<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های احسان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsangholami</link>
        <description>اگر عنایت و قدرت خداوند نباشد ما که جنبشی نداریم.ما بودنمان از اوست، ماندنمان از اوست و فعل و انفعلات ما هم از حضرت اوست. لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:13:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4799/avatar/8IMGXh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>احسان</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsangholami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%AC%D9%84-%D8%B4%D8%AF-%DA%86%D9%88-%D9%BE%D9%87%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AF-aconpy2z9nov</link>
                <description>یکی قطره باران ز ابری چکید / خجل شد چو پهنای دریا بدیدکه جایی که دریاست من کیستم؟ / گر او هست حقا که من نیستمچو خود را به چشم حقارت بدید / صدف در کنارش به جان پروریدسپهرش به جایی رسانید کار / که شد نامور لؤلؤ شاهواربلندی از آن یافت کو پست شد / در نیستی کوفت تا هست شدمی فرماید قطره باران بدان سبب گران بها و مروارید شد که فروتنی کرد و چون خویشتن را نیست انگاشت عزت یافت. ای کاش فرا بگیریم.قطره قبل از این که به زمین برسد پیش خودش فکر می کرد من آبم همه جا را شاداب می کنم  حیات می بخشم وقتی آمد دریا و اقیانوس را دید خجالت زده دنبال جایی گشت  خودش را پنهان کند که درون صدفی جای گرفت. صدف او را جانانه در کنار خودش پرورش داد. بخت و اقبال کار او را به جایی رسانید که آن قطره حقیر، به یک  مروارید شاهوار معروف تبدیل شد. سروری و بزرگی را از آن جا بدست آورد که  خودش را دست کم گرفت. در خانه نیستی را زد تا به هستی رسید.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 16:49:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DA%AF%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cwcvvts6fwex</link>
                <description>شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست / که این صدا به قیامت بلند خواهد شد.آنگاه که غرور کسی را له میکنی،آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی،آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی،آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری،می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!!</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 13:51:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با کریمان کارها دشوار نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kkmueox5atqn</link>
                <description>* تو مگو ما را بدان شه یار نیست        با کریمان کارها دشوار نیست *این بیت را كه بی شک یکی از شاه بیت‌های مثنوی است، پاسخ مولانا یا به عبارتی دیگر پاسخ عرفا به متكلمانی دانسته‌اند كه منكر امكان عشق انسان به خداوند شده‌اند. مولانا در این جا در جواب به كسانی كه معتقدند بین بنده‌‌ی ضعیف و خدای عالی‌مرتبه هیچ‌گونه سنخیت و مشابهتی وجود ندارد تا بنده بتواند عاشق خداوند شود، و به عبارتی دیگر در پاسخ به آنهایی كه این امر را بعید و ناممكن می‌دانند و می‌گویند انسان خاكی كجا و پروردگار عالمیان كجا؟ ( این التراب و رب الارب ) می‌گوید درست است كه این امر دور از ذهن به نظر می‌آید اما چون خداوند كریم است و همواره می‌بخشد و لطف می‌كند و این كریم بودن ذاتی اوست، پس كار را بر بندگان آسان كرده‌است و نباید از پذیرش او ناامید بود، یعنی آن چه ما را امیدوار می‌كند شایستگی ما نیست، بلكه كریم بودن اوست. مولانا و دیگر عرفا بسیار بر این مطلب تكیه كرده‌اند به طوری كه شاید بی اغراق بتوان گفت آنها اصل را در خلقت انسان و هستی همان كرم الهی می‌دانند و بس.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jan 2023 20:24:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما در این انبار ، گندم می کنیم / گندم جمع آمده گم می کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ofsxu3jcy3aq</link>
