<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسن معینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ehsas</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-11 09:23:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>حسن معینی</title>
            <link>https://virgool.io/@ehsas</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیستم لیمبیک</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A8%DB%8C%DA%A9-ewdhebla4eu0</link>
                <description>سیستم لیمبیک، در بخش میانی یا قدامی مغز انسان قرار گرفته و در انجام بسیاری از فعالیت های مغزی، نقش بسزایی ایفا می کند. به بیان دیگر، سیستم لیمبیک، خواستگاه فعالیت مغزی مانند شکل گرفتن خاطره ها، یادگیری، حافظه و از عوامل مهم زندگی احساسی انسان به شمار می رود.در پرتو وجود دستگاه لیمبیک، علت برخی از بیماری های ناشی از فشار روانی مانند فشار خون و همینطور چرایی لذت بخش بودن کارهایی همانند غذا خوردن، تفسیر و توجیه می گردد. به طور کلی، مغز در زمره ساختارهای خارق العاده و شگفت آور بدن انسان قرار دارد. بر همین اساس، بخش اعظمی از تحقیقات، بر روی این قسمت از بدن انسان معطوف شده است. ناگفته نماند که اگرچه تحقیقات و فعالیت های علمی زیادی حول محور مغز انسان انجام شده است، اما همچنان بسیاری از کارکردهای مغز برای محققان پوشیده و مستتر می باشد.آنچه که امروز مسلم می باشد این است که در ساختار مغز انسان، سیستم های متنوعی مشغول به فعالیت بوده که مسلماً نقش هر کدام را در کارکرد و عملکرد اندام های بدن نمیتوان نادیده انگاشت. در این راستا، سیستم لیمبیک، از سیستم های مهم و حائز اهمیت مغز محسوب می شود. نخستین بار پاول بروکا، از مفهوم دستگاه لیمبیک سخن به میان آورد. با این حال مفهوم سیستم لیمبیک که در حال حاضر مبنای بسیاری از تحقیقات علمی قرار می گیرد، مرهون تلاش های فیزیولوژیستی برجسته با نام مک لین می باشد. در این زمینه باید خاطر نشان نمود که از دستگاه لیمبیک به عنوان محل استقرار احساسات و شکل گیری حافظه نام برده می شود.اجزای اصلی تشکیل دهنده سیستم لیمبیکسیستم لیمبیک متشکل شده از ساختارها و اجزای مختلفی می باشد که همه این اجزا کاملاً در تعامل و ارتباط با یکدیگر هستند. بر این اساس، هیپوکامپ، یکی از اجزای مهم در این سیستم به شمار می رود. هیپوکامپ دارای یک ساختار منحنی شکل و کوچک در مغز بوده که در دستگاه لیمبیک، نقش برجسته و پر رنگی ایفا می کند. این قسمت از مغز ضمن مرتبط بودن با احساسات و فرآیندهای یادگیری، در شکل گیری خاطرات جدید نیز نقش تعیین کننده و مهمی بر عهده دارد. به همین جهت، نقش هیپوکامپ را می توان در شکل گیری، ذخیره سازی و سازمان دهی خاطرات جدید، خلاصه نمود.از دیگر اجزای تاثیر گذار در سیستم لیمبیک، غده هیپوتالاموس می باشد. هیپوتالاموس در برقراری ارتباط میان سیستم غدد درون ریز و دستگاه عصبی، نقش بسزایی دارد. همچنین فعالیت های مرتبط با سیستم عصبی خودکار و انجام فرآیندهای متابولیکی، از دیگر وظایف مهم غده هیپوتالاموس محسوب می شود. ناگفته نماند که هیپوتالاموس با تولید هورمون هایی بر روی تحریک یا مهار دیگر هورمون های بدن تاثیر می گذارد.ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که وظیفه کنترل خلق و خو، احساسات پیچیده، فعالیت های خلاقانه، لذت بردن، آرامش و احساس گرسنگی، بر عهده غده هیپوتالاموس قرار دارد. از دیگر اجزای مهم در ساختار سیستم لیمبیک می توان به آمیگدال، اشاره کرد. در این زمینه باید عنوان نمود که برقراری ارتباط دستگاه لیمبیک با جهان اطراف، از طریق آمیگدال صورت می گیرد. نیاز به بقا و ایجاد فرآیند هیجانات، در پرتو وجود آمیگدال انجام می پذیرد.قشر لیمبیک و فورنیکس، از دیگر ساختارهای سیستم لیمبیک به شمار می آیند. اتصال هیپوکامپ به مناطق دیگر مغز، به وسیله فورنیکس انجام می شود. شایان ذکر است که قشر لیمبیک و فورنیکس، وظیفه تبادل و ارسال اطلاعات به سایر بخش های مغز را عهده دار می باشند.عملکردها و کارکردهای مهم سیستم لیمبیکیکی از عملکردهای مهم سیستم لیمبیک، کپی کردن و تعمیم دادن می باشد. بر این اساس، هنگامی که فرد، کاری را با موفقیت به پایان می رساند، این بخش از مغز به فرد تعمیم می دهد که کارهای بعدی را نیز قادر خواهد بود با موفقیت به اتمام رساند. نمونه دیگر این مسئله، رفتن به کشور دیگر و برخورد سرد و خشک مردم آنجا با فرد می باشد. در این حالت این سیستم گوشزد می کند که مردم این کشور، مردمانی بی عاطفه و سردی هستند. به طور کلی، سیستم لیمبیک، تنظیم محرک های انگیزشی و رفتارهای هیجانی را بر عهده دارد. بر همین اساس، هیجاناتی مانند ترس، خشم و لذت، در پرتو وجود این سیستم کنترل و مدیریت می شوند.از سوی دیگر، بسیاری از ساختارهای موجود در لیمبیک، در ذخیره سازی اطلاعات و فرآیند حافظه، تاثیر مستقیم از خود برجای می گذارند. شایان ذکر است که از دستگاه لیمبیک به عنوان مرکز و کانون واکنش های مغزی و احساسات نام برده می شود. همچنین قسمت هایی از سیستم لیمبیک که مرتبط با پردازش و اطلاعات ورودی می باشند، نواحی هیپوکامپ و آمیگدال را در بر می گیرد.از سوی دیگر، نواحی مربوط به اطلاعات خروجی، غده هیپوتالاموس را شامل می شود. در این زمینه باید خاطر نشان نمود که تنظیم عواطف و مدیریت هیجانات، کارکرد اصلی و مهم سیستم لیمبیک به شمار می رود. ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که با آسیب و صدمه خوردن دستگاه لیمبیک، بیماری ها و مشکلات روانی نظیر افسردگی، در وجود فرد بروز پیدا می کند.منبع: مرکز مشاوره رهیاب</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2019 11:20:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان آفرودیت</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-hyddvsn9vvdj</link>
