<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ehsan Khoshnezhad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsanlaw</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:21:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/63420/avatar/VnwASZ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ehsan Khoshnezhad</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsanlaw</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بی نهایت...</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-w8qsbbdbyiui</link>
                <description>هرچیز را مرزیست و نهایتی مگر روح و روانم و خیالم! &quot;هر کجا هستم، باشم&quot; درخیالم همه جا هستم و هرجا که نخواهم نیستم! من خود جهانی هستم تسخیر ناشدنی، و باخیالم جهانی خلق میکنم بی انتها، این جهان مال من است بر میدارم همه ی فاصله ها را و سفر میکنم بی هیچ ترسی بی غمِ غربت! من، در قلبم تو را دارم! پس تو را درکنارم دارم!چه بخواهم چه نخواهم من اسیرت شده امچه بدانی چه ندانی گر بخواهی یا نه، من گرفتارِ توامعشق جبر است عزیزم انتخابِ من نیستناگهان می رسد از راه، از تَنَت میگذرد، و روانت، قلبت، همه را از تو می گیرد...!</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Sat, 24 May 2025 00:34:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای کاش</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-mobtu09lqw83</link>
                <description>ای کاش نقاشِ ماهری بودم! تا چهره ات را با رنگهایِ دلخواهم نقاشی میکردمدوست دارم هاله ات باشم یا مثل هوا دور تا دورِ وجودت حائلت باشم! حس میکردی مرا هرجا همیشه اما آزاد و رها بودییا که بهتر! کاش آشیانه ات باشم تا که هر کجا رفتی، هرچقدر هم در سفر شاد و خوش یا که مهمانِ هرکسی بودی، باز می گشتی به آغوشم به آشیانه سرت بر روی شانه هایِ امن بود و میگفتی: هیچ کجا برای من خانه ام نمی شود...کاش شاعر بودم اینرا با وزن و آهنگِ دلنشین میگفتم ولی افسوس! نه نقاشم نه شاعر... فقط جسارت نوشتن دارم</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Sat, 26 Nov 2022 17:17:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقیِ درد</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%AA%D8%A8%D9%90-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF-njvxkpnw6u5e</link>
                <description>اینجا موسیقی را روبه چشم انداز زیبا در آرامش روی صندلی راحتی نمی شود که گوش کرد روی چهار پایه ای در کنار ویرانه ها روبرویِ دیوارهایِ شعار نویسی شده، مزَیَّن به جای گلولهبا صدای تیر و نفس های تندِ جوانانِ در حالِ فرار از سفیران مرگبا بویِ تندِ فلفل و گازِ اشک آور آمیخته به بویِ باروتدر بُهت و در فاصله ای میانِ بیم و امید، باید شنید...اینجا پر است از التهاب و خون برایِ ایجادِ تعادلِ جمعیت جهان آدمها اینجا کشته می شوند و جمعیت از اینجا کاسته می شودتا به جاهای دیگر اضافه شود...برای تعادل زاد و مرگاینجا جسم بی جان جوانان و کودکان را در زمین دفن میکنند تا آزادی برویداینجا جهنم نیست، خاورمیانه است...</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Tue, 08 Nov 2022 13:50:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-eapqto4wbd4k</link>
                <description>چه شبها که نخُفتم و چه رازها که نگفتم با خویشتنِ خویش؛ که از خود بیگانه بودم. با دیگران آشنا و با خود غریبه بودن، ماجرایِ تکراریِ عمریست که در قمار باختم و زمانهایی ست که به خود بدهکارم. این من، با من درون یک تَن نمیگنجد! </description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 14:54:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر از خویش به تو</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-pehqfioq18dc</link>