                <description>ما در این انبار ، گندم می کنیم / گندم جمع آمده گم می کنیممی نیندیشیم آخر ما به هوش / کین خلل در گندم است از مکر موشموش ، تا انبار ما حفره زده ست / وز فنش انبار ما ویران شده ستاول ای جان ، دفع شر موش کن / وآنگهان در جمع گندم کوش کنگرنه موشی دزد در انبار ماست / گندم اعمال چل ساله کجاست ؟ریزه ریزه صدق هر روزه چرا / جمع می ناید در این انبار ما ؟ما در انبار قلبمان گندم طاعات و عبادات را ذخیره می کنیم اما همان گندم ها را از دست می دهیم. به خاطر اینکه موش هوا و هوس در انبار قلبمان لانه کرده و هرچه گندم طاعات و عبادات را در آن انبار می کنیم؛ آن موش نفسانی می آید و آنها را می دزد و تباه می کند و به تعبیر قرآن دچار “حبط عمل” می شویم. یعنی نفس اماره و شیطان همچون موشی است که به انبار قلبمان نفوذ کرده و طاعات و اعمال حسنه ما را از خلوص خارج می کند. از آن وقت که شیطان مانند موش در انبار قلب ما سوراخ پدید آورده و بدان نفوذ کرده است ، قلب ما از نیرنگ او دچار خرابی شده است . اول می بایست آفت موش نفس اماره را از عرصه قلبمان دفع کنیم و سپس در ذخیره کردن گندم طاعات و عبادات بکوشیم .چرا این همه عبادت می کنیم و طاعت می گزاریم ولی قلب ما صفا و نورانیتی نمی یابد ؟ به خاطر اینکه هنوز نفس اماره را مقهور نکرده ایم و دنبال شیطان گام برمی داریم هرچند که پیوسته بر او لعنت نثار می کنیم .</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jul 2022 00:17:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کجا بفهمیم طرف مقابل واقعا دوستمان دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-m0i3vrq2i0sr</link>
                <description>دلا یاران سه قسمند گر بدان / زبانی اند و نانی اند و جانی  به نانی نان بده از در برانش / محبت کن به یاران زبانیولیکن یار جانی را نگه دار / به پایش جان بده تا میتوانیاز کجا بفهمیم طرف مقابل واقعا دوستمان دارد؟ دوست داشتن یعنی مسئولیت، یعنی تعهد به همین راحتی نیست که بگوییم دوستت دارم  و تموم شد.نباید با رویاهای خودمون زندگی و رابطه بسازیم. اگر فردی در یک موقعیتی با ما  گرم گرفته و صمیمی شده گفته خندیده  به این معنا نیست که قراره شش دانگ به ما بها بده و میخواد که رابطه تداوم پیدا کنه. در اون موقعیت اون لحظه ای که کنار اون فرد بودیم سرشار از هیجان بوده و وقتی آدم ها دچار هیجان هستند، سرخوش هستند می گویند و می خندند. اون قرار پر از هیجان را نمی توانیم ملاک قرار بدهیم برای کل رابطه. به جای این که ببینیم اون فرد چقدر داره در رابطه سرمایه گذاری می کنه رفتیم توی رویا !! نباید استدلال احساسی کنیم. با دیدن دو تا نشانه که طرف باهام میگه می خنده نباید نتیجه بگیریم که اون عاشق منه! عاقلانه رفتار کنیم اسیر بخش آسیب پذیر درونمان نباشیم که با توجهات بی جا و بی مورد ذوق و شوق می کنه. آدم ها حرف هایشان نیستند آدم ها اعمالشان هستند. با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه. مهم ترین علامت دوست داشتن  میزان سرمایه گذاری اون آدم روی ماست. چقدر اون آدم روی ما سرمایه گذاری می کند؟ چقدر برای ما وقت می گذارد؟ انرژی می گذارد؟  چقدر آینده اش را با ما برنامه ریزی می کند؟ چقدر می گوید ما با هم فلان کار رو می کنیم با هم تلاش می کنیم تا این که همش من من کند. اگر در پلن هایش هستیم یعنی دوستمان دارد اگر نیستیم یعنی سرکار هستیم. چقدر احساس و عاطفه خرج ما می کند؟ چقدر حواسش به ما هست و به نیازهای ما توجه می کند و برای ما اهمیت و ارزش قائل هست؟ اگر توی هیچ زمینه ای برای ما سرمایه گذاری نمی کند این آدم به درد ما نمی خورد با گیوتین تو رابطه سرش رو بزنیم بره! این عشق یک طرفه است که تو سینه خودمون بوجود آوردیم برای خودمان ارزش قایل نیستیم خودمون رو مفت دادیم رفته !