                <description>بر اساس کهن الگوهای شخصیت شناسی پرفسور گوستاو یونگ، از جمله تیپ های شخصیتی زنان جذاب، زنان آفرودیت به شمار می روند. گوستاو یونگ که در عرصه روانشناسی، پدر روانشناسی نوین لقب گرفته است، اعتقاد دارد هر دسته از زنان از هر شخصیت جذاب تاثیراتی را پذیرفته اند. الگوهای گوستاو یونگ، شامل نظریه های اثبات شده ای می باشد که از طریق آنها می توان نتیجه گرفت که شخصیت فرد از چه الگویی تبعیت می کند. مطالعات یونگ بر روی قسمت ناخودآگاه ذهن معطوف شده بود که در دو بخش ناخودآگاه جمعی و ناخودآگاه فردی مورد بررسی قرار می گیرد. او در ادامه تحقیقات خود و به منظور واضح شدن ابعاد شخصیت انسانها، به ارائه کهن الگوی شخصیت مبادرت می ورزد.یونگ در بررسی های خود دریافت که رخدادهای زندگی و شخصیتی انسان علاوه بر عمومی بودن، در عین حال تکراری نیز می باشد. بر همین اساس، نتیجه گرفت که وجود افسانه های تاریخی در تاریخ و فرهنگ کشورهای مختلف، تجربیات گوناگون مردم خود را از طریق شیوه های نمادین به آیندگان منتقل می کنند. بر این اساس، یونگ الگوی زنان آفرودیت را با توجه به اساطیر یونانی و شرح حال آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. بنابراین آفرودیت ها از دیدگاه یونگ، زنانی زیبا و علاقمند به زیبایی، دوستدار طبیعت، بسیار عاشق پیشه، خلاق، دارای هنر و زیبای و عشق فراوان می باشند. همچنین در لحظه زندگی کردن، از دیگر صفات برازنده این گروه از زنان به شمار می آید.ماهیت زنان آفرودیتزنان آفرودیت، علاوه بر انرژی بالا از جمال و زیبایی درونی وصف ناپذیری برخوردار می باشند. در پرتو آفرودیت جذابیت و زیبایی های زن به بهترین نحو متبلور می شود. این ویژگی از درون یک زن نشآت می گیرد و سپس بروز پیدا می کند. آفرودیت ها علاوه بر زیبایی جسمانی و ظاهری، از بعد روحی نیز از جذابیت های درونی بسیار فراوانی بهره می برند. در اساطیر یونانی، آفرودیت همواره حضور ملموس و مشهودی دارد.در پرتو حضور او، همه انسان ها جذبش شده و از زندگی تازه و جدیدی برخوردار می شوند. بر این اساس، آفرودیت نماد و مظهر بارز عشق تلقی می گردد. با این تفاسیر آفرودیت ها، علاوه بر جذابیت، تاثیر گذاری بسیار زیادی بر روی دیگران می گذارند. این دسته از افراد اگر در محیطی حضور یابند بسیار مورد توجه واقع می شوند و عده زیادی به سمت آنها جذب می گردند. زنان آفرودیت در جذابیت و زنانگی بی مثل و مانند می باشند.اصول و قواعد زنان آفرودیتزنان آفرودیت، در هر شرایط و وضعیتی به قواعد مختص به خود پایبند و متعهد می باشند. آنها از معیار و چارچوب خاصی تبعیت نمی کنند و متناسب با خواسته و میل خود، اوقاتشان را همانگونه که دوست دارند سپری می کنند. این دسته زنان هیچگونه وابستگی مکانی و اخلاقی در وجود خود ندارند. همچنین آفرودیت ها به هیچ فردی نیز وابسته نمی شوند. در صورتی که این افراد احساس کنند در وضعیتی قرار گرفته اند که امکان وابستگی آنها وجود دارد، بلافاصله و بدون فوت وقت به رفتن از موقعیت پیش آمده اقدام می نمایند.زنان آفرودیت در هنر و موضوعات مرتبط با آن از توانایی ها و قابلیت های چشمگیری برخوردار می باشند. به عبارت دیگر، هنر جزئی از وجود این افراد به شمار می رود. زندگی این گروه از زنان با هنرهایی نظیر موسیقی، طراحی، دکوراسیون و نقاشی عجین شده است. بر این اساس، در مکان های که هیچ هنری در آنها دیده نشود، آفرودیت ها یک لحظه هم تاب ماندن ندارند. ذکر این نکته ضروری می باشد که پوشیدن لباس های آن چنانی، انجام عمل های جراحی زیبایی و آرایش کردن زنان، اگرچه به نوعی مصداقی از آفرودیت محسوب می شود، اما این اعمال تنها سبب جذابیت و زیبایی ظاهر زن ها شده و بر روی سیرت درونی آنها هیچ تاثیری از خود برجای نمی گذارد. بر همین اساس، نمی توان این افراد را در زمره گروه زنان آفرودیت قرار داد.ویژگی ها و خصوصیات برجسته شخصیتی زنان آفرودیتزنان آفرودیت از ویژگی های شخصیتی بسیار شاخصی بهره مند می باشند. در درون این گروه از زنان شوق و علاقه به زندگی نمود بارزی پیدا می کند. این مدل زنان از رنگ های شاد و سرزنده برای وسایل و پوشش های خود استفاده به عمل می آورند. این افراد بسیار خوش مشرب بوده و همواره در کانون توجهات قرار دارند. افراد از مصاحبت و همنشینی با آفرودیت ها هیچگاه خسته و دلزده نمی شوند.این اشخاص همواره لب به تحسین خود می گشایند و کوچک ترین عیب و ایرادی را در وجود خود نمی بینند. همچنین شادابی و نشاط قابل توجهی در وجود این افراد موج می زند. زنان آفرودیت بسیار اهل ذوق و هنر و خلاق می باشند. خودنمایی، یکی از ویژگی های بارز آنها به شمار می رود.مقایسه زنان آفرودیت و زنان دارای اختلال شخصیت نمایشیاز آنجایی که یکی از خصوصیات رفتاری زنان آفرودیت، خودنمایی می باشد، ممکن است برای بسیاری این تصور شکل گیرد که آفرودیت ها در زمره زنان اختلال شخصیت نمایشی قرار دارند. اما در واقعیت مسئله اصلا این گونه نیست. آفرودیت ها علاوه بر دوست داشتن خود و زیبایی های وجود خود، به علت جذابیت بالا افراد زیادی را به سوی خود جلب می کنند.