیر خاصی که بر روی من گذاشت و بینش جدیدی که با خواندن هر کتاب نسبت به مسائل مختلف پیدا کردم معرفی می‌کنم. میتوانم بگویم این کتاب‌ها نه تنها برای کسب مهارت و تجربه برای رهبری و مدیریت کسب و کار کاربرد دارد که حتی نمود و کاربرد آن در زندگی روزمره هم به چشم می‌خورد. وجه مشترک این کتاب‌ها سرگذشت زندگی شخصی و کاری افراد تاثیرگذاری مانند بنیان‌گذاران نایکی، آمازون و پی پال و مدیرعامل فعلی مایکروسافت است اما هر کدام از این داستان‌ها تفاوت در دیدگاه این افراد به دنیا و مسائل پیرامونش را برای خواننده آشکار می‌کند. این کتاب‌ها را از بین کتاب‌هایی که در چهار سال گذشته در حوزه کسب و کار مطالعه کردم انتخاب کردم و طبیعتا اگر در آینده کتاب‌های دیگری به این لیست اضافه شد حتما آنها را هم معرفی خواهم کرد.سختی کارهای سختنویسنده این کتاب داستان زندگی کاری‌اش را از استخدام به عنوان برنامه نویس در نت اسکیپ تا زمان exit کردن از شرکت تاسیس شده توسط خودش بیان می کند و از اتفاقات پیش‌بینی نشده و سختی که ممکن است سر راه هر کارآفرین قرار بگیرد می‌گوید. بن هاروویتز نویسنده کتاب بعد از فروش شرکت خود تبدیل به یکی از کارآفرینان سریالی مهم سیلیکون ولی شد و در بسیاری از استارتاپ‌های موفق یک دهه اخیر یا به صورت شخصی و یا از طریق شرکت سرمایه‌گذاری خطر پذیر خود سرمایه‌گذاری کرده است.صفر به یکپیتر تیل نویسنده این کتاب یک آینده نگر واقعی است، در مورد این ویژگی نویسنده همین کافیست که اشاره کنم پیتر تیل در سال 2004 ده درصد از سهام فیسبوک را با قیمت 500 هزار دلار خرید و در بدو تولد فیسبوک آینده این شرکت را به درستی پیش‌بینی کرد. پیتر تیل در این کتاب به صورت پیوسته به چند موضوع ناپیوسته پرداخته، از تجربیات خودش در پی پال شروع کرده، مفاهیمی مانند رقابت و انحصار را با مثال‌هایی ملموس توضیح داده و در نهایت نگاهی به آینده جهان و اتفاقاتی که در پیش‌رو داریم انداخته. این کتاب بینشی جدید به خواننده می‌دهد و از آن دست کتاب‌هایی است که باید بیش از یک بار خواند.فروشگاه همه چیزاین کتاب به شکل‌گیری و فرآیند رشد آمازون توسط جف بزوس می‌پردازد و جاه طلبی‌های بنیان‌گذار آمازون برای رسیدن به بزرگترین فروشگاه خرده فروشی جهان رو بازگو می‌کند. تصمیم‌های مهم کسب و کاری جف بزوس و حتی بسیاری از تصمیماتی که تاثیر منفی بر شرکت آمازون داشته در این کتاب آورده شده، با خواندن این کتاب با ابعاد مختلف شخصیتی جف بزوس آشنا می‌شویم از وجوه منفی مثل دیکتاتوری در برخی تصمیم‌گیری‌ها تا ممارست و پشتکارش برای رسیدن به هدف. مزیت این کتاب نقد منصفانه جف بزوس توسط نویسنده کتاب (یکی از خبرنگاران روزنامه نیویورک تایمز) است.کفش بازکفش باز سرگذشت بنیان‌گذار نایکی از دوران جوانی تا روزی است که شرکت نایکی وارد بورس می‌شود. نایکی شاید یک شرکت فناورمحور یا استارتاپی نباشد اما تلاش‌های فیل نایت بنیان‌گذار نایکی برای به سرانجام رساندن ماموریتی که برای خود تعریف کرده بود آن هم در شرایط سخت کسب و کار 50 سال پیش برای من بسیار الهام‌بخش بود. دویدن‌های طولانی و شبانه فیل نایت که به صورت مداوم در کتاب به آن اشاره می‌کند نمادی از روحیه خستگی‌ناپذیر شخصت اصلی کتاب است.نوسازینکته جالب و منحصر به فرد کتاب این است که ساتیا نادلا مدیرعامل کنونی مایکروسافت سه سال بعد از شروع دوره رهبری خود در مایکروسافت و در حین مدیریت بر این شرکت نوشته است. به همین خاطر همانطور که خود او هم اشاره کرده، مطالب کتاب مثل بقیه کتاب‌های این چنینی بیات نیست. مهمترین بخش این کتاب تلاش نادلا برای بازیابی فرهنگ سازمانی از دست رفته مایکروسافت و احیای دوباره این شرکت پس از یک دوره طولانی افول و واگذار کردن بسیاری از بازارها به رقیبان از جمله گوگل و اپل بود. مهمترین جمله این کتاب از نظر من این بود: مدیرعامل نگهبان فرهنگ سازمان است.</description>