هدف رابطه عشق و آرامشه خودمون رو شکنجه که نمیخواهیم بکنیم. برای خودمون قصه عشق نسازیم. از عشق یک طرفه بیایم بیرون! به خودمون بها بدیم و برای خودمون ارزش قایل شویم. نه این که ما خودمون رو به آب و آتیش بزنیم ولی طرف مقابل برای ما تره هم خورد نکنه! هرگز یک طرفه نتازیم بریم! اگر این کار رو بکنیم خودمون رو ضایع کردیم. وقت و انرژی و احساس و هزینه  مان را جوری سرمایه گذاری کنیم که قربانی نشویم در رابطه. جوری نباشه که اون از هیج کارش نزنه به همه زندگی اش برسه ما  اون گوشه موشه ها تو حاشیه باشیم هر موقع عشقش کشید یک سری هم به ما بزنه و یک حرکتی بکند! باید یک قدم ما برداریم یک قدم او بردارد. درست مثل بازی گردو شکستم! نیایم یک دفعه کلی سرمایه گذاری کنیم بعد ببینیم او به اندازه ما حرکت نمی کند. اونوقت هی باید منتظر بمونیم! هی باید بریم تو تخیلات! نتیجه اش می شود شکست و حساسیت شدید! چون هرچی سرمایه گذاری می کنیم انتظار داریم برگرده دیگه.نباید در رابطه ی بی سر و ته و یک طرفه  و نا پایدار که طرف مقابلمان نسبت به ما هیچ احساس مسئولیتی نمی کند و هی سرکارمان  می گذارد بمانیم. باید این جور  رابطه ها رو بزنیم بترکونیم خداحافظ شما. باید با کسی وارد رابطه شویم که او به ما احساس عزت نفس بدهد، بها بدهد، احساس لیاقت بدهد . رابطه بد رو امروز تمام کنیم بهتر از فرداست.هوشیار باشید وارد رابطه های یک طرف نشوید. بزنید رابطه های یک طرفه رو با بمب اتم نابود کنید!</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jan 2020 16:27:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبل از تعهد خاطرات عاشقانه نسازید</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AF-hjiviwiyqwmo</link>
                <description>او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان / دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رودتا زمانی که شما از تعهد خودتون مطمئن نشدید که می خواهید با طرف مقابل آینده رو بسازید به هیچ وجه خاطره نسازید.شما روابط رمانتیک ایجاد می کنید اما برنامه ای برای آینده با اون فرد ندارید. شما وارد رابطه می شوید اما چون تعهد ندارید فقط می خواهید برای یک ماه، یک سال یا دو سال با اون آدم باشید وقتی که اون مدت تموم شد بگذارید برید و او را ترک کنید. هرگز این کار رو نکنید، حرف های عاشقانه نزنید! عشق جان رو بگذار کنار! خاطرات رمانتیک خلق نکن که بعد از اون مدت شما میری و علی میمونه و حوضش. با کوهی از خاطرات و  اشک و آه و ناله و فریاد و عواطف و احساسات داغ.تو که نمیخواستی با این آدم بمونی چرا این همه خاطره ساختی؟؟؟؟؟ چرا براش شعرها  و آهنگ های عاشقانه فرستادی؟ چرا هر جا رفتی او را باخودت بردی و حرف های شیرین و قشنگ و زیبا زدی و در او احساساتی بوجود آوردی؟ حالا در برابر این احساسات مسئولی.وقتی وارد رابطه ای می شویم و می دونیم که با اون آدم آینده ای نداریم نباید رابطه رو رمانتیک و احساساتی کنیم. نباید خاطرات فوق العاده و عاشقانه بسازیم.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 23:56:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمی نرم و لطیف زاده می شود</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D9%84%D8%B7%DB%8C%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-wpzzbfehq5nm</link>
                <description>آدمی نرم و لطیف زاده می شود و هنگام مرگ خشک و سخت می شود. گیاهان چون سر از خاک بیرون می آورند نرم و منعطف و هنگام مرگ خشک و شکننده اند.پس هر که سخت و خشک است، مرگش نزدیک شده و هر که نرم و منعطف است، سرشار از زندگی است.سخت و خشک می شکند.نرم و منعطف باقی می ماند.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Thu, 07 Nov 2019 15:33:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبختی در قلب مهربان به وسعت آسمان است.</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%B9%D8%AA-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-zyorgxfpzxgi</link>
