<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های احسان سبحانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsansobhani</link>
        <description>Product Designer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:46:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/44544/avatar/PTmZ0R.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>احسان سبحانی</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsansobhani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور بفهمیم قراره تو پروژه حرص بخوریم یا لذت ببریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsansobhani/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D8%B5-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-ovspmtchyar8</link>
                <description>آقا من نزدیک ۱۳–۱۴ ساله که دارم طراحی می‌کنم. با آدم‌های مختلف، شرکت‌های مختلف، پروژه‌های عجیب‌وغریب، کوچیک و بزرگ. فکر می‌کنم بالای ۵۰۰–۶۰۰ پروژه انجام دادم. این حجم کار باعث میشه کم‌کم بفهمی همکاری با چه مدل کارفرمایی لذت‌بخشه و با کدوم‌ها قرارِ از همون روز اول حرص بخوری.قبل از شروع (پیشگیری همیشه بهتر از درمانه)یه مدل کارفرما هست که از همون لحظه اول، بهت اعتماد داره.سر قیمت باهات چک‌وچونه نمی‌زنه.می‌دونه چرا داری اینقدر پول می‌گیری.و دقیقا همین مدل آدمه که تجربه خوبی برات می‌سازه، به شرطی که خودت هم خوش‌قول باشی و مغرور و بدقلق نباشی.معمولاً این کارفرماها خودشون میان سراغت. یعنی یا کارت رو دیدن، یا درباره‌ت شنیدن، یا چند نفر معرفت بودن. همین خودش یعنی تو در نقطه‌ی درستی ایستادی.حس اولیه‌ت رو جدی بگیر۸۰٪ مواقع همون حس اولی که از طرف می‌گیری، درسته.اگر دیدی از بالا باهات حرف می‌زنهاگر گفت بودجه‌مون اینقدره و بیشتر نمی‌دیم، «دوست داری کمتر بگیر، کار زیاد داریم»اگر خودش هم نمی‌دونه چی می‌خوادبدون داستان داره.آخرش هم حرص می‌خوری که چرا قیمت پایین دادی و چرا از همون اول فهمیدی اشتباهه و باز ادامه دادی.اما کارفرمای سالم:می‌دونه چی می‌خوادسر قیمت دعوا نمی‌کنهمی‌فهمه چونه زدن بی‌دلیل تمرکز طراح رو از بین می‌برهو وقتی چنین آدمی پیدا کنی، نه بحث داری و نه استرس اینکه “پول رو میده یا نه” یا “فردا میاد کل کار رو زیر سوال می‌بره”.شروع همکاری با کارفرمایی که بهت اعتماد دارهکارفرمایی که کارت رو دیده و توانایی‌هات رو می‌دونه، دخالت خاصی نمی‌کنه. اگر هم نظری بده، بیشتر در حد بازخورد می‌مونه.تو هم اگر دلیل و مدرک داشته باشی، می‌تونی قانعش کنی:مثلاً بگی:«طبق این بنچمارک / این تست کاربرید، این پیشنهادی که می‌کنی درست نیست.»۹۰٪ مواقع هم قبول می‌کنه.اما اگر دلیل نداشته باشی؟اینجاست که باید از تجربه‌ی اون طرف استفاده کنی و جدی حرفش رو بررسی کنی. ولی حتی اونجا هم لازم نیست همون لحظه تاییدش کنی.بهش می‌گی:«صحبتتون منطقیه، اجازه بدین خودم هم یه تحقیق بکنم.»این رفتار باعث میشه بفهمه آدمی نیستی که هر حرفی رو سریع قبول کنه، و همین خودش اعتماد می‌سازه.یه موضوع مهمخیلی وقتا ما طراح‌ها درباره‌ی کسب‌وکاری که براش کار می‌کنیم، هیچ دیدی نداریم.اگر مدل کسب‌وکار طرف رو نفهمی، نه پرسوناشو می‌فهمی، نه کاربرشو، نه دلیل تصمیماتش رو.مثلاً وقتی تو شرکت حامد پردازش بودم، قرار بود سایت هلدینگ میدکو (بزرگ‌ترین هلدینگ معدنی خاورمیانه اون زمان) رو طراحی کنم.مدیرش بهم گفت:«تا حالا معدن از نزدیک دیدی؟ می‌دونی چی کار می‌کنیم؟»گفتم تو اینترنت خوندم.گفت: «اونارو ول کن. باید ببینی.»و دو روز فرستادم کرمان که از نزدیک روند استخراج رو ببینم و با آدم‌های اون حوزه حرف بزنم.بعد از اون بود که تازه فهمیدم دارم برای چه دنیایی طراحی می‌کنم.شروع همکاری با کارفرمایی که بهت اعتماد ندارهاین مدل کارفرما ممکنه با حس خوب کار رو شروع کنه، یا تو به خاطر نیاز مالی قبول کرده باشی کار رو.اینجا باید چه‌کار کرد؟اولین هدف:بدیِ کارفرمای بد رو تبدیل کنی به خوبیِ یک کارفرمای سالم.یعنی چه؟یعنی اگر حرفت رو قبول نمی‌کنه،اگر هی همه‌چیز رو به سلیقه خودش تغییر میده،تو باید با سند و مدرک بری جلو:بنچمارکتست کاربریدیتامثال واقعیبعد بهش بگی:«این نتیجه‌ست. اگر اصرار دارید کار طبق نظر خودتون پیش بره، تصمیم با شماست؛ اما من به عنوان متخصص تاییدش نمی‌کنم.»این کار تو ۷۰٪ مواقع جواب می‌ده.کارفرما میگه: «باشه، لازم نیست تغییرش بدی.»می‌رسیم به ۳۰٪ باقی‌مونده…اونایی که کلا می‌گن: «من بهتر می‌دونم. مشتری اینو می‌خواد.»اینجا دو راه بیشتر نداری۱) انصراف محترمانهبگی:«با این شرایط نمی‌تونم کار کنم. این هم پیش‌پرداخت شما.»سلامت روانت مهم‌تر از هر پروژه‌ست.۲) یا ادامه بدی، ولی بدون جمله‌ی “این پروژه مال رزومه‌م نیست”یعنی فقط انجامش بده، پولت رو بگیر، بعد:تو رزومه نذاراگر دوباره پیشنهاد داد، محترمانه رد کنیا اگر خیلی اصرار داشت، قیمت خیلی بالاتر بدهاما مهمه که به این مدل همکاری عادت نکنی.چون آخرش تبدیل میشی به کسی که فقط «اجرای دستورات» انجام میده، نه «طراح».نکات نهایی۱) پیش‌بینی کن؛ فقط واکنش نشان ندهطراح معمولی منتظر می‌مونه کارفرما چیزی بگه.طراح خوب قبل از اینکه کارفرما حرف بزنه، راه‌حل داره.پیش‌بینی نیاز = ساختن اعتماد.۲) یک قدم جلوتر از کارفرما باشقبل از اینکه بپرسه «نسخه موبایلش کو؟» تو آماده داشته باش.قبل از اینکه بگه «این بخش چطور کار می‌کنه؟» تو توضیح داده باشی.قبل از اینکه بگه «برای این مشکل راه‌حل داری؟» تو سه‌ تا پیشنهاد داشته باش.این رفتار تو رو تبدیل می‌کنه به «یارِ متخصص»، نه «آدمی که باید کنترل بشه».۳) احترام + قاطعیت = اعتمادخیلی‌ها یا زیادی نرم‌ان، یا زیادی جنگجو.کسی که هم مؤدب باشه، هم قاطع، همیشه اعتماد بیشتری می‌گیره.یادت باشه، اعتماد با سه چیز ساخته میشهمهارتشفافیترهبری (و هدایت تصمیم‌ها)وقتی کارفرما ببینه تو مهارت داری و می‌تونی پروژه رو هدایت کنی،۹۹٪ مواقع نه دخالت می‌کنه، نه کل‌کل، نه نظرهای بی‌پایان میده.چون تو رو «متخصص» می‌بینه، نه «کسی که باید روش مدیریت کنه».</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 17:51:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از قدرت طراحی برای کمک به کاربران در تصمیم گیری های هوشمندانه</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsansobhani/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-ebxlota8fhdv</link>
                <description>در طراحی سایت‌ها، کاربران روزانه با تصمیم‌گیری‌های مختلفی روبه‌رو می‌شن. فرآیند تصمیم‌گیری از ظاهر آسان‌اش پیچیده‌تره و تصمیم‌گیری نادرست می‌تونه باعث نارضایتی کاربران، کاهش فروش و صدمه به ارزش برند بشه. به همین دلیل، ضروریه که طراحان در طول فرآیند UX به تصمیم‌گیری تمرکز کنن. از دیدگاه تصمیم‌گیری، UX باید بر روی شرایط و نیازهای فردی کاربر تمرکز کنه. این که تصمیم فوری فعلی چطور در اهداف کلی کاربر جایگاه داره؟ چه چیزهایی تصمیمشون رو تحت تاثیر قرار میدن؟ آیا اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری با پشیمونی ندارن؟تصمیم‌گیری می‌تونه پیچیده باشه و هنگامی که کاربران به اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری نرسیدن، این مساله افزایش پیدا می‌کنه. طراحان UX می‌تونن این مساله رو با ارائه تمام گزینه‌ها و نتایج محتمل و بهبود مشاهده احساسی، تسهیل کنن.طراحی ساختار توجه به نیاز کاربرانساختار تصمیم یه قالبه که کاربر میتونه توش یه انتخاب بر اساس نیازش بکنه، مثلا ادامه استفاده از یه سایت یا ترک کردن اون سایت. یه ساختار تصمیم خوب باید شفاف باشه (یعنی گزینه‌های دردسترس و پیامدهای هر گزینه واضح باشن) و همچنین پیوسته تا یه تصمیم گرفتن بتونه تصمیم‌گیری بعدی رو هم راحت‌تر کنه. اشتباهی که طراحان زیادی انجام میدن اینه که ساختار تصمیم رو حول نیاز شرکت سازمانی می‌سازن و نه نیاز کاربر.مثلا موضوع فروش گل آنلاین را در نظر بگیرید. از دیدگاه یک گلفروش، سفارش دریافت میشه و براساس گزینه‌های حمل و نقل مورد علاقه مشتری، ارسال میشه. از نظر شرکت، ارائه یه مجموعه از گزینه‌های حمل و نقل در دسترس منطقی به نظر میاد و اینجوری بیشترین سایت‌های فروشگاهی هم ساختار فرایند تصمیم‌گیری رو ترکیبی از مجموعه گل و گزینه‌های حمل و نقل ساختن.با این حال، از دید یه نفری که روز ولنتاین رو فراموش کرده، گزینه‌های حمل و نقل بیشتر از هر چیزی مهمن، چون گل‌هایی که با تاخیر به دستشون میرسه بدتر از گل‌های بنزینی (احتمالا منظورش گل‌های ارزون قیمت باشه) هستن. در این مورد، گزینه‌های حمل و نقل و به خصوص تأیید اینکه تحویل در یه بازه زمانی خاص ممکنه، باید قبل از انتخاب محصول باشه.با طراحی ساختار تصمیم‌گیری براساس نیازهای مشتری، احتمالا تجربه کاربری مثبت تری رو ارائه می‌کنی.تصمیمات را شفاف کنینمعمولاً وقتی با داده‌ها سر و کار داریم، اغلب به دلیل پیچیدگی و تعداد زیاد اون‌ها، به سختی می‌تونیم تصمیمات مناسبی بگیریم. اما اگه طراحان بتونن داده‌ها را به شکلی بیان کنن که قابل فهم برای مغز انسان باشه، ما اطلاعات بیشتری در دسترس داشتیم و می‌تونیم تصمیمات منطقی‌تری بگیریم.اینجاست که طراحی رابط کاربری به کار میاد. طراحی رابط کاربری موثر می‌تونه با استفاده از رنگ و سلسله مراتب، داده‌های پیچیده را قابل فهم کنه تا داده‌هایی که برای کاربر در حال حاضر مهم هستن، برجسته بشن. چیزی که طراحاها باید انجام بدن، تحریر سازی سازنده داده‌هاست.یکی از تکنیک‌های مهم، تمرکز روی متناسب سازیه. نمایش داده‌ها در متناسب با بافت، به شخصی که در حال دیدن اونه، کمک می‌کنه که اطلاعات رو به راحتی بفهمه و درک کنه. به عنوان مثال، اگر محصولی را با تخفیف می‌فروشید، همیشه قیمت اصلی اونو به همراه قیمت تخفیف‌داده شده نشان بدید و بهتره نشون بدید که کاربر چقدر صرفه‌جویی کرده.پاداش تصمیم گیریچجوری می‌شه کاربر رو تشویق کرد تا یه تصمیم بگیره و عمل کنه؟ یکی از راه‌های ساده واسه این کار، اینه که هر بار که کاربری یه تصمیم می‌گیره و عمل می‌کنه، براش یه احساس خوب و خوشایند به وجود بیاریم. به این صورت که هر بار که کاربری با یه قسمتی از وب‌سایت یا اپلیکیشن ما در ارتباطه، برایش احساسی مثبت رو به وجود بیاریم. مثلا می‌تونیم با یه تغییر جزیی روی رنگ یا شکل دکمه‌ها یا لینک‌ها، کاربر رو تشویق کنیم که با اون‌ها تعامل کنه و تصمیم بگیره. اینجوریه که با احساس خوبی که بهش می‌دیم، کاربر می‌تونه با اطمینان بیشتری به تصمیمات بزرگتری هم برسه.