                <category>احسان داوودی</category>
                <author>احسان داوودی</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2020 12:47:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان یک استارتاپ معمولی یا آنچه برای راه‌اندازی استارتاپ باید بدانیم (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsandavoudi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-yebwqfx6gysw</link>
                <description>مقدمه: این داستان تلفیقی از واقعیت و تخیل است و هدف از نوشتن آن توضیح روشی از شروع و راه‌اندازی استارتاپ با توجه به شرایط فعلی اکوسیستم استارتاپی ایران و بررسی مهمترین مفاهیم و فاکتورهای استارتاپی است. طبیعتا برای ساده‌تر شدن توضیحات بعضی از پیش فرض‌ها واقع بینانه نیستند.سلام، ما سه دوست علاقه‌مند به راه اندازی کسب و کار خودمان هستیم و پس از بررسی و تحقیقات اولیه بر روی ایده اولیه خود به این نتیجه رسیده‌ایم تا ایده‌مان را تبدیل به محصول و استارتاپ خودمان را راه اندازی کنیم. ایده استارتاپ ما ساده است: فروش اینترنتی کتابحسین (دوست و مؤسس اول) راهنمای فروش کتاب در یکی از کتاب فروشی‌های تهران است.علی (دوست و مؤسس دوم) چندین سال سابقه بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های مطرح اینترنتی ایرانی دارد.من (موسس سوم) حدود پنج سال است که به صورت فریلنس برنامه‌نویسی می‌کنم.ما برای شروع پروژه بلندپروازانه خود سرمایه انسانی مورد نیاز را داریم اما نیاز به سرمایه پولی نیز هست. بخش از پول برای سرمایه اولیه جهت خرید تجهیزات و لوازم اداری و کامپیوتری و پول پیش برای اجاره دفتر و بخشی دیگر به عنوان سرمایه در گردش (Working Capital) برای خرید کتاب‌ها و پرداخت هزینه‌ها. چرا که می‌دانیم استارتاپ در ابتدا زیان‌ده است و بعد از چندین ماه و سال به نقطه سر به سر و سپس سوددهی می‌رسد.ما برای تامین سرمایه مورد نیاز Pitch Deck تأثیرگذاری آماده کردیم و در برابر سرمایه‌گذاران مختلفی آن را ارائه دادیم، به صدها سوال سرمایه‌گذاران جواب دادیم و در نهایت به دلایل مختلف از تمامشان جواب منفی گرفتیم.پس از جلسات ناموفق جذب سرمایه هر سه به سر کارهای قبلی‌مان برگشتیم، حسین کار در کتاب فروشی، علی کارشناسی بازاریابی دیجیتالی و من انجام پروژه‌های طراحی و توسعه وبسایت.دو هفته بعد حسین با ما تماس گرفت و از ما خواست در کافه‌ای دور هم جمع شویم. حسین بررسی کرده بود و متوجه شده بود کتاب فروشی‌ها، کتاب‌ها را به صورت امانی از مراکز پخش کتاب تهیه می‌کنند و فاکتور کتاب‌های خریداری شده را با تأمین‌کنندگان پس از یک ماه تسویه می‌کنند. حسین پیشنهاد داد اگر هنوز به ایده و کاری که می‌خواستیم انجام دهیم باور داریم، از پس‌انداز خودمان به عنوان سرمایه اولیه استفاده کنیم و علیرغم ریسک‌های بسیار، کار را استارت بزنیم. پس از چند ساعت بررسی و بحث همگی هم نظر شدیم.قرار شد من طراحی و توسعه سایت را شروع کنم، حسین با تأمین‌کنندگان کتاب مذاکره کند و علی کارهای اولیه برای شروع مارکتینگ و فروش کتاب بر روی سایت را انجام دهد.