                <description>وقتی به چشمانت می نگرم، شادی و غم را باهم تجربه میکنمشادیِ وجودت و غمِ حسرتحسرت از اینکه چرا زودتر ندیدمت؟!ابد برای با تو بودن کم استپس باید از خودم خالی شوم و سَرایت باشم اما نه! تو بیش از منی و من کمتر از توپس باید در تو غرق شوم در چشمان تو در قلبت در وجودت تا جاودانه شوم مثل عشقم به تو که جاویدان است سفری از خویش به توآنقدر دوستت دارم که می خواهم نه با تو، که خود تو باشم...</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Tue, 30 Aug 2022 16:17:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-cjxacseb30zs</link>
                <description>نسیم تغییر را که به موهایت می وزد حس کن نسیمی که سیمهای گیتار را می لرزاند و موسیقی دگرگونی می نوازد... بشنو صدای نسیم را وزش نسیم را لابه لای تارهای موهایت حس کننسیم تغییر که به تار و پود سپیدِ روسری می وزد را حس کن...به آسمان نگاه کن، آسمان را انتهایی نیست، مثل آرزوهای تو مثل آزادی...به کل جهان بنگر فارغ از زمان و مکان... آنگاه آنان که آزادی تو را بر نمی تابند چه کوچک خواهی دید...بنواز، بخوان، برقص، تن مپوشان از نسیم دگرگونی ها از زندانها رها شو از زندانِ خودت از بندِ تردید و ترسها نسیم را حس کن...</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 20:48:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-l6bqgcxqle2c</link>
                <description>بنواز آهنگ آدمیت را که زنگ نوایش چندی ست به گوش انسانها آشنا نیستاز یادها رفته ... بنواز که موسیقی زبان مشترک همه موجودات عالم است... بنواز که شاید روحی زخمی نوازش شد یا به گوشی آشنا آمد یا امیدی آفرید...</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 20:38:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلبِ من</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D9%82%D9%84%D8%A8%D9%90-%D9%85%D9%86-asbzjbfskvav</link>
                <description>در قلبِ من سرزمینی است به وسعتِ عشقِ تو و به وسعتِ رویاهایتپس رویاهایت را در آن بسازمزرعه ای که دوست داری با کلبه چوبی مجلل که از چوبِ درختانِ کهنسالِ جنگلی انبوه تر از موهایت ساخته ایبا ترکیبی از بویِ عطرِ چوبِ باران خوردهو کمی بویِ هیزم فقط آنچه را ساختی ویران نکن... </description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 13:10:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاورمیانه</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-fufhnpkbixn2</link>
                <description>خاورمیانه بخش تب دار و ملتهبِ زمین است، هر روز بلکه هر ساعت دردی تازه و عمیق می گوید از آنچه پیش بینی میکردی بدتر هم می شود... در خاورمیانه زندگی جاری نیست، تلاشی بی ثمر برای زنده ماندن روزمرگی تکراری مردمان مضطرب است...در خاورمیانه کتاب خواندن و دانستن ثمری ندارد چونکه هر چه بیشتر بدانی به دردهایت بیشتر افزوده می شود، در میان مردمانی باید زیست کنی! که بردگانِ خرافات هستند و ماشینِ تکرار شعارهایی از جنس وعده های پس از مرگ... تو را نمی فهمند در خاورمیانه عوام تو را با خود می برند به جایی دورتر از دانسته هایت و تو ((خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو))... گوش هایشان فقط شعارها را می شناسد و وعده ها را باور میکند، ...حوادث بدتر حادثه بد را به فراموشی می سپارند... آسمانش دودآلود است از انفجار از آتش از آهِ بیوه زنان و کودکانِ متحیر از دیدن رنجهایی که از درکش عاجزند...مردمان مرگ را زندگی می کنند.تب دار و ملتهب ، آسمانش تیره از دود و انفجار، در خاورمیانه زندگی نیست، تلاشی بیهوده برای زنده ماندن است. </description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jan 2020 23:34:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فساد چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kbwov7lb04gl</link>