در اختلال نمایشی، زنان، تنها جذابیت و خواستنی بودن را در معرض نمایش قرار می دهند و علاقه ای به ایجاد تعاملات اجتماعی ندارند. زنان نمایشی همواره در جهت سرکوب احساسات خود بر می آیند و از لحظه های خود احساس شادی و لذت نمی کنند. در مقابل زنان آفرودیت علاوه بر شادابی و نشاط بالا، از نظر الگوی شخصیتی نیز در نوع خود همتا ندارند.منبع: مرکز مشاوره فکر بکر</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2019 14:47:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت آشنایی با اصول روانشناسی لاغری</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1%DB%8C-o949btrcqerv</link>
                <description>روانشناسی لاغری برای رسیدن به ساحل امن و آرام تناسب اندام بیش از پیش ضرورت و اهمیت پیدا کرده است. امروزه به لطف روز افزون علم و فناوری، شیوه ها و اصول متنوعی برای کاهش وزن و برخورداری از اندام مورد دلخواه و ایده آل وجود دارد، اما در این میان کمتر کسی به اثر گذاری رفتارها و افکار بر روی لاغری توجه و آگاهی نشان می دهد. بسیاری از افراد عزم خود را جزم می کنند که با کمک رژیم غذایی و ورزش، به مرزهای عینی لاغری و تناسب اندام دسترسی پیدا کنند، اما با این وجود به نتیجه مطلوب خود حتی در حد یک قدم هم نزدیک نمی شوند.در این شرایط روانشناسی لاغری بیش از پیش ضرورت می یابد. بدون تردید، هنگامی که فردی در اندیشه کاهش وزن و لاغری به سر می برد، در اولین گام ضمن پرهیز از غذاهای ناسالم، سبک تغذیه خود را بهبود می بخشد. چرا که غذاهای ناسالم، اصلی ترین عامل ایجاد چربی های اضافه در بدن می باشد. در تب و تاب لاغری، عده ای بسیاری از این موضوع غافل می شوند که چاقی و اضافه وزن با شرایط روحی و روانی فرد رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد. بر این اساس، برای رسیدن به تناسب اندام، آشنایی افراد با روانشناسی لاغری و شناخت ویژگی های هیجانی و روانی خود کمک شایانی می کند.اهمیت آشنایی با روانشناسی لاغریبا کمک روانشناسی لاغری، به خوبی می توان عوامل و منشأ اضافه وزن و چاقی را پیدا نمود. افراد برای لاغری و کاهش وزن علاوه بر مراجعه به متخصصان مختلف، از رژیم های غذایی گوناگون استفاده می کنند. اما با این حال در بسیاری مواقع حتی با وجود رعایت رژیم های غذایی مختلف باز هم در روند کاهش وزن خود توفیقی حاصل نمی کنند. درست است که مراجعه به متخصصان علوم تغذیه کاری اصولی و پسندیده می باشد اما در ابتدا آگاهی از وضعیت روحی و روانی خود در این زمینه تاثیر بسزایی از خود برجای می گذارد. بر این اساس، وارد شدن از در روانشناسی لاغری می تواند آنها را به سر منزل مقصود خود برای برخورداری از تناسب اندام و لاغری یاری برساند.بخش عمده ای از مشکلات و معضلات همانند چاقی و اضافه وزن از ذهن و روان انسان ناشی می شود. بسیاری از افراد در موقع برخورداری از احساس شادی به سمت غذا خوردن سوق پیدا می کنند. برخی دیگر به علت افسردگی یا سایر مشکلات روحی، از غذا خوردن به عنوان منبع آرامش خود استفاده می برند. عده دیگری نیز اعتیاد زیادی به غذا خوردن دارند. در این شرایط با آگاهی از اصول روانشناسی لاغری، ضمن تغییر سبک غذا خوردن، اصلاح باورهای غلط، کنترل احساسات و دسترسی به سبک زندگی سالم میسر می گردد.ارتباط روانشناسی لاغری با کاهش وزن و تناسب اندامیکی از مؤلفه های تاثیر گذار در باب روانشناسی لاغری، آگاهی از قدرت ذهن می باشد. قدرت ذهن در میزان موفقیت و پیشرفت افراد، نقش برجسته و پر رنگی را ایفا می نماید. بر همین اساس، در روند لاغری و کاهش وزن می تواند کمک کننده و راهگشا تلقی شود. به طور حتم، برای رسیدن به لاغری و تناسب اندام، تعادل برقرار نمودن در میزان انرژی دریافتی بدن بسیار تاثیر گذار و مؤثر می باشد. در این میان تنوع بسیار بالای خوراکی و تنقلات، بسیاری از افراد را به سمت استفاده از این محصولات سوق می دهد.از سوی دیگر، دیداری بودن مغز انسان سبب تمایل انسان به خوردن کامل این محصولات می شود. ادامه این روند علاوه بر ایجاد یک عادت ناسالم، پرخوری و اضافه وزن را نیز با خود به همراه دارد. بر همین اساس، در پرتو روانشناسی لاغری، شناسایی و ترک عادات نادرست اجرایی می شود. همچنین جایگزین کردن یک عادت خوب به جای عادت بد مانند خوردن یک میوه شیرین به جای استفاده از شکلات و شیرینی نیز اثر گذاری بسیاری دارد.استرس و روانشناسی لاغرییکی از عامل های مهم و حائز اهمیت در اضافه وزن و چاقی، استرس می باشد. به طور کلی، هنگامی که فرد دچار استرس می شود به علت ترشح انسولین، قند خون کاهش پیدا می کند. در نتیجه این امر در فرد احساس گرسنگی کاذب به وجود می آید. بسیاری از افراد در مواقع مواجه شدن با استرس، خوردن را به عنوان یک راه فرار انتخاب می کنند.در این وضعیت، روانشناسی لاغری به شناسایی و حذف یا کاهش عامل ایجاد کننده استرس می پردازد. استرس، ریشه و علت های مختلفی دارد که با شناسایی این عوامل می توان در مسیر رسیدن به لاغری و تناسب اندام گام برداشت. آگاهی از اصول روانشناسی لاغری می تواند عصای دست افراد در این شرایط ویژه و خاص باشد. همچنین برای کاهش استرس انجام فعالیت هایی مانند پیاده روی، مراقبه و مدیتیشن می تواند گام مؤثری در این زمینه به شمار آید.