                <description>چگونه است که آدم ها همدیگر را مجروح می کنند با هم می جنگند، پر از کینه و نفرت به جان هم افتاده اند؟ چرا اجزای هستی با هم در صلح هستند؟ چرا ستاره ها با هم نمی جنگند؟ چرا گل ها با هم دوست هستند؟ چرا زمین با آسمان نمی جنگد؟ چرا ابرها با بادها نمی جنگند؟ شاید به این خاطر  آدم ها به جان هم افتاده اند که با طبیعت دوست نیستند. شاید یاد نگرفتند که می شود با هم در اوج نشاط و شادی و  لبخند خوش زیست. انسان یعنی انس، محبت و علاقه. آدم یعنی پیوند. سرشت آدم در تعلق است. آدم &quot;خود&quot; را اشتباه گرفته است. خود یعنی قلب مهربان، خود یعنی زیبایی صورت و سیرت، خود یعنی روح بلند بخشش. اما انسان این ها را خود نگرفته به جایش خود شده پست  و مقام و پول و اموال. انسان اسیر و برده این خودها هستند که واقعا خود نیستند. آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد. خود فدای غیر خود شد. کاش خودمون رو دوست داشتیم. کاش از این اجزای طبیعت درس می گرفتیم. بخشش ابر ، بوسه های سخاوتمندانه باران به زمین، زلالی آب و... همه اجزای طبیعت شخصیت های قشنگی دارند که در دل شخصیتشان پیامی است.آدم ها از طبیعت قهر کردند و و نه تنها از آن درس نگرفتند بلکه آن را دستکاری کردند! جنگل ها را از بین بردند. جو را متلاشی کردند. برای اندکی پول بیشتر!بسیاری از انسان ها خیال می کنند خوشبختی در خانه لاکچری 400 متری است! خوشبختی در قلب مهربان به وسعت آسمان است. کاش خود واقعی مان را دوست داشتیم.با خود قهر کردیم، با طبیعت قهر کردیم! با خدا قهر کردیم! در نهایت با همدیگر نیز قهر هستیم.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Mon, 28 Oct 2019 00:26:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقوا</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%AA%D9%82%D9%88%D8%A7-qula5d9qekk6</link>
                <description>بدیدم عابدی در کوهساری /قناعت کرده از دنیا به غاری چرا گفتم به شهر اندر نیائی/ که باری ، بند از دل برگشائی بگفت آنجا پری رویان نغزند /چوگل بسیار شد پیلان بلغزندتقوای صحیح مبنای آن پرهیز نیست. تقوا این نیست که انسان دست به سیاه و سفید نزند و هر چه می بیند دستش را عقب بکشد  که مبادا مرتکب گناه شود. تقوا جنبه گوشه نشینی و ترس ندارد بلکه تقوا فعل است و کار است و تلاش است اما با شناخت و معرفت و مراقبت. معرفت و ایمان و تقوای صحیح کاری می کند که وجود انسان آگاهی پیدا می کند و این توانایی را پیدا می کند که درست و خطا را تشخیص می دهد. فرصت و تهدید را درک می کند. و آن به آن این حالت در وجود انسان رشد می کند و به جایی می رسد که به قول علمای اخلاق می شود ملکه تقوا.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2019 20:52:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی حساب</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-ldkbi0fakntf</link>
                <description>غم انگیز است اما باید پذیرفت که سیاست و صداقت در تقابل با یکدیگرند. آنجا که نامی از سیاست است نشانی از صداقت نیست و آنجا که حرفی از صداقت است خبری از سیاست پیدا نمی کنیم. عشق و سیاست هرگز حاضر نیستند با هم روبه رو شوند.  سیاست عشق را مبتلای دردی می کند شبیه به معامله و جدول ضرب و حسابگری و عدد و رقم و محاسبه و نسبت و تناسب. این ها از ازل با عشق در جنگ بوده اند. اهالی حساب تنها بهتر است مشغول  دغدغه ارقام و اعداد پیچیده شان باشند که برای آن ها از عشق حقیقی حرف زدن تنها اتلاف وقت است.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2019 00:03:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ اجباری و اختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-iu8hyw62fqmb</link>
                <description>مـﺮگ ﺑـﺮﺧﻼف آﻧﭽـﻪ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺗﺮس آور ﻧﻴﺴﺖ.در واﻗﻊ  ﺗﺮس از ﻣﺮگ، ﺗﺮس از ﺧﻮد اﺳﺖ . مرگ هر کس همرنگ اوست. هر کس بر حسب کیفیت زندگی خود پاداش می یابد و مرگ کاملا با نوع زندگی فرد  متناسب است. نوع زندگی و مرگ شخص نیز بازتاب ضمیر و دل آدمی است. در مقام تمثیل، مرگ آیینه ای است که کارش تنها نشان دادن چهره راستین افراد است. نه چهره ظاهری مان که به چشم ظاهر دیده می شود.انسان های راستین بیمی از مرگ ندارند. مرگ را یکی از مراحل این زندگی و انتقال از عالم پست به عالم بالا می دانند. مرگ در این نگاه، عروج است. در دید این گروه ترس از مرگ مایه ریشخند است.