                <description>فساد محصول عدم توسعه یافتگی و فقدان قانونمندی است؛ « فساد به رفتار آن کارمندان عمومیی اطلاق می شود که برای منافع خصوصی شان ضوابط پذیرفته شده را زیر پا میگذارند. هیچ جامعه ای را نمی توان یافت که در آن فساد یافت نشود اما کشورهایی هستند که فساد در آنها از کشورهای دیگر معمول تر و رایج تر است و این فساد در برخی از زمانها آشکارتر از زمانهای دیگر است. بیگمان فساد یکی از نشانه های فقدان نهادمندی کارآمد سیاسی به شمار می آید. زمانیکه رهبران جنبش های انقلابی یا روشنفکران و یا حتی مردم، فساد جوامع شان را نکوهش میکنند در واقع واپسماندگی جوامع شان را می نکوهند...»* فساد را روابط و وابستگیهای قومی و خانوادگی دامن میزنند. کسب مقام بواسطه انتساب افراد و تعویض، استخدام و چینش مدیران و پرسنل سازمانها بر مبنای انتسابات و وابستگیها بصورتی که اکثریت مشاغل میان اقوام و همشهری ها و با توصیه انجام می پذیرد. این از عوامل رواج  و افزایش فساد است. راهکار کاهش فساد نوسازی سیاسی است. بین معنا که کشور توسعه یافته یا در حال توسعه پس از تکمیل توسعه یافتگی نیازمند نوسازی سیاسی است. نوسازی سیاسی بمعنی حرکت از حکومتهای سنتی به سوی ساختار مدرن متناسب با نیازهای جامعه بشری امروزی است. جوامع سنتی که ساختار حکومت در آنها متناسب با نیازهای امروزی نیست بخصوص در جوامع سر در گم میان سنت و مدرنیته حتی هر تغییر رژیم و سیستم حکومتی به حاکمیت مشروع نمی انجامد. چرا که ضمن فقدان آگاهی مردم، سطح بالای تحصیلات و مطالعه، نهادهای سیاسی مانند احزاب و مطبوعات آزاد وجود ندارد. لذا هر تغییری ممکن است اقتدار سیستم حاکم را از بین ببرد بدون اینکه حکومت متناسب با نیازهای روز جامعه تشکیل شود. همچنین مانع دیگر نخبگان جایگزین است. کسانیکه دارای شرایط و شایستگی لازم برای اداره کشور را داشته باشند و بتوانند به سرعت بجای مقامات سیاسی حکومت قبلی عنان اداره کشور را بدست بگیرند. این را پس از دگرگونی های پس از ((بهار عربی)) در مصر، لیبی، تونس و حتی در یمن میتوان مشاهده نمود.با توسعه فناوری ها و تکنولوژی و گسترش اطلاعات و دسترسی آسانتر به منابع اطلاعاتی بیشتر و متنوع، آگاهی بشر بیشتر شده است. لذا لزوم نوسازی سیاسی بیش از هر زمان دیگر مشاهده میگردد. نوسازی سیاسی مستلزم معقول شدن اقتدار سیاسی است بدین شرح که:1-   معقولیت حکومت: به این معنی که شمار عمده ای از مراجع اقتدار سیاسی، سنتی، مذهبی، خاندانی و قومی جای شان را به مرجع اقتدار سیاسی  واحد دنیوی و ملی بدهند. یعنی این نگرش و بینش در جامعه نهادینه گردد که حکومت تنها وسیله مدیریت کشور و اداره امور مردم است. این دگرگونی به معنای آن است که حکومت زاییده تفکر انسان است برای امکان و تنظیم روابط زندگی اجتماعی و نه زاییده طبیعت یا ودیعه ای آسمانی! و یک جامعه به خوبی سامان گرفته و دارای سامان اجتماعی و سیاسی، اقتدار نهایی اش باید سرچشمه انسانی مشخص داشته باشد یعنی مبانی فکری مورد پذیرش اکثریت مردم به تأسیس نوع حکومت متناسب با شرایط هر کشور منجر شده باشد.2-    اقتدار قانون: اقتدار یافتن و سامان حکومت متشکله با شرح فوق، تحت حاکمیت قانون قابل اجرا است. فرمانبری از قوانین موضوعه ناشی از این اقتدار باید بر الزام های دیگر چیرگی یابد. قانون و اهمیت اجرای قوانین بر روابط اجتماعی اشخاص و وابستگی های خانوادگی و قومی، منافع فردی و خاندانی، سمت و مقام و هرچیز دیگری برتری دارد.3-    صلاحیت های خاص: حوزه های صلاحیتهای خاص حقوقی، نظامی، اداری و علمی باید از قلمرو سیاسی جدا گردند و ارگان های مستقل و تخصصی با سلسله مراتب خاص باید عهده دار و ظایف سیاسی شوند. سلسله مراتب اداری باید هر چه کاملتر پیچیده تر و منضبط تر گردد. سمت و قدرت بر پایه دستاوردها و هرچه کمتر بر اساس انتساب واگذار گردند. مهمترین موضوع، تفکیک قوا بمعنای واقعی و در عمل است. دستگاه قضائی مهمترین نهادی است که باید بطور تخصصی به امور حقوقی و قضائی و حسن اجرای قانون بپردازد و از هر نهاد و حزبی مستقل بوده از ورود و اظهار نظر در مسایل سیاسی بطور کلی و مطلق بدور باشد. دوم نیروهای مسلح هستند که           می بایست بعنوان ابزار دفاعی کشور و ابزار حفظ امنیت داخلی و خارجی جدای از حوزه های سیاسی در مورد اجرای قانون درخدمت دستگاه قضایی و ضابط قضایی و در موارد دفاع از تمامیت سرزمینی و امنیت داخلی و خارجی در خدمت دولتها باشند. سوم نظام آموزشی کشور است که باید بصورت تخصصی، علمی و فرا سیاسی به آموزش و پرورش مردم همت گمارد. دولت باید کم حجم ولی کارآمد باشد. با جذب نخبگان (نخبگان واقعی...) به امور دولتی و پرداخت حقوق و مزایای عالی برای کارآمدی دولت بالاتر و سطح رضایت مردم بیشتر می گردد. در ایران تعداد حقوق بگیران و نیروی انسانی دولت بسیار زیاد ولی کارایی بسیار اندک است. یکی از هزینه های دائمی دولت پرداخت حقوق ماهیانه به نیروی انسانی است. استفاده از نخبگان با حقوق کافی فساد را کاهش میدهد چرا که برای چنین فردی موقعیت اجتماعی از درجه اهمیت بالایی برخوردار است علاوه بر اینکه سطح درآمد خوبی دارد. لذا برای درآمد بیشتر موقعیت، آبرو و وجهه اجتماعی خود را به خطر نمی اندازد...