افسردگی و روانشناسی لاغریافسردگی با چاقی و اضافه وزن ارتباط تنگاتنگی دارد. به بیان دیگر، افسردگی و چاقی به نوعی تقویت کننده یکدیگر هستند. اگرچه افسردگی در مقوله بیماری های روانشناختی قرار می گیرد اما بر روی فعالیت های بدن نیز تاثیر گذار است. این بیماری با افزایش سیتوکین های التهابی و کورتیزول، سبب شکل گیری چربی های شکمی می گردد. استفاده از اصول روانشناسی لاغری در این زمینه از اثر گذاری بالایی برخوردار می باشد. گردش در طبیعت، روابط و تعاملات اجتماعی، انجام فعالیت های مناسب، مصرف غذاهای سالم و برخورداری از سبک زندگی خوب، از راهکارهای کاربردی روانشناسی لاغری به شمار می رود.مؤلفه های تاثیر گذار در روانشناسی لاغریهمانطور که اشاره شد، با استفاده از اصول روانشناسی لاغری می توان علت ها و ریشه های چاقی و افزایش وزن را از بعد روانی و ذهنی مورد شناسایی و بررسی قرار داد. یکی از مؤلفه های حائز اهمیت در این زمینه سبک زندگی افراد محسوب می شود. داشتن سبک زندگی سالم سبب روی آوردن فرد به سمت مصرف غذاهای خوب و مناسب می شود. کنترل احساسات و هیجانات نیز از دیگر عوامل تاثیر گذار و مؤثر قلمداد می شود. ایجاد انگیزه، داشتن خواب کافی، پرهیز از عادت های ناسالم و شناخت مناسب روح و روان، از دیگر مؤلفه های مؤثر روانشناسی لاغری به شمار می رود.منبع: فکر بکر</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2019 11:54:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درون گرایی، برون گرایی و شخصیت قربانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-uhixep2obdxs</link>
                <description> درون گرایی و برون گرایی می تواند پر رنگ و کم رنگ باشد؛ بطور مثال یک درون گرای کم رنگ با یک برونگرای کم رنگ می توانند با هم کنار بیایند و ازدواج انها اشکالی ندارد. از نظر دکتر روانشناس و پژوهشگران مرکز مشاوره، درون گراها بیمار و افسرده نیستند، بلکه فقط درون گرا هستند. ممکن است کسی 70 درصد درون گرا باشد و 30 درصد برون گرا؛ این فرد درون گرا نامیده می شود اما الزاما درون گرای 100 درصد نیست.پژوهشگران مرکز مشاوره مکث معتقدند، درون گرا و برون گرا بودن کاملا قابل تغییر است؛ یعنی یک درون گرا می تواند روی خودش کار کند که برون گرا شود یا بالعکس.مکان کنترل درونی و مکان کنترل بیرونیاز نظر دکتر روانشناس، کسی که مکان کنترل درونی دارد، علت ناکامی ها و نرسیدن به خواسته ها و عدم موفقیت ها را بیشتر در درون خود می بیند. افکار، رفتار، نوع نگاه و تحلیل خودش را جستجو میکند؛ می گوید من درست عمل نکردم که اینگونه شد. کسی که مکان کنترل درونی دارد اشتباهات خودش را می پذیرد و حاضر است به خاطر خطایش، از دیگران عذر خواهی کند. البته اینگونه هم نیست که تمام کسانی که مکان کنترل درونی دارند در هر اتفاقی تنها خود را محکوم کنند؛ چنین فردی بیمار است. منظور این است که اگر واقعا مقصر است، تقصیر را به گردن گیرد.زندگی در کنار کسانی که مکان کنترل درونی دارند، خیلی شیرین است؛ چون در زندگی مشترک، هر وقت اشتباه می کند، آن را به زبان آورده و همسر خویش را محکوم نمی کند. کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، دیگران را در اشتباهات خود مقصر می دانند؛ وقایع و اتفاقات و شانس را در اشتباه خود دخیل می دانند. چیزی به نام شانس وجود ندارد. انسانهای موفق انتخاب می کنند که برنده باشند و انسانهای ناوفق انتخاب می کنند که بازنده باشند.اینگونه افراد نه تنها مسئولیت اشتباه خود را نمی پذیرند، بلکه به دنبال مقصر می گردند که اشتباه خود را به گردن او بیندازند و به دنبال تعیین درصد تقصیر آن فرد هستند. زندگی در کنار کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند بسیار تلخ است. ازدواج با کسی که مکان کنترل بیرونی دارد را به هیچ وجه توصیه نمیکنیم.شخصیت قربانیدکتر روانشناس و پژوهشگران مرکز مشاوره شریعتی، معتقدند شخصیت قربانی فکر می کند که همه راه ها به روی او بسته شده است. فکر می کند هیچ امیدی برای نجات ندارد و زندگی تمام شده است. تمام دنیا در مقابل او صف کشیده اند تا وی را زمین زنند و هیچ کس نمی خواهد او خوشبخت باشد.کسی که شخصیت قربانی دارد، فکر می کند همه انسانها عامل بدبختی او هستند؛ در کلامش نفرت از آدمها به وضوح دیده می شود. چنین کسی دوست دارد، اگر بدگویی کسی را می کند طرف مقابل هم بدگویی آن فرد را انجام دهد. کسانی که شخصیت قربانی دارند، از رنج کشیدن لذت میبرند؛ حاضر به شنیدن توصیه های شما هستند ولی دست آخر کار خود را انجام میدهد. ازدواج با شخص قربانی به هیچ عنوان توصیه نمی شود.منبع: مرکز مشاوره مکث</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jul 2019 21:15:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیفیت تصویر ذهنی از شکل بدن تان چقدر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fncbodlvmscd</link>