تکرار اطلاعات مهممغز انسان در تصمیم گیری سریع عالیه. این به دلیل تکامله بشره که به عنوان یک مکانیزم دفاعی تکامل یافته. به این معنی که هر چه سریعتر تصمیمی را بگیری که چیزی خطرناک است، احتمال بقای بیشتری خواهید داشت که به موفقیت بیشتری برسی.متاسفانه، مغز انسان ی جاهایی محدوده و ما باید به یک سری چیزها مجهز بشیم. به عبارت دیگر، مغز در اولویت سرعت قرار داره و برای این منظور، حافظه یادآوری را به سرعت کنار میگذاره و تصمیمات خودش رو بر اساس اطلاعاتی که در لحظه تصمیم گیری میکنه در اختیار میزاره. البته معنیش این نیست که هیچ وقت به تجربه گذشته اعتماد نمی کنیه، اما مغز انسان اطلاعات فعلی را به اطلاعات یادآوری شده ترجیح می دهه.اگر می خواهین کاربر، تصمیم اطلاعاتی را با شناخت کاملی بگیره، مطمئن بشید که تمامی اطلاعات حیاتی براش به صورت مکرر در دسترس باشه. مثلا، اگه می خواهی در یک سایت فروشگاهی از ترک کردن سبد خرید جلوگیری کنی، لیست محصولات را بدون کمبود جزئیات ارائه بدید تا کاربر نیازی به به خاطر سپردن جزئیات اون محصول نداشته باشه و بتونه فرایند خریدش رو به راحتی انجام بده.کمک به کاربران برای تصمیم گیری هوشمندانهتلاش برای کمک به کاربران در تصمیم گیری، یک فرآیند پیچیده است و هیچ راه حل یکانواختی نداره. راهکار اصلی برای تسهیل فرایند تصمیم گیری کاربران، به یاد داشتن اینه که UX خوب به معنی اجبار در تصمیم گیری نیست؛ بلکه به کاربر اطلاعاتی را برای تصمیم گیری ارائه بدیم و به او کمک کنیم تا تصمیم خودش رپ با آگاهی بگیره.با ساختاردهی تصمیمات کنار نیازهای کاربر، ارائه اطلاعات به شکل واضح، پاداش دادن به کاربران برای تصمیم گیری، تکرار اطلاعات حیاتی و مدیریت خطاها با شیوه‌ای باشکوه، می‌تونید به کاربران کمک کنید تا تصمیماتی بگیرند که به اونها و اهداف تجاری مشتری شما کمک ‌کنه. همه چیز با درک فرآیند تصمیم گیری شروع می‌شه و بعد از اون باید راه‌هایی برای کار در این پارامترها پیدا کنین.منبع: سایت Webdesignerdepot | نوشته شده توسط SIMON STERNEاگر این مطلب رو دوست داشتی،  با بقیه هم به اشتراک بزار .مرررسی?</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Mar 2023 16:19:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۷ ترفند و روش کاربردی برای انجام تحقیقات کاربری در محیط‌های واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%DB%B2%DB%B7-%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-glmrcmo1ynfx</link>
                <description>عکس از گوگلاین مطلب از سایت nngroup.com گرفته شده است. در این مقاله، به شما 27 روش و ترفندهای موثر برای انجام پژوهش کاربری در محیط های واقعی را ارائه می دهد. با من همراه باشید.قبل از شروع تحقیق1) باید برای خودت مشخص کنی که دنبال چه جواب هایی هستی و برای چه زمانی نیاز داری. این بهت کمک می‌کنه که بتونی برنامه‌ریزی مناسبی برای پرسش‌هات داشته باشی.2) یه مطالعه آزمایشی (pilot study) انجام بده تا بتونی بفهمی چقدر زمان لازمه و اگه برای جواب دادن به سوالاتت وقت نداری، باید چه چیزایی رو اختیاری قرار بدی.3) اولویت‌بندی کن و بعضی از پرسش‌ها و کارها رو به صورت اختیاری در نظر بگیر. همچنین، بهترین پرسش‌ها رو بین شرکت کنندگان بچرخون تا بتونی بهترین پوشش رو برای پژوهشت بگیری.4) برای هر جلسه یک اسکریپت قابل ویرایشی بساز تا بتونی یادداشت‌هات رو به طور مستقیم بهش اضافه کنی. می‌تونی از تبلت یا لپ تاپ برای یادداشت برداری استفاده کنی و برای چیزهای مهمی که باید با خودت ببری از یه فهرست چک استفاده کنی.5) به مشارکت کنندگان و ناظران اطلاع بده که سؤالاتت ممکنه در طول جلسات تغییر کنند و تغییر اسکریپ هم مجازه.6) حتماً به دقت افرادی رو که به پژوهشت دعوت می‌کنی رو انتخاب کنی که واقعاً با موضوعت مرتبط باشن و از جمله افراد تصادفی انتخاب نکنی.7) بهتره شرکت‌کنندگان رو از نظر نژاد، نقش، جنسیت و تجربه متنوع کنید. اگر با رابط‌های نرم‌افزاری یا دستگاه‌ها کار می‌کنید، بهتره حداقل یه شخص که زبان مادریش زبان رابط نیست رو هم دعوت کنید.8) بهتره قبل از برگزاری جلسات در محل، دقیقا بررسی کنید که آیا محل کار یا محل زندگی شرکت‌کنندگان مناسب هست یا نه؟ شاید بعضی وقتا به یه محیط با صدای بلند و فضای پر هیاهو نیاز باشه تا مشکلات استفاده از سیستم رو بررسی کنید، ولی حتما به حضور دیگران مثل اعضای خانواده، همسایه‌ها و همکاران در اون محیط توجه کنید و اثر حضورشون بر پاسخ شرکت‌کنندگان رو در نظر بگیرید.9) وقتی قصد انجام مطالعات در محیط کاری مثل دفاتر یک شرکت رو دارید، یه اتاق جلسات یا یه فضای شخصی برای محققان و ناظران رزرو کنید. از یه تخته سفید و پروژکتور هم میتونید استفاده کنید. همیشه برای شرکت کنندگان تحقیقات امکانات خوراکی و نوشیدنی فراهم کنید و مطمئن بشید که هیچکدوم از اعضای گروه نتونند صحبت‌های تیم رو بشنوند. همیشه هنگام بازدید از خانه‌های خصوصی، تنها نروید و در امور ایمنی شخصی به صدای دلتان گوش کنید.10) اگر تحقیقات شما در محیط کاری مثل دفاتر یک شرکت انجام می‌شود، مدیر پروژه محلی ممکن است بتواند امتیازات و نشانه‌های کوچکی را برای میزبانان یا همکاران محلی ترتیب دهد. این کمک می‌تواند بسیار مفید باشد زمانی که تحقیقات شما در فرهنگ یا کشوری متفاوت با کشور شما انجام می‌شود، زیرا شما باید برای قواعد فرهنگی و آداب تجاری محلی محاسبه کنید.مشارکت کنندگان11) اشخاصی که ممکنه به تحقیقات کیفی شما شک کنند رو تشویق کن و خوش‌آمد بگو. کسانی که به‌عنوان نماینده‌ها در مطالعات میدانی حضور دارند ممکنه بهترین حامیان تغییرات شما بشن و حضورشون در محل تحقیق، زمان زیادی از توضیح دادن رو صرفه‌جویی می‌کنه. داشتن چند نفر بیشتر هم زمانی مفیده که مشکلاتی پیش بیاد و نیاز به افرادی باشه که هم‌زمان با شما کار کنن، برای کارهایی مثل خریدهای فوری و یا در مواقعی که مسائل سیاسی یا احساسی دخیل می‌شن. اما باید به تعداد افراد حاضر توجه کرد. نباید شرکت‌کنندگان رو با حضور بیشتری از حد معمول خودشون در فضای زندگی‌شون یا محل کارشون محدود کرد. در صورت نیاز، باید برای حضور افراد زمانی مشخص شده تعیین کرد. افراد بیشتر خوب نیستند، اما اگر می‌خواهید تحقیقتون رو بهتر انجام بدید، می‌تونید بیشتر افراد رو دعوت کنید. اما باید مطمئن شوید که همچنان کنترل کامل روی تحقیقات دارید و حضور افراد نمی‌تونه مانع جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز شما بشه.12) چون بقیه افراد موجود در جلسه ممکنه با شرکت‌کنندگان صحبت کنند، دستورالعمل‌هایی در مورد اینکه دیگران چگونه میتونن سوال بپرسن، ارائه بدید. بعضی وقتا باید برخی سوال‌ها را قبل از پرسیده شدن، برای حذف تعصبات دوباره بیان کنید. آماده باشید به وسیله یک سیستم سیگنال‌دهی پیش‌تعیین‌شده، به افراد دیگه هشدار بدید. به عنوان مثال، ارسال یادداشت یا تبادل پیام‌های متنی یا اسلک برای ارتباط با بقیه افراد در جلسات خوب کار می‌کنه.13) برای جلوگیری از اخلال در تحقیقات، 5 دقیقه آخر نشست رو برای پرسش‌های مشاهده کنندگان اختصاص بدهید. گاهی اوقات بحث‌های آرام پس از نشست لازمه.14) بعد از هر نشست، با بقیه افراد و تیم تحقیقاتی در محل، به بررسی و ثبت مشاهدات جالب توجه اقدام کنین، در غیر این صورت ممکنه اونهارو را بعدا فراموش کنین.در طول تحقیق15) اسکچ برداری کنی و نکات و ایده‌های خودتون را روی کپی صفحات رابط کاربری بنویسین و عکس بگیرین.16) کپی های اصلی عکس و سند را نگه دارین تا بتونین به هر تعدادی که میخواید، اونا رو حاشیه نویسی کنین.17) اسناد را برای کنترل نسخه مورد استفاده قرار بدید و برای این کار تاریخ گذاری کنین.18) از نام های واقعی شرکت کنندگان استفاده کنین و بجاش اونا رو شماره گذاری کنین و مطالبی که در موردشون یادداشت کریدن رو یکجا جمع کنین.19) به خوبی یادداشت کنین، حتی اگر به شما اجازه داده شده باشه ضبط کنین. گوش دادن به جلسه ظبط شده ممکنه به اندازه همنن مدت جلسه اصلی طول بکشه و گاهاً شکست بخوره. گرفتن مشاهدات و درک‌ها به صورت زمان واقعی ممکنه خیلی بیشتر حائز اهمیت باشه.20) به افرادی که قول داده اند مواد مورد نیاز پس از جلسه را ارسال کنند، تکیه نکنین. در صورت لزوم اجازه بگیرید که کسی یک یادآوری از ارسال مواد به آنها ایمیل کند.21) توجه کافی به محیط پژوهش کنین و به دنبال نکات مهمی بگردین. این نکات می تونن شامل فرضیات و عادات ضمنی، چیزهایی که در فرهنگ مشاهده شده برجسته هستن و جزئیات فضایی مکان فعالیت باشن.22) برای هیچ چیز به حافظه خود تکیه نکنین. سوالات، ایده‌ها، درک‌ها، موارد قابل انجام و نگرانی های خودتون رو همون زمان یادداشت کنین.23) یادداشت‌های گزارشی بنویسین تا منبعی برای یافته‌های اولیه باشن.منبع: https://www.nngroup.com/articles/tips-user-research-field/</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 19:46:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با 10 دیزاین سیستم برتر آشنا شوید</title>
                <link>https://virgool.io/Produxlab/%D8%A8%D8%A7-10-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-kli02avvqezi</link>