*ساموئل هنگتینگتن</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 21:27:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غارت خاکِ جزیره هرمز:</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%BA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D9%90-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2-c0hsfzgzbl7m</link>
                <description>قسمتی از جزیره که به یغما رفتهاین عکسها، نمونه ای از زیبایی جزیره هرمز است. آنچه این جزیره را از دیگر نقاط جهان متمایز کرده، وجود خاک های متنوع و رنگارنگ به ویژه خاک سرخ با ارزشی است که در خود جای داده، جزیره ای با بیش از 70 نوع خاک که به جزیره رنگین کمانی شناخته می شود؛ یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین معادن خاک سرخ جهان در جزیره هرمز است. این خاک در دنیا بی‌نظیر است.فرش های نقاشی شده با خاک جزیره در تصاویر شاهد این مدعاست. خاکِ این جزیره در  صنایع رنگسازی، آرایشی، کاشی، سرامیک، موزائیک، سفال، لعاب سازی، تولید پودرهای میکرونیزه صنعتی نوارهای کاست، ضد زنگ و مصارف خوراکی مورد استفاده قرار می گیرد.در سال‌های گذشته، کشورهای امارات متحده عربی، پاکستان، هندوستان و کویت مقصد صادرات خاک  جزیره هرمز بوده است. خاکی که 400 سال زمان لازم است تا یک سانتیمتر مربع آن تشکیل شود؟! بنا به گفته معصومه ابتکار، سازمان محیط زیست هم نتوانسته جلوی این غارت را بگیرد؟! صادرات خاک در بوشهر هم همچنان برای ساخت شبه جزیره های نخلی شکل امارات و قطر ادامه دارد. پشت پرده این مافیای صادرات خاک کیست که ایران را ویران و امارات را آباد میکنند؟! تا حدی که تپه ها و یک کوه در هرمز بکل استخراج و ناپدید شده است؟!سابقا در کانال تلگرام و اینستاگرام به آن پرداخته ام اما افسوس که توجه به &quot;شاخهای اینستاگرام&quot; و سلفی سلبریتی ها برای ایرانیان جذابتر و مهمتر است تا خاک کشور و آینده فرزندانشان؟!</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2019 18:51:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاشقِ این غزلم:</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%85-m9mwfwaleoml</link>
                <description>?????????شب چو در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم انقدر گریه نمودم که خرابش کردم شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم غرق خون بود و نمی خفت زِ حسرت فرهاد خواندم افسانهء شیرین و به خوابش کردم دل که خونابه غم بود و جگرگوشه دهر برسر آتش جورِ تو کبابش کردم زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم #فرخی_یزدی</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Mon, 26 Aug 2019 08:11:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقوق زنان از نگاهی نو (قسمت۲)</title>
                <link>https://virgool.io/shojazan/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D9%88-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%B2-j7nr0depxpvf</link>
                <description>سومالی مام: «گاهی وقتها آدمها می خواهند کار بزرگی انجام بدهند. اینقدر در انتظار فرصت می مانند که هیچ کاری نمی کنند! برخی هم گمان میکنند و معتقد هستند کاری از دستشان بر نمی آید! و نمی توانند کاری کرده یا تغییری ایجاد کنند! بهتر است از خودت شروع کنی؛ از قلب خودت شروع کن. مهربان باش و هر کار خوب خیلی کوچکی را انجام بده...!» (1)وقتی سخن از حقوق زنان بمیان می آید منظور حقوق خاص و ویژه ای نیست. بلکه فقط دستیابی زنان به حقوق اولیه به فراخور جامعه ای که به آن تعلق دارند یعنی حقوق اولیه انسانی است. حق زندگی، حق انتخاب، حق آموزش و... . بطور کلی هر حقی که دریک جامعه برای هر انسانی متصور میباشد و شامل هر چیزی است که به مشارکت انسان در جامعه بستگی دارد. همانطور که در قسمت اول مقاله گفته شد فقط سطح مطالبات در جوامع مختلف، متغیر و متفاوت است. هرچه سطح آگاهی در جامعه پایین تر باشد، سطح مطالبات هم ابتدایی تر بوده  به حقوق اولیه و بدیهی نزدیکتر می شوند. چرا که زنان از حقوق بمراتب کمتری برخوردارند. هنگامیکه جهل و نا آگاهی حاکم شود؛ هر چیزی و هر عقیده و منطقی، حتی ادیان آسمانی و اخلاق، در حد خرافات تنزل می یابند. اصل و اساس دین درک نمی شود. اخلاق جایی ندارد. هر چه هست تعصبات و خرافات است. عوام، بدون اندک تفکر و تأملی از باورهای غلط پیروی و بر آنها پا فشاری می کنند. دین هم اگر رواج بیابد در حد جهل مردم تفسیر به رأی و یا مصادره به مطلوب عده ای خاص شده  وسیله برای نیل به اهدافشان می شود.در کشورهایی مثل ویتنام،کامبوج و هند، در میان برخی اقلیتهای قومی، مردان با زنان تحصیل کرده و حتی باسواد ازدواج نمی کنند. چون می خواهند زن ها مطیع باشند و معتقدند که زنان دارای تحصیلات، ولو تحصیلات ابتدایی، آنگونه که آنها می خواهند فرمانبردار مطلق نیستند. فرزندان پسر مورد علاقه و توجه می باشند چون نیروی کار بهتری می توانند باشند. حس قدرت طلبی، برتری جویی، تسلط بر دیگران و احساس مالکیت بر زنان، مورد خواست و ایده آل این مردان اینگونه جوامع است. در چنین شرایطی یعنی در حالت حاکمیت طرز تفکر موصوف، دوست داشتن در واقع تابعی از خودخواهی است. تنها ارضای احساسات درونی و باورهای مردان این جوامع است؛ نه برآوردن نیازهای زن و پاسخ  به احساسات او! دوست داشتن ممکن است تنها ناشی از غریزه جنسی و ملاکهای ظاهری باشد. بدون دخالت عقل و احساسات و توجه به خواسته ها و تمایلات زن، رابطه و عقد ازدواج شکل میگردد. حتی در روابط زناشویی، نیازهای جنسی زن، آمادگی روانی و احساسی زنان مورد توجه قرار نمیگیرد. لذا آزارها و جراحت های جنسی شایع و رایج است. قدرت طلبی امری غریزی و ذاتی است یا در اثر نوع تربیت و عوامل محیطی ایجاد و تشدید میگردد؟ علاقه به مالکیت و لذت بهره مندی از قدرت در همه آدمها وجود دارد. درحد معقول و کنترل شده عامل حرکت انسان است. مثل میل به کار، ساختن و بدست آوردن؛ اما همین که از کنترل خارج شود نظم موجود را برهم میزند. در جوامع سنتی، عقب مانده و نوسازی نشده؛ اشخاص تابع این احساسات هستند. چون احترام به حقوق دیگران  نهادینه نشده است. پس اشخاص مختلف نقض حقوق دیگران را بخود اجازه می دهند. بطور حتم این جوامع بلحاظ سیاسی هم نوسازی نشده اند. بنابراین قانون حاکمیت نداشته و اشخاص خود را فراتر از قانون فرض میکنند. بدیهی است که اولین قربانبان در این میان به ترتیب زنان، کودکان و شهروندان درجه دوم هستند.این فرآیند؛ عدم رعایت حقوق؛ به جزئی از باورهای جامعه تبدیل شده بصورت سنت های غیر قابل اجتناب بخشی از آداب و رسوم جامعه شده و محترم شمرده می شوند. بنابراین زنان خودشان هم بعنوان نیمی از جامعه با نقش اساسی در تربیت نسل های بعدی مجریان این سنتها هستند. مثل «FGC»(2) که بسیاری از مادران برخی قبایل و اقوام در حق دختران خود روا و بلکه ضروری میدانند. یعنی مظلومین گذشته به ظالمان حال تبدیل می شوند و این در مورد دختران امروز، در آینده صادق خواهد بود. این سنتها در تربیت و نوع بینش نسلهای بعدی موثرند. اما مهمتر ضعفها و سرخوردگیهایی است که در این جوامع بر شخصیت افراد تأثیر گذاشته بر محرومیت زنان از حقوق ابتدایی بشری و رواج و ادامه اینگونه ستمها می افزاید. مانند نگاه صرفاً جنسی به زن و رواج تعرض، بردگی جنسی و تجارت جنسی حتی با شیوه های مدرن آن!با توجه به موارد فوق ملاحظه می شود که لازمه و اساس و پایه احقاق حقوق زنان و هر نوع حق دیگری از این قبیل؛ نوسازی سیاسی به معنای به رسمیت شناخته شدن حقوق بشر، ایجاد جامعه مدنی، و تلاش برای تنظیم و اجرای قوانین پیشرفته و بطور کلی حاکمیت قانون است و بدون رسیدن به اهداف بیان شده نتیجه ای حاصل نمی شود و مانند ساختن بنا، بدون پی ساختمان است. اما در این میان حقوق زنان یک استثناء می باشد. چرا که یکی از مهمترین موارد مورد مطالبه در حقوق زنان، حق برخورداری از آموزش و حق تحصیل است. با بهره مندی زنان از این حق نیمی از جامعه آگاه و اصلاح خواهد شد. از سوی دیگر زنان مربیان نسل های بعد هستند. بنابراین نیمی از جامعه و نسل های بعدی به آگاهی می رسند. پس در نتیجه نوسازی سریع تر انجام می شود. زنان نیمی از جامعه هستند. جامعه نمی تواند پیشرفت کند هنگامیکه نیمی از آن در جهل و محروم از حقوق اولیه باشند؟بنابراین بحث فقط حقوق صرف نیست. زنان برای رهایی از ستم به اکتساب،اجرا و تضمین حقوق خود نیاز دارند. این حاصل نمی شود مگر اینکه از طریق آموزش به آگاهی برسند. کار و فعالیت اجتماعی به این معنا باشد که فقط در خدمت، کارگر و کارمند نباشند بلکه خودشان کارآفرین باشند!در پایان اشاره مینمایم که این مطالب در حد محذورات، خلاصه و مقدمه ای بیش نیست. امید است ضمن بیان مطالب مفید موجب اندیشه و عامل حرکت و تغییر باشد.با احترام- احسان خوش نژاد  پاورقی:1. سومالی مام (زاده ۱۹۷۰ یا ۱۹۷۱) فعال حقوق بشر در کامبوج است. او علیه تجارت زنان در آسیا (صنعت روسپی‌گری) مبارزه می‌کند و به همین دلیل برنده جایزه منزلت انسانی رولاند برگر از آلمان شده ‌است که  در ۲۴ نوامبر ۲۰۰۸ به دست ریاست جمهوری آلمان به وی اهدا می‌شود. زندگینامه سومالی مام با نام سکوت بی‌گناهی کتابی پرفروش شده‌است. سومالی مام در نوجوانی به روسپی‌خانه‌ای در کامبوج فروخته شد. پس از چند سال از آنجا گریخت. سپس خود به فعال حقوق زنان تبدیل شد و سازمانی برای حمایت از زنان در اضطرار تاسیس کرد.2. Female Genital Cutting.</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2019 10:00:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای خودم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-wjt9tnmzbunt</link>
                <description>آمدی اما مثل سایه ام بودی  روز روشنم بودی   شامِ تارم رفتیکاش بجایِ: دوستَت دارم، اما... گفته بودی: ...اما دوستَت دارم! وای از &quot;اما&quot; پس از دوستت دارم! نقطه پایانِ عاشقانه هایم، ویرگولی بین احساسم و ابرازَش!؟  تا در این مکث بی اندیشم و نگویم احساسم را...وقتی که مکث کنی احساس میرود...و حالا نمی شناسم احساسم را... با خودم بیگانه امپس نه به تو، که به خودم می نویسم </description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2019 00:14:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوب یا بد، فرمایشاتِ خودم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%AA%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-cwh4qyfl2efd</link>
                <description>‏می آید برای رفتن، می رود برای نماندن، میمانم برای جاماندن، رفتن حق او و ماندن سهم من است، او در گذر و من در گذشته، رفتن بهتر است یا ماندن؟ آنکه می رود در قلب می ماند! آنکه می رود از خاطره هرگز نخواهد رفت! می خواستم بروم، بار خاطره ها سنگین بود...</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2019 00:10:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته ای از خودم برای خود!</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/ehsanlaw57gmailcom-pctxgih9det8</link>
                <description>زندگی گاهی مانند یک سرداب نیمه تاریک می شود که شعاعِ نوری باریک از لابه لای شبکه های دو پنجره کوچکش تاریکی را می شکافد. درب های زیادی هست که به دالان های بسیاری باز می شود. با هیجان یک درب را باز می کنم تا بفهمم به کجا راه دارد! دالان که تمام می شود میبینم سر جای اول هستم. به سمت درب دیگری می شتابم، وارد می شوم طول دالان را قدم میزنم به سمت مکان ناشناخته ای و باز هم جای اول و این ورود را تکرار میکنم به امید اینکه به مکانی جدید وارد شوم و کشف کنم چه چیزی در آنجاست. دلم میخواهد بندری باشد! آبی بیکران روبرویم و کشتی هایی که به سمت ناشناخته ها می روند!dadnamehlaw.blogfa.com</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 14:20:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقوق زنان از نگاهی نو (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D9%88-%DB%B1-z5ugpqg1zdqi</link>
                <description>حقوق زنان از نگاهی نو!اندیشه و آگاهی موجب شناخت و تصور حق برای انسان میگردد. آنگاه آدمی بدنبال استیفای حقوق  متصوره، ایجاد و تضمین حق حرکت نموده و برای تحقق آن تلاش می نماید. وقتی آگاهی و اندیشه نباشد حقوقی هم تصور نخواهد شد تا آدمی برای احقاق و تضمین آن قدم بردارد. گاهی هم برای رفع نیازهاست که انسان حق انجام یا ترک چیزی را برای خود شناسایی مینماید. هرچند بنا به تفاوت جوامع مختلف، تعریف و نوع و سطح مطالبات زنان متفاوت است و درخصوص حقوق مشترک میان تمام زنان و یا به عنوان حقی بخصوص در کشور و جامعه ای خاص، درباره حقوق زن بسیار بحث و گفتگو شده و مطالب بسیاری نوشته شده است. اما بنظر نگارنده موضوعی این میان مغفول مانده است. موضوعی که عنوانی برای آن قرار نمی دهم تا ضمن پرهیز از پیش داوری، هرخواننده ای در پایان متن حاضر نتیجه گیری خود را بتواند داشته باشد.در تمام کشورهای جهان هنوز هم زنان درحال تلاش برای احقاق، برخورداری و تضمین حقوق متصوره خود هستند. از تلاش زنان اروپایی برای مشارکت بیشتر در سیاست و مدیریت شرکتها و بانکهای بزرگ گرفته، تا تلاش زنان در عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس برای کسب حق رأی! یا حتی حق دریافت گواهی نامه رانندگی!درکشور ما هم البته حقوقی از سوی بانوان مطرح میگردد. از حق انتخاب نوع پوشش، دوچرخه سواری و راندن موتور سیکلت گرفته تا اینکه بانوان خود را مستحق و لایق کرسی قضاوت و مسند ریاست جمهوری می دانند. همچنین بحث های زیادی درخصوص اعتراض به تفاوت میزان ارث و دیه زن و مرد در قوانین کشور صورت می گیرد. البته این مطالبات بیشتر از سوی طبقه متوسط جامعه مطرح می گردد و امری فراگیر در بین تمام طبقات اجتماعی نیست. دلیل آن موارد عنوان شده فوق یعنی عدم آگاهی و فقدان اندیشه در بین تمام افراد جامعه است. هنوز هم در بسیاری از نقاط کشور و در بین برخی از اقوام، آداب و رسومی که جنبه های دختر آزاری دارد مشاهده میشود. مانند ازدواج اجباری دختر نوجوان با مردان میانسال یا حتی کهنسال و یا جلوگیری از تحصیل دختران و موارد دیگر. که در این مظالم، زنان آن جوامع شریک هستند و مادران، جور و ستمی که بر خودشان رفته است را درحق دختران خود روا میدارند!؟ این ناشی از فقر فرهنگی بلحاظ عدم آگاهی  و بدنبال آن عدم شناخت حقوق توسط ایشان است. نوع و سطح مطالبات در شهرها و جوامع بزرگتر متفاوت و البته محدود به بانوان دارای تحصیلات عالیه است. ولی برای نیل به اهداف باید فراگیر و دغدغه همه بانوان باشد. در یکی از کلاسهای ترم گذشته استاد خانم که مدرک دکترای حقوق خصوصی خود را از فرانسه دریافت نموده است. در خلال بحث مطرح شده و مورد اختلاف در کلاس، بعنوان مثال به این مطلب اشاره کردند که: «چرا در فرهنگ و جامعه ما، زنان از انجام آنچه دوست دارند محروم می شوند فقط بواسطه اینکه این شغل یا فلان عمل در شأن بانوان نیست؟ مثلاً خانمی دوست دارد راننده کامیون یا اتوبوس باشد. چرا دیگران باید برای او شأن تعیین کنند خود زن بهتر می داند چه چیزی در شأن او هست... ».نباید فراموش کرد که انسان در این جهان بخشی از طبیعت است. نکته اینجاست که مرد و زن یکسان ولی متفاوت هستند. این تفاوت ناشی از نقشی است که در طبیعت دارند. بنابراین علاوه بر جسم، روان و بعضی از رفتار ما ناشی از طبیعت است. پس این تفاوتها موجب برتری هیچیک بر دیگری نیست. بلکه هر داشته ای برای تکامل جنس دیگر و هر نداشته ای! به مصلحت و برای تکامل یافتن بوسیله جنس مخالف است. وقتی بطور مطلق و کامل، یا بهتر بگویم بواقع زن را یک انسان بدانیم، انسانیکه که دارای تفاوتهایی طبیعی بر اساس نقش تعریف شده اش با مرد است و دارای توانایی هایی براساس همین نقش می باشد. که البته این در مورد مرد هم صدق میکند. پس با ایمان به این مطلب بسیاری از اختلافات حل می شود یا سالبه به انتفاء موضوع است. همچنین اگر تفاوت انسان را با سایر موجودات در اندیشه و روان بدانیم که چنین است، هردو جنس دارای عقل، قدرت تفکر و توانایی کسب آگاهی هستند. تفاوتهای فیزیکی در درجه بعد قرار دارد و البته تا حدودی قابل تغییر نیز می باشد. مثلاً زنان شجاع و جنگجو وجود داشته و دارند. احساسات نیز امری ذاتی و ژنتیک است و ارتباط مستقیم با جنسیت ندارد.