                <description> آدمی در طول زندگی تصویری از بدن خود را شکل می دهد که عوامل مختلف زیستی، محيطی و روانشناختی در شکل گيری آن نقش دارند. تصویر ذهنی از شکل بدن ، ادراک فرد از اندازه و تناسب بدن اوست که با تفکر، احساس و دیدگاه سایر افراد نسبت به بدن او همراه می شود. حتما شما نیز احساساتی نسبت به شکل بدن خود داشته اید و خواندن مطلب زیر می تواند برایتان جالب باشد. تصویر ذهنی از شکل بدن عموما به عنوان تصویری از تن ماست که در ذهن شکل می گیرد و شامل ویژگی های ادراکی، نگرشی و رفتاری است.آنطور که روانشناسان می گویند تصویر بدنی هر فرد از احساس رضایت بدنی، عزت نفس و باورهای او درباره ظاهرش تشکیل می شود. ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است، زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران برای تعاملات اجتماعی با فرد از آن استفاده می کنند. بنابراین چنین عاملی نقش اساسی در تعیین باورها و رفتارها درباره بدن فرد، بازی می کند.یکی از زمینه های ارتباطی افراد با یکدیگر و احساسی که نسبت به خود دارند از ترکیب بدن و آمادگی جسمانی شان سرچشمه می گیرد. بدیهی است که اگر فرد ادراک خوبی از بدن خود نداشته باشد، در نتیجه در ارتباط با دیگران دچار سرخوردگی می شوند.دغدغه تصویر بدنی میان زنان و مردانزنان و مردان هر دو بر تصویر بدنی تاکید دارند، اما این امر در بین زنان جایگاه ویژه ای دارد. همانطور که می دانیم استانداردهای اجتماعی کنونی برای زیبایی زنان به صورت افراطی بر تمایل به لاغری تاکید می کنند.مطالعات زیادی نارضایتی قابل توجهی را از بدن و شکل بدن در میان زنان نشان داده است. زنان به سادگی در معرض عوامل پریشان ساز بدنی قرار می گیرد. زنانی که از بدن خود ناراضی هستند امکان دارد لباس هایی بپوشند که قسمت های ناخوشایند را پوشانده یا بر قسمت خاصی تاکید کنند و یا ساعت ها به آرایش و پیرایش خود بپردازند و گاه تن به اعمال سخت جراحی بزنند.آثار تصویر ذهنی نامطلوب از شکل بدن در افرادبر اساس مطالعات انجام شده تصویر بدنی منفی می تواند پیامدهای نامطلوب روان شناختی، مانند خوردن بیمارگونه، افسردگی، اضطراب اجتماعی، عملکرد جنسی ضعیف و عزت نفس پایین را به همراه داشته باشد. داشتن یک تصویر منفی می تواند قویا با اعتمادبنفس پایین، با بیماری های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و اختلالات خوردن مثل بی اشتهایی یا بدخوری عصبی مرتبط باشد.انجام تمرینات ورزشی زیاده از حد به طور وسواسی و با خستگی فراوان، رژیم های غذایی متفاوت، بی میلی به جوشیدن با دیگران و مشکلات ارتباطی و حتی مسایل مادی، همه و همه می توانند با خود تصویر ضعیف بدنی در ارتباط باشند.افرادی که در سطوح وسیع تر این اختلال قرار دارند و مبتلا به اختلال بدشکلی بدن هستند، در مورد چند جنبه از ظاهر خود بیش از حد ابراز نگرانی می کنند و باور دارند که جذاب نیستند. در صورتی که این عیوب آنها در واقعیت یا خیلی کم هستند یا اصلا وجود ندارند.آنها به شدت گرفتار عیبی تخیلی می شوند که می تواند اثر مخربی بر زندگی روزمره آنها داشته باشد. در بعضی موارد افراد همه ی ارتباطات اجتماعی خود را کنار می گذارند و به هیچ وجه از خانه خارج نمی شوند. این حالت در هر 200 نفر یک نفر بروز می کند و اغلب در سال های نوجوانی فرد را درگیر می کند.گفتگوی خصوصی با خودهر کس در خلوت ذهنش با خود صحبت می کند که به این عمل گفت و گوی درونی یا مکالمه ذهنی می گویند. گفت و گوی درونی فرد از افکاری که ادراک ها و تفسیرهای او را از رویدادهای واقعی یا بالقوه زندگی اش منعکس می کند، تشکیل شده است. این گفت و گوی درونیِ غیرارادی، خودگویی هایی را در پی خواهد داشت. خودگویی ها شامل افکار، استباط ها یا نتایجی درباره خود است. در گفت و گوی فرد با بدن خود یکسری افکار هیجانی ایجاد می شوند و نهایتا نتیجه گیری هایی در فکر ایجاد می شوند که به دنبال آن تصمیم می گیرد چگونه ظاهر خود را نشان دهد. اگر گفت و گوی خصوصی نسبت به بدن دارای خطا باشد تصویر بدن را خراب می کند و نتایج و تاثیرات ناخوشایندی بر زندگی فرد خواهد گذاشت.نقش عوامل شخصیتی در تصویر بدناز ویژگی های شخصیتی موثر بر تصویر ذهنی از شکل بدن می توان به کمال گرایی اشاره کرد. افراد کمال گرا کسانی هستند که ارزش نهادن به خود را در حد عالی در نظر می گیرند و خصوصیات جسمی ایده آل برای خود دارند. این افراد همیشه یک تصویر بدن آرزویی در دهن خود می پرورانند و عدم دست یابی به آن مشکلات بسیاری برای آنها فراهم می آورد که موجب بروز مشکلات روانی بسیار در آنها شده و لزوم درمان در آنها بسیار پررنگ است.تجارب بین فردی و تغییر تصویر بدن در ذهن افرادجامعه نسبت به رسانه های جمعی و فرهنگ تاثیر بیشتری به تصویر بدن دارد. این اجتماع می تواند شامل اعضای خانواده، دوستان، گروه همسالان و حتی افراد غریبه باشد که بین آنها مسایلی چون انتظارات، عقاید و ارتباطات زبانی و غیرزبانی منتقل می شود. گروه همسالان، خواهر برادرهای بزرگتر نیز از افرادی هستند که نوجوان او را به عنوان الگو برای خود در نظر می گیرند. نقش والدین و اظهارنظرشان در ایجاد و ارزش گذاری ظاهر بدنی نیز موثر است. به این صورت که اگر فرزندان بخواهند خود را با دیگران مقایسه کنند، والدین می توانند برای آنها استانداردهایی معین کنند و راهنمای آنان باشند.نقش همسران نیز در این مساله بسیار پررنگ است. بطور مثال زنانی که همسرنشان نسبت به بدن آنها حساس ترند، خودشان نیز نسبت به این مساله حساس می شوند. نگرش منفی مردان نسبت به اندام و حرکات همسران شان باعث می شود که زنان احساس بدی نسبت به خود پیدا کنند و عیوبی را که مرد در نظر گرفته است را در ذهن خود بپرورانند و در تفسیرهای خود فکر کنند که ویژگی های لازم زنانگی را ندارند. چنین باوری به مرور می تواند احساس عدم رضایت از خود در زنان را به وجود بیاورد و زمینه های اختلافات زناشویی را فراهم کند.