                <description>در حال حاضر دیزاین سیستم ها به بخش اصلی کار روزانه هر شرکتی تبدیل شده. از بررسی تا ایجاد، به نظر میرسه که بخش جدا ناپذیری از زندگی طراح ها تبدیل شده. بعضیا اعتقاد دارن در آینده هر برند و محصولی از یک دیزاین سیستم ساده یا جامع مخصوص خودش استفاده میکنه. در این پست ما به معرفی ۱۰ دیزاین سیستم برتر حال حاضر می پردازیم.01. GOOGLE MATERIAL DESIGN گوگل متریال دیزاین سیستم در سال 2014 ، با طراحی مدرن و با هدف ایجاد زبان بصری برای کاربران، توسط گوگل ایجاد شد. متریال دیزاین کمک میکنه تا تجربیات کاربران در همه دستگاها و سیستم عامل ها متحد بشه. یک منبع اٌپن سورس برای طراحان و دولوپرها.البته نسخه اولیه متریال دیزاین با مشکلات و انتقادهایی همراه بود، اما گوگل در سال 2018 با ارائه نسخه جدید تا حد زیادی از مشکلات و انتقادات تونست کم کنه.در حال حاضر متریال دیزاین در بین طراحان خیلی محبوبه و اکثر اون ها از این دیزاین سیستم استفاده می کنن.02. MAILCHIMP از میل چیمپ همیشه به عنوان یکی از بهترین نمونه ها در رابطه با جزئیات دقیق در برند تجاری نام برده میشه. همچنین اونا به خاطر داشتن یک دیزاین سیستم خیلی کامل که شامل الگو ها و کتابخونه کاملی از اون هاست، نیز شناخته شده هستن. در دیزاین سیستم میل چیمپ می تونید دستورالعمل های دقیقی در مورد رنگ، دکمه، نوتیفیکیشن ها و هر چیز مرتبط با بازاریابی هست رو پیدا کنید.03. UBER DESIGNاوبر خودشو به عنوان یک برند تجاری جدید و جسورانه توصیف میکنه و این اصل رو میشه توی دیزاین سیستم اختصاصیش هم دید. توی دیزاین سیستم اوبر میشه یکپارچگی تصاویر، استفاده از لوگو گرفته تا رنگ، ترکیب بندی های فوق العاده و حتی نوع تصویرسازی ها و ... رو دید. جایی در مورد دیزاین سیستم اوبر نوشته بود: &quot; آموزنده، غیرسرزده، متمرکز و به موقع&quot;04. Lightning design systemشرکت Salesforce یک شرکت نرم افزاری مبتنی به رایانش ابریه. محصولات CRM، خدمات مشتری، اتوماسیون بازاریابی، تجزیه و تحلیل و توسعه برنامه. این شرکت آمریکایی یک سیستم دیزاین کامل و مستند داره به اسم Lightning که یک پروژه اٌپن سورس متمرکز بر ساخت برنامه های تجاریه و شامل دستورالعمل های مربوط به سیستم عامل های مختلف، دسترسی، اجزا و الگوهای رابط کاربری، کاربردپذیری، المان های طراحی و موارد دیگه میشه.05. ATLASSIANاطلسین (Atlassian) یک شرکت نرم افزاری استرالیاییه که احتمالا شما اونو با نرم افزار معروف Jira میشناسید. دیزاین سیستم این شرکت نه تنها نحوه استفاده از لوگو، رنگ های تجاری، فونت ها و سایر عناصر طراحی توصیف میکنه بلکه به اون ها اجازه میده شخصیت برندشون رو درخشان بکنن. با اسم هایی که برای رنگ های خودشون مثل Dragon’s Blood و Herky Jerky انتخاب کردن میشه متوجه شد که چرا سبک اونا را جسورانه، خوش بینانه و عملی توصیف می کنن. این دیزاین سیستم واقعا یکی از کامل ترین هاست.06. Fluent Design Systemشرکت ماکروسافت توی روز دوم کنفرانس 2017 Building خود از پروژه Neon، که الان به اسم Fluent Design System میشناسیمش رونمایی کرد. این دیزاین سیستم ی جورایی رقیب جدی متریال دیزاین حساب میشه، و دقیقا همون اهداف رو پیش گرفته که براساس اون دیزاین تمام اپلیکیشن ها ویندوزی یکپارچه میشه. این دیزاین سیستم بر پایه اصولی همچون: نور، عمق، حرکات، متریال و مقیاس استوار شده.07. Polarisدیزاین سیستم Polaris توسط شرکت Shopify توسعه یافته تا همه کاربرانش بتوانند از یک تجربه عالی همراه با طراحی فروشگاهی زیبا لذت ببرند. این دیزاین سیستم دستورالعمل هایی برای هر بخش از تجربه کار با شاپیفای ارائه داده است. از صفحه ادمین گرفته تا صفحه محصول و بخش های مختلف دیگر. این دیزاین سیستم به طراحان رابط و تجربه کاربری اجازه می دهد تا صفحات کاربر پسند برای فروشگاه شاپیفای طراحی کنن.8- MARVEL DESIGN مارول یک پلتفرم طراحی مشارکتیه که یک دیزاین سیستم تقریبا خوب برای کاربراشون ایجاد کردن.9- APPLE DESIGN SYSTEM دیزاین سیستم شرکت اپل که خیلی شبیه متریال دیزاین و دیزاین سیستم مایکروسافت فلوئنت هست که دستورالعمل هایی برای طراحان رابط و تجربه کاربری  ایجاد کرده است.10- AIRBNB DESIGN SYSTEM ویژگی اصلی این زبان طراحی اینه که هر مولفه به تنهایی میتونه به عنوان یک موجودیت جداگانه استفاده بشه در حالی که انسجام خودش رو حفظ میکنه.برای مشاهده مقالات بیشتر در مورد UI / UX می توانید ما را در اینستاگرام @produxlab دنبال کنید.</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 16:11:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه ایجاد نقشه سفر مشتری برای طراحی بهتر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/Produxlab/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-jpiw5faknvwo</link>
                <description>نقشه سفر مشتری چیست؟ اگه بخوام نقشه سفر مشتری رو بصورت خلاصه تعریف کنم، در واقع مسیری میشه که یک مشتری به دنبال رسیدن به یک هدف خاص در سایت شما طی میکنه و در طول این مسیر دارای یکسری احساساته. ما در مورد اینکه چطور این مسیر و احساسات مشتری رو بهتر کنید به شما میگیم.نقشه سفر مشتری برای موارد زیر میتونه خیلی خوب باشه:رفتار مشتری رو میتونی بهتر درک کنی. فرصت هایی که میتونستیم بهترعمل کنیم و از دست دادیمشون رو متوجه بشیم و از این فرصت ها بهتر استفاده کنیم.اینکه متوجه میشی کاربر در طول مسیر دارای چه احساساتی هست (نقاطی که باعث آزارش میشه یا مانع کارش میشه و یا باعث تردیدش میشه)نیازها و انگیزه مشتری رو میشه بهتر درک کرد. بهترین نقشه سفر مشتری نقشه ای که شامل یک مرور کلی درباره کل فرآیند از اولین تا آخرین نقطه تماس مشتری با سایت یا محصول ما باشهنحوه ایجاد یک نقشه سفر مشتری اولین موضوعی که باید در نظر داشته باشید اینه که نقشه سفر باید از دید مشتری طراحی بشه و در غیر اینصورت کارتون بیهوده است.با پرسونا شروع کنید برای ایجاد پرسونا می تونید از همکارای خودتون شروع کنید.ممکنه بعضی از داده ها با هم یکی باشه ولی همیشه اینجوری نیست. ما باید اینکار رو انجام بدیم چون افراد مختلف از سایت ما دیدن میکنن.وارد ذهنیت مشتری بشید من همیشه اولین کاری که میکنم اینکه خودم رو جای مشتری میزارم و مسیری رو طی میکنم که مشتری برای هدف های خودش طی میکنه. تمام احساساتی که یک مشتری در طول مسیر داره رو سعی میکنم حس کنم. در اینجور مواقع میگم باید خودتو جای شخصی بزارید که شاید اولین بار باشه داره با کامپیوتر کار میکنه. البته میتونید با تست روی دو یا سه نفر توی این بخش کمی احساسات کاربران رو بیشتر درک کنید.به نقاط تماس با مشتری ها دقت کنیدبه نقاطی که مشتری در سایت با اونها تماس داره دقت کنید. مثل دکمه افزودن به سبد خرید، رفتن به سبد خرید، بررسی سفارش شاید اضافه یا حذف چیزی توی سبد خرید، اینکه دوست دارن توی سایت عضو بشن یا بصورت مهمان خرید کنن، همه اینها نقاط تماس با مشتریه وقتی این نقاط رو به هم وصل کنید نقشه را ایجاد کردیم.چه اطلاعاتی باید جمع آوری کنیم؟بعد از شناسایی نقاط تماس با مشتری، اطلاعات مختلفی برای هرکدومشون نیاز داریم:احساساتاندیشه هااهداف نقاط درد (Pain points)فرصت هاشاخص عملکرد (KPIs)احساسات (Emotions)احساس مشتری چیه؟ این نقطه تماس چه حسی به مشتری میده؟ باعث شده هیجان زده ، ناراحت ، مردد، مصمم، اذیت، ناامید، سردرگم و یا کنجکاو بشن؟ احساسات میتونه توی هر نقطه تماس تغییر کنه. ممکنه یکی با ثبت نام کردن توی سایت هیجان زده بشه، یکی با خریدن یک محصول و کم شدن پولش ناراحت بشه. اینجاست که به اهمیت پرسونا توی نقشه سفر مشتری پی میبرید، اینکه دو نفری که یک کفش ۲میلیون تومنی خریدن ممکنه احساسات متفاوتی در مورد خرید از سایت شما داشته باشن.افکار (Thoughts) افکار و احساسات معمولا دست به دست هم میدن. چه کسی مشتریه و چه سوالاتی داره؟ مثلا شخصی که میخواد یه دوره آنلاین آموزشی رو بخره به این فکر میکنه که آیا این دوره ارزش پولی که میده رو داره؟اما ممکنه شخص دیگه ای با خودش بگه این همون دوره آموزشیه که دنبالش بودم و کلی واسش صبر کردم و همین الان میخرمش. این فقط ۲تا نمونه ساده هستن. افراد توی هر نقطه تماس افکار متفاوتی دارن. اونها رو بنویسید.اهداف (Goals)مشتری توی این نقطه تماس دنبال چیه؟ چه کاری میخواد انجام بده؟ انگیزه حضورش توی اون نقطه چیه؟ممکنه یکی وارد سبد خریدش بشه با هدف چک کردن لیست خریداش، یا اینکه ببینه کد تخفیفش کار میکنه یا نه. همه چی به شخصیت و تفکر فرد بستگی داره.نقاط درد (Pain points) چرا مشتریا ناراحت یا ناامید میشن؟ چه چیزای باعث بوجود آوردن مشکل توی سایت میشه؟ چه موانعی سر راه مشتری قرار داره؟ چه چیزی باعث اذیت و درد مشتری میشه؟ نقاط درد میتونه چیزایی مثل خطا، هنگام پرداخت کاربر باشه یا ارور درست وارد نکردن آدرس ایمیل. شاید متوجه شده باشین که مشکلی وجود داره که کاربران رو به سمت مسیر نادرست سوق میده. نقاط درد دیگه ای هم وجود داره مثل اینکه چرا کاربر سبد خرید خودش و رها میکنه، یا اشتراک خودش توی سرویس و لغو میکنه. افراد ممکنه بدون توجه به اینکه چقدر سایت شما بهینه سازی شده، بیخیال سبد خریدشون بشن. این موارد میتونه به نیازهای مخاطبان مورد نظر و یا نقاط درد عمومی مربوط بشه.فرصت ها (Opportunities) توی این بخش میتونید در مورد فرصت ها و ایده هایی که برای بهبود بخشیدن به سایت یا محصولتون دارید بنویسید. هر ایده کوچیک و بزرگی که به ذهنتون میرسه بنویسید. این مرحله بهترین مرحله برای نوشتن ایده ها در مورد نقاط تماس با مشتریه.شاخص عملکرد (KPIs)در آخر، یادداشت برداری از اینکه چه نوع شاخص های عملکردی این نقطه تماس یا ویژگی رو ردیابی میکنن، میتونه ایده خوبی باشه. آیا این نقطه تماس نرخ تبدیل (Conversion Rate) یا نرخ پرش ( Bounce rate) یا هر دو هست؟ اگر دارید A/B تست یا تست کاربری میگیرید روی این موضوع دقت کنید. این راه هوشمندانه ایه برای اینکه بفهمید در گذر زمان نقطه تماس چه عملکردی داشته.نتیجهنقشه سفر کاربر یک ابزار فوق العاده کاربردی در رابطه با سایت یا محصول شماست. این ابزار ارزشمند به شما   تیمتون کمک میکنه که وضعیت مشتریان را خوب نگه دارید. نقشه سفر مشتری توی هر مرحله خاص هنگام تعامل مشتری با محصول یا سایت، به شما بینش خارق العاده ای میده. پس حتما در پروژه های بزرگی که انجام می دهید از نقشه سفر مشتری غافل نشوید.منبع: این مقاله توسط Paula Borowska و در سایت designmodo منتشر شده است.برای مشاهده مقالات بیشتر در مورد UI / UX می توانید ما را در اینستاگرام @produxlab دنبال کنید.</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 01:06:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 استراتژی که بتوانید فروشگاه خود را نجات دهید</title>
                <link>https://virgool.io/Produxlab/3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-msevtixle5fy</link>
                <description>Featured image via Unsplash.