جسم چونان صدف است که گوهر جان آن را در میان گرفته است. وقتی مرگ حادث میشود صدف جسم است که آسیب می بیند نه گوهر جان.عقیده مولوی درباره مرگ این است که جان کندن فقط مربوط به پایان عمر نیست. هر لحظه ای که می گذرد و هر نفسی که انسان می کشد در واقع گامی است که به سوی مرگ برداشته است. پس انسان همواره در راه مرگ قدم بر می دارد و به تعبیر درست تر همیشه در حالت جان کندن است. باید وقت و عمر عزیز را در راه درست صرف کرد تا جزو زیانکاران نباشیموقتی انسان می میرد و مرگ را تجربه می کند حسرتی از خود مرگ به دل نخواهد داشت و مرگ را چیز عجیب و نا آشنایی نخواهد دید بلکه آن را کاملا حق خواهد یافت و حقیقت عالم را خواهد دید. حسرتی که مرده به دل دارد از آن است که چرا توشه اعمالش اندک است حال آنکه با تلاش بیشتر و کار بیشتر می توانست اعمال بهتر و بیشتری انجام دهد و توشه  بیشتری به چنگ آورد.اما مهم ترین و ژرف ترین سخن مولوی در باب مرگ مربوط میشود به این که او معتقد به مرگ اختیاری است پیش از حادث شدن مرگ اجباری. مرگ اختیاری یا ارادی را مرگ تبدیلی و فنای عرفانی  هم گفته اند که مراد از آن از خود گذشتن و تسلیم اراده و مشیت حق تعالی شدن و به عبارت دیگر از خویشتن رستن و به خدا پیوستن و یا از خود مردن و به حیات الهی زنده شدن است که دست یابی بدان به نظر مولوی  جز به وسیله اتصال روح به مظاهر کامل الهی میسر نمی شود.دست یابی به این مرگ یعنی مرگ اختیاری همان پیروزی در جهاد اکبر است. جهاد با نفس که انسان از زمان بلوغ تا لحظه مرگ به این نبرد خوانده شده است و مهم تر از جهاد اصغر یعنی جنگ با کفار است.مرگ اختیاری سبب می شود که انسان بار دیگر متولد شود و چشم به جهان معنا و حقیقت عالم بگشاید. همچنان که عیسی (ع) فرمود : کسی که دو بار متولد نشود هرگز به ملکوت آسمان ها راه پیدا  نخواهد کرد. به عقیده مولوی پیامبر اسلام نمونه اعلای این تولد دوم است.مرگ اختیاری همان حیات حقیقی است در لباس مرگ، اما اگر بدان نرسیم اگر چه به ظاهر زنده ایم و نفس می کشیم ولی در واقع مرده هستیم. در نگاه مولوی زندگی  به معنی نفس کشیدن نیست. زندگی همان تولد دوباره و راهیابی به ملکوت آسمان هاست. یعنی از حیات تیره نفسانی مردن و در عرصه فضایل اخلاقی و روحی تولد یافتن. با این نگاه وی بسیاری از زندگان مرده به شمار می آیند. مرگ اختیاری با مرگی که منجر به رفتن در گور شود تفاوت دارد. این مرگ رفتن در نور است نه در گور. مرگ اختیاری تبدیل صفات و حالات قبلی است از حیات تیره نفسانی به حیات طیبه و به قول جلال الدین از زنگی به رومی مبدل شدن.مرگ اختیاری شرط اصلی تکامل آدمی و عروج اوست به کمال.تنها راه رسیدن به حیات ابدی و نجات از زندگی پر رنج، کشتن نفس است.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Fri, 10 May 2019 18:25:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسماء حُسنی (نام‌های نیکوی خداوند)</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1-%D8%AD%D9%8F%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-ndq6hir9ikfi</link>
                <description>گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟ / می نویسی نامه ، بهر کیست این؟گفت مشق نام لیلی می کنم / خاطر خود را تسلی می کنمچون میسر نیست من را کام او / عشق بازی می كنم با نام اوما معاشقه می کنیم با خداوند از طریق نام های نیکوی خداوندی. همون هایی که خداوند از طریق اسماء حسنی به ما یاد داده است. خداوند سبحان در آیه 180 سوره اعراف می فرماید: وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا. و نیکوترین نام‏ها براى خداوند است، پس خداوند را با آنها بخوانید.خداوند دارای بهترین و زیباترین اسم ها است. &quot;اسم&quot;، عبارت است از آنچه خبر می دهد از ذاتی با صفت خاص. مثلا (حیّ) اسم است و بر ذاتی با صفت حیات دلالت می کند. از آن جایی که از هر اسمی عالی ترین نحوه آن برای خدا است، پس حیات به معنی مطلق آن برای خداست، حیاتی که ذاتی او باشد و محدودیتی نداشته باشد. هر موجودی که بهره ای از حیات دارد، قالبی است که به اندازه ی خود نور حیات مطلق را به عالم می تاباند. لذا حیّ بودن خداوند و سمیع و بصیر بودن او با حیّ و سمیع و بصیر بودن انسان تفاوت اساسی دارد.