توانایی یک انسان در لذت بردن از زندگی، روابط سالم و خلق بسیاری از فرصت های طلایی می تواند مستقیما از تصویر بدنی تاثیر بپذیرد. احساس مثبت شما درباره بدنتان نگرش شما را به زندگی در جهت بهتری تغییر می دهد و کمک زیادی به نحوه واکنش شما در برابر دیگران خواهد کرد. این احساس همچنین قادر است به شما آزادی و جرات بدهد تا به چالش های جدیدی در زندگی خود روی آورید. بنابراین بی توجهی به وجود اختلالی که منجر به ایجاد انبوه احساسات ناخوشایند در شما شود، منطقی به نظر نمی رسد و از میان بردن و درمان آن باید در راس امور زندگی شما قرار گیرد. یک مشاور خوب و امین می تواند شنونده و یاری گر شما در بهبود مسایل مختلف زندگی تان شود.منبع: فکر بکر</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2019 15:07:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودشیفتگی آشکار و پنهان را بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-vwvygxyqtqqg</link>
                <description> خودشیفتگی به احساس بزرگ منشی، خوددوستی، نمایشگری و عدم همدلی برای دیگران اشاره دارد و یکی از ناهنجاری های برجسته در ویژگی های شخصیتی انسان هاست که درمان آن بسیار دشوار است. به گفته روانشناسان، افراد خودشیفته احساس برتری وافری نسبت به سایرین دارند و این خودپنداره غیرواقع بینانه، آنها را در زندگی روزانه شان هدایت می کند. آنها دائما به دنبال فضایی هستند تا این عقیده بزرگ بینانه را منعکس نمایند. در ادامه با دنیای درونی این افراد بیشتر آشنا خواهیم شد.ویژگی های مشخص افراد خودشیفتهخودشیفته ها به شدت بر بازخورد مثبت دیگران متکی هستند و قادر به تحمل شرایطی که خودبزرگ بینی آنها را تهدید می کند، نمی باشند. این افراد خودشان را نسبت به ارزیابی های دوستانشان بسیار مثبت تر ارزیابی کرده و تمایل دارند موفقیت ها را به عوامل درونی و شکست ها را به عوامل بیرونی نسبت دهند.اگر همه چیز در زندگی افراد دارای این اختلال شخصیتی خوب پیش رود، احساس اعتبار می کنند. چنانچه اوضاع بر وفق مراد نباشد، تقصیر را به گردن عوامل بیرونی خارج از کنترل شان می اندازند. این مساله به نیاز مفرط آنها به ارتقا خود و حفظ دیدگاه بسیار مثبت از خودشان مرتبط است.افراد دارای گرایش های خودشیفتگی فاقد خودکنترلی هستند و این فقدان به نیاز مفرط آنها برای ارتقا خود، نسبت داده می شود. آنها از نظر روانشناختی قادر به متوقف نمودن بلندپروازی هایشان نیستند و این مساله با عدم توانایی برای به تاخیر انداختن خشنودی مرتبط است.افراد دارای خودشیفتگی بالا، عموما برونگرا هستند. دیگران آنها را به عنوان افراد اجتماعی در نظر می گیرند که فارغ از اضطراب اجتماعی هستند. این افراد عموما دوستانی دارند که آنها را به منظور ارتقای خود از طریق تحسین، تسلط و رقابت حفظ می کنند. در روابط رومانتیک نیز خودشیفته ها به دنبال شریکی می گردند که آنها را سربلند کند و دائما به دنبال فردی هستند که این الگوی تقویت خود را حفظ نمایند. این افراد گاه مایلند نزدیکان خود را تحقیر کنند تا عزت نفس خودشان حفظ شود و اغلب «برونگرایان ناسازگار» نامیده می شوند.برای بسیاری از افراد خوشیفته، احساس مسئولیت و حرمت در قبال دیگران به درستی رشد نیافته است. این افراد قوانین و قواعد مرسومی را که برای حفظ نظم اجتماعی وضع شده اند، در مورد خود صادق نمی دانند. احساس فزون خواهی، آنها را به متمایز کردن خود از دیگر افراد عادی سوق می دهد.جلوه های آشکار و پنهان خودشیفتگیطبق تعاریف دقیق تر روانشناختی، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته را افرادی دارای انتظارهای بیش از حد و احساس متکبرانه ای از برتری و اهمیت، نیاز به تحسین دیگران، بهره کشی در روابط بین فردی، نداشتن همدلی، حسادت نسبت به دیگران و پناه بردن به خیالپردازی های بزرگ مآبانه توصیف می کنند. اما برخی دیگر از نظریه پردازان معتقدند خودشیفتگی پیچیده تر از آن است که با این دامنه صفات محدود، تعریف شود. هر چند تاکنون انواع دسته بندی ها برای خودشیفتگی مطرح شده است، دو نوع خودشیفتگی «آشکار یا بزرگ مآب» و «پنهان یا آسیب پذیر» بیشترین پذیرش را در میان متخصصان داشته اند.نظریات تخصصی در خصوص خودشیفتگی بزرگ مآب و آسیب پذیر می گویند: به رغم تفاوت های بارز در ظاهر هر دو نوع از افراد خودشیفته، هر دو دسته آنها در احساس شکننده ای که نسبت به خود دارند، مشترکند.به گفته متخصصان هر چند هر دو نوع افراد خودشیفته با حفظ عزت نفس درگیر هستند اما با این موضوع به شیوه های متفاوتی برخورد می کنند. خودشیفته های بزرگ مآب، عزت نفس خود را با تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران حفظ می کنند، در حالیکه به طور همزمان واکنش های نامطلوب را کنار می گذارند. اما خودشیفته های پنهان تلاش دارند از موقعیت های تهدیدآمیز اجتناب کنند.در واقع شخصیت خودشیفته پنهان مشخصه افرادی است که به طور آشکار، خجالتی، کمرو و میانه رو هستند. با این حال اما در زیر این تصویر آشکار، هسته شخصیتی آنها مشابه خودشیفته های آشکار است. خودشیفته های پنهان نیز به انتظارات و توقعات بزرگ مآبانه پناه می برند. به علاوه آنها خیالپردازی هایی در زمینه قدرت، شهرت و ثروت نامتناهی دارند. بر خلاف خودشیفته های آشکار که با موفقیت جنبه های نپذیرفتنی خودشان را سرکوب می کنند، جلوه پنهان خوشیفتگی، از تجربه آگاهانه احساس بی کفایتی و بزرگ منشی در درون آنها ناشی می شود.