نتیجه اینکه وقتی زن را بعنوان یک انسان بالقوه کامل قبول نمائیم محققاً برای او حق انتخاب را شناسایی نموده ایم. چرا که آزادی و انتخاب و اختیار اوصاف جدایی ناپذیر از انسانیت هستند. پس اگر یک زن خود علاقه دارد و خود را دارای توانایی در چیزی میداند باید بتواند به علاقه خود بپردازد. یا لااقل آنرا امتحان کند. نیازها و شرایط زندگی گاهی این را به ما تحمیل کرده و مقاومتی در مورد آن (نه از سوی نهاد قدرت و نه جامعه) صورت نگرفته است. یک نمونه بارز زنانی هستند که هم اکنون به رانندگی تاکسی و یا آژانس اتومبیل اشتغال دارند و این نوع اشتغال سابق براین در جامعه غیر قابل تصور بود.نکته دیگر اینست که تنها الزامات و مقرراتی بازدارنده هستند که با میل و اراده پذیرفته شده باشند. اگر امری با حجت و برهان مورد قبول واقع شود همیشه پابرجا می ماند. اما آنچه بواسطه قدرت و به اجبار باشد با زوال قدرت نیز ازبین خواهد رفت. بازدارندگی اگر درونی باشد همه وقت و همه جا موثر است. و اما اگر تنها بواسطه اجبار بیرونی باشد در هر فرصتی نقض شده و نادیده گرفته می شود.پس بگذاریم امور طبق روال طبیعی دراینخصوص پیش برود و هرکس نقش خود را انتخاب و ایفا نماید... .</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 12:01:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستانَک</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsanlaw/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%8E%DA%A9-xts1z9hqexka</link>
                <description>در دنیا احسان های زیادی وجود دارند مثل احسان خواجه امیری، احسان عبدی پور(نویسنده و کارگردان)، احسان رضایی(نویسنده)، احسان علیخانی و... اما این احسان هیچکدام از اینها نیست. فقط بین دوستانش مشهور است! چون فقط دوست و آشنا و فامیل او را می شناسند مثل همه آدمهای دیگر. اما چه چیزی این احسان را آدم خاصی کرده؟ اصلا خاص هست؟ بنظر خودش چون پدر یک دختر خوشگل مو فرفری است ادم خاصی شده...برای خودش ناشناخته شده که کلا نمی داند از دنیا چه میخواهد! از دوست داشتن میترسد و به دوست داشته شدن بی اعتماد است! یعنی فکر میکند اگر کسی به او بگوید:《احسان دوستت دارم》این حقیقت نیست! مدت ها با خودش در جنگ بود و سرانجام فهمید این جنگ طرف پیروز ندارد! این را هر آدم عاقلی میداند البته...! اما چرا گاهی آدم ها با خودشان میجنگند بی آنکه بدانند در جنگ هستند و چرا؟!بی سر و صدا ترین و آرام ترین جنگ دنیا همین جنگ با خود است؟! ولی سخت ترین کار دنیا بخشیدن خود و صلح با خود است؟! این را من نمی گویم فقط، یک پیرزن یک مادر بزرگ هم در یک فیلم سینمایی که اسمش یادم نیست این جمله آخر را به نوه اش گفت! ...و درست زمانی که احسان داشت با خودش به صلح میرسید اتفاقی رخ داد که آتشبس درونش شکست و جنگی سخت در گرفت بین خودش!حالا ماجرا چه بود بماند خیلی خلاصه دلش(دل احسان) گفت: 《 آه، یکی در زد، درِ قلبمو زد خیلی محکم با سماجت، وسوسه شدم باز کردم، لبخند زد در آغوشم گرفت ولی رفت! انگار دنبال آرامش خودش بود ولی آرامش منو بهم زد...》حالا یه دوست کلی سعی کرد صلح بر قرار کند. موقت موفق شد ولی دوباره از اول صبح جنگ ادامه دارد.. ...چرا با اینکه دوست خوبش با تمام وجود سعی کرد حالش را خوب کند موفق نشد؟!این شکایت ها، این حالِ بد همه از دل بود همه از احساس بود... اما منطق چه میگفت؟منطق گفت: خوب یا بد بودن حالِ تو وابسته به دیگری نیست! این خودِ خودِ تو هستی که انتخاب میکنی حالت خوب یا بد باشد! تو اجازه میدهی کسی حالت را بد کند!!! و هیچکس، هیچ دوست خوبی نمی تواند حال تو را بهتر کند مگر اینکه خودت بخواهی... ! هرچه هستی خودت را بپذیر، از مقایسه دست بردار و فقط خودت را بهتر کن و بهتر را خودِ تو انتخاب میکنی که چیست؟ این جنگ را تمام کن که تنها بازنده اش خودت هستی! جنگ برای پیروزی است. اما در این جنگ، جنگِ با خود پیروزی نیست، چیزی فتح نمیکنی، اما زمان را، خودت را، لذت ها و خوشی ها را همه را هر چه هست خواهی باخت؟!...باغِ پشتِ پنجره</description>
                <category>Ehsan Khoshnezhad</category>
                <author>Ehsan Khoshnezhad</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 01:18:14 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>