سایت ما یک ماه بعد آماده شد، با 1000 عنوان کتاب و برنامه‌ای برای فروش محصولات. ما 100 میلیون تومان کتاب خریداری کردیم و موعد پرداخت چک 100 میلیونی یک ماه بعد بود. هزینه‌های ما در ماه اول (شامل اجاره دفتر، حقوق سه نفر، مارکتینگ و اجاره سرور) 15 میلیون بود و حاشیه سود فروش کتاب 10%، خوشبختانه موفق شدیم تمام 100 میلیون کتاب را بفروشیم و 10 میلیون درآمد کسب کنیم. آخر ماه بابت پرداخت چک 5 میلیون کم داشتیم و چند راه برای جبران کسری پول پیش رو:  از خود گذشتگی و برداشت کمتر حقوق برای خودمان ( تا در آینده که اوضاع بهتر شد مابه التفاوت رو دریافت کنیم)مهلت گرفتن از فروشنده برای پرداخت 5 میلیون (همراه با جریمه دیرکرد) در ماه‌های بعد قرض از دوست و آشناهر سه راه تقریبا شدنی بود  اما  ما در ماه اول راه بدون منت را انتخاب کردیم و حقوق کمتری برداشت کردیم.ماه دوم شروع شد و با توجه به بهینه‌سازی‌هایی که در کد انجام شده بود، افزایش ورودی سایت از گوگل و بازگشت تعدادی از مشتریان فروش ما 10% رشد کرد. با وجود ثابت نگه داشتن هزینه‌ها و رشد 10 درصدی درآمدمان، همچنان زیان‌ده بودیم. پس این بار از تأمین‌کننده مهلت گرفتیم.در نهایت هر ماه به روشی کسری تراز مالی را جبران کردیم تا پس از چند ماه به نقطه سر به سر رسیدیم و در ماه‌هایی که سودده شدیم بدهی‌های قبلی را تسویه کردیم.ماه ها یکی پس از دیگری می‌آمدند و می‌رفتند و ما میانگین رشد ماهانه 10% را حفظ کردیم تا به پایان ماه دوازدهم و پایان اولین سال استارتاپمان رسیدیم. حالا وقت بررسی شاخص‌های عملکردی و مالی کسب و کارمان بود. ما رشد فروش، میزان فروش، درآمد و هزینه‌هایمان را بر روی فایل اکسل آوردیم و به این نتایج رسیدیم:نسبت فروش ماه دوازدهم به اول 185% رشد کرده بود و رشد ماهانه 10% را به دست آورده بودیم.درآمد 12 ماهه 213 میلیون و هزینه ها 180 میلیون تومان بود و در پایان سال اول با توجه به اینکه مجبور بودیم هزینه‌ها را پایین نگه داریم نهایتا سودده (Profitable) شده بودیم.در پایان ماه دوازدهم و قبل از تسویه با تامین کنندگان 285 میلیون تومان پول در حساب شرکتمان بود (Positive Working Capital).اکسل فروش، درآمد و هزینه 12 ماهه ما به صورت زیر بود:یک سال کار با این روش درک ما را نسبت به رابطه مالی کسب و کار با مشتری و تأمین‌کننده روشن‌تر کرد، فهمیدیم اگر کسب و کاری (مثل کسب و کارهای آنلاین) به صورت پیوسته فروش داشته باشد و با روش اعتباری محصول خود را تهیه کند نیاز به سرمایه در گردش زیادی ندارد و همین باعث کم اهمیت شدن جذب سرمایه می‌شود. همچنین فهمیدیم بدون جذب سرمایه اصطلاحا Bootstrap کرده‌ایم.حالا برای شروع سال دوم دو راه پیش‌رو داریم:در صورتی که شرایط بازار مناسب و امکان رشد با استفاده از درآمدهای جاری و انباشته از سال اول وجود دارد با همین روش ادامه دهیم و مصائب جذب سرمایه از سرمایه گذار را نداشته باشیم.و یا اگر برای رشد بیشتر نیاز به پول بیشتر هست با توجه به زنده ماندن در اولین سال استارتاپ و در دست داشتن آمار عملکرد سال گذشته و برنامه سال آینده با شانس بیشتر و موضع برابرتر روبه‌روی سرمایه‌گذار حاضر شویم. (ادامه در قسمت بعد)</description>
                <category>احسان داوودی</category>
                <author>احسان داوودی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 11:32:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه حضور در وب سامیت 2019</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsandavoudi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-2019-wck5a8wtr966</link>