در حالیکه بزرگ مآبی در تجربه خودشیفتگی آشکار کاملا رایج است، احساس غالب در خودشیفتگی پنهان، احساس بی کفایتی است. خودشیفته های پنهان معمولا احساس بزرگ مآبی خود را فریب آمیز و خیالپردازی های بزرگ مآبانه شان را غیر قابل تحقق می پندارند و فعالیت های خودشیفته وار خود را در خیال انجام می دهند.خودشیفته های اطرافتان را شناسایی کنیدبنا بر آنچه گفته شد، افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته نگرشی اغراق آمیز نسبت به ارزش خود داشته و ارزیابی های مثبت بیشتری در رابطه با خود انجام می دهند. در واقع خودشیفتگی به مثابه سپری دفاعی در برابرشان عمل می کند و از آنها در برابر تهدیدهای بیرونی محافظت می نماید. همچنین بنا بر تحقیقات صورت گرفته رفتارهای افراد خودشیفته به قصد بازگرداندن احساس کفایت ایشان انجام می گیرد.از آنجا که افراد خودشیفته قادر به حفظ احساس کفایت درونی نیستند، دایما آن را از منابع بیرونی طلب می کنند. با این شرایط احساس ارزشمندی بسیار شکننده ای که در درون این افراد وجود دارد به آنها مجال پذیرش هیچگونه انتقادی نمی دهد. همین مساله تا حد زیادی بر روی روابط بین شخصی آنها تاثیر می گذارد و از محبوبیت آنها می کاهد.به عنوان یک سازمان، خانواده، مدیر مدرسه و یا هر مجموعه ای، چنانچه متوجه رفتارهای خودشیفته وار در اعضای خود شدید، لازم است برای حفظ سلامت روابط خود افراد دارای اختلال خودشیفتگی را جهت درمان به رواندرمانگران متبحر راهنمایی کنید. از آنها حمایت های لازم را برای پیشبرد هر چه بهتر درمان تا پایان دوره بهبود آنها صورت دهید.</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jun 2019 15:11:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 طرز فکر افراد موفق و شاد</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/7-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-gyvxenga0wc4</link>
                <description>برایان اسکودامور، در وبسایتش چنین می‌نویسد: «طرز فکرتو عوض کن، تا زندگیت عوض بشه!» به نظر ساده می‌رسد، اما ما همیشه به خودمان می‌گوییم که برای تغییر شغل خیلی دیر شده یا اینکه زمان کافی برای یادگیری چیز جدیدی ندارم. زندگی با این طرز فکر محدود کننده، باعث می‌شود پیشگویی ما راجع به خودمون تحقق پیدا کند: «نمیتونم»، پس نخواهی توانست! اگر ما به جای این فکر، «می‌توانم» و «موفق می‌شوم» را زندگی می‌کردیم، تصور کنید که به چه چیز‌هایی دست پیدا می‌کردیم. من معتقدم که افکار ما قدرت باورنکردنی در زندگی روزمره ما دارند و رفتار و حالات ما انعکاسی از تفکر ماست. در طول سالها، من ۷ طرز فکر ایجاد کردم که مطمئن باشم همیشه موفق و خوشحال هستم. طرز فکر افراد موفق و شاد، با تصور ممکن‌ها به جای تمرکز بر موانع شروع می‌شود. هرکسی می‌تواند طرز فکر خود را تغییر دهد و یادبگیرد که بپرسد «چرا که نه؟». اینجا ۷ طرز فکر افراد موفق و شاد فهرست شده است.۱. طرز فکرتو تغییر بده و شروع به رشد کنبیایید فرض کنیم که شما احساس می‌کنید در کارتان پیشرفتی ندارید. یک طرز فکر ثابت می‌گوید که اوضاع همین است که هست و هیچ وقت هم قرار نیست تغییر کند؛ فرقی هم ندارد که چه کاری انجام می‌دهید. طرز تفکر رشد می‌گوید که اگر سخت کار کنید، با بازخورد‌ها تطابق پیدا کنید و استراتژی‌های رشد فردی را به کار گیرید می‌توانید تغییر ایجاد کنید. اینکه چه کسانی در زندگی حرفه‌ای خود پیشرفت می‌کنند، به تفاوت در طرز فکر است؛ اینکه باور‌های محدود کننده دارند یا باور‌های قدرت دهنده. اگر باور دارید که رشد شما به وضعیت بی ثبات الان ربط دارد، احتمالا پیشرفت نخواهید کرد. اما اگر شروع کنید که توانایی هایتان را در رسیدن به عظمت باور کنید، متوجه خواهید شد که همه چیز در زندگیتان شما را به آن سو هدایت می‌کند. ۲. به فراوانی باور داشته باشید، نه به کمبودبعد از ۶ سال، یکی از کارمندان ارشد من استعفا داد، این پایان دنیا نبود...، اما او داشت می‌رفت تا کسب و کاری در رقابت با تجارت من شروع کند. در ابتدا، نابود شدم. بعد، می‌خواستم انتقام بگیرم. من تا حد ضرر زدن به شرکت خودم، پیش رفتم تا کسب و کار او را از بین ببرم.حالا می‌دانم که من گرفتار ذهنیت کمبود بودم. فکر می‌کردم تنها برای یکی از ما به اندازه کافی موفقیت وجود دارد. اما من یادگرفتم که این طرز تفکر، فرهنگ پارانویا را پرورش می‌دهد که در آن همه در ترس زندگی می‌کنند. اکنون شرکت ما با ذهنیت فراوانی در حال رشد است. ما معتقدیم که زمانی که ایده‌ها به اشتراک گذاشته شوند، همه، حتی رقبا سود می‌برند. با تشخیص اینکه موفقیت به اندازه کافی و برای همه وجود دارد، ما خودمان را از محدودیت‌ها آزاد کردیم. ۳. شکست را با آغوش باز بپذیریداولین دلیلی که کارآفرینان موفق نمی‌شوند این است که از شکست می‌ترسند، ترس می‌تواند آن‌ها را از شروع و اقدام به عمل دورنگه دارد. حقیقت این است که هیچ کس تا به حال به قله صعود نکرده است، بدون اینکه اولین قدم را بردارد. ما به فلسفه تمایل به شکست اعتقاد داریم، چون تنها راه رشد، اشتباه کردن است. ریسک ترسناک است، اما رکود ترسناک تر؛ و هرچه بیشتر باور به شکست داشته باشید بیشتر در معرض آن هستید. به خاطر داشته باشید که اگر در حال پیشرفت نیستید، بازهم در حال شکست خوردنید؛ بنابراین بهتر است که شانس خود را امتحان کنید. ۴. به جای اهداف کوتاه مدت، چشم انداز بلندمدت داشته باشیداگر نمی‌دانید رو به سوی کجا دارید، نمی‌توانید به مقصد برسید. قبل از اینکه شروع به تصمیم گیری برای استراتژی‌ها و اهداف کوتاه مدت کنید، ابتدا دیدگاهی بلند مدت درباره موفقیت تدوین کنید.