تدبر در قرآن کریم و سخنان حضرات معصومین علیهم السلام حکایت از آن دارد که در نظام وجود، اسماء الهی اهمیت خاصی دارند و خداوند هر آن چه در نظام وجود می گذرد به اسماء خود مرتبط می کند. یک جا خود را به اسم خالق، یک جا به اسم قیوم و یک جا به اسم رب معرفی می کند و روشن می فرماید با کدام اسم از اسماء الهی آن واقعه واقع شده است.ما می دانیم که خداوند سبحان ذاتی است که ذات او بر ذات او دلالت می کند و ما نمی توانیم ره به ذات الهی بیابیم. ذهن ما استعداد و کشش همچین چیزی را ندارد. آنچه در متون روایی از آن نهی شده تفکر در ذات است و نه تفکر در اسماء الهی که به عنوان مقام تجلی ذات مطرح است و موجب نمایش کمالات حضرت حق می شوند. هر اندازه قلب ها آماده تر باشند تجلی اسماء الهی در آن ها زمینه تجلی بیشتری دارند و به همان اندازه سالک را به توحید شدیدتری نایل می کنند و در مقابل خداوند به خضوع و عبودیت بیشتری می کشانند.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Fri, 01 Mar 2019 12:29:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و الله خیر الرازقین</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D9%88-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%82%DB%8C%D9%86-azt9drfcqckq</link>
                <description>  افراد با ایمان این خصلت را دارند که در امور اقتصادی بخل ندارند، آزمند نیستند. دست گشاده ای دارند. آن چه را که خداوند به آن ها ارزانی کرده حبس نمی کنند، هزینه می کنند، انفاق می کنند و دل نگران این امر نیستند.روحیه انفاق زیربنای اعتماد به رزاقیت خداوند سبحان است. انسان هنگامی که مطمئن به لطف خداوند سبحان است و خدا را رازق می داند نه دیگران را، در این صورت به آسودگی انفاق می کند و لذت می برد. چون می داند خداوند در قرآن فرموده است: وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ ۖ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَشما هر چه (در راه رضای حق) انفاق کنید به شما عوض می‌بخشد و او بهترین روزی دهندگان است.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Wed, 29 Aug 2018 22:44:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منتظران خوشبختی، بدبختند!</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-jciju3eo1dtv</link>
                <description> عجب دنیایی شده، می بینی تلخ است اما باید باور کنیم خیلی چیزها را؛ مثلا این که من اگر غمگین ترین آدم جهان هم باشم دنیا به خاطرم غصه نمی خورد و حتی یک ثانیه هم متوقف نمی شود. خورشید مثل هر روز به موقع بدون این که خواب بماند از خواب بیدار می شود. بیرون را نگاه می کنم به خاطر ناراحتی من نه باران گرفته، نه خیابان خیس است نه آسمان ابر است. رهگذر ها مثل همیشه عجله دارند و قدم های بلند بلند بر می دارند. گنجشک ها مثل هر روز در پی دانه اند. راننده ساختمان نیمه کاره ی پشت پنجره اتاقم مثل هر روز بار سیمانش را خالی می کند.کارگران همه مشغول کارند. مردم به کارهای روزانه خود می رسند. هیچ مغازه ای به هوای دلتنگی من کرکره هایش را پایین نمی کشد. قیمت سکه و یورو و دلار مدام سرسره سواری می کند. برای مردم کوچه و بازار هیچ فرقی نمی کند که من غمگینم و توقعی هم ندارم که فرقی کند. دنیای بی تفاوتی هاست، دنیای بی مهری ها و بی اعتنایی ها. هیچ کس غصه هیچ کسی را نمی خورد و این یکی از قانون هایی است که کمتر ممکن است خلافش ثابت شود. خوشبختی مثل حق است باید بگیری اش حتی به تو قرض هم نمی دهند باید بجنگی و به دستش بیاوری. این جا باید دستت را به خودت بدهی و بلند شوی. نباید منتظر دعوت نامه ای باشی، نباید منتظر کسی باشی که تو را دعوت کند به شادی، به خوشحالی، به خوشبختی. منتظران خوشبختی، بدبختند. خوشبختی از درون شروع می شود هرگز برای خوشبختی منتظر هیچ چیز و هیچ کس نباشیم.کسی که منتظر خوشبختی از دست دیگران است، در انتظار خواهد مرد.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Mon, 20 Aug 2018 11:21:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرام باش و به خدا توکل کن</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%84-%DA%A9%D9%86-nhj9n7k2rzss</link>