                <description>وب سامیت 2019 از تاریخ 14 آبان به مدت سه روز در شهر لیسبون برگزار شد و من برای اولین بار به عنوان شرکت کننده و همینطور نماینده فلایتیو در این کنفرانس فناوری حاضر بودم.قبل از اینکه راجع به رویداد توضیح بدم کمی راجع به لیسبون و مردمش بگم؛ لیسبون یک شهر کوچک بندری با جمعیت 2-3 میلیون نفری هست که رفتار اجتماعی مردمش شباهت زیادی به ما ایرانی ها دارد. بیشتر مردم انگلیسی رو خوب می‌فهمند و صحبت می‌کنند و برعکس خیلی از شهرهای اروپایی ریتم زندگی‌شون آرومه و مردم با حوصله‌ای هستند. اما مهمترین نکات درباره وب سامیت:70 هزار نفر به عنوان شرکت‌کننده در این رویداد حضور داشتند که به گفته برگزارکنندگان، اکثر آنها مدیران ارشد شرکت‌های IT و استارتاپ‌ها بودند.این رویداد در 5 سالن بزرگ و مجزا برگزار شد و در هر سالن غرفه‌ و فضاهایی برای سخنرانی‌های مرتبط  وجود داشت.استارت‌آپ‌ها با توجه به stage ای که در اون قرار داشتند به سه دسته alpha, beta و growth تقسیم شده بودند. استارت‌آپ‌های آلفا و بتا، استارت‌آپ‌هایی بودند که در مراحل اولیه رشد (early stage) قرار داشتند و استارت‌آپ‌های growth، شامل اون دسته از استارت‌آپ‌ها می‌شدند که رشد قابل توجهی رو تجربه کرده بودند.                              در مجموع از بین تمامی شرکت‌کننده‌ها، 2000 استارت‌آپ آلفا و بتا و 120 استارت‌آپ‌ در دسته growth انتخاب شده بودند تا یک روز در محل استند اختصاصی خودشون با بازدیدکنندگان تعامل داشته باشند. فلایتیو هم در دسته growth، روز دوم نمایشگاه این استند اختصاصی رو داشت. بخش مربوط به استارت‌آپ‌های آلفابیشتر استارت‌آپ‌های حاضر، در زمینه‌های AI, Machine Learning, IOT و e-commerce فعال بودند.شرکت‌های بزرگ آی‌تی مثل گوگل، مایکروسافت و آمازون غرفه‌های اختصاصی داشتند و همگی workshopهایی در زمینه‌های مختلف از آموزش برنامه‌نویسی تا نحوه درست استخدام نیرو و ...  برای شرکت‌کنندگان برگزار می‌کردند.غرفه گوگل در وب سامیت 2019موضوعات سخنرانی‌ها متنوع بود و از سرمایه‌گذاری خطرپذیر تا رشد، بازاریابی و مباحث فنی رو در بر می‌گرفت که البته با توجه به همزمانی سخنرانی‌ها و پنل‌ها امکان حضور در تمامشون وجود نداشت.در وب سامیت مدت زمان هر سخنرانی و یا به اصطلاح pitch، بین 10 تا 20 دقیقه است. این قاعده شامل  تمام سخنرانی‌ها می‌شه، از سخنرانی افراد معروف و پرطرفدار در سالن مرکزی نمایشگاه گرفته تا سخنرانی‌های محدود و تخصصی تو غرفه‌های مختلف.  از مهمترین چهره‌های غیر استارتاپی مشهور که امسال به عنوان سخنران حضور داشتند می‌شه به تونی بلر، رونالدینیو و اریک کانتونا اشاره کرد. البته این افراد در خصوص موضوعات مرتبط با فناوری صحبت کردند.سخنرانی تونی بلر در وب سامیت 2019هزینه بلیط رویداد بین 800 تا 1000 یورو و هزینه یک روز استند اختصاصی در بخش growth (به همراه 3 بلیط) 4000 یورو بود.نحوه انتخاب استارت‌آپ‌ها از طریق مصاحبه تلفنی و بررسی صلاحیت استارت‌آپ‌هاست.در مجموع حضور در چنین رویدادی فرصت میده با ترندهای روز دنیا آشنا بشیم، تجربیات افراد تاثیرگذار و بنیان‌گذران استارتاپ‌های بزرگ رو بشنویم و در نهایت دانش و تجربه‌مون در حوزه کاری خودمون رو افزایش بدیم.</description>
                <category>احسان داوودی</category>
                <author>احسان داوودی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2019 12:44:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>