زمانی هست که میبینی وب سایتت نمیتونه کاربران رو جذب کنه و بخش زیادی از کاربرانی که به سایت شما سر زدن به اصطلاح، فرار و بر قرار ترجیح دادن.من به این نتیجه رسیدم که که بعضی وقتا باید یک جفت چشم تازه داشت، تا ببینیم مشکل کار از کجاست. در اینجا ما ۳ استراتژی رو برای اینکار دنبال میکنیم.‏۱- تجزیه و تحلیل و اسپلیت تستینگ وقتی نمیدونید مشکل از کجا و کدوم بخشه سایتتونه، باید اونو مورد تجزیه و تحلیل قرار بدید با ابزارهایی مثل گوگل آنالیتیکس، گوگل تگ منیجر، هات جار و ... بعد از این باید به سراغ اسپلیت تستینگ بریم. اگر سایت شما ۲۰۰۰ بازدید کننده داره و %۷۰ اونها سایت شما رو ترک میکنن بهتره دوتا صفحه فرود برای سایت بگذارید و یا حتی چندتا، می تونید توی صفحات جای تصاویر دکمه ها و حتی نوع نوشتن اونا رو تغییر بدید و ببینید کدوم صفحه بازخورد بهتری داشته.‏۲- تست حضوریبهتره که این مرحله رو حتی قبل از بالا آوردن سایت اصلی و روی نسخه های پروتوتایپ انجام بدید. البته این تست رو میشه بصورت ریموت هم انجام داد.برای انجام این تست به نظر من ۳ نفر کافیه، چون نتایج معمولا در آخر یک چیزه. خوبیه این تست اینکه که افراد جدید سایت شما رو میبینن و مشکلی که شما ندید رو اونا به خوبی پیدا کنن.توی این مرحله از افرادی که دارید ازشون تست میگیرید، بخواهید که کار خاصی توی سایت انجام بدن، مثلا یک محصول بخرن، یا بخش جستجو رو توی سایت پیدا کنن، یا منوی دسته بندی ها و هرچیزی که براتون مهمه. زمانی که افراد دارن کاری که شما خواستین انجام میدن، حتما به حالت چهره اونها توجه کنید و مسیری که موس روی صفحه طی میکنه رو ببینید حالات و احساسات اونها خیلی مهمه.‏۳- ساده کردن روند فروشمشتریای خودتون رو در مورد چگونگی خرید توی سایت راهنمایی می کنین؟ یا اینکه مثلا بهشون میگید که هزینه ارسال پستی براشون رایگانه؟ یا اینکه روی محصولاتتون تخفیف های خوبی گذاشتین؟ یا در مورد خدمات خاصی که ارائه میدید بهشون میگید؟در مورد هزینه های اضافه ارسال پستی، زمان ارسال، مالیات و ... به اون ها توضیح بدید. مشتریا دوست دارن که به شما اعتماد کنن، پس باهاشون رو راست باشید. داشتن یک پشتیبانی خوب و صفحه سوالات متداول و یا نظرات دیگر کاربران در مورد فروشگاه شما می تونه اعتماد اون ها رو جلب کنه و این برای شما خوبه.منبع:  SPLINTERTEAL </description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2020 21:54:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>15 قانونی که هر طراح تجربه کاربری باید بداند</title>
                <link>https://virgool.io/Produxlab/15-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-ezq0ktqechun</link>
                <description>تجربه کاربری یک رشته گسترده از مهارت های مختلفی است که هر طراح تجربه کاربری باید در آنها مهارت داشته باشد. با اینکه نمیشه تمام اطلاعات مفید در مورد تجربه کاربری رو در یک مقاله خلاصه کرد اما هنوز هم میشه قوانینی رو برای اینکار در نظر گرفت که هر طراح تجربه کاربری باید رعایت کنه.در این پست 15 قانون اساسی که هر طراح تجربه کاربری باید با آنها آشنا باشد را به مختصر مرور میکنیم.1- تجربه کاربری (فقط) رابط کاربری نیسترابط کاربری بخشی از تجربه کاربری است.لازمه که اول از همه تفاوت بین تجربه کاربری و رابط کاربری رو بدونیم و درک کنیم که این دو، موضوعات متفاوتی از هم هستن.در این مورد مقالات زیادی موجوده که میتونین مطالعه کنین ولی اگه بخواهیم به اختصار بگیم، رابط کاربری فضایی که در اون تعامل بین شخص و یک محصول رخ میده، در حالی که تجربه کاربری اون احساسی هست که بعد از تعامل شخص و محصول، رخ میده.طراحی رابط کاربری برای یک شبکه اجتماعی.
هنگامی که کاربر صفحه را مجدد بارگزاری می کند، حسی که به او دست می دهد همان تجربه کاربری است.2- مخاطبان خود را بشناسیدتحقیقات کاربر اولین قدم، در فرایند طراحی است.یکی از مهمترین عواملی که موقع طراحی یک محصول باید در نظر بگیرید، مخاطب های شما هستن.اگه می خواهید محصولی طراحی کنید که مخاطباتون اونو دوست داشته باشن، باید ببینین که اونا چی میخوان، این به این معنیه که شما حتما مرحله تحقیقات کاربر (User Research) را به درستی انجام بدین.این خیلی مهمه که این بخش و بالای فهرست کارهایی که برای طراحی تجربه کاربری هست قرار بدید.3- شما کاربر نیستیدانجام تست با کاربران واقعی یک بخش اساسی در فرآیند تجربه کاربری است.اغلب طراحان فکر میکنن که افرادی که از یک محصول استفاده می کنن، مثل خودشون هستن. در نتیجه رفتارها و واکنش های خودشون نسبت به یک طراحی رو توی کار اعمال میکنن. این موضوع در روانشناسی بهش میگن &quot;اثر اجماع کاذب&quot;.  اثر اجماع کاذب چیه؟منظور از اثر اجماع کاذب اشاره به این ایدهٔ رایج ولی نادرست است که افراد فکر می‌کنند دیگران هم عقاید، نظرات و جهان‌بینی‌ای مشابه با آن‌ها دارند.چکار کنیم که دچار اثر اجماع کاذب نشیم؟به احتمال زیاد ، افرادی که از محصول شما استفاده می کنن ، پیشینه ها، ذهنیت‌‌ها، مدل های ذهنی مختلف و اهداف متفاوتی دارن. به عبارت دیگه ، اونا شما نیستین.روشی وجود داره که به طراحان تجربه کاربری کمک میکنه به اثر اجماع کاذب خودشون غلبه کنن به نام تست کاربردپذیری (usability testing). اگه شما میخواین محصولی طراحی کنین که کاربران دوستش دارن باید این تست و با کاربران واقعی انجام بدین. این موضوع ممکنه وقت گیر باشه ولی مطمئنن تنها راهیه که به شما مسیر درست رو نشون میده.4- طراحی برای توجه کوتاهکاربران را با اطلاعات بیش از حد غافل نکنیدبه مدت زمانی که شخص روی کاری متمرکز شده بدون اینکه حواسش پرت بشه، &quot;توجه&quot; میگیم.براساس مطالعاتی که مایکروسافت توی سال 2015 انجام داد، متوسط مقدار توجه افراد از 12 به 8 ثانیه کاهش یافته، و این به این معنیه که ما در حال حاضر گستره توجه کمتری حتی نسبت به یک ماهی قرمز داریم. چیزی که مشخصه اینکه طراحان تجربه کاربری باید به این موضوع توجه کنن و دستیابی به اطلاعات برای کاربران رو سریعتر کنن.اپلیکیشن ها و وب سایت های جدید باید محتوای قابل توجهی را ارائه بدهند که کاربران سریع بتوانند آن را هضم کنند. طراحان باید با از بین بردن عناصر یا محتوای غیر ضروری که بکار کاربران نمیاد، رابطه ها رو ساده کنن. اینجاست که میشه از تکنیک مینیمالیسم استفاده کرد. البته این به این معنی نیست که تجربیات رو محدود کنیم. باید کلیه اطلاعات با ارزش و مرتبط باشن.با داشتن اطلاعات بصری کم، متن ها توجه کاربر رو به خودشون جذب میکنن و تاثیر خودشون روی کاربر رو دارن5- روند تجربه کاربری یک چیز ثابت نیستروند طراحی خود را، برای محصولی که طراحی می کنید تطبیق دهیدروندی که برای تجربه کاربری یک محصول در نظر میگیریم، بخش مهمی از طراحی تجربه کاربری هست. بدون مشخص بودن روند تجربه کاربری، به عنوان طراح عملا در تاریکی داریم راه میریم. از طرف دیگه، روند واضح و مختصر در تجربه کاربری باعث میشه تجربیات شگفت انگیزی برای کاربران ایجاد بشه.طراحی کلی جریان تجربه کاربری.روند تجربه کاربری وابسته به نوع پروژه است.خیلی از طراح‌ها فکر میکنن که جریان میتونن برای طراحی تجربه کاربری فقط از یک روند برای همه پروژه ها استفاده کنن. اما همچین چیزی در طراحی به عنوان یک قانون اساسی وجود نداره. هر پروژه ممکنه توی تعریف گام های فردی متفاوت باشه و براساس الزامات و نیازهای خاص پروژه روند طراحی تجربه کاربری تغییر کنه. این به این معنیه که برای ایجاد بهترین تجربه کاربری طراح براساس ویژگی های پروژه مسیر جدیدی برای تجربه کاربری در نظر بگیره.به عنوان مثال اگر شما دارید روی طراحی یک محصول جدید کار میکنید باید زمان بیشتری روی تحقیقات کاربر و توضیحات پروژه بگذارید. اما اگه دارید یک محصول رو به اصطلاح ریدیزاین میکنین، ممکنه لازم باشه وقت بیشتری صرف اعتبار سنجی طرح بگذارید. ( انجام  A / B تست، یا تجزیه و تحلیل گزارش های طراحی فعلی )6- ارائه پروتوتایپ قبل از ساخت محصول واقعیمرحله طراحی برای محصولات دیجیتالی باید شامل یک مرحله پروتوتایپ سازی باشد.استفاده نکردن از پروتوتایپ و نادیده گرفتن این بخش، یکی دیگه از اشتباهاتیه که معمولا تیم های طراحی مرتکب میشن. وقتی محصولی رو طراحی میکنیم و از نظر ما فوق العادست، بازم استرس این موضوع هست که آیا بعد از ارائه محصول اصلی بازم همین حس رو داریم یا نه.توی پروتوتایپ در واقع ما یک نمونه اولیه از محصول رو ایجاد میکنیم که قبل از رفتن به مرحله ساخت و پیاده سازی نهایی میتونیم مورد تست قرار بدیم. طراحان برای اینکار از روش های متفاوتی استفاده میکنن، که یکی از آنها ایجاد پروتوتایپ سریع (Rapid Prototyping) است که در یک پست جداگانه در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد.این روش یکی از محبوب ترین روش ها برای ایجاد یک پروتوتایپ سریع برای یک وب سایت یا اپلیکیشنه که میتونیم با کاربران واقعی هم مورد تست قرار بدیم.