                <description>سقف آرزوهایت اگر چکه می کند، بادبادک رویاهایت اگر بین زمین و آسمان گیر کرده و به یک درخت ناشناس گره خورده است، شمع زندگی ات اگر درست نمی سوزد، گوی خوشبختی اگر آن رویش را نشانت نداده است تو غصه ات نباشد تو فقط آرام باش. به خدا گوش کن او همه چیز را خودش به زیبایی مرتب می کند، مرتب به زیبایی دانه های سرخ انار. ببین چقدر قشنگ آن ها را کنار هم چیده است. وقتی تمام آسمان مراقب توست تو فقط آرام باش، حتی اگر هیچ چیز به میل تو نیست، حتی اگر همه بر خلاف آن چه که دوست داری عمل می کنند. امتحان های الهی را خوب می شناسم، بعد از این روزهای بی تابی، یک شب رویایی نه هزاران شب رویایی در پیش است. همیشه صبر و اعتماد به خداوند زیبا ترین جواب های دنیا را می دهد.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Thu, 26 Apr 2018 06:33:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال خوش درونی</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-tczol4yllvnq</link>
                <description>شادی آن شادی است که از جان رویدت / تا درون از هر ملالی شویدت ورنه آن شادی که از سیم و زر است / آتشی دان کاخرش خاکستر استچه بسیارند آدم هایی که به دنبال حالت خوش هستند ولی حال درونی شان خراب و بد است.حالت خوش با شادی های کاذب و اتفاقات زودگذر بوجود می آید که اثر آن کوتاه مدت است. وقتی حال درون آدم بد باشه با چند تا حالت خوش زودگذر نمی شود اون حال درونی بد را درست کرد. راز حال خوش درونی، در چهار آشتی است :۱- آشتی با خدا ۲- آشتی با خود ۳- آشتی با خوبان۴- آشتی با طبیعتهر کس حالش بد است یعنی با یک یا چند تا از موارد بالا رابطه اش خراب هست.اگر با موارد بالا ارتباطمان خوب باشد زندگی با صفایی خواهیم داشت.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Mon, 26 Mar 2018 14:08:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ان شاء الله</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%A1-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-gqwzaqu2emnc</link>
                <description> با توجه به این آیه هست که ما هر کاری می خواهیم بکنیم ان شاء الله می گوییم. هنگامی که می گوییم ان شاء الله من فردا این کار را انجام می دهم. یعنی خدایا من انجام شدن یا نشدن این کار را محول بر مشیت تو می کنم. یعنی این اعتقاد را دارم برای انجام شدن یک کار هر لحظه ممکن است یک مانعی پیش بیاید. هزار احتمال می توانم بدهم که کاری شروع کردم ادامه پیدا نکند، خدایا با کلمه ان شاء الله از حضرت تو طلب می کنم که اگر خیر و صلاح من است ان شاء الله محقق شود اگر خیر و صلاح من نیست ان شاء الله محقق نشود و این به انسان آرامش می دهد.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Fri, 02 Mar 2018 12:24:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخ آسیاب</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%DA%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%A8-el7d9tuk1uyz</link>
                <description>لبیک لبیک ای کرم سودای توست اندر سرم / ز آب تو چرخی می‌زنم مانند چرخ آسیا هرگز نداند آسیا مقصود گردش‌های خود / کاستون قوت ماست او یا کسب و کار نانبا آبیش گردان می‌کند او نیز چرخی می‌زند / حق آب را بسته کند او هم نمی‌جنبد ز جا هر حرکتی که آسیاب می کند از آبی است که درون آن ریخته می شود. اگر موحدانه نگاه کنیم  تمام اعضای وجود و هستی ما،  قصه و حکایت آب و آسیاب و چرخش آسیاب است . هر انسانی ، هر آگاهی، هر صاحب فضیلتی عملی را که انجام می دهد لحظه لحظه شرایط تحقق آن عمل از او نیست بلکه از آن خداوند است. سلول سلول مغز انسان های متفکر که خدمت به بشریت کرده اند با آب درون آسیاب الهی به چرخش در آمده است. الحمد الله رب العالمین .</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2018 17:31:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایمان عاریه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-omxgl3ga0i0q</link>