من همیشه نسبت به هدفی که شرکت ما دنبال می‌کرد، نگران بودم. من یک کارآفرین شهودی هستم، بنابراین مهم نیست که با چشم بسته قدم بردارم، بلکه مسئله این است که من صعود به قله‌های بلند را می‌بینم و بعد برای رسیدن به آن تلاش می‌کنم. من چشم انداز خود را شبیه به یک نقاشی می‌بینم: یک تصویر شفاف از اینکه تا ۵ سال دیگر چگونه به نظر می‌رسد، چه حسی القا کرده و چگونه عمل می‌کند. این یک راه حفظ هماهنگی و انگیزه در تیم است.۵. از قانون شکنی نترسیددر کودکی من کمی هنجار شکن بودم. اما با وجود چیز‌هایی که والدین و معلم‌هایم به من می‌گفتند، عقب نشینی نکردم. من علاقه‌ی زیادی به مشکل درست کردن داشتم و این باعث شد که کارآفرین موفقی شوم. افرادی که از محدوده‌ی راحتی خود پافراتر نمی‌گذارند، به ندرت به رهبرانی موفق تبدیل می‌شوند. رهبران کسانی هستند که سریع حرکت می‌کنند، چیزها را می‌شکنند و دنیا را تغییر می‌دهند. موفقیت درباره استقامت، شجاعت و زیرکی است؛ بنابراین اگر می‌خواهید در شغل خود پیشرفت کنید، بهتر است خارج از این خطوط رنگی محدوده‌ی راحتی تان قدم بردارید. ۶. به درونتان گوش دهیدهمه ما گاهی دچار درگیری ذهنی می‌شویم و این اشکالی ندارد، اما اگر برای تصمیم گیری همیشه گزینه‌ی دوم را انتخاب می‌کنید، هرگز به چیزی نمی‌رسید. بیش از حد فکر کردن منجر به نشخوار و فرآیند مخرب و احتمالا نابودی زندگی تان می‌شود.بعد از ۲۸ سال کار، یاد گرفته ام که تصمیم گیری سریع و محکم، بسیار مهم است؛ و برای پیش رفتن باید از عدم قطعیت اجتناب کنید. دست از اینکه اجازه دهید ذهن مارمولکتان کنترل امور را به دست داشته باشد بشویید. در عوض، مسئولیت امور را به عهده بگیرید و از روی غریزه اقدام کنید. در اغلب موارد، الهامات درونی شما را به راه درست می‌برند.۷. اجازه دهید انرژی مثبت در همه چیز جریان یابداگر قرار است تنها یک چیز را تغییر دهید، آن باید طرز تفکرتان باشد. این موضوع از لحاظ علمی ثابت شده است که خوش بینان شادتر و موفق‌تر از افراد بدبین هستند (درصورتی که در رابطه با اهداف و نتایج واقع گرا باشند). من همیشه سعی می‌کنم اوضاع را خوشبینانه ببینم. اگر در برخی از جنبه‌های کار در حال نزول باشیم من آن را یک ورشکستگی نمی‌بینم. من می‌دانم که این تنها یک مانع موقتی است. بهترین قسمت این است که مثبت اندیشی، مثبت نگری می‌زاید! وقتی شما همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینید، این نگرش در همه‌ی زندگی شما جریان می‌یابد. حقیقت این است که موفقیت به خودی خود، شادی آفرین نیست، بلکه این تفکر مثبت و درست است که شما را خوشبخت می‌کند و کمک می‌کند تا به خودشکوفایی برسید.  </description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jun 2019 11:25:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شخصیت شناسی از روی فرم شانه ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ehsas/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%85-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-xfosxcq8cobq</link>
                <description>شخصیت انسان را از راه های مختلف می توان تشخیص داد که شکل شانه ها یکی از راه هاست.  شانه ها نقش بسیار مهمی را در تقویت ستون فقرات و اندام های دیگر ایفا می کند همچنین به این که چه مقدار شخص قوی یا سخت کوش است به شناخت این مورد کمک می کندشخصیت شناسی فرم های مختلف شانهافرادی که شانه های خمیده دارند:کمی درونگرا هستند و خیلی ارتباط های اجتماعی ندارد . این افراد بیشتر از ذهن خود استفاده می کنند تا از بدنشان ، آنها معمولاً در سنین 40 سالگی با سلامتی درچار چالش می شود و دوستان کمی هم دارند و بعضی از آنها اغلب دچار افسردگی و مشکلات روانشناسی می شود.افرادی که شانه های خمیده و گردن جلوی دارند :افرادی که چنین نشانه هایی دارند هنگام راه رفتن پاهای شان کشیده می شود که نشانه مهمی است. افرادی که شانه های رو به بالایی دارند :این افراد راست قدم می زند و ازدواج های به تأخیر افتاده دارند و در زندگی معمولا ناسازگار هستند.شخصیت افراد با شانه های عادی :این دسته افراد زندگی متعادلی دارند می دانند که چه زمانی و چطور احساسات خود را کنترل کنند و می دانند که چه مقدار سخت کوش باشند تا به موفقیت برسند ، موفقیت شان در سن 36 سالگی به دست می آید.شانه های راحت با ماهیچه های پیچ خورده :افرادی که این چنین هستند با مشکلات سلامتی مثل ستون فقرات ، قلب روبرو می شوند و این کمردرد در زندگی شخصی و شغلشان تأثیر می گذارد.شانه های به سمت بیرون کشیده شده :افرادی که این نوع نشانه را دارند احساساتی هستند و تصمیمات بدون فکری میگیرند و آنها عمیقا از زندگی شخصی و حرفه ای خودداری می کنند.</description>
                <category>حسن معینی</category>
                <author>حسن معینی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jun 2019 11:22:24 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>