پیاده سازی پروتوتایپ اپلیکیشن در برنامه Adobe XD7- هنگام طراحی از محتوای واقعی استفاده کنیداز متن های لورم ایپسوم و آماده استفاده نکنیدتقریبا طراحی هر محصول براساس محتوا انجام میشه، چه متن، عکس یا فیلم. میتونیم بگین طراحی نوعی پیشرفت در ارائه محتواست. با این حال، متاسفانه خیلی از طراح ها در طول طراحی خودشون از اهمیت این موضوع قافل میشن و از محتوای آماده و غیرمرتبط با طرح استفاده میکنن. وقتی شما یک طرح رو با محتوای غیر واقعی پر میکنید ممکنه به ظاهر خیلی خفن شده باشه، اما وقتی محتوای واقعی شامل متن، عکس و فیلم جایگزین میشه میبینید که طرح چقد متفاوت میشه.باید این موضوع رو در نظر بگیریم که هدف ما به عنوان یک طراح اینه که تا حد ممکن به تجربه واقعی یک کاربر هنگام مواجه با طرحمون نزدیک بشه. بنابراین نباید خودمون را با گذاشتن محتوای غیر واقعی گول بزنیم.8- کارها را ساده و سازگار نگه داریدسادگی و سازگاری ویژگی بارز یک رابط کاربری عالی است.توی بحث محصولات دیجیتال، منظور از سادگی اینکه درک و تعامل با یک محصول آسون باشه. نباید کاربران نیاز به آموزش خاصی برای کار با سایت یا اپلیکیشن شما داشته باشند. این وظیفه شماست که به عنوان یک طراح همه مواردی که مورد نیاز کاربر است رو به صورت ساده، شفاف و دقیق در دسترسش بزارید و اونو به جایی که میخواهید هدایت کنید.توی این نمونه سایت می بینید که همه مواردی که لازمه کاربر ببینه رو جلوی دستش قرار دادن و کاربر هم متوجه میشه که قراره توی مرحله بعدی چه اتفاقی براش بیفته.مورد دیگه ای که باید در نظر داشته باشید اینکه در طول طراحی باید عناصر طراحی ثابت باشن، مثلا اگه از دکمه سبز توی سبد خرید استفاده کردین، در تمام صفحات همین رنگ باشه و از رنگ های مختلف برای یک کار مشترک استفاده نکنین. یا آیکون های جستجو، کارت های محصول و... همگی باید در تمام صفحات از یک جنس باشن تا کاربر دچار سردرگمی توی صفحات نشه. این یکی از مشکلاتی هست که توی خیلی از طراحی ها می بینیم. این خیلی مهمه که عناصر طراحی رو برای کاربر آشنا نگه داریم. یادتون باشه اصل طراحی اینکه حداقل سردرگمی و تعجب رو برای کاربر هنگام کار با محصولمون داشته باشیم.9- یادآوری کنیداستفاده از عناصر و المان هایی که باعث یادآوری چیزی به کاربر میشه، میتونه باعث افزایش بازدید بشه.به دلیل محدودیت های حافظه انسانی، طراح ها باید اطمینان حاصل کنن که می تونن کاری کنن که کاربر ویژگی های خاص یک محصول را به طور خودکار به یاد بیاره و یا اونا رو مجدد ببینه. باید سعی کنی این رابطه ها را جایی بگذارید که به راحتی برای کاربر قابل مشاهده باشد.در یوتیوب با یادآوری و نمایش ویدئوهایی که کاربر بصورت کامل ندیده، به کاربر کمک میکنه تا یادش بیاد که داشته یک ویدئو رو چند روز پیش تماشا میکرده و کامل ندیدش.این موضوع میتونه باعص افزایش بازدید و بالا بردن مدت زمان ماندن کاربر در سایت بشه.10- طراحی را قابل استفاده و در دسترس قرار بدیدباید در نظر داشته باشید طرحی که میزنید برای مجموعه متنوعی از کاربران است که با محصولات شما تعامل دارند.وقتی بحث طراحی میشه، اکثر طراحان به جای اینکه عملکرد و قابلیت دسترسی رو مورد توجه قرار بدن، وسواس بیشتری روی ظاهر و جذابیت طرح دارن. بیشتر ما سعی میکنیم همه چیزو زیبا جلوه بدیم. اغلب این امر به شرایطی منجر میشه که زیبایی شناسی برای طراحان مهمتر از قابلیت استفاده میشه.البته زیبایی شناسی از اهمیت بالایی برخورداره و قطعا باید سعی کنیم طرحامون رو جذاب کنیم، اما بعد از داشتن محصولی با قابلیت استفاده.مهمترین کار محصولات و خدمات دیجیتال انجام یک عملکرده.مردم از محصولاتی دیجیتال برای که اینکه انیمیشن های جالبی دارن و یا بصورت بصری هیجان انگیزن استفاده نمیکنن. اونا از این محصولات بخاطر  اینکه ارزش مملوسی دارن، استفاده میکنن.طراحی تعاملی مناسب به کاربرا اجازه میده، همه توانایی خودشون رو طوری هدایت کنن که بتونن از یک محصول دیجیتال با موفقیت استفاده کنن. یک محصول خوب باید طوری طراحی بشه که همه افراد با توانایی های مختلف، از جمله افرادی با بینایی کم، نابینا، کم شنوا، ناشنوا و نقص حرکتی بتونن باهاش کار کنن. درسته که این مسئله میتونه در طراحی خیلی سخت باشه، ولی اینو در نظر بگیرید که میتونه تعداد کاربران شما رو افزایش بده. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه ایجاد رابط های کاربری برای افراد خاص میتونین از دستور عمل های متریال دیزاین و WCAG 2.0 استفاده کنین.تجربه شخصی:یادمه 5 سال پیش، در جریان طراحی فروشگاه اینترنتی شهروند در شرکت حامد پردازش میخواستیم شرایط رو برای افراد کم بینا و نابینا محیا کنیم تا بتونن بدون کمک از فروشگاه خرید کنن. و برای اینکار باید شخص نابینا یا کم بینا روی دیوایس خودش برنامه ای نصب میکرد و همچنین در بخش فرانت سایت باید همکارمون از دستورعمل های خاصی استفاده و اونارو رعایت میکرد. کارهای زیادی انجام شد اما نتیجه خوبی داشت. ( البته نمیدونم در حال حاضر این مورد روی سایت شهروند هست یا نه )فردی که دارای دید کم بینایی است و در حال مرور وب است.11- سعی نکنید خودتان یک مشکل را حل کنیدطراحی یک ورزش تیمی است – در انزوا کار نکنین.همونطور که لیندون جانسون ( سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا ) یکبار گفت &quot; هیچ مشکلی وجود نداره که ما نتوانیم با هم حل کنیم و خیلی کم پیش میاد که به تنهایی حل کنیم&quot;تجربیات بزرگ نتیجه همکاری بین طراحان، دوولپر ها، سهامدارن و کاربران است. چیزی به عنوان یک نابغه تنها وجود نداره. وقتی دارید روی طرحی کار میکنید، باید با تعداد زیادی از افراد سرو کار داشته باشید تا ایده ها، بینش ها و افکار لازم برای طراحی رو بدست بیاورید.12- سعی نکنید همه مسائل را یکباره حل کنیدطراحی یک فرایند تکرار شونده استدرک این نکته مهمه که طراحی تجربه کاربری یک فرآیند خطی نیست. مراحل فرآیند تجربه کاربری (ایده پردازی، نمونه سازی اولیه، انجام تست) اغلب دارای همپوشانی قابل توجه ای هستن و معمولا زیاد پس و پیش دارن. همونطوری که در مورد کاربران، مشکلات و جزیئات پروژه (مخصوصا محدودیت ها) باید اطلاعات بیشتری کسب کنیم، ممکنه که لازم بشه یک سری از تحقیقات انجام شده رو مجددا بررسی کنیم یا ایده های جدید رو امتحان کنیم. هیچوقت فکر نکنید که بعد از انجام پروژه ای طرح شما کامل شده.طراحی تجربه کاربری یک روند خطی نیست. برای ساخت یک محصول عالی باید تغییرات زیادی روی اونها انجام داد و تستشون کرد. در واقع طراحی تجربه کاربری بر مبنای تفکر، ایجاد و بررسی است.13- جلوگیری از خطاها بهتر از رفع آنهاستبه قول معروف پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. باید همیشه محصولاتی طراحی کنید که خطاهای احتمالی آن به حداقل برسد.اشتباه کردن جزئی از انسان است. اشتباهات معمولا زمانی رخ میده که افراد با رابط کاربری سروکار دارن. بعضی وقتا این اشتباهات، اشتباهاتی هست که خود کاربر مرتکب میشه و بعضی وقتام بخاطر مشکلات یک برنامه ست. علت این خطاها و اینکه اونا رو چجوری اداره کنیم تاثیر زیادی روی تجربه کاربری داره. کاربرا از اشتباه کردن متنفرن و از حسی که باعث بوجود اومدن این رفتار شده بیشتر متنفرن. بنابراین باید تلاش کنید که این خطاها رو تا جای ممکن از بین ببرید و یا اونا رو مورد بررسی قرار بدین قبل اینکه کاربرا به اون ها بر بخورن.کار جالبی که توئیتر انجام داده که به کاربر قبل از اینکه روی دکمه عضویت کلیک کنه میگه ایمیلی که وارد کرده، قبلا ثبت شده و اگه اون ایمیل واسه اونه میتونه با اون ایمیل لاگین کنه یا رمز خودش رو بازیابی کنه. چیزی که مخصوصا در فرم هایی با فیلدهای زیاد میتونه به کار کاربر بیاد.14- بازخورد مفید ارائه بدیدیک اپلیکیشن یا وب سایت باید همیشه کاربران را در مورد اتفاقی که داره میفته آگاه کنه.یکی از ده مورد مهم در دسترس پذیری، براساس تحقیقاتی که Jakob Nielsen در مجموعه نیلسون نورمن انجام داده، مشاهده وضعیت سیستم بعد از انجام کاری توسط کاربره. مثلا وقتی که شما روی دکمه جستجو کلیک میکنید، میخواهید ببینید بازخورد این حرکت شما چیه، اگه سیستم به شما نگه در حال جستجوی مطلب مورد نظر شماست، احتمالا با خودتون میگید خوب چی شد؟ چرا اتفاقی نیفتاد؟! در حالی اون سیستم در حال لود نتایج مرتبط با درخواست شماست. در اینجا استفاده از یک تصویر به عنوان اینکه به کاربر بگه سیستم در حال یافتن نتایج جستجوی شماست، میتونه از اون حس سردرگمی در کاربر کم کنه.15- از طراحی مجدد بصورت گسترده پرهیز کنیدقانون وبر را برای تغییرات قابل توجه به یاد داشته باشید.تحقیقات نشون میده که کاربران از تغییر زیاد در محصولاتی که ازشون استفاده می کنن متنفر هستن، حتی اگه این تغییرات به نفع اونا باشه. اگه یه طراحی مجدد گسترده روی محصولتون انجام بدین احتمال زیادی وجود داره که کاربران از این امر راضی نباشن. این پدیده حتی یک اسم علمی هم داره که به قانون وبر معروفه. قانونی که توسط &quot;ارنست وبر&quot; دانشمند آلمانی در قرن 19 کشف شد. .قانون وبر چی میگه؟ این قانون بطور خلاصه اشاره داره به مقدار تغییر لازم، برای اینکه فردی متوجه یک تغییر بشه. و میگه مردم متوجه تغییرات کوچیک نمیشن و وقتی شما یک تغییر کوچیکی انجام میدین، در واقع انگار کاری نکردین ( حد آستانه تشخیص تفاوت )حالا از این قانون چطوری توی طراحی استفاده میشه؟به عنوان مثال میتونیم سایت eBay رو بگیم، این سایت در طراحی خود در ابتدا از بکگراندهای زرد استفاده کرده بود، و یک شبه تصمیم گرفت تمامیه رنگ های زرد رو به سفید تغییر بده. نتیجه ای که پیش اومد اعتراض گسترده ای از کاربران با این تصمیم بود. کاربرا بدجوری معترض شدن و eBay مجبور شد دوباره طرح رو برگردونه به همون بکگراند زرد. و تصمیم جدیدی گرفت، اینکه فرآیند تغییر رنگ رو توی چند ماه و کم کم انجام بده، و اینجوری شد که تونست توی چند ماه بدون اینکه کاربران تقریبا تغییرات رو متوجه بشن به خواسته خودشون برسن.سایت eBay قبل از طراحی مجدد سایت. رنگ زرد به خوبی توی این سایت مشهود بود.بنابراین، بهترین راه برای انجام یک طراحی مجدد، انجام اون بصورت آروم آرومه. یکم تغییر اینور یکم تغییر اونور. با اینکار اغلب کاربرا متوجه طراحی مجدد شما روی محصول نمیشن تا زمانی که همه بخش ها رو تغییر بدید. توی نمونه های داخلی میشه گفت دیجی کالا توی این سال ها خیلی خوب از قانون وبر استفاده کرده.نتیجه گیری – از اشتباه کردن نترسیدهمه اشتباه می کنند و این تنها راه یادگیری چیزی است.شما وقتی اشتباه می کنید، در واقع یاد می گیرید، به قول معروف تجربه میشه واستون. پس اگه از اشتباه کردن می ترسین و سعی می کنین همه چیزو کامل انجام بدین، قطعا یاد گیری رو از دست میدین. قوانینی که در این سری پست ها گفتیم رو دنبال کنید، اما مهمتر از همه سعی کنین تکنیک ها و روش های جدید طراحی تجربه کاربری رو برای پیدا کردن راهی بهتر در انجام کارها برای خود و مشتریان همواره جستجو کنید.امیدوارم در این مقاله تونسته باشیم، شما را در مسیر بهتری برای انجام پروژه هاتون قرار داده باشیم.منبع: این مقاله توسط جناب Nick Babich در سایت ادوبی منتشر شده است.برای مشاهده مقالات بیشتر در مورد UI / UX می توانید ما را در اینستاگرام @produxlab دنبال کنید.</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2020 23:59:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سایت هایی برای ایده گرفتن طراحی رابط کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-t4lyhmgvhjlk</link>
                <description>سلام به همگی، توی این پست تصمیم گرفتم چندتا سایتی که خودم بشخصه هر روز بهشون سر میزنم و میتونه خیلی برای شروع طراحی یک پروژه الهام بخش باشه و ازشون ایده بگیرم رو معرفی کنم. البته سایت های خیلی زیادی در رابطه با این موضوع وجود داره، که سایت های معروفی م هستن، مثل دریبل، بیهنس، پینترست و... ولی خوب سایت هایی که معرفی کردم توی این پست ممکنه کمتر دیده باشید.1- www.awwwards.comیکی از بهترین منابع برای دیدن نمونه های خلاقانه، خوبیه این سایت اینکه شما می توانید از افکت هایی که در سایت ها استفاده شده برای زیباتر شدن طرح خود ایده بگیرید.2- www.cssawards.netسایتی شبیه آوارد ولی بیشتر روی نوع کدنویسی ها فکوس کرده، اما خوب بازم سایت خوبی برای گرفتن ایده است.3- www.cssdesignawards.comاین سایتم خیلی جالبه، توی این سایت به نمونه کارهایی که ثبت شده توسط داورای خود سایت توی سه بخش طراحی تجربه کاربری، رابط کاربری و خلاقیت امتیاز داده میشه.4- www.onepagelove.comحتما صفحات فرود یا همون لندینگ پیج های تک صفحه ای رو دیدید، همه سایت توی یک صفحه خلاصه میشه، توی این سایت پر از این سبک صفحات برای ایده گرفتنه.5- www.uplabs.comسایتی شبیه به دربیل، اما خوب مونده تا به اون برسه، البته ی تفاوت اساسی داره با دربیل اینکه علاوه بر اینکه می تونید ایده ها رو ببینید، فایل اصلیشونم میتونید دانلود کنید.6- www.collectui.comاینجا می تونید علاوه بر جستجوی طرح مورد نظر، براساس دسته بندی نمونه کارها رو ببینید.امیدوارم این سایت ها بتونه کمکی باشه برای افراد علاقه مند به طراحی.شماهم اگه به سایت های خاصی سر میزنید برای ایده گرفتن، اگر دوست داشتید توی نظرات با همه به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Apr 2020 13:19:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 مرحله برای ایجاد یک UX Case Study</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/7-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-ux-case-study-cv5btakspvmg</link>
                <description>در این آموزش، سعی کرده‌ام که نحوه ایجاد یک مطالعه موردی یا کِیس اِستادی (Case Study) را، در رابطه با تجربه کاربری (UX) برای شما آماده کنم. این آموزش می تواند برای افرادی که به تازگی مشغول یادگیری این مبحث هستند کمک کرده و مفید باشد.این هفت مرحله شامل موارد زیر است:بررسی کلیاهداف و مشکلاتمحدودهمخاطبان هدفروند انجام کارجمع بندی و نتیجهدرسهای آموخته شدههر یک از این مراحل به شما کمک می‌کند که چطور یک کِیس اِستادی را بطور موثر ارائه دهید. وقتی که تمام این مراحل را تمام کردید یک کِیس اِستادی عالی خواهید داشت.نکات حرفه‌ای:مورد اول اینکه حتما در طول ارائه مسیر کِیس اِستادی از تصاویر و مستندات استفاده کنید و به تحویل نهایی بَسنده نکنید.به قوانین و منابعی که از آن استفاده می‌کنید احترام بگذارید.فراموش نکنید از کِیس اِستادی در مبحث تجربه کاربری (UX)، مثل تمام چالش های دیگری که در این بخش وجود دارد استفاده کنید.مرحله 1: بررسی کلی کِیس اِستادیدو مولفه اصلی، بررسی کلی کِیس اِستادی را تشکیل می‌دهند.اولین مورد خلاصه ای سه یا چهار جمله ای از کِیس اِستادی است. بهتر است این مورد را نگه دارید برای بعد از اتمام تمام مراحل کِیس اِستادی تا بتوانیم آنچه که نوشته ایم را خلاصه کنیم.دومین مولفه اصلی نقش شما در این پروژه است.چه خدماتی ارائه دادید؟چه مسئولیت‌هایی داشتید؟به کارفرمای خود تصویر بهتری از وظیفه خودتان در پروژه را بدهید. ارائه نکردن این بخش باعث می‌شود آنها خود وظیفه شما را حدس بزنند و این اصلا خوب نیست.نمونه ای از یک بررسی کلی خوبکِیس اِستادی Lucy Qi&amp;#x27;s Print It Digital، علاوه بر مشخص کردن نقش وی، نام مشتری و جدول زمانی پروژه، به شرح مفصل پروژه می پردازد.مرحله 2: مشکل و هدف را تعریف کنیدبیان مشکلات به خوبی در نوشتن کِیس اِستادی می‌تواند کمک کند.مشکلات را بطور مختصر بیان کنید.بعد از بیان مشکلات، هدف پروژه را مشخص کنید.هدف از اجرای پروژه چیست؟ تا جایی که می توانید دقیق باشید.به عنوان مثال، این بود که:10،000 مشترک جدید برای خبرنامه جذب می‌کنید؟10درصد کاربران ثابت را افزایش می‌دهید؟30درصد به رشد ماهیانه (MoM) اضافه می‌کنید؟50درصد برداشت را کاهش می دهید؟افزایش رضایت و وفاداری مشتریان (خالص ترویج کنندگان NPS ) در نسبت به 6ماه گذشته؟تعریف مسئله و اهداف در عملکِیس اِستادی France Sung’s Zillow این مشکل را به طور مختصر شناسایی کرده است.تیم Gabrianna Dumaguin نیز بر روی کِیس اِستادی Yelp دو هدف اصلی این پروژه را مشخص کرده است و اینکه تیم وی چگونه می خواهد آن را مورد سنجش قرار دهد.مرحله 3: محدودهبیان محدوده پروژه به درک هر چه بیشتر کِیس اِستادی کمک می کند. مثلا بگویید، دامنه کلی پروژه بزرگ بود و شما فقط نقش کمی در پروژه داشتید. گفتن این موضوع خیلی خوب است و محدوده پروژه شما را مشخص می‌کند. برای تشخیص بیشتر مرزهای پروژه، هر چیزی را که خارج از محدوده پروژه باشد بیان کنید.شما از این بخش به عنوان فرصتی برای نشان دادن مهارت های مدیریت پروژه خود استفاده می‌کنید. در این مورد صحبت کنید چگونه بودجه و زمان می‌تواند روی این پروژه تاثیر مستقیم داشته باشد.محدوده پروژه در عملکِیس اِستادی Focus Lab&amp;#x27;s BlueWave لیست دقیقی از خدماتی را که شرکت برای مشتری خود ارائه کرده است نشان می دهد.مرحله 4: مخاطب هدفهنگامی که می‌خواهید مخاطب هدف خود را مورد شناسایی قرار دهید، با پاسخ به سوال‌های زیر شروع کنید:آنها که هستند؟چگونه مشکلات روی آنها تاثیر می‌گذارد؟شما در مورد آنها چه اطلاعاتی دارید؟ممکن است اطلاعات زیادی برای جمع آوری وجود داشته باشد تا بتواند مخاطبان را در لیست مخاطب هدف قرار دهد. خوب است اما مختصری در این مورد هم کافی است.شما می‌توانید با بخش مخاطبان به دو روش برخورد کنید.اول اینکه نقاط مشترک تمام مخاطبان را پیدا کرده و به قول معروف روی دایره بریزید و استفاده کنید. و یا درآوردن یوزر پرسونا برای پروژه، البته که این مورد ممکن وقت گیر و سخت باشد اما هر چه باشد، کشف و رسیدگی به اطلاعات جدید بخش بزرگی از کارهای طراح تجربه کاربری می‌باشد.برای درک بیشتر در مورد روند طراحی خود، به سؤالاتی که برای حل مسئله در مورد مخاطب نیاز دارید، اشاره کنید. در مرحله پنجم، جزئیات مربوط به تحقیقات کاربر (user research) یا تست کاربر (user testing) را در بخش فرآیند طراحی ذکر کنید.مخاطب هدف در عملکِیس اِستادی Emily Yeh’s BlueStack TV تفکیک گسترده ای از مخاطبان هدف انجام داده است.درآوردن یوزر پِرسونا های مختلف که می تواند برای شناخت هرچه بهتر مخاطبان خاص کمک زیادی بکند.از طرف دیگر، کیس استادی Vax Liu’s Battery Saver مشکلات مشترک تمام کاربران را مورد بررسی قرار داده استمرحله 5: روند انجام کاردر اینجا می‌توانید مراحل مختلفی را که در پروژه داشته‌اید، پردازش کنید. اینکه چرا آنها را انجام داده اید و ارزش نتایج آن اقدامات در پروژه را مشخص کنید. مهارت‌های خود، در طراحی تجربه کاربری را به رخ بکشید! هدف این است که رویکرد و مشارکت خود را به اشتراک بگذارید. علاوه بر این، برخی از تصمیماتی و ایده‌هایی را که اتخاذ کرده و نتیجه نگرفتید را به اشتراک بگذارید.البته این موارد در هر پروژه متفاوت بوده ولی شما باید بهترین توصیف از فرآیندی که داشته اید را توصیف کنید. برخی از آن‌ها می تواند شامل موارد زیر باشد:تحقیقات کاربر (User research)نقشه سفر کاربرUser journey mapping) )وایرهای فریم(Wireframes)ماکت ها (Mockups)پروتوتایپ (Prototypes)تست کاربر (User testing)نویسندگی تجربه کاربری (UX writing)طراحی رابط کاربری (UI design)تست قابلیت دسترسی (Accessibility testing)تست تضمین کیفیت (QA testing)به عنوان مثال وایرفریم را انتخاب می‌کنیم. توضیح دهید که چرا شما تصمیم گرفتید از وایرفریم استفاده کنید و آن چقدر در روند پروژه تاثیر گذار بوده است. در تحقیقات کاربر چقدر وایرفریم توانست به شما کمک کند؟ چه برداشتی از وایرفریم داشتید؟ این زمانی است که شما بگویید نحوه کار و فکر تصمیم گیری شما چگونه است.بخش روند انجام کار پروژه، قسمت بسیار خوبی برای گفتن روند همکاری های شما با دیگر بخش ها است. خیلی از مدیران در هنگام استخدام به قابلیت سازگاری شما با دیگر بخش های تیم توجه می‌کنند.به عنوان مثال شاید شخص دیگری مسئول قسمت تحقیقات کاربر بوده است. چطور در این بخش با هم همکاری کرده اید؟ شاید مجبور شده باشید با بخش کپی رایت همکاری کنید، چطور با هم هماهنگ شده‌اید؟ شما چگونه با بخش برنامه‌نویسی، Cross-Browser یا QA همکاری کرده‌اید؟روند طراحی تجربه کاری در عملهیرو آیوما در کِیس اِستادی Wish ، برو روی  تحقیق، ایده پردازی و تصمیم گیری بصورت عمیق کارکرده است.بصورت متفاوت تری Yi Tang’s Play-Later روند کیس استادی خود را پیش برده است و از یوزر جرنی، یوزر فلو و وایرفرم استفاده کرده است.مرحله 6: جمع بندی و نتیجهحالا، یک جمع بندی در این مورد داشته باشیم. اگر دارید روی یک اپلیکیشن کار می‌کنید، در نمایش خروجی نهایی، تصاویر و ویدئوهایی در رابطه با آن ارائه کنید.مهمترین بخشی که باید مورد نظر خود قرار دهید این است که آیا به هدف مورد نظر خود رسیده اید یا خیر. چگونه در این پروژه موفقیت آمیز بودن آن را ارزیابی کرده اید. در اصل باید چیزی که ساخته اید را نمایش داده و تاثیر آن در بیزینس را به ما بگویید.آیا شما به هدف مورد نظر خود رسیده اید یا خیر، آیا از هدف خود جلو زده اید؟این پروژه چه نتیجه ای داشته است؟آیا می توانید سایر نتایج تجاری را به اشتراک بگذارید؟آیا توانسته اید نرخ شکایات مشتریان را 30درصد کم کنید؟آیا صفحه فرود ( لندینگ پیج ) شما نرخ تبدیل فوق العاده ای کسب کرده است؟آیا شما میاگین زمان ماندن مشتریان را افزایش داده ای؟نتیجه و جمع بندی در عملهلن دبلیو بنتلی ، در کیس استادی Le Tote ، با افتخار ادعا می کند که کار او &quot;باعث افزایش 61درصدی تبدیل بازدید‌کننده سایت به مشتری شده است &quot;.مرحله 7: درس های آموخته شدهبه کارفرمایان بگویید که این پروژه به شما چه چیزی آموخته است. اگر در پروژه مشکلی پیش آمده، چگونه با آن مشکل برخورد و آن را برطرف کردید.چه اطلاعات و تجربیاتی را در طول مسیر یاد گرفته اید؟به خصوص دانستن اینکه اکنون چه کاری انجام می دهید، چه چیزی را تغییر می دهید؟روش یا تمرین جدیدی یاد گرفته اید؟شاید شما راه بهتری برای انجام تست کاربر، ارتباط با مدیران پروژه فهمیده باشید؟سوء رابطه ها و فاصله های بین تیم را چگونه پر کردید؟نشان دهید که اینکار چگونه باعث بهتر شدن این پروژه شده است.درس های آموخته شده در عملواندانا پای در پایان کیس استادی خود، چهار مورد از تجربیات و آموخته های خود را به اشتراک گذاشته است.چند نمونه کیس استادیدر این مطلب به شما کمک کردم تا بتوانید در مورد پروژه ای که در آن کار کرده اید، توضیح داده و اطلاعات خود را به مدیران پروژه، کارفرمایان انتقال دهید.در زیر نمونه های خیلی خوبی از کیس استادی های الهام بخش برای شما جمع آوری شده است.آنها را برای درک بیشتر مطالعه کنید.Moment BrewEleven JamesSlackBrazeSpace Design SystemGood Clubنتیجههنگام جمع آوری یک کیس استادی، شما در مورد کار خود به کارفرمایان توضیح می‌دهید.اگر مراحلی که گفته شد را به خوبی در کیس استادی خود قرار دهید، می توانید یک کیس استادی جذاب و قانع کننده داشته باشید.درباره نویسنده این مطلب:پائولا بوروفسکاپائولا یک طراح وب فریلنس است که سفرهای خود را با عکس و کلمه ثبت می کند. او با شرکت های کوچکی در حوزه تجارت آنلاین کار می‌کند.او در این شرکت ها به دنبال خلق محصولاتی است که زندگی مشتریانشان را تغییر دهد و به امید به دست آوردن مشتری بیشتر و ماندگاری فعلی خود ادامه دهد.منبع: https://designmodo.com/ux-case-study/</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 14:17:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه می توانیم در زمان بروز حوادث غیرمترقبه زندگی کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsansobhani/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%82%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-io0s44qk7cao</link>
                <description>Featured image via Unsplash.  مقدمه:سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه در این شرایط سختاولین مطلبی که دارم اینجا به اشتراک میگذاریم با شرایط فعلیمون بی ارتباط نیست، راهکارهای کوچکی که شاید بتواند در این شرایط بد اقتصادی کمی برای آینده امید بهمون بده.این مطلب از سایت webdesignerdepot برداشته شده، که توسط SPEIDER SCHNEIDER نوشته شده است. البته در این مطلب بخشی از تجربیات شخصی خودم هم نوشتم.خوشحال میشم نظرات شما در مورد این نوشته رو بدونم تا برای مطالب بعدی بتونم بهتر باشم چگونه می توانیم در زمان بروز حوادث غیرمترقبه زندگی کنیمبروز حوادث غیرمترقبه در زندگی همه ما انکار ناپذیره و ممکنه حتی در بهترین شرایط و در زمانی که حتی فکرش رو هم نمی‌کنیم به سراغمون بیاد.مثل تصادف با ماشین وقتی از خیابان رد میشیم، سُر خردن و شکستن دست و پا، اخراج یا تعدیل شدن از کار، خوب پیش نرفتن یک پروژه، افزایش ناگهانی ارز و قیمت محصولاتی که روزانه به آنها احتیاج داریم، مریض شدن کودک دلبندمان و یا مرگ ناگهانی والدین که هرکدوم از این موارد باعث میشه فکر بدی به ذهنمون برسه.من اصلا شانس ندارم، من خیلی بدبختم. جمله ای که اکثر ما در مواجه با اینگونه حوادث به زبان میاوریم.همه ما تراژدی‌های شخصی داریم. بعضی اوقات این فجایع بیش از هر چیزی میتونه ما را دگرگون کنه، و این زمانیه که ما با احساسات شدید آشنا می‌شویم. برای برخی از این موارد افراد فکر میکنن که هیچوقت قرار نیست این اتفاق ها برای آنها بیفتد و متاسفانه اغلب افراد جامعه همین تفکر را دارند.من تمام این موارد را پشت سر گذاشته ام و نه تنها زنده مانده ام بلکه پیشرفت کرده ام. وقتی با یک حادثه وحشتناک روبرو می‌شویم نکته اینجاست که باید به چیزهایی که دارید فکر کنید و افکار منفی را از خود دور کنید تا در اسرع وقت سراغ مشکلات رفته و آن ها را حل کنید. تمرکز خود را روی کارهایی بگذارید که می تواند برای بلند شدن دوباره شما کمک کند و افکار شما را از مشکلی که پیش آماده دور کند.شما دیر یا زود با این موارد روبرو خواهید شد، در این مقاله در رابطه با اینکه چگونه با این مشکلات روبرو شویم صحبت خواهیم کرد.تاثیر فوری فاجعهاگر یک فریلنسر هستید، حتی سرماخوردگی نیز می تونه شما را برای مدت یک هفته از کار بیاندازه. این درآمد از دست رفته و فشار اقتصادیه که اکثر مردم را از پا در میاره. در تصادفی که من با موتور داشتم دست و پام دچار شکستگی های زیادی شد که همگی سمت راست بدنم بود. من به عنوان یک تصویرگر قاعدتا نمی توانستم در مدتی که دست و پایم در گچ بود و زیر چندین عمل جراحی قرار گرفته بودم، کاری انجام دهم ولی در طرف دیگر هزینه این عمل ها ها نیز بهم فشار زیادی آورده بودیک رویداد عاطفی مانند طلاق، یا داشتن فرزند بیمار که مدت زیادی رو در بیمارستان برای معالجه می گذرونه، به راحتی می تونه باعث افسردگی بشه. این فشار های عاطفی و مالی میتونه آدم و دیونه کنه.اخراج یا تعدیل از یک شغل ثابت با درآمد ثابت بدون پیش بینی میتونه علاوه بر اینکه بر خود ما تاثیر بگذاره روی اطرافیان و خانوادمون هم تاثیر داشته باشه.فوت یکی از اعضای خانواده میتونه تاثیر روانی زیادی روی ما داشته باشه بطوری که آخرین چیزی که بهش فکر میکنیم کارمون هست. گاهی اوقات این فشار روحی و روانی میتونه برای روزها، هفته ها، ماه ها و حتی سال ها ما رو از کار بندازه.یسری کارها هست که میتونه در هنگام مواجه با این شرایط و درحالی که از نظر مالی در حال فروپاشی هستیم به ما کمک کنه:1. به سراغ افرادی که میشناسید برویداولین کاری که باید در این مواقع انجام دهید، این است که رزومه خود را بروز کنید. حتما سعی کنید با خوندن سایت‌ها و منابع رایگانی که شما رو در نوشتن یک رزومه عالی کمک میکند، برای خود یک رزومه حرفه ای از کارهایی که می توانید انجام دهید درست کنید. بعد از این به سراغ تمام افرادی که می شناسید بروید، دوست های جدید و قدیمی، آشنایان و اقوام، دوستان شبکه های اجتماعی، حتی بقال سرکوچه، و بهشون بگید دنبال کار هستید.این شرایط، موقعیتی برای خجالت کشیدن نیست. مطمئنن همه ما در طول زندگی نیازمند کمک افراد دیگر می‌شویم.در این زمان است که متوجه میشوید باید روی چه افرادی حساب باز کنیم.2. درآمد و هزینه های خود را ذکر کنیدچقدر باید درآمد داشته باشید تا بتوانید زندگی معمول خود را بگذرانید؟ برای پرداخت بدهی های خود چه مقدار پول نیاز دارید؟ آیا می‌توانید از بیمه بیکاری استفاده کنید؟ آیا می‌توانید وام بگیرید؟استفاده از پس انداز می تواند اولین چیزی باشد که به ذهن آدم می آید، اما مراقب باشید و عاقلانه از آن استفاده کنید.در این شرایط نیازی نیست برای تولد یک دوست هدیه گرانی بخرید و یا تعطیلات خود را با آنها بگذرانید، مطمئنن دوستان شرایط شما را درک میکنن.سر زدن به فروشگاه های آنلاین را کم کنید و فقط مواردی که واقعا به آنها نیاز دارید را بخرید، در یک کلام ولخرجی نکنید.3. به هر روشی که می توانید پول بدست آوریدبله میدونم که الان دارید می‌خندید، &quot; ... به هر روشی که می توانید.&quot; اما واقعا وقت آن است که غرور خود را کنار بگذارید. کار نیمه‌وقت راحت است, اما آن‌ها جذاب نیستند, دست‌مزد بالا ندارند و ربطی به شغل من ندارند. من در کافه مشغول کار شدم، راننده اسنپ شدم، همبرگر درست میکردم، حتی راننده کامیونت حمل بار شدم، و حتی مدتی کار مشاوره خرید و فروش ملک انجام می‌دادم. شاید تمام این کارها پول کمتری نسبت به شغل اصلیم داشت ولی درآمد آن سریع بود. من از دوستان و خانواده پول قرض گرفتم. از این طریق حالا میدونم دوستان واقعی من چه کسانی هستن. این یکی از موارد خوب در هنگامی است که نیاز به کمک داریم.در اینجا چند تا راه حل فوری آورده شده است:سایت‌های آگهی مثل شیپور و دیوار: ما همیشه وسایل زیاد و بلا استفاده ای در خانه داریم که اکنون وقت آن است که واقعا وسایلی که نیاز داریم را نگه داشته و مابقی را بفروشیم، به نوعی به سمت زندگی مینیمال برویم، من حتی کفش های خود را برای فروش در این سایت ها گذاشتم. ممکن است دلم برای خیلی از وسایل تنگ شود اما با پول فروش این وسایل می توانم صورتحساب های زیادی پرداخت کنم.سازمان های خیریه: خیلی از کشورها برنامه ها و سازمان هایی برای کمک به افراد ورشکسته و قشر ضعیف جامعه دارند، مکان هایی در شهر برای تهیه غذای رایگان وجود دارد. البته که رفتن به این مکان ها و درخواست کمک باعث شرمساری ما می شود اما غذا خوردن مهمتر از گشنگی کشیدن و غرور ما است. بخصوص اگر فرزندانی نیز داشته باشیم می توانیم از این سازمان های مردمی و دولتی درخواست کمک کنیم.حتی سازمان های مذهبی جای خوبی برای یافتن کمک های مالی و غذایی میتونه باشه.قراردادهای پاره وقت: در مواقع اضطرار من عنوان پیمانکار مدیر هنری / طراح از طریق شخصی که در زمینه های طراحی تخصص داشت کار میکردم. درآمد خوبی داشت، ممکن است اینگونه کارها یک هفته یا چندماه طول بکشد. البته این یک راه عالی برای گسترده کردن شبکه افرادی بود که میشناختم و یکی از راه های خوب برای کسب درآمد.مسابقات طراحی: در مسابقات طراحی که شرکت ها می‌گذارند شرکت کنید، من همیشه از اینکار متنفر بودم اما خوب برای بدست آوردن پول هرکاری باید کرد.کار پاره وقت: از دوستان خود برای انجام کارهای دیگر بپرسید، بپرسید آیا کسی در شرکتی که کار میکند از موقعیت شغل پاره وقت خبر دارد یا نه، گاهی اتفاق میفتد شرکت ها دنبال نیروی کار پاره وقت باشند.4- از استعدادهای دیگر خود استفاده کنیداین بخش از تجربیات خودم مینویسم نه نویسنده اصلی مقالهدست راست من در یک حادثه دچار شکستگی بدی از ناحیه بازو شد، خوب عملا نمیتونستم با دست راست کار کنم و این برای منی که راست دست هستم اصلا خوب نبود، در طول این مدت تلاش کردم با دست چپ شروع بکار کنم، و تقریبا در اینکار موفق هم شدم، یکی از مشکلاتی که داشتم این بود که نمیتونستم از موس و کیبرد همزمان استفاده کنم و این موضوع برای من که به استفاده از شورتکات ها خیلی عادت کردم اصلا خوب نبود، عملا کارایی من 20% شده بود با دست چپ، ولی خوب روی این موضوع هم کار کردم و تونستم با یک دست همزمان هم از موس استفاده کنم و هم از کلیدهای کیبرد که شاید بنظرتون کار سختی بیاد ولی باور کنید آدم توی شرایط سخت کارهایی میکنه که خودشم باورش نمیشه، با این کار، کارایی من به نصف کارایی بدن سالمم رسید، برای اینکه بتونم در شرکت مفیدتر باشم، به درخواست خودم به بخش پشتیبانی شرکت رفتم و اونجا با توجه به تجربیاتی که در حوزه گردشگری داشتم و گوش کردن به صحبت بچه های پشتیبانی به مدت یک هفته، تونستم تا زمان برگشتنم به شرایط عادی برای شرکت مفید باشم و تجربه خوبی در این زمینه نیز بدست بیاورم، مخصوصا برای من که همیشه از صحبت تلفنی با افراد فراری بودم. البته کار کردن در بخش پشتیبانی برای من که در حوزه تجربه کاربری (UX) فعالیت میکنم واقعا عالی بود. یجورایی تونستم دقیقا مشکلاتی که یک کاربر در مواجه با محصول بر میخوره درک کنم.جالبه که در طول دوره ای که در بخش پشتیبانی و مشاوره بودم تونستم مشتریان خوبی برای شرکت بیارم و این قضیه باعث تعجب بچه های پشتیبانی شده بود : )))یادتون باشه سعی کنید وقتی مجبور شدین کاری انجام بدین که، کار اصلیه شما نیست اون کار و دوست داشته باشید و لذت ببرید و از اون بتونین تجربه های خوبی کسب کنین.5- قوی باشید!در طول هر مشکلی، دچار اضظراب، افسردگی، عصبانیت و حالت های عاطفی دیگر خواهیم شد.طبیعی است، خجالت نکشید یا شرمنده نشوید. روش های مختلفی وجود داره تا آدم باهاشون این دوره رو بگذرونه. مثل ورزش، تماشای فیلم، دورهمی با دوستان و خانواده و یا هرچیزی که باعث بشه احساس خوشبختی کنیم.مهمتر از همه... بخند! برای خندیدن هرکاری انجام دهید. برای اینکه این بهترین دارو هست و مقدار زیادی از اون رو نیاز داریم!همچنین راه هایی برای مشاوره رایگان وجود دارد، مثل مراکز مشاوره رایگان. آنها با صحبت کردن با ما می توانند کمک کنند تا این شرایط را آسانتر پشت سر بگذاریم.در یک مقطع شروع به رفتن پیش یک مشاور کردم و واقعا بهم کمک کرد. مهمترین سوالی که از من پرسیده شد این بود که آیا رویاهای مکرر دارم؟ و من یک رویا داشتم که خیلی وقتا می‌دیدمش. من معمولا می‌دیدم که به خانه می‌روم و از گربه خود مراقبت میکنم و بهش غذا میدم.این حسی بود که من در زمان بیداری نداشتم. و در واقع گربه من سال ها پیش مرده بود.مشاور به من لبخندی زد و گفت: &quot; شما خودتون گربه هستید و باید به فکر سلامتیه خودت باشی&quot;بعد از اون جلسه های مشاوره من هرگز دیگر آن رویا را در خواب ندیدم، من یک گربه جدید خریدم و دیگر برایم اهمیتی نداشت که اوضاع چقدر بد است. باید سلامت عقلم را حفظ کنم. این اساس وجود انسان است.در نتیجههمیشه راهی برای بلند شدن دوباره از زیر بار تمام مشکلات زندگی وجود دارد و داشتن شبکه ای از دوستان مختلف کمک بزرگی در این راستا خواهد کرد. همانطور که گفتیم شبکه های دوستی و خانواده شما بهترین راه عبور از مشکلات است.خوشبختانه، من علاقه ی زیادی به شغل و همکارانم داشتم، بنابراین تعداد زیادی از افراد بودند که وقتی درخواست کمک داشتم پا پیش گذاشتن. البته برخی چنین نکردند، اما اینگونه می فهمید که دوستان واقعی چه کسانی هستند. بعضی اوقات ارزش آن بیش از هر چیزی است که می توانند به شما بدهند.من درحالی این مقاله را می‌نویسم که کرونا گرفته ام و بیشتر از یک هفته است که در خانه ام. موتور ماشین من دچار مشکل شده و 4500دلار هزینه تعمیر آن است. من متوجه میشوم اما این به معنای پایان دنیا نیست و زندگی همچنان ادامه دارد.نوشته شده توسط SPEIDER SCHNEIDERSpeider Schneider عضو سابق The Usual Gang of Idiots در مجله MAD است و محصولاتی را برای دیزنی / پیکسار، برادران وارنر، هارلی دیویدسون، ESPN، ماتل، دیجیتال و مارکسیک مارول، نتورک کارتون و نیکلودئون از دیگر شرکتهای برجسته طراحی کرده است. اسپایدر عضو سابق هیئت مدیره انجمن صنفی هنرمندان گرافیک، رئیس کمیته تمرینهای حرفه ای GAG و عضو سابق هیئت مدیره انجمن تصویرگران است. او را در توییتر@speider دنبال کنید</description>
                <category>احسان سبحانی</category>
                <author>احسان سبحانی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Mar 2020 12:18:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>