                <description>گل با گل زرد گفت زرد ار چه نکوست / سرخی دهمت که جلوه گیرد رگ و پوست گفتش گل زرد راست گفتی اما / من جامه عاریت نمی دارم دوستاللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْنِی مِنَ الْمُعَارِینَ وَ لَا تُخْرِجْنِی مِنَ التَّقْصِیرِخدایا مرا از افرادی كه ایمانشان موقت و عاریه ای است قرار نده. خدایا از اعتراف به تقصیر و گناه من را بیرون نیاور. خدا نکند که ایمان و تقوایمان موقتی و عاریتی باشد یعنی امروز ژست تقوا را می گیریم فردا می بینیم که تهی از تقوا هستیم. اگر خدا به ما رحم نکند، كمكمان نكند، حفظمان نكند ممكن است همه بلغزیم. خدايا ما را در دينمان و ايمانمان ثابت قدم نگهدار.</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2018 16:45:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استعاذه</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsangholami/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B0%D9%87-tgo79bxpp9sw</link>
                <description>یکی از آدابی که قبل از آغاز قرائت قرآن کریم و پرداختن به آیات الهی باید رعایت کنیم استعاذه هست.این آداب از سوره مبارکه نحل آیه 98 گرفته شده است. «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» هنگامی که قرآن می خوانی ، از شرّ شیطان مطرود ، به خدا پناه بر!ریشه لغوی استعاذه از عوذ گرفته می شود.عوذ یعنی التصاق و چسبیدن و متصل شدن چیزی به جایی. استعاذه در لغت یعنی طلب عذر. هنگامی که انسان احساس خطر و ناامنی می کند انسان در پی گریز از خطر است. عوذ یعنی هنگامی که آدمی خطری را حس می کند خود را به چیزی می چسباند و پناه می گیرد در جایی که احساس امنیت می کند. پس اگر انسان احساس خطر کرد و در پی پناهگاه و مامن بر آمد نام این عمل استعاذه است.استعاذه مفهومی نیست که اختصاص به قرائت قرآن داشته باشد. مستحب است در نماز هم که سوره قرآن می خوانیم با گفتن اعوذ بالله من الشیطان رجیم ابراز استعاذه کنیم.هنگام درگیری با مشکلات زندگی هم اگر احساس خطر و نا امنی کردیم باید استعاذه کنیم. چون ما معتقدیم هیچ امان و امنیتی صادر نمی شود در هستی مگر از ناحیه خداوند سبحان.البته استعاذه فقط به گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم نیست!  فقط با این عبارت ابراز می کنیم. حقیقت استعاذه باید در جان و قلب ما پیش بیاید. یعنی در تمام وجود و قلب و روح ما این حقیقت متمرکز می شود که خدایا من مقام امان و امنیت در هستی را از آن تو قائلم و پناه می برم به تو و حرکت می کنم به سوی تو از شر شیطان رانده شده (حرکت فکری، قلبی، زبانی و عملی)اما اگر در درون میل شیطانی موج می زند در بیرون هم گاهی یک نگاه به طرف شیطان می کنیم، گاهی هم یک نیم نگاهی به طرف حق داشته باشیم بعد بگوییم اعوذ بالله من الشیطان رجیم، این میشود یک استعاذه کاذبانه و دروغ در کلام .قدم اول در استعاذه این است که انسان دل و جان را از سوی شیطان به سوی خداوند رحمان برگرداند. اول از همه فکرمان را از تمایلات و هواهای شیطانی خالی کنیم و به سوی خداوند رحمان و تفکرات نورانی سوق و حرکت دهیم. اگر این مرحله را شروع نکنیم گفتن اعوذ بالله در زبان کاری را درست نمی کند. صرفا لقلقه زبانی است!پس استعاذه در ابتدا یک فرآیند قلبی و فکری است آدمی باید این حقیقت را متوجه باشد پناهی جز خداوند بزرگ نیست و اگر می خواهد مصونیت در زندگی پیدا کند باید به سوی خداوند حرکت کند. هنگامی که این حقیقت دریافت شد در مقام عمل هم باید سیر زندگی را به سوی خداوند رحمان قرار بدهیم . بعد از دو مرحله ادراک درونی و حرکت بیرونی وقتی بر زبان جاری می کنیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم می شود استعاذه کامل وگرنه صرفا گفتن زبانی کلمه اعوذ بالله استعاذه نیست و فایده ندارد.شعر جامی در خصوص استعاذه</description>
                <category>احسان</category>
                <